فهرست مطالب

بلور شناسی و کانی شناسی ایران - سال بیست و ششم شماره 4 (زمستان 1397)
  • سال بیست و ششم شماره 4 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/16
  • تعداد عناوین: 18
|
  • افسانه جعفری، محمدحسن کریم پور* ، سید احمد مظاهری، آزاده ملک زاده شفارودی، مینغوآ رن صفحات 799-812
    مجموعه معدنی گل گهر در 55 کیلومتری جنوب غرب سیرجان در پهنه دگرگونی سنندج- سیرجان واقع است. بر اساس مجموعه کانی های همراه با مگنتیت، 5 پهنه کانی سازی تشخیص داده شد. کانی های باطله شامل پیریت، پیروتیت، کالکوپیریت، سیدریت، آپاتیت، سرپنتین، طلق، کلریت، آمفیبول، کلسیت، دولومیت و کوارتز است. همه کلریت ها از نوع سه هشت وجهی (کلینوکلر- شاموزیت) هستند. کلریت های پهنه مگنتیت+پیریت+پیروتیت+کالکوپیریت (MPPC) و پهنه مگنتیت+تالک+کلریت+آمفیبول (MTCA) به ترتیب پننین و پننین- کلینوکلر هستند. کلریت های موجود درکلریت شیست ها گستره ترکیبی گسترده تری از پننین، کلینوکلر، پیکنوکلریت تا رپیدولیت را نشان می دهند. کلریت در میکا شیست ها و آمفیبولیت از نوع رپیدولیت هستند. کلریت هایی که مستقیم از سیال کانه ساز تشکیل می شوند بیشترین مقدار Mg را دارند. با کاهش نسبت سیال به سنگ، Mg کاهش و Fe و AlIV افزایش می یابند. افزایش نسبت Mg/ (Mg+Fe) از سنگ های میزبان به سمت پهنه کانی سازی متفاوت با کلریت سازند آهن است. مقدار عناصر فرعی در ساختار کلریت به ترکیب سیال، سایر کانی های متبلور شده از سیال، نسبت واکنش سنگ/آب و ترکیب سنگ میزبان وابسته است. گستره دمایی تشکیل کلریت از °C245 تا °C415 متغیر است (گستره دمایی شیست سبز). پهنه کانی سازی MPPC با دمای متوسط °C301 کمترین دمای تشکیل را داراست، بنابراین کلریت های غنی از منیزیم در دمای کمتری نسبت به کلریت های غنی از آهن تشکیل شده اند.
    کلیدواژگان: کلریت، شیمی کانی، دماسنجی، کانی سازی، آهن، گل گهر، سنندج- سیرجان
  • زهرا اعلمی نیا* ، شیرین فتاحی، علی عسکری صفحات 813-826
    کانسار مس بزجانی در 30 کیلومتری غرب شهرستان فریمان در استان خراسان رضوی واقع است. سرپانتینیت ها و بازالت های توالی افیولیتی فریمان سنگ میزبان این کانسار هستند. ذخیره معدنی از دو بخش زیرین و بالایی تشکیل شده است. بخش زیرین پهنه داربستی (استرینگر) را شکل داده است که در آن سولفیدهای اولیه به صورت رگه ای، رگچه ای و افشان دیده می شوند و بخش بالایی ساختار عدسی شکل دارد که در آن سولفیدهای اولیه به صورت نواری، کروی و ریزدانه دیده می شوند. بررسی های کانی شناسی نشان می دهد که پیریت، مارکاسیت، کمتر کالکوپیریت، بورنیت، اسفالریت، گالن، مس طبیعی و مگنتیت کانی های اولیه این کانسار هستند که توسط کانی های ثانویه ای همچون کوپریت، تنوریت، کوولیت، کالکوسیت، کریزوکولا، مالاکیت، آزوریت، جاروسیت، لیمونیت و هماتیت همراهی می شوند. بر اساس زمین شیمی عناصر کم تحرک، سنگ های آذرین مافیک میزبان ذخیره در موقعیت زمین ساختی بونینیت قرار می گیرند. محاسبات تغییرات جرم نشان می دهند که در تکوین ذخیره مس بزجانی، عناصری چون Cu، Pb، Th، As، Ag، Tl و U دچار غنی شدگی شده اند. نتایج بدست آمده از سنگ میزبان، ساخت و بافت، کانی شناسی و زمین شیمی آشکار می کنند که ذخیره بزجانی شباهت زیادی به کانسارهای سولفید توده ای مس- روی همراه با سنگ های آذرین مافیک دارد. این ذخیره در تکامل خود چهار مرحله دگرسانی گرمابی، هوازدگی زیردریایی، دگرگونی ناحیه ای، و اکسایش سطحی را پشت سر گذاشته است.
    کلیدواژگان: کانسار مس، بونینیت، توالی افیولیتی، فریمان
  • سولماز بلوچی* ، محمود صادقیان، حبیب الله قاسمی، جای مینگو، چیولی لی، ژانگ یانبین صفحات 827-844
    توده های نفوذی دیوریتی و دایک های آلکالی فلدسپار گرانیتی صورتی رنگ منطقه کلاته (شمال غربی شهر خور) ، سنگ های مجموعه پی سنگی نئوپروتروزوئیک پایانی جندق- عروسان را قطع کرده اند. بازدیدهای صحرایی، سنگ نگاری و بررسی های زمین شیمیایی بیانگر ماهیت گرانیتوئیدی نوع Iاین توده های نفوذی، رابطه همزادی آن ها با یکدیگر و ماهیت آهکی-قلیایی پتاسیم متوسط تا پتاسیم بالای آن هاست. ماگمای سازنده آن ها، از ذوب بخشی گوه گوشته ای دگرنهاده دگرنهاد روی پهنه فرورانش ورقه فرورانده نئوتتیس، سرچشمه گرفته است. زایش ماگماهای مورد نظر، در یک محیط کششی پشت کمانی درون ورقه قاره ای قرار گرفته بر روی پهنه فرورانش نئوتتیس صورت گرفته است. سن سنجی U-Pb بر زیرکن های جداشده از این سنگ های دیوریتی و آلکالی فلدسپار گرانیتی نشانگر گستره سنی 6/1±9/213 تا 6/1±221 میلیون سال پیش (تریاس پسین) برای آن هاست. این سنگ های آذرین تظاهرات ماگمایی فاز کوهزادی سیمرین پیشین هستند.
    کلیدواژگان: دیوریت، آلکالی فلدسپارگرانیت، تریاس پسین، فرورانش نئوتتیس، کلاته، خور
  • غلامرضا قدمی* ، حبیب عبادی، جابر جمال پور صفحات 845-856
    سنگ های افیولیتی جغین، در شرق استان هرمزگان و جنوب شرقی شهرستان رودان در راستای پهنه مکران واقع هستند. در بررسی های سنگ شناسی این منطقه، توده های فرابازی چون دونیت و هارزبورژیت و توده های بازی شامل گابرونوریت و بازالت شناسایی شده اند. بر اساس بررسی شیمی کانی ها، ترکیب پیروکسن های سنگ های بازی (گابرونوریت) منطقه بیشتر از نوع آهن و منیزیوم دار و فقیر ازسدیم بوده،که شامل کلینوپیروکسن با ترکیب دیوپسیدی و گاهی نیز اوژیت است و همچنین ارتوپیروکسن ها بیشتر با ترکیب برونزیتی هستند. کانی های پلاژیوکلاز موجود در سنگ های گابرونوریتی نیز به دونوع با سدیم بالا و کلسیم متوسط تقسیم می شوند که بیشتر ترکیبی بین آلبیت تا بیتونیت دارند. با توجه به دماسنجی این توده ها و استفاده از روش دو پیروکسن دمای تشکیل این توده ها حدود 800-1200 درجه سانتی گراد تعیین گردید و همچنین در این بین با استفاده از روش فشارسنجی توزیع آلومنیوم در پیروکسن ها فشار حاکم بر تشکیل کلینوپیروکسن ها نیز حدود 6-12 کیلوبار برآورد می شود.
    کلیدواژگان: پلاژیوکلاز، پیروکسن، گابرونوریت، دونیت، توده های بازی، جغین، پهنه مکران
  • منیر صبوری، محمدحسن کریم پور* ، آزاده ملکزاده شفارودی صفحات 857-870
    کانسار گوشفیل در جنوب غرب اصفهان و در پهنه فلززایی ملایر- اصفهان واقع شده است. کانی سازی به شکل دیرزادی در مرز شیل های ژوراسیک و دولومیت کرتاسه تشکیل شده است و کنترل ساختاری دارد. همبرزایی کانیایی شامل اسفالریت، گالن و پیریت است که با کانی های باطله دولومیت، کوارتز، مواد آلی و کمتر باریت همراهی می شود. این کانی ها در قالب بافت های برشی، رگچه ای، پرکننده فضای خالی و پراکنده دیده می شوند. دولومیتی شدن و سیلیسی شدن مهمترین دگرسانی ها هستند. شیمی کانه ها نشان می دهد که گالن ها غنی از نقره و آنتیموان و فقیر از بیسموت هستند. نسبت Sb/Bi در کانی گالن بیش از 14 است که شاخصه کانسارهای دما پایین است. اسفالریت ها غنی از آهن و کادمیوم هستند. برپایه بررسی سیالات درگیر، دمای تشکیل کانسار گوشفیل بین 223 تا 302 درجه سانتیگراد بوده و از محلولی شامل نمک های CaCl2 و NaCl با درجه شوری بین 5/9 تا 7/16 درصد به وجود آمده است. نوع سنگ میزبان، چینه کران و دیرزاد بودن کامل کانسار و کنترل کانی سازی توسط گسل های پس از رسوبگذاری، بافت، نوع کانه ها و باطله های همراه و عدم وجود فعالیت های آذرین در منطقه نشان می دهد که کانسار گوشفیل شباهت زیادی با ذخایر نوع دره می سی سی پی (MVT) دارد؛ اما دمای محلول کانه دار نسبت به ذخایر معمولی دنیا بالاتر است.
    کلیدواژگان: کانی شناسی، شیمی کانی ها، سیال های درگیر، نوع MVT، گوشفیل، ایرانکوه
  • مجید قاسمی سیانی* ، بهزاد مهرابی صفحات 871-884
    کانسار سنگ آهن دردوی، بخش مرکزی ناحیه معدنی سنگان، در 300 کیلومتری جنوب شرقی مشهد در پهنه ساختاری شرق ایران قرار دارد. کانسار دردوی نمونه ای شاخص از اسکارن های غنی از مگنتیت بوده و در محل همبری توده نفوذی گرانیت سرنوسر و سنگ های کربناته منیزیم بالا تشکیل شده است. پهنه های اسکارن در کانسار آهن دردوی از سه پهنه برون اسکارن، درون اسکارن و کانسنگ آهن تشکیل شده اند. پهنه برون اسکارن متشکل از زیر پهنه پیروکسن اسکارن، گارنت اسکارن و اپیدوت-فلوگوپیت اسکارن است. بر پایه نتایج تجزیه ریزکاو الکترونی، ترکیب کلینوپیروکسن از نوع دیوپسید-هدنبریت (از Di46–Hd52 تا Di96 Hd3) و ترکیب گارنت از نوع آندرادیت-گروسولار (از Ad35–Gr63 تا Ad60 Gr39) است. در پهنه های اسکارنی یک تغییر در ترکیب کانی ها وجود دارد که از پهنه درون اسکارن به سمت مرحله برون اسکارن مقدار منیزیم افزایش و مقدار آهن کاهش یافته است. در اسکارن دردوی به دلیل تغییر شرایط اکسیدان به احیا در طی توالی همبرزایی، اشباع سولفیدی رخ داده است که باعث تشکیل کانه زایی سولفیدی کالکوپیریت، پیروتیت و پیریت همزمان و پس از تشکیل مگنتیت و کانی های سیلیکاته بدون آب شده، که خود شاهد دیگری بر شرایط احیاست. مگنتیت در دردوی براساس مقدار عناصر وانادیوم، کروم، نیکل، تیتانیوم، کلسیم، آلومینیوم و منگنز در آن، در رده کانسارهای اسکارنی قرار می گیرد. اسکارن دردوی نیز با توجه به وجود پهنه درون اسکارن، کانی اسکاپولیت و کانی های منیزیم بالا در آن، در رده اسکارن های منیزیمی-کلسیمی رده بندی می شود.
    کلیدواژگان: ناحیه معدنی سنگان، کانسار دردوی، گرانیت سرنوسر، کانی شناسی، شیمی کانه ها
  • علی اکبر دهقانزاده بافقی، امیرحسین کوهساری* ، فرهاد محمد تراب صفحات 885-900
    کانسار گزستان در 185 کیلومتری یزد در کمربند فلززایی بافق – پشت بادام از سنگ های کربناتی، شیل، توف، ماسه سنگ و سنگ های آتشفشانی مربوط به دوره اینفراکامبرین تشکیل شده است. سنگ های سبز با ترکیب اسیدی تا بازی (ریولیت، داسیت تا بازالت) میزبان کانی سازی آهن - فسفات هستند. دگرسانی در سنگ های آتشفشانی، شدید و شامل دگرسانی های اکتینولیت، کلریتی، سیلیسی و آرژیلی است. همچنین سنگ میزبان شدیدتر دچار دگرسانی شده است. کانی سازی شامل اکسیدهای آهن – آپاتیت است که با کمی کوارتز، پیریت و کلسیت همراهی می شود. کانه زایی مگنتیت و آپاتیت به شکل های مگنتیت – آپاتیت در سنگ میزبان دگرسان شده، مگنتیت – آپاتیت پیریت دار، مگنتیت سیلیس دار، هماتیت و مگنتیت هماتیتی شده قابل تفکیک است. همچنین نسبت بالای عناصر خاکی نادر سبک به سنگین (LREE/HREE) همراه با ناهنجاری منفیEu می تواند نشانگر خاستگاه ماگمایی این الگو باشد. کانسار آهن گزستان مشابه با کانسار کایرونای سوئد است.
    کلیدواژگان: آهن و آپاتیت، عناصر خاکی نادر، گزستان بافق، کمربند فلززایی بافق - پشت بادام
  • آزاد کریمی* ، علی احمدی، عبدالرضا پرتابیان صفحات 901-914
    یکی از شاخص ترین موارد تاثیر فرآیندهای دگرسانی بر زمین شیمی مورد افیولیت هاست. مجموعه افیولیتی مریوان–پالنگان بخشی از افیولیت های نئوتتیس در رشته کوه زاگرس است که در غرب ایران و در استان کردستان واقع شده است. نمونه های مورد بررسی شامل کانی های ثانویه چون کانی های گروه اپیدوت، کلریت، زئولیت ها و به مقدار کمتر کلسیت و هیدروکسیدهای آهن به صورت رگه، حفره و شکستگی های پر شونده و فازهای جانشینی هستند. تغییرات تراکم عناصر نسبت به مقدار مواد فرار (LOI) ، بهنجارسازی نمونه ها نسبت به نمونه سالم در منطقه مورد بررسی و نمونه استاندارد، و مدل سازی عناصر پایستار نشان می دهد که تغییرات تراکم عناصر بسته به شدت دگرسانی متفاوت است، به گونه ای که تراکم عناصر سنگ دوست بزرگ یون (LILE) مانند K، Cs، Rb و Ba و نیز Na افزایش قابل توجهی نشان داده است. اکسیدهای CaO و FeO نسبتا تهی شده اند. عناصر خاکی نادر سبک (LREE) غنی شدگی ناچیزی نشان می دهند، در حالیکه عناصر خاکی نادر میانه (MREE) و عناصر خاکی نادر سنگین (HREE) تقریبا ثابت مانده اند. بنابراین در ارزیابی ویژگی های زمین شیمیایی بخش خروجی مجموعه افیولیتی مریوان–پالنگان، تاثیر دگرسانی بر تغییرات تراکم عناصر به ویژه LILEها، CaO، FeO و نیز LREEها را باید در نظر گرفت.
    کلیدواژگان: دگرسانی، بازالت، مدل سازی، پشته میان اقیانوسی، تتیس، افیولیت، زاگرس
  • سکینه شکاری* ، محمود صادقیان، حبیب الله قاسمی، جای مینگو صفحات 915-928
    مجموعه دگرگونی - آذرین شترکوه به سن نئوپروتروزوئیک پایانی، در بخش شمالی پهنه ساختاری ایران مرکزی و در جنوب شرق شاهرود واقع است. این مجموعه توسط تعدادی دایک دیابازی به سن ژوراسیک میانی قطع شده است. پلاژیوکلاز، پیروکسن و بیوتیت کانی های اصلی تشکیل دهنده این دایک ها هستند. پلاژیوکلازها بیشتر دارای ترکیب آندزینی (Ab69-51An31-49) هستند. پیروکسن ها دارای ترکیب En30-45 Fs29-42Wo25-29 و از نوع اوژیت کم کلسیم یا نیمه کلسیمی و بیوتیت ها از نوع سرشار از منیزیم هستند. نتایج زمین دما- فشارسنجی با استفاده از شیمی کانی کلینوپیروکسن، دمای 1100 تا1200 درجه سانتی گراد و فشار 2 تا 10 کیلوبار را نشان می دهند. با توجه به ترکیب شیمیایی کانی ها، سرشت ماگمای سازنده این دایک ها، آهکی-قلیایی بوده و فوگاسیته اکسیژن طی تشکیل و تبلور کانی های سازنده آنها نسبتا کم بوده است. دایک های مورد نظر، در یک جایگاه زمین ساختی کششی موضعی درون قاره ای از نوع حوضه کششی پشت کمانی (فرورانش نئوتتیس به زیر پهنه ساختاری ایران مرکزی) تشکیل شده اند.
    کلیدواژگان: شیمی کانی، دمافشارسنجی، دایک های دیابازی، حوضه کششی پشت کمانی، شترکوه شاهرود
  • منیژه اسدپور* ، ثریا هویس صفحات 929-944
    مجموعه غازان – خانیک یک توده نفوذی مافیک – فرامافیک لایه ای کوچک با سن پرمین هست که در انتهای شمال غربی پهنه سنندج – سیرجان در سنگ های دگرگونی پرکامبرین رخنمون دارد. بررسی های صحرایی، شیمی کانی ها و مجموعه کانیایی نشان می دهد که این توده چهار پهنه دارد. پائین ترین پهنه گابروهای غیر لایه ای با ترکیب گابروهای نوریتی ریز دانه و بدون کانه زایی است. پهنه دوم فرامافیک های بدون آپاتیت غنی از اکسید Fe-Ti (25-30%) شامل کلینوپیروکسنیت، ورلیت و اندکی دونیت است. کانه زایی اکسید Fe-Ti خالص (با بیش از %90) بصورت بخش های انباشتی سیل مانند مجزا در این پهنه صورت گرفته است. گابروهای لایه ای، پهنه سوم را تشکیل می دهند. کانه زایی اکسید Fe-Ti (%5-5/0) در این پهنه فقط در بخش های دربردارنده آپاتیت صورت گرفته است. بالاترین پهنه شامل آنورتوزیت و پگماتیت گابروهایی با %2-0 اکسید Fe-Ti است. بر پایه این بررسی ها، در تشکیل لایه های غنی از اکسید Fe-Ti، هر دو فرآیند (1) غنی شدگی در مذاب های باقیمانده مشتق شده از یک ماگمای مادر فروبازالتی و (2) تزریق یک سیال غنی از Fe-Ti حل نشده به داخل بخش مافیک – فرامافیک در حال تبلور دخیل هستند.
    کلیدواژگان: اکسید Fe-Ti، شیمی کانی، ساختار درونی، مافیک-فرامافیک لایه ای، غازان- خانیک
  • مهدیه مصدق، فرج الله فردوست* ، افسانه سلطانی صفحات 945-960
    کانسار منگنز هلالان، بر نوار آتشفشانی- رسوبی ترود – چاه شیرین و بخش شمالی پهنه ساختاری-رسوبی ایران مرکزی واقع شده است. سنگ های رخنمون یافته در منطقه شامل مجموعه دگرگونی با ترکیب سنگ شناسی اسلیت، فیلیت، شیست، مرمر، آهک، دولومیت و ماسه سنگ های کمی دگرگون شده با سن ژوراسیک پیشین هستند. کانه زایی منگنز به شکل چینه سان (لایه ای و عدسی شکل) و هم روند با لایه بندی رخ داده است. کانی های اصلی تشکیل دهنده ماده معدنی بیشتر پیرولوزیت، پسیلوملان، هولاندیت، براونیت و هماتیت هستند. ساخت های توده ای، لایه ای عدسی و نواری، و بافت های دانه پراکنده، پرکننده فضای خالی و جانشینی مهمترین ساخت و بافت ماده معدنی را تشکیل می دهند. دگرسانی های موجود در منطقه شامل کلریتی، آرژیلیتی، سیلیسی و کربناتی هستند. بر اساس بررسی های زمین شیمیایی، بالا بودن نسبت Mn/Fe و پایین بودن مقادیر فلزات کمیاب و به ویژه عناصر Co, Ni و Cu و بالا بودن مقادیر Mn, SiO2 و Fe به عنوان شواهدی از غنی شدگی و تخلیه Mn از سیال های گرمابی زیردریایی (بروندمی) در این نهشته هستند. این شواهد گویای این است که کانسار منگنز هلالان با دو سازوکار؛ غنی شدگی در آب دریا توسط سیال های گرمابی– بروندمی و ته نشینی در شرایط رسوبی دستخوش تغییرات پتانسیل اکسایش - کاهش (Eh) و pH در محیط دریایی تشکیل شده و یک کانسار آتشفشانی- رسوبی است. با توجه به بررسی های انجام شده، کانسار منگنز هلالان بیشترین شباهت را با کانسارهای منگنز نوع کوبا نشان می دهد، با این تفاوت که کانسار منگنز هلالان دستخوش یک فاز دگرگونی در حد رخساره شیست سبز نیز شده است.
    کلیدواژگان: منگنز، کانی شناسی، رسوبی- بروندمی، نوع کوبا، هلالان
  • سمیه عباس زاده، امیرحسین کوهساری* صفحات 961-974
    یکی از منابع نقره، ذخایر مس-مولیبدن پورفیری است که در آن عنصر نقره به صورت جانبی تولید می شود. در این مطالعه رفتار زمین شیمیایی عنصر نقره در منطقه حراران برپایه نتایج تجزیه 607 نمونه سنگ زمین شیمیایی برای عناصر W, Zn, Ag, As, Ba, Co Cu, Mo, Pb, Sb, Sn, Sr, Bi بررسی شد. این ذخیره که در جنوب شرق ایران واقع شده، دارای کانی زایی مس-مولیبدن پورفیری است. از روش های آمار انفصال و تحلیل چندمتغیره برای شناسایی نواحی دارای بی هنجاری نقره و عناصر همراه استفاده شد. بررسی نقشه های نواحی بی هنجار به دست آمده با استفاده از روش آمار انفصال نشان داد که نواحی بی هنجار عناصر نقره، مس، سرب و روی تقریبا همپوشی دارند. نمودار درختی به دست آمده از تحلیل خوشه ایسلسله مراتبی نشان داد که عناصر نقره و مس همبستگی داشته و در یک گروه قرار گرفته اند. علاوه بر آن، نتایج تحلیل عاملی نیز نشان داد که عامل سوم شامل عناصر نقره و مس با بالاترین مقدار ویژه است. سرانجام رفتار دو گانه نقره یعنی همراهی با مس به خاطر قرار گرفتن در شبکه کانی های مس دار مانند کالکوپیریت و بورنیت از یک طرف و همراهی با عناصر سرب به خاطر قرار گرفتن در شبکه گالن از سوی دیگر با روش های آمار انفصال و تحلیل های چند متغیره ثابت شد.
    کلیدواژگان: رفتار عنصر نقره، آمار انفصال، تحلیل عاملی، تحلیل خوشه ایسلسله مراتبی
  • صدف احمدی، زهرا طهماسبی* ، احمد احمدی خلجی، فرهاد زال صفحات 975-988
    باتولیت گرانیتی لاله زار در جنوب شرق کمربند ماگمایی ارومیه –دختر و نوار دهچ-ساردوییه قرار دارد. این توده دارای تراکم پایینی از تورمالین با ریخت های گرهکی، رگه ای و خورشیدی است. رخداد کم تورمالین در این توده را می توان به اشباع بودن توده از بور نسبت داد. تورمالین های مورد بررسی در گستره سری شورل-دراویت و تورمالین های قلیایی قرار می گیرند. بیشتر جانشینی های صورت گرفته در این تورمالین ها از نوع جانشینی های Ca + Mg (O) = Na + Mg (OH) ، Ca = X - vac + Na، Ca + Mg = (X – vac + Al) - 1 و جانشنی منیزیم به جای آهن هستند. وجود منطقه بندی های آشکار در تورمالین ها، مقادیر بالای منیزیم و مقادیر FeO/FeO + MgO کمتر از 6/0 بیان کننده رشد تورمالین ها در سیستم های باز و یک خاستگاه ماگمایی-گرمابی تا گرمابی برای تورمالین هاست. از طرفی مقدار بالای عناصر خاکی نادر در تورمالین ها و غنی شدگی چند برابری از عناصر خاکی نادر سبک (LREE) و غنی شدگی کمتر از عناصر خاکی نادر سنگین ( (HREEنسبت به کندریت و سنگ میزبان و غنی شدگی از عناصر دگرگونی مانندCr ،V ،Ni ،Cu ،Zn و Zr بیان کننده خاستگاه گرمابی برای این تورمالین هاست.
    کلیدواژگان: خورشیدی، گرهکی، تورمالین، لاله زار، باتولیت، ارومیه -دختر
  • مریم یزدانی* صفحات 989-1000
    مجموعه افیولیتی پیرانشهر در شمال غرب ایران، شمال غرب پیرانشهر واقع است. این مجموعه به شدت درهم آمیخته است و مرز بین واحدهای مختلف در آن قابل تفکیک نیست. سنگ های تشکیل دهنده افیولیت درهم آمیخته پیرانشهر شامل فرامافیک، مافیک، رسوبی و دگرگونی است. سنگ های مافیک با ترکیب بازالت و دیاباز در بخش های مختلف بصورت پراکنده رخنمون دارند. در این مقاله، زمین شیمی کلینوپیروکسن سنگ های بازالتی بررسی و با سایر سنگ های بازالتی مناطق افیولیتی پهنه ابرفرورانشی شرق مدیترانه مقایسه شده است. کلینوپیروکسن بازالت افیولیت پیرانشهر ترکیب دیوپسید با گستره En0. 39-0. 59 Fs0. 01-0. 05 WO0. 50-0. 57، سرشت آهکی-قلیایی، Ti پایین و Mg بالا نشان می دهد. مقدار Mg بالا و Ti پایین ماگما نشاندهنده تشکیل بازالت افیولیت پیرانشهر در پهنه ابرفرورانشی است. براساس توزیع آلومینیوم در کلینوپیروکسن ها، این کانی در گریزندگی بالای اکسیژن و از ماگمایی با مقدار آب 10 درصد تشکیل شده است. کلینوپیروکسن افیولیت پیرانشهر شیمی مشابه با سایر افیولیت های ابرفرورانشی شرق مدیترانه (مثل ترودوس، وارینوس، پندوس و عمان) دارد که قرابت قوس نشان می دهند.
    کلیدواژگان: ابرفرورانشی، ماگمای قوس، پیرانشهر، بازالت، کلینوپیروکسن
  • بهروز نوتاش* صفحات 1001-1012
    دو ترکیب پلیمری جدید از کادمیم استات با استفاده از دو ایزومر از لیگاندهای پیریدین هیدرازید تهیه و ساختار آن ها به روش پراش پرتو ایکس تک بلور شناسایی شد. بررسی های ساختاری نشان داد که هر دو ترکیب در سیستم بلوری تک میل و گروه فضایی P21/c متبلور شده اند. پلیمر کوئوردیناسیونی [Cd (OAc) 2 (L1H) ]n که در آن L1H، پارا پیریدین هیدرازید است، دارای صفحه های دوبعدی و شبکه های مستطیلی و پلیمر [Cd2 (OAc) 3 (L2H) L2 (EtOH) ]n که در آن L2H، متاپیریدین هیدرازید است، دارای صفحه های دوبعدی و طرح جناقی هستند.
    کلیدواژگان: پليمر کوئورديناسيوني، ساختار بلوري، تک ميل، پيوند هيدروژني، کادميم
  • لیلا اسمعیلی، احمد قلی زاده* صفحات 1013-1026
    در این پژوهش، تاثیر دما و مقدار نیترات بیسموت بر ویژگی های ساختاری، مغناطیسی و فوتوکاتالیزوری نانوذرات چندفروئی فریت بیسموت تهیه شده به روش سیترات نیترات بررسی شده اند. ویژگی های ساختاری و مغناطیسی به وسیله پراش پرتو ایکس (XRD) ، طیف سنجی تبدیل فوریه فروسرخ (FTIR) و مغناطیس سنج نمونه ارتعاشی در دمای اتاق بررسی شد. تحلیل الگوهای XRD و داده های FTIR نشان داد که فاز خالص فریت بیسموت فقط با ثابت ماندن مقدار مول نیترات بیسموت در محلول و در دمای oC650 به دست می آید. براساس نتایج مغناطیسی و فوتوکاتالیزوری نیز روشن شد که حضور فازهای ناخالصی سبب بوجود آمدن رفتار فرومغناطیسی قوی در نمونه ها می شود، اما تاثیر منفی بر ویژگی های فوتوکاتالیزوری فریت بیسموت دارد.
    کلیدواژگان: نانوذرات، فریت بیسموت، روش سیترات، ویژگی های ساختاری، مغناطیسی و فوتوکاتالیزوری
  • اسماء پرمهر، محمد نیایی فر* ، احمد حسن پور صفحات 1027-1036
    در این پژوهش نانو بلورک های گارنت ایتریوم آهن جانشانی شده با آنتیموان با فرمول ساختاری SbxY3-xFe5O12 (Sb-YIG) با 2/0، 1/0، 0x = به روش سل ژل تهیه شدند و اثر جانشانی آنتیموان بر ساختار بلوری توسط پراش سنج پرتوایکس (XRD) و بیناب سنجی تبدیل فوریه فروسرخ دور (Far FT-IR) بررسی شد. نتایج نشان داد که نمونه ها علاوه بر فاز گارنت دارای فازهای جانبی YFeO3 (YIP) ، α-Fe2O3و Sb2O4 بودند و با افزایش مقدار جانشانی، فاز گارنت کاهش یافته است. مقدار فاز گارنت و فازهای ناخالصی محاسبه شد و پس از آن درصد فاز آنتیموان جانشانی شده در جایگاه دوازده وجهی بدست آمد. در پایان، ویژگی های مغناطیسی نانوذرات با استفاده از مغناطیس سنج نمونه ی ارتعاشی (VSM) بررسی شد که مشخص شد مغناطش اشباع Sb-YIG با افزایش جانشانی کاهش یافته است.
    کلیدواژگان: سل ژل، گارنت ایتریوم آهن، آنتیموان، بیناب سنجی تبدیل فوریه فروسرخ دور، مغناطیس سنج نمونه ی ارتعاشی
  • مرتضی زرگرشوشتری*، عبدالمحمد قلمبر دزفولی، فاطمه هاچم بچاری، یاسمن باقری صفحات 1037-1050

    در این پژوهش، الیاف ابررسانای (YBCO) YBa2Cu3O7-δ به روش الکتروریسندگی تهیه شدند. نخست ترکیب عنصرسنجی YBCO از استات های باریم، ایتریم و مس همراه با غلظت های مختلف5%، 6%، 7%، 2/7%، 5/7%، 10% پلی وینیل الکل (PVA) تهیه شد. سپس برای تولید الیاف ترکیب پلیمری به دست آمده الکترو ریسی شد و در آخر الیاف گرمادهی شدند. برای مشخص کردن گستره ی دتکلیس گرما وزن سنجی (TGA) انجام شد و همچنین برای مشخصه های ریزساختاری توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) ، پراش پرتو X (XRD) و ویژگی های ابررسانایی مانند دمای گذار با اندازه گیری پذیرفتاری مغناطیسی ac بررسی گردید. نتایج نشان دادند که بهترین الیاف از نظر اندازه قطر و نبود نقص های دانه تسبیحی با غلظت پلیمر 5/7% وزنی نسبت به استات ها به دست امده است. همچنین بهترین دمای گرما دهی برای ساخت الیاف ابررسانای YBa2Cu3O7-δ، °C 930 است. دمای گذار ابررسانایی برای این نمونه K 2/93 به دست آمد.

    کلیدواژگان: الیاف، ابررسانا، الکتروریسندگیYBa2Cu3O7-δ
|
  • Afsaneh Jafari , Mohammad hasan Karimpour*, Seyed ahmad Mazaheri , Azadeh Malekzadeh Shafaroudi , Minghoa Ren Pages 799-812
    The Golgohar iron mine is located about 55 km southwest of Sirjan in the Sanandaj-Sirjan structural zone. We distinguished five mineralization zones, on the bases of mineral assemblage with magnetite. The gangue minerals are pyrite, pyrrhotite, chalcopyrite, siderite, apatite, serpentine, talc, chlorite, amphibole, calcite, dolomite and quartz. All chlorites are tri-octahedral in nature. The chlorites in MPPC and MTCA are pennine and pennine-clinochlore, respectively. The chlorites in chlorite schists have wider compositional range from pennine, clinochlore, pycnochlorite to ripidolite. Chlorite in mica schists and hornblendite are ripidolite. The chlorites with the highest amount of Mg have formed from mineralizing fluid. With decreasing of fluid/rock ratio, the chlorites show trends of decreasing Mg and increasing Fe and AlIV. Increasing of the Mg/(Mg+Fe) ratios from host rock to mineralization zones are different to those from the iron formaion. The content of minor elements in the structure of chlorite depends on the fluid composition, other crystallized minerals from the fluid, water/rock ratio and the composition of host rocks. The chlorite formation temperatures are ranging between 245°C and 415°C. MPPC zone have the lowest temperature (avg = 301°C), so Mg-rich chlorites are formed at lower temperature rather than Fe-rich Chlorites.
    Keywords: chlorite, mineral chemistry, thermometry, mineralization, iron, Golgohar, Sanandaj-Sirjan
  • Zahra Alaminia*, Shirin Fattahi , Ali Askari Pages 813-826
    The Bozjani copper deposit is located about 30 km west of Fariman city, Khorasan Razavi Province. Host rocks to mineralization are mostly pridotites and basalts of Fariman ophiolitic sequence. Ore body consists of two parts: lower and upper. Lower part has formed a stringer of primary sulfides as stockwork, veinlets, and disseminated. Uppermost part has lenticular shaped dominated by ribbon-like, fine grain and rounded primary sulfides. Mineralogical investigations show pyrite, marcasite, chalcopyrite, bornite, sphalerite, galena, native copper, and magnetite are primary minerals of ore body associated with secondary minerals as coprite, tenorite, covellite, chalcocite, chrysocolla, malachite, azurite, jarosite, limonite, and hematite. According to geochemistry of immobile elements, the host mafic rocks fall in boninite tectonic setting. Mass balance calculations show enrichments of Cu, Pb, Th, As, Ag, Tl and U during evolution of Bozjani copper deposit. The results of host rock, structure, texture, mineralogy and geochemistry in this research reveal that Bozjani deposit resemble volcanic massive sulfide deposit dominated by mafic rocks. Evolution of this deposit is related to four stages including hydrothermaly alteration, seafloor weathering, regional metamorphic and weathering of terrestrial.
    Keywords: copper ore deposit, boninite, ophiolitic sequence, Fariman
  • Solmaz Baluchi*, Mahmmod Sadeghian , Habib Ghasemi , Zh Minggou , Chioli Li , Zh Yanbin Pages 827-844
    Dioritic plutons and pinkish alkali-feldspar granitic dikes of Kalateh area (northwest of Khur city) intruded in Neoproterozoic basemental of Jandagh- Arousan complex. Field observations, petrography and geochemical studies indicate that these intrusive rocks have I-type nature and belong to medium-high K calc-alkaline granitiods and also have genetically relationship with each other. Their parental magmas produced by partial melting of metasomatized mantle wedge which was located above the subducted Neotethyan oceanic slab. The mentioned magmas generated in an intracontinental back arc extensional setting in relation to the subduction of oceanic Neotethys slab. U-Pb dating results on separated zircon from dioritic and alkali-feldspar granitic rocks indicated 213.9 ± 1.6 to 221.16 ± 1.6 Ma interval age (corresponding to Late Triassic). These igneous rocks are indications of magmatic manifestations of Early Cimmerian Orogeny.
    Keywords: Diorite, alkali-feldspar granite, Late Triassic, Neotethys subduction, Kalateh, Khur
  • Gholamreza Ghadami*, Habib Ebadi , Jaber Jamal poor Pages 845-856
    Jaghin ophiolite rocks are located in the east of Hormozgan Province and southeast of Rudan city in the ‎direction of the Makran zone. Lithologically, ultrabasic rocks such as dunite and harzburgite, and basic magma, including gabbro-norite and basalt, have been identified. According to chemical crystal analysis, the composition of pyroxenes in basic (Gabbro-norite) rocks is more than iron and magnesium, and poor of sodium, which included clinopyroxen with diopside and sometimes augite composition, as well as orthopyroxene is more than bronzite composition. Plagioclase crystals present in gabbro-norite rocks, also divide into high-sodium and medium-calcium types, which have mostly composition between albite and bitonite. Due to the thermometric of these masses and the utilize of the two-pyroxene method, the ‎temperature of forming these masses is determined to be 800-1200 °C and‎, also using the barometric of aluminum distribution in pyroxenes, the pressure on the clinopyroxenes formation estimated to be about 6-12 kbars.
    Keywords: Plagioclase, pyroxene, gabbro-norite, dunite, basic masses, Jaghin, Makran zone
  • Monir Saboori , Mohammad hasan Karimpour*, Azadeh Malekzadeh Shafaroudi Pages 857-870
    Gushfil deposit is located SW Isfahan within Malayer-Isfahan Metallogenic Zone. Mineralization occurs at contact of Jurassic shale and Cretaceous dolomite as epigenetic with structural control. Paragenetic minerals are sphalerite, galena, and pyrite associated with dolomite, quartz, organic matter, and minor barite as gangue minerals. These minerals show berrecia, veinlets, open space filling, and dessiminated textures. Dolomitization and silicification are the most important alteration zones. Ore chemistry indicates galena is Ag and Sb-rich and Bi-poor. Sb/Bi ratio in galena is up to 14, which is indicator of low temperature deposits. Sphalerites are Fe and Cd-rich type. Based on fluid inclusion studies, formation temperature of Gushfil deposit is 223 to 302ºC. It is formed by NaCl and CaCl2-bearing fluid with 9.5 to 16.7 wt. % salinity. Host rock type, stratabound and epigenetic mineralization, post- sedimentary fault controlling, texture, ore types and gangue minerals, and no associated with igneous activity indicate Gushfil deposit is similar to MVT deposits, but ore-fluid temperature is higher than typical mineralization in the world.
    Keywords: Mineralogy, mineral chemistry, fluid inclusion, MVT type, Gushfil, Irankuh
  • Majid Ghasemi Siani*, Behzad Mehrabi Pages 871-884
    The Dardvey iron deposit, central part of the Sangan mining area, is located in 300 Km southeast of Mashhad and structural zone of eastern Iran. The Dardvey ore deposit is a typical magnetite-rich skarn developed along the contact of Sarnowsar granite with high magnesium carbonate. Skarn zones of Dardvey deposit comprises of exoskarn, endoskarn and ore zones. The exoskarn zone includes, sub-zones of pyroxene skarn, garnet skarn and epidote-phlogopite skarn. According to Electron Micro Prob Analysis (EPMA), the composition of clinopyroxene is diopside-hedenbergite (from Di46–Hd52 to Di96 Hd3), and composition of garnet is andradite-grossular (from Ad35–Gr63 to Ad60 Gr39). In the skarns zones, there is a compositional variation with increase in Mg and decrease in Fe from the endoskarn to the retrograde skarn. Due to the change of oxidation state towards reduced conditions during paragentic sequences, sulfide saturation was occur. Sulfide saturation produces pyrrhotite, chalcopyrite, and pyrite that simoltaneously and post-dates magnetite and early calc-silicate formation, are other evidences of reducing conditions. Based on content of V, Cr, Ni, Ti, Ca, Al and Mn on magnetite, Darvay magnetite is located in skarn ore deposit. Also, due to existence of endoskarn zone, scapolite and Mg-rich minerals, Darvay skarn is classified as magnesian -calcic skarn.
    Keywords: Sangan mining area, Dardvay ore deposit, Sarnowsar granite, Mineralogy, Mineralc
  • AliAkbar Dehganzadeh Bafghi , AmirHosain Kohsary*, Farhad Mohhamad Torab Pages 885-900
    Gazestan deposit is located about 185 km of Yazd, in the Bafgh – Posht e Badam Metallogenic belt, consists of Infracambrian carbonate, shale, tuff, sandstone and volcanic rocks. Acid to basic green rocks (rhyolite, dacite and basalt) are host for iron and phosphate mineralization. The alteration process is more intence in the volcanic rocks including, actinolite, chloritization, silicification and argilic. Also the host rocks altered strongly. Mineralization contains iron oxides and apatite associated with a minor amount of quartz, pyrite and calcite. The form of magnetite - apatite in the altered host rocks, magnetite - pyrite apatite, silica bearing magnetite, hematite and hematite magnetite ores. Also high LREE / HREE ratio and Eu negative anomaly could be indicative of a magmatic source. Therefore, origin of the Gazestan iron ore deposit is similar to Sweden Kiruna type.
    Keywords: iron_apatite_rare earth elements_Bafgh Gazestan_Bafgh – Posht e Badam metallogenic belt
  • Azad Karimi*, Ali Ahmadi , Abdolreza Partabian Pages 901-914
    One of the most prominent cases of the study of alteration processes and their effect on geochemistry is the ophiolite investigation. The Marivan-Palangan ophiolite (MPO) complex is a part of the Neotethyan ophiolites, which situated in the Kurdistan Province, western Iran. The studied samples reveal the occurrence of the secondary minerals such as epidote group, chlorite, zeolites, and less calcite and iron hydroxides in the form of veins, vesicles and fractures infilling, and replacement phases. The element concentration variation versus Loss on ignition (LOI), normalization of the samples as to fresh sample in the study area and standard sample, and immobile element modeling indicate that element contents changes vary depending on the degree of alteration so that the concentration of Large-Ion Lithophile Elements (LILE) such as Rb, Cs, K, Ba, and Na shown a significant increase. CaO and FeO oxides are relatively depleted. Light Rare Earth Elements (LREE) display slight enrichment, while Middle Rare Earth Elements (MREE) and Heavy Rare Earth Elements (HREE) are almost constant. Therefore, in evaluation of the geochemical characteristics of extrusive section of the MPO complex, the effect of alteration on the changes in the concentration of elements, in particular LILEs, CaO, FeO and also LREEs should be considered.
    Keywords: alteration, basalt, modeling, mid ocean ridge, Tethys, ophiolite, Zagros
  • Sakine Shekari*, Mahmmod Sadeghian , Habib allah Ghasemi , Zh Minggou Pages 915-928
    Late Neoproterozoic metamorphic – igneous rocks of the Shotor Kuh complex is located in the northern edge of the Central Iran structural zone. This complex crosscut by several Middle Jurassic diabasic dikes. Plagioclase, pyroxene and biotite are the essential rock-forming minerals of these dikes. Plagioclases have mostly andesine composition (An31-49). Pyroxenes have following compositions: En30-45Fs29-42Wo25-29. Biotites with XFe = 0.49-0.53 and XMg= 0.46 - 0.5 are mostly Mg rich biotites. Temperatures and pressures obtained from clinopyroxene thermobarometry are in the range of 1200-1100°C and 10-2 kbar respectively. By attention to the results of chemichal composition of these minerals, magma forming of these dikes has calc-alkaline nature and during their crystallization oxygen fugacity has been low. The mentioned dikes generated in a tectonic setting accommodate to intracontinental extensional regime such as a back arc basin (subduction of Neo-Tethys oceanic lithosphere beneath the Central Iran zone).
    Keywords: Mineral chemistry, thermobarometry, diabasic dikes, back arc basin, Shotor Kuh, Shahrood
  • Manijeh Asadpour*, Hovis Heuss Pages 929-944
    Ghazan-Khanik complex is a small mafic-ultramafic intrusive body with Permian age at the extremity of NW of the Sanandaj-Sirjan zone, has intruded into the Precambrian metamorphic rocks. Field studies, geochemistry mineral compositions and assemblages of them demonstrate this complex has four lithological zones. The lower zone of non-layered gabbro is the fine-grain gabbronoritic component and non-mineralized. The second zone include of non-apatite ultramafic, clinopyroxenite, verlite and minor amounts of dunite with high proportion of Fe-Ti oxide (25-30%). The pure Fe-Ti oxide mineralization (with highly 90%) occurred as sill-like cumulates parts within this ultramafic zone. The third zone consists of layered gabbro, which is occurred Fe-Ti oxide mineralization (0.5-5%) only in the apatite-rich mafic parts. The upper zone includes the anorthosite and pegmatite gabbro with 0-2% Fe-Ti oxide. Based on this studies for establishment of rich Fe-Ti oxide layers, two processes are involved; (1) enrichment in residual melts which is derived from basaltic parental magma and (2) injection of Fe-Ti oxide immiscible melts into mafic-ultramafic crystallizing mass.
    Keywords: Fe-Ti oxide, mineral chemistry, internal structure, mafic-ultramafic layered Ghazan-Khanik
  • Mahdieh Mosadegh , Farajoallah Fardoost*, Afsaneh Soltani Pages 945-960
    Halalan Manganese ore deposit is located in Torud-Chah Shirin volcano-sedimentary band and the northern part of Central Iran structural-sedimentary zone. The outcropped rocks in the area include metamorphic complex with lithology composition of slate, phyllite, schist, marble, limestone, dolomite and slightly metamorphed sandstone with Early Jurassic age. Manganese mineralization has occurred in the form of stratiform (Layered and lens-shaped) and parallel to stratification. The main minerals forming the ore deposit are mainly pyrolusite, psilomelane, heulandite, braunite and hematite. The massive, layered, lentiform and bandy structures and the disseminated, the empty space filling and replacement textures are the most important structure and texture of the ore deposit. The existent alterations in the region include chloritic, epidote, argillic, silication and carbonatization alterations. Based on the geochemical studies, The high ratios of Mn / Fe and low concentrations of trace metals, especially Co, Ni, Cu, and high amounts of Mn, SiO2 and Fe are as evidences of Mn enrichment and depletion from submarine hydrothermal fluids (exhalative) in this deposit. Therefore, all the evidences indicate that the Halalan manganese ore deposit has formed under two mechanisms: the enrichment in seawater by exhalative-hydrothermal fluids and this deposition in sedimentary conditions influenced by changes in Eh and pH in marine environment and it is a volcano-sedimentary ore deposit. Based on the studies, the Halalan manganese ore deposit is most similar to the manganese ore deposits of Cuba type, with the exception that the Halalan manganese ore deposit has been affected by a metamorphic phase in the green schist facies.
    Keywords: manganese, volcano-sedimentary, Early Jurassic, the Cuba Type, Halalan
  • Somayeh Abbaszadeh , Amir Hosain Kohsary * Pages 961-974
    One of the silver resources is Cu-Mo porphyry deposits, producing silver as by product. For this research, the results of analysis of 607 lithogeochemical samples for W, Zn, Ag, As, Ba, Co, Cu, Mo, Pb, Sb, Sn, Sr, Bi elements were used to investigate geochemical behavior of silver element in Hararan area which is located in the southeast of Iran and consists of copper mineralization seems to be connected to a porphyry Cu-Mo system. In this study, gap statistics and multivariate analysis techniques for identification anomalous areas of silver element and its associated elements were used. Anomalous areas maps achieved using gap statistics method showed that anomalous areas of Ag, Cu, Pb and zinc elements covered approximately each other. Dendrogram, which was earn from hierarchical cluster analysis, depict that Ag and Cu elements have associated with each other and formed one cluster. Although these elements are linked to Pb and Zn elements with lower correlation. As well, the results of factor analysis showed that the third factor include Cu and Ag elements with the highest eigenvalues. Consequently, geochemical bimodal behavior of Ag element i.e. accompaniment with Cu element by locating in Cu –bearing minerals such as chalcopyrite and bornite from one side and accompaniment with Pb and Zn elements by locating in mineral from other side was validated by using gap statistics and multivariate analysis techniques.
    Keywords: Silver element behavior, gap statistics, factor analysis, hierarchical cluster analysis
  • Sadaf Ahmadi , Zahra Tahmasbi*, Ahmad Ahmadi Khalaji , Farhad Zal Pages 975-988
    Lale zar granite batolith is located in the southeast of Urumieh-Dokhtar magmatic belt and Dehech-Sarduieh. This mass includes a low density of tourmaline with nodule, vein and solar morphologies. Less tourmaline occurs in this mass could be due to mass being saturated in the boron. The studied tourmalines are classified in the shourl-dravite series and alkaline group. Most of the substitutions in these tourmalines are kinds: Ca + Mg (O) = Na + Mg (OH), Ca = X–vac + Na، Ca + Mg = (X-vac + Al) – 1 and Mg instead of Fe. Existence of clear zoonings in the tourmalines, large amounts of Mg and less than 0. 6 amounts of FeO / FeO + MgO, show the growth of tourmaline in the open systems where generated from magmatic-hydrothermal and hydrothermal. On the other hand, high amounts of REE elements and enrichment of LREE than HREE, enrichment of the transition elements such as Cr, V, Ni, Cu, Zn, Zr also can be show the hydrothermal origin for these tourmalines.
    Keywords: solar, nodule, tourmaline, lalezar, batolith, Urumieh-Dokhtar
  • Maryam Yazdani * Pages 989-1000
    The Piranshahr ophiolitic complex is located in NW Iran, and at north west of the Piranshahr town. Tectonically, the NW Piranshahr ophiolitic complex is severely mélanged and the boundary of different units in this complex is undistinguishable. Piranshahr ophiolite includes ultramafic, mafic, sedimentary and metamorphic rocks. Mafic rocks with basalt and diabase compositions are exposed in several parts of the region. In this paper, clinopyroxene geochemistry of basaltic rocks are studied and compared with the similar rocks from other supra-subduction zone-type of Eastern Mediterranean ophiolites. Clinopyroxenes display diopsitic compositions within the range of (En0.39-0.59 Fs0.01-0.05 WO0.50-0.57), calc-alkaline nature with low Ti and high Mg content. High-Mg and low-Ti magma suggest a supra-subduction zone setting for the formation of the Piranshahr ophiolitic basalts. According to the distribution of aluminum in clinopyroxenes, these minerals have formed at high oxygen fugacity and water content about 10 percent. The clinopyroxenes of the Piranshahr Ophiolite have similar chemical compositions to those of the other supra-subduction zone-type Eastern Mediterranean ophiolites (e.g., Troodos, Varinous, Pindos and Oman ophiolites) that show arc affinity.
    Keywords: Supra-subduction, arc magmatism, Piranshahr, basalt, clinopyroxene
  • Behrouz Notash * Pages 1001-1012
    Two new polymeric compounds of cadmium acetate using two isomers of pyridine hydrazide ligands have been synthesized and characterized by X-ray diffraction analysis. Structural analysis shows that both compounds were crystallized in monoclinic crystal system with P21/c space group. Coordination polymer [Cd(OAc)2(L1H)]n (1) which L1H is para pyridine hydrazide, has two dimensional sheets with rectangular net and coordination polymer [Cd2(OAc)3(L2H)L2(EtOH)]n (2) which L2H is meta pyridine hydrazide, has got herringbone structure in 2D dimension.
    Keywords: Coordination polymer, crystal structure, monoclinic, hydrogen bonding, cadmium
  • Laila Esmaili , Ahmad Gholizadeh * Pages 1013-1026
    In this research, the effect of temperature and concentration of bismuth nitrate mole on structural, magnetic and photocatalytic properties of the bismuth ferrite nanoparticles prepared by nitrate-citrate method have been investigated. The structural and magnetic properties were characterized by X-ray diffraction (XRD), Fourier-transform infrared spectroscopy (FTIR) and vibrating-sample magnetometer at room temperature. An important role in the synthesis of pure bismuth ferrite is played by temperature and excess bismuth oxide. Analysis of XRD patterns and FTIR data indicate that to obtain the pure bismuth ferrite, a stoichiometric amount of bismuth nitrate mole in solution and sintering at temperature 650 °C is needed. The magnetic and photocatalytic results have showed that the presence of the impurity phases led to strong ferromagnetic behavior in samples, but has a negative effect on the photocatalytic properties of bismuth ferrite.
    Keywords: Nanoparticles, bismuth ferrite, citrate method, structural, magnetic, photocatalytic properties
  • Asma Pormehr , Mohammad Niyaifar*, Ahmad Hassanpour Pages 1027-1036
    In this study, antimony substituted yttrium iron garnet with a composition of (x = 0, 0.1, 0.2) nanoparticles were fabricated by Sol-Gel method. Garnet phase formation were investigated by X-Ray diffraction (XRD) and Fourier transform infrared spectroscopy (Far FT-IR). X-ray diffraction results show that the samples in addition to garnet phase has impurity phases of YIP, α-Fe2O3 and Sb2O4 which are appeared with incease of Sb ion substitution. The garnet phase and impurity phases was calculated using the formula klug. Percentage of the Sb ion in dodecahedral sites were calculated. Finally, Magnetic properties of nanoparticles were investigated using a vibrating sample magnetometer (VSM).The VSM pattern show that the saturation magnetization of Sb-YIG decreases as increasing the Sb concentration.
    Keywords: Sol-gel, Yttrium Iron Garnet, antimony, Fourier transform infrared spectroscopy, Vibrating Sample Magnetometer
  • Morteza Zargar Shoushtari*, Abdoalmohammad Ghalambor Dezfoli, Fatemeh Hachem bachari, Yaseman Bagheri Pages 1037-1050

    Electrospinning is one of the most feasible techniques for producing nanoceramic fibers. In this paper, YBa2Cu3O7-δ (YBCO) superconductor nanofibers synthesized using electrospinning. The first step was preparation of a composite that is formed by mixing yttrium, barium, and copper acetates with different percent of polyvinyl alcohol (PVA). Then, the composite polymer has been electrospun to produce nanofibers. In order to obtain the calcination temperature, thermograviation analysis has been employed. Finally, for characterization, the nanofibers samples have been studied by, SEM, XRD, and ac magnetic susceptibility before and after sintering. The results showed that the best fibers in terms of diameter size and the absence of bead defects are attributed to 7.5 wt% of acetates. Also, the best sintering temperature for synthesizing the fiber sample of YBa2Cu3O7-δ was found 930 °C and the transition temperature of the fiber sample was obtained 93.2 K.

    Keywords: nanofiber, superconductor, electrospinning, YBa2Cu3O7-?