فهرست مطالب

برنامه ریزی توسعه کالبدی - پیاپی 7 (پاییز 1396)
  • پیاپی 7 (پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/09/28
  • تعداد عناوین: 8
|
  • و ر* صفحات 11-24
    در دهه های اخیر میزان مطلوبیت کاربری اراضی با توجه به تحولات کارکردی و عملکردی روستاها اعتبار ویژه ای نزد برنامه ریزان روستایی یافته است. مطلوبیت کاربری اراضی عموما به معنای تخصیص زمین یا اراضی روستایی به فعالیت متناسب با ساختار محیط روستایی است و درجه مطلوبیت چنین تخصیصی در توسعه و پایداری سکونتگاه های روستایی اهمیت خاصی دارد. شناسایی انواع کاربری های زمین نیازمند ارزیابی دقیق ظرفیت های مکانی آن ناحیه است. از این رو، تحقیق حاضر در پی بررسی مطلوبیت کاربری اراضی در بخش جاجرود شهرستان پردیس در شرق تهران است که به عنوان یکی از نواحی روستایی با جمعیت پذیری بالا شناخته می شود. هدف تحقیق کاربردی بوده و ماهیت آن توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق را 4 روستای نمونه از ناحیه مورد مطالعه تشکیل داده است. حجم نمونه بنا بر روش گلوله برفی و تصادفی ساده انتخاب شد و، علاوه بر آن، انجام دادن مصاحبه در بررسی های میدانی نقش اساسی ایفا می کند. سرانجام، نمونه پرسشنامه در ناحیه مورد بررسی تکمیل شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش سلسله مراتبی AHPصورت گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که نخست تقاضای تغییر کاربری اراضی به مسکونی و کارگاهی به ویژه در روستای سعیدآباد در حد بسیار بالایی است. سپس روستاهای مورد بررسی با دگرگونی کارکردی یا عملکردی مواجه و به روستاهای کارگاهی و یا خانه های دوم مبدل شده اند. به طورکلی با توجه به تحلیل صورت گرفته درمیان روستاهای مورد مطالعه، روستاهای خسروآباد و سعیدآباد از نرخ مطلوبیت بالاتر کاربری اراضی، نسبت به روستاهای کمرد و ترقیان برخوردارند.
    کلیدواژگان: اراضی روستایی، تخصیص کاربری، میزان بهره برداری، بخش جاجرود
  • رن*، د رن، دی راد ر صفحات 25-36
    انرژی حرارتی سطوح شهری (LST) متغیر کلیدی برای کنترل ارتباط بین شار حرارت تابشی، نهفته و محسوس است. بدین ترتیب تحلیل و درک پویایی LST و شناسایی ارتباط آن با تغییرات منشاء انسانی برای مدل سازی، پیش بینی تغییرات محیطی و، سرانجام، سیاست گذاری شهری لازم است. از سوی دیگر، هم افزایش مقدار پوشش گیاهی یکی از کاراترین استراتژی های کاهش اثرات خرده اقلیم شهری است. بنابراین، تحلیل روند تغییرات حرارتی سطوح و میزان همبستگی فضایی سبزینگی گیاهی با این پدیده در اثر تحولات شهرنشینی و شهرسازی شهر تهران، بین سال های 1395-1382 شمسی مورد پژوهش واقع شده است. تصاویر ماهواره ای بدون پوشش ابری و صاف کلانشهر تهران توسط ماهواره Landsat8 برای مرداد ماه سال 1395 و ماهواره Aster برای مرداد ماه سال 1382 به کمک نرم افزار Envi و، از طریق الگوریتم های مختلف در سنجش از دور به الگوهای فضایی میزان حرارت سطوح و شاخص پوشش گیاهی نرمال شده (NDVI) کلانشهر تهران تبدیل شده است. خروجی های فضایی نشان می دهد در طی تقریبا یک دهه اخیر کمینه انرژی حرارتی سطوح c̊ 3.67 و میانگین انرژی حرارتی سطوح به میزان c̊ 0.47 با کاهش همراه بوده و این در صورتی است که میانگین مقدار شاخص پوشش گیاهی نرمال شده هم از 0.06- به 0.10 افزایش یافته است. همچنین برآورد همبستگی فضایی شاخص NDVI با LST در یک دهه اخیر در مناطق 22گانه شهر تهران هم حاکی از کاهش 0.02 است. این کاهش همبستگی نشان از افزایش نقش فعالیت های انسانی بر میزان دما و انرژی حرارتی سطوح شهری دارد. بنابراین، با توجه به نتایج به دست آمده جهت کاهش مصرف انرژی شهری که در راستای به تعادل رساندن انرژی سطوح شهری است، نقش الگوهای مختلف توسعه کالبدی شهر بیش از پیش نمایان می گردد.
    کلیدواژگان: انرژی حرارتی سطوح شهری، جزیره حرارتی شهر، تعادل انرژی سطح، پوشش گیاهی نرمال شده، کلانشهر تهران
  • اکبر *، مهدی جوانشیری صفحات 37-62
    یکی از شاخص های موثر در شکل گیری احساس امنیت، شکل و فرم محیط کالبدی سکونتگاه است. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر پراکنده روی بر احساس امنیت کالبدی سکونتگاه های روستایی در شهرستان بینالود، براساس رویکرد CPTED است. پژوهش حاضر، از حیث هدف، کاربردی و به لحاظ روش و ماهیت، توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق ساکنان 8 روستای شهرستان بینالود با جمعیتی بالغ بر 5766 خانوار روستایی، است که حجم نمونه ای برابر 190 خانوار با روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که شاخص کیفیت معابر با میانگین 3.05 در ایجاد احساس امنیت روستاییان کمترین تاثیر را داشته است. در مقابل شاخص های پوشش گیاهی (با میانگین 3.35)، دانه بندی و تراکم (با میانگین 3.26) و نظارت طبیعی یا غیررسمی (با میانگین 3.24)، در ارتقاء احساس امنیت ساکنان تاثیر بیشتری داشته اند. با توجه به نتایج همبستگی پیرسون، مشخص شد که بین متغیر پراکنده روی و متغیر احساس امنیت کالبدی رابطه معنی دار و غیرمستقیم با ضریب 2/0- وجود دارد. نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان می دهد که شاخص کالبدی - فضایی با ضریب تاثیر 0.354- بیشترین میزان اثر مستقیم بر احساس امنیت کالبدی دارد. در ادامه با محاسبه ضرایب غیرمستقیم متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته اصلی در مراحل چهارگانه تحلیل مسیر و محاسبه کل اثرات مستقیم و غیرمستقیم پرداخته شد که درنتیجه آن شاخص کالبدی - فضایی با ضریب تاثیر 0.354- و در مرتبه بعد شاخص اجتماعی با ضریب تاثیر 0.142- و شاخص زیست محیطی با ضریب تاثیر 0.129- بیشترین تاثیر را بر شکل گیری احساس امنیت کالبدی دارند.
    کلیدواژگان: احساس امنیت، رویکرد CPTED، پراکنده روی کالبدی، شهرستان بینالود
  • و ز، د ی *، د صفحات 63-80
    شناخت ویژگی های ساختاری شبکه گذربندی شهر نقشی حیاتی در درک رویدادهای پویا و در حال تحول شهر دارد. یکی از تاثیرگذارترین این ویژگی ها همان مرکزیت1 شبکه گذربندی است که با توجه به مطالعات پیشین تاثیری قابل توجه بر رخدادهایی همچون چگونگی پراکنش فعالیت ها، به ویژه فعالیت های تجاری و خدماتی، دارد که خود بر چگونگی توزیع ترافیک سواره و پیاده در شهر تاثیرگذار است. از این رو، مطالعه مرکزیت شبکه گذربندی کمک شایانی به برنامه ریزی کاربری ها و ترافیک شهر می نماید. این مقاله با هدف تبیین ارتباط بین مرکزیت شبکه گذربندی و مکان گزینی فعالیت های تجاری و خدماتی، ضمن مرور مفاهیم کلیدی مرتبط با مرکزیت شبکه گذربندی، به طور ویژه به مفهوم مرکزیت متریک در شبکه گذربندی شهر پرداخته، به مدل سازی مرکزیت شبکه گذربندی شهر قم با استفاده از روش ارزیابی چندگانه مرکزیت2 (MCA) با در نظر گرفتن شاخص های مرکزیت شبکه میان راهی، نزدیکی کلی و نزدیکی محلی می پردازد. در نهایت مدل مرکزیت شبکه گذربندی شهر قم با نقشه مکان گزینی فعالیت های تجاری و خدماتی این شهر توسط روش برآورد تراکم هسته ای3 (KDE) تبدیل به یک واحد شده، میزان همبستگی فضایی4 بین آنها ارزیابی می گردد. همبستگی بین لایه های متغیر یاد شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و نیز شاخص همبستگی فضایی (SCI)، تعریف شده توسط نگارندگان، اندازه گیری می گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که همبستگی مستقیم و بالایی بین شاخص های مرکزیت شبکه گذربندی یادشده و مکان گزینی فعالیت های تجاری و خدماتی در شهر قم برقرار است. بیشترین ضریب همبستگی مربوط به شاخص مرکزیت نزدیکی محلی5 و پس از آن شاخص مرکزیت میان راهی6 است و شاخص مرکزیت نزدیکی کلی7 در جایگاه سوم قرار دارد. بنابراین، مرکزیت شبکه گذربندی نقش مهمی در پراکنش فعالیت ها در شهر قم داشته، فعالیت های تجاری و خدماتی مکان هایی را بر می گزینند که موقعیت بهتری از نظر مرکزیت شبکه داشته باشند.
    کلیدواژگان: فعالیت های تجاری و خدماتی، مرکزیت شبکه گذربندی، ارزیابی چندگانه مرکزیت (MCA)، برآورد تراکم هسته ای (KDE)، همبستگی فضایی
  • وز ی *، مهدی چراغی، لیلا اسلامی صفحات 81-98
    توجه به مسئله احساس امنیت به عنوان یکی از عوامل مهم در پویایی و سلامت محیط زندگی، در فرآیند برنامه ریزی، طراحی و مدیریت سکونتگاه ها ضروری است. در طی چند دهه اخیر، اجرای برنامه ها و اقدامات متنوع، زمینه دگرگونی هایی را در محیط های روستایی فراهم کرده است. ازجمله این برنامه ها، اعطای اعتبارات مقاوم سازی مسکن در نواحی روستایی کشور بوده است. تحقیق حاضر به بررسی اثرات اعتبارات مقاوم سازی مسکن بر احساس امنیت خانوارهای روستایی می پردازد. تحقیق حاضر از نظر نوع کاربردی و ماهیت توصیفی- تحلیلی می باشد. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه و مصاحبه) است. جامعه آماری تحقیق، 811 خانوار دریافت کننده اعتبارات مقاوم سازی مسکن، در دوره زمانی 1395-1384 شمسی، در دهستان معجزات شهرستان زنجان می باشد که طبق فرمول کوکران با توزیع پرسشنامه در میان 231 خانوار به دست آمد. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون t جفت شده و آزمون ویلکاکسون) استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که رابطه معناداری میان احساس امنیت خانوارهای روستایی و ابعاد آن در قبل و بعد از دریافت اعتبارات مقاوم سازی مسکن وجود دارد و احساس امنیت در زمان پس از دریافت اعتبارات (با میزان آماره t: 42.365-) افزایش یافته و بیشترین تاثیر را بر احساس امنیت مالی (با میزان آماره t: 44.282-) داشته است. همچنین یافته ها نشان می دهد که وضعیت شاخص های ابعاد احساس امنیت (به جز شاخص های عدم نگرانی از گسترش ایدز و معتادان و افزایش توجه به ناراحتی دیگران) بعد از ارائه این اعتبارات بهبود یافته است.
    کلیدواژگان: توسعه روستایی، امنیت اجتماعی، کیفیت مسکن، استان زنجان، اعتبارات
  • *، سمیه سادات موسوی صفحات 99-116
    نظریه جغرافیایی پخش به تبیین و تشریح کیفیت و چگونگی گسترش یک پدیده یا نوآوری در طول زمان و در گستره یک فضای جغرافیایی می پردازد تا از این طریق، دلایل وچگونگی پخش و گسترش یک رویداد یا پدیده را از منطقه ای به مناطق دیگر کشف و نقش آن را در توسعه کالبدی روستاها بیازماید. از طرفی واژه کارآفرینی مفاهیمی همچون نوآوری، مخاطره پذیری، ایجاد یا تجدید ساختار یک واحد اقتصادی و اجتماعی، رضایت شخصی و استقلال طلبی را به ذهن متبادر می سازد و از آن جهت که یک نوآوری تلقی می شود قادر است ارتباط متقابل و عمیقی با نظریه پخش برقرار کند. این مقاله در نظر دارد نظریه پخش جغرافیایی را در ارتباط با کارآفرینی در دهستان سولقان مورد آزمون قرار دهد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه آماری پژوهش را پذیرندگان کارآفرینی (پرورش نهال و گیاه) در دهستان سولقان، تشکیل می دهند که 82 خانوار به صورت تمام شماری مورد مطالعه قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها، از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده و ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه ، مشاهده و پرسشنامه محقق ساخته با طیف لیکرت بوده است. یافته های حاصل از این تحقیق بیانگر آن است که روند پخش موجود کارآفرینی در دهستان سولقان با مرحله دوم نیم رخ موج انتشار و همچنین مرحله میانی منحنی S در مسیر زمان منطبق می باشد. همچنین نتایج نشان داد که سادگی و جذابیت نوآوری، سودبخشی و اقتصادی بودن آن، و میزان سازش پذیری کارآفرینی مورد نظر با تجربه، مهارت و نیاز پذیرندگان، در پذیرش کارآفرینی، به عنوان یک نوآوری و پخش آن بسیار موثر بوده و اثرات چشمگیری بر بهبود کالبدی مساکن، معابر و فضاهای عمومی روستاها داشته است.
    کلیدواژگان: نظریه پخش، کارآفرینی روستایی، نوآوری، توسعه کالبدی روستایی، سولقان
  • سید رامین غفاری*، آسیه میری صفحات 117-128
    سکونتگاه های روستایی همچون دیگر نظام های زیستی با توجه به موقعیت فضایی و نحوه و محل استقرار خود، به صور مختلف در معرض پویایی و دگرگونی مداوم قرار دارند و متاثر از موقعیت و جایگاه مکانی- فضایی خود در گذر زمان همواره دستخوش تحولات شده اند، اما پرسش اینجاست که آیا این دگرگونی متناسب با مقتضیات جامعه روستایی بوده است؟ در این پژوهش تنها تغییر الگو و تحول عملکردی خانه های روستایی مورد بررسی قرار نمی گیرد، بلکه هدف، تحلیل نقش عوامل مکانی- فضایی بر گونه شناسی مسکن روستایی و نیز چگونگی و دامنه این تغییر و تحولات ساختاری در همسویی با مناسبات امروز است به گونه ای که نقش و اهمیت آن در روند زندگی و فعالیت روستایی دچار خدشه نشود. از آنجا که این تحقیق با رویکرد به آینده، به منظور پیدایش اندیشه ای تازه انجام می شود، در زمره تحقیقات توسعه محور و کاربردی قرار می گیرد. در این پژوهش با استفاده از روش های کتابخانه ای و میدانی، داده های آماری و اطلاعات لازم جمع آوری شده است . در روش میدانی نیز 10 روستای دهستان کیار غربی از توابع استان چهارمحال و بختیاری مورد مطالعه قرار گرفته است. پس از تکمیل پرسشنامه اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزارspss، داده پردازی شده اند. یافته ها نیز حاکی از آن است که از میان پارامترهای مکانی- فضایی، مولفه های اجتماعی- فرهنگی و اقتصادی بیش از مولفه های طبیعی- اکولوژیکی بر گونه مسکن روستایی در منطقه مورد مطالعه تاثیر داشته اند. همچنین، تغییر تاثیرگذاری فرآیندهای فضایی بر موقعیت های مکانی متفاوت مورد تایید است. نتایج حاصل نشان می دهد با توجه به تحولات کارکردی عمیق در خانه های روستایی منطقه مورد مطالعه، انطباق با محیط طبیعی از بین رفته و مساکنی با طرح و نقشه های شهری بروز یافته است. بنابراین، باید با ارائه الگویی مکانی- فضایی که مطابق با محیط و فرهنگ مردم این منطقه است برای مقابله با ناهمگونی ها و ناهنجاری هایی که بافت و الگوی روستا را بر هم می زند اقدام کرد.
    کلیدواژگان: فرآیند، مکانی - فضایی، مسکن روستایی، گونه شناسی، دهستان کیارغربی
  • ا رن*، پی، الهام ری صفحات 129-144
    محرمیت و حریم خصوصی یکی از معیارهای مورد توجه طراحی و ساخت شهرهای اسلامی بوده است. از آنجا که الگوی خانه های معاصر تهران تا حدودی گواه بر بی توجهی به اصل محرمیت در معماری و فرهنگ ایران است، ارائه الگویی برای حفظ محرمیت در خانه های امروزی براساس گونه شناسی مسکن، یکی از ضروریات مهم به نظر می رسد. هدف از پژوهش حاضر بررسی موضوع محرمیت در خانه های بافت تاریخی تهران از طریق گونه شناسی است، که می تواند سبب بازیابی آن برای ساکنان این محدوده های مسکونی شود. برای این منظور، خانه های تاریخی و معاصر دو محله سنگلج و امامزاده یحیی، واقع در منطقه 12 تهران، با بررسی نقشه ها و بازدید های میدانی انتخاب شدند. سپس گونه شناسی فضاهای ورود بر اساس سلسله مراتب ورود به خانه مورد مطالعه و بدین وسیله سیر تحول این فضاها در خانه های این دو محله مورد بررسی قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان می دهد که در خانه های تاریخی تهران، سلسله مراتبی در ورود به خانه متناسب با نیازهای ساکنان وجود داشته که کمتر در اولویت توجه طراحان امروزی قرار گرفته است. از این رو، با ایجاد سلسله مراتب در فضای ورود، علاوه بر ایجاد محرمیت، می توان به تعریف درستی از فضاهای خصوصی و نیمه خصوصی در خانه دست یافت و از اختلال در کاربری و هویت دیگر فضاها جلوگیری به عمل آورد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که بازشناسی فضاهای ورود می تواند منجر به ارائه الگویی برای دستیابی به محرمیت شود، که اصلی جدا نشدنی از هویت در معماری و فرهنگ ایرانی است.
    کلیدواژگان: محرمیت، گونه شناسی، فضای ورود، مسکن، سلسله مراتب
|
  • Vahid Riahi*, Hassan Momeni Pages 11-24
    During the last few decades desire to deal with land-use issues has been increased among rural planners. It seems that a functional transformation of villages is an effective factor on such debates. In general, land use desirability means allocating rural lands for those activities which are more suitable with the rural environment and are important for development and sustainability of rural settlements. Recognizing different types of land use in each area requires proper evaluation of spatial capacities of that area. The present study tries to investigate land use desirability in Jajroud section in Pardis county located at east of Tehran where recognized as a rural area with high levels of immigrants. Based on aim, the present research is an applicable research, and based on nature; it is a descriptive-analytical study. Statistical sample which includes 4 villages were selected using a snowballing and random method. Questionnaires and interview were used to collect field data. Totally, 74 households were selected to interview and completing the questionnaires. An Analytic Hierarchical Process (AHP) method was applied to analysis the data. Results of the present study showed that the rate of demand for land use change is very high in SaeidAbad village. The results also indicated that all studied villages are faced with functional transformations and their lands have functionally been transformed into second houses or workhouses. The rates of such changes were higher in KhosrowAbad and SaeidAbad compared to Kamard and Targhiyan villages.
    Keywords: Suitability analysis, rural land use, AHP method, Jajrood parish
  • Mojtaba Rafieyan*, Farshad Noorian, Hadi Rezaeerad Pages 25-36
    Land Surface Thermal (LST) is a key variable to control the relations between different types of radial, latent, and sensible thermal fluxes in urban areas. For analyzing and understanding dynamics of LST, it is necessary to recognize its relations with changes created by men. Recognizing such relations is a requirement for modeling and predicting environmental changes and also for urban policies. On the other hand, increases occur in vegetation cover is an effective strategy to reduce the effects of urban microclimate. The present study analyzes the trends of surface thermal changes and its spatial correlations with vegetation cover in Tehran metropolitan during 2003 to 2016. Free clouds satellite images of Tehran by Landsat8 (August 2016) and Aster (August 2003) were analyzed using Envi software. Different algorithms of remote sensing were applied to convert LST and Normalized Difference Vegetation Index (NDVI) indicators into spatial patterns. Spatial outcomes of the present study indicate that during a decade the minimum amount of surface thermal and the average amount of LST have decreased 3.67°c and 0.47°c respectively. In contrast, the average amount of NDVI was increased from 0.06 to 0.10. Also, the estimation of spatial correlation between LST and NDVI indicators showed an amount 0.02 reduction in 22 urban regions of Tehran metropolitan during the last decade. Such a reduction indicates that increasing functions of human activities have affected the rates of thermal and energy of urban surfaces. Therefore, to reduce energy consumption in the city, it is evident that different patterns of physical development should be applied for the city.
    Keywords: Land surface Temperature, Urban Heat Island, Surface Energy Balance, Normalized Difference Vegetation Index, Tehran Metropolitan
  • Aliakbar Anabestani*, Mahdi Javanshiri Pages 37-62
    The physical environment form of a settlement is an effective factor in formation the security sense for its residents. The current study was aimed to investigate the effects of sprawl on the sense of physical security in rural settlements of Binaloud county based on CPTED approach. Based on aim, the present study is an applicable, and based on methodology it is a descriptive-analytical research. Statistical sample includes 190 rural households selected from all 5766 households resided in 8 villages of Binaloud county. The sample was selected by stratified random method. The results showed that road quality index with a mean of 3.05 had the least effect on creating the sense of security among the villagers. In contrast, the indices of vegetation (with a mean of 3.35), grading and density (with a mean of 3.26) and natural or informal monitoring (with a mean of 3.24), had a greater impact on promoting the sense of security among the residents. According to Pearson correlation results, there is a significant and indirect relationship between the sprawl and the sense of physical security with a coefficient of -0.2. The results of the path analysis indicated that spatial-physical index with the coefficient of influence of -0.354 had the greatest direct impact on sense of physical security. Subsequently, we calculated the indirect coefficients of the independent variables on the main dependent variable in the four stages of path analysis and investigated the total direct and indirect effects. As a result, the spatial-temporal index with the coefficient of influence of 0.354, and then the social index with the coefficient of influence of 0.142 and the environmental index with the coefficient of influence of -0.129 had the greatest effects on developing the sense of physical security respectively.
    Keywords: Sense of security, CPTED approach, physical sprawl, Binaloud county
  • Mahmoud Mohammadi*, Mahmoud Ghalenoei, Vahid Zamani Pages 63-80
    Realizing structural characteristics of the urban street network has a crucial role in understanding dynamic and transforming events in a city. One of the most effective structural characteristics of street network is street network centrality which regarding former studies has a substantial effect on some events namely, distribution of activities along streets especially commercial and service activities that have a significant effect on the formation of motorized and pedestrian traffic flow throughout the city. Thus, considering street network centrality strongly improves the outcomes of urban land use and traffic planning. The current article aims at explaining the relationship between street network centrality and location selection of commercial and service activities. Firstly, it reviews key concepts related to street network centrality; specifically, focuses on metric centrality in the urban street network. Secondly, street network centrality of Qom city is modeled using Multiple Centrality Assessment (MCA) method in terms of centrality indices of intermediary, global and local closeness. Finally, datasets of street network centrality and location of activities transform to one scale unit using Kernel Density Estimation (KDE) to calculate and analyze the degree of spatial correlation between them. Correlation between mentioned variable layers is measured using Pearson’s correlation coefficient as well as spatial correlation index (SCI) which defined by the authors. Results indicate that there is a direct and high correlation between the selected street centrality indices and location selection of commercial and service activities in Qom. The highest correlation coefficients are for intermediary and local closeness centrality respectively. Global closeness centrality has the third place in terms of the correlation coefficient. As a conclusion, findings of this paper confirm that street network centrality has a significant effect on location selection of commercial and service activities in Qom city; the activities choose locations with better network centrality.
    Keywords: Commercial, service activities, Street network centrality, Multiple Centrality Assessment (MCA), Kernel Density Estimation (KDE), Spatial Correlation
  • Behrouz Mohammadi Yeganeh*, Mehdi Cheraghi, Leila Eslami Pages 81-98
    The sense of security is one of the important factors in the dynamics and healthiness of the living environment which is necessary to be considered at the process of planning, designing and managing of human settlements. During the last decades, the implementation of various programs and actions has provided the context for transformations in rural areas. Among these programs was the grant of housing-strengthening credits in rural areas. The present study investigates the effects of such credits on the sense of security of rural households. Based on the type, the present study is an applied research and according to the nature of research it is a descriptive-analytic study. The applied method for data collection was a combination of documentary and field study (questionnaire and interview). The statistical sample of the study is 811 households recipients of credits for the period of 2005 to2015 inthe rural district of Mojezat located at Zanjan county. Based on Cochran formula, 231 households were selected as samples to be interviewed. Both descriptive statistics (mean and standard deviation) and inferential statistics (paired t-test and Wilcoxon test) were applied to analyze the data. Findings of the research show that there is a significant relationship between the sense of security of rural households and its dimensions before and after receiving the housing-strengthening credits. The sense of security increased after receiving the credits (t-test:-42.365), and had the most impact on the sense of financial security (t-test: -44.282). Findings also indicate that other sense of security indicators are improved after receiving such credits.
    Keywords: rural development, social security, housing quality, Zanjan province
  • Fazileh Khani*, Somayeh Sadat Mousavi Pages 99-116
    Geographical diffusion theory deals with description and explanation of quality and expansion of a phenomenon in a spatial extent and temporal span. It tries to explore the reasons and factors involved in diffusing and expanding the events and phenomena from a region to the others. It also tries to examine the role of such diffusions in physical development of rural areas. On the other side, there is a concept named entrepreneurship which is closely related to some other concepts such as: innovation, risk, creating or renewing socio-economic structure, self-sufficiency and independency. As entrepreneurship can be interpreted as an innovation, it interacts with diffusion theory and might be examined by the mentioned theory. The purpose of the present study is to understand the processes by which an entrepreneurship-distribution occurs based on the Hägerstrand’s diffusion model. The study area includes a rural district (Dehestan) named Souleghan in northwest of Tehran province. Based on its aim, the present study is an applicable research and based on its nature, it is a descriptive-analytical one. Statistical sample includes 82 rural households in Souleghan who were recognized as entrepreneurs in field of plant and flower growing. Data collection was based on both methods of documentary and field study. Applied techniques to collect the data comprise; interview, field observation, and a questionnaire based on Likert range. Findings of the present study indicate that the current diffusion of entrepreneurship in souleghan rural district is in accordance with the second stage of diffusion wave's profile. It also is matching with the intermediate step in the direction of S-curve of Hägerstrand’s diffusion theory. The results show that some characteristics of the mentioned enterprenuership (such as; simplicity, attractiveness, profitability, and economic features) are compatible with the experiences and financial needs of rural people. So, it can be considered as an effective factore to accept an innovation and diffusing it by innovators. It has also had spectacular effects on the physical improvement of houses, pathways and public spaces of villages in the study area.
    Keywords: Diffusion theory, Hägerstrand's theory, Entrepreneurship, Innovation, Souleghan rural area, Iran
  • Seyed Ramin Ghafari*, Asiyeh Miri Kharaji Pages 117-128
    Like other biosystems, rural settlements are subject to varying dynamism and transformations due to their spatial positions and locations. They are affected by their spatial-locational positions and have always undergone changes over time. But the question is whether this transformation has been commensurate with the needs of the rural community? In the present study, not only the changes in the pattern and performance of rural houses are considered, but also it analyzes the role of spatial-locational factors affecting the typology of rural housing. Attention is also paid to the extent and scope of such structural changes in accordance with today's circumstances. Since the current study is based on a futuristic approach, it is considered as a development-oriented research in order to emerge a new thought. Both documentary and field methods were applied to collect required data and information. For the first, relevant books, articles, reports, documents, annual reports and other sources of information were reviewed, and for the second, 10 villages of a rural district namely western Kayar were selected as samples in Chaharmahal-o-Bakhtiari province. After completing the questionnaire, the data were processed using SPSS software. Findings of the present study suggest that: from a spatial-locational viwpoint, socio-cultural and economic components have more influence on the type of rural housing than the natural-ecological components. It also was confirmed that spatial processes have different effects on different places. The results show that, due to the profound functional transformations in rural houses in the study area, the adaptation to the natural environment has largely been replaced by adaptaion to urban plans. Therefore, There is a need to introduce a proper spatial-locational pattern to be in accordance with environmental characteristics and cultural features of the region. Such a pattern can deal with the heterogeneities and abnormalities that overwhelm the texture and pattern of the villages.
    Keywords: process, spatial-locational, rural housing, Typology, Kayar-e-Gharbi rural district
  • Mitra Ghafourian*, Mina Peysokhan, Elham Hesari Pages 129-144
    The issue of privacy has always been regarded as an essential criterion in designing and constructing Islamic cities. Since the existing pattern of house-building in Tehran tends to neglect the privacy principle, there exists a necessity to reintroduce it in modern Iranian architecture and culture. The present study aims at investigating the issue of privacy in houses located within traditional parts of Tehran via analyzing typology. This would help the residents of those areas to renew and reapply the privacy principle at their residential apartments. In the present study a functional approach was adopted accompanied by a descriptive-analytical method of analysis. Using maps and field observations, houses from both traditional and modern era were selected in two quarters of Sanglaj and Imamzadeh Yahya in Tehran. The process of typology of entrance spaces was conducted based on the hierarchy of entry. The research findings indicate that there exists a kind of hierarchy of entrance in traditional houses based on the needs of their residents which is missing in modern houses, because it is neglected by the designers. Through creating such spatial features in entrance spaces, not only privacy is enhanced but also a proper definition of private and semi-private spaces can be achieved. Privacy enhancement will be effective to prevent the interruption in functions of other spaces. Accordingly, recognizing the spaces of entry can lead to providing a more appropriate pattern for enhancing privacy.
    Keywords: Privacy, Typology, Entrance space, Housing, Hierarchy