فهرست مطالب

انسان پژوهی دینی - پیاپی 36 (پاییز و زمستان 1395)
  • پیاپی 36 (پاییز و زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/12/20
  • تعداد عناوین: 10
|
  • قربان علمی * صفحات 5-29
    این نوشتار آرای میرچا الیاده درباره انسان را بررسی می کند. الیاده که با روش هرمنوتیک تاریخی - دینی به کشف معانی و تاویل پیام های پنهان اسطوره ها، آیین ها و نمادها می پردازد پرسش از وضعیت انسان را پرسشی راستین و اساسی می داند. وی انسان ها را از لحاظ نگرش به هستی به دو دسته تقسیم می کند: انسان جوامع سنتی که قطعا انسان دینی است و انسان مدرن. فهم الیاده از انسان در دو بخش بررسی می شود: اول، وضعیت انسان در حالت هبوط کرده؛ دوم، انسان به مثابه انسان دینی. موضوع هبوط کردگی، تحلیل هوشمندانه الیاده از جنبه های منفی وجود نامقدس عرفی را از سه جنبه آشکار می کند: هبوط از بهشت، سکولاریزاسیون و هبوط به درون زمان و تاریخ. هبوط از بهشت به معنای از دست رفتن آن کمال اصیل آغازین است. سکولاریزاسیون هبوط در فرهنگ سکولار و کیهان تقدس زدایی شده است. هبوط در تاریخ عبارت است از زندگی در زمان نامقدس که از لحاظ هستی شناختی واقع بودگی در عدم است. انسان دینی از زندگی معنادار و وجه بودن مقدس در تاریخ لم یزرع برخوردار است. او دقیقا همان چیزی است که در زمان آغاز به او داده شده است. او دغدغه معنابخشی به زندگی را دارد. برای او فقط اعمال و کرداری واقعی اند که مقدس باشند. هر عملی باید تکراری از نمونه ازلی و مثالی اش باشد.
    کلیدواژگان: الیاده، انسان دینی، مقدس، تاریخ، انسان مدرن، نامقدس
  • نرگس اسکندری وفایی، سحر کاوندی*، طاهره کمالی زاده صفحات 31-49
    هدف از این نوشتار، اثبات وجود شواهد قرآنی بر آرای سهروردی، در باب «حب» و «عشق» است. بدین منظور پس از تبیین حقیقت حب از منظر سهروردی و با اشاره به آیات قرآنی مربوط به حب و عشق می کوشیم این دیدگاه را با آیات قرآن تطبیق دهیم و نیز تاویل و تفسیر آیات مذکور را بیان کنیم. سهروردی خود قائل به نوعی تاویل است که در آن فهم معنای حقیقی متن، بستگی به سطح فهم و ادراک خواننده دارد. در این نوشتار دیدگاه سهروردی بر اساس جایگاه وجودشناسی، معرفت شناسی و جهان شناسی حب بررسی شده است. از لحاظ وجودشناسی و طبق نظر سهروردی، حب حقیقتی مستقل است و منشا ازلی دارد که مجانست در آن شرط نیست. در معرفت شناسی اشراقی، معرفت، پایه و اساس محبت دانسته شده و در جهان شناسی او، نظام جهان و نیز سعادت و شقاوت نفس بر اساس محبت تفسیر می شود. رسیدن به کمال انسانیت صرفا به واسطه عشق امکان پذیر خواهد بود.
    کلیدواژگان: قرآن، سهروردی، حب، عشق، تاویل
  • عباس بخشنده بالی، حسن ابراهیمی*، زهرا مصطفوی، قاسمعلی کوچنانی صفحات 51-71
    نظریه انسان کامل که در آثار اندیشمندان اسلامی به صورت پراکنده مطرح بود، در عرفان ابن عربی به صورت موضوعی مستقل آغاز شد و به مرور زمان، شرح ها و حاشیه هایی بر آن نوشتند. جنبه هستی شناسانه این موضوع بارها بررسی شده، ولی نقش های این جهانی انسان کامل به طور مستقل کاویده نشده است. ابن عربی و صدرای شیرازی برخلاف دیدگاه برخی عرفا و صوفیه که انسان کامل را محدود به ممارست در سلوک معنوی می دانند، سیر الی الخلق و ارتباط با انسان های دیگر را مرحله ای از تعالی و کمال انسان به شمار می آورند. این پژوهش با تتبع در آثار این دو و با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی، نقش دنیوی چنین انسان هایی را برمی رسد که شامل نقش های تکوینی، سیاسی و اجتماعی، ارشادی و مرجعیت در مسائل شریعت است.
    کلیدواژگان: ابن عربی، ملاصدرا، انسان کامل، نقش تکوینی، نقش اجتماعی، نقش ارشادی، مرجعیت دینی
  • فروغ السادات رحیم پور *، هنگامه بیادار صفحات 73-89
    یکی از سرآمدان معرفت دینی از منظر اخلاقی - تربیتی، صدرای شیرازی است. در این مقاله می کوشیم با استفاده از روش کتاب خانه ای آرای وی را بکاویم تا به الگوها و روش های تربیتی مد نظرش دست یابیم. پرسش محوری ما این است که صدرا در آرای نفس شناسی خویش به چه روش های تربیتی، اشاره صریح یا ضمنی کرده است. وی آرای تربیتی خود را بر اساس مبانی فلسفی اش، خصوصا دو اصل حرکت جوهری و اتحاد نفس و قوا استوار کرده است. مطالعه آرای وی روشن می کند که اهتمام به انس با حق و ذکر مداوم، الزام به محاسبه و مراقبت از نفس در مسیر حرکت استکمالی نفس و پالایش نفس و غور در باطن از راه های اصلی تربیت نفس به شمار می رود. اجرای عدالت تربیتی بر اساس انعطاف پذیری روح، حفظ بدن و اعتدال گرایی در این مسیر، تقویت تمرکز و حضور نفس، تربیت بر اساس تکرار و عادت، تقویت اعتماد و عزت نفس، و تربیت بر اساس پرورش خلاقیت نیز سایر مراحل تربیت نفس را تشکیل می دهند.
    کلیدواژگان: ملاصدرا، نفس، تربیت، اتحاد نفس و قوا، حرکت جوهری
  • محمدرضا کریمی والا، محمدعلی کمالی نسب* صفحات 91-111
    فروپاشی حاکمیت کلیسا در مغرب زمین، سرآغاز دوره روشنگری و برانگیختگی نظریه پردازان مغرب زمین در تاسیس بنایی نو از اندیشه های نظری و عملی با تفکر غالب پوزیتیویستی و نادیده انگاری آموزه های فرابشری است. در این میان، وقتی یافته های خودآیین، ناتوان از وضع مبنایی استوار در معنابخشی به جهان و حیات انسانی، باخودبیگانگی انسان را در پرده های لرزان و سست اخلاقی و ازهم پاشیدگی اجتماعی به نمایش گذاشت، فیلسوفان اگزیستانسیالیست بر آن شدند با مبانی خود، مسیر بازگشت به اصالت انسان را میسر کنند. گروهی از آنان مانند نیچه، هایدگر و سارتر، با محوریت انتخاب خودمحور، درباره باخودبیگانگی انسان اندیشیدند، و گروهی دیگر مانند کیرکگور، گابریل مارسل و تیلیش با معیار انتخاب غیرمحور به این مبحث پرداختند. اما در این دو نگرش علاوه بر آنچه از باور ناصحیح اصالت هستی انسان و تهی بودنش از هر گونه چیستی بالذات مشهود است، معضلات معرفت شناختی تفکر این دو طیف از اندیشوران در رصد جایگاه حقیقی انسان، آنان را در تامین اهداف این مبحث ناکام گذاشته است.
    کلیدواژگان: باخودبیگانگی، انتخاب خودمحور، انتخاب غیرمحور، اگزیستانسیالیسم
  • محمدباقر آخوندی* صفحات 113-137
    هدف این مقاله استخراج ابعاد دینداری از آیات قرآن است که از طریق تحلیل محتوای کیفی و نظریه زمینه ای، میسر شده است. یافته ها نشان می دهد ایمان و عمل صالح دو بعد اساسی دینداری اند و انسان با آن دو از قوه به فعل یا از نقص به کمال ارتقا می یابد. با درونی شدن بعد نظری دین، ایمان شکل می گیرد و ظاهر می شود و مبتنی بر آن، بعد دوم دینداری، یعنی عمل صالح، بروز می کند. رابطه ای تنگاتنگ و لازم و ملزومی بین ایمان با عمل صالح برقرار است، اما همواره ایمان مقدم بر آن است؛ چراکه عمل صالح ثمره و میوه ایمان است. به دلیل همین پیوستگی اگر ایمان شکل گیرد، به طور قطع عمل صالح ظهور خواهد کرد و عمل صالح نیز فقط از ایمان برمی خیزد. بر این مبنا انسان موجودی صاحب اختیار و دارای حق انتخاب است که خود، مسئول ساختن خویش با دو بعد ایمان و عمل صالح است.
    کلیدواژگان: دینداری، ابعاد دینداری، ایمان، عمل صالح
  • محمود صیدی* صفحات 139-156
    مجردبودن نفس ناطقه یکی از مباحث بسیار مهم در فلسفه ابن سینا و انسان شناسی او است. ابن سینا براهین متعددی بر اثبات این مطلب اقامه می کند. او با استفاده از وضع و محاذات نداشتن صور معقول، قدرت نامتناهی نفس در ادراک این گونه صور و بی نیازی نفس ناطقه در برخی از ادراکات خویش از آلات جسمانی، این مطلب را اثبات می کند. با وجود این، وی منکر تجرد قوه خیال است و آن را مادی می داند. نگارنده در پژوهش حاضر با بررسی و تحلیل این براهین، با بیان دلالت آنها تجرد قوه خیال را اثبات می کند و می گوید صور خیالی وضع و محاذات ندارند، قوه خیال قدرت نامتناهی در ادراک صور خیالی دارد و در برخی ادراکاتش از آلات بدنی و محسوس بی نیاز است.
    کلیدواژگان: ابن سینا، براهین، نفس ناطقه، قوه خیال
  • علی راد*، پریسا عطایی صفحات 157-176
    برابر رویکرد قرآن کریم حیات انسانی آمیخته با آزمون است و تعالی و تکامل انسانی، رابطه ای متقابل با آن دارد. پیامبران اسوه های عینی ابتلائات الهی هستند و هوشمندانه در قرآن گزینش و گزارش شده اند. مسئله اصلی این پژوهش ترسیم الگوی وحیانی ابتلای انبیا و تحلیل مولفه های آن با تاکید بر داستان حضرت ابراهیم (ع) در قرآن است. محورهای اصلی پژوهش، تبیین چیستی ابتلا و مولفه های آن، تحلیل آزمون های اصلی حضرت ابراهیم (ع) و تطبیق آن با مولفه های ابتلای قرآنی است. برآیند این پژوهش عرضه الگوی ابتلاپژوهی به مثابه روش بازیابی ابتلائات پیامبران در قرآن است.
    کلیدواژگان: سنت ابتلا، ابتلائات انبیا، ابتلائات ابراهیم (ع)، کلمات، مولفه های قرآنی ابتلا، بازیابی ابتلا
  • محمد حسین طالبی* صفحات 177-196
    باور مشهور میان دانشمندان درباره حقیقت انسان چنین است: انسان حیوان ناطق است. آنها ناطقیت را به معنای داشتن عقل نظری، یعنی داشتن قوه اندیشیدن و توان درک مفاهیم کلی می دانند. بنابراین، انسان در نگاه مشهور، حیوانی عاقل است که توانایی اندیشیدن دارد. هدف این مقاله اثبات آن است که مقوم انسانیت، افزون بر توانایی اندیشیدن و داشتن توان درک مفاهیم کلی، اعتقاد به خدا و ارتباط با او است. این ادعا با استفاده از دلیل عقل و با استعانت از آیات قرآن تبیین می شود. بر این اساس، نه تنها داشتن عقل نظری، بلکه داشتن عقل عملی و پیروی از آن، عنصر مقوم ذات انسانیت است. کسی که از عقل عملی پیروی می کند، کار نیک انجام می دهد. لازمه انجام دادن کار نیک، داشتن قصد تقرب به خدا است. همچنین، انسانیت حقیقتی تشکیکی و سیال است. بنابراین، ماهیت انسان ها با یکدیگر فرق دارد. ارزش نتیجه این مقاله در استفاده از این نظرگاه در مباحث مربوط به حقوق بشر روشن می شود.
    کلیدواژگان: انسانیت، عقل نظری، عقل عملی، کار نیک، مقوم انسانیت
  • حمید حبیبی* صفحات 197-226
    با توجه به قلمرو وسیع دین اسلام و شمول آن به مسائل فردی، اجتماعی، روحی، جسمی، مادی، معنوی و همه ابعاد و شئون انسانی و ارتباط تنگاتنگ علوم انسانی با این حوزه ها و ابعاد، پیوند عمیق اسلام و علوم انسانی، از جمله مدیریت و تعلیم و تربیت، روشن می شود. در این باره برای تبیین فهم منطقی درست از ارتباط میان ابعاد مفاهیم «توانمندسازی» و «امنیت» این موضوع به منبع وحی عرضه شد. بررسی ها به روش استنادی نشان داد توانمندسازی در عرصه های ارتباطی چهارگانه انسان، سبب احساس مطلوب در ابعاد پنج گانه توانمندسازی می شود و این پدیده چنانچه جری و انطباق آیات قرآن نشان داد، ارتقای مولفه ها و شاخصه های امنیت را به روش ایجابی در ابعاد فرهنگی و سیاسی و اجتماعی انسان در پی دارد. در این رویکرد، قرآن کریم به تولید و بازتولید و تکثیر قدرت نرم اصالت می دهد. به این معنا که هر قدر درجه ایمان و اخلاص در انجام دادن عمل صالح ارتقا می یابد، توانمندسازی و امنیت در عرصه های ارتباطی انسان و جامعه سبب متعالی شدن سطح منابع انسانی و توسعه و تعمیق سرمایه اجتماعی می شود.
    کلیدواژگان: توانمندسازی، امنیت، قرآن کریم، قدرت نرم
|
  • Qorban Elmi * Pages 5-29
    This paper studies Eliade's opinions of human being. Eliade’s historico-religious hermeneutic method explores the meaning and interpretation of messages hidden in religious myths, symbols and rituals. According to him, question of the meaning of human being is an important and fundamental question. He divides human beings into two categories in terms of their perspective on existence: the man of traditional society, who is definitely religious and the modern man. Eliade's understanding of human being is studied in two sections: First, the human condition in a fallen state and second, human being as a religious man. The theme of descent will reveal Eliade's shrewd analysis of the negative aspects of secular profane existence in three aspects: descent from paradise, secularization, and fall into time and history. Fall from paradise is a loss of that primordial perfection. Secularization is a fall into secular culture and desacralized cosmos. Fall into time and history is dwelling in an unholy time, that is an ontologically nonexistence, unreality. The religious man has a meaningful existence and a sacred mode of being in the "wasteland history". He is exactly what he was given in the beginning. He has an occupation which bestows meaning to life. For him, the only real act is an imitation of the divine act. Every behavior must be the imitation of archetype.
    Keywords: Eliade, Religious, The Sacred, History, Modern Man, Profane
  • Narges Eskandari Vafaei, Sahar Kavandi *, Tahere Kamalizade Pages 31-49
    The goal of this paper is to prove that there are some Quranic witnesses for Suhrawardi's idea of "affection" and "love". In this respect, after explaining the reality of affection in Suhrawardi's point of view, we will match this Idea to Quranic verses and esoteric commentary of these verses by referring to those verses related to affection and love. Suhrawardi himself believes in a kind of esoteric commentary in which understanding of the real meaning of the text depends on the reader’s level of comprehension and understanding. In this paper, Suhrawardi's idea has been investigated on the basis of the place of ontology, epistemology and cosmology of affection. With respect to ontology, Suhrawardi considers affection as an independent reality that has a pre-eternal source and homogeneousness is not condition in that. In illuminative epistemology, knowledge is known as the base and foundation of love and in its cosmology, cosmos order together with felicity and wretchedness of the soul are interpreted on the basis of love. And reaching to human perfection is only possible through love.
    Keywords: The Quran, Suhrawardi, Affection, Love, Esoteric Commentary
  • Abbas Bakhshandeh Bali, Hasan Ebrahimi *, Zahra Mostafavi, Qasemali Khoochanani Pages 51-71
    The Theory of Perfect Man that was dispersed in published works of Islamic thinkers, started out as an independent subject and eventually annotations were added to it. The ontological aspect of this issue has been reviewed several times. However, the worldly functions of the perfect man have not been analyzed yet. Unlike some mystics and Sufis who limit the perfect man to practice in spiritual manners, Ibn Arabi and Mulla Sadra consider communication with others as a level of elevation and perfection of human. This research aims to study the worldly role of such humans with the help of a analytico-descriptive method with regards to Ibn Arabi and Mulla Sadra`s works. The study includes the formative, political, social and guiding roles in the issues of Sharia.
    Keywords: Ibn Arabi, Mulla Sadra, Perfect Human, Formative Role, Social Role, Guiding Role, Religious Authority
  • Foroogh Sadat Rahimpoor *, Hengameh Biadar Pages 73-89
    One of the prominent figures in epistemology from a moral-educative perspective is Mulla Sadra. This essay tries to analyze his ideas in a library-based method in order to find his educative methods. The key question is what educative methods are explicitly or implicitly mentioned in his epistemological ideas. He based his educative ideas upon his philosophical foundations specially the substantial motion and the union of soul and faculties. The study of his ideas indicate that attempts to get accustomed to haqq and constant rosary, obligation to care for soul in the path of soul’s perfection and purification is one of the main ways of soul nurturing. Implementation of educative justice based on the flexibility of the soul, protection of body and moderation, reinforcement of concentration and presence of the soul, nurture based on repetition and habit, reinforcement of trust and self-respect and nurture based on the development of creativity form the other levels of soul nurturing.
    Keywords: Mulla Sadra, Soul, Educate, Union of Soul, Faculties, Substantial Motion
  • Mohammadreza Karimi Vala *, Mohammadali Kamali Nasab Pages 91-111
    Collapse of the Christian church in the West is the beginning of enlightenment era in which western theorists constituted a new base in theoretical and practical thoughts with dominance of positivist thoughts and with disregard to metaphysical principles. Meanwhile, when these new schools of thought became unable to lay a solid foundation to give meaning to the world and human life and when they laid human beings in weak moral principles and social collapse, Existentialists tried to make them return to their fundamentality with their principles. Some of them, like Nietzsche, Heidegger and Sartre, with a focus on self-based election and others like Kierkegaard, Gabriel Marcel and Tillich, with focus on other-based selection, discussed this topic. But proponents of these two viewpoints, in addition to their false belief regarding fundamentality of human being and lack of any intrinsic whatness, epistemic challenges of them in understanding real position of humans, made them fail in providing these important goals.
    Keywords: Self-Alienation, Self, Based Selection, Other, Based Selection, Existentialism
  • Mohammadbaqer Akhoondi * Pages 113-137
    The aim of this article is to extract dimensions of religiosity in Quranic verses which is made possible by analyzing the qualitative contents and Grounded theory. Findings show that faith and good deeds are two fundamental dimensions of religiosity and by them man gets promoted from potentiality to actuality or from deficiency to perfection. By internalizing the theoretical dimensions of religion, the formed faith appears and accordingly the second dimension of religiosity namely good deeds will appear. Although, there is a close and interdependent relationship between faith and good deeds, faith is constantly prior to it, because the good deeds are the result of faith. Due to this bond, if faith forms, the good deeds certainly will appear only from faith. On this basis, man is a creature with authority and the right to choose who is responsible for his development by two dimensions of faith and good deeds.
    Keywords: Religiosity, Religiosity Dimensions, Faith, Good Deeds
  • Mahmoud Saidi * Pages 139-156
    The immortality of the rational soul is one of the most important issues of Ibn Sina’s philosophy and anthropology. He poses many arguments in proving this subject. Ibn Sina proves the immortality of rational soul by not having relation or position of the intelligible concepts, indefinite power of the rational soul in his actions as well as its needlessness to sensible faculties in some of its perceptions. In spite of the fact, Ibn Sina denies the immortality of imagination faculty and, therefore, in his view, this faculty is material. In this essay, the author, analyzing these proofs, is going to prove that they also prove the immortality of imaginary faculty for lack of any relation or position in the case of imaginary concepts, its indefinite power of imagination in actions and its needlessness to sensible faculties in some perceptions.
    Keywords: Ibn Sina, Proofs, Rational Soul, Imagination
  • Ali Rad *, Parisa Ataii Pages 157-176
    According to the Holy Quran, human life is intermingled with trials, having a mutual relationship with man's perfection and elevation. As objective models of Divine trials, prophets are chosen and reported intelligently in the Quran. The central issue in this research is to draw a revealed pattern of the trial of prophets and analyze its components, emphasizing on the story of Abraham (a) in the Quran. The main axes of the research are as follow: clarifying what trial as well as its components is; analyzing the main trials of Abraham; and comparing them to the components of the Quranic trials. As a result, this research represents a model for a research on trial as a method for prophets` trials, as come in the Quran, to be well understood.
    Keywords: Tradition of Trial, Trials of Prophets, Abraham Trials, Words, Quranic Components of Trial
  • Mohammad Hosein Talebi * Pages 177-196
    The popular belief among scientists regarding human essence is that human being is a rational animal. To them, rationality means having the theoretical intellect, i.e. the potential to think and to conceive universal concepts. Therefore, according to the popular viewpoint, man is a rational animal who is able to think. The aim of this article is to prove that the belief in God and having the relationship with Him is a constitutive element of humanity, moreover, the ability of thinking and of conceiving universal concepts. This will be explained by reason and Quranic verses in this writing.Therefore, not only having theoretical reason but also having practical reason is the constitutive element of humanity. Whoever follows the practical reason does good deeds. The requirement of doing good action is having the intention of being closed to God. Similarly, humanity is a hierarchical and fluid fact. Therefore, the essences of human beings are different.The validity of the result of this paper will be clear in using this theory in human rights discussions.
    Keywords: Humanity, Theoretical Reason, Practical Reason, Good Deeds, Constructive Element of Humanity
  • Hamid Habibi * Pages 197-226
    Regarding extensive domain of Islamic teachings including all aspects of human life following as individual, social, spiritual, physical and material issues and noting close relations of the humanities with this dimensions, a deep bond between Islam and the humanities including management and education is revealed. To attain an Islamic understanding of relationship between the dimensions of the meaning of empowerment and security, the subject was examined on the basis of revelation. Attributive studies have shown that empowerment in four communicative areas of human being, brings about a favorable feeling in the fivefold dimensions of empowerment and this phenomenon as shown by the Quran causes a promotion in components of security in cultural, political and social dimensions. In this approach, the holy Qur’an gives importance to production and reproduction and multiplication of soft power. The higher the level of faith and devoutness goes in doing good deeds, the more empowerment and security in human and social communicative fields improves.
    Keywords: Empowerment, Security, The Holy Quran, Soft Power