فهرست مطالب

  • سال هفتاد و یکم شماره 1 (بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/01/15
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مهیار یساری، سید سعید میرزرگر، سید مرتضی حسینی، علی طاهری میرقائد * صفحات 1-10
    میرسن ماده ای است که در ترکیب گیاهان مختلف وجود داشته و اثرات مثبتی بر سلامت دارد. خاصیت بیهوش کنندگی میرسن در ماهی ها تایید شده است ولی اثر آن بر شاخص های خون شناسی بررسی نشده است. هدف از این تحقیق، بررسی اثر بیهوشی با میرسن بر شاخص های خون شناسی ماهی قزل آلای رنگین کمان در مقایسه با یوجینول است. در این مطالعه 240 قطعه ماهی قزل آلای رنگین کمان 300 گرمی مورد استفاده قرار گرفت. ماهی ها به مدت 60، 180، 300 و 600 ثانیه با میرسن و یوجینول بیهوش شدند. برای بیهوشی در این زمان ها، غلظت های 81، 30، 19 و 10 میلی گرم در لیتر یوجینول و 531، 251، 177 و 111 میلی گرم در لیتر استفاده شد. پس از بیهوشی از ماهی ها خون گیری به عمل آمد. شاخص های خون شناسی شامل تعداد گلبول های خون، شمارش افتراقی گلبول های سفید، هموگلوبین، هماتوکریت، MCV، MCH و MCHC محاسبه و بین تیمارها مقایسه شد. نتایج نشان داد که در هر دو تیمار یوجینول و میرسن، افزایش زمان بیهوشی باعث افزایش معنی دار در میزان هموگلوبین و تعداد گلبول های قرمز گردید. کمترین مقدار مربوط به زمان 60 ثانیه بود. در تیمار میرسن با افزایش زمان بیهوشی، تعداد گلبول های سفید کاهش یافت و اختلاف معنی داری بین زمان 60 و 600 ثانیه وجود داشت. ولی اختلاف معنی داری در درصد لنفوسیت ها، نوتروفیل ها، مونوسیت ها و ائوزینوفیل ها و MCV، MCH و MCHC وجود نداشت. در نهایت نتیجه گیری می شود که افزایش زمان بیهوشی با یوجینول و میرسن باعث افزایش تعداد گلبول قرمز و هموگلوبین می شود که می تواند نشانه بروز استرس باشد. همچنین، به نظر می رسد که بیهوشی با میرسن و یوجینول در زمان 600-60 ثانیه آثار منفی خاصی در ماهی نداشته باشد.
    کلیدواژگان: ماهی، بیهوشی، خون شناسی، میرسن، یوجینول
  • معصومه وفادارنژاد، جواد میردار هریجانی، محدثه میری، احمد قرایی * صفحات 11-21
    تحقیق حاضر با هدف بررسی غلظت های مختلف نانو ذرات اکسید مس (CuO NPS) بر شاخص های خونی و فعالیت آنزیم های کبدی ماهی آمور (Ctenopharyngodon idella) انجام شد. برای تعیین LC50، تعداد 150 قطعه ماهی با میانگین وزن 5±38 گرم به مدت 96 ساعت در معرض غلظت های (0، 25، 50، 100، 200، 300، 500، 1000، 2000 و 4000) میلی گرم بر لیتر نانو اکسید مس قرار داده شدند و تلفات روزانه ثبت شد. غلظت سمیت کشنده (LC50) نانواکسید مس برای ماهی آمور 0/5±2589/14 میلی گرم بر لیتر به دست آمد، سپس ماهیان به مدت 10 روز در معرض غلظت های پایین تر از غلظت تحت کشنده (یک بیستم، یک سی ام و یک پنجاهم غلظت LC50) نانو ذرات اکسید مس قرار گرفتند و شاخص های خونی و آنزیم های کبدی ماهیان اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که تغییرات در شاخص های خونی با کاهش تعداد گلبول قرمز و درصد هماتوکریت و همچنین افزایش گلبول های سفید و آنزیم های کبدی در ماهیان تیمارهایی که تحت تاثیر نانو ذرات اکسید مس قرار داشتند، همراه بود (0/05<P). نتیجه نهایی این که نانو ذرات اکسید مس، در غلظت های بالا اثر منفی بر سلامت ماهیان دارند و کنترل محیط های آبی و جلوگیری از ورود این مواد جدید به چرخه غذایی آبزیان ضروری است.
    کلیدواژگان: نانو ذره اکسید مس، هماتوکریت، فعالیت آنزیم های کبدی، سمیت تحت کشنده
  • شهربانو موسوی مطهر، محمد محیسنی، محمود نفیسی، امین اوجی فرد ، دارا باقری * صفحات 22-30
    آلاینده های نفتی از مهمترین چالش ها در توسعه آبزی پروری دریایی در خلیج فارس و دریای عمان به شمار می روند. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات نفت خام بر برخی پارامترهای خون بچه ماهیان سی باس آسیایی (Latescalcarifer) انجام پذیرفت. در مرحله اول ماهیان به مدت 14 روز در معرض پنج تیمار آزمایشی شامل، تیمار شاهد، پخش کننده شیمیایی، بخش قابل حل نفت در آب، نفت خام پخش شده به روش مکانیکی و نفت خام پخش شده به روش شیمیایی با سه تکرار قرار گرفتند. در مرحله دوم آزمایش به منظور بررسی توانایی بازیابی فیزیولوژیک، ماهیان به مدت 14 روز به محیط فاقد آلودگی منتقل شدند. جهت بررسی تغییرات بیوشیمیایی خون، میزان فعالیت آنزیم های آلانین آمینوترانسفراز (ALT) و آسپارتات آمینوترانسفراز (AST) ، گلوکز، تری گلیسرید و پروتئین کل پلاسما اندازه گیری شد. نتایج تفاوت معنی دار در سطح فعالیت آنزیم ALT و پروتئین کل پلاسمای خون ماهیان در تمام دوره های نمونه برداری نشان نداد. میزان AST در تمامی تیمارهای آلوده به نفت خام در روزهای 7 و 14 افزایش یافت. این افزایش در تیمار پخش کننده مکانیکی در دوره ریکاوری نیز ادامه داشت. سطوح گلوکز خون پس از گذشت یک هفته از در معرض قرارگیری در تیمارهای آلوده نسبت به گروه کنترل کاهش یافت. پس از 14 روز، غلظت گلوکز در تیمارهای پخش کننده مکانیکی و پخش کننده شیمیایی نفت کاهش قابل توجهی را نسبت به شاهد نشان دادند. میزان تری گلیسرید در تمامی تیمارهای آلوده به نفت خام در همه دوره ها نسبت به تیمار شاهد کاهش قابل توجهی داشت. نتایج این مطالعه نشان داد که نفت خام پخش شده در آب سبب ایجاد تغییرات در برخی فاکتورهای بیوشیمیایی خون بچه ماهیان سی باس آسیایی است و این اثرات تا 14 روز بعد از پایان در معرض قرارگرفتن ماهی با نفت خام نیز مشاهده می گردد.
    کلیدواژگان: خلیج فارس، نفت خام، سی باس، فاکتورهای بیوشیمیایی خون
  • رودابه روفچائی، سید حسین حسینی فر، علیرضا ولی پور، علیرضا میرواقفی * صفحات 31-40
    گیاه سنبل آبی Echhornia crasipes علی رغم این که به سبب قدرت تکثیر بالایش جزو بدترین گیاه هرز دنیا اعلام شده است، از پتانسیل فیتوشیمی خوبی بر خوردار است. از آن جائی که رویکرد جدید و نوآورانه محققان، استفاده داروئی از علف های هرز است. این مطالعه با هدف ارزیابی اثرات ضد میکروبی عصاره های آبی و هیدرومتانلی گیاه مهاجم سنبل آبی بر عوامل بیماری زا انجام پذیرفت. پودر خشک برگ گیاه سنبل آبی با دو حلال متانول 80 درصد و آب به روش خیساندن عصاره گیری شد. فعالیت ضدمیکروبی بر روی دو گونه بیماری زای آبزی و سه گونه بالینی مورد بررسی قرار گرفت. قطر هاله عدم رشد از آزمون انتشار در آگار با استفاده از چاهک بر روی غلظت های 5، 20، 100 و 400 میلی گرم بر میلی لیتر ار هر کدام از عصاره ها بررسی شد. با استفاده از روش رقیق سازی آگار حداقل غلظت مهارکنندگی رشد (MIC) و حداقل غلظت کشندگی باکتری عصاره ها (MBC) تعیین گردید. عصاره ی هیدروالکلی، بیشترین هاله عدم رشد را بر روی گونه بیماری زای آبزی Streptococcus iniae داشته است. عصاره آبی نیز بر روی گونه Escherichia coli بیشترین تاثیر ضد میکروبی را نشان داد (0/05≥P). مقایسه دوتائی آزمون تی تست مستقل بر روی تاثیر نوع حلال بر گونه های باکتری مورد بررسی نشان داد که اشرشیا کولی به طور معنی داری تحت عصاره آبی و استرپتوکوک اینیائی تحت عصاره هیدرومتانلی افزایش فعالیت ضد میکروبی نشان دادند (05>P). مقادیر MIC بین 64 تا 256 میلی گرم بر میلی لیتر و (MBC) 128 تا 512 میلی گرم بر میلی لیتر تعیین گردید. عصاره گیاه هرز سنبل آبی به سبب وجود متابولیت های ثانویه موثر از گروه ترکیبات فنلی، تانین و آلکالوئیدی دارای اثرات ضد میکروبی می باشد و نوع حلال مورد استفاده در میزان فعالیت ضد میکروبی آن موثر است.
    کلیدواژگان: عصاره هیدرومتانلی، عصاره ی آبی، ضد میکروبی، Water hyacinth
  • محمد سلکی، لعبت تقوی، فاتح معزی، سهیل ایگدری * صفحات 42-51
    مطالعه حاضر به منظور بررسی الگوی تجمع زیستی فلز سنگین مس در بافت های جبه، پا و آبشش دوکفه ای آب شیرین Anodonta cygnea در یک دوره کوتاه مدت مواجهه انجام شد. برای این منظور دوکفه ای ها در طول یک دوره 9 روزی با غلظت μg. L-1 125 از عنصر مس در شرایط آزمایشگاهی مواجهه یافتند و سطوح این عنصر در روزهای سوم، ششم و نهم از دوره مواجهه اندازه گیری شد. بر اساس نتایج، محتوای مس در دوکفه ای های مواجهه نیافته در اندام های آبشش و پا به ترتیب بیشترین (μg Cu/g DW 10/35±2/12) و کمترین (μg Cu/g DW 5/39±1/8) مقدار را به خود اختصاص دادند. در هر سه اندام مورد مطالعه مقدار مس در پایان دوره مواجهه در مقایسه با سطوح این فلز در دوکفه ای های شاهد (مواجهه نیافته) به شکل معنی داری (0/05>p) افزایش یافته بود. در بین اندام های مورد بررسی، بیشترین مقدار تجمع متعلق به آبشش و کمترین مقدار مربوط به جبه بود. بیشترین و کمترین مقادیر فاکتور تغلیظ زیستی (BCF) نیز به ترتیب در آبشش و جبه مشاهده گردید. بر اساس نتایج می توان گفت که بررسی غلظت عنصر مس در اندام های داخلی دوکفه ای A. cygnea (به ویژه آبشش) شاخص مناسبی در ارتباط با بررسی مواجهه این دوکفه ای با آلودگی مس در زیستگاه های این موجود خواهد بود.
    کلیدواژگان: دوکفه ایها، فلزات سنگین، شاخص زیستی، آلودگی، آبزی
  • سعید مرادی، حامد غفاری فارسانی ، سینا جوانمردی ، کامران رضایی توابع * صفحات 52-61
    مدیریت کیفیت آب مخازن مرکز تکثیر به خصوص از نظر عوامل شوری و سختی کل اهمیت زیادی بر عملکرد تولیدمثلی سخت پوستان دارد. نسبت جذب سدیم یک فرمول ترکیبی است که نسبت یون سدیم بر مجموع یون های کلسیم و منیزیم آب می باشد. این تحقیق با هدف بررسی اثرات سطوح مختلف نسبت جذب سدیم آب مخازن بر شاخص های تولیدمثلی مولدین ماده میگوی بزرگ آب شیرین انجام گردید. برای انجام این مطالعه 12 مخزن 80 لیتری به 4 تیمار نسبت جذب سدیم 0 (شاهد) ، 5، 10 و 15 اختصاص یافت که هر تیمار دارای 3 تکرار بود. به هر مخزن تعداد 6 قطعه مولد ماده و 2 قطعه مولد نر معرفی شد و در طول تحقیق مولدین با غذای تجاری میگو در حد سیری تغذیه شدند. پس از 2 دوره تولیدمثلی (60 روز) مولدین در مخازن، عملکرد و شاخص های مختلف تولیدمثلی مولدین ماده در تیمارهای مختلف اندازه گیری شد. نتایج به دست آمده نشان داد که شاخص پیکری کلاف تخم و وزن خشک تخم در تیمار نسبت جذب سدیم 5 نسبت به سایر تیمارها به شکل معنی داری بیشتر بود (0/05>P). درصد تخم های لقاح یافته و درصد تفریخ تخم در تیمار شاهد و تیمار 5 از نظر آماری برابر بود اما با افزایش میزان نسبت جذب سدیم در آب، در تیمارهای 10 و 15 به ترتیب کاهش یافت. سطوح مختلف نسبت جذب سدیم در آب هیچ تاثیر معنی داری بر هماوری مطلق و هماوری نسبی نداشت (0/05<P). شاخص وضعیت لاروی نیز در تیمار نسبت جذب سدیم 5 نسبت به سایر تیمارها به شکل معنی داری بیشتر بود (0/05>P). بر اساس نتایج به نظر می رسد حد بهینه نسبت جذب سدیم در آب مخازن مولدین ماده، جهت دست یابی به بالاترین عملکرد تولیدمثلی و تولید لاروهایی با کیفیت مناسب، نسبت 5 می باشد. بر اساس نتیجه کاربردی این تحقیق، برای مدیران مراکز تکثیری که به آب لب شور طبیعی دسترسی ندارند، توصیه می شود هنگام تهیه آب لب شور مصنوعی با نمک های تجاری جهت مولدین و تفریخ گاه ها، نسبت جذب سدیم آب با نسبت 5 استفاده گردد.
    کلیدواژگان: تفریخ گاه، مرحله تکوینی لارو، شاخص وضعیت لارو، شاخص پیکری کلاف تخم، آب لب شور
  • رضا سلیقه زاده، مصطفی اخلاقی، سیاوش سلطانیان ، حسن شریفی یزدی * صفحات 62-71
    لاکتوکوکوس گارویه آیکی از عوامل اصلی بیماری استرپتوکوکوزیس/لاکتوکوکوزیس در مزارع ماهیان به ویژه ماهی قزل آلای رنگین کمان می باشد که هر ساله خسارات زیادی را موجب می شود. در این مطالعه تنوع ژنتیکی 20 جدایه لاکتوکوکوس گارویه آبدست آمده از تلفات مزارع قزل آلای رنگین کمان در برخی استان های کشور به روش RAPD-PCR مورد مطالعه قرار گرفت. پس از کشت از بافت کلیه ماهیان بیمار و جداسازی کوکسی های گرم مثبت روی برین هارت آگار (BHI) ، در ابتدا با استفاده از روش PCR اختصاصی، تشخیص گونه (با تولید محصول 1100 جفت بازی) جدایه های باکتریایی انجام گرفت. سپس ژنوتاپینگ جدایه ها با استفاده از روش RAPD-PCR و دو پرایمر P5 و M13 انجام شد. نتایج حاصل از روش RAPD-PCR نشان داد که پرایمر P5 در مجموع قادر به تولید حداکثر 3 باند و 4 الگوی باند در میان جدایه ها شد اما پرایمر M13 قادر به تولید حداکثر 7 باند و 5 الگوی باندی شد. همچنین نتایج حاصل از ترسیم درخت فیلوژنی بر اساس محصولات RAPD-PCR پرایمر P5 با استفاده از روش UPGMA موجب تفکیک این جدایه ها در 2 کلاستر اصلی و 4 گروه فرعی ژنتیکی شد، اما با استفاده از پرایمر M13 این جدایه ها در 2 کلاستر اصلی و 5 گروه فرعی ژنتیکی قرار گرفتند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که گرچه مشابهت های فنوتیپی بین جدایه های لاکتوکوکوس گارویه آمناطق مختلف ایران وجود دارد ولی این جدایه ها با همدیگر دارای تفاوت های ژنتیکی نیز هستند. مطالعات بیشتری در آینده نیاز است تا نقش این تفاوت های ژنتیکی کسب شده در این مطالعه را در میزان حدت باکتری و ایمنی زایی بدنبال واکسناسیون نشان دهد.
    کلیدواژگان: لاکتوکوکوس گارویه آ، لاکتوکوکوزیس، قزل آلای رنگین کمان، ایران، تنوع ژنتیکی
  • احسان احمدی فر *، طیبه عتایت غلامپور، مجتبی پولادی، محسن شهریاری مقدم صفحات 72-80
    بطورکلی به منظور افزایش راندمان تولید غذای زنده، مطالعه روابط میان زئوپلانکتون ها و باکتری ها اهمیت ویژه ایی دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی باکتری های غالب در محیط کشت Daphnia pulex (آنتن منشعبان) و Apocyclops dengizicus (پاروپایان) تغذیه شده با کود (گوسفندی + مرغی به نسبت 1:1 وزنی) ، سبزیجات (شنبلیله + آویشن + مرزه به نسبت 1:1: 1 وزنی) و جلبک Oscillatoria africanum، تاثیر نوع محیط کشت بر تراکم سخت پوستان پرورش یافته و شاخص های کیفی آب انجام شد. نتایج نشان داد جیره های مختلف غذایی تاثیر معنی داری بر تراکم D. pulex و A. dengizicus، جمعیت باکتریایی، BOD و COD محیط کشت داشته اند. باکتری های غالب در محیط کشت D. pulex حاوی کود و سبزیجات متعلق به جنس Acinetobacter و در محیط کشت دارای O. africanum جنس Aeromonas غالب بود. همچنین در محیط کشت A. dengizicus تغذیه شده با کود، سبزیجات و O. africanum به ترتیب Neisseria، Enterobacteria و Alcaligenes جنس های غالب بودند. بیشترین جمعیت میکروبی در محیط کشت D. pulex تغذیه شده با کود (cell/ml104×11) و در محیط کشت A. dengizicus تغذیه شده با O. africanum (cell/ml103×12) سنجش شد. همچنین بیشترین میزان تراکم D. pulex (289±11/9) و A. dengizicus (188±19/2) در محیط کشت تغذیه شده با جلبک O. africanum و کمترین میزان آن در محیط کشت تغذیه شده با کود (به ترتیب1/1 ±15 و 4/1±30) بدست آمد. بیشترین BOD و COD در محیط کشت D. pulex و A. dengizicus حاوی سبزیجات (به ترتیب 101 و 298 میلی گرم در لیتر) سنجش شد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد همبستگی معنی داری بین تراکم D. pulex با جمعیت باکترایی وجود نداشته، اما بین جمعیت باکترایی با تراکم A. dengizicus همبستگی معنی داری وجود داشته است. همچنین بین تراکم D. pulex و A. dengizicus، با BOD و COD همبستگی معنی داری دیده شد. به طور کلی می توان بیان کرد برای رسیدن به بالاترین میزان تراکم D. pulexو A. dengizicus محیط کشت حاوی جلبک O. africanum کارایی بالاتری دارد. همچنین گونه زئوپلانکتون پرورشی و جیره غذایی استفاده شده طی دوره پرورش بر نوع باکتری ها و تراکم جمعیتی آنها تاثیر گذار است.
    کلیدواژگان: جلبک اسیلاتوریا آفریکانوم، باکتری، زئوپلانکتون، BOD، COD
  • حسن تاسا، احمد ایمانی *، کوروش سروی مغانلو صفحات 82-91
    کاهش آثار سموم قارچی از مسائل مهم صنعت تولید غذای آبزیان محسوب می شود. در این مطالعه تعداد 135 قطعه ماهی کپور معمولی 1/5±15 گرمی در 3 تیمار (گروه شاهد، ppb 400 سم آفلاتوکسین B1، ppb 400 سم و ترکیب پودر گیاهان آویشن و رزماری) به مدت 12 هفته پرورش یافتند. در پایان آزمایش، نمونه های هپاتوپانکراس، روده و خون جهت سنجش فعالیت آلکالین پروتئاز، لیپاز، آمیلاز و برخی شاخص های خونی تهیه شدند. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تغذیه با جیره های غذایی آلوده به آفلاتوکسین و مکمل شده با رزماری و آویشن به مدت 12 هفته روی میزان فعالیت آنزیم آلکالین پروتئاز هپاتوپانکراس و روده، تعداد RBC، هموگلوبین، نوتروفیل و لنفوسیت تاثیر معنی داری داشت (0/05>P) ، اما موجب تغییر معنی دار فعالیت آنزیم های لیپاز روده، آمیلاز هپاتوپانکراس و سایر شاخص های خونی نگردید (0/05<P). بیشترین میزان فعالیت آنزیم پروتئاز و آمیلاز روده در تیمار تغذیه شده با جیره غذایی حاوی ppb 400 آفلاتوکسین B1 مشاهده گردید. همچنین کمترین میزان فعالیت مربوط به آنزیم های آلکالین پروتئاز، لیپاز و آمیلاز روده و هپاتوپانکراس تیمار تغذیه شده با جیره آلوده به آفلاتوکسین و حاوی پودر گیاهان آویشن و رزماری بود (0/05>P). می توان چنین نتیجه گیری نمود که افزودن آویشن و رزماری به جیره غذایی آلوده به آفلاتوکسین B1 در کاهش آثار مخرب سم قارچی بر فعالیت آنزیم های آلکالین پروتئاز و آمیلاز روده، شمارش RBC، میزان هموگلوبین، نوتروفیل و لنفوسیت بچه ماهیان کپور معمولی موثر می باشد.
    کلیدواژگان: هپاتوپانکراس، روده، گیاهان دارویی، آلودگی، تغذیه
  • هادی جمالی، نصرالله احمدی فرد *، فرزانه نوری، ناصر آق، انریک گیسبرت صفحات 93-101
    لسیتین به عنوان منبع غنی از فسفولیپید برای افزایش کارایی رشد، تولیدمثل و تکامل ماهیان و سخت پوستان محسوب می شود. با توجه به عدم تولید کافی فسفولیپیدها در بدن آبزی، این پژوهش برای بررسی تاثیر لسیتین سویا بر میزان غنی سازی ناپلی و بیومس Artemia franciscana انجام شد. در مرحله اول ناپلی آرتمیا با تراکم 200 هزار عدد در لیتر به مدت 24 ساعت با لسیتین سویا (با 42/74 درصد فسفولیپید) غنی سازی شد. امولسیون غنی سازی (با نسبت 10 میلی لیتر از آب و 1 گرم پودر لسیتین) به میزان 3 میلی لیتر در 2 زمان صفر (ابتدای غنی سازی) و 12 ساعت به ظروف غنی سازی اضافه شد. برای غنی سازی آرتمیای بالغ (14 روزه و طول 8/50 میلی متر) با تراکم 3000 عدد در لیتر همانند مرحله اول از امولسیون غنی سازی در زمان صفر و 3 ساعت به مقدار 3 میلی لیتر استفاده شد و بعد از مدت زمان 6 ساعت آرتمیای غنی شده برداشت شدند. ماده خشک و پروتئین خام در ناپلی و بیومس آرتمیای غنی شده و غنی نشده تفاوت معنی داری را نشان ندادند (0/05<P). غنی سازی با لسیتین در هر دو مرحله ناپلی و بیومس، سبب افزایش معنی دار در میزان چربی خام (در ناپلی از 17/62 به 21/39 درصد و در بیومس از 16/05 به 19/69 درصد) شد. میزان فسفاتیدیل کولین، فسفاتیدیل سرین + فسفاتیدیل اینوزیتول به طور معنی داری در ناپلی های غنی شده بیشتر از ناپلی های غنی نشده بود (0/05>P). در آرتمیای بالغ غنی شده میزان فسفاتیدیل اتانول آمین و لیزوفسفاتیدیل کولین با گروه شاهد تفاوت معنی داری داشتند. همچنین غنی سازی ناپلی و بیومس آرتمیا باعث افزایش معنی دار در میزان چربی قطبی کل (12/96 و 43/72 درصد) و تری گلیسرید (53/35 و 9/79 درصد) شد. در مجموع م ی توان بیان کرد که استفاده از 0/6 گرم در لیتر لسیتین سویا باعث افزایش گروه های فسفولیپیدی و همچنین میزان چربی کل در ناپلی و بیومس آرتمیا می شود.
    کلیدواژگان: آرتمیا، غنی سازی، لسیتین سویا، فسفولیپید، چربی قطبی، تری گلیسرید
|
  • Mahyar Yasari, Seyed Saeed Mirzargar, Seyyed Morteza Hoseini , Ali Taheri Mirghaed * Pages 1-10
    Myrcene is a compound found in many plants with beneficial health effects. Anesthetic efficacy of myrcene has been demonstrated in fish; however, there is no information about its effects on hematological effects. The aim of the present study was to investigate the effects of anesthesia with myrcene on hematological parameters of rainbow trout in comparison to eugenol. In this study, 240 rainbow trout (300 g) were used. The fish were anesthetized within 60, 180, 300 and 600 s with either myrcene or eugenol. To reach these time on anesthesia, 81, 30, 19 and 10 mg/L eugenol, or 531, 251, 177 and 111 mg/L myrcene were used. Blood samples were taken from the fish after anesthesia. Hematological parameters including blood cells’ number, leukocyte differential count, hemoglobin, hematocrit, MCV, MCH and MCHC were determined and compared among the treatments. Increase in anesthesia time of either eugenol or myrcene led to significant increase in hemoglobin and RBC, and the lowest value was related to 60 s. Among the myrcene treatments, increase in induction time results in a significant decrease in WBC and there was a significant difference between 60 and 600 s. Nevertheless, there was no significant difference in leukocyte differential count, MCV, MCH and MCHC among the treatments. Overall, it is concluded that increase in the time of anesthesia with eugenol and myrcene leads to increase in RBC and hemoglobin, which might be an indication of stress. In addition, it seems that anesthesia with myrcene and eugenol within 60-600 s has no certain side effects on the fish.
    Keywords: Fish, anesthesia, Hematology, Myrcene, Eugenol
  • Masoomeh Vafadarnejad, Javad Mirdar Harijani, mohadeseh miri , Ahmad Gharaei * Pages 11-21
    In this study, the effects of different levels of copper oxide nanoparticles (CuO NPS) were evaluated on hematological indices and liver enzymes activity of the grass carp (Ctenopharyngodon idella). Firstly, 150 fish (with mean weigh 38± 5 g) exposed under different concentrations of copper oxide nanoparticles for 96 hours and were recorded daily losses. As a result, the concentration of lethal toxicity (LC50) nano-copper oxide for grass carp was obtained 2589.14±0.5 mg/l. Then the fish exposed under sub-lethal concentrations (1/20, 1/30 and 1/50 concentration LC50) copper oxide nanoparticles for 10 days that were measured hematological indices and liver enzyme activities in fish. The results showed that the nano-particles causes changes in the blood parameters of the fish that these changes was affected by the nano-particles in blood indices by reducing the level of red blood cells (RBC), Hematocrit and increase in white blood cells (WBC) and liver enzymes in treatment groups (p<0.05). Finally, the results suggested that copper nanoparticles in the high level could side effect on the fish health. Therefore, preventing the entry of these new materials into the food chain of aquatic organisms seems to be necessary.
    Keywords: Copper oxide nanoparticle, Hematocrit, Liver enzymes activity, Sub lethal toxicity
  • Shahrbanoo Mosavi Motahar, Mohammad Mohiseni, Mahmood Nafisi, Amin Oujifard , Dara Bagheri * Pages 22-30
    Oil pollutants are most important challenges in the development of marine aquaculture in Persian Gulf and Oman Sea. The aim of this study is investigate the effects of crude oil on some blood biochemical parameters in Asian seabass (Lates calcarifer) fingerlings. In the first stage of experiment, the fishes exposed to five experimental treatment for 14 days, including control, dispersed chemical as a positive control, water-soluble fraction of oil, mechanically and chemically dispersed crude oil with three repetitions. In the second phase of the experiment, to assess the ability of fish for physiological recovery, fish were transferred to a clean water for 14 days. Blood biochemical changes alanine aminotransferase (ALT) and aspartate aminotransferase (AST), glucose, triglycerides and total protein in blood plasma were measured. The results showed there wasn’t any significant difference in ALT activity and levels of total protein in all sampling time, AST activities in the blood plasma has significant increase in all crude oil treatments, after 7 and 14 days. This increased in mechanically dispersed oil treatment also continued to recovery phase. Blood glucose levels were decreased after one week exposed to crude oil treatments. After 14 days, the concentration of glucose in mechanically chemically dispersed crude oil treatments showed a significant reduction compared to control group. Levels of triglyceride in the all exposed treatments show significant decrease than controls groups. In conclusion, the results of this study showed that crude oil was able to alter some of the biochemical factors in fingerlings of Asian sea bass, and these effects are observed until 14 days after the end of exposed fish to crude oil.
    Keywords: Persian Gulf, Crude Oil, Sea bass, Blood biochemical parameters
  • Rudabeh Rufchaie, Seyed Hossein Hoseinifar, Alireza Valipour , Alireza Mirvaghefi * Pages 31-40
    Despite a good phytochemical potential, common water hyacinth (Echhornia crasipes) is considered among the worst weeds in the world due to its high reproductive capacity. Since medicinal use of the weeds is new and innovative approach for researchers, the present study was carried out to evaluate the antimicrobial effects of aquatic and hydro-methanolic extracts of common water hyacinth on pathogenic agents. The dried powder of common water hyacinth leaves was extracted with 80% methanol and water using soaking extraction. Antimicrobial activity was investigated on two aquatic and three clinical pathogenic species. The zone of inhibition was evaluated employing the agar diffusion test (well) using 5, 20, 100, and 400 mg/mL of each extract. The minimum inhibitory concentration (MIC) and minimum bactericidal concentration (MBC) were determined using the agar dilution method. The hydro-alcoholic extract had the largest zone of inhibition on the aquatic pathogenic species Streptococcus iniae. The aqueous extract had the highest antimicrobial effect on Escherichia coli (P≤0.05).Paired comparison of the independent t-test on the effect of solvent type on the studied bacterial species showed that antimicrobial activity significantly increased against E. coli in hydro-methanolic extract and against S. iniae in the aqueous extract (P>0.05).MIC ​​ and MBC were 64-256 mg/mL and 128-512 mg/mL, respectively. The extract of the weed common water hyacinth has antimicrobial effects due to the presence of the effective secondary metabolites belonging to phenolic, tannin and alkaloid groups of compounds, and the type of solvent used is effective on the degree of antimicrobial activity.
    Keywords: Aquatic extract, Hydromethanolic extract, Antimicrobial, Water hyacinth
  • Mohammad Sallaki, Lobat Taghavi, Fateh Moezzi , Soheil Eagderi * Pages 42-51
    The present study was conducted to investigate the bioaccumulation of copper in gill, mantle and foot of freshwater mussel, Anodonta cygnea. For this purpose, the bivalves were exposed to 125 μg/l of Cu during a period of 9 days and the Cu content were analyzed in the organs in days 3, 6 and 9. The results showed the concentration of Cu in unexposed mussels were the highest (10.35±2.12 μg Cu/g DW) and lowest (5.39±1.8 μg Cu/g DW) in the gill and foot, respectively. Cu concentrations were increased significantly (P<0.05) in all studied organs during exposure period compared to unexposed mussels. Among organs, the gill and mantle has the highest and lowest accumulation levels, respectively. Also, the highest and the lowest values of bioconcentration factor (BCF) were observed in gill and mantle, respectively. Based on the results, it can be said that Cu content in organs of A. cygnea (especially in the gills) is a proper indices of Cu pollution in the habitats of this organism.
    Keywords: Bivalves, Heavy metals, Bioiondicator, Pollution
  • Sina Javanmardi, Saeed Moradi, Hamed Ghafari Farsani , Kamran Rezaei Tavabe * Pages 52-61
    Water quality management in brood-stock tanks, especially in terms of water salinity and water hardness, is of great importance to the reproductive performance of the crustaceans. The sodium absorption ratio (SAR) is a compound formula that has a ratio of sodium ion to total calcium and magnesium ions of water. The purpose of this study was to investigate the effects of different ratios of sodium to total calcium and magnesium of (SAR) in water on reproductive indices of female freshwater prawn. For this study, 12 tanks of 80 liters were assigned to 4 treatments with 0, 5, 10 and 15 sodium absorption ratios, each with 3 replicates. After the 60-day period of experiment, different reproductive indices were measured. The results indicated that the egg clutch somatic index (ESI) and the dry weight of eggs were significantly higher in treatment of sodium absorption ratio 5 than other treatments. Fertilized eggs percentage and hatched eggs percentage in control and 5 treatments were not significantly different but decreased with increasing of sodium absorption ratio in 10 and 15 treatments respectively. While different levels of sodium absorption ratio in water had no significant effect on total and relative fecundity parameters. Larval status index was significantly higher in treatment of sodium absorption ratio 5 than other treatments. Finally, the SAR at female brood-stock tank water can be optimized to achieve the highest reproductive performance and produce the best quality larvae. Therefore, it is recommended that the authorities of the reproductive centers that do not have natural brackish-water should adjust the water absorption ratio to 5 when making brackish-water for hatchery centers.
    Keywords: Hatchery, Larval developmental stage, Larval status index, Egg clutch somatic index, Brackish water
  • Reza Salighehzadeh, Mostafa Akhlaghi, Siyavash Soltanian , Hassan Sharifiyazdi * Pages 62-71
    Lactococcus garvieae is one of the main causative agents of streptococcusis/lactococcosis in farmed fish particularly in rainbow trout causing remarkable losses each year. Genotyping of 20 isolates of Lactococcus garvieae strains recovered from the mortality of farmed rainbow trout in different provinces of Iran was performed using RAPD-PCR method. The gram-positive cocci were first obtained from the kidney tissues of diseased trout. The bacterial isolates were grown on brain heart agar (BHI) and were then identified by a specific PCR method. The recovered gram-positive cocci strains were identified as L. garvieae by producing a 1100bp PCR product Then bacterial genotyping were processed with RAPD-PCR using two distinct random primers: P5 and M13. The RAPD-PCR results showed that primer P5 was able to produce maximum of 3 bands and 4 banding patterns, but primer M13 produced maximum of 7 bands and 5 banding patterns. Accordingly, the phylogenetic tree of the RAPD-PCR product using UPMGA software and using the primer P5 included these strains in 2 major clusters and 4 genetic groups, but using the primer M13 included these strains into 2 major clusters and 5 genetic groups. The results of this study indicate that although there are some phenotypic similarities between isolates of L. garvieae in different regions of Iran, these isolates have noticeable genetic differences. Further studies are need to clarify whether such genetic diversity of the isolates are important for bacterial severity and prophylactic vaccination.
    Keywords: Lactococcus garvieae, Lactococcosis, Rainbow trout, Iran, Genetic diversity
  • Ehsan Ahmadifar *, Tayebeh Enayat gholampour, Mojtaba Poladi, Mohsen Shahriari Moghadam Pages 72-80
    In general, the relationship between zooplankton and bacteria is important to increase the productivity of live food production. The present study was done with the objective to investigate the predominant bacteria in Daphnia pulex (Cladocera) and Apocyclops dengizicus (Copepoda) fed with manure (chicken and sheep manure at rates of 1:1), vegetables (Fenugreek + Thymus + Savory at rates of 1: 1: 1 weight ratio) and Oscillatoria africanum, the effect of culture medium on zooplankton density and medium BOD and COD. The results showed that different diets had a significant effect on the D. pulex and A. dengizicus density, bacterial populations and biochemical medium properties (BOD and COD). The dominant bacteria in the mediums enriched with manure and vegetables for D. pulex were Acinetobacter sp. and in the medium containing O. africanum, Aeromonas sp. was dominant. In the A. dengizicus cultivation medium enriched with manure, vegetables and O. africanum, the Neisseri sp., Enterobacteria sp. and Alcaligenes sp. were dominant, respectively. Maximum microbial population in medium was measured in D. pulex fed manure (11×104 cells/ml) and A. dengizicus fed with O. africanum (12×103 cells/ml). The highest density of D. pulex (289±11.9) and A. dengizicus (188±19.2) were calculated in the medium enriched with O. africanum, while the least density was counted when manure was used. BOD and COD showed maximum amount in D. pulex and A. dengizicus fed with vegetables (101 and 298 mg/l, respectively). The results showed that there was no significant correlation between D. pulex density and bacterial population, but there was a significant correlation between bacterial populations and A. dengizicus density. Also, there was a significant correlation between zooplankton density (D. pulex and A. dengizicus) and biochemical medium parameters (BOD and COD). In general, it can be concluded that in order to achieve the highest density of D. pulex and A. dengizicus, the use of culture media containing O. africanum has a higher efficiency. Also, zooplankton species and diet used during breeding period affect the type of bacteria and their population density.
    Keywords: Oscillatoria africanum, Bacteria, Zooplankton, BOD, COD
  • Hasan Tasa, Ahmad Imani *, Kourosh Sarvi Moghanlou Pages 82-91
    Nowadays, mitigating the effects of mycotoxins is an important issue in aquafeed industry. In the present study, 135 common carp fingerlings with an average body weight of 15±1.5 g were reared for 12 weeks in three distinctive treatments (control group, 400 ppb aflatoxin B1 and 400 ppb aflatoxin B1 400 ppb along with rosemary and thyme powder). At the end of the trial, hepatopancreas, intestine and blood samples were taken for determination of alkaline protease, lipase and amylase activities and some blood indices. Results revealed that diets contaminated with aflatoxin B1 and the diet supplemented with rosemary and thyme for 12 weeks did significantly affect alkaline protease activity of hepatopancreas and intestine activity, RBC count, hemoglobin, neutrophil and lymphocyte (P≥0.05), however, did not significantly affect intestinal lipase and hepatopancreatic amylase activity along with other hematological indices (P<0.05). The highest intestinal alkaline protease and amylase activity were observed in fish fed diet containing 400 ppb aflatoxin. In addition, the lowest hepatopancreatic and intestinal alkaline protease, lipase and amylase activities belonged to those fish received aflatoxin contaminated diet supplemented with rosemary and thyme (P<0.05). It could be concluded that including rosemary and thyme in diet contaminated with aflatoxin B1 could mitigate the deteriorative effect of the mycotoxin on intestinal alkaline protease and amylase activities along with RBC count, hemoglobin content, neutrophil and lymphocytes of common carp fingerlings.
    Keywords: Hepatopancreas, Intestine, Medicinal plant, Contamination, Nutrition
  • Hadi Jamali, Nasrollah Ahmadifard *, Farzaneh Noori, Naser Agh, Enric Gisbert Pages 93-101
    Lecithin as a source of phospholipid are considered to increase the growth efficiency, reproduction and evolution of fish and crustaceans. Due to Insufficient synthesis of phospholipids in the aquatic this research was performed to investigate the effect of enrichment of Artemia franciscana nauplii and adults with soybean lecithin on proximate and lipid class composition. In the first stage, 200,000 nauplii / liter of water was enriched with soyabeen lecithin (74.42% phospholipid) for 24 hours. Enrichment emulsion (with a ratio of 10:1 ml: g of water and powdered lecithin) was added to enrichment containers at 3 ml for 2 times zero (beginning of enrichment) and 12 hours. To enrich adult Artemia (14 days and length 8.50 mm) with a density of 3000 Artemia per liter similar the first step the enrichment emulsion at 3 ml was used at 0 and 3 hours. After 6 hours, the enriched Artemia was washed by sieve and harvested. The results showed that there was no significant difference in the amount of dry matter and crude protein between lecithin-enriched Artemia nauplii and adults and unenriched Artemia (P> 0.05). Enrichment with lecithin in both steps of nauplii and adults, causes a significant increase in the amount of crude lipid (in nauplii from 17.62 to 21.39 and in biomass from 16.05 to 19.69 %). In terms of lipid classes, phosphatidylcholine, phosphatidylserine + phosphatidylinositol was significantly higher in lecithin-enrichednauplii than unenriched nauplii (P< 0.05). In enriched Artemia adult, levels of phosphatidylethanolamine and lysophosphatidylcholine were significantly different than control groups. Also enrichment of Artemia nauplii and adults with soybean lecithin significantly increased total polar lipids (12.96% and 43.72%) and triglycerides (53.35% and 79.9%). In conclusion, it can be stated that using 0.6 g L-1 soybean lecithin increases phospholipid groups as well as total fat in Artemia nauplii and adults.
    Keywords: Artemia, Enrichment, Phospholipid, Polar Lipids, Triglycerides