فهرست مطالب

  • پیاپی 63 (پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/09/15
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مهدی قزلسفلو، رضوان السادات جزایری *، فاطمه بهرامی، رحمت الله محمدی صفحات 4-28
    هدف
    هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر تعهد زناشویی از نظر زوجین ایرانی بود.
    روش
    این پژوهش به شیوه کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام پذیرفت. براساس روش نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری، تعداد 10 زوج در این مطالعه شرکت کردند. برای گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته عمیق استفاده شد.
    یافته ها
    بعد از تحلیل محتوای داده ها، سه مقوله اصلی شایستگی زوجی، شایستگی فردی و عوامل زمینه ای شناسایی شدند. شایستگی زوجی دارای 12 مقوله فرعی بود که عبارتند از: دلگرمی و اطمینان بخشی، اصالت، مدیریت تعارض ها، نگرش شوخ طبعانه، هماهنگی و مشورت، شفافیت نقش ها، شبکه اجتماعی، پشتیبانی و همراهی، صداقت، متصور شدن آینده ای برای رابطه، تلاش برای برقراری ارتباط و ارائه یادآوری های ملموس؛ و شایستگی فردی دارای 4 مقوله فرعی: الگوگیری از خانواده اصلی، تجارب خانواده اصلی، اعتقادات و ارزشهای مذهبی و معنوی، نگرش مثبت به ازدواج؛ و عوامل زمینه ای شامل یک مقوله فرعی با عنوان ویژگی های جمعیت شناختی بود.
    نتیجه گیری
    افزایش تعهد زناشویی و پایداری ازدواج، مستلزم بدست آوردن و داشتن مهارت ها در هر سه حوزه است، و با توجه به نقش هر حوزه می توان با ساخت بسته آموزشی مبتنی بر این عوامل باعث بهبود تعهد زناشویی گردید.
    کلیدواژگان: تعهد زناشویی، شایستگی زوجی، شایستگی فردی، عوامل زمینه ای، تحلیل محتوا
  • سیدعلیرضا افشانی *، الهه پوررحیمیان صفحات 29-49
    هدف
    خشونت خانگی علیه زنان یک مساله اجتماعی است که می تواند در بیشتر جوامع مشاهده شود. شدت و میزان خشونت علیه زنان می تواند تحت تاثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی گوناگونی چون؛ سرمایه فرهنگی قرار بگیرد. هدف پژوهش حاضر، الگوسازی معادلات ساختاری تاثیر سرمایه فرهنگی بر خشونت خانگی علیه زنان است. برای رسیدن به اهداف مورد نظر تحقیق، از نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو و نظریه منابع گود استفاده شده است.
    روش
    این پژوهش، با استفاده از روش تحقیق پیمایشی و نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، بر روی 309 نفر از زنان متاهل 15 تا 60 ساله شهر مهریز انجام گرفته است. داده ها با استفاده از پرسشنامه های محقق ساخته سرمایه فرهنگی و خشونت خانگی علیه زنان جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزارSPSS نسخه 20 و بهره گیری از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تبیین ارتباط بین دو متغیر، به کمک نرم افزار Amos و استفاده از الگوسازی معادلات ساختاری انجام شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین سرمایه فرهنگی زنان و ابعاد آن (سرمایه فرهنگی تجسم یافته، سرمایه فرهنگی عینیت یافته و سرمایه فرهنگی نهادینه شده) با خشونت خانگی علیه زنان رابطه معکوس و معنادار وجود دارد (001/0p<). مدل معادلات ساختاری نشان داد که میزان تاثیر سرمایه فرهنگی بر خشونت خانگی علیه زنان، 36/0- است که نشان دهنده رابطه معکوس این دو متغیر می باشد. یعنی افزایش سرمایه فرهنگی باعث کاهش خشونت خانگی علیه زنان می شود.
    نتیجه گیری
    ارتقای سطح سرمایه فرهنگی به منزله یکی از منابع در دسترس خانواده ها و زنان می تواند احتمال بروز خشونت خانگی را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: زن، سرمایه فرهنگی، زنان متاهل، شهر مهریز
  • پیمان یوسف زاده، ولی الله فرزاد *، شکوه نوابی نژاد، رحمت الله نورانی پور صفحات 50-66
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش زوج درمانی سیستمی-رفتاری بر بهزیستی روانی زوجین ناسازگار انجام شد.
    روش
    این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زوجینی تشکیل می دادند که به مراکز مشاوره سیاوشان، آوای مهر، کامران و مرکز تخصصی اعصاب و روان شهر تهران در سال 1394 مراجعه نموده بودند. جهت انجام پژوهش حاضر 16 زوج (32 نفر) از مراجعه کنندگان به این مراکز با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه 84 سوالی بهزیستی روانی ریف(1967) بود. قبل از اجرای مداخله آموزشی، اعضای هر دو گروه به وسیله پیش آزمون مورد سنجش قرار گرفته و سپس طرح درمان طی 10 جلسه (هفته ای یک جلسه) برای گروه آزمایش اجرا گردید. پس از اتمام جلسات درمان مرحله پس آزمون و پس از دوماه مرحله پیگیری اجرا گردید. داده های جمع آوری شده با تحلیل آزمون واریانس طرح ترکیبی و آزمون تعقیبی بونفرنی با استفاده از نرم افزار SPSS24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که زوج درمانی سیستمی-رفتاری منجر به افزایش معنادار میانگین نمرات بهزیستی روانی زوجین گروه آزمایش در مراحل پس آزمون و پیگیری شده است(001/0>p).
    نتیجه گیری
    با توجه با پایین بودن بهزیستی روانی زوجین ناسازگار، بر اساس یافته های حاصل از پژوهش حاضر، می توان از زوج درمانی سیستمی-رفتاری جهت بهبود بهزیستی روانی این زوجین بهره برد.
    کلیدواژگان: زوج درمانی سیستمی، رفتاری، بهزیستی روانی، زوجین ناسازگار
  • حسین ابراهیمی مقدم *، ایوت محمودی صفحات 67-80
    پایش بهداشت روانی و تعیین کننده های آن در بین دانشجویان، برای توسعه و همچنین برنامه های پیشگیری و ارتقای سطح سلامت افراد ضروری است، این مطاالعه با هدف بررسی رابطه بین کیفیت زندگی و خودکارآمدی با مولفه های بهداشت روان در بین دانشجویان انجام شد. این پژوهش از نوع همبستگی می باشد، جامعه آماری را کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد واحد رودهن تشکیل داده و نمونه مورد مطالعه شامل 150 نفر از دانشجویان که بصورت روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند می باشد، جهت جمع آوری داده ها در این پژوهش از مقیاس کوتاه ارزیابی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی ، پرسشنامه خود کارآمدی عمومی شوارتز و جروسلم و مقیاس بهداشت روان گلدبرگ استفاده شد ، داده های بدست آمده از پرسشنامه ها با آزمون همبستگی پیرسون و نرم افزار 22 SPSS تجزیه و تحلیل گردید، نتایج بدست آمده نشان داد که بین کیفیت زندگی و خودکارآمدی با بهداشت روانی در دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد.(001/23F= و 01/ 0p <) . این یافته نشان می دهد که با افزایش کیفیت زندگی و خودکارآمدی در دانشجویان مولفه های بهداشت روان نیز در آنان افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، خودکارآمدی، بهداشت روان، دانشجویان
  • سمیه زارع *، مه سیما پورشهریاری، چنگیز رحیمی صفحات 81-98
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بازی درمانی بر روی کاهش نشانگان اختلال سوگ اجرا گردید.
    روش
    پژوهش از نوع طرح های نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون_ پس آزمون با گروه کنترل است که در زمره ی تحقیقات کاربردی قرار می گیرد. جامعه ی این پژوهش شامل کودکان سوگوار دبستانی بین سنین 10-7 ساله ی تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) در سال 1393 در شهرستان شیراز است. نمونه گیری به روش هدف مند، از میان این کودکان صورت گرفت. تعداد 45 نفر از میان آن ها از طریق برنامه ی غربالگری توسط تیم متشکل از روانشناسان و مشاوران کمیته امداد امام خمینی(ره)، دچار اختلال سوگ تشخیص داده شدند و از بین این 45 کودک تشخیص داده شده توسط مشاوران کمیته امداد،30 کودک به عنوان نمونه ی مقدماتی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات و تعیین میزان اثربخشی این شیوه از پرسشنامه ی مقیاس سوگ طولانی مدت کودکان (IPG-C) که توسط اسپویچ و همکاران (2011) تدوین شده است، استفاده گردید. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کواریانس نشان می دهد که میانگین نمرات نشانگان اختلال سوگ در گروه آزمایش کاهش معنی داری نسبت به گروه کنترل داشت. (001/0 P<).
    نتیجه گیری
    در نتیجه آموزش(بازی درمانی) کودکان بر کاهش نشانه های سوگ موثر بوده است. لذا توجه به بازی درمانی به عنوان یک روش درمانی در کار با کودکان مفید بوده و می توان از این شیوه درمانی برای کمک به سلامت و بهداشت روانی کودکان استفاده نمود.
    کلیدواژگان: بازی درمانی، اختلال سوگ طولانی مدت، کودکان
  • سید صادق نبوی *، سیمین حسینیان صفحات 99-125
    هدف
    پژوهش حاضر باهدف بررسی میزان تاثیر آموزش غیرحضوری خانواده در ارتقای سطح دانش و آگاهی اولیای دانش آموزان و همچنین غنی سازی مهارت های تربیتی ایشان از دیدگاه آن ها و مدیران مدارس انجام گرفت.
    روش
    با توجه به ماهیت موضوع و اهداف پژوهش، طرح پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه اولیای دانش آموزان و مدیران مدارس شهر تهران بود که نمونه ای به تعداد100 نفر از اولیای دانش آموزان با استفاده از روش نمونه گیری داوطلبانه و در دسترس و نمونه ای به تعداد 360 نفراز مدیران با استفاده از روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای از مناطق آموزشی شهر تهران انتخاب گردید. برای تعیین حجم نمونه مدیران مدارس از جدول تعیین اندازه نمونه کرسی و مورگان (1970) استفاده به عمل آمد. جهت جمع آوری داده های این پژوهش، دو نوع ابزار تهیه و تدوین شد، فرم مصاحبه (با ساختار) با اولیای دانش آموزان و پرسشنامه محقق ساخته برای مدیران مدارس بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و آزمون T تک نمونه ای استفاده به عمل آمد.
    یافته ها
    نتایج حاصله از این پژوهش نشان داد که ازنظر اولیای دانش آموزان و مدیران مدارس آموزش غیرحضوری خانواده (بروشورهای اشاره) به میزان زیادی در ارتقای سطح دانش و آگاهی اولیای دانش آموزان موثر بوده است. از دیدگاه اولیای دانش آموزان، آموزش غیرحضوری خانواده به میزان زیادی در غنی سازی مهارت های تربیتی آن ها در ابعاد افزایش رفتارهای مطلوب در فرزندان، ایجاد رفتارهای مطلوب در فرزندان، ارتقای سطح بهداشت روانی، افزایش مهارت های زندگی، بهبود روش های تربیتی و رفتار با فرزندان و کاهش تنش های درون خانواده موثر بوده است. همچنین نتایج نشان داد که از دیدگاه مدیران مدارس، آموزش غیرحضوری خانواده( بروشورهای اشاره) به میزان زیادی در غنی سازی مهارت های تربیتی اولیای دانش آموزان در ابعاد افزایش رفتارهای مطلوب در فرزندان، ارتقای سطح بهداشت روانی، ایجاد رفتارهای مطلوب در فرزندان، افزایش مهارت های زندگی و بهبود روش های تربیتی و رفتار با فرزندان موثر بوده است.
    نتیجه گیری
    با توجه به موثر بودن برنامه آموزش غیرحضوری خانواده در ارتقای سطح دانش و آگاهی اولیای دانش آموزان و همچنین غنی سازی مهارت های تربیتی آن ها می توان نتیجه گرفت که از این طریق می توان به اکثر اولیای دانش آموزان که مشغله های کاری گوناگون داشته و امکان حضور در جلسات آموزش خانواده در مدارس را ندارند، کمک شایانی نمود تا به بهبود فرایند تعلیم و تربیت فرزندان بپردازند.
    کلیدواژگان: آموزش غیرحضوری، خانواده، دانش و آگاهی، مهارت های تربیتی
  • رضا شهریاری پور *، سمیرا نجفی، علی اکبر امین بیدختی، مصطفی رئوفی، اقای فرشاد مرادی صفحات 126-145
    هدف
    تعهد زناشویی، قوی ترین و پایدارترین عامل پیش بینی کننده کیفیت و ثبات رابطه زناشویی است. در تعهد زناشویی عوامل مختلفی دخیل هستند که از آن بین می توان به نقش مهم دینداری و مسئولیت پذیری اشاره کرد؛ این پژوهش بر آن است که رابطه بین دینداری و مسئولیت پذیری با تعهد زناشویی را بررسی کند.
    روش
    پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش تمامی دانشجویان متاهل مقطع تحصیلات تکمیلی دانشگاه سمنان در سال تحصیلی 1394 بودند، نمونه ای به تعداد 299 نفر(159 مرد و 140 زن) با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردیدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های تعهد زناشویی آدامز و جونز (1997) و دینداری گلاک و استارک (1965) و مسئولیت پذیری هریسون گاف (1987) استفاده گردید.
    یافته ها
    ضمن ارتباط مثبت و معنی دار همه ابعاد دینداری با تعهد زناشویی؛ نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که دو متغیر مسئولیت پذیری و دینداری، باهم، 50 درصد از تغییرات تعهد زناشویی را پیش بینی می کنند، همچنین از میان ابعاد پژوهش بعد عاطفی و مناسکی به همراه مسئولیت پذیری باهم 23 درصد از تغییرات متغیر ملاک را پیش بینی می کنند.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش نشان داد که می توان با ترویج و اشاعه باورهای دینی و همچنین افزایش حس مسئولیت پذیری ، پایبندی و تعهد زناشویی را در بین زوجین افزایش داد.
    کلیدواژگان: دینداری، مسئولیت پذیری، تعهد زناشویی، دانشگاه سمنان
|
  • Pages 4-28
    Subjective: The aim of this study was to identify affecting factors on the marital commitment considering Iranian couple’s viewpoints.
    Method
    The research method was qualitative and performed using content analysis. Based on purposive sampling and theoretical saturation criterion, 10 couples participated in this study. Data collection used with semi-structured in-depth interviews.
    Findings: After content analysis of data, three main categories were identified: couple competency, individual competency, and contextual factors. couple competency has 12 sub-categories, which include: Encouragement and reassurance, Genuineness , conflict management, Humorous attitude, Coordination and consultation, Clarity of roles, Social networking, support and companionship, fidelity, Imagining a future for a relationship, making effort to communicate and offering tangible reminder and individual competency has 4 sub-categories includes modeling of original family, experiences of original family, Religious and spiritual beliefs and values, Positive attitudes to marriage and contextual factors Including a subcategory as demographic characteristics.
    Conclusion
    Increasing marital commitment and stability of marriage is required achieving and having skills in all three areas, and considering the roles of each area can be improving marital commitment by making packages based on this factors.
    Keywords: marital commitment, couple competency, individual competency, contextual factors, content analysis
  • Seyed Alireza Afshani Dr *, Elaheh Poorrahimian Pages 29-49
    Aim: Domestic violence against women is a widespread social problem that can be found in most communities. The intensity and extent of violence against women can be influenced by different cultural and social factors such as cultural capital. The aim of this study is examined the relationship between cultural capital and domestic violence against married women in Mehriz city and provide Solutions for reducing violence against women. To achieve intended objectives of the research, is used the Bourdieu's cultural capital theory and Good's Resources theory.
    Method
    This research done using method survey and multi-stage cluster sampling on 309 individuals from 15 to 60 years old married women of Mehriz city. Techniques used in this research is researcher made questionnaires.
    Finding: The Results of data analysis showed that between cultural capital of Women and its dimensions (embodied cultural capital, objectified cultural capital and institutionalized cultural capital) with Domestic violence against women were Reverse and significant relationship.
    Conclusion
    were more the cultural capital of women, violence against women is less.
    Keywords: domestic violence against women, cultural capital, married women, Mehriz City
  • Pages 50-66
    Aim: The present study was conducted to investigate the effectiveness of training integrative behavioral-systems couple therapy on psychological wellbeing of maladaptive couples.
    Method
    The present study was applied in case of purpose and quasi-experimental with pretest, posttest and control group, follow-up design in case of method. The statistical population of the study included all the couples referred to Siavashan, AvayeMehr, Kamran consultation centers and specialized neuropsychological center in the city of Tehran in 2015.24 couples (48 people) of the clients of these centers were selected through available sampling method and they were randomly put into experimental and control groups in order to do the study. The research instrument included Riff’s (1967) 84-question psychological wellbeing questionnaire. Before administering training intervention, both group members were assessed through pretest and then 10 sessions of therapy design (once a week) were implemented. After finishing therapy sessions, posttest and two-month follow-up stages were administered. The collected data were analyzed via mixed ANOVA and Bonferroni follow-up test via SPSS 24 software.
    Finding: The data analysis results showed that behavioral-systems couple therapy has led to the significant increase in the mean score of experimental group couples at posttest and follow-up stages (p
    Conclusion
    Considering the lowness of maladaptive couples psychological wellbeing, according to the findings of the present study, behavioral-systems couple therapy can be employed to improve their psychological wellbeing.
    Keywords: behavioral, systems couple therapy, psychological wellbeing, maladaptive couples
  • Hossein Ebrahimi Moghaddam Dr *, Ayyutte Mahmodi Miss Pages 67-80
    Monitoring of mental health and its determinants among students is essential for development as well as prevention and health promotion programs. The aim of this study was to investigate the relationship between quality of life and self-efficacy with mental health components among students. This research is correlational. The statistical population is all students of the Islamic Azad University of Roudehen Branch. The sample consisted of 150 students selected by cluster sampling method. To collect data in this study, the scale World Health Organization Quality of Life Short Quality Score, Schwarz and Grosselm's General Self-efficacy Questionnaire and Goldberg's Mental Health Scale were used. The data were analyzed using Pearson correlation test and SPSS 22 software. The results showed that Between quality of life and self-efficacy with student's mental health There is a significant relationship. (001/23 F = and 01 / 0p
    Keywords: Quality of life, self, efficacy, mental health, students
  • Somaye Zare *, Mahsima Pourshahriari Dr, Changiz Rahimi Dr Pages 81-98
    Aim: The present study was conducted to investigate the effect of play therapy to reduce symptoms of grief in children.
    Method
    This research is a pilot project for pre-and post-test study with a control group that is among the applied researches. The study population consisted of mournful school children between the ages of 7 to 10 years covered Imam Khomeini Relief Committee in 1393 in the city of Shiraz. Purposive sampling was done from among these children. They were diagnosed with grief disorder by the team that was composed of psychologists and counselors Imam Khomeini Relief Committee. Of the 45 children diagnosed by consultants committee, as a pilot study, 30 children were selected and randomly assigned to experimental and control groups. The research method was quasi-experimental plans. In order to gather information and determine the long-term effectiveness of the children's grief Scale (IPG-C) were used. It has been developed by Spuij and colleagues (2011). The data were analyzed by independent T-test.
    Result
    The results showed that the mean scores significantly decreased symptoms of grief in the experimental group than the control group (P
    Conclusion
    As a result, education (play therapy) in children is effective in reducing the symptoms of grief. Therefore, therapeutic play as a useful therapeutic approach in working with children is useful and it can be used to help the mental health of children.
    Keywords: play therapy, prolonged grief disorder, children
  • Seyed Sadegh Nabavi *, Simin Hossinian Pages 99-125
    Objective
    it is research complemented with purpose of investigating The Effect of correspondence family education in improving awareness of student's parents and Enriching Their Educational Skills.
    Methods
    Due to the nature and objectives of the research, research design was a survey. The statistical population of the research, included all parents and principal of Tehran schools. A sample of 100 parents of students using voluntary sampling method And a sample of 360 principals with using multi-stage cluster sampling in Tehran districts were selected. To determine the sample size of the school principals, the sample size table of the Kregcie and Morgan (1970) was used. In order to collect data for this study, two types of tools were developed, interview form (structured) with student's parents and researcher-made questionnaire for principals. In order to analyze the data, descriptive statistics and one sample T-test was used.
    Results
    the results show that in parent's views as well as principals', correspondence family education program(Eshareh brochures) has highly been effective in increasing parent's knowledge on children education. From the perspective of student's parents, correspondence education family program(Eshareh brochures) greatly enrich their educational skills, increase desirable behaviors in children, establish desirable behaviors in children, improve mental health, life skills development, improving educational methods and treatment of children and reduce tension within the family has been effective. The results also showed From the perspective of principals, that correspondence education family program(Eshareh brochures) have greatly enriched the educational skills of parents of students in terms of desirable behaviors in children, improve mental health, creating favorable behaviors in children, life skills development and improvement of educational and behavioral methods have been effective with children.
    Conclusion
    Considering the effectiveness of correspondence family education program in improving knowledge and awareness of student's parents and enriching their educational skills, It can be concluded that in this way can be the most Parents of students who have busy work, And could not attend meetings of family education in schools, helped to improve the education process of their children.
    Keywords: correspondence education, family, awareness, educational skills
  • Reza Shahryaripour Mr *, Samira Najafi Mrs, Aliakbar Aminbeidokhti Mr, Mostafa Raoofi Mr, Farshad Moradi Mr Pages 126-145
    Aim: Marital commitment is the strongest and the most stable predictors of marital relationship quality and stability. Several factors are involved in marital commitment that the important role of religiosity and responsibility can be noted. In this study the relationship between religiousness and accountability with the marital commitment is examined.
    Method
    This study is descriptive correlation. The study population was consisted of all married students of Semnan University graduate level in the academic year 1394. And sample of 299 individuals (159 males and 140 females) were selected using stratified random samplings. To collect data, the questionnaires of marital commitment of Adams and Jones (1997), religiousness of Glock and Stark (1965), responsibility of Harrison Gough (1987), were used.
    Results
    In addition, positive and significant relationship of all aspects of religiosity and marital commitment; The results of stepwise regression analysis showed that two variables of Responsibility and religiosity together predict 50 percent of marital commitment changes Also, among dimensions of research, emotional and ritual dimension along with accountability together predicts for 23% of changes in marital commitment.
    Conclusions
    The results of this study showed that promotion and dissemination of religious beliefs as well as increased sense of responsibility could increase adherence and marital commitment among couples.
    Keywords: religiousness, responsibility, marital commitment, Semnan University