فهرست مطالب

محیط زیست طبیعی - سال هفتاد و یکم شماره 2 (تابستان 1397)
  • سال هفتاد و یکم شماره 2 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/10
  • تعداد عناوین: 10
|
  • بهمن جباریان امیری*، بهاره خرازی باهری، بابک خیاط رستمی صفحات 139-150
    به منظور تامین نیاز اکوسیستم رودخانه لازم است تا بخشی از جریان رودخانه تحت عنوان جریان محیط زیستی به خود رودخانه تخصیص یافته تا تضمین کننده پایداری اکوسیستم رودخانه ها باشد چرا که بهره برداری از اکوسیستم ها و خدمات اکولوژیکی رودخانه ها همچون تامین آب نمی بایست توان اکولوژیکی آن ها را در داشتن یک زندگی پایدار به خطر بیاندازد. به طور کلی هدف از انجام پروژه حاضر، تعیین بده محیط زیستی با به کار گیری سه روش (مدل سازی بارش-رواناب، روش هیدرولوژیک و مدل پارامتر های تغییر هیدرولوژیک) و مقایسه نتایج در حوزه آبخیز آبگرم، رودخانه هروچای، واقع در محدوده مدیریتی شرکت آب منطقه ای استان اردبیل است. روش جریان پایه آبزیان بر این مبنا استوار است که میانگین جریان در خشک ترین ماه سال برای زندگی ماهیان کافی است مگر این که جریان اضافی برای تامین نیاز های تخم ریزی و تولیدمثل لازم باشد. برای انجام این روش از مدل تانک بهره جویی شد. در روش منحنی تداوم جریان، آمار در حالت طبیعی جریان تحلیل می شود تا بده رودخانه را که در x درصد موارد جریان از آن فراتر می رود تعیین نماید؛ و در نهایت مدل تغییر شاخص هیدرولوژیک که برابر بررسی های به عمل آمده، با استفاده از این روش می توان تغییرات وضعیت رودخانه را ارزیابی کرد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که در این حوزه آبخیز روش مدل سازی منجر نتایج قابل اتکا و استناد شده است و همچنان روش های هیدرولوژیکی برآورد بده محیط زیستی عملی تر بوده و میزان داده بری آن ها کم است و از این رو در زمان کوتاهی قابل محاسبه است. بر همین اساس و طبق روش منحنی تداوم جریان مقدار بده محیط زیستی 191/0 مترمکعب بر ثانیه برآورد شده است.
    کلیدواژگان: دبی محیط زیستی، مدل تانک، منحنی تداوم جریان، مدل تغییر شاخص هیدرولوژیک
  • مهدی خراسانی *، عصمت اسماعیل زاده صفحات 151-167
    باطله های کانه آرایی مهم ترین نوع باطله معدنی می باشند که در طی فرایند فرآوری کانسنگ های سولفیدی؛ بویژه باطله های کانه آرایی مهم ترین نوع باطله معدنی می باشند که در طی فرایند فرآوری کانسنگ های سولفیدی؛ به ویژه مس پورفیری در حجم بسیار زیادی تولید می گردند. هدف اصلی از انجام این پژوهش تعیین عناصر دارای غنی شدگی در باطله های کانه آرایی معدن مس سرچشمه، به عنوان یکی از بزرگترین معادن مس پورفیری دنیا می باشد. برای این منظور تعداد 90 نمونه سطحی و عمقی (تا عمق تقریبا 10 متر) از باطله های تازه و همچنین از باطله های غیر هوازده در بخش های قابل دسترس سد باطله نمونه برداری شدند. از این تعداد، 14 نمونه مرکب برای انجام آنالیز چند عنصری به روش طیف سنجی جرمی با پلاسمای جفت شده القائی (ICP-MS) و تهیه مقاطع صیقلی آماده گردید. مطالعه میکروسکوپی مقاطع صیقلی نشان داد که باطله ها اغلب حاوی کانی سولفیدی پیریت و در مواردی حاوی کالکوپیریت و کالکوسیت می باشند. از مجموع بیش از 60 عنصر بررسی شده نتایج حاصل از شاخص نرمال شده غنی شدگی نشان می دهد که در مقایسه با غلظت متوسط پوسته ای عناصر و همچنین غلظت آنها در سنگ گرانودیوریت غیرکانه زا (1) عناصر آنتیموان (mg/kg 1/1 ± 9/3)، تنگستن(mg/kg 8/8 ± 4/21)، آرسنیک (mg/kg 3/2 ± 4/21)، بیسموت (μg/kg 10 ± 33)، طلا (μg/kg 10 ± 33) و نقره (mg/kg 15/0 ± 02/1) دارای غنی شدگی با اهمیت، (2) عناصر مس (mg/kg 478 ±1350) و آهن (%52/0 ± 4) دارای غنی شدگی خیلی زیاد و (3) عناصر گوگرد (%6/0±75/2)، رنیم (mg/kg 07/0 ± 21)، تلوریم (mg/kg 23/0 ± 38/0)، سلنیم (mg/kg 95/0 ± 81/4) و مولیبدن (mg/kg 7/18 ± 91) دارای غنی شدگی بی نهایت زیاد می باشند (میانگین غلظت ± انحراف معیار). این عناصر یا کالکوفیل بوده و یا پتانسیل بالایی برای حضور در فازهای سولفیدی مانند پیریت و کالکوپیریت را دارند. نتایج بدست آمده به خوبی با علائم ژئوشیمایی عناصر در کانسارهای مس پورفیری همخوانی داشته و به خوبی مبین عناصر دارای پتانسیل اقتصادی-زیست محیطی در باطله های کانه آرایی معدن مس سرچشمه می باشند.
    کلیدواژگان: باطله های کانه آرایی، ژئوشیمی، کانیهای سولفیدی، مجتمع مس سرچشمه
  • جلال رضایی نور *، مهران سلطانی، محسن عاقلان صفحات 169-184
    توسعه پایدار متوازن، نیازمند به کارگیری سیاست های مناسب و یکپارچه، در چندین بخش اقتصاد، محیط زیست، انرژی و معیارهای اجتماعی است. برخی از اهداف کلان هر بخش با سایر بخش ها در تناقض است. برنامه ریزی آرمانی از زیر شاخه های آنالیز تصمیم گیری چند معیاره، یکی از تکنیک های رایج مطالعه تصمیمات با اهداف متناقض است. در این پژوهش، یک مدل برنامه ریزی آرمانی وزن دهی شده پیشنهاد گردیده است که اهداف نرخ رشد تولید ناخالص داخلی، مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه ای را با توجه به مرتبط بودن به یکدیگر جهت تخصیص کار آمد منابع، با یکدیگر یکپارچه می کند. همچنین برای محاسبه ی اوزان برنامه ریزی آرمانی از روش تحلیل سلسله مراتبی که از زیر شاخه های تصمیم گیری چند معیاره است استفاده شده است که بر اساس نتایج به دست آمده، اوزان انتشار گازهای گلخانه ای، تولید ناخالص داخلی، میزان اشتغال و مصرف انرژی هر یک به ترتیب 433/0، 258/0، 181/0 و 126/0 به دست آمده است. مدل ارائه شده با استفاده از بخش های کلیدی اقتصاد ایران با توجه به اهداف توسعه در سند پنجم چشم انداز توسعه، اعتبار سنجی شده است. بر اساس حل این مدل دریافتیم، تنها آرمان در نظر گرفته شده برای مصرف انرژی، محقق نشده است و متغیر انحراف از آرمان نامطلوب آن عدد 3576128 گیگا وات ساعت به دست آمده است که بیانگر این می باشد که در سال های آتی جهت دستیابی به اهداف تعیین شده در زمینه های مورد نظر به انرژی زیادی نیاز خواهیم داشت، و در صورتی که در رفتار خود در زمینه ی مصرف انرژی تغییراتی ایجاد نکنیم با مشکلات بسیاری در زمینه تامین انرژی و محیط زیست مواجه خواهیم شد.
    کلیدواژگان: توسعه پایدار، گازهای گلخانه ای، تولید ناخالص داخلی، مصرف انرژی، برنامه ریزی آرمانی
  • مریم زارع رشکوئیه، امیرحسین حمیدیان*، بهمن جباریان امیری صفحات 185-195
    در این مطالعه غلظت عناصر محلول در خاک و گیاه اطراف کارخانه ذوب مس خاتون آباد (Al، As، Ba، Cr، Cu، Fe، Mg، Mn، Mo، Ni، Pb، Rb، S، Si، Sr، Zn) و تجمع و انتقال این عناصر در گیاه Astragalus sp. با فاکتور انتقال مورد بررسی قرار گرفت. جهت تعیین تغییرات انها از ازمون ANOVA و دانکن استفاده شد. همبستگی عناصر با یکدیگر توسط ضریب همبستگی پیرسون مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد، بیشترین غلظت عناصر مربوط به فلز منیزیوم و آهن در ساقه گیاه و نیکل و کروم نیزکمترین غلظت در خاک را داشتند . براساس داده های به دست امده غلظت متوسط عناصر محلول در نمونه های خاک آنالیزشده به ترتیب: S>Mg>Si>Al>Sr>Mn>Cu>Zn> Pb>Fe>Rb>As> Ba> Mo.، همچنین، میانگین غلظت عناصر Al، As، Ba، Cr، Mn، Mo، Cu، S و Sr در ریشه > ساقه> خاک و میانگین غلظت عناصر Fe، Mg، Ni، Pb، Rb، Si، Zn در ساقه> ریشه> خاک بود. عناصر Zn، Si، Rb، Pb، Ni، Mg، Fe و Ba با فاکتور انتقال بیش از یک توانایی انتقال از ریشه به ساقه و تجمع در اندامهای هوایی گیاه Astragalus sp را دارند بیشترین و کمترین فاکتور انتقال به ترتیب مربوط به سیلیسیم (2.11) و آلومینیوم (0.38) بود. همچنین، ضریب هبستگی قوی (Pvalue < 0.01) – بیش از 50 رصد- بین فلزات با یکدیگر وجود دارد. مطالعه حاضر نشان می دهد Astragalus sp.توانایی جذب عناصر Zn، Si، Rb، Pb، Ni، Mg، Fe و Ba را در اندامهای هوایی خود دارد. عناصر Al، As، Mn، Cu، ، Sr، Cr و Mo تجمع بیشتری در ریشه نسبت به اندامهای هوایی نشان داد. که این مساله بیان کننده پتانسیل این گیاه در گیاه پایایی و گیاه پالایی مناطق آلوده می باشد.
    کلیدواژگان: دسترسی زیستی، گیاه پالایی، تثبیت گیاهی، صنایع ذوب فلزی خاتون آباد، Astragalus sp
  • بختیار فتاحی*، محمدعلی زارع چاهوکی، محمد جعفری، حسین آذرنیوند، پژمان طهماسبی صفحات 197-212
    این مطالعه تغییرات گروه گونه های گیاهی را در ارتباط با عوامل محیطی و مدیریتی در مراتع کوهستانی بانه-کردستان بررسی کرده است. برای این منظور 4 گروه گونه گیاهی بوته زار، علفزار، بوته زار-علفزار و گراسلند هر کدام با 3 سایت، در منطقه مورد مطالعه شناسایی گردید. در هر سایت تعداد 30 پلات 2 متر مربعی به روش تصادفی-سیستماتیک مستقر گردید و تعداد 10 پروفیل خاک در مرکز پلاتهای هر سایت تا عمق 30 سانتیمتری حفر گردید (در مجموع برای هر گروه گونه 90 پلات و 30 نمونه خاک) و کلیه فاکتورهای گیاهی، خاکی، توپوگرافی و مدیریتی در همه سایت ها اندازه-گیری شد. نتایج آنالیز چند متغیره تجزیه به مولفه های اصلی (PCA) نشان داد که دو محور اول و دوم، در مجموع 73% از تغییرات صفات گیاهی گروه گونه ها را توجیه می کنند. گروه گونه های علفزار و بوته زار-علفزار با متغیرهای رس، مواد آلی، نیتروژن، عمق خاک، پتاسیم و سیلت عمق اول و هدایت الکتریکی عمق دوم و دامنه شمالی ارتباط مستقیم دارند. گراسلند با فاکتورهای سیلت، عمق دوم، اسیدیته، آهک عمق دوم و دامنه جنوبی و گروه بوته زار با متغیرهای شن، سنگریزه عمقی و سطحی، دامنه جنوبی و چرای دام ارتباط مستقیم دارد، به عبارت دیگر توپوگرافی، چرا و فاکتورهای فیزیکی خاک به همراه نیتروژن و مواد آلی مهمترین عوامل تاثیرگذار در تفکیک گروه گونه های گیاهی بودند. گروه گونه-هایی که دارای گروه های عملکردی مختلفی بودند (بوته و علفی) تولید و پوشش، بیشتری داشتند.
    کلیدواژگان: ساختار، عملکرد، فرم رویشی، مرتع
  • فرانک کهریزی، محمدحسین ناصرزاده*، بهلول علیجانی، اسماعیل احمدی صفحات 213-226
    از عوامل اصلی محدود کننده ی شرایط آسایش در منطقه ساحلی وقوع پدیده شرجی است که خود تحت کنترل دما و رطوبت است. جهت انجام این پژوهش ایستگاه بندرعباس( به علت فاصله کم تا ساحل) انتخاب شده است. داده های اقلیمی این تحقیق شامل دمای هوا برحسب درجه سانتی گراد، رطوبت نسبی به درصد و سرعت باد بر حسب نات می باشد،که آمارداده های ساعتی این پارامترها، از سازمان هواشناسی کشور در دوره آماری 30ساله (2014-1985) دریافت شد. برای محاسبه این شاخص از فرمول -heat index استفاده شد و پس از محاسبه شاخص گرمایی، نمودار میانگین هر ماه با قدرت تفکیک روزانه و ساعتی از مقادیر شاخص برای ایستگاه تهیه شد. سپس جداول تقویم شرجی بدست آمد که ضمن مشخص نمودن احتمال رخداد شرجی برای هر ساعت از روز، سطوح مختلف احتمال (تعداد رخداد با احتمال50 تا 70و70تا90وبالاتر از90) نیز مشخص شد. برای تحلیل سینوپتیک از روش محیطی به گردشی استفاده شد. در این پژوهش با استفاده از داده های مربوط به مولفه های، فشار سطح دریا، ارتفاع ژئوپتانسیل، دما، باد مداری، باد نصف النهاری و رطوبت نسبی، نقشه های فشار سطح دریا، ارتفاع ژئو پتانسیل، نقشه ضخامت، نقشه توزیع رطوبت نسبی و نقشه ی چرخندگی(تاوایی) ترسیم و تحلیل گردید. نتایج نشان داد که استقرار کم فشار حرارتی بسیار قوی بر روی خلیج فارس و نیز پرفشارهای بیابان های عربستان و ایران مرکزی موجب ایجاد شیو فشاری و انتقال هوای گرم و سوزان به سمت خلیج فارس و درنهایت رخداد شرایط تبخیر شدید دریا شده که شرایط شرجی را فراهم کرده است.
    کلیدواژگان: تقویم شرجی، شاخص HI، آسایش اقلیمی، تحلیل سینوپتیک، بندرعباس
  • معصومه محمودی، علیرضا صفاهیه صفحات 227-236
    فاکتورهای تجمع زیستی(BAF)،تغلیظ زیستی(BCF) و بزرگنمایی زیستی(Biomagnifications) به منظور ارزیابی خطر اکولوژیکی آلایندهها مورد مطالعه قرار میگیرند. از آنجا که دوکفهایها پایشگرهای زیستی خوبی هستند این موجودات میتوانند گزینه های مناسبی نیز برای مطالعه تجمع زیستی و تغلیظ زیستی آلاینده ها در سواحل باشند. سواحل خلیج فارس به خصوص استان بوشهر به دلیل حمل و نقل دریایی، ورود فاضلاب شهری و صنعتی، سکوها و پایانههای نفتی همواره در معرض آلایندههایی مانند ترکیبات PAHs است. ترکیبات PAHs اثرات مضر بسیاری بر موجودات دارند. مطالعه حاضر به منظور بررسی الگوی جذب، تجمع و تغلیظ این ترکیبات در صدف تابوت موجدار در سواحل بوشهر انجام شد. بدین منظور نمونهبرداری از صدف مذکور، رسوبات و آب دریا در پنج ایستگاه مختلف در سواحل بوشهر انجام شد. پس از هضم و استخراج PAHs نمونهها توسط حلالهای آلی، مقادیر PAHs آنها توسط دستگاه(KANUER) HPLCاندازهگیری شدند. بطورکلی میانگین غلظت PAHs در آب 14/17 میکروگرم بر لیتر و رسوب و صدف به ترتیب 52/2866، 70/ 412 نانوگرم بر گرم(وزن خشک)بود. متوسط میزان تغلیظ زیستی این آلایندهها 31/26و میزان تجمع زیستی14/0بود. نتایج نشان داد غلظت ترکیبات 3حلقهای در آب و صدف و ترکیبات 5 و6 حلقهای در رسوب بیشتر بوده است. فاکتور تجمع زیستی (BAF) ترکیبات 3حلقهای در صدف مورد مطالعه بیشتر از ترکیبات 4حلقهای بوده است. در حالیکه فاکتور تغلیظ زیستی(BCF) ترکیبات 4حلقهای بیش از ترکیبات 3حلقهای بوده است. همبستگی معنیداری بین logkowو BAF ترکیبات PAHs در صدف تابوت موجدار مشاهده شد(P<0.05). بهنظر میرسد شرایط محیطی، منابع PAHs و مسیر جذب ترکیبات مذکور از عوامل تاثیر گذار بر مقادیر BAF وBCF باشند.
    کلیدواژگان: تغلیظ زیستی، تجمع زیستی، جذب، صدف تابوت موجدار
  • علی اکبر نظری سامانی*، محمد جعفری، کاظم نصرتی، فاطمه رحیمی، مهسا عبدالشاه نژاد صفحات 237-253
    مطالعات کیفیت خاک در شناسایی اثرات مدیریت های مختلف در عرصه های کشاورزی و منابع طبیعی ازجمله تخریب مرتع و جنگل ها و احیای اراضی از اهمیت زیادی برخوردار است. در این پژوهش شاخص کیفیت خاک در دو عمق خاک و شش کاربری اراضی مختلف منطقه شهریار استان تهران با استفاده از تغییرهای فیزیکی و شیمیایی و آنالیز چند متغیره بدست آمد، بدین منظور کاربری اراضی مرتعی(طبیعی، قرق، تحت چرا) و زراعت آبی (باغ پسته، زراعت یونجه و گندم) به روش تصادفی - سیستماتیک از دو عمق 15-0 و 30-15 سانتی متری نمونه برداری شد و برخی از ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک اندازه گیری شدند. تحلیل آماری خصوصیات خاک در عمق 15-0 سانتی متری باعث ایجاد 5 فاکتور موثر با مقادیر ویژه بیش از یک شد: فاکتور1- شوری خاک، فاکتور2- عناصر غذایی، فاکتور3- بافت خاک، فاکتور4- فسفر خاک و فاکتور5- رطوبت خاک می باشد. مطالعات نشان داد فاکتور 1 مهم ترین عامل برای ارزیابی کیفیت خاک و پتاسیم خاک مهم ترین خصوصیت خاک در تعیین کیفیت خاک در عمق 15-0 سانتی متری می باشد. همچنین در عمق 30-15 سانتی متری نیز 4 فاکتور موثر با مقادیر ویژه بیش از یک حاصل شد: فاکتور1- شوری خاک، فاکتور2- رطوبت خاک ، فاکتور3- بافت خاک، فاکتور4- فسفر خاک می باشد که فاکتور 1 مهم ترین عامل و SAR و EC مهم ترین خصوصیت خاک در تعیین کیفیت خاک در عمق 30-15 سانتی متری می باشد. درمجموع می توان استنباط کرد که فاکتور شوری خاک مهم ترین عامل در ارزیابی کیفیت خاک در کاربری های مختلف اراضی منطقه مورد مطالعه هستند.
    کلیدواژگان: کاربری اراضی، ارزیابی کیفیت خاک، شاخص های فیزیکی و شیمایی، تحلیل آماری
  • مهسا هماییان، محمد آقاپور صباغی * صفحات 255-268
    کشاورزی به طور بالقوه یکی از مهم ترین عواملی است که باعث تخریب محیط زیست می شود. به طوری که در اکثر مواقع استفاده بی رویه از کود و سموم شیمیایی برای رسیدن به بهره وری بیشتر در بخش کشاورزی اثرات بد زیست محیطی را به دنبال دارد. لذا در تحقیق حاضر به محاسبه رشد بهره وری کشاورزی ایران با در نظر گرفتن اثرات زیست محیطی در دوره زمانی 90-1370 پرداخته شده است. در این مطالعه از روش شاخص مالمکوئیست نهاده گرا با استفاده از تابع فاصله و شاخص بهره وری تعدیل یافته سازگار با محیط زیست استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که میزان رشد بهره وری زیست محیطی 7/3 درصد و میزان رشد بهره وری معمولی2/3 درصد می باشد. درواقع میزان رشد بهره وری زیست محیطی محاسبه شده بیشتر از میزان رشد بهره وری معمولی، برآورد گردیده است. این نتیجه نشان می دهد که در بررسی بهره وری زیست محیطی، علاوه بر اینکه بهره وری تولید محصولات دارای ارزش بازاری موردنظر قرارگرفته است، بلکه، اهتمام بخش کشاورزی مبنی بر کنترل آلاینده های مورد نظر نیز در نظر گرفته شده است. لذا پیشنهاد می گردد، به منظور اجتناب از برآورد بیش از حد بهره وری همواره اثرات منفی زیست محیطی فعالیت های کشاورزی در محاسبات بهره وری مدنظر قرار گیرند. همچنین یافته ها حاکی از کاهشی بودن نرخ رشد بخش کشاورزی است. این امر به دلیل بیشتر بودن نرخ رشد نهاده موجودی سرمایه نسبت به نرخ رشد محصولات در بخش کشاورزی است. ازجمله راه کارهای افزایش این نرخ، جلوگیری از خارج شدن سرمایه از بخش کشاورزی و اولویت بندی سرمایه گذاری باهدف افزایش بهره وری است.
    کلیدواژگان: بهره وری، محیط زیست، شاخص مالمکوئیست نهاده گرا، تابع فاصله
  • سارا یالپانیان، مسعود نظری زاده دهکردی، عاطفه اسدی، مریم امیدی، علی رضایی خوزانی، محمد کابلی * صفحات 269-285
    همواره دو پرسش رقیب برای تفسیر تفاوت های مشاهده شده در آشیان های بوم شناختی بین آرایه های نزدیک به هم در زیستگاه های یکسان یا مجاور هم وجود دارد: آیا جمعیت های مختلف یک گونه در آشیان های بوم شناختی متفاوتی ساکن شده و سپس با قطع جریان ژن بین آنها، گونه زائی شکل گرفته است؟ یا این که گونه زائی قبلا بروز کرده و سپس آرایه های نزدیک به هم در آشیان های بوم شناختی کم و بیش مشابهی ساکن شده اند؟ در این مطالعه تفاوت آشیان بوم شناختی اقلیمی دو زیر گونه کمرکلی جنگلی (rubiginosa و persica) و تاثیر آن بر گونه زائی در این دو زیرگونه با بررسی آشیان بوم شناختی اقلیمی در دوره های زمانی مختلف از گذشته تا زمان حال و همچنین آزمون های برابری و تشابه آشیان آنها در فضاهای جغرافیایی و محیط زیستی در رشته کوه های البزر و زاگرس مدل سازی شد. نتایج این مطالعه نشان داد که هم پوشی آشیان بوم شناختی اقلیمی بین کلادهای البرز و زاگرس اندک و آزمون برابری و تشابه آشیان این دو زیر گونه در این رشته کوه ها معنی دار بوده است. بر اساس این نتایج می توان وقوع پدیده حفاظت گرایی را در آشیان بوم شناختی بین این دو زیرگونه کمرکلی محتمل دانست که اشاره بر وقوع فرایند گونه زائی در هر یک از آنها در نواحی جغرافیائی دگرجا قبل از مهاجرت به رشته کوه های البرز و زاگرس دارد. یافته های این مطالعه نشان می دهد که هر کدام از جمعیت های کمرکلی در این دو رشته کوه را می توان یک واحد تکاملی معنی دار تلقی نموده و هر دو زیرگونه را در برنامه ها و اولویت های حفاظتی گنجاند.
    کلیدواژگان: مدل سازی آشیان بو م شناختی، کمرکولی جنگلی، واحد تکاملی معنی دار
|
  • Bahman Jabbarian Amiri *, Bahareh Kharazi Baheri Pages 139-150
    To meet flow requirement of streams, it is necessary to allocate some part of stream flow to own stream, aiming to ensure stability of aquatic life. The underlying reason for it is that utilizing the ecosystems and ecological services such as water supply of streams should not endanger their ecological potential in having a sustainable life. The main objectives of environmental flows for all major rivers and streams applying three rainfall-runoff modeling, hydrologic approach, and indicators hydrologic alteration, and comparing the find outs. Base flow approach is based on the idea that the driest month-mean flow is sufficient for aquatic life except the aquatic life needs additional flow for their spawning and reproduction. To conduct the base flow approach, tank model, has been applied. In flow duration method, flow data of a given river or stream is analyzed in order to estimate the discharge value relate the stream flow amount to the percentage probability that the daily flow will be exceeded over a long-term base period without regard to the sequence of the flow events. Findings of the present study suggest that in this catchment tank model results are reliable, as their Nash-sutcliff criteria measure higher than 0.5. The results indicated that according to the environmental flow estimation of Flow duration curve method, environmental flows is 0.191 m3/s in the study area.
    Keywords: Environmental flow, Tank model, Flow duration curve, Indicators hydrologic alteration
  • Mehdi Khorasani * Pages 151-167
    Tailings are the most important mine waste which are produced in enormous mass during the mineral processing of the sulfide ores, especially Cu-porphyry type. The main object of this study is to determine the enriched elements in the tailings of the Sarcheshmeh mine; as one of the biggest Cu-porphyry mines in the world. For this purpose, 90 surface and subsurface samples (to about 10 m depth) were collected from fresh and un-oxidized tailings in the available parts of the tailings dam. Fourteen composite samples were prepared for multi-elemental geochemical analysis using inductively coupled plasma mass spectrometry (ICP-MS) method and preparation of polished sections. Microscopic studies showed that pyrite is the main sulfide mineral in tailings, but chalcopyrite and chalcocite also were found in some samples. According to the normalized enrichment factor, among the more than 60 investigated element (1) Sb (3.9 ± 1.1 mg/kg), W (21.4±8.8 mg/kg), As (21.4 ± 2.3 mg/kg), Bi (33 ± 10 mg/kg), Au (33 ± 10 µg/kg) and Ag (1.02 ± 0.15 mg/kg) have significant enrichment; (2) Cu (1350 ± 478 mg/kg), Fe (4 ± 0.52 %) have high enrichment and (3) S (2.75 ± 0.6 %), Re (21 ± 0.07 mg/kg), Te (0.38 ± 0.23 mg/kg), Se (4.81 ± 0.95 mg/kg) and Mo (91 ± 18.7 mg/kg) have extremely high enrichment compare with the crustal abundance and normal values in un-mineralized granodiorite rock (mean ± standard deviation). These elements are chalcophile or have high potential for presence in sulfide minerals such as pyrite and chalcopyrite. The obtained results well consistent with the geochemical signatures of elements in the Cu-porphyry deposits and determine the elements that have economical/environmental importance in the Sarcheshmeh mine tailings.
    Keywords: Tailings, geochemistry, sulfide minerals, Sarcheshmeh industrial complex
  • Jalal Rezaeenour *, Mehran Soltani, Mohsen Aghelan Pages 169-184
    Planning for balanced development requires implementing suitable integrated policies in different sections like economy, environment, energy and social criteria. Some of goals of each section are in conflict with other sections. Goal programming is one of subcategories of multi-criteria decision analysis methods, when we have multiple conflicting goals. In this paper, a weighted goal programming model is suggested to target growth rate of gross domestic product, electricity consumption and greenhouse gas emissions. It is note that, the efficient allocation of resources in each direction, is integrated with the others. Also, Analytical Hierarchy Process (AHP) was used for calculating weights of goal programming model. Based on the obtained results, weights greenhouse gas emissions, gross domestic product, employment and energy consumption were 0/433, 0/258, 0/181 and 0/126 respectively. The proposed model is validated using key sectors of Iranian economy with regard to development goals in the fifth development prospect document. Based on the solution of this model, we have found that the only Goal for consumption energy has not been achieved and the variable of deviation from the undesirable Goal of 3576128 GWh has been obtained, which suggests that in the coming years to achieve the set goals In the areas of interest we will need a lot of energy, and if we do not make changes in our behavior in terms of energy consumption, we will face a lot of energy and environmental problems.
    Keywords: Sustainable Development, Green House Gas, Gross domestic production, Consumption Energy, Goal Programming
  • Maryam Zareh Reshqueih, Amir Hossein Hamidian *, Bahman Jabbarian Amiri Pages 185-195
    Mining activities and associated metal smelting industries with massive soil displacement and the manipulation of natural ecosystems have Great effects on their surroundings, including the accumulation of heavy metals in the soil. Due to the transfer of metals from the plant as the first ecosystem food chain the amount of bioavailability of metals and their accumulation in plants is important to control and manage pollution in these areas. In this study, the concentration of soluble elements in soil and plant around the Khotun Abad copper smelter (Al, As, Ba, Cr, Cu, Fe, Mg, Mn, Mo, Ni, Pb, Rb, S, Si, Sr, Zn), And the accumulation and transfer of these elements in the plant Astragalus sp. was investigated, Using transfer factor. Analysis of variance (ANOVA) was performed on mean concentrations of metals followed by Duncan’s multiple range test. Correlation of elements with Pearson correlation coefficient was investigated. The results showed that the highest metal concentrations were Mn and Fe concentrations in the stem (2324.72 and 2024.30 mg / kg respectively). Both nickel and chromium had the lowest concentration in the soil, which was not detectable. Based on the data obtained, the average concentrations of soluble elements in the analyzed soil samples were: S>Mg>Si>Al>Sr>Mn>Cu>Zn> Pb>Fe>Rb>As> Ba> Mo Also, the average concentration of Al, As, Ba, Cr, Mn, Mo, Cu, S and Sr in the root> stem> soil And the mean concentration of Fe, Mg, Ni, Pb, Rb, Si, Zn in the root> root of stem. The elements of Zn, Si, Rb, Pb, Ni, Mg, Fe and Ba with a transfer factor have more than 1 have ability to transfer from root to stem and accumulate in the aerial parts of Astragalus sp. The highest and lowest transfer factors were respectively Si (2.11 mg / kg) and Al (0.38 mg / kg) respectively. Also, there is a strong correlation coefficient (P value
    Keywords: Bioavailability, phytoremidation, phytostabilization, Khatoon abad melting plant, Astragalus sp
  • Bakhtiar Fattahi *, Mohammad Ali Zare Chahouki, Mohammad Jafari, Hossein Azarnivand, Pezhman Tahmasebi Pages 197-212
    This study was conducted to analysis the changes in plant group species (PGS) in relation to environmental and management factors in mountain rangelands of Baneh-Kurdestan, Iran. For this purpose 4 plant group species: shrub, forb, grass and shrub-forb (3sites for each PGS) were defined in the study area. There were established 30 plots (2m2) in each site via classified random method. Also in the center of plots we had 10 soil profiles into sampling in each site. All of vegetation, soil and topography and management (grazing intensity) factors were measured in the plots (in total, 90 plots and 30 soil samples for each PGS). Principal component analysis (PCA) showed that first and second axes, in total, explain 73% of changes in the traits of plant group species. Two PGS of forb and shrub-forb are directly related to clay, organic matter, nitrogen, soil depth, potassium, silt 1th, and the first depth and electrical conductivity 2th and northern aspect. Grasses affected by silt 2th, pH, CaO 2th, southern aspect and shrubs are related to sand, gravel (surface and below ground), southern aspect and grazing intensity. On the other word, topography, grazing intensity, nitrogen, organic matter and soil physical factors were the most important factors in the separation of plant group species. The plant group species that had different functional groups (Shrub and forb) had more production and coverage.
    Keywords: Structure, Function, Life Form, Rangeland
  • Faranak Kahrizi, Mohammad Hossein Nasserzadeh *, Bohlool Alijani, Esmael Ahmadi Pages 213-226
    The main of the factors limiter the happen the sultry comfort conditions in the coastal zone, which is under the control of the temperature and humidity. The research designed as the country's southern coast within the province of Bandar Abbas, (Because of little distance to the coast) is selected. The climate data used in this study included based on The air temperature, relative humidity percentages, and the wind speed in knots whose hourly Statistics hourly data parameters of the are three synoptic stations in the Persian Gulf coasts the range, of Meteorological Organization in the 30-year period (1985 -2014) of Bandar Abbas stations. This index is of the formula often used to calculate heat index. After calculation of the thermal index chart every month the average both daily and hourly resolution from the index values were provided in the station.  Then, the final tables were obtained which, incidentally, were not specified for the sincere period for every hour of the day, different levels of probability (the number of occurrences with the probability of 50 to 70, 70 to 90, and above 90) was determined. Synoptic analysis method was used for synoptic analysis. In this study, using data related to components, sea level pressure, Geopotential heights, temperature, wind direction, wind speed and relative humidity, sea level pressure maps, Geopotential elevation, thickness map, Relative Humidity Distribution Map and vorticity Map (vorticity) were mapped and analyzed. The results showed that the establishment of a very strong heat Low pressure on the Persian Gulf and the high pressure of the deserts of Saudi Arabia and Central Iran caused an Extend the pressure and the transfer of hot and burning air to the Persian Gulf and, eventually, the occurrence of severe evaporation of the sea, has provided.
    Keywords: the calendar sultry, HI index, Climatic comfort, synoptic analysis, Bandae abass
  • Alireza Safahieh, Masuome Mahmuodi * Pages 227-236
    To evaluate the ecological risk of pollutants, computing of bioaccumulation factor (BAF), bioconcentration factor (BCF) and biomagnification are to be studied. Since clams are considered as good biomonitors for various types of pollutants, they might be good suitable subjects for bioaccumulation and bioconcentration studies. The Persian Gulf particularly the coasts of Bushehr province are constantly exposed to some pollutants such as PAHs due the presence of oil platforms and terminals, high traffic of tankers and ships, and discharge of urban and industrial effluents. PAHs compounds have destructive effects on many organisms. The present study was carried out in order to investigate the pattern of uptake, accumulation and concentration of PAHs in Ark clam in the coastal area of Bushehr city. The samples of clam, sediment and seawater were collected from five different stations in the Bushehr shoreline. After digestion and extraction by organic solvents, the concentration of PAHs in the samples was measured by HPLC (KANUER). Generally the concentration of PAHs in seawater, sediment and Ark clam were 17.14µgl-1, 2866.52ngg-1 and 412.72ngg-1 respectively. The mean of PAHs BCF and BAF in studied clam were 26.31 and 0.14 respectively. Results showed that 3ring PAHs were major in seawater and clam, while in sediment 5 and 6 PAHs was the main. For 3ring compounds bioaccumulation (BAF) factors in clams were more than those of 4ring compounds. Similarly these compounds were more than 5 and 6ring compounds. The calculated bioconcentration (BCF) factor for 4ring compounds was higher than 3ring compounds. A significant correlation was found between log kow and BAF in Ark clam (P
    Keywords: Bio-concentration, Bio-accumulation, PAHs, Ark clam, Bushehr
  • Mahsa Abdolshahnejad, Ali Akbar Nazari Samani * Pages 237-253
    The study of soil quality is important to identify the different management effects on natural resources and agricultural farmland. In this research soil quality index was evaluated in two depth of six land use of Shahryar region through physical and chemical attributes and multi variate data analysis. For this purpose six different land uses/management were selected including rangelands (wild, exclosure and, grazing) and agriculture (Pistachio garden, alfalfa and wheat cultivation). A systematic-random strategy was carried at 0-15 cm and 15-30 cm depth by and soil properties were measured in the laboratory (98 samples). The soil attributes include: texture, bulk density, water holding capacity, permanent wilting point, field capacity, electrical conductivity, pH, organic carbon, total N, lime, P, K, Na, K and SAR. Statistical analysis shows that, soil properties were grouped into five significant factors for the 0-15 cm depth as: 1-soil salinity, 2- soil nutrients, 3-soil texture, 4- soil phosphor and 5-soil humidity. Factor 1 was known as the most dominant and potassium element (K) contributed the largest factor loading. In 15-30 cm depth, four significant factors were identified (1) salinity; 2) humidity; 3) texture and 4) phosphor). While, in15-30 cm depth, factor 1 was distinguished as the most dominant and SAR and Ec known as the most effective variables for soil attribute. Generally, results indicated that soil salinity factor was the most important factor for soil quality assessment.
    Keywords: Land use, Soil quality assessment, Chemical, physical properties, Statistical analysis
  • Mohammad Aghapour Sabbaghi * Pages 255-268
    Agriculture potentially is one of the main factors that cause environmental destruction. Because most of time wasteful using of chemical fertilizer and poisons to achieving more efficiency in agricultural sector caused bad environmental effects. So in present research, calculating Iran agricultural productivity growth with respect to environmental effect in 1991- 2011 period has been considered. In this study, input-oriented Malmquist index with using the distance function and environmental adjusted productivity index (EAP) has been used. Results show that the growth of environmental productivity is 3.7 percent and the growth of typical productivity is 3.2 percent. In fact, the growth of computed environmental productivity was estimated more than the growth of typical productivity. These results show that in survey of environmental productivity, in addition to calculate productivity of products with market value also agriculture sector attempts to control of pollutant also has been considered. So suggest that in order to avoid overestimating productivity, always negative environmental effects of agricultural activities in the computing productivity must be considered.
    Also the findings express a reduction of the growth rate of the agricultural sector. This is due to the higher growth rate of capital stock relative to the growth rate of products in the agricultural sector. One ways to increase this rate is prevention of the capital exiting from the agricultural sector and prioritize investments aimed at increasing productivity.
    Keywords: Productivity, Environment, Input-Oriented Malmquist Index, The Distance Function
  • Sara Yalpanian, Masoud Nazarizadeh Dehkordi, Atefeh Asadi, Maryam Omidi, Ali Rezaei, Mohammad Kaboli * Pages 269-285
    Two opposing questions concerning differences among ecological niches of closely-related taxa in similar or adjacent habitats have long been a subject of debate. Did different populations of a species inhabit different ecological niches and undergo speciation due to the interruption of gene flow, or did speciation occur earlier, which later on caused closely-related taxa to inhabit similar habitats? In this study, we investigated the differences between the ecological niche climate of two subspecies of the Eurasian nuthatch (rubiginosa and persica), and the impact such differences had on speciation of these subspecies over different time scales, from the past to the present. To do so, we performed tests of niche equivalency and modeled niche similarities in geographical and environmental spaces of the Alborz and Zagros Mountains. Results revealed that the ecological niche climate overlap between clades of the Alborz and Zagros is insignificant, and tests of niche similarity and niche equivalency between the two subspecies of these mountain ranges were significant. Thus, niche conservatism could be inferred for these subspecies, highlighting the speciation of each subspecies in geographically allopatric regions, prior to their migration to the Alborz and Zagros Mountains. Our results suggest that each population of the Eurasian nuthatch in these ranges could be regarded as an evolutionary significant unit, and each subspecies requires proper conservation management.
    Keywords: Ecological Niche Modeling, Eurasian nuthatch, Evolutionary significant unit