فهرست مطالب

  • سال هجدهم شماره 1 (پیاپی 67، بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/03/11
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مریم حسن وند*، دکتر علی اکبر ارجمندنیا، دکتر سید محسن اصغری نکاح صفحات 5-18
    هدف
    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بازی های شناختی (بازی های مبتنی بر کارکردهای اجرایی) بر توجه و بازداری پاسخ در دانش آموزان دارای اختلال ریاضی است.
    روش
    در این پژوهش که از طرح شبه آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد، 20 نفر از دانش آموزان دارای اختلال ریاضی که از طریق نمونه گیری هدف مند انتخاب شده بودند، به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش (هر گروه 10 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش طی 12 جلسه 60 دقیقه ای به مدت یک ماه و نیم (شش هفته) در دوره درمانی بازی های شناختی شرکت کردند. برای سنجش عملکرد توجه، از خرده مقیاس خطای حذف آزمون عملکرد پیوسته TOVA، و برای ارزیابی عملکرد بازداری پاسخ از خرده مقیاس خطای ارتکاب آزمون عملکرد پیوسته TOVA استفاده شد. داده های حاصل از پژوهش نیز با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    تجزیه وتحلیل داده های حاصل از خرده مقیاس خطای حذف و خطای ارتکاب آزمون عملکرد پیوسته TOVA نشان داد که گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، پس از شرکت در مداخله، در نتایج آزمون از نظر آماری تفاوت معناداری دارد.
    نتیجه گیری
    بازی های شناختی منجر به بهبود عملکرد توجه و بازداری پاسخ در کودکان دارای اختلال ریاضی می شود.
    کلیدواژگان: اختلال ریاضی، بازداری پاسخ، بازی های شناختی، توجه
  • سهیلا شفیعی*، دکتر هادی هاشمی رزینی، دکتر مهناز شاهقلیان صفحات 19-32
    هدف
    هدف پژوهش حاضر تعیین نقش تعامل والد-کودک و الگوی پردازش حسی در تشخیص مشکلات درونی سازی و برونی سازی شده کودکان بود.
    روش
    در قالب یک طرح همبستگی، 120 دانش آموز ابتدایی 11 و 12 ساله (67 دانش آموز پسر و 53 دانش آموز دختر)، از طریق روش نمونه گیری خوشه ای از 9 مدرسه مناطق 1، 9 و 18 شهر تهران انتخاب شدند. در مرحله بعد، 69 کودک با مشکلات درونی سازی و برونی سازی به وسیله سیاهه رفتاری کودک (CBCL) شناسایی شده و در تحلیل نهایی در دو گروه خالص درونی سازی (20نفر) و برونی سازی (20نفر) قرار گرفتند. همچنین، پرسشنامه تعامل والد-کودک و نیم رخ پردازش حسی تکمیل شد. برای تحلیل نتایج از تابع تشخیص استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل تشخیصی نشان داد که جستجوی حسی، قوی ترین رابطه را با تابع حاضر داشت و توانست گروه برونی سازی را از گروه درونی سازی متمایز کند، اما قدرت تمایزگذاری سه متغیر دیگر (به ترتیب شامل حساسیت حسی، اجتناب حسی، و تعارض در رابطه والد-کودک) ضعیف تر بود. به عبارتی، جستجوی حسی، سبک غالب پردازش حسی در کودکان دارای مشکلات برونی سازی، و سبک غالب پردازش حسی در کودکان دارای مشکلات درونی سازی نیز به ترتیب حساسیت حسی و اجتناب حسی بود. همچنین، کودکان دارای اختلالات برونی سازی، تعارض بیشتری در رابطه با والد داشتند.
    نتیجه گیری
    طبق نتایج این پژوهش می توان گفت تمرکز درمان روی الگوی پردازش حسی کودکان دارای مشکلات رفتاری- هیجانی، آموزش والدین درباره این گونه تفاوت های فردی، همچنین افزایش تعامل مثبت و آموزش حل تعارض به والدین در کاهش مشکلات رفتاری- هیجانی کودکان موثر است.
    کلیدواژگان: تعامل والد، کودک، پردازش حسی، مشکلات درونی سازی، مشکلات برونی سازی، کودکان
  • دکتر فرناز فرشباف مانی صفت، الناز پوررحیم* صفحات 33-46
    هدف
    این پژوهش با هدف مقایسه سلامت روان، سرمایه روان شناختی و صمیمیت زناشویی در مادران کودکان کم شنوا، ناتوان هوشی و عادی انجام گرفت.
    روش
    پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی– مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام مادران کودکان کم شنوا (50 نفر)، ناتوان هوشی (50 نفر) و عادی مراکز نگهداری و مدارس ابتدایی شهر خوی در آذرماه سال 1395 بود. از این جامعه، نمونه ای به حجم 120 نفر (40 نفر برای هر گروه) به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و پرسشنامه های سلامت عمومی (GHQ)، سرمایه روان شناختی لوتانز (PCQ) و مقیاس صمیمیت زناشویی (MIS) را تکمیل کردند. تجزیه وتحلیل داده ها به وسیله نرم افزار SPSS (نسخه 21) با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری (Manova) و آزمون تحلیل واریانس یک طرفه به همراه آزمون تعقیبی شفه انجام شد.
    یافته ها
    تحلیل داده ها نشان داد که بین مادران کودکان ناتوان هوشی و کم شنوا با مادران کودکان عادی از نظر سلامت روانی کل (20/12F= ، 0001/0P=) و سرمایه روان شناختی (362/14F= ، 0001/0P=)، تفاوت معنی داری از نظر آماری وجود دارد. ولی بین صمیمیت زناشویی (603/0F= ، 010/0P=) مادران کودکان کم شنوا، ناتوان هوشی و عادی تفاوتی مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    مادران کودکان ناتوان هوشی و کم شنوا، سلامت روانی و سرمایه روان شناختی پایین تری نسبت به مادران کودکان عادی دارند، ولی مادران هر سه گروه از صمیمیت زناشویی یکسانی برخوردارند.
    کلیدواژگان: سلامت روان، سرمایه روان شناختی، صمیمیت زناشویی، ناتوانی هوشی، کم شنوا
  • مریم لطفی*، جعفر محمدی، دکتر حسن محمدزاده، دکتر مهدی سهرابی صفحات 47-58
    هدف
    هدف از این پژوهش بررسی اثر پسخوراند مهارخود و فراوانی آن بر یادگیری بوده است.
    روش
    در این تحقیق 48 آزمودنی به تولید یک نیروی معین به وسیله نیروسنج پرداختند. دانش آموز براساس امتیازات پیش آزمون در آزمایش اول برحسب نوع کنترل، پسخوراند مهارخود و جفت شده (غیر مهارخود) به دو گروه 12 نفری همگن تقسیم شدند و در آزمایش دوم براساس وضعیت فراوانی پسخوراند، فراوانی پسخوراند 30 % و فراوانی پسخوراند آزاد در دو گروه 12 نفری همگن قرار گرفتند. آزمودنی ها در 6 سری 10کوششی به تولید نیروی معینی پرداختند. آزمون های یادداری و انتقال، 24 ساعت بعد از مراحل تمرینی به عمل آمد. روش های تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و t مستقل برای تحلیل داده ها استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد در هر دو آزمایش در مرحله اکتساب همه گروه ها پیشرفت داشته اند. در آزمون اکتساب در آزمایش اول و دوم تفاوتی مشاهده نشد. در هر دو آزمایش در آزمون یادداری اثر معناداری مشاهده شد و برتری با گروه های مهارخود و مهارخود با فراوانی آزاد بود. همچنین، در آزمون انتقال در آزمایش اول گروه مهارخود و در آزمایش دوم گروه مهارخود فراوانی آزاد عملکرد بهتری داشتند.
    نتیجه گیری
    این پژوهش نشان می دهد که پسخوراند مهارخود باعث بهبود عملکرد می شود. همچنین، اعمال محدودیت در پسخوراند مهارخودی به میزان 30 درصد به بهینه شدن عملکرد کمکی نمی کند.
    کلیدواژگان: پسخوراند مهارخود، تولید نیرو، فراوانی پسخوراند، یادداری، انتقال
  • افسانه رحیمی، دکتر احمد یارمحمدیان*، دکتر احمد عابدی، دکتر سالار فرامرزی صفحات 59-72
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر درمان مداخلات گروهی مهارت های اجتماعی مبتنی بر برنامه دی روزیر بر بهبود ارتباط، همکاری، ابراز وجود و همدلی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم صورت گرفت.
    روش
    طرح این پژوهش تک آزمودنی (طرح معکوسA-B-A ) بوده است. با استفاده از نمونه گیری هدف مند، سه دانش آموز مبتلا به اختلال طیف اتیسم انتخاب شدند. با استفاده از مقیاس بهبود مهارتهای اجتماعی (SSIS)، خط پایه در حیطه های مورد نظر ترسیم شد. جلسات درمانی براساس برنامه آموزش مهارت های اجتماعی دی روزیر طی 20 جلسه (هفته ای یک جلسه، به مدت 40 دقیقه) برگزار شد. مقیاس بهبود مهارتهای اجتماعی (SSIS) حین درمان و پس از هر سه جلسه آموزشی تکمیل شد. برای پیگیری نتایج آموزش، یک ماه بعد نیز این پرسشنامه توسط مربی دانش آموزان تکمیل شد.
    یافته ها
    براساس نتایج تحلیل دیداری داده ها این برنامه در زمینه بهبود مهارت همکاری، ارتباط، ابراز وجود موثر بوده است. در ارتباط با متغیر همدلی این برنامه برای آزمودنی شماره 3 موثر نبوده و نیاز به بررسی های بیشتر وجود دارد.
    نتیجه گیری
    یافته های پژوهش حاکی از اثربخشی برنامه دی روزیر در بهبود مهارت های اجتماعی است. ماهیت مداخله گروهی و ایجاد فرصت تمرین و دریافت بازخورد می تواند رشد مهارت های اجتماعی را در کودکان مبتلا به اتیسم تسهیل کند.
    کلیدواژگان: مداخلات گروهی مهارت های اجتماعی، ارتباط، همکاری، ابراز وجود، همدلی
  • دکتر حسین مرادی مخلص*، مریم هوشمندی، دکتر وحید صالحی صفحات 73-84
    هدف
    هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی روش نمایش خلاق بر سازگاری اجتماعی کودکان دارای اختلال کم توجهی/ بیش فعالی با توسعه منطقه تقریبی رشد بود.
    روش
    پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه آماری پژوهش را 30 نفر تشکیل می دادند که به روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس شرایط پزشکی (آیا کودک دارو مصرف می کند یا خیر؟) و پس از رضایت والدین، انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه اول (کنترل) با روش سخنرانی و گروه دوم (آزمایش) با روش نمایش خلاق آموزش دیدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سنجش سازگاری اجتماعی محقق ساخته با 28 سوال در طیف لیکرت بود. پرسشنامه مذکور 4 حیطه سازگاری کودکان شامل: الف) مشارکت در کار گروهی، ب)رعایت حقوق دیگران، ج) اعتقاد به ارزش ها و اصول اخلاقی گروه یا جامعه و د) تعهد و احترام به خانواده و دوستان را موردسنجش قرار می داد. برای تحلیل داده ها از آزمون آماری تحلیل کوواریانس استفاده شد.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که بین میزان تاثیر روش آموزش سخنرانی و روش نمایش خلاق بر سازگاری اجتماعی (در هر 4 حیطه) کودکان دارای اختلال کم توجهی/ بیش فعالی، تفاوت معناداری به نفع روش نمایش خلاق وجود دارد (05/p£.).
    نتیجه گیری
    برای بهبود سازگاری اجتماعی کودکان دارای اختلال کم توجهی/ بیش فعالی، بهتر است از روش آموزش نمایش خلاق نسبت به روش سخنرانی بیشتر استفاده شود.
    کلیدواژگان: نمایش خلاق، اختلال کم توجهی، بیش فعالی، سازگاری اجتماعی، منطقه تقریبی رشد
  • دکتر جلال دهقانی زاده*، مسعود رحمتی آرانی، ماندانا حیدری صفحات 85-96
    هدف
    هدف از تحقیق حاضر، بررسی تاثیر یک دوره تمرینات برای تونیک بر مهارت حرکتی کودکان کم توان هوشی آموزش پذیر بود.
    روش
    در این مطالعه نیمه آزمایشی از بین دانش آموزان پسر کم توان هوشی آموزش پذیر که دارای سن تقویمی 7 تا 10 سال و فاقد هر نوع بیماری خاص و محدودیت حرکتی بودند، 30 نفر انتخاب شدند. پس از همتا سازی براساس سن، قد و وزن، به صورت تصادفی در دو گروه همسان کنترل (15 نفر) و آزمایش (15 نفر) قرار گرفتند. برنامه تمرین برای تونیک به مدت 8 هفته و هر هفته 3 جلسه 60 دقیقه ای انجام گرفت. در پیش آزمون و پس آزمون برای ارزیابی مهارت حرکتی آزمودنی ها، از آزمون اولریخ استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد در پیش آزمون تفاوت معنی داری بین دو گروه کنترل و آزمایش وجود ندارد، درحالی که در گروه آزمایش از نمرات پیش آزمون تا پس آزمون تفاوت معنادار مشاهده شد. درواقع، تاثیر تمرین برای تونیک بر مهارت حرکتی مورد تایید قرار گرفت.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته ها، به نظر می رسد تمرینات برای تونیک بتواند در رشد حرکتی کودکان کم توان هوشی کمک کننده باشد.
    کلیدواژگان: مهارت حرکتی، تمرینات برای تونیک، کم توان هوشی
  • دکتر سمیه ساداتی فیروزآبادی*، ژیلا نورانی کوتنایی صفحات 97-108
    هدف
    این پژوهش در راستای بررسی تاب آوری شغلی معلمان مدارس استثنائی، بر اساس سبک مقابله ای و نقش واسطه ای باورهای مذهبی انجام شده است.
    روش
    پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی و جامعه آماری شامل تمام معلمان مدارس استثنائی استان مازندران بود. از بین آنان، 200 معلم مدارس استثنائی با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. در این پژوهش، پرسشنامه تاب آوری شغلی معلمان آموزش ویژه (سوتومایور، 2012)، پرسشنامه مقابله با موقعیت استرس زا (اندلر و پارکر، 1990)، و پرسشنامه دینداری نسخه 15 (هوبر و هوبر، 2012) استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل نشان داد سبک مقابله ای مسئله مدار به صورت مثبت و سبک مقابله ای هیجانی به صورت منفی، بر تاب آوری شغلی معلمان موثر بوده است و بین باور مذهبی و تاب آوری ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، تمام ابعاد باور مذهبی با سبک مقابله ای (مسئله مدار) رابطه مثبت و معنادار داشته است. براساس یافته ها، باورهای مذهبی توانسته است نقش واسطه ای بین سبک مقابله ای و تاب آوری ایفا کند.
    نتیجه گیری
    با آموزش سبک مناسب مقابله ای به معلمان، می توان تاب آوری شغلی آنان را افزایش داد که این امر منجر به بهبود کیفیت تدریس و بالطبع افزایش توانایی دانش آموزان می شود.
    کلیدواژگان: باورهای مذهبی، تاب آوری شغلی، سبک های مقابله ای
  • دکتر مرضیه مشعل پور* صفحات 109-118
    هدف
    تحمل و تاب آوری هنگام رویارویی با مشکلات متعددی که مادران کودکان دارای اختلال کم توجهی/ بیش فعالی با آن روبه رو هستند، در سلامت آن ها و فرزندانشان نقش بسیار مهمی ایفا می کند و شناسایی روش های آموزشی که بتواند این توانایی ها را در آن ها ارتقا بخشد، بسیار ضروری است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر آموزش هوش معنوی بر میزان تاب آوری مادران کودکان دارای اختلال کم توجهی/ بیش فعالی بود.
    روش
    در این پژوهش که از نوع نیمه تجربی است، تعداد 30 نفر از مادرانی که به مراکز خصوصی شهر اهواز مراجعه کرده بودند، به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل تقسیم شدند. آزمودنی های هر دو گروه از نظر تاب آوری مورد سنجش پیش آزمون و پس آزمون قرار گرفتند و گروه آزمایش فقط تحت آموزش هوش معنوی قرار گرفت. داده های آزمون ها به روش تحلیل کوواریانس بررسی شد.
    یافته ها
    نتایج تحقیق نشان داد که آموزش هوش معنوی موجب افزایش نمره آزمودنی های گروه آزمایش در مقیاس تاب آوری شد. همچنین، تفاوت میانگین نمره تاب آوری در پس آزمون دو گروه کنترل و آزمایش در سطح (001/ 0 (p= معنی دار بود.
    نتیجه گیری
    یافته های این پژوهش نشان داد که با آموزش هوش معنوی در گروه آزمایش، نمره افراد در متغیر تاب آوری افزایش یافته است و آموزش هوش معنوی بر ارتقای تاب آوری مادران کودکان کم توجه/ بیش فعال موثر بوده است.
    کلیدواژگان: هوش معنوی، تاب آوری، مادران کودکان دارای اختلال کم توجهی، بیش فعالی
  • دکتر احمد رمضانی *، پیوند میهن دوست، شیرین محمد زاده صفحات 119-138
    هدف
    هدف از این مقاله، مطالعه و بررسی فرایند آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی به دانش آموزان با نیازهای ویژه (آسیب شنوایی، آسیب بینایی، طیف اتیسم، ناتوانی هوشی، ناتوانی ویژه یادگیری، مشکلات ارتباطی-زبانی، اختلالات رفتاری هیجانی، معلولیت جسمی-حرکتی، و چندمعلولیتی) و ارائه راهبردهایی برای تسهیل و تسریع این فرایند است.
    روش
    در پژوهش حاضر، با روش توصیفی– تحلیلی و جستجو در منابع اینترنتی موجود در گوگل پژوهشگر، پرتال جامع علوم انسانی، و پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، متون و مقاله های مرتبط از سال های 1964 تا 2017 مورد بررسی قرار گرفت. سپس، منابع مرور، تحلیل، و مقوله بندی شدند. یافته ها و
    نتیجه گیری
    برای هر گروه از این دانش آموزان، راهبردها و روش های خاصی برای آموزش زبان خارجی وجود دارد. برای نمونه می توان به استفاده از رویکرد دیداری برای آموزش واژه (برای گروه آسیب دیده شنوایی)، استفاده از متن چاپی یا خط بریل انگلیسی (برای گروه آسیب دیده بینایی)، تکرار فعالیت ها (برای گروه طیف اتیسم)، استفاده از رویکرد های ارتباطی، واژه محور، و پاسخ فیزیکی کامل (برای دانش آموزان دارای ناتوانی هوشی)، استفاده از روش چندحسی و روش آگاهی واجی (برای دانش آموزان دارای ناتوانی ویژه یادگیری)، استفاده از تکنیک های گفتاردرمانی و تعدیل محتوای آموزشی (برای دانش آموزان دارای مشکلات ارتباطی-زبانی)، استفاده از برنامه های مداخله ای رفتاری در کلاس همزمان با برنامه های آموزش زبان (برای دانش آموزان دارای اختلال رفتاری-هیجانی)، تسهیل دسترسی به تجهیزات آموزشی (برای دانش آموزان دارای معلولیت جسمی-حرکتی)، و تاکید بر ارتباط کلی و توانایی های سازشی (برای دانش آموزان چندمعلولیتی) اشاره کرد. برنامه آموزش زبان انگلیسی به دانش آموزان با نیازهای ویژه در ایران باید متناسب با توانایی های آنها طراحی شود. در نتیجه، متناسب سازی، بومی سازی، و ارائه حمایت های آموزشی ضروری است.
    کلیدواژگان: زبان انگلیسی، دانش آموزان با نیازهای ویژه، زبان خارجی، رویکردها، فنون
|
  • Maryam Hasanvand *, Ali Akbar Arjmandnia, Mohsen Asgharinekah Seyed Pages 5-18
    Objectives
    The aim of this study was to examine the effects of cognitive games (games based on executive functioning) on the attention and response inhibition of students with dyscalculia.
    Method
    This study used the pretest-posttest quasi-experimental design with a control group. In this study, 20 students with dyscalculia selected through purposive sampling were randomly divided into control and experimental groups (n=10 each). The experimental group participated in twelve 60-minute sessions of cognitive games for six weeks. The omission error and commission error sub-scales of the Test of Variables of Attention (TOVA) were utilized to evaluate attention and response inhibition performance, respectively. Data were analyzed by MANCOVA.
    Results
    The analysis of the data revealed a significant difference in results between the experimental group and the control group following intervention.
    Conclusion
    Cognitive games improve the attention and response inhibition performance of students with dyscalculia.
    Keywords: Attention, cognitive games, dyscalculia, response inhibition
  • Soheila Shafiee *, Hadi Hashemirazini, Mahnaz Shahgholian Pages 19-32
    Objective
    The aim of this study was to determine the role of parent-child interaction and sensory processing pattern in predicting children's internalizing and externalizing problems.
    Method
    Using a correlational design, 120 elementary-school students aging 11 and 12 years (67 male and 53 female) were selected from 9 schools of Districts 1, 9, and 18 of Tehran, Iran, through cluster sampling. Then, 69 children with internalizing and externalizing problems were identified by the Child Behavior Checklist (CBCL) and divided into two internalizing (n=20) and externalizing (20 people) groups in the final analysis. Next, the Parent-Child Interaction Questionnaire and sensory processing profile were completed. Discriminant function was used to analyze the data.
    Results
    The results of discriminantion analysis showed that sensory-seeking had the strongest relationship with this function and distinguished the externalizing group from the internalizing one. However, the distinguishing power of the other three variables (sensory sensitivity, sensory avoidance, and conflict in parent-child relationship, respectively) was weaker. In other words, sensory-seeking was the dominant style of sensory processing in children with externalizing problems, while sensory sensitivity and sensory avoidance were the dominant styles of sensory processing in children with internalizing problems, respectively. Moreover, children with externalizing problems had more conflicts in relationships with their parents.
    Conclusion
    Treatment must focus on sensory processing pattern for children with behavioral-emotional problems and training parents about such individual differences while enhancing positive interactions and providing conflict resolution training to parents in order to reduce children's behavioral-emotional pro
    Keywords: Children, externalizing problems, internalizing problems, parent, child interaction, sensory processing
  • Farnaz Farshbaf Mani Sefat, Elnaz Pourrahim * Pages 33-46
    Objective
    This research was conducted in order to compare mental health, psychological capital, and marital intimacy in mothers of children with hearing impairment, those with intellectual disabilities, and normal children.
    Method
    The statistical population of the present descriptive-comparative study consisted of all mothers of children with hearing impairment (n=50), those with intellectual disabilities (n=50), and normal children (n=50) in care centers and primary schools of Khoy, Iran, in 2016. From this population, a sample of 120 people (40 per group) was selected using simple random sampling. Participants completed the General Health Questionnaire (GHQ), Luthans’ Psychological Capital Questionnaire (PCQ), and the Marital Intimacy Scale (MIS). Data were analyzed in SPSS 21 using MANOVA and one-way ANOVA with Scheffe post-hoc test.
    Results
    Data analysis showed a statistically significant difference between mothers of children with intellectual disabilities and those with hearing impairment on the one hand, and mothers of normal children on the other, in terms of general mental health (f=12.20, p=0.0001) and psychological capital (f=14.36, p=0.0001(. However, there was no difference between the three groups in terms of marital intimacy (f=0.603, p=0.508).
    Conclusion
    Mothers of children with mental disabilities and those with hearing impairment have a lower mental health and psychological capital than mothers of normal children, but mothers of all three groups have the same level of marital intimacy.
    Keywords: Hearing impairment, intellectual disabilities, marital intimacy, mental health, psychological capit
  • Maryam Lotfi * Pages 47-58
    Objective
    The aim of this study was to investigate the effect of self-controlled feedback and its frequency on motor learning in children with hearing impairment.
    Methods
    Forty-eight individuals with hearing impairment participated in this study and produced a certain force by a dynamometer. In the first experiment, participants were divided into two homogenous groups (n=12 each) based on pretest scores in terms of the type of feedback control (self-controlled group/yoked group). In the second experiment, they were divided into two homogenous groups (n=12 each) according to the frequency of feedback (30% feedback/free feedback). The participants produced a certain force in 6 blocks of 10 trials. Retention and transfer tests were performed 24 hours after the practice phase, and data were analyzed using repeated-measures ANOVA and independent samples t-test.
    Results
    The results indicated that all groups showed progress in the acquisition phase of both experiments. No significant difference was observed in the acquisition test between the two experiments. However, a significant effect was found on the retention test in both experiments, and the ‘self-controlled’ and ‘self-controlled with free feedback’ groups showed a superior performance. The ‘self-controlled’ group in the first experiment and the ‘self-controlled with free feedback’ group in the second experiment demonstrated a better performance in the transfer phase.
    Conclusion
    This study showed that self-controlled feedback improves performance. Moreover, limiting self-controlled feedback up to 30% does not optimize performance.
    Keywords: Force production, Frequency of feedback, Learning, Retention, Self, controlled feedback
  • Afsaneh Rahimi, Ahmad Yarmohamadian *, Ahmad Abedi, Salar Framarzi Pages 59-72
    Objective
    The aim of the study was to evaluate the effectiveness of a social skills group intervention based on DeRosier Program for improving communication, cooperation, assertion, and empathy in children with autism spectrum disorders.
    Method
    The study employed an A-B-A single-subject design. Using purposive sampling, three students with autism spectrum disorders were selected. The baseline was drawn for intended areas using the Social Skills Improvement System (SSIS). Based on DeRosier social skills training program, training sessions were held in 20 sessions (one 40-minute session per week). Evaluation was performed using SSIS during each session and after every 3 sessions. Also, the same questionnaire was completed by the students’ trainer one month later in order to track the training results.
    Results
    Based on the visual analysis of data, this program improved the skills of communication (PND for the first, second, and third participant, respectively: 85.71%, 85.71%, and 71.43%), cooperation (PND for participants, respectively: 85.71%, 71.43%, and 100%), and assertion (PND for participants, respectively: 100%, 57.71%, and 71.43%). However, it was not effective in improving empathy skills for the third participant (PND for participants, respectively: 100%, 71.43%, and 0.0%).
    Conclusions
    The results showed the effectiveness of DeRosier Program in improving social skills. The nature of group intervention and creating opportunities for practice and receiving feedback can facilitate the growth of social skills in children with autism spectrum disorders.
    Keywords: Assertion, Communication, Cooperation, Empathy, Social Skills Group Intervention
  • Hossein Moradimokhles Dr *, Maryam Houshmandi Shoja, Vahid Salehi Dr Pages 73-84
    Objective
    The present study aimed to examine the effectiveness of creative drama on the social adjustment of children with attention-deficit/ hyperactivity disorder (ADHD) by expanding the zone of proximal development.
    Method
    This controlled quasi-experimental study used the pretest-posttest design. The sample included 30 participants selected through convenience sampling and based on medical conditions (whether they took medications or not) with their parents’ permission and then randomly assigned to experimental and control groups (n=15 each). The experimental group was taught using creative drama and the control group was instructed using lectures. The data collection instrument was a researcher-made 28-item social adjustment questionnaire scored on a Likert scale. The questionnaire measured four areas of social adjustment in children, including a) participating in group work, b) respecting the rights of others, c) belief in the values and ethics of the group or community, and d) commitment to and respect for family and friends. ANCOVA was applied for data analysis.
    Results
    Results indicated that there is a significant difference between the effects of lecture and creative drama in favor of creative drama on all four areas of social adjustment in children with ADHD (p
    Conclusion
    It is better to use creative drama compared to lectures in order to improve the social adjustment of children with ADHD.
    Keywords: Attention, deficit, hyperactivity disorder, creative drama, social adjustment, zone of proximal development
  • Jalal Dehghanizade *, Masoud Rahmati Arani, Mandana Heydari Pages 85-96
    Objective
    The aim of the present study was to determine the effect of Braitonic exercise on the gross motor skills of educable boys with intellectual disability.
    Method
    In this quasi-experimental study, from among educable male students with intellectual disability, 30 participants with the chronological age of 7-10 years who were free of any disease or movement limitation were selected. After matching based on age, height, and weight, they were randomly divided into two homogeneous groups: experimental (n=15) and control (n=15). Exercises were performed in three 60-minute sessions per week for 8 weeks. Ulrich’s Test of Gross Motor Development was used as pre- and posttest.
    Results
    The results showed that there is no significant difference between the two groups on pretest, while significant differences were observed in the scores of the experimental group from pre- to posttest. In fact, the effect of Braitonic exercise the gross motor skills was confirmed.
    Conclusion
    Based on findings, it seems that Braitonic exercise can help improve the motor skills of children with intellectual disability.
    Keywords: Braitonic Exercises, Intellectual Disability, Motor Skill
  • Somayeh Sadati Firoozabadi Dr *, Zhila Norany Kotenaei Pages 97-108
    Objective
    This study aimed to examine the career resiliency of teachers of special schools based on coping styles with the mediating role of religious beliefs.
    Method
    The statistical population of this descriptive-correlational study consisted of all teachers of special schools in Mazandaran Province, Iran. Through cluster sampling, 200 teachers of special schools were selected. In this study, the Special Education Career Resilience Scale (Sotomayor, 2012), the Coping Inventory for Stressful Situations (Endler & Parker, 1990), and the Centrality of Religiosity Scale-15 (Huber & Huber, 2012) were used.
    Results
    Results showed that problem-focused coping style and emotion-focused coping style affect teachers’ career resiliency positively and negatively, respectively, and there is a significant positive correlation between religious belief and resiliency. In addition, all dimensions of religiosity have a significant positive correlation with coping style (problem-oriented). Moreover, religious beliefs have a mediating role between coping style and resiliency.
    Conclusion
    By teaching appropriate coping styles to teachers, it is possible to increase their career resiliency which enhances the quality of teaching, thereby increasing learners’ ability to learn better.
    Keywords: Career resiliency, coping styles, religious beliefs
  • Marziyeh Besharatipoor * Pages 109-118
    Objective
    Tolerance and resilience in the face of numerous problems faced by mothers of children with attention-deficit/hyperactivity disorder (ADHD) plays a significant role in their health and that of their children. It is critical to identify training methods that can promote these abilities in mothers. The present study aimed to investigate the effect of spiritual intelligence training on the resilience of mothers of children with ADHD.
    Methods
    In this quasi-experimental study, 30 mothers visiting private centers in Ahvaz, Iran, were selected through convenience sampling and randomly divided into experimental and control groups (n=15 each). Each group was assessed in terms of resilience on pre- and posttest and the experimental group received spiritual intelligence training. Data were analyzed using ANCOVA.
    Results
    The results showed an increased resilience in the experimental group following training. The difference in posttest scores of resilience was significant across groups (p=0.001).
    Conclusion
    The findings showed that spiritual intelligence training increased the scores of resiliency. Thus, spiritual intelligence training significantly improves the resilience of mothers of children with ADHD.
    Keywords: Mothers of children with ADHD, Resiliency, Spiritual intelligence
  • Ahmad Ramezani *, Payvand Mihandoust, Shirin Mohamadzadeh Pages 119-138
    Objective
    The present study aimed to examine the process of teaching English as a foreign language to students with special needs (hearing impairment, visual impairment, autism spectrum, intellectual disabilities, specific learning disorder, speech and language impairment, emotional and behavioral disorders, physical and mobility impairment, and multiple disabilities).
    Method
    The present descriptive-analytical study retrieved relevant studies dating from 1964 to 2017 available on Google Scholar, Scientific Information Database, and the Comprehensive Portal of Humanities using the secondary research method. Afterwards, the selected studies were reviewed, analyzed, and categorized. Results &
    Conclusion
    There are specific strategies and methods of teaching English as a foreign language to each group of students with special needs. These include the application of the visual approach for teaching vocabulary (for students with hearing impairment); use of print or English Braille (for those with visual impairment); repetition of activities (for those with autism spectrum); application of the communicative approach, lexical approach, and total physical response (for those with intellectual disabilities); use of multisensory and phonics approaches (for those with specific learning disorder); incorporation of speech-language therapy techniques and adaptation of educational content (for those with language and communication difficulties); application of behavioral interventions in the classroom (for those with emotional and behavioral disorders); facilitation of access to educational equipment (for those with physical and mobility impairment); and focus on general communication and adaptive abilities (for those with multiple disabilities). The English teaching program in Iran should be compatible with the abilities of students with special needs. Therefore, it is necessary to modify and localize teaching materials and provide educational supports.
    Keywords: English, students with special needs, foreign language, approaches, techniques