فهرست مطالب

  • سال بیست و سوم شماره 4 (پیاپی 96، مهر و آبان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/12
  • تعداد عناوین: 12
|
  • نمامعلی آزادی، امیر محمدی، جمیله مجیدی، یونس حمه صادقی، علی منصوری، برهان منصوری * صفحات 1-13
    زمینه وهدف
    در طی دهه های اخیر آلودگی هوا در مناطق شهری روند روبه افزایشی داشته است، به طوری که آلاینده های موجود در هوا در کوتاه مدت و بلند مدت سبب ایجاد بیماری های مختلف در جوامع انسانی شده است. در این راستاء، پایش کیفیت هوا به عنوان یکی از شاخص های مهم در تعیین آلاینده ها و میزان غلظت آن ها به کار برده می شود. از اینرو، هدف از این مطالعه، ارزیابی کیفیت هوای شهر سنندج و ارتباط آن با بیماری های قلبی- تنفسی و تولد زودرس در سال های 1394 و 1395 بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه مقطعی (توصیفی-تحلیلی) ، از اداره کل حفاظت محیط زیست استان کردستان داده های مربوط به آلاینده های هوای شهر سنندج (ذرات معلق، ازن، دی اکسید نیتروژن، مونوکسید نیتروژن، مونواکسید کربن و دی اکسید گوگرد) و از بیمارستان های توحید، بعثت و تامین اجتماعی داده های مربوط به میزان بیماران قلبی-تنفسی و تولدهای زودرس در سال های 1394 و 1395 بدست آمد. داده ها با استفاده از تحلیل سری زمانی آنالیز شدند.
    یافته ها
    سطح آلاینده های هوا (به استثناء ذرات معلق بیشتر از 10 میکرون) در سطح شهر سنندج در حد مجاز بود. تحلیل ریسک منتسب نشان داد که بیشترین تاثیر ذرات معلق بر افزایش تعداد مرگ و میر منتسب به بیماری های قلبی بود. با وجود این، تحلیل سری زمانی رگرسیون پواسن ارتباط معنی داری را بین آلاینده های هوا و نرخ مرگ به دلیل مشکلات قلبی- تنفسی و همچنین میزان موالید نارس را نشان نداد.
    نتیجه گیری
    براساس یافته های این مطالعه، ذرات معلق بیشتر از 10 میکرون تنها آلاینده خارج از سطح استاندارد تعیین شده در شهر سنندج ارزیابی شد، با وجود این تاثیر این آلاینده بر افزایش موارد مرگ معنی دار نبود.
    کلیدواژگان: ذرات معلق، ازن، دی اکسید گوگرد، بیماری های قلبی-تنفسی
  • حمید سوری، شهین یاراحمدی، یدالله محرابی، نسرین آژنگ، کوروش اعتماد، خالد رحمانی * صفحات 14-20
    مقدمه
    انجام مراقبت های بهداشتی به موقع در کودکان زیر 5 سال و به ویژه کودکان مبتلا به کم کاری مادرزادی تیروئید و پایش منظم وضعیت رشد و تکامل آنها از طریق اندازه گیری وزن، قد و دور سر از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. هدف مطالعه حاضر ارزیابی پوشش مراقبت های بهداشتی کودکان مبتلا به کم کاری مادرزادی تیروئید در ایران بود.
    روش بررسی
    این مطالعه در 5 استان واقع در مناطق مختلف جغرافیایی ایران و روی 240 کودک مبتلا به کم کاری مادرزادی تیروئید و 240 کودک سالم در سال 1394 صورت گرفت. کودکان مبتلا به کم کاری مادرزادی تیروئید به صورت تصادفی از برنامه ثبت نرم افزاری کشور استخراج شدند. به ازای هر کودک بیمار یک کودک سالم هم سن، هم جنس و از همان منطقه به عنوان کنترل انتخاب گردید. پوشش اندازه گیری و ثبت شاخص های آنتروپومتریک شامل وزن، قد و دور سر تا سن 3 سالگی به عنوان شاخص هایی از مراقبت های بهداشتی در کودکان مورد بررسی از طریق بازبینی پرونده های بهداشتی و کارت پایش رشد آنها مورد ارزیابی قرار گرفت. همه آنالیزها در نرم افزار STATA نسخه 13 انجام شد.
    یافته ها
    متوسط درصد اندازه گیری و ثبت وزن، قد و دور سر در کودکان مبتلا به کم کاری مادرزادی تیروئید تا سن سه سالگی به ترتیب 1/82 % ، 7/78 % و 4/55 % بود و متوسط درصد اندازه گیری و ثبت وزن، قد و دور سر در کودکان سالم (گروه کنترل) در استان های مورد بررسی تا سن سه سالگی به ترتیب 2/82 %، 9/80 % و 1/55 % بود. تفاوت بین کودکان دو گروه تنها در درصد اندازه گیری و ثبت قد از نظر آماری معنی دار بود (02/0 = p).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج مطالعه حاضر درصد ثبت و اندازه گیری به موقع شاخص های آنتروپومتریک در کودکان زیر 3 سال کشور پائین است. توجه بیشتر به ثبت و اندازه گیری این شاخص های رشد جسمی در کودکان زیر 3 سال و به ویژه کودکان مبتلا به کم کاری مادرزادی تیروئید که نیازمند پیگیری منظم رشد و تکامل هستند ضروری می باشد.
    کلیدواژگان: م کاری مادرزادی تیروئید، مراقبت های بهداشتی، شاخص های آنتروپومتریک، ارزیابی، ایران
  • هادی بازیار، مجید محمد شاهی، فاطمه حیدری* صفحات 21-34
    زمینه و هدف
    مالتیپل اسکلروزیس (MS) یک روند التهابی و خود ایمن است که با تخریب غلاف میلین در سیستم عصبی مرکزی مشخص می شود. از دلایل احتمالی این بیماری می توان به کمبود ویتامین D و افزایش سطوح استرس اکسیداتیو و التهاب اشاره کرد. لذا این مقاله مروری به بررسی نقش ویتامین D بر روی سطوح استرس اکسیداتیو و فاکتورهای التهابی در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروز می پردازد.
    روش بررسی
    داده های این مطالعه مروری با استفاده از پایگاه های اطلاعاتی scholar، direct science و pubmed و سرچ کلید واژه های MS، ویتامین D، فاکتورهای التهابی و استرس اکسیداتیو از سال 1990تا 2018 بصورت انتخابی جمع آوری شدند.
    یافته ها
    مطالعات مختلف نشان داده اند در بیماران دارایMS سطوح سرمی فاکتورهای پیش التهابی افزایش و ضدالتهابی کاهش می باید. بنابراین ویتامین D که به شکل فعال آن یعنی1, 25 (OH) 2D3 (کلسی تریول) تجویز می شود می تواند در تنظیم عملکرد ایمنی سلولی موثر باشد و استرس اکسیداتیو و تولید سیوکین های التهابی را کاهش و ضدالتهابی را افزایش دهد. همچنین این ویتامین می تواند روی متابولیسم انرژی اثر گذارد تا انجایی که کمبود این ویتامین متابولیسم پایه را افزایش داده و انرژی کافی در اختیار نورون های وابسته به انرژی قرار نمی گیرد.
    نتیجه گیری
    یافته های این مطالعه نشان داد ویتامین D می تواند یک نقش دو طرفه در ایجاد تعادل بین سیتوکین های التهابی و ضدالتهابی داشته باشد و با دارا بودن نقش آنتی اکسیدانی و کاهش استرس اکسیداتیو در بهبود بقاء بیماری MSموثر باشد.
    کلیدواژگان: ویتامین D، فاکتورهای التهابی، استرس اکسیداتی
  • مریم نظم بجنوردی* صفحات 35-45
    زمینه وهدف
    سلول های بنیادی مغز استخوان به عنوان منبع مناسبی برای سلول درمانی و ترمیم بیماریهای نورودژنراتیو هستند. در این مطالعه تجربی سلول های بنیادی مغز استخوان موش به سلول های پیش ساز عصبی تمایز یافته و بهبود میلین سازی پس از پیوند آنها به موش صحرایی مدل دمیلینیشن ارزیابی شد.
    روش بررسی
    سلول های بنیادی مزانشیمی با روش فلاشینگ از مغز استخوان فمور رت استخراج شدند. سلول های بنیادی مزانشیمی در محیط کشت DMEM حاوی FBSکشت داده شدند. جهت القا پری کاسور شبه عصبی از القاگرهای رتینوئیک اسید و EGF و bFGF استفاده شد. مارکرهای سلول های پیش ساز عصبی یعنی NF68، Nestin با روش ایمونوسیتوشیمی پس از مرحله تمایز بررسی شدند. درمرحله in vivo به منظور القا مدل دمیلینیشن گلیوتوکسین لیزولیسیتین به کورپوس کالوزوم توسط تزریق استریوتاکسیک انجام شد. یک هفته بعد پیوند سلول های پیش ساز عصبی نشاندارشده با DiIبه صورت درجا به موش انجام شد. ارزیابی تغییرات وسعت دمیلینیشن وجایگزینی سلول های پیوندی توسط بررسی های هیستولوژی وایمونوهیستوشیمی حدودا 2هفته پس از پیوند سلول انجام شد.
    یافته ها
    تغییرات مورفولوژیکی عصبی در گروه های تیمار قابل مشاهده بودند. بیان مارکرهای خاص عصبی NF68 ، Nestin با روش ایمونوسیتوشیمی تمایز سلول های بنیادی مغز استخوان درپایان مرحله القا تایید کرد. یافته های هیستولوژی و ایمونوهیستوشیمی نشان دهنده کاهش معنادار وسعت دمیلیناسیون در گروه پیوند سلول نسبت به گروه کنترل بود.
    نتیجه گیری
    سلول های بنیادی مغز استخوان قابلیت تمایز عصبی درشرایط کشت را با استفاده از القاگرهای عصبی دارند و باعث بهبود میلین سازی پس از پیوند به موش صحرایی مدل دمیلینیشن می شود.
    کلیدواژگان: سلولهای بنیادی مغز استخوان، دمیلینیشن، نوروپروژنیتور، میلین سازی
  • کتایون حاجی باقری، عاطفه عباس زاده، شهلا آفراسیابیان، فرزانه وردی، دائم روشنی، فرید عبدی، بهزاد محسن پور* صفحات 46-52
    زمینه و هدف
    ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) عامل یکی از شایعترین عفونتهای ویروسی منتقله از راه جنسی است که نقش ان در ابتلا به سرطان دهانه رحم به اثبات رسیده است. هدف از این مطالعه تعیین حضور ویروس پاپیلومای انسانی و بررسی فراوانی ژنوتیپ های ان در مبتلایان به ضایعات ژنیتال در زنان مراجعه کننده به کلینیک زنان شهر سنندج میباشد.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر، یک مطالعه توصیفی - تحلیلی بود که در ان از ضایعات ژنیتال 50 نفر از زنان مراجعه کننده به کلینیکهای شهرستان سنندج از تاریخ بهمن 1394 لغایت بهمن 1395 نمونه برداری انجام و به بخش مولکولی ازمایشگاه ارسال شدند و با استفاده از روش PCR از نظر حضور HPV و تعیین چهار ژنوتیپ 16, 18 (پر خطر) و 11, 6 (کم خطر) مورد بررسی قرار گرفتند. همزمان با تهیه نمونه از بیماران با تکمیل پرسشنامه ای که از قبل تهیه شده بود اطلاعات دموگرافیک و ریسک فاکتورها ثبت شد. داده ها توسط نرم افزار spss و با استفاده از آمار توصیفی آنالیز شدند و جهت بررسی ارتباط ریسک فاکتورها با عفونت HPV از تست فیشر استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد در 56% نمونه های مورد مطالعه ژنوم HPV شناسایی گردید. فراوانی ژنوتیپهای حاضر در کل نمونه ها شامل 32% ، 12% ، 6% و 2% به ترتیب برای ژنوتیپ های 6 ، 18 ، 16 و 11 بودند. عفونت توام تیپ های 16 و 18 در 4% از نمونه ها دیده شد. همچنین میانگین سنی افراد HPV مثبت 8. 7± 34. 07 سال و میانگین سن اولین تماس جنسی 4. 8± 21. 22 سال بوده است. بین ریسک فاکتورهای بررسی شده با عفونت HPV ارتباط معنی دار اماری مشاهده نشد (05/0< P).
    نتیجه گیری
    از آنجا که عفونت با این ویروس گاهی علامتی ندارد و با توجه به شیوع بالای آن در این مطالعه و سایر مطالعات تشخیص به موقع بخصوص ژنوتیپ های 16 و 18 و درمان سریع آن می تواند از تبدیل این زخم ها به مشکلات پیشرفته مانند سرطان جلوگیری نماید.
    کلیدواژگان: ویروس پاپیلومای انسانی، ژنوتیپ، ضایعات ژنیتال، واکنش زنجیرهای پلیمراز
  • مینا پنجی، پیمان قجربیگی، سعید شهسواری، رزاق محمودی * صفحات 53-66
    زمینه وهدف
    توت فرنگی محصولی ارزشمند بوده که عمر انباری نسبتا کوتاهی دارد. کاربرد ترکیبات شیمیایی غیرطبیعی ضد قارچ جهت افزایش ماندگاری این میوه نگرانی هایی به دنبال داشته است. در سال های اخیر استفاده از پوشش های خوراکی به عنوان یک روش ایمن گسترش یافته که تا حد زیادی در حال جایگزینی با موارد سنتزی هستند. هدف این مطالعه افزایش ماندگاری و حفظ کیفیت میوه توت فرنگی با استفاده از پوشش خوراکی کنسانتره پروتئین آب پنیر و اسانس دانه زنیان طی 10 روز انبار مانی در دمای 1± 4 درجه سلسیوس و رطوبت نسبی 5± 75 درصد بود.
    روش بررسی
    در مطالعه ای آزمایشگاهی، اسانس دانه زنیان با دستگاه کلونجر، استخراج و با دستگاه گاز کروماتوگراف – طیف سنج جرمی ، اجزای تشکیل دهنده آن شناسایی شد. در این تحقیق از پوشش خوراکی بر پایه کنسانتره پروتئین آب پنیر و اسانس دانه زنیان در غلظت های متفاوت (2/0، 4/0 و 6/0 درصد) استفاده شد. کیفیت میکروبی (تعداد کپک ومخمر و بارمیکروبی کل) ، خصوصیات فیزیکوشیمیایی (کاهش وزن، اسیدیته، pH و کل موادجامد محلول، سفتی بافت و پوسیدگی) و ویژگی های حسی توت فرنگی های پوشش داده شده پس از بسته بندی، قبل از انبارمانی (لحظه صفر) و سپس 3، 5، 8 و 10 روز پس از انبار مانی در مقایسه با نمونه کنترل ارزیابی گردید.
    یافته ها
    این پوشش به طور معنی داری رشد میکروارگانیسم ها را به تاخیر انداخت به طوری که با افزایش غلظت 4/0 و 6/0 درصد اسانس میزان کپک و مخمر در طی 10 روز انبارمانی، به صفر رسید و بار میکروبی کل یک سیکل لگاریتمی کاهش یافت. در مقایسه با نمونه شاهد استحکام بافت افزایش ، افت وزن، و درصد پوسیدگی به طور معنی داری کاهش یافت. در روز دهم میزان پوسیدگی برای گروه کنترل 86% و برای تیمارحاوی 6/0 درصد اسانس، 10% بود. تغییرات pH، اسیدیته و مواد جامد محلول نامحسوس بود. بیش ترین امتیاز ویژگی های حسی مربوط به تیمار با 2/0 درصد اسانس بود که این تیمار همچنین تاثیر مثبتی بر پارامترهای مورد مطالعه داشت.
    نتیجه گیری
    پوشش دهی میوه توت فرنگی با کنسانتره پروتئین آب پنیر و اسانس دانه زنیان می تواند به عنوان روشی ایمن و کارا در افزایش نگه داری و حفظ بهتر کیفیت میوه توت فرنگی در شرایط سرد معرفی شود.
    کلیدواژگان: توت فرنگی، پوشش خوراکی، انبارمانی، پروتیین آب پنیر، اسانس دانه زنیان
  • مرضیه غفاری، مریم پیمانی، سمیه رئیسی * صفحات 67-76
    زمینه وهدف
    امروزه سرطان سینه شایع ترین سرطان درمیان زنان دنیا است. علیرغم شیوع بالا، شناسایی مارکرهایی که بتواند در تشخیص به موقع بیماری کمک کنند، بسیار مفید خواهد بود. با این وجود که در سالهای اخیر تحقیقات بسیاری در جهت تعیین نقش سایتوکاین ها در سرطان ها صورت گرفته است، نقش فاکتور IL-37 در سرطان سینه مشخص نشده است. ازاینرو در این مطالعه به بررسی میزان بیان IL-37 در بافت توموری سرطان سینه و ارتباط آن با علایم پاتولوژی بالینی، پرداخته شده است.
    روش بررسی
    در این مطالعه، 50 بافت پارافینه سرطان سینه و 50 بافت سالم مجاور آن وارد شدند. بعد از تکمیل رضایت نامه، اطلاعات بالینی مربوط به تمام نمونه ها گرفته شد. پس از استخراج RNA تام و سنتز DNAمکمل (cDNA) ، بیان نسبی ژن با استفاده از روش کمی Real-time PCR (qRT-PCR) سنجیده و بوسیله روش ارزیابی شد. نهایتا الگوی بیانی توسط آنالیزهای آماری بررسی شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از بررسی اخیر نشان دادند که میانگین بیان نسبی ژن IL-37 در بافت توموری نسبت به بافت سالم مجاوردارای کاهش مشخصی می باشد و با درجه اطمینان 95 درصد اختلاف بسیار معناداری بین آنها وجود دارد (003/0 P=). نتایج همچنین حاکی از کاهش بیان قابل توجهی در اندازه تومور بزرگتر از 3 سانتی متر هستند و ارتباط معناداری برای این اختلاف میزان بیان مشاهده شد (02/0P=). در این بررسی کاهش بیان ژن در درجه توموری 2 و 3 به طور واضح مشاهده شد که ارتباط بسیار معناداری بین میزان بیان ژن و درجه توموری 3 مشخص شد (000/0P=).
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از مطالعه حاضر IL-37 را به عنوان بیومارکری حساس و ارزشمند در تشخیص ابتلا به سرطان سینه و بیومارکر جهت تشخیص اندازه تومور معرفی کرده است. به طوری که IL-37 دارای پتاسیل کاربرد در آزمایشگاه های بالینی جهت تشخیص سرطان سینه است، همچنین یافته های حاصل از این بررسی می توانند در پژوهش های بالینی و تشخیصی مربوط به سرطان سینه به کار گرفته شوند.
    کلیدواژگان: سرطان سینه، IL-37، بیان ژن، Real time PCR
  • سید کمال الدین یزدانفر، محمد امین عدالت منش * صفحات 77-90
    زمینه وهدف
    دژنراسیون مخچه با اختلال در عملکردهای پیچیده حرکتی، تعادل، قدرت عضلانی و یادگیری حرکتی مشخص می گردد. مطالعه حاضر به ارزیابی اثر پیوند سیستمیک سلولهای بنیادی بافت چربی انسان متعاقب تیمار با والپروئیک اسید بر بهبود اختلالات حرکتی در مدل حیوانی دژنراسیون مخچه می پردازد.
    روش بررسی
    به دنبال القاء ضایعه یک طرفه در فولیوم VI مخچه موشهای صحرایی به وسیله کوئینولینیک اسید، سلولهای بنیادی مزانشیمی انسانی نشاندار شده با CM-Dil که از بافت چربی و با روش لیپوساکشن جداسازی و به مدت 48 ساعت با والپروئیک اسید تیمار شدند، از طریق ورید جوگولار پیوند زده شد. سپس، عملکردهای حرکتی با استفاده از آزمون سیلندر، روتارود، راه رفتن شعاعی و آونگ شدن طی 6 هفته پس از پیوند ارزیابی شد.
    یافته ها
    حضور سلولهای نشاندار 6 هفته پس از پیوند در محل ضایعه مشخص گردید. حیوانات دریافت کننده سلولهای بنیادی مزانشیمی بهبود معنی داری را در ارزیابی های عملکردی در یادگیری حرکتی، تقارن و تعادل حرکتی، دیسمتری، توانایی عصبی- عضلانی و تعادل طی 6 هفته پس از پیوند در مقایسه با گروه دریافت کننده حامل سلولی نشان دادند. از طرف دیگر، پیوند سلولهای بنیادی تیمار شده با والپروئیک اسید بهبود قابل توجهی در عملکردهای حرکتی نسبت به حیوانات دریافت کننده سلولهای تیمار نشده از خود نشان دادند.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق، سلول درمانی با استفاده از سلولهای بنیادی بافت چربی تیمار شده با والپروئیک اسید، با افزایش توان مهاجرت و لانه گزینی بهتر سلولی می تواند نویدی برای درمان بیماری های نورودژنراتیو نظیر اختلالات مخچه ای باشد.
    کلیدواژگان: سلولهای بنیادی مزانشیمی، بافت چربی، والپروئیک اسید، مخچه، فعالیت های حرکتی
  • جواد بهشتی پور، مهدیه رئیس زاده، لقمان اکرادی * صفحات 91-99
    زمینه وهدف
    استفاده از گیاهان دارویی در درمان دیابت نوع 1، به عنوان یک اختلال متابولیک مزمن، مورد بحث و بررسی است. هدف از این مطالعه بررسی اثربخشی عصاره آبی برگ انگور سیاه بر روی تغییرات هیستوپاتولوژیک پانکراس موش های صحرایی نر نژاد ویستار مبتلا به دیابت نوع یک القایی با آلوکسان بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی 30 موش صحرایی نر نژاد ویستار به طور تصادفی به 5 گروه مساوی تقسیم شدند: کنترل (C) ؛ شاهد دیابتی (S) ؛ T1، T2 و T3 (حیوانات دیابتی تیمار با عصاره آبی برگ انگور سیاه به ترتیب در مقادیر 200، 400 و 600 میلی گرم بر کیلوگرم). عصاره آبی برگ انگور سیاه روزانه و از طریق گاواژ به مدت 21 روز تجویز شد. در ابتدا و انتهای دوره مطالعه سطح گلوکز خون حیوانات سنجیده شد. در پایان دوره آزمایش حیوانات با رعایت اخلاق پژوهشی معدوم و پانکراس آن ها جهت بررسی تغییرات هیستوپاتولوژیک براساس معیارهای زیر جدا گردید: واکوئله شدن سلول ها؛ تغییرات دژنراتیو؛ هایپرتروفی عروق و پرخونی.
    یافته ها
    سطح گلوکز خون در گروه T2 در مقایسه با سایر گروه ها دچار کاهش معنی داری شد (05/0> P). بین گروه های دیابتی مورد مطالعه بیشترین و کمترین ضایعات هیستوپاتولوژیک پانکراس به ترتیب مربوط به گروه های S و T2 بود. ضایعات هیستوپاتولوژیک پانکراس در گروه T3 نسبت به گروه T1 کمتر بود، اگرچه این اختلافات معنی دار نبود (05/0< P).
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که دوز تجویزی 400 میلی گرم بر کیلوگرم از عصاره آبی برگ انگور سیاه می تواند در درمان دیابت و بهبود تغییرات هیستوپاتولوژیک ناشی از آن موثر باشد.
    کلیدواژگان: دیابت نوع 1، Vitis vinifera، پانکراس، موش های صحرایی
  • مژگان محمدی فر، سید علیرضا طلایی، زریچهر وکیلی، فرشته بهمنی، محمدرضا معمارزاده، محمدحسین اعرابی * صفحات 100-109
    زمینه وهدف
    اگرچه اثرات ضددردی اسانس رزماری و نعناع فلفلی نشان داده شده، اما استفاده از اسانس ها به دلیل حلالیت پایین در آب و فراهمی زیستی پایین با محدودیت هایی روبه رواست؛ استفاده از نانوذرات یکی از راه های رفع این محدودیت ها می باشد. هدف از این مطالعه تعیین اثر ضددردی نانوامولسیون حاوی اسانس رزماری و نعناع فلفلی در موش های صحرایی مبتلا به استئوآرتریت می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی نانوامولسیون حاوی اسانس رزماری و نعناع فلفلی به روش امولسیون سازی خودبه خودی ساخته شد. جهت بررسی اثر ضددردی 30 سر موش صحرایی نر به طور تصادفی به گروه های شم (تزریق سالین در زانو) ، استئوآرتریت (تزریق 2 میلی گرم مونوسدیم یدواستات در مفصل) ، استئوآرتریت گیرنده ژل نانوامولسیون، ژل اسانس های رزماری و نعناع فلفلی، و دیکلوفناک سدیم تقسیم شدند. درمان ها به صورت موضعی با دوز 1 میلی لیتر در روز انجام شد. آلودینیای مکانیکی و حرارتی و هایپرآلژزی حرارتی در روزهای 1، 4، 7 و 14 پس از جراحی انجام شد. داده ها با آزمون آماری repeated measures ANOVA آنالیز شدند.
    یافته ها
    پاسخ رفتاری موش های گروه استئوآرتریت به محرک های مکانیکی و حرارتی در تمامی روزهای آزمون نسبت به گروه شاهد افزایش معنی داری داشت (001/0> P). دریافت ژل نانو و دیکلوفناک به طور معنی داری موجب افزایش آستانه پاسخ به تارهای ون فری (001/0> P) ، کاهش پاسخ به استون (05/0> P) و افزایش تاخیر در عقب کشیدن پا (05/0> P) گردید. بررسی بافت شناسی نتایج آزمون های رفتاری را تایید نمود.
    نتیجه گیری
    نانواموسیون حاوی اسانس گیاهان رزماری و نعناع فلفلی سبب کاهش درد در موش های مبتلا به استئوآرتریت می شود. به نظر می رسد فرایند نانوامولسیونه کردن، اثر ضد دردی اسانس های رزماری و نعناع فلفلی را تقویت می کند.
    کلیدواژگان: نانوامولسیون، اسانس، رزماری، نعناع فلفلی، استئوآرتریت، درد، موش صحرایی
  • شیرزاد اسماعیلی، پوران محمدی، قاسم فرجانی کیش * صفحات 110-118
    زمینه وهدف: هدف از این مطالعه بررسی اثرات میدان الکترومغناطیسی ناشی از تلفن همراه بر سطح تستوسترون و بافت بیضه در موش صحرایی است.
    روش بررسی
    در یک مطالعه تجربی،در مجموع 30 موش نر به طور تصادفی و مساوی به دو گروه (15 حیوان) به عنوان گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت 90 روز در معرض میدان های الکترومغناطیسی ایجاد شده توسط تلفن همراه قرار گرفت. گروه کنترل ​​تحت شرایطی مشابه گروه آزمایش، ولی در معرض تابش قرار نگرفتند. در طول مطالعه، تلفن همراه بر روی دیوار قفس در حالت آماده به کار برای تمام روز و در حالت صحبت برای 150 دقیقه در روز قرار داده شد. در پایان دوره، میزان تستوسترون سرم و مقاطع بافتی بیضه مورد ارزیابی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار گراف پد و آزمون آماری با سطح معنی داری 001/0> P مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    متوسط ​​مقدار تستوسترون در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنی داری داشت (001/0> P). آزمایش بافت شناسی بیضه موش های گروه آزمایش بیانگر نکروز سلولی لوله های منی ساز، نفوذ سلول های التهابی به پارانشیم بافت و کاهش تعداد سلولهای بینابینی بافت بیضه بود. در برخی لوله های نکروزه شده، سلول چند هسته ای به عنوان ایجاد حالت سن سیتیوم در سلول های اسپرماتوژنیک نیز مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که قرار گرفتن در معرض اشعه های تلفن همراه می تواند اثرات هیستوپاتولوژیک مخرب بر روی بیضه موش های نر ایجاد کند. مطالعات بیشتر می تواند مکانیزم مولکولی آسیب سلولی و بافتی ناشی از میدانهای الکترومغناطیسی امواج تلفن همراه در بافت بیضه را بیشتر روشن سازد.
    کلیدواژگان: موش، بیضه، تستوسترو
  • علی رازی، مهدی کاردوست پاریزی * صفحات 119-124
    زمینه و هدف
    لیومیوسارکوم پروستات نوعی نادر از سرطانهای پروستات به حساب می آید و حدود 0. 1 درصد از بدخیمی های این عضو را تشکیل می دهد. قدرت تهاجمی بالا و پیش آگهی بد از ویژگیهای این تومور به حساب می آید.
    معرفی بیمار: در این گزارش مورد آقای 60 ساله با لیومیوسارکوم پروستات شرح داده می شود. بیمار با سابقه علایم انسدادی ادراری مقاوم به درمان دارویی تحت پروستاتکتومی ساده قرار گرفته است. پاتولوژی جراحی پروستاتکتومی لیومیوسارکوم پروستات را تایید کرد. بررسی های تکمیلی شامل سی تی اسکن ریه و شکم و لگن و همچنین اسکن هسته ای استخوان کل بدن شواهدی به نفع متاستاز را نمایان نکرد. بیمار تحت رادیکال پروستاتکتومی و برداشت کامل غدد لنفاوی لگن قرار گرفت. در پاتولوژی نهایی شواهدی به نفع توموربا قیمانده رویت نشد. همه مارژینهای جراحی و غدد لنفاوی از نظر بدخیمی منفی بود. بیماربه مدت سه سال تحت پیگیری قرار گرفت که شواهدی از عود توموررا نشان نداد.
    نتیجه گیری
    ممکن است بتوان لیومیوسارکوم پروستات با درجه بدخیمی کم را با جراحی کمتر تهاجمی شامل رادیکال پروستاتکتومی بدون تخلیه ارگانهای داخل لگنی شامل مثانه درمان کرد و با نتایج قابل قبول انکولوژی و عملکردی همراه بود. اما همچنان درمان اصلی شامل درمان چند قسمتی متشکل از جراحی و کمورادیاسیون میباشد.
    کلیدواژگان: سرطان پروستات، رادیکال پروستاتکتومی، لیومیوسارکوم
|
  • Nammamali Azadi Dr, Amir Mohammadi Mr, Jameheh Majidi (Ms), Younes Hamesadeghi Mr, Ali Mansouri Mr, Borhan Mansouri Dr * Pages 1-13
    Background and Aim
    Over the past decades, air pollution in the urban areas has shown an increasing trend. Air pollutants have resulted in different diseases. The aim of this study was to study the air quality in Sanandaj City in 2015 and 2016 and investigate its potential relationship with cardio-respiratory disorders and premature birth.
    Material and
    Method
    This was a cross-sectional (descriptive-analytic) study, in which air pollutants data (Particulate Matter (PM10), ozone, nitrogen dioxide, nitrogen monoxide, carbon monoxide, and sulfur dioxide) were collected from Department of Environmental Protection, Kurdistan Province. Data about cardio-respiratory diseases and preterm births were obtained from Tohid, Besat, and Tamin-e-Ejtemaee hospitals. Time series analysis was used to analyze the data.
    Result
    The results showed that the levels of all air pollutants except particulate matters of less than 10 microns were lower than the annual allowed limit. Associated risk analysis showed relationship of particulate matters with increased mortality rate due to cardiovascular diseases. However, time series analysis showed that none of the air pollutants had statistically significant associtation with the mortality rate of cardiovascular diseases and number of premature births.
    Conclusion
    The results of this study showed PM10 as the only pollutants in Sanandaj air which was outside the standard limits and showed no significant relationship with mortality rate of cardio-respiratory diseases.
    Keywords: PM10, O3, SO2, Cardio-respiratory diseases
  • Khaled Rahmani* Pages 14-20
    Background and Aim
    Provision of timely healthcare for children under 5 years of age specially children with congenital hypothyroidism and also regular monitoring of growth through measuring weight, height and head circumference have been of great importance. The aim of this study was to make a comparison between healthy children and children with congenital hypothyroidism in regard to health-care coverage in Iran.
    Materials and Methods
    This study was conducted in five provinces in different geographical areas of Iran in 2015. 240 children with congenital hypothyroidism and 240 healthy children were entered into the study. Children with congenital hypothyroidism were selected randomly from the national registere database. The children in the control group were matched with the children with hypothyroidism in regard to age, gender and place of residence. Anthropometric indices including weight, height and head circumference of the children of less than 3 years of age were recorded as the health care indices. STATA software version 13 was used for data analysis.
    Results
    The mean percentage of measurement and record of weight, height and head circumference in children below 3 years of age with congenital hypothyroidism were 82.1, 78.7 and 55.4%, respectively. The mean percentage of measurement and record of weight, height and head circumference in healthy children (control group) below 3 years of age were 82.2%, 80.9 and 55.1%, respectively. There was a statistically significant difference between the two groups in relation to the percentage of height measurement (P =0.02).
    Conclusion
    According to the results of this study, percentage of measurement and record of the anthropometric indices in Iranian children of less than 3 years of age is low. More attention to the measurement and record of these physical growth indices in children of less than 3 years of age specially children with congenital hypothyroidism who need regular follow up, is essential
    Keywords: Congenital hypothyroidism, Health cares, Evaluation, Iran
  • Fatemeh Heydari* Pages 21-34
    Background and Aim
    Multiple sclerosis (MS) is an inflammatory and autoimmune disease characterized by the degeneration of myelin sheath in the central nervous system. Vitamin D deficiency and an increase in the levels of oxidative stress and inflammation are regarded as possible causes of the disease. This review article deals with the role of vitamin D on the levels of oxidative stress and inflammatory factors in the patients with multiple sclerosis.
    Material and
    Method
    In this review study data were selectively collected by using google scholar, science direct and pubmed data bases and also by searching key words of MS, vitamin D, inflammatory factors and oxidative stress, from 1990 to 2018.
    Results
    Various studies have shown increased levels of pre-inflammatory factors and decreased levels of anti-inflammatory factors in the serum of the patients with MS. Therefore, active form of vitamin D, 1.25 (OH) 2D3 (calcitriol), can be effective in regulation of cellular immune function. It can decrease production of inflammatory cytokines and oxidative stress but, increases anti-inflammatory cytokines. This vitamin can affect energy metabolism and its deficiency can result in increased basal metabolic rate and lack of provision of sufficient energy to the energy-dependent neurons.
    Conclusion
    The results of this study showed that vitamin D can play a two-way role in maintaining balance between inflammatory and anti-inflammatory cytokines. Vitamin D can improve survival of the MS patients by its antioxidant effect and reduction of oxidative stress.
    key words: MS, Vitamin D, Inflammatory factors, Oxidative stress
    Keywords: MS, Vitamin D, Inflammatory Factors, Oxidative Stress
  • M. Nazm Bojnordi* Pages 35-45
    Background and Aim
    Bone marrow stem cells (BMSCs) are recognized as appropriate source for cell therapy in neurodegenerative disorders. In this exprimental study, neuroprogenitor cells (NPC)-derived from BMSCs were transplanted into an animal demyelination model.
    Material and
    Methods
    BMSCs were isolated from femur bones of the rats and cultured in DMEM medium containing FBS. BMSCs were differentiated into NPC by inducers such as; RA, bFGF and EGF. Specific neuroprogenitor markers, e.g.:Nestin and NF68 were detected by using immunocytochemistry technique. Demyelination model was induced via injection of gliotoxin lysolecithin (LPC) into the corpus callosum. After one week, Dil labled NPCs were transplanted into the rat brains. The extention of demyelination and cell homing were measured 2 weeks later by histological and immunohistochemical staining.
    Result
    BMSCs were appeared with neurologic morphology and differentiation of the cells into NPC after exposure to neural inducers was confirmed by immunocytochemistry staining. Histological and immunohistochemical evaluation showed significant decrease in demyelination in the experimental group.
    Conclotion: The results of this study demonstrated that transplantation of NPC-derived BMSCs led to significant remyelination in demylinted corpous callosum
    Keywords: Bone marrow stemcells, Demyelination model, Neuroprogenitorcells, Inducer, Transplantation
  • Behzad Mohsen Pour* Translator: B Pages 46-52
    Background and Aim
    Genital wart is the most common sexually transmitted infection and its role in cervical cancer has been confirmed. The aim of this study was to determine the presence of human papillomavirus (HPV) and the frequency of its genotypes in the patients with genital lesions referring to the clinics in Sanandaj, Iran.
    Material and
    Method
    This descriptive analytical study included 50 women with genital lesions referring to the clinics in Sanandaj City from February 2016 to February 2017. Biopsy samples were examined for four genotypes (HPV 16, 18 (high risk) and HPV 11, 6 (Low risk)) by PCR. Demographic information and risk factors were recorded in a questionnaire for every patient. Using spss v.20 software, data were analyzed by descriptive statistics. Fischer test was used to investigate the relationship between the risk factors and HPV infection.
    Results
    The results showed that 28 cases (56%) were HPV positive. Among the four genotypes of HPV, HPV 6 was the most frequent (32%), followed by the types of 18 (12%), 16 (6%) and 11 (2%). Co-infection of HPV-16 and 18 were found in 2 cases (7.1%).The mean age of the patients with HPV infection was 34.07 ± 8.7 years and the mean age of the first sexual contact was 21.22 ± 4.8 years. No significant association was found between the risk factors and HPV infection (P> 0.05).
    Conclusion
    Considering the high prevalence of HPV infection and its asymptomatic course in many cases, early detection and treatment of the genital warts, especially HPV16 and 18, can lead to prevention of cervical cancer.
    Keywords: Human Papillomavirus, Genotype, genital lesion, PCR
  • Razzagh Mahmoudi* Pages 53-66
    Background and Aim
    Strawberry is a valuable product that has a relatively short storage life. Use of chemical fungicides to extend storage life has been a matter of concern. In recent years, use of edible coatings has been regarded as a safe method in order to replace synthetic coatings. The aim of this study was to increase the storage-life and maintain the quality of strawberry by using edible coatings of whey protein concentrate and Trachyspermum copticum essential oil during a storage time of 10 days at 4 ± 1 ° C and relative humidity of 75 ± 5%.
    Materials and Methods
    We extracted the essence of the seeds by Clevenger apparatus. Then, the active components of the essence were identified by gas chromatography - mass spectrometry (GC-MS) method. In this study we used edible coating of whey protein concentrate and Trachyspermum copticum essential oil at different concentrations (0.2, 0.4 and 0.6%).Microbial quality )number of molds and yeasts, total microbial count(, physicochemical characteristics (weight loss, acidity, pH, soluble solids, texture firmness, and decay) and organoleptic characteristics were assessed in the experimental group after packing, before storage (at the beginning of storage ) and then 3, 5, 8 and 10 days after storage and compared with those in the control group.
    Results
    This coating significantly delayed the growth of microorganisms. By increasing concentrations of 0.4 and 0.6%, the mold and yeast counts after 10 days of storage reached zero and we found a logarithmical cycle reduction in the microbial load. As well texture firmness, weight loss, and decay percentage significantly decreased in the experimental group compared to those in the control group. On the 10th day, the decay rate was 86% for the control group and 10% for the case group containing 0.6% essential oil. Changes in PH, acidity and soluble solids were not significant. The best organoleptic properties were related to the priming with 0.2% essential oil, which also had a positive effect on the parameters in our study.
    Conclusion
    Strawberry fruit coating with whey protein concentrate and Trachyspermum copticum essential oil can be regarded as a safe and effective way to increase the storage life and quality of strawberry fruit in cold environments
    Keywords: Strawberry, edible coating, Storage, whey protein, Trachyspermum copticum essential oil
  • Marzieh Ghafari Farsani Miss, Maryam Peymani Dr., Somayeh Reiisi Dr. * Pages 67-76
    Background and Aim
    Nowadays, breast cancer is the most common cancer among women in the world. Considering the high prevalence, identification of diagnostic markers can be useful for early diagnosis and cancer management. In recent years many studies have been conducted to determine the role of cytokines in cancers, but role of IL-37 in breast cancer has not been determined, yet. The aim of this study was to investigate IL-37 expression in tumor tissues from breast cancer patients and its relationship with pathologic and clinical symptoms.
    Material and
    Methods
    In this case-control study we examined 50 formalin-fixed paraffin embedded tumoral tissues from breast cancer patients and 50 non-tumoral adjacent tissues. After informed consent, clinical information of the samples were recorded. Total RNA was extracted and complementary DNA (cDNA) was synthesized. Then, the relative gene expression was determined by using quantitative real-time RT PCR (qRT-PCR) and evaluated by method. Finally, the expression pattern was analyzed by statistical analysis.
    Results
    The results of this study indicated that, the mean relative expression of IL-37 in tumor tissues was significantly lower than that in adjacent healthy tissues and there was statistically a significant difference between them with a 95% confidence level (P = 0.003). The results also indicated a significant decrease in the expression of this cytokine in the tumoral tissues with sizes of >3cm (P = 0.02). The reduction in gene expression was clearly observed in the tumors of grade 2 and 3, which showed a significant relationship between gene expression and grade 3 tumors (P = 0.0001).
    Conclusion
    The results of this study revealed IL-37 can be regarded as a potentially sensitive and valuable biomarker for diagnosis of breast cancer and also tumor size determination. The results of this study can also be used in clinical and diagnostic studies on breast cancer
    Keywords: Brest Cancer, IL-37, Gene Expression, Real time PCR
  • Seyed Kamaladin Yazdanfar Dr., Mohammad Amin Edalatmanesh Dr. * Pages 77-90
    Background and Aim
    Cerebellar degeneration is characterized by disturbance in complex motor functions, balance, muscular strength and motor learning. This study investigated the effect of systemic transplantation of human adipose stem cells (hMSCs) primed with valproic acid (VPA) on amelioration of motor disorders in animal model of cerebellar degeneration.
    Material and
    Methods
    After inducing unilateral lesion in rat cerebellum (Folia VI) by quinolinic acid, CM-DiI labeled hMSCs isolated from adipose tissue by liposuction, were primed with VPA for 48h and transplanted by way of the jugular vein, systemically. Then, we used cylinder, rotarod, hanging wire and beam balance test to assess motor functions in a period of 6 weeks after transplantation.
    Results
    Six weeks after transplantation surviving hMSCs were detectable in the lesion site. The hMSC transplanted group showed markedly improved functional performance in motor learning, locomotor asymmetry, dysmetria, and neuromuscular strength and balance, in the first 6 weeks after transplantation compared to the control group. On the other hand, transplantation of VPA primed hMSCs led to a better amelioration in motor functions compared to non-primed hMSCs transplantation in the rats.
    Conclusion
    According to the results of this study, cell therapy by means of VPA primed hMSCs can result in improved migration and homing capacity which can be regarded as a promising treatment for neurodegenerative disorders such as cerebellar diseases
    Keywords: Mesenchymal stem cell, Adipose tissue, Valproic acid, Cerebellum, Motor function
  • Javad Beheshtipour, Mahdieh Raeeszadeh, Loghman Akradi * Pages 91-99
    Background and Aim
    There has been many studies on the use of medicinal plants in the treatment of type-1 diabetes, as a chronic metabolic disorder. The aim of this study was to evaluate the effectiveness of aqueous extract of grapevine leaf (Vitis vinifera) on histopathological changes in pancreas of male Wistar rats with alloxan-induced type-1 diabetes.
    Materials and Methods
    In this experimental study, 30 male Wistar rats were randomly divided into 5 equal groups: control (C); diabetic (S); T1, T2 and T3 (diabetic animals treated with aqueous extract of grapevine leaf with doses of 200, 400 and 600 mg/kg, respectively). The extracts were administered daily by gavage for 21 days. At the beginning and end of the study, blood glucose levels were measured. At the end of the experiment, the animals were euthanized based on the animal research ethics. We isolated the pancreases of the animals for evaluation of histopathological changes based on the following criteria: vacuolation of cells; degenerative changes; vascular hypertrophy and hyperemia.
    Results
    Blood glucose levels in the T2 group were significantly reduced compared to those in other groups (P 0.05).
    Conclusion
    This study showed that prescription of 400 mg/kg of grapevine leaf aqueous extract could be effective in the treatment of diabetes and improvement of its histopathological changes.
    Keywords: Type-1 diabetes, Vitis vinifera, Pancreas, Rats
  • Mohammad Hosein Eerabi* Pages 100-109
    Background and Aim
    Despite identification of the antinociceptive effects of rosemary and peppermint essential oils, use of these essential oils has been limited due to its low solubility in water and low bioavailability. Use of nanoparticles is one of the ways to overcome these limitations. The aim of this study was to evaluate the antinociceptive effect of nano-emulsions containing rosemary and peppermint essential oils in an animal model of osteoarthritis (OA).
    Materials and Methods
    In this experimental study nano-emulsions containing rosemary and peppermint essential oils were prepared by spontaneous emulsification. In order to investigate the analgesic effect, 30 male rats were randomly assigned to 5 groups: sham (receiving saline injection into the knee), osteoarthritis(receiving intra-articular injection of 2 mg monosodiumiodoacetate), OA (receiving gels containing nano-emulsion, or rosemary and peppermint essential oil or diclofenac sodium). Treatments were administered topically at a dose of 1 ml daily. Mechanical and thermal allodynia and thermal hyperalgesia tests were performed on the 1st, 4th , 7th and 14th days after injection. Data were analyzed by repeated measures ANOVA.
    Results
    OA group showed a significant increased behavioral response to the mechanical and thermal stimuli on all days of the experiment compared to the control group (P<0.001). Use of nano-emulsion or diclofenac gel led to significant increase in the response threshold to von-Frey fillamets (P<0.001), decreased response to acetone (P<0.05), and increased paw withdrawal latency (P<0.05). Histopathology of knee tissues confirmed the results of behavioral tests.
    Conclusion
    Nano-emulsion containing essential oils of rosemary and peppermint reduced pain of osteoarthritis in rats. The nano-emulsification pro
    Keywords: Nano-emulsion, Essential oil, Rosmarinus officinalis L., Mentha piperita, Osteoarthritis, Pain, Rat
  • Farjanikish G*, Esmaeeli, Sani Sh., Mohammadi P Pages 110-118
    Background and Aim
    The aim of this study was to investigate the effects of mobile phone electro-magnetic field (EMF) on testosterone level and testicular tissue in rats.
    Material and
    Methods
    A total of 30 male mice were randomly divided into two equal groups ( n=15). Experimental group was exposed to EMF, by using mobile phone continuously for 90 days. Control group was kept under the same condition as the experimental group without EMF exposure. Throughout the study cell phones were placed on the wall of the cages. The cell phones were in standby mode for whole day and in talking mode for 150 min per day. At the end of the exposure period, total testosterone serum level was measured and histological examination of testicular sections were performed. Using GraphPad Prism’ software, data were analyzed by t-test. P<0.0001 was considered significant.
    Result
    Mean plasma testosterone level in the experimental group was decreased compared to that in the control group (P<0.0001). Histological examination of testicular tissue of the mice exposed to electromagnetic field revealed seminiferous tubules cellular necrosis, infiltration of inflammatory cells into the paranchymal tissue, and decreased leydig cell count at interstitial space. In some necrotized tubules, multinucleated cells (syncytium formation) were observed.
    Conclusion
    The results of this study indicated that exposure to mobile phone electro-magnetic waves could result in histopathological changes in the male mice testis. Further studies can cast light on the molecular mechanism underlying cellular and tissue damage induced by exposure to electromagnetic radiation.
    Keywords: mobile phone, mice, testis, testosterone
  • Ali Razi Dr, Mehdi Kardoust Parizi Dr * Pages 119-124
    Background and Aim
    Leiomyosarcoma (LMS) of the prostate is an uncommon adult prostate tumor that represents less than 0.1 % of prostate malignancies. A highly aggressive clinical course and poor outcome are characteristics of this tumor. Diagnosis at early stage and radical surgery may be curative.
    Case report: A 60-year-old man referred with history of obstructive urinary symptoms refractory to medical therapy. The patient underwent simple open transvesical prostatectomy. Pathologic examination revealed primary LMS of prostate. Complementary studies including CT scans of the chest, abdomen and pelvis, as well as a whole-body bone scan were negative for metastasis. Radical prostatectomy and extensive pelvic lymphadenectomy were performed. All tumor margins and lymph nodes were free from tumor and there was no evidence of residual tumor. No evidence of disease recurrence was observed in a follow up period of 3 years.
    Conclusion
    Acceptable oncological and functional outcomes can be achieved in the management of low grade LMS, by less extensive radical surgery including radical prostatectomy without removal of intra pelvic organs. However, the main recommendation is multimodal therapy including surgery and chemo-radiation therapy
    Keywords: prostate cancer, radical prostatectomy, leiomyosarcoma