فهرست مطالب

پژوهش های چینه نگاری و رسوب شناسی - سال سی و سوم شماره 2 (پیاپی 67، تابستان 1396)
  • سال سی و سوم شماره 2 (پیاپی 67، تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/21
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مقاله پژوهشی
  • نسرین هداوندخانی*، عباس صادقی، محمدحسین آدابی، علیرضا طهماسبی سروستانی صفحات 1-18
    به منظور چینه شناسی و شناسایی زون های زیستی سازند پابده بر مبنای زون بندی های زیستی جدید فرامینیفرهای پلانکتونی در محدوده تتیس، یک برش چینه شناسی در زون ایذه واقع در تاقدیس گورپی مطالعه شده قرار گرفته است. ضخامت سازند پابده در این برش، 672 متر و از لحاظ لیتولوژی به 4 واحد شیل ارغوانی (25/106متر)، واحد مارن و آهک پایینی (75/50 متر)، آهکی (295 متر) و واحد مارن و آهک بالایی (220 متر) تقسیم شده است. در مطالعات زیست چینه ای سازند پابده، ضمن تشخیص 141 گونه متعلق به 30 جنس از فرامینیفرها، 21 زون زیستی در سازند پابده براساس زون بندی های زیستی جدید Wade et al. 2011)) در محدوده تتیس شناسایی و معرفی شده است. زون های زیستی شناسایی شده، زون های P3- P5(پالئوسن)، E1-E16(ائوسن)، زون O1 (الیگوسن) را شامل می شوند که با زون های ارائه شده در محدوده تتیس تطابق خوبی را نشان می دهند. براساس مجموعه فسیلی و بایوزون های شناسایی شده، سن سازند پابده در برش مطالعه شده پالئوسن میانی (سلاندین) - الیگوسن پسین (شاتین) تعیین شده است.
    کلیدواژگان: سازند پابده، زون های زیستی، چینه شناسی، ایذه، تنگ حتی
  • سیده حلیمه هاشمی عزیزی*، پیمان رضایی، سید رضا موسوی حرمی، مهدی جعفرزاده، مهدی مسعودی صفحات 18-40
    توالی مختلط سیلیسی آواری - کربناته با محتوای عمدتا آذرآواری گروه نخلک در ایران مرکزی ازنظر سنگ شناسی در تریاس ایران منحصربه فرد بوده است و شباهت هایی را تنها با توالی آق دربند در شمال شرق ایران نشان می دهد. گروه نخلک مرکب از سه سازند الم، باقروق و اشین است. شواهد پتروگرافیکی سازند باقروق نشان می دهد وجود دانه های گراولی کربناته با احتمال زیاد از منشا سازند الم، گراول های دگرگونی درجه ضعیف با منشا احتمالی از مجموعه دگرگونی انارک (؟) و گراول های آذرآواری حاصل فعالیت های آتش فشانی همزمان با رسوب گذاری است. رخساره های ماسه سنگی این سازند، لیتارنایت، فلدسپاتیک لیتارنایت و لیتیک آرکوز را شامل می شود. محاسبه شاخص دگرسانی شیمیایی با اکسیدهای عناصر اصلی، نشان دهنده هوازدگی درجه متوسط است. نتایج ژئوشیمی نمونه های سازند باقروق، وجود سنگ مادر آتش فشانی از نوع فلسیک با جایگاه تکتونیک دیرینه کمان آتش فشانی و حاشیه فعال قاره ای را تایید می کند که احتمالا با فعالیت های آتش فشانی در حاشیه جنوبی فعال اوراسیا مرتبط بوده است. رسوب گذاری گروه نخلک در حوضه پشت کمانی آق دربند در حاشیه فعال جنوب اوراسیا انجام شده است که در ادامه از جایگاه اصلی خود در صفحه توران جدا شده است و به بلوک سیمرین ملحق شده و با چرخش خرد قاره ایران مرکزی به موقعیت کنونی خود انتقال یافته است.
    کلیدواژگان: باقروق، تریاس، ایران مرکزی، ژئوشیمی، خاستگاه
  • فرشته سجادی*، سمیه درمنکی فراهانی صفحات 41-64
    سازند دلیچای در برش چینه شناسی گویداغ جنوب شرقی مراغه (البرز غربی) مطالعه شد. این سازند، تشکیل شده از 198 متر آهک، آهک شیلی، شیل آهکی، شیل و مارن است. این برش چینه شناسی حاوی مجموعه پالینومورف های متنوعی شامل پالینومورف های خشکی (اسپورها، پولن ها) و پالینومورف های دریایی (سیست داینوفلاژله ها، اکریتارک ها، اسکلوکودونت ها) با حفظ شدگی متوسط است. در این مجموعه، 16 گونه اسپور (متعلق به 14 جنس) و 19 گونه پولن (متعلق به 11 جنس) شناسایی شد. براساس حضور و فراوانی گونه Klukisporites variegatus،زون رسمی Klukisporites Zone و زیرزون رسمی Klukisporites variegatus Subzone به سن ژوراسیک میانی (باژوسین پسین - کالووین) برای رسوبات مطالعه شده شناسایی شد. مقایسه میوسپور های حاضر با پالینومورف های معرفی شده در نهشته های تقریبا هم زمان در ایران (البرز شرقی و مرکزی، ایران مرکزی، کپه داغ) و سایر نقاط جهان (استرالیا، افغانستان، مصر، چین، هند و...) از تشابه نسبی پوشش گیاهی و درنتیجه آب وهوای مشابه در ژوراسیک میانی (دوگر) در این مناطق حکایت می کند. باتوجه به قرابت میوسپور های موجود به گیاهان والد آنها، به ترتیب فراوانی، مخروطیان، پتریدواسپرموفیتا، سرخس های حقیقی، ژینکوفیتا، لیکوفیتا و سیکادوفیتا پوشش گیاهی اطراف سازند دلیچای در برش مذکور را تشکیل می داده اند. با در نظر گرفتن شرایط محیط زندگی نمونه های امروزی گیاهان والد میوسپور ها می توان نتیجه گرفت نهشته های سازند مذکور در شرایط آب وهوای معتدل تا گرم و مرطوب تشکیل شده اند. وجود داینوفلاژله های شاخص آب های گرم مانند Gonyaulacysta jurassica، Ctenidodinium continuumو Nannoceratopsis pellucidaبا حضور فراوان اسپور های قارچ و آلگ نیز حاکمیت این نوع آب وهوا در زمان تشکیل رسوبات مطالعه شده را تایید می کنند.
    کلیدواژگان: پالینواستراتیگرافی، پالئواکولوژی، سازند دلیچای، ژوراسیک میانی، پالینومورف های خشکی
  • رعنا پرورش، سید رضا موسوی حرمی*، محمد خانه باد، علیرضا پیریایی، محمدحسین اصیلیان صفحات 65-82
    برای بررسی تاثیر گنبد نمکی بر رخساره ها، محیط رسوبی و دیاژنز سازند سروک در تاقدیس کورده، سه برش در نزدیکی گنبد نمکی کورده برداشت و مطالعه شده است. سازند سروک در این سه برش، ضخامت های 25 (نزدیک به گنبد)، 90 و 185 متر (دورتر از گنبد) دارد که بیشتر از لایه های سنگ آهک تشکیل شده است. براساس آنالیز رخساره ای و ویژگی های سنگ شناختی، 10 ریزرخساره کربناته شناسایی شدند. آنالیز رخساره ها، شیب زیاد رسوبات، اختلاف ضخامت ، کاهش میان لایه ای رسوبات شیلی و کم عمق شدن محیط به سمت گنبد نمکی نشان می دهد رخسار ه های سازند سروک در سه کمربند رخساره ای شلف خارجی، میانی و داخلی نهشته شده است. با نزدیک شدن به گنبد نمکی، رخساره ها کم عمق می شوند؛ به طوری که ریزرخساره پهنه جزرومدی در حاشیه گنبد قرار گرفته و ریزرخساره عمیق در دورترین فاصله از گنبد تشکیل شده است. فرایندهای دیاژنزی تاثیرگذاشته بر این سازند، میکریتی شدن، نئومورفیسم، انحلال، فشردگی، شکستگی، جانشینی (سیلیسی شدن، دولومیتی شدن، هماتیتی شدن و پیریتی شدن) و سیمانی شدن (سیمان هم بعد، دروزی، بلوکی، رو رشدی هم محور و حاشیه ای هم ضخامت) است که همراه تغییراتی مانند شکستگی و دولومیتی شدن بایوکلست ها، کاهش انحلال، افزایش فشردگی و سیلیسی شدن به سمت گنبد نمکی در سه مرحله ائوژنز، مزوژنز و تلوژنز تشکیل شده است.
    کلیدواژگان: رخساره ها و محیط رسوبی، دیاژنز، سازند سروک و تاقدیس کورده
  • وحید توکلی*، حسین رحیم پور بناب، محیا عباسی صفحات 83-100
    هدف این مطالعه، تعیین الگوی سکانسی مناسب برای جدایش واحدهای مخزنی عضو کربناته - تبخیری دالان بالایی است. دراین راستا با مطالعات پتروگرافی، تعداد 9 رخساره و 4 محیط رسوبی برای یکی از میدان های این بخش تعیین شد. با استفاده از مجموع داده ها در دو الگوی چینه نگاری سکانسی، پیشروی پسروی و روش اکسون مرز ها و سیستم ترکت ها تعیین شدند. روش اول یک سکانس کامل رده سوم و دو سکانس دیگر را شامل می شود که ادامه آنها به ترتیب در پایین و بالا در واحد نار و سازند کنگان قرار دارد. در روش دوم دو سکانس رده سوم و 6 سیستم ترکت مشخص شد. باتوجه به نوع الگو های انتخاب شده، داده های تخلخل - تراوایی سیستم ترکت تراز پایین سکانس های روش اکسون، جزئی از سیستم ترکت تراز بالای سکانس قبلی منظور می شود. در این بخش، نهشت تبخیری ها در شرایط پایین بودن سطح آب دریا، کیفیت مخزنی ضعیفی را سبب شده است. سیستم ترکت پیشروی در هر دو الگو یکی است و به دلیل کاهش میزان انیدریت و افزایش سیمان های دریایی، کیفیت مخزنی خوبی دارد. سیستم ترکت تراز بالا در الگوی اکسون، کیفیت مخزنی مناسبی دارد به دلیل اینکه در ادامه بالا آمدن سطح آب دریا نهشته شده است و درنهایت به مرز سکانسی الگوی اکسون ختم می شود. این بخش در سیستم پیشروی پسروی، کیفیت مخزنی دوگانه ای را از خود نشان می دهد؛ زیرا سیستم ترکت تراز پایین الگوی اکسون را شامل می شود. این مقایسه نشان می دهد الگوی اکسون به سبب جدایش بهتر واحدهایی با کیفیت مخزنی متفاوت، توانایی بیشتری در زون بندی مخازن هیدروکربنی کربناته - تبخیری دارد.
    کلیدواژگان: چینه نگاری سکانسی، الگوی اکسون، الگوی پیشروی، پسروی، سازند دالان، کیفیت مخزنی
  • زهرا کلانترزاده* صفحات 101-116
    سازند نایبند (نورین - رتین) در برش بلبلوئیه، 105 متر سنگ آهک، کوارتزارنایت، شیل آهکی و شیل را شامل می شود. اجزای کربناته برجا، نابرجا (دانه های اسکلتی و دانه های غیراسکلتی) و اجزای غیرکربناته نابرجا نهشته های سازند نایبند را تشکیل می دهند. اجزای کربناته برجا، انواع سیمان کربناته، گل آهکی، میکرواسپار و اسپار دروغین را شامل می شود. از خرده های اسکلتی، روزندار، اسفنج، شکم پا، بازوپا، خارپوست و دو کفه ای نام برده می شود. دانه های غیراسکلتی، اائید، پلوئید و کورتوئید را شامل می شود. اجزای غیرکربناته نابرجا، بلورهای آواری کوارتز را شامل می شود. مطالعات صحرایی و پتروگرافی به شناسایی موارد زیر منجر شد: میکروفاسیس های کربناته از نوع پکستون االیتی پلوئیدی ماسه ای در پشته های زیرآبی ماسه ای، وکستون بایوکلاستی با فسیل های گوناکون در رمپ بیرونی / وکستون بایوکلاستی ماسه ای با فسیل های گوناگون در رمپ میانی، گرینستون بایوکلاستی با خارپوست در پشته های زیرآبی ماسه ای و مادستون ماسه ای در کولاب و پتروفاسیس های تخریبی کوارتزارنایت در محیط حدواسط، شیل در محیط حدواسط و شیل آهکی در محیط دور از ساحل. براساس الگوی رخساره ای مشاهده شده و مطالعات صحرایی، یک رمپ کربناته هم شیب به عنوان محیط رسوبی سازند نایبند در منطقه مطالعه شده پیشنهاد می شود. نهشته های مطالعه شده تحت تاثیر دیاژنز دریایی (میکرایتی شدن و سیمانی شدن کلسیتی ماسه سنگ ها)، دیاژنز جوی (نئومورفیسم، سیمان های هلاله ای، آویزه ای و هم محور) و دیاژنز تدفینی (شکستگی در دانه ها و استیلولیتی شدن) قرار گرفته اند.
    کلیدواژگان: محیط رسوبی، دیاژنز، نایبند، نورین - رتین، کرمان
|
  • Nasrin Hadavandkhani *, Abbas Sadeghi, Mohammad Hossein Adabi, Alireza Tahmasbi Sarvestani Pages 1-18
    In order to determine stratigraphy and the introduction of biozonationes in the Pabdeh Formation based on the new planktonic foraminifera biozonationes in the Thethys strict, one stratigraphic sections in the Izeh zone at Gurpi anticline are selected and sampled. The thickness of the Pabdeh Formation in this section is 672 m., and 4 lithological units (Purple shale (106.25 m. thickness), Lower limestone and marl (50/75 m. thickness), Limestone (295 m. thickness) and Upper limestone and marl (220 m. thickness)) in Chahardeh stratigraphic section at Izeh zone. Biostratigraphic studies led to recognition of 30 genera and 141 species of planktonic foraminifera and then 21 biozones in realm (Wade et al. (2011) were identified. These identified biozones (P3-P5 (Paleocene),E1-E16 (Eocene), O1(Oligocene)) in the studied section in Izeh zone are in well correlated with biozones of Tethys region. Based on the indicated biozones and fossil contents, the age of the Pabdeh Formation is Middle Paleocene (Selandian) - Late Oligocene (Chattian).
    Keywords: Pabdeh Formation, Biostratigraphy, Lithostratigraphy, Izeh, Tange Hatti
  • Seyyedeh Halimeh Hashemi Azizi *, Payman Rezaee, Seyyed Reza Moussavi Harami, Mahdi Jafarzadeh, Mehdi Masoodi Pages 18-40
    A mixed siliciclastic-carbonate sequences of the Triassic Nakhlak Group in Central Iran has a unique lithology, but appears some similarities with the Agh-Darband Group in northeastern Iran. Nakhlak Group is composed of three formations: the Alam Formation which is a marine sequence of mixed siliciclastic-carbonate rocks with turbiditic affinity; the Baqoroq Formation is conglomerate sequence with sandstone and shale intercalations composed of volcaniclastic, metamorphic, and carbonate grains; and the Ashin Formation which is a thin bedded shale and sandstone sequence accompanied with limestone intercalations with open marine trace fossils and turbidite sedimentary structures. Petrographic evidences of the Baqoroq Formation diagnosed three main lithologies including carbonate pebbles which are most-likely originated from the Alam Formation, low grade metamorphic rocks that are probably derived from the Anarak Metamorphic Complex(?) and volcaniclastic materials from syn-sedimentary volcanic activities. Petrofacies study revealed three detrital modes of sandstone including litharenite, feldspathic litharenite and lithic arkose. Chemical index of alteration calculated from major oxide elements showed medium grade chemical alteration. Geochemical analysis shows felsic igneous parent rocks and palaeo-tectonic situation of magmatic arc in an active continental margin, which could be in connection with magmatic activities in southern Eurasian active margin. In general, all data and information confirmed that depositional basin of the Agh-Darband back-arc basin at the southern Eurasian active margin as depositional environment for the Nakhlak Group. Later the Nakhlak Group detached from the Turan plate and attached to the Cimmerian block and moved to the present day position by rotation of Central Iranian Microcontinent.
    Keywords: Baqoroq, Triassic, Central Iran, geochemistry, provenance
  • Freshteh Sajjadi *, Omayeh Dermanaki Farahani Pages 41-64
    The Dalichai Formation at the Guydagh stratigraphic section in the southeast of Maragheh, (Western Alborz), with measured thicknesses of 198 meters (consisting of limestone, Calcareous shale, shale limestone, shale and marl) contain terrestrial (spores and pollen grains) and marine (dinoflagellate cysts, acritarchs, foraminiferal test linings and scolecodont) palynomorphs. This assemblage is formed from diverse and moderately-preserved palynomorphs. The recognized palynofloras includes 16 species of spores (assigned to 14 genera) and 19 species of pollen grains (belong to 11 genera). Based on presence of Klukisporites variegatus, Klukisporites Zone and Klukisporites variegatus Subzone are identified and assigned to the Middle Jurassic (late Bajocian - Callovian) in age. Comparing obtained data from this study and data gained from Dalichai equivalent sediments in Iran (Central and Eastern Alborz, Central Iran and Kopet Dagh geological zones) and other parts of the world (Australia, Afghanistan, Egypt, China, India and etc.), resulted similar climates (mild to warm and humid) during Middle Jurassic (Dogger) in these areas (due to similar vegetation). Based on recognized miospores and their frequency, Conifers, Pteridospermophyta, Pterophyta, Ginkgophyta, Lycophyta and Cycadophyta formed Dalichai vegetation at the studied section. The presence of warm water dinoflagellates such as Gonyaulacysta jurassica, Ctenidodinium continuum and Nannoceratopsis pellucida with fungal and algal spores confirmed the domination of warm and humid climate.
    Keywords: Palynostratigraphy, Paleoecology, Dalichai Formation, Middle Jurassic, Terrestrial palynomorphs
  • Rana Parvaresh, Sayed Reza Mosavi Harami *, Mohammad Khanehbad, Alireza Pyreai, Mohammadhossein Asilian Pages 65-82
    In order to understand the impact of salt plug on facies, depositional environment and diagenesis of the Sarvak Formation in the Kourdeh Anticline, three sections close to the salt plug measured and studied. The thickness of Sarvak Formation in three sections are 25 (close the salt plug), 90 and 185m (away from the salt plug) and is composed of limestone. Based on facies analysis and petrography, 11 microfacies identified. Microfacies analysis, high dip of sediments, differences in thickness, reducing of interbedded shale and shallowing environment toward the salt plug show that the Sarvak Formation deposited in three facies belts including outer, middle and inter shelf. Approaching to the salt plug, facies are shallower so that tidal flat facies have been in the margin of salt plug and deeper facies formed away from the salt plug. Digenetic processes affected this formation include micritization, neomorphism, dissolution, compaction, fracture, replacement (silicification, dolomitization, hematitization and pyritization) and cementation (equant, darusy, blocky, overgrowth and isopachous). The salt plug caused changes such as fracture and dolomitization of the bioclasts, reduction of dissolution, increases compaction and silicification that are operated in three Eogenetic, mesogenesis and telogenetic stages
    Keywords: Facies, depositional environment, diagenesis, Sarvak Formation, Kourdeh Anticline
  • Vahid Tavakoli *, Hossain Rahimpour-Bonab, Mahya Abasi Pages 83-100
    Kangan and Dalan formations are the main reservoir rocks of the central Persian Gulf hydrocarbon fields. The aim of this study is determining the approprate sequence stratigraphic model to separate the reservoir zones of the carbonate-evaporate Dalan Formation. In this regard, a total of 9 facies and 4 depositional environments determined using petrographical studies. The sequence stratigraphic boundaries determined in two transgressive-regressive and EXXON models using all available data. One complete third order sequence as well as two other incomplete sequences determined in the first method that continue in Nar anhydrite and Kangan Formation respectivly. In the second method, the studied interval was divided into two sequences and 6 systems tracts. Regarding the chosen methods, the LST of each EXXON sequence is part of the HST of the previous sequence. In LST, precipitation of evaporites cause low reservoir properties. TSTs are the same in both models and have good reservoir properties due to the low anhydrite and frequent marine cements. HST is also a good reservoir zone in EXXON model. This systems tract has dual reservoir properties in T-R model because the LST of the EXXON model is also included. The results show that the EXXON model with separating the LST and HST with different reservoir properties has higher ability for differentiation of the reservoir zones in Dalan Formation. These systems tracts have different reservoir quality parameters (porosity and permeability) that is ignored in transgressive-regressive model.
    Keywords: Sequence Stratigraphy, EXXON model, T-R model, Dalan Formation, Reservoir Quality
  • Zahra Kalantarzade * Pages 101-116
    The Nayband Formation (Norian_Rhaetian) in Bolboluieh section includes 105m of limestone, quartzarenite, lime shale and shale. Orthochemical, allochemical carbonate components (skeletal grains and non_skeletal grains) and also allochemical and orthochemical non_carbonate components form deposits of the Naiband Formation. Orthochemical components consist of cements, micrite, microspar and pseudospar. Skeletal grains include foraminifer, sponge, gastropod, brachiopod, echinoderm and bivalve. Non_skeletal grains include ooid, peloid and cortoid. Allochemical non_carbonate components include clastic quartz. Field and petrographic studies led to identification of carbonate microfacies of sandy peloidal oolitic packstone in sand shoals, bioclastic wackestone in outer ramp/sandy bioclastic wackestone with diverse fossils in middle ramp, bioclastic grainstone with echinoderm in sand shoals and sandy mudstone in lagoon and clastic petrofacies included quartzarenite in offshore transition environment, shale in offshore transition environment and lime shale in offshore environment . Based on observed facies pattern and field studies, we can suggest a homoclinal carbonate ramp as sedimentary environment of the Nayband Formatin in the studied area. Studied deposits have been affected by marine diagenesis (micritization and calcitic cementation of sandstones), meteoric diagenesis (neomorphism, pendent, meniscus and syntaxial cements) and burial diagenesis (fracture in grains and stylolitization).
    Keywords: Sedimentary environment, diagenesis, Nayband, Norian-Rhaetian, Kerman