فهرست مطالب

به زراعی کشاورزی - سال هجدهم شماره 3 (پاییز 1395)
  • سال هجدهم شماره 3 (پاییز 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/09/29
  • تعداد عناوین: 15
|
  • عرفان سپهوند، محمود قاسم نژاد، محمد رضا فتاحی مقدم، علیرضا طلایی، محمد علی عسکری سرچشمه صفحات 543-555
    نوع سیستم تربیت و محلول پاشی قبل از برداشت با کلسیم می تواند عمر انبارمانی میوه ها را تحت تاثیر قرار دهد. در پژوهش حاضر، اثر محلول پاشی برگی کلراید کلسیم (غلظت های صفر، 75/0، 5/1 و 3 گرم در لیتر) در طی دو، چهار و شش هفته قبل از برداشت بر کیفیت میوه های سیب (Malus domestica) رقم های گالا و دلبار استیوال که به سه حالت (وی شکل، هایتک و کوردون) تربیت شده بودند، در پایان 4 ماه انبارمانی بررسی شد. این آزمایش به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفیبا 4 تکرار طراحی شده بود. خصوصیات میوه مانند سفتی بافت میوه، مواد جامد محلول (TSS)، اسیدیته قابل تیتر (TA)، TSS/TA، فنل کل، فلاونوئید کل، آنتوسیانین کل، ظرفیت آنتی اکسیدانی کل، مقدار اتیلن و شدت تنفس در پایان دوره انبارمانی ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که نوع سیستم تربیت و تغذیه برگی کلراید کلسیم اثر معنی داری بر کیفیت پس از برداشت میوه ها داشت. محلول پاشی با کلراید کلسیم باعث افزایش TSS، TA، ظرفیت آنتی اکسیدانی، مقدار آنتوسیانین، مقدار فنل و سفتی بافت میوه را در مقایسه با میوه های شاهد در پایان دوره انبارمانی شد. در کلیه سیستم های تربیت، سفتی بافت میوه های رقم گالا به طور معنی داری بیشتر از میوه های رقم دلبار استیوال بود. بیشترین میزان TSS (22/14 درصد) و TA (47/0 درصد) میوه در سیستم تربیت هایتک و با غلظت 75/0 گرم در لیتر کلراید کلسیم، مشاهده شد. مقدار اتیلن میوه های رقم دلبار استیوال در هر سه سیستم تربیت (36/18، 22/15 و 11/15 نانولیتر بر گرم ساعت) به طور معنی داری از رقم گالا (60/6، 38/6 و 43/8 نانولیتر بر گرم ساعت) بیشتر بود. محلول پاشی قبل از برداشت کلراید کلسیم توانست، تولید اتیلن و شدت تنفس میوه های سیب در هر سه سیستم تربیتی را به طور معنی داری نسبت به میوه های شاهد در پایان دوره انبارمانی کاهش دهد.
    کلیدواژگان: سیب، سیستم های تربیت، کلراید کلسیم، سفتی بافت میوه، اتیلن، شدت تنفس
  • زهرا ساردویی کرا، وحید رضا صفاری، ایرج توسلیان صفحات 557-567
    به منظور بررسی تاثیر پیش‏تیمار‏‏ بذری و محلول‏پاشی 24-اپی براسینولید بر برخی ویژگی‏های مورفولوژیک، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه همیشه ‏بهار آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا ‏تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه شهید باهنر کرمان، در سال 1393 انجام گرفت. تیمارهای آزمایش شامل پیش‏تیمار‏ بذری و محلول‏پاشی 24-اپی براسینولید با چهار غلظت (0، 1/0، 1 و 10 میکرومولار) بود. نتایج نشان داد که خصوصیات رشدی و رنگیزه‏های فتوسنتزی با کاربرد این تنظیم کننده رشد به صورت پیش‏تیمار و محلول‏پاشی افزایش یافت. بیشترین وزن تر اندام هوایی، ریشه، وزن تر و خشک گل در تیمار ترکیبی (پیش‏تیمار 1/0 میکرومولار + محلول‏پاشی 1/0 میکرومولار) بود که به ترتیب موجب افزایش 79، 33، 28 و 26 درصد نسبت به تیمار شاهد گردید. همچنین، بیشترین میزان رنگیزه‏های فتوسنتزی در ترکیب مذکور یافت شد، به گونه‏ای که به ترتیب موجب افزایش کلروفیل a، b، کل و کارتنوئید حدود 4/2، 1/3، 58/2 و 7/2 برابر در مقایسه با شاهد گردید. این ترکیب سبب افزایش 35 درصدی پروتئین و 3/18 درصدی قندهای احیا نسبت به شاهد شد. نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که 24-اپی براسینولید می تواند با افزایش وزن گل و اندام هوایی موجب افزایش رشد و نمو و عملکرد بستری گیاه همیشه بهار در فضای سبز گردد.
    کلیدواژگان: پروتئین، تنظیم کننده رشد، خصوصیات رشدی، رنگیزه های فتوسنتزی، قند احیا
  • محبوبه فیض آبادی، زهرا قهرمانی، طاهر برزگر، احمد گلچین صفحات 569-580
    امروزه تولید نشاهای سالم و مرغوب یکی از عوامل اصلی موفقیت در پرورش سبزی ها از جمله گوجه فرنگی است. از این رو به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف ورمی کمپوست و تغذیه نیتروژن بر شاخص های رشدی نشای گوجه فرنگی رقم ‘Rio Grande’، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی، در سه تکرار در سال1392 در گلخانه تحقیقاتی گروه علوم باغبانی دانشگاه زنجان انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل 5 سطح ورمی کمپوست (0، 5، 10، 20 و 40 درصد وزنی) و 5 سطح نیتروژن (0، 25، 50، 100 و 200 میلی گرم بر کیلوگرم خاک) بود که نیتروژن از منبع اوره تامین گردید. نتایج نشان داد تیمار کودی نیتروژن تاثیر معنی داری بر رشد نشاء داشت و بیشترین ارتفاع نشاء، وزن خشک ریشه و ساقه، وزن تر ساقه، شاخص کلروفیل برگ در سطح 100 میلی گرم نیتروژن بر کیلوگرم خاک مشاهده گردید. تیمار ورمی کمپوست رشد نشاء را افزایش داد و بیشترین ارتفاع نشاء، فاصله میانگره، طول ریشه، وزن تر و خشک ریشه در سطح 10 درصد وزنی ورمی کمپوست به دست آمد. همچنین ورمی کمپوست به طور معنی داری طول دوره رشد نشاء را کاهش داد و کوتاه ترین طول دوره رشد نشاء (6/39 روز) در بستر 10 درصد وزنی مشاهده شد. باتوجه به نتایج حاصل، غلظت عناصر NPK در برگ با کاربرد ورمی کمپوست افزایش یافت. با توجه به نتایج، تیمار 10 درصد وزنی ورمی کمپوست + 100 میلی گرم نیتروژن بر کیلوگرم خاک بیشترین تاثیر را بر رشد نشاء داشت.
    کلیدواژگان: ارتفاع نشاء، تغذیه، شاخص رشد، محتوای کلروفیل، NPK
  • حمیدرضا چقازردی، محمدرضا جهانسوز، علی احمدی، منوچهر گرجی صفحات 581-594
    به منظور مطالعه روش های بی خا ک ورزی، خا ک ورزی کاهشی و خا ک ورزی متداول بر برخی ویژگی های فیزیکی خاک، عملکرد و برخی صفات گندم و نخود، آزمایشاتی در طول دو سال در منطقه سرپل ذهاب استان کرمانشاه اجرا گردید. نتایج تجزیه مرکب داده ها نشان داد که روش های مختلف خا ک ورزی تاثیر معنی داری (01/0≥P) بر عملکرد دانه، رطوبت حجمی خاک، وزن مخصوص ظاهری خاک، ماده آلی خاک، ارزش اقتصادی و صفات موفولوژیکی گندم و نخود داشتند. در سال اول، عملکرد دانه گندم در خاک ورزی کاهشی حدود 8 درصد نسبت به روش بی خاک ورزی و 10 درصد نسبت به روش خاک ورزی متداول بیشتر بود، درحالی که در سال دوم ، عملکرد دانه گندم در خاک ورزی کاهشی حدود 2 درصد نسبت به روش بی خاک ورزی و 14 درصد نسبت به روش خاک ورزی متداول بیشتر بود. همچنین، عملکرد دانه نخود در خاک ورزی کاهشی به ترتیب حدود 56 و 8 درصد نسبت به روش های بی خاک ورزی و خاک ورزی متداول در سال اول بهتر بوده و در سال دوم، این روش خاک ورزی به ترتیب حدود 51 و 20 درصد نسبت به روش های بی خاک ورزی و خاک ورزی متداول بهتر بود. به طورکلی، نتایج نشان داد روش خاک ورزی کاهشی مطلوب بوده و استفاده از آن به جای روش خاک ورزی متداول به کشاورزان دیم زارهای سرپل ذهاب استان کرمانشاه پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: خاک ورزی، خواص خاک، شرایط دیم، عملکرد، گندم، نخود
  • فرزانه خیری، طاهر برزگر، زهرا قهرمانی، ولی ربیعی صفحات 595-608
    به منظور بررسی اثر کیتوسان و تیمار آب گرم بر انبارمانی و کیفیت میوه فلفل دلمه ای رقم پاکس آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل کیتوسان در چهار سطح 0، 1، 5/1 و 2 درصد وتیمار آب گرم در سه سطح 20، 45 درجه سانتی گراد به مدت 2 دقیقه و دمای 60 درجه سانتی گراد به مدت 20 ثانیه بود که میوه ها به مدت 12، 24 و 35 روز در دمای 1±8 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 95 درصد در سردخانه نگهداری شدند. نتایج نشان داد پوشش کیتوسان تاثیر معنی داری بر کیفیت میوه و میزان ویتامین ث داشت. تیمار میوه ها با کیتوسان 2 درصد، کاهش مواد جامد محلول، سفتی، کیفیت ظاهری، وزن میوه و ویتامین ث را به طور معنی داری به تاخیر انداخت. تیمار آب گرم تاثیر معنی داری بر کیفیت میوه داشت. غوطه ور کردن میوه ها در آب گرم 45 درجه سانتی گراد به مدت 2 دقیقه موجب حفظ کیفیت ظاهری، سفتی میوه و میزان اسیدیته شده و فعالیت آنزیم کاتالاز و پراکسیداز را افزایش داد. تیمار آب گرم 60 درجه سانتی گراد به مدت 20 ثانیه موجب خسارت میوه و کاهش کیفیت شد. طبق نتایج حاصل، تیمار کیتوسان 2 درصد و آب گرم 45 درجه سانتی گراد بهترین تاثیر را در حفظ کیفیت داشتند.
    کلیدواژگان: اسیدیته، آنزیم پراکسیداز، آنزیم کاتالاز، سفتی، مواد جامد محلول
  • اسماعیل کریمی، علی تدین، محمود رضا تدین صفحات 609-623
    جهت بررسی اثر سطوح مختلف آبیاری بر اجزای عملکرد و میزان پرولین برگ گلرنگ بهاره رقم محلی اصفهان، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهرکرد، در سال زراعی 93-1392 انجام گرفت. فاکتور اصلی این آزمایش شامل چهار سطح مختلف آبیاری (پس از 50، 80، 130 و 180 میلی‏متر تبخیر آب از تشتک تبخیر کلاس A) و فاکتور فرعی شامل محلول‏‏پاشی اسید هیومیک (به میزان صفر، 1، 3 و 6 لیتر در هکتار) بود. صفات مورد ارزیابی در این آزمایش شامل تعداد طبق در بوته، وزن هزاردانه، درصد روغن، عملکرد دانه، میزان پرولین و عملکرد روغن بودند. سطوح مختلف آبیاری و محلول‏پاشی اسید هیومیک به صورت معنی‏داری بر صفات فوق اثرگذار بودند. براساس نتایج مقایسات میانگین، آبیاری کمتر باعث کاهش معنی‏دار و محلول‏پاشی اسید هیومیک نیز سبب افزایش معنی‏دار صفات تعداد طبق در بوته، وزن هزاردانه، عملکرد دانه و عملکرد روغن گردید. با افزایش دور آبیاری و همچنین افزایش میزان محلول‏پاشی اسید هیومیک، صفات درصد روغن و میزان پرولین نسبت به تیمار شاهد افزایش معنی‏داری را نشان دادند. ضمنا افزایش دور آبیاری درصد روغن دانه را از 22/22 به 43/25 درصد ارتقا داده است. عملکرد روغن نیز در اثر افزایش دور آبیاری از 7/393 کیلوگرم در هکتار در تیمار 50 میلی‏متر، به 7/289 کیلوگرم در هکتار در تیمار 180 میلی‏متر تبخیر رسید.
    کلیدواژگان: پرولین، درصد روغن، عملکرد دانه، عملکرد روغن، محلول پاشی، وزن هزاردانه
  • جلال جلیلیان، رضا امیرنیا، اسماعیل قلی نژاد، سحر عباس زاده صفحات 625-637
    به منظور بررسی تاثیر آبیاری تکمیلی و پیش تیمار بذر بر عملکرد و برخی خصوصیات کمی و کیفی ماشک رقم دیم مراغه، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی ارومیه، در سال1390 اجرا شد. در تحقیق حاضر، اثرات دو عامل در قالب کرت های خرد شده با پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار مورد بررسی قرار گرفت. فاکتور های مورد مطالعه عبارت بودند از: آبیاری تکمیلی در چهار سطح: بدون آبیاری تکمیلی (1I)، یک بار آبیاری تکمیلی (2I)، دو بار آبیاری تکمیلی (3I) و سه بار آبیاری تکمیلی (4I) به عنوان کرت های اصلی و پیش تیمار بذر در چهار سطح: بدون پیش تیمار (C)، پیش تیمار آب (W)، پیش تیمار فسفات بارور-2 (P) و پیش تیمار نیتروکسین (N)، به عنوان کرت های فرعی در نظر گرفته شدند. آبیاری تکمیلی اثر معنی داری بر ارتفاع ساقه در برداشت اول، تعداد نیام در بوته، وزن 1000 دانه، عملکرد بیولوژیک (83/6 تن در هکتار) و شاخص برداشت داشت. ارتفاع بوته در برداشت اول و دوم، وزن 1000 دانه و شاخص برداشت تحت تاثیر پیش تیمار بذر قرار گرفتند. بیشترین میزان وزن 1000 دانه و شاخص برداشت از پیش تیمار نیتروکسین (N) به ترتیب با 66/40 گرم و 72/14 و کمترین میزان آنها از تیمار شاهد (C) به ترتیب با 15/37 و 36/10 گرم به دست آمد. به طورکلی، انجام دو بار آبیاری تکمیلی و فسفات بارور-2 و نیتروکسین به عنوان پیش تیمار تاثیر مثبت بر عملکرد کمی و کیفی ماشک داشت.
    کلیدواژگان: تنش کم آبی، خصوصیات کمی، فسفات، کود بیولوژیک، نیتروکسین
  • زهرا نوری آکندی، همت الله پیردشتی، یاسر یعقوبیان، ولی الله قاسمی عمران صفحات 639-653
    به منظور بررسی اثر همزیستی قارچ Piriformospora indica بر سیستم آنتی اکسیدانی و رنگیزه های فتوسنتزی گیاه دارویی استویا تحت تنش شوری، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار در شرایط درون شیشه ای انجام شد. عامل های آزمایش شامل تنش شوری در شش سطح (صفر، 50، 100، 150، 200 و 250 میلی مولار NaCl) و تیمار همزیستی قارچی در دو سطح عدم تلقیح و تلقیح قارچ P. indica بود.روند تغییرات غلظت پراکسید هیدروژن، مالون دی آلدهید و فعالیت آنزیم کاتالاز در تیمار شاهد به صورت خطی و افزایشی و در تیمار تلقیح با قارچ به صورت دوتکه ای بود، به طوری که در تیمار تلقیح در سطوح پایین تنش این میزان کاهش یافت. روند تغییرات کلروفیلa ، b و کلروفیل a+b در هر دو تیمار عدم تلقیح و تلقیح قارچ به صورت معادله ی دو تکه ای بود. با این وجود، محتوای کاروتنوئید با افزایش تنش شوری در تیمار تلقیح و عدم تلقیح به صورت خطی (به ترتیب با شیب 007/0- و 005/0-) کاهش یافت.در مجموع، نتایج نشان داد که قارچ P. indicaدر سطوح پایین شوری احتمالا از طریق کاهش غلظت پراکسید هیدروژن (دو درصد تا سطح 124 میلی مولار شوری) و مالون دی آلدهید (17 درصد تا سطح 50 میلی مولار شوری) و درنتیجه کاهش فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی و بهبود میزان رنگیزه های فتوسنتزی سبب افزایش نسبی تحمل به تنش در گیاهان تلقیح شده نسبت به گیاهان شاهد شد.
    کلیدواژگان: تجزیه رگرسیونی، قارچ همزیست، کاتالاز، کلروفیل، مالون دی آلدهید
  • حاتم حاتمی، غلامرضا محسن آبادی، مسعود اصفهانی، بهمن امیری لاریجانی، علی اعلمی صفحات 655-671
    انتقال مجدد ماده خشک، سرعت و مدت پر شدن دانه نقش تعیین کننده ای در عملکرد دانه برنج دارند و مستقیما تحت تاثیر شرایط محیطی هستند. به منظور مطالعه واکنش ارقام به تغییرات محیطی، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز ترویج و توسعه تکنولوژی هراز، در سال 1392 اجرا شد. تیمارها شامل ارقام برنج صمدی، طارم هاشمی، طارم محلی، شیرودی، کشوری و گوهر و زمان های نشاکاری (15 اردیبهشت، 30 اردیبهشت و 20 خرداد) بودند. نتایج نشان داد زمان های مختلف نشاکاری از نظر میزان انتقال مجدد ماده خشک، کارایی انتقال مجدد ماده خشک ساقه، سرعت پر شدن دانه و مدت پر شدن دانه و عملکرد شلتوک اختلاف معنی داری داشتند. زمان نشاکاری 15 اردیبهشت به جز سرعت پر شدن دانه در بقیه صفات یاد شده از دو زمان دیگر برتر بود. طارم هاشمی دارای بالاترین و شیرودی دارای پایین ترین سرعت پر شدن دانه بودند. میزان انتقال مجدد ماده خشک و کارآیی انتقال مجدد ماده خشک ساقه، دوره موثر پر شدن دانه و عملکرد شلتوک در شیرودی (8335 کیلوگرم) بالاتر از بقیه ارقام بود. سرعت پر شدن دانه دارای همبستگی منفی و معنی داری با عملکرد دانه بود. افزایش دوره موثر پر شدن دانه به همراه افزایش انتقال مجدد، نقش موثرتری در عملکرد دانه ارقام برنج داشت. افزایش دما در مرحله رشد رویشی با افزایش دمای تجمعی، کاهش تعداد پنجه موثر را به همراه داشت و این امر باعث افزایش سرعت پرشدن دانه و کاهش مدت پر شدن دانه و محدودیت انتقال مجدد گردید و عملکرد شلتوک کاهش یافت.
    کلیدواژگان: انتقال مجدد ماده خشک، پنجه موثر، دمای تجمعی، سرعت پر شدن دانه، مدت پر شدن دانه
  • حجت صالح زاده، منوچهر قلی پور، حمید عباسدخت، مهدی برادران صفحات 673-682
    نیتروژن با افزایش عملکرد برگ، محتوای کلر و نیکوتین برگ و در مقابل، با کاهش محتوای پتاسیم برگ، تاثیر متضادی بر کمیت و کیفیت برگ توتون به‏جای می گذارد. به‏منظور بهینه سازی غلظت (پیدا کردن غلظت تعادلی) نیتروژن در برگ، ساقه و ریشه توتون در جهت افزایش همزمان کمیت و کیفیت برگ توتون (محتوای پتاسیم بالا و نیکوتین متعادل و کلر کم) با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی دو آزمایش مزرعه‏ای به‏صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‏های کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات توتون تیرتاش و ارومیه به‏اجرا در آمد. تیمارها شامل دو منبع کود نیتروژن (اوره و نیترات آمونیوم) و چهار زمان مصرف (مصرف کل، دو سوم ، یک دوم و یک سوم نیتروژن قبل از نشاءکاری و مابقی در مرحله رشد سریع بوته) بود. در پنج مرحله شامل30، 50، 70، 85 و 100 روز بعد از نشاءکاری غلظت نیتروژن در برگ، ساقه و ریشه (ورودی مدل) به‏طور جداگانه اندازه گیری شد. پس از برداشت، عملکرد برگ فرآوری شده و محتوای پتاسیم، نیکوتین و کلر (خروجی مدل) سنجیده شد. نتایج نشان داد که اختلاف معنی داری در منابع کودی وجود ندارد. بهترین الگو، مصرف دو سوم کود اوره و یک سوم کود نیترات آمونیوم قبل از نشاءکاری بود. مدل شبکه عصبی با یک لایه پنهان و ساختار 4-15-15 مناسب بود. متوسط مقادیر بهینه غلظت نیتروژن در برگ، ساقه و ریشه به ترتیب 06/3، 42/2 و 51/1 درصد به‏دست آمد که در این غلظت ها، افزایش همزمان پتانسیل عملکرد کمی و کیفی برگ وجود دارد که باید مورد توجه متخصصین به زراعی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: برگ، پتاسیم، کلر، نیکوتین، مدل
  • شهرام لک، غلامرضا عبادوز، زهرا نکوییان فر صفحات 683-699
    جهت ارزیابی ارقام یونجه پژوهشی در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان واقع در جنوب غربی شهرستان اهواز با مختصات 31 درجه و 20 دقیقه عرض شمالی، 48 درجه و 40 دقیقه طول شرقی، در سال 1390 اجرا شد. در قسمت اول جهت بررسی عملکرد علوفه تر ارقام بغدادی، مساسرسا، یزدی، بمی، نیک شهری، سینتتیک (کرت اصلی) و تعداد دو چین (فاکتور فرعی) بسته به زمان برداشت در چهار آزمایش بر مبنای زمان برداشت با روش آماری کرت های یک بار خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار اجرا گردید. در چین های تابستانه ارقام در زمان 5 درصد گلدهی، در چین های پاییزه با ارتفاع جوانه های طوقه 8-6 سانتی متر، در چین های زمستانه با ارتفاع جوانه های طوقه 12-10 سانتی متر و در چین های بهاره ارقام در 15 درصد گلدهی برداشت گردیدند. قسمت دوم طبق الگوی آماری ذکر شده اجرا شد با این تفاوت که چین برداری در چهار سطح انجام شد. نتایج نشان داد ارقام بغدادی، مساسرسا و سینتتیک برتری معنی دار نسبت به سایر ارقام داشتند و اثر زمان برداشت بر عملکرد علوفه و نیز اثر متقابل فاکتور ها بر کلیه صفات به جز قطر ساقه و تعداد ساقه در متر مربع در سطح یک درصد معنی دار بود. به سبب عوامل اقلیمی در چین های تابستانه و بهاره، محدوده مناسب طول دوره 30-25 روز می باشد. در چین های پاییزه و زمستانه باتوجه به گل دهی اندک می توان از شاخص کل درجه روز رشد و دامنه کل ساعات آفتابی دریافتی استفاده نمود که مقادیر آن ها به ترتیب 450-400 و 350-300 ساعت مناسب می باشد، همچنین ارقام بغدادی، مساسرسا و سینتتیک دارای عملکرد برتر در کلیه چین ها بودند.
    کلیدواژگان: ارتفاع ساقه، چین، رشد مجدد، ماده خشک، مورفولوژی
  • وحید اکبرپور، محبوبه آشناور، محمدعلی بهمنیار صفحات 701-711
    مواد ثانویه گیاهی نقش مهمی را در سلامت و تغذیه انسان ایفا می کنند. باتوجه به اهمیت گیاه سرخارگل در تولید مواد ثانویه و همچنین تاثیر مواد مغذی در میزان مواد ثانویه، آزمایشی به صورت گلدانی در قالب طرح کاملا تصادفی با 6 تیمار و در 3 تکرار در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، در سال 1394 اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل: کود شیمیایی (150 کیلوگرم نیتروژن، 120 کیلوگرم انیدرید فسفریک و 250 کیلوگرم اکسید پتاسیم در هکتار به ترتیب از منبع اوره، سوپرفسفات تریپل و سولفات پتاسیم)، 30 تن کود دامی در هکتار، 15 تن کود دامی + 25 درصد تیمار کود شیمیایی در هکتار، 15 تن کود دامی + 50 درصد تیمار کود شیمیایی در هکتار و 15 تن کود دامی + 75 درصد تیمار کود شیمیایی در هکتار و شاهد (بدون مصرف کودهای شیمیایی و دامی) بود. نتایج نشان داد که تمامی صفات اندازه گیری شده نظیر غلظت کلروفیل a و b، عملکرد آنتوسیانین و فلاونوئید برگ و ریشه، عملکرد فنل کل گل و درصد فعالیت آنتی اکسیدانی در مرحله تمام گل تحت تاثیر تیمارهای مختلف کودی قرار گرفت. به طوری که بیشترین غلظت کلروفیل a و b (به ترتیب 33/11 و 41/2 میلی گرم در گرم وزن تر) مربوط به کاربرد کود شیمیایی بود که با تیمارهای تلفیق کود دامی و شیمیایی (15 تن کود دامی به همراه 25 درصد تیمار کود شیمیایی و 15 تن کود دامی به همراه 75 درصد تیمار کود شیمیایی) از نظر آماری در یک سطح قرار داشت. همچنین، کاربرد 30 تن کود دامی در هکتار، بیشترین تاثیر را بر عملکرد آنتوسیانین و فلاونوئید برگ و ریشه و فنل کل گل داشته است. حداکثر فعالیت آنتی اکسیدانی نیز با کاربرد 15 تن کود دامی به همراه 25 درصد کود شیمیایی به دست آمد که نسبت به تیمارهای شاهد و کود شیمیایی به ترتیب 10 و 80 درصد افزایش نشان داد.
    کلیدواژگان: آنتوسیانین، سرخارگل، فعالیت آنتی اکسیدانی، فلاونوئید، فنل کل
  • لیلا محمدی، سعید ریزی، عبدالرحمان محمدخانی، رحیم برزگر صفحات 713-726
    به منظور بررسی تاثیر کود کندرهش و اسید هیومیک بر بهبود عملکرد گل حنای گینه نو Impatiens hawkeri))، پژوهشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 15 تیمار و سه تکرار مورد بررسی قرار گرفت. تیمارها شامل کود کندرهش با فرمول کودی 12-11-18-2.7MgO-8S در پنج سطح صفر، 5/1، 3، 5/4 و 6 کیلوگرم بر مترمکعب و اسید هیومیک در سه سطح صفر، 2 و 4 کیلوگرم بر مترمکعب بودند که با بستر کاشت مخلوط شدند. بستر کاشت شامل 50 درصد پیت ماس، 40 درصد پرلیت و 10 درصد پوسته برنج (به صورت حجمی) بود. پنج ماه پس از کاشت بذر، نتایج نشان داد بیشترین تعداد گل در کود کندرهش 6 کیلوگرم بر مترمکعب به همراه اسید هیومیک 2 کیلوگرم بر مترمکعب (20 عدد) و بیشترین تعداد برگ نیز مربوط به کود کندرهش 3 کیلوگرم بر مترمکعب (122 عدد) بود. کود کندرهش تاثیر مثبت و معنی داری بر تمامی صفات ارزیابی شده نشان داد. همچنین، اسید هیومیک تاثیر مثبت معنی داری در ارتفاع گیاه، تعداد برگ و ساقه، سطح برگ، کلروفیل کل، وزن تازه ساقه، قطر گل، طول عمر تک گل و تعداد گل داشت. باتوجه به نتایج تحقیق حاضر، کاربرد اسید هیومیک 4-2 کیلوگرم بر مترمکعب و کود کندرهش 3 تا 5/4 کیلوگرم بر مترمکعب به منظور پرورش گل حنای گینه نو توصیه می شود.
    کلیدواژگان: پوسته برنج، صفات رویشی، طول عمر گل، کودهای بیولوژیکی، نیتروژن
  • مریم خسروی، سعید ریزی، رحیم برزگر، غلامرضا ربیعی صفحات 727-741
    به منظور بررسی اثر کاربرد ورمی کمپوست و اسید هیومیک بر ویژگی های کمی چمن فرش، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کامل تصادفی در سه تکرار در دانشگاه شهرکرد، انجام شد. تیمارهای اعمال شده شامل ورمی کمپوست (صفر، پنج، 10 و 15 درصد حجمی) و اسید هیومیک (صفر، 150 و 250 گرم در متر مربع) بودند. صفات مورد ارزیابی شامل غلظت نیتروژن و فسفر اندام هوایی، ارتفاع اندام هوایی، وزن تر و خشک اندام هوایی، طول ریشه، وزن تر و خشک کل ریشه، وزن تر و خشک ریشه چمن فرش بودند. نتایج نشان داد که استفاده از اسید هیومیک و ورمی کمپوست بر وزن خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه چمن فرش، وزن خشک کل ریشه، وزن تر کل ریشه، غلظت نیتروژن و فسفر اندام هوایی اثر مثبت و معنی داری نسبت به تیمار شاهد داشت. تیمار 15 درصد حجمی ورمی کمپوست و 150 گرم در مترمربع اسید هیومیک، بیشترین تاثیر مثبت را بر صفات اندازه گیری شده داشتند و موجب افزایش نیتروژن (4/25 درصد)، فسفر (6/39 درصد)، وزن خشک هوایی (7/49 درصد)، وزن تر کل ریشه (3/83 درصد)، وزن خشک کل ریشه (215 درصد) و وزن خشک ریشه چمن فرش (204 درصد) شدند. در تحقیق حاضر، کاربرد اسید هیومیک همراه با ورمی کمپوست سبب افزایش جذب عناصر نیتروژن و فسفر توسط ریشه درنهایت موجب افزایش ویژگی های کمی چمن فرش گردید.
    کلیدواژگان: ارتفاع بخش هوایی، وزن خشک ریشه، کیفیت ظاهری، فسفر، نیتروژن
  • صفورا کاظمی، رحیم برزگر، عبدالرحمان محمدخانی صفحات 743-752
    این پژوهش به منظور بررسی اثر ورمی واش بر عملکرد و غلظت عناصر غذایی برگ توت فرنگی رقم «گاویتا» در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد، در سال 1393 انجام شد. تیمارها شامل شاهد (بدون محلول پاشی ورمی واش) و غلظت های 10، 15 و 25 درصد ورمی واش بودند که در فواصل زمانی یک، دو و سه هفته به صورت محلول پاشی به کار برده شدند. ورمی واش از ورمی کمپوست کود گاوی و از طریق کرم های خاکی گونه ایزنیا فوئتیدا استخراج شد. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار اجرا شد. نتایج نشان داد که اختلاف معنی داری در میزان نیتروژن، پتاسیم و آهن برگ بین کلیه تیمارهای ورمی واش در مقایسه با شاهد وجود داشت، اما در مورد سایر عناصر پرمصرف و کم مصرف معنی دار نبود. غلظت آهن برگ در تیمار محلول پاشی 25 درصد ورمی واش در فواصل زمانی یک هفته ای، تا مرز بیشبود افزایش یافت. محلول پاشی ورمی واش با غلظت 10، 15 و 25 درصد هر دو هفته یک بار به طور قابل توجهی تعداد میوه و عملکرد در بوته را افزایش دادند، اما متوسط وزن هر میوه را اندکی کاهش دادند. افزایش عملکرد تیمارهای مختلف ورمی واش در مقایسه با تیمار شاهد، بین 68-24 گرم در بوته متغیر بود. تیمارهای ورمی واش تاثیری بر تعداد گل آذین در بوته و تعداد گل در گل آذین نداشتند. محلول پاشی ورمی واش با غلظت 15 و 10 درصد در فواصل زمانی دو هفته یک بار، عملکرد توت فرنگی رقم «گاویتا» را بهتر از سایر تیمارها بهبود بخشیدند.
    کلیدواژگان: توت فرنگی، کشاورزی پایدار، کود آلی مایع، محلول پاشی، ورمی واش
|
  • Erfan Sepahvand, Mahmoud Ghasem Nejad, Mohammad Reza Fatahi Moghadam, Ali Reza Talaie, Mohammad Ali Askari Sarcheshmeh Pages 543-555
    The type of training system and application of calcium spray have considerable effects on storability of fruits. In this study, the effects of calcium chloride spray (0, 0.75, 1.5 and 3 g.L-1) in three times during 2, 4 and 6 weeks before harvest time on apple (Malus domestica) fruits cvs. ‘Gala’ and ‘Delbarestival’, which trained in three different training systems (V shape, HighTech and Cordon) were investigated after 4 months in cold storage. This experiment was designed as split factorial in frame of randomized complete block design with four replications. The fruit characteristics such as fruit firmness, total soluble solids (TSS), titratable acid (TA), TSS/TA, total phenolic, total flavonoids, total anthocyanin, ethylene and respiration rate were evaluated at the end of storability. The results showed that training systems types and foliar application with calcium chloride had significant effect on postharvest quality of fruits. Calcium chloride spray increased TSS, TA content, antioxidant capacity, anthocyanin content, phenol content and tissue firmness of fruits at the end of storage in compared to control. Fruits firmness of Gala was higher than Delbarestival cultivars. The highest TSS (14.22%) and TA (0.47%) content were found in fruits produced with High-tech system when sprayed with 0.75 g. L-1 calcium chloride. Ethylene production of Delbarestival (18.36, 15.22 and 15.11 nL/g.h) was higher than Gala fruits (6.60, 6.38 and 8.43 nL/g.h) at three different training systems. Preharvest calcium spray suppresed ethylene production and respiration rate of apple fruits produced at three different training systems as compared to control at the end of storage.
    Keywords: Apple, Training systems, Calcium chloride, Fruit firmness, Ethylene, respiration rate
  • Zahra Sardoei Kara, Vahid Reza Saffari, Iraj Tavassolian Pages 557-567
    To investigate the effects of priming and foliar spray by 24-epibrassinolide (EBR) on some of Marigold morphological, biological and biochemical traits, an experiment was conducted as factorial on completely randomized design with three replications at experimental laboratory of department of horticulture, Shahid Bahonar University of Kerman in 2014. Each of priming and foliar spray of EBR had four concentrations (0, 0.1, 1 and 10 µM). Results showed that growth parameters and photosynthetic pigments increased proportional to the increment of EBR in priming and foliar spray treatments. . The greatest shoot weight (79 percent), root (33 percent), fresh (28 percent) and dry (26 percent) weights of pot marigold compared to control were obtained at priming with 0.1 µM plus foliar spray at 0.1 µM of EBR. Furthermore, the highest chlorophyll a, b, total chlorophyll and carotenoids were found at the same concentration (0.1 µM priming 0.1 µM foliar spray of EBR) with 2.4, 3.1, 2.6 and 2.7 percent increase respectively. The EBR increased protein and reduced sugar up to (35 percent) and (18.3 percent) compared with control. The results of this experiment indicated that application of EBR can be used to improve the growth and development traits of pot marigold.
    Keywords: Growth regulation, Growth parameters, Photosynthetic pigments, Protein, Reduced sugar
  • Mahboobeh Fizabadi, Zahra Ghahremani, Taher Barzegar, Ahmad Golchin Pages 569-580
    Today, the production of healthy and high quality seedlings is the main factors of success in growing vegetables such as tomato. Hence, in order to investigate the effect of different levels of vermicompost and nitrogen on the growth parameters of tomato seedlings (Lycopersicon esculentum Mill. cv. Rio Grande), a factorial experiment was conducted in a randomized complete design with three replications in 2014 at the research greenhouse of Department of Horticultural Science, University of Zanjan. Treatments consisted of five vermicompost levels (0, 5, 10, 20 and 40 wt %) and nitrogen at five levels (0, 25, 50, 100 and 200 mg N/kg soil). The results showed that nitrogen treatments caused a significant increase in seedling growth. The maximum seedling height, dry weight of root and stem, fresh weight of stem, leaf area and chlorophyll content was observed in 100 mg N/kg Soil. The vermicompost treatments significantly increased seedling growth, so the highest seedling height, internodes length, root and stem length, fresh and dry weight of root and leaf area was obtained in the 10 wt% vermicompost. Also vermicompost caused a significant decrease in growth period of transplant and the minimum period (39.6 days) was recorded in the 10 wt% vermicompost. According to the results the concentration of N. P and K in leaf increased with application of vermicompost. Application of 100 mg N/ kg soil and 10 wt% vermicompost improved seedling growth
    Keywords: Chlorophyll content, Growth index, NPK, Nutrition, Seedling height
  • Hamidreza Chaghazardi, Mohammad Reza Jahnsuz, Ali Ahmadi, Manouchehr Gorji Pages 581-594
    In order to study of no-tillage, reduced tillage and conventional tillage systems on some soil physical properties, yield and some traits of wheat and chickpea, experiments were perfumed across two years in Sarpolezahab’s dryland region.Results of combined analysis of variance indicated that different tillage systems had significant effects (P≥0.01) on seed yield, volumetric soil moisture, bulk density, organic carbon, economic value and morphologic traits of wheat and chickpea. In the first year, seed yield of wheat in reduced tillage treatment was 8 percent higher than no-tillage treatment and 10 percent higher than conventional tillage treatment while in the second year seed yield of wheat in reduced tillage treatment was 2 percent higher than no-tillage treatment and 14 higher than conventional tillage treatment. Also, seed yield of chickpea in reduced tillage treatment was 8 and 56 percent higher than no-tillage and conventional treatments, respectively and in the second year was 51 and 20 percent higher than no-tillage and conventional treatments, respectively. In general, the results showed that the reduced tillage system was favourable and using of this system in replacement of conventional system could be advised to the farmers of dryland areas of Sarpolezahab region in Kermanshah province.
    Keywords: chickpea, rainfed conditions, soil properties, tillage, wheat, yield
  • Farzaneh Kheiri, Taher Barzegar, Zahra Ghahremani, Vali Rabiei Pages 595-608
    In order to study the effects of chitosan and hot water treatments on storability and fruit quality of sweet pepper "Paks", an experiment was conducted as a factorial design in the base of CRD with three replications.Fruits were treated withchitosan at four levels (0, 1, 1.5 and 2 percent) and hot water at 20 and 45ºC (dipping for 2 min time) and 60ºC (dipping for 2o sec time), then stored for 12, 24 and 35 days at 8°C and 98% RH in refrigerator. The results showed that the quality and vitamin Ccontent of fruits decreased during storage. Coating of pepper with chitosan significantly delayed loss of TSS, firmness, vitamin C, weight losses and fruit quality. Pepper coated with 2% chitosan had the highest effect on keeping fruit quality. Hot water had significant effect on fruit quality. Water with 45°C as hot water treatment improved firmness, titrable acidity, vitamin C, visual quality and activity of catalase and peroxidase enzymes. Heat damage was observed on fruit dipping at 60°C. According to the results, treatment of 2 percent chitosan with hot water 45°C had the best effect on the studied parameters.
    Keywords: Acidity, Catalase enzyme, Firmness, Peroxidase enzyme, Total soluble solid
  • Esmaeil Karimi, Ali Tadayyon, Mahmour Reza Tadayyon Pages 609-623
    In order to investigate the effect of different irrigation regimes on yield and leaf proline content of a spring Isfahan local variety of safflower, a field experiment was conducted as split plot in Randomized Complete Block Design with three replications at the Research Station of Shahrekord University in 2013-2014. The main factor consisted of four different irrigation regimes (irrigation after 50, 80, 130 and 180 mm evaporation of water from evaporation pan class A) and subplots were spraying humic acid (at a rate of zero, one, three and six liters per hectare). Evaluated traits in this experiment included, the number of heads per plant, 1000 seeds weight, oil content, grain yield, oil yield and leaf proline content. Irrigation treatments and foliar application of humic acid significantly contributed to the above characteristics. Based on means comparisons, less irrigation caused a significant decrease and spraying humic acid also increased significantly number of heads per plant, 1000 seeds weight, grain yield and oil yield. Also, with increased Irrigation and increase application of humic acid, oil content and proline compared to the control group showed a significant increase. In addition, increased irrigation, increase seed oil content from 22.22 percent to 25.43 percent (in irrigation treatment after 180 mm evaporation and application of six lit/ha) has been upgraded. Oil yield also decreased as a result of irrigation after 50 mm evaporation from 394 to 289 kg per hectare after 180 mm evaporation.
    Keywords: 1000 seeds weight, Foliar application, Grain yield, oil content, Oil yield, Proline
  • Jalal Jalilian, Reza Amirnia, Esmaeil Gholinezhad, Sahar Abbas Zadeh Pages 625-637
    To evaluate effected of supplemental irrigation and seed priming on yield and some quantity and quality characteristics of vetch (Vicia dasycarpa) rainfed maragheh cultivar, an experiment was carried out at the Research Farm of Faculty Agriculture of Urmia University, West Azarbaijan province, Iran, during 2011. The experimental design was split-plot, laid out in Randomized Complete Block with three replicates. The main plots were without supplemental irrigation (I1), one times supplemental irrigation (I2), two times supplemental irrigation (I3) and three times supplemental irrigation (I4). The subplot included four levels of seed priming: Control (C), Water (W), Phosphate (P) and Nitroxin (N). Plant height, Pod number in stems, 1000-grain weight, biological yield (6.83 t/ha) and harvest index were influenced by the supplemental irrigation. Plant height, 1000-grain weight in second and third harvest and harvest index were influenced by seed priming. Maximum and minimum 1000-grain weight was observed in N (40.66g and 14.72) and C (37.05g and 10.36) seed priming, respectively. As a result, applying two times supplemental irrigation and seed treatment with phosphate and nitroxin had positive effects on quality and quantity yield of vetch.
    Keywords: Biological Fertilizer, Nitroxin, Phosphate, Quantity Characteristics, Water Deficit Stress
  • Zahra Noori Akandi, Hemmatollah Pirdashti, Yaser Yaghoubian, Valiollah Ghasemi Omran Pages 639-653
    In order to evaluate the effect of Piriformospora indica fungi inoculation on antioxidant systems and photosynthetic pigments of Stevia under salt stress, an experiment was conducted in a factorial based completely randomized design with four replications under in vitro culture conditions. Factors include salinity at six levels (0, 50, 100, 150, 200 and 250 mM of NaCl) and inoculation of mycorrhizae like fungi at two levels (non-inoculated and inoculation with fungi). The results showed that the hydrogen peroxide (H2O2) and malondialdehyde (MDA) concentration and catalase (CAT) activity was increased linearly in control plants while in inoculated plants fitted by a segmented equation. Accordingly, in mild stress the activity of these enzymes were reduced. Chlorophyll a, b and a content changed as a segmented model in both inoculated and uninoculated plants. Carotenoid content, however, linearly decreased in both inoculated (slope of -0.007) and uninoculated (slope of -0.005) plants. In conclusion, the results indicated that P. indica, particularly in low levels of salt stress, could reduce hydrogen peroxide (by two percent up to 124 mM of NaCl) and malondialdehyde content (17 percent up to 50 mM of NaCl) which resulted in decreased antioxidant activities and improved photosynthetic pigments and relatively increased tolerance to salt stress in stevia plants.
    Keywords: Antioxidant enzymes, Catalase, Chlorophyll, Endophytic fungi, Malondialdehyde
  • Hatam Hatami, Golamreza Mohsenabadi, Masoud Esfahani, Bahman Amiri Garijani, Ali Aalami Pages 655-671
    Dry matter remobilization, grain filling rate and duration has principle role on rice grain yield, and environment condition directly affect on them. For study the influence of climate factors a factorial field experiment in randomized complete blocks design with three replications conducted at Haraz Extention and Technology Development Centre in Spring 2013. Treatments included rice cultivars namely; Samadi, Tarom Hashemi, Local Tarom, Shiroudi, Keshvari, Gohar and transplanting times (5th may, 20th may and 10th June). Results showed that dry matter remobilization rate, stem dry matter remobilization efficiency, grain filling rate and duration, and grain yield varied significantly among different transplanting times. Transplanting time on 5th may was higher than other two transplanting dates in all traits except for grain filling rate. Tarom Hashemi had highest and improved variety, Shiroodi had lowest grain filling rate. Dry matter remobilization rate, Stem dry matter remobilization efficiency, effective grain filling duration, and grain yield was higher in Shiroudi among rice cultivars. Grain yield negatively correlated with grain filling rate. Increasing in grain filling duration with increased dry matter remobilization had more effective role in rice cultivars grain yield. Increasing temperature in vegetative growth phase with increasing in accumulated growing degree day accompanied with decreasing in tiller number, less tiller number caused higher grain filling rate and lower grain filling duration and dry matter remobilization restriction that decreased grain yield.
    Keywords: Cumulative temperature, Dry matter remobilization, Effective tillers, Grain filling duration, Grain filling rate
  • Hojjat Salehzadeh, Manouchehr Gholi Pour, Hamid Abbasdokht, Mehdi Baradaran Pages 673-682
    Nitrogen (N) affects adversely the tobacco yield quantity and quality as it increases yield, Chlorine and nicotine contents, but decrease potassium content. This experiment was aimed at optimization of (the balance between) N concentration in leaf, stem and root to increase both yield quantity and quality (high potassium, low Chlorine and medium nicotine contents) using artificial neural network. Two field experiments based on complete block design with three replications were conducted in Tirtash and Urmia tobacco research centers. Treatments were factorial arrangement of two N sources (urea and nitrate ammonium) and four application patterns (basal, 2/3 basal and 1/3 after initiation of rapid growth (AIRG), 1/2 basal and 1/2 at AIRG, 1/3 basal and 2/3 at AIRG). The N concentration of leaf, stem and root (model inputs) was measured in 30, 50, 70, 85 and 100 days after transplanting. After harvesting, the quantity of cured leaf and its Cl, K and nicotine content (model outputs) were also determined. The results indicated that a model with one hidden layer and configuration of 15-15-4 is appropriate and there were no significant different between two N sources. The best pattern was use of nitrate ammonium in 2/3 basal and urea 1/3 basal. The average value of optimized N concentration was 3.06, 2.42 and 1.5 percent for leaf, stem and root, respectively. These optimized concentrations can lead to potential increase in quality and quantity of tobacco which should be taken into consideration by breeders and agronomists.
    Keywords: Leaf, Potassium, Chlorine, Nicotine, Model
  • Shahram Lak, Gholam Reza Abadouz, Zahra Nekoeianfar Pages 683-699
    To assessment Alfalfa cultivars research project this research has been fulfilled in 2011 at Khouzestan Agricultural and Natural Resource Research Center in southwest of Ahwaz in Khouzestan province (Iran) by position 31º20′ N, 48º40′ E. At first section for evaluation wet forage yield cultivars such as “Baghdadi”, “Mesasersa”, “Yazdi”, “Bami”, “Nikshahri”, “Synthetic” (Main factor) and two cutting time (Sub factor) according harvest time in four experiment by statistical plane of split plot based randomized complete block design in four replication was conducted. In summer cutting cultivar at 5% flowering stage, autumn cutting at 6-8 cm height of crown buds, winter cutting at 10-12 cm height of crown buds and spring cutting cultivars harvested at 15% flowering stage. Second section was conducted according statistical plane was mentioned expect sub factor include four level. Result showed Baghdadi, Mesasersa and Synthetic were superior to another cultivars and harvest time on forage yield and also interaction effect of factors on all traits expect stem diameter and number of stem in square meter were significant at 1% probability level. Because of climate factors in summer and spring cutting 25-30 day was best period for growing season. In autumn and winter cutting according low flowering it possible use growing degree days and period of received sunshine hours, their values in order 300-350 and 400-450 hours (Enough time), as well as Baghdadi, Mesasersa and Synthetic cultivars were superior in all cutting.
    Keywords: Cutting, dry matter, Morphology, Plant height, Re, growth
  • Vahid Akbarpour, Mahboobeh Ashnavar, Mohammad Ali Bahmanyar Pages 701-711
    Plant secondary materials play an important role in health and human nutrition. According to the importance of coneflower in the production of secondary materials and also the effect of nutrient on the amount of secondary materials, a pot experiment was conducted with a completely randomized design six treatments and three replications in Sari University of Agricultural Sciences and Natural Resources in 2015. Treatments were included: chemical fertilizer (150 kg N, 120 kg P2O5 and 250 kg K2O per hectare from urea, triple super phosphate and potassium sulphate source, respectively) (CF), 30 t.ha-1 manure (M), 15 t.ha-1 M percent CF, 15 t.ha-1 M percent CF and 15 t.ha-1 M percent CF and control (without applying chemical fertilizer and compost). Result indicated that all traits such as chlorophyll a and b, yield of anthocyanin and flavonoid in leaf and root, yield of total phenolic in flower and percentage of antioxidant activity in full bloom were affected by different fertilizer treatments. So that the maximum concentration of chlorophyll a and b (11.33 and 2.41 mg.gr-1 FW respectively) were related to the application of chemical fertilizer that with incorporation manure and chemical fertilizer (15 t.ha-1 M 25 percent CF and 15 t.ha-1 M percent CF) were statistically the same level. Meanwhile, the application of 30 t.ha-1 M had the greatest effect on anthocyanin and flavonoid in leaves and total phenolic of flower. Maximum antioxidant activity was obtained with using 15 t.ha-1 M percent CF increased 10 percent and 80 percent compared to the control and CF treatments, respectively.
    Keywords: Anthocyanin, Antioxidant activity, Coneflower, Flavonoid, Total phenolic
  • Leila Mohammadi, Saeed Rizi, Abdorrahman Mohammadkhani, Rahim Barzegar Pages 713-726
    To evaluate the effect of slow release fertilizer and humic acid on quality of New Guinea Impatiens (Impatiens hawkeri), an experiment established in complete random design with 15 treatments and three replications. Treatments were slow release fertilizer (12-11-18-2.7MgO-8S) in five levels (0, 1.5, 3, 4.5 and 6 kg/m3) and humic acid in three levels (0, 2 and 4 kg/m3) that mixed with medium culture. The substrate medium was included 50 percecnt of peat moss, 40 percent of perlite and 10 percent of rice husk (v/v). Five months after seeding, results showed the most flower number (20 number) in 6 kg/m3 mixed with 2 kg/m3 of humic acid, and the most leaf number (122 number) in 3 kg/m3 of slow release fertilizer treatments. The slow release fertilizer treatment showed a positive significant effect in all traits. Also, humic acid had a positive significant effect on plant height, leaf and shoot number, leaf area, total chlorophyll, shoot fresh weight, flower diameter, flower life and flower number. Considering that, humic acid in 2-4 kg/m3 and slow release fertilizer in 3-4.5 kg/m3 could be recommended for New Guinea Impatiens cultivation.
    Keywords: Biological Fertilizers, Flower Life, Nitrogen, Rice Husk, Vegetative Traits
  • Maryam Kosravi, Saeed Rizi, Rahim Barzegar, Gholam Reza Rabiei Pages 727-741
    In order to evaluate the effect of vermicompost and humic acid on quantitative and qualitative traits of sod turf, a factorial experiment based on completely randomized design with three replications was established in research farm in Shahrekord University. Treatments were vermicompost (zero, 5, 10 and 15 v/v percent) and humic acid (zero, 150 and 250 g/m2), respectively. Some traits such as shoot nitrogen and phosphorus content, shoot height, shoot dry and wet weight, total root length, root fresh and dry weight and root dry weight were evaluated. The results showed that the application of vermicompost and humic acid had a positive significant effect on shoot dry weight, sod root dry weight, total dry weight of roots, fresh weight of root, shoot nitrogen and phosphorous content compared to control. The vermicompost in 15% v/v and humic acid in 150 g/m2 treatments had the most positive effect on measured traits and increased nitrogen (25.4 percent), phosphorous (39.6 percent) content, shoot dry weight (49.7 percent), root weight (83.3 percent), total root dry weight (215 percent) and sod root dry weight (204 percent). In this research application of vermicompost and humic acid increased uptake of nitrogen and phosphorus and it increased the sod quality.
    Keywords: Appearnce quality, Nitrogen, Phosphorus, Root dry weigth, Shoot Height
  • Safoura Kazemi, Rahim Barzegar, Abd, Alrahman Mohammadkhani Pages 743-752
    The present investigation was carried out to evaluate the effect of vermivash on yield and leaf nutrient status of strawberry "Govieta" at research greenhouse of Shahrekord University in 2013. Treatments were included control (without vermiwash foliar spray) and different concentration of vermiwash (10, 15 and 25 percent) that spryed at 1, 2 and 3 weeks interval. Vermiwash was extracted from cow manure vermicompost through earthworm Eisenia foetida. The experiment was conducted in completely randomized design (CRD) with three replications. The results showed that there was significant difference between vermiwash treatments and control for the leaf elements of N, K and Fe, but was not significant for the other macro and microelements. Leaf Fe concentration increased up to excessive level in 25 percent concentration with weekly interval. Foliar spray of 25, 15 and 10 percent vermiwash with two-weeks intervals considerably enhanced the number of fruit and yield per plant, but decreaced fruit weigth average a little. Increasing the yield per plant ranged between 24 and 68g for various vermiwash treatments in comparison with control. Vermiwash treatments had no effect on inflorescence number per plant and flower number per inflorescence. Foliar spray of 15 and 10 percent vermiwash with two-weeks interval improved the yield of strawberry "Govita".
    Keywords: Liquid Organic Fertilizer, Foliar Spray, Strawberry, Sustainable agriculture, Vermiwash