فهرست مطالب

زنان مامائی و نازائی ایران - سال بیستم شماره 8 (پیاپی 268، آبان 1396)
  • سال بیستم شماره 8 (پیاپی 268، آبان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/08/24
  • تعداد عناوین: 11
|
  • اصیل پژوهشی
  • مرضیه لطفعلی زاده، نیره قمیان*، منصوره محمدنژاد صفحات 1-5
    مقدمه
    اختلالات تیروئید در زنان جوان شایع است. هیپوتیروئیدی طیف وسیع بالینی از نوع تحت بالینی تا بیماری شدید همراه با عوارض مختلف را دارا می باشد. هیپوتیروئیدی در بارداری باعث عوارض مختلفی بر روی حاملگی می شود. با توجه به نتایج متناقض مطالعات در این زمینه، مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع هیپوتیروئیدی تحت بالینی و مقایسه عوارض این بیماری در افراد درمان شده یا نشده با لووتیروکسین انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه مقطعی و مداخله ای در سال 92-1391 بر روی 1000 نفر از زنان مراجعه کننده به درمانگاه پره ناتال بیمارستان امام رضا (ع) مشهد و مطب 2 نفر از همکاران زنانانجام شد.212 نفر از افراد با TSH بالاتر از 3 در سه ماهه اول بارداری انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله (112 نفر) و کنترل (100 نفر) قرار گرفتند. افراد گروه مداخله از زمان تشخیص تا زمان زایمان روزانه 5/0تا 5/1 قرص لووتیروکسین دریافت کردند. بیماران تا انتهای بارداری تحت نظر قرار گرفتند و عوارض بارداری بین دو گروه بررسی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 5/11) و آزمون های کای دو و تی مستقل انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در این مطالعه شیوع بیماری هیپوتیروئیدی 21% بود. بر اساس نتایج آزمون کای دو، دو گروه از نظر متغیرهای سقط، پره اکلامپسی، زایمان زودرس، آپگار کمتر از 7 و نیاز به بستری در NICU تفاوت معنی داری نداشتند (05/0
    نتیجه گیری
    هیپوتیروئیدی در بارداری بیماری شایعی است و لازم است TSH، جزء آزمایشات معمول بارداری قرار گیرد تا در صورت تشخیص، با درمان بیماران از عوارض آن جلوگیری شود.
    کلیدواژگان: حاملگی، هیپوتیروئیدی
  • علی خسروبیگی*، حسن احمدوند صفحات 6-14
    مقدمه
    استرس اکسیداتیو نقش مهمی را در پیشرفت دیابت بارداری دارد. تولید بیش از حد گونه های فعال اکسیژن می تواند منجر به آسیب های جدی سلولی گردد که این امر می تواند نتایج جدی برای مادر و جنین داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی سطوح سرمی گلوتاتیون، پاراکسوناز و میلوپراکسیداز در دیابت بارداری در مقایسه با بارداری سالم انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه مورد - شاهدی در سال های 94-1393 بر روی 30 زن مبتلا به دیابت بارداری و 30 زن باردار سالم مراجعه کننده به بیمارستان عسلیان شهر خرم آباد انجام شد. دو گروه از نظر سن، هفته بارداری و شاخص توده بدنی همسان بودند. نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند. مقادیر سرمی گلوتاتیون با استفاده از روش الایزا و مقادیر پاراکسوناز و میلوپراکسیداز با استفاده از روش نورسنجی اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 19) و آزمون های آماری تی مستقل و رگرسیون لوجستیک انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین سطوح سرمی قندخون ناشتا در دیابت بارداری به طور معنی داری بالاتر از بارداری سالم بود (001/0>p). میانگین سطوح سرمی گلوتاتیون در دیابت بارداری به طور معنی داری پایین تر از بارداری سالم بود (030/0=p). فعالیت آنزیم های پاراکسوناز (225/0=p) و میلوپراکسیداز (602/0=p) تفاوت معنی داری را بین دیابت بارداری و بارداری سالم نشان نداد. بر اساس نتایج آزمون رگرسیون لوجستیک، گلوتاتیون به طور معنی داری فاکتور خطر منفی برای دیابت بارداری بود و می تواند نقش محافظت کننده را در برابر این بیماری داشته باشد (045/0=p).
    نتیجه گیری
    در مطالعه حاضر، سطوح سرمی گلوتاتیون به طور معنی داری در دیابت بارداری پایین تر از بارداری سالم بود.
    کلیدواژگان: پاراکسوناز، دیابت بارداری، گلوتاتیون، میلوپراکسیداز
  • حسین ابراهیمی پور، سمیرا علیانی، علیرضا رضازاده، علی خورسند وکیل زاده، سمیه فضایلی، مینا جعفری، آرزو شعبانی فر، مهدی یوسفی * صفحات 15-25
    مقدمه
    طرح تحول نظام سلامت از جمله اصلاحات عمده نظام سلامت ایران در چند سال گذشته است. با توجه به اهمیت بررسی تاثیر این مداخلات بر اقتصاد و عملکرد بیمارستان، مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر طرح تحول نظام سلامت و تعرفه گذاری بر اساس کتاب ارزش های نسبی بر عملکرد دپارتمان زنان بیمارستان امام رضا (ع) مشهد انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی مقطعی به روش هزینه یابی مبتنی بر فعالیت در سال های 94-1392 در دپارتمان زنان بیمارستان امام رضا (ع) مشهد انجام شد. برای تحلیل اقتصادی- عملکردی دپارتمان زنان از سه دسته داده شامل: داده های مربوط به اقلام هزینه ای، اقلام درآمدی و شاخص های عملکردی استفاده شد. داده ها با استفاده از فرم های گردآوری داده ها استخراج و با استفاده از نرم افزار Exel و روش های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار، درصد و...) تحلیل شدند.
    یافته ها
    درآمد کل دپارتمان بعد از طرح تحول 54% و بعد از تغییر ارزش نسبی به قبل از آن 75% افزایش یافته است. بیشترین افزایش درآمد مربوط به اتاق عمل بعد از ارزش نسبی بوده است (128%). هزینه دپارتمان بعد از طرح تحول 3% و بعد از تغییر ارزش نسبی به قبل از آن 79% افزایش یافته است. زایمان سزارین نسبت به زایمان طبیعی 3/2% کاهش پیدا کرده است.
    نتیجه گیری
    طرح تحول بر شاخص های مالی و عملکردی دپارتمان زنان بیمارستان امام رضا (ع) مشهد تاثیر مثبت داشته است. این تاثیر در بین اقلام درآمدی و هزینه های مختلف، به صورت یکسان نبوده است.
    کلیدواژگان: اصلاح نظام سلامت، بیمارستان، تحلیل هزینه، دپارتمان زنان، هزینه بیمارستان
  • غلامحسین نساج، پروین امیرپور، شاداب شاه علی *، زهرا ساریخانی صفحات 26-32
    مقدمه
    بی اختیاری استرسی ادرار یکی از مشکلات شایع در میان زنان است که جنبه های مختلف زندگی افراد را به طور منفی تحت تاثیر قرار می دهد. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط قدرت عضلات کف لگن و شدت بی اختیاری ادراری با میزان کیفیت زندگی زنان مبتلا به بی اختیاری استرسی ادرار انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه مقطعی در سال 95-1394 بر روی 126 زن مبتلا به بی اختیاری استرسی ادرار در شهر اهواز انجام شد. جهت تعیین نوع بی اختیاری و شدت آن از پرسشنامه های تشخیص بی اختیاری ادراری (QUID) و شاخص شدت بی اختیاری ادراری استفاده شد. ارزیابی قدرت عضلات کف لگن به صورت دستی انجام گرفت. سنجش کیفیت زندگی با استفاده از پرسشنامه سنجش کیفیت زندگی در زنان مبتلا به بی اختیاری ادراری (IQOL) صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) و آزمون کای دو انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در مطالعه حاضر بین شدت بی اختیاری ادراری و قدرت عضلات با کیفیت زندگی ارتباط معنا داری وجود داشت (0001/0>p)؛ بدین معنا که افرادی که قدرت عضلات کف لگن آن ها کمتر بود و فرم شدید بی اختیاری ادراری استرسی داشتند، کیفیت زندگی پایین تری داشتند.
    نتیجه گیری
    زنان مبتلا به بی اختیاری ادراری شدیدتر و عضلات کف لگن ضعیف تر، کیفیت زندگی پایین تری دارند، لذا ضروری است تدابیری جهت افزایش قدرت عضلات کف لگن و ارتقاء سلامت دستگاه ادراری اندیشیده شود.
    کلیدواژگان: بی اختیاری ادراری استرسی، عضلات کف لگن، کیفیت زندگی
  • ناهید گلمکانی، مریم احمدی*، نگار اصغری پور، حبیب الله اسماعیلی صفحات 33-41
    مقدمه
    شکست در انجام وظایفی همچون تولید مثل، منجر به کاهش اطمینان به خود و تشدید فرآیند داغدیدگی می شود. برنامه مراقبت حمایتی بر تجربیات زن از سقط، برگشت به زندگی عادی و نگرانی در مورد حاملگی بعدی تاکید می کند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر برنامه مراقبت حمایتی بر داغدیدگی در زنان با سقط زودرس انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 1395 بر روی 60 زن دچار سقط بستری در بخش زنان بیمارستان های ام البنین (س)، امام رضا (ع) و قائم (عج) مشهد انجام شد. برای زنان گروه مداخله، سه جلسه آموزشی مبتنی بر تئوری سوانسون برگزار شد. در گروه کنترل، مراقبت های معمول بخش انجام شد. قبل از مداخله، 4 و 8 هفته پس از سقط، پرسشنامه داغدیدگی پس از سقط توسط زنان هر دو گروه تکمیل شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 5/11) و آزمون های تی مستقل، من ویتنی، تحلیل واریانس با اندازه های تکراری، کای اسکوئر و دقیق کای اسکوئر انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین نمره داغدیدگی زنان گروه مداخله، در هر دو مرحله 4 هفته و 8 هفته بعد از سقط زنان به طور معنی داری کمتر از زنان گروه کنترل بود (001/0>p). بر اساس نتایج تحلیل واریانس با اندازه های تکراری، طی مراحل مختلف سنجش داغدیدگی، تفاوت نمره زنان گروه مداخله از نظر آماری معنی دار بود (001/0>p)، ولی در گروه کنترل از نظر آماری معنی دار نبود (899/0=p).
    نتیجه گیری
    برنامه مراقبت حمایتی مبتنی بر تئوری سوانسون، می تواند داغدیدگی زنان دچار سقط را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: حمایت، داغدیدگی، زنان، سقط، مراقبت حمایتی
  • نرجس بحری، سیامک محبی، نسرین بحری، سمانه داوودی فریمانی *، لیلی خدادوست صفحات 42-50
    مقدمه
    آمار سزارین در ایران بالاتر از حد استاندارد است و توجه به عوامل موثر بر فرآیند تصمیم گیری زنان جهت انتخاب روش زایمان می تواند به شناسایی علل افزایش آن کمک کند. مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر فرآیند تصمیم گیری زنان جهت انتخاب روش زایمان با استفاده از مدل باور بهداشتی انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه مقطعی در فاصله زمانی خرداد 1393 تا فروردین 1396 بر روی 321 زن نخست باردار که بارداری طبیعی و سالم بالاتر از 26 هفته داشتند، در شهر گناباد انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات مشتمل بر پرسشنامه مشخصات فردی و باروری، پرسشنامه آگاهی در مورد مزایا و معایب زایمان طبیعی و سزارین، پرسشنامه سنجش سازه های مدل باور بهداشتی و پرسشنامه انتخاب روش زایمان بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    238 نفر (1/74%) از زنان زایمان طبیعی و 83 نفر (9/25%) سزارین را انتخاب کرده بودند. از بین سازه های مدل باور بهداشتی، سازه های حساسیت درک شده (023/0=p) و منافع درک شده (001/0=p) بین دو گروه اختلاف آماری معنی داری داشت، اما آگاهی، شدت درک شده و موانع درک شده بین دو گروه اختلاف آماری معنی داری نشان نداد (05/0p>). متغیرهای سن، تحصیلات و شغل زن باردار بین دو گروه اختلاف آماری معنی دار نداشتند، اما منبع کسب اطلاعات در مورد روش های زایمانی بین دو گروه که زایمان طبیعی یا سزارین را انتخاب کرده بودند، اختلاف آماری معنی داری داشت (008/0=p).
    نتیجه گیری
    نتیجه اصلی مطالعه مبین ارتباط سازه های حساسیت درک شده و منافع درک شده با روش انتخابی جهت زایمان بود. از این یافته می توان در برنامه ریزی های آموزشی جهت زنان باردار با تاکید بیشتر بر سازه های معنی دار مدل باور بهداشتی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تصمیم گیری، زایمان طبیعی، سزارین، مدل باور بهداشتی
  • لاله بهبودی، مجتبی ایزدی* صفحات 51-60
    مقدمه
    اینترلوکین 10 (IL-10)، یک سایتوکین ضد التهابی است که سطوح آن در حضور چاقی و بیماری های وابسته کاهش می یابد. با توجه به عدم مطالعات کافی در این زمینه بر روی زنان چاق سالم یا بیمار، مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر تمرینات کوتاه مدت هوازی بر سطوح سرمی IL-10 در زنان چاق انجام گرفت.
    روش کار
    این مطالعه در تابستان سال 1395 بر روی 30 نفر از زنان چاق میانسال کم تحرک (با شاخص توده بدنی بیشتر یا مساوی 30 و کمتر یا مساوی 36 کیلوگرم بر متر مربع) در دامنه سنی 40-30 سال در تهران انجام شد. افراد به دو گروه 15 نفره تجربی و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی یک برنامه تمرینات هوازی را 3 جلسه در هفته به مدت 6 هفته با زمان 45-30 دقیقه با شدت 75-60% ضربان قلب بیشینه اجرا نمودند. چاقی شکمی و دیگر شاخص های آنتروپومتریکی و همچنین سطح سرمی IL-10، 48 ساعت قبل و پس از مداخله ورزشی اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفادهاز نرم افزار آماری SPSS (نسخه 15) و آزمون های تی مستقل و تی وابسته انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در گروه تجربی کاهش معنی داری در وزن بدن، شاخص توده بدنی، درصد چربی بدن و چاقی شکمی مشاهده شد (05/0>p). همچنین سطح سرمی IL-10 در گروه تجربی افزایش معنی داری یافت (001/0=p).
    نتیجه گیری
    تمرینات هوازی کوتاه مدت با شدت متوسط تا شدید به کاهش شاخص های معرف چاقی و افزایش سطوح سرمی IL-6 در زنان چاق منجر می شود.
    کلیدواژگان: آمادگی قلبی- عروقی، تمرین هوازی، چاقی، ضدالتهابی
  • پانته آشیرویه، مریم حمزه لو مقدم، فتانه هاشم دباغیان، روشنک مکبری نژاد * صفحات 61-69
    مقدمه
    دیسمنوره اولیه در همراهی با علائم همراه، عواقب فراوانی به دنبال دارد. از دیدگاه طب سنتی ایران و مطالعات، زنجبیل خوراکی و موضعی بر درد دیسمنوره اولیه موثر هستند، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر خوراکی کپسول زنجبیل و اثر موضعی روغن زنجبیل تهیه شده به روش ماسراسیون بر علائم همراه دیسمنوره و مقایسه اثرات آن ها انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی یک سوکور در سال 96-1395 بر روی 70 دانشجوی مبتلا به دیسمنوره متوسط و شدید و ساکن در خوابگاه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران انجام شد. علائم همراه دیسمنوره در این دانشجویان در سیکل اول بر اساس معیار چند بعدی کلامی ارزیابی شد، سپس بیماران به طور تصادفی به دو گروه خوراکی و موضعی تقسیم شدند و طی سه سیکل بعدی دارو را از دو روز قبل از شروع قاعدگی تا روز سوم قاعدگی دریافت کردند. گروه خوراکی هر 6 ساعت یک عدد کپسول زنجبیل مصرف کردند و گروه موضعی هر 6 ساعت پنج قطره روغن زنجبیل زیر شکم مالیدند. علائم همراه دیسمنوره در هر سیکل بر اساس معیار چند بعدی کلامی ارزیابی و سپس مقایسه شد.تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 17) و آزمون های من ویتنی و ویلکاکسون انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    خستگی، بی حالی، نفخ، سردرد، کمردرد و گرفتگی عضلات پا در هر دو گروه نسبت به قبل از مداخله کاهش یافت (05/0p<). تهوع، استفراغ و اسهال در گروه خوراکی و تغییر حالات عصبی و پادرد در گروه موضعی بعد از مداخله کاهش یافت (05/0p<). عارضه جانبی فقط در گروه خوراکی مشاهده شد (60%).
    نتیجه گیری
    هر دو فرم زنجبیل موجب کاهش مشابه علائم عمومی و عصبی همراه دیسمنوره شدند و فرم خوراکی تعداد بیشتری از علائم گوارشی و فرم موضعی تعداد بیشتری از علائم عضلانی- اسکلتی همراه دیسمنوره را کاهش داد. همچنین از آنجا که فرم موضعی بهتر از فرم خوراکی توسط بیماران تحمل شد، به نظر می رسد مالیدن موضعی روغن زنجبیل انتخاب بهتری در کاهش علائم عمومی و عصبی همراه دیسمنوره باشد.
    کلیدواژگان: روغن زنجبیل، زنجبیل، طب سنتی ایران، علائم همراه دیسمنوره، قاعدگی دردناک
  • لادن زودفکر، حسن متین همایی*، بهمن تاروردی زاده صفحات 70-79
    مقدمه
    سندرم پیش از قاعدگی (PMS)در فاز لوتئال سیکل قاعدگی رخ داده و از شدت کافی برای تداخل با جنبه های معمول زندگی برخوردار می باشد. استفاده از تمرین هوازی و داروهای گیاهی، از راه های موثر برای درمان PMS می باشند. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر ورزش هوازی و مصرف کورکومین بر ادم و سطوح هورمون های استروژن و پروژسترون در افراد مبتلا به PMS انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسوکور در سال 1395 بر روی 40 نفر از زنان مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی در تبریز انجام شد. افراد به 4 گروه تمرین، کورکومین، تمرین + کورکومین و دارونما تقسیم شدند. گروه های تمرینی به مدت 8 هفته و هفته ای 3 جلسه به انجام تمرینات ایروبیک پرداختند و سایر گروه ها از 7 روز مانده به عادت ماهانه تا 3 روز اول، روزانه 2 عدد کپسول حاوی 100 میلی گرم کورکومین و یا دارونما مصرف کردند. تشخیص سندرم به صورت آینده نگر و با استفاده از پرسشنامه دیکرسون صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) و آزمون های آماریتوصیفیواستنباطی انجام شد. میزان p کمتر از 05‏/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    تمرین، کورکومین و ترکیب آن دو، اثر معنی داری بر ادم ناشی از سندرم پیش از قاعدگی نداشتند (05‏/0p). بهبود علائم رفتاری ناشی از سندرم پیش از قاعدگی، تنها در گروه تمرین و گروه تمرین به همراه کورکومین مشاهده شد (2/0=p). علائم خلقی سندرم پیش از قاعدگی در هر سه گروه مورد مطالعه نسبت به قبل و پس از مداخله بهبود نشان داد (05‏/0>p). همچنین هیچ کدام از مداخلات تغییر معنی داری را در میزان پروژسترون سرم ایجاد نکردند(05‏/0p).
    نتیجه گیری
    تمرین هوازی و مکمل کورکومین هر دو بر علائم و هورمون های سندرم پیش از قاعدگی تاثیر گذار می باشد، ولی نشانگان سندرم پیش از قاعدگی به یک اندازه تحت تاثیر این دو مداخله قرار نمی گیرند. لذا توصیه می شود جهت کسب نتیجه بهتر از ترکیب تمرین هوازی و کورکومین در زنان مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی استفاده گردد.
    کلیدواژگان: ادم، تمرین هوازی، سندرم قبل از قاعدگی، کورکومین، هورمون های جنسی
  • هایده هاشمی زاده، روشنک نوری دولویی* صفحات 80-88
    مقدمه
    استفراغ بدخیم بارداری معمولا با استرس های شدید فیزیکی و روحی روانی همراه است. این نوع استفراغ می تواند با عوارض و کاهش کیفیت زندگی توام گردد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی سندرم اختلال استرسی پس از ضایعه روانی در مادران باردار مبتلا و غیر مبتلا به استفراغ بدخیم دوران بارداری انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه تحلیلی و مورد - شاهدی در سال 94-1393 بر روی 350 مادر باردار مبتلا به استفراغ بدخیم بارداری و 350 مادر باردار غیر مبتلا به استفراغ بدخیم بارداری مراجعه کننده به درمانگاه ها و بیمارستان های تامین اجتماعی مشهد انجام شد. جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه با مادران و تکمیل پرسشنامه های استاندارد IES15 و PTSS10 و ارزیابی پیامدهای منفی زندگی صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 20) و آزمون های آماری تی مستقل، مربع کای، آزمون دقیق فیشر و من ویتنی یو انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین نمره اختلال استرسی پس از ضایعه روانی تهوع و استفراغ در دو گروه مورد و شاهد به ترتیب 4±138 و 3±28 بود که بر اساس آزمون تی مستقل اختلاف آماری معناداری داشت (001/0>p). تفاوت معناداری در پیامدهای منفی زندگی خصوصا در زمینه اقتصادی، زناشویی، حرفه ای و همچنین سلامت فیزیکی و روانی در گروه مورد و شاهد وجود داشت (05/0p<).
    نتیجه گیری
    مادران باردار مبتلا به تهوع و استفراغ بدخیم بارداری خطر بیشتری جهت ابتلاء به اختلال استرسی پس از ضایعه روانی و پیامدهای منفی زندگی دارند، لذا مدیریت و کنترل مناسب این بیماران امری ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: بارداری، تهوع، سندرم اختلال استرسی پس از تروما
  • زیبا شوریده، ناهید بیژه *، ناهید خوشرفتار یزدی صفحات 89-100
    مقدمه
    دوران یائسگی به دلیل کاهش سطوح استروژن با افزایش درصد چربی و به ویژه چربی احشایی همراه است و این امر با خطر ابتلاء به بیماری های قلبی - عروقی ارتباط مستقیم دارد؛ لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر 8 هفته تمرین هوازی در آب بر نیمرخ لیپیدی، گلوکز، مقاومت به انسولین و آپولیپوپروتئین A و B در زنان یائسه انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در سال 1393 بر روی 26 زن یائسه در دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. آزمودنی ها به طور تصادفی در دو گروه کنترل و تمرین قرار گرفتند. گروه تجربی به مدت 8 هفته در تمرینات ورزشی هوازی در ‏آب شرکت کردند. از روش سه نقطه ای و دستگاه سنجش ترکیب بدن و معادله هما به ترتیب، جهت تعیین درصد چربی، شاخص توده بدنی و مقاومت به انسولین استفاده شد؛ همچنین از کیت های مربوطه جهت ارزیابی مقادیر کلسترول، لیپوپروتئین کم چگال و پرچگال، تری گلیسرید، آپولیپوپروتئین A و B استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمون های کولموگروف اسمیرنوف، تی وابسته و تی مستقل انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    تمرین هوازی منظم در آب، باعث کاهش معنی دار سطوح آپولیپوپروتئین A (001/0=p)، آپولیپوپروتئین B (019/0=p)، LDL (06/0=p)، کلسترول تام (03/0=p)، گلوکز (038/0=p) و مقاومت به انسولین (003/0=p) و افزایش معنی دار HDL (015/0=p) گردید؛ همچنین در این گروه TG (72/0=p) نیز کاهش یافت که از نظر آماری معنی دار نبود. در گروه کنترل نیز سطوح آپولیپوپروتئین A (029/0=p) و B (026/0=p) به طور معنی داری کاهش یافت؛ افزایش معنی دار سطوح TG (027/0=p) و افزایش غیر معنی دار کلسترول تام (30/0=p) و گلوکز (80/0=p) در گروه کنترل مشاهده شد. مقاومت به انسولین (61/0=p) در این گروه کاهش یافت که معنی دار نبود.
    نتیجه گیری
    هشت هفته تمرین هوازی در آب، منجر به بهبود برخی عوامل خطرساز قلبی - عروقی در زنان یائسه دارای اضافه وزن می شود و این گونه تمرینات جهت پیشگیری از ابتلاء به بیماری تصلب شرایین و بیماری های قلبی عروقی توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: آپولیپوپروتئین B و A، تمرین هوازی در آب، زنان یائسه، گلوکز، مقاومت به انسولین، نیمرخ چربی
|
  • Marzieh Lotfalizadeh, Nayereh Ghomian *, Mansoureh Mohammad Nezhad Pages 1-5
    Introduction
    Thyroid disorders are common in young women. Hypothyroidism has a broad clinical range of subclinical to severe disease along with various complications. Hypothyroidism in pregnancy causes many complications on pregnancy. Considering the contradictory results in this regard, this study was performed with aim to evaluate the prevalence of subclinical hypothyroidism and compare the complications of this disease in patients treated with or without levothyroxine.
    Methods
    This cross-sectional and interventional study was conducted on 1,000 pregnant women who referred to Prenatal Clinic of Imam Reza Hospital and the clinics of two gynecologist colleagues in Mashhad in 2012-2013. 212 women with TSH > 3 in the first trimester of pregnancy were selected and randomly divided into intervention (n=112) and control (n = 100) groups. Individuals in the intervention group received 0.5 to 1.5 pills of levothyroxine from diagnosis until delivery. Patients were monitored until the end of pregnancy and complications of pregnancy were evaluated between the two groups. Data were analyzed using SPSS software (version 11.5), Chi-square and independent t-test. P
    Results
    In this study, the prevalence of hypothyroidism was 21%. Based on Chi-square test, two groups did not show significant difference in terms of abortion, preeclampsia, preterm labor, Apgar score less than 7, and need for NICU admission (p>0.05). However, there was a significant difference between the two groups in terms of abruption, (P=0.015) and abruption was higher in untreated group. Based on the independent t-test, the weight of newborns was higher in the treated group and the two groups were significantly different (P=0.025).
    Conclusion
    Hypothyroidism is a common disease in pregnancy and TSH is a prerequisite for pregnancy testing in order to prevent its complications when diagnosed.
    Keywords: Pregnancy, Hypothyroidism
  • Ali Khosrowbeygi *, Hassan Ahmadvand Pages 6-14
    Introduction
    Oxidative stress plays an important role in the development of gestational diabetes mellitus (GDM). Overproduction of reactive oxygen species can result in serious cellular damages which can lead to important complications for mother and fetus. This study was performed with aim to investigate serum values of glutathione, paraoxonase and myeloperoxidase in GDM compared with normal pregnancy.
    Methods
    This case-control study was performed on 30 women with GDM and 30 normal pregnant women referred to Asalian hospital of Khorramabad, Iran during 2014-2015. Two groups were matched in terms of age, gestational age and body mass index. The subjects were selected using convenience sampling method. Serum values of glutathione were measured by ELISA method and values of paraoxonase and myeloperoxidase were evaluated by colorimetric methods. Data were analyzed by SPSS software (version 19) and Independent t-test and logistic regression test.
    Results
    Fasting blood glucose was significantly increased in GDM compared with normal pregnancy (p
    Conclusion
    In the current study, serum levels of glutathione were significantly decreased in GDM compared with normal pregnancy.
    Keywords: Gestational diabetes mellitus, Glutathione, Myeloperoxidase, Paraoxonase
  • Hosein Ebrahimipour, Samira Olyani, Alireza Rezazadeh, Ali Khorsand Vakilzadeh, Somayeh Fazaeli, Mina Jafari, Arezoo Shabanifar, Mehdi Yousefi * Pages 15-25
    Introduction
    Health system evolution plan has been of main corrections in in Iran's health system in the last previous years. Due to the importance of these interventions on the economic and performance of the hospital, this study was performed with aim to determine the effect of health system evolution plan and Tariff change based on relative values book on the performance of obstetrics and gynecology department in Imam Reza hospital in Mashhad.
    Methods
    This cross-sectional descriptive study was conducted by Activity Based Costing in obstetrics and gynecology department of Imam Reza hospital in Mashhad in 2013-2015. For economic-performance analysis of obstetrics and gynecology department, three categories were used including: data related to cost, data related to income, and performance indexes. Data were extracted by data gathering forms and were analyzed using descriptive statistics by Excel Software and statistical descriptive methods (mean, standard deviation, percentage, …).
    Results
    Total income of this department has increased respectively by 54% and 75% after health system evolution and tariff change. The highest increase of income has related to operating room after tariff change (128%). After both health system evolution and tariff change, total expenditure of this department has increased respectively by 3% and 79%. Cesarean section rate has decreased about 2/3% after evolution.
    Conclusion
    Evolution plan has positive effect on the performance and financial indicators of obstetrics and gynecology department of Imam Reza hospital. This effect was not equal among revenue and expenditure items.
    Keywords: Cost Analysis, Health Care Reform, Hospital, Hospital costs, Obstetrics, Gynecology Department
  • Gholamhosein Nassaj, Parvin Amirpour, Shadab Shahali *, Zahra Sarikhani Pages 26-32
    Introduction
    Stress urinary incontinence is a common problem among women, which negatively affects all aspects of a woman's life. This study was performed with aim to investigate the relationship between pelvic floor muscles’ strength and severity of urinary incontinence with quality of life in women with stress urinary incontinence.
    Methods
    This cross-sectional study was performed on 126 women with stress urinary incontinence in Ahvaz in 2015-2016. To determine the type of incontinence and its severity, the questionnaires of urinary incontinence (QUID) and urinary incontinence severity index were used. Pelvic floor muscle's strength was evaluated manually. The quality of life was measured using a questionnaire of measuring quality of life in women with urinary incontinence (IQOL). Data were analyzed using SPSS statistical software (version 22) and Chi-square test.
    Results
    In this study, there is a significant relationship between the severity of urinary incontinence and muscle's strength with quality of life (p
    Conclusion
    Women with more severe form of urinary incontinence and weaker pelvic floor muscles have lower quality of life, thus it is essential to consider the strategies to strengthen pelvic floor muscles and improve urinary tract health.
    Keywords: Pelvic Floor muscles, Quality Of Life, Stress Urinary Incontinence
  • Nahid Golmakani, Maryam Ahmadi *, Negar Asgharipour, Habibollah Esmaeli Pages 33-41
    Introduction
    Failure to perform tasks such as reproduction, lead to a decrease in self confidence and increase of bereavement process. Structured consultation had emphasis on the experiences of women from abortion, return to normal life, and worry about the next pregnancy. This study aimed to the effect of Supportive care program on women's bereavement with early Miscarriage was designed.
    Methods and materials: This clinical trial was conducted involving 60 women with miscarriage women admitted to Omolbanin, Imam Reza and Ghaem Mashhad hospitals in 2016. Three sessions were held based on the Swanson theory for women in the intervention group. It was done routine cares in the control group. Baseline, 4 and 8 weeks after the abortion, Perinatal Bereavement Grief Scale were completed by women in both groups. Data using SPSS statistical software (v. 11.5) and Independent t test, Mann-Whitney, Repeated measure ANOVA, Chi-square, Exact chi-square were analyzed. The p value less than 0.05 was considered significant.
    Results
    The average score of bereavement in four and eight weeks post-abortion of women in the intervention group statistically significantly was less than in the control group (p
    Conclusions
    Swanson theory-based structured program can decrease bereavement of women who have had a miscarriage.
    Keywords: Support, Bereavement, Women, Miscarriage, Supportive care
  • Narjes Bahri, Siamak Mohebi, Nasrin Bahri, Samaneh Davoudi Farimani *, Leili Khodadoost Pages 42-50
    Introduction
    The rate of cesarean section in Iran is three times higher than standard and attention to the factors affecting decision making process of women to choose mode of delivery helps to recognize the causes of its high rate. This study was performed with aim to investigate the factors affecting decision making process of women to choose mode of delivery based on the Health Belief Model (HBM).
    Methods
    This cross-sectional study was performed on 321 primigravid women who had normal and healthy pregnancy with gestational age of higher than 26 weeks in Gonabad from June 2014 to April 2017. Data collection tools included the questionnaire of personal and reproduction characteristics, the questionnaire of awareness about the advantages and disadvantages of vaginal delivery and cesarean section, the questionnaire of assessing HBM, and the questionnaire of choosing the mode of delivery. Data was analyzed by SPSS software (version16). P
    Results
    238 women (74.1%) had selected vaginal delivery and 83 (25.9%) cesarean. Among the HBM constructs, two groups were significantly different in terms of perceived susceptibility (p= 0.023) and perceived benefits (p= 0.001), but there was no significant difference between two groups in terms of knowledge, perceived severity and perceived barriers (p>0.05). Two groups were not significantly different in terms of age, education and occupation of pregnant women (p> 0.05), but a significant difference was found between those who had selected vaginal delivery and those who had selected cesarean in terms of sources of information about delivery mode (p= 0.008).
    Conclusion
    The main findings of this study showed a relationship between perceived susceptibility and perceived benefits with intended mode of delivery. This finding can be used in designing educational programs for pregnant women with more emphasis on significant structures of HBM.
    Keywords: Cesarean section, Decision making, Health Belief Model, Vaginal delivery
  • Laleh Behboudi, Mojtaba Izadi * Pages 51-60
    Introduction
    Interleukin 10 (IL-10) is an anti-inflammatory cytokine that its levels decrease in the presence of obesity and related diseases. Due to the lack of sufficient studies in this regard on healthy or patient obese women; this study was performed with aim to determine the effect of short term aerobic training on serum IL-10 in obese women.
    Methods
    This study was performed in summer 2016 on 30 sedentary middle-aged obese females aged 30-40 years (30≤BMI≤36 kg/m2) in Tehran, Iran. Subjects were divided into experimental (n=15) and control (n=15) groups. Experimental group underwent an aerobic training program for 6 weeks, 3 sessions per week with 30-45 minutes at 60 to 75% of the heart rate max. Abdominal obesity and other anthropometrical markers. as well serum IL-10 were measured at 48 hours before and after exercise intervention. Data were analyzed by SPSS software (version 15) and independent-t and dependent-t tests. P
    Results
    Significant increase were observed in body weight, BMI, body fat percentage and abdominal obesity in experimental group (p
    Conclusion
    Short term aerobic training with moderate to high intensity leads to decreased obesity determinative indexes and increased serum IL-10 in obese females.
    Keywords: Aerobic Training, Anti-inflammation, Cardiovascular fitness, Obesity
  • Pantea Shirooye, Maryam Hamzeloo-Moghadam, Fataneh Hashem-Dabaghian, Roshanak Mokaberinejad * Pages 61-69
    Introduction
    Primary dysmenorrhea along with associated symptoms is followed by many consequences. According to Iranian Traditional Medicine point of view and the studies, oral and topical ginger are effective on primary dysmenorrhea. So this study was performed with aim to evaluate the effect of oral ginger capsule and topical ginger oil which are prepared by Maceration method on the associated symptoms of dysmenorrhea and comparing their effects.
    Methods
    This single-blind randomized clinical trial was performed on 70 students with moderate and severe dysmenorrhea who were resident in dormitory of Tehran Shahid Beheshti University of Medical Sciences in 2016-2017. The associated symptoms of dysmenorrhea in these students were assessed with verbal multidimensional scoring system in first cycle. Then, the patients were randomized into two groups of oral and topical and they received drugs two days before the start of menstruation until first three days of menstruation over next three cycles. The oral group received one ginger capsule every 6 hours and the topical group applied 5 drops of ginger oil below the abdomen every 6 hours. The associated symptoms of dysmenorrhea were assessed and compared in each cycle based on verbal multidimensional scoring system. Data were analyzed by SPSS software (version 17) and Mann-Whitney and Wilcoxon tests. P
    Results
    Fatigue, bloat, headache, backache and leg cramps decreased in both groups compared to before the intervention (p
    Conclusion
    Both forms of ginger reduced general and neurological symptoms of dysmenorrhea; the oral form decreased more gastrointestinal symptoms of dysmenorrhea and topical form decreased more musculoskeletal symptoms of dysmenorrhea. In addition, since topical form was better tolerated by patients, so it seems that topical ginger oil is a better choice for reducing the general and neurological symptoms of dysmenorrhea.
    Keywords: Associated symptoms of dysmenorrhea, Dysmenorrhea, Ginger, Ginger oil, Iranian Traditional Medicine
  • Ladan Zoodfekr, Hasan Matinhomai *, Bahman Tarverdizadeh Pages 70-79
    Introduction
    Premenstrual syndrome (PMS) occurs in the luteal phase of menstrual cycle and is severe enough to interfere with the usual aspects of the life. Aerobic exercise and herbal drugs are effective to treat PMS. This study was performed with aim to evaluate the effect of aerobic exercise and consumption of curcumin on edema, estrogen and progesterone levels in patients with PMS.
    Methods
    This double-blind randomized clinical trial was performed on 40 women with PMS at Tabriz in 2016. The subjects were divided into 4 groups: exercise, curcumin, training curcumin and placebo. The training groups performed aerobic exercise for 8 weeks, 3 times in a week, and the other groups daily consumed 2 capsules containing 100 mg of curcumin or placebo from 7 days before the menstrual period up to 3 first days. Diagnosis of the syndrome was done prospectively by using the Dickerson questionnaire. Data were analyzed using SPSS software (version 21) and descriptive and inferential statistics. P
    Results
    Training, curcumin and their combination had no significant effect on the edema caused by PMS, but significantly reduced physical symptoms caused by PMS (P0.05). However, estrogen levels significantly decreased in all 3 groups (P
    Conclusion
    Both aerobic exercise and curcumin are effective in improving the symptoms and hormones of PMS, but PMS syndrome is not equally affected by these two interventions. So, it is recommended that for obtaining best results, a combination of aerobic exercise and curcumin be used in women with PMS.
    Keywords: Aerobic exercise, Curcumin, Edema, Premenstrual syndrome, Sexual hormones
  • Haydeh Hashemizadeh, Roshanak Noori Dolooee * Pages 80-88
    Introduction
    Hyperemesis gravidarum is often accompanied by severe physical and mental stress. This type of vomiting can lead to complication and reducing the quality of life. This study was performed with aim to assess posttraumatic stress symptoms (PTSS) in pregnant women with and without Hyperemesis gravidarum.
    Methods
    This case-control study was performed on 350 pregnant women with Hyperemesis gravidarum and 350 pregnant women without Hyperemesis gravidarum who referred to the clinics and hospitals of Taamin Ejtemaee of Mashhad in 2014-2015. Data was collected through interview with mothers and completing the standard questionnaires of IES15 , PTSS10 and evaluation of negative life outcomes. Data were analyzed by SPSS software (version 20) and independent t-test, Chi-square, Fisher's exact test and U Mann-Whitney test. P
    Results
    The mean PTSS scores in case and control groups were 138±4 and 28±3, respectively, that independent t-test showed that the difference was statistically significant (P
    Conclusion
    Pregnant women with Hyperemesis gravidarum are at more risk for developing PTSS and negative life outcomes compared to healthy pregnant women, so management and control of these patients seems to be necessary.
    Keywords: Nausea, Pregnancy, Post-Traumatic stress disorder
  • Ziba Shoorideh, Nahid Bijeh *, Nahid Khoshraftar Yazdi Pages 89-100
    Introduction
    Menopausedue to low estrogen levels is associated with an increased fat percentage and particularly visceral fat and it is directly related to the risk of coronary heart diseases; So, the aim of this study was to investigate the effect of eight weeks of aquatic aerobic training on lipid profile, Glucose, Insulin resistance and Apoprotein A and B in overweight postmenopausal women.
    Materials And Methods
    This randomized clinical trial was performed on 26 postmenopausal women at Ferdowsi University of Mashhad in 2014. The subjects were randomly divided into two groups of Control and Exercise. The experimental group participated in Aquatic aerobic training for eight weeks. The three-point method and body composition device, as well as the Homa equation were used to determine the fat percentage, body mass index and insulin resistance, respectively. The related kits were also utilized for evaluation of cholesterol, low and high density lipoprotein, triglycerides, apolipoprotein A and B values. Analyze of data was done by SPSS software (version 16) and Kolmogorov-Smirnov test, dependent t-test and independent t-test. The value of p was considered significant as less than 0.05.
    Results
    Regular aquatic aerobic training caused a significant decrease in levels of apolipoprotein A (p=0.001) and apolipoprotein B (p=0.019), LDL (p=0.06), total cholesterol (p=0.03), glucose (p=0.038) and insulin resistance (p=0.003) and a significant increase in HDL (p=0.015); in this group, TG also decreased which was not significant (p=0.72). In Control group, levels of apolipoprotein A (p=0.029) and B (p=0.026), declined significantly; in this group, it was observed an significant increase in TG levels (p=0.027) and insignificant increase in total cholesterol (p=0.30) and glucose (p=0.80); insulin resistance decreased which was not significant (p=0.61).
    Conclusion
    The results indicate that eight weeks of aquatic aerobic training caused an improvement in some cardiovascular risk factors in overweight postmenopausal women and this kind of training is recommended to prevent the risk of atherosclerosis and cardiovascular diseases.
    Keywords: Aquatic aerobic training, Lipid profile, Glucose, Insulin resistance, Apolipoprotein A, B, Postmenopausal women