فهرست مطالب

  • سال بیست و سوم شماره 5 (پیاپی 97، آذر و دی 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/07
  • تعداد عناوین: 12
|
  • علی گرزی، اضغر توفیقی ، بهاره امیری صفحات 1-11
    زمینه و هدف
    فعالیت های استقامتی شدید موجب بروز فشار اکسایشی شده و بافت های مهمی نظیر کلیه و ریه را تحت تاثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر اثر مصرف مکمل کورکومین بر میزان فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) و سطوح مالون دی آلدهید (MDA) در بافت های کلیه و ریه طی 8 هفته تمرین استقامتی سنگین را بررسی نمود.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، 24 سر موش صحرایی نر ویستار (وزن 24/19±11/256 و سن 8 هفته) پس از یک هفته آشناسازی به طور تصادفی به چهار گروه کنترل (6=n), کورکومین (6=n), تمرین استقامتی (6=n), تمرین استقامتی+ کورکومین (6=n) تقسیم شدند. سرعت و مدت دویدن تمرینات استقامتی (8 هفته، 5 جلسه در هفته) در هفته آخر به سرعت 35 متر در دقیقه و زمان 70 دقیقه رسید. مکمل کورکومین به وسیله تزریق داخل صفاقی ارائه شد (8 هفته، 3 جلسه در هفته، 30 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن). فعالیت آنزیم GPX و میزان سطوح MDA با استفاده از روش اسپکتروفتومتری سنجیده شد و داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس یک طرفه تحلیل گردید.
    یافته ها
    میزان فعالیت GPX در بافت های کلیه (077/0p=) و ریه (114/0p=) تغییر معنی داری را نشان نداد. با این حال، سطوح MDA در بافت کلیه (029/0p=) و ریه (037/0p=) در گروه استقامتی به طور معنی داری بالاتر از گروه استقامتی+کورکومین شد.
    نتیجه گیری
    تمرینات استقامتی شدید با وجود ایجاد پراکسیداسیون لیپیدی، موجب بر هم خوردن آخرین خط دفاعی آنتی اکسیدانی در بافت های کلیه و ریه نمی شود. همچنین، تمرین استقامتی شدید موجب بروز فشار اکسایشی در بافت های کلیه و ریه شده و مصرف مکمل کورکومین از بروز این فشار جلوگیری می کند.
    کلیدواژگان: مکمل کورکومین، آنتی اکسیدان، کلیه، ریه، تمرین استقامتی شدید
  • حمیدرضا شتابی، محمد گلپرور، امیر شفا *، کیمیا گودرزی صفحات 12-21
    زمینه و هدف

    کودکان با بدخیمی خونی در مدت بیماری نیاز به اقدامات تشخیصی درمانی دارند که با درد و استرس فراوان همراه می باشند. مطالعه حاضر به منظور بررسی و مقایسه اثربخشی پروپوفول-کتامین و سوفنتانیل-کتامین بر روی آرام بخشی و بی دردی این کودکان حین انجام پروسیجر انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه کار آزمایی بالینی تصادفی شده و دوسویه کور، کودکان 6 ماه تا 14 سال مبتلا به لوسمی لنفوبلاستیک حاد کاندید پونکسیون کمری یا آسپراسیون مغز استخوان مورد مطالعه قرار گرفتند. کودکان به طور تصادفی در دو گروه 34 نفری دریافت کننده پروپوفول-کتامین (گروه PK) و سوفنتانیل-کتامین (گروه SK) وارد مطالعه شدند. درگروه PK پروپوفول 1mg/kg، کتامین0. 7mg/kg و در گروه SK سوفنتانیل 0. 5μ/kg، کتامین 0. 7mg/kg به آرامی تا رسیدن به سطح آرام بخشی مطلوب تزریق شد. بیماران دو گروه از لحاظ کیفیت آرام بخشی، بی دردی و تغییرات همودینامیک در حین مداخله و در ریکاوری با یکدیگر مقایسه شدند.

    یافته ها

    با توجه به مشخصات دموگرافیک، اختلاف معنی داری بین دو گروه مورد مطالعه وجود نداشت (05/0<P).
    فراوانی نسبی سطح آرام بخشی عمیق در گروه SK بیشتر از گروه PK بود (09/0=P). میانگین شدت درد در گروه SK به طور معنی داری پایین تر از گروه PK بود (02/0=P)

    نتیجه گیری

    یافته های این مطالعه گویای انست که استفاده از کتامین همراه با پروپوفول یا سوفنتانیل در پروسیجرهای دردناک فراهم کننده آرام بخشی و بی دردی است در مقایسه دو ترکیب موردمطالعه سوفنتانیل-کتامین با توجه به کیفیت بهتر آرام بخشی و بی دردی و پایداری پارامترهای همودینامیک، نسبت به ترکیب پروپوفول-کتامین در کودکان مبتلا به لوسمی لنفوبلاستیک حاد ارجح است.

    کلیدواژگان: آرامبخشی، بیدردی، پروپوفول، کتامین، سوفنتانیل، آسپیراسیون مغزاستخوان، پونکسیون کمری، لوسمی لنفوبلاستیک حاد
  • کیوان احمدی دهرشید، معرفت سیاه کوهیان ، صلاح الدین احمدی، لطفعلی بلبلی صفحات 22-31
    زمینه و هدف
    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی دو نوع تمرین ورزشی مقاومتی به همراه مصرف مکمل امگا3-6-9 بر برخی عوامل اثرگذار در ایجاد بیماری های قلبی-عروقی بود.
    روش بررسی
    تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی و کاربردی است. 60 مرد جوان سالم دارای اضافه وزن از میان دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز همدان به صورت تصادفی به 6 گروه 10 نفری شامل تمرینات مقاومتی دایره ای به همراه مکمل امگا3-6-9، تمرینات مقاومتی هرمی فزاینده به همراه مکمل امگا3-6-9، تمرینات مقاومتی دایره ای به همراه دارونما، تمرینات مقاومتی هرمی فزاینده به همراه دارونما، مکمل امگا3-6-9 و دارونما تقسیم شدند و گروه های تمرینی به مدت 12 هفته به انجام تمرینات ورزشی پرداختند. سطوح سرمی آدیپونکتین و پروتئین واکنش پذیر سی با حساسیت بالا (hsCRP) ، قبل و بعد از دوره تمرین اندازه گیری شدند. داده ها به کمک روش های آماری آزمون t زوجی، آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون آنالیز واریانس دوطرفه مقایسه شدند.
    یافته ها
    اجرای تمرینات مقاومتی دایره ای، اما نه هرمی فزاینده، به همراه مکمل امگا3-6-9 (000/0= (P و تمرینات مقاومتی دایره ای به همراه دارونما) 007/0= (Pباعث افزایش معنادار سطوح سرمی آدیپونکتین، ولی نه hsCRP در پس آزمون به نسبت پیش آزمون، مستقل از مکمل شد. تفاوت بین میانگین پس آزمون دو نوع تمرین در ارتباط با شاخص آدیپونکتین، ولی نه hsCRP، معنادار بود. اثر مکمل بر سطح سرمی hsCRP، مستقل از نوع تمرین، معنی دار (031/0=P) بود. در ارتباط با hsCRP تفاوت معنی داری بین گروه ها دیده نشد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این تحقیق تمرینات مقاومتی دایره ای، اما نه هرمی فزاینده، باعث افزایش سطح سرمی آدیپونکتین مستقل از مکمل امگا3-6-9 می شود.
    کلیدواژگان: تمرینات ورزشی مقاومتی، مکمل امگا3-6-9، آدیپونکتین، hsCRP
  • عادل قادری ، محمد باقر خادم عرفان ، محمد براتی ، شهلا قادری صفحات 32-44
    زمینه و هدف
    لیشمانیوز از جمله بیماری های مشترک انسان و حیوان است که با طیف وسیعی از علائم بالینی به ویژه ضایعات جلدی (سالک) و احشایی (کالا آزار) در ایران همراه است. لیشمانیا ماژور یکی از علل لیشمانیوز جلدی است که به وسیله نیش پشه ی خاکی منتقل می شود. در مطالعه حاضر تاثیر آلفاپاینن، عصاره ی گیاهی بنه (Pistacia atlantica) در میزان کشندگی لیشمانیا ماژور در محیط کشت و همچنین اثر درمانی این عصاره بر روی لیشمانیازیس ناشی از لیشمانیا ماژور در موش حساس آزمایشگاهی BALB/c بررسی گردید.
    روش بررسی
    غلظت های افزایش یابنده عصاره ی گیاه آلفاپاینن با میزان مشخص پروماستیگوت ها مواجه داده شدند. برای محاسبه میزان زنده ماندن، تعداد پروماستیگوت ها بعد از زمان های 24، 48 و 72 ساعت توسط تست MTT مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای ارزیابی شرایط درون تنی از چهار گروه موش استفاده گردید، جهت آلوده کردن موش ها به میزان 1/. میلی لیتر محلول حاوی 106 ×2 پروماستیگوت لیشمانیا ماژور در فاز ایستا به قاعده دم موش ها و به صورت زیر جلدی تزریق شد. حدود 4 هفته پس از تزریق، ضایعات جلدی مشهود گردید، سپس با استعمال دارو به صورت پماد در دوزهای مختلف به صورت روزانه و به مدت سه هفته در ناحیه زخم و اندازه گیری مساحت زخم ها در پایان هر هفته در گروه های مختلف، اثر درمانی دارو در بهبودی زخم بررسی شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از تست MTT حاکی از اثرگذاری تیمار مورد نظر بر رشد پروماستیگوت ها بود. میزان IC50 مربوط به عصاره آلفا پاینن μg/ml 46/1 و گلوکانتیم μg/ml10 محاسبه گردید. در شرایط درون تنی نیز پماد موضعی 30 درصد این عصاره در کاهش اندازه زخم تاثیر داشت، به طوری که غلظت 15 درصد و داروی کنترل تاثیری را در کاهش اندازه زخم نداشتند.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد، استفاده از عصاره آلفا پاینن در شرایط برون تنی اثر ضد لیشمانیایی مناسبی بر روی پروماستیگوت های لیشمانیا ماژور نشان داد و در شرایط درون تنی نیز بر روی موش حساس آزمایشگاهی باعث محدود شدن زخم گردید.
    کلیدواژگان: لیشمانیا ماژور، مساحت زخم، آلفاپاینن، MTT، Pistacia atlantica
  • ساناز نهبندانی ، مریم رضایی کهخاژاله ، مینو بردباری ، مریم کوچک زایی صفحات 45-54
    زمینه و هدف
    درد پدیده ای شایع در فرآیند زایمان است. امروزه استفاده از طب مکمل به منظور کاهش درد زایمان رو به افزایش است. مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه تاثیر رایحه درمانی با عصاره گل رز و اسطوخودوس بر درد مرحله فعال زایمان زنان نخست زا انجام شد.
    روش بررسی
    این کارآزمایی بالینی در سال 1395 بر روی 60 نفر از زنان نخست زای مراجعه کننده به زایشگاه بیمارستان امیرالمومنین به تفکیک در سه گروه انجام گردید. رایحه درمانی با اسطوخودوس و گل رز از دیلاتاسیون 5-4 سانتی متر آغاز شد و هر 15 دقیقه تجویز اسانس مربوطه تکرار شد. در گروه کنترل از آب مقطر استفاده شد. شدت درد در دیلاتاسیونهای 5-4 ،7-6 ، 10-8 سانتی متر اندازه گیری شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه فردی و مامایی، چک لیست مشاهده معاینه و خط کش درد مکگیل بود. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار نسخه 21 spss-و با کمک آزمون های آماری توصیفی و آمار تحلیلی (آزمون آنالیز واریانس با مشاهدات تکراری، آزمون تحلیل یک طرفه واریانس، کواریانس، تعقیبی، کای دو، کروسکال والیس) انجام شد.
    یافته ها
    میانگین شدت درد در سه گروه قبل از مداخله تفاوت معنی داری نداشت (603/0=P). شدت درد در گروه اسطوخودوس و گل رز در مقایسه با گروه کنترل پس از مداخله به طور معنی داری کاهش یافته بود (001/0=P) ، به طوری که کاهش درد در گروه اسطوخودوس از گروه گل رز بیشتر بوده است.
    نتیجه گیری
    رایحه درمانی با اسانس اسطوخودوس در مقایسه با اسانس گل رز به میزان بیشتری باعث کاهش درد زایمان می شود.
    کلیدواژگان: رایحه درمانی، گل رز، اسطوخودوس، درد، مرحله فعال زایمان
  • ابراهیم باقری ، سید محمد مرندی ، ناظم قاسمی صفحات 55-64
    زمینه و مقدمه: بیماری مولتیپل اسکلروزیس نوعی بیماری مزمن نورودژنراتیو است که با ناتوانی عصبی همراه است. کورکومین به دلیل توانایی عبور از سد خونی مغزی و داشتن اثرات آنتی اکسیدانی قوی و محافظت کنندگی عصبی می تواند در پیشگیری از ابتلا به این وضعیت غیرطبیعی موثر باشد. لذا هدف این مطالعه بررسی اثرات کورکومین در بهبود قدرت عضلانی، پیشگیری از تخریب سلول های الیگودندروسیتی و میلین در مغز موش صحرایی است.
    روش بررسی
    تعداد 28 عدد موش صحرایی (200 میلی گرم) به صورت تصادفی در چهار گروه کنترل، شم (DMSO) ، کاپریزون و کورکومین قرارداده شدند. در گروه کورکومین، هم زمان با گاواژ کاپریزون (0. 6 درصد) ، کورکومین (200 میلی گرم بر کیلوگرم) به مدت چهار هفته استفاده شد. در طول مطالعه قدرت عضلانی با استفاده از تست رفتاری بسکت، درصد سلول های بیان کننده مارکر های A2B5 و MBP توسط تکنیک ایمونوهیستوشیمی و میزان تراکم میلین با استفاده از رنگ آمیزی لوکسال فست بلو مورد ارزیابی قرار گرفت. نهایتا نتایج به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای Image j، SPSS و آزمون آنالیز واریانس یک طرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    تصاویر ایمونوهیستوشیمی نشان داد که در گروه کورکومین درصد سلول های بالغ و پیش ساز الیگودندروسیتی در مقایسه با گروه های شم و کاپریزون به صورت معنی داری بیشتر است (05/0≥P). بعلاوه دانسیته میلین و قدرت عضلانی موش ها در گروه کورکومین نسبت به گروه های کاپریزون و شم بالاتر بود (05/0≥P).
    نتیجه گیری
    مصرف ترکیبات طبیعی که محتوی کورکومین می باشند، می تواند در پیشگیری از تخریب سلول های الیگودندروسیتی و میلین در افراد مستعد به بیماری ام اس موثر باشد.
    کلیدواژگان: کورکومین، مولتیپل اسکلروزیس، سلول های الیگودندروسیتی
  • آرزو حشمتی ، امید ساعد ، جهانگیر محمدی ، سعیده زنوزیان ، فایق یوسفی صفحات 65-77
    زمینه و هدف
    اهمال کاری به عنوان پدیده فراگیر در دانشجویان با مشکلات هیجانی و شکست در تنظیم هیجان درهم تنیده است. هدف مطالعه حاضر بررسی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد گروهی بر کاهش اهمال کاری تحصیلی و بهبود دشواری تنظیم هیجان دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان است.
    روش بررسی
    روش مطالعه از نوع کار آزمایی بالینی تصادفی شاهد دار است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان در سال تحصیلی 97-96 است. بعد از غربال گری بین 500 نفر، در گام اول 150 نفر، بر اساس مقیاس های ارزیابی و در گام بعدی 40 نفر، بر اساس شدت بالای اهمال کاری و معیار ورود و خروج انتخاب و با استفاده از نرم افزار Random Number Generator 3. 1. v در دو گروه مداخله 10 نفره و یک گروه کنترل 20 نفره تخصیص یافت. در طی جلسات درمانی 7 نفر درمجموع از دو گروه مداخله خارج شدند. برای ارزیابی از مقیاس ارزیابی اهمال کاری دانشجویان (PASS) و مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS) استفاده شد. مداخله درمانی 8 جلسه گروه درمانی پذیرش و تعهد برای گروه های مداخله اجرا شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS داده ها تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد درمان پذیرش و تعهد در گروه مداخله منجر به کاهش معنادار اهمال کاری تحصیلی (1/42 درصد) ، نمره کل دشواری در تنظیم هیجان (2/36 درصد) و مولفه های دشواری در انجام رفتار هدفمند (6/30 درصد) ، دشواری در کنترل تکانه (5/47 درصد) و فقدان آگاهی هیجانی (2/23 درصد) شده است (05/0P<). همچنین تحلیل کوواریانس نشان داد با کنترل پیش آزمون، درمان پذیرش و تعهد 1/16 درصد تغییرات نمره اهمال کاری تحصیلی و 9/45 درصد تغییرات نمره کل دشواری تنظیم هیجان گروه مداخله را نسبت به گروه کنترل در بلندمدت تبیین می کند (05/0P<).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه اشارات ضمنی و کاربردی گوناگونی برای متخصصان مبنی بر پیگیری بلندمدت درمان پذیرش و تعهد در زمینه اهمال کاری و مشکلات تنظیم هیجان دارد.
    کلیدواژگان: درمان پذیرش و تعهد، اهمال کاری، دشواری در تنظیم هیجان
  • بهنام امیر پور نجف آبادی، مهسا غلامی، پروین زارعی، سیروان حسینی، مهدی صادق صفحات 78-87
    زمینه و هدف
    آسیب اعصاب محیطی و مرکزی در پی دیابت مزمن با قند خون کنترل نشده رخ می دهد. اثرات مثبت والپروات سدیم در بیماری های تخریبی اعصاب نشان داده شده و با تغییر بیان یکسری از ژن ها اثرات محافظت نورنی و ترمیم آسیب نورونی دارد. در مطالعه حاضر کارایی یک دوره مصرف والپروات سدیم در جبران تغییر میزان هیپوکمپی فاکتورهای NF-KB، AP-1، S100B و GFAP ناشی از دیابت را بررسی کرده ایم.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی 24 سر موش نر بالغ C57B15/J استفاده شد. مدل دیابت با تزریق آلوکسان (mg/kg; i. p 150) ایجاد شد. والپروات سدیم با دوز (mg/kg; i. p. 100) هر 72 ساعت یک بار به مدت دو ماه به حیوانات تزریق شد. قند خون ناشتا با خون گیری از ورید دمی در ابتدا و انتهای آزمایش ها اندازه گیری شد. سپس حیوانات کشته و هیپوکمپ استخراج و آماده سازی برای اندازه گیری فاکتورهای بیوشیمیایی توسط کیت های ELISA انجام شد.
    یافته ها
    افزایش قند خون ناشی از القاء دیابت توسط آلوکسان به دنبال دوره دوماهه تجویز والپروات به صورت معناداری کاهش یافت (05/0 P<). همچنین تجویز مزمن والپروات در حیوانات دیابتی به صورت معناداری افزایش ایجادشده در میزان هیپوکمپی فاکتورهای NF-KB، GFAP و S100B را جبران کرد. (05/0 P<).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد والپروات سدیم می تواند پیامدهای دیابت بر تغییر فاکتورهای بیوشیمیایی شاخص آسیب سلولی را در هیپوکمپ جبران کند و احتمالا می تواند در نوروپاتی ناشی از دیابت موثر باشد.
    کلیدواژگان: یادگیری، ماز آبی موریس، شمارش نورونی، نوروپاتی
  • شوبو شیخ احمدی ، محمد کاظمیان ، سید ابوالفضل افجه صفحات 88-95
    زمینه و هدف
    بیماری های ایسکمیک قلبی و عروقی شایع ترین علت مرگ و میر ناتوانی در کشورهای توسعه یافته است که میزان بروز آن رو به افزایش و سن شروع آن رو به کاهش است. شیوع ریسک فاکتورهایی مانند چاقی و هیپرلیپدمی در کودکان و نوجوان رو به افزایش است. فاکتورهای متعدد مادری و جنینی می تواند بر روی مقادیر چربی جنین تاثیرگذار باشند. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط سطح لیپیدهای خون بند ناف با، سن حاملگی و وزن هنگام تولد در نوزادان متولد شده در بیمارستان مهدیه در سال 1396 طراحی گردید.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی_تحلیلی سطوح چربی های خون بند ناف375 نوزادان تک قل زنده متولد شده، در بیمارستان مهدیه در سال 1396 اندازه گیری گردید. داده های دموگرافیک، بالینی و پاراکلینیک نوزادان و مادران در فرم اطلاعاتی ثبت و ارتباط سطح لیپیدهای خون بندناف (مقادیر کلسترول تام، VLDL، HDL، LDL و تری گلیسرید) با،سن حاملگی، وزن هنگام تولد، جنس نوزاد، سن و شاخص توده بدنی مادر ارزیابی گردید. جهت مقایسه داده های کیفی دو گروه از آزمون Chi-square و داده های کمی از آزمون t-test، ANOVA، Kruskal-Wallis و ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شد.
    یافته ها
    این مطالعه بر روی 375 نوزاد (191 دختر و 184 پسر) انجام گرفت. میانگین سطح سرمی تری گلیسرید خون بندناف به ترتیب در نوزادان پره ترم و ترم (2/31±2/122 در مقابل 7/31±6/97، 001/0P<) و VLDL (0/6±2/24 در مقابل 6/6±5/19، 001/0P<) بود. میانگین سطح سرمی تری گلیسرید خون بند ناف در نوزادان با وزن هنگام تولد کمتر از 2500 گرم و نوزادان با وزن 4000-2500 گرم و بزرگ تر به ترتیب (6/34±6/126 در مقابل 6/32±1/100، 011/0P=) و VLDL (7/6±9/24 در مقابل 7/6±9/19، 020/0P=) بود. نوزادان SGA و نوزادان AGA و LGA به ترتیب دارای سطح سرمی تری گلیسرید بند ناف (به ترتیب؛ 0/33±8/90، 8/32±6/101 و 6/31±2/110، 047/0P=) بودند. نوزادان مادران با شاخص توده بدنی 25 و بالاتر نسبت به مادران با شاخص توده بدنی کمتر از 25، سطح سرمی تری گلیسرید، VLDL و LDL بالاتری (05/0P<) داشتند، اما سطح لیپیدهای خون بند ناف نوزادان با،سن مادران ارتباط نداشت. در این مطالعه جهت تحلیل متغیرهای کمی از میانگین و انحراف معیار و آزمون t-test، ANOVA، Kruskal-Wallis و ضریب همبستگی اسپیرمن، برای متغیرهای کیفی از فراوانی و آزمون Chi-square استفاده شد.
    نتیجه گیری
    نتایج این تحقیق نشان داد که میانگین سطح سرمی تری گلیسرید و VLDL بند ناف در نوزادان پره ترم و وزن هنگام تولد کمتر از 2500 گرم بالاتر است. نوزادان SGA دارای سطح سرمی تری گلیسرید بند ناف پایین تری نسبت به سایر نوزادان می باشند. نوزادان مادران مبتلا به چاقی قبل از بارداری، سطح سرمی تری گلیسرید، VLDL و LDL بالاتری در خون بند ناف دارند. سطح لیپیدهای بند ناف نوزادان با،سن مادران ارتباط ندارد.
    کلیدواژگان: پروفایل لیپید، خون بندناف، سن حاملگی و وزن هنگام تولد
  • سمیه حیدری، محمد مهدی سلطان دلال صفحات 96-107
    زمینه و هدف

    سقط یکی از معضلات مهم پزشکی پیش روی جوامع هست که متحمل کننده ی هزینه های زیادی به خانوار است. لیستریا مونوسیتوژنر L. m)) ازجمله باکتری های بالقوه موثر بر سقط جنین و عفونت پس از زایمان در نوزادان است. هدف از انجام این تحقیق تعیین میزان فراوانی این باکتری در زنان باردار و مقایسه آن در زنان باردار با سابقه سقط و بدون سابقه سقط جنین در تهران و همچنین بررسی شیوع ژن ویرولانس hlyA درآن هاست.

    روش بررسی

    در این مطالعه که به صورت مقطعی انجام گردید. از اردیبهشت سال 1395 تا دی سال 1395، نمونه های بالینی (ترشحات واژن) زنان باردار با سابقه سقط و همچنین زنان باردار بدون سابقه سقط جمع آوری گردید. تمامی نمونه ها (100 نمونه) از افراد مراجعه کننده به بیمارستان آرش (تهران) توسط پزشک متخصص زنان گرفته شد. فرم پرسشنامه توسط افراد تکمیل گردید، نمونه گیری از خانم های باردار دریافت کننده درمان آنتی بیوتیکی صورت نگرفت. تمامی نمونه ها در کمترین زمان به آزمایشگاه میکروبی انتقال داده شد.

    یافته ها

    از میان 100 نمونه بالینی پس از کشت و آزمایش های افتراقی 7 جدایه (7 درصد) باکتری لیستریا جداسازی شده که 4 جدایه لیستریا مونوسیتوژنز و 3 جدایه لیستریا سیلیگری (L. s) بودند. در این میان جدایه هایی که از زنان باردار با سابقه سقط جداسازی شده بودند شامل 3 جدایه لیستریا مونوسیتوژنز و 1 جدایه لیستریا سیلیگری بودند و جدایه هایی که از زنان باردار بدون سابقه سقط جداسازی شده بودند شامل 1 جدایه لیستریا مونوسیتوژنز و 2 جدایه لیستریا سیلیگری بودند.

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان داد که موارد آلوده به باکتری لیستریا مونوسیتوژنز در خانم های باردار با سابقه سقط جنین بیشتر از خانم های باردار بدون سابقه سقط جنین است. علی رغم اینکه این باکتری در این مطالعه به عنوان عامل اصلی سقط مشخص نشد اما ممکن است این خطر را برای زنان باردار داشته باشد

    کلیدواژگان: سقط جنین، لیستریا مونوسیتوژنز، لیستریا سیلیگری، بارداری
  • محسن مقدسی، داود ملانتر، نیستانکی، حسینعلی راهدار، سیده سمیه جاسمی، مرتضی کرمی، زرندی، محمد مهدی فیض آبادی صفحات 108-119
    مقدمه
    اسینتوباکتر بومانی از عوامل مهم عفونت های بیمارستانی است. مقاومت اسینتوباکتر بومانی به آنتی بیوتیک ها بخصوص آنتی بیوتیک های کارباپنم در حال افزایش است که این می تواند زنگ خطری برای کادر درمانی و مسئولان بهداشتی در مواجه با این باکتری باشد. بنابراین هدف این مطالعه بررسی فنوتیپی و ‍‍ژنوتپی مقاومت به کارباپنم در سویه های اسینتوباکتربومانی جداشده از بیماران در بیمارستان امام خمینی شهر تهران بود.
    روش بررسی
    ابتدا با استفاده از روش های بیوشیمیایی و سپس با استفاده از روش های مولکولی تعداد 100 سویه به عنوان اسینتوباکتربومانی شناسایی شدند. الگوی حساسیت دارویی به روش دیسک دیفیوژن و از روش Multiplex PCR برای شناسایی ژن های خانواده blaOXA استفاده شد.
    یافته ها
    از 100 ایزوله موردبررسی، 95 ایزوله (95 درصد) به آنتی بیوتیک های کارباپنم (ایمی پنم، مروپنم) مقاومت داشتند. بررسی مولکولی برای ردیابی ‍ژن های blaOXA انجام گرفت که در این میان، نه ایزوله دارای ژن blaOXA-51 به تنهایی بود درحالی که 38 ایزوله مقاوم دارای هردو ژن blaOXA-51 blaOXA-23, 20 ایزوله داری دو ژن blaOXA-51 و blaOXA-24،6 ایزوله دارای دون blaOXA-51 و blaOXA-58،8 ایزوله داری سه ژن blaOXA-51، blaOXA-24، blaOXA-23، 7 ایزوله داری سه ژن blaOXA-51، blaOXA-23، blaOXA-58، 4 ایزوله دارای هر سه ژن blaOXA-24, blaOXA-51، blaOXA-58، 3 ایزوله هم دارای هر 4 ژن blaOXA-51، blaOXA-24، blaOXA-23، blaOXA-58 بودند.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه مانشان می دهد سویه های مقاوم به دارو اسینتوباکتربومانی در حال پخش شدن هستند و سویه های اسنیتوباکترمقاوم به کارباپنم ها در ایران شایع هستند. همچنین در این مطالعه مقاومت بالا به کارباپنم ها نشان داده شد.
    کلیدواژگان: اسینتوباکتربومانی، کارباپنم، ژنهای blaOXA
  • مهدی دهقانی آرانی، مهرداد عنبریان، محمدحسین قاسمی صفحات 120-131
    زمینه و هدف

    کفش های ناپایدار در محیط های شغلی معمولا به منظور کاهش اختلالات ناشی از کار استفاده می شود. هدف مطالعه حاضر، بررسی اثرات فوری استفاده از کفش ناپایدار بر میزان فعالیت عضلات ناحیه تنه حین بلندکردن بار بود.

    روش بررسی

    در این تحقیق نیمه تجربی، 15 نفر از مردان سالم و در دسترس در این پژوهش نیمه تجربی شرکت کردند. فعالیت عضلات راست شکمی، مورب خارجی شکم، مورب داخلی شکم، مولتی فیدوس، ارکتوراسپاین، پشتی بزرگ، مربع کمری و سرینی میانی سمت پای برتر آن ها در وضعیت های پابرهنه، کفش معمولی و کفش ناپایدار حین بلندکردن بار ثبت گردید. از آزمون آماری آنالیز واریانس با اندازه های تکراری جهت تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد (05/0=α).

    یافته ها

    نتایج پژوهش حاضر کاهش معناداری در میانگین فعالیت نرمالیزه شده عضلات راست شکمی، مورب داخلی شکم و مربع کمری هنگام پوشیدن کفش ناپایدار نشان داد. کفش ناپایدار کاهش قابل توجهی در مقدار حداکثر فعالیت نرمالیزه شده عضلات راست شکمی، مربع کمری و ارکتوراسپاین را نشان داد. درحالی که پوشیدن کفش ناپایدار، افزایش در میزان حداکثر فعالیت نرمالیزه شده عضله مولتی فیدوس را نسبت به وضعیت های دیگر نشان داد (05/0>P). به علاوه، میزان فرکانس میانه عضلات مورب خارجی شکم، مورب داخلی شکم، ارکتوراسپاین و مولتی فیدوس حین استفاده از کفش ناپایدار نسبت به وضعیت های پابرهنه و کفش معمولی افزایش معناداری را از خود نشان داد (05/0>P). همچنین، استفاده از کفش ناپایدار در مقایسه با دو وضعیت دیگر باعث کاهش میزان هم انقباضی عضلات راست شکمی/ ارکتوراسپاین، راست شکمی/ مولتی فیدوس، مورب داخلی شکم/ ارکتوراسپاین و مورب خارجی شکم/ مولتی فیدوس شد (05/0>P).

    نتیجه گیری

    با توجه به کاهش سطح فعالیت عضلات و نیز میزان هم انقباضی عضلات منتخب ناحیه تنه، استفاده از کفش ناپایدار ممکن است مزایای مختلفی همچون کاهش فشار وارده بر مهره های ناحیه کمری و جلوگیری از آسیب های مختلف به ناحیه کمر مانند کمردرد داشته باشد. اگرچه، مطالعات بیشتری برای ارائه نتایج دقیق تر لازم است.

    کلیدواژگان: کفش ناپایدار، عضلات ناحیه تنه، الکترومیوگرافی، بلندکردن بار
|
  • Ali Gorzi , Asghar Tofighi , Bahareh Amiri Pages 1-11
    Bckground and Aim: Strenuous endurance activities induce oxidative stress and influences important tissues such as kidney and lung. The purpose of this study was to investigate the effects of curcumin supplementation on glutathione peroxidase (GPX) activity and malondialdehyde (MDA) level in the kidney and lung tissues during 8 weeks of strenuous endurance training in male wistar rats. Material and Method: In this experimental study, after one-week familiarization, 28 male Wistar rats (weight= 256.11±19.24 g, age= 8 weeks), were randomly divided into; Control (n=6), Curcumin (n=6), Endurance (n=8) and Endurance + curcumin (n=8) groups. Endurance training was carried out 5 sessions per week for 8 weeks by using an animal treadmill. The speed and duration of running increased to 35 m/min and 70 min in the last week. The animals received intraperitoneal injections of curcumin supplement 30 mg/kg, 3 times per week for 8 weeks. GPX activity and MDA levels were measured in the kidney and lung tissues by spectrophotometric method. Data were analyzed by one way ANOVA test.
    Results
    There were no significant differences in GPX enzyme activity in the kidney (p=0.077) and lung (p=0.114) tissues between the groups. However, MDA levels in the kidney (p=0.029) and lung (p=0.037) tissues in endurance training group were significantly higher than those in the endurance+curcumin group.
    Conclusion
    It seems that strenuous endurance training in spite of inducing lipid peroxidation, can not disturb final line of antioxidant defense in the kidney and lung tissues. Also, strenuous endurance training induces oxidative stress in the kidney and lung tissues and curcumin supplementation can prevent oxidative stress
    Keywords: Strenuous Endurance Training, Curcumin supplementation, Antioxidant Capacity, kidney, Lung
  • Hamidreza Shetabi, Amir Shafa, Kimia Godarzi Pages 12-21
    Background and Aim

    Children with hematologic malignancy during the course of illness require diagnostic and therapeutic interventions which are associated with pain and stress. The purpose of this study was to evaluate and compare the sedative and analgesic effects of propofol-ketamine and sufentanil-ketamine during diagnostic and therapeutic interventions in the children.
    Material and

    Methods

    This randomized, double-blind clinical trial included children with acute lymphoblastic leukemia, between 6 months and 14 years of age, who were candidate for lumbar puncture or bone marrow aspiration. Children were randomly assigned to two groups of 34, propofol-ketamine (PK) and sufentanil-ketamine (SK) groups. PK group received injections of propofol (1 mg/kg) and ketamine (0.7 mg/kg). SK group received injections of sufentanil (0.5 µg/kg) and ketamine (0.7 mg/kg) until the desired sedation level was reached. The two groups were compared with each other in regard to quality of sedation, analgesia and hemodynamic changes during the intervention and in the recovery room.

    Results

    There was no significant difference between the two groups in relation to demographic characteristics,(P> 0.05). The relative frequency of deep sedation levels in the SK group was greater than that in the PK group (P = 0.09). The mean pain severity in the SK group was significantly lower than that in the PK group (P = 0.02).

    Conclusion

    The results of this study showed that use of ketamine with propofol or sufentanil in painful procedures can provide sedation and analgesia. Sufentanil-ketamine is preferred to propofol- Ketamine because of inducing superior quality of sedation and analgesia and also stability of hemodynamic parameters, in children with acute lymphoblastic

    Keywords: Sedation, Propofol, Ketamine, Sufentanil, Bone Marrow Aspiration, Lumbar Puncture, Desaturation, Apnea, Bradycardia
  • Keyvan Ahmadi dehrashid , Marefat Siahkohian , Salahadin Ahmadi , Lotfali Bolboli Pages 22-31
    Background and Aim
    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of two types of resistance exercise training along with omega-3-6-9 supplementations on some risk factors of cardiovascular diseases.
    Materials and Methods
    In this semi-experimental study, 60 healthy overweight young male students from Payame Noor University of Hamedan City were randomly assigned to 6 groups of 10 subjects, including circular resistance exercise+omega3-6-9 supplementation, progressive pyramidal resistance training+omega3-6-9 supplementation, circular resistance exercise+placebo, progressive pyramidal exercise+placebo, omega3-6-9 supplement and placebo. Exercise groups completed training programs for 12 weeks. Adiponectin levels and high-sensitivity C-reactive protein (hsCRP) were measured before and after the 12-week period of physical training. Data were analyzed using paired t test, two-way ANOVA and ANCOVA.
    Results
    Circular resistance exercise, but not progressive pyradimal exercise, with omega3-6-9 supplementation (P=0.000) and circular resistance exercise with placebo (P=0.007) resulted in significant increases in adiponectin levels, but not hsCRP levels. The difference between post-test mean values of the two types of exercise was significant for adiponectin, but not for hsCRP. The effect of supplementation on the level of hsCRP, independent of the type of exercise, was significant (P=0.031). There was no significant difference between the groups in relation to the hsCRP levels.
    Conclusion
    Circular resistance exercise, but not progressive pyramidal, increased serum adiponectin levels independent of omega3-6-9 supplementation
    Keywords: Resistance exercise training, Omega3-6-9 supplement, Adiponectin, hsCRP
  • Adel Ghaderi , Mohammad Bagher Kkhadem Eerfan , Mohammad Barati , Shahla Ghaderi Pages 32-44
    Background and Aim
    Leishmaniasis is a zoonotic disease which presents with a wide range of clinical features, including cutaneous and visceral forms in Iran. Leishmania (L) major is one of the agents responsible for cutaneous leishmaniasis transmitted by the bite of sand fly. In this study we assessed the antileishmania effect of pistacia Atlantica (alpha-pinene) in culture and also its therapeutic effects on Balb/c mice infected with L. Major.
    Material and
    Method
    Certain amount of promastigots was challenged with increasing concentrations of pistacia atlantica extract. MTT test was used to assess promastigote survival after 24, 48 and 72 hours. For in vivo assessment, in the stationary phase, 0.1 ml solution containing 2×106 promastigotes were injected subcutaneously into the base of the tails of the mice. Four weeks after injection, cutaneous lesions appeared and different doses of the extract were applied daily in the form of an ointment for 3 weeks. Diameters of the lesions were measured at the end of each week and therapeutic effect of the extract on the lesions was assessed.
    Results
    The results of MTT test revealed remarkable effect of the treatment on the growth of promastigots. IC50 values for glucantime and alpha pinene were found to be 10 µg/ml and 1.46 µg/ml respectively. 30 % ointment of the extract decreased the lesion diameter significantly while 15% ointment and treatment for control group were ineffective.
    Conclusion
    The results of the present study showed antileishmanial effect of alpha-pinene on Leishmania major promastigots, in vitro. Moreover, topical ointment of the extract can reduce size of the lesions caused by the parasite, in vivo.
    Keywords: Pistacia atlantica, Leishmania major, Area of lesion, alpha-pinene, MTT
  • Zanaz Nehbandanii , Maryam Rezayee Kahkha Galeh , Mino Bordbari , Maryam Koochakzai Pages 45-54
    Background and Aim
    Pain is a common phenomenon of the labor process and use of non-pharmacological and complementary therapies to reduce labor pain has been on the rise. The aim of this study was to compare the effect of aromatherapy with rose extract and lavender on the pain in the active phase of labor in primipara women.
    Material and
    Methods
    This clinical trial included 60 primiparous women referring to the maternity hospital of Amiral-Mo'menin in 1395. The women were divided into three groups. Aroma therapy with lavender and rose extracts was started at cervical dilatations of 5 to 4 cm, and repeated every 15 minutes. We used distilled water for the control group. The severity of pain was measured at cervical dilatations of 4-5, 6-7, 8-10 cm. We used an individual and a midwifery questionnaire, a check list of examination and a McGill pain questionnaire. Using spss 21 software, data were analyzed by descriptive and analytical statistics (ANOVA with repeated observations, one-way ANOVA, covariance, chi-square, Kruskal-Wallis test).
    Results
    There were no significant differences among the three groups in relation to the mean pain intensity before the intervention (P = 0.603). The severity of pain decreased significantly in the lavender and rose groups (P = 0.001) compared to that in the control group after the intervention (P = 0.001), and pain reduction in the lavender group was more than that in the rose group.
    Conclusion
    Aromatherapy with lavender resulted in a more significant reduction in labor pain compared to that with rose essential oil
    Keywords: aroma, rose, lavender, pain, active phase of labor
  • Ebrahim Bagheri , Seyyed Mohammad Marandi , Nazem Ghasemi Pages 55-64
    Background and Aim
    Multiple sclerosis is a chronic neurodegenerative disease which is accompanied by neurological disability. Curcumin can be effective in prevention of this abnormal condition because of its ability to cross the blood-brain barrier, its potent antioxidant effect and nerve protective effects. The aim of this study was to evaluate curcumin effects on improvement of muscle strength, prevention of degradation of oligodendrocytes cells and myelin in rat brain.
    Materials and methods
    Twenty eight rats (wt:200 g) were randomly divided into four groups: control, sham (DMSO), cuprizone and curcumin. Curcumin group, received cuprizone (0.6%) gavage and curcumin (200 mg / kg) simultaneously for four weeks. During the study we evaluated muscle strength by using a behavioral basket test, the percentage of cells expressing A2B5 and MBP markers by immunohistochemistry technique. Myelin density was evaluated by luxol fast blue staining. Using Image J and SPSS softwares, the results were analyzed by one-way ANOVA test.
    Results
    Immunohistochemistry images showed that the percentages of mature oligodendrocytes and oligodendrocytes progenitor cells in the curcumin group were significantly higher than those in the sham and cuprizone groups (p≤0.05). In addition, myelin density and muscle strength were higher in the curcumin group compared to those in the cuprizone and sham groups (p≤0.05).
    Conclusion
    The consumption of natural compounds containing curcumin, can be effective in the prevention of oligodendrocytes and myelin destruction in people susceptible to MS
    Keywords: Curcumin, Multiple sclerosis, Oligodendrocytes
  • Arezo Heshmati , Omid Saed , Jahangir Mohammadi Baytamar , Saedeh Zenoozian , Fayegh Yusefi Pages 65-77
    Background and Aim
    Procrastination, as a pervasive phenomenon in students is interwoven with emotional problems and failure in emotion regulation. The aim of this study was to determine the efficacy of group acceptance and commitment therapy (ACT) on reduction of academic procrastination and improvement of difficulty in emotion regulation in the students of Zanjan University of Medical Sciences. Material and Method: This was a randomized controlled clinical trial. Statistical population included all of the students of Zanjan University of Medical Sciences in the academic year 2017-2018. After screening, among 500 people, 150 students were selected on the basis of evaluation scales, in the first step. Then, we selected 40 students based on the severity of procrastination and our inclusion and exclusion criteria and divided them into two intervention groups (each group included 10 students) and a control group (n=20) using random number generator 3.1.v software. During the treatment sessions, 7 students were excluded from the two intervention groups. We used Procrastination Assessment Scale for Students (PASS) and Difficulties in Emotion Regulation Scale (DERS) for evaluation of the results. The intervention groups received eight sessions of acceptance and commitment group therapy. Data were analyzed by SPSS software.
    Results
    The results of repeated measure analysis of variance showed that acceptance and commitment therapy in the intervention group resulted in a significant reduction in: academic procrastination (42.1%), the total score of difficulty in emotion regulation (36.2%), difficulty in engaging in a goal-directed behavior (30.6%), impulse control difficulties (47.5%) and lack of emotional awareness (23.2%)(P<0.05). Also, the results of covariance analysis indicated that with pre-test control, acceptance and commitment therapy, explains 16.1% of the academic procrastination changes and 45.9% of the changes in emotional regulation total score in the intervention group in comparison to the changes in the control group in the long run (P <0.05).
    Conclusion
    The results of this study have implicit and practical implications for the specialists in order to use long-term acceptance and commitment therapy for reduction of procrastination and emotion regulation difficulties
    Keywords: Acceptance, Commitment Therapy, procrastination, emotion regulation
  • Behnam Amirpour, najafabadi , Mahsa Gholami , Parvin Zarie , Sirvan Hossieni , Mehdi Sadegh Pages 78-87
    Background and Aim
    Peripheral and central nervous system neuropathy occur in chronic diabetes with uncontrolled hyperglycemia. Beneficial effects of sodium valproate have been demonstrated in neurodegenerative diseases. Sodium valproate has neuroprotective and regenerative effects via modifications in gene expression. In this study, we investigated effects of sodium valproate on the modifications in the hippocampal levels of NF-KB, AP-1, S100B and GFAP as a consequence of alloxan induced diabetes.
    Material and
    Methods
    This experimental study included 24 adult male C57B15/J mice. Diabetes was induced by injection of alloxan (150 mg/kg; i.p.). Sodium valproate was administrated (100 mg/kg; i.p) every 72 hours for two months. Fasting blood sugar levels were measured at the beginning and at the end of the experiment. Then animals were killed, their hippocampuses were extracted and prepared for measurement of biochemical factors by ELISA kits.
    Results
    Increased blood glucose levels due to alloxan induced diabetes were significantly reduced following sodium valproate administration (P<0.05). Also, chronic sodium valproate administration in diabetic animals significantly reduced elevated levels of hippocampal NF-KB, S100B and GFAP (P<0.05).
    Conclusion
    It seems that sodium valproate can adjust diabetes induced modifications in the biochemical factors of the hippocampus which are indicators of cell damage, and maybe effective in prevention of diabetic neuropathy
    Keywords: Learning, Morris Water Maze, Neuronal count, Neuropathy
  • Shobo Sheikhahmadi , Mohammad Kazemian , Seyed abolfazl Afjeh Pages 88-95
    Background and Aim
    Ischemic heart diseases are the most common cause of mortality and morbidity in developed countries. The incidence of these disorders are increasing and the age of onset is on the decrease. The prevalence of risk factors such as obesity and hyperlipidemia is on the increase among children and adolescents. Various maternal and fetal factors can affect fetal fat levels. Therefore, the present study was designed to determine the relationship of the level of umbilical cord blood lipids with gestational age and birth weight in the newborns born in Mahdieh Hospital in 2017.
    Material and
    Method
    In this descriptive-analytical study we measured cord blood lipids levels of 375 newborns, born in Mahdieh Hospital in 2017. Newborns with known maternal or fetal complications were excluded from the study. Demographic, clinical and paraclinical data of the newborns and mothers were recorded in the questionnaire for every newborn and the relationship of the level of umbilical cord blood lipids (total cholesterol, VLDL, HDL, LDL, and triglyceride) with gestational age, birth weight, sex of the newborn, maternal age and BMI was evaluated. We used chi-square test to compare qualitative data and T-test, ANOVA, Kruskal-Wallis and Spearman correlation coefficient to compare quantitative data.
    Results
    This study included 375 single-birth infants (191 girls and 184 boys). The mean umbilical cord serum values for triglyceride in the preterm and term infants were 122.2±31.2 and 97.6±31.7 (p<0.001), and for VLDL were 24.2±6.0 and 19.5±6.6 (p<0.001) respectively. The respective values for mean serum triglyceride and VLDL levels in umbilical cord blood were 126.6±34.6 and 100.1±32.6 (p=0.011) in the newborns with birth weight of less than 2500 grams. Also mean serum triglyceride and VLDL levels in umbilical cord blood were 24.9±6.7 and 19.9±6.7 (p=0.020) in the newborns with birth weight of more than 2500 gram (2500-4000 grams and higher) respectively. The respective mean levels of umbilical cord blood triglyceride were 90.8±33.0, 101.6±32.8 and 110.2±31.6 (p=0.047) for SGA, AGA and LGA newborns. Newborns of the mothers with BMI≥25 had higher levels of triglyceride, VLDL and LDL compared to the newborns of the mothers with BMI < 25. The lipid levels of umbilical cord blood had no relationship with mother’s age. We used t-test, ANOVA, Kruskal-Wallis and Spearman correlation for quantitative and chi-square test for qualitative data analysis.
    Conclusion
    The results of this study showed that mean serum levels of triglyceride and VLDL of the umbilical cord blood is higher in the preterm newborns and newborns with birth weights of less than 2500 grams. SGA newborns had lower umbilical cord blood triglyceride levels compared to the other newborns. Newborns of the mothers with pre-pregnancy obesity had higher umbilical cord blood levels of triglyceride, VLDL and LDL. We did not find any relationship between the levels of umbilical cord blood lipids and age of the mothers
    Keywords: umbilical cord, lipid profile, gestational age, birth weight, newborns
  • Somayeh Heidari Miss, Mohammad Mahdi Soltan Dallal Mr Pages 96-107
    Background and Aim

    Abortion is one of the most important medical problems which imposes a high cost on the households. Listeria monocytogenes is one of the most important causes of abortion and postpartum infection in the newborns. The aim of this study was to determine the prevalence of Listeria monocytogenes in the pregnant women and compare its prevalence rates between women with and without a history of abortion in Tehran and also prevalence of hlyA virulence gene.

    Materials and Method

    In this cross sectional study, from May 2016 to December 2016 clinical samples of vaginal discharge were taken from pregnant women with and without a history of abortion. All of the samples (100 sample) were collected from the patients referring to Arash Hospital in Tehran, by a gynecologist. The women filled out a questionnaire. The pregnant women who had received antibiotic were excluded from the study. All samples were transferred to the microbiological lab, rapidly.

    Results

    After culture and differential tests, among 100 sample we isolated Listeria from 7 % (7 strains) of the samples (4 strains of L .monocytogenesis and 3 strains of Listeria seeligeri).
    In the samples taken from pregnant women with a history of abortion we found 3 stains of L.monocytogenes and one strain of Listeria seeligeri. In the samples obtained from pregnant women without a history of abortion one stains of L .monocytogenes and 2 strains of Listeria seeligeri were detected.

    Conclusion

    The results of this study showed that the prevalence of Listeria monocytogenes in the pregnant women with a history of abortion is more than that in the pregnant women without a history of abortion.
    Despite the fact that this bacterium was not confirmed as a major cause of abortion in our study, but it may expose pregnant women to the risk of this problem

    Keywords: Abortion, Listeria monocytogenes, Listeria seeligeri, pregnancy
  • Moghadasi Mohsen, Davood Kalantar, Neyestanaki , Hossein Ali Rahdar , Seyedesomaye Jasemi , Morteza Karami, Zarandi , Moammad Mehdi Feizabadi Pages 108-119
    Bachground and Aim: Acinetobacter baumannii is one of the important caues of nosocomial infection. Resistance to antibiotics specially carbapenem antibiotics is on the increase which can be an alarming sign for healthcare managers and personnel. The aim of this study was to investigate phentypic and genotypic characteristics of carbapenem resistant A. baumannii in the samples obtained from the patients in Imam Khomeini Hospital, Tehran city. Material and Methods: 100 strains were identified as A. baumannii by biochemical tests and molecular methods. Multiplex PCR method was used for identification of the genes of bla OXA family. Drug susceptibility pattern was determined by disk diffusion method.
    Result
    Among 100 isolates, 95(95%) were resistant to carbapenem antibiotics( imipenem and meropenem). PCR method was performed to identify blaOXA family genes. 9 isolates had blaOXA-51 gene while 38 had both blaOXA-51 and blaOXA-23 genes. 20 isolates were positive for blaOXA-51 and blaOXA-24 genes, 6 isolates had blaOXA-51 and blaOXA-58, and 8 isolates had blaOXA-51, blaOXA-24 and blaOXA-23 genes. 7 isolates were positive for blaOXA-51, blaOXA-23 and blaOXA-58. 4 isolates had blaOXA-51and blaOXA-24 and blaOXA-58 genes. We detected blaOXA-51and blaOXA-24 and blaOXA-23 and blaOXA-58 genes in three isolates.
    Conclusion
    According to our results carbapenem resistant Acinetobacter baumannii strains spread increasingly among hospital units. We found that carbapenem resistant Acinetobacter strains with a high resistance rate are common in the hospitals in Iran
    Keywords: Acinetobacter baumannii, bla OXA genes, carbapenem
  • Mehdi Dehghani Arani Mr., Mehrdad Anbarian Dr., Mohammad Hosein Ghasemi Mr. Pages 120-131
    Background and aim

    Unstable shoes usually are used in work environments to reduce work-related disorders. The purpose of this study was to investigate the immediate effects of using unstable shoes on the activity of trunk muscles during load lifting. Material and Methods: This semi-experimental study included 15 able-bodied men. Activation of rectus abdominis, external oblique, internal oblique, multifidus, erector spinae, latissimus dorsi, quadratus lumborum, and gluteus medius muscles in the dominant side of the body was recorded during load lifting in barefoot condition and with typical shoes, and unstable shoes on. We used analysis of variance with repeated measure test for data analysis (α=0.05).

    Results

    The results of this study showed significant decrease in the mean normalized muscle activation of the rectus abdominis, internal oblique, and quadratus lumborum during load lifting and also decreased normalized peak muscle activation of the rectus abdominis, quadratus lumborum, and erector spinae as well as an increase in the normalized peak muscle activation of multifidus with unstable shoes on (P<0.05). Morover, with unstable shoes on, we found significant increases in the mean frequency values of external oblique, internal oblique, multifidus, and erector spinae muscles, compared to barefoot condition and with typical shoes on (P<0.05). Also, use of unstable shoes compared to the two other conditions decreased co-contraction level of the rectus abdominis/ erector spinae, rectus abdominis/ multifidus, internal oblique/ erector spinae, and external oblique/ multifidus muscles (P<0.05).

    Conclusion

    Considering decreased activation and co-contraction levels of the selected trunk muscles use of unstable shoes may have some beneficial effects such as reduction of stress on the lumbar vertebrae and prevention of various injuries to the lumbar region such as low back pain. However, more investigations are needed in order to provide more precise results.

    Keywords: Unstable Shoe, Trunk Muscles, Electromyography, Load Lifting