فهرست مطالب

آموزش در علوم انتظامی - سال پنجم شماره 3 (پاییز 1396)
  • سال پنجم شماره 3 (پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/08/20
  • تعداد عناوین: 5
|
  • علی فرهادی، داوود فریدپور، امیر صادقی صفحات 1-20
    توانمندسازی اساتید و مربیان در محیط های علمی نظامی، به عنوان یکی از زیرساخت های توسعه تربیت و آموزش، بسیار مهم و حائز اهمیت می باشد از همین رو این تحقیق با هدف طراحی و تبیین الگوی ایرانی اسلامی توانمندسازی اساتید و مربیان آموزشی انجام شده است. این تحقیق از نظر هدف از نوع تحقیات کاربردی است و از نظر روش موردی/زمینه ای و با رویکرد اکتشافی است. جامعه آماری تحقیق برای فاز اول (شناسایی متغیرهای الگو) مبانی نظری و فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص اساتید و معلمان و کتاب « ویژگیهای معلم خوب» آیت الله مظاهری و در بخش دلفی و الگوسازی نیز تعداد 10نفر از خبرگان حوزه منابع انسانی می باشند که به روش هدفمند انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش آمیخته (تحلیل محتوای کیفی و آمار توصیفی) و روش الگو سازی ساختاری تفسیری استفاده شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که در الگوی توانمندسازی اساتید و مربیان، عوامل موثر بر توانمندسازی در چهار بعد؛ عوامل فردی، سازمانی، مدیریتی و محیطی و همچنین شایستگی های اساتید و مربیان نیز در سه بعد شایستگی های علمی، شایستگی های شخصیتی و شایستگی های ارتباطی می باشند. الگوی مربوطه شامل پنج سطح می باشد که در آن عوامل فردی، سازمانی، مدیریتی و محیطی، جز متغیرهای کلیدی هستند که از قدرت نفوذ بالا و وابستگی پایینی برخوردار هستند و بیشترین تاثیر را بر توانمندی اساتید و مربیان دارند و سازمان های نظامی و انتظامی می توانند با به کارگیری این الگو، که متناسب با فرهنگ ایرانی و اسلامی و ویژگی های سازمان های نظامی و انتظامی می باشد، با تمرکز بر روی متغیرهای کلیدی به اهداف خود در زمینه توانمندسازی اساتید و مربیان برسند.
    کلیدواژگان: الگو، اساتید و مربیان، توانمندسازی، الگوسازی ساختاری و تفسیری، دلفی
  • مرتضی عسگرانی صفحات 20-41
    تغییر و تحولات مداوم محیطی، بهبود و بالندگی سازمانی را در موقعیت های گوناگون اجتناب ناپذیر می سازد. از طرف دیگر سازمان ها به جهت همسو شدن با تغییرات محیطی نیازمند بهبود و توسعه و گسترش عملیات اجرایی هستند. یکی از فرایندهایی که شایستگی های موجود در کارکنان را تقویت می نماید و منجر به ایجاد بالندگی در فرد می گردد، آموزش است. لذا با توجه به آنچه گفته شد، هدف این پژوهش شناسایی شاخص های ارتقای کیفیت آموزش و بالندگی مدیران شهرداری شهر تهران است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع داده کیفی بود. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی و مدیران ارشد شهرداری تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع ده نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. در این پژوهش به منظور گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختار یافته (بخش کیفی) استفاده شد. مصاحبه با خبرگان بیانگر روا بودن مصاحبه بود و به منظور محاسبه پایایی از روش پایایی بین دو کدگذار استفاده شد که نتایج بیانگر پایا و روا بودن مصاحبه بود. برای تحلیل داده های پژوهش از طریق تحلیل محتوا استفاده شد. نتایج نشان داد که مولفه های ارتقای کیفیت آموزشی و بالندگی مدیران شهرداری عبارتند از مولفه های فردی، آموزشی و سازمانی.
    کلیدواژگان: کیفیت آموزش، بالندگی مدیران شهرداری، مولفه فردی، مولفه آموزشی، مولفه سازمانی
  • ملیحه زارعی، رشید ذوالفقاری زعفرانی صفحات 41-60
    تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر کیفیت آموزش بر عملکرد و خلاقیت سازمانی کارکنان ستاد فرماندهی ناجا انجام پذیرفته است. جامعه آماری تحقیق حاضر، کارکنان ستاد فرماندهی ناجا بوده که نمونه ای به حجم 129 نفر به شیوه تصادفی ساده انتخاب گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه های استاندارد بوده که میزان پایایی با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای پرسشنامه آموزش ضمن خدمت 0. 767 و عملکرد شغلی 0. 887 و خلاقیت سازمانی 0. 943 بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل همبستگی و ضریب رگرسیون چندگانه استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل همبستگی و ضریب رگرسیون چندگانه بین متغیرهای تحقیق نشان داد که کیفیت آموزش بر عملکرد سازمانی و خلاقیت سازمانی تاثیر معناداری دارد. همچنین یافته های تحقیق به وضوح نشان داد که عملکرد سازمانی حلقه رابط بین کیفیت آموزش و خلاقیت سازمانی بوده و از این طریق موجبات ارتقاء سطح خلاقیت را فراهم می نماید.
    کلیدواژگان: کیفیت آموزش، عملکرد سازمانی، خلاقیت سازمانی
  • ارایه مدلی برای توسعه آموزش های مهارتی در سازمان
    اسماعیل کاوسی، سید مهدی حسینی راد صفحات 42-60
    به دلیل فقدان مهارت فارغ التحصیلان و افراد جویای کار و علی رغم سیاست گذاری های کلان جهت حرکت به سوی آموزش های مهارت بنیان چنانچه در برنامه ششم توسعه دولت مکلف شده است که سهم آموزش های مهارتی تا پایان برنامه را در آموزش عالی به30 درصد و در آموزش و پرورش به50 درصد برساند؛ تاکنون مدل علمی و عملیاتی توسعه آموزش های مهارتی ارائه نشده است. به منظور شناسایی چیستی آموزش های مهارتی در این پژوهش با استفاده از تحلیل محتوای استقرایی؛ با شناسایی 390 کد مفهوم، کدگذاری و دسته بندی آنها در سه مرحله نهایتا 71 شاخص اصلی؛ در 15 بعد و سه مولفه، تبیین و در ادامه با استفاده از تکنیک دلفی سه مرحله ای در بین 32 نفر از خبرگان علمی و اجرایی، این شاخص ها مورد جرح و تعدیل قرار گرفت و بطور کلی 61 شاخص، شش مولفه و دو بعد تغییرات جزئی یا کلی نموده و از نتایج آن پرسشنامه ای استخراج و به صورت الکترونیکی در میان مدیران و کارشناسان آموزش سازمان های فرهنگی توزیع و تعداد 124 پرسشنامه قابل تحلیل بدست آمد. مدل نهایی پژوهش به روش کمی از طریق آزمون های تحلیل عاملی تاییدی و معیار افزونگی مورد سنجش قرار گرفت. معیار نیکویی برازش برای مدل نهایی معادل 0.694 بدست آمد که مقدار مناسبی است. مطابق نتایج به دست آمده دو شاخص نیز در مدل کمی نیز دو شاخص حذف شدند. مدل نهایی توسعه آموزش های مهارتی در سه سطح فردی، گروهی سازمانی شامل مولفه های آموزش های مهارتی اقتصادی، آموزش های مهارتی اجتماعی، آموزش های مهارت های تکنولوژیک، آموزش های مهارت های سیاسی و آموزشی مهارتی فرهنگی ارائه شد که متناسب با هر یک پیشنهادات جداگانه ای ارائه شد.
    کلیدواژگان: آموزش های مهارتی - آموزش مهارتی سازمانی - آموزش مهارتی گروهی، آموزش مهارتی سازمانی فردی، آموزش مهارت های اقتصادی، آموزش مهارت های اجتماعی، آموزش مهارت های تکنولوژیک، آموزش مهارت های سیاسی، آموزش مهارت های فرهنگی
  • مسعود مرشدی صفحات 61-80
    چکیده ضابطین دادگستری در انجام وظایف و تکالیف خود دارای اختیارات و مسوولیت هایی هستند که لازمه حسن اجرای این وظایف و تکالیف و اختیارات و مسوولیت ها آشنایی کافی به قوانین و مقررات ماهوی و شکلی است که در صورت عدم آشنایی و علم و آگاهی به قوانین و مقررات، محتمل است. رسالت و ماموریت های ضابطین، به مقصد نرسیده و از اهداف و مقاصد منظور خود غافل نماند و این میسر نیست مگر این که ضابطین دادگستری نسبت به این امر به آموزش های لازم عمومی و خصوصی و علمی و تخصصی را با توجه به مامورین های خاص فرا گرفته باشد. خوشبختانه در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 که بیشتر از قوانین قبل به موضوع آموزش های عمومی و تخصصی ضابطان دادگستری در موارد مختلف پرداخته است. این تحقیق با هدف میزان آموزش ضابطان دادگستری در حسن اجرای وظایف محوله و حفظ حقوق شهروندی طرفین دعاوی به ویژه در قانون آیین دادرسی کیفری جدید انجام گرفته، پرسش و سوال اصلی این است که آموزش علمی – تخصصی ضابطان دادگستری به چه میزان در حسن اجرای مامورین نقش دارد و همچنین در قانون آیین دادرسی کیفری جدید نسبت به مساله آموزش تاکید شده است. تحقیق حاضر، از لحاظ هدف، کاملا یک تحقیق کاربردی بوده است و مطالب آن از اسناد و کتب و مقالات و انواع سایت ها استفاده و جمع آوری شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که آموزش عمومی – تخصصی کاملا، ضابطین دادگستری را در اجرای وظایف محوله و تکالیف آن جزء الزامات بوده و اجباری می باشد و لازم است در سازمان ناجار نسبت به این موضوع حساسیت بیشتری داده شود و نیاز است که دقیقا کلیه ضابطین نسبت به ماموریت ها، مسوولیت و تکالیف و وظایف خود آشنا شوند و نیز نسبت به فراگیری علوم تخصصی در سطوح مختلف ناجا، دقت ویژه ای شود تا سازمان ذیربط بتواند به اهداف خود برسد. یافته های تحقیق بیانگر این است که پلیس به عنوان یکی از عوامل و ارکان دستگاه عدالت کیفری، در خط مقدم فرایند کیفری قرار دارد و در مرحله تحقیقات مقدماتی نقش بسیار حساس و اساسی ایفا می کند و همواره در جهت انجام تحقیقات و کشف جرایم با دغدغه های فراوانی روبرو است که باید در زمینه های مختلف آموزش دیده باشد. از جمله مهم ترین این دغدغه ها مواردی است که ماموریتهای پلیس با حقوق دفاعی متهمان تلاقی پیدا کرده و مامورین می بایست یکی را بر دیگری ارجحیت دهند. یعنی جایی که موفقیت در انجام ماموریتهای پلیسی مصادف می شود با نقض حقوق دفاعی متهمان به ناچار باید یک راه را انتخاب نمایند یا کسب موفقیت در وظایف محوله و یا رعایت حقوق قانونی متهمان را.
    کلیدواژگان: آموزش، ضابطان دادگستری، حقوق شهروندی، وظایف و تکالیف قانونی