فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 3 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/02
  • تعداد عناوین: 8
|
  • لیلا خراسانی ، محمد افشار * صفحات 508-516
    مقدمه و هدف
    دیابت یک سندرم متابولیک مزمن و شایع ترین اختلال آندوکرین است که مشکلات زیادی برای بیمار ایجاد می نماید. لذا این مطالعه به بررسی تاثیر بحث گروهی بر کیفیت زندگی و هموگلوبین گلیکوزیله بیماران دیابتی تیپ 2 پرداختند.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی است که بر روی مبتلایان به دیابت تیپ 2 مراجعه کننده به مرکز دیابت گلابچی کاشان انجام گرفت. برای انجام مطالعه پس از اخذ رضایت کتبی از بیماران دیابتی، نمونه ها بطور تصادفی در دو گروه کنترل و شاهد قرار گرفتند و از آنان قند خون و هموگلوبین گلیکوزیله گرفته شد و همچنین پرسشنامه کیفیت زندگی را تکمیل نمودند، کلیه مشارکت کنندگان در قالب هشت گروه در 4 جلسه بحث گروهی که توسط کارشناس دیابت هدایت می شد آموزش های لازم را فراگرفته و مدت چهار ماه آموزش هارا به کار گرفتند. پس از آن مجددا قند خون و هموگلوبین گلیکوزیله و پرسشنامه کیفیت زندگی تکمیل و مقایسه قبل و بعد با آزمون آماری تی زوجی انجام شد.
    یافته ها
    نتایج نشان دادند 120 بیمار شرکت کننده با میانگین سنی 10/80 ± 54/75 سال و میانگین ابتلای به دیابت 1/80 ± 3/10 سال بودند،که اختلاف آماری معنی دار بین کیفیت زندگی در قبل و پس از آموزش بحث گروهی و همچنین بین هموگلوبین گلیکوزیله قبل از آموزش 1/35±8/45 وپس از آموزش 0/89 ±6/98 وجود داشت. بحث و نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد تدوین برنامه آموزشی به روش بحث گروهی می تواند باعث بهبود کیفیت زندگی و کنترل متابولیک بیماران دیابتی تیپ 2 می شود.
    کلیدواژگان: بحث گروهی، دیابت تیپ2، کیفیت زندگی، هموگلوبین گلیکوزیله
  • سعید حیدری سورشجانی ، علی احمدی*، پرستو یارمحمدی، زهرا ترابی فارسانی، کمال صولتی صفحات 517-529
    مقدمه و هدف
    دیابت یکی از بیماری های رو به افزایش است که با شناسایی برخی عوامل شخصی و اجتماعی موثر بر سبک زندگی افراد می توان به کنترل آن کمک کرد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط پیروی از رفتارهای بهداشتی و برخی سازه های تئوری شناختی اجتماعی در زنان مراجعه کننده به انجمن دیابت شهرستان شهرکرد، اجرا شد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه ی مقطعی، 198 زن مبتلا به دیابت با استفاده از فرمول حجم نمونه و نمونه گیری تصادفی منظمو متناسب با حجم، وارد مطالعه شدند. پرسش نامه ها شامل ویژگی های جمعیت شناختی، پیروی از اقدامات بهداشتی در بیماران دیابتی و پرسشنامه محقق ساخته بر اساس برخی سازه های تئوری شناختی بود. پس از جمع آوری داده ها وارد نرم افزار آماری SPSSv18 شد. داده ها متناسب با نوع توزیع داده با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون، تی تست، آنالیز واریانس و آنالیز رگرسیون خطی مورد تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    بین پیروی از اعمال بهداشتی (رژیم غذایی و فعایت بدنی) و انتظارات پیامد، خودکارآمدی و خودتنظیمی همبستگی مستقیم و معناداری مشاهده شد. انتظارات پیامد نیز با خودتنظیمی و خودکارآمدی همبستگی مستقیم و معنادار داشت. سازه های مورد مطالعه باهم 3/31% رفتار را پیش بینی می کنند، که در این مطالعه خودکارآمدی در مقایسه با سایر سازه ها پیش بینی کننده قوی برای رفتار بود (0/626=β).
    نتیجه گیری
    بین پیروی از رفتارهای بهداشتی (فعالیت بدنی و تغذیه) با سازه های SCT انتظارات پیامد، خودکارآمدی و خودتنظیمی همبستگی مستقیم و معناداری مشاهده شد.
    کلیدواژگان: تئوری شناختی-اجتماعی، دیابت، سبک زندگی، رفتار بهداشتی
  • احمد راشکی ، زهرا راشکی قلعه نو*، عباس بهاری، حمید حیدری قرایی صفحات 530-538
    مقدمه و هدف
    دیابت نوع 2 به عنوان یک بیماری مزمن سبب ایجاد هزینه های اقتصادی و اجتماعی زیادی در دنیا می شود. امروزه ژن های متعددی در ارتباط با دیابت شناسایی شده است که یکی از آنها ژن CYP3A4 می باشد که بر روی کروموزوم 7 قرار گرفته و بیشترین تعداد سوبسترا در بین آنزیم های سیتوکروم p450 متعلق به آن می باشد. ژن CYP3A4 در شبکه آندوپلاسمی همه بافت ها به جز مغز حضور دارد، هر چند که محل اصلی تجمع پروتئین آن درکبد و پروستات است. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی ارتباط احتمالی بین واریانتهای خاصی در ژن CYP3A4 با بیماری دیابت نوع 2 بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه موردی - شاهدی نمونه های خون از 100 فرد سالم و 100 بیمار مبتلا مراجعه کننده به کلینیک دیابت علی اصغر زاهدان جمع آوری گردید. استخراج DNA با استفاده از روش ترکیب فنل-کلروفرم با پروتئیناز K انجام شد. تعیین ژنوتیپ افراد به وسیله تعیین توالی انجام شد.
    یافته ها
    نتایج نشان دهنده عدم وجود تفاوت های معنی داری (منجر به تغییر درکنفورماسیون پروتئین) در سطح توالی نوکلئوتیدی در ژن CYP3A4 در بین نمونه های DNA بدست آمده از بیماران دیابتی نوع 2 در مقایسه با نمونه های سالم بود. بحث و
    نتیجه گیری
    نتایج بدست آمده نشان دهنده عدم ارتباط اسنپ در ژن CYP3A4 در جمیعت سیستان و پلوچستان ایران با خطر بروز بیماری دیابت نوع 2 بود.
    کلیدواژگان: دیابت نوع 2، ژن CYP3A4، تعیین توالی
  • زهرا زنگنه نژاد، محبوبه سترکی *، میثم احمدی نسب صفحات 539-549
    مقدمه و هدف
    سرخه ولیک گیاهی غنی از فلاونوئیدها با خوصیات آنتی اکسیدانی و نوروپروتکتیو است. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر عصاره سرخه ولیک بر اضطراب، افسردگی و درد در موش های دیابتی بود.
    مواد و روش ها
    جهت القاء دیابت تک دوز استرپتوزوتوسین (60 میلی گرم بر کیلوگرم) بصورت داخل صفاقی تزریق شد و پس از مشاهده علایم دیابت 72 ساعت بعد از تزریق (کاهش وزن، افزایش قند خون به میزان بیش از 250 میلی گرم بر دسی لیتر و پرنوشی) تیمار توسط عصاره و دارو به مدت 3 هفته انجام شد. موش ها در 6 گروه شامل کنترل سالم (دریافت نرمال سالین) ، کنترل دیابتی (استرپتوزوتوسین) ، مداخله (سرخه ولیک در دوزهای 100، 200 و 400 میلی گرم بر کیلوگرم) و کنترل مثبت (کاپیتریول) قرار گرفتند. پس از 3هفته تست های رفتاری انجام شد.
    یافته ها
    تزریق سرخه ولیک به موش های دیابتی سبب کاهش جزئی و غیرمعنی دار دفعات ورود و مدت زمان سپری شده در بازوهای باز دستگاه ماز بعلاوه ای مرتفع شد. القاء دیابت سبب کاهش معنی دار قدرت حفظ تعادل و مقاومت حرکتی در آزمون روتارود شد (05/0p<) و سرخه ولیک سبب بهبود جزئی و غیرمعنی دار آن گردید. دفعات در مرکز بودن در آزمون صفحه باز در موش های دیابتی دریافت کننده سرخه ولیک بیشتر از موش های دیابتی بود، هرچند تفاوت آن ها معنی دار نبود. زمان پاسخ به درد در موش های دیابتی کاهش داشت و عصاره سرخه ولیک سبب افزایش جزئی و غیرمعنی دار آن گردید.
    نتیجه گیری
    عصاره سرخه ولیک تا حدودی اضطراب، افسردگی، در و عدم تعادل را در موش های دیابتی شده بهبود بخشید به نظر می رسد که در صورت استفاده از دوزهای بالاتر عصاره کارایی آن بهبود یابد.
    واژه های کلیدی: عصاره سرخه ولیک، اضطراب، افسردگی، درد
  • محمدصادق سرگلزایی*، جواد افشاری، جاسماللهیاری ، ناصر شیرانی، جواد جعفری صفحات 550-557
    مقدمه و هدف
    دیابت یکی از مشکلات جدی در حیطه سلامت می باشد که از آن به عنوان مرگ خاموش نامبرده می شود. از راه های موثر در جهت ارزیابی بیماران دیابتی بررسی سطح انجام رفتارهای خودمراقبتی می باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین رفتارهای خودمراقبتی و عوامل موثر بر آن انجام گردید.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر از نوع توصیفی _ تحلیلی است. که 80 نفر از بیماران مراجعه کننده به کلینیک دیابت بیمارستان رازی سراوان به صورت سرشماری انتخاب و داده ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه خلاصه رفتارهای خودمراقبتی جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار23 SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. و برای سنجش ارتباط بین متغیرهای مستقل و وضیعت خودمراقبتی از آزمون های آماری توصیفی، تی مستقل و آزمون ANOVA استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین و انحراف کل نمره رفتارهای خودمراقبتی 12/03± 37/87بود. 62/5 درصد افراد دارای وضعیت خودمراقبتی نیمه مطلوب، 32/5درصد افراد دارای وضعیت خودمراقبتی نامطلوب و 3/8 درصد افراد دارای وضعیت خودمراقبتی مطلوب بودند. تجزیه و تحلیل ارتباط بین نمره خودمراقبتی و اطلاعات دموگرافیک ارتباط معناداری بین وضعیت تحصیلی و شغلی بیماران با نمره خودمراقبتی بیماران نشان داد (p≤0/05).
    نتیجه گیری
    براساس نتایج مطالعه حاضر اکثریت بیماران از نظر رفتارهای خودمراقبتی در وضعیت متوسطی قرار دارند و با توجه به اهمیت رفتارهای خودمراقبتی در کنترل و کاهش عوارض ناشی از بیماری، گنجاندن برنامه های آموزش در جهت ارتقاء سطح دانش و آگاهی بیماران در هرچه بهتر شدن وضعیت رفتارهای خودمراقبتی توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: خودمراقبتی، دیابت نوع دو، بیماران دیابتی
  • نرگس صادقی *، فروغ جبروز صفحات 558-568
    مقدمه و هدف
    دوران نوجوانی، یکی از بحرانی ترین دوران های زندگی است و چنانچه نوجوان در این دوران با مشکلات سلامتی مانند بیماری روبرو شود می تواند برای او و خانواده به یک چالش تبدیل گردد. یکی از اجزای زندگی سالم توجه به نیازهای معنوی است از طرفی، یکی از مشکلات نوجوانان در هنگام ابتلا به بیماری های مزمن، بروز نگرش های نا کارآمد است بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط بین نگرش معنوی و نگرش ناکارآمد در نوجوانان دیابتی بستری در بیمارستان های علوم پزشکی شیراز انجام شد.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی است جامعه ی آماری این پژوهش، شامل کلیه نوجوانان مبتلا به دیابت بود که در سال 1394 در بیمارستان های علوم پزشکی شیراز بستری بودند؛ تعداد واحدهای پژوهش در مجموع 92 نفر از نوجوانان دیابتی بود که با استفاده از پرسشنامه نگرش سنج معنوی و نگرش ناکارآمد به مدت 3 ماه مورد مشاهده و تحلیل قرار گرفت. روش نمونه گیری در دسترس بود. از آمار توصیفی و ضرایب همبستگی استفاده شد. تحلیل ها با نسخه 20 نرم افزار آماری spssانجام شد.
    یافته ها
    از 92 نوجوان مورد مطالعه در این پژوهش، 47 نفر پسر و 45 نفر دختر بودند. میانگین سنی دختران برابر با (5/80) 16/84، میانگین سنی پسران (6/83) 15/56 بود. بیشتر افراد شرکت کننده در این پژوهش را افراد دارای مدرک راهنمائی (40 درصد) و دبیرستان (45درصد) تشکیل دادند. نگرش معنوی واحدهای مورد پژوهش در حد متوسط و نگرش ناکارآمد در حد متوسط رو به بالا بوده و بین نگرش معنوی و نگرش ناکارآمد در نوجوانان دیابتی بستری رابطه منفی وجود داشت. بین دو جنس هیچ تفاوت معنا داری در زمینه نگرش معنوی و نگرش ناکارآمد وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد بهبود نگرش معنوی می تواند در جهت کاهش نگرش ناکارآمد و در نتیجه کاهش استرس و اضطرابی که می تواند پی آمد نگرش ناکارامد ایجاد شود کمک کننده باشد. در واقع نگرش معنوی بر بهبود نگرش ناکارآمد نوجوانان دیابتی موثر است. بنابراین توصیه می گردد در مراکز کنترل دیابت برنامه هایی در جهت ارتقاء معنویت و نگرش معنوی این گروه حساس در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: معنویت، نگرش ناکارآمد، دیابت، نوجوان
  • فهیمه بیگی ، مهدی قهرمانی مقدم ، ناهید بیژه * صفحات 569-583
    مقدمه و هدف
    دیابت از شایع ترین بیماری های ناشی از اختلالات متابولیک و یکی از مهم ترین مشکلات بهداشت عمومی و به عنوان یک عامل خطر برای بیماری های قلبی عروقی است. هدف از این مطالعه تعیین اثر هشت هفته تمرین ترکیبی بر سطوح لپتین و β-اندروفین در زنان مبتلا به دیابت نوع دوم غیرفعال بود.
    مواد وروش ها
    13 زن یائسه مبتلا به دیابت نوع دوم (سن: 5/72 ± 57/92 سال، درصد چربی: 3/55 ± 43/17) به عنوان گروه تمرین و 9 زنان یائسه مبتلا به دیابت نوع دوم به عنوان گروه شاهد (سن: 2/73 ± 55/14 سال، درصد چربی: 3/83 ± 41/31) در مطالعه شرکت کردند. برنامه تمرین هوازی شامل 20 دقیقه فعالیت هوازی (با 60 تا 80 درصد حداکثر ضربان قلب) و برنامه قدرتی متشکل از چندین حرکت برای اندام فوقانی و تحتانی (با شدت 55 تا 75 درصد از 1RM، 8 تا 12 تکرار). برای بررسی تغییرات درون گروه و بین دو گروه از آزمون اندازه های تکراری، استفاده شد. آزمون فرضیه با سطح معنی داری (P <0/05) مورد آزمایش قرار گرفت.
    یافته ها
    افزایش معنی داری در سطوح لپتین، β-اندروفین ، Vo2max و قدرت همچنین کاهش قابل ملاحظه ای در BMI و درصدچربی مشاهده شد بحث و نتیجه گیری: با توجه به کاهش معنی دار در BMI و درصدچربی، افزایش سطوح لپتین و β-اندروفین ناشی از تمرین ترکیبی ممکن است منجر به کاهش خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی در دیابت نوع دوم است.
    کلیدواژگان: ورزش، دیابت نوع دوم، زنان
  • فرهاد نادریان فر، علی میری * صفحات 584-595
    مقدمه و هدف
    مطالعات زیادی در زمینه تاثیر مصرف روغن زیتون بر روی فاکتورهای متابولیک مرتبط با دیابت صورت گرفته است، اما یافته ها در این زمینه متناقض می باشد. از این رو، مطالعه حاضر در نظر دارد به مرور یافته ها در زمینه تاثیر مصرف روغن زیتون بر روی علائم و فاکتورهای متابولیک دیابت با استفاده از مطالعات کارآزمایی بالینی بپردازد.
    مواد و روش ها
    مطالعات مربوطه از مقاله های منتشر شده بین سال های 2000 تا 2017، در سایت های PubMed، Google scholar، SID، Irandoc، MEDLINE، EMBACE و با استفاده از کلید واژه های روغن زیتون، دیابت و کارآزمایی بالینی و پروفایل لیپیدی استخراج گردید. در کل، 11 مورد در این مطالعه مروری مورد بررسی قرار گرفتند.
    یافته ها
    بر اساس یافته های این مطالعه مروری، مصرف روغن زیتون علاوه بر بهبود پاسخ گلایسمی و تنظیم کلی قند خون، همچنین سبب بهبود پروفایل لیپیدی در بیماران مبتلا به دیابت می شود. همچنین، مصرف روغن زیتون می تواند سبب کاهش وزن و نمایه توده بدنی، افزایش سطح هورمون پپتید-1 شبه گلوکاگون (GLP-1) و کاهش میزان چربی کبد در بیماران دیابتی شود. به علاوه، در مطالعات محدودی نشان داده شد، استعمال پوستی روغن زیتون سبب بهبود زخم پای دیابتی در بیماران مبتلا به دیابت می شود.
    نتیجه گیری
    یافته های مطالعه حاضر نشان داد که مصرف روغن زیتون در بیماران دیابتی می تواند سبب بهبود قند خون، پروفایل لیپیدی و شاخص های آنتروپومتریک شود. مطالعات بیشتری برای تایید این نتایج مورد نیاز می باشد.
    کلیدواژگان: روغن زیتون، دیابت، قند خون ناشتا، پروفایل لیپیدی، کارآزمایی بالینی
|
  • Lila Khorasani , Mohammad Afshar* Pages 508-516
    Introduction
    Diabetes is a chronic metabolic syndrome and the most prevalent endocrine disorder that causes multiple problems for patients. The purpose of this study was to assess the effect of group discussion on the quality of life and HbA1C in patients with type II diabetes.
    Materials and Methods
    This semi-experimental study was performed on 120 diabetic patients referred to Kashan diabetes center (Golabchi). After obtaining informed consent, the patients were randomly divided into two groups of intervention and control. Before the intervention, blood sugar and HbA1C were evaluated in both groups, and quality of life questionnaires were completed. The experimental group was divided into eight groups and the intervention was accomplished through four sessions of group discussion held by a diabetes expert. The experimental group applied the educational content for four months. After that, blood glucose and glycosylated hemoglobin and quality of life questionnaires were completed again and compared before and after the intervention by using paired t-test.
    Results
    The results showed the patients had a mean age of 54.75 ± 10.88 years and a mean duration of diabetes of 3.53 ± 1.80 years. We found a significant difference in the quality of life before and after the training. Also, there was a significant difference in glycosylated hemoglobin before (8.45 ± 1.35) and after (6.98 ± 0.89) training.
    Conclusion
    We found that educational programs in the form of group discussions can have positive effects on quality of life and HbA1C in patients with type 2 diabetes
    Keywords: Group discussion, Type II diabetes, Quality of life, HbA1C
  • Ali Ahmadi *, Kamal Solati , Parastoo Yarmohammadi, Zahra Torabi, Farsani , Saeid Heidari, Soureshjani Pages 517-529
    Introduction
    The prevalence of diabetes tends to grow and can be controlled by identifying personal and social factors affecting lifestyle. This study was conducted to determine the relationship between the adherence to health behaviors and several cognitive social theory (SCT) structures in women referred to the Diabetes Forum in Shahrekord, Iran.
    Materials and Methods
    This cross-sectional study was performed among 198 diabetic women selected using a sample size formula and random sampling method with proportion to sample size. The questionnaire was three-fold including demographic questionnaires, adherence to health behaviors in diabetic patients, and a researcher-made questionnaire based on cognitive theory structures. Data analysis was carried out using Pearson’s correlation coefficient, t-test, analysis of variance, and linear regression in SPSS software, version 18.
    Results
    There was a direct and significant correlation between follow-up of adherence to health behaviors, such as diet and physical activity, and outcome expectations, self-efficacy, and self-regulation (P<0.05). The expectations of outcome were directly and significantly correlated with self-regulation and self-efficacy (P<0.05). The studied structures predicted 31.3% of the behavior. In this study, self-efficacy was a strong predictor of behavior compared to other structures (β=0.662).
    Conclusion
    There was a direct and significant correlation between adherence to health behaviors and SCT structures, outcome expectations, self-efficacy, and self-regulation
    Keywords: Social cognitive theory, Diabetes, Lifestyle, Health behavior
  • Ahmad Rashki , Abbas Bahari, Hamid Heidari Gharaei , Zahra Rashki Ghalehnoo * Pages 530-538
     
    Introduction
    Type II diabetes is a chronic disease that causes many economic and social costs all over the world. Currently, different genes are known to have associations with diabetes, one of which is CYP3A4 gene on chromosome 7. This gene belongs the largest number of substrates regarding cytochrome p450 enzymes. CYP3A4 gene is found in endoplasmic reticulum of all tissues except brain; however, the main source of its protein accumulates in the liver and prostate. The main purpose of the present study is to investigate whether there is any predictable associations between specific variants of CYP3A4 gene and type II diabetes.
    Materials and Methods
    In this case-control study, 100 blood samples of healthy individuals as well as 100 blood samples of patients referring to diabetes clinic of Ali Asghar in Zahedan were collected. DNA extraction was performed using phenol-chloroform method combined with proteinase K. The determination of individuals' genotype was done by a sequencing method.
    Results
    The results of the study showed no significant differences (causing to alter protein conformation) between DNA samples of type two diabetic patients and those of healthy samples in terms of nucleotide sequence in CYP3A4 gene.
    Conclusion
    With regard to the statistical analysis of the results, it can be concluded that there is no associations between SNPs in CYP3A4 gene and the risk of type II diabetes in the population of Sistan and Baluchestan province in Iran
    Keywords: Type II diabetes, CYP3A4 Gene, Sequencing
  • Meysam Ahmadynasab , Mahbubeh Setorki *, Zahra Zanganenejad Pages 539-549
    Introduction
    Crataegus monogyna is a rich source of flavonoids with antioxidant and neuroprotective properties. The aim of the present study was to investigate the effect of Crataegus monogyna extract on anxiety, depression, and pain in diabetic rats.
    Materials and Methods
    Intraperitoneal injection of a single dose of streptozotocin (60 mg/kg) was used to induce diabetes in rats. After observing the symptoms of diabetes 72 h post-injection (i.e., weight loss, an increase of over 250 mg/dl in blood glucose level, and polydipsia), the rats were subjected to treatments using extract and drug for 3 weeks. The animals were divided into six groups, including healthy control (normal saline), diabetic control (streptozotocin), intervention (Crataegus monogyna extract at doses of 100, 200, and 400 mg/kg), and positive control (capitrile). Behavioral tests were performed on the subjects after 3 weeks.
    Results
    The administration of Crataegus monogyna extract to diabetic rats resulted in an insignificant decrease in the number of entries and the time spent in the open arms of the elevated plus maze (P>0.05). The induction of diabetes significantly reduced the ability to maintain balance and motor resistance in the rotarod test (P<0.05), and Crataegus monogyna extract improved these effects; however, the difference was not significant. The frequency of being centered on open plate test in the diabetic rats received Crataegus monogyna extract was higher than that of the other diabetic rats; nonetheless, the difference was not significant. The response time to pain was reduced in diabetic rats, and the Crataegus monogyna extract insignificantly increased this time (P>0.05).
    Conclusion
    As the findings indicated, Crataegus monogyna extract could partially improve anxiety, depression, pain, and imbalance in diabetic rats. It seems that the administration of higher doses would improve the efficiency of this extract in this regard
    Keywords: Crataegus monogyna extract, Diabetes, Anxiety, Depression, Pain
  • Javad Afshari, Javad Jafari , Mohammad Sadegh Sargolzaei *, Nasser Shirani , Jasem Allahyari Pages 550-557
    Introduction
    Diabetes as one of the serious problems in the health system is known as the silent death. An effective way to examine patients with diabetes is to evaluate self-care behaviors. Therefore, the present study aimed to investigate self-care behaviors and related factors in diabetic patients referring to the diabetes clinic in Saravan, Iran, in 2017.
    Materials and Methods
    The population of this descriptive analytic study consisted of 80 patients with diabetes type 2 referring to the diabetes clinic in Saravan selected by census method. Data were collected through demographic form and self-care behavior questionnaire. Data analysis was performed in SPSS (version 23) using descriptive statistics, independent t-test, and ANOVA.
    Result
    self-care mean and standard deviation were 37.87±12.03, respectively. The findings showed that patients had low, moderate, and high levels of self-care behaviors (i.e. 62.5%, 32.5%, and 3.8%, respectively). Variables, such as levels of education and job status, correlated directly with self-care behaviors (P<0/05).
    Conclusion
    The findings showed that the majority of patients indicated a moderate level of self-care. Therefore, it is suggested to improve self-care behavior by offering educational programs to raise the patients’ consciences regarding the importance of self-care behavior in controlling and alleviating the complication of diabetes
    Keywords: Self-care, Diabetes, Patients with diabetes type II
  • Forogh Jebroz , Narges Sadeghi * Pages 558-568
    Introduction
    Adolescence is one of the most critical periods of life, and if a teenager faces health problems, it can be a challenge for all members of the family. Attention to spiritual needs is among the components of a healthy life. However, adolescents with chronic diseases take inefficient attitudes. Therefore, this study was conducted to determine the relationship between spiritual attitude and ineffective attitude in diabetic adolescents in hospitals affiliated to Shiraz University of Medical Sciences, Shiraz, Iran.
    Materials and Method
    This descriptive and analytic study was performed among 92 adolescents with diabetes admitted to the hospitals affiliated to Shiraz University of Medical Sciences in 2015. The subjects were selected using convenience sampling method. Data were collected using a questionnaire about religious and inefficient attitudes. The study population was observed and evaluated for 3 months. Data analysis was carried out using descriptive statistics and correlation coefficients in SPSS software, version 20.
    Results
    Based on the results, 47 and 45 participants were male and female, respectively. The mean ages of females and males were 16.84 and 15.56 years old, respectively. In this study, most of the participants had finished either guidance school (40%) or high school (45%). The spiritual attitude of diabetic adolescents was moderate and inefficient attitude was more. There was an indirect relationship between spiritual attitudes and ineffective thinking in adolescents with diabetes. There was no significant difference between genders in terms of spiritual and ineffective attitude.
    Conclusion
    Spiritual attitude had an indirect relationship with inefficient attitude, and as a result reduces the level of anxiety in diabetic adolescents. In fact, spiritual attitude positively affects the inefficient attitude in this population. Therefore, it is recommended to consider programs in diabetes centers to improve the spiritual attitude in this sensitive group
    Keywords: Spiritual attitude, Inefficient attitude, Teenager, Diabetes
  • Fahime Beigi [] , Nahid Bijeh []*, Mahdi Ghahremani Moghaddam [] Pages 569-583
    Introduction
    Diabetes is one the most common diseases caused by metabolic disorders and being a risk factor for cardiovascular diseases, it is one of the most important public health problems. The aim of this study was to determine the effect of eight weeks of concurrent (aerobic-resistance) training on beta-endorphin and leptin levels in inactive women with type II diabetes.
    Materials and Methods
    We enrolled 13 postmenopausal women with type II diabetes (age: 57.92 ± 5.72 years and fat percentage: 43.17 ± 3.55) as the experimental group and nine postmenopausal women with type II diabetes as the control group (age: 55.14 ± 2.73 years, Fat percentage: 41.31 ± 3.38). The aerobic training program included 20 minutes of aerobic activity (by 60 to 80% of maximum heart rate) and the strength training program involved several upper and lower extremities (with an intensity of 55 to 75% of 1RM, 8 to 12 repetitions). To investigate the changes within and between groups repeated measures analysis of variance was used. P-value less than 0.05 was considered statistically significant.
    Results
    A significant increase was found in β-endorphin and leptin levels, VO2max, and strength, while body mass index (BMI) and body fat percentage (BF%) had significantly decreased (P < 0.05).
    Conclusion
    Considering that concurrent training induced a significant reduction in BMI and BF% and increased β-endorphin and leptin levels, it may decrease the risk of cardiovascular diseases in type II diabetes patients
    Keywords: Exercise, Type II diabetes, Women
  • Farhad NaderiyanFar, Ali Miri* Pages 584-595
    Introduction
    Some studies have done on the effects of olive oil consumption on metabolic factors related to diabetes, but findings in this regard are conflicting. Hence, current study aimed to review findings of clinical trials about the effects of olive oil consumption on the symptoms and metabolic factors of diabetes.
    Materials and Methods
    Evaluated studies were extracted from databases of PubMed, Google Scholar, SID, Irandoc, MEDLINE and EMBACE between 2000 and 2017 using olive oil, diabetes, lipid profile and clinical trials as keywords. Totally, eleven studies were assessed in the current review.
    Results
    Based on findings of current review study, olive oil consumption improved glycemic responses and lipid profile and also regulate blood glucose in patients with diabetes mellitus. In addition, olive oil consumption could induce a reduction in weight, body mass index and liver fat, and an increase in Glucagon like peptide-1 (GLP-1) in diabetic patients. Furthermore, few studies showed that olive oil administration improves foot ulcer in diabetic patients.
    Conclusion
    Findings of current review showed that olive oil consumption can improve blood glucose, lipid profile and anthropometric measurements in diabetic patients. Further studies are required to confirm these findings
    Keywords: Olive oil, diabetes, Fasting blood sugar, Lipid profile, Clinical trials