فهرست مطالب

ایرانی آموزش در علوم پزشکی - سال هفدهم شماره 1 (پیاپی 79، مرداد 1396)
  • سال هفدهم شماره 1 (پیاپی 79، مرداد 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/05/19
  • تعداد عناوین: 60
|
  • مریم پورمیرزایی *، قاسم عسکری زاده صفحات 1-10
    مقدمه
    با توجه به این که اعتیاد به اینترنت پدیده ای مزمن و همراه با صدمات جدی است و استفاده نامناسب از اینترنت در بین دانشجویان رو به افزایش است این پژوهش با هدف پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس عوامل زمینه ساز مانند تیپ شخصیتی D و سبک های شوخ طبعی و بررسی رابطه آن با عملکرد تحصیلی انجام شد.
    روش ها
    در این پژوهش توصیفی همبستگی جامعه پژوهش کلیه دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه شهید باهنر کرمان به تعداد 600 نفر در سال 1394 بودند که 270 نفر از آن ها با استفاده از جدول کرجسی مورگان و روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسش نامه های اعتیاد به اینترنت یانگ (Young)، تیپ شخصیتی D دنولت (Denollet) و سبک های شوخ طبعی مارتین(Martin) جمع آوری شدند. از معدل نیز برای سنجش عملکرد تحصیلی استفاده شد. داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (رگرسیون گام به گام و آزمون t) تجزیه و تحلیل شد.
    نتایج
    نتایج نشان داد که بین دانشجویان دارای تیپ D و تیپ غیر D از نظر سبک های شوخ طبعی خود ارتقایی (0001/0=p) و خودشکنانه (01/0=p) و اعتیاد به اینترنت (001/0=p) تفاوت معنادار وجود دارد و مولفه هیجان منفی و سبک شوخ طبعی خود شکنانه در مجموع 23 درصد از واریانس اعتیاد به اینترنت را پیش بینی می کند (038/0p=، 0001/0=p). هم چنین اعتیاد به اینترنت با کاهش عملکرد تحصیلی هم بسته است (047/0=p).
    نتیجه گیری
    با توجه به نقش بیش تر تیپ شخصیتی D در پیش بینی اعتیاد به اینترنت، پیشنهاد می شود هنگام ارزیابی اعتیاد به اینترنت، تیپ شخصیتی افراد در نظر گرفته شود و به تاثیر اعتیاد به اینترنت بر عملکرد تحصیلی دانشجویان توجه شود.
    کلیدواژگان: اعتیاد به اینترنت، سبک شوخ طبعی، تیپ شخصیتی D، عملکرد تحصیلی، دانشجویان پزشکی
  • محمدحسن صیف * صفحات 11-23
    مقدمه
    محققان به این حقیقت دست یافته اند که وجود فرسودگی تحصیلی به طور جدی تاثیر منفی بر یادگیری و افزایش کارآمدی در یادگیری دارد که این امر مانع از دستیابی به رسالت ها و اهداف آموزشی دانشگاه ها می شود. پژوهش حاضر به بررسی عوامل موثر بر فرسودگی تحصیلی در میان دانشجویان پزشکی و پیام نور در قالب مدل علی تطبیقی پرداخت.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی همبستگی، نمونه پژوهش شامل 174 دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز و 260 دانشجوی دانشگاه پیام نور شیراز بر اساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و پرسشنامه ای متشکل از چهار پرسشنامه مقیاس فرسودگی تحصیلی مسلک (Maslach)، جهت گیری هدف الیوت و مک گریگور ( Elliot& McGregor)، خودکارآمدی تحصیلی میجلی (Midgley) و همکاران و درگیری تحصیلی شافلی و بکر ( Schaufeli& Bakker) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر و نرم افزارهای Lisrel استفاده شد.
    نتایج
    در بررسی تطبیقی عوامل موثر بر فرسودگی تحصیلی در دو دانشگاه در زمینه تاثیر مولفه های جهت گیری هدف تحصیلی (76/2=t و 01/0p=)، خودکارآمدی تحصیلی (18/2=t و 05/0p=) و درگیری تحصیلی بر فرسودگی تحصیلی (60/2=t و 01/0p=) تفاوت های معناداری نشان داد. همچنین، مشخص گردید که جهت گیری هدف تحصیلی از طریق درگیری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دارای اثر غیر مستقیم بر فرسودگی تحصیلی هستند. در دو نمونه مورد بررسی، مدل مفهومی بر اساس یافته های پژوهش برازش مناسبی داشت.
    نتیجه گیری
    با روند افزایش فرسودگی تحصیلی در محیط های دانشگاهی و نقش تعیین کننده جهت گیری هدف تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی و درگیری تحصیلی، دانشگاه ها باید شرایط را به گونه ای ترتیب دهند تا موجب بالاتر رفتن احساس خودکارآمدی، تغییر جهت گیری هدف به هدف تبحری در دانشجویان در زمینه های یادگیری شوند تا زمینه لازم جهت ارتقای یادگیری و کاهش فرسودگی تحصیلی را به وجود آورند.
    کلیدواژگان: فرسودگی تحصیلی، جهت گیری هدف، خودکارآمدی تحصیلی، درگیری تحصیلی، مدل علی تطبیقی
  • محسن ادیب حاج باقری *، محمد جواد عربی متین آبادی، زهرا قدیرزاده، حامد موجودی، انصاری پور محمد مهدی صفحات 24-34
    مقدمه
    علاقه دانشجویان رشته های علوم پزشکی به رشته تحصیلی خود، باعث افزایش حس مسوولیت پذیری و افزایش کارایی تحصیلی آنها و نیز بهبود خدمات نظام سلامت می گردد. این مطالعه با هدف بررسی میزان علاقه دانشجویان به رشته تحصیلی خود و عوامل موثر بر آن در دانشگاه علوم پزشکی کاشان انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی مقطعی، 540 دانشجو از رشته های مختلف علوم پزشکی کاشان، با روش نمونه گیری سهمیه ای وارد مطالعه شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون t، آنالیز واریانس و آزمون همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد.
    نتایج
    میانگین علاقه دانشجویان به رشته خود 69/75 (از صد نمره) بود. اکثر دانشجویان اظهار داشتند که رشته تحصیلی خود را با آگاهی انتخاب کرده اند (5/76%). بین سن و میزان علاقه همبستگی نسبتا ضعیف، معکوس و معناداری مشاهده شد (1/0، r= 25/0p=). در بین عوامل موثر بر علاقه، بیش ترین عامل «مفید بودن برای جامعه» و «جایگاه رشته در جامعه» بر علاقه دانشجویان به رشته تحصیلی شان اثر داشت، درحالی که دبیران آموزش و پرورش ضعیف ترین نقش را داشتند.
    نتیجه گیری
    نمرات علاقه، در دانشجویان با سن بالاتر، نسبتا کم تر بود. با توجه به تاثیر جایگاه اجتماعی و احساس مفید بودن، در ایجاد و حفظ علاقه به حرفه، باید در طول تحصیل دانشجویان کوشید تا احساس مفید بودن برای جامعه در دانشجویان تقویت شود. همچنین، لازم است ظرفیت پذیرش دانشجو با توجه به ظرفیت بازار کار تعیین شود.
    کلیدواژگان: علاقه به رشته، دانشجویان علوم پزشکی، رشته تحصیلی
  • سارا شهسواری، زهره بادیه پیمای جهرمی * صفحات 35-37
    از عمده عوامل مهم رشد و توسعه هر کشوری نیروی انسانی نخبه است و برنامه ریزی برای شناسایی و رشد استعدادهای درخشان جزء برنامه آموزشی هر کشوری است. این افراد نیاز به برنامه های آموزشی و خدمات متمایز دارند تا بتوانند برای خود و جامعه کارامد باشند(1). همچنین با توجه به این که دوران آموزش عالی مرحله مهمی از شکوفایی استعدادهای درخشان در جامعه و در عین حال دوره ی خطیری برای جذب استعدادها به خارج از کشور است، لازم است که دانشگاه ها برای انجام اقدامات زیربنایی در جهت جلب استعدادها برنامه ریزی کنند(2). در کشور ایران در سال های اخیر فعالیت هایی در این زمینه آغاز گردیده است و دانشگاه ها با معرفی دانشجویان دارای رتبه های بالا به عنوان استعداد درخشان درصدد تشویق و جلب و نگهداری این افراد به شکل پویا و فعال هستند(3).
    نویسندگان در خصوص آیین نامه دانشجویان استعداد درخشان دو مورد را که به نظر می رسد نیاز به توجه و بازنگری دارد اعلام می دارند:الف- طبق آیین نامه استعدادهای درخشان مصوب 17/4/1393 در بند 1-2 شاخص های «ط» و «ی» به ترتیب اشاره گردیده است که 1٪ دانشجویان برتر هر رشته با ورودی مشترک در هر دانشگاه در پایان هر سال تحصیلی به شرط کسب معدل کل حداقل 17 در آن سال تحصیلی و 10٪ برتر دانش آموختگان هر رشته با ورودی مشترک در مقاطع کارشناسی و بالاتر در هر دانشگاه با کسب معدل کل حداقل 17 به عنوان دانشجوی استعداد درخشان محسوب می گردند و در ادامه بدین ترتیب توضیحات آورده شده است که بدیهی است واجدین شرایط بند «ط» (10٪ برتر دانش آموختگان) می توانند فقط از تسهیلات آموزشی پایان دوره (استفاده از سهمیه با شرکت در آزمون ورودی مقاطع بالاتر آیین نامه تسهیل ادامه تحصیل دانشجویان و دانش آموختگان ممتاز و استعداد درخشان به مقاطع بالاتر و تسهیلات مربوط به گذراندن طرح مطابق بند 5 ماده 3 این آیین نامه) استفاده نمایند.
    همانطور که ملاحظه می شود در متن آیین نامه «دانشجویان و دانشجویان مقاطع کارشناسی و بالاتر» ذکر گردیده است که شامل مقاطع مختلف می گردد. با توجه به این که درجه دکتری تخصصی(PhD) خود بالاترین مرحله دانش پژوهی و پیشرفت تحصیلی در بسیاری از رشته ها است(4)، عملا تسهیلات شرکت در آزمون ورودی مقاطع بالاتر شامل این گروه از دانشجویان نمی گردد. همچنین در خود بند 5-3 اشاره گردیده است که دانش آموختگان مقاطع Ph.D و تخصصی بالینی مشمول این بند آیین نامه نیستند که بتوانند با رعایت مصوبات آیین نامه اجرایی قانون خدمت پزشکان و پیراپزشکان، خدمات موضوع قانون مذکور را در سازمان ها و مراکز آموزشی، پژوهشی، درمانی و یا مدیریتی مرتبط با دانشگاه های علوم پزشکی یا وزارت بگذرانند. بنابراین دانش آموختگان مقطع Ph.D نمی توانند از تسهیلات مربوط به گذراندن طرح نیز استفاده نمایند و از سوی دیگر بسیاری از دانشجویان مقطع دکتری تخصصی مشمول قانون طرح نیستند و یا قبل از شروع دوره دکتری تخصصی، تعهدات طرح را گذرانده و به عنوان هیات علمی در مراکز آموزشی و پژوهشی مشغول به کار هستند.
    بنابراین به عنوان یک نتیجه کلی، در آیین نامه استعداد های درخشان تسهیلات ویژه و کارآمدی جهت دانشجویان دکتری تخصصی در نظر گرفته نشده است و سایر تسهیلات آموزشی نیز مطابق برنامه این گروه از دانشجویان قابل استفاده نیست.
    از این رو پیشنهاد می گردد بر اساس بند 4-3 بخش «د» آیین نامه که به فراهم نمودن امکانات لازم برای شرکت دانشجویان استعداد درخشان در کنفرانس های علمی و کارگاه های آموزشی داخل و خارج از کشور اشاره گردیده است، برای دانشجویان دکتری تخصصی (PhD) تسهیلاتی نظیر ایجاد فرصت های مطالعاتی در داخل و خارج از کشور ارائه شود که موجبات رضایت مندی و شکوفا شدن آنان فراهم گردد. به علاوه پیشنهاد می شود تسهیلات جهت جذب و استخدام دانشجویان استعداد درخشان مقطع دکتری تخصصی در دانشگاه ها و مراکز دولتی فراهم گردد.
    به دلیل این که جلب رضایت مندی دانشجویان می تواند بر نگرش مثبت آنها به رشته تحصیلی خود در جهت ایجاد انگیزه و ارتقای کیفیت آموزش موثر باشد(5)، از جمله وظایف کارکنان، محققان و مسوولان امور آموزشی کشور این است که با شناسایی علل و موانع پیشرفت، از به هدر رفتن این سرمایه ها جلوگیری به عمل آورده و در جذب استعدادهای درخشان برنامه ریزی صحیح و دقیق به عمل آورند(3).
    ب: همچنین در بند 1-2 شاخص«ز» آیین نامه استعداد های درخشان 5/2٪ برتر پذیرفته شدگان کشوری در هریک از آزمون های متمرکز جامع علوم پایه پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی، جامع پیش کارورزی پزشکی، پذیرش دستیار پزشکی و دندانپزشکی به عنوان دانشجوی استعداد درخشان محسوب می گردند.
    با توجه به تفویض فرآیند برگزاری آزمون های جامع علوم پایه و پیش کارورزی به قطب های آموزشی کشور از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، پیشنهاد می گردد آزمون جامع دکتری تخصصی گروه های مختلف علوم پزشکی نیز به همین شکل برگزار گردد تا بدین ترتیب بتوان در مقطع دکتری تخصصی نیز دانشجویان استعداد های درخشان را شناسایی و به بند مذکور اضافه نمود.
    نویسندگان معتقدند با بازنگری در آیین نامه استعداد های درخشان می توان به نحو مطلوب تری از پتانسیل های دانشجویان استعداد های درخشان به ویژه دانشجویان مقطع دکتری تخصصی استفاده نمود و آنان را در امر پیشرفت و خودشکوفایی ترغیب نمود.
    کلیدواژگان: استعداد درخشان
  • میترا کامیابی، احمد علی فروغی ابری *، محمدحسین یارمحمدیان صفحات 37-49
    مقدمه
    برای روبرو شدن با پدیده انفجار دانش، تکنولوژی های جدید و تحولات مستمر مشاغل، نیاز به یادگیری مادام العمر احساس می گردد. امروزه مراکز آموزش عالی به عنوان مکان های کلیدی برای توسعه یادگیری مادام العمر در نظر گرفته می شوند. این مطالعه در صدد بود به برخی بازنگری های ضروری در سیاست های سیستم آموزش عالی با تاکید بر رویکرد یادگیری مادام العمر از دیدگاه اساتید بپردازد.
    روش ها
    این مطالعه کیفی، به روش تحلیل محتوا در سال1393 انجام شد. 16 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه های اصفهان، کرمان و علوم پزشکی اصفهان که در زمینه آموزش عالی، آموزش و یادگیری دارای سابقه و تجربه بودند که به روش نمونه گیری هدف مند برای شرکت در مطالعه انتخاب شدند. جمع آوری داده ها، از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته باز پاسخ انجام شد. برای تامین اعتبار و مقبولیت داده ها از شیوه چک همکار و ناظر خارجی استفاده شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل محتوا انجام گرفت.
    نتایج
    بر پایه نتایج حاصل از این پژوهش چهار طبقه اصلی تحت عناوین: «ایجاد فرصت های یادگیری برابر و مداوم»، «انعطاف پذیری در پذیرش بازماندگان آموزش عالی»، «تنوع برنامه های آموزشی» و «فراگیر محوری» به عنوان برخی سیاست های اساسی آموزش عالی شناخته شد که نیازمند بازنگری هستند.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل ازاین پژوهش در بازنگری سیاست های آموزش عالی با تاکید بر تربیت افرادی با ویژگی یادگیری مادام العمر، قابل کاربست است.
    کلیدواژگان: یادگیری مادام العمر، سیاست های آموزش عالی، تحقیق کیفی
  • سارا مرتاض هجری، محمد جلیلی * صفحات 50-59
    مقدمه
    با رواج آزمون های مبتنی بر عملکرد، استفاده از شاخص های مناسب برای اطمینان از کیفیت آنها ضروری است. این مطالعه به بررسی متریک های آزمون عینی ساختارمند بالینی (Objective Structured Clinical Examination) می پردازد.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی مقطعی درده ایستگاه آزمون OSCE پیش کارورزی سال 91 دانشگاه علوم پزشکی، نمره حدنصاب به روش رگرسیون مرزی تعیین شد و میزان ردی محاسبه گردید. ریشه میانگین مربعات خطا (Root Mean Square Error) برای تخمین میزان خطای حدنصاب به کار رفت. ثبات درونی آزمون با آلفای کرونباخ محاسبه و سپس مقدار خطای استاندارد اندازه گیری (Standard Error of Measurement) تعیین شد. برای هر ایستگاه شاخص های آلفا در صورت حذف، R2، تمایز بین درجات، دشواری و تمیز به دست آمد.
    نتایج
    در این آزمون266 نفر از دانشجویان شرکت نمودند.نمره حدنصاب کل 55/52 از 100 به دست آمد. 4 نفر (5/1 درصد) در آزمون رد شدند و RMSE معادل 45/0 بود. نمره SEM 84/4و آلفای کرونباخ آزمون 70/0 محاسبه شدند که در صورت حذف هر یک از ایستگاه ها بین 64/0 تا 70/0 متغیر بود. مقدار R2 از 16/0 تا 85/0 به دست آمد. شاخص تمایز بین درجات از 66/0 تا 93/1 بود. دامنه سختی و تمیز به ترتیب 89/0-71/0 و 44/0-12/0 بود.
    نتیجه گیری
    ثبات درونی، خطای آزمون و خطای حدنصاب در حد قابل قبول بود. تمام ایستگاه ها از لحاظ آلفا در صورت حذف آیتم مطلوب بودند. R2 در دو ایستگاه از حد مطلوب پایین تر بود. تمایز بین درجات به غیر از یک ایستگاه خوب بود. ایستگاه ها نه چندان دشوار با قابلیت تمیز نه چندان بالا بودند که در آزمون معیاری مطلوب محسوب می شود.
    کلیدواژگان: تحلیل آزمون، سایکومتریک، آزمون عینی ساختارمند بالینی
  • مهدیه زنگی آبادی زاده *، مرضیه سعیدیان، شعله شاهین فر صفحات 60-68
    مقدمه
    ارائه آموزش های مناسب به ماماها و ایجاد نگرش درست در طی تحصیلات، ایشان را برای انتخاب روش زایمانی مناسب برای مددجویان کمک می کند. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر دو روش آموزشی مبتنی بر رسانه و ایفای نقش بر آگاهی و نگرش دانشجویان مامایی نسبت به زایمان طبیعی انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه نیمه تجربی، 124 دانشجوی مامایی در حال تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان به صورت سرشماری انتخاب و در دو گروه آموزشی مبتنی بر چندرسانه ای و ایفای نقش در زمینه روش های زایمان آموزش دیدند. از هرگروه یک پیش آزمون و دو پس آزمون، بلافاصله بعد از آموزش و 6 هفته بعد گرفته شد. داده ها با استفاده ازآزمون های آمار توصیفی، تی مستقل و زوج و آزمون طرح اندازه گیری های مکرر تحلیل شد.
    نتایج
    اختلاف معنادار آماری بین میانگین نمره آگاهی (012/0p=) و نگرش (048/0p=) دوگروه بلافاصله بعد ازآموزش وجود داشت. اگرچه تفاوت آماری معناداری بین میانگین نمره آگاهی و نگرش دو گروه 6 هفته بعد از آموزش وجود نداشت، و لیکن آزمون آماری طرح اندازه گیری های مکرر با حذف اثر زمان نشان داد که تغییرات میانگین نمره آگاهی (029/0، p= 383/5f=) و نگرش (05/0، p< 365/3f=) افراد گروه آموزش به شیوه ی چندرسانه ای بالاتر بود.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه موثر بودن هر دو روش آموزشی را در افزایش آگاهی و نگرش دانشجویان مامایی نسبت به زایمان طبیعی نشان داد. این مطالعه می تواند در بعد آموزشی از نظر تدوین مطالب آموزشی مدون و هم از جهت شیوه نوین آموزشی در همه سطوح، کاربرد داشته باشد. پیشنهاد می شود این دو روش به طور مکمل با یکدیگریا سایر روش ها استفاده گردد.
    کلیدواژگان: زایمان طبیعی، چندرسانه ای، ایفای نقش، آگاهی، نگرش
  • فرزانه میکائیلی منیع *، الهام صالحی، رحیم بقایی، مهران علی پور صفحات 69-81
    مقدمه
    انگیزه تحصیلی به عنوان عاملی برای تصمیم گیری و ادامه تحصیلات دانشگاهی می تواند قابل درک باشد. یکی از مدل های جدید در این حوزه، مدل انگیزش تحصیلی جونز (MUSIC) است که این پژوهش به آزمون ساختار هفت عاملی این مدل انگیزشی در دانشجویان علوم پزشکی پرداخته است.
    روش ها
    این پژوهش توصیفی بر 378 نفر (197 نفر دختر و 181 نفر پسر) از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ارومیه که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایانتخاب شده بودند، صورت گرفت. در این پژوهش از پرسشنامه 26 گویه ای انگیزش دانشجویان جونز و ویلکینز استفاده شد. بررسی ماتریس همبستگی و تحلیل عاملی تاییدی با استفاده از نرم افزار Amos- 16 صورت گرفت.
    نتایج
    همبستگی مثبت و معناداری بین مولفه های این مدل وجود داشت. شاخص های نیکویی برازش نشان داد که مدل هفت عاملی برازش مناسبی از انگیزش تحصیلی دانشجویان را فراهم می سازد.
    نتیجه گیری
    ساختار هفت عاملی مدل انگیزش تحصیلی MUSIC می تواند جهت شناخت و ارتقای سطح انگیزش تحصیلی و مشارکت دانشجویان به میزان زیادی مفید باشد.
    کلیدواژگان: مدل انگیزش تحصیلی MUSIC(جونز)، مدل هفت عاملی MUSIC، دانشجویان علوم پزشکی، انگیزش
  • سلیمان احمدی، لیلا وفایی نژاد *، حمیدرضا برادران، هلن درگاهی صفحات 82-91
    مقدمه
    اجرای نظارت بالینی بر آموزش دانشجویان باعث دستیابی به استاندارد های مطلوب در مراقبت از بیمار می گردد. تحقیق حاضر با هدف بررسی وضعیت نظارت بالینی در آموزش مامایی از دیدگاه اساتید و دانشجویان مامایی در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گردید.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی مقطعی 90 دانشجوی مامایی مشغول به تحصیل در واحد های مختلف کارورزی در عرصه و 25 نفر از اساتید مامایی به روش سرشماری شرکت نمودند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استانداردCCTEI با 15 سوال و مقیاس لیکرت 5 درجه ای بود. جهت تجزیه و تحلیل آماری داده ها، از آزمون های آماری تی مستقل، کای دو و ANOVA استفاده گردید.
    نتایج
    در نهایت 80 پرسشنامه از دانشجویان و 20 پرسشنامه تکمیل شده توسط اساتید تحلیل شد. وضعیت نظارت بالینی درآموزش مامایی از دیدگاه اساتید و دانشجویان دارای سطح متوسط با نمره میانگین 5/52 از نمره کل 75 بود، البته اختلاف معناداری بین دیدگاه اساتید و دانشجویان مامایی در مورد وضعیت نظارت بالینی وجود داشت، به طوری که از نظر اساتید وضعیت نظارت بالینی در سطح بالا و با نمره میانگین 3/60 (07/5=SD) گزارش گردید و از نظر دانشجویان وضعیت نظارت بالینی با همان مقیاس در سطح متوسط با نمره میانگین 2/46 (94/9=SD) گزارش شد، همچنین وضعیت نظارت بالینی در چینش های مختلف بالینی تفاوت معناداری نداشت.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد اختلاف دیدگاه اساتید و دانشجویان در مورد وضعیت نظارت بالینی در آموزش مبتنی با نیازهای دانشجویان بوده است، به گونه ای که دانشجویان در آموزش مهارت های تشخیصی، احساس نیاز بیش تری به آموزش داشتند که این احساس نیاز از طرف اساتید تا حدودی تامین نشده است. از آنجایی که نظارت بالینی تعامل دو طرفه بین استاد و دانشجو است، برای تبیین این اختلاف دیدگاه، پژوهش های بیش تر توصیه می شود.
    کلیدواژگان: نظارت بالینی، دانشجوی مامایی، اساتید بالینی، آموزش مامایی
  • شادی گلی *، حبیب الله رضایی، فریبا حقانی، مرجان گلی صفحات 92-101
    مقدمه
    مامایی یکی از رشته هایی حیاتی در نظام مراقبت سلامت است که آموزش در بالین برای دانشجویان این رشته بسیار مهم هست و یکی از عناصر ضروری آموزش بالینی بازخورد است. هدف از این مطالعه مروری بر بازخورد در آموزش مامایی است.
    روش ها
    در این مطالعه مروری (Narrative) پایگاه های اطلاعاتی فارسی شامل SID، Iranmedex، Irandoc و Magiran با کمک کلید واژه هایی شامل بازخورد، فیدبک، مامایی و همچنین پایگاه های اطلاعاتی لاتین شامل Pubmed Erice، Google Scholar، ، Science direct با کلید واژه های Feedback، Reflection، Midwifery مورد جستجو قرار گرفت. مقالاتی وارد مطالعه شدند که در بازه زمانی 1980 تا 2015 به زبان فارسی یا انگلیسی منتشر شده و در زمینه بازخورد در مامایی بودند.
    نتایج
    در جستجوی صورت گرفته 742 مقاله یافت شد. پس از حذف مقالات تکراری و با توجه به هدف مطالعه، 7 مقاله مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاصل از مطالعه در بخش های توافق بر لزوم بازخورد، چالش ها و مزیت های بازخورد در آموزش مامایی و وجود عملکرد نامناسب در ارائه بازخورد در آموزش مامایی بررسی شد. دانشجویان و اساتید بر دادن بازخورد توافق داشتند. از مزایای بازخورد در آموزش مامایی می توان به تحریک بازاندیشی، رفع نواقص، رشد فردی، افزایش توان حل مساله و بحث گروهی اشاره کرد.
    نتیجه گیری
    با توجه به این که مرور مطالعات نشان دهنده این است که دیدگاه مربیان و دانشجویان در مورد وضعیت ارائه بازخورد در آموزش بالینی یکسان نیست. پیشنهاد می گردد وضعیت ارائه بازخورد در آموزش بالینی به طور وسیع با استفاده از دیدگاه تمامی ذی نفعان بررسی گردد و در صورت وجود خلا در این زمینه، اقدامات مقتضی صورت پذیرد.
    کلیدواژگان: بازخورد، فیدبک، آموزش مامایی، آموزش بالینی، دانشجو
  • زهره حسین زاده *، ملیحه کدیور، نعیمه سیدفاطمی سیدفاطمی، میترا ذوالفقاری، عباس مهران صفحات 102-115
    مقدمه
    پرستاران بخش های ویژه نوزادان جهت ارائه مراقبت های ماهرانه و کیفی باید دانش تخصصی مورد نیاز را در طول زندگی حرفه ای خود کسب و حفظ کنند. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش مبتنی بر فضای مجازی بر توانمندی روانشناختی پرستاران بخش های مراقبت ویژه نوزادان سطح 2 انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه نیمه تجربی 80 نفر از پرستاران شاغل در بخش های مراقبت ویژه نوزادان سطح 2 بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1394 با استفاده از روش تصادفی به دو گروه تجربی و شاهد تقسیم شدند. سطح توانمندی روانشناختی پرستاران با استفاده از پرسش نامه توانمندی روانشناختی اسپریتزر (Spreitzer) در روز اول مطالعه و پس از پایان دوره اندازه گیری شد. در گروه تجربی محتوای آموزشی سطح دو مراقبت ویژه نوزادان تدوین گردید و بر روی سامانه نماد دانشکده مجازی دانشگاه علوم پزشکی تهران به مدت دو ماه ارائه شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی زوج، تست دقیق فیشر، کای دو و تی مستقل صورت گرفت.
    نتایج
    واحدهای پژوهش از نظر تمام متغیرهای دموگرافیک به جز سابقه کار در بخش نوزادان همگن بودند. میانگین و انحراف معیار نمره توانمندی گروه شاهد و تجربی قبل از مطالعه به ترتیب 8/7±57/61 و 386/6±74/56 (از مجموع نمره84) و بعد از مطالعه به ترتیب 595/7±71/60 و 6/5±60/63 بود. نتیجه حاصل از آزمون های آماری تی زوج و مستقل نشان داد، بین میانگین امتیاز توانمندی روانشناختی دو گروه مطالعه پیش از مداخله (006/0p=)، گروه شاهد قبل و بعد از مداخله (001/0p≤)، گروه تجربی قبل و بعد از مداخله (001/0p≤) اختلاف آماری معناداری وجود داشت.
    نتیجه گیری
    یافته های این مطالعه حاکی از موثر بودن آموزش مبتنی بر فضای مجازی بر افزایش توانمندی روانشناختی پرستاران بخش های ویژه نوزادان سطح 2 است. با عنایت به مزایای آموزش فضای مجازی، به کارگیری آن در برنامه های آموزش مداوم پرستاران توصیه می شود.
    کلیدواژگان: فضای مجازی، توانمندی روانشناختی، پرستار بخش نوزادان، آموزش
  • نادره معماریان، سیده زهرا نهاردانی *، مریم رسولی، کوروش وحید شاهی صفحات 116-125
    مقدمه
    نظام ارائه خدمات سلامت نیازمند پاسخ گویی معنویت گرا و توجه به این بعد از سلامت مراجعین خود است. برای پرداختن به این موضوع ضروری است آموزش های لازم صورت پذیرد. هدف از انجام این پژوهش استخراج اهداف آموزشی و توانمندی های مورد انتظار در آموزش سلامت معنوی برای دانشجویان علوم پزشکی بر اساس نیازهای آموزشی است.
    روش ها
    این پژوهش به روش گروه متخصصین (Expert panel) طی یک پروژه سه مرحله ای انجام گرفت. در اجرای مرحله اول چند گروه عملیاتی به مرور تاریخچه، روش ها و استانداردهای برنامه درسی سلامت معنوی پرداختند. در مرحله دوم توانمندی ها و اهداف آموزشی بر اساس نظریات کارشناسان تعیین شد. در مرحله سوم پیش نویس اهداف برنامه به منظور نهایی شدن، به روش دلفی در گروه متشکل از 6 نفر از متخصصین امر سلامت معنوی، آموزش و برنامه درسی مورد بحث و بررسی قرار گرفت و در نهایت به اجماع نظر متخصصین و تدوین اهداف برنامه منجر شد.
    نتایج
    پس از دریافت پاسخ ها و تحلیل آن ها، با رسیدن به اجماع نظرات متخصصین، فهرستی از شایستگی های آموزشی و اهداف رفتاری مرتبط با تدریس سلامت معنوی به دست آمد که بر اساس آن، اهداف برنامه درسی در قالب سه بسته آموزشی مفاهیم مرتبط با سلامت معنوی از دیدگاه اسلام، اهمیت سلامت معنوی و تاثیر آن بر سایر ابعاد سلامت و پرداختن به امور معنوی در ارائه خدمات سلامت تهیه شد.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه توانمندی های مورد انتظار و اهداف اختصاصی رفتاری بر اساس نیازهای آموزشی و منطبق با مدل اهداف آموزشی طراحی شده توسط بلوم، تدوین شد و می تواند برای تدوین برنامه درسی سلامت معنوی برای گروه پزشکی بسیار کاربردی بوده و شروعی برای ادغام سلامت معنوی در برنامه آموزشی پزشکی باشد.
    کلیدواژگان: برنامه درسی، سلامت معنوی، معنویت، آموزش پزشکی
  • علیرضا ایرج پور *، فاطمه نظری، موسی علوی صفحات 126-131
    مقدمه
    برنامه های آموزشی به منظور تامین نیازهای آموزشی یادگیرندگان طراحی می شوند؛ لذا شناسایی نیاز اولین گام در برنامه ریزی آموزشی است و موجب افزایش مشارکت یادگیرندگان در طراحی برنامه های آموزشی و ارتقای سطح کیفی برنامه ها می گردد. لذا هدف از این مطالعه توصیف نیازهای آموزشی کارکنان مرکز فوریت های شهر اصفهان و پرستاران اورژانس مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1391 بود.
    روش ها
    در این مطالعه پیمایشی مقطعی جامعه آماری کلیه پرستاران اورژانس مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و کارکنان مرکز فوریت شهر اصفهان بودند. روش نمونه گیری به صورت سرشماری بود و مجموعا 310 نفر وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه پژوهشگر ساخته بود که پس از تایید روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفت. داده ها در این پژوهش با استفاده از آزمون های آماری توصیفی مورد تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    میانگین و انحراف معیار متغیرهای سن افراد شرکت کننده، سابقه کار آنها و نیز سابقه کار در بخش اورژانس مرکز درمانی یا مرکز فوریت های پزشکی به ترتیب 1/7±3/33، 4/7±76/9 و 63/4±24/5 بود. میانگین و انحراف معیار ابعاد پنج گانه نیازهای آموزشی شامل مدیریت، ارتباطات، مهارت های ارزیابی، تجهیزات و مهارت های عملیاتی به ترتیب برابر با 1/2±28/5 (از مجموع 10 نمره) ، 2/2±1/6 (از مجموع 10 نمره) ، 3±1/8 (از مجموع 15 نمره) ، 3/1±6/2 (از مجموع 5 نمره) و 8/19±2/63 (از مجموع 75 نمره) بود.
    نتیجه گیری
    لازم است نیازهای آموزشی کارکنان مراکز اورژانس و فوریت های پزشکی در پنج بخش اصلی شامل مدیریت، ارتباطات، مهارت های ارزیابی، تجهیزات و مهارت های عملیاتی مورد توجه قرار گیرد. مطالعات آتی با استفاده از روش های مختلف کیفی و کمی جهت بررسی بیش تر هر یک از ابعاد نیازهای آموزشی پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: بررسی نیازها، نیازهای آموزشی، پرسنل پرستاری، بخش های اورژانس
  • محمدرضا محمدی سلیمانی، شهرزاد سنجری *، فریبرز درتاج، علی دلاور، حسین شکری صفحات 132-144
    مقدمه
    در پژوهش های صورت گرفته از مدل سروکوال و تحلیل شکاف برای ارزیابی کیفیت خدمات آموزشی دانشگاه ها استفاده می شود ولی این روش ها نمی توانند دانشگاه ها را بر پایه کیفیت خدمات آموزشی رتبه بندی نمایند. در این راستا این پژوهش با هدف طراحی مدلی برای رتبه بندی کیفیت خدمات آموزشی در دانشگاه های علوم پزشکی انجام شد.
    روش ها
    دراین پژوهش از ترکیب دو روش کیفی و کمی استفاده شد. جامعه آماری در برگیرنده همه کارشناسان خبره بخش ارزشیابی دانشگاه های علوم پزشکی جنوب شرق کشور در سال 1393 ( 15 نفر) بود؛ که به روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس، همه کارشناسان به عنوان نمونه انتخاب شدند، کارشناسان میزان ارزشمندی هرکدام از معیار‏ها را در برابر معیارهای دیگر در یک پرسشنامه طراحی شده بر پایه مقیاس زوجی تعیین کردند و سپس داده ها با روش ای اچ پی در نرم افزار اکسپرت چویس 11 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    دراین پژوهش با استفاده از مدل سروکوال و روش ای اچ پی برای اولین بار مدلی برای رتبه بندی کیفیت خدمات آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی ایران ارائه شد. در مدل ارائه شده، معیار «هم خوانی برنامه های درسی با نیازهای بازار کار» بود، پس از آن معیار «تعداد آزمون های برگزارشده»، «چیرگی استادان در زمینه های علمی و عملی کتاب های درسی»، «ابزارهای آموزشی مناسب» و «تجهیزات ایمنی» به ترتیب بالاترین وزن را در میان معیارها داشتند.
    نتیجه گیری
    مدل رتبه بندی خدمات آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی می تواند زمان و هزینه های برنامه های ارزیابی کیفیت خدمات آموزشی دانشگاه ها را کاهش دهد و به کارگزاران در ارائه خدمات آموزشی با کیفیت یاری نماید.
    کلیدواژگان: نرم افزار، سروکوال، فرآیند تحلیل سلسه مراتبی، خدمات آموزشی، دانشگاه
  • جلال هاشمی، سپیده جمشیدیان، فریبا حقانی * صفحات 145-156
    مقدمه
    افسردگی پس از زایمان، یک اختلال نسبتا شایع در بین مادران است. لذا آموزش مناسب و کارآمد مراقبین سلامت در رابطه با این اختلال بسیار حائز اهمیت است. مطالعه حاضر، با هدف مقایسه تاثیر دو روش تدریس «سخنرانی» و «شبیه سازی با استفاده از بیمارنما» در آموزش افسردگی پس از زایمان به مراقبین سلامت انجام شد.
    روش ها
    پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی، با دو گروه مداخله و کنترل، با پیش آزمون و پس آزمون است که در شبکه بهداشت و درمان شاهین شهر اصفهان سال 1395 انجام شد. نمونه گیری به روش سرشماری از بین مراقبین سلامت شاغل (86 نفر)، انجام شد. 80 نفر که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند، به طور تصادفی به دو گروه 40 نفره تقسیم شدند. افسردگی پس از زایمان در گروه مداخله با روش شبیه سازی با استفاده از بیمارنما و در گروه کنترل با روش سخنرانی تدریس شد. پیش و پس از آموزش در هر دو گروه، آزمونی روا و پایا برای سنجش دانش و عملکرد افراد انجام شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های تی مستقل و زوجی تحلیل شد.
    نتایج
    در هر دو گروه، میانگین نمره پس آزمون نسبت به پیش آزمون به طور معناداری افزایش داشت (0001/0>p)؛ بر اساس پرسشنامه نظرسنجی، %87 از افراد گروه مداخله، شبیه سازی با استفاده از بیمارنما را روش تدریس مناسبی دانستند و %85 نیز آن را به روش سخنرانی ترجیح دادند.
    نتیجه گیری
    یافته های پژوهش حاضر نشان داد شبیه سازی با استفاده از بیمارنما نسبت به روش سخنرانی، در آموزش افسردگی پس از زایمان، تاثیر بیش تری در افزایش دانش و عملکرد مراقبین سلامت دارد و همچنین شرکت کنندگان در جلسه تدریس بیمارنما، این روش را به روش سخنرانی ترجیح می دهند.
    کلیدواژگان: افسردگی پس از زایمان، بیمار نما، آموزش، مراقبین سلامت، سخنرانی، شبیه سازی
  • محمد فخاری *، طاهره چنگیز، علیرضا یوسفی صفحات 157-162
    مقدمه
    بررسی وضعیت تحقیقات چاپ شده در حوزه آموزش در علوم پزشکی به تعیین مسیر تحقیقات آینده در این رشته کمک می کند. این مطالعه با هدف بررسی تحلیل محتوای کمی مقالات فارسی زبان چاپ شده در حوزه آموزش علوم پزشکی در طول سال 1393 انجام گردید.
    روش ها
    در این مطالعه کلیه مقالات چاپ شده در 9 مجله علمی پژوهشی فعال در حوزه آموزش پزشکی در سال 1393مورد تحلیل قرارگرفت . در این مطالعه متن کامل مقالات مطالعه شد؛ متغیرهای مورد نیاز همچون عنوان مقاله، تعداد نویسنده، نوع مقاله، روش مطالعه، حجم نمونه، گروه های مورد مطالعه و موضوعات مورد مطالعه استخراج گردید. داده ها با استفاده از آمار توصیفی تحلیل گردید.
    نتایج
    تعداد 366 مقاله مورد تحلیل قرار گرفت. در عنوان مقالات بررسی شده 97% به متغیر تحت مطالعه، 41% به روش مطالعه و گروه های مورد مطالعه و 13% به مداخله اشاره داشتند. همچنین 39% به محل مطالعه و 11% به زمان مطالعه اشاره داشتند. 42 % مقالات توصیفی بودند. شایع ترین موضوعات مورد تحقیق روش های تدریس، وضعیت سلامت دانشجویان و سبک تفکر بود.
    نتیجه گیری
    این مطالعه بر روی تحلیل کمی مقالات چاپ شده در طول یک سال متمرکز بود. بررسی کمی و کیفی مقالات چاپ شده در سال های بعد، داده های لازم برای سیاست گذاری های آموزشی و تحقیقاتی در حوزه آموزش علوم پزشکی را فراهم می نماید.
    کلیدواژگان: تحلیل محتوای کمی، آموزش پزشکی، کاربرد تحقیقات
  • فاطمه ناصری *، حسین کارشکی صفحات 163-174
    مقدمه
    از آنجا که انگیزه تحصیلی یکی از مهم ترین عوامل در عملکرد تحصیلی فراگیران است، هدف پژوهش حاضر بررسی اثر باورهای انگیزشی (جهت گیری آینده و ارزش تکلیف و خودکارآمدی) بر بی انگیزگی، پیشرفت تحصیلی و فرسودگی تحصیلی دانشجویان دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد است.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی- همبستگی جامعه آماری دانشجویان کارشناسی دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد در سال تحصیلی 95-1394 بودند که 370 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند(220 نفر از دانشگاه فردوسی و 150 نفر از دانشگاه علوم پزشکی). ابزار اندازه گیری پرسشنامه خودکارآمدی عمومی (GSE)، انگیزش تحصیلی AMS والراند و فرسودگی تحصیلی ماسلاخ MBI(SS) و جهت گیری آینده و ارزش تکلیف پرسشنامه PISA 2006 بود. برای احراز روایی این پرسشنامه از شیوه تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. برآیندها نشان داد که پرسشنامه برازش پذیرفتنی دارد. ابزار اندازه گیری پیشرفت تحصیلی، معدل دانشجویان بود. برای تحلیل داده ها از روش آماری تحلیل مسیر استفاده شد.
    نتایج
    نتایج نشان داد که جهت گیری آینده (05/0 p<و 27/3-t=) و ارزش تکلیف (05/0 p<و 00/4-t=) قادر به پیش بینی بی انگیزگی تحصیلی در جهت منفی است. خودکارآمدی عمومی در جهت منفی فرسودگی تحصیلی در دانشجویان را پیش بینی می کند (05/0 p<و 23/0-t=). بی انگیزگی در جهت منفی پیشرفت تحصیلی را پیش بینی می کند (05/0 p<و 90/2-t=).
    نتیجه گیری
    با تقویت انگیزه و باورهای انگیزشی (جهت گیری آینده و ارزش تکلیف و خودکارآمدی) می توان پیشرفت تحصیلی در دانشجویان را افزایش و سطح فرسودگی تحصیلی را کاهش داد.
    کلیدواژگان: جهت گیری آینده، خودکارآمدی عمومی، ارزش تکلیف، انگیزش، پیشرفت تحصیلی، فرسودگی تحصیلی
  • داود طهماسب زاده شیخلار * صفحات 175-185
    مقدمه
    در نظام های آموزشی قدیم به دلایلی از جمله حاکمیت رویکرد کمیت گرایی، بیش ترین توجه به بحث آموزش و توسعه آن بود؛ ولی اکنون این نظام ها به دنبال پژوهش و یافتن راه های جدیدی برای درک فرایند یادگیری، چگونگی انجام و سبک های آن هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نگرش دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه تبریز نسبت به یادگیری خودراهبر انجام یافت.
    روش ها
    در این پژوهش توصیفی- پیمایشی جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه تبریز بود که حجم نمونه 361 نفر با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی در نظر گرفته شد. ابزار اندازه گیری این پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته با مقدار ضریب آلفای کرانباخ کلی 79/0 بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های توصیفی و آزمون استنباطی خی دو انطباق استفاده شد.
    نتایج
    در مولفه برداشت از یادگیری خودراهبر، تصمیم گیری توسط فراگیر با مقدار میانگین و انحراف معیار (78/0±78/4)، در مولفه چگونگی تاثیر بر یادگیری، احساس اعتماد بیش تر به توانایی های خود با مقدار میانگین و انحراف معیار (39/0±91/4)، در مولفه موانع، کمبود دانش درباره آن با مقدار میانگین و انحراف معیار (78/0±78/4) و در مولفه عوامل انگیزشی، سخنرانی خوب با مقدار میانگین و انحراف معیار (51/0±97/4) دارای بیش ترین فراوانی هستند.
    نتیجه گیری
    براساس یافته ها، دانشجویان درباره آنچه که از آنها در خصوص یادگیری خودراهبر انتظار می رود، روشن نیستند. ویژگی های افراد نقش مهمی در تعیین کارایی یادگیری خودراهبر بازی می کند و کمبود دانش از بزرگ ترین موانع آن قلمداد می شود.
    کلیدواژگان: یادگیری خود راهبر، دانشجویان علوم پزشکی، نگرش
  • علیرضا یوسفی *، ابوالقاسم امینی، سهیلا احسانپور، رقیه محمودیان صفحات 186-195
    مقدمه
    یکی از مشکلات آموزشی در پرستاری انطباق آموزش بالینی با وظایف حرفه ای پرستاران است. لذا این پژوهش با هدف بررسی میزان انطباق دروس بالینی دانشجویان پرستاری با وظایف و عملکرد بالینی پرستاران از دیدگاه پرستاران طرحی دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام گرفت.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی در سال 1394 صورت گرفت. جمعیت مورد مطالعه کلیه پرستاران طرحی شاغل در 5 مرکز آموزشی درمانی تبریز به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. حجم نمونه برابر با کل جامعه مورد پژوهش ( 145 نفر) بود. همه نمونه ها غیر از پرستاران طرحی که بیش از یک ماه در مرکز حضور نداشتند، وارد مطالعه شدند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته پس ازتایید روایی و پایایی برای بررسی انطباق 9 درس بالینی انجام شد. نمرات به صورت نمره یک خیلی کم، نمره 2 کم، نمره 3 زیاد و نمره 4 بسیار زیاد کد گذاری شد، داده ها با استفاده از آمارهای توصیفی مورد تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    میزان انطباق درس اصول و مهارت های پرستاری با وظایف بالینی 69/89 درصد، درس پرستاری بهداشت و جامعه 48/74 درصد، درس بررسی و ضعیت سلامت 03/88 درصد، درس بهداشت مادر و نوزاد 54/68 درصد، درس بهداشت پرستاری کودکان 79/80 درصد، درس پرستاری بیماری های داخلی و جراحی 13/72 درصد، درس پرستاری ویژه 11/77 درصد، درس پرستاری بحران، فوریت ها و حوادث غیر مترقبه 68/77درصد و درس پرستاری بهداشت و روان 41/75 درصد به میزان خیلی زیاد و زیاد برآورد شد.
    نتیجه گیری
    پیشنهاد می گردد به منظور انطباق بیش تر دروس با وظایف بالینی کوریکولوم این دروس، سرفصل و الگوی یادگیری بالینی به صورت جامع توسط برنامه ریزان آموزشی پرستاری بازنگری شود.
    کلیدواژگان: انطباق دروس، آموزش بالینی، دانشجویان پرستاری، وظایف پرستاران
  • فریبا حقانی *، حبیب الله رضایی صفحات 196-210
    مقدمه
    اساتید پزشکی اغلب در حال جستجوی ابزارهای جدید هستند که با استفاده از آن تدریس کنند ودر سال های اخیر این ابزارها در تکنولوژی مبتنی بر اینترنت یافت می شود. هدف از انجام این مطالعه بررسی ابزارها، مواد و روش های آموزشی مبتنی بر اینترنت در آموزش علوم پزشکی است.
    روش ها
    در این مطالعه مروری پایگاه های اطلاعاتی فارسی شامل sid، Iranmedex، Irandoc و Magiran با کمک کلید واژه هایی شامل شبکه اجتماعی، تدریس، آموزش و اینترنت همچنین پایگاه های اطلاعاتی لاتین شامل PubMed، Eric با کلید واژه های social network،teaching، education، internet مورد جستجو قرار گرفت.
    نتایج
    در جستجوی مقدماتی 800 مقاله به دست آمد که پس از حذف مقالات تکراری 490 مقاله باقی ماند. در این میان پس از مطالعه عنوان و چکیده و در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج 33 مقاله وارد مرور شد. یافته ها در سه دسته قرار داده شد. در دسته ابزارها، می توان به سیستم های مدیریت یادگیری، شبکه های اجتماعی و ابزارهای موبایل، در دسته مواد، به پادکست ها (Podcasts) و وادکست ها (Vodcasts) و در دسته روش های آموزش می توان به یادگیری بر اساس موبایل (Mobile learning)، بلاگ گزارش صبحگاهی (Morning report blog) و بلاگ معاینات بالینی اشاره کرد.
    نتیجه گیری
    روش های متنوع آموزش مبتنی بر اینترنت مانند یادگیری از طریق موبایل، پادکستینگ وجود دارد که قابلیت های استفاده بالایی در آموزش پزشکی دارند. توصیه می شود که در کارگاه های آموزشی توانمندسازی اساتید با این روش ها آشنا شوند تا به سوی استفاده کارآمد از این روش ها گام بردارند.
    کلیدواژگان: پادکست، شبکه های اجتماعی، اینترنت، روش آموزش، روش تدریس، یادگیری بر اساس موبایل
  • حسین ابراهیمی پور، علی وفایی نجار، سیده الهه حسینی، هاجر حقیقی، سعید محمدپور، پیام محمودیان * صفحات 211-219
    مقدمه
    مدل ایرانی مدیریت کیفیت آموزش (IEQM) ** ابزاری برای ارزیابی دانشگاه است که بازنگری منظم، سیستماتیک و جامع از فعالیت های دانشگاه ها را فراهم می سازد. این مطالعه با هدف ارزیابی کیفیت آموزش در حیطه تمرکز بر نیروی کار بر اساس مدل ایرانی مدیریت کیفیت آموزش در دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 150 نفر از اساتید و کارکنان دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال 1393 به صورت طبقه ای و تصادفی ساده مورد مطالعه قرار گرفتند. داده های مورد نیاز به وسیله پرسشنامه مدل ایرانی مدیریت کیفیت آموزش وزارت بهداشت و درمان پس از تایید روایی و پایایی، جمع آوری شد. گزینه های موجود برای انتخاب شامل طیف لیکرت 5 نمره ای بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های آنالیز واریانس یک طرفه و تی مستقل در سطح معناداری 05/0 تحلیل شد.
    نتایج
    در مجموع، 125 پرسشنامه تحلیل شد. بالاترین میانگین نمره مربوط به دانشکده بهداشت و پایین ترین مربوط میانگین نمره به دانشکده پرستاری به دست آمد. بهترین نمره مربوط به حیطه شرایط محیط کار (82/0±82/2) و بدترین نمره مربوط به حیطه توانمند سازی کارکنان (73/0±65/2) به دست آمد. به طور کلی نمره حیطه تمرکز بر نیروی کار برابر با 55 درصد امتیاز از 85 امتیاز این حیطه محاسبه شد.میانگین نمره این حیطه با تحصیلات (5/0p=) و جنسیت افراد مورد پژوهش (6/0p=) و در بین دانشکده های مورد مطالعه (6/0p=) رابطه معناداری وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    وضعیت دانشگاه علوم پزشکی مشهد در حیطه تمرکز بر نیروی کاری در حد متوسط به دست آمد. طبق بررسی ها شرایط محیط کاری از دید اعضا دانشکده ها تقریبا مناسب اما توجه به توانمندسازی کارکنان در دانشکده اولویت است.
    کلیدواژگان: مدل ایرانی مدیریت کیفیت آموزش، ارزیابی، کیفیت، تمرکز بر نیروی کار
  • رضا غفاری، مژگان میر غفوروند میر غفوروند، رقیه عباسیان *، علی جنتی صفحات 220-229
    مقدمه
    آگاهی از توانمندی های دانش آموختگان دانشگاه ها به منظور جهت یابی اهداف برنامه های آموزشی آینده و پاسخ گویی به نیازهای جامعه از چالش های اساسی کشور محسوب می شود. این مطالعه با هدف مقایسه برخی توانمندی های حرفه ای دانش آموختگان کارشناسی پرستاری دانشگاه های آزاد و دولتی شهرستان مراغه در سال 1394انجام گرفت.
    روش ها
    این مطالعه مقطعی برروی 42 نفر از دانش آموختگان کارشناسی پیوسته پرستاری دانشگاه های دولتی و آزاد (21 نفر در هر دانشگاه) انجام گرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های فردی-اجتماعی، خودارزیابی آگاهی، نگرش و مهارت، سوالات چهارگزینه ای و چک لیست های ارزیابی مهارت های بالینی (آزمون ساختارمند عینی مهارت های بالینی) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمون تی مستقل استفاده شد.
    نتایج
    در این مطالعه از نظر مشخصات فردی-اجتماعی تفاوت معنادار بین دانش آموختگان دانشگاه آزاد و دولتی وجود نداشت (05/0P) و پوشیدن گان (001/0=P) با تفاوت معناداری وضعیت بهتری از دانش آموختگان دانشگاه آزاد داشتند و دانش آموختگان دانشگاه آزاد نیز در مهارت های گذاشتن NG تیوب (001/0>P)، لاواژ (003/0=P)، گاواژ (000/0=P)، دادن دارو به بیمار (005/0=P) و اضافه کردن محلول به ظرف در محیط استریل (001/0>P) با تفاوت معناداری وضعیت بهتری از دانش آموختگان دانشگاه دولتی داشتند.
    نتیجه گیری
    با توجه به اخذ نمرات متوسط در آگاهی و ضعف دانشجویان هر دو دانشگاه در برخی مهارت های بالینی لازم است که هم در دوره آموزشی و هم قبل از شروع به کار دانش آموختگان پرستاری در عرصه های بالینی توانمندی های حرفه ای لازم در آنها ایجاد شود.
    کلیدواژگان: توانمندی، دانش آموختگان، پرستاری، دانشگاه دولتی، دانشگاه آزاد
  • بهروز مشتاقی هنروران، محمد نانی، دلارام کمالی، ملیحه صادق نژاد * صفحات 230-238
    مقدمه
    پایان نامه های پرستاری از مهم ترین منابع تولید علم برای عمل پرستاری است. توجه به نقش های پنج گانه ی پرستاری جهت توسعه ی حرفه ای این رشته امری ضروری است. هدف از مطالعه حاضر بررسی میزان توجه به نقش های حرفه ای پرستاری در پایان نامه های کارشناسی ارشد و روند تغییرات آن طی سال های 1393-1381 است.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی- مقطعی، پایان نامه های کارشناسی ارشد پرستاری دانشکده پرستاری و مامایی مشهد در سال های 1393-1381 مورد بررسی قرار گرفت. عناوین پایان نامه ها از نظر نقش های پنج گانه پرستاری شامل؛ نقش های مراقبتی، آموزشی، ارتباطی، حمایتی و مدیریتی مورد بررسی قرار گرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات فهرست وارسی پژوهشگرساخته روا و پایا بود که به کمک آن زمینه موضوعات پایان نامه ها در پنج محور تحقیقاتی فوق مشخص گردید.
    نتایج
    160 پایان نامه در فاصله زمانی مذکور نگارش شده بود. از میان عناوین مورد بررسی، 5/37% به نقش مراقبتی، 75/18% آموزشی، 8/1% ارتباطی، 25/6% حمایتی و 7/5% به نقش مدیریتی مرتبط بودند. 30% عناوین نیز به مواردی غیر از نقش های پنج گانه پرستاری پرداخته بودند. پایان نامه های کارشناسی ارشد پرستاری در طول این سال ها بیش تر بر نقش مراقبتی متمرکز بوده است و نقش ارتباطی کم تر از دیگر نقش ها مورد توجه قرار گرفته است. توجه به نقش ارتباطی، مدیریتی و آموزشی به تدریج در طول بازه زمانی مذکور افزایش یافته است، اما تعداد عناوین متفرقه نیز به تدریج افزایش یافته است.
    نتیجه گیری
    با توجه به اهمیت پرداختن به نقش های پنج گانه پرستاری جهت کمک به توسعه حرفه ای این رشته، لازم است پایان نامه های پرستاری در سال های آینده با تمرکز بیش تر و مرتبط تر با این نقش ها هدایت گردد.
    کلیدواژگان: نقش های پرستاری، حرفه ای گری، پایان نامه، کارشناسی ارشد
  • مرجان منصوریان، مهدی نعمت بخش * صفحات 239-242
    در برنامه بودجه هر دانشگاه بر اساس شاخص های آن دانشگاه، اعتباراتی به امور پژوهشی اختصاص داده می شود. این منابع تخصیص داده شده منابعی نیست که محققین دانشگاه با ارائه طرح های تحقیقاتی از صنعت یا از ارگان دولتی دیگری اخذ نموده باشند و در حقیقت این اعتبارات یارانه پژوهشی به دانشگاه است که توسط دولت تامین می شود. دولتی بودن این اعتبارات می تواند بی نظمی خاصی را در هزینه نمودن آن ایجاد کند. اولین مشکل آن این است که محققین در مدیریت مالی منابع دقت کمی نمایند و تصور شود که هرگاه و در هر شرایطی طرحی ارائه دهند تامین اعتبار خواهد شد. اما چنانچه محققی از اعتبارات تخصیصی به خود از پیش اطلاع داشته باشد، خواهد توانست با برنامه ریزی و ارائه طرح تحقیقاتی از این اعتبارات استفاده نماید و مشکلات در جهت هدف مند نمودن اعتبارات پژوهشی کم تر خواهد بود.
    اما این اعتبارات چگونه باید در دانشگاه به افراد تخصیص داده شود؟ آیا باید سرانه ای مشخص بین محققین تقسیم شود تا بر اساس ذوق خودشان تحقیق نمایند؟ آیا باید این هزینه ها صرفا به تحقیقات دانشجویی و پایان نامه ها اختصاص داده شود؟ آیا بهتر است در قالب تصویب طرح های تحقیقاتی هزینه به ازای هر طرح به محققین داده شود؟ و...
    آنچه مسلم است این اعتبارات نباید غیر هدف مند هزینه گردد و تصور شود که هزینه نمودن این اعتبارات بدون تعمل ارتقای پژوهشی را به همراه خواهد داشت، بلکه علی رغم ناچیز بودن آن بایستی به هدف مند هزینه نمودن آن عنایت جدی و ویژه ای داشت و به عبارت دیگر اعتبارات به نحو بهینه ای مدیریت شود(1و2). تجربه های گذشته نشان داده که یکی از راه های موفق در این تخصیص، احتساب افراد براساس برون داد علمی افراد و یا به عبارتی براساس توانمندی های پژوهشی آنها است. لذا سوال دومی مطرح می گردد و آن این که چه برون دادی در دانشگاه مورد قبول است؟ سیاست های وزارت متبوع در حال و گذشته نشان داده است که آنها به برون داد مقاله حساسیت بیش تری دارند که دلایل متفاوت و زیادی نیز برای آن وجود دارد و یکی از آن دلایل، بهتر بودن این شاخص برای اندازه گیری است. براساس مطالب پیشگفت دواصل بایستی مدنظر باشد: 1.منابع مالی تخصیصی به پژوهش در دانشگاه ها محدود است.
    2- بهترین شاخص برای ارزیابی و مقایسه دانشگاه ها با یکدیگر برون دادی است که در قالب کمی، بهترین آن مقالات منتشر شده علمی است.
    البته نباید فراموش شود که فناوری و تولید محصول فناورانه نیز حائز اهمیت ویژه ای است که باید در جایگاه خود ارزش گذاری گردد و یا حداقل معادل سازی آن با مقالات منتشر شده خوب و کیفی در آینده انجام شود. لذا وظیفه دانشگاه ها حداقل آن است که به کیفیت و نه کمیت برون داد مقالات حساسیت داشته و دارای برنامه مدون باشند و در حقیقت برای انتشار مقالات خوب برنامه ریزی نمایند.
    لذا اگر هدف غایی پژوهش را بر اساس ملاک های ارزیابی امروزه، مقاله فرض کنیم که البته جای سوال و تامل دارد باید ارتقای کیفی مقالات در راستای دست یابی به برون داد عالی تری مد نظر دانشگاهیان قرار گیرد. بنابراین باید منابع ناچیز مالی به نحوی مدیریت گردد تا این هدف قابل دستیابی باشد. بر این اساس تنها مدیریت منابع مالی توسط محققین براساس عملکرد آنها و آن هم با سنجش معیارهای کیفی و نه کمی باید در برنامه ریزی مدیریت منابع مالی دانشگاه ها مدنظر قرار گیرد.
    در یک بازنگری به وضعیت پژوهشی دانشگاه و صرفا از دیدگاه تخصیص بهینه اعتبارات برای دستیابی به مقالات علمی بهتر پیشنهاد زیر در غالب بندهای متعدد ارائه گردیده است:1- ارزشیابی محققین دانشگاه براساس شاخص های کیفی برون دادهای پژوهشی در یک محدوده زمانی دو ساله
    2- تخصیص اعتبارات پژوهشی به محققین براساس نتیجه ارزشیابی برای مدت دو سال
    3- اخذ برون داد براساس اعتبارات تخصیص داده شده در دوره دو ساله اولیه ارزیابی و تخصیص اعتبار در دو سال بعدی براساس آن
    با عنایت به موضوع کیفیت مقالات در احتساب امتیاز پژوهشی معیار متعددی در بررسی های علم سنجی برای مجلات متعدد و یا محقیقن ارائه شده اند که SC Imago Journal Rank (SJR) و Impact Factor، میانگین نفوذ مقالات یک مجله (Article influence score (AIS، H-index مجلات و یا محققین Normalized Eigen Factor و... از مثال هایی از این معیارها هستند. ارزیابی مقالات در زمینه های مختلف علمی به نحوی که مقالات یک رشته با رشته تخصصی دیگر قابل مقایسه باشد، همواره از چالش های موجود در علم سنجی محسوب می شود(3و4). در میان این شاخص ها ضریب نفوذ مقالات مجله ((AIS؛ میانگین نفوذ مقالات یک مجله را در طول 5 سال اول پس از انتشار آن نشان می دهد که در آن نسبت تاثیر استنادی مجله به اندازه سهم مقاله مجله در طی یک دوره پنج ساله محاسبه می شود. میانگین ضریب نفوذ مقالات مجلات در Journal Citation Reports (JCR) برابر یک است و نمرات بالاتر از یک نشان می دهد که نفوذ هر مقاله در مجله بالاتر از متوسط است و نمره کم تر از یک نشان می دهد که نفوذ هر مقاله در مجله کم تر از متوسط است. محاسبه AIS به صورت تقسیم ضریب نفوذ مجله (Eigen Factor Score) بر تعداد مقالات مجله در دوره پنج ساله و سپس تقسیم بر تعداد مقالات کل مجلات در همان دوره پنج ساله و ضرب در ضریب یک صدم (01/0) است. SJR بیش تر به شاخص تاثیر مقاله شبیه است. اما معیار جدیدتر AIS تنها به تعداد استنادات یک مجله اکتفا نمی کند و نیز کلیه استنادات را دارای یک وزن مساوی در نظر نمی گیرد؛ بلکه حوزه موضوعی، کیفیت، پرستیژ و شهرت مجله استناد کننده می تواند تاثیر به سزایی بر ارزش استناد داشته باشد. به طور کلی نرمال سازی در این شاخص تحت تاثیر 3 عامل مهم است: پوشش پایگاه محاسبه کننده (میزان مجلات نمایه شده در اسکوپوس)، تعداد مقالات منتشره در این مجلات و تعداد استنادات دریافتی هر مقاله پرستیژ و کیفیت مجلات. این معیار دارای مزایای دیگری از جمله: حذف خود استنادی مجلات در فرآیند محاسبه آن، اختصاص ضریب وزن دهی کم تر به مقالاتی با ارجاعات بیش تر همانند مقالات مروری، همبستگی مناسب با سایر معیارهای علم سنجی است (5). همچنان معیار AIS به صورت رایگان در سایت http://eigenfactor.org/projects/journalRank/journalsearch.php در اختیار کاربران قرار می گیرد.
    لذا با درنظر گرفتن همه شاخص های فوق، در یک کارگروهی و براساس مستندات، جهت ارزیابی فعالیت های پژوهشی روابط زیر برای محاسبه عملکرد پژوهشی اعضای هیات علمی و محققین پیشنهاد شد (با این هدف که مقالات خوب امتیاز بیش تری بگیرند و الزاما تعداد مقالات ملاک نباشد) (جدول 1).
  • محبوبه خباز مافی نژاد، عظیم میرزازاده *، سارا مرتاض هجری صفحات 242-244
    به طور معمول و از سال ها پیش، پذیرش دانشجویان در ایران به روش هایی محدود بوده است که بطورعمده به ارزیابی دانش نظری داوطلبان از طریق آزمون های تستی و یا مصاحبه های شفاهی می پرداخته اند. امروزه دلایل منطقی و شواهد متعددی وجود دارد که توجه به سایر صلاحیت های داوطلبان از قبیل مهارت های ارتباطی، شیوه تحلیل و نقد اطلاعات را در امر پذیرش ضروری می سازد(1و2). در این میان، شواهد نشان می دهد که آزمون «مصاحبه های کوتاه متعدد» (Multiple Mini Interview) می تواند تصویر منسجم و جامعی از صلاحیت های مورد انتظار داوطلبان را از طریق طراحی و اجرای چندین مصاحبه ساختارمند فراهم سازد(3). حجم کار گسترده ای در این زمینه در کشورهای مختلف انجام شده است که بر اساس نتایج آنها می توان گفت از مزایای اصلی آزمون MMI در مقایسه با مصاحبه های سنتی، کاهش اثر شانس، کاهش قضاوت های ذهنی مصاحبه گران و کمرنگ شدن تاثیر شرایط محیطی در نتایج حاصل است(4). به علاوه، نتایج حاصل از اجرای آزمون MMI در دانشگاه های مختلف دنیا نشان دهنده روایی و پایایی قابل قبول این آزمون برای انتخاب داوطلبان دارای صلاحیت است(5 تا 7). بررسی دیدگاه های مصاحبه کنندگان و داوطلبان نیز حاکی از رضایت مندی آنان از اجرای چنین آزمون هایی و افزایش تمایل داوطلبان برای شرکت در آزمون های گزینش به رشته است(8 تا 12).
    مسلما دستیابی به تمامی مزایای فوق، مستلزم برنامه ریزی موثر و هدف مند سیستم آموزشی در جهت معرفی این شیوه جدید به تمامی ذی نفعان درگیر در آزمون است. در این زمینه، فراهم کردن فرصت هایی جهت توسعه و توانمندسازی ممتحنین و مسوولین برگزاری آزمون از قبیل برگزاری کارگاه های آموزشی، تدوین راهنمای آزمون نقشی پایه ای و اساسی دارد. هدف از نگارش این مطلب، معرفی تجربه تدوین راهنمای برگزاری آزمون MMI برای پذیرش داوطلبان مقطع دکترای تخصصی رشته های علوم پزشکی به منظور فراهم کردن چارچوبی برای طراحی و پیاده سازی آن در دانشگاه علوم پزشکی تهران است.
    برای تدوین راهنمای برگزاری آزمون MMI، در ابتدا از طریق مرور مطالعات مرتبط و دستورالعمل ها و راهنماهای موجود با استفاده از کلید واژه های Multiple Mini Interviews، structured interviews، admission OSCE در پایگاه های اطلاعاتی Medline، Ovid، Google scholar و معادل های فارسی شامل مصاحبه های کوتاه متعدد، مصاحبه های کوتاه چندگانه در SID و Magiran، پیش نویس اولیه راهنمای برگزاری آزمون تدوین شد. سپس به منظور دریافت دیدگاه های صاحب نظران در خصوص وضوح و قابل درک بودن هر یک از آیتم های مندرج در راهنما و تصمیم در جهت حذف، افزودن و یا اصلاح هر یک از آیتم ها، پیش نویس اولیه برای 5 نفر از متخصصان آموزش پزشکی ارسال شد. معیار انتخاب صاحب نظران، برخورداری از دانش و تجربه در زمینه طراحی و یا برگزاری آزمون MMI لحاظ شد. بعد از دریافت نظرات، اصلاحات لازم در پیش نویس اعمال شد و متن راهنما در کارگاه 2 ساعته با حضور مسوولین کمیته های برگزاری آزمون MMI ویژه داوطلبان دوره دکترای تخصصی رشته های علوم پزشکی منطقه آمایشی 10 با هدف آشنایی با مجموعه گام های لازم جهت طراحی و برگزاری موثر آزمون MMI ارائه شد. همچنین راهنمای حاضر از طریق ارسال ایمیل و در جلسات حضوری کارگاه های 3 ساعته در اختیار هر یک از ممتحنین رشته های مربوطه که دانشگاه علوم پزشکی تهران مسوولیت برگزاری آزمون آن رشته ها را برعهده داشتند، قرار داده شد.
    در نهایت راهنمای برگزاری آزمون MMI در سه بخش «تمهیدات لازم پیش از برگزاری آزمون، ملاحظات اجرایی حین و پس از برگزاری آزمون و طراحی محتوای لازم برای ایستگاه ها» و در 17 بند تدوین شد.
    در بخش «تمهیدات لازم پیش از برگزاری آزمون»، مجموعه گام هایی که قبل از برگزاری آزمون MMI باید توسط طراحان و مجریان آزمون مورد توجه قرار گیرد شامل 5 بند و 15 آیتم در این راهنما ارائه شد. در این بخش مسوولین برگزاری آزمون در هر رشته در خصوص نکات مربوط به شیوه انتخاب و وظایف مسوول برگزاری آزمون، تعیین لیست مهارت های مورد ارزیابی و تصمیم در مورد زمان کلی آزمون با توجه به تعداد داوطلبان هر رشته و زمان ایستگاه ها، انتخاب شکل و تعداد ایستگاه ها، اصول تعیین فضاهای مربوط به برگزاری آزمون، نحوه انتخاب و دعوت از آزمونگران و برگزاری جلسه توجیهی و تهیه محتوای ایستگاه ها آشنا می شدند.
    در بخش «ملاحظات اجرایی حین و پس از برگزاری آزمون»، الزامات اجرایی روز آزمون به صورت نکات عملی مربوط به نحوه تقسیم بندی داوطلبان و برگزاری جلسات توجیه ایشان، یادآوری زمان و ساعت شروع آزمون به ممتحنین، پرسنل و داوطلبان، تکمیل فرم ها و ثبت مستندات، تحلیل پس آزمون، و در نهایت شیوه ارزشیابی روند اجرا آزمون و ارائه گزارش در نظر گرفته شد. این بخش مشتمل بر 7 بند و 14 آیتم تهیه شد که در هر آیتم جزئیات مربوط به ملاحظات اجرایی در اختیار مسوولین و ممتحنین آزمون قرار گرفت.
    در بخش «طراحی محتوای لازم برای ایستگاه ها» نیز به نکات مربوط به طراحی محتوا و سوالات اختصاصی و عمومی هر رشته، تدوین چک لیست ارزیابی ایستگاه ها، طراحی راهنمای داوطلب و آزمونگر تاکید شد. این بخش مشتمل بر 5 بند و 10 آیتم است.
    به طور کلی، راهنمای برگزاری آزمون MMI به منظور فراهم کردن چارچوبی جهت طراحی و پیاده سازی این آزمون توسط مسوولین و ممتحنین آزمون در دانشگاه علوم پزشکی تهران تدوین شده است. با توجه به آن که آماده سازی و آشنایی طراحان و مجریان آزمون MMI با اصول مربوطه به آن، نقش کلیدی در اجرای موثر این آزمون دارد راهنمای حاضر تدوین شد. در مطالعه Roberts و همکاران نیز مشخص شد که بیش ترین سهم خطای اندازه گیری مربوط به عملکرد ممتحنین و عدم آشنایی آن ها با شیوه اجرای آزمون MMI است، بهمین منظور در این مطالعه محققین، آماده سازی و آموزش ذی نفعان را در اجرای موثر آزمون پیشنهاد کردند(13). یکی از نقاط قوت راهنمای حاضر، توجه به ملاحظات اجرایی و کاربردی مربوط به پیاده سازی آزمون در عمل است. در واقع این راهنما ضمن استفاده از مهمترین مستندات و شواهد موجود، به ساده ترین شکل به شرح گام های لازم جهت اجرای موثر این آزمون از نقطه نظر مسوولین، ممتحنین و داوطلبان آزمون می پردازد. لذا این راهنما می تواند مورد استفاده مدیران، برنامه ریزان، آزمونگران و داوطلبان آزمون های ورودی دوره دکترای تخصصی رشته های علوم پزشکی جهت آشنایی با شکل برگزاری آزمون، قرار گیرد. مسلما توجه به نیازهای ذی نفعان مختلف در فرایند اجرای آزمون بر قابلیت پذیرش آن نقش بسزایی دارد(8). از دیگر نقاط مثبت راهنمای حاضر جامعیت نکات عملی ارائه شده در زمینه ساختار آزمون MMI و محتوای مربوط به ایستگاه ها و توجه به تمهیدات لازم قبل، حین و پس از اجرای آزمون است. مطالعه مک اندری (McAndrew) و الیس Ellis (Ellis Ellis) نیز نشان داد که اطلاعات ارائه شده در خصوص ساختار و محتوای آزمون MMI پیش از برگزاری آزمون به کسب رضایت ذی نفعان مختلف و پذیرش بیش تر آزمون می انجامد(14). نویسندگان معتقدند تدوین این راهنما، اولین گام در راستای ساختارمند نمودن آزمون های بدو ورود است و تلاش های بیش تری در جهت پیاده سازی موثر این آزمون مورد نیاز است. از نقطه نظر نویسندگان هر چند تدوین و ارائه راهنمای حاضر با هدف آشنایی و آمادگی بیش تر مسوولین و ممتحنین در برگزاری آزمون انجام گرفت، با این حال انجام مطالعات بیش تر به منظور بررسی دیدگاه های ذی نفعان مختلف در خصوص اثرات استفاده از این راهنما پیشنهاد می شود. مرکز مطالعات و توسعه آموزش دانشگاه علوم پزشکی تهران تلاش نموده است تا از طریق ارائه این نامه علمی، ضمن معرفی راهنمای حاضر، علاقمندان را به مطالعه و نیز به اشتراک گذاشتن تجارب و نظرات ارزشمند خود در این خصوص دعوت نماید.
  • حبیباللهرضایی، بهاره بهمن بیجاری، امین بیگ زاده، سید مصطفی سید عسکری، الهام خدیر * صفحات 245-250
    مقدمه
    تعهد سازمانی و رضایت شغلی دو عامل مهم در پیشگویی رفتار سازمانی هستند. اگر تعهد سازمانی و رضایت شغلی در سیستم آموزشی درمانی رعایت شود در نهایت سبب جلب رضایت بیمار و کارکنان و ارتقا سیستم خواهند شد. هدف اصلی این پژوهش بررسی میزان تعهد سازمانی و رضایت شغلی پرستاران در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی کرمان بود.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی مقطعی جامعه ی آماری شامل 1058 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال 1393 بودکه 281 نفر به عنوان حجم نمونه به صورت تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در این مطالعه پرسشنامه رضایت شغلی لوتانز (Luthans) و تعهد سازمانی آلن ومیر (Allen & Meyer) بود. روایی و پایایی این پرسشنامه در ایران به تایید رسیده بود. داده ها با استفاده از آمارتوصیفی و آزمون های آماری ناپارامتری ضریب همبستگی اسپیرمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    در نهایت250 نفر پرسشنامه های مربوطه را تکمیل نمودند. از این تعداد 200 نفر زن (80 درصد) و 50 نفر مرد (20 درصد) بودند. 6/59 درصد از پرستاران مورد مطالعه از شغل خود رضایت زیاد داشتند و 3/62 درصد دارای تعهد سازمانی متوسط بودند. بین تعهد سازمانی و رضایت شغلی همبستگی معناداری وجود داشت (05/0p-value<) (2/0=r).
    نتیجه گیری
    با توجه به وجود رابطه مثبت بین رضایت شغلی و تعهد سازمانی پیشنهاد می گردد وضعیت رضایت شغلی پرستاران در کشور در یک مطالعه جامع بررسی گردد تا با شناخت مشکلات موجود در جهت ارتقا و افزایش کیفیت خدمات گام موثر برداشته شود.
    کلیدواژگان: رضایت شغلی، تعهد سازمانی، پرستار، بیمارستان آموزشی
  • ایوب گرشاسبی *، الهام خورسند، علی تقی زاده صفحات 251-260
    مقدمه
    نیاز به تسلط به زبان انگلیسی به عنوان زبان جهانی و هم چنین ابزاری برای دستیابی به اطلاعات علمی جدید کاملا احساس می شود. بی شک یکی از مهم ترین عوامل موثر بر یادگیری زبان، روش تدریس است. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر روش تدریس سنتی، تدریس تلفیقی و کلاس های مجازی یادگیری بر پیشرفت تحصیلی و نگرش دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه نیمه تجربی متغیر مستقل روش های تدریس (شامل روش تدریس سنتی، روش تدریس ترکیبی و تدریس مجازی) و دو متغیر وابسته میزان پیشرفت تحصیلی و نگرش دانشجویان نسبت به رویکردها مورد بررسی قرار گرفت. 37 دانشجوی دختر رشته پرستاری در حال تحصیل در درس زبان انگلیسی، به صورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. برای سنجش نگرش از پرسشنامه ای با 45 آیتم محقق ساخته پس از تایید روایی و پایایی استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.
    نتایج
    نتایج نشان داد که تفاوت های قابل توجهی در میان روش های تدریس در نمرات آزمون پیشرفت تحصیلی به نفع روش تدریس ترکیبی وجود دارد. همچنین نگرش دانشجویان نسبت به روش ترکیبی در قیاس با روش های سنتی و مجازی مثبت تربود (05/0p<).
    نتیجه گیری
    با به کارگیری روش های تدریس ترکیبی و مجازی می توان میزان پیشرفت تحصیلی دانشجویان را در درس زبان انگلیسی ارتقا داد.
    کلیدواژگان: یادگیری الکترونیکی، رویکردهای آموزشی، روش تدر یس ترکیبی، روش تدریس
  • جمیله رمضانی *، محمد حسینی، محمد قادری صفحات 261-269
    مقدمه
    یادگیری معنادار عاملی مهم در ارتقاء تفکر خلاق، تفکر انتقادی و توانایی حل مساله در فراگیران است، لذا این تحقیق با هدف مقایسه تاثیر آموزش پرستاری کودکان به سه روش سخنرانی، یادگیری الکترونیکی و نقشه های مفهومی بر سطوح شناختی به یاد آوردن، فهمیدن و کاربرد انجام شد.
    روش ها
    نوع مطالعه نیمه تجربی با طرح سه گروهی قبل و بعد از آموزش بود. تعداد 64 دانشجوی ترم 5 پرستاری به روش سرشماری انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه شاهد و مورد تقسیم شدند، جهت گروه سوم، نیمی از دانشجویان هر یک از دو کلاس که آشنایی و دسترسی به اینترنت داشتند، به صورت تصادفی و مبتنی بر هدف انتخاب شدند. پس از اجرای پیش آزمون، دانشجویان گروه های شاهد، مورد و یادگیری الکترونیکی به مدت 4 جلسه طی یک ماه، به ترتیب تحت آموزش با روش سخنرانی، نقشه های مفهومی و یادگیری الکترونیکی قرار گرفتند؛ سپس پس آزمون انجام شد و 4 هفته بعد نیز آزمون یادداری گرفته شد. جمع آوری داده ها بوسیله آزمون پیشرفت تحصیلی محقق ساخته انجام شد. نتایج با استفاده از آزمون های آنالیز واریانس، مجذور کای و t تست با نمونه های مستقل و زوج مورد تحلیل آماری قرار گرفت.
    نتایج
    هر سه روش سخنرانی (02/0p=، 41/2-t=)، یادگیری الکترونیکی (17/0p=، 45/1-t=)، و نقشه های مفهومی (04/0p=، 19/2-t=)، در ارتقاء دانش و یادگیری دانشجویان موثر بوداند، ولی اختلاف میانگین ها قبل و بعد از آموزش و از نظر یادگیری معنادار تنها برای روش نقشه های مفهومی، از نظر آماری معنادار بود (37/1±16/15 و 58/1±44/17، 001/0p<، 45/5-t=).
    نتیجه گیری
    از آنجا که روش نقشه های مفهومی، نسبت به دو روش سخنرانی و یادگیری الکترونیکی در دستیابی به سطوح بالاتر یادگیری و یادگیری معنادار موثرتر بوده است. پیشنهاد می شود که این روش در آموزش دانشجویان پرستاری بیشتر به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: سخنرانی، یادگیری الکترونیکی، نقشه های مفهومی، روش های آموزشی، دانشجویان پرستاری
  • سیدمحسن عزیزی *، مهران فرج اللهی، فرهاد سراجی، محمدرضا سرمدی صفحات 270-287
    مقدمه
    استفاده از روش های یادگیری الکترونیکی منجر به تحولی عظیم در زمینه آموزش علوم پزشکی شده است. به همین منظور مطالعه تحلیلی پژوهش های انجام شده در این حوزه برای فهم دقیق اثربخشی نظام یادگیری الکترونیکی و الزامات آن در طراحی و اجرا می تواند راه گشا باشد. بنابراین هدف مطالعه حاضر سنتز پژوهی اثربخشی یادگیری الکترونیکی در آموزش علوم پزشکی و تبیین الزامات آن در طراحی و اجرا است.
    روش ها
    روش این مطالعه سنتز پژوهی، کیفی بود. داده های مورد نیاز از طریق جستجو در منابع کتابخانه ای، پایان نامه ها و مقالات موجود در پایگاه های اطلاعاتی ERIC، ProQuest، PubMed، Science Direct، Scopus، springer Magiran، Irandoc جمع آوری شد. به منظور جستجو در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی از واژگان کلیدی اثربخشی (effectiveness)، یادگیری الکترونیکی (e-learning)، آموزش از دور (distance education)، آموزش مجازی پزشکی (virtual medical education)، یادگیری ترکیبی (blended learning)، الزامات یادگیری الکترونیکی (e-learning requirements) به صورت جداگانه و ترکیبی استفاده شد. از میان پژوهش های صورت گرفته داخلی در فاصله سال های 1386 تا 1395 و پژوهش های خارجی در فاصله سال های 2007 تا 2016 تعداد 178 مورد پژوهش منتشر شده شناسایی و از میان آنها 78 مورد پژوهش جهت بررسی و تحلیل انتخاب شد.
    نتایج
    نتایج حاصل از بررسی و تحلیل مطالعات و پژوهش های انجام شده نشان داد که یادگیری الکترونیکی در حوزه های مختلف علوم پزشکی، هم در دوره های کاملا الکترونیکی و هم در دوره های آموزش ترکیبی اثربخش بوده است. همچنین در طراحی و پیاده سازی نظام یادگیری الکترونیکی اثربخش باید الزامات پداگوژیکی، سازمانی و فناوری مورد نیاز شناسایی و اجرا شود.
    نتیجه گیری
    موفقیت در اجرای نظام یادگیری الکترونیکی و اثربخشی آن مستلزم فراهم سازی زیرساخت های مناسب، آمادگی کافی در سطوح دانش، مهارت و نگرش در میان اساتید و دانشجویان و طراحی مناسب برنامه های آموزشی براساس نیازسنجی دقیق در جامعه ی هدف است.
    کلیدواژگان: اثربخشی، یادگیری الکترونیکی، آموزش علوم پزشکی، الزامات
  • ابوالفضل فرید* صفحات 288-297
    این پژوهش با هدف تعیین نقش عوامل انگیزشی فردی بر تقلب دانشجویان داروسازی انجام شد. به این منظور نقش متغیرهای خودناتوان سازی تحصیلی، رفتارهای ایذایی و ادراک دانشجویان از ساختار هدفی کلاس درس در تقلب تحصیلی دانشجویان مورد بررسی قرار گرفت.
    روش ها
    دراین پژوهش توصیفی همبستگی، جامعه آماری کلیه دانشجویان رشته داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تبریز به تعداد 900 نفر بودند که از بین آنان 340 نفر به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری، پرسشنامه 31 گویه ای میجلی (Midgley) و همکاران، بود که متغیرهای خودناتوان سازی تحصیلی، رفتارهای ایذایی و ادراک از ساختار هدفی کلاس (تبحرگرایی، عملکردگرایی و عملکردگریزی) را مورد اندازه گیری قرار داد. مقیاس اندازه گیری متغیرها فاصله ای بود و داده های جمع آوری شده با استفاده از آمار توصیفی و با روش تحلیل رگرسیون چندمتغیره به صورت گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    رابطه متغیرهای رفتارهای ایذایی، خودناتوان سازی تحصیلی، ادراک عملکردگرا بودن، عملکردگریز بودن و تبحری بودن کلاس با تقلب تحصیلی به ترتیب: 61/0، 43/0، 176/0-، 135/0، 066/0- بود (05/0p≤). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که پنج متغیر پیش بین در مجموع توانستند 37/0 واریانس تقلب تحصیلی دانشجویان داروسازی را تبیین کنند (05/0p≤).
    نتیجه گیری
    اگر شیوه تدریس و اداره کلاس درس به گونه ای باشد که دانشجو احساس کند که کلاس، عملکردگرا یا عملکردگریز است، احتمال تقلب در امتحان افزایش خواهد یافت و نیز اگر دانشجو رفتارهای ایذایی در کلاس داشته باشد و یا از راهبرد خودناتوان سازی استفاده کند، می توان گفت که به احتمال زیاد دست به تقلب خواهد زد.
    کلیدواژگان: ادراک از ساختار هدفی کلاس، خودناتوان سازی تحصیلی، رفتارهای ایذایی، تقلب تحصیلی
  • محسن ادیب حاج باقری *، محمد احسان ادیب، سکینه جدی آرانی صفحات 298-310
    مقدمه
    آموزش مبتنی بر وب در دهه های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. با وجود این، مطالعات درباره تاثیر این روش بر یادگیری دانشجویان اتفاق نظر ندارند. این مطالعه مروری با هدف بررسی تاثیر آموزش مبتنی بر وب بر یادگیری دانشجویان علوم پزشکی انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه مروری پایگاه های SID، Iran MEDEX،Science Direct، PubMed، ERIC و Google Scholar جستجو شد. مقالات از سال 2011 تا 2016 با استفاده از کلیدواژه های web-based education، online learning، online education، medical students،nursing students، آموزش مبتنی بر وب، آموزش آنلاین، یادگیری آنلاین، دانشجویان علوم پزشکی، دانشجویان پزشکی، دانشجویان پرستاری، جستجو شد. در نهایت 14 مقاله دارای معیارهای ورود، مرور شد.
    نتایج
    از 14 مطالعه، پنج مطالعه در اروپا، 8 مطالعه در آسیا، و یک مطالعه در امریکا انجام شده بود. مطالعات طراحی های متنوعی داشتند. در 11 مطالعه، نمرات آزمون های معلم ساخته به عنوان معیار یادگیری استفاده شده بود؛ همچنین در دو مطالعه نمرات خود-ارزیابی دانشجویان و در یک مطالعه نظرات دانشجویان درباره مهارت خودشان، به عنوان معیار یادگیری استفاده شده بود. از 11 مطالعه کمی، تنها در شش مطالعه گزارش شده بود که آموزش مبتنی بر وب بر یادگیری دانشجویان تاثیر مثبت داشته است ولی پنج مطالعه نتوانسته بود چنین تاثیری را تایید کنند. دو مطالعه نیز میزان مشارکت دانشجویان در آموزش مبتنی بر وب را بررسی و در حد مطلوب گزارش کرده بود. در چهار مطالعه رضایت دانشجویان از برنامه مبتنی بر وب، نیز بررسی و گزارش شده بود که بیش تر دانشجویان از این روش راضی بودند.
    نتیجه گیری
    بخش عمده ای از مطالعات، اثر آموزش مبتنی بر وب را بر یادگیری مثبت گزارش داده بودند، با وجود این، نیمی از مطالعات تفاوتی را بین یادگیری دانشجویان در آموزش مبتنی بر وب و آموزش سنتی نشان ندادند.
    کلیدواژگان: آموزش مبتنی بر وب، آموزش آنلاین، دانشجویان علوم پزشکی، یادگیری
  • مینا کریمی، عزت الله نادری *، مریم سیف نراقی صفحات 311-322
    مقدمه
    یکی از رویکردهایی که می تواند آموزش عالی را متحول کند و کیفیت آن را ارتقا دهد، برنامه ی درسی پست مدرن است که ناگزیر باید تمام نظام های آموزشی آن را در برنامه های خود پیاده سازند. با توجه به اهمیت این رویکرد، مقاله حاضر با هدف ارائه و امکان سنجی الگوی برنامه ی درسی پست مدرن در نظام آموزش عالی ایران انجام شد.
    روش ها
    در این پژوهش توصیفی، ابتدا الگوی پیشنهادی برنامه ی درسی پست مدرن با تاکید بر نظام آموزش عالی ایران با مرور متون و ادبیات موضوع و بررسی 161 منبع فارسی و انگلیسی مرتبط با موضوع انجام شد. برای امکان سنجی الگوی پیشنهادی به منظور کاربرد در نظام آموزش عالی ایران، پرسشنامه ای محقق ساخته در اختیار 214 نفر از متخصصان برنامه ی درسی که به روش تصادفی انتخاب شدند، قرار گرفت. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون خی دو و فیشر مورد تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    الگوی برنامه ی درسی پست مدرن در آموزش عالی در قالب عناصر برنامه ی درسی (هدف، محتوا، روش های یاددهی و یادگیری، محیط یادگیری، یادگیرنده و ارزیابی) طراحی گردید. یافته ها نشان داد که بیش از 82 درصد از متخصصان برنامه ریزی درسی، عناصر الگوی پیشنهادی را به منظور کاربرد در نظام آموزش عالی ایران مطلوب بیان کردند ولی تنها 34 درصد از آنها ویژگی های اهداف را مطلوب دانستند و بین دیدگاه متخصصان برنامه ریزی درسی در مورد مطلوب بودن عناصر پیشنهادی این الگو تفاوت معنادار آماری وجود نداشت (05/0p).
    نتیجه گیری
    نتایج یافته ها نشان داد که الگوی طراحی شده بر مبنای مرور دیدگاه های صاحب نظران برنامه درسی پست مدرن به منظور کاربرد در نظام آموزش عالی ایران با توجه به نظر متخصصان برنامه ریزی درسی مطلوب بیان شد.
    کلیدواژگان: الگوی برنامه ی درسی، امکان سنجی، پست مدرنیسم، آموزش عالی
  • پیمان رضایی *، شهلا دمنابی، لیلا قادری نانسا صفحات 323-334
    مقدمه
    موفقیت دانشگاه ها در تربیت نیروی انسانی کارآمد، نیازمند گسترش دامنه آموزش و کسب تجربه از محیط واقعی کار است. این مطالعه با هدف طراحی و ارزیابی برنامه جامع کارآموزی برای دانشجویان فناوری اطلاعات سلامت طراحی گردید.
    روش ها
    این پژوهش از نوع کاربردی و از دسته مطالعات اقدام پژوهی بود. جامعه پژوهش شامل دانشجویان، مربیان کارآموزی، مدیران بخش مدارک پزشکی بود. نمونه های پژوهش شامل همه افراد در دسترس جامعه در آن مقطع زمانی(سرشماری) بود. جمع آوری داده از مربیان به صورت بحث گروهی متمرکز، از دانشجویان از طریق پرسشنامه محقق ساخته (پس از تایید روایی و پایایی) و بحث گروهی متمرکز و از مدیران مدارک پزشکی بیمارستان ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته( پس از تایید روایی و پایایی) انجام شد. رضایت دانشجویان قبل و بعد از اجرای کارآموزی در دو ورودی مختلف با استفاده از آزمون t مستقل مقایسه شد.
    نتایج
    کارآموزی در قالب فرایند های مدیریت اطلاعات سلامت و مبتنی بر طرح مشکل و بازاندیشی طراحی شد. گزارش و تبادل داده ها در قالب کارپوشه الکترونیکی (e-portfolio) صورت پذیرفت. میانگین رضایت دانشجویان از برنامه طراحی شده 2/4±38 از مجموع 75 نمره به 2/3±6/42 افزایش یافت. همچنین میزان نارضایتی دانشجویان از ناکافی بودن دروس نظری و عملی برای کار در کارآموزی از 73% به 4/36% کاهش یافت.
    نتیجه گیری
    تدوین برنامه جامع کارآموزی با تاکید بر پوشش دادن نقاط ضعف کارآموزی دوره های قبل از قبیل شکاف اطلاعاتی دروس نظری و عملی، نحوه آموزش و نارضایتی مرتبط با نحوه ارزیابی کارآموزان انجام گرفت و منجر به افزایش رضایت دانشجویان از دوره کارآموزی گردید.
    کلیدواژگان: کارآموزی، فرآیند محور، دانشجویان فناوری اطلاعات سلامت، طراحی برنامه جامع، ارزیابی
  • رضیه حاتمی راد *، نیکو یمانی، سهیلا احسان پور صفحات 335-343
    مقدمه
    یکی از روش های جدید در آموزش، تدریس توسط همتایان است که در تدریس دروس مختلف به کار گرفته شده است، اما اثربخشی آن در آموزش مامایی به خصوص در مهارت های بالینی کم تر مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه به بررسی تاثیر آموزش توسط همتا بر یادگیری برخی مهارت های بالینی در دانشجویان مامایی پرداخت.
    روش ها
    در این پژوهش تجربی دو گروهی، 52 نفر از دانشجویان مامایی ترم 3 دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز واجد شرایط، به صورت تصادفی انتخاب و به دو گروه آموزش توسط مربی و همتا تقسیم شدند. مهارتهای بالینی مورد آموزش شامل معاینه واژینال، مانور لئوپولد و بخیه زدن بود. ابزار گردآوری داده ها چک لیست مهارت بود که با مصاحبه و مشاهده قبل و بعد از آموزش تکمیل گردید. چک لیست براساس کتاب مرجع اصول و فنون تایلور و سایر کتب معتبر مامایی تهیه گردید و پس از تایید روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفت. جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی، آزمون تی مستقل و من ویتنی یو استفاده شد.
    نتایج
    میانگین نمره مهارت معاینه واژینال(12/0=p)، انجام مانور لئوپولد (36/0=p) و بخیه زدن (081/0=p) قبل از آموزش بین گروه ها تفاوت معنادار نداشت. بعد از آموزش میانگین نمره مهارت معاینه واژینال (73/0=p)، میانگین نمره مهارت انجام مانور لئوپولد (49/0=p) و همچنین میانگین رتبه مهارت بخیه زدن (94/0=p) بین گروه ها تفاوت معنادار نداشت.
    نتیجه گیری
    نتایج این پژهش نشان دادکه نمره مهارت های عملی دانشجویانی که از روش آموزش توسط همتا استفاده کرده بودند، مشابه گروه آموزش توسط استاد بود که نشان می دهد این شیوه می تواند مانند آموزش توسط مدرسین موثر باشد، بنابراین پیشنهاد می شود در آموزش دانشجویان مامایی در مرکز مهارت های بالینی از دانشجویان ترم بالاتر به عنوان همتا در یادگیری مهارت های بالینی استفاده شود.
    کلیدواژگان: آموزش استاد محور، آموزش توسط همتا، مهارت بالینی، دانشجویان مامایی
  • ابراهیم امینی، محمدحسن صیف *، احمد رستگار صفحات 336-347
    مقدمه
    نظر به ضرورت و اهمیت پرداختن به تاب آوری تحصیلی به عنوان یکی از حلقه های مفقوده ی علت یابی برای یافتن انگیزه تحصیلی در نظام آموزشی کشور در دانشگاه، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر تاب‏آوری تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر در سال 1394پرداخت.
    روش ها
    این پژوهش از نوع همبستگی است که در قالب مدل علی به روش تحلیل مسیر انجام شد. برای این منظور 237 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و به پرسشنامه های مقیاس تاب‏آوری تحصیلی (ARI) ساموئلز (Samuels)، سرزندگی تحصیلی مارتین و مارشو، خودکارآمدی تحصیلی موریس پاسخ دادند. برای بررسی تحلیل از آمارهای توصیفی و آزمون های ضریب همبستگی، تحلیل مسیر و شاخص های نیکویی برازش از نرم افزار AMOS استفاده گردید.
    نتایج
    خودکارآمدی تحصیلی و خودکارآمدی اجتماعی بر سرزندگی تحصیلی اثر مستقیم و بر تاب آوری اثر غیر مستقیم و معناداری دارد و سرزندگی تحصیلی نیز بر تاب‏آوری تحصیلی دارای اثر مستقیم و مثبت است. اما خودکار آمدی هیجانی بر سرزندگی تحصیلی اثر مستقیم و غیر مستقیم معناداری ندارد.
    نتیجه گیری
    خودکارآمدی عامل تاثیرگذاری بر سرزندگی تحصیلی بود و می توان با آموزش مهارت های خودکارآمدی، باعث ایجاد سرزندگی تحصیلی شد و با طراحی برنامه هایی می توان زمینه افزایش تاب‏آوری تحصیلی دانشجویان، مقابله با استرس و موفقیت تحصیلی را فراهم نمود.
    کلیدواژگان: تاب آوری تحصیلی، سرزندگی تحصیلی، خود کارآمدی اجتماعی، خودکارآمدی تحصیلی، خودکارآمدی هیجانی
  • فریبا حقانی، عذرا دایی * صفحات 348-358
    مقدمه
    وب 2 موجب تسهیل ارتباطات، تضمین اشتراک دانش و طراحی کاربر مدار می گردد. سهولت همکاری و تعامل، مشارکت کاربران در تولید محتوا، سهولت استفاده و غنای محتوایی از عواملی است که منجر به استفاده روزافزون از وب 2 شده است. هدف از این مقاله، اشاره به ابزارهای مختلف و رایج وب 2 و کاربردهای این ابزارها در آموزش پزشکی است.
    روش ها
    این مقاله مروری از طریق جستجوی کلیدواژه های Web 2.0 و Medical education، در بازه زمانی سال 2005 تا 2016 در پایگاه های اطلاعاتی Scopus، PubMed، Web of Knowledge، Science direct، Sage و پایگاه های فارسی Magiran، Noormags، Sid و Civilica انجام پذیرفت.
    نتایج
    در ابتدا تعداد 216 مقاله انگلیسی و فارسی با توجه به عنوان مقاله ها به دست آمد. پس از حذف موارد تکراری (83 مقاله) و مطالعه چکیده و متن کامل مقاله ها و با در نظر گرفتن معیارهای ورود به مطالعه، 17 مقاله انگلیسی و 1 مقاله فارسی انتخاب شد. پس از بررسی و مرور مقالات در زمینه وب 2 در آموزش پزشکی، به ابزارهای ذکر شده در داخل این مطالعات مانند وبلاگ ها، ویکی ها، پادکست ها، شبکه های اجتماعی، شبکه های نشانه گذاری اجتماعی، آر.اس.اس. ها و مش آپ ها و کاربردهایشان در آموزش پزشکی پرداخته شد.
    نتیجه گیری
    استفاده های جدید و در حال ظهور تکنولوژی ها، اهمیت تولید دانش فعال را برای ارتقای یاددهی و یادگیری برجسته تر می نماید که این مهم یک تعامل پویا بین منابع مختلف یادگیری ایجاد می نماید. بنابراین بهتر است دانشگاه ها هنگام بازبینی برنامه های آموزشی از قابلیت های ابزارهای وب 2 استفاده نمایند.
    کلیدواژگان: وب 2، آموزش پزشکی، مرور متون، وبلاگ ها، شبکه های اجتماعی
  • آذر خزایی، رحیم مرادی * صفحات 359-369
    مقدمه
    هدف این پژوهش طراحی و تولید محتوای آموزش الکترونیکی درس میکروب شناسی پزشکی براساس الگوی طراحی آموزشی گانیه و تاثیر آن بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی ارتش بود.
    روش ها
    این مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان پسر دانشگاه علوم پزشکی ارتش در سال تحصیلی 94-1393 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 60 نفر از دانشجویان انتخاب و به صورت تصادفی به دوگروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. جهت جمع آوری داده ها از آزمون محقق ساخته پیشرفت تحصیلی و پرسشنامه استاندارد هارتر (Harter) استفاده شد. برای گروه آزمایش از محتوای آموزش الکترونیکی در 6 جلسه 60 دقیقه ای و برای گروه کنترل از روش سخنرانی استفاده شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی وتحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد.
    نتایج
    نتایج تحلیل کواریانس نشان داد استفاده از الگوی طراحی آموزشی گانیه در طراحی و تولید محتوای الکترونیکی و آموزش مبتنی بر این شیوه بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان موثر است (01/0>p). همچنین تحلیل واریانس تک متغیره برای تحلیل متغیر انگیزش پیشرفت نشان داد که میزان انگیزش تحصیلی دانشجویان درگروه آزمایش پس از مداخله افزایش یافته است (01/0>p).
    نتیجه گیری
    یکی از مسایل اساسی در یادگیری الکترونیکی، توجه به ساختار و کیفیت در تولید محتویات آموزشی با توجه به اصول طراحی آموزشی است. با توجه به بهبود انگیزش و پیشرفت تحصیلی با استفاده از محتوای الکترونیکی براساس الگوی طراحی آموزشی گانیه توصیه می شود سازمان ها و دانشگاه های مجری امر آموزش الکترونیکی به امر طراحی آموزشی و به کارگیری رویکردهای علمی عنایت ویژه ای داشته باشند.
    کلیدواژگان: آموزش الکترونیکی، محتوای الکترونیکی، الگوی طراحی آموزشی گانیه، انگیزش و پیشرفت تحصیلی
  • ملیحه پورکیانی *، محمدرضا فروتنی صفحات 370-373
    انتخاب روش تدریس مناسب از وظایف مهم مدرسان است و تاثیر بسزایی در دستیابی به اهداف آموزشی دارد. از سوی دیگر، یکی از نکات مهم و کارگشا در انتخاب روش تدریس مناسب توجه مدرس به رضایت مندی فراگیران است(1). به نظر می رسد که نتایج اکثر تحقیقات به جای یک روش تدریس، طرف دار الگوهایی هستند که از تلفیق چند روش به دست می آیند(2). در تلفیق روش ها نواقص موجود در هر روش تدریس توسط روشی دیگر رفع و یا به حداقل می رسد و کیفیت آموزش ارتقا می یابد. در این پژوهش با تلفیق سه روش سخنرانی، بحث گروهی و ایفای نقش، واحد درسی «فرایند یادگیری و اصول آموزش به مددجو» تدریس گردید و میزان رضایت دانشجویان دراین روش تدریس تلفیقی بررسی شد.
    کلیدواژگان: نامه علمی
  • فائزه سلطانی *، سید فخرالدین حسینی صفحات 374-375
    مقاله ای تحت عنوان « هم دلی دستیاران رشته های مختلف پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در برخورد با بیمار » در مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی /1395/16(1) منتشر شده است. مقاله دارای نقاط قوت بسیاری است از جمله روش نمونه گیری که به صورت سرشماری انجام شده است و نتایج را تاحد زیادی معتبر و قابل تعمیم می نماید. ابزار مورد کاربرد در پژوهش و این که به یکی از موضوعات مهم و اخلاق حرفه ای در علوم پزشکی پرداخته است؛ اما در این مقاله به چند نکته مهم باید توجه شود. با توجه به این که آزمون من ویتنی یک آزمون ناپارامتری است که به بررسی تفاوت بین دو گروه مستقل در خصوص یک متغیر دارای داده های رتبه ای و ترتیبی می پردازد، آیا کاربرد آن برای بررسی ارتباط جنسیت (صفت اسمی کیفی) و نمره ه مدلی (متغیر کمی فاصله ای) صحیح است(1و2) و از طرفی در متن مقاله اشاره ای به بررسی داده ها از لحاظ نرمال بودن یا نبودن نشده است. در قسمت نتیجه گیری از چکیده و همچنین متن مقاله نیز دو نتیجه گیری توجه را به خود جلب می کند که شاید بتوان گفت فهم آن برای خواننده دشوار باشد.1 - «با توجه به ارتباط معنادار هم دلی با رشته تحصیلی دستیاران، می توان گفت هم دلی تحت تاثیر فضای آموزش بالینی در گروه ها قرار می گیرد و یک موضوع قابل آموزش به دانشجویان است.» چنین نتیجه گیری بر چه مبنایی صورت گرفته است؟ 2- «نتایج پژوهش از این نظریه حمایت می کند که هم دلی ویژگی شخصیتی است که در کودکی شکل می گیرد و به تکامل می رسد و بیش تر از آن که با تجربه های شخصی دوران بزرگسالی فرد در ارتباط باشد، با تجربه های کودکی و آموزه های آن زمان مرتبط است.» دو مساله در اینجا مطرح است اول این که این بیان با نتیجه گیری هم خوانی چندانی ندارد. دوم این که شاید در نگاه یک خواننده چنین نتیجه گیری براساس نتایج این پژوهش اغراق آمیز و نامناسب باشدو این که با یک آنالیز توصیفی نمی توان به چنین نتیجه گیری کلی دست یافت(3).
    کلیدواژگان: نقد مقاله
  • نفیسه حکمتی پور، لیلا جویباری *، اکرم ثناگو صفحات 376-378
    جلد 17 - صفحات 376-378 برگشت به فهرست نسخه ها





    دانشیار دانشگاه علوم پزشکی گلستان ،

    چکیده: (6 مشاهده)
    فاصله تئوری و عمل در پرستاری باعث ناهم خوانی بین آنچه آموخته شده و آنچه در عمل به اجرا می آید می گردد(1). امروزه پرستاران با شرایطی پیچیده بالینی که به دلایلی مانند تغییر شرایط در تنظیمات مراقبت های بهداشتی، به ویژه سطوح بالاتر مراقبت برای بیماران، طول عمر کوتاه اقامت در بیمارستان، افزایش استفاده از تکنولوژی و تاکید بیش تر بر میزان هزینه ایجاد شده است با محیط نامطمئن مواجه می شوند. در نتیجه پرستاران باید بتوانند موقعیت های بالینی را به موقع تجزیه و تحلیل کنند و تصمیمات خود را به موقع و درست انجام دهند تا اطمینان حاصل شود که بیمار با کیفیت بالا و بهترین پیامدها مراقبت دریافت نموده است(2).
    پرستاری در قرن 21 ترکیب پیچیده ای از آکادمی و عمل است و نیاز به یکپارچگی موثر این دو دارد. جدا شدن این دو از یکدیگر باعث تصنعی شدن، غیر مفید بودن و عدم کمک به دانشجویان پرستاری برای پل زدن بین تئوری و عمل می شود(3و4). خلا بین تئوری و عمل باعث بحران در مراقبت پرستاری شده و همین امر خدمات پرستاری را با انتقاداتی مواجه ساخته است(5). انتظار می رود پرستاران به طور پیوسته توانایی تصمیم گیری مناسب بر اساس مهارت های استدلال بالینی صحیح در طول دوره های پرستاری خود را نشان دهند. برای اطمینان از اینکه پرستاران جدید برای این انتظارات آماده می شوند، اساتید پرستاری با ایجاد روش های موثر تدریس و ارزیابی مهارت های استدلال بالینی در دانشجویان پرستاری مواجه می شوند. ابزاری که اخیرا برای سنجش استدلال بالینی مورد استفاده قرار گرفته است آزمون توافق متنscript concordance) )(2). آزمون توافق متن در آموزش حرفه های بهداشتی برای ارزیابی جنبه خاص صلاحیت استدلال بالینی استفاده می شود(6). هدف این نوع از آزمون ها، اندازه گیری سازگاری بین دانش کسب شده در دانشجویان و صلاحیت بالینی می باشد؛ به عبارتی در صدد یافتن این موضوع است که آیا دانش کسب شده در تئوری در دانشگاه، کارایی لازم برای شایستگی یا صلاحیت حرفه ای را در آنها ایجاد می کند یا خیر؟(7).
    آزمون توافق متن یا آزمون توانایی تفسیر اطلاعات پزشکی در شرایط عدم اطمینان دارای سه ویژگی کلیدی طراحی است که بر پایه مدل های نظری از سازمان دانش و استدلال بالینی مبتنی است: 1) پاسخ دهندگان با شرایط بالینی تعریف شده مواجه هستند و باید بین چندین گزینه، گزینه واقع بینانه را انتخاب کنند 2) فرمت پاسخ نشان دهنده نحوه یافتن اطلاعات در شرایط چالش برانگیز در حل مساله است و 3) امتیاز کسب شده متغیری از پاسخ متخصصان در شرایط بالینی است(5).
    آزمون توافق متن، آزمون کتبی برای ارزیابی استدلال در شرایط عدم قطعیت است. در این آزمون به آزمون شوندگان، سناریوهای بالینی کوتاه ارائه می شود، و به دنبال آن یک سری از سوالات، قواعد تشخیصی یا گزینه های درمانی (مدیریت بیمار) فراهم می گردد. اگر چه مقیاس بالینی کافی برای تصمیم گیری معنادار در نظر گرفته شده است، اما مقدار مشخصی از عدم اطمینان، ناهماهنگی یا ناتمام بودن به طور عمدی در هر مورد به منظور شبیه سازی شرایط مبهم که اغلب در برخورد بالینی واقعی زندگی شبیه سازی شده است، ایجاد می گردد. آزمون توافق متن، علاوه بر وابستگی به مشکلات بالینی تعریف نشده، دارای دو ویژگی منحصر به فرد دیگر در حین طراحی است: الف) فرمت پاسخ، بر اساس مدل های نظری مبتنی بر سازمان دانش و استدلال بالینی حاصل از روانشناسی شناختی و تحقیقات آموزش پزشکی، نشان دهنده نحوه رفتار اطلاعات پزشکی است که در شرایط چالش برانگیز مشکل حل می شود ب) برخلاف اکثر اشکال ارزیابی، هیچ پاسخ صحیحی به سوالات وجود ندارد. در عوض، چندین پاسخ به هر یک از سوالات آزمون ممکن است قابل قبول در نظر گرفته شود که به طور جداگانه ای توسط اعضای یک گروه مرجع از پزشکان با تجربه و حاذق یک رشته یا حوزه دانش، انتخاب شده و نمره می گیرند(5).
    آزمون توافق متن به طور گسترده ای در آموزش دانشجویان پزشکی برای ارزیابی استدلال بالینی در بخش های مختلف از جمله روانپزشکی، اورژانس استفاده شده است(8تا10). در مطالعه گوس (Goos) و همکاران اعتبار این آزمون در دانشجویان دوره کارورزی دانشکده پزشکی 68/0 محاسبه شد که نمره قابل قبولی است(11). اعتبار سازه این ابزار در محیط های یادگیری متفاوت (فرهنگی و زبانی) نیز مورد تایید قرار گرفته است(12). نتایج این مطالعات نشان داده اند که آزمون توافق متن یک ابزار معتبر و قابل اعتماد برای ارزیابی استدلال بالینی است. با وجود این در آموزش پرستاری چندان مورد توجه نبوده است. دسچنز (Deschênes) و همکاران در مطالعه خود به استفاده آزمون توافق متن بر ارزیابی توسعه استدلال کلینیکی در دانشجویان پرستاری پرداختند. آنان از این آزمون به عنوان ابزار نوآورانه ای یاد کرده اند که قادر است تا روش استانداردی را برای ارزیابی قضاوت بالینی دانشجویان پرستاری فراهم آورد. در این مطالعه نیز اعتبار این آزمون در سطح بالایی گزارش شد(13).
    علی رغم اعتبار بالایی که این آزمون در ارزیابی توافق و هم خوانی دانش کسب شده در تئوری و کاربرد آن در استدلال بالینی دارد، اما تاکنون در مورد این روش ارزشیابی بالینی در آموزش پرستاری ایران مطالعه ای صورت نگرفته است. امید این است دست نوشته حاضر تلنگری برای توجه اساتید پرستاری به استفاده از آزمون های نوآورانه و معتبر در سنجش قضاوت بالینی دانشجویان پرستاری باشد. به نظر می رسد ضروری است تا دفاتر توسعه آموزش در دانشکده های پرستاری و مامایی به این امر توجه ویژه ای مبذول دارند.
    کلیدواژگان: نامه به سردبیر
  • منصور مسجدی، راضیه نشاط آور *، لیلا معینی، عاطفه ثقه الاسلام، علی رفعتی، شاهرخ عزت زادگان صفحات 379-386
    مقدمه
    غیبت دانشجویان یکی از مهم ترین مشکلات آموزشی رو به افزایش سال های اخیر دانشگاه ها است که عواقب ناشی از آن بر بسیاری از جنبه های تحصیلی دانشجویان تاثیر دارد. این مطالعه، با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مربوط به غیبت از کلاس های تئوری از دید دانشجویان پزشکی مقطع علوم پایه دانشگاه علوم پزشکی شیراز سال 1394انجام شد.
    روش ها
    دراین یک مطالعه توصیفی مقطعی به روش نمونه در دسترس(سرشماری) دانشجویان علوم پایه ی دو نیمسال تحصیلی مهرماه و بهمن ماه ورودی 91(209 نفر )، وارد مطالعه شدند. از پرسشنامه محقق ساخته با روایی صوری مورد تایید متخصصان آموزشی و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ 8/0، استفاده شد. 26 سوال در طیف لیکرت پنج گزینه ای با نمره گذاری از 1 تا 5 در چهار حیطه با نظر کارشناسان آموزش پزشکی تقسیم شد. داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی مورد تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    میانگین نمره حیطه های مربوط به دیدگاه دانشجویان در مورد عدم حضور در کلاس های درس تئوری به ترتیب شامل مدیریت کلاس (59/0±4)، شرایط فردی حضور دانشجو در کلاس (48/0±4)، توان علمی و روش تدریس استاد (58/0±3)، شرایط زمانی و مکانی برگزاری کلاس (68/0±8/2) بود. دانشجویان با تاثیر مدیریت کلاس و مشارکت دانشجو درکلاس بر عدم حضور دانشجویان در کلاس موافق بودند؛ اما با تاثیر شرایط زمانی و مکانی برگزاری کلاس بر عدم حضور دانشجویان در کلاس نظر مخالف داشتند.
    نتیجه گیری
    این پژوهش نشان داد که از دیدگاه دانشجویان مدیریت کلاس و شرایط فردی دانشجو برای حضور درکلاس می تواند در غیبت دانشجویان پزشکی از کلاس های تئوری تاثیر داشته باشد. با اولویت دادن به این عوامل، به سادگی می توان این ضعف را برطرف کرد و نسبت به افزایش ارتباط استاد و فراگیر اقدام نمود.
    کلیدواژگان: دانشجویان پزشکی، غیبت دانشجو، کلاس های نظری
  • مجید میرمحمدخانی، مرضیه رضایی، پریسا کوهساریان، فاطمه اسکندری، فرزانه ناظمی، علی خالقیان * صفحات 387-395
    مقدمه
    آگاهی ازنظرات اعضای هیات علمی در مورد عوامل موثر برانگیزه شغلی در ایجاد انگیزش شغلی برای پیش بینی و تفسیر رفتارهای ایشان مفید است. این مطالعه با هدف بررسی عوامل انگیزشی موثر بر عملکرد آموزشی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی سمنان از دیدگاه اساتید انجام گرفت.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی-مقطعی 145 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی سمنان به روش تصادفی ساده برای شناسایی عوامل موثر بر انگیزه شغلی مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه ای پژوهشگر ساخته شامل 20 سوال با مقیاس 5 درجه ای لیکرت بود که بر اساس تئوری هرزبرگ طراحی گردید و روایی محتوا و پایایی پرسشنامه بوسیله آزمون مجدد بررسی و تایید شد. آنالیز داده ها با آزمون مجذور کای و تست فیشر انجام شد.
    نتایج
    از نظر اساتید دانشگاه علوم پزشکی سمنان از بین عوامل بیرونی« مورد احترام قرار گرفتن در محیط کار» با میانگین (98/0±48/3) و از بین عوامل درونی «علاقه ذاتی به تدریس» با میانگین (61/0± 57/4)، به ترتیب بیش ترین اهمیت را داشت.
    نتیجه گیری
    یافته های این مطالعه نشان داد در مجموع هر دو نوع عوامل انگیزشی درونی و بیرونی بر عملکرد اساتید موثر است. بنابراین مدیران برای عملکرد بهتر اعضای هیات علمی بایستی ابزار لازم را برای افزایش انگیزه آنها فراهم کنند.
    کلیدواژگان: عوامل انگیزشی، هیات علمی، عملکرد آموزشی
  • مصطفی نجفی، رویا ملاباشی*، زهرا قضاوی، محمد کاظم نجفی، عارفه موسوی صفحات 396-405
    مقدمه
    روش های نوین آموزشی در افزایش کیفیت آموزش و رضایت مندی مخاطب، موثر است. هدف این پژوهش معرفی روش تدریس با استفاده از «فیلم و کلیپ آموزشی» در تدریس اسکیزوفرنی و بررسی دیدگاه دانشجویان روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان نسبت آن در مقایسه با روش سنتی بود.
    روش ها
    دراین پژوهش نیمه تجربی، 101 نفر دانشجوی روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1392 به صورت نمونه در دسترس(سرشماری) انتخاب شدند و به روش تصادفی ساده به دو گروه آموزش سنتی (47 نفر)و آموزش با استفاده از «فیلم و کلیپ آموزشی»(54نفر) تقسیم شدند. ابزارپژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن توسط متخصصان آموزش پزشکی و روانپزشکی و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ (92/.=α) تایید شد. پس از تدریس اسکیزوفرنی به دو روش پرسشنامه تکمیل شد و دیدگاه های دو گروه نسبت به روش تدریس بررسی شد. داده های با استفاده از آزمون های تی مستقل و من ویتنی تجزیه و تحلیل شد.
    نتایج
    60 نفر زن و 41 نفر مرد شرکت کردند. میانگین سنی شرکت کنندگان 24سال بود. علی رغم افزایش میانگین نمرات در برخی آیتم ها، تنها در تسلط علمی مدرس (64/0، t= 005/0p=)، تازه و جذاب بودن وسیله آموزشی (7/3، t= 0001/0p=) و مناسب تر بودن بسته ی آموزشی در مقایسه با روش سنتی نگارش جزوه (7/1، t= 005/0p=) تفاوت معناداری وجود داشت.
    نتیجه گیری
    رضایت دانشجویان از روش سخنرانی در فهم مطالب و استقبال از شیوه های نوین یادگیری در امر تدریس، نشان دهنده اثربخشی روش سنتی و لزوم ارتقای آن با روش های تلفیقی است. برای تایید یا عدم تایید نقش استفاده از فیلم در آموزش به دانشجویان روانپزشکی به پژوهش های بیش تری نیاز است.
    کلیدواژگان: روانپزشکی، روش های تدریس، یادگیری، فیلم سینمایی، اسکیزوفرنی
  • علیرضا یوسفی، احمدرضا یزدان نیک، سپیده محمدی*، تاج محمد آرازی صفحات 406-417
    مقدمه
    گفتمان حاکم بر آموزش پرستاری در ایران مبهم است و بررسی نقادانه آن منجر به باز شدن بستر این گفتمان می شود و می تواند راه گشایی برای کشف الگوهای بازنمایی شده در فرهنگ حاکم باشد. این مطالعه با هدف واکاوی گفتمان حاکم بر کلاس های نظری دوره کارشناسی پرستاری انجام شد.
    روش ها
    مطالعه حاضر یک مطالعه کیفی به روش تحلیل گفتمان فرکلاف (Fairclough) بود. مشارکت کنندگان اساتید و دانشجویان پنج دانشکده پرستاری مامایی دانشگاه های علوم پزشکی ایران شامل دانشکده پرستاری مامایی تهران، اصفهان، مازندران (آمل)، بابل و یاسوج بودند. داده های پژوهش حاصل از بررسی 25 مصاحبه انفرادی، 12 گروه متمرکز، 22 مشاهده کلاس نظری و خوانش 32 جزوه، 48 پاورپوینت و 25 سوال امتحانی از دانشکده های محیط پژوهش بود.
    نتایج
    دال های کلیدی آموزش نظری پرستاری عناصری نظیر، بیمارمحوری، پاتوفیزیولوژی، تشخیص و درمان بود و مواردی نظیر مراقبت پرستاری و فرایند پرستاری به عنوان دال های شناور این مطالعه بود. بر اساس نتایج مطالعه، هرچند کارگزاران گفتمان آموزش دانشگاهی پرستاری به قدرت واژگان اختصاصی پرستاری نظیر مراقبت محوری و فرایند پرستاری در عرصه ی آموزش نظری پرستاری پی برده اند و سعی دارند دال های شناور را در گفتمان پرستاری تعریف و تثبیت نمایند اما همچنان این امر به درستی اتفاق نیفتاده است و غلبه گفتمان بیومدیکال یا زیست پزشکی در تک تک اجزای این گفتمان قابل لمس است.
    نتیجه گیری
    با توجه به غلبه گفتمان بیومدیکال، لزوم مفصل بندی مجدد بر مبنای دال های برگرفته از حرفه ی پرستاری لازم و ضروری است و باز تعریف مولفه های پارادایمی غالب، گفتمان تازه ای را طلب می کند؛ گفتمانی که با عناصر استخراج شده از حقیقت و ماهیت رشته و نیز دال های مقبول سیال در نظم گفتمانی آموزش نظری پرستاری مانند مراقبت محوری بتواند از حاشیه خارج شده و به متن گفتمان آموزش دانشگاهی رسوخ کند.
    کلیدواژگان: آموزش پرستاری، گفتمان پرستاری، تحلیل گفتمان، کلاس های نظری، دانشجویان دوره کارشناسی پرستاری
  • عبدالحسین شکورنیا*، مریم اسلمی صفحات 418-426
    مقدمه
    تفکر انتقادی یکی از اهداف مهم آموزش و از معیارهای اعتباربخشی مراکز آموزشی است که سازمان جهانی آموزش پزشکی (WFME) بر اهمیت آن در آموزش پزشکی تاکید دارد. این مطالعه با هدف تعیین مهارت های تفکر انتقادی در دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز انجام پذیرفت.
    روش ها
    در یک مطالعه توصیفی-مقطعی 181 دانشجوی پزشکی مقطع علوم پایه با نمونه گیری در دسترس بررسی شد. مهارت تفکر انتقادی دانشجویان با استفاده از فرم ب پرسشنامه کالیفرنیای (CCTST) مشتمل بر 34 سوال مورد ارزیابی قرار گرفت. حد متوسط میانگین تعیین شده 89/15 می باشد. نمرات کمتر از حد متوسط بیانگر مهارت تفکر انتقادی ضعیف و نمرات بالاتر از آن بیانگر مهارت تفکر انتقادی قوی در نظر گرفته شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون t مستقل و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شد.
    نتایج
    میانگین و انحراف معیار نمره تفکر انتقادی دانشجویان 98/2±53/ 7 بود یعنی کم تر از 50 درصد نمره کل (در مقایسه با میانگین حد متوسط 89/15). تفاوت معناداری در تفکر انتقادی دانشجویان پزشکی با توجه به جنس، سن و عملکرد تحصیلی مشاهده نشد (05/0
    نتیجه گیری
    یافته های مطالعه نشان داد مهارت های تفکر انتقادی در دانشجویان پزشکی پایین تر از حد متوسط و در مجموع ضعیف است. با توجه به اهمیت استفاده از تفکر انتقادی در تصمیم گیری های بالینی، انتظار می رود اساتید دانشگاه توجه بیش تری در پرورش تفکر انتقادی در دانشجویان پزشکی نشان دهند.
    کلیدواژگان: تفکر انتقادی، دانشجویان پزشکی، آموزش، آزمون مهارت های تفکر انتقادی کالیفرنیا
  • مینو یغمایی، علیرضا منجمی* صفحات 427-428
    در تمامی مقالات فردی به عنوان نویسنده مسوول معرفی می شود. ترکیب «نویسنده مسوول» این ایده را به ذهن متبادر می کند که این نویسنده، مسوول محتوای مقاله است و سایر نویسندگان مبرا از مسوولیت! از آنجا که این ترکیب ترجمه «Corresponding author» است شاید اشکال در ترجمه فارسی آن باشد؟ در این نوشته در پی پاسخ به این پرسش هستیم که آیا «نویسنده مسوول» ترجمه مناسبی هست یا نه؟
    با مراجعه به فرهنگ لغات در زبان انگلیسی ، correspond به معنای communicate by exchanging letters وto communicate by writing a letter or sending an email (1و2) وcorresponding به معنای connected with(2) است. این لغات به ترتیب مکاتبه کردن، مکاتبه داشتن، رابطه داشتن(3و4) و مکاتبه کننده(4) ترجمه شده اند. پس روشن است که در معنای لغوی Corresponding author به معنای نویسنده مسوول نیست.
    اما در بسیاری از موارد معنای تخصصی واژه ها با معنایی که در فرهنگ لغات می آید متفاوت است؛ پس این احتمال وجود دارد که Corresponding author در معنای تخصصی آن تمامی بار مسوولیت را بر عهده می گیرد. کمیته بین المللی سردبیران ژورنال های پزشکی (ICMJE) عنوان گروه کاری از سردبیران ژورنال های پزشکی است که سالانه پیشنهاداتی در مورد هدایت، گزارش، ویرایش، و انتشار ژورنال های پزشکی ارائه می دهند(5). طبق نظر این گروه، نویسنده مقاله باید اول، سهم قابل توجهی در طراحی،ایده پردازی، یا گردآوری، تجزیه و تحلیل داده ها داشته باشد. دوم پیش نویس مقاله را تهیه یا آن را نقادانه مرور کند. سوم نسخه آماده چاپ را تایید نهایی کند و درنهایت در قبال تمامی بخش های مقاله پاسخ گو باشد(2). هم چنین طبق پیشنهاد این گروه corresponding author به فردی اطلاق می شود که مسوولیت اصلی ارتباط با ژورنال طی فرآیند ارسال مقاله، داوری و انتشار آن و تکمیل کلیه مطالبات اجرایی مورد نیاز ژورنال را بر عهده دارد(6).
    با توجه به موارد بالا کلیه نویسندگان در قبال تمامی بخش های مقاله مسوول هستند و corresponding author علاوه بر آن مسوول مکاتبه با ژورنال هم است. بنابراین پیشنهاد می شود به جای ترکیب«نویسنده مسوول» از «نویسنده مکاتبه کننده» یا «نویسنده رابط» استفاده شود.
  • سید داود مفتاق* صفحات 429-439
    مقدمه
    یکی از تاثیرات مهم افت تحصیلی تاثیر آن بر رضایت تحصیلی دانشجویان است. این مطالعه با هدف مقایسه عوامل موثر بر افت تحصیلی و رضایت تحصیلی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه پیام نور شهر اصفهان انجام شد.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه توصیفی- مقایسه ای از نوع مقطعی است. واحدهای پژوهش را 350 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و 648 نفر از دانشجویان مشغول به تحصیل در واحد های مختلف دانشگاه پیام نور استان اصفهان در سال 1395 تشکیل دادند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه بررسی عوامل موثر بر افت تحصیلی و همچنین پرسشنامه رضایت تحصیلی دانشجویان بود. به منظور تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی، آزمون T مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی گام به گام استفاده شد.
    نتایج
    در میان حیطه های مورد بررسی از دیدگاه دانشجویان علوم پزشکی میانگین نمره مربوط به حیطه محتوای آموزشی (62/0±11/4) بالاترین رتبه را دارا بود. در دانشجویان دانشگاه پیام نور به ترتیب حیطه های محیط آموزش و آموزشگر با 32/0±41/4 و 25/0±02/4 نمره دارای بالاترین بود. مقایسه دو گروه نشان داد اختلاف معناداری بین دیدگاه دانشجویان دو دانشگاه در خصوص حیطه های محیط آموزشی (13/4=t، 001/0p>) و آموزشگر(33/3=t، 003/0p=) وجود دارد. مقایسه میانگین و انحراف معیار مولفه های رضایت تحصیلی تنها تفاوت معناداری را بین دو گروه در خصوص رضایت از محیط تحصیل نشان داد (88/1=t، 03/0p=).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه به نظر می رسد که بررسی وضعیت آموزشی دانشجو، توجه به محیط آموزش، آموزشگر و محتوای آموزش باید در هر دو دانشگاه مد نظر قرار گیرد. ضمن آن که توجه به این عوامل می تواند با تاثیر مستقیم و غیر مستقیم بر رضایت تحصیلی دانشجویان، نقش مهمی در پشبرد اهداف آموزشی در دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی و پیام نور داشته باشد.
    کلیدواژگان: رضایت تحصیلی، افت تحصیلی، دانشجویان علوم پزشکی، دانشجویان پیام نور
  • تهمینه بختیاری، سعید صفاریان همدانی*، ترانه عنایتی، امرالله روزبهی صفحات 440-449
    مقدمه
    توسعه سرمایه های فکری و دانشی، راهبردی است که اثرات مهمی بر رفتار و عملکرد دانشگاه ها می گذارد. هدف از انجام این مطالعه شناسایی عوامل موثر بر رشد سرمایه فکری اعضای هیات علمی دانشگاه های علوم پزشکی قطب پنج کشور بود.
    روش ها
    این پژوهش کمی توصیفی در سال تحصیلی 1394-1393 در قطب پنج کشور انجام گردید. جامعه آماری مورد مطالعه، تمام اعضای هیات علمی استادیار به بالا در منطقه پنج کشور شامل دانشگاه های علوم پزشکی استان های فارس، بوشهر، هرمزگان و کهگیلویه و بویراحمد بودند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان حجم نمونه 260 نفر به دست آمد. با استفاده از روش نمونه گیری نسبتی، نمونه گیری انجام شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی صوری و محتوایی آن توسط 10 نفر از متخصصین آموزش و مدیریت تایید شد وپایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ 88/0 به دست آمد. داده ها با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری بوسیله نرم افزار Amos تجزیه و تحلیل شد.
    نتایج
    در مجموع240 نفر به پرسشنامه پاسخ دادند. در بعد عوامل سازمانی مولفه ادراک حمایت سازمانی با بار عاملی 83/0و در بعد عوامل انسانی، حرفه مندی با بار عاملی 68/0 دارای بیش ترین تاثیر بر رشد سرمایه فکری اعضای هیات علمی قطب پنج بودند.
    نتیجه گیری
    با توجه به این که ادراک حمایت سازمانی و حرفه مندی بیش ترین تاثیر را بر رشد سرمایه فکری اعضای هیات علمی قطب پنج کشور دارد پیشنهاد می گردد جهت ارتقای سرمایه فکری دانشگاه ها، حمایت سازمانی افزایش و توجه به حرفه مندی بیش تر گردد.
    کلیدواژگان: سرمایه فکری، دانشگاه، علوم پزشکی، عوامل سازمانی، عوامل انسانی
  • ابراهیم فلاحی، راضیه قبادی حمزه خانی، شیرین قاضی، علی فرهادی، سجاد روستا* صفحات 450-460
    مقدمه
    بررسی دیدگاه دانشجویان و فارغ التحصیلان یکی از گام های مهم تعیین جنبه های مختلف نیازمند بازنگری برنامه آموزشی است، این مطالعه با هدف بررسی نظر دانشجویان علوم تغذیه دانشگاه های علوم پزشکی کشور در سال94-1393 در مورد واحدهای درسی اصلی دوره کارشناسی انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه مقطعی 185 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد و ترم آخر کارشناسی دانشگاه های علوم پزشکی کشور به روش نمونه در دسترس دراین مقطع زمانی (سرشماری) شرکت کردند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته روا و پایا بود. تناسب تعداد واحدهای دروس نسبت به محتوا، میزان علاقه به هر درس، تناسب با نیاز جامعه و میزان ارتباط با رشته تغذیه بررسی شد. جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی استفاده شد.
    نتایج
    در مورد دروس تغذیه اساسی2، داروشناسی، پاتوفیزیولوژی، اصول تنظیم برنامه های غذایی، رژیم درمانی1، رژیم درمانی2، تغذیه گروه های ویژه، فیزیولوژی تغذیه و کارآموزی رژیم درمانی به ترتیب 8/49، 3/61، 61، 6/63، 2/66، 68، 2/56، 5/62، 2/56 درصد از شرکت کنندگان اعتقاد داشتند که تعداد واحدهای این دروس نسبت به محتوا کم است. اکثرشرکت کنندگان اظهار داشتند که دروس بیوشیمی متابولیسم، تغذیه اساسی1، تغذیه اساسی2، داروشناسی، پاتوفیزیولوژی، زبان تخصصی و اصول تنظیم برنامه های غذایی ارتباط زیادی با رشته تغذیه دارند. اکثر دانشجویان معتقد بودند 5 درس جدید باید به برنامه آموزشی این رشته اضافه شود. به ترتیب 9/84 و 7/93 درصد معتقد بودند باید دوره کارورزی در عرصه و دوره کارآموزی حین ارائه دروس تئوری ایجاد گردد. 6/58 درصد از آنها معتقد بودند طول دوره این رشته باید بیش از 4 سال و به صورت دکترای حرفه ای باشد.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های این مطالعه بازنگری برنامه درسی دوره کارشناسی علوم تغذیه با در نظر گرفتن نظرات دانشجویان ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: واحدهای درسی، علوم تغذیه، دانشجو، دیدگاه، بازنگری برنامه درسی
  • فروزان محبی، مجید خادمیان*، فریبا حقانی، نیکو یمانی صفحات 461-470
    مقدمه
    مقصود از آموزش پزشکی، کسب دانش، نگرش و مهارت لازم برای مراقبت از بیمار است و تاکید بر ارزیابی به عنوان ابزاری برای اطمینان از کیفیت در برنامه های آموزشی یکی از ویژگی های مهم آموزش پزشکی است. هدف این مطالعه بررسی میزان دستیابی به حداقل های یادگیری در ناخوشی های شایع کودکان توسط کارورزان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی- مقطعی که در سال تحصیلی 94-1393 انجام شد، جامعه پژوهش کارورزان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بودند که به صورت نمونه در دسترس (سرشماری) انتخاب شدند(84 نفر). جمع آوری اطلاعات بوسیله آزمون بالینی ساختار یافته عینی 8 ایستگاهه صورت گرفت. جهت تعیین روایی محتوا و صوری آزمون از نظر اساتید آموزش پزشکی و کودکان استفاده شد. ضریب پایایی آزمون با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 86/0 محاسبه شد. برای ارزیابی هر ایستگاه از یک چک لیست (بر اساس نمره 20) استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی استفاده شد.
    نتایج
    نمره میانگین دستیابی به حداقل های یادگیری ناخوشی های شایع در ایستگاه های معاینه گوش (96/1±64/13)، سرماخوردگی (62/2±60/16)، اسهال و استفراغ (22/4±56/15) کروپ (07/2±28/9)، تشنج حاد (42/2±96/15)، شرح حال در تشنج (81/2±88/14)، تفسیر نمودار رشد (17/3±60/13) و شرح حال در کودک کم وزن (25/3±76/8) بود.
    نتیجه گیری
    کارورزان درکسب حداقل های یادگیری شایع کودکان در چهار ایستگاه عملکردی در حد قابل قبول، در دو ایستگاه کم تر از حد انتظار و در دو ایستگاه غیر قابل قبول داشتند. بنابراین پیشنهاد می شود در آموزش دوره کارورزی کودکان با توجه به اهمیت موضوع در مدت و نحوه آموزش سرپایی تجدید نظر شود.
    کلیدواژگان: حداقل های یادگیری، کارورزان پزشکی، ناخوشی های شایع کودکان، آزمون بالینی ساختار یافته عینی
  • فروغ توکلی دستجردی، محمدرضا نیستانی، سید ابراهیم میرشاه جعفری، نیکو یمانی* صفحات 471-481
    مقدمه
    شناسایی نیازهای آموزشی، گامی مهم در برنامه ریزی برای رشد اعضای هیات علمی است پژوهش حاضر، با هدف شناسایی نیازهای آموزشی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در دوره های توانمندسازی انجام شد.
    روش ها
    در این پژوهش متناسب با داده های مورد نیاز، از رویکردهای کمی و کیفی استفاده شد. درمرحله کیفی 10 مصاحبه با اساتید برای ساخت پرسشنامه و تحلیل پاسخ سوالات این پژوهش، انجام شد. در بخش کمی جامعه آماری، کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1395(726 نفر) بود و حجم نمونه 260 نفر برآورد شد که به روش نمونه گیری تصادفی–طبقه ای انتخاب شدند. روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته بود که پس از تایید روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفت. مقیاس استفاده شده در پرسشنامه طیف پنج گزینه ای لیکرت بود. تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی (تی مستقل، همبستگی، تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی LSD) انجام شد.
    نتایج
    در بخش کیفی پس از تحلیل کدها و بازنگری، 110 کد در 4 طبقه اصلی و 10 طبقه با تم فرعی به دست آمد. نتایج بخش کمی نشان داد اساتید در تمامی حیطه ها نیاز آموزشی اعلام نمودند؛ در حیطه روش ها و فنون تدریس، روش تدریس مبتنی بر هوش هیجانی (02/1±79/3) در حیطه ارزشیابی، ارزشیابی آنلاین (96/0±73/3) در حیطه پژوهش و مدیریت منابع علمی، طراحی و اجرای پژوهش های ثانویه (98/0±07/4) و در حیطه آشنایی با آیین نامه ها، آشنایی با مقررات اداری و آیین نامه های اعضا هیات علمی (16/1±46/3)، دارای بیش ترین میانگین بود. همچنین بین مرتبه علمی اعضای هیات علمی و نیازهای آموزشی در حیطه پژوهش و مدیریت منابع علمی و آشنایی با آیین نامه ها، تفاوت معنا دار (001/0p=)مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    با توجه به اظهار نیازآموزشی اساتید نسبت به اکثر مولفه های مورد مطالعه، پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی در این راستا اصلاح و بازنگری شود.
    کلیدواژگان: آموزش، اعضای هیات علمی، نیازسنجی، توانمندسازی، دانشگاه علوم پزشکی
  • شهرام یزدانی، آرزو فرج پور* صفحات 482-493
    مقدمه
    مرور متون مبین آن است که در مورد تعربف، نحوه اجرا، آموزش و ارزیابی توانمندی یادگیری و ارتقای مبتنی بر عمل در میان صاحب نظران اتفاق نظر وجود ندارد لذا این مطالعه با هدف شفاف سازی مفهوم و ارائه تعریف تحلیلی انجام گرفت.
    روش ها
    این مطالعه بر اساس رویکرد تحلیل مفهومی واکر و آوانت و اجرای هشت مرحله انتخاب مفهوم، تعیین اهداف تحلیل، تعیین ویژگی های تعریفی، ارائه مورد الگو، ارائه موارد جایگزین، مخالف، مرتبط، حدواسط و جعلی، شناسایی پیشایندها و پسایندها و تعریف شاخص های تجربی انجام شد. پس از انجام جستجوی وسیع در پایگاه های داده علمی با استراتژی های از پیش تعیین شده تعداد 120 سند مورد مطالعه قرار گرفت و ویژگی های تعریفی مفهوم استخراج و تعریف تحلیلی ارائه شد.
    نتایج
    توانمندی یادگیری و ارتقای مبتنی بر عمل یک صلاحیت پیچیده، وابسته به حرفه و زمینه است که مشتمل بر مجموعه ای از صلاحیت های فردی است که بایستی فراگیران این توانمندی را در دوره آموزش دانشگاهی خود کسب نمایند و با ایفای نقش های حرفه ای به منصه ظهور برسانند، البته وقوع آن مستلزم پیشایندهایی است و در صورت محقق شدن به تعالی خدمات بالینی می انجامد.
    نتیجه گیری
    یادگیری و ارتقای مبتنی بر عمل به عنوان یک فراصلاحیت نقش مهمی در بهبود کیفیت خدمات بالینی دارد و این مطالعه با شفاف سازی مفهوم، برنامه ریزی و عملیاتی سازی آن را تسهیل نمود و آن را از مفاهیم مجاور متمایز ساخت.
    کلیدواژگان: تحلیل مفهوم، یادگیری و ارتقای مبتنی بر عمل، واکر و آوانت، توانمندی
  • پروانه اباذری، محبوبه نم نباتی* صفحات 494-503
    مقدمه
    چالش های آموزش بالینی در مطالعات متعددی از منظر دانشجویان پرستاری توصیف و تبیین شده است، اما کم تر مطالعه ای به تبیین عمیق این عوامل در بین اساتید پرستاری و مدیران پرستاری مراکز آموزشی درمانی پرداخته است. هدف از این مطالعه، توصیف و تبیین تجارب اساتید بالینی و مدیران پرستاری از عوامل تاثیرگذار بر اثربخشی آموزش بالینی است.
    روش ها
    مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوی مرسوم انجام شد. مشارکت کنندگان شامل 18 نفر از اعضای هیات علمی و مربیان بالینی و مدیران پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بودند. نمونه گیری به صورت مبتنی بر هدف تا رسیدن به اشباع داده ها انجام شد. روش گردآوری داده ها، مصاحبه های فردی نیمه ساختار یافته و یادداشت های عرصه بود. تمام مصاحبه ها ضبط، دست نویس و به صورت خط به خط تحلیل گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با شیوه تحلیل محتوای مرسوم انجام شد.
    نتایج
    تحلیل کیفی داده ها منجر به ظهور دو طبقه اصلی تسهیل گر و محدود کننده اثربخشی آموزش بالینی شد. طبقه محدود کننده اثربخشی آموزش بالینی در برگیرنده چهار زیر طبقه فضای فیزیکی و روانی بخش های آموزشی، تراکم دانشجو، نبود رویکرد تیمی در مراقبت و آموزش و الگوهای نقش نامناسب بود و طبقه درون داده های تسهیل گر آموزش بالینی شامل دو زیر طبقه مربیان مجرب و مدبر و پرستاران بالینی با صلاحیت بود.
    نتیجه گیری
    چالش های مربوط به اثربخشی آموزش بالینی پرستاری دغدغه مشترک دانشجویان، پرستاران، و اساتید پرستاری است. بنابراین رفع چالش های آموزش بالینی پرستاری با توجه به ماهیت مشکلات، هم فکری و مشارکت دانشکده های پرستاری و معاونت های درمان و آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی را می طلبد.
    کلیدواژگان: مطالعه کیفی، مربیان پرستاری، آموزش بالینی، محیط بالینی
  • امیدرضا نخعی، سید مسعود حسینی*، ویدا وکیلی، احسان موسی فرخانی صفحات 503-515
    مقدمه
    در نظام های آموزش عالی دانشجویان به عنوان مشتریان اصلی خدمات آموزشی می توانند به عنوان منبعی برای ارزیابی کیفیت آموزش ارائه شده به آنان مورد رجوع قرار گیرند. این پژوهش با هدف بررسی کیفیت خدمات آموزشی ارائه شده به دانشجویان داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال 1394 بر مبنای مدل سروکوال انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی مقطعی، شرکت کنندگان در پژوهش 197 نفر از دانشجویان رشته داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد بودند که با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه تعدیل و بومی شده سروکوال بود که روایی و پایایی آن در پژوهش های مشابه و نیز در این مطالعه بررسی و تایید شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های توصیفی و آزمون تی زوجی، تی مستقل استفاده گردید.
    نتایج
    شکاف بین انتظار و ادراک دانشجویان در تمام ابعاد پنجگانه کیفیت خدمات آموزشی یعنی بعد ملموس(14/1-) و بعد همدلی(04/1-)، بعد تضمین(80/0-)، بعد پاسخ گویی (76/0-) و بعد اطمینان(67/0-) مشاهده شد (001/0p=).
    نتیجه گیری
    تعیین شکاف کیفیت خدمات می تواند مبنای مناسبی برای برنامه ریزی، اولویت بندی و تصمیم گیری در مورد تخصیص منابع انسانی و مادی لازم برای ارتقاء آموزش باشد. با توجه به این که بیش تر مولفه های ابعاد کیفیت آموزش در ارتباط مستقیم با اساتید و تاثیر فعالیت های آموزشی آنان است، لذا پیشنهاد می شود برگزاری دوره های آموزشی مهارت های مشاوره و مهارت های ارتباطی به عنوان یک اولویت مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: کیفیت، خدمات آموزشی، سروکوال، دانشجویان داروسازی
  • عبدالرحیم افخم زاده، محمدعزیز رسولی* صفحات 516-521
    مقدمه
    دوره کارآموزی و کارورزی پزشکی اجتماعی با آموزش دانشجویان پزشکی در فیلد بهداشتی، آنها را برای ورود به برنامه پزشک خانواده و اجرای خدمات پزشکی جامعه نگر به خصوص در مناطق روستایی آماده می کند. هدف این مطالعه بررسی کیفیت فیلد آموزشی کارآموزی و کارورزی پزشکی اجتماعی از دیدگاه دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کردستان بود.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی مقطعی، دیدگاه تمامی دانشجویان فیلد پزشکی اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی کردستان در سال 1393 (55 کارآموز) و (53 کارورز) مورد بررسی قرار گرفت. داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه ای روا و پایا جمع آوری گردید. طیف نظرات دانشجویان با مقیاس لیکرت خوب (نمره 3)، متوسط (نمره 2)، ضعیف (نمره 1) برای هر سوال ارزش گذاری شد. میانگین نمره نهایی سطح خوب، متوسط و ضعیف در این مطالعه به ترتیب بیش از 4/2 (67%)، بین 7/1 تا 4/2 (67%-33%) و کم تر از 7/1 (33%) محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی انجام شد.
    نتایج
    از دیدگاه کارآموزان میانگین نمره سطح خوب در موارد، برگزاری کلاس های توجیهی 8/2 (6/83%)، آموزش در زمینه واکسیناسیون و زنجیره سرد 9/2 (4/96%) و توان مربیان در پاسخ گویی به نیازهای آموزشی 7/2 (8/81%) بود. از دیدگاه کارورزان هم میانگین نمره سطح خوب درآیتم ها، برگزاری کلاس های توجیهی 7/2 (64%)، آموزش در جهت مساله یابی و اولویت بندی مشکلات 4/2 (5/58%) بود. میانگین نمره کارورزان از دو آیتم افزودن مهارت ها در جهت مدیریت درمان 05/2 (3/32%) و آموزش بهداشت 2/2 (3/28%) ضعیف گزارش گردید.
    نتیجه گیری
    حفظ و ارتقای کیفیت آموزش در فیلد کارآموزی و ارتقای کیفیت آموزش در فیلد کارورزی پزشکی اجتماعی ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: کیفیت آموزش، کارآموزی، کارورزی، پزشکی اجتماعی، کردستان
  • شمس الدین هاشمی مقدم، زهرا مسلمی* صفحات 522-530
    مقدمه
    سواد اطلاعاتی به عنوان مجموعه ای از مهارت ها به منظور شناسایی درست منابع اطلاعاتی، دسترسی و توانایی استفاده
    هدف مند از آنها و ابزاری برای توانمندی فردی است که برای دانشجویان بسیار مهم است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه مهارت های تفکر انتقادی و راهبردهای فراشناختی با سواد اطلاعاتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی همبستگی در سال تحصیلی 92-91 بر روی 274 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اراک که به صورتی نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند صورت گرفت. ابزار گردآوری داده ها سه پرسشنامه مهارت های تفکر انتقادی کالیفرنیا فرم «ب» و حالت فراشناختی و پرسشنامه محقق ساخته سواد اطلاعاتی بود. نقطه برش برای مهارت های تفکر انتقادی 20 در نظر گرفته شد. در پرسشنامه حالت فراشناختی بالاترین نمره 80 و پایین ترین نمره 20 بود؛ درپرسشنامه سواد اطلاعاتی بالاترین نمره 145 و پایین ترین نمره 29 بود. در تحلیل داده ها از روش رگرسیون چندگانه خطی و همبستگی استفاده شد.
    نتایج
    میانگین نمره مهارت های تفکرانتقادی در بین دانشجویان این دانشگاه 12/7±46/21 و در سطح مطلوب بود. میانگین نمره راهبردهای فراشناختی67/7±36/62 بود. میانگین نمره سواد اطلاعاتی 19/15±72/96 بود. بین مهارت های تفکرانتقادی و سواد اطلاعاتی رابطه معناداری وجود نداشت (924/0، p = 006/0= r). همچنین بین مهارت های تفکرانتقادی و راهبردهای فراشناختی رابطه معناداری وجود نداشت (883/0، p = 009/0- r =). اما بین راهبردهای فراشناختی و سواد اطلاعاتی رابطه معناداری وجود داشت (431/0، r= 0001/0p=). در نهایت نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که تنها راهبردهای فراشناختی پیش بینی کننده مناسبی برای سواد اطلاعاتی است.
    نتیجه گیری
    با افزایش راهبردهای فراشناختی دانشجویان میزان سواد اطلاعاتی آن ها نیز افزایش می یابد. لذا پیشنهاد می شود آموزش راهبردهای فراشناختی در برنامه های آموزشی آموزش عالی قرار گیرد تا دانشجویان در جریان یادگیری خود به صورتی یادگیرندگانی مستقل عمل کنند.
    کلیدواژگان: مهارت های تفکر انتقادی، راهبردهای فراشناختی، سواد اطلاعاتی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی
  • محمد کهخایی، ناصر ناستی زایی*، افسانه مرزیه صفحات 531-540
    مقدمه
    نشاط از یک طرف عواطف مثبت اعضای هیات علمی را افزایش داده و از طرفی با کاهش عواطف منفی، باعث افزایش بهره وری خواهد شد. تحقیقاتی که تاکنون در زمینه نشاط سازمانی صورت گرفته است نقش موقعیت استخدامی را نادیده گرفته است. از این رو مطالعه حاضر با هدف مقایسه نشاط سازمانی اعضای هیات علمی رسمی و پیمانی/قراردادی انجام گرفت.
    روش ها
    در این پژوهش توصیفی مقطعی جامعه آماری شامل تمامی اعضای هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد 183 عضو هیات علمی (121 نفر رسمی و 62 نفر پیمانی/قراردادی) انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. به منظور بررسی متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های استاندارد: عدالت سازمانی، امنیت شغلی، معناداری شغل، علاقه به کار، مشارکت، تعامل و پرسشنامه یادگیری سازمانی استفاده گردید. برای تعیین روایی پرسشنامه ها از روایی محتوا و برای تعیین پایایی پرسشنامه ها از ضریب آلفا کرونباخ استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی برای گروه های مستقل استفاده شد.
    نتایج
    میانگین نمرات اعضای هیات علمی رسمی و پیمانی/قراردادی به ترتیب در مولفه های علاقه به کار (56/0±99/3 و 57/0±08/4، 32/0p=)، معناداری شغل (59/0±96/3 و 69/0±01/4، 75/0p=)، یادگیری سازمانی (41/0±96/3 و 33/0±01/4، 39/0p=)، مشارکت (55/0±06/4 و 52/0±09/4، 69/0p=)، تعاملات (55/0±17/4 و 48/0±25/4، 38/0p=)، امنیت شغلی (39/0±89/4 و 56/0±05/4، 001/0p=)، و عدالت سازمانی (42/0±21/4 و 67/0±91/3، 001/0p=) بود که تفاوت معناداری بین دو گروه در مولفه های امنیت شغلی و عدالت سازمانی اعضای هیات علمی رسمی مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    هر چندنتایج این مطالعه نشان داد که نشاط سازمانی اعضای هیات علمی کم تر تحت تاثیر موقعیت های استخدامی است اما مدیران اداری دانشگاه ها می توانند با تسهیل در فرایند تبدیل وضعیت استخدامی از پیمانی/قراردادی به رسمی، ثبات شغلی و در نتیجه نشاط سازمانی اعضای هیات علمی پیمانی/قراردادی را بهبود بخشند.
    کلیدواژگان: نشاط سازمانی، اعضای هیات علمی، موقعیت استخدامی، امنیت شغلی
  • محبوبه سادات کدخدایی*، مهناز اخوان تفتی صفحات 541-551
    مقدمه
    توانمندی دانشجویان دراستفاده درست و کارآمد از محیط آموزشی خودبه ادراک بهتر و تعامل مناسب تر آنها با محیط می انجامد. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت های تحصیلی-حرفه ای بر ادراک دانشجویان از محیط آموزشی انجام شد.
    روش ها
    روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی، پیش آزمون- پس آزمون با گروه شاهد بود. نمونه آماری آن 24 نفر از دانشجویان دانشکده تغذیه و علوم غذایی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بودند که به روش تصادفی خوشه ایانتخاب شده و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند . شرکت کنندگان گروه آزمایش، در 7 نشست آموزش مهارت های تحصیلی-حرفه ای شرکت کردند وبرای آزمودنی های گروه شاهد مداخله ای ارائه نشد. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه ارزیابی محیط آموزشی داندی (DREEM) بود. داده های به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس چند متغیرییا مانکووا) تحلیل شد.
    نتایج
    میانگین و انحراف معیار نمرات پس آزمون برای ادراک کلی دانشجویان در دو گروه آزمایش و شاهد به ترتیب 07/22±16/125 و 51/17±15/123 (ازمجموع 200نمره) (05/0>P)، در بعد ادراک از مدرسان، 78/4±75/27 و 72/4±16/24 (05/0>P)، در بعد ادراک از توانایی علمی خود، 82/3±41/25 و 50/6±50/21 (05/0>P) و در بعد ادراک از شرایط اجتماعی آموزش، 90/0±41/22 و 65/2±16/18 بود (05/0>P) و تمامی این تفاوت ها معنادار بود. در مورد ابعاد ادراک از یادگیری و ادراک از جو آموزشی تفاوت معناداری بین دو گروه وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    بر پایه یافته های این پژوهش با آموزش برخی مهارت های راهبردی به دانشجویان می توان ادراک آنها را از محیط آموزشی بهبود بخشید تا با نگرش بهتری با تکالیف مختلف تحصیلی و حرفه ای مواجه شوند.
    کلیدواژگان: مهارت های تحصیلی- حرفه ای، ادراک از محیط آموزشی، دانشجویان علوم پزشکی
  • شهرزاد شهیدی، وجیهه وفامهر*، محمد دادگسترنیا صفحات 552-560
    مقدمه
    برای بهره مندی از منافع آزمون های تشریحی، باید مطمئن شد که می توان براساس نمرات این آزمون ها، قضاوت پایایی درباره دانشجویان داشت. این مطالعه با هدف بررسی همبستگی نمرات بخش های تشریحی و چندگزینه ای آزمون پایانی درس پاتوفیزیولوژی کلیه و نقطه نظرات دانشجویان درباره تاثیر نوع آزمون بر مطالعه آنها انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه ی توصیفی همبستگی، از پاییز 94 تا زمستان 95 در دانشکده پزشکی اصفهان انجام گرفت. 455 دانشجو در 3 دوره، طی ارزشیابی پایانی درس پاتوفیزیولوژی کلیه، در آزمونی با 36 سوال چندگزینه ای و10 سوال تشریحی شرکت کردند. آزمون چندگزینه ای با نرم افزار OPSCAN تصحیح شد. همبستگی نمرات آزمون چندگزینه ای و تشریحی از طریقBivariate Correlation و مقایسه میانگین نمرات تشریحی و چهارگزینه ای با تی زوج صورت پذیرفت. نقطه نظرات دانشجویان نسبت به این نوع ارزشیابی و تاثیر آن بر نوع مطالعه آنها توسط پرسشنامه با مقیاس لیکرت، بررسی شد.
    نتایج
    ارتباط قوی و مثبت بین نمرات بخش چندگزینه ای و تشریحی 3 دوره وجود داشت؛ گروه اول با تعداد 151 نفر (0005/0، p< 631/0r=)، گروه دوم با تعداد 136 نفر (0005/0، p< 710/0r=) و گروه سوم با تعداد 168 نفر (0005/0، p< 716/0r=). بیش از 50% دانشجویان معتقد بودند زمانی که صرف مطالعه ی این درس نموده اند بیش تر از زمان صرف شده در دروس دیگری که آزمون آنها صرفا به صورت چندگزینه ای برگزار شده، بوده است.
    نتیجه گیری
    با توجه به همبستگی بالا و مثبت نمرات بخش تشریحی با بخش چندگزینه ای آزمون، می توان در کنار آزمون چندگزینه ای از آزمون تشریحی نیز برای ارزیابی میزان یادگیری دانشجو در درس پاتوفیزیولوژی کلیه و همچنین افزایش انگیزه ی دانشجویان برای مطالعه عمیق تر استفاده نمود.
    کلیدواژگان: آزمون تشریحی، آزمون چند گزینه ای، ارزشیابی دانشجو، دوره مقدمات پزشکی بالینی
  • حبیباللهرضایی، نیکو یمانی* صفحات 561-570
    یکی از انواع برنامه درسی، برنامه درسی پوچ است. در ارتباط با این نوع برنامه درسی پژوهش های اندکی در سطح جهان صورت گرفته است و این امر نشان از بی توجهی پژوهشگران به این مفهوم است. هدف از این مطالعه، مروری بر مفهوم برنامه درسی پوچ از دیدگاه های مختلف است.
    روش ها
    در این مطالعه مروری پایگاه های اطلاعاتی فارسی شامل SID، Iranmedex، Irandoc و Magiran با کمک کلید واژه های برنامه درسی پوچ، برنامه درسی حذف شده، برنامه درسی مغفول، برنامه درسی بی اثر، برنامه درسی خنثی و همچنین پایگاه های اطلاعاتی لاتین شامل Pubmed central و Eric و موتور جستجو Google scholar با کلید واژه هایNull curriculum،Neglected curriculum ، omitted curriculum مورد جستجو قرار گرفت.
    نتایج
    در این جستجو 70مقاله و 15کتاب به دست آمد که به نحوی با برنامه درسی پوچ در ارتباط بودند. پس از مطالعه آنها، 18 مقاله و کتاب که به هدف مطالعه نزدیک تر بود مورد استفاده قرار گرفت. دو دیدگاه متخصصان برنامه ریزی درسی و مختصصان آموزش پزشکی در مورد برنامه درسی پوچ شناسایی شد. بر اساس نظرات متخصصان برنامه ریزی درسی، برنامه درسی پوچ آن چیزی است که مورد غفلت واقع شده است ولی بر اساس نظرات متخصصان آموزش پزشکی، برنامه درسی پوچ، برنامه درسی بی اثر است.
    نتیجه گیری
    با توجه به تعریف متفاوت برنامه درسی پوچ از دیدگاه متخصصان برنامه ریزی درسی و متخصصان آموزش پزشکی پیشنهاد می گردد، کسانی که قصد استفاده کاربردی از این مفهوم دارند در ابتدا تعریف خود را بر مبنای یکی از این نظرات مشخص کنند تا در ادامه کار دچار سردرگمی نشوند.
    کلیدواژگان: رنامه درسی پوچ، برنامه درسی حذف شده، برنامه درسی مغفول، برنامه درسی بی اثر، برنامه درسی خنثی
|
  • Maryam Poormirzaei *, Ghasem Askarizadeh Pages 1-10
    Introduction
    Since internet addiction is a chronic phenomenon with serious damages and inappropriate use of the internet among students is on the rise, this study was conducted to predict internet addiction based on predisposing factors such as type D personality and humor styles and explore its relationship with academic performance.
    Methods
    This descriptive correlational study was performed in 2015. Research population included all medical students (n=600) of Shahid Bahonar University of Kerman of whom 225 were selected as the research sample using Krejcie Morgan table and simple random sampling. Data were collected using Young’s internet addiction, Denollet’s type D personality and Martin’s humor styles questionnaires. Grade point average was used to measure academic performance. The data were analyzed by means of descriptive statistics (mean and standard deviation) and inferential statistics (stepwise regression and t-test).
    Results
    Findings showed that students with type D and non-D-type personality were significantly different in terms of self-enhancing (p=0.0001) and self-defeating (p=0.01) humor styles and internet addiction (p=0.001). Negative emotion and the self-defeating humor style predict 23% of internet addiction variance (p=0.0001, p=.038). Internet addiction is correlated with declined academic performance (p=0.047).
    Conclusion
    Given the more prominent role of type D personality in predicting internet addiction, it is suggested that individuals’ personality type should be considered in evaluation of internet addiction and the impact of internet addiction on academic performance should be taken into account.
    Keywords: Internet addiction_Humor style_Type D personality_Academic performance_Medical students
  • Mohammad Hassan Seif * Pages 11-23
    Introduction
    Researchers have realized that academic burnout has seriously negative impact on learning and promotion of learning efficiency which hinders universities from achieving their educational missions and goals. This study examined the factors affecting academic burnout among students of Shiraz University of Medical Sciences and Payam Noor University through a comparative casual model.
    Methods
    This descriptive correlational study was carried out on a sample of 174 students of Shiraz University of Medical Sciences and 260 students of Shiraz Payame Noor University; subjects were selected based on Cochran Formula through simple random sampling. Data collection tool was a battery of questionnaires consisting of Maslach Burnout Inventory-Student Survey, Elliot and McGregor achievement goal scale, Midgley self-efficacy scale and Schaufeli and Bakker academic engagement scale. The data were analyzed in Lisrel software using path analysis.
    Results
    Findings showed significant differences between the two universities in terms of the impact of academic goal orientation (t=2.76, p=0.01), academic self-efficacy (t=2.18, p=0.05) and academic engagement (t=2.60, p=0.01) on academic burnout. It was also found that academic goal orientation had significant indirect effects on academic burnout through academic self-efficacy and academic engagement. In the two samples, Findings indicated that the proposed conceptual model had a good fit
    Conclusion
    Given the increasing trend of academic burnout in academic settings and the decisive role of academic goal orientation, academic self-efficacy and academic engagement, universities should provide an appropriate environment to enhance self-efficacy and change mastery goal orientation in students’ learning and therefore, pave the way for promoting learning and reducing academic burnout.
    Keywords: Academic burnout, achievement goals, academic self-efficacy, academic engagement, comparative causal model
  • Mohsen Adib-Hajbaghery *, Mohammad Javad Arabi Matin Abadi, Zahra Ghadirzadeh, Hamed Moujoodi, Mohammad Mehdiansaripour Pages 24-34
    Introduction
    Medical sciences students’ interest in their field of study will increase their sense of responsibility and academic performance and improve healthcare services. The purpose of this study was to investigate the students’ interest in their field of study and affecting factors in Kashan University of Medical Sciences.
    Methods
    In this descriptive, cross-sectional study, 540 students of different fields of medical sciences were selected using a quota sampling method. Data collection tool was a researcher-made questionnaire. Data were analyzed using descriptive statistics, t-test, ANOVA and Pearson correlation test.
    Results
    The mean score of the students’ interest in their field of study was 75.69 (out of 100). The majority of the students expressed that they had selected their fields with awareness (76.5%). A rather weak significant inverse correlation was found between age and the interest score (r=-0.1, p=0.025). Among all the factors affecting interest, “being useful to the society” and “the social status of the field” had the highest effect on the students’ interest while “high school teachers” had the lowest effect.
    Conclusion
    The interest scores were relatively lower in older students. Considering the effects of social status and feeling useful on creating and maintaining the interest in the profession, attempts should be made to reinforce the feeling of being useful in students. Moreover, the number of student admissions should be determined according to the capacity of the labor market.
    Keywords: Interest in the field, medical sciences students, field of study
  • Sara Shahsavari, Zohreh Badiyepeymaiejahromi * Pages 35-37
  • Mitra Kamyabi, Ahmad Ali Foroughi Abari *, Mohammad H. Yarmohammadian Pages 37-49
    Introduction
    Lifelong learning seems to be a necessity for facing knowledge explosion, new technologies and constant occupational changes. Nowadays, higher education centers are considered key sites for developing lifelong learning. This study aim to address faculty members’ perspective on some urgent revisions in higher education policies with an emphasis on lifelong learning approach..
    Methods
    This qualitative study was conducted in 2014 using content analysis. Sixteen faculty members were selected from University of Isfahan, Isfahan University of Medical Sciences and University of Kerman who were experienced in the fields of higher education, education and learning; subjects were selected using purposive sampling. Data were collected through semi-structured, open-ended interviews. Credibility and acceptability of the data were confirmed by inter-rater reliability and outside observer. The data were analyzed using content analysis..
    Results
    Based on results of this study, four thematic categories were identified as basic higher education policies that need to be revised: “establishing equal and continuous learning opportunities”, “flexibility in higher education admissions”, “varied curriculum” and “learner-centeredness”.
    Conclusion
    The results of this research could be applied to revising the higher education policies while focusing on training graduates who possess lifelong learning characteristics.
    Keywords: Lifelong learning, higher education policies, qualitative study
  • Sara Mortaz Hejri, Mohammad Jalili * Pages 50-59
    Introduction
    With the increasing popularity of performance-based assessments, it is necessary to employ proper indicators to ensure their quality. The present study examines the metrics of Objective Structured Clinical Examination (OSCE).
    Methods
    In this descriptive, cross-sectional research in 10 pre-internship OSCE stations of Tehran University of Medical Sciences in 2012, the cut-off score was determined by borderline regression method and the failure rate was calculated. Root Mean Square Error (RMSE) was used to estimate error rate threshold. Internal consistency was calculated using Cronbach’s alpha and then, the Standard Error of Measurement (SEM) was determined. Alpha if item deleted, R2 coefficient, intergrade discrimination, difficulty and discrimination indices were calculated for each station. A total of 266 students participated in this exam.
    Results
    A total of 266 students participated in this exam. The OSCE total cut-off score was 52.55 (out of 100). Four students (1.5%) failed the exam and the RMSE equaled 0.45. SEM was 4.84 and Cronbach’s alpha was calculated at 0.70 where the alpha if item deleted scores varied from 0.64 to 0.70. The R2 coefficient ranged from 0.16 to 0.85 and the intergrade discrimination ranged between 0.66 and 1.93. The ranges of difficulty and discrimination indices were 0.71-0.89 and 0.12-0.44 respectively.
    Conclusion
    The internal consistency, SEM and threshold error rate were all acceptable. The alpha if item deleted was in the acceptable range in all stations. In two stations, the R2 value was lower than the desired range. The intergrade discrimination value was appropriate in all stations except one. The stations were not too difficult or highly discriminative which is considered favorable in criterion-referenced exams.
    Keywords: Test analysis, psychometrics, Objective Structured Clinical Examination
  • Mahdye Zangiabadizade *, Marzieh Saeediyan, Sholeh Shahinfar Pages 60-68
    Introduction
    Providing proper training for midwives and creating the right attitude during education would help them select the appropriate delivery method for clients. The purpose of this study was to investigate the effects of multimedia-based teaching and role-playing on midwifery students’ knowledge and attitude towards vaginal delivery.
    Methods
    In this quasi-experimental study, 124 undergraduate midwifery students of Islamic Azad University, Kerman branch, were selected through census method and divided into two groups of multimedia-based teaching and role-playing in delivery methods. Both groups took a pre-test and two post-tests immediately after and 6 weeks after the training. Data were analyzed by means of descriptive statistical tests, independent t-test, paired t-test and repeated measures design test.
    Results
    There was a significant difference in the mean scores of knowledge (p=0. 012) and attitude (p=0. 048) between the two groups immediately after the training. Although no significant difference was found in the mean scores of knowledge and attitude between the two groups 6 weeks after the training, the repeated measures design test with time-related effects eliminated, showed that the variation of the mean scores of knowledge (P=0. 029 and F=5. 383) and attitude (P
    Conclusion
    The results showed the favorable impact of both methods on midwifery students’ increased knowledge and attitude towards vaginal delivery. This study may contribute to education in terms of developing both educational content and new methods of education at all levels. It is suggested that these two methods should be used complementarily with each other or other methods.
    Keywords: Vaginal delivery, multimedia, role-playing, knowledge, attitude
  • Farzaneh Michaeli Manee *, Elham Salehi, Rahim Baghaei, Mehran Alipour Pages 69-81
    Introduction
    Academic motivation can be perceived as a factor in deciding to continue academic education. One of the new models in this area is Jones’s model of academic motivation (MUSIC). This study aimed to test the seven-factor structure of this motivation model in medical sciences students.
    Methods
    This descriptive study was conducted on 378 students (197 females and 181 males) of Urmia University of Medical Sciences who were selected through cluster sampling method. Data were collected using Jones and Wilkins’s 26-item students’ motivation questionnaire. Amos-16 software was used for the correlation matrix analysis and confirmatory factor analysis.
    Results
    A positive significant correlation existed among the components of the model. Goodness of fit indices showed that the seven-factor model provides a good fit of students’ academic motivation.
    Conclusion
    The seven-factor structure of academic motivation (MUSIC) model can be highly useful in developing and promoting students’ academic motivation and participation.
    Keywords: Model of academic motivation (MUSIC), Jones, MUSIC seven-factor model, medical sciences students, motivation
  • Soleiman Ahmadi, Leila Vafaeinezhad *, Hamid Reza Baradaran, Helen Dargahi Pages 82-91
    Introduction
    Implementation of clinical supervision of student training could bring about high standards in patient care. The purpose of this study was to determine the status of clinical supervision in midwifery education from the perspective of midwifery clinical teachers and students in Tehran University of Medical Sciences.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was performed on 90 midwifery students in different field internship training units and 25 midwifery clinical teachers who were selected through census method. Data collection tool was the 15-item, 5-point Likert scale CCTEI standardized questionnaire. The data were analyzed using independent t-test, chi-square and ANOVA.
    Results
    A total of 80 student questionnaires and 20 clinical teacher questionnaires were analyzed. The status of clinical supervision in midwifery education was evaluated as average with the mean score 52.5 out of 75. There was a significant difference between the views of clinical teachers and students about the status of clinical supervision such that the clinical teachers evaluated it at a high level with the mean score 60.3 (SD=5.07) while the students evaluated it at an average level with the mean score 46.2 (SD=9.94). The statuses of clinical supervision were significantly different in different clinical arrangements.
    Conclusion
    This difference between the views of clinical teachers and students about the status of clinical education could be due to students’ needs such that the students needed more training in diagnostic skills which is not fully provided by clinical teachers. Since clinical supervision is a teacher-student interaction, further research is recommended to account for these different views.
    Keywords: Clinical supervision, midwifery student, clinical teacher, midwifery education
  • Shadi Goli *, Habibolah Rezaei, Fariba Haghani, Marjan Goli Pages 92-101
    Introduction
    Midwifery is one of the vital fields in the health care system where clinical education is highly important for students and feedback is an essential element of clinical education. This paper provides a review of feedback in midwifery education.
    Methods
    In this narrative review study, databases of SID, IranMedex, Irandoc, Magiran, PubMed, ERIC, Google scholar and Science direct were searched through using keywords like feedback, reflection, midwifery. The Persian and English articles on feedback in midwifery, published from 1980 to 2015, were included in the study.
    Results
    A total of 742 articles were found. Regarding the research goal, seven articles were finally reviewed after removing duplicates. The most important results of the review were in the domains of consensus on the necessity of feedback, challenges and advantages of feedback in midwifery education and existence of inadequate performance in giving feedback in midwifery education. Students and faculty members agreed on giving feedback. The advantages of feedback in midwifery education include stimulation of reflection, elimination of deficiencies, personal growth, increased problem solving skills and group discussion.
    Conclusion
    Since the present review study suggests that the viewpoints of faculty members and students about the status of feedback in clinical education are not the same, a broader assessment of feedback in clinical education from the perspective of all stakeholders is recommended in order to take appropriate measures to fill possible gaps.
    Keywords: Feedback, midwifery education, clinical education, student
  • Zohreh Hosseinzadeh *, Maliheh Kadivar, Naeimeh Seyedfatemi, Mitra Zolfaghari, Abas Mehran Pages 102-115
    Introduction
    Neonatal care unit nurses should acquire and maintain the necessary specialized knowledge for providing skillful and high quality care during their professional career. This study aimed to examine the impact of virtual-based education on nurses’ psychological empowerment in the level II neonatal care unit.
    Methods
    This quasi- experimental study was carried out in 2015 on 80 nurses working in level II neonatal care units of hospitals affiliated to Tehran University of Medical Sciences; subjects were randomly assigned to two groups of intervention and control groups. The level of nurses’ psychological empowerment was measured using Spreitzer’s psychological empowerment questionnaire on the first day of study and after the course. For the intervention group, the educational content of level II neonatal cares was developed and presented on Namad System of the virtual faculty of Tehran University of Medical Sciences (TUMS) for two months. Data were analyzed using paired t-test, Fisher’s exact test, chi-square and independent t-test.
    Results
    The research units were homogeneous in all demographic variables except work experience in the neonatal unit. The respective mean scores and standard deviations of empowerment in the intervention and control groups were 61.57±7.8 and 56.74±6.386 (out of 84) before the intervention and 60.71±7.595 and 63.60±5.6 after the intervention. The results of the independent t-test and paired t-test showed that there was a statistically significant difference in the mean scores of psychological empowerment of the two groups before the intervention (p=0.006), of the control group before and after the intervention (p≤0.001), and of the intervention group before and after the intervention (p≤0.001).
    Conclusion
    The results indicated the effectiveness of virtual-based education on nurses’ psychological empowerment in level II neonatal care units. With regard to the benefits of virtual-based education, its application is recommended in continuing education programs for nurses.
    Keywords: Virtual education, psychological empowerment, neonatal unit nurse, education
  • Nadereh Memariyan, Seyedeh Zahra Nahardani *, Dr Maryam Rasooli, Kourosh Vahidshahi Pages 116-125
    Introduction
    Health services system requires spiritual accountability and should pay attention to this dimension of the clients’ health. Due training is needed to address the issue. The purpose of this study was to identify the educational goals and expected competencies in spiritual health education for medical sciences students based on the educational needs.
    Methods
    This study was carried out using the expert panel method in three stages: in the first stage, several operating groups reviewed the literature, methods and standards of spiritual health curriculum. In the second stage, the competencies and educational goals were identified based on the experts’ opinions. In the third stage, for finalizing the draft of the program goals, these goals were discussed in a focus group of six experts in spiritual health, education and curriculum using the Delphi technique and ultimately a consensus was achieved on the goals.
    Results
    Following the analysis of responses and the experts’ consensus, a list of educational competencies and behavioral goals related to teaching spiritual health was prepared. Accordingly, the goals of the curriculum were developed in the form of three educational packages: concepts of spiritual health from the perspective of Islam, the importance of spiritual health and its impact on other health dimensions and spiritual issues in health services provision.
    Conclusion
    In this study, the expected competencies and specialized behavioral goals were developed according to the educational needs and Blooms’ educational goals model. These can be applied to spiritual health curriculum development for the medical group and integration of spiritual health into medical education.
    Keywords: Curriculum, spiritual health, spirituality, medical education, Iranian Academy of Medical Sciences
  • Alireza Irajpour *, Fatemeh Nazari, Mousa Alavi Pages 126-131
    Introduction
    Educational programs are designed to meet learners’ educational needs. Therefore, needs assessment is the first step in educational planning which could increase learners’ participation in designing educational programs and improve the quality of programs. Therefore, the purpose of this study was to describe the educational needs of Isfahan emergency centers staff and emergency nurses of teaching hospitals affiliated to Isfahan University of Medical Sciences (IUMS) in 2012.
    Methods
    The statistical population of this cross-sectional survey consisted of all the emergency nurses of teaching hospitals affiliated to IUMS and Isfahan emergency centers staff. Totally, 310 people were selected through census method. The data was collected through a valid and reliable researcher-made questionnaire. Descriptive statistical tests were used to analyze the data.
    Results
    The means and SDs of the subjects’ age, work experience and work experience in emergency units were 33.3±7.1, 9.76±7.4 and 5.24±4.63 respectively. Moreover, the means and SDs of the five dimensions of educational needs including management, relationships, appraisal skills, equipment and practical skills were 5.28±2.1 (total=10), 6.1±2.2 (total=10), 8.1±3 (total=15), 2.6±1.3 (total=5) and 63.2±19.8 (total=75) respectively.
    Conclusion
    It is necessary to take into account the educational needs of the emergency units staff which include five main categories namely management, relationships, appraisal skills, equipment and practical skills. Future research employing both qualitative and quantitative methods is recommended to examine each of these dimensions in greater depth.
    Keywords: Needs Assessment, educational needs, nursing staff, emergency units
  • Mohammad Reza Mohamadi Soliemani, Shahrzad Sanjari *, Fariborz Dortaj, Ali Delavar, Hosien Shokry Pages 132-144
    Introduction
    Research studies usually employ SERVQUAL model and gap analysis to assess the quality of academic educational services, but these methods cannot rank universities based on the quality of educational services. In this regard, the purpose of this research was to design a model for ranking the quality of educational services in medical universities.
    Methods
    This study used a mixed method research design. The statistical population consisted of all connoisseur experts (n=15) of the evaluation departments of the medical universities in southeast Iran in 2014, all of whom were selected by non-probability convenience sampling. The experts determined the value of each criterion against other criteria in a paired scale questionnaire. Data were analyzed by means of AHP method in the Expert Choice 11 software.
    Results
    Drawing on SERVQUAL model and AHP method, this study proposed the first model for ranking the quality of educational services in Iran’s medical universities. In this model, the most weighted criterion was “conformity of the curricula with labor market needs”; “the number of held exams”, “faculty members’ mastery of scientific and practical fields of textbooks”, “adequate educational tools” and “safety equipment" were the next criteria with the highest weight respectively.
    Conclusion
    The model for ranking the quality of educational services in medical universities can reduce the time and costs of the programs assessing the quality of educational services and help the authorities provide high quality educational services.
    Keywords: Software, SERVQUAL, Analytic Hierarchy Process (AHP), educational services, university
  • Jalal Hashemi, Sepideh Jamshidian, Fariba Haghani * Pages 145-156
    Introduction
    Postpartum depression is a common disorder among women. Therefore, proper and efficient training of healthcare providers for this disorder is of great importance. The purpose of this study was to compare the effects of “lecture” and “simulated patient” teaching methods on teaching postpartum depression to healthcare providers.
    Methods
    This quasi -experimental study employed a pretest-posttest design with intervention and control groups and it was carried out in Shahin Shahr healthcare system in 2016. 80 subjects who met inclusion criteria were selected by census method from among 86 healthcare providers and divided randomly into two groups of 40. Postpartum depression was taught to the intervention group and the control group using the “simulated patient” and “lecture” methods respectively. Both groups were given a valid and reliable test before and after the intervention to measure their knowledge and performance. Data were analyzed using descriptive statistics, independent t-tests and paired t-test.
    Results
    In both groups, the posttest mean score was significantly higher than the pretest mean score (p
    Conclusion
    The results showed that the simulated patient method in teaching postpartum depression had a greater effect on increase healthcare providers’ knowledge and performance than the lecture method and participants preferred this method to the lecture method.
    Keywords: Postpartum depression, simulated patient, education, healthcare providers, lecture, simulation
  • Mohammad Fakhari *, Tahereh Changiz, Alireza Yousefy Pages 157-162
    Introduction
    Review of published research in the field of medical education helps determine the direction of future research. The aim of this study was to perform a quantitative content analysis of Persian language articles published in the field of medical education during 2014.
    Methods
    In this study, all articles published in nine scientific journals in the field of medical education during 2014 were reviewed. The variables were extracted from the full-text of articles including title, the number of authors, type of article, research methodology, sample size, research population and topics. The collected data were analyzed using descriptive statistics.
    Results
    A total of 366 articles were analyzed. In the titles of articles, 97% of the articles referred to research variable, 41% to research methodology and research population, and 13% to research intervention. Also, 39% of the articles referred to the site and 11% to the time of the research. 42% of articles were descriptive. The most common topics were teaching methods, student health status and thinking style.
    Conclusion
    This study focused on the analysis of published articles during a one-year period. Qualitative and quantitative analyses of publications in later years would provide the necessary information for research and educational policy-making in medical education.
    Keywords: Quantitative content analysis, medical education, research application
  • Fatemeh Naseri *, Hossein Kareshki Pages 163-174
    Introduction
    Since academic motivation is one of the most important factors in learners’ academic achievement, the purpose of this study was to investigate the effect of motivational beliefs (future orientation, task value and self-efficacy) on demotivation, academic achievement and academic burnout in students of Ferdowsi University of Mashhad (FUM) and Mashhad University of Medical Sciences.
    Methods
    This descriptive correlational study was performed on undergraduate students of FUM and Mashhad University of Medical Sciences in 2015-16 academic year. A number of 370 students were selected by convenience sampling method (220 from FUM and 150 from Mashhad University of Medical Sciences). Data gathering tools were General Self-Efficacy Scale (GSE), Valrand’s Academic Motivation Scale (AMS), Maslach academic burnout (MBI-SS) and future orientation and task value PISA 2006 questionnaire. Confirmatory factor analysis was used to assess validity. Results showed that the questionnaire has an acceptable fit. GPA was used to measure academic achievement. Data were analyzed using path analysis.
    Results
    Results showed that future orientation (p
    Conclusion
    Reinforcing motivation and motivational beliefs (future orientation, task value and self-efficacy) can enhance academic achievement and reduce the level of academic burnout.
    Keywords: Future orientation, general self-efficacy, task value, motivation, academic achievement, academic burnout
  • Pages 175-185
    Introduction
    For reasons such as the dominance of quantity-oriented approach, traditional educational systems mostly focused on education and its development; however, these systems are now shifting toward research and finding new ways to understand the learning process, its procedures and styles. The purpose of this study was to investigate students’ attitudes toward self-directed learning at Tabriz University of Medical Sciences.
    Methods
    This descriptive-survey study was performed on all students of Tabriz University of Medical Sciences. A sample of 361 students was selected using proportionate stratified sampling. Measuring tool was a researcher-made questionnaire with an overall Cronbach’s alpha coefficient at 0.79. Data were analyzed using descriptive tests and chi-square test.
    Results
    The most frequent elements were “decision-making by the learner” (4.78±0.79) in the category of perception of self-directed learning, “feeling more confident in one’s ability” (4.91± 0.39) in the category of how to affect learning, “lack of knowledge” (4.78 ± 0.78) in the category of barriers and “good lecture” (4.97 ± 0.51) in the category of motivational factors.
    Conclusion
    Results indicated that students were not fully aware of what was expected from them on self-directed learning. Individual characteristics played an important role in determining self-directed learning efficiency and lack of knowledge was one of the major obstacles.
    Keywords: Self-directed learning, medical sciences students, attitude
  • Alireza Yousefi *, Abolghasem Amini, Soheila Ehsanpour, Roghaieh Mahmoudian Pages 186-195
    Introduction
    One of the problems of nursing education is the conformity of clinical training with nursing job responsibilities. Therefore, the purpose of this study was to assess the conformity of clinical courses of nursing students with nursing job responsibilities from the perspective of temporary employed nurses in Tabriz University of Medical Sciences.
    Methods
    This descriptive study was conducted in 2015. All temporary employed nurses working in 5 teaching hospitals of Tabriz were selected through census method. The sample size was equal to the whole population (145 people). All of the subjects except those who were absent for more than a month in the center were included in the study. Data were collected by a valid and reliable researcher-made questionnaire to assess the conformity of 9 clinical courses. Scores were coded as 1 (very low), 2 (low), 3 (high) and 4 (very high). Descriptive statistics were used to analyze the data.
    Results
    The conformity rates of the nursing clinical courses with clinical responsibilities were 89.69% for nursing principles and skills, 74.48% for community health nursing, 88.03% for health status evaluation, 68.54% for maternity and newborn health, 80.79% for pediatric nursing, 72.13% for medical-surgical nursing, 77.11% for critical care nursing, 77.68% for emergencies and disasters nursing, 77.68 and 75.41% for mental health nursing. These rates were evaluated at very high and high levels.
    Conclusion
    For higher conformity of the courses with the clinical responsibilities of the curriculum, it is recommended that nursing education planners should comprehensively review and revise the syllabus and clinical learning model.
    Keywords: Course conformity, clinical training, nursing students, nursing job responsibilities
  • Fariba Haghani *, Habibolah Rezaei Pages 196-210
    Introduction
    Medical faculty members are often looking for new instruments in their teaching. Such instruments can be found in internet-based technologies. This study aimed to investigate tools, materials, and educational methods based on internet in medical education.
    Methods
    In this review, Sid, Iranmedex, Irondoc, Magiran, Pubmed and Ericdatabsese were searched using key words such as internet, social network, teaching and education
    Results
    In the preliminary search, 800 articles were retrieved. After removing duplicates, 490 articles were remained. Based on title, abstract, inclusion and exclusion criteria, 33 articles entered the systematic review. Results were categorized into 3 groups. In the instrument category, learning management system, social networks and mobile devices can be named. Concerning materials category, podcast and vodcast and in educational methods category, mobile learning, morning report blog and physical examination blog were identified.
    Conclusion
    Different educational methods based on internet such as mobile learning and podcasting have a high potential in medical education. We suggest introducing such tools to faculty members in worshops which are held by EDCs in order to apply them in their teaching.
    Keywords: Podcast, social networks, internet, education method, teaching method, mobile learning
  • Hossein Ebrahimipour, Ali Vafaee Najar, Seyede Elahe Hosseini, Hajar Haghighi, Saeed Mohammadpour, Payam Mahmoudian Pages 211-219
    Introduction
    IEQM Model is a tool for evaluating universities that provides regular, systematic and comprehensive review of university activities. The aim of this study was to evaluate the quality of education in the field of focus on workforce based on IEQM model in Mashhad University of Medical Sciences.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was performed on 150 faculty members and employees of Mashhad University of Medical Sciences in 2014. Subjects were selected through stratified random sampling. Data were collected using Ministry of Health’s IEQM model 5-point Likert scale questionnaire whose validity and reliability were confirmed. The data were analyzed by means of descriptive statistics, one-way ANOVA and independent t-test at the significance level of 0.05.
    Results
    A total of 125 questionnaires were analyzed. The highest and lowest means scores were related to faculties of health and nursing respectively. The best and worst scores were related to the fields of working conditions (82.82±2.0) and employees’ empowerment (65.73±2.0). In general, the score of focus on workforce was 55% of the total points (85). The mean score of this field was not significantly related to education (p=0.5), gender (p=0.6) and the faculties under study (p=0.6).
    Conclusion
    The status of Mashhad University of Medical Sciences in the field of focus on workforce was at an average level. Results indicated that the working condition was almost appropriate from the perspective of faculty members but employees’ empowerment in the faculties was a priority.
    Keywords: Iranian Education Quality Management (IEQM), evaluation, quality, focus on workforce
  • Reza Ghaffari, Mojgan Mirghafourvand, Roghayeh Abbasian *, Ali Janati Pages 220-229
    Introduction
    Knowledge of the competencies of university graduates to meet goals orientation of future educational programs and the needs of society is one the country’s main challenges. The purpose of this study was to compare selected professional competencies of nursing graduates of the Azad and public universities of Maragheh in 2015.
    Methods
    This cross-sectional study was performed on 42 nursing graduates of Azad and public universities (21 per each university). Data collection tools were demographic questionnaires, self-assessment of knowledge, attitudes and skills, MCQs (Multiple Choice Questions) and checklists of clinical skills assessment (OSCE = Objective Structured Clinical Examination). Data were analyzed using descriptive statistics and independent t-test.
    Results
    No significant differences were found in demographic characteristics between the two groups (p>0.05). The mean score (SD) of MCQs was 15.4 (3.7) out of 30. Azad university graduates’ score of attitude was significantly higher (p=0.005) than that of public universities graduates. Public university graduates obtained a higher score in the course of internal surgery (p=0.042) compared to Azad university graduates. Public university graduates significantly outperformed Azad graduates in the skills of pulmonary secretions suctioning (p=0.025), opening and closing the sterile package (p
    Conclusion
    Given the average score of knowledge and both Azad and public university students’ weakness in some clinical skills, it seems necessary to develop students` professional competencies both during the training period and before starting their nursing practice.
    Keywords: Competency, graduates, nursing, public university, Azad university
  • Behrooz Moshtaghi Honarvaran, Mr Mohammad Nani, Miss Delaram Kamali, Maliheh Sadeghnezhad Pages 230-238
    Introduction
    Nursing theses are among the most important sources to generate knowledge for nursing practice. Consideration of the five professional nursing roles is necessary for professional development of the field. This study aimed to assess the level of consideration of professional nursing roles in nursing MSc theses and how it has changed during 2002-14.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study reviewed nursing MSc theses written during 2002-14 in Mashhad School of Nursing and Midwifery. Theses’ titles were reviewed in terms of the five nursing roles including caregiving, educational, communicative, advocating and managerial roles. Data collection tool was a researcher-made checklist for identifying the themes of theses according to the five research topics.
    Results
    A total of 160 theses had been written in this period. Of these, 37.5% were related to caregiving role, 18.75% to educational role, 1.8% to communicative role, 6.25% to advocating role and 5.7% were related to managerial role while 30% addressed issues other than these roles. During these years, nursing MSc theses have been focused more on the caregiving role and the communicative role has received the least attention. The communicative, managerial and educational roles have gradually received further attention in this period; however, the number of miscellaneous topics has gone up too.
    Conclusion
    Given the importance of addressing the five nursing roles to contribute to the professional development of this field, it is necessary that future nursing theses should be more focused on and related to these roles.
    Keywords: Nursing roles, professionalism, thesis, MSc
  • Marjan Mansourian, Mehdi Nematbakhsh Pages 239-242
  • Mahboobeh Khabaz Mafinejad, Azim Mirzazadeh *, Sara Mortaz Hejri Pages 242-244
  • Habibolah Rezaei , Bahareh Bahmanbijari , Amin Beigzadeh , Seyed Mostafa Seyed Askari , Elham Khadir * Pages 245-250
    Introduction
    Job satisfaction and organizational commitment are two important factors in predicting organizational behavior. The purpose of this study was to assess the extent of organizational commitment and job satisfaction of nurses in teaching hospitals of Kerman University of Medical Sciences.
    Methods
    In this descriptive cross-sectional study, statistical population included 1058 nurses working in teaching hospitals of Kerman University of Medical Sciences in 2014 of whom 281 nurses were selected through proportionate stratified random sampling. Data collection tools were Luthans’ job satisfaction and Allen & Meyer’s organizational commitment questionnaires. Validity and reliability of these questionnaires had been previously confirmed in Iran. Data were analyzed using descriptive statistics and nonparametric Spearman correlation coefficient statistical tests.
    Results
    A total of 250 questionnaires were completed by the participants of whom 200 (80%) were female and 50 (20%) were male. 59.6% of the nurses were highly satisfied with their job and 62.3% had an average organization commitment. There was a significant relationship between job satisfaction and organizational commitment (P-Value<0.05) (r=0.2).
    Conclusion
    Considering the significant relationship between job satisfaction and organization commitment, a comprehensive national research should be carried out to evaluate job satisfaction of nurses and identify the problems in order to take effective steps toward enhancement of quality of services.
    Keywords: Job satisfaction, organizational commitment, nurse, teaching hospital
  • Ayoub Garshasbi *, Elham Khorsand, Ali Taghizadeh Pages 251-260
    Introduction
    The need for English proficiency as an international language and the means to obtain new scientific information is highly felt. Undoubtedly, one of the most important factors affecting language learning is the teaching method. Hence, the purpose of this study was to explore the effects of traditional teaching, blended learning, and virtual education on students’ achievement and their attitudes in Jondishapoor University of Medical Sciences.
    Methods
    This quasi-experimental research examined the independent variable teaching methods (traditional teaching, blended learning and virtual education) and the two dependent variables academic achievement and attitude towards the approaches. 37 nursing students taking English course were randomly divided into three groups. A researcher-made 45-item questionnaire whose validity and reliability had been confirmed was used to measure attitude. Data were analyzed using ANOVA and post-hoc Tukey test.
    Results
    Results indicated that there were significant differences among the teaching methods in the achievement test scores in favor of blended learning. In addition, students’ attitudes towards the blended method was more positive compared to traditional and virtual methods (p
    Conclusion
    Blended and virtual methods of teaching can be used to enhance student’s academic achievement in English learning.
    Keywords: E-learning, blended learning, pedagogical approaches, teaching method
  • Jamileh Ramazani, Mohammad Hosseini, Mohammad Ghaderi Pages 261-269
    Introduction
    Meaningful learning is an important factor in promoting creative thinking, critical thinking and problem-solving abilities in learners. Thus, the purpose of this study was to compare the effects of pediatric nursing teaching in the forms of lecture, e-learning and concept mapping on the cognitive levels of recalling, comprehension and application.
    Methods
    This research was a quasi-experimental study with a three-group, pre-test post-test design. Sixty-four 5th-semester nursing students were selected through census method and randomly divided into experimental and control groups. For the third group, half of the students from both classes, who were familiar with and had access to internet, were selected randomly and purposively. After the pre-test, the control, experimental and e-learning groups received training using lecture, concept mapping and e-learning methods respectively for four sessions over a one-month period. Then, the post-test was taken and four weeks after that, the recall test was performed. Data were collected using a research-made academic achievement test. The results were analyzed using ANOVA, chi-square, independent and paired t-tests.
    Results
    All three methods of lecture (t=-2.41, p=0.02), e-learning (t=-1.45, p=0.17) and concept mapping (t=-2.19, p=0.04) were effective in enhancing students’ knowledge and learning. However, meaningful learning and the mean scores of pre- and post-tests were statistically significant only for the concept mapping method (15.16±1.37, 17.44±1. 58, t=-5.45, p
    Conclusion
    Since the concept mapping method was more effective than the other two methods in students’ achieving higher levels of learning and meaningful learning, it is suggested that this method should be employed more in nursing education.
    Keywords: Lecture, e-learning, concept mapping, educational methods, nursing students
  • Seyyed Mohsen Azizi *, Mehran Farajollahi Farajollahi, Farhad Seraji, Mohammad Reza Sarmadi Pages 270-287
    Introduction
    The use of e-learning methods has brought about a great revolution in the field of medical sciences education. In this regard, analytical assessment of the literature can be effective in understanding the effectiveness of e-learning system and its design and implementation requirements. Therefore, the purpose of this study was to conduct a synthesis research on the effectiveness of e-learning in medical sciences education and explore its design and implementation requirements.
    Methods
    This research employed a qualitative synthesis approach. Data were collected by searching through library sources, dissertations and papers in databases of ERIC, ProQuest, Science Direct, PubMed, Scopus, Springer, Magiran and Irandoc. Databases were searched using the keywords effectiveness, e-learning, distance education, virtual medical education, blended learning and e-learning requirements both separately and in combination. A total of 178 research studies (Persian and English), published from 2007 to 2016, were identified, of which 78 were selected for analysis.
    Results
    Findings showed that e-learning has been effective in different fields of medical sciences for both fully electronic courses and blended learning courses. In addition, pedagogical, organizational and technical requirements should be identified and applied for effective design and implementation of the e-learning system.
    Conclusion
    Successful and effective implementation of the e-learning system requires adequate infrastructures, preparedness at the levels of knowledge, skill and attitude among students and professors as well as appropriate designing of educational programs based on meticulous needs assessments in the target population.
    Keywords: Effectiveness, e-learning, medical sciences education, requirements
  • Abolfazl Farid* Pages 288-297
    Introduction
    The aim of this study was to determine the role of individual motivational factors on cheating among pharmacy students. Hence, the role of academic self-handicapping, disruptive behavior and perception of classroom goal structure in academic cheating was assessed.
    Methods
    This study was a descriptive correlational study. Statistical population included all 900 pharmacy students at Tabriz University of Medical Sciences, of whom 340 students were selected by stratified random sampling. The data collection tool was Midgley et al. (2000) 31-item questionnaire for measuring selfhandicapping, disruptive behavior and perception of classroom goal structure (mastery-orientation, performance-orientation and performance-avoidance). Variables Measurement scales were interval and collected data were analyzed by means of descriptive statistics and stepwise multivariate regression analysis.
    Results
    The correlation of the variables disruptive behaviors, self-handicapping, perception of classroom performance-orientation, performance-avoidance and mastery-orientation with academic cheating were: 0.61, 0.43, -0.176, 0.135, -0.066 respectively (p≤0.05). Results of regression analysis showed that these five predictor variables could explain 0.37 of the variance of academic cheating in pharmacy students (p≤0.05).
    Conclusion
    If the teaching method or class administration is in a way that the student perceives the classroom structure as performance-oriented or performance avoidant, the probability of academic cheating will be increased. Also, if a student shows disruptive behavior in class or uses self-handicapping strategy, it is highly probable that he or she will cheat on exams
    Keywords: perception of classroom goal structure, academic self-handicapping, disruptive behavior, academiccheating
  • Mohsen Adib-Hajbaghery *, Mohammad-Ehsan Adib, Sakineh Jaddi Arani Pages 298-310
    Introduction
    Web-based education has come to attention in recent decades. However, there is no consensus on the effect of this method on students’ learning. The purpose of this review study was to assess the effect of web-based education on learning in medical sciences students.
    Methods
    This Review study was carried out by searching the databases of SID, Iran MEDEX, Science Direct and PubMed, ERIC and Google Scholar. Articles from 2011 to 2016 were searched using the keywords web-based education, online learning, online education, medical students and nursing students. Finally, 14 articles that met the inclusion criteria were selected for review.
    Results
    Of the 14 studies, five had been conducted in Europe, eight in Asia and one in America. They employed a variety of research designs. Students’ scores in teacher-made exams were used as the measure of learning in 11 studies. Two studies used students’ self-evaluation scores and one study employed students’ views about their own skill as the measure of learning. Of the 11 quantitative studies, only six reported the positive effect of web-based education on students’ learning, while the other five could not confirm such an effect. Two studies also reported students’ participation in the program at a favorable level. Four studies assessed students’ satisfaction with the web-based program and reported that the majority of students were satisfied with the program.
    Conclusion
    Although a significant part of the studies reported the positive effect of web-based education on students’ learning, about half of the studies found no significant difference between students’ learning in web-based education and traditional education.
    Keywords: Web-based education, online education, medical sciences students, learning
  • Mina Karimi, Ezatolah Nadery *, Maryam Seif Naraghy Pages 311-322
    Introduction
    One of the approaches that could transform higher education and improve its quality is postmodern curriculum model which should be inevitably employed by all educational systems. Given the importance of this approach, the purpose of this study was to design and provide a feasibility assessment of postmodern curriculum for Iran’s higher education.
    Methods
    This descriptive study was carried out by first proposing the postmodern curriculum model with an emphasis on Iran’s higher education system through reviewing the literature and 161 Persian and English sources on the subject. To perform a feasibility assessment of the proposed model for Iran’s higher education system, a researcher-made questionnaire was distributed among 214 curriculum experts who were selected randomly. Data were analyzed using descriptive statistics and chi-square and Fisher tests.
    Results
    The postmodern curriculum model for higher education was designed in the form of curriculum elements (goal, content, teaching and learning methods, learning environment, learner and assessment). Findings showed that more than 82 percent of the curriculum experts believed elements of the proposed model were desirable for Iran’s higher education system. However, only 34 percent believed that characteristics of the goals were desirable. There was no statistically significant difference between experts’ views about the desirability of the proposed elements of the model (p>0.05). However, in terms of the place of employment, a significant difference was found between their views about the applicability of the goals of postmodern curriculum for higher education (p
    Conclusion
    The results showed that the model which was based on the views of postmodern curriculum experts was considered desirable for its application in Iran's Higher Education System.
    Keywords: curriculum model, feasibility assessment, postmodernism, higher education
  • Peyman Rezaei*, Shahla Damanabi, Leila Ghaderi Nansa Ghaderi Nansa Pages 323-334
    Introduction
    The success of universities in training efficient human resources requires expansion of the range of education and gaining experience of real work environment. The purpose of this study was to design and assess an apprenticeship comprehensive program for health information technology students.
    Methods
    This research was an applied action study. Research population consisted of students, lecturers and managers of medical records department. The sample included all available individuals at the research time period (census). Data were gathered from lecturers by focus group discussion, from students by a researcher-made questionnaire (after confirming its validity and reliability) and focus group discussion and from managers by a researcher-made questionnaire (after confirming its validity and reliability). Using independent t-test, students’ satisfaction levels were compared before and after the implementation of the apprenticeship program for students of two different semesters.
    Results
    Apprenticeship was designed in the form of health information management processes and based on problem solving and reflection. Data were reported and exchanged in the form of e-portfolio. The mean score of students’ satisfaction with the program increased from 38±4.3 to 42.6±3.2 (out of 75). The rate of students’ dissatisfaction with inadequate theoretical and practical courses for working in the apprenticeship period decreased from 73% to 34.4%.
    Conclusion
    Apprenticeship comprehensive program was designed with the focus on covering the weaknesses of previous apprenticeship programs such as information gap between theoretical and practical courses, training methods and dissatisfaction with apprentice assessment methods; it enhanced students’ satisfaction with the apprenticeship program.
    Keywords: Apprenticeship, process-oriented, health information technology students, comprehensive program design, assessment
  • Razieh Hatami Rad*, Nikoo Yamani, Soheila Ehsanpour Pages 335-343
    Introduction
    One of the new methods of teaching is peer teaching. Although it has been applied to various contexts, its efficacy has gained little attention in midwifery education especially in clinical skills. Therefore, this study examined the effect of peer teaching on learning some clinical skills among midwifery students.
    Methods
    This two-group experimental study was performed on 52 third-semester midwifery students in Islamic Azad University, Ahvaz Branch who were selected randomly and assigned to two groups of teacher-based and peer teaching. The clinical skills under study were vaginal examination, Leopold’s maneuvers and surgical suturing. Data collection tool was a skill checklist which was completed based on interviews and observations before and after training. It was designed following Taylor's Clinical Nursing Skills and other reliable midwifery books and checked for validity and reliability. The data were analyzed using descriptive statistics, independent t-test and Mann-Whitney U test.
    Results
    No significant difference was found between two groups regarding the mean scores of vaginal examination (p=0.12), Leopold’s maneuvers (p=0.36) and surgical suturing (p=0.81) skills before the training. The two groups showed no significant difference in the mean scores of vaginal examination (p=0.73), Leopold’s maneuvers (p=0.49) and surgical suturing (p=0.94) skills after the training.
    Conclusion
    The results showed that the practical skills score of peer teaching group was similar to that of teacher-centered group indicating that peer education can be as effective as the other method. Therefore, it is suggested to use senior students as peers in clinical skills centers for teaching clinical skills to midwifery students.
    Keywords: Teacher-centered teaching, peer teaching, clinical skills, midwifery students
  • Ebrahim Amini, Mohammad Hasan Seif*, Ahmad Rastegar Pages 336-347
    Introduction
    Given the necessity and importance of addressing academic resilience as one of the less explored areas to find academic motivation in the educational system, the present study aimed to investigate the factors that affect students’ academic resilience in Bushehr University of Medical Sciences in 2015.
    Methods
    This correlational study was performed in the form of a causality model by using path analysis model. For this purpose, 237 students of Bushehr University of Medical Sciences were selected by stratified random sampling. Subjects responded to Samuels’ Academic Resilience Inventory (ARI), Martin and Marsh’s academic vitality, and Morris’s academic self-efficacy questionnaires. Data were analyzed in AMOS software using descriptive statistics, correlation coefficient tests, and path analysis and goodness of fit indices.
    Results
    Academic and social self-efficacy had a direct effect on academic vitality and an indirect significant effect on resilience. Academic vitality had a direct positive effect on academic resilience. However, emotional self-efficacy did not have any significant direct or indirect effect on academic vitality.
    Conclusion
    Self-efficacy was an effective factor in academic vitality and teaching self-efficacy skills could lead to academic vitality. Also, programs should be planned to enhance students’ academic resilience, coping with stress and academic success.
    Keywords: Academic resilience, academic vitality, social self-efficacy, academic self-efficacy, emotional self-efficacy
  • Fariba Haghani, Azra Daei * Pages 348-358
    Introduction
    Web 2.0 facilitates communication, secures knowledge sharing and user-centered design. Ease of cooperation and collaboration, user participation in content production, ease of use and rich content are factors that have led to increasing use of web 2.0. The purpose of this study was to review common Web 2.0 tools and their applications in medical education.
    Methods
    This review study was performed using the keywords medical education and Web 2.0 and searching through databases of Scopus, PubMed, Web of Knowledge, Science direct, Sage, Magiran, Noormags, SID, and Civilica for articles published from 2005 to 2016.
    Results
    First, 216 Persian and English articles were found based on the titles. After removing the duplicates (83 articles) and reviewing the abstracts and full texts and considering the inclusion criteria, 1 Persian and 17 English articles were selected. After reviewing the articles on Web 2.0 in medical education, the tools and their uses, as mentioned in these studies, such as blogs, wikis, podcasts, social networks, social tagging networks, RSS and Mashups were surveyed.
    Conclusion
    New and emerging uses of technologies highlight the importance of active knowledge production for improving teaching and learning which in turn creates a dynamic interaction among different learning sources. Therefore, it is recommended that universities should take the capabilities of Web 2.0 into account when reviewing educational programs.
    Keywords: Web 2.0, medical education, literature review, blogs, social networks
  • Azar Khazaie, Rahim Moradi * Pages 359-369
    Introduction
    The purpose of this study was to design and develop e-learning content for medical microbiology course based on Gagne’s model of instructional design and assess its impact on motivation and academic achievement among students of Aja University of Medical Sciences.
    Methods
    This study was a quasi-experimental research with a pretest-posttest control group design. The population consisted of all male students of Aja University of Medical Sciences in 2015-16 academic years, of whom 60 students were selected by convenience sampling and randomly divided into control and experimental groups. Data were collected using a researcher-made academic achievement test and Harter’s standard questionnaire. The experimental group received e-Learning content for six 60-minute sessions and the control group received lectures. The data were analyzed by means of descriptive statistics and ANCOVA.
    Results
    The results of ANCOVA demonstrates that the use of Gagne's model of instructional design in designing and producing electronic and educational content based on this method is effective on academic achievement of students (p
    Conclusion
    A pivotal issue in e-learning is paying attention to structure and quality in developing educational contents according to principles of instructional design. Given the improvement of motivation and academic achievement through implementation of e-content based on Gagne’s model of instructional design, it is suggested that organizations and universities administering e-learning pay due attention to instructional design and application of scientific approaches.
    Keywords: E, learning, e, content, Gagne's model of instructional design, motivation, academic achievement
  • Maliheh Poorkiani *, Mohammad Reza Foroutani Pages 370-373
  • Faezeh Soltani *, Seyed Fakhraldin Hossieni Pages 374-375
  • Nafiseh Hekmatipour, Leila Jooybari *, Akram Sanagoo Pages 376-378
  • Mansoor Masjedi, Razieh Neshatavar *, Leila Moeini, Atefeh Seghatoleslam, Ali Rafati, Shahrokh Ezzatzadegan Jahromi Pages 379-386
    Introduction
    Absenteeism is one of the most important and increasing educational problems of universities in recent years whose consequences have a negative impact on many academic aspects of students. The purpose of this study was to identify and prioritize the factors affecting absenteeism from theory classes from the perspective of basic sciences medical students at Shiraz University of Medical Sciences in 2015.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was conducted on 209 basic science medical students who were selected through convenience sampling (census) from October and February semester students in 2012-13 academic year. Data collection tool was a researcher-made questionnaire. The face validity of the questionnaire was confirmed by educational experts and its reliability was measured through Cronbach’s alpha coefficient (α = 0.8). It included 26 items in five-point Likert scale (1 to 5) that were divided into 4 domains as recommended by medical education experts. The data were analyzed using descriptive statistics.
    Results
    The mean scores of the domains related to students’ views about absenteeism from theory classes were classroom management (4±0.59), individual conditions of class engagement (4±0.48), instructor’s academic ability and teaching method (3±0.58) and time and place of classes (2. 8±0.68). Students agreed with the effect of class management and class engagement on absenteeism, while disagreed with the effect of time and place of class on absenteeism.
    Conclusion
    Results showed that from the viewpoints of students, class management and individual conditions for class engagement could affect medical students’ absenteeism from theory classes. Prioritization of these factors could easily eliminate the weaknesses and enhance instructor-learner communication.
    Keywords: Medical students, absenteeism, theory classes
  • Majid Mirmohamadkhani Mirmohamadkhani, Marzie Rezaie, Parisa Kohsarian, Fatemeh Eskandari, Farzaneh Nazemi, Ali Khaleghian* Pages 387-395
    Introduction
    Knowledge of Faculty members’ views about factors affecting occupational motivation is helpful in creating occupational motivation for predicting and interpreting their behavior. The purpose of this study was to assess the motivational factors affecting the educational performance of faculty members of Semnan University of Medical Sciences from their own perspective.
    Methods
    In this descriptive, cross-sectional study, 145 of the faculty members of Semnan University of Medical Sciences were selected by simple random sampling in order to identify the factors affecting occupational motivation. Data collection tool was a researcher-made 20-item questionnaire on a 5-point Likert scale. It was designed based on Herzberg’s two-factor theory and its content validity and reliability were confirmed through test-retest. Data were analyzed using chi-square and Fisher’s exact tests.
    Results
    According to the faculty members’ views, the external factor “being respected in the workplace” with the mean score of 3.48±0.98 and the internal factor “intrinsic interest in teaching” with the mean score of 4.57±0.61 were the most important factors respectively.
    Conclusion
    Results showed that in general, both internal and external motivational factors were effective in the performance of faculty members. Therefore, to improve their performance, managers should provide necessary tools to increase faculty members’ motivation.
    Keywords: Motivational factors, faculty member, educational performance
  • Mostafa Najafi, Roya Mollabashi Dr *, Zahra Ghazavi, Mohammad Kazem Najafi, Arefeh Mousavi Pages 396-405
    Introduction
    Modern educational methods are influential in improving the quality of education and learners’ satisfaction. The aim of this study was to introduce the teaching method using “video clips” in teaching schizophrenia and survey the viewpoints of psychiatry students of Isfahan University of Medical Sciences compared to using traditional methods.
    Methods
    This quasi-experimental study was conducted in 2013 on 101 psychiatry students of Isfahan University of Medical Sciences who were selected by convenience sampling (census) and divided randomly into traditional teaching group (n=47) and video clip groups (n=54). Research tool was a researcher-made questionnaire. Its validity was confirmed by the psychiatry and medical education experts and the reliability was confirmed by Cronbach’s alpha coefficients (α=0.92). The questionnaire was administered after teaching schizophrenia using the two methods and the viewpoints of both groups were compared. The collected data were analyzed using independent t-test and Mann whithney test.
    Results
    Sixty of the participants were female and 41 were male with the mean age of 24 years. Despite the increase in the means scores of some items, there was only a significant difference in instructor’s scientific mastery (p=0.005, t=0.64), novelty and attractiveness of educational instrument (p=0.000, t=3.7) and greater fitting of the educational package compared to traditional note taking (p=0.005, t=1.7).
    Conclusion
    Students’ satisfaction with lecture method in understanding the contents and their openness to new methods of learning indicate the effectiveness of the traditional method and the need for further improvement in combination with new methods. Further research is required to verify the role of using video clips in teaching psychiatry students.
    Keywords: Psychiatry, teaching methods, learning, movie, schizophrenia
  • Alireza Yousefy, Ahmadreza Yazdannik, Sepideh Mohammadi *, Tajmohammad ??arazi ?arazi Pages 406-417
    Introduction
    The dominant discourse of nursing education is vague and critical assessment can pave the way for such discourse and provide a solution to discover represented patterns of the dominant culture. The aim of this study was to explore the dominant discourse of BSc nursing theory courses.
    Methods
    The study was a qualitative research conducted through Fairclough’s discourse analysis approach. Participants included faculty members and students from five faculties of nursing and midwifery in Tehran, Isfahan, Mazandaran (Amol), Babol and Yasouj Universities of Medical Sciences. Data were collected from 25 individual interviews, 12 focus groups, 22 direct class observations and review of 32 booklets, 48 PowerPoint files and 25 exam questions from those faculties.
    Results
    Findings showed that key signifiers of nursing theory education included elements such as patient-centeredness, pathophysiology, diagnosis and treatment while nursing care and nursing process were floating signifiers. Accordingly, although authorities of nursing education discourse realized the power of nursing jargon words such as care-centeredness and nursing process in the field of nursing theory education, and tried to define and establish the floating signifiers in nursing discourse, this did not happen and the dominance of biomedical discourse was obvious in every part of nursing discourse.
    Conclusion
    Given the dominance of biomedical discourse, re-articulation based on signifiers resulted from nursing profession is essential and reformulation of dominant paradigmatic components requires a new discourse; a discourse that along with the elements extracted from the truth and nature of the field and the floating signifiers accepted in the discourse order of nursing theory education such as care-centeredness, could move away from the periphery and enter the center of academic education discourse.
    Keywords: Nursing education, nursing discourse, discourse analysis, theory courses, BSc nursing students
  • Abdolhussein Shakurnia *, Maryam Aslami Pages 418-426
    Introduction
    Critical thinking is one of the main goals of education and the accreditation criteria of educational centers, which has been emphasized by the World Federation of Medical Education in medical education. The purpose of this study was to identify critical thinking skills in medical students at Ahvaz Jundishapur University of Medical Sciences.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was conducted on 181 medical students studying basic sciences. Subjects were selected through convenience sampling. Critical thinking skills were evaluated using the B form of California critical thinking skills test (CCTST) containing 34 items. The average score of critical thinking skills was 15.89; less-than-average scores was considered weak critical thinking skills and higher-than-average scores was considered good critical thinking skills. Data were analyzed using descriptive statistics, independent t-test and Pearson correlation coefficient.
    Results
    The mean score and standard deviation of students’ critical thinking skills was 7.53±2.98 namely less than 50% of the total score (compared to 15.89 as the average). There was no significant difference in medical students’ critical thinking skills in terms of sex, age and academic performance (p≥0.05).
    Conclusion
    Results showed that the critical thinking skills of medical students were lower than the average level and weak. Given the importance of critical thinking in clinical decision-making, university faculty members are expected to focus more on developing critical thinking in medical students.
    Keywords: Critical thinking, medical students, education, California critical thinking skills test
  • Minoo Yaghmaei, Alireza Monajemi * Pages 427-428
  • Sayyeddavood Meftagh * Pages 429-439
    Introduction
    One of the important impacts of academic deterioration is its effect on students’ academic satisfaction. This study aimed to compare academic satisfaction and the factors affecting academic deterioration among the students of Isfahan University of Medical Sciences and Payam-e-Noor University of Isfahan.
    Methods
    This study was a descriptive, comparative cross-sectional research. Research population consisted of 648 students in different branches of Payam-e-Noor Universities in Isfahan province and 350 students of Isfahan University of Medical Sciences in 2016. Data collection tools were a questionnaire for assessing the factors affecting academic deterioration and student academic satisfaction questionnaire. Data were analyzed using descriptive statistics, independent t-test, Pearson correlation coefficient and stepwise linear regression.
    Results
    Educational content domain had the highest rank with the mean score of 4±11.62 from the viewpoints of medical sciences students. Among the students of Payam-e-Noor University, educational environment (4.41±0.32) and instructor (4.20±0.25) had the highest mean score respectively. Comparison of the two groups showed that there was a significant difference between the views of the two groups of students on the domains of educational environment (t=4.13, P>0.001) and the instructor (t=3.33, P=0.003). Comparison of the mean scores and standard deviation of academic satisfaction components showed only a significant difference between the two groups regarding satisfaction with the educational environment (t=1.88, P=0.03).
    Conclusion
    According to the results, it seems that both universities should pay attention to the educational status of students, educational environment, instructor and educational content. In addition, attention to these factors can have a direct and indirect effect on students’ academic satisfaction, thus playing an important role in the advancement of educational goals among the students of universities of medical sciences and Payam-e-Noor Universities.
    Keywords: Academic satisfaction, academic deterioration, student, medical sciences students, Payam-e-Noor students
  • Tahmineh Bakhteyari, Saeid Arian Hamedani *, Taraneh Enayati, Amrollah Roozbehi Pages 440-449
    Introduction
    The development of intellectual capital is a strategy that has important effects on behavior and performance of universities. The purpose of this study was to identify the factors affecting the development of intellectual capital among faculty members of region 5 medical universities in Iran.
    Methods
    This quantitative descriptive study was conducted in Iran’s region 5 in 2014-15 academic year. Research population included all assistant professors and higher degree faculty members in Iran’s region 5 including medical universities of Fars, Bushehr, Hormozgan and Kohgiluyeh and Boyer-Ahmad Provinces. Krejcie and Morgan table was used to calculate the sample size and 260 subjects were selected through ratio sampling. Data collection tool was a researcher-made questionnaire whose face and content validity were confirmed by 10 education and management experts and its reliability was calculated at 0.88 (Cronbach’s alpha). The data were analyzed by means of structural equation analysis in Amos Software.
    Results
    A total of 240 participants responded to the questionnaire. In terms of organizational factors, perceived organizational support (factor loading of 0.83) and in terms of human factors, professionalism (factor loading of 0.68) had the greatest impact on development of intellectual capital among region 5 faculty members.
    Conclusion
    Since perceived organizational support and professionalism have the greatest impact on development of intellectual capital among region 5 faculty members, increased organization support and focus on professionalism are suggested for improving the intellectual capital of universities
    Keywords: Intellectual capital, university, medical sciences, organizational factors, human factors
  • Ebrahim Falahi, Razieh Ghobadi Hamzehkhani, Shirin Ghazi, Ali Farhadi, Sajjad Roosta * Pages 450-460
    Introduction
    Surveying the viewpoints of students and graduates is one of the important steps in determining the aspects of a curriculum that require revision. The purpose of this study was to assess the opinions of students of nutrition sciences about the credits of basic courses in Iranian medical universities 2014-15.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted on 185 MSc and final-semester BSc students who were selected from all Iranian medical universities through convenience sampling census. Data collection tool was a valid and reliable researcher-made questionnaire. The proportion of course credits to content, interest in each course, proportion to community needs, and relation to the field nutrition were assessed. Data were analyzed by means of descriptive statistics.
    Results
    As to basic nutrition 2, pharmacology, pathophysiology, principles of meal planning, diet therapy 1, diet therapy 2, nutrition for special groups, nutrition physiology and diet therapy apprenticeship, 49.8, 61.3, 61, 63.6, 66.2, 68, 56.2, 62.5, 56.2 percent of the participants respectively stated that the credits of these courses were inadequate relative to their contents. Most of the students believed that the courses metabolism biochemistry, basic nutrition 1, basic nutrition 2, pharmacology, pathophysiology, English for nutrition students and principles of meal planning were highly related to the field nutrition. Most students also believed that 5 new courses should be added to the curriculum. 84.8% and 93.7% of the students respectively believed that an internship in the field course and an internship program during theory courses should be created. Also, 58.6% of them believed that the length of the program should be more than 4 years and as a PhD program.
    Conclusion
    According to the findings of this study, revision of the curriculum of nutrition sciences BSc program by taking students’ opinions into account seems necessary.
    Keywords: Course credits, nutrition sciences, student, viewpoint, curriculum revision
  • Foroozan Mohebi, Majid Khademian *, Fariba Haghani, Nikoo Yamani Pages 461-470
    Introduction
    The purpose of medical education is to acquire knowledge, perspective and skills necessary for patient treatment, and focus on assessment as a tool for quality assurance in educational programs is one of the important traits of medical education. The purpose of this study was to investigate the achieving rate of learning minimums in common pediatric illnesses among medical interns of Isfahan University of Medical Sciences.
    Methods
    This descriptive, cross-sectional study was conducted in 2014-15 academic year. Research population included the medical interns of Isfahan University of Medical Sciences who were selected through convenience sampling (census) (n=84). Data were collected using 8-station objective structured clinical examination. Views of medical education and pediatrics experts were used to confirm content and face validity. Reliability coefficient of the examination was calculated using Cronbach’s alpha of 0.86. A checklist (total score=20) was used to assess each station. Data were analyzed using descriptive statistics.
    Results
    Mean scores of achieving rate of learning minimums in common illnesses were as follows in each station: ear checkup (13.64±1.96), common cold (16.60±2.62), diarrhea and vomiting (15.56±4.22), croup (9.28±2.07), acute seizure (15.96±2.42), history taking of seizure (14.88±2.81), interpretation of growth chart (13.60±3.17) and history taking in underweight child (8.76±3.25).
    Conclusion
    Interns’ achieving rate of learning minimums in common pediatric illnesses was acceptable in four stations, less than expected in two stations and unacceptable in two other stations. Considering the importance of the issue, it is therefore recommended to revisit the duration and methods of ambulatory trainings in pediatrics internship programs.
    Keywords: Learning minimums, medical interns, common pediatric illnesses, objective structured clinical examination
  • Forough Tavakoli Dastjerdi, Mohammadraze Neyestani, Ebrahim Mirshahjafari, Nikoo Yamani * Pages 471-481
    Introduction
    Identification of educational needs is an essential step in planning for faculty development. The aim of this study was to identify educational needs of faculty members of Isfahan University of Medical Sciences in empowerment programs.
    Methods
    Depending on required data, both quantitative and qualitative approaches were employed. In the qualitative stage, 10 interviews were held with professors to develop a questionnaire and analyze the responses to research questions. In the quantitative stage, statistical population included all of the faculty members of Isfahan University of Medical Sciences in 2016 (n=726). Sample size was determined at 260 subjects who were selected by stratified random sampling. Data collection tools were interview and a researcher-made questionnaire whose validity and reliability had been confirmed. It was based on a five-point Likert scale. Data were analyzed at descriptive and inferential levels (independent t-test, correlation, ANOVA, and LSD follow-up test).
    Results
    Analysis and review of the codes in the qualitative stage yielded 110 codes in four main categories and 10 subcategories. Findings of the quantitative stage showed that faculty members reported educational needs in all areas. In the area of teaching methods and techniques, emotional intelligence-based teaching method (3.79±1.02); in evaluation, online evaluation (3.73±0.96); in research and scientific resources management, design and implementation of secondary research (4.07±0.9); and in the area of familiarity with regulations, familiarity with administrative and faculty regulations (3.46±1.16) had the highest mean scores. Furthermore, a significant difference was found between faculty members’ academic rank and educational needs in the areas of research and scientific resources management and familiarity with regulations (p=0.001).
    Conclusion
    Considering the educational needs reported by the faculty members in most of the areas, revision of existing educational programs is recommended.
    Keywords: Education, Faculty members, Needs assessment, Empowerment, University of Medical Sciences
  • Shahram Yazdani, Arezou Farajpour * Pages 482-493
    Introduction
    Literature review suggests that there is no consensus among experts on the definition, implementation, training and assessment methods of practice-based learning and improvement (PBLI). Therefore, the purpose of this study was to elaborate on this concept and provide an analytical definition.
    Methods
    This study was conducted based on Walker and Avant’s concept analysis approach in eight stages: selecting a concept, determining the aims of analysis, identifying all uses of the concept, determining the defining attributes, providing a model case, providing borderline, related, contrary, invented, and illegitimate cases, identifying antecedents and consequences, and defining empirical referents. An extensive search in scientific databases was carried out based on predetermined strategies, and 120 documents were reviewed. Accordingly, the defining attributes of the concept were extracted and its analytical definition was presented.
    Results
    PBLI is a complicated, context and vocation-dependent competency which comprises a set of individual competencies that learners should acquire it during their academic education and actualize it through playing professional roles. However, its realization requires antecedents and if happened it could lead to clinical excellence.
    Conclusion
    As a meta-competency, PBLI plays an important role in improving the quality of clinical services and by elaborating on the concept, this study facilitates planning and operationalization of this concept while distinguishing it from closely related concepts.
    Keywords: Concept analysis, Practice-Based Learning, Improvement, Walker, Avant, competency
  • Parvaneh Abazari, Mahboobeh Namnabati * Pages 494-503
    Introduction
    Challenges of clinical education have been described and explored from the viewpoints of nursing students in numerous studies, but few studies have deeply explained these factors from the perspective of nursing faculty members and nursing managers of teaching hospitals. The aim of this study was to describe and explain the experiences of nursing faculty members and nursing managers about the factors that affect clinical education effectiveness.
    Methods
    The study employed a conventional qualitative content analysis approach. Participants included 18 faculty members, clinical instructors and nursing managers of Isfahan University of Medical Sciences. Purposive sampling was conducted until data saturation. Data were collected through individual semi-structured interviews and field notes. All the interviews were recorded, transcribed and analyzed line by line. The data were analyzed using conventional content analysis.
    Results
    Qualitative analysis of the data yielded two main categories of restrictive and facilitating factors of clinical education effectiveness. Restrictive factors included four subcategories: physical and psychological atmosphere of training units, student density, lack of teamwork approach in caring and training, and inappropriate role models. Facilitating factors consisted of two subcategories: experienced and tactful instructors and competent clinical nurses.
    Conclusion
    The challenges of nursing clinical education effectiveness are the common concern of students, nurses, and nursing faculty members. Thus, considering the nature of the problems, cooperation of faculties of nursing and vice chancellors for treatment and education of medical universities is necessary to overcome these challenges.
    Keywords: Qualitative study, nursing instructors, clinical education, clinical setting
  • Omid Reza Nakhaey, Seyed Masoud Hosseini *, Vida Vakili, Ehsan Mosa Farkhani Pages 503-515
    Introduction
    In higher education systems, students are the main clients of educational services who can be surveyed as a reliable source to evaluate the quality of educational services they have received. The purpose of this study was to evaluate the quality of educational services for pharmacy students at Mashhad University of Medical Sciences based on SERVQUAL model in 2015.
    Methods
    This descriptive, cross-sectional study was conducted on 197 pharmacy students of Mashhad University of Medical Sciences who were selected through stratified random sampling. Data collection tool was a modified and localized version of SERVQUAL questionnaire whose validity and reliability were confirmed in similar studies and this study. The data were analyzed using descriptive statistics and paired and independent t-tests.
    Results
    There were gaps between students’ expectations and perceptions in all the five dimensions of quality of educational services (P=0.001) namely tangibility (-1.14), empathy (-1.04), assurance (-0.8) responsiveness (-0.76) and reliability (-0.67).
    Conclusion
    Determining the gaps in service quality may be a valid basis for planning, prioritizing and decision-making about allocation of human and financial resources to improve the quality of education. Since most of the dimensions of quality of education are directly related to the faculty and their educational activities, it is suggested to give priority to holding consultation and communication skills workshops.
    Keywords: Quality, educational services, SERVQUAL model, pharmacy students
  • Mohammad Aziz Rasouli Rasouli * Pages 516-521
    Introduction
    Community medicine externship and internship programs in the health field prepare medical students for entry into the family medicine program and implementation of community-based medical services, especially in rural areas. The aim of this study was to assess the quality of education in community medicine externship and internship from the viewpoints of medical students of Kurdistan University of Medical Sciences.
    Methods
    In this descriptive, cross-sectional study, the views of all community medicine students at Kurdistan University of Medical Sciences (55 externs and 53 interns) in 2014 were investigated. Data were collected using a valid and reliable questionnaire. A three-point Likert scale of good (score 3), average (score 2) and weak (1) was used to scale the items. The final mean scores of good, average and weak levels were calculated as above 2.4 (67%), from 1.7 to 2.4 (33%-67%) and below 1.7 (33%) respectively. Descriptive statistics was used to analyze the data.
    Results
    From the viewpoint of externs, the mean scores of briefing classes (2.8, 83.6%), vaccination and cold chain training (2.9, 96.4%) and trainers’ ability to respond to educational needs (2.7, 81.8%) were at a good level. From the interns’ viewpoint, the mean scores of briefing classes (2.7, 64%) and problem solving and prioritization training (2.4, 58.5%) were at good level. Interns’ satisfaction rate with the two items of enhancing treatment management skills (2.05, 32.3%) and health education (2.2, 28.3%) was at a low (weak) level.
    Conclusion
    Maintaining and promoting the quality of education in the field of externship, and promoting the quality of education in the field of internship seem to be necessary.
    Keywords: Education quality, externship, internship, community medicine, kurdistan
  • Shamsa Aldin Hashemimoghadam Sayad, Zahra Moslemi * Pages 522-530
    Introduction
    Information literacy is a set of skills for identifying and accessing the right information resources, and the ability to use them purposefully and is a tool for individual empowerment, which is very important for students. The purpose of this study was to assess the correlation of critical thinking skills and metacognitive strategies with information literacy of graduate students.
    Methods
    This descriptive correlational study was conducted on 274 graduate students of Arak University in 2012-13 academic year. Subjects were selected using stratified random sampling. Data collection tools were California Critical Thinking Skills Form B, metacognitive state questionnaire and a researcher-made information literacy questionnaire. Cut-off point was set at 20 for critical thinking skills. The highest and lowest scores were 80 and 20 respectively in the metacognitive state questionnaire and for information literacy they were 145 and 29 respectively. Multiple linear regression and correlation were used to analyze the data.
    Results
    The mean score of critical thinking skills was 21.46±7.12 and at a desirable level. The mean score of metacognitive strategies was 62.36±7.67. The mean score of information literacy was 96.72±15.19. No significant relationship was found between critical thinking skills and information literacy (p=0.924, r=0.006) and also between critical thinking skills and metacognitive strategies (p=0.883, r=-0.009). However, there was a significant relationship between metacognitive strategies and information literacy (p=0.0001, r=0.431). Results of regression analysis showed that only metacognitive strategies was the fitted predictor of information literacy.
    Conclusion
    As metacognitive strategies of students increase, so does their information literacy. It is therefore suggested to include metacognitive strategies training in higher education programs so that students will act as independent learners in self-learning processes.
    Keywords: Critical thinking skills, metacognitive strategies, information literacy, graduate students
  • Mohammad Kahkhaie, Naser Nastiezaie *, Afsaneh Marziyeh Pages 531-540
    Introduction
    Happiness can boost faculty members’ positive emotions on the one hand and enhance productivity by decreasing negative emotions on the other. Previous research on workplace happiness has ignored the role of employment status. Therefore, the purpose of this study was to compare workplace happiness among tenured and contract faculty members.
    Methods
    This study was a descriptive cross-sectional research. Statistical population included all faculty members of University of Sistan and Baluchistan. A sample of 183 (121 tenured and 62 contract faculty members) were selected by stratified random sampling method. The following standard questionnaires were used to measure the variables: organizational justice, job security, job meaningfulness, job interest, participation, interaction and organizational learning. Content validity and Cronbach’s alpha coefficient were utilized to determine the questionnaires’ validity and reliability. Data were analyzed using independent t-test.
    Results
    The mean scores of tenured and contract faculty members respectively were calculated for the areas of job interest (3.99±0.56 and 4.08±0.57, P=0.322), job meaningfulness (3.96±0.59 and 4.01±0.69, P=0.759), organizational learning (3.96±0.41 and 4.01±0.33, P=0.395), participation (4.06±0.55 and 4.09±0.52, P=690), interaction (4.17±0.55 and 4.25±0.48, P=0.380), job security (4.89±0.39 and 4.05±0.56, P=0.001) and organizational justice (4.21±0.42 and 3.91±0.67, P=0.001). A significant difference was found between the two groups in organizational justice and job security of tenured faculty members.
    Conclusion
    Although findings indicated that workplace happiness of faculty members was not much affected by the employment status, university administrators could facilitate the contract-to-tenure process and thus improve job stability and workplace happiness of contract faculty members.
    Keywords: Workplace happiness, faculty members, employment status, job security
  • Mahbobeh Sadat Kadkhodaie *, Mahnaz Akhavan Tafti Pages 541-551
    Introduction
    The ability of students to efficiently use the learning environment leads to a better perception of and proper interaction with it. The aim of this study was to investigate the effects of academic-professional skills training on students’ perception of the educational environment.
    Methods
    This quasi-experimental research employed a pretest-posttest with a control group design. The sample included 24 students of faculty of nutrition and food sciences at Isfahan University of Medical Sciences who were selected through random cluster sampling and assigned to experimental and control groups. The experimental group participated in 7 academic-professional skills training programs, while the control group received no intervention. Measurement tool was Dundee Ready Education Environment Measure (DREEM). Data were analyzed using descriptive and inferential statistics (MANCOVA).
    Results
    The means and standard deviations of posttest scores in the experimental and control groups were as follows, respectively. For students’ overall perception: 125/22±16/07 and 123/17±15/51 (total score=200) (P
    Conclusion
    Results suggest that training of some strategic skills to students may help improve their perception of the educational environment so they can have a better attitude toward various academic and professional tasks.
    Keywords: Academic- professional skills, Perception of the educational environment, Students of Medical Sciences
  • Shahrzad Shahidi, Vajiheh Vafamehr *, Mohammad Dadgostarnia Pages 552-560
    Introduction
    In order to benefit from the advantages of essay exams, one must be sure to reliably judge students based on essay test scores. The aim of this study was to examine the correlation of scores in the essay and MCQ parts of renal pathophysiology final exam and students’ views about the effect of the type of test on their study.
    Methods
    This descriptive correlational survey was performed in Isfahan School of Medicine from fall 2015 to winter 2017. Three groups of students (n=455) participated in the renal pathophysiology and took a test consisting of 36 multiple-choice and 10 essay questions. The MCQ part was graded in OPSCAN software. The correlation of MCQ and essay scores was investigated via bivariate correlation and paired t-test was used to compare the mean scores. Students’ views about the type of test and its effect on their study were surveyed by means of a Likert-scale questionnaire.
    Results
    There was a strong positive correlation between the scores in essay and MCQ parts in the three groups (group 1: r=0.631 n=151 p
    Conclusion
    Considering the high and positive correlation between the scores in the MCQ and essay parts of the exam, essay tests can be used along with MCQ tests to assess students’ level of learning in renal pathophysiology and to increase their motivation for deeper study.
    Keywords: Essay test, MCQ test, student evaluation, introduction to clinical medicine course
  • Habibolah Rezaei, Nikoo Yamani* Pages 561-570
    Introduction
    Null curriculum is one type of curriculum. In relation to this type of curriculum, little research has been carried out in the world indicating the neglect of this concept. The aim of this study was to review the concept of null curriculum from different viewpoints.
    Methods
    In this review study, the databases of SID, Iranmedex, Irandoc, and Magiran, Pubmed central, Eric and Google scholar were reviewed using the keywords null curriculum, neglected curriculum, omitted curriculum, neutral curriculum and ineffective curriculum.
    Results
    Search results yielded 70 articles and 15 books that were somehow related to null curriculum. After the reviews, 18 articles and books that were closer to the research goal were selected. Two perspectives of curriculum planning experts and medical education experts were identified on null curriculum. The former believe that null curriculum is the neglected curriculum while the latter state that null curriculum is the ineffective curriculum.
    Conclusion
    Considering the different definitions of null curriculum from the viewpoints of curriculum planning experts and medical education experts, it is recommended that those who want to have a practical use of this concept should first ground their definition on one of these viewpoints in order to avoid confusion
    Keywords: Null curriculum, neglected curriculum, omitted curriculum, ineffective curriculum, neutral curriculum