فهرست مطالب

تحقیقات کاربردی علوم ورزش بدون مرز - پیاپی 3 (بهار 1396)
  • پیاپی 3 (بهار 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/03/11
  • تعداد عناوین: 5
|
  • امید کاظمی*، زبیده روشناس، امید ظفرمند صفحه 2
    زمینه و هدف
    پژوهش حاضر برای بررسی مقایسه تاثیر 10هفته تمرین قدرتی و استقامتی بر تستوسترون و کورتیزول و نسبت تستوسترون به کورتیزول سرمی در دانشجویان مرد و زن غیرفعال دانشگاه پیام نور انجام شد.
    روش شناسی: این مطالعه به روش نیمه تجربی بر روی 40 دانشجو شامل20 مرد و 20 زن غیرورزشکار از میان 320 تن از دانشجویان دانشگاه پیام نور شهر دهدشت با دامنه سنی 20-30 سال که به صورت داوطلبانه و هدفمند انتخاب شدند، انجام گردید. به صورت تصادفی دو جنسیت(زن و مرد) هر کدام به دو گروه (قدرتی و استقامتی) به طور مساوی تقسیم شدند.
    یافته ها
    کورتیزول در گروه تمرین مقاومتی(هر دو جنسیت) کاهش معنادار نشان داد(PM=/001،/002 PF=) در حالی که در گروه تمرین استقامتی(هر دو جنسیت) افزایش معناداری مشاهده گردید(PM=/000، PF=/001). تستوسترون در گروه تمرینی مقاومتی(هر دو جنسیت) افزایش معنادار(PM=/01، PF=/01) و در استقامتی کارها(هر دو جنسیت) تفاوت معناداری مشاهده نشد. در نهایت نسبت تستوسترون به کورتیزول در(بین دانشجویان مرد و زن در هر دو نوع تمرین استقامتی و قدرتی) تفاوت معناداری نیز مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    افزایش معنادار تستوسترون در گروه تمرین مقاومتی، هم در گروه مردان و هم زنان نشان می دهد که هر دو گروه نسبت به تمرینات یکسان واکنش مشابه نشان داده اند، هرچند واکنش تستوسترونی مردان ه تمریات بالاتر بود. غیرمعنادار بودن تفاوت نسبت تستوسترون به کورتیزول می تواند به علت تغییر اندک سطح هورمون ای ورد آزایش باشد. بنابراین لزوم توجه به تمرینات قدرتی و استقامتی بر تستوسترون و کورتیزول ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: تستوسترون، کورتیزول، تمرینات قدرتی، تمرینات استقامتی، نسبت تستوسترون به کورتیزول
  • اعظم خلیل پور* صفحه 18
    هدف از مطالعه و بررسی رابطه کاربرد اصول مدیریت کیفیت فراگیر بر تعارض سازمانی(بین فردی) در فدراسیون بسکتبال جمهوری اسلامی ایران می باشد. این پژوهش با روش توصیفی– پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری آن شامل کلیه، مدیران و کارکنان فدراسیون بسکتبال می باشد (50N=) و نمونه آماری آن به علت محدود بودن جامعه به روش تمام شمار کلیه جامعه در نظر گرفته شد (50N=) می باشد. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه محقق ساخته اصول مدیریت کیفیت فراگیر و پرسشنامه تعارض سازمانی(بین فردی) که روایی آنها با استفاده از نظرات جمعی از اساتید تایید شده و پایایی آنها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب 92/0 و 93/0 بدست آمده است. داده های بدست آمده با استفاده از آزمون های همبستگی، رگرسیون چند متغیره، آزمون میانگین، آزمون تحلیل واریانس و آزمون Tتجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که از میان مولفه های مدیریت کیفیت، مشتری مداری با مقدار میانگین 55/18و انحراف معیار 32/2 دارای میانگین و انحراف معیار بیشتری است. همچنین یافته های پژوهش نشان داد که از بین مولفه های مدیریت کیفیت فراگیر، فقط دو مولفه ارزشیابی کارکنان و درگیری و مشارکت کارکنان با تعارض سازمانی رابطه ی معنی داری مشاهده نشد (05/0P>)، بقیه مولفه ها همگی معنی دار و تایید شده اند. همچنین مشاهده شد که از طریق مولفه های حمایت و رهبری، توانمندسازی کارکنان، مشتری مداری، آموزش و شناسایی کارکنان، برنامه ریزی راهبردی، اصل بهبود مستمر، تجزیه و تحلیل اطلاعات و استفاده از نظام پیشنهادها می توان تعارض سازمانی را پیش بینی کرد (05/0P≤). ولی دو مولفه ی ارزشیابی کارکنان و درگیری و مشارکت کارکنان قادر به پیش بینی نمرات تعارض سازمانی نمی باشند (05/0P≥) و از مدل پیش بینی خارج شدند.
    کلیدواژگان: مدیریت کیفیت فراگیر، تعارض بین فردی، فدراسیون بسکتبال
  • نصیب الله دمیا*، صادق خاقانی جو، امید ظفرمند صفحه 31
    زمینه و هدف
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر شش هفته تمرین متناوب بر توان هوازی، بی هوازی و ترکیب بدنی بازیکنان هندبال نخبه پسر نوجوان شهرستان دهدشت بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به روش علمی- مقایسه ای می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 100 نفر از بازیکنان پسر هندبالیست نخبه شهر دهدشت که از بین آنها 30 نفر بازیکنان پسر هندبالیست نخبه به صورت تصادفی جهت شرکت در این پژوهش به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. سپس به دو گروه که شامل (گروه تجربی 15 نفر، گروه کنترل 15 نفر) تقسیم شدند.
    برای سنجش توان هوازی در آستانه بی هوازی از آزمون کانکانی، برای سنجش توان بی هوازی از آزمون بوسکو به عمل آمد. برای تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از آزمون T وابسته استفاده شد.
    یافته ها
    یافته های این پژوهش نشان داد که شش هفته تمرین متناوب بر هر سه متغیر پژوهش یعنی توان هوازی، توان بی هوازی و ترکیب بدنی تاثیر معناداری دارد (00/0p=). همچنین خروجی بدست آمده از آزمون کوواریانس برای توان هوازی (90/23f= )، برای توان بی هوازی (4/31f=) ، و برای ترکیب بدنی (61/16f= ) با سطح معناداری (00/0p-value =) نشان از تفاوت بین میانگین دو گروه کنترل و آزمایش در پس آزمون را داشت. نتایج تحقیق حاکی از آن است که یک جلسه تمرین متناوب باعث افزایش شاخص های توان هوازی و بی هوازی و بهبود وضعیت ترکیب بدنی می شود.
    نتیجه گیری
    نتایج تحقیق حاکی از آن است که یک جلسه تمرین متناوب باعث افزایش شاخص های توان هوازی و بی هوازی و بهبود وضعیت ترکیب بدنی می شود.
    کلیدواژگان: تمرین متناوب، توان هوازی، توان بی هوازی، هندیالیست های نخبه
  • صادق خاقانی جو*، نصیب الله دمیا، امید ظفرمند صفحه 54
    زمینه و هدف
    اگر چه که هندبال به صورت یک کل مطرح است اما هر یک از شاخص های آن با توجه به ماهیت این ورزش و محیطی که بازی در آن انجام می گیرد دارای نیازهای آنتروپومتریکی و فیزیولوژیکی خاص خود است. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه برخی از متغیرهای آنتروپومتریکی و فیزیولوژیکی بر مهارت دریبل زدن و چابکی بازیکنان هندبال نخبه پسر نوجوان شهر دهدشت می باشد.
    مواد و روش ها
    روش این پژوهش به صورت میدانی است و از نظر هدف کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه بازیکنان هندبالیست نخبه پسر نوجوان شهر دهدشت تشکیل می دهند. همچنین نمونه آماری این پژوهش را 30 نفر پسر نوجوان نخبه هندبالیست شهر دهدشت شامل می شود. آزمودنی ها در آزمون چابکی (دوی 4×9 متر رفت و برگشت) و پله هاروارد برای سنجش استقامت قلبی- عروقی و تنفسی، شرکت می کنند. متغیرهای فیزیولوژیکی نیز شامل ضربان نبض استراحت، متوسط فشار خون استراحت، ضربان قلب بیشینه هنگام فعالیت در پله هاروارد، سرعت بازگشت به حال اولیه ضربان قلب پس از پله هاروارد و توانایی حبس نفس مانند بازی کبدی، ارزیابی می شوند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی برای میانگین و انحراف استاندارد استفاده شد و برای بررسی همبستگی و مداخله متغیرها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون طبقه بندی شده استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج به دست آمده نشان داد که بیشتر متغیرهای آنتروپومتریکی با چابکی دارای رابطه ای معنادار بودند، ولی متغیرهای فیزیولوژیکی تنها دراز و نشست ارتباط معناداری با چابکی نشان داد.
    نتیجه گیری
    می توان نتیجه گرفت که بین متغیرهای آنتروپومتریکی و مهارت دریبل زدن هندبالیست های نوجوان و جوان رابطه ای دیده نشد و از سویی بین متغیرهای فیزیولوژیکی و مهارت دریبل زدن هندبالیست های نوجوان و جوان، تنها در دراز و نشست ارتباط معنادار دیده شد.
    کلیدواژگان: آنتروپومتریکی، فیزیولوژیکی، دریبل زدن، چابکی، بازیکنان هندبال نخبه
  • ایمان زکوی*، خالد دودمان، رفعت عیسی زاده صفحه 73
    مقدمه
    چاقی با اختلالات متابولیکی و التهابی متعددی همراه است که اثر مختلف تمرینات ورزشی بر آن در نوجوانان چاق به میزان کافی مورد مطالعه قرار نگرفته است.هدف از این پژوهش،بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات طناب زنی بر برخی از شاخص های سیستم ایمنی نوجوانان دارای اضافه وزن و چاق است.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع نیمه تجربی است. تعداد30 نوجوانان دارای اضافه وزن و چاق، هدفمند و در دسترس به طور تصادفی در دو گروه تجربی(قد28/165 سانتی متر ، وزن 19/86کیلوگرم، سن 73/13سال) و گروه کنترل (قد54/164 سانتی متر ، وزن 02/83کیلوگرم، سن 93/13سال)تقسیم شدند. سپس گروه تجربی تحت تاثیر یک برنامه تمرینی طناب زنی فزاینده به مدت هشت هفته قرار گرفتند. در حالیکه گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند و تنها پی گیری شدند. متغیر های وزن، درصد چربی، شاخص توده بدنی(BMI یاBody mass index ) و حداکثر اکسیژن مصرفی(Vo2max) قبل و بعد تمرینات از هر دو گروه اندازگیری شدند. نمونه خونی در حالت ناشتا طی دو مرحله ، 48 ساعت قبل و بعد از تمرینات برای سنجش میزان لکوسیت ها، نوتروفیل ها و لنفوسیت ها گرفته شد .به منظور مقایسه ی درون گروهی از آزمون آماری t همبسته و برای مقایسه بین گروهی از t مستقل استفاده شد.
    نتایج
    پس از هشت هفته تمرینات طناب زنی با مقایسه بین گروهی و درون گروهی میزان نوتروفیل ها و لنفوسیت ها تغییر معنی داری نداشت(05/0P).
    نتیجه گیری
    یافته ها نشان دادند پروتکل طناب زنی، باعث بهبود ترکیبات بدن و سیستم ایمنی بدن نوجوانان دارای اضافه وزن و چاق می شود.
    کلیدواژگان: طناب زنی، سیستم ایمنی، اضافه وزن، چاقی