فهرست مطالب

ایرانی آموزش در علوم پزشکی - سال هجدهم شماره 1 (پیاپی 81، شهریور 1397)
  • سال هجدهم شماره 1 (پیاپی 81، شهریور 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/23
  • تعداد عناوین: 59
|
  • پیمان متقی ، آرش نجیمی* صفحات 1-7
    مقدمه
    سخنرانی و آموزش مبتنی برکامپیوتر از مهم ترین روش های آموزشی محسوب می شوند که برای آموزش به دانشجویان پزشکی مورد استفاده قرار گرفته است، با این حال مقایسه اثربخشی و کارآیی این روش ها با نقص های اساسی مواجه است. هدف از این مطالعه مقایسه تاثیر سخنرانی و آموزش مبتنی بر کامپیوتر بر یادگیری دانشجویان مقطع مقدمات پزشکی بالینی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان است.
    روش ها
    این مطالعه به صورت نیمه تجربی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام گرفت. جمعیت مورد مطالعه دانشجویان دو نیمسال متوالی در دوره مقدمات پزشکی بالینی بود. دانشجویان گروه اول به عنوان گروه شاهد (67 نفر) در این مطالعه وارد شدند و به آنها درس روماتولوژی با روش سخنرانی در کلاس آموزش داده شد. آموزش به دانشجویان گروه دوم (مداخله) (76 نفر) به صورت آموزش مبتنی بر کامپیوتر بود. جهت بررسی اثرات مداخله بر میزان یادگیری، دو آزمون چهار گزینه ای یکی در پایان دوره آموزشی و دیگری 8 هفته بعد از مداخله برگزار شد.
    نتایج
    بر اساس نتایج اختلاف معناداری بین میانگین نمرات گروه شاهد (روش سخنرانی) و میانگین نمرات گروه های مداخله در آزمون اول وجود نداشت (77/0p=) ولی در آزمون دوم این اختلاف بین گروه های مورد مطالعه معنادار بود (001/0>P). دانشجویان گروه آموزش به کمک کامپیوتر در بیادآوری مطالب عملکرد بهتری از خود نشان دادند.
    نتیجه گیری
    اگر چه مقایسه نتایج آموزشی کوتاه مدت هر دو آموزش یکسان بود، اما یادگیری و بخاطر سپاری مطالب پس از گذشت زمان، در آموزش مبتنی بر کامپیوتر از یادگیری مبتنی بر سخنرانی بیش تر بود.
    کلیدواژگان: سخنرانی، آموزش مبتنی بر کامپیوتر، خودآموزی، یادگیری، دانشجویان پزشکی
  • سیده زهرا نهاردانی* صفحات 8-9
    این ربات نه فقط قبول شد که حتی 96 نمره بالاتر از نمره ای که نیاز بود کسب کرد! این خبر را در مطب دندان پزشکی از روزنامه ایران در روز اول آذر ماه1396 خواندم (1) ؛ در ادامه نوشته بود این ربات قادر است به درستی بیماری ها را تشخیص دهد و برای آنها داروی مفید تجویز کند و همچنین پیش بینی کرده بود که تا سال 2025 یعنی تنها 7 سال دیگر ربات ها جای پزشکان را در جهان می گیرند. پس با این حساب ورودی های امسال دانشجویان پزشکی که حداقل قریب به چهار سال زحمت کشیدند برای قبولی در کنکور و قرار هست حداقل چندین سال هم در دانشکده های پزشکی زحمت بکشند رقیبان قدری چون جناب ربات خان دارند که باید حسابی با آنها دست و پنجه نرم کنند.
    با خواندن عبارات خبر، به جای همه آنها دلم فرو ریخت. به عنوان دانشجوی دکتری آموزش پزشکی که سعی کرده ام هر جایی که هستم به رسالت رشته ام فکر کنم و این که چطور می شود آموزش پزشکی را در پرتو آموزش های نوین توانمند کرد این مساله قابل هضم نبود. خودم را تصور کردم در مطب دندان پزشکی که یک ربات اداره می کند، وقتی با دقت دندانم را شکل می دهد و یا کودکم را برای معاینه به مطب پزشک اطفال برده ام و ربات خیلی دقیق به معاینه می پردازد و من دلم برای برق چشم های مهربان دکتر اطفال پسرم تنگ می شود و به این نتیجه می رسم پزشکی فقط تشخیص بیماری و تجویز دارو نیست. اصلا اسم این ربات ها را نمی شود پزشک گذاشت، مگر نه این که سازمان جهانی بهداشت ابعاد اجتماعی و روانی و معنوی را به بعد جسمانی سلامت وارد کرده است، مگر نه این که بیمار فقط با درمان بعد جسمانی بهبود نمی یابد، مگر نه این که بیش تر بیماران خواهان توجه های روانی و معنوی از پزشک خود هستند.
    مسلما رباتیک پزشکی، از تکنولوژی های تاثیرگذار در حوزه پزشکی هست که با توجه به جدید بودن آن جای تحقیق و توسعه در کشورمان را دارد، ربات های پزشکی با پیشینه 15 ساله، حاصل همکاری کارشناسان رباتیک و جامعه پزشکی تحولی بزرگ در تاریخ پزشکی با دقت و سرعت در فرایند درمان را رقم زده اند. با توجه به این که این تکنولوژی جدید است و تنوع بالایی دارد جامعه پزشکی ناگزیر از پذیرش آن است، مسلما اگر همگام به جامعه جهانی پیش نرویم راهی جز فنا نخواهیم داشت، اما پارادایم های رشته پزشکی منطبق با این دگرگونی های اساسی نیست و هنوز روی همان اصولی که از متون کشورهای پیشرو بدون بومی استفاده کرده، پایبند است.
    به هر حال، موضوع پزشکی حفظ و ارتقای سلامت انسان است. انسان شامل جسم و روح است و هر مداخله درمانی جسم بر روح و روان آدمی نیز تاثیرگذار خواهد بود. پزشکی که به این موضوع توجه نکند، با یک ربات که آزمایش های بیمار را تفسیر می کند، تفاوتی ندارد و حتی ممکن است خطاپذیرتر هم باشد. پیشرفت های شگرف تکنولوژیک در تشخیص و درمان، باعث شده بیماری به جای بیمار در کانون توجه پزشکان قرار گیرد. این تاکید بر بیماری موجب بی توجهی به زمینه اجتماعی، فرهنگی و انسانی فرد بیمار شده است و همین امر زمینه ساز بی توجهی به نیاز های معنوی بیماران می شود.
    مساله ای که باید از حالا درباره آن بیاندیشیم این است آیا زمان آن نرسیده که آموزش پزشکی را متحول کرده و سعی کنیم به جای تاکید بر بیماری ها و درمان آنها که ربات ها بسیار بهتر از انسان انجام می دهند به پزشکان آینده راه و رسم خوب طبابت کردن را بیاموزیم؟ شاید واقعا وقت آن رسیده معنویت در آموزش پزشکی را از مقوله سلیقه خارج کرده و به آن از منظر علمی بنگریم. مساله ای که سال هاست کشورهای دیگر خیلی جدی به آن می پردازند و در آموزش پزشکی ما از منظر تفنن به آن نگریسته می شود.
  • اسماعیل اکبری* صفحات 10-11
    سردبیر محترم مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی
    در سال 1394 برنامه تحول و نوآوری در آموزش عالی سلامت، بر مبنای سیاست کلی تدوین گردید و به دانشگاه های علوم پزشکی کشور که در قالب کلان مناطق سازمان دهی شده بودند، ابلاغ شد. مطالعات زیادی از جنبه های مختلف این برنامه را بعد از اجرا مورد بررسی قرار داده اند (1و2). اگر چه این برنامه کلان در حوزه آموزش عالی سلامت مزیت هایی دارد، اما نقص هایی نیز در برنامه به چشم می خورد که یکی از این موارد در این نامه مورد توجه قرار گرفته است.
    تربیت نیروهای انسانی متخصص توسط دانشگاه ها نه تنها باعث اتلاف منابع مالی و انسانی می شود، در درازمدت باعث شکل گیری ارائه خدمات کاذب در جامعه می شود. این معضل در مورد رشته های علوم پزشکی که دوره های طولانی و هزینه بری دارند، دو چندان است. به این ترتیب «نیازسنجی رشته/مقاطع علوم پزشکی» باید قبل از ابلاغ برنامه، با یک رویه علمی انجام می شد. فرایند اجرای برنامه تحول و نوآوری آموزش، در قالب تفاهم نامه بین معاونت آموزشی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با دبیرخانه کلان مناطق اجرایی شد و در هر تفاهم نامه تعدادی ماموریت به کلان مناطق و دانشگاه های علوم پزشکی مستقر در کلان مناطق سپرده شد. از جمله این ماموریت ها می توان موارد زیر را برشمرد: الف. توسعه راهبردی، هدف مند و ماموریت‎گرای برنامه های آموزش عالی سلامت؛ ب. آمایش سرزمینی، ماموریت‎گرایی، تمرکززدایی و توانمندسازی دانشگاه ها؛ ج. بین‎المللی‎سازی آموزش علوم پزشکی؛ د. توسعه آموزش مجازی در علوم پزشکی؛ ه. توسعه و ارتقای زیرساخت‎های آموزش علوم پزشکی؛ و. توسعه دانش پزشکی خانواده. برای حرکت در جهت اجرای ماموریت های فوق، پیش نیاز اصلی، دسترسی به نتایج «نیازسنجی رشته/مقاطع» علوم پزشکی است. به دلیل عدم دسترسی به نتایج این نیازسنجی دانشگاه های کلان مناطق هر کدام با روشی (البته نه چندان علمی و دقیق) اقدام به نیازسنجی کردند و هیچ یک عملا موفق به این امر نشدند و بخش زیادی از انرژی و زمان خود را در این مسیر هدر دادند.
  • محمدعلی نادی* ، نزهت الزمان مشفقی ، مرتضی امینی صفحات 12-24
    مقدمه
    یادگیری خودراهبر فرآیندی است که در آن یادگیرندگان مسوولیت برنامه ریزی اجرا و ارزشیابی یادگیری خود را بر عهده دارند. این پژوهش با هدف بررسی رابطه اکتشافی بین عقاید معرفت شناختی و یادگیری خود راهبر در بین دانشجویان پرستاری انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه در بین دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و دانشگاه آزاد اصفهان (خوراسگان) به روش توصیفی و از نوع همبستگی با جامعه آماری که به تفکیک در دو دانشگاه به تعداد 436 و 387 نفر بود، به اجرا در آمد. با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به ترتیب از دو دانشگاه تعداد 159 و 141 نفر به عنوان نمونه برآورد گردید. ابزار پژوهش دو پرسشنامه ی خود راهبری و معرفت شناسی بودکه در پژوهش¬های قبلی روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفته بود. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش به کمک بسته آماری در علوم اجتماعی نسخه 22 انجام پذیرفت.
    نتایج
    ضرایب همبستگی بین مولفه های خود راهبری (خود مدیریتی، تمایل به یادگیری و خودکنترلی) به ترتیب با مولفه های "حقیقت روشن و آشکار است" 251/0، 361/0 و430/0، "تفکر راجع به خود وقت تلف کردن است" 170/0، 298/0 و 405/0، "یادگیری نیازمند تلاش و کوشش است" 128/0، 250/0، 310/0، "دانش را باید به سرعت به دست آورد" 074/0-، 051/0-، 018/0 و "هوش پویا نیست "099/0-، 078/0-، 055/0 به دست آمد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد مولفه ی "حقیقت روشن و آشکار است" مولفه های خود راهبری را به میزان 11/6 و 18درصد، "تفکر راجع به خود وقت تلف کردن است "3/9 و 16درصد و "یادگیری نیازمند تلاش و کوشش است" نیز تمایل به یادگیری و خود کنترلی را به میزان 6 و9 درصد تبیین می کند.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج به دست آمده می توان گفت که عقاید معرفت شناختی می توانند در گرایش افراد به سمت یادگیری خود راهبر موثر باشند.
    کلیدواژگان: عقاید معرفت شناسی، یادگیری خودراهبر، دانشجویان پرستاری
  • احمد رستگار *، محمدحسن صیف، راحله مالکی صفحات 25-38
    مقدمه
    یکی از تاثیرگذارترین عوامل موثر بر بهزیستی دانشجویان اقدامات و تدابیری است که از سوی اساتید جهت آموزش و انجام برنامه های درسی اجرا می گردد. با توجه به تاثیر مستقیم این اقدامات بر عملکرد درسی و اجتماعی دانشجویان علوم پزشکی، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبک های مدیریت کلاس با بهزیستی تحصیلی با نقش واسطه ای سرمایه های روان شناختی در بین دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه بوشهر انجام شد.
    روش ها
    دراین پژوهش توصیفی همبستگی، شرکت کنندگان 340 نفر از دانشجویان علوم پزشکی بوشهر در سال تحصیلی 95-1394 بودند که با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شدند و به پرسشنامه بهزیستی تحصیلی، سبک های مدیریت کلاس و سرمایه های روان شناختی پاسخ دادند. پایایی این پرسشنامه ها در پژوهش های قبل مورد تایید قرار گرفت و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزار Lisrel انجام شد.
    نتایج
    اثر غیرمستقیم سبک مدیریت تعاملی بر بهزیستی تحصیلی برابر با 19/0 و با توجه به (95/5=t) معنادار است (01/0>P) و همچنین اثر غیرمستقیم سبک مدیریت غیر مداخله گر بر بهزیستی تحصیلی برابر با 12/0 و با توجه به (12/4=t) معنادار است (01/0>P) و در نهایت اثر غیرمستقیم سبک مدیریت مداخله گر بر بهزیستی تحصیلی برابر با 18/0 و با توجه به (29/5-=t) معنادار است (01/0>P). براساس نتایج، RMSEA برابر با 06/0، AGFI برابر با 94/0، GFI برابر با 98/0 و X2/df برابر با 36/2 است که همگی نمایانگر برازش مطلوب مدل هستند.
    نتیجه گیری
    بنابر نتیجه به دست آمده، به نظر می رسد در صورتی که به دانشجویان فرصت بیش تری داده شود تا در امورات تحصیلی و مدیریت کلاس از علایق شخصی خود استفاده کنند و با استاد و همکلاسی های خود تعامل بیش تری داشته باشند و نیز با افزایش توانمندی های تحصیلی در آنها، بهزیستی تحصیلی در آنها افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: بهزیستی تحصیلی، سبک های مدیریت کلاس، سرمایه های روان شناختی
  • شادی دهقان زاده* ، فاطمه جعفرآقایی، حمید خردادی آستانه صفحات 39-48
    مقدمه
    تفکر انتقادی از مباحث رایج در علوم پزشکی است که امروزه استفاده از رویکردهای نوین آموزشی از جمله روش کلاس معکوس برای پرورش این مفهوم مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر به کارگیری روش آموزشی کلاس درس معکوس بر گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان پرستاری انجام گرفت.
    روش ها
    این مطالعه نیمه تجربی تک گروهی پیش آزمون- پس آزمون بر روی 43 نفر از دانشجویان پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت که واحد درسی اختلالات حرکتی را اخذ کرده بودند و در سال 1395 به روش سرشماری انتخاب شده بودند، انجام گرفت. دانشجویان قبل از هر جلسه کلاس، محتوای الکترونیکی حاوی سخنرانی های ضبط شده را مشاهده و بخش هایی از کتاب مرجع را مطالعه کرده و زمان کلاس صرف مشارکت در گروه های کوچک برای بحث درباره سوالات و سناریوهای بالینی می شد. گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان قبل و بعد از اجرای کلاس معکوس با استفاده از پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس مورد ارزیابی قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای، تی زوجی، ضریب همبستگی پیرسون و ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    میانگین و انحراف معیار نمره گرایش به تفکر انتقادی قبل از اجرای کلاس درس معکوس 26/13±63/103 (از مجموع 165نمره) بود و بعد از اجرای آن به 57/10±53/122 رسید. گرایش به تفکر انتقادی کلی و حیطه درگیری ذهنی پس از مداخله افزایش معنادار آماری را نشان داد (0001/0=p).
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد که روش آموزشی کلاس درس معکوس تاثیر مثبتی بر گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان پرستاری دارد. بررسی رضایت دانشجویان از یادگیری با این روش به عنوان عاملی دخیل در پرورش تفکر انتقادی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: گرایش به تفکر انتقادی، کلاس درس معکوس، یادگیری فعال
  • مریم شفیعی ، قاسم سلیمی، مهدی محمدی* ، زینب مختاری صفحات 49-59
    مقدمه
    موسسات آموزش عالی در قرن بیست و یکم، در پی بسترسازی مناسب فعالیت های پژوهشی و افزایش کیفیت این پژوهش ها هستند. از جمله عوامل موثر بر کیفیت پژوهش ها، خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان است که انتظار می رود خودکارآمدی تصمیم گیری حرفه ای را به دنبال داشته باشد.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی همبستگی، جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال 94-95 بود که با روش نمونه گیری خوشه ایمرحله ای 300 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خودکارآمدی تصمیم گیری حرفه ای دانشجویان بتز و لازو (Betz & Luzzo) و پرسشنامه ی خودکارآمدی پژوهش هولدن (Holden) بود. پس از محاسبه روایی و پایایی ابزار، پرسشنامه ها توزیع و با استفاده از لیزرل و آزمون ضریب همبستگی مورد تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    در خودکارآمدی پژوهش، گزارش دهی از بالاترین نمره (29/1±13/47) و مهارت گردآوری از پایین ترین نمره (67/2±20/42) برخوردارند و در تصمیم گیری حرفه ای تعهد به هدف بالاترین (89/0±10/3) و مهارت حل مساله پایین ترین نمره (78/0±3) را دارند. هم چنین بین ابعاد خودکارآمدی پژوهش و خودکارآمدی تصمیم گیری رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و با افزایش خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان خودکارآمدی تصمیم گیری حرفه ای آنان افزایش می یابد.
    نتیجه گیری
    هر چه در برنامه درسی، بر توسعه مهارت های پژوهشی دانشجویان تاکید بیش تری گردد، احساس خودکارآمدی آنان در تصمیم گیری های حرفه ای و در مسیر توسعه حرفه ای افزایش خواهد یافت.
    کلیدواژگان: خودکارآمدی پژوهش، خودکارآمدی، تصمیم گیری حرفه ای
  • کوروش محمدی، علی محمد رضایی* ، محمد علی محمدی فر، سیاوش طالع پسند صفحات 60-69
    مقدمه
    پیشرفت تحصیلی به دلیل پیامد ها و اثرات فردی و اجتماعی، همواره جزء اصلی ترین سازه های مورد توجه بوده است. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی مدل ساختاری رابطه عملکرد خانواده و بدرفتاری والدین با پیشرفت تحصیلی فرزندان: نقش میانجی کفایت اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلی در سال تحصیلی 95-94 در شهر اصفهان صورت گرفت.
    روش ها
    دراین مطالعه توصیفی همبستگی 540 نفر از نوجوانان مقطع دبیرستان شهر اصفهان در سال تحصیلی 95-94 شرکت نمودند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه سنجش خانواده (FAD) ، پرسشنامه سنجش بدرفتاری والدین دیمیر (Demare) ، پرسشنامه خودکارآمدی مورگان- جینکز (Morgan-Jinks) و مقیاس کفایت اجتماعی فلنر (Fellner) بود. داده ها با استفاده از برنامه نرم افزار lisrel و به روش تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    نتایج نشان داد که ضرایب تاثیر عملکرد خانواده بر پیشرفت تحصیلی و خودکار آمدی تاثیر معنادار دارد. تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد که کفایت اجتماعی با عملکرد خانواده و بدرفتاری والدین رابطه معناداری دارد، اما در مدل ضرایب پیش ‍ بینی توسط آزمون تحلیل مسیر این ضرایب و تاثیر ها معنادار نشد. همچنین همچنین ضرایب تاثیر عملکرد خانواده با واسطه خودکارآمدی بر پیشرفت تحصیلی، و نیز بدرفتاری والدین بر پیشرفت تحصیلی، بدرفتاری والدین بر خودکار آمدی، بدرفتاری والدین با واسطه خودکارآمدی بر پیشرفت تحصیلی و نیز تاثیر خودکارآمدی بر پیشرفت تحصیلی معنادار بود.
    نتیجه گیری
    یافته ها نشان داد عملکرد خانواده بر پیشرفت تحصیلی و خودکار آمدی تاثیر دارد و برنامه ریزی برای بهبود این متغیرها جزء ضرورت های نظام آموزشی است. توجه به متغیرهای تاثیر گذار در پیشرفت تحصیلی نوجوانان می تواند زمینه رشدو پیشرفت تحصیلی در دوران آموزش عالی را نیز فراهم سازد.
    کلیدواژگان: پیشرفت تحصیلی، عملکرد خانواده، بدرفتاری والدین، کفایت اجتماعی، خودکارآمدی تحصیلی
  • محسن ادیب حاج باقری* ، ملیحه یزدانی صفحات 70-83
    مقدمه
    آزمون بالینی ساختار یافته عینییا آسکییکی از شیوه های ارزشیابی است که طی سال های اخیر، در رشته های پزشکی و پیراپزشکی مورد استفاده قرار گرفته است. با توجه به این که مطالعات مختلف گزارشات متفاوتی در زمینه آثار این روش ارائه کرده اند، همچنان این سوال وجود دارد که ارزشیابی دانشجویان پرستاری به روش آسکی چه تاثیری بر یادگیری، رضایت و اضطراب آنها دارد، لذا، مطالعه حاضر با هدف مرور بر مطالعات قبلی و بررسیتاثیر ارزشیابی به روش آسکی بر یادگیری، رضایت و اضطراب امتحان در دانشجویان پرستاری انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه به صورت مروری نظام مند انجام شد و در پایگاه هایGoogle Scholar،SID،Iranmedex،PubMed، ERICجستجو شد. مقالات از سال 2008 تا 2017 با استفاده از کلید واژه های دانشجویان پرستاری، ارزیابی، ارزشیابی، آزمون آسکی، ارزشیابی آسکی،یادگیری، استرس امتحان، اضطراب امتحان و رضایت از امتحان. OSCE، Nursing Students, Learning, ،Satisfactionو Test Anxiety جستجو شد. در نهایت پس از اعمال معیارهای ورود، از بین 110 مقاله یافت شده، 15 مقاله وارد مطالعه شد.
    نتایج
    نتایج در سه دسته تاثیر آسکی بر رضایت از امتحان دانشجویان، آسکیبه عنوانیک روش اضطراب آور در مقایسه با روش سنتی و تاثیر آسکی بر یادگیری دانشجویان پرستاری مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد که شیوه آسکی با توجه به ویژگی هایی که در روند اجرا دارد، رضایتدانشجویان را جلب نموده است و باعث افزایشیادگیری آن ها شده است. با این حال، نتایج مطالعات درباره اضطراب آور بودن آسکی با یکدیگر توافق ندارد.
    نتیجه گیری
    با طراحی دقیق ایستگاه ها، آماده سازی مناسب دانشجویان و اساتید در طول ترم تحصیلی، فراهم آوردن محیط مناسب، تجهیزات و نیروی لازم، اختصاص دادن زمان کافی به برگزاری آزمون، می توان ارزشیابی دقیقی را به روش آسکی از دانشجویان بعمل آورد.
    کلیدواژگان: آسکی، دانشجویان پرستاری، رضایت از امتحان، اضطراب امتحان، یادگیری
  • طاهره آقامیرزایی محلی، خدیجه بریمانی، جمیله آقاتبار رودباری، وحید فلاح* صفحات 84-93
    مقدمه
    استقلال دانشگاه از الزامات ساختی و کارکردی آن است. این پژوهش باهدفاولویت بندی ابعاد استقلال دانشگاهی از دیدگاه خبرگان دانشگاه علوم پزشکی بابل و صنعتی نوشیروانیانجام شد.
    روش ها
    پژوهش حاضر از نوع توصیفی– پیمایشیو در سال 1396 انجام شد. سی نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه صنعتی نوشیروانی و دانشگاه علوم پزشکی بابل که در زمینه آموزش عالی، آموزش و یادگیری دارای سابقه و تجربه بودند به عنوان خبرگان دانشگاهی به روش نمونه گیری هدف مند برای شرکت در مطالعه انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها، از پرسشنامه محقق ساخته ماتریس مقایسه های زوجی استفاده شد. روایی پرسشنامه به تایید خبرگان دانشگاهی رسید. همچنین، نرخ ناسازگاری پرسشنامه در دانشگاه علوم پزشکی 085/0و در دانشگاه صنعتینوشیروانی 074/0 به دست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده هااز روش AHP با نرم افزار expert choice-11 استفاده شد.
    نتایج
    ابعاد استقلال دانشگاهی از دیدگاه خبرگان دانشگاه صنعتی نوشیروانی به ترتیباولویت، آزادی علمی با وزن 37/1، استقلال حقیقی با وزن 23/1، استقلال مالی با وزن 21/1، استقلال سازمانی و استقلال کارکنان با وزن 86/0 را به خود اختصاص داد. ابعاد استقلال دانشگاهی از دیدگاه خبرگان دانشگاه علوم پزشکی بابل به ترتیباولویت استقلال مالی با وزن 33/2، استقلال حقیقی با وزن 25/1، استقلال سازمانی با وزن 9/0 و آزادی علمی 61/0، استقلال کارکنان با وزن 44/0 را به خود اختصاص داد.
    نتیجه گیری
    دستیابی به استقلال دانشگاهی مطلوب، یکی از نقاط قوت بسیار مهم نظام های آموزش عالی است. بررسی اولویت های استقلال دانشگاهی دو دانشگاه نشان داد، اهمیت هر بعد استقلال دانشگاهی تحت تاثیر رسالت و اهداف و کارکردهای آن دانشگاهقرار دارد وپیشنهاد می گردد برنامه ای برای حساس سازی نسبت به استقلال دانشگاهی و ارتقای تمامی ابعاد برای دستیابی به استقلال طرح ریزی گردد.
    کلیدواژگان: اولویت بندی، استقلال مالی، استقلال حقیقی، استقلال سازمانی، آزادی علمی، استقلال کارکنان
  • اطهر امید ، نیکو یمانی، فرحناز کمالی* صفحات 94-105
    مقدمه
    در حال حاضرعلی رغم وجود قوانین و مقررات و راهنماهای درمانی مختلف، اتخاذتصمیم های تشخیصی و درمانی پزشکان با وجود تلاش برای احترام به اعتقادات و هنجارهای فرهنگی بیمار، با دشواری هایی همراه است که می تواند درمان بیماران و رضایت آنها را تحت تاثیر قرار دهد. این مطالعه با هدف تبیین تجارب متخصصین پزشکی از تصمیم گیری در موقعیت های دشواراخلاقی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1391 انجام گرفت.
    روش ها
    این مطالعه با استفاده از رویکرد کیفی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد. جامعه پژوهش متخصصین پزشکی و نمونه ها با نمونه گیری مبتنی بر هدف و با حداکثر تنوع انتخاب شدند. روش گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختارمند فردی بود. روش تجزیه و تحلیل به کار رفته، تحلیل محتوای مصاحبه های پیاده شده بود. پس از مرور مکرر متن مصاحبه ها، مضامین اصلی و فرعی استخراج شد.
    نتایج
    8 نفر از اساتید و متخصصین پزشکی در این مطالعه شرکت کردند. مضامین استخراج شده شامل3مضمون اصلی "آگاه سازی تدریجی بیمار"، "اعتمادسازی متقابل پزشک و بیمار" و "تصمیم سازی مشترک پزشک و بیمار" و 13 مضمون فرعی بود.
    نتیجه گیری
    پزشکان در شرایط دشوار، تصمیم گیری ها را به صورت مشترک با بیمار انجام می دهند و اعتقاد دارند که باید پس از آگاه سازی بیمار و ایجاد اعتماد در وی، با امید به بهبودی بیمار هرچه در توان دارند، را به انجام برسانند.
    کلیدواژگان: تصمیم گیری اخلاقی، پزشکان متخصص، مطالعه کیفی، موقعیت دشوار اخلاقی
  • نامه به سردبیر، آزمون پازل جامع
  • علی اصغر جسمی، لیلا جویباری* ، اکرم ثناگو صفحات 106-108
  • شهرام یزدانی ، سمیه اکبری فارمد *، آرزو فرج پور صفحات 109-116
    مقدمه
    امروزه آموزش مبتنی بر صلاحیت بسیار مورد توجه صاحب نظران حوزه آموزش پزشکی قرار گرفته و بسیاری از برنامه های درسی بر این اساس متحول شده است. علی رغم اهمیت موضوع و استفاده بسیار از این واژه در متون آموزشی، اتفاق نظری در مورد تعریف عملی و تئوریک آن وجود ندارد لذا با توجه به عدم شفافیت مفهوم و اینکه تمایز مشخصی بین این مفهوم و مفاهیم مشابه و مجاور آن وجود ندارد، این مطالعه با هدف ارائه تعریف تحلیلی " صلاحیت " با روش مک کنا انجام گرفت.
    روش ها
    این تحلیل مفهوم با اجرای نه مرحله رویکرد مک کنا انجام شد. پس از انجام جستجوی وسیع در پایگاه های داده علمی با استراتژی های از پیش تعیین شده تعداد 52 سند مورد مطالعه قرار گرفت و ویژگی های تعریفی مفهوم استخراج و تعریف تحلیلیارائه شد.
    نتایج
    بر اساس مرور متون چهار حوزه مفهومی شامل اهداف صلاحیت، اجزا صلاحیت، خصوصیات صلاحیت و توسعه صلاحیت استخراج شد. مورد الگو، مورد مخالف، مورد حد واسط و مورد جعلی ارائه شد. پیشایندها و پسایندهای مفهوم و معیارهای تجربی نیز تعیین گردید.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های مطالعه، تعریف صلاحیت عبارت است از توانایی انجام فعالیتی که از مجموع دانش (دانش کاربردی کدگذاری شده و دانش ضمنی مبتنی بر تجربه) ، مهارت (فنی و شناختی) و توانایی ادراکی تشکیل شده است، این توانایی عادتی، پایدار، وابسته به وظیفه، قابل مشاهده و اندازه گیری، مستقل، مبتنی بر دانش و وابسته به زمینه است و جزء اصلی شغل محسوب می گردد، تبیین صلاحیت ها منجر به تعیین معیارهای عملکرد عالی می شود، چهارچوبی برای آموزش مبتنی بر عملکرد شغلی آتی را تشکیل می دهد و مبنای ارائه گواهی صلاحیت و تقویتپاسخ گویی اجتماعی قرار می گیرد. صلاحیت ها از طریق تدریس و کارآموزی تحت نظارت و همچنین تجربه واقعی همراه با بازاندیشی توسعه می یابند.
    کلیدواژگان: صلاحیت، آموزش مبتنی بر صلاحیت، تحلیل مفهوم
  • حسن اسلامیان ، سید ابراهیم میرشاه جعفری*، محمدرضا نیستانی صفحات 117-129
    مقدمه
    امروزه عملکرد تدریس اثربخش اعضای هیات علمی و عوامل موثر بر رشد آن در نظام آموزش عالی، از اهمیت فزاینده ای برخوردار است. پژوهش حاضر باهدف، تعیینتاثیر آموزش مهارت های دیالوژیکی به اعضای هیات علمی بر عملکرد تدریس اثربخش آنها انجام شد.
    روش ها
    پژوهش حاضر در نیمسال اول سال تحصیلی96-1395 با روش نیمه تجربی از نوع دوگروهی با پیش آزمون و پس آزمون، انجام گردید. نمونه آماری مشتمل بر 43 نفر از اعضایهیات علمی دانشگاه اصفهان بود که به دو گروه تجربی و شاهد تقسیم شدند. سپس آموزش استفاده از مهارت های دیالوژیکی در فرایند تدریس به عنوان مداخله بر روی گروه آزمایش اعمال شد و مداخله ای در گروه کنترل صورت نگرفت. جهت تعیین میزان کاربست مولفه های تدریس اثربخش توسط اعضایهیات علمی، از پرسشنامه محقق ساخته خودارزیابی استادان در زمینه تدریس اثربخش در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون استفاده گردید. تحلیل داده ها با استفاده از آمار در دو سطح توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمونTمستقل و زوجی) انجام شد.
    نتایج
    در مرحله پیش آزمون و قبل مداخله، میانگین نمره کلی عملکرد تدریس اثربخش استادان گروه شاهد با (51/10±26/100) وگروهتجربی با (78/11±84/96) ازمجموع 120 نمره، تفاوتآماری معناداری (548/0=P) با یکدیگر نداشت؛ اما بعد از مداخله و آموزش مهارت های دیالوژیکی به استادان، ارتقای میانگین نمرات تدریس اثربخش استادان در گروه تجربی (با11/14±77/107) نسبتبهگروهشاهد (28/14±66/95) معنادار (028/0=P) بود.
    نتیجه گیری
    استفاده از مهارت های دیالوژیکی در فرایند تدریس و یادگیری می تواند به اعضایهیات علمی در اجرای مطلوب تدریس اثربخشکمک نماید و زمینه ای در جهت اثربخشی تدریس آنها فراهم نماید.
    کلیدواژگان: تدریس اثربخش، اعضای هیات علمی، دیالوگ، مهارت های دیالوژیکی
  • احمد آموزشی* ، کاظم قائمی، فرشید عابدی، نرگس حکمتی، مهیار محمدی فر، محمود گنجی فرد، فاطمه مهدی زاده، زهرا آموزشی صفحات 130-133
  • رضا ترابی ، احمد معین زاده *، داریوش نژادانصاری صفحات 134-144
    مقدمه
    فرآیند تدریس و یادگیری طی دهه های اخیر تحت تاثیر تغییر و تحولات زیادی قرار گرفته است. این مطالعه با هدف ارزیابی برنامه درسی زبان تخصصی پزشکی در دانشکده ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، از دیدگاه دانشجویان و اساتیدانجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی-مقطعی600 دانشجوی پزشکی سال سوم و هفتم دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در نیمسال دوم سال تحصیلی95-94 و 6 نفر از اساتید زبان تخصصی پزشکیبه صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار جمع آوری داده هاپرسشنامه محقق ساخته بود که پس از تایید روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفت. اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی، آزمون های تییک طرفه و دو طرفه و آزمون میانه، تحلیل شد.
    نتایج
    در نهایت380 پرسشنامه دانشجویانتجزیه و تحلیل شد. شرکت کنندگان از مطالب تدریس شده ی زبان تخصصی پزشکی رضایت نداشتند و تعداد واحدهای درسی پیشنهاد شده راکافی نمی دانستند. همچنین توالیترم هایی که واحدهای زبان تخصصی ارائه می شوند را مناسب نمی دانستند. آنها همچنین معتقد بودند واحدهای زبان تخصصی پزشکی با توجه به آشنایی دانشجویان با طب بالینی (ICM) طراحی شودو مطالب آموزشی به روزرسانی شوند. همچنین، اظهار داشتند که در هر واحد درسی، باید اصطلاحات پزشکی به همراه مطالعات موردی گنجانده شوند. آنها همچنین معتقد بودند آزمون پایان ترم به تنهایی ارزشیابی مناسبی برای توانایی دانشجویان نیست و آزمون های متعدد را ترجیح می دادند. استادان ودانشجویان معتقد بودند که اساتید زبان نسبت به اساتید رشته پزشکی مهارت بیش تری در تدریس واحدهای زبان تخصصی پزشکی دارند.
    نتیجه گیری
    کتاب های زبان تخصصی پزشکی نیاز به تغییر از نظر محتوی دارند و پیشنهاد می شود متخصصان زبان تدریس این دروس را به عهده بگیرند.
    کلیدواژگان: برنامه درسی، زبان تخصصی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
  • عباس ثابت، حسین یدالهی خالص، سعید رازقی* صفحات 145-155
    مقدمه
    شناخت عوامل موثر در ایجاد و افزایش انگیزه شغلی اعضای هیات علمی در جهت انجام فعالیت های آموزش و پژوهشی بسیار مفید است. این مطالعه با هدف ارزیابی تاثیر نقش مدل ویژگی های شغلی هاکمن و اولدهام در ایجاد و توسعه انگیزش شغلی اعضای هیات علمی انجام شد.
    روش ها
    در این پژوهش توصیفی همبستگی، جامعه آماری متشکل از اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شیرازبود که از این میان 140نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری اطلاعات، تلفیقی از دو پرسشنامه بسته و استاندارد بود. امتیازدهی پرسشنامه به صورت لیکرت 5گزینه ای بود. داده ها با بهره گیری از نرم افزار (lisrel8. 5) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    نتایج نشان داد که اهمیت وظیفه، هویت وظیفه، تنوع وظایف، استقلال شغلی و بازخورد شغلی دارای تاثیر مستقیم و معنادار بر انگیزش شغلی اعضای هیات علمی دارد. در این میان بعد استقلال شغلی با ضریب مسیر 51/0 بیش ترین تاثیر را بر انگیزش شغلی دارد و هویت وظیفه با ضریب مسیر 19/0 کم ترین تاثیر را دارا هستند.
    نتیجه گیری
    با توجه به تایید فرضیه های موجود در این مطالعه، الگوی مفهومی پژوهش حاضر مدل مناسبی برای ایجاد و توسعه انگیزش شغلی در بین اعضای هیات علمی است. مدیران دانشگاه علوم پزشکی با اتکا به این یافته ها، می توانند در جهت افزایش انگیزش شغلی اعضای هیات علمی تصمیمات مناسبی را اتخاذ کنند.
    کلیدواژگان: انگیزش شغلی، ویژگی های شغلی، اعضای هیات علمی
  • محمدرضا میری ، حمید صالحی نیا، مریم بهلگردی، اسما طیوری، امیر طیوری * صفحات 156-163
    مقدمه
    اصلی ترین عامل موثر بر انجام موفقیت آمیز پژوهش و دنبال کردن آن در دانشجویان تحصیلات تکمیلی، خودکارآمدی پژوهشی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین خودکارآمدی پژوهشی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در سال 95-1394انجام شد.
    روش ها
    دراین مطالعه توصیفی مقطعی 200 دانشجوی کارشناسی ارشد و دکتری مشغول به تحصیل در دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در سال 95-1394 به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه خودکارآمدی پژوهشی فیلیپس و راسل (Phillips & Russell) که روایی و پایایی آن در مطالعات قبلی تایید شده بود، جمع آوری شد و توسط آزمون های تی مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه تحلیل گردید.
    نتایج
    در نهایت 154 پرسشنامه تحلیل شد. میانگین سنی دانشجویان 3/6±51/30 سال بود. میانگین نمره خودکارآمدی پژوهشی 1/53±43/180 بود (ازمجموع 297نمره) که بر حسب مقطع تحصیلی و وضعیت تاهل اختلاف معناداری داشت و در دانشجویان مقطع دکتری (84/24±18/223) و دانشجویان مجرد (52/45±33/189) ، به طور معناداری بیش تر بود، ولی اختلاف معناداری در نمره خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان، بر حسب جنسیت، وضعیت سکونت و دانشکده مشاهده نشد. بین معدل تحصیلی دانشجویان با نمره خودکارآمدی پژوهشی ارتباط مستقیم و معناداری وجود داشت (290/0=r و 0001/0=p).
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر نشان داد، خودکارآمدی پژوهشی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند، در حد متوسط است و برای ارتقا، نیاز به مداخلات آموزشی مناسب وجود دارد.
    کلیدواژگان: خودکارآمدی پژوهشی، خودکارآمدی، تحصیلات تکمیلی
  • علی طالبی، مریم آویژگان* ، محسن میدانی صفحات 164-175
    مقدمه
    برای هر دانشجوی پزشکی در دوره کارآموزی، آموزش بر بالین بیمار نقشی محوری ایفا می کند که می تواند میان دانسته های تئوری و مهارت بالینی وی پیوند بزند. هر سیستم آموزش کارآمد نیازمند ارزیابی مکرر است و آموزش پزشکی نیز از این قاعده مستثنی نیست. این مطالعه با هدف بررسی عرصه های آموزش بالینی گروه های بزرگ از نظر کارآموزان پزشکی عمومی دانشکده ی پزشکی اصفهان انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی مقطعی عرصه های آموزش بالینی (راند آموزشی و آموزش سرپایی) گروه های جراحی، داخلی، زنان و زایمان و اطفال بیمارستان های آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از نظر کارآموزان در نیم سال نخست سال تحصیلی 95-94 مورد بررسی قرار گرفت. پژوهش در 61 گروه کارآموزی به صورت سرشماری شامل 21 گروه کارآموزی داخلی، 20 گروه کارآموزی جراحی، 7 گروه کارآموزی زنان و زایمان و 13 گروه کارآموزی اطفال در هفته نخست دوره انجام گرفت. برای جمع آوری اطلاعات از دفترچه پایش بالینی شامل تعداد دانشجویان شرکت کننده، ساعات حضور دانشجو، ساعات آموزش دانشجو توسط اساتید، تعداد بیمار ویزیت شده در هر روز، به مدت یک هفته به تفکیک عرصه های آموزشی استفاده شد. در انتها اطلاعات جمع آوری شده با نرم افزار Excell به صورت میانگین و انحراف معیار محاسبه و گزارش شد.
    نتایج
    کارآموزان به طور میانگین روزانه در عرصه های آموزش بالینی (راند آموزشی و آموزش سرپایی) داخلی 53/0±5/2ساعت، جراحی 32/0±75/2ساعت، زنان و زایمان 3/0±04/2 ساعت و اطفال 24/0±17/2ساعت در بخش ها و 25/0±75/2 ساعت در درمانگاه ها تحت آموزش اساتید قرار دارند. کارآموزان به طور میانگین روزانه در عرصه های آموزش بالینی بستری و سرپایی داخلی 55/1±54/5 بیمار، جراحی 25/1±25/8 بیمار، زنان و زایمان 6/0±3 بیمار بستری و 02/5±2/22 بیمار سرپایی و اطفال تعداد 02/1±7/5 بیمار بستری و 14/5±9/15 بیمار سرپایی را ویزیت می کنند.
    نتیجه گیری
    اطلاعات به دست آمده از میانگین تعداد کارآموزان، کارورزان، دستیاران، تعداد بیمار ویزیت شده در هر روز، تعداد ساعات حضور کارآموزان در بخش و آموزش توسط استاد می توان تصویری واقع بینانه از شرایط عرصه های آموزشی را به تصویر بکشدو به برنامه ریزان آموزش کارآموزان کمک نماید.
    کلیدواژگان: آموزش پزشکی، کارآموزی، پزشکی عمومی، عرصه های بالینی
  • معصومه مهدی پور *، حامد مرتضوی، جواد یزدانی، سمیه داستان پور، مهشید نامداری، مینا مرادی صفحات 176-182
    مقدمه
    یکی از عوامل موثر بر یادگیری دانشجویان سبک های یادگیری آنها است که قابلیت تغییر دارد و در این راستا می تواند در تطابق با شیوه تدریس موجب تسهیل فرآیند یادگیری در مخاطبین گردد. این مطالعه با هدف شناخت سبک های یادگیری دانشجویان دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی انجام شد.
    روش ها
    دراین پژوهش مطالعه ی توصیفی مقطعی، جامعه مورد بررسی دانشجویان دندانپزشکی دو سال آخر پردیس بین الملل دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 96-1395 بودند. نمونه گیری به روش تمام شماری و گردآوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه استاندارد وارک (VARK-7. 8) انجام شد. داده ها با استفاده از شاخص های آمارتوصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    از مجموع 93 نفر از دانشجویان شرکت کننده، 72% دختر و 28% پسر بودند. میانگین سنی آنها 09/ 25 و میانگین معدل نیم سال قبل 5/15 بود. نتایج نشان دادند که 86% دانشجویان تک سبکی بودند و سبک غالب، سبک شنیداری گزارش شد. در دانشجویان پسر سبک جنبشی و در دانشجویان دختر سبک شنیداری دارای فراوانی بیش تری بود. فراوان ترین شیوه یادگیری چند سبکی در بین دانشجویان، روش دو سبکی بود. همچنین مقایسه متغیرهای دموگرافیک ارتباط معناداری نشان نداد (05/0≤p).
    نتیجه گیری
    توصیه می شود در ابتدای ورود دانشجویان و به خصوص بعد از طی دوره علوم پایه، سبک های یادگیری آنان تعیین گردد. این امر موجب انطباق شیوه تدریس اساتید با نوع یادگیری دانشجویان می شود که می تواند کارآیی دوره های آموزشی را بهبود بخشد.
    کلیدواژگان: سبک یادگیری، پرسشنامه وارک، یادگیری، دندانپزشکی
  • فیروزه مجیدی* ، افسانه ملک پور، مجید شیرانی، معصومه معزی، نجمه مجیدی صفحات 183-191
    مقدمه
    گزارش صبحگاهی، کنفرانس های مبتنی بر مورد را توصیف می کند که استادان، دستیاران و سایر دانشجویان پزشکی برای ارائه موارد بالینی پذیرفته شده در شب گذشته در آن شرکت می کنند. دراین پژوهش با در نظر گرفتن استانداردهای ملی، نحوه برگزاری جلسات گزارش صبحگاهی بیمارستان های آموزشی شهرکرد بررسی گردید.
    روش ها
    در این پژوهش توصیفی–مقطعی، براساس استانداردهای ملی ابلاغ شده از سوی وزارت بهداشت و مرور مطالعات، چک لیست بررسی نحوه برگزاری جلسات گزارش صبحگاهی طراحی گردید. مشاهده گر با حضور در 22جلسه گزارش صبحگاهی (به صورت سرشماری) چک لیست را تکمیل نمود و در نهایت داده های جمع آوری شده با استفاده از شاخص های آماری توصیفی تجزیه و تحلیل شد.
    نتایج
    در گزارش صبحگاهی های بررسی شده میانگین طول مدت جلسات 69/13±36/49 دقیقه بود. در20 (9/90%) گزارش صبحگاهی، اساتید گرداننده بحث بودند. در 16 گزارش (3/77%) شیوه ارائه مطالب پرسش و پاسخ بود و اساتید فقط سوال می پرسیدند. در 14 مورد (6/63%) یک بیمار معرفی شد و در 12 مورد (5/54%) فرد معرفی کننده کارورز بود. بیش ترین بیمارانی که در جلسات گزارش صبحگاهی معرفی شدند بیماران پیچیده با فراوانی50% (11مورد) و بعد ازآن بیماران شایع با فراوانی6/13% (3مورد) بودند.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد ساختار کلی جلسات گزارش صبحگاهی گروه های مورد بررسی قابل قبول است و گروه ها به برگزاری آن پای بندند اگرچه در برگزاری جلسات ایرادات و نقص هایی وجود دارد. بنابراین اطلاع از نقاط قوت وضعف و ترغیب گروه ها باعث خواهد شدکه شرایط جلسات ارتقا یابد و به آموزش بالینی موثر کمک نماید.
    کلیدواژگان: گزارش صبحگاهی، استاندارد گزارش صبحگاهی، آموزش بالینی، دانشجوی پزشکی
  • سمیه حسینی راد* ، لیلا معصومی، حسین وکیلی مفرد صفحات 192-203
    مقدمه
    امروزه به طور ویژه ای به آموزش پاسخ گو که هدف آن شناسایی و ارزیابی نیازهای آموزشی، بازنگری و تدوین برنامه های آموزشی در راستای پاسخ گویی به نیازهای جامعه است، پرداخته شده است، لذا این پژوهش با هدف ارزیابی برنامه آموزشی کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی از دیدگاه دانش آموختگان رشته بر مبنای آموزش پاسخ گو انجام شد.
    روش ها
    در این پژوهش پیمایشی توصیفی کلیه دانش آموختگان کارشناسی ارشد رشته کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی که در طی سال های 1393 تا9513 دانش آموختگان شده بودند، به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. اطلاعات دانش آموختگان از بانک اطلاعات دانش آموختگان وزارت متبوع بر اساس نام و نام خانوادگی و شماره تماس شامل 47 نفر استخراج گردید. اطلاعات با استفاده از یک پرسشنامه (الکترونیک) محقق ساخته پس از تایید روایی و پایایی جمع آوری شد. در نهایت داده های جمع آوری شده با استفاده از شاخص های آماری توصیفی و آزمون تی تجزیه و تحلیل شد.
    نتایج
    از نظر دانش آموختگان این رشته، میزان انطباق برنامه درسی رشته کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی با نیازهای علمی، فردی، اجتماعی، شغلی و نیازهای اطلاعاتی جامعه پزشکی به طور معنا‏داری کم تر از حد متوسط (مقدار50) گزارش شد (05/0>P). بیش ترین میانگین (76/23) 66/39 و کم ترین میانگین (63/22) 99/35 به ترتیب مربوط به نیاز اجتماعی و نیاز علمی به دست آمد.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج این پژوهش بنظر می رسد برنامه درسی تدوین شده به طور کامل پاسخ گوی نیازهای دانش آموختگان نیست و لازم است در محتوا و سرفصل دروس ارائه شده تجدید نظر صورت گیرد.
    کلیدواژگان: آموزش پاسخ گو، برنامه درسی، کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی، کارشناسی ارشد
  • داود طهماسب زاده شیخلار* ، صدیقه محمدزاده، سریه علیپور صفحات 204-213
    مقدمه
    بررسی اثربخشی محیط های آموزشی به لحاظ تقویت روحیه پژوهشگری به عنوان گامی در جهت تغییر رویکرد نظام آموزشی از حافظهگرایی به سمت تقویت تفکر پژوهشی و ایجاد انگیزه برای مهارت پژوهش در دانشجویان است. یکی از عوامل موثر بر این تفکرو مهارت پژوهش، نوع روش تدریس است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه روش تدریس کاوشگری با روحیه پژوهشگری در بین دانشجویان رشته پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام یافت.
    روش ها
    در این پژوهش توصیفی- همبستگی، جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته پرستاری در سال تحصیلی 95-96 بود که حجم نمونه 181 نفر برآورد شد و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه محقق ساخته 28 سوالی روش تدریس کاوشگری و پرسشنامه محقق ساخته 35 سوالی روحیه پژوهشگری بود که پس از تایید روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفت. داده های گردآوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد.
    نتایج
    در روش تدریس کاوشگری، مولفه استدلال کردن (293/0r=، 001/0>p) ، مولفه حل مساله (234/0r=، 011/0>p) ، مولفه فرضیه سازی (229/0r=، 013/0>p) و مولفه کنجکاوی (462/0r=، 001/0>p) با روحیه پژوهشگری رابطه مثبت و معنادار داشت. نتایج حاصل از ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که از بین مولفه های روش تدریس کاوشگری، مولفه کنجکاوی پیش بینی کننده قابل اعتمادی برای روحیه پژوهشگری در بین دانشجویان رشته پرستاری به شمار می رود.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج از بین مولفه های روش تدریس کاوشگری، مولفه کنجکاوی پیش بینی کننده قابل اعتمادی برای روحیه پژوهشگری در بین دانشجویان رشته پرستاری به شمار می رود. از این رو، توجه به روحیه کنجکاوی دانشجویان عامل موثری برای تشویق آنان به پژوهش می باشد.
    کلیدواژگان: روش تدریس کاوشگری، روحیه پژوهشگری، دانشجویان رشته پرستاری
  • فرانک خلجی مقیم ، امیر صادقی، هما خجسته فر، فاطمه فدایی، محمد ابراهیم غفاری، فرید عزیزی جلیلیان * صفحات 214-224
    مقدمه
    درس ویروس شناسی ازدروس با اهمیت در رشته های علوم پزشکی است که آموزش ناکافی آن می تواند موجب کاهش مهارت های تشخیصی بیماری های ویروسی در کلینیک و آزمایشگاه گردد، در حالی که در بسیاری از دانشگاه های علوم پزشکی این درس به صورت بخش کوچکی از آموزش میکروبیولوژی ارائه می شود. این مطالعه با هدف بررسی دیدگاه دانشجویان رشته های پزشکی و علوم آزمایشگاهی همدان و کرمانشاه در مورد ضرورت بازنگری درس ویروس شناسی انجام گردید.
    روش ها
    پژوهش توصیفی مقطعی حاضر، با مشارکت دانشجویان دوره کارآموزی و کارورزی رشته پزشکی و دانشجویان سال آخر علوم آزمایشگاهی در دو دانشگاه علوم پزشکی همدان و کرمانشاه به صورت سرشماری از 275 دانشجو در نیمسال اول 1395انجام شد. داده ها توسط پرسشنامه ای محقق ساخته جمع آوری گردید و داده ها با استفاده از روش آمار توصیفی و آزمون t نمونه های مستقل و من ویتنی، تحلیل شد.
    نتایج
    اکثر دانشجویان پزشکی 154نفر (7/80%) و دانشجویان علوم آزمایشگاهی 67 نفر (8/79%) از) درس ویروس شناسی را جزء دروس با اهمیت می دانستند؛ همچنین 94 نفر (3/49%) از دانشجویان پزشکی و40 نفر (6/47%) از دانشجویان علوم آزمایشگاهی با افزایش تعداد واحد این درس موافق بودند. نتایج نشان داد بین نمرات دیدگاه دانشجویان علوم آزمایشگاهی تنها در حیطه ی محیط آموزشی تفاوت معناداری بین دو جنس دیده شد (026/0=P) ، اما بین نمرات دیدگاه دانشجویان پزشکی در دو جنس در هیچ کدام از حیطه ها تفاوت معناداری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته ها دانشجویان ویروس شناسی را جزء دروس با اهمیت در رشته خود می دانستند و با تغییر و بازنگری در سرفصل ها و واحد درس موافق بودند. با توجه به اهمیت و کاربرد درس ویروس شناسی در بالین، بازنگری در برنامه آموزشی این درس ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: دانشجویان، علوم پزشکی، ویروس شناسی
  • هایده هورسان* ، رزا هورسان ، سولماز روشندل، مهراندخت نکاوند صفحات 225-233
    مقدمه
    یکی از اهداف سیستم های آموزشی، بهبود کیفیت تدریس و رضایت دانشجویان از دوره درسی است. پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر ارزشیابی دانشجویان از تدریس اساتید در اوایل ترم بر نتایج ارزشیابی اساتید در پایان ترم طراحی گردید.
    روش ها
    در این مطالعه مداخله ای شاهددار، تعداد 30 نفر از اعضای هیات علمی دانشکده پرستاری – مامایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد پزشکی تهران در دو گروه تجربی و شاهد قرار گرفتند. در هر دو گروه ارزشیابی در اوایل و پایان ترم انجام شد، نتایج ارزشیابی اوایل ترم، در اختیار اساتید گروه تجربی قرار گرفت. در پایان ترم، پس ازانجام ارزشیابی پایانی تفاوت نمرات ارزشیابی اوایل ترم و پایان ترم در دو گروه مقایسه شد. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه حاوی اطلاعات دموگرافیک و فرم ارزشیابی دانشجویان ازتدریس اساتید بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری توصیفی، تی مستقل، تی زوج، یا آزمون های ناپارامتری ویلکاکسون و من-ویتنی استفاده گردید.
    نتایج
    میانگین اختلاف نتایج ارزشیابی اوایل ترم با پایان ترم در دو گروه شاهد و تجربی (51/4=t و 01/0>P) تفاوت معناداری را نشان داد. در گروه شاهد 06/0=, sd 05/0= ) ودر گروه تجربی 035/0=, sd 49/0= (01/0>P).
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش نشان دهنده تاثیر مثبت انجام ارزشیابی دانشجویان از اساتید در اوایل ترم است. آگاهی اساتید در طول ترم از نظرات دانشجویان، می تواند سبب ارتقای کیفیت تدریس آنان شود و رضایت مندی دانشجویان را ارتقا دهد.
    کلیدواژگان: ارزشیابی استاد، کیفیت تدریس، رضایت مندی دانشجویان
  • سجاد اسماعیلی ، سینا مقصودی، محمود اعتباری* صفحات 234-242
    مقدمه
    یکی از مشخصه های کیفیت در دانشگاه، برآورده شدن انتظارات دانشجویان از خدمات آموزشی است. این مطالعه با هدف بررسی دیدگاه دانشجویان دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان نسبت به کیفیت خدمات آموزشی ارائه شده در این دانشکده با استفاده از مدل سروکوال انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی مقایسه ای، حجم جامعه مورد بررسی 400 نفر بود که بر اساس نمونه گیری به روش تصادفی طبقه ای تعداد 80 نفر از دانشجویان دکتری عمومی دانشکده داروسازی اصفهان طبق 5 ورودی موجود در دانشکده در سال تحصیلی 95-1394 انتخاب شدند. در مجموع 40 نفر دانشجوی مرد و 40 نفر دانشجوی زن در 5 طبقه مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سروکوال استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های ویلکاکسون، T زوجی و آنالیز واریانس انجام شد.
    نتایج
    در تمامی ابعاد کیفیت خدمات آموزشی، شکاف وجود داشت (001/0p<). بیش ترین میانگین شکاف در بعد همدلی (74/0±62/1-) و کم ترین میانگین شکاف مربوط به بعد اطمینان (68/0±09/1-) بود.
    نتیجه گیری
    انتظارات دانشجویان بالاتر از ادراکات آنها از وضعیت موجود در دانشکده بود و در هیچ کدام از ابعاد خدمت، انتظارات آنها برآورده نشده بود. در راستای بهبود این وضعیت، ابتدا باید بعد همدلی و سپس سایر ابعاد خدمت در اولویت مسوولین قرار گیرد.
    کلیدواژگان: کیفیت، خدمات آموزشی، مدل سروکوال، دانشجو
  • عظیم میرزازاده، مهدی امینیان، مریم علیزاده* ، عرفان صاحبالزمانی، شیما سبزی علی آبادی صفحات 243-256
    مقدمه
    یکی از چالش هایی که امروزه در آموزش پزشکی مورد توجه قرار دارد، عدم حضور دانشجویان در کلاس های درس است. این مطالعه به منظور تعیین عوامل موثر بر غیبت از کلاس دانشجویان از دیدگاه اساتید و دانشجویان و مقایسه دیدگاه آنان در رابطه با تاثیر شرکت در کلاس بر پیشرفت تحصیلی، انگیزه اساتید و شرکت در کلاس به عنوان یک معیار تعهد حرفه ای انجام گردید.
    روش ها
    مطالعه حاضر به صورت ترکیبی، در سال 1394 تا 1396 در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. شرکت کنندگان در این مطالعه دانشجویان و اعضای هیات علمی علوم پایه دانشکده پزشکی در زمان انجام مطالعه بودند. روش نمونه گیری در مرحله تدوین ابزار به صورت هدف مند و در مرحله بررسی نظرات به صورت در دسترس بود. در این مطالعه از دو ابزار محقق ساخته پس از تایید روایی و پایایی استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمون تی مستقل استفاده شد.
    نتایج
    از نظر دانشجویان و اعضای هیات علمی، مهم ترین عامل موثر بر حضور دانشجویان در کلاس درس، تسلط علمی بالای استاد و تبحر وی در محتوا و همچنین قدرت بیان استاد بود. بین نظرات دانشجویان و اعضای هیات علمی در خصوص تاثیر حضور در کلاس درس بر پیشرفت تحصیلی (34/2-=, t02/0p=) و انگیزه اعضای هیات علمی، تفاوت معنادار وجود داشت (5/7-=, t 001/0p=). ازنظر اعضای هیات علمی حضور در کلاس درس معیاری برای تعهد حرفه ای دانشجویان است؛ اما دانشجویان با این معیار کم تر موافق بودند (21/6-=, t 001/0p=).
    نتیجه گیری
    مهم ترین عامل موثر بر حضور دانشجویان در کلاس درس، تسلط علمی بالای استاد، تبحر وی در محتوا و قدرت بیان استاد بود. به نظر می رسد که برای افزایش میزان حضور دانشجویان در کلاس درس باید بیش ازپیش به نحوه جذب اعضای هیات علمی و توانمندسازی آن ها در امر آموزش توجه نمود.
    کلیدواژگان: حضور در کلاس درس، پیشرفت تحصیلی، انگیزه تدریس، تعهد حرفه ای، غیبت از کلاس درس
  • داود طهماسب زاده شیخلار *، اسکندر فتحی آذر، وحیده جعفریان، ملیکا همراه زاده، قاسم زیلابی صفحات 257-268
    مقدمه
    تدریس بعنوان یکی از فعالیت های اصلی آموزش و انجام موفق آن، مستلزم توجه به معیارهای آن می باشد. ازاین رو، هدف مطالعه حاضر تعیین معیارهای تدریس اثربخش از دیدگاه اساتید و دانشجویان و میزان کاربست آن در فرایند آموزشی دانشگاه تبریز است.
    روش ها
    دراین مطالعه از نوع ترکیبی (کیفی- کمی) جامعه آماری کلیه دانشجویان دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد و اعضای هیات علمی دانشگاه تبریز بود. در بخش کمی روش نمونه گیری از نوع تصادفی طبقه ای بود که با استفاده از جدول مورگان 375 نفر از دانشجویان و 145 نفر از اساتید به عنوان نمونه انتخاب شدند. در بخش کیفی نیز، حجم نمونه اساتید و دانشجویان در مصاحبه تا زمانی که داده ها به حد اشباع برسد ادامه یافت و تعداد 14 نفر استاد و 30 نفر دانشجو از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کمی از آمار توصیفی و استنباطی (t تک نمونه ای) و در بخش کیفی نیز از روش اسمیت استفاده گردید.
    نتایج
    در بخش تحلیل کیفی، معیارهایی ازقبیل طراحی و تدوین درس، اجرا و ارائه درس، روابط انسانی و ویژگی های فردی و ارزشیابی به عنوان معیارهای تدریس اثربخش از دیدگاه دانشجویان و اساتید معرفی شد. در بخش کمی نیز مولفه طراحی و تدوین درس به ترتیب از دید اساتید و دانشجو با مقدار میانگین (66/2±35/3، 51/4±98/2) ، مولفه اجرا و ارائه درس (14/5±58/3، 48/7±38/3) ، مولفه روابط انسانی و ویژگی های فردی (92/2±48/3، 58/4±35/3) و مولفه ارزشیابی (15/2±69/3، 54/4±25/3) به عنوان معیارهای تدریس اثربخش در فرایند آموزشی دارای کاربرد بودند.
    نتیجه گیری
    به کارگیری این معیارها برای تدریس موثر در دانشگاه تبریز می تواند در ارتقا فرآیندهای آموزشی موثر واقع شود.
    کلیدواژگان: تدریس اثربخش، فرآیند آموزشی، دیدگاه اساتید، دیدگاه دانشجویان
  • شهناز شوشتری زاده ، علیرضا یوسفی *، نرگس کشتی آرای صفحات 269-281
    مقدمه
    در طول دو دهه گذشته اعضای جامعه آموزش پزشکی زمان و تلاش زیادی صرف نمودند تا تضمین کنند که حرفه ای گرایی پزشکی به دانشجویان پزشکی و رزیدنت ها تلقین می شود. یک سری اصول تربیتی وجود دارد که در زمینه آموزش حرفه ای گرایی در مقطع کارشناسی و تحصیلات تکمیلی اعمال می شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی امکان پذیری آموزش حرفه ای گرایی در پزشکی و چگونگی آن صورت پذیرفت.
    روش ها
    در این مطالعه مروری با کلید واژه های انگلیسی و فارسی پروفشنالیسم (حرفه ای گرایی/ حرفه ای گری) ، حرفه ای گرایی پزشکی، آموزش پزشکی، اخلاق پزشکی، برنامه درسی اخلاق پزشکی در پایگاه داده های الکترونیکSID, Magiran, Medlib, ، ERIC، Scoupus، Medline، Web of Science در 20 سال گذشته در فاصله سال های 1995 تا 2015جستجو و انتخاب صورت پذیرفت. از مجموع 60 مقاله و چهار e-book به دست آمده به این ترتیب، مستندات 28 مقاله و دوکتاب مرتبط، استخراج گردید.
    نتایج
    مرور متون تخصصی 28 مقاله و دو کتاب در موضوع مورد مطالعه، نشان داد که حرفه ای گرایی در آموزش پزشکی در دو قالب رویکرد صریح و ضمنی به وقوع می پیوندد. حاصل این اتفاق، پزشک به عنوان «فردحرفه ای» با تمام ویژگی های آن است.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج، حرکت در راستای آموزه های تئوری یادگیری موقعیتی نشان می دهد که بایستی بین آموزش صریح و روشن رکن شناختی حرفه ای گرایی و ایجاد فرصت هایی برای رخ دادن یادگیری در محیط واقعی تعادل برقرار شود. در این جهت برنامه درسی آموزش پزشکی نیازمند تحول است.
    کلیدواژگان: حرفه ای گرایی، حرفه ای گرایی پزشکی، حرفه ای گری، آموزش پزشکی، اخلاق پزشکی، برنامه درسی
  • حسین قمری گیوی ، رقیه علی زاده، آرزو مجرد * صفحات 282-291
    مقدمه
    امروزه اضطراب امتحان یکی از شایع ترین اضطراب ها است. این پژوهش باهدف بررسی تاثیر روش های شناختی رفتاری و وجودی در کاهش اضطراب امتحان دانشجویان پرستاری انجام شد.
    روش ها
    طرح این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون گسترش یافته با گروه شاهد بود. جامعه آماری شامل دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی شهر اردبیل در سال 1395 بود. ابتدا پرسشنامه مقیاس اضطراب امتحان ساراسون (پیش آزمون) در بین 500 نفر از دانشجویان پرستاری اجرا شد، سپس از بین دانشجویانی که اضطراب امتحان انها تشخیص داده شد، به روش نمونه گیری تصادفی، 45 نفر به طور تصادفی در سه گروه (دو گروه تجربی و یک گروه شاهد) ، جایابی شدند. گروه اول تحت مداخله با درمان شناختی-رفتاری، و گروه دوم تحت مداخله با روان درمانی وجودی در 6 جلسه 50 دقیقه ای قرار گرفتند و گروه سوم مداخله ای دریافت نکردند. سپس مقیاس اضطراب امتحان ساراسون برای اعضای هر سه گروه اجرا شد و داده های پژوهش با استفاده از شاخص های آمارتوصیفی و آزمون تحلیل کوواریانس و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    میانگین و انحراف معیار نمره اضطراب در گروهی که تحت درمان روش شناختی- رفتاری بودند در پیش آزمون 30/2±20/16 و در پس آزمون 10/3±33/13 و در گروهی که تحت درمان وجودی بودند در پیش آزمون 63/2±06/17 و در پس آزمون 34/3±73/14 و در گروه شاهد در پیش آزمون و پس آزمون به ترتیب 54/3+86/16 و 41/3±33/17 بود. نتیجه حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که میانگین نمرات اضطراب (001/0, p= 17/10=F) به طور معناداری در پس آزمون درسه گروه مورد مطالعه متفاوت است.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های پژوهش می توان با برنامه ریزی مناسب و استفاده به موقع از درمان های شناختی-رفتاری و وجودی از تبعات اضطراب در دانشجویان پیشگیری کرد.
    کلیدواژگان: درمان شناختی-رفتاری، درمان وجودی، اضطراب امتحان، دانشجویان پرستاری
  • بیرام بی بی بیات* ، حمید صالحی نیا صفحات 292-299
    مقدمه
    یادگیری تجربه ای است که در فراگیر استرس ایجاد می کند و از طرفی تعلل ورزی در موقعیت تحصیلی یک پدیده ی بسیار رایجی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه ی بین عوامل استرس زای دانشجویی و تعلل ورزی در دانشجویان ساکن خوابگاه دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1395 انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه مقطعی 267 نفر از دانشجویان ساکن خوابگاه دانشگاه علوم پزشکی تهران به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. جمع آوری داده با استفاده از پرسشنامه های استرس دوران دانشجویی گادزلا (Gadzell) 51 سوالی و مقیاس ارزیابی تعلل ورزی نسخه دانشجو شوارز و دیهل (Schwarzer & Diehl) 10 سوالی انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده ازآمار توصیفی و آزمون ضریب همبستگی پیرسون در سطح معناداری کم تر از 05/0 انجام گرفت.
    نتایج
    میانگین سنی افراد مورد مطالعه 56/3±39/23 بود. از نظر جنسیت 7/39درصد افراد مورد مطالعه پسر و مابقی دختر بودند. بر اساس آزمون ضریب همبستگی بین عوامل استرس زای دانشجویی و تعلل ورزی همبستگی مثبت و ضعیفی مشاهده گردید (30/0 =r و 001/0>p) ؛ همچنین بین معدل با تعلل ورزی همبستگی منفی و بسیار ضعیفی مشاهده شد (13/0- =r و 028/0=p).
    نتیجه گیری
    دانشجویانی که تحت تاثیر عوامل استرس زای بالایی قرار دارند، تعلل ورزی بیش تری دارند. بنابراین می توان با کنترل و شناسایی عوامل استرس زای دانشجویی، تعلل ورزی را در بین دانشجویان کاهش داد.
    کلیدواژگان: استرس، تعلل ورزی، دانشجویان، علوم پزشکی
  • فیروز محمودی* ، کریمه آزرمی صفحات 300-309
    مقدمه
    در معنای گسترده یادگیری مادام العمر فرآیندی چند بعدی تصور می شود که علاوه بر منافع اقتصادی و اجتماعی، موجب رشد و توسعه شخصی هم می شود. این تحقیق با هدف بررسی نگرش دانشجویان علوم پزشکی نسبت به یادگیری مادام العمر در دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 96-95 انجام گرفت.
    روش ها
    روش مورد استفاده توصیفی- پیمایشی بوده و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه یادگیری مادام العمر کنپر و کراپلی استفاده شد. نمونه پژوهشی شامل 140 نفر بود که به طور تصادفی از بین دانشجویان پزشکی دانشگاه تبریز انتخاب شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-23 و از آزمون های تی تک نمونه ای و تی هتلینگ استفاده شد.
    نتایج
    در چهار مولفه ی تنظیم اهداف (50/0±48/0) ، کاربرد دانش و مهارت ها (60/0±02/1) ، خودراهبری و ارزشیابی (68/0±28/0) و راهبردهای یادگیری انعطاف پذیر (54/0±66/0) بین میانگین فرضی (صفر) و میانگین تفاوت معناداری وجود داشت (0001/0p=). ولی در مولفه جستجوی اطلاعات (10/1±03/0) بین میانگین فرضی (صفر) و میانگین تفاوت معناداری وجود داشت (702/0p=). همچنین میانگین دانشجویان پسر در دو مولفه جستجوی اطلاعات و راهبردهای یادگیری انعطاف پذیر بیش تر از میانگین دختران بوده است (0001/0p=).
    نتیجه گیری
    دانشجویان علوم پزشکی نسبت به مولفه های یادگیری مادام العمر نگرش مثبتی دارند. بالاترین میانگین مولفه کاربرد دانش و مهارت و پایین ترین مولفه جستجوی اطلاعات است. با توجه به ماهیت کاربردی و عملی بودن دروس رشته پزشکی، میانگین مولفه کاربرد دانش و مهارت بیش تر از سایر مولفه هاست. نکته قابل تامل است که دانشجویان در مولفه جستجوی اطلاعات کم ترین میانگین را دارند و نیاز است در برنامه درسی به مهارت مدیریت اطلاعات و اشتراک دانش بیش تر توجه شود.
    کلیدواژگان: یادگیری مادام العمر، نگرش، دانشجویان علوم پزشکی، جستجوی اطلاعات
  • سمیرا آل سعیدی ، سمیرا رجایی، سعیدرضا مهرپور، مریم علیزاده* صفحات 310-318
    مقدمه
    نحوه ارائه سناریو در جلسات یادگیری مبتنی بر مورد و پیامدهای آموزشی آن محل سوال است. این مطالعه با هدف بررسی دیدگاه دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در مورد پیامدهای یادگیری و انگیزشی استفاده از بیمار واقعی در مقایسه با سناریوی کتبی در جلسات یادگیری مبتنی بر مورد در دوره علوم پایه انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی در سال 1396 در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران بر روی 85 نفر از دانشجویان پزشکی ورودی 95 رشته پزشکی و با روش نمونه گیری در دسترس انجام شد. 74 نفر پرسشنامه را تکمیل نمودند. در سال اول دوره علوم پایه در جلسات یادگیری مبتنی بر مورد از سناریوی کتبی استفاده شد. در جلسه بحث موردی ایمونولوژی در سال دوم، بیماران واقعی دعوت شدند و سپس نظرات دانشجویان با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته روا و پایا بررسی شد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    کلیه دانشجویان شرکت کننده در پژوهش معتقد بودند که حضور بیمار جذاب و چالش برانگیزتر از سناریوی کتبی بود. 73 نفر (22/98%) حضور بیمار واقعی را بر سناریوی کتبی ترجیح می دادند. 69 نفر (86/92%) بیان کردند که حضور بیمار واقعی نسبت به سناریوی کتبی تاثیر بیش تری بر یادگیری دارد. 73 نفر (22/98 درصد) معتقد بودند که استفاده از بیماران واقعی در کلاس های درس علوم پایه انگیزه بیش تری برای حضور در کلاس درس فراهم می کند.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که دانشجویان پزشکی استفاده از بیمار واقعی را به جای سناریوی کتبی در جلسات یادگیری مبتنی بر مورد ترجیح می دهند. از دید دانشجویان بیمار واقعی جالب تر و چالش برانگیزتر است، بر یادگیری و یادداری مطالب تاثیر بیش تری دارد و در درک ارتباط بین علوم پایه و بالین و بر مطالعه علوم پایه موثرتر است.
    کلیدواژگان: یادگیری مبتنی بر مورد، پیامدهای یادگیری، دانشجوی پزشکی، دوره علوم پایه
  • خاطره عنبری ، سیدامیریاسین احمدی* ، سبحان رضائیان، توماج سابوته، راضیه شیرزادگان، نجمه پیرزاد روزبهانی صفحات 319-321
  • رضا سپهوند ، سیدعلی حزنی * صفحات 322-323
  • زینب همتی ، علیرضا ایرج پور، مریماللهبخشیان، مریم ورزش نژاد، مهشید عبدی شهشهانی صفحات 324-332
    مقدمه
    با توجه به این که رشته کارشناسی ارشد نوزادان تاکنون مورد بررسی سیستماتیک و ارزشیابی قرار نگرفته است، نیازمند ارزشیابی منسجم و نظام مند به منظور ارتقای سطح کمی و کیفی است. لذا این مطالعه با هدف ارزشیابی دوره کارشناسی ارشد پرستاری مراقبت های ویژه نوزادان بر اساس الگوی سیپ (CIPP) در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی- مقطعی به صورت ارزشیابی آموزشی بر مبنای الگوی سیپ در سال 1393 انجام شد. تعداد 40 نفر مشارکت کننده که شامل، یک مدیرگروه، 7 نفر از اعضای هیات علمی گروه کودکان و نوزادان، 25 نفر دانشجو و 7 نفر از دانش آموختگان مقطع کارشناسی ارشد مراقبت ویژه نوزادان دانشکده پرستاری اصفهان به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. ارزشیابی برنامه با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته براساس الگوی سیپ، شامل ابعاد زمینه، درون داد، فرآیند و برون داد انجام شد. جهت سنجش روایی صوری و محتوایی از نظر متخصصین و برای تعیین پایایی پرسش نامه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد.
    نتایج
    میانگین به دست آمده در حیطه ی زمینه (77/18±7/47 از مجموع 70 امتیاز) ، فرآیند (5/23±24/120 از مجموع 160 امتیاز) و برون داد (16/85±17/59 از مجموع 90 امتیاز) و به طور معنادار بالاتر از حد متوسط (001/0>p) بود، میانگین نمره در حیطه درون داد (9/18±17/84 از مجموع 155 امتیاز) و پایین تر از حد متوسط بود (003/0p=).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه وضعیت حیطه درون داد دوره کارشناسی ارشد مراقبت های ویژه در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان نامطلوب بود، بنابراین پیشنهاد می شود در راستای ارتقای کیفیت آموزشی و اصلاح دوره کارشناسی ارشد پرستاری مراقبت ویژه نوزادان، تاکید بیش تری بر ارتقای عوامل موثر بر درون داد به ویژه برنامه درسی و اساتید انجام گیرد.
    کلیدواژگان: ارزشیابی آموزشی، کارشناسی ارشد مراقبت ویژه نوزادان، الگو ی سیپ
  • محبوبه خباز مافی نژاد ، عظیم میرزازاده ، بردیا خسروی، مریم علیزاده صفحات 333-344
    مقدمه
    یکی از مهم ترین چالش ها در آموزش مبتنی بر پیامد، درک ضرورت کسب توانمندی ها توسط دانشجویان است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی دیدگاه و نگرش دانشجویان نسبت به معرفی توانمندی های مورد انتظار دوره پزشکی عمومی است.
    روش ها
    در این مطالعه شبه تجربی بدون گروه کنترل و با پیش آزمون و پس آزمون، 442 نفر از دانشجویان جدیدالورود پزشکی، به صورت سرشماری در برنامه معرفی توانمندی ها شرکت کردند. بعد از نمایش هر فیلم، دانشجویان در قالب گروه های کوچک به بحث و تامل بر سکانس های فیلم در ارتباط با توانمندی های مورد انتظار به روش بارش افکار پرداختند. پیش آزمون و پس آزمون با هدف مقایسه نگرش دانشجویان نسبت به اهمیت کسب توانمندی ها انجام گرفت. در انتهای برنامه نیز پرسشنامه ارزشیابی محقق ساخته روا و پایا تکمیل شد. به منظور تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمون تی وابسته استفاده شد.
    نتایج
    اکثر دانشجویان (5/83 درصد) اذعان کردند که از طریق شرکت در برنامه توانسته اند، درک روشنی نسبت به توانمندی های مورد انتظار پیدا کنند. همچنین 7/69 درصد از دانشجویان اظهار کردند که برگزاری برنامه آشنایی با توانمندی ها باعث افزایش تمایل آنان نسبت به یادگیری و تقویت توانمندی ها در طی دوران تحصیل شد. بین میانگین درک دانشجویان نسبت به اهمیت کسب توانمندی ها قبل و بعد از برنامه در برخی حیطه ها شامل برقراری ارتباط موثر با بیمار و خانواده وی (03/0p=, 2/15t=) ، تعامل با اعضای تیم پزشکی، پرستاران و سایر همکاران (01/0>p, 2/90t=) ، برقراری تعادل بین کار و زندگی شخصی (01/0p=, 2/40t=) ، توانایی مدیریت استرس و هیجانات (01/0>p, 2/72t=) ، توانایی نقد و جمع آوری اطلاعات معتبر (02/0p=, 2/37t=) ، آشنایی با سیستم بهداشتی و درمانی (03/0p=, 2/25t=) ، تفاوت معنادار وجود داشت.
    نتیجه گیری
    اکثر دانشجویان، برنامه معرفی توانمندی های دوره پزشکی در ابتدای دوره تحصیل ضروری است و حضور در این برنامه توانسته انگیزه آنان را برای کسب و تقویت توانمندی ها در طی دوران تحصیل افزایش دهد.
    کلیدواژگان: توانمندی، برنامه درسی مبتنی بر پیامد، دانشجوی پزشکی، دوره پزشکی عمومی
  • ماندانا جوانک ، خدایار ابیلی، جواد پورکریمی، سید کامران سلطانی عربشاهی صفحات 345-352
    مقدمه
    دانشگاه های علوم پزشکی بیش از هر زمان دیگری به مدیران و رهبران شایسته و اثربخش نیاز دارند تا با تهدید ها و چالش های دنیای مدرن روبرو شوند. این مطالعه با هدف بررسی مطالعات انجام شده در خصوص مولفه های توسعه حرفه ای مدیران گروه های آموزشی علوم پزشکی انجام شد.
    روش ها
    در این مرور سیستماتیک مطالعات موجود مرتبط با مولفه های توسعه حرفه ای مدیران گروه های آموزشی علوم پزشکی به زبان های فارسی و انگلیسی در فاصله سال های 1990 تا 2016 با استفاده از روش تحلیل چارچوب مورد بررسی قرارگرفت. کلید واژه های اصلی مورد استفاده در این تحقیق، عبارت بودند از: Professional Development، Department Chair، Department Head، Program Director، Educational Leadership و Leadership Development و پایگاه ها و نمایه های اصلی جستجو شامل: Cochran Data Base of Systematic Review، Eric، Medline، Pubmed، Science Direct، Sage، Wiley، Taylor& Francis، Proquest، SID، Iran Medex و Magiran بودند. در جستجوی اولیه 1065 مقاله به دست آمد. پس از غربالگری و ارزیابی کیفی مطالعات، سنتز نهایی بر روی 35 مطالعه انجام شد. روش تحلیل داده ها تحلیل چارچوب (Framework Analysis) بود.
    نتایج
    سنتز مقالات مرتبط در دو دسته مطالعات آموزش عالی و آموزش پزشکی، مولفه های توسعه حرفه ای مدیران گروه های آموزشی علوم پزشکی را در شش درون مایه شامل توسعه مدیریتی، توسعه رهبری، توسعه فردی، توسعه آموزشی، توسعه پژوهشی و توسعه بالینی مشخص نمود.
    نتیجه گیری
    شش درون مایه حاصل از این مرور سیستماتیک، می تواند الگویی اثربخش برای طراحی برنامه های توسعه حرفه ای مدیران گروه های آموزشی علوم پزشکی باشد و نتایج مفیدی در ارتقای کیفیت آموزش علوم پزشکی داشته باشد.
    کلیدواژگان: توسعه حرفه ای، مدیر گروه، آموزش پزشکی، آموزش عالی، مرور سیستماتیک
  • محمدرضا یزدانخواه فرد ، سحر غلامی باروقی ، مسعود بحرینی، کامران میرزایی صفحات 353-361
    مقدمه
    توسعه یادگیری پیشرفته همراه با پیشرفت دانشجویان، از اهداف مهم آموزش عالی و رویکردهای یادگیری از مفاهیم کلیدی آن است. بنابراین درک چگونگی تغییر رویکردهای یادگیری دانشجویان در طول زمان بسیار مهم است. هدف این مطالعه بررسی رویکردهای یادگیری دانشجویان کارشناسی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر در طول دوره تحصیل است.
    روش ها
    این پژوهش توصیفی که به صورت طولی طی سال های 1391 تا 1395 انجام گرفت، رویکردهای یادگیری دانشجویان کارشناسی پرستاری و مامایی ورودی مهر 1391 دانشگاه علوم پزشکی بوشهر (76=n) که به صورت سرشماری وارد پژوهش شده بودند به وسیله پرسشنامه تجدید نظر شده دو عاملی فرآیند مطالعه که روایی و پایایی نسخه فارسی آن تایید شده، مورد سنجش قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری توصیفی، آزمون تی مستقل و آنووا انجام شد.
    نتایج
    تحلیل داده ها نشانگر استفاده غالب دانشجویان از رویکرد یادگیری عمقی (234/81±7/29 از مجموع 50 نمره) در کل دوره تحصیل بود. با این حال آزمون آنووا تفاوت آماری معناداری را در نمره رویکرد سطحی و عمقی دانشجویان پرستاری (109/0=p و 481/0=p) و مامایی (232/0=p و 328/0=p) بر حسب سال تحصیل نشان نداد. اگرچه آزمون تی مستقل تفاوت آماری معناداری را در استفاده از رویکرد سطحی بر حسب رشته تحصیلی (020/0=P) و بر حسب جنسیت نشان داد (001/0=P).
    نتیجه گیری
    اگرچه رویکرد غالب دانشجویان، رویکرد یادگیری عمقی بود با این حال تغییری در رویکردهای یادگیری آنها با افزایش سنوات تحصیل ایجاد نشده بود. بنابراین با توجه به تاکید آموزش عالی بر توسعه یادگیری عمقی در بین دانشجویان و اهمیت رشته های علوم پزشکی در جامعه، بررسی توسط اساتید، مسوولان و برنامه ریزان آموزشی ضروری است.
    کلیدواژگان: آموزش عالی، پرستاری، مامایی، رویکردهای یادگیری، یادگیری سطحی، یادگیری عمقی
  • مریم معینی ، مسیح صبوری، زهرا محمدی خشویی صفحات 362-371
    مقدمه
    هر گونه تصمیم فردی برای سرمایه گذاری در آموزش عالی نیازمند ارزیابی بازدهی اقتصادی آن است. این مطالعه با هدف تحلیل بازده اقتصادی مورد انتظار دانشجویان پزشکی عمومی برای تحصیل در رشته پزشکی عمومی و دوره تخصص پزشکی انجام شد.
    روش ها
    در این پژوهش کاربردی، مقطعی و توصیفی، با استفاده از جدول گرجسی و مورگان نمونه آماری پژوهش شامل 208 نفر از دانشجویان دوره پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1395 محاسبه شد. برای ارزیابی سرمایه گذاری در رشته های تحصیلی پزشکی عمومی و دوره تخصص پزشکی از روش نرخ بازدهی داخلی استفاده شد. جمع آوری داده ها توسط پرسشنامه ای مبتنی بر پرسشنامه استاندارد انگیزش شغلی هاکمن و اولدهام Hackman & Oldham)) انجام شد. سوالات پرسشنامه بر اساس رشته های تحصیلی پزشکی عمومی و دوره تخصص پزشکی تعدیل شد. روایی محتوایی پرسشنامه بر اساس نظر کارشناسان و ثبات در پایایی آن بر اساس ضریب همبستگی درون خوشه ای(82/0=r) مورد تایید قرار گرفت. داده ها با بهره گیری از نرم افزار Stata-12 مورد تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    دانشجویان تحصیل در دوره های پزشکی عمومی و تخصص را در مقایسه با رشته های رقیب دارای بازده انتظاری بالاتری می دانند و بیش ترین بازده انتظاری را در بین همه رشته های مورد بررسی در این مطالعه برای دوره های تخصص پزشکی قائل هستند. بازده انتظاری تحصیل در دوره های پزشکی عمومی و تخصص برای دانشجویان مرد بالاتر محاسبه شد.
    نتیجه گیری
    دانشجویان در انتخاب رشته های تحصیلی رفتار اقتصادی دارند. آنها ارزیابی اقتصادی مورد انتظار خود را در تصمیم برای ادامه تحصیل در رشته های پزشکی عمومی و دوره تخصص پزشکی در نظر می گیرند. بنابراین، مولفه های اقتصادی مربوط به شغل آینده یکی از عوامل مرتبط با ادامه تحصیل در رشته های پزشکی است.
    کلیدواژگان: سرمایه انسانی، نرخ بازدهی داخلی، پزشکی عمومی، دوره تخصص پزشکی، بازده اقتصادی
  • محسن ادیب حاج باقری ، عفت امین الرعایایی صفحات 372-373
    بررسی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و عوامل موثر بر آن از اهمیت حیاتی برخوردار است و می تواند ضمن نشان دادن وضعیت موجود دانش آموزان، با شناسایی عوامل موثر، راه کارهایی را جهت بهبود شرایط نشان دهد. محمدی و همکاران در آخرین شماره آن مجله طی مقاله ارزشمندی کوشیده اند تا ضمن بررسی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، با بررسی برخی عوامل مهم زمینه ای، مدلی ساختاری را برای تبیین و پیش بینی نقش عملکرد خانواده، کفایت اجتماعی، و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان، در پیشرفت تحصیلی ارائه دهند (1). چنین مطالعه ای به ویژه از آن جهت می تواند ارزشمند باشد که به خانواده ها و نیز جامعه علمی متذکر می شود که پیشرفت تحصیلی تنها متاثر از نظام آموزشی نیست بلکه عوامل مربوط به تفاوت های فردی و زندگی خانوادگی نیز بر آن تاثیر به سزایی دارند (2). به عبارت دیگر، این مطالعه نشان می دهد که پیشرفت تحصیلی یک متغیر چندین عاملی است و به خصوص والدین و اولیای آموزشی را به این نکته رهنمون می شود که ساختار و رفتارهای خانواده ضمن تاثیر مستقیم بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، می تواند با تاثیر بر احساس کفایت اجتماعی و خودکارآمدی آنها، به صورت غیرمستقیم نیز بر پیشرفت تحصیلی آنها موثر باشد. با وجود این، گزارش نتایج مطالعه مذکور با اشکالاتی همراه است که عملا می تواند بر اعتماد به نتایج مطالعه و نیز کاربرد آن تاثیر نامناسب داشته باشد.
    الف: نویسندگان مقاله متذکر شده اند که نتایج را با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل نموده اند. باید توجه داشت که اگرچه این نرم افزار به وفور توسط محققان استفاده شده و می شود، اما نتایج تجزیه و تحلیل های حاصل از آن با نقایص ذاتی همراه است. از جمله این که معمولا خطاهای اندازه گیری را در تجزیه و تحلیل لحاظ نکرده و نتایج حاصل از اندازه گیری ها را متقن تلقی می کند. نادیده انگاری خطاهای رخ داده در اندازه گیری متغیرهای مشاهده شده، به ویژه هنگامی که تحلیل مسیر انجام می شود و مدل ‎های معادلات ساختاری طراحی می شوند، باعث کاهش اعتمادپذیری مدل ‎های پیشنهادی می شود. با توجه به همین نقطه ضعف، شرکت IBM با افزودن برنامه AMOS به نرم افزار SPSS-22 و نیز نسخه های بعدی آن، زمینه را برای رفع این اشکال فراهم آورده است، اما نویسندگان مقاله مورد اشاره، ذکری از استفاده از برنامه AMOS نکرده اند و نمای ارائه شده در نمودارهای شماره 1 و 2 مقاله مذکور نیز نشان می دهد که این نمودارها با برنامه مذکور رسم نشده اند، خطاها را شامل نمی شوند و نویسندگان نیز در هیچ جای مقاله ذکری از مد نظر قرار دادن خطاهای روی داده در متغیرهای مشاهده شده ننموده اند.
    ب: حجم نمونه می تواند بر نتایج مطالعات تاثیرگذار باشد. لذا ذکر نحوه محاسبه حجم نمونه از اهمیت برخوردار است. در عین حال، در چنین مطالعاتی باید شاخص هایی را برای اطمینان از کفایت حجم نمونه محاسبه و گزارش داد. معمولا به این منظور شاخص KMO گزارش می شود. ولی در مقاله مذکور این شاخص گزارش نشده است. اگرچه حجم نمونه این مطالعه نسبتا بالا بوده است اما با توجه به تعدد ابزارهای مورد استفاده و تعدد متغیرهای مشاهده شده، باید شاخص معتبری از این قبیل محاسبه و گزارش می شد. به ویژه آن که در متن مقاله هیچ اشاره ای نیز به ریزش نمونه و نیز نحوه برخورد با داده های گم شده انجام نشده است.
    ج: برخی از ضرایب مدل چندان قوی نبوده و در دامنه 11/0، 15/0 و 29/0 قرار دارند که اگرچه ممکن است به لحاظ آماری معنادار باشند، نسبتا ضعیف هستند. لذا برای مشخص شدن میزان اعتبار مدل، لازم بوده است نویسندگان شاخص های برازش مدل را گزارش دهند. در این صورت قضاوت درباره برازش مدل و میزان تطابق مدل با شرایط واقعی برای خوانندگان امکان پذیرتر خواهد بود. با وجود این، نویسندگان هیچ گزارشی درباره شاخص های برازش مدل نهایی خود ارائه نداده اند. در چنین شرایطی خوانندگان به زحمت می توانند تخمینی از میزان تطابق مدل ارائه شده با شرایط واقعی به دست آورند (3).
    ارائه اطلاعات تکمیلی فوق، به خوانندگان مقاله مورد بحث می تواند ضمن کمک به درک بهتر مدل، قابلیت اطمینان و انگیزه بیش تری برای کاربرد نتایج این مطالعه بوجود آورد.
    علی رغم پیگیری های مکرر کارشناس دفتر مجله، نویسندگان در این خصوص پاسخی ارائه نفرمودند.
  • عباسعلی ابراهیمیان ، فاطمه کوهساریان ، نفیسه رضوانی صفحات 374-381
    مقدمه
    کارآموزی های دانشجویان اتاق عمل با استرس همراه است. شاید استفاده از شبیه سازی بتواند از این اضطراب بکاهد. لذا این مطالعه با هدف بررسی تاثیر شبیه سازی محیط اتاق عمل بر میزان اضطراب پنهان دانشجویان رشته کارشناسی اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی سمنان در طی کارآموزی در اتاق عمل انجام شد.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی بود. کلیه دانشجویان یک کلاس (17نفر) به طور تصادفی ساده به دو گروه شبیه سازی و شاهد تقسیم شدند. گروه شبیه سازی قبل از شروع کارآموزی تحت آموزش به روش شبیه سازی شده قرار گرفتند. اما گروه شاهد قبل از شروع کارآموزی آموزش های معمول و سنتی را دریافت کردند. میزان اضطراب دانشجویان قبل از شروع مداخله، روز اول کارآموزی و روز آخر کارآموزی با استفاده از پرسشنامه اضطراب پنهان اشپیل برگر (Spielberger's) سنجیده شد. داده ها با استفاده از آزمون های یو من ویتنی و فریدمن در سطح معناداری 05/0 تحلیل شد.
    نتایج
    میانگین نمرات اضطراب دانشجویان قبل از شروع مداخلات، روز اول و روز آخر کارآموزی به ترتیب در گروه شبیه سازی 64/7±75/43، 12/5±00/41 و 32/2±62/37 و در گروه شاهد 23/6±11/42، 80/6±88/40 و 07/5±55/42 از مجموع80 نمره بود. هیچ تفاوت معناداری بین نمرات اضطراب دانشجویان در زمان قبل از مداخله و روز اول کارآموزی بین دو گروه وجود نداشت (321/0=P). اما تفاوت معناداری بین نمرات اضطراب دانشجویان در دو گروه، در آخرین روز کارآموزی وجود داشت (078/2-t= و 021/0p=)
    نتیجه گیری
    قرار دادن دانشجویان اتاق عمل در یک محیط شبیه سازی شده، قبل از کارآموزی، نمی تواند موجب کاهش اضطراب آنها در اولین روز کارآموزی شود. اما می تواند باعث کاهش اضطراب آنها در طول دوره کارآموزی شود و میزان اضطراب آنها را در انتهای دوره کارآموزی به طور معناداری کاهش دهد.
    کلیدواژگان: شبیه سازی، دانشجو، اتاق عمل، اضطراب، کار آموزی
  • امید یقینی ، نیکو یمانی، سعیده دریازاده، مهدی برزگر، علی صادقی صفحات 382-392
    مقدمه
    یکی از مهم ترین اهداف دوره آموزش پزشکی عمومی، رسیدن به سطح قابل قبول توانمندی در مهارت های بالینی دانشجویان پزشکی است. دانشکده های پزشکی باید در جهت رسیدن به استانداردهای بین المللی آموزش پزشکی عمومی گام بردارند. این مطالعه با هدف تعیین میزان مواجهات کارآموزان پزشکی با مهارت های بالینی مورد انتظار و مقایسه با حداقل های تعیین شده در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه به صورت توصیفی مقطعی در سال تحصیلی 95-1394 و نمونه گیری به روش سرشماری (95نفر) انجام شد. مهارت های مورد انتظار به صورت چک لیستی به شورای آموزشی گروه های بالینی داده شد و تعداد حداقل های مواجهه با آنها مشخص گردید. تعداد مواجهه بالینی در هر مهارت در طول دوره کارآموزی و اطلاعات زمینه ای دانشجویان در چک لیست پرسیده شد. داده ها با استفاده از آزمون های One sample T test و T مستقل، کای دو و آزمون های همبستگی پیرسون و اسپیرمن تحلیل گردید.
    نتایج
    هیچ یک از کارآموزان در مهارت های بالینی شامل انجام کات داون، انجام تامپون قدامی، خون گیری شریانی، رگ گیری و وصل سرم، آتل گیری، انجام Basic CPR، انجام واکسیناسیون روتین اطفال، انجام پانسمان هایی با نیاز به دبریدمان و شستشوی تخصصی، نمونه گیری سوپراپوبیک، گچ گیری ساده و بازکردن گچ، تخلیه آبسه سطحی پوست؛ نتوانستند به تعداد حداقل مواجهه مورد انتظار تعیین شده توسط شورای آموزشی گروه های بالینی دست پیدا کنند. در مهارت های گذاشتن لوله معده و انجام CPR) ACLS, BCLS) میزان انطباق مناسب بود، ولی در سایر مهارت ها میزان انطباق پایین بود.
    نتیجه گیری
    عدم انطباق تعداد مواجهات کارآموزان با حداقل های مورد انتظار در تعداد دفعات مواجهه با مهارت های بالینی ضروری و ضعف در آموزش بالینی کارآموزان نشان دهنده کیفیت نامطلوب آموزش بالینی است، به نظر می رسد رسیدن به انطباق مطلوب قابل انتظار برای هر مهارت بالینی، وابسته به آموزش های جانبی و همکاری بیش تر دستیاران و اساتید بالینی است.
    کلیدواژگان: آموزش بالینی، توانمندی، کارآموزی، مهارت های بالینی، دانشجوی پزشکی
  • ماندانا صاحب زاده صفحات 393-394
    تغییر و تحول، پارادایم اصلی دوران معاصر است. سازمان ها از هر نوعی که باشند برای بقا نیاز به پاسخ گویی سریع به طیفی از تغییرات درون و برون سازمانی دارند. دنیایی که در حال شکل گیری است نه تنها جدید است، بلکه از ابعاد مختلفی کاملا متفاوت از گذشته است و عدم قطعیت اصلی ترین عامل تعیین کننده آینده دانشگاه ها به حساب می آید (1). به طور معمول مدیران سازمان ها برای سازگاری با تغییرات آینده و عدم قطعیت های مربوط به آنها از برنامه ریزی راهبردی استفاده می کردند. باوجود مزایای برنامه ریزی راهبردی، این رویکرد اطلاعات اندکی درباره چگونگی پیش بینی و سازگاری با تغییر در اختیار سازمان ها قرار می دهد. علاوه بر این، برنامه ریزی راهبردی توانایی آگاه ساختن مدیران سازمان ها درباره تغییرات گسترده سیاسی، محیطی، اقتصادی و یا اجتماعی را ندارد (2) ؛ همچنین در سال های اخیر، این تفکر وجود داشته است که با وجود سیاست های مبتنی بر توسعه علوم و فناوری برای احاطه بر عدم قطعیت ها، تاکنون تلاش های بشر برای برنامه ریزی آینده بر اساس دانش موجود ناکافی بوده است. این احساس نیاز به توسعه رهیافت های جدید برای پاسخ گویی به تغییرات و روش های پیش بینی تغییرات آینده در محیط عدم قطعیت انجام شده است (3). از جمله رهیافت های موثر برای کاهش این نقطه ضعف دانش و هنر آینده نگاری است.
    آینده نگاری فرایندی نظام مند در نگرشی بلندمدت تر به آینده علم، فناوری، اقتصاد، محیط و جامعه است. این نگرش در قالب شناسایی فناوری های عمومی پدیدار شده و شامل مباحث پشتیبان تحقیقات راهبردی است. تحقیقاتی که به بیش ترین منفعت اقتصادی و اجتماعی منجر می شود (4).
    در این راستا در سال 1394 اولین بسته تحول و نوآوری در آموزش علوم پزشکی، به عنوان «آینده نگاری مرجعیت علمی در آموزش علوم پزشکی کشور» تعیین گردید. جایگاه مرجعیت به معنای مراجعه مستمر دیگران به یک فرد یا سازمان است که در نتیجه برنامه ریزی بلندمدت و پشتکار جدی حاصل می شود (5). به این ترتیب با شناسایی مستمر افراد توانمند و ارائه حمایت های ویژه از این افراد، کشور به سمت مرجعیت علمی در منطقه و جهان سوق داده می شود.
    دستیابی به مرجعیت علمی و فناوری در جهان منجر به اقتدار ملی و ضامن بقا و پیشرفت جامعه است. از طرف دیگر داشتن توان آینده نگری با شناسایی انواع آینده و وضعیت مطلوب مرجعیت علمی در آموزش پزشکی و برنامه ریزی برای دستیابی به آن بسیار موثر خواهد بود و برنامه ریزی را به واقعیت نزدیک می نماید. بر این اساس و نیز با توجه به بسته های تحول در آموزش ابلاغی وزارت متبوع، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در مسیر کسب مرجعیت علمی در آموزش علوم پزشکی گام نهاده است و با تشکیل کارگروه آینده نگاری آموزش پزشکی و تشکیل جلسات و کارگاه ها و اجرای طرح های پژوهشی گوناگون، از سال 1396 برای دستیابی به مرجعیت در آموزش پزشکی در منطقه آمایشی هفت کشوری قدم برداشته است.
    ایران برای پیشرفت ملی، نیاز به کشوری برخوردار از انسان های صالح، فرهیخته، سالم و تربیت شده در مکتب اسلام و انقلاب و با دانشمندانی در تراز برترین های جهان؛ توانا در تولید و توسعه علم، فناوری و نوآوری و به کارگیری دستاوردهای آن و پیشتاز در مرزهای دانش و فناوری با مرجعیت علمی در جهان خواهد بود.
    آموزش اندیشیدن به آینده و پژوهیدن درباره آینده، یک الزام است که اگر امروز برنامه ریزان امر آموزش با نگاهی
    پیش دستانه بدان نپردازند، فردا از سر اجبار و در دنباله روی منفعلانه به دنبال آن خواهند بود.
    در پایان باید خاطرنشان کرد که به جای پیش بینی آینده بایستی به دنبال آمادگی حداکثری برای دامنه ای از اتفاقات ممکن و محتمل باشیم و حتی تفهیم این مساله که می توانیم در یک نگاه پیش دستانه به دنبال ساخت آینده های مطلوب خود در میان همه آینده های ممکن و محتمل و با در نظر گرفتن مجموع ارزش هایمان باشیم، گامی موثر در چگونگی اجرای مرجعیت علمی در آموزش پزشکی کشور تا 20 سال آینده خواهد بود.
  • فریبا حسین زادگان ، مولود رادفر ، سعدی میهن دوست صفحات 395-407
    مقدمه
    اجتماعی شدن حرفه ای به عنوان فرایندی ضروری از مهارت یادگیری، نگرش و رفتار لازم برای تحقق نقش های حرفه ای است. پیامد های اجتماعی شدن حرفه ای بسیار متغیر، گسترده و متاثر از عوامل مختلف فردی، موقعیتی و سازمانی است. هدف این مطالعه، مروری برنقش عملکرد های آموزشی در روند اجتماعی شدن حرفه ای دانشجویان پرستاری است.
    روش ها
    در این مطالعه مروری (Narrative) ، جستجوی مقالات در منابع الکترونیک و پایگاه های اطلاعاتی, CINAHL, Scopus, Google Scholar, Science Direct, Elsevier, SID, Magiran در محدوده زمانی سال های 2017-2002 و همچنین منابع کتابخانه ای انجام شد. کلید واژه های مورد استفاده شامل اجتماعی شدن، حرفه ای، فعالیت آموزشی و دانشجویان پرستاری بود. در جستجوی اولیه 106 مقاله یافت شد و در نهایت 10 مقاله وارد مطالعه گردید.
    نتایج
    مطالعات انجام شده نشان می دهد که اجتماعی شدن حرفه ای دانشجویان پرستاری در نظام آموزشی، تحت تاثیر عوامل متعددی است که از میان آن ها، در نظر داشتن نقش راهبران پرورشی (mentors) ، همتایان (peers) و الگوهای نقش (role models) موثر، بسیار حائز اهمیت است. همچنین تجارب شخصی و نقش مربیان بالینی در تسهیل توسعه یادگیری و اجتماعی شدن دانشجویان، مورد توجه است.
    نتیجه گیری
    در راستای تسهیل و ارتقای اجتماعی شدن حرفه ای دانشجویان پرستاری، بهبود و سامان دهی نظام آموزشی و اهمیت بر گزینش مربیان بالینی موثر و علاقه مند، همچنین استفاده از راهبران پرورشی، همتایان و الگوهای نقش موثر از راه کارهای پیشنهادی در این زمینه است.
    کلیدواژگان: اجتماعی شدن، حرفه ای، فعالیت آموزشی، دانشجویان پرستاری
  • مصطفی نجفی ، فریبا جوکار ، رویا ملاباشی، مهسا وهمن صفحات 408-416
    مقدمه
    محیط آموزشی یکی از اجزای فرآیند یاددهی – یادگیری است. آموزش بالینی به عنوان جزیی آموزش پزشکی امروزه با چالش های متعددی روبرو است. امروزه محیط های آموزشی بالینی متفاوت از محیط های بالینی بیمارستانی و درمانگاهی وجود دارد. با توجه به راه اندازی آزمایشگاه ابزاری در گروه روانپزشکی اصفهان، مطالعه ی حاضر با هدف تبیین دیدگاه دستیاران روانپزشکی در آزمایشگاه مداخلات ابزاری در روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه ی کیفی اکتشافی که با روش نمونه گیری هدف مند انجام شد. کلیه دستیارانی که دوره آزمایشگاه مداخلات ابزاری در روانپزشکی را گذرانده بودند و مایل به شرکت در پژوهش بودند وارد مطالعه شدند. (9 نفر). جهت جمع آوری داده ها در این پژوهش از روش گروه متمرکز استفاده شد. تجزیه و تحلیل متن مصاحبه با استفاده از تحلیل مضمون انجام گرفت.
    نتایج
    با استفاده از روش استقرایی دو مضمون آزمایشگاه "مداخلات ابزاری عرصه ای نو" و "دستیاری روانپزشکی قصه ای دیگر " به دست آمد از داده های این پژوهش آشکار گردید که هر کدام از این دو مضمون در برگیرنده ی دو زیر مضمون مشتمل بر" اجزای آزمایشگاه مداخلات ابزاری" و مزایای آزمایشگاه مداخلات ابزاری "بود.
    نتیجه گیری
    آزمایشگاه مداخلات ابزاری اجزای یک محیط بالینی را در بر گرفته است و با توجه به ماهیت آن منجر به ایجاد تجارب مثبت در دستیاران شده است.
    کلیدواژگان: محیط آموزشی، آموزش پزشکی، آموزش بالینی روانپزشکی، دستیاران پزشکی
  • مجتبی کرباسی ، حسین براتی ، منیژه یوحنایی صفحات 417-424
    مقدمه
    آزمون زبان انگلیسی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (MHLE) از جمله آزمون های مهم و سرنوشت ساز زبان انگلیسی است که به صورت ملی و به شکل ادواری، در ایران برگزار می شود. این مطالعه به منظور بررسی نقش جنسیت و رشته تحصیلی و ارتباط آن با نمرات شرکت کنندگان در آزمون زبان انگلیسی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، انجام گرفت.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی-مقطعی ، عملکرد شرکت کنندگان در یکی از دوره هایی این آزمون (سال 1392 / 2013 که با حضور 1777 نفر (799 نفر مرد و 978 نفر زن) برگزار شد، از نظر جنسیت داوطلبان و نیز رشته تحصیلی (پزشکی 406 نفر، 30% پیراپزشکی 1371 نفر، 70%) و ارتباط جنسیت و رشته تحصیلی با نمرات آنان مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل واریانس دو راهه (two-way ANOVA) تحلیل شد.
    نتایج
    عملکرد داوطلبان زن شرکت کننده در آزمون زبان MHLE از عملکرد داوطلبان مرد به صورت معناداری بالاتر بود (میانگین نمره داوطلبان دختر 342/0±07/50، داوطلبان پسر 461/0±08/46). همچنین نتایج نشان داد نمرات داوطلبان شرکت کننده رشته های پزشکی از نمرات دانشجویان رشته های پیراپزشکی بالاتر و از نظر آماری معنادار بود (میانگین 31/49 و خطای انحراف44/0 در مقابل داوطلبان رشته های پیراپزشکی (24/0±84/46).
    نتیجه گیری
    با توجه به تاثیر معنادار دو عامل جنسیت و رشته تحصیلی بر عملکرد داوطلبان آزمون زبان انگلیسی وزارت بهداشت (MHLE) ، لازم است در جهت پیشگیری از سوگیری احتمالی سوالات، پاسخ داوطلبان به تک تک سوالات با یکی از شیوه های برتر تجزیه و تحلیل، همچون تکنیک"عملکرد افتراقی سوالات" (Differential Item Functioning) نیز مورد بررسی قرار گیرد. این امر می تواند از احتمال به خطر افتادن روایی آزمون و تصمیم گیری هایی که به نفع بعضی از داوطلبان بر حسب جنسیت و یا رشته ای خاص است، پیشگیری نماید.
    کلیدواژگان: آزمون زبان MHLE (Ministry of Health Language Exam)، مهارت عمومی زبان انگلیسی، جنسیت، رشته های پزشکی و پیراپزشکی
  • مهلا سلاجقه ، عظیم میرزازاده، رقیه گندمکار صفحات 425-435
    مقدمه
    با توجه به اهمیت روزافزون بررسی اثربخشی برنامه های توانمندسازی اعضای هیات علمی در دانشگاه های علوم پزشکی، مطالعه حاضر با هدف مرور جنبه های مختلف ارزشیابی برنامه های توانمندسازی اعضای هیات علمی در آموزش علوم پزشکی انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه مروری با استفاده از کلمات کلیدی آموزش/توسعه اعضای هیات علمی، آموزش/توسعه اساتید، آموزش ضمن خدمت، ارزشیابی برنامه و معادل انگلیسی آن ها شامل staff training/development، in-service training، medical faculty، faculty training/development، program evaluation و ادغام این عبارات، موتورهای جستجو، پایگاه های اطلاعاتی، سایت ها و مجلات معتبر مانند Google scholar، Medline، Eric، Scopus، Ovid، Science direct، Medical education، Medical teacher، PubMed، BMC، SAGE، Magiran مورد جستجو قرار گرفت و جنبه های مختلف ارزشیابی برنامه های توانمندسازی در مقالات به دست آمده، بررسی شد.
    نتایج
    از مجموع 62 مقاله مرتبط به دست آمده در نهایت 29 مقاله مورد بررسی قرار گرفت. جنبه های مختلف ارزشیابی برنامه های توانمندسازی، در چهار دسته: مدل نظری ارزشیابی، روش گردآوری اطلاعات ارزشیابی، منبع ارائه اطلاعات ارزشیابی و یافته های ارزشیابی دسته بندی شد. بیش تر مطالعات انجام شده در زمینه ارزشیابی برنامه های توانمندسازی براساس مدل کرک پاتریک (Kirk Patrick) انجام شده است. پرسشنامه شایع ترین روش جمع آوری داده ها بوده است. منبع جمع آوری اطلاعات در بیش تر ارزشیابی ها، مشارکت کنندگان (اعضای هیات علمی) در دوره بودند و نتایج ارزشیابی های انجام شده نشان دهنده رضایت بالای اعضای هیات علمی از برنامه های توانمندسازی بوده است.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های پژوهش حاضر توصیه می شود در ارزشیابی برنامه های توانمندسازی از روش های ارزشیابی ترکیبی استفاده شود و تغییرات حاصل از برنامه های توانمندسازی اعضای هیات علمی در سطح سازمان و میزان استفاده از آموخته ها در محیط کار مورد بررسی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: توانمندسازی اعضای هیات علمی، آموزش پزشکی، ارزشیابی
  • مهراندخت نکاوند ، حمیدرضا آراسته، پریوش جعفری * صفحات 436-447
    متوجه به انگیزه و پیشرفت دانشجویان از نظر علمی و فرهنگی حائز اهمیت است. از عوامل موثر در پیشرفت و موفقیت دانشجویان مفهوم "اشتیاق تحصیلی" است. این پژوهش با هدف تبیین رابطه بین متغیرهای اشتیاق تحصیلی و عوامل موثر فردی و دانشگاهی و در نتیجه ارائه مدلی برای ارتقای اشتیاق تحصیلی انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه در دو بخش کیفی- کمی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی تهران انجام شد. تعداد 364 نفر به روش نمونه گیری ترکیبی انتخاب شدند. داده ها در بخش کیفی از طریق مصاحبه و در بخش کمی از طریق پرسشنامه روا و پایا جمع آوری گردید. تحلیل داده های کیفی از طریق کد گذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده های کمی، در بخش آمار توصیفی فراوانی، درصد فراوانی، میانگین، انحراف معیار و واریانس، و در بخش آمار استنباطی از آزمون های t تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی اکتشافی، ضریب رگرسیون، تحلیل عاملی تاییدی و تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری از طریق نرم افزار لیزرل استفاده گردید.
    نتایج
    میانگین اشتیاق تحصیلی در دانشجویان علوم پزشکی 47/3 (از مجموع 5 نمره) با انحراف معیار47/0و از حد متوسط بالاتر بود. بین عوامل فردی با "اشتیاق تحصیلی" همبستگی مثبت (58/0) و معناداری در سطح 01/0 وجود داشت، همچنین بین عوامل دانشگاهی با "اشتیاق تحصیلی" همبستگی مثبت (40/0) و معناداری در سطح 01/0 وجود داشت. نتایج بخش ساختاری مدل ارتقای اشتیاق تحصیلی نشان داد، عوامل فردی با ضریب 79/0و عوامل دانشگاهی با ضریب 23/0 در ارتقای اشتیاق تحصیلی دانشجویان تاثیرگذار هستند، این دو عامل 84% واریانس اشتیاق تحصیلی را تبیین می کند.
    نتیجه گیری
    با تقویت عوامل فردی و عوامل دانشگاهی می توان اشتیاق تحصیلی را در دانشجویان علوم پزشکی ارتقا بخشید.
    کلیدواژگان: اشتیاق تحصیلی، عوامل اثرگذار بر اشتیاق تحصیلی، دانشجویان علوم پزشکی
  • حبیباللهرضایی *، فردوسی رحیمی، نیکو یمانی صفحات 448-459
    مقدمه
    پرستاران باید واجد صلاحیت های علمی، عملی و مهارت های کامل در امر آموزش پیشگیری و کنترل سوء مصرف مواد و درمان بیماری اعتیاد باشند. این مطالعه با هدف تعیین نیازهای آموزشی دانشجویان پرستاری جهت کار در مراکز ترک اعتیاد انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی در سال تحصیلی 1395-1394 در شهر اصفهان انجام گرفت. جمعیت مورد مطالعه جهت تعیین نیازهای آموزشی، اساتید دانشکده پرستاری، پزشکان، پرستاران وگیرندگان خدمات تخصصی اعتیاد مراکز مشاوره و درمان تخصصی اعتیاد بودند. داده های مورد نیاز برای نیازسنجی با استفاده از فن دلفی در سه مرحله با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته پس از تایید روایی و پایایی جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از آمار توصیفی تحلیل شد.
    نتایج
    در مراحل اول، دوم و سوم دلفی به ترتیب 129 (کل جمعیت 140 نفر) ، 79 (کل جمعیت 80 نفر) و 20 (کل جمعیت 20 نفر) نفر به پرسشنامه ها پاسخ دادند. از 150 نیاز آموزشی استخراج شده جهت پرستاران برای کار در مراکز مشاوره و درمان تخصصی تعداد 69 نیاز، مربوط به حیطه شناختی، تعداد 39 نیازمربوط به حیطه عاطفی و تعداد 42 نیاز، مربوط به حیطه روانی حرکتی بود.
    نتیجه گیری
    اکثر نیازهای آموزشی دانشجویان پرستاری برای کار در مراکز مشاوره و درمان تخصصی اعتیاد مربوط به حیطه شناختی و سپس حیطه روانی حرکتی بود. پیشنهاد می شود دوره های آموزشی مدون در زمینه ی این نیازهای آموزشی برای دانشجویان پرستاری برگزار گردد و بسته آموزشی با توجه به این نیازها تهیه شود.
    کلیدواژگان: نیازسنجی، نیاز آموزشی، اعتیاد، سوء مصرف مواد، دانشجوی پرستاری، مراکز مشاوره و درمان تخصصی اعتیاد
  • فرشته عراقیان مجرد ، اکرم ثناگو ، لیلا جویباری صفحات 460-461
    تفکر و مهارت درست اندیشیدن از مسائل مهمی است که از زمان های دور توجه دانشمندان زیادی را به خود جلب کرده است و در حال حاضر پرورش مهارت های مختلف تفکر یکی از مهم ترین اهداف نظام آموزشی است (1). تفکر واکنش مغز برای پاسخ به محرک و عمدتا بر حل مساله معطوف است و از جمله اعمال شناختی (Higher cognitive function) سطح بالا محسوب می شود (2). تفکر سطح بالا شامل مهارت ها یا راهبردهای تفکر، تفکر انتقادی، استدلال علمی، پژوهش، یادگیری مساله محور و حل مساله می باشد (3). مهارت های تفکر سطح بالا به عنوان مهارت های شناختی که به یادگیرندگان اجازه می دهد در سطوح تجزیه و تحلیل، ترکیب و ارزشیابی طبقه بندی بلوم شرکت نمایند، تعریف می شود (4). مهارت های تحقیق، حل مساله، اکتشاف و نوشتن آکادمیک، که همه در طول یک مدرک کارشناسی ارشد کسب می شود، مربوط به مهارت های تفکر سطح بالا است که شامل تفکر انتقادی، تفکر بازتابی، تفکر فراشناختی و تفکر خلاق است (5).
    پرستاری از یک خدمت بشردوستانه به یک حرفه تغییر یافته است. شفقت وجنبه خدمات پرستاری دیگر جزء فضایل نیست، چون پرستاری با استدلال علمی به اصول حرفه ای تبدیل شده است (6). در دانشگاه های علوم پزشکی کشور اساتید به عنوان عنصر اصلی در آموزش و پژوهش و خدمات درمانی شناخته می شوند. چرا که آنان می توانند از طریق ترکیب مناسب و بدیع عناصر موجود در نظام آموزشی، دانشجویان را به سوی اهداف متعالی سوق داده یا محروم نمایند (7). در واقع اساتید باید به فراگیران یاد بدهد که چگونه یاد بگیرند نه این که فقط محتویات و محفوظات را به آنها آموزش دهد (8). آموزش تفکر سطح بالا به تغییرات عمیق در تدریس نیاز دارد و این امر ممکن است توانایی های مدرسان را به چالش بکشاند. به منظور داشتن کلاسهای درس دارای ویژگی تفکر، مدرسان بایستی قادر به تدریس به شیوه هوشمندانه و منعطف باشند که نمیتواند با مهارتها و روال های آموزشی سنتی و تکنیکی ثابت و تغییر نیافتنی به اجرا در آید. مدرسان میتوانند از طریق آموزش به دانشجویان در این که چگونه تفکر کنند، یاد بگیرند، به خاطر آورند و آموختههای خود را در موقعیتهای مختلف داخل و خارج کلاس درس مورد استفاده قرار دهند، به افزایش آگاهی و کنترل بر یادگیری و پرورش مهارتهای تفکر سطح بالا در آنها اقدام نمایند (9). بنابراین با توجه به اهمیتی که برخورداری چنین تفکری در فراگیران پرستاری وجود دارد و نیز برای افزایش شایستگی، مهارت و توسعه کارآفرینی در پرستاری، توصیه می شود که با برگزاری دوره های بازآموزی برای اساتید پرستاری، اعضای هیات علمی دانشکده های پرستاری توانایی لازم برای آموزش تفکر در سطوح بالا را پیدا نمایند.
    کلیدواژگان: آموزش پرستاری، نامه به سردبیر
  • میثم داستانی* صفحات 462-463
    دانایی یکی از محور ها و شاخص های اصلی پیشرفت و تعالی هر جامعه به شمار می رود. سنجش سطح دانایی به میزان تولید و مصرف اطلاعات و گسترش دانایی به دسترسی سریع و آسان به منابع علمی موثق وابسته است. منبع اصلی تولید اطلاعات و دانش جدید در واقع حاصل فعالیت های پژوهشی است که انجام می گیرد. پژوهش در هر موضوع، به هر گونه و در هر سطحی که انجام شود، تلاشی منسجم و نظام مند در راستای توسعه دانش موجود درباره موضوع های گوناگون است، بنابراین دسترس پذیر ساختن نتایج پژوهش ها از اهمیت فراوانی برخوردار است. امروزه مخازن سازمانی به عنوان یکی از ابزارها و محمل های نوین نشر علمی، جایگاه خود را در دانشگاه ها و سازمان های علمی و پژوهشی باز کرده و بسیاری از انواع منابع و مدارک علمی تولید شده در شکل ها و قالب های مختلف در سازمان ها را می توان در آنها یافت. با گسترش و توسعه ی این منابع و عرضه آنها از طریق شبکه جهانی اینترنت و نمایه شدن محتوای آنها در موتورهای جستجو، امکان دیده شدن، بازیابی و استفاده شدن مدارک و محتوای مخازن سازمانی افزایش می یابد و همین امر سبب افزایش ضریب نفوذ و تاثیر و همچنین بالاتر رفتن اعتبار سازمان در محیط خارج سازمانی می گردد. مخازن سازمانی سیستم های آرشیو آنلاین هستند که توسط دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی ارائه شده اند تا بتوانند انواع تحقیقات علمی پژوهشگران، از جمله پژوهشگران، استادان و دانشجویان را ذخیره، انتشار و حفظ نمایند. محتوای ذخیره شده مخازن سازمانی آموزش عالی شامل پایان نامه ها، مقالات مجلات، مقالات کنفرانس و سایر مقالات علمی است. مخازن سازمانی یک کانال مهم برای ایجاد دسترسی آزاد منابع دانشگاهی ایجاد می کنند (1). مخازن سازمانی همچنین به عنوان کتابخانه های دیجیتالی مورد نیاز محققان در جستجوی منابع برای کمک به جامعه علمی در توسعه دانش خود عمل می کند (2). با توجه به هدف اولیه دانشگاه ها که ترویج، انتشار و حفظ دانش است. مدیریت این اطلاعات و دانش در دانشگاه ها یکی از ضرورت ها برای مدیران دانشگاهی است. دانشگاه ها بنا به ماموریت خود نمی تواند نسبت به پژوهش هایی که توسط اعضای هیات علمی و پژوهشگران صورت می گیرد، بی توجه باشند. از این رو، ضروری است که پژوهش ها و دانش تولید شده توسط پژوهشگران دانشگاه مدیریت، اشاعه و دسترس پذیر شوند. بر این اساس، دانشگاه ها می توانند با به کارگیری مخازن سازمانی، به ماموریت خود، یعنی تولید دانش از طریق پژوهش، تحقق بخشند و با مدیریت اطلاعات منابع تولید شده در دانشگاه، به دسترس پذیر ساختن اطلاعات گردآوری شده بپردازند. همچنین استفاده از مخازن سازمانی در دانشگاه ها می تواند باعث ارتقای دسترسی آزاد، تحقیقات علمی، همکاری با دانشگاه های دیگر و جوامع آنلاین شود و همچنین باعث ارتقای میزان رویت دانشگاه ها در سطح وب و افزایش رتبه بین المللی وب سنجی آن می گردد (3تا5). مخازن سازمانی به طور گسترده ای توسط بسیاری از موسسات دانشگاهی برای برقراری ارتباط و حفظ این دانش استفاده شده است. مخازن سازمانی در چند سال گذشته بسیار مورد توجه بوده اند. در ایران با توجه به تاکید برنامه های عملیاتی وزارت بهداشت بر لزوم استفاده از مخازن سازمانی استاندارد، دانشگاه های علوم پزشکی ایران نیز به این سمت حرکت کرده اند و جهت باز انتشار و معرفی پژوهش های خود از این مخازن استفاده می کنند، اما با اعلام جدیدترین نسخه رتبه بندی مخازن سازمانی جهانی، هیچ کدام از مخازن سازمانی و دانشگاهی علوم پزشکی ایران در این لیست قرار نگرفته است، در این مورد مسوولین تحقیقات و فن آوری دانشگاه ها می بایست نسبت به بهینه سازی و ارتقای آن جدیت لازم را به خرج دهند تا بتوانند به نحو مطلوب جامعه جهانی را از انتشار پژوهش های خود آگاه سازند و به طبع رتبه های علمی دانشگاه خود را ارتقا بخشند.
    کلیدواژگان: مخازن سازمانی، نامه به سردبیر
  • گیتی ازگلی، نورالسادات کریمان، عباس عبادی، مریم مریدی * صفحات 464-476
    برای طراحی برنامه های مناسب برای ارتقای سلامت روانی دانشجویان تشخیص منبع تنش ضروری است. پرسشنامهMSSQ (Medical Student Stressor Questionnaire) ابزاری جهت سنجش منبع ایجاد کننده تنش در دانشجویان علوم پزشکی است. پژوهش حاضر با هدف تعیین روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه سنجش عوامل تنش زای دانشجویان علوم پزشکی انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه یک پژوهش روش شناختی با طرح توصیفی مقطعی بود و درسال1395- 1396 در دانشگاه های علوم پزشکی تهران انجام شد. ابتدا پرسشنامه به روش برگشتی از انگلیسی به فارسی ترجمه شد. نسخه نهایی پرسشنامه توسط 200 نفر دانشجوی سال پنجم تا هفتم پزشکی و دانشجویان سال چهارم مامایی و پرستاری تکمیل گردید. برای برآورد روایی سازه از تحلیل عاملی اکتشافی، جهت تعیین تعداد عوامل و برای برازش مدل اندازه گیری از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. پایایی ابزار با استفاده از روش همسانی درونی محاسبه گردید. برای تعیین پایایی زمانی از روش آزمون مجدد استفاده شد.
    نتایج
    یافته های پژوهش نشان داد که روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه تایید می گردد. نتایج حاصل از بررسی روایی صوری و محتوایی نشان داد همه آیتم ها مورد تایید است. در تحلیل عاملی اکتشافی 6 عامل مشخص شد که معرف 99/75 درصد از کل واریانس مشاهده شده بود. همچنین مقدار ضریب آلفا برای 92/0 و ضریب همبستگی درون خوشه ایخرده مقیاس ها بین 81/0 تا 9/0 بود و در سطح قابل قبولی است.
    نتیجه گیری
    این پرسشنامه، با توجه به شیوه اجرا و سهولت نمره گذاری که مهم ترین جنبه عملی آن است، ابزار مفید و معتبری است که می تواند عوامل تنش زای دانشجویان علوم پزشکی را ارزیابی کند؛ به گونه ای که می توان از آن به عنوان وسیله ای قابل اطمینان در پژوهش ها استفاده کرد.
    کلیدواژگان: روایی، پایایی، استرس، دانشجویان علوم پزشکی، عوامل تنش زا
  • حسین صمدی میارکلائی ، حمزه صمدی میارکلائی صفحات 477-485
    امروزه یکی از پیش شرط های توسعه اقتصادی پویا در کشورهای توسعه یافته، کارآفرینی دانشگاهی و توسعه آن در دانشگاه های علوم پزشکی است. این پژوهش با هدف رتبه بندی و مقایسه دانشگاه های استان مازندران در زمینه ی کارآفرینی دانشگاهی انجام شد.
    روش ها
    در این پژوهش کاربردی توصیفی جامعه آماری پژوهش متشکل از اساتید خبره دانشگاهی و افراد خبره حاضر در مراکز رشد دانشگاه های استان مازندران در سال 1394 بود، که به روش نمونه گیری هدف مند انتخاب شدند. ابزارهای پرسشنامه و مصاحبه برای جمع آوری داده های به کار گرفته شد. تحلیل داده ها نیز با تکنیک های تاپسیس (TOPSIS) و وزن دهی جمعی ساده (SAW) و استفاده از نرم افزار MATLAB انجام گردید.
    نتایج
    دانشگاه صنعتی بابل (1812/0؛ 1443/0w=) دارای بهترین امتیاز در زمینه ی کارآفرینی دانشگاهی بود، دانشگاه های علوم پزشکی ساری (1643/0؛ 1366/0w=) ، و علوم پزشکی بابل (1990/0؛ 1277/0w=) نیز رتبه های دوم و سوم را به خود اختصاص دادند.
    نتیجه گیری
    با توجه به رتبه تقریبا مناسب دانشگاه های علوم پزشکی در میان دانشگاه های استان مازندران، لازم است که دانشگاه های علوم پزشکی با توسعه زیرساخت های موردنیاز جهت توسعه دانشگاه کارآفرین، بتوانند ظرفیت ها و توانایی ها خود را برای افزایش کارکردهای جدید فراهم سازند.
    کلیدواژگان: کارآفرینی دانشگاهی، دانشگاه های علوم پزشکی، بهداشت و سلامت، رویکردهای تصمیم گیری چند معیاره
  • مینا امیری، زهرا خادمیان * صفحات 486-495
    مقدمه
    شبیه سازی یک فناوری آموزشی است که منجر به تسهیل یادگیری و بهبود عملکرد یادگیرنده می شود، هدف این مطالعه معرفی وکاربرد آموزش مبتنی بر شبیه سازی درآموزش بالینی اتاق عمل است.
    روش ها
    در این مقاله مروری، کلید واژه های شبیه سازی، آموزش، آموزش بالینی، آموزش اتاق عمل و شبیه سازی در اتاق عمل، برای جستجوی مقالات فارسی و انگلیسی موجود در پایگاه های اطلاعاتی،Science Direct، Google scholar،Pubmed،SID و Magiran در بازه زمانی 1396-1379 شمسی و 2000-2018 میلادی استفاده شد. مقالاتی که طبق هدف مطالعه به معرفی و کاربرد روش های آموزش مبتنی بر شبیه سازی در اتاق عمل مرتبط بودند، انتخاب و مطالعه شدند.
    نتایج
    چهل و دو مقاله، به بررسی تاریخچه و اهمیت استفاده از شبیه سازی در آموزش های بالینی، روش های ایجاد و توسعه آنها، انواع شبیه سازهای مورد استفاده در اتاق عمل. اهمیت و نوع مدل طراحی شده جهت ارزشیابی این روش ها پرداخته بودند. از جمله انواع شبیه سازها می توان به شبیه سازهای فیزیکی با فیدالیتی پایین، ابزارهای آموزشی مبتنی بر وب، آموزش های ویدیویی مبتنی بر کامپیوتر، سیستم های یادگیری مجازی، سیستم مدیریت یادگیری، "سیستم ام سی گیل (McGill) "برای آموزش و ارزشیابی مهارت های لاپاروسکوپی، روش های جراحی مبتنی بر شبیه سازی و مانکن های مبتنی بر کامپیوتر کنترل شده واقعی مثل "سیم من تری جی( Sim man 3G)"اشاره کرد.
    نتیجه گیری
    در آموزش اتاق عمل می توان از انواع شبیه سازها و مدل های ارائه شده جهت طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه آموزشی استفاده کرد. بسیاری از چالش های موجود با برنامه ریزی های مناسب قابل حل است و موسسات آموزشی می توانند با درک پتانسیل آموزشی این روش، باعث توسعه و گسترش آموزش های مبتنی بر شبیه سازی در اتاق عمل شوند.
    کلیدواژگان: آموزش شبیه سازی، شبیه سازی بیمار، اتاق عمل، تکنولوژی آموزشی، آموزش بالینی
  • سلیمان احمدی، لیلا ساداتی *، زهرا طیبی صفحات 496-507
    مقدمه
    یکی از اصول اساسی فرایند آموزش، بازنگری ادواری برنامه های درسی در هر رشته علمی و هر مقطع تحصیلی است. در برنامه درسی مقطع کارشناسی ناپیوسته اتاق عمل، دانشجویان به دلیل داشتن تجربه کاری قبلی، با مشکل تکرار برخی از دروس مواجه می شوند. لذا این مطالعه با هدف بررسی تجارب دانشجویان، دانش آموختگان و اساتید گروه اتاق عمل از برنامه آموزشی کارشناسی ناپیوسته اتاق عمل انجام شد.
    روش ها
    این پژوهش کیفی به روش تحلیل محتوای در سال 95-96 انجام شد. برای جمع آوری داده ها از نمونه گیری هدف مند استفاده شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند در طی 13 مصاحبه، جمع آوری شد. سپس مصاحبه های ضبط و پیاده شد و به روش آنالیز محتوی و با کمک نرم افزار MaxQDA2 تحلیل شد.
    نتایج
    داده ها در 3 طبقه اصلی «ساختار نامتناسب برنامه درسی» با زیر طبقات سامان دهی نامناسب محتوای آموزش، روش تدریس و کارآموزی غیر موثر، «بازدارنده ها» با زیر طبقات اشتغال هم زمان با تحصیل، مدیریت خانواده، رفت و آمد طاقت فرسا و «عوامل انگیزشی» با زیر طبقات رشد مالی، ارتقای شغلی و هویت اجتماعی دسته بندی شد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه به نظر می رسد باید در ساختار و اجرای برنامه آموزشی دانشجویان ناپیوسته اتاق عمل اصلاحاتی انجام شود که متناسب با نیاز آنان باشد.
    کلیدواژگان: برنامه آموزشی، بازنگری برنامه، اتاق عمل، کارشناسی ناپیوسته
  • وجیهه ظهورپرونده *، محمد اسدی صفحات 508-516
    مقدمه
    رشد شبکه های اجتماعی باعث شده است تا کاربردهای جدیدی از جمله در آموزش های غیر رسمی و ضمنی (دیداری، شنیداری و نوشتاری) برای این ابزار تعریف شود. تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر استفاده از شبکه اجتماعی تلگرام بر اثربخشی آموزش حرفه ای پرستاران انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه یک طرح آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون چند گروهی است. در این مطالعه از بین پرستاران یکی از بیمارستان های فوق تخصصی خصوصی در تهران، مطابق با معیارهای ورود 90 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی درقالب سه گروه 30 نفری که هر گروه تحت یک نوع شیوه آموزش (حضوری، خودخوان و از طریق تلگرام) بود، گروه بندی شدند. آنالیز آماری با استفاده از شاخص های آماری توصیفی و تحلیل واریانس یک طرفه، تحلیل واریانس دو متغیری و آزمون فیشر انجام شد.
    نتایج
    میانگین نمره افراد در روش تدریس با شیوه تلگرام به مقدار 7/3 نمره بیش از روش خودخوان و به مقدار 66/1 نمره بیش از روش تدریس حضوری بود. همچنین میانگین نمره افراد در روش تدریس حضوری 03/2 نمره بیش از روش خودخوان بود. علاوه بر این، دو متغیر ساعات کاری (19/0-) و نوع تدریس (53/0) به صورت مستقیم و دو متغیر سن (178/0) و سابقه شغلی (08/0-) به صورت غیرمستقیم بر نمره افراد تاثیرگذار بودند. بیش ترین تاثیر مربوط به متغیر نوع تدریس بود (53/0). کم ترین تاثیر نیز مربوط به سابقه شغلی بود.
    نتیجه گیری
    مدیران پرستاری می توانند برای ارتقای اثربخشی آموزش ضمن خدمت پرستاران از شبکه های اجتماعی موبایلی استفاده نمایند. حاصل این مطالعه می تواند برای سوپروایزرهای آموزشی راهنمای عملکردی مفیدی باشد.
    کلیدواژگان: آموزش، شبکه اجتماعی موبایلی، تلگرام، پرستاران
  • مهدی باقری، اطهر امید *، محمود کهن صفحات 517-528
    مقدمه
    محیط بالینی مناسب با فراهم سازی فرصت های یادگیری برای دانشجویان، نقش مهمی در آماده سازی آنها جهت به کارگیری دانش آموخته شده در بالین دارد. با توجه به پیچیدگی های اخیر موجود در آموزش بالینی، تاثیرپذیری آن از عوامل مختلف محیطی، تغییرات اخیر در محیط بالینی و نقش های چندگانه اعضای هیات علمی بالینی، لزوم بررسی این پدیده به صورت جامع احساس گردید. مطالعه حاضر با هدف تبیین تجارب اعضای هیات علمی طب اورژانس از محیط آموزش بالینی صورت گرفت.
    روش ها
    این مطالعه کیفی به روش تحلیل محتوای مرسوم انجام شد. داده ها با استفاده از نمونهگیری مبتنی بر هدف و مصاحبه فردی نیمه ساختارمند با اعضای هیات علمی بالینی طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی اصفهان درسال تحصیلی 96-97 و مشاهده در عرصه جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل مصاحبه ها به روش استقرایی و با کمک نرم افزار مکس کیو دا (MAXQDA) انجام شد. ابتدا کدهای باز استخراج گردید و بعد از چند بار مرور بر اساس تشابه معنایی در زیرطبقات دسته بندی شد و در نهایت زیرطبقات مشابه به لحاظ معنایی در طبقات اصلی قرار گرفت.
    نتایج
    در نهایت 3 طبقه اصلی و 6 طبقه فرعی شامل ساختار و ویژگی های آموزش بخش اورژانس (حمایت مدیریت، ساختار فیزیکی)، روش های انجام استدلال بالینی (ارادی، غیرارادی)، پردازش محیط یادگیری بالینی (آموزش های رسمی، آموزش های غیررسمی) استخراج گردید.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از پژوهش حاضر می تواند به مدیران و برنامه ریزان درسی در جهت شناخت فرایند درک اعضای هیات علمی از محیط یادگیری بالینی کمک نماید. همچنین با شناخت بهتر این ادراک، زمینه برای بهبود درک اعضای هیات علمی از این محیط فراهم می شود و بدین طریق می توان دانشجویان را در جهت پرورش استعدادها و صلاحیت های شخصی و حرفه ای هدایت نمود.
    کلیدواژگان: تجارب، هیات علمی طب اورژانس، محیط آموزش بالینی
  • لیلی مصلی نژاد *، سعید عبداللهی فرد صفحات 529-530
    استفاده از رویکردها و مدل های وابسته به تکنولوژی چون یادگیری معکوس از مواردی است که طی سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به نوپا بودن این روش لازم است با در نظر گرفتن زیرساخت ها و فرهنگ اجرای آن، به اجرای استاندارد آن در سه مرحله قبل، حین و پس از تدریس همت گماشت تا زمینه حصول تاثیرات و پیامدهای آموزشی آن فراهم گردد. همچنین پیامدهای مورد بررسی در روش های آموزشی نیز لازم است با دقت و یقین از حصول آن مورد سنجش قرار گیرد.
    در مطالعه مقالات، تکنیک ها و روش های تدریس دریافتیم که استفاده از روش تدریس معکوس یا وارونه با وجود نوپا بودن آموزش الکترونیک در کشور و در آموزش علوم پزشکی رو به تزاید است. اما آنچه در به کارگیری این روش و در مقالات مرور شده به چشم می خورد، به کارگیری تحریف شده این رویکرد در روش و تکنیک به کارگیری آن است. همچنین گاهی اوقات با تغییر روش و افزایش چاشنی های مختلف به رویکرد ممکن است زمینه کاهش تاثیر روش را هم فراهم سازیم. در طراحی این رویکرد آمده است که کلاس درس وارونه برعکس ساختن یا معکوس نمودن کلاس درس به معنای جایگزین کردن فعالیت های تعاملی و گروهی به جای روش های تدریس سنتی است. آنچه در این رویکرد مد نظر قرار می گیرد تغییر نقش تدریس و تکالیف فراگیران است که بخش اعظم مسوولیت دانشجو را به صورت خودآموز و با استفاده از منابع غنی به فراگیر واگذار می کند.
    این روش تلاش برای ساختاربندی شاکله کلاس درس به سوی یادگیری بهتر است که در آن یادگیری دانشجو محور و مشارکتی به واسطه کار تیمی، آن را در جرگه روش های دارای برایند مطلوب قرار می دهد(1و2).
    در این روش آموزشی لازم است مدرس به توجیه روش آموزشی به فراگیران و مفاهیم و اصول کار بپردازد. همچنین تولید فایل های ویدیویی مناسب جهت مطالعه پیش از کلاس از ملزومات این روش آموزشی است. ارائه منابع لازم نیز در این بخش انجام می گیرد. همچنین سوالات خود ارزیابی به صورت کوییز مطرح می شود تا فراگیر بتواند یادگیری خود را محک بزند. لازم است زمینه دسترسی فراگیران به استاد نیز به صورت آنلاین فراهم باشد تا سوالات دانشجو پاسخ داده شود. در کلاس درس و در مرحله اجرا سه مرحله مروری بر خود ارزیابی فراگیران انجام می شود، سوالات خود ارزیابی مرور و سپس کار تیمی در گروه های کوچک آغاز می شود. نکته دیگر فعالیت پس از کلاس است که به منظور تثبیت یادگیری دانشجو در قالب تکالیف و پروژه های خارج کلاس دنبال می شود. این موضوع ارائه مقاله، پروژه و یا تکالیف دیگر مطرح شده از سوی استاد را در بر می گیرد(3تا5).
    لازم است در تحقیقاتی نظیر " تاثیر به کارگیری روش آموزشی کلاس درس معکوس بر گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان پرستاری” چاپ شده در دوره هجدهم، 1397(6)، مراحل استاندارد اجرای این رویکرد مد نظر قرار گیرد. در این تحقیق مراحل استانداردی چون آماده سازی قبل از تدریس به صورت ارائه محتوای به صورت ویدیوهای ضبط شده مد نظر قرار گرفته است، اما مواردی چون ایجاد شبهه علمی به صورت طرح سناریوهای بالینی و اجرای کوییزهای فردی قبل از شروع کلاس و همچنین تعاملات قبل از کلاس برای پاسخ گویی مدرس به چالش های احتمالی که عموما توسط مدرس به صورت تالار گفتگو و یا ارتباط ایمیلی با مدرس جهت رفع اشکالات آموزشی قبل از کلاس درس به فراموشی سپرده شده است. نکته دیگر در این مقاله، سخنرانی مجدد مدرس در شروع کلاس درسی است، در حالی که می توان سخنرانی کوتاه را جهت تثبیت یادگیری در انتهای کلاس و پس از فعالیت گروه های کوچک و در انتهای فعالیت های گروهی طراحی نمود. موارد مهم دیگری که لازم است دراین شیوه مد نظر قرار گیرد، فعالیت های پس از کلاس است که می بایست با تکالیف و پروژه های فردی گروهی ادامه پیدا کند. این کار با تثبیت بیش تر یادگیری به صورت فعالیت فراگیران به صورت تیمی و یا فردی ادامه می یابد. اما رها کردن دانشجو در این وادی بدون بررسی و پیامد آن، خود نقصی بزرگ در ارائه این روش به حساب می آید. سنجش تفکر انتقادی ونسبت دادن آن به مداخله در یک ترم تحصیلی و شکل گیری و ارتقای آن به واسطه اجرای یک واحد درس تخصصی نیز خود خالی از ابهام نیست. به جای این موارد می توان با مقایسه یادگیری از طریق یکسان سازی محتوا و سوالات آزمون، زمینه بررسی تغییرات را بر یادگیری و یادداری فراگیران بررسی نمود. این نکته نیز حائز اهمیت است که با نقد سازنده به رویکردهای نوین آموزش، زمینه به کارگیری استاندارد این روش ها توسط محققین محترم در کشورفراهم گردد. همچنین دقت در سنجش پیامدهای واقعی و اعتبار آن زمینه رشد و توسعه این رویکردها را به عنوان نیازهای حال و آینده آموزش پزشکی فراهم خواهد نمود.
    کلیدواژگان: درس سنتی، مبتنی بر تکنولوژی
|
  • Peyman Mottaghi , Arash Najimi * Pages 1-7
    Introduction
    Lecture and computer-based teaching are two important methods for the teaching of medical students. However, comparison of the effectiveness and efficacy of both of these methods shows substantial deficiencies. The aim of this study was to compare the effects of lecture and computer-based teaching methods on the learning of medical students taking introduction to clinical medicine (ICM) courses at Isfahan University of Medical Sciences.
    Methods
    This study was a quasi-experimental research which was conducted in Isfahan University of Medical Sciences. Research population included students taking ICM courses in two consecutive semesters. The first group of students were assigned to the control group (n=67) and were taught rheumatology through in-class lecture method while the second group of students (the intervention group) received computer-based teaching. For evaluation and comparison of the effects of the intervention on learning, two multiple-choice question tests were administered at the end of the training course and 8 weeks after the intervention.
    Results
    No significant difference was found between the mean scores of the two groups in the first test (p=0.77), but the difference in the second test was significant (p<0.001). The computer-based teaching group performed better in recalling of the learning materials.
    Conclusion
    Although short-term results were similar in both groups, long-term learning and recalling were greater with computer-based teaching than with lecture.
    Keywords: Lecture, computer based learning, self-learning, learning, medical students
  • Seyedeh Zahra Nahardani Pages 8-9
  • Esmaeil Akbari * Pages 10-11
  • Mohammadali Nadi* , Nozhatozzaman Moshfeghi , Morteza Amini Pages 12-24
    Introduction
    Self-directed learning is a process in which learners are responsible for planning, implementing and evaluating their own learning. The aim of this study was to examine the exploratory relationship between epistemological beliefs and self-directed learning among nursing students.
    Methods
    This descriptive, correlational study was conducted on nursing students of Isfahan University of Medical Sciences and Isfahan Azad University (Khorasgan Branch). Research population included 436 and 387 students from the two universities respectively. Using stratified randomized sampling, 159 and 141 students were selected respectively. Research instruments were self-directed and epistemological questionnaires whose validity and reliability had already been confirmed in the literature. Data were analyzed using a statistical package in Social Sciences version 22.
    Results
    The correlation coefficients were calculated among the components of self-directed learning (self-management, willingness to learn and self-control) and the components “the truth is clear and obvious” at 0.251, 0.361, 0.430, “thinking about oneself is waste of time” at 0.170, 0.298, 0.405, “learning requires effort” at 0.128, 0.250, 0.310, “knowledge should be obtained quickly” at -0.074, -0.0510, 0.018 and “intelligence is not dynamic” at -0.099, -0.078, 0.055. Results of the regression analysis showed that the components “the truth is clear and obvious” and “thinking about oneself is waste of time” explained 11.6 and 18 percent and 3.9 and 16 percent of the components of self-directed learning respectively. Also, “learning requires effort” explained 6 and 9 percent of “willingness to learn” and “self-control” respectively.
    Conclusion
    Results suggest that epistemological beliefs can be influential in students’ tendency towards self-directed learning.
    Keywords: Epistemological beliefs, self-directed learning, nursing students
  • Ahmad Rastegar *, Mohammad hassan Seyf , Raheleh Maleki Pages 25-38
    Introduction
    One of the most influential factors in student rehabilitation is the measures put to work by faculty members for education and application of curriculums. Given the direct effect of such measures on academic and social performance of medical sciences students, the purpose of this study was to examine the relationship between classroom management styles and academic rehabilitation with the mediating role of psychological capitals among students of Bushehr University of Medical Sciences.
    Methods
    In this descriptive, correlational study, 340 students of Bushehr University of Medical Sciences were selected by means of partial stratified sampling method in 2015-16 academic year. Subjects responded to academic rehabilitation, classroom management styles, and psychological capitals questionnaires. The reliability of these questionnaires had already been confirmed in previous studies. Data were analyzed in Lisrel software using descriptive and inferential statistics.
    Results
    The indirect effect of interactive management style on academic rehabilitation (0.19) was significant (p<0.01, t=5.95). The indirect effect of non-intervening management style on academic rehabilitation (0.12) was significant (p<0.01, t=4.12). The indirect effect of intervening management style on academic rehabilitation (0.18) was significant (P<0.01, t= -5.29). Based on the results, RMSEA, AGFI, GFI, and X2/df were 0.06, 0.94, 0.98, and 2.36 respectively, all indicated good fit of the model.
    Conclusion
    According to the results, it seems that students’ academic rehabilitation will increase by giving them more opportunities to exercise their own personal interests in academic affairs and classroom management and to interact more with their faculty members and classmates and also by boosting their academic abilities.
    Keywords: Academic rehabilitation, Classroom management styles, Psychological capitals
  • Shadi Dehghanzadeh*, Fateme Jafaraghaie , Hamid Khordadi Astane Pages 39-48
    Introduction
    Critical thinking is an ongoing debate in medical education, and application of modern educational methods such as flipped classroom have been suggested for developing this concept. The purpose of this study was to investigate the effect of flipped classroom on nursing students’ critical thinking disposition.
    Methods
    This quasi-experimental one-group pre- and post-test study was conducted in 2016 on 43 nursing students of Azad University, Rasht Branch who had musculoskeletal disorders course. Subjects were selected by census method. Before each session, students observed the electronic contents, including recorded lectures and studied some parts of the textbook while the class time was used for cooperation in small groups to discuss the questions and clinical scenarios. Critical thinking disposition was assessed before and after the implementation of flipped classroom method using Ricketts’ Critical Thinking Disposition Questionnaire. The data were analyzed by means of one-sample t-test, paired t-test, Pearson correlation coefficient, and ANOVA.
    Results
    The mean and the standard deviation of the critical thinking disposition scores before and after the intervention were 103.63±13.26 and 122.53±10.57 (total score=165) respectively. Total critical thinking disposition and the domain of intellectual engagement showed a significant increase after the intervention (p=0. 0001).
    Conclusion
    The results showed that the flipped classroom method had a positive effect on critical thinking disposition of the nursing students. Investigation of students’ satisfaction with learning with this method as a factor in fostering critical thinking is suggested for future research.
    Keywords: critical thinking disposition, flipped classroom, active learning
  • Maryam Shafiei , Ghasem Salimi , Mehdi Mohamadi *, Zeinab Mokhtari Pages 49-59
    Introduction
    In the 21st century, higher education institutions seek to set up research activities and improve the quality of these research studies. One of the factors affecting the quality of research is student research self-efficacy which is expected to lead to career decision-making self-efficacy.
    Methods
    Statistical population of this descriptive, correlational study included all the students of Shiraz University of Medical Sciences in 2015-16. A sample of 300 was formed by multi-stage cluster sampling. Research instruments were Betz and Luzzo’s career decision-making self-efficacy scale and Holden’s research self-efficacy scale. After calculating the validity and reliability, the questionnaires were distributed and the data were analyzed in LISREL using correlation coefficient test.
    Results
    In research self-efficacy, reporting skill (47.13±1.29) and collection skill (42.20±2.67) had the highest and lowest scores respectively. In career decision-making, goal commitment (3.10±0.89) and problem-solving skill (3.00±0.78) had the highest and lowest scores respectively. There was a positive significant relationship between the dimensions of research self-efficacy and decision-making self-efficacy such that with students’ increased research self-efficacy, their career decision-making enhanced.
    Conclusion
    The more the curriculum emphasizes the development of students’ research skills, the more their sense of self-efficacy increases in career decision-making and on the path to professional development.
    Keywords: Research self-efficacy, self-efficacy, career decision-making
  • Koroush Mohammadi , Ali Mohammad Rezaei*, Mohammad Ali Mohammadifar , Siavash Talepasand Pages 60-69
    Introduction
    Academic achievement has always been one of the most important constituents due to its individual and social effects and consequences. The purpose of this study was to assess the structural model of the correlation of family functioning and parental abuse with students` academic achievement with the mediating role of social adequacy and academic self-efficacy in 2015-16 academic year in Isfahan.
    Methods
    This descriptive-correlational study was performed on 540 high school students in Isfahan during 2015-16 academic year. Data collection tools were Family Assessment Device (FAD), Demare’s Parental Abuse Measurement Inventory, Morgan-Jinks Student Self-Efficacy Scale, and Fellner’s Social Adequacy Scale. Data was analyzed in Lisrel software using path analysis.
    Results
    Results showed that the coefficients of the effect of family functioning on the academic achievement and self-efficacy were significant. Pearson correlation analysis showed that social adequacy had a significant correlation with family functioning and parental abuse, but in the model of prediction coefficients through path analysis, these coefficients and effects were not significant. In addition, the coefficients of the effects of family functioning on academic achievement mediated by self-efficacy, the parental abuse on academic achievement, parental abuse on self-efficacy, parental abuse on academic achievement mediated by self-efficacy, and self-efficacy on academic achievement were significant.
    Conclusion
    Results showed that family functioning was influential in academic achievement and self-efficacy and that planning for improving these variables was a necessity for the educational system. Focus on variables that are influential in the academic achievement of adolescents could pave the way for their academic achievement in higher education as well.
    Keywords: Academic achievement, Family performance, parental abuse, Social adequacy, Academic self-efficacy
  • Mohsen Adib, Hajbaghery* , Maliheh Yazdani Pages 70-83
    Introduction
    Objective Structured Clinical Examination (OSCE) is one of the evaluation methods which has been widely used in medical and paramedical majors in the recent years. Since various studies have provided varying results about the effects of this method, there is still a question that how does the evaluation of nursing students using the OSCE method would influence their learning, satisfaction and test anxiety? Therefore, the current study aimed to review the literature and examine the effects of the OSCE method on the learning, satisfaction and test anxiety of nursing students.
    Methods
    This systematic review was conducted by searching through Google scholar, SID, Iranmedex, PubMed, and ERIC databases. Articles published from 2008 to 2017 were searched using the key terms “nursing students, assessment, evaluation, OSCE test, OSCE evaluation, learning, test stress, test anxiety and test satisfaction”. Based on the inclusion criteria, 15 articles were finally selected out of 110 publications found.
    Results
    The results were categorized in three categories namely “the effect of OSCE on the students’ satisfaction with the exam”, “the OSCE as an anxiety-inducing method compared to traditional methods”, and “the effect of OSCE on the nursing students’ learning”. The results indicated that due to the procedure of implementation, OSCE satisfies the students and thereby, will enhance their learning. However, results about the anxiety-inducing nature of the OSCE are conflicting.
    Conclusion
    It is possible to perform accurate OSCE evaluations by meticulously designing the stations, appropriately preparing the students and faculty members during the academic semesters, providing an appropriate environment and all the necessary facilities and human resources, and allocating adequate time to the exams
    Keywords: OSCE, nursing students, test satisfaction, test anxiety, learning
  • Tahereh Aghamirzaei Mahali , Khadijeh Barimani , Jamileh Aqatabar Roudbari , Vahid Fallah * Pages 84-93
    Introduction
    Independence is one of the structural and functional requirements of university. The purpose of this study was to prioritize the dimensions of university independence from the perspective of academic experts at Babol University of Medical Sciences and Noshirvani University of Technology.
    Methods
    This descriptive survey was conducted in 2017. Thirty faculty members of Noshirvani University of Technology and Babol University of Medical Sciences were selected by purposive sampling method to participate as academic experts in higher education, teaching and learning. Data collection tool was a researcher-made questionnaire based on paired comparison matrix whose validity was confirmed by the academic experts. Also, the incompatibility rate of the questionnaire was obtained at 0.085 and 0.074 at University of Medical Sciences and Noshirvani University of Technology, respectively. Data were analyzed using the AHP method in expert choice-11 software.
    Results
    The dimensions of university independence from the viewpoints of experts at Noshirvani University of Technology, in priority order, was academic freedom (weight=1.37), actual independence (weight=1.23), financial independence (weight=1.21), organizational independence and staff independence (weight=0.86). The dimensions of university independence from the viewpoints of experts at Babol University of Medical Sciences, in priority order, was financial independence (weight=2.33), actual independence (weight=1.25), organizational independence (weight=0.9), academic freedom (weight=0.61), and staff independence (weight=0.44).
    Conclusion
    Achieving a desired university independence is one of the most important strengths of higher education systems. Assessment of the university independence priorities of the two universities showed that the importance of each dimension is influenced by the mission, goals and functions of the university. It is therefore suggested that in order to achieve independence, a plan should be developed for sensitization towards university independence and promotion of all of the dimensions.
    Keywords: Prioritization, financial independence, actual independence, organizational independence, academic freedom, staff independence
  • Athar Omid , Nikoo Yamani , Farahnaz Kamali* Pages 94-105
    Introduction
    Despite various laws, regulations and therapeutic guidelines, it is difficult for doctors to make diagnostic and therapeutic decisions while trying to respect patients’ beliefs and cultural norms. This may affect the treatment of patients and their satisfaction. This study aimed to explore medical specialists’ experiences of decision-making in moral dilemmas at Isfahan University of Medical Sciences in 2012.
    Methods
    This qualitative study was conducted at Isfahan University of Medical Sciences. Research population included medical specialists and participants were selected by purposive and maximum variation sampling. Data were gathered through semi-structured individual interviews. Interview transcriptions were analyzed using content analysis method. Review of the transcriptions yielded the main categories and subcategories.
    Results
    Eight medical teachers and specialists participated in this study. Three main categories and 13 subcategories emerged. The main categories included “gradually informing the patient”, “building doctor-patient trust”, and “doctor-patient joint decision-making”.
    Conclusion
    In moral dilemmas, doctors tend to make joint decisions with patients and believe that after informing the patients and building trust, they must do their best for their improvement.
    Keywords: Ethical decision-making, specialist doctors, qualitative study, moral dilemma
  • Aliasghar Jesmi , Leila Jouybari *, Akram Sanagoo Pages 106-108
  • Shahram Yazdani , Somayeh Akbari Farmad* , Arezou Farajpour Pages 109-116
    Introduction
    Nowadays, competency based education has been highly regarded by the experts in the field of medical education and most of the curriculums has changed accordingly. Despite the importance of the subject and the use of this term in educational literature, there is no consensus on its practical and theoretical definition. Therefore, due to the lack of transparency of the concept and the fact that there is no definite distinction between this concept and similar concepts and its adjacency, this study was conducted with the aim of presenting the analytical definition of "competency” through the McKenna approach.
    Methods
    This concept analysis was performed by implementing McKenna’s nine-step approach. After extensive search in scientific databases with Specific strategies, 52 documents were studied and the defining attributes of the concept extracted and then analytical definition were presented.
    Results
    Based on the literature review, four conceptual areas including: competency goals, competency components, competency characteristics and competency development were extracted. Model, contrary, related, invented, and illegitimate cases are presented and Empirical indicators were also determined.
    Conclusion
    Based on the findings of the study, the definition of “competency”is the ability to perform an activity that is include of knowledge (applied codified knowledge and tacit knowledge), skills(technical and cognitive) and perceptual ability, This ability is habitual,endurable, task-relevant, observable and measurable, independent, knowledge-based, and context dependent and is considered as the main part of the job; Explaining competencies leads to the establishment of excellent performance criteria and It is a framework for performance-based learning for the relatedjob. It can be the basis for providing a certificate of competency and strengthening social accountability too. Competencies are developed through supervised teaching and training as well as reflective authentic experience.
    Keywords: competency, competency-based education, concept analysis
  • NohammadReza Neyestani, Seyed Ebrahim MirshahJaffari *, Hassan Eslamian Pages 117-129
    Introduction
    Nowadays, the effective teaching performance of faculty members and the factors affecting its growth in higher education system is of increasing importance. The main purpose of this study was to determine the effect of teaching dialogical skills to faculty members on their effective teaching performance.
    Methods
    This research was carried out in the first semester of the academic year 2016-17 using a quasi-experimental two-group, pretest-posttest study design. The sample consisted of 43 faculty members of Isfahan University who were divided into experimental and control groups. The experimental group received training on the use of dialogical skills in the teaching process while no intervention was implemented in the control group. A researcher-made self-assessment questionnaire was administered before and after the intervention to determine the extent of application of effective teaching components by the faculty members. Data were analyzed using descriptive (frequency, percentage, mean and standard deviation) and inferential (independent and paired t-tests) statistics.
    Results
    In the pre-test stage, the difference between the total mean scores (total=120) of effective teaching performance in the control group (100.10±26.51) and the experimental group (96.84±11.78) were not statistically significant (p=0.548). However, after the intervention, the improvement of the mean score of effective teaching was significant (p=0.028) in the experimental group (107.77±14.11) compared to that of the control group (95.66±14.28).
    Conclusion
    Application of dialogical skills in the teaching and learning process can help faculty members in favorable implementation of effective teaching and provide a basis for the efficiency of their teaching
    Keywords: Effective Teaching, faculty members, dialogue, dialogical skills
  • Ahmad Amouzeshi *, Kazem Ghaeami , Farshid Abedi , Nargess Hekmati , Mahyar Mohammadifard , Mahmoud Gangifard , Fatemeh Mahdizadeh , Zahra Amouzeshi Pages 130-133
  • Reza Torabi , Ahmad Moinzadeh* , Dariush Nejadansari Pages 134-144
    Introduction
    The processes of teaching and learning have changed dramatically over the past decades. The present study aimed to evaluate the ESP curriculum of faculty of medicine at Isfahan University of Medical Sciences from the perspective of students and faculty members.
    Methods
    In this cross-sectional descriptive study, a number of 600 third- and seventh-year students of medicine studying in the second semester of 2016-17 academic year and six ESP instructors were selected through census method. A researcher-made questionnaire, already checked for reliability and validity, was used to collect data. The collected data were analyzed through descriptive statistics, one-way and two-way t-tests and median test.
    Results
    A total of 380 questionnaires were analyzed. The participants were not satisfied with the ESP materials and believed that the number of credits offered was inadequate. They also indicated that the sequence of the semesters offering the ESP courses was not appropriate. Moreover, the participants believed that the ESP courses should be designed while considering their familiarity with the course Introduction to Clinical Medicine (ICM), and that the materials should be updated. They also maintained that it was necessary to include medical terminology together with case studies in each unit. According to the participants, final exam was not an adequate way of evaluating students’ abilities and they preferred intermittent quizzes. Moreover, they believed that language instructors were more skillful in teaching ESP courses than medical instructors.
    Conclusion
    The content of ESP textbooks for medicine need to be changed, and it is suggested that language instructors should teach these courses.
    Keywords: Curriculum, medicine ESP, Isfahan University of Medical Sciences
  • Abbas Sabet , Hossein Yadolahi Khales , Saeed Razeghi * Pages 145-155
    Introduction
    Identifying the effective factors in creating and increasing job motivation of faculty members to conduct educational and research activities is very useful. The purpose of this study was to assess the effect of Hackman & Oldham’s job characteristics model on creating and developing job motivation in faculty members.
    Methods
    The statistical population of this descriptive, correlational study consisted of faculty members of Shiraz University of Medical Sciences, of whom 140 were selected as the sample. Data collection tool was a compilation of two close-ended and standard questionnaires based on 5-point Likert scale. Data were analyzed using Lisrel 8.5.
    Results
    Results showed that task importance, task identity, task variety, job autonomy and job feedback had a direct significant effect on job motivation of the faculty members. Job autonomy (path coefficient=0.51) and task identity (path coefficient=0.19) had the most and the least effect on job motivation respectively.
    Conclusion
    Considering the confirmation of all the hypotheses in this study, the present conceptual model is appropriate for creating and developing job motivation among faculty members. Drawing on these findings, managers of universities of medical sciences can make appropriate decisions in order to increase faculty members’ job motivation.
    Keywords: Job motivation, Job Characteristics, faculty members
  • Mohammad Reza Miri , Hamid Salehiniya , Maryam Bahlgerdi , Asma Tiyuri , Amir Tiyuri * Pages 156-163
    Introduction
    Research self-efficacy is the main factor influencing successful administration and pursuing of research by postgraduate students. This study aimed to determine research self-efficacy among postgraduate students at Birjand University of Medical Sciences (BUMS) in 2015-16.
    Methods
    This descriptive, cross-sectional study was conducted on 200 master and PhD students at BUMS in 2015-16 academic year who were selected by census method. Data were collected by means of Phillips and Russell’s research self-efficacy questionnaire whose validity and reliability had already been confirmed. The collected data were analyzed using independent t-test, one-way ANOVA, Pearson correlation coefficient, and multiple linear regression.
    Results
    A total of 154 questionnaires were analyzed. The average age of students was 30.51±6.3 years. The mean score of research self-efficacy was 180.43±53.1 (out of 297) and showed a significant difference in terms of education and marital status being significantly higher in PhD students (223.24±18.84) and single students (189.45±33.52). However, no significant difference was found in research self-efficacy scores in terms of gender, residential status, and faculty. There was a significant direct relationship between grade point average and research self-efficacy (r=0.290, p=0.0001).
    Conclusion
    The results showed that the research self-efficacy of the postgraduate students at BUMS was at an average level and appropriate educational interventions are required to enhance research self-efficacy.
    Keywords: Research self-efficacy, Self-efficacy, higher education
  • Ali Talebi Khorzoughi , Maryam Avizhgan *, Mohsen Meidani Pages 164-175
    Introduction
    For any medical student, bedside training plays a pivotal role that could integrate his clinical skills and theoretical knowledge. Every efficient educational system requires regular evaluation and medical education is not an exception. The purpose of this study was to assess major clinical training fields from the perspective of medical students in Isfahan School of Medicine.
    Methods
    This descriptive, cross-sectional study assessed the clinical training fields (training round and outpatient training) of the surgery, internal medicine, gynecology, and pediatrics departments of teaching hospitals affiliated with Isfahan University of Medical Sciences from the perspective of medical students in the first semester of the academic year 2015-16. The study was conducted in the first week of the program on 61 groups of medical students selected by means of census method including 21 groups of internal medicine, 20 groups of surgery, 7 groups of gynecology, and 13 groups of pediatrics medical students. Data were collected by the notebook of clinical training monitoring to record the number of medical students attended, hours attended, hours of training by teachers, and the number of visited patients per day for a week categorized by the training fields. The data were analyzed in Excel using mean and standard deviation.
    Results
    Daily training hours of the medical students (training rounds and outpatient training) were 2.5±0.53 (internal medicine), 2.75±0.32 (surgery), 2.04±0.3 (gynecology), and 2.17±0.24 (pediatrics) hours in the wards and 2.75±0.25 in the clinics. The medical students visited an average number of 5.54±1.55 inpatients and outpatients (internal medicine), 8.25±1.25 (surgery), 3±0.6 inpatients and 22.2±5.02 outpatients (gynecology), and 5.7±1.02 inpatients and 15.9±5.14 outpatients (pediatrics) per day.
    Conclusion
    The information obtained in relation to the average number of medical students, interns and residents, the number of visited patients per day, and the hours of medical students’ attendance and training by teachers in the wards can show a realistic picture of the conditions of training fields and help program planners.
    Keywords: Medical education, medical students, general medicine, clinical fields
  • Masoumeh Mehdipour *, Hamed Mortazavi , Javad Yazdani , Somayeh Dastan pour , Mahshid Namdari , Mina Moradi Pages 176-182
    Introduction
    One of the main factors influencing students’ learning is learning style that tends to be flexible thus facilitating the learning process by adapting to a given teaching method. The aim of this study was to identify the learning styles of dental students at Shahid Beheshti University of Medical Sciences.
    Methods
    The population of this descriptive, cross-sectional study included all junior and senior dental students at International Branch of Shahid Beheshti University of Medical Sciences during 2016-17. Subjects were selected by means of complete enumeration sampling and standard VARK questionnaire (version 7.8) was used to collect data. Data were analyzed using descriptive and inferential statistics.
    Results
    Of the 93 students, 72% were female and 28% were male. Their average age was 25.09 years and their mean GPA of their previous semester was 15.5. The results showed that 86% of the students used a single style with auditory style as the dominant style. Kinesthetic and auditory styles were the most frequent styles among the male and female students respectively. Double style technique was the most frequent multiple learning style. Moreover, no significant relationship was found between demographic variables (p≤0.05).
    Conclusion
    It is recommended to determine students’ learning styles in the freshman year and especially after finishing the basic sciences course. This will help teachers adapt their teaching styles to students’ learning styles which in turn will improve the effectiveness of training courses.
    Keywords: Learning style, VARK questionnaire, learning, dentistry
  • Firozeh Majidi *, Afsaneh Malekpour , Mjid Shirani , Masoomeh Moezzi , Najmeh Majidi Pages 183-191
    Introduction
    Morning reports refer to case-based conferences attended by faculty members, residents and medical students to discuss patients admitted the night earlier. This study assessed the conduction of morning report sessions in teaching hospitals of Shahrekord based on the national standards.
    Methods
    In this descriptive, cross-sectional study, a morning report assessment checklist was developed according to the national standards issued by the Ministry of Health. The researcher completed the checklist by attending 22 morning report sessions (selected by census method). Data were analyzed by means of descriptive statistics.
    Results
    The mean session duration was 49.36±13.6 minutes. In 20 sessions (90.9%), faculty members led the discussions, while 16 sessions (77.3%) were conducted as Q&A and the faculty members only asked questions. In 14 cases (63.6%), one patient was introduced in each session, and in 12 cases (54.5%) patients were introduced by the interns. The majority of patients introduced were complicated patients (n=11, 50%) followed by common patients (n=3, 13.6%).
    Conclusion
    The results suggest that despite existing deficiencies, the general structure of morning report sessions is acceptable and the department are committed to conducting such sessions. Therefore, identifying the weaknesses and strengths and encouraging the departments will lead to enhanced settings for report sessions and contribute to effective clinical training.
    Keywords: Morning report, morning report standard, clinical training, medical student
  • Somayyeh Hosseinirad *, Liyla Masoumi , Hossein Vakili Pages 192-203
    Introduction
    Today, accountable education has received special attention while aiming at identifying and evaluating educational needs, and revising and developing educational programs in order to meet the needs of society. Therefore, the purpose of this study was to evaluate the curriculum of medical library and information sciences MSc program from the perspective of graduates according to accountable education.
    Methods
    In this descriptive survey, all of the MSc graduates of medical library and information sciences who had been graduated from 2014-16 were selected through census method. The information data of 47 graduates were collected from the graduate database of the Ministry of health and medical education based on their names and contact numbers. Data were collected using a researcher-made (electronic) questionnaire that its validity and reliability were checked. Data were analyzed by means of descriptive statistics and t-tests.

    Results
    From the graduates’ viewpoints, the adaptation of the curriculum of medical library and information sciences MSc program to the scientific, personal, social, occupational and informational needs of the medical community was significantly lower than the average (50%) (p<0.05). The highest (23.76) and the lowest (22.63) mean scores were related to social (39.66) and scientific (35.99) needs respectively.
    Conclusion
    Results suggest that the existing curriculum does not fully meet the needs of graduates and that it is necessary to revise the contents and syllabuses of the courses.
    Keywords: Accountable education, curriculum, medical library, information sciences, MSc program
  • Davoud Tahmasebzadeh Sheikhlar *, Sedighe Mohammadzadeh , Sarye Alipour Pages 204-213
    Introduction
    Evaluation of the effectiveness of learning environments in promoting research morale is a step towards shifting the education system from a memorization-oriented approach to strengthening research thinking and creating incentives for research skills in students. One of the factors affecting research thinking and skill is teaching method. This study aimed to investigate the relationship between inquiry teaching and research morale among the nursing students of Tabriz University of Medical Sciences.
    Methods
    This descriptive-correlational study was conducted on all nursing graduate students in 2016-17 academic year. The sample size was estimated at 181 and subjects were selected through random sampling. Data collection tools included a researcher-made 28-item inquiry teaching questionnaire and a researcher-made 35-item research morale questionnaire. Both had been checked for validity and reliability. The data were analyzed using Pearson correlation coefficient and multiple regression analysis.
    Results
    There was a positive and significant relationship between research morale and inquiry teaching components, namely reasoning (r=0.293, p<0.001), problem-solving (r=0.234, p<0.011), hypothesis-building (r=0.229, p<0.013), and curiosity (r=0.462, p<0.001). Results of correlation coefficient and multiple regression analysis showed that of these components, curiosity was a dependable predictor of research morale among the nursing students.
    Conclusion
    Based on the results from the components of these components, curiosity was a dependable predictor of research morale among the nursing students. So paying attention to students' curiosity is an effective factor in encouraging them to research.
    Keywords: Inquiry teaching method, research morale, nursing students
  • Faranak Khalaji Moqim , Amir Sadeqi , Homa Khojasteh Far , Fatemeh Fadaei , Mohammad Ebrahim Qaffari , Farid Azizi Jalilian * Pages 214-224
    Introduction
    Virology is one of the most important courses in medical sciences programs, so that teaching it improperly would lead to reduced skills of viral disease diagnosis in clinics and labs. Nevertheless, virology is offered as a small part of microbiology course in most medical schools. Hence the purpose of this paper was to investigate medical and MLS students’ perspective on the necessity of revising the virology course at Hamedan and Kermanshah Universities of Medical Sciences.
    Methods
    This descriptive, cross-sectional research was conducted on medical apprentices and interns and senior MLS students at Hamedan and Kermanshah Universities of Medical Sciences in 2016. A total of 275 students were selected by means of census method. Data were collected by a researcher-made questionnaire and analyzed by means of descriptive statistics, independent t-test and Mann-Whitney test.
    Results
    Most of the medical (n=154, 80.7%) and MLS (n=67, 79.8%) students perceived virology as a very important course; moreover, 94 of the medical students (49.3%) and 40 of the MLS students (47.6%) agreed to more credits for this course. Findings showed a significant difference in gender between the scores of MLS students only in the educational environment area(p=0.026). However, no significant difference was found in gender between the scores of medical students in any of the areas.
    Conclusion
    Based on the findings, the students considered virology as one of the most important courses in their fields and agreed to the revision of syllabuses and credits. Given the clinical importance and application of the virology course, revision of the curriculum for this course seems necessary.
    Keywords: Medical students‚ virology, medical laboratory sciences Students, revision
  • Hayde Hoorsan* , Roza Hoorsan , Solmaz Roshandel , Mehrandokht Nekavand Pages 225-233
    Introduction
    One of the goals of educational systems is improvement of teaching quality and students’ satisfaction with the curricula. The current study was designed to assess the effect of early-semester student evaluation of faculty members teaching on results of end-of-semester evaluation of faculty members.
    Methods
    In this interventional study with control group, 30 faculty members of the faculty of nursing and midwifery at Islamic Azad University, Tehran Medical Branch were divided randomly into experimental and control groups. Early- and end-of-semester evaluations were carried out for both groups and the experimental group faculty members were provided with the early-semester evaluation results. The difference between the early- and end-of-semester evaluation scores was compared in both groups. Data collection tools were a demographic information questionnaire and a teaching evaluation form. The data were analyzed by descriptive statistics, independent t-test, paired t-test, and non-parametric Wilcoxon and Mann-Whitney tests.
    Results
    There was a statistically significant difference in the mean scores of early- and end-of-semester evaluations (t=4.51, p<0.001) between the control group (x̄=0.05, SD=0.06) and the experimental group (x̄=0.49, SD=0.35).
    Conclusion
    The results pointed out the positive effect of early-semester students’ evaluation of faculty members. faculty members’ awareness of students’ viewpoints during the semester can improve their teaching quality as well as students’ satisfaction.
    Keywords: Faculty member evaluation, teaching quality, student’s satisfaction
  • Sajjad Esmaeili , Sina Maghsoudi , Mahmoud Etebari* Pages 234-242
    Introduction
    One of the characteristics of quality in universities is to meet students’ expectations of educational services. The purpose of this study was to study the viewpoints of students on the quality of educational services at the faculty of pharmacy of Isfahan University of Medical Sciences based on SERVQUAL model.
    Methods
    This descriptive, comparative study was conducted in 2015-16 academic year. Research population consisted of 400 students and through random stratified sampling, 80 doctoral students (40 males and 40 females) were selected based on five different entrance years. Data were collected by means of SERVQUAL questionnaire and analyzed using descriptive statistics, Wilcoxon test, paired t-test and ANOVA.
    Results
    There were gaps in all of the dimensions of educational service quality (p<0.001). The highest gap mean score was in the empathy dimension (-1.62±0.74) and the lowest gap mean score was related to the assurance dimension (-1.09±0.68).
    Conclusion
    The students’ expectations were far higher than their perception of the current situation at the faculty, and none of the service dimensions met their expectations. To improve this situation, authorities should prioritize the service dimensions from empathy to other dimensions.
    Keywords: Quality, Educational services, SERVQUAL, Student
  • Azim Mirzazadeh , Mahdi Aminian , Maryam Alizadeh *, Erfan Sahebozamani , Shima Sabzi Aliabadi Pages 243-256
    Introduction
    One of the challenges of medical education is students’ absence from the classrooms. This study was conducted to determine the factors affecting class absenteeism from the viewpoint of faculty members and students, and to compare their views on the effect of class attendance on students’ achievement, faculty members’ motivation and class attendance as a criterion of professionalism.
    Methods
    This mixed method study was conducted in 2015-2017 at the faculty of medicine of Tehran University of Medical Sciences. Participants were students and faculty members of basic sciences of the faculty of medicine at the time of the study. Purposive sampling and convenience sampling were used for developing the instrument and for analyzing the views respectively. Two valid and reliable researcher-made instruments were used. Data were analyzed using descriptive statistics and independent t-test.
    Results
    From the viewpoint of faculty members and students, the most important factor affecting student attendance was faculty members’ scientific expertise, their mastery of the content and power of expression. There was a statistically significant difference between the views of students and faculty members (T = -2.34, P = 0.02) in the effect of class attendance on academic achievement. The faculty members believed that class attendance was a criterion of student professionalism, while students were less likely to agree with this criterion (T = -6.21, P = 0.001).
    Conclusion
    The most important factor affecting student attendance was faculty members’ expertise, their mastery of the content and power of expression. It seems that in order to increase student attendance, further attention should be paid to how faculty members are recruited and to their empowerment in the field of education.
    Keywords: Class attendance, academic achievement, teaching motivation, professionalism, absenteeism
  • Davood Tahmasebzadeh sheikhlar*, Skandar Fathiazar , Vahideh Jafarian , Melika Hamrahzadeh , Ghasem Zilabi Pages 257-268
    Introduction
    Teaching as a main activates of instruction and successful doing of them is required attention to it creations’. The purpose of this study was to determine the criteria of effective teaching and its application in the educational process of University of Tabriz from the viewpoints of Faculty members and students.
    Methods
    This mixed method research (qualitative-quantitative) was conducted on a population including all of the undergraduate and graduate students and faculty members of Tabriz University. In quantitative part, sampling method was stright random. Using Morgan table, 375 students and 145 faculty members were selected as samples. In the qualitative part, sampling of faculty members and students in the interview continued until data saturation, and 14 faculty members and 30 students were selected through convenience sampling. Descriptive and inferential statistics (one-sample t-test) in the quantitative part, and Smith method in the qualitative part were used for data analysis.
    Results
    In the qualitative part, the participants reported course design and development, implementation and presentation of course, human relations and personal characteristics, and evaluation as the criteria of effective teaching. In the quantitative part, from the viewpoints of faculty members and students respectively, the components: course design and development (3.3±66.35, 4.2±51.98), implementation and presentation of course (3.5±58.14,3.7±38.38), human relations and personal characteristics (3.3±92.48, 3.4±35.58), and evaluation (3.2±15.69,2.4±25.54) could be applied as the criteria of effective teaching in the educational process.
    Conclusion
    Application of these criteria for effective teaching in University of Tabriz can contribute to the promotion of the educational process.
    Keywords: Effective teaching, educational process, professors’ views, students’ views
  • Shahnaz Shooshtarizade , Alireza Yousefy *, Narges Keshtiarai Pages 269-281
    Introduction
    Over the last two decades, members of the medical education community have devoted a great deal of time and effort trying to ensure that medical professionalism is being inculcated in medical students and residents. There is a set of educational principles that apply to professionalism teaching during undergraduate and postgraduate education. This study aimed to investigate whether and how teaching medical professionalism is possible in medical education.
    Methods
    This review study was conducted by searching through the databases of Medlib, Magiran, SID, ERIC, Scopus, Medline, and Web of Science for publications from 1995-2015, using the keywords professionalism, medical professionalism, medical education, medical ethics, and medical ethics curriculum. Out of 60 articles and 4 e-booksfound, a number of 28 articles and two books were selected for review.
    Results
    Review of the publications showed that professionalism in medical education is achieved in two explicit and implicit forms. The result will be a physicianas a “professional” with all of the necessary qualities
    Conclusion
    Moving towards the teachings of situated learning theory shows that there should be a balance between explicit teaching of the cognitive basis of professionalism and providing opportunities for making learning happen in real-life settings. In doing so, the curriculum of medical education needs to be reformed.
    Keywords: Professionalism, medical professionalism, medical education, medical ethics, curriculum
  • Hossein Ghamari Givi , Roghayyeh Alizadeh , Arezoo Mojarrad* Pages 282-291
    Introduction
    Test anxiety is now one of the most common types of anxiety. The purpose of the present study was to examine the effect of cognitive‐behavioral and existential methods on reducing test anxiety in nursing students.
    Methods
    This quasi-experimental study employed a pretest-posttest design with control group. Statistical population consisted of all nursing students of Ardabil University of Medical Sciences in 2016. Sarason’s test anxiety questionnaire (pretest) was first administered to 500 nursing students. Of those found to have test anxiety, 45 students were selected by random sampling and randomly assigned to three groups (two experimental groups and one control group). The first group received cognitive‐behavioral therapy and the second group received existential psychotherapy for six 50-minute sessions. The control group received no intervention. Sarason’s test anxiety questionnaire was administered once again (posttest) to all of the participants, and the collected data were analyzed by means of descriptive statistical tests and ANCOVA.
    Results
    The mean and standard deviation of anxiety scores were 16.20±2.30 (pretest) and 13.33±10.3 (posttest) in the cognitive-behavioral therapy group, 17.06±2.63 (pretest) and 14.73±34.3 (posttest) in the existential psychotherapy group, and 16.68+54.7 (pretest) and 17.33±41.3 (posttest) in the control group. Analysis of covariance showed that the posttest anxiety mean scores (F=10.17, p=0.001) were significantly different in the three groups.
    Conclusion
    Results of the study suggest that proper planning and timely implementation of cognitive-behavioral and existential therapies can prevent the consequences of anxiety in students.
    Keywords: Cognitive?behavioral therapy, Existential psychotherapy, Test anxiety, nursing Students
  • Beyrambibi Bayat* , Hamid Salehiniya Pages 292-299
    Introduction
    Learning is an experience that causes stress in learners and on the other hand, procrastination in the educational situation is a very common phenomenon. The aim of this study was to examine the relationship between student-life stressors and procrastination in students living in dormitories of Tehran University of Medical Sciences in 2016.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted on 267 students living in dormitories of Tehran University of Medical Sciences who were selected by stratified sampling. Data were collected through Gadzella’s 51-item student-life stress inventory and Schwarzer and Diehl’s 10-item procrastination scale. Descriptive statistics and Pearson correlation coefficient were used to analyze the data at a 0.05 significance level.
    Results
    The mean age of the participants was 23.39±3.56. As to gender, 39.7 percent of students were male and the rest were female. According to the correlation coefficient test, there was a positive and weak correlation between student-life stressors and procrastination (p<0.001, r=0.30). There was also a negative and very weak correlation between GPA and procrastination (p=0.028, r=-0.13).
    Conclusion
    Students who are exposed to a great number of stressors tend to procrastinate more. It is therefore possible to reduce procrastination by identifying and controlling student-life stressors.
    Keywords: Stress, Procrastination, Students, Medical Sciences
  • Firooz Mahmoodi *, Karimeh Azarmi Pages 300-309
    Introduction
    In the broad sense life-long learning thought to be a multi-dimensional process which in addition to the economic and social benefits, also give rise to personal development. This study was conducted to evaluate the attitudes of medical students towards life-long learning at Tabriz University of Medical Science in the academic year 2016-2017.
    Methods
    The method of study was descriptive-research. A life-long learning questionnaire from Knapper and Cropleywas used to collect data. The research sample included 140 people who selected accidentally among medical students of Tabriz University of Medical Science. SPSS23 software and One-sample Test and Hotelling’s T Test were used to analyze the data.
    Results
    In the four components of Goal setting(0/55±0/50), Application of knowledge and skills(1/02±0/60), Self-direction and evaluation (0/66±0/54) and Adaptable learning strategies the difference between the hypothesized mean (zero) and the obtained meanwere significant (p=0/0001).but in the Locating informationthere is no significant difference (p=0/702). Also the mean of male students in two component locating information and adaptable learning strategies were more than mean of female (p=0/0001).
    Conclusion
    Medical students have a positive attitude toward lifelong learning components. The highest average is the application of knowledge and skills and the lowest component of information search. Given the nature of the practical nature of medical courses, the average of the application of knowledge and skill is greater than other components. It is worthwhile to note that students have the least amount of information searching component and that it is necessary to pay more attention to knowledge management skills and knowledge sharing in the curriculum.
    Keywords: Life-long learning, attitude, medical students, search for information
  • Samira Alesaeidi , Samira Rajaei , Saeed reza Mehrpour , Maryam Alizadeh* Pages 310-318
    Introduction
    How to present a scenario in case-based learning sessions and its educational outcomes is in question. The aim of this study was to investigate the viewpoints of medical students of Tehran University of Medical Sciences about the learning and motivational outcomes of using real patients in comparison with written scenarios in case-based learning sessions of basic sciences program.
    Methods
    This descriptive, cross-sectional study was conducted on 85 medical students of Tehran University of Medical Sciences in 2017. Subjects were selected by convenience sampling method and 74 students completed a questionnaire. Case-based learning sessions were conducted using written scenarios in the first year of the basic sciences program. In the second year, case-based immunology discussion sessions were held by inviting real patients and the students’ opinions were assessed using a valid and reliable researcher-made questionnaire. Data were analyzed by means of descriptive statistics.
    Results
    All of the students believed that the presence of a patient was more interesting and challenging than the written scenarios. Seventy-three students (98.22%) preferred an actual patient to a written scenario. Sixty-nine students (92.86%) stated that the presence of a real patient had a greater impact on their learning than the written scenarios. Seventy-three students (98.22%) believed that the use of real patients in basic sciences courses would increase their motivation to attend the classes.
    Conclusion
    The medical students seem to prefer real patients to written scenarios in case-based learning sessions. They believe that real patients are more interesting and challenging, have greater impact on learning and retention, and are more effective in the understanding the link between basic sciences and clinical trainings, as well as studying basic sciences.
    Keywords: Case-based learning, Learning outcomes, Medical student, Basic sciences program
  • Khatereh Anbari , Seyyed Amir Yasin Ahmadi *, Sobhan Rezaian , Toomaj Sabooteh , Razieh Shirzadehgan , Toomaj Pirzadroozbahani Pages 319-321
  • Reza Sepahvand , Seyed Ali Hozni * Pages 322-323
  • Zeinab Hemati , Alireza Irajpour , Maryam Allahbakhshian , Maryam Varzeshnejad , Mahshid AbdiShahshahani Pages 324-332
    Introduction
    Since neonatal nursing MSc program has not been evaluated systematically, it requires systematic and coherent evaluation for qualitative and quantitative improvement. Therefore, the purpose of this study was to evaluate the neonatal intensive care nursing MSc program based on CIPP model in Isfahan University of Medical Sciences.
    Methods
    As a CIPP-based educational evaluation, this descriptive cross-sectional study was performed in 2014 on 40 participants including one head of department, 7 faculty members of pediatric nursing department, 25 students and 7 graduates of NICU nursing MSc program at Isfahan University of Medical Sciences. Participants were selected by means of census method. The program was evaluated using a researcher-made CIPP-based questionnaire that consisted of context, input, process, and product dimensions. Experts’ opinion was used to verify face and content validity and Cronbach’s alpha coefficient was used to determine the questionnaire’s reliability. Data were analyzed in SPSS software.
    Results
    Findings showed that the mean scores of context (47/18±7/77), process (120/23±24/5) and product (59/85±17/16) were significantly higher than the average while the mean score of input (84/18±17/9) was lower (p=0. 003).
    Conclusion
    Results indicate that the input aspect of the neonatal intensive care nursing MSc program at Isfahan University of Medical Sciences is at an undesirable level. Therefore, it seems that improvement of the educational quality and revision of the program require greater emphasis on enhancing factors that might affect the input, especially curriculum and faculty members.
    Keywords: Educational Evaluation, MSc of Neonatal Intensive Care Nursing, CIPP Model
  • Mahboobeh Khabaz mafinejad , Azim Mirzazadeh , Bardia Khosravi , Maryam Alizadeh Pages 333-344
    Introduction
    One of the most important challenges in outcome based education is to understand the necessity of acquiring competences by students. The purpose of this study was to investigate students’ views and attitudes towards the introduction of expected competences in the undergraduate medical education program.
    Methods
    This quasi-experimental study used a one-group pretest-posttest design. A total of 442 medical freshmen were selected by census method and participated in the competence introduction program. After showing a footage, students would discuss and brainstorm about the scenes on the expected competences. Pretest and posttest were administered to compare the students’ attitudes toward the importance of obtaining the competences. A researcher-made evaluation questionnaire was completed by the participants at the end of the program. Descriptive statistics and dependent t-test were used to analyze the data.
    Results
    Most of the students (83.5%) stated by participating in the program they could develop a clear understanding of the expected competences. In addition, 69.7% of the students said that the program increased their motivation for learning and reinforced their competences during their studies. There was also a significant difference between the students’ understanding of the importance of acquiring the competences before and after the program in some areas including effective communication with patients and their families (p=0.03, t=2.15), interaction with medical team members, nurses and colleagues ( p>0.01, t=2.90), work-life balance (p=0.01, t=2.40), stress and emotions management ability (p>0.01, t=2.72), ability to collect and critique valid information (p=0.02, t=2.37), and familiarity with the healthcare system (8p=0.03, t=2.25).
    Conclusion
    Most of the students believed that the competences introduction program at the beginning of the undergraduate medical education program is necessary and that their attendance at this program has increased their motivation to acquire and reinforce the competences during their studies.
    Keywords: Competence, outcome-based curriculum, medical student, undergraduate medical education
  • Mandana Javanak , Khodayar Abili , Javad Porkarimi , Seyed Kamran Soltani Arabshahi Pages 345-352
    Introduction
    Medical universities need more than ever competent and effective managers and leaders to face the threats and challenges of the modern world. The aim of this research was to review the studies on the components of professional development of medical education heads of departments.
    Methods
    This systematic review examined the studies related to the components of professional development of medical education heads of departments published in Persian and English from 1990 to 2016. The keywords “professional development, department chair, department head, program director, educational leadership, and leadership development” were used to search through the databases of Cochran Data Base of Systematic Review, Eric, Medline, PubMed, Science Direct, Sage, Wiley, Taylor & Francis, ProQuest, SID, Iran Medex, and Magiran. The initial search yielded 1065 articles. Having the articles screened and qualitatively evaluated, final synthesis was performed on 35 articles. The data analysis method was framework analysis.
    Results
    Synthesis of the related articles in two categories of higher education and medical education identified the components of professional development of medical education heads of departments in six themes including managerial development, leadership development, personal development, educational development, research development, and clinical development.
    Conclusion
    The six themes derived from this systematic review can be used as an effective model for designing professional development programs for medical education heads of departments and have useful results to improve the quality of medical education.
    Keywords: Professional development, head of department, medical education, higher education, systematic review
  • Mohammadreza Yazdankhah fard , Sahar Gholami baroughi , Masoud Bahreini , Kamran Mirzaei Pages 353-361
    Introduction
    Development of advanced learning along with students’ progress is one of the main goals of higher education and learning approaches act as a key concept. Therefore, it is very important to understand how students’ learning approaches change over time. The aim of this study was to investigate the learning approaches of undergraduate nursing and midwifery students during their studies at Bushehr University of Medical Sciences.
    Methods
    This descriptive-longitudinal study was conducted from 2012-16. A total of 76 undergraduate nursing and midwifery students who entered Bushehr University of Medical Sciences were selected by means of census method. Learning approaches of the students were measured using the Persian version of Revised Two-Factor Study Process Questionnaire whose validity and reliability were confirmed. Data were analyzed using descriptive statistics, independent t-test and ANOVA.
    Results
    Findings showed that the majority of students used the deep learning approach (29.81±7.234, total=???) throughout their studying years. However, ANOVA test did not show a statistically significant difference between surface and deep learning approaches scores of nursing (p=0.109, p=0.481) and midwifery (p=0.232, p=0.328) students in terms of the years of study. Although, independent t-test showed a statistically significant difference in employing the surface learning approach in terms of the field of study (p=0.02) and gender (p=0.001).
    Conclusion
    Although deep learning was the dominant approach, there was no change in the students’ learning approaches in higher years of education. Therefore, given the focus of higher education on developing the deep learning approach in students and the importance of medical science fields for society, it is necessary for teachers, managers and educational planners to assess the deep learning approach.
    Keywords: Higher education, nursing, midwifery, learning approaches, surface approach, deep approach
  • Maryam Moeeni , Masih Saboori , Zahra Mohammadi khoshooi Pages 362-371
    Introduction
    Any personal decision to invest in higher education requires evaluation of its economic return. This paper aimed to analyze the expected economic return of general medicine and medical specialty programs from the viewpoints of general medicine students.
    Methods
    This study was a descriptive, cross-sectional, applied study. Using Gorjesy & Morgan table, a total of 208 general medicine students were selected from Isfahan University of Medical Sciences in 2016. The internal rate of return (IRR) method was applied to evaluate the investment in general medicine and medical specialty programs. Data collection tool was a questionnaire designed according to Hackman & Oldham’s standard job motivation questionnaire with the items adjusted for general medicine and medical specialty programs. The content validity and repeatable reliability were confirmed by experts’ opinion and inter-cluster correlation coefficient (r=0.82) respectively. Data were analyzed in Stata 12.
    Results
    The students believed that the general medicine and medical specialty programs had higher expected return in comparison to competing fields with medical specialties having the greatest expected return among all of the assessed fields of study. The expected return of general medicine and medical specialty programs was higher for the male students.
    Conclusion
    Medical students showed an economically oriented behavior in choosing their field of study. They considered their expected economic evaluations in deciding to continue their studies in general medicine and medical specialty programs. Thus, economic components of the future job were one of the factors of studying in medical fields.
    Keywords: Human capital, internal rate of return, general medicine, medical specialty program, economic return
  • Abbasali Ebrahimian , Fatemeh Koohsarian , Nafiseh RezvaniSemnan University of Medical Sciences Pages 374-381
    Introduction
    The operating room internship is associated with stress and anxiety and using simulations may reduce this anxiety. The aim of this study was to determine the effect of operating room simulation on students’ hidden anxiety during operating room internship.
    Methods
    This study was a quasi-experimental research. All students of a class (n=17) were simple randomly assigned to a simulation and a control group. The students in the simulation group were trained by simulation method prior to the internship program. The control group received routine and traditional training. The students’ anxiety level was measured before the intervention, the first and the last day of the internship using Spielberger's hidden anxiety questionnaire. Data were analyzed by Mann-Whitney U and Friedman tests at a significance level of 0.05.
    Results
    Mean anxiety scores (total=80) before the intervention, the first and the last day of internship were 43.7±75.64, 41.5±00.12, and 37.62±2.32 in the simulation group and 42.11±6.23, 40.88±6.8 and 42.55±5.07 in the control group, respectively. There was no significant difference between the two groups (P=0.321) in the anxiety scores before the intervention and the first day of internship, while a significant difference was found between the two groups in the anxiety scores on the last day of the internship program (P=0.021, t=-2/078).
    Conclusion
    Exposing the operating room students to a simulated environment before the internship cannot reduce their anxiety on the first day of internship, but it can lower their anxiety during the internship period and significantly reduce anxiety at the end of this period.
    Keywords: Simulation, Student, Operation room, Anxiety, Internship
  • Omid Yaghini , Nikoo Yamani , Saeideh Daryazadeh , Mahdi Barzegar , Ali Sadeghi Pages 382-392
    Introduction
    One of the most important goals of general medical education is to achieve acceptable competencies in clinical skills. Medical schools have to take steps to meet International Standards for general Medical Education. The aim of this study was to determine the amount of medical students' clerkship exposures to expected clinical skills and compare with the Specified minimums at Isfahan University of Medical Sciences.
    Methods
    This descriptive, cross-sectional study was conducted in 2015-16 academic year using census method (n=95). Educational Council of the clinical departments was provided with a checklist of the expected skills and the minimum number of exposures to those skills was determined. The number of exposures for each clinical skill during the clerkship period and the background information of the students were asked for in the checklist. Data were analyzed using one sample t-test, independent t-test, chi-square and Pearson and Spearman correlation coefficients.
    Results
    None of the students could meet the minimum number of exposures established by the Educational Council in to the clinical skills venous cutdown, anterior nasal packing, arterial blood sampling, venipuncture and serum infusion, splinting, basic CPR, pediatric routine vaccination, wound dressing with debridement and specialized washing process, suprapubic sampling, simple casting and cast removing, and superficial skin abscess drainage. The rate of conformity was adequate in CPR (ACLS, BCLS) and nasogastric intubation, but low in other skills.
    Conclusion
    The lack of conformity of the exposures to the minimums expected in the number of exposures to the essential clinical skills and the weaknesses in the clinical training of the students indicate the poor quality of clinical education. It seems that achieving the desired conformity for each clinical skill depends on peripheral training and the greater collaboration of clinical residents and clinical faculty members.
    Keywords: Clinical education, competency, clerkship, clinical skills, medical student
  • Fariba Hosseinzadegan , Moloud Radfar , Soda Mihandoust Pages 395-407
    Introduction
    Professional socialization is an essential process of learning skills, attitudes and behaviors necessary to fulfill professional roles. The consequences of professional socialization are widely varied and influenced by personal, situational and organizational factors. The aim of this study was to review the role of educational activities on professional socialization of nursing students.
    Methods
    This narrative review study was carried out by searching library resources and the databases of CINAHL, Science Direct, Scopus, Google Scholar, Elsevier, SID, and Magiran for articles published during 2002-17. The keywords used for the search included socialization, professional, educational activity, and nursing students. Preliminary results yielded 106 articles of which 10 articles were selected for the review.
    Results
    Contemporary studies show that professional socialization of nursing students is influenced by different factors among which the role of mentors, peers and effective role models is of great importance. Personal experiences and the role of clinical trainers are also important in facilitating students’ learning development and socialization.
    Conclusion
    Improvement and organization of the educational system and focus on selection of effective and interested clinical trainers, as well as utilization of mentors, peers and effective role models are the proposed solutions to facilitate and promote the professional socialization of nursing students.
    Keywords: Socialization, professional, educational activity, nursing students
  • Mostafa Najafi , Friba Jowkar , Roya Mollabashi , Mahsa Vahman Pages 408-416
    Introduction
    Educational environment is part of the teaching-learning process. Clinical training, as a part of medical education, is now facing numerous challenges. Nowadays, there are clinical training environments different from hospital and clinic environments. Considering the establishment and operation of the instrumental lab in the department of psychiatry in Isfahan University of Medical Sciences, this study was conducted to explain the views of psychiatry residents on the instrumental interventions lab in the department of psychiatry, Isfahan University of Medical Sciences.
    Methods
    This qualitative, exploratory study was conducted using purposive sampling. All the residents who had completed the course of instrumental interventions lab in psychiatry and were willing to participate were included in the study (n = 9). Data were collected through focus group discussions. Interview transcriptions were analyzed by means of thematic analysis.
    Results
    Drawing on the inductive technique, two main themes emerged: “instrumental interventions lab, a new field in education” and “psychiatry residency, another narrative”. Each of these themes consisted of two subthemes “components of instrumental interventions lab” and “benefits of instrumental interventions lab”.
    Conclusion
    The instrumental interventions lab encompasses the components of a clinical environment, and given its own nature, has led to positive experiences for the residents.
    Keywords: Educational environment, Medical education, Psychiatry clinical training, Medical Residents
  • Mojtaba Karbasi , Hossein Barati , Manijeh Youhanaee Pages 417-424
    Introduction
    The Ministry of Health Language Exam (MHLE) is one of the decisive English language exams which is held nationally and periodically in Iran. This study investigated the role of gender and field of study and their relation to participants’ MHLE scores.
    Methods
    In this descriptive, cross-sectional study, the participants’ performance in one issue of the MHLE exams (held in 2013 and attended by 1777- 799 males and 978 females- examinees) was assessed in terms of gender and field of study (medicine: 406 examinees-30%; paramedicine: 1371 examinees-70%) and their relation to the test scores. The data were analyzed by means of descriptive statistics and two-way ANOVA.
    Results
    The female participants (50.07±0.342) significantly outperformed the males (46.08±0.461). In addition, the scores of the medical participants (49.31±0.44) were higher than those of paramedical participants (46.84±0.24) and statistically significant.
    Conclusion
    Considering the significant impact of gender and field of study on MHLE performance results and in order to prevent possible bias, it is necessary to review participants’ answers to individual items using one of the higher order analysis techniques such as Differential Item Functioning (DIF). This can prevent possible compromised test validity and decisions that are biased towards a particular group of participants in terms of gender and/or field of study.
    Keywords: MHLE, English language proficiency, gender, medical, paramedical fields of study
  • Mahla Salajegheh , Azim Mirzazadeh , Roghayeh Gandomkar Pages 425-435
     
    Introduction
    Considering the increasing importance of examining the effectiveness of faculty development programs in medical universities, the current study aimed to review various aspects of evaluation of the faculty development programs in medical education.
    Methods
    This review study was conducted by searching the databases of Google Scholar, Medline, Eric, Scopus, Ovid, Science Direct, Medical Education, Medical teacher, PubMed, BMC, SAGE, and Magiran using the keywords staff training/development, in-service training, medical faculty, faculty training/ development, and program evaluation and their combinations. The aspects of faculty development programs evaluation were then reviewed.
    Results
    A total of 62 articles were found of which 29 were selected for review. The aspects of development program evaluations were classified into four categories: theoretical evaluation model, evaluation data collection method, source of evaluation data, and evaluation findings. Most of the studies conducted to evaluate development programs followed Kirk Patrick’s model. Questionnaire was the most common data collection tool. The sources of the data were mostly program attendants (faculty members), and evaluation results indicated the faculty’s high satisfaction with the development programs.
    Conclusion
    The results suggest that development program evaluations should utilize mixed evaluation methods and that the changes resulted from faculty development programs and the extent of using learned materials should be evaluated at the organizational level and workplace respectively.
    Keywords: Faculty development, medical education, evaluation
  • Mehrandokht Nekavand, Hamidreza Arasteh, Parivash Jafari * Pages 436-447
    Introduction
    Attention to scientific and cultural motivation and progress of students is very important. Academic engagement is one of the main factors of academic achievement and success. The purpose of this study was to explain the relationship between the variables “academic engagement” and “individual and academic factors” and therefore, to present a model for promoting academic engagement.
    Method
    This mixed method (qualitative-quantitative) study was carried out in Islamic Azad University, Tehran Medical Branch. A total of 364 students were selected using combination sampling method. Data collection tools were interview in the qualitative part and a valid and reliable questionnaire in the quantitative part. The qualitative data were analyzed through open, axial and selective coding. The quantitative data were analyzed in LISREL software by means of descriptive statistics including frequency, percentage frequency, mean, standard deviation and variance, and inferential statistics including one-sample t-test, Pearson correlation coefficient, exploratory factor analysis, regression coefficient, confirmatory factor analysis, and structural equation modeling.
    Results
    The mean score of academic engagement was 3.47±0.47 (total=5) and above the average. There was a positive (0.58) and significant correlation between individual factors and academic engagement at the 0.01 level. There was also a positive (0.40) and significant correlation between academic factors and academic engagement at the 0.01 level. Results of the structural part of the promotion model showed that the individual and academic factors were influential in promoting academic engagement by a 0.79 and 0.23 coefficient respectively. These two factors explained 84% of the variance of academic engagement.
    Conclusion
    Reinforcement of individual and academic factors can promote academic engagement in medical sciences students
    Keywords: Academic engagement, influential factors in academic engagement, medical sciences students
  • Habibolah Rezaei *, Ferdowsi Rahimi , Nikoo Yamani Pages 448-459
    Introduction
    Nurses must be equipped with scientific and practical competencies and skills in teaching drug abuse prevention and control as well as addiction treatment. Thus, this study aimed to determine the educational needs of nursing students for working in addiction counseling and treatment centers.
    Methods
    This descriptive study was conducted in Isfahan in the 2015-16 academic year. The statistical population was comprised of faculty members of the nursing and midwifery school, physicians, nurses and the service recipients provided by addiction counseling and treatment centers. Using a three-round Delphi Technique, the data were collected by a valid and reliable researcher-made questionnaire and analyzed by means of descriptive statistics.
    Results
    In the first, second and third rounds of Delphi Technique, 129 (out of 140), 79 (out of 80), and 20 (out of 20) people responded to the questionnaire respectively. Of the 150 educational needs that were identified, 69 were related to the cognitive domain, 39 to the emotional domain and 42 were related to the psychomotor domain.
    Conclusion
    Most of the nursing students’ educational needs of nurses for working in addiction counseling and treatment centers were related to the cognitive and psychomotor domain. It is suggested that training courses be held for nursing students in relation to these needs and an educational package be developed accordingly.
    Keywords: Needs assessment, educational need, addiction, substance abuse, nursing student, addiction counseling, treatment centers
  • Giti Ozgoli, Nourossadat Kariman, Abbas Ebadi, Maryam Moridi* Pages 464-476
    Introduction
    Identifying the source of stress is essential to design tailored programs for promoting mental health of students. Medical Student Stressor Questionnaire (MSSQ) is an instrument to assess the source of stress in medical students. The aim of the present study was to determine the validity and reliability of the Persian version of the Medical Student Stressor Questionnaire.
    Methods
    This study was a methodological survey with a descriptive, cross-sectional design and was conducted in all medical universities of Tehran in 2016-17. The questionnaire was first back translated from English to Persian. The final Persian version of the questionnaire was completed by 200 fifth- to seventh-year medical students and fourth-year midwifery and nursing students. Exploratory factor analysis was used to assess construct validity, and confirmatory factor analysis was used to determine the number of factors and fitness of the model. The reliability of the instrument was assessed by internal consistency. Test-retest was used to assess temporal repeatability.
    Results
    The results confirmed the validity and reliability of the Persian version of MSSQ questionnaire. The results of face and content validity confirmed all of the questionnaire items. The Exploratory factor analysis yielded six factors which explained 75.99% of the variance observed. Also, Cronbach’s alpha coefficient was 0.92 and intra-class correlation coefficients of the sub-scales were at acceptable level, ranging from 0.81 to 0.90.
    Conclusion
    This questionnaire is a useful and valid instrument in terms of implementation and ease of scoring, and can assess the stressors in medical students. Therefore, it can be used as a reliable instrument in research
    Keywords: Validity, reliability, stress, medical students, stressor
  • Hossein Samadi, Miarkolaei, Hamzeh Samadi, Miarkolaei Pages 477-485
    Introduction
    Academic entrepreneurship and its development within medical universities are now one of the prerequisites for dynamic economic development in developed countries. Thus, the purpose of the present study was to rank and compare the universities of Mazandaran Province in the field of academic entrepreneurship.
    Methods
    This descriptive applied research was conducted in 2015. The statistical population was comprised of the university faculty members and experts in incubation centers of the universities of Mazandaran Province. Samples were selected by purposive sampling method. Data were collected through questionnaire and interview and analyzed in the MATLAB software using the TOPSIS and simple additive weighting (SAW) techniques.
    Results
    Babol University of Technology (W=0.1443; 0.1812) had the highest score in the field of academic entrepreneurship. Sari University of Medical Sciences (W=0.1366; 0.1643), and Babol University of Medical Sciences (W=0.1277; 0.1990) ranked second and third respectively.
    Conclusion
    Considering the rather appropriate rank of medical universities among the universities of Mazandaran Province, it is essential that the medical universities increase their capacity and ability to provide new functions by developing the necessary infrastructures for development of entrepreneur university
    Keywords: Academic Entrepreneurship, medical universities, health, hygiene, multi-criteria decision making
  • Mina Amiri, Zahra Khademian * Pages 486-495
    Introduction
    Simulation is an educational technology that facilitates learning and improves learner’s performance. The aim of this study was to introduce simulation-based clinical training in operating room.
    Methods
    In this review article, the keywords “simulation, training, clinical education, operating room training, and simulation in operating room” were used to find Persian and English articles published from 2000-2018 andin the databases of Science Direct, Google scholar, PubMed, SID, and Magiran. Articles related to introduction and application of simulation-based training in operating room were selected and reviewed.
    Results
    Forty-Two articles had addressed the history and importance of using simulation in clinical education, their development methods, types of simulators used in the operating room and importance and types of models designed to evaluate the simulation methods. Examples of these simulations included low-fidelity physical simulators, web-based educational tools, computer-based video training, virtual learning environment systems, learning management systems, laparoscopic surgery such as “McGill Inanimate System” for training and evaluation of laparoscopic skills, simulation-based surgical methods, and realistic computer-controlled mannequins such as “Sim Man 3G”.
    Conclusion
    A wide variety of simulators and models can be used for designing, implementation and evaluation of operating room training. Many of the existing challenges can be overcome with proper planning and educational institutions can develop and expand simulation-based trainings in operating room by understanding the educational potential of this method.
    Keywords: Simulation training, patient simulation, operating room, educational technology, clinical education
  • Soleiman Ahmady, Leila Sadati *, Zahra Taiebi Pages 496-507
    Introduction
    One of the basic principles of the educational process is the periodic review of the curriculum for each discipline and at each academic level. Because of previous work experience, the operating room non-continuous undergraduates have to retake some courses they have already passed. Therefore, the purpose of this study was to investigate the operating room students, graduates and faculty members’ experiences of the curriculum of operating room noncontinuous undergraduate program.
    Methods
    This qualitative study was conducted in 2016-17 using the conventional content analysis method. Subjects were selected by means of purposive sampling. Data were collected through 13 semi-structured interviews. Interview transcriptions were analyzed in MaxQDA2 software using the content analysis method.
    Results
    The data were classified into three main categories namely “disproportionate structure of the curriculum” with the subcategories of inappropriate organization of teaching content, teaching method and ineffective apprenticeship; “deterrents” with the subcategories of employment during education, family management, and difficult commuting; and “motivational factors” with the subcategories of financial growth, job promotion, and social identity.
    Conclusion
    Results suggest that it is necessary to reform the structure and implementation of the curriculum of operating room noncontinuous undergraduate program so that it will be commensurate with learners’ needs.
    Keywords: Curriculum, curriculum revision, operating room, noncontinuous undergraduate program
  • Vajiheh Zohoorparvandeh *, Ali Asadi Pages 508-516
    Introduction
    The growth of social networks has led to definition of new applications, including informal and tacit trainings (visual, auditory and written) for this tool. The present study aimed to examine the effect of using telegram social network on the effectiveness of nurses' professional trainings.
    Methods
    This study utilized a multi-group pretest-posttest design. Based on the inclusion criteria, 90 nurses were selected from one of the private specialized hospitals in Tehran and randomly divided into three groups of 30. Each group was assigned to one type of training (face-to-face, self-reading and telegram-based). Statistical analysis was performed using descriptive statistics, one-way ANOVA and factor analysis.
    Results
    The mean score of the telegram-based group was 3.7 points higher than that of the self-reading group and 1.66 points higher than that of the face-to-face group. The mean score of the face-to-face group was 2.3 points higher than that of the self-reading group. In addition, the two variables working hours (-0.19) and teaching method (0.33) and the two variables age (0.178) and job experience (-0.08) had a direct and indirect effect respectively on the participants’ scores. The greatest effect was related to the teaching method (0.53) and the smallest effect was related to the job experience.
    Conclusion
    Nursing managers can use mobile social networks to improve the effectiveness of nursing in-service training programs. The results of this study can serve as a useful guide for supervisors.
    Keywords: Training, mobile social network, telegram, nurses
  • Mehdi Bagheri, Athar Omid *, Mahmood Kohan Pages 517-528
    Introduction
    Appropriate clinical environment has an important role in preparing students to use learned knowledge in practice by providing learning opportunities. With regard to the recent complexities of clinical teaching, sensitivity to various environmental factors, recent changes in clinical environments and multiple roles of clinical faculty, a comprehensive study of this phenomenon seemed necessary. Therefore, the aim of this study was to explain emergency medicine faculty members’ experiences of clinical training environments.
    Methods
    This qualitative study utilizes a conventional content analysis method. Data were collected through purposive sampling, semi-structured individual interviews with the emergency medicine faculty members of Isfahan University of Medical Sciences, and field observations in 2017-18 academic year. The data were analyzed in MAXQDA using the inductive method. Open codes were first extracted and classified into subcategories that, in turn, were organized under the main categories based on their meaning similarities.
    Results
    Three main categories and six subcategories were extracted: structure and characteristics of the emergency department trainings (administrative support, physical structure), clinical reasoning methods (autonomic, automatic), and processing of the clinical learning environment (formal teachings, informal teachings).
    Conclusion
    The results of this study can help managers and curriculum planners better understand the process of faculty members’ perception of clinical learning environments. A deeper understanding of these perceptions can improve the faculty members’ perception of these environments and consequently, students can be guided toward developing their personal and professional talents and competencies.
    Keywords: Experiences, emergency medicine faculty members, clinical training environment