فهرست مطالب

Veterinary Medicine - Volume:11 Issue: 1, 2017
  • Volume:11 Issue: 1, 2017
  • تاریخ انتشار: 1395/12/16
  • تعداد عناوین: 10
|
  • عوامل عفونی - بیماریها - جراحی
  • محمدرضا مخبردزفولی، زهره افتخاری*، معصومه حیدری سورشجانی، محمد مهدی دهقان، مسعود دوستی صفحات 1-8
    زمینه مطالعه
    پروتئینهای SP-A و SP-D، پروتئینهای هیدروفیلیک و جزئی از سورفاکتانت هستند که پاسخ التهابی را در ریه تنظیم میکنند. باکتری پاستورلا موالتیسیدا یکی از عوامل اصلی ایجاد کننده پنومونی یا تب حمل و نقل در گله های گاوان شیری میباشد.
    هدف
    ارزیابی محتوای سورفکتانتی به عنوان بیومارکری از وضعیت بیماری های مختلف ریوی و شرایط درمانی مورد ارزیابی قرار بگیرد.
    روش کار
    در مطالعه حاضر 10 راس گوساله نر هلشتاین 4 ماهه با وزن 5 ± 120 کیلوگرم در دو گروه انتخاب شد. با استفاده از باکتری پاستورلا موالتیسیدا (PMC66 Razi) جهت ایجاد پنومونی تجربی انتخاب شد. لاواژ برونکوآلوئولار تحت شرایط آرام بخشی انجام گردید. مایعات لاواژ شده سانتریوفوژ گردید و رسوب به دست آمده در 20- درجه سانتی گراد ذخیره شد.بررسی سیتولوژیکی و ارزیابی سورفکتانتی با روش الایزا ، کیت شیمیایی و HPLCانجام شد.
    نتایج
    تغییرات SP-Dو SP-A سرمی در اثر ایجاد پنومونی تجربی معنی دار بود علی رغم افزایش میزان پروتئین نوع A سورفکتانتی در گروه مبتلا به پنومونی ، این اختلاف در دو گروه معنی دار نبود. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که غلظت SP-D به طور معنا داری در گوساله های مبتلا به پنومونی در مقایسه با گروه کنترل تغییر میکند. میزان دی پالمیتول فسفاتیدیل کولین در گروه مبتلا به پنومونی در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنی داری را نشان میدهد.
    نتیجه گیری
    باکتری پاستورلا سبب تغییر در محتوای سورفکتانتی ریه در طی پنومونی تجربی شده است که بررسی آزمایشگاهی مایع BALF می توان با سنجش تغییرات این بیومارکرهای التهابی به وضعیت بافت ریوی از نظر وجود روند التهابی و شرایط درمانی پی برد.
    کلیدواژگان: بیومارکر، فسفولیپید، پنومونی، پروتئین، سورفکتانت
  • حبیب دستمالچی ساعی *، شهرام جوادی، شهلا اکبری، نرجس هادیان، ادریس زرزا صفحات 9-19
    زمینه مطالعه
    پاروویروس سگ (CPV) به عنوان یک جرم بیماری زای مهم در ارتباط با انتریت خونریزی دهنده حاد در سگ ها قلمداد می شود. تاکنون سه واریانت آنتی ژنی عمده از CPV (CPV-2a/2b/2c) شناسایی شده است.
    اهداف
    این مطالعه جهت بررسی وفور CPV-2 و واریانت های آن (CPV-2a/2b/2c) در جمعیتی از سگ های سالم و اسهالی در شمال غرب ایران انجام گرفت.
    روش کار
    در کل 35 نمونه مدفوع از سگ های سالم (16=n) و اسهالی (19=n) از نظر حضور همه واریانت-ها (2a، 2b و 2c) بوسیله واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) و با استفاده از جفت پرایمرهای rev555/for555 که محصول PCR 583 جفت بازی تولید می نمایند، مورد غربالگری قرار گرفتند. قطعات حاصله با اندونوکلئاز MboII مورد هضم قرار گرفتند که بطور انتخابی محل تعیین حدودی «GAAGA» را شناسایی می نماید که تنها منحصر به CPV-2c است. همه نمونه-های هضم نشده تحت آزمایشات PCR با جفت پرایمر Pab (که هر دوی تیپ های CPV-2a و CPV-2b را شناسایی می-کند) و جفت پرایمر Pb (که تنها تیپ CPV-2b را شناسایی می نماید) قرار گرفتند. ارتباط وضعیت سلامتی، نژاد، سن، جنس و وضعیت واکسیناسیون با نتایج PCR با استفاده از تست های آماری آنالیز شدند.
    نتایج
    از کل 35 نمونه، 10 نمونه با پرایمرهای rev555/for555 مثبت یافت شدند که مورد آنالیز بیشتر بوسیله هضم MboII فرآورده های PCR قرار گرفتند. یک نمونه به عنوان CPV-2c شناسایی گردید و 9 نمونه به عنوان CPV-2a و CPV-2b طبقه بندی شدند. همه 9 نمونه هضم نشده به PCR انجام شده با پرایمرهای Pab نتیجه مثبت دادند، که از این تعداد هفت نمونه به PCR انجام شده با پرایمرهای Pb نتیجه مثبت داده که نشان می دهد آنها از واریانت CPV-2b هستند.
    نتیجه گیری نهایی: به نظر می رسد که CPV-2b واریانت شایع است که در شمال غرب ایران در حال گردش است. نتایج همچنین نشان دادند که CPV-2a و CPV-2c سگ ها را درگیر نموده، که این موضوع نشان دهنده مراقبت مداوم و نظارت واریانت های CPV می باشد.
    کلیدواژگان: واریانتهای آنتیژنی، پاروویروس سگ، سگ، PCR، RFLP، تعیین توالی
  • بهنام مشگی*، زهرا جهانی، نرگس امینی نیا صفحات 21-29
    زمینه مطالعه
    گونه های فاسیولا بعنوان ترماتودهای دیژنه آبا پراکندگی جهانی توصیف شده که باعث آلوده شدن علفخواران بخصوص نشخوارکنندگان می شوند. هدف از بررسی حاضر تنوع درون گونه ای فاسیولا ژیگانتیکا از دو جدایه بز و گاومیش، مربوط به دو منطقه جغرافیایی ایران بود.
    روش کار
    جمع آوری نمونه ها در بررسی کشتارگاهی از دو منطقه تهران و گیلان انجام گرفت. نمونه ها بر اساس مشخصات ریختی بصورت اولیه و براساس کلید تشخیص شناسایی گردید. در بخش مولکولی، واکنش زنجیره ای پلیمراز به منظور تکثیر توالی ژن COX1انجام شد و محصول PCR پس از خالص سازی، تعیین توالی گردید و درخت شجره ایی ترسیم شد. ترادف اسیدهای آمینه نیز صورت پذیرفت. سپس ترادف های حاصل با استفاده از نرم افزارهای مربوط تحت تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    نتایج
    الگوی PCR در همه جدایه ها با وجود باندی به اندازه 499 جفت باز قابل تشخیص بود. نتایج تعیین توالی اسیدهای آمینه مشخص کرد، بین دو جدایه بز و گاومیش از این حیث اختلاف وجود دارد. در جدایه بز 4 اسیدآمینه از شماره 135 تا 138 بترتیب شامل لوسین، فنیل آلانین، ترئونین و اسپارتات به سرین، لوسین، هیستیدین و لوسین تغییر پیدا کرده اند. علاوه بر این در اسیدآمینه شماره 154 جدایه گاومیش لوسین جایگزین سرین شده است.
    نتیجه گیری نهایی: نتایج بدست آمده نشان داد که جدایه های بز و گاومیش می توانند مسول بقا ابتلا به فاسیولا در مناطق بومی آلودگی باشند. بنظر می رسد تنوع موجود بین فاسیولا ژیکانتیکا و میزبان می تواند منجر به اختلافات زیستی در انگل گردد و لذا رهیافت های مناسبی بعنوان سیاست های کنترلی و درمانی مورد نیاز است.
    کلیدواژگان: COX1، فاسیولا ژیگانتیکا، شجره شناسی، نشخوارکنندگان، ترادف
  • فارماکولوژی
  • سکینه خنامانی فلاحتی پور، علی رسولی*، یلدا حسین زاده اردکانی، حمید اکبری جور، کتایون کیانی، تقی زهرایی صالحی صفحات 31-47
    زمینه مطالعه
    توسعه فرآورده های تزریقی آهسته رهش مورد علاقه شدید صنایع دارویی دامپزشکی و دست اندرکاران بهداشت دام است. در سال های اخیر، توجه زیادی به محلول های کیتوزان/ بتا-گلیسروفسفات تشکیل دهنده ژل در محل، بخاطر زیست تجزیه پذیری خوب و حساسیت آنها به دما، جلب شده است.
    هدف
    هدف کلی این مطالعه تهیه یک سامانه دارورسانی جدید تشکیل ژل در محل با پروفایل آهسته رهش برای انروفلوکساسین است.
    روش کار
    با استفاده از غلظت های مختلف کیتوزان، بتاگلیسروفسفات و انروفلوکساسین، 6 فرمولاسیون کیتوزان/ بتا-گلیسروفسفات تهیه شد. خصوصیات هیدروژل ها از جمله الگوی رهایش دارو، زمان ژل شدن، قابلیت کشیده شدن هیدروژل در سرنگ، ریخت شناسی، طیف FTIR و فعالیت ضدمیکروبی آنها در شرایط آزمایشگاهی ارزیابی گردید.
    نتایج
    سرعت رهایش دارو و قابلیت کشیده شدن هیدروژل در سرنگ با افزایش میزان کیتوزان و بتاگلیسروفسفات کاهش یافت. تمامی هیدروژل ها قابلیت رهایش دارو را تا 120 ساعت داشتند، اما بهترین نتایج براساس رهایش بهینه دارو و ویسکوزیته با فرمولاسیون 1 (کیتوزان 2%، بتاگلیسروفسفات 5% و انروفلوکساسین 1%) بدست آمد. مطالعات FTIR هیچ برهمکنشی را بین دارو و اجزاء هیدروژل نشان نداد. میکروسکوپ الکترونی نگاره، ساختار یکنواختی را برای ژل تشکیل شده نشان داد اما هیدروژل متورم شده در بافرفسفات، ساختار متخلخلی داشت. آزمایشات میکروبی، فعالیت باکتری ساید بالایی برای انروفلوکساسین بارگذاری شده در این هیدروژل نشان داد که از نظر میزان منطقه مهار رشد، حداقل غلظت مهاری و حداقل غلظت کشندگی باکتری ها مشابه نمونه های شاهد مثبت (سوسپانسیون انروفلوکساسین) بود.
    نتیجه گیری
    این هیدروژل بخاطر داشتن روش تهیه ساده و پروفایل آهسته رهش دارو، دارای چشم انداز روشنی برای دارورسانی انروفلوکساسین در حیوانات می باشد
    کلیدواژگان: بتا، گلیسروفسفات، انروفلوکساسین، کیتوزان، هیدروژل، آهسته رهش
  • کلینیکال پاتولوژی
  • علی اصغر چالمه *، مهرداد پورجعفر، سعید نظیفی، محمدرضا زارعی صفحات 49-54
    زمینه مطالعه
    گلوکوکورتیکوئیدها داروهای استروئیدی هستند که به طور گسترده در طب دام های بزرگ مورد استفاده قرار می گیرند. این داروها منافع متعددی در دام های بزرگ دارند اما مضراتی نیز در استفاده طولانی مدت یا در مقادیر بالا ممکن است مشاهده شود.
    اهداف
    مطالعه تجربی حاضر به منظور مشخص ساختن تاثیر دگزامتازون و ایزوفلوپردون، به عنوان دو گلوکوکورتیکوئید رایج در دام های بزرگ، بر هورمون های تیروئیدی گاو انجام شد.
    روش کار
    تعداد 10 راس گوساله هلشتاین به ظاهر سالم (6 تا 8 ماهه) در دو گروه مساوی وارد شدند. دگزامتازون (1 میلیگرم/کیلوگرم) و ایزوفلوپردون (1 میلیگرم/کیلوگرم) به ترتیب به گروه های دگزا و ایزو در دو روز متوالی از طریق داخل عضلانی تجویز شدند. نمونه های خون در روز صفر (قبل از اولین تجویز دارو)، 1 (قبل از دومین تجویز دارو)، 2، 3، 5 و 7 از تمام حیوانات مورد مطالعه اخذ شد و غلظت های سرمی T3، T4، fT3 و fT4 در تمامی نمونه ها مورد سنجش قرار گرفت.
    نتایج
    مقادیر T3 و T4 به طور معنی داری پس از تجویز هر دو دارو کاهش یافت. میزان T3 و T4 در گروه ایزو به طور معنی داری کمتر از دگزا بود (05/0>P). تغییرات معنی داری در سطوح سرمی fT3 و fT4 متعاقب تجویز این داروها مشاهده نشد.
    نتیجه گیری نهایی: مقادیر فارماکولوژیک دگزامتازون و ایزوفلوپردون اثرات مهاری بر سطوح سرمی هورمون های تیروئیدی گوساله های هلشتاین داشت که احتمالا از طریق مهار تولید TSH در سطح هیپوتالاموس-هیپوفیز-تیروئید است.
    کلیدواژگان: گلوکوکورتیکوئیدها، گوساله های هلشتاین، متابولیسم، عوارض جانبی، هورمونهای تیروئیدی
  • زهره خاکی *، مجید مسعودی فرد، فرشید خدیور، داریوش شیرانی، وحید فتحی پور، محمد طاهری صفحات 55-62
    زمینه مطالعه
    بیماری های پروستاتیک بالینی در 80% سگ های بالای 5 سال و 95% بالای 9 سال رخ می دهد .به نظر می رسد که هیپرپلازی خوش خیم پروستاتی (BPH)، سگ های اسکاتیش تریر را بیشتر از دیگر نژادها تحت تاثیر قرار میدهد.
    اهداف
    اهداف این مطالعه ارزیابی تغییرات برخی پارامترهای بیوشیمی و خون شناسی در سگ های مبتلا به BPH است ،زیرا که در ارتباط با برخی از این پارامترها در سگ هایی که از BPH رنج می برند ،اطلاعاتی وجود ندارد.
    روش کار
    به همین منظور ، نمونه های خون از 10 سگ بالای 5 سال که از BPH رنج می بردند و به بیمارستان دام های کوچک دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران ارجاع شده بودند، جمع آوری گردید. تشخیص BPH براساس بررسی های بالینی، آزمایشگاهی و اولتراسونوگرافی انجام شد. 10 سگ نر سالم با سن ، نژاد و وزن مشابه به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند.سپس اسید فسفاتاز سرمPAP) و(TAP ،CRP،اوره ،کراتی نین ،پروتئین تام،آلبومین ، گلوبولین و پارامترهای خون شناسی اندازه گیری گردید و نتایج بوسیله آزمون T-Student در SPSS تجزیه و تحلیل گردید.همچنین از آزمون همبستگی خطی پیرسون برای تعیین همبستگی مابین TAP،PAP،CRP وESR با طول و عرض پروستات استفاده شد.
    نتایج
    طول (008/0 p=) وعرض(01/0 p=) پروستات به طور معنی داری در سگ هایی که از BPH رنج می بردند در مقایسه با سگ های سالم بیشتر بود. میانگین فعالیت TAPوPAPسرم در همه سگ های گروه BPH به طور معنی داری (تقریبا6برابر)در مقایسه با کنترل افزایش یافت (001/0 p=). همچنین میانگین غلظت CRP سرم در برخی از سگ های مبتلا به BPH افزایش داشت (تقریبا6برابر) (001/0 p=). درضمن افزایش معنی دار درESR برخی سگ های بیمار در مقایسه با کنترل وجود داشت.همبستگی معنی دار زیادی مابین TAP و PAP با طول و عرض پروستات وجود داشت که بیشتر از CRP بود.
    نتیجه گیری نهایی:اسید فسفاتاز سرم، CRP،ESR در سگ های مبتلا به BPH افزایش می یابد اما افزایش اسید فسفاتاز سرم از سایر فاکتور ها اهمیت بیشتری دارد. توصیه می گرددکه هر آزمایشگاه بهتر است از مقادیری که خود برای اسیدفسفاتاز سرم سگ ها به دست می آورد ،استفاده کند.
    کلیدواژگان: اسید فسفاتار، CRP، BPH، سگ، پروستات
  • تولید مثل - فیزیولوژی
  • مسعود قندفروشان، مرتضی زنده دل*، وهاب باباپور صفحات 63-73
    زمینه مطالعه
    منوآمین های مغزی (مثل هیستامین و دوپامین) نقش مهمی را در حواس، شناخت، پاداش و تنظیم اشتها بازی می کنند. تقابل بین سیستمهای دوپامینرژیک و هیستامینرژیک در بسیاری از اعمال فیزیولوژیک بررسی شده است اما این ارتباط در رفتار تغذیه ای جوجه ها ناشناخته است. بنابراین هدف از مطالعه حاضر بررسی اثرات متقابل سیستم های دوپامینرژیک و هیستامینرژیک مرکزی در تنظیم اخذ غذا در جوجه های گوشتی بود.
    روش کار
    در این مطالعه ما از روش تزریق داخل بطن مغزی برای دستکاری سیستم های دوپامینرژیک و هیستامینرژیک استفاده کردیم. در آزمایش اول، جوجه های تحت 3 ساعت محرومیت غذایی با سرم فیزیولوژی، هیستامین (300 نانومول)، آنتاگونیست گیرنده D1دوپامینی (SCH 23390) (5 نانومول)، و تزریق توام SCH 23390 و هیستامین بصورت داخل بطنی مغزی تزریق شدند. آزمایش های 2-5 مشابه آزمایش اول بود اما جوجه ها به ترتیب با آنتاگونیست گیرنده D2 دوپامینی (AMI-193) (5 نانومول)، آنتاگونیست گیرنده D3دوپامینی (NGB2904) (4/6 نانومول)، آنتاگونیست گیرنده D4دوپامینی (L-741,742) (6 نانومول) و مهارکننده سنتز دوپامین(6-OHDA) (5/2 نانومول) بجای SCH 23390 تزریق شدند. در آزمایش ششم تزریق داخل بطن- مغزی سرم فیزیولوژی، کلرفنیرآمین (آنتاگونیست گیرنده H1 هیستامینی) (300 نانومول)، دوپامین (40 نانومول) و تزریق توام کلرفنیرآمین+ دوپامین انجام شد. آزمایش های 7-9 مشابه آزمایش 6 بود فقط پرندگان بترتیب با فاموتیدین (آنتاگونیست گیرنده H2 هیستامینی) (82 نانومول)، تیوپرامید (آنتاگونیست گیرنده H3 هیستامینی) (300 نانومول) و مهار کننده سنتز هیستامین(α-FMH)(250 نانومول) بجای کلرفنیرآمین تزریق شدند. سپس مقدار غذای تجمعی (برحسب گرم) در زمان های 30، 60 و 120 دقیقه بعد از تزریق اندازه گیری شد.
    نتایج
    هیستامین موجب کاهش مصرف غذا در مقایسه با گروه کنترل در جوجه ها شد(P<0.05) که نشان دهنده اثر مهاری هیستامین بر اخذ غذا است و تزیق توام SCH 23390 + هیستامین بصورت معنی داری اثر هیستامین بر اخذ غذا را تضعیف کرد(P<0.05) . علاوه بر این اثر کاهش اشتهای هیستامین بوسیله 6-OHDA کاهش یافت (P<0.05). کلرفنیرآمین و α-FMH بصورت معنی داری کاهش اشتهای ناشی از دوپامین را تضعیف کرد در حالیکه تیوپرامید اثر مهاری دوپامین بر اخذ غذا را تقویت کرد (P<0.05).
    نتیجه گیری
    با توجه به این نتایج به نظر می رسد یک ارتباط بین سیستم های دوپامینرژیک و هیستامینرژیک در کنترل اخذ غذا در جوجه ها وجود دارد و در این ارتباط گیرنده هایD1دوپامینی و H1 و H3 هیستامینی دخالت دارند.
    کلیدواژگان: جوجه، دوپامین، اخذ غذا، داخل بطنی مغزی، هیستامین
  • روناک محمدی، رضا راه چمنی*، فرزاد قنبری، فریبا فریور صفحات 75-84
    زمینه مطالعه
    استفاده از آنتی بیوتیک ها به عنوان افزودنی غذایی در دام ها به علت باقیماندن آنتی بیوتیک در شیر، گوشت و اثرات آن در سلامت انسان ها محدود شده است. روغن اسانسی نعناع و پونه پتانسیل بالایی برای استفاده در جیره نشخوارکنندگان دارند.
    هدف
    این مطالعه به منظور بررسی اثرات روغن های اسانسی نعناع و پونه بر عملکرد، جمعیت میکروبی شکمبه و برخی فراسنجه های خونی گوسفند انجام شد.
    روش کار
    بدین منظور، از 9 راس گوسفند نر نژاد دالاق در قالب طرح چرخشی در 3 دوره 21 روزه شامل 14 روز به عنوان دوره عادت پذیری و 7 روز نمونه برداری استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل تیمار1 (شاهد) : جیره پایه (بدون اسانس نعناع و پونه)، تیمار2: جیره پایه + 110 میلی گرم در روز اسانس نعناع و تیمار3: جیره پایه + 110 میلی گرم در روز اسانس پونه بودند و گوسفندان در قفس های انفرادی بطور آزاد به آب و غذا دسترسی داشتند. به منظور تعیین جمعیت میکروبی، pH و ازت آمونیاکی، نمونه های مایع شکمبه قبل از خوراک دهی صبح، 4 و 8 ساعت بعد از خوراک دهی صبح جمع آوری شدند. خون گیری در پایان هر دوره از سیاهرگ گردنی صورت گرفت.
    نتایج
    روغن های اسانسی نعناع و پونه تاثیر معنی داری بر عملکرد، متابولیت های خونی، pH، ازت آمونیاکی، تعداد پروتوزوآ و شمارش کلی باکتری های مایع شکمبه نداشتند. تعداد کلی فرم های شکمبه 4 ساعت بعد خوراک دهی صبح در تیمار نعناع کاهش معنی دار و 8 ساعت بعد خوراک دهی در تیمار پونه افزایش معنی داری نسبت به تیمار شاهد داشت(05/0>P). تعداد باکتری های تولید کننده اسیدلاکتیک در زمان قبل و 4 ساعت بعد از خوراک دهی صبح در تیمار پونه بیشتر از تیمارهای شاهد و نعناع بود.
    نتیجه گیری نهایی: در مجموع، روغن های اسانسی نعناع و پونه هر چند بر جمعیت میکروبی شکمبه موثر بودند ولی تاثیری بر عملکرد و فراسنجه های خونی گوسفندان دالاق نداشتند.
    کلیدواژگان: متابولیتهای خونی، روغن اسانسی نعناع، روغن اسانسی پونه، جمعیت میکروبی، گوسفند
  • ایمنی شناسی
  • محمدحسن زاده *، توحید طلوعی، غلامرضا نیکبخت، حسن الکاراوقلی، آریا رضایی فر، حسن قهری صفحات 85-95
    زمینه مطالعه
    استفاده از داروهای گیاهی و پروبیوتیک ها در غذای انسان و حیوان به دلیل تاثیرات طبیعی تحریک سیستم ایمنی که دارند پیشنهاد می شود.
    هدف
    تاثیر عصاره گیاه سرخارگل و پروتکسین بر روی پاسخ ایمنی در گردش و مخاطی در جوجه های بوقلمون تجاری مورد ارزیابی قرار می گیرد.
    روش کار
    288 جوجه نر بوقلمون تجاری به 6 گروه با 4 تکرار تقسیم و تا 42 روزگی نگهداری شدند. گروه 1: پرندگان در برابر ویروس بیماری نیوکاسل واکسینه شده عصاره گیاه سرخارگل را دریافت کردند. گروه2 : پرندگان در برابر ویروس بیماری نیوکاسل واکسینه شدند و پروبیوتیک دریافت کردند. گروه3 : گروه کنترل مثبت، فقط در برابر ویروس بیماری نیوکاسل واکسینه شدند. گروه4: پرندگان عصاره سرخارگل را دریافت کردند بدون اینکه واکسینه شوند. گروه 5: پرندگان پروبیوتیک دریافت کردند بدون اینکه واکسینه شوند. گروه 6: گروه کنترل منفی که واکسینه نشدند و هیچ ماده در آب آن ها اضافه نشد. در روزهای 10 و 20 بر علیه ویروس بیماری نیوکاسل با روش قطره چشمی واکسیناسیون انجام شد. برای بررسی پاسخ ایمنی در گردش و مخاطی، نمونه خون و نمونه محتویات شستشو شده نای تهیه گردید. و تیتر آنتی بادی توسط آزمونElisa و HI بررسی گردید.
    نتایج
    عصاره گیاه سرخارگل منجر به افزایش معنی دار تولید آنتی بادی IgG ، IgA و HI نسبت به گروه کنترل مثبت گردید. پروتکسین (گروه 2) در مقایسه با گروه کنترل مثبت باعث افزایش معنی دار تیتر سرمی IgG و نیز IgA مخاطی( اختصاصی و کل) شد در حالیکه این افزایش در مورد تیتر آنتی بادی HI معنی دار نبود. در بین جوجه های واکسینه، آنهایی که پروتکسین دریافت کردند نسبت به گروهی که عصاره سرخارگل مصرف کردند تیتر آنتی بادی IgA مخاطی( اختصاصی و کل) بهتری از خود نشان دادند.
    نتیجه گیری نهایی: استفاده از عصاره گیاه سرخارگل و پروتکسین می تواند باعث بهبود پاسخ ایمنی در گردش و مخاطی در بوقلمون ها شود. همچنین نتایج ثابت کرد که تاثیر عصاره گیاه سرخارگل برپاسخ ایمنی در گردش بوقلمون بیشتر از ایمنی مخاطی است. در حالی که تاثیر پروبیوتیک مورد استفاده در این مطالعه بر ایمنی مخاطی بوقلمون بیشتر بوده است.
    کلیدواژگان: سرخارگل، پارامترهای ایمنی شناسی، پروبیوتیک، بوقلمون، سویه VG-GA واکسن نیوکاسل
  • آناتومی - بیوشیمی
  • علی پرچمی*، مهدی سلیمی صفحات 97-104
    زمینه ی مطالعه: زبان که نقش مهمی در دریافت غذا در مهره داران ایفا می کند تفاوت های ریختی چشم گیری نشان می دهد که نمایان گر سازگاری حیوان با شرایط محیطی موجود در زیستگاه مربوطه به شمار می رود.
    هدف
    هدف از مطالعه ی حاضر بررسی ساختار زبان در مرغ عشق بالغ بود.
    روش کار
    زبان 12 مرغ عشق بالغ در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. نمونه هایی از راس، بدنه و ریشه ی زبان با استفاده از میکروسکوپ نوری و الکترونی اسکنینگ مورد مطالعه قرار گرفت.
    نتایج
    زبان در مرغ عشق بالغ (Melopsittacus undulatus) به وسیله ی میکروسکوپ نوری و الکترونی مورد مطالعه قرار گرفت. زبان در مرغ عشق حدود 5 میلی متر طول دارد. بخش عمیق مقعر قدامی راس زبان فاقد هرنوع ساختار غده ای بوده و در امتداد بخش خلفی نیم دایره ای این اندام قرار می گیرد. بخش خلفی راس زبان با یک شیار طولی میانی به دو نیمه ی قرینه تقسیم شده است. بخش قدامی بدنه ی زبان با شیارهایی با عمق گوناگون به شمار زیادی نواحی نامنظم برآمده با اندازه های گوناگون تقسیم شده است. چندین پرز مخروطی شکل بزرگ در راستای خلفی روی انتهای خلفی بدنه ی زبان و در راستای لبه ی ضخیم موجود بین بدنه و ریشه ی اندام جای گرفته اند. شماری پرز مخروطی غول پیکر نیز روی برآمدگی حنجره ای یافت می شوند. غدد بزاقی لوله ای آلوئولی PAS-مثبت زبان را می توان برمبنای جایگاه در دو گروه پشتی و پشتی جانبی جای داد. غدد بزاقی زبانی پشتی زیر اپیتلیوم پشتی زبان جای گرفته اند. این غدد از انتهای خلفی شکاف موجود روی راس زبان تا جلو شکاف حنجره ای امتداد یافته اند. غدد بزاقی پشتی جانبی در هر سو از ابتدای بدنه ی زبان آغاز شده و تا سطح شکاف حنجره ای امتداد می یابند. سطح شکمی زبان فاقد هر نوع ساختار غده ای است. ریخت شناسی و ابعاد زبان تفاوتی در دو جنس نشان نمی دهند.
    نتیجه گیری نهایی: ساختار زبان در مرغ عشق در مقایسه با پرندگانی که تا کنون مورد مطالعه قرار گرفته اند تفاوت های چشم گیری نشان می دهد.
    کلیدواژگان: مرغ عشق، میکروسکوپ نوری، غدد بزاقی، میکروسکوپ الکترونی اسکنینگ، زبان
|
  • Mohammad Reza Mokhber Dezfouli, Zohre Eftekhari *, Masoomeh Heidari Sureshjani, Mohammad Mehdi Dehghan, Masood Dousti Pages 1-8
    Background
    SP-A and SP-D are hydrophilic proteins which regulate the inflammatory response of the lung. Pasteurella multocida is one of the most common bacteria isolated from calves suffering from shipping fever pneumonia, one of the most problems in dairy herds.
    Objective
    Evaluation of surfactant content may provide a valuable diagnostic tool for detection of calf pneumonia due to Pasteurella multocida and also state of treatment.
    Methods
    Ten Holstein-Frisian bull calves aged 4 months with body weight of 120 ± 5 kg were selected for study in two groups. The Pasteurella multocida (PMC66 Razi) was used in the present study for inducing pneumonia. The Bronchoalveolar lavage (BAL) process was done in selected calves. BAL fluid was collected and centrifuged and finally the sediment (crude surfactant) was reserved at -20˚C.The cytological evaluation and surfactant content was assayed by ELISA, TPL kit assay and HPLC.
    Results
    The serum levels of SP-A and SP-D in pneumonic group were significantly elevated. Although the increased Bronchoalveolar lavage fluid (BALF) level of SP-A in pneumonic cases was found as compared with the control animals, but the statistical analysis didnt show any significant differences between two groups. The level of SP-D in BALF of pneumonic group significantly elevated. The amount of Dipalmitoylphosphatidylcholine (DPPC) in pneumonic group decreased significantly in comparison control group.
    Conclusion
    Pasteurella inducing pulmonary can changed the major component of lung surfactant which evaluation of these markers can be helpful as an appropriate tool in diagnostic state of pneumonia and healing.
    Keywords: biomarker, phospholipids, pneumonia, proteins, surfactant
  • Habib Dastmalchi Saei *, Shahram Javadi, Shahla Akbari, Narjes Hadian, Edris Zarza Pages 9-19
    Backgrounds
    Canine parvovirus (CPV) has been incriminated as a primary pathogen related to acute hemorrhagic enteritis in dogs. Three major antigenic variants of CPV (CPV-2a/2b/2c) have so far been identified.
    Objectives
    This study was carried out to investigate the frequency of CPV-2 and its variants (CPV-2a/2b/2c) in a population of healthy and diarrheic dogs in the north west of Iran.
    Methods
    A total of 35 stool samples from healthy (n=16) and diarrheic (n=19) dogs were screened for all variants (2a, 2b, and 2c) by polymerase chain reaction (PCR) using primer pair 555for/555rev resulting in a PCR product of 583 bp in length. The resulting fragments were further digested by MboII endonuclease that selectively recognizes the restriction site “GAAGA” unique to CPV2c only. All undigested samples were subjected to PCR assays with primer pair Pab (which detects both CPV-2a and CPV-2b types) and primer pair Pb (which detect only CPV-2b type) primer pairs. The relationship of health status, breed, age, sex and vaccination status with PCR results were analyzed using statistical tests.
    Results
    From a total of 35 samples, 10 samples were found to be positive by 555for/555rev primers that were further analyzed by MboII digestion of PCR products. One sample was characterized as CPV-2c and nine samples were categorized as CPV-2a or CPV-2b. All nine undigested samples resulted positive by PCR using Pab primers, out of which 7 resulted positive by PCR using Pb primer pairs, indicating that they are of CPV-2b variant.
    Conclusions
    It seems that CPV-2b is prevalent variant circulating in the North West of Iran. Results also indicated that CPV-2a and CPV-2c are affecting dogs, suggests constant surveillance and monitoring of CPV variants.
    Keywords: antigenic variants, canine parvovirus, dog, PCR, RFLP, sequencing
  • Behnam Meshgi *, Zahra Jahani, Narges Amininia Pages 21-29
    Background
    Fasciola species are parasitic trematode with world wide distribution that infects wild and domesticated herbivores, particularly ruminants. The aim of the present study was to investigate the intra species variations of F. gigantica, from goats and buffalos isolates in two common geographic climates of Iran.
    Methods
    Fasciola species were collected from goat, buffalo, sheep, and cattle in different regions. Cytochrome c oxidase I (COX1) of mitochondrial DNA (mt-DNA) was amplified from individual trematodes by polymerase chain reaction (PCR), using universal primers, and the amplicons were consequently sequenced and sequencing data were analyzed, using Clutal W software against the GenBank database.
    Results
    A monomorphic DNA segment of approximately 499bp was seen in Fasciola isolates. The results of the amino acid sequence alignment defined strictly conserved amino acid residues in buffalo isolates of F. gigantica and partially conserved residues for goat isolates of F. gigantica. There are four tandem amino-acid replacements in the goat isolates at the position of 135-138, where Leucine (L), F (Phenylalanine), T (Threonine), and D (Aspartate) sequences changed into S (Serine), L (Leucine), H (Histidine), and L (Leucine), respectively. Furthermore, a replacement in the sequence of amino acid was found in isolates from buffalo at the position of 154, where Serine (S) was transformed into Leucine (L).
    CONCLOUSION: The findings our study indicate that the variants of goat and buffalo can be responsible for persistence of Fasciola infection in the endemic areas of Iran. It seems that biological differences could be occurred by considering a variety of F. gigantica-hosts in Iran. Thus, suitable approaches are required for effective treatments and useful control strategies.
    Keywords: COX1, Fasciola gigantica, phylogenetic, ruminants, sequence
  • Sakineh Khanamani Falahatipour, Ali Rasooli *, Yalda Hosseinzadeh Ardakani, Hamid Akbari Javar, Katayoun Kiani, Taghi Zahraee Salehi Pages 31-47
    Background
    The development of injectable sustained-release products are of great interest to veterinary pharmaceuticals and animal health business. Recently, great attention has been paid to in situ gel-forming chitosan/beta-glycerophosphate (chitosan/β-GP) solutions due to their good biodegradability and thermosensitivity.
    Objectives
    The general aim of this study was to prepare a novel in situ gel-forming drug delivery system with a sustained release profile for enrofloxacin.
    Methods
    Chitosan, β-GP and enrofloxacin were used in different concentrations and six formulations of chitosan/β-GP were prepared. The properties of the hydrogels including the pattern of drug release, gelation time, syringeability, morphology, FTIR spectra, and in vitro antimicrobial activity were evaluated.
    Results
    The release rate of enrofloxacin from the hydrogels and syringeability of the final solutions were decreased by increasing in β-GP and chitosan concentrations. All formulations could release the drug up to 120 hours but formulation 1 (chitosan-2%, β-GP-5% and enrofloxacin-1%) gave the best results based on its optimal drug release profile and viscosity. The FTIR studies showed that there were no interactions between enrofloxacin and hydrogel excipients. Scanning electron microscopy showed that the formed gel had a continuous texture, while the swelled gel in phosphate buffer had a porous structure. Microbiological tests revealed high bactericidal activities for this enrofloxacin- loaded hydrogel which were comparable to those of positive control (enrofloxacin suspension) in terms of inhibition zone, MIC and MBC values.
    Conclusion
    Because of simple preparation and sustained release profile of the drug, this hydrogel could be a promising delivery system for enrofloxacin in animals.
    Keywords: beta-glycerophosphate, Chitosan, enrofloxacin, hydrogel, sustained release
  • Aliasghar Chalmeh *, Mehrdad Pourjafar, Saeed Nazifi, Mohammad Reza Zarei Pages 49-54
    Background
    Glucocorticoids are the steroidal drugs which are very widely used in large animal medicine. These agents have advantages in large animals but they have been also associated with many potential adverse effects especially at high doses or prolonged use.
    Objectives
    The present experimental study was designed to clarify the effects of dexamethasone (DEXA) and isoflupredone (ISO), as the most common glucocorticoids in large animal medicine, on bovine thyroid hormones.
    Methods
    Ten clinically healthy Holstein calves (6-8 months old) were assigned into 2 equal groups. Dexamethasone (1 mg/kg) and isoflupredone (1 mg/kg) were administered intramuscularly in DEXA and ISO groups, respectively, for two consecutive days. Blood samples were taken at days 0 (before the 1st dose), 1 (before the 2nd dose), 2, 3, 5 and 7, from all studied animals and serum concentrations of T3, T4, fT3 and fT4 were determined in all specimens.
    Results
    Levels of T3 and T4 were decreased significantly after both drugs administrations. The concentrations of T3 and T4 in Iso group were significantly lower than DEXA one (P
    Conclusions
    Pharmacological doses of dexamethasone and isoflupredone have suppressive actions on the circulating levels of thyroid hormones in Holstein calves possibly via inhibition of TSH production at hypothalamic-pituitary-thyroid level.
    Keywords: glucocorticoids, Holstein calves, metabolism, side effects, thyroid hormones
  • Zohreh Khaki *, Majid Masoudifard, Farshid Khadivar, Dariush Shirani, Vahid Fathipour, Mohammad Taheri Pages 55-62
    Background
    Clinical prostatic diseases occur in 80% of dogs over 5 and 95% over 9 years of age. . It seems that benign prostatic hyperplasia) BPH) affect Scottish terriers more severely than the other breeds.
    Objectives
    This study aimed to evaluate the changes of biochemical and hematological parameters in BPH dogs.
    Methods
    Blood samples were collected from 10 male dogs older than five years suffering from BPH which referred to Small Animal Hospital of the Veterinary Faculty of Tehran University. The diagnosis of BPH was based on clinical, laboratory surveys and ultrasonography. 10 normal male dogs with same age, breed and weight were selected as control group. Then serum acid phosphatase (TAP and PAP), CRP, urea, creatinine, total protein, albumin, globulins and hematological parameters were assayed and the results were analyzed by Independent student T-test. Also Pearson’s linear correlation test was used to determine the correlation between TAP, PAP, CRP and ESR with length and width of prostate.
    Results
    The length(p=0.008 (, width (p= 0.01)of prostates were significantly higher in dogs suffering from BPH compared to the healthy dogs .TAP and PAP levels significantly elevated in all dogs in BPH group (approximately 6 times) compared to the controls (P=0.001). Moreover, serumic CRP concentration was elevated in some of BPH dogs (approximately 6 times) (p=0.001). While there were significant ESR elevation in some of dogs in disease group compared to the normal dogs, no significant difference was observed in other biochemical and hematological parameters between two groups (p>0.05). There were a highly significant correlation btween serum TAP and PAP (p≤ 0.01) with prostate’s length and width which was more than CRP.
    Conclusions
    The serum acid phosphatase, CRP and ESR were elevated in BPH dogs but the increase in serum acid phosphatase was more important than the others. It is recommended that each laboratory should use its own values of acid phosphatase in dogs.
    Keywords: acid phosphatase, benign prostatic hyperplasia, CRP, dog, prostate
  • Masood Ghandforoushan, Morteza Zendehdel *, Vahab Babpour Pages 63-73
    Background
    Brain monoamines (such as histamine and dopamine) play an important role in emotions, cognition, reward and feeding behavior. The interactions between histamine and dopamine were studied in many physiological functions but this correlation is unclear in feeding behavior of chickens. The aim of this study was to investigate the interaction of central histaminergic and dopaminergic systems on food intake in broiler chicken.
    Methods
    In this study we used from intracerebroventricular (ICV) injection for manipulating of histaminergic and dopaminergic systems. In Experiment 1, 3 h-fasted chicks were given an ICV injection of histamine, SCH23390, a D1 receptors antagonist and co-injection of histamine and SCH23390. Experiments 2-5 were similar to experiment 1 except birds were injected with AMI-193, D2 receptors antagonist; NGB2904, D3 receptors antagonist; L-741,742, D4 receptors antagonist and 6-OHDA, 6-hydroxydopamine instead of SCH 23390, respectively. In experiment 6, ICV injection of dopamine, chlorpheniramine, H1 receptors antagonist and co-administration of dopamine and chlorpheniramine were done. Experiments 7-9 were similar to experiment 6, except birds ICV injected with famotidine, H2 receptors antagonist; thioperamide, H3 receptors antagonist and α-FMH, alpha-fluoromethylhistidine in place of chlorpheniramine, respectively. Then cumulative food intake (g) was measured at 30, 60 and 120 min after the injection.
    Results
    Histamine decreased food intake compared to the control chicks indicating a inhibitory effect of histamine on food intake and SCH23390 attenuated the effect of histamine on food intake(P
    Conclusions
    These results suggest, there is relationship between histaminergic and dopaminergic systems on food intake in chicken and H1, H3 and D1 receptors are involved in this interaction.
    Keywords: chicken, dopamine, food intake, ICV, histamine
  • Roonak Mohamadi, Reza Rahchamani *, Farzad Ghanbari, Fariba Farivar Pages 75-84
    Background
    The use of antibiotics as feed additive in animal feeds due to the appearance of residues in milk and meat and their effects on human health has restricted. Two of essential oils with high potential for use in ruminant diet are Mentha piperita (peppermint) and Mentha pulegium (pennyroyal) essential oil.
    Objective
    This study was conducted to investigate the effects of essential oils of peppermint and pennyroyal on performance, ruminal microbial population and some blood parameters of sheep.
    Methods
    For this purpose, 9 Dallagh sheep were used in a change over design experiment at three 21-d periods (14 days as adaptation and 7 days for sample collection). Experimental treatments were 1) basal diet without additive (control), 2) basal diet 110 mg/d Mentha piperita essential oil and 3) basal diet 흝 mg/d Mentha pulegium essential oil. Sheep were kept in individual cages and had free access to food and water. Rumen fluid was collected before, 4 h and 8 h after morning feeding and a blood sample was obtained 3 h after morning feeding at last day of each period.
    Results
    Essential oils had no effect on performance, blood parameters, pH, ammonia, protozoa, and total viable bacterial count of rumen. Coliforms of rumen fluid significantly decreased at 4 h and increased 8 h after morning feeding following peppermint and pennyroyal supplementation, respectively (P
    Conclusion
    although essential oils of Mentha piperita and Mentha pulegium had some effects on rumen microbial population but had no significant effects on performance and blood metabolites of Dallagh sheep.
    Keywords: blood metabolites, Mentha piperita oil, Mentha pulegium oil, microbial population, sheep
  • Mohammad Hasanzadeh*, Tohid Tolouei, Gholamreza Nikbakht, Hassan Alkaragoly, Arya Rezaei Far, Hassan Ghahri Pages 85-95
    Background
    It is important to understand the efficacy of immunoregulatory materials, herbal remedies or probiotics, in different parts of immune system following vaccination with different tropism.
    Objectives
    Aim of this study was to evaluate the effect of Echinacea purpurea and a probiotic (protexin) on systemic and mucosal immune response in turkey.
    Methods
    A total of 288 1-day-old male turkey poults were randomized into 6 groups as follow: Group T1: Turkeys received Echinacea purpurea at the rate of 1 ml /1 liter water and Newcastle disease virus (NDV) vaccine, Group T2: Turkeys received probiotic at the rate of 1 g /1 liter water and NDV vaccine, Group T3: Positive control that turkey received NDV vaccine without any additives. Group T4: Turkeys received Echinacea purpurea at the rate of 1 ml /1 liter water without NDV vaccine. Group T5: Turkeys received probiotic at the rate of 1 g /1 liter water without NDV vaccine, Group T6: Negative control group, neither vaccinated against NDV vaccine nor given additives.
    At age of 10 and 20 days, poults were vaccinated with Villegas_Glisson/University of Georgia (VG/GA) strain of Newcastle disease vaccine by eye dropper method. For systemic and mucosal antibody analyses, blood samples and tracheal lavages were collected at different ages. The titers of antibody against NDV were measured using ELISA and HI tests.
    Results
    Addition of Echinacea to the water increased the systemic IgG, IgA and HI compared to the positive control group. Protexin supplementation to the water of T2 turkeys increased serum IgG and both total and specific IgA compared to the T3 group turkeys. Generally, turkeys that were supplemented with probiotic had higher specific and total tracheal IgA antibody levels than the other vaccinated groups. Among vaccinated turkeys only T1 group showed significantly higher HI antibody titers on day 42.
    Conclusions
    Results indicated that systemic and mucosal immunity of turkeys following vaccination against Newcastle disease (ND) could be improved by supplementation of Echinacea and probiotic. The effect of Echinacea purpurea on systemic immunity of turkeys seemed more pronounced than on mucosal immunity; further, the effect of probiotic on mucosal immunity was more obvious.
    Keywords: Echinacea purpurea, immunological parameters, probiotic, turkey, VG, GA vaccine
  • Ali Parchami *, Mahdi Salimi Pages 97-104
    Background
    The tongue, which plays a very important role in food intake by vertebrates, exhibits significant morphological variations that appear to represent adaptation to the current environmental conditions of each respective habitat.
    Objectives
    The aim of the present investigation was to investigate lingual structure in adult budgerigar.
    Methods
    Tongues of 12 adult budgerigars were used in the investigations. Samples of the apex, body and root of the tongue were studied using light and electron microscopy.
    Results
    The tongue in budgerigar is about 5 mm in length. The deep concave rostral portion of the lingual apex is devoid of any glandular structure and is continuous with a semicircular caudal portion. The caudal portion of the lingual apex is divided into two symmetrical halves by a median longitudinal fissure. The rostral part of the lingual corpus is distinctly divided by fissures of varying depth into many irregular raised areas with different sizes. Several large caudally directed conical papillae are situated on the posterior end of the lingual corpus and along the thick border region between the lingual body and root. There are also some giant conical papillae on the laryngeal mound. According to their positions, the PAS-positive compound tubuloalveolar salivary glands can be classified as dorsal and dorsolateral salivary glands. The dorsal lingual salivary glands are situated beneath the dorsal lingual epithelium. They extended from the caudal end of the fissure on the caudal lingual apex to the front of the laryngeal cleft. The dorsolateral salivary glands on each side extend from the beginning of the body of the tongue to the level of the laryngeal cleft. The ventral side of the tongue is devoid of any glandular structure. Neither the morphology nor the dimensions of the tongue show sex-specific differences.
    Conclusions
    lingual structure shows considerable differences in budgerigars in comparision to other birds studied so far.
    Keywords: budgerigar, light microscopy, salivary glands, scanning electron microscope, tongue