فهرست مطالب

طب نظامی - سال بیستم شماره 6 (پیاپی 82، بهمن و اسفند 1397)
  • سال بیستم شماره 6 (پیاپی 82، بهمن و اسفند 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/07
  • تعداد عناوین: 12
|
  • حمیدرضا خانکه، علی محمد مصدق راد، معصومه عباس آبادی عرب* صفحات 574-576
  • سید مرتضی حسینی شکوه، کاظم صادقیان، احمد عامریون*، روح الله زابلی صفحات 577-588
    زمینه و هدف
    شاخص متوسط مدت اقامت به عنوان یک شاخص غیرمستقیم از مصرف منابع در بیمارستان بوده و معیاری از سنجش کارائی است. بنابراین مدیریت جنبه های سازمانی موثر بر آن می تواند فرصت هایی را جهت افزایش درآمد، کاهش هزینه ها، بهبود پیامدهای بالینی بیماران، افزایش کیفیت و افزایش سودآوری فراهم آورد. لذا این مطالعه با هدف شناسائی عوامل سازمانی موثر بر متوسط اقامت بیمار در بیمارستان صورت گرفت.
    روش ها
    این مطالعه به صورت مرور نظام مند و با استفاده از پروتکل PRISMA در بانک های اطلاعاتی بین المللی (PubMed ، Google Scholar و ScienceDirect) و ملی (SID، Magiran وMedLib ) صورت گرفت. با توجه به استراتژی PICOS، مقالات انتشار یافته تا مهرماه 1396 به دو زبان انگلیسی و فارسی با استفاده از ترکیبات مختلف کلیدواژه های Length of Stay ، Stay Length، Stay Lengths، Hospital Stay، Hospital Stays و Organizational factors و معادل فارسی آنها (عوامل سازمانی و مدت اقامت) جستجو گردید. پس از انجام جستجو و انتخاب مقالات، متن مقالات نهائی با کمک چک لیست های C‏ASP و PRISMA مورد ارزیابی کیفی قرار گرفت و در نهایت عوامل موثر بر متوسط اقامت بیمار در قالب جدول تطبیقی و به صورت سنتز روایتی ارائه گردید.
    یافته ها
    نتیجه جستجو اولیه شامل 127 مقاله بود که در بازبینی صورت گرفته در گام های بعدی، 12 مقاله برای مطالعه انتخاب و محتوای انها مورد بررسی دقیق قرار گرفت. مهم ترین عوامل سازمانی موثر بر مدت اقامت بیمار شامل نسبت پرستار به بیمار، پزشک و پرستار آموزش دیده، فرآیند ترخیص بیمار، حضور پزشک در بخش، تعداد درخواستهای پاراکلینیکی، هماهنگی های بین بخشی، زمان اولین اقدام درمانی در بخش پس از ورود بیمار، زمان ویزیت، روزهای پذیرش بودند که در چهار گروه عوامل فرآیندی، خدماتی، مقررات سازمانی و نیروی انسانی طبقه بندی گردید.
    نتیجه گیری
    باتوجه به اینکه عوامل فرآیندی و مدیریتی از ارکان قابل کنترل و تغییرپذیر مدیریت سازمان بیمارستان محسوب میگردند، لذا مدیران و تصمیم گیران ارشد در بیمارستانها می توانند با تمرکز بر این عوامل و انجام مداخلات سیاستگذارانه، در راستای ارتقاء بهره وری و بهبود کیفیت خدمات بیمارستانی گام های اساسی بردارند.
    کلیدواژگان: عوامل سازمانی، متوسط اقامت بیمار، بیمارستان، مرور نظام مند
  • غلامحسین علیشیری، ابوالفضل شکیبایی، محمدکریم بهادری، سید مصطفی حسینی* صفحات 589-600
    آسیبهای ناشی از فعالیتهای نظامی در زمان جنگ و صلح؛ افراد نظامی، خانواده ها و جوامع آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. در این راستا آمادگی کامل نیروها یک مفهوم در حال ظهور است که به عنوان یک وضعیتی تعریف شده که در آن فرد، خانواده و سازمان می تواند در هر شرایطی به سلامت و عملکرد مطلوب برسد. آمادگی کامل رزم با الزام به یکپارچگی مولفه های آن در ذهن و جسم محقق می شود که میتواند در شرایط جنگ و صلح کاربرد داشته باشد. در دسته جسم؛ آمادگی جسمانی، تغذیه، پزشکی، محیطی و در دسته ذهن؛ آمادگی روانی، معنوی، رفتاری و اجتماعی قرار می گیرد.
    آمادگی جسمانی؛ از طریق انجام تمرینات استقامتی، پویایی، قدرتی و انعطاف پذیری محقق می شود که بخشی از فرهنگ نظامی گری است. آمادگی تغذیه؛ به ارائه و مصرف مواد غذایی در مقادیر، کیفیت و نسبت کافی برای حفظ عملکرد ماموریت و محافظت در برابر بیماری یا آسیب اشاره دارد. آمادگی پزشکی؛ به عنوان آسودگی سلامت روانی و جسمی عمومی، با معیارهای پزشکی تعیین می شود. آمادگی محیطی؛ به عنوان توانایی انجام وظایف خاص ماموریت در هر محیطی بویژه محیط های پر استرس اعزام و جنگ تعریف می گردد.
    آمادگی روانی؛ به عنوان یکپارچگی و بهینه سازی توانایی های ذهنی، عاطفی و رفتاری تعریف می شود تا بهینه سازی عملکرد افراد نظامی حاصل شود. آمادگی معنوی؛ گرچه به باور برخی، جدا از دین و مذهب تلقی می شود، با این وجود برای اطمینان از آمادگی مطلوب نیروها، با بهبود روحیه و بازیابی پس از جراحات مرتبط با جنگ است. نقش آمادگی رفتاری در آمادگی نظامی، از جمله سوء مصرف مواد (تنباکو، الکل، و مواد مخدر غیرقانونی) و رفتارهای روان شناختی مرتبط با مشکلات اضافه وزن و خواب می باشد. آمادگی اجتماعی؛ اغلب به صورت استعاری بکار می رود، و به ماهیت و کیفیت پیوندهای احساسی دوستی، تمایل، مراقبت و نزدیکی در میان افراد گروه نظامی اشاره دارد.
    علاوه بر مولفه های ذکر شده، نقش آمادگی شغلی، که شامل حوزه های استرس و تاثیرات اجتماعی و استرسورهای محیطی فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی می باشد و همچنین آمادگی خانوادگی بعنوان مفهومی برای توسعه و هماهنگی برنامه ها و منابع خانواده محور، در جهت کاهش هزینه ها و ارتقا کلی عملکرد و سلامت خانواده می باشد، نیز در مطالعه حاضر ارائه شده است.
    برای رسیدن به آمادگی کامل رزم، فرد نظامی و فرمانده نیاز به یک رویکرد یکپارچه و ساده برای پایش و ارائه تغییرات لازم برای انعطاف پذیری و بهینه سازی عملکرد دارند. در حال حاضر کاملا مشخص است که اگر افراد نظامی برای حفاظت از آزادی و امنیت مردم و میهن حضور دارند، مسئولین نیز باید فراتر از ایده سادهء داشتن یک جسم سالم برای آن فرد نظامی به یک دید کلی تر از سلامت و آمادگی، که شامل ذهن و جسم اوست، حرکت کنند.
    کلیدواژگان: آمادگی کامل رزم، آمادگی روانی، آمادگی رفتاری، آمادگی جسمانی، آمادگی تغذیه
  • محمد قاسمی برومند، سعید رحمنی، محمدرضا نظری، سیده فاطمه نوری رحیم آبادی، مهدی معصومی* صفحات 601-608
    زمینه و هدف
    یکی از آسیب های جسمی دائمی که در بازماندگان جنگی به فراوانی یافت می شود نابینایی است. در جانبازان یک چشم نابینا، نگهداری و مراقبت از سلامت چشم باقی مانده برای جلوگیری از نابینایی کامل فرد بسیار حائز اهمیت است. این مطالعه با هدف بررسی بیماری ها و اختلالات هر دو چشم بینا و نابینا، در جانبازان یک چشم نابینا صورت گرفت.
    روش ها
    تعداد 1820 نفر از جانبازان یک چشم نابینا طی سال های 1389 تا 1395 از 19 استان کشور مورد معاینه قرار گرفتند. اطلاعات جمعیت شناختی آنان شامل سن، جنسیت، وضعیت تاهل، درصد جانبازی، مصدومیت همراه، سطح تحصیلات و وضعیت اشتغال آنان جمع آوری شد. پس از معاینه چشم جانبازان، بیماری های چشم بینا، چشم نابینا و اختلالات پلکی توسط پزشک متخصص چشم به ثبت رسید. همچنین، برنامه درمانی هر بیمار به وی ارائه شد.
    یافته ها
    میانگین سن 1820 نفر از جانبازان یک چشم نابینا در مطالعه 8/7±8/45 سال بود. حدود دوسوم (6/73 %) آنان بجز نابینایی از یک چشم، مصدومیت های دیگری داشتند. بیش از نیمی (2/54 %) از چشم های نابینا دچار بیماری بودند. فراوان ترین (11 %) بیماری چشم نابینا فتیزیس بولبی (Phthisis bulbi) بود. در معاینه چشم بینا، 405 (2/22 %) مورد بدون مشکل تشخیص داده شدند و فراوانی بیماری ها بدین شرح بود: عیوب انکساری 620 (1/34 %)، پیرچشمی 533 (3/29 %)، کاتاراکت 62 (4/3 %)، گلوکوم 32 (7/1 %) و سایر 168 (3/9 %). بجز گلوکوم، تمامی بیماری های چشم بینا با سن شرکت کنندگان در ارتباط بودند (05/0>P). انتروپیون (1/13 %) و بسته نشدن کامل پلک (8/9 %) شایع ترین اختلالات پلک بودند. اکثریت چشمان نابینا (7/93 %) و بینا (3/94 %) نیاز به پیگیری در یک سال آینده بعد از مطالعه داشتند.
    نتیجه گیری
    فراوان ترین بیماری درچشم نابینا فتیزیس بولبی، فراوان ترین اختلالات در چشم بینا عیوب انکساری و فراوان ترین اختلال پلکی در جانبازان تک چشم انتروپیون بود. با توجه به اهمیت حفظ بینایی چشم باقیمانده و فراوانی بیماری ها در هر دو چشم جانبازان مورد مطالعه، معاینه دوره ای این افراد ضروری است.
    کلیدواژگان: یک چشم نابینا، کاتاراکت، پیرچشمی، عیوب انکساری، جانباز
  • حجت درخشانفر، مجید شجاعی، علیرضا مجیدی، زینت سادات دهقان* صفحات 609-617
    زمینه و هدف
    پایش مطلوب و بهینه بیماران مالتیپل تروما در اورژانس هنوز به عنوان یک چالش تلقی می شود. روش های تهاجمی و غیرتهاجمی مختلفی برای پایش وضعیت همودینامیکی وجود دارد که بر پیامد بالینی بیماران مالتیپل تروما موثر است. مطالعه حاضر به مقایسه سونوگرافی eFAST با روش های کلینیکی (مانند فشار و پالس) و پاراکلینیکی (مانند VBG و لاکتات و هموگلوبین) جهت ارزیابی پاسخ به درمان یا وخیم شدن وضعیت بیمار مالتیپل تروما در اورژانس می پردازد و اینکه آیا سونوگرافی می تواند اطلاعات دقیق تر و سریعتری از پاسخ به درمان یا وخیم شدن وضعیت بیمار مالتیپل تروما در اختیار قرار دهد.
    روش ها
    مطالعه حاضر از نوع مقایسه روش های تشخیصی می باشد که در آن، بیماران مالتیپل ترومایی بالای 14 سال (مرد/زن) که از ابتدای دیماه 96 تا پایان مهر 97 به اورژانس بیمارستان امام حسین مراجعه نموده و در ارزیابی اولیه برای ایشان سونوگرافی eFAST انجام شده بود، وارد مطالعه شدند. از همه بیماران، اطلاعات دموگرافیک و بالینی در چک لیست ثبت شد. سپس این بیماران تحت نظر بودند و پاسخ به درمان یا بدتر شدن وضعیت ایشان؛ با ارزیابی قلب و IVC و ریه ها توسط سونوگرافی ارزیابی شد. برای همه بیماران، یافته های مربوط به روش های کلینیکی مانند فشار و پالس و روش های پاراکلینیکی مانند VBG و لاکتات و هموگلوبین نیز ثبت شد. در پایان یافته های مربوط به سونوگرافی eFAST با یافته های مربوط به روش های کلینیکی و پاراکلینیکی با آزمون های آماری مناسب تحلیل و مقایسه گردید.
    یافته ها
    میانگین سن 310 بیمار مالتیپل تروما ناشی از حوادث ترافیکی، برابر 5/11± 36 سال و 7/67 % (210 نفر) آنها مرد بودند. میانگین IVC، EF،BE ، درصد هماتوکریت، هموگلوبین، لاکتات، فشارخون سیستول و دیاستول، ریت تنفس، ضربان قلب، PH خون، PCO2 خون وHCO3 خون با وخیم شدن وضعیت بیمار بر اساس eFAST ارتباط معنی دار داشتند (P<0.05). همچنین بین میانگین IVC غیرنرمال با متغیرهای همودینامیکی مختلف در بیمارانی که eFAST بدتر شدن داشتند، ارتباط معنی دار وجود داشت. در این مطالعه پیشرفت eFAST از یک فضا (eFAST اولیه) به فضاهای دیگر (eFAST 6 ساعت بعد) یا نبود مایع در eFAST اولیه و سپس ثبت مایع در یک یا چند فضا در eFAST 6 ساعت بعد بعنوان وخیم شدن وضعیت بیمار تلقی شد که در این وضعیت در 80 بیمار مالتیپل تروما ثبت شد.
    نتیجه گیری
    معنی دار شدن ارتباط eFAST مثبت (غیرطبیعی) با متغیرهای همودینامیکی مختلف جهت ارزیابی پاسخ به درمان یا وخیم شدن وضعیت بیمار مالتیپل تروما، نشان دهنده قابل اعتماد بودن پایش همودینامیک بیماران مولتیپل تروما بوسیله سونوگرافی در بخش اورژانس می باشد. لذا می توان سونوگرافی و تکرار آن را جزء بررسی های تشخیصی اولیه در بیماران مالتیپل به کار برد تا اقدام درمانی لازم بر اساس آن انجام گیرد و همچنین از اتلاف وقت و هزینه زیاد، مواجه بیمار با اشعه و عوارض ناشی از اقدام تهاجمی اجتناب شود.
    کلیدواژگان: سونوگرافی، پایش همودینامیک، دقت تشخیصی، مولتیپل تروما، اورژانس
  • محبوبه سادات حسینی، ناهید خلیلی، یونس پناهی، سیدعلی موسوی، مجید رمضانی* صفحات 618-625
    زمینه و هدف
    چاقی یک عامل خطر مهم کاهنده سطح تستوسترون در گردش و پائین بودن سطح تستوسترون هم عاملی برای پیش بینی دیابت ملیتوس می باشد. مطالعه حاضر به مقایسه کیفیت زندگی و کنترل قند خون در بیماران دیابتی نوع دو با و بدون هایپوگنادیسم پرداخته است.
    روش ها
    در این مطالعه مورد شاهدی 93 بیمار دیابتی هیپوگناد مرد، تشخیص داده شده با پرسشنامه ADAM و سطح تستوسترون پایین، و 67 بیمار دیابتی بدون هیپوگنادیسم، از نظر پارامتر های آنتروپومتریک و آزمایشگاهی نظیر لیپید پروفایل، کنترل گلایسمیک و کیفیت زندگی با هم مقایسه شدند.
    یافته ها
    با لحاظ کردن معیارهای ورود و خروج از نظر عوامل مخدوش کننده دو گروه همسان شدند. در بیماران دیابتی هیپوگناد، به شکل معنی داری شاخص های آنتروپومتریک (دور کمر و شاخص توده بدن) بالاتر بود (به ترتیب 001/0P< و 024/0P<). مقادیر دیس لیپیدمی (001/0(P<، قند خون ناشتا (003/0(P<، و هموگلوبین گلیکوزیله (02/0(P<، در این بیماران بصورت معنی داری بیشتر بود و کیفیت زندگی در بیماران هیپوگناد پایین تر بود.
    نتیجه گیری
    بیماران مرد دیابتی هایپوگناد در مقایسه با بیماران بدون هیپوگنادیسم کیفیت زندگی پائین تر و کنترل قند خون و لیپید نامناسب تری دارند.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، هیپوگنادیسم، دیابت
  • امین امینی*، سیدمحمدکاظم واعظ موسوی، مرتضی ناجی صفحات 626-634
    زمینه و هدف
    چشم آرام، تکنیکی برای بهبود نتایج در کارهای مختلفی است که نیازمند توجه بصری انسان می باشد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر آموزش چشم آرام بر بهبود عملکرد تیراندازان تازه کار نظامی است.
    روش ها
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده، برروی 30 دانشجوی دوره کارشناسی علوم پایه نظامی با محدود سنی 18 تا 23 سال، مشغول به تحصیل در نیمسال دوم 96-95، انجام شد. آزمودنی ها به صورت در دسترس از یک دانشگاه علوم نظامی در شهر تهران انتخاب شدند و به طور تصادفی با کمک جدول اعداد تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. گروه مداخله به مدت 6 هفته برنامه آموزش چشم آرام را در کنار آموزش تیراندازی (دو جلسه در هفته) دریافت کردند. گروه کنترل تنها در آموزش تیراندازی شرکت نمودند. به منظور ارزیابی عملکرد تیراندازان در مراحل پیش آزمون و پس آزمون، از دستگاه اسکت استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین سنی 30 تیرانداز تازه کار نظامی در گروه کنترل 7/4±8/19 و در گروه مداخله 02/7±12/20 سال بود. همچنین میانگین سابقه تیراندازی برای آزمودنی های گروه کنترل 82/6±54/8 و برای گروه مداخله 35/4±93/7 ماه بود. مداخله ی آموزشی چشم آرام در بهبود عملکرد تیراندازان تازه کار نظامی و خرده مولفه های آن اثربخش است (05/0p<). بین دو گروه مداخله و کنترل تفاوت معنی داری در میزان رکورد کسب شده (01/0=P، 53/46=F)، میانگین نوسانات نقطه نشانه روی (02/0=P، 62/26=F)، میانگین نوسانات افقی نقطه نشانه روی (01/0=P، 07/7=F) و میانگین نوسانات عمودی نقطه نشانه روی (01/0=P، 21/76=F)، وجود داشت.
    نتیجه گیری
    برنامه مداخله آموزشی چشم آرام روش مناسبی برای ارتقاء سطح عملکرد تیراندازان تازه کار نظامی است. لذا به منظور بهبود سطح آمادگی ادراکی-شناختی و عملکرد فرایندی تیراندازان، لازم است زمینه بکارگیری برنامه آموزشی چشم آرام برای تیراندازان نظامی فراهم شود.
    کلیدواژگان: چشم آرام، آموزش، تیراندازی، نظامی
  • حسین کشاورز افشار، الهه قنبریان، سید جلیل جبلی، سید حسن سعادت* صفحات 635-644
    زمینه و هدف
    تحقیقات نشان می دهد با توجه به پیوستگی زندگی کاری و خانوادگی، توجه به زندگی خانوادگی مشاغل نظامی و اثرات آن بر روابط زناشویی مهم تلقی می شود. از این رو پژوهش حاضر بدنبال آن است که رابطه تمایز یافتگی و طرح واره های ناسازگار اولیه با مولفه های عملکرد خانواده در زوجین خانواده های نظامی مقیم شهر تهران را مطالعه نماید.
    روش ها
    روش پژوهش از نوع کمی و بر اساس هدف، توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه پژوهش را زنان متاهل خانه دار در خانواده های نظامی در شهر تهران در سال 1396 تشکیل داده اند، که 325 نفر به روش نمونه گیری در دسترس غیرتصادفی با در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه تمایزیافتگی خود، پرسشنامه عملکرد خانواده (FAD)، فرم کوتاه پرسشنامه پرسشنامه طرحواره ناسازگار اولیه یانگ (SQ-SF) بود. به منظور دسته بندی نمایش داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و از آمار استنباطی (همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره) به منظور تعیین همبستگی و قدرت پیش بینی بین طرحواره های ناسازگار اولیه و تمایزیافتگی با عملکرد خانواده استفاده شده است.
    یافته ها
    تعداد 325 نفر از زنان متاهل خانه دار در خانواده های نظامی در شهر تهران، با میانگین سنی4/46 سال بررسی شدند. رابطه بین مولفه های طرحواره ناسازگار اولیه با مولفه های عملکرد خانواده در زنان نظامیان شهر تهران از نظر آماری معنادار است (01/0p<) و همچنین رابطه بین مولفه های تمایزیافتگی با مولفه های عملکرد خانواده از نظر آماری معنادار است (01/0p<).
    نتیجه گیری
    توصیه می شود در شکل گیری طرح واره ها در کودکی، خانواده ها دقت لازم را به عمل آورند تا طرح واره های مثبتی در شخص شکل بگیرد تا در آینده عملکرد خانوادگی مطلوبی را ارائه دهد. باتوجه به معناداری ارتباط بین تمایز یافتگی و عملکرد خانواده می توان نتیجه گرفت که سلامت روانی فرد در گرو سطح تفکیک از این نظام حاکم بر خانواده است که تمایز یافتگی نام دارد؛ یعنی هرچقدر سطح تمایز یافتگی بالاتر باشد در عملکرد خانواده تاثیر می گذارد و سلامت روانی زنان متاهل در خانواده های نظامی را بالاتر می برد.
    کلیدواژگان: تمایزیافتگی خود، طرحواره های ناسازگار اولیه، عملکرد خانواده، خانواده های نظامی
  • محمد مهدی سالاری*، آرمین زارعیان، عباس عبادی صفحات 645-654
    زمینه و هدف
    فرسودگی از جمله خطرات شغلی است که در بین کارکنان بویژه پرستاران دیده می شود و می تواند عملکرد افراد را تحت تاثیر قرار دهد. این مطالعه با هدف طراحی و اعتباریابی پرسشنامه عوامل فرسودگی شغلی پرستاران نظامی انجام شده است.
    روش ها
    مطالعه حاضر در دو مرحله در سال 1394 انجام شد. در مرحله اول با رویکرد تحلیل محتوای کیفی قراردادی، ابتدا مفهوم فرسودگی شغلی توسط پرستاران نظامی شاغل در مراکز درمانی نیروهای مسلح تبیین و سپس گویه های اولیه استخراج و طراحی پرسشنامه انجام شد. در مرحله دوم در یک مطالعه توصیفی مقطعی روایی صوری، محتوا و روایی سازه با روش تحلیل عاملی اکتشافی با مشارکت 351 نفر پرستار نظامی انجام شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از همسانی درونی (آلفای کرونباخ) و ثبات آن از طریق آزمون-باز آزمون (آزمون همبستگی درون خوشه ای) برآورد گردید.
    یافته ها
    از تحلیل محتوای کیفی و استفاده از متون علمی مرتبط تعداد 50 گویه استخراج گردید. پس از انجام روایی صوری و محتوا (کیفی و کمی) 34 گویه باقی ماند. روایی سازه پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی اکتشافی منجر به حذف 11 گویه و بدین لحاظ 25 گویه در 7 عامل (فرسودگی شغلی مرتبط با ماهیت حرفه پرستاری، فرسودگی شغلی مرتبط با جنبه های مدیریتی، فرسودگی شغلی مرتبط با مقررات سازمانی، فرسودگی شغلی مرتبط با ارزش های حرفه ای، فرسودگی شغلی مرتبط با بارکاری، فرسودگی شغلی مرتبط با جنبه های انگیزشی و فرسودگی شغلی مرتبط با نظامی گری) که مجموعا 56/57 درصد کل واریانس را تبیین نمودند، استخراج گردید. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ برابر با 912/0 و ثبات آن از طریق آزمون-باز آزمون (967/0ICC= ) بدست آمد.
    نتیجه گیری
    پرسشنامه عوامل فرسودگی شغلی پرستاران نظامی با وجود ویژگی هایی نظیر پایایی و روایی مناسب؛ نمره گذاری ساده و قابلیت بکارگیری آسان توسط پرستاران مناسب بوده و استفاده از آن توصیه می شود.
    کلیدواژگان: فرسودگی شغلی، پرستاران نظامی، بررسی روانسنجی، پرسشنامه
  • محمدکریم بهادری، امیرحسین خوش بین، پریسا مهدی زاده، احسان تیمورزاده* صفحات 655-665
    زمینه و هدف
    گسترش عملکرد کیفیت (QFD) روشی برای ارزیابی و برنامه ریزی کیفیت محصولات و خدمات است. این روش بر پایه رضایت مشتریان، انتظارات مشتریان را به معیارهای قابل اندازه گیری تبدیل می کند. این مطالعه با هدف ارزیابی کیفیت خدمات بخش اتاق عمل جنرال در یک بیمارستان نظامی انجام شده است.
    روش ها
    این تحقیق یک مطالعه توصیفی-تحلیلی است که در یک بیمارستان نظامی شهر تهران در سال 1395 انجام گرفت. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی صوری آن از طریق خبرگان مورد تایید قرار گرفت. نمونه پژوهش شامل 106 بیمار بود که در بخش اتاق عمل جنرال بیمارستان مورد عمل جراحی قرار گرفته بودند.
    یافته ها
    مهمترین خواسته بیماران "خدمات پرستاری و کمک بهیاری" و سپس "اطلاع رسانی مناسب به بیمار و همراهان بیمار" بود. "مناسب بودن تجهیزات-ابزار آلات و فضای بخش جراحی" کمترین وزن را در بین خواسته های بیماران به خود اختصاص دادند. از بین عناصر خدمت "تعداد شکایات در ماه" به عنوان مهمترین عنصر خدمات (55/0) و "رعایت دستورالعمل های کنترل عفونت" به عنوان کم اهمیت ترین عنصر خدمت (14/0) تعیین شد.
    نتیجه گیری
    الگوی ارزیابی کیفیت حاصل از مطالعه حاضر، می تواند یک راهنمای کلی برای ارزیابی کیفیت خدمات بخش اتاق عمل جنرال و دیگر بخش های تخصصی بیمارستان های نظامی محسوب شود.
    کلیدواژگان: گسترش عملکرد کیفیت، بخش اتاق عمل جنرال، صدای مشتری، عناصر خدمت
  • سیدعلی راسخ*، محمدعلی طالبی، زهرا خضری صفحات 666-673
    زمینه و هدف
    ورزش صبحگاهی شاخه ای از ورزش همگانی است که در مراکز نظامی مورد توجه ویژه ای قرار دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش اجرای فعالیت های صبحگاهی بر سلامت روان در کارکنان و دانشجویان ناجا انجام شد.
    روش ها
    در این پژوهش توصیفی- پیمایشی 250 نفر از کارکنان و دانشجویان ناجا به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جلسات ورزش صبحگاهی به صورت 3 جلسه در هفته و هر جلسه ورزش، به مدت 45 دقیقه الی 60 دقیقه با شدت 50-60 درصد به صورت تاکیدی اجرا گردید. برای ثبت داده ها، پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس DASS و پرسشنامه سلامت روان بود که بصورت پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد.
    یافته ها
    250 نفر از کارکنان و دانشجویان ناجا با میانگین سنی 32 سال که 4/94 درصد مجرد بود. بین تمرینات صبحگاهی و کاهش میزان افسردگی، اضطراب و استرس ارتباط معناداری وجود دارد (05/0P≤)، و همچنین بین تمرینات صبحگاهی و افزایش سطح سلامت عمومی و کنترل فشارهای روانی کارکنان و دانشجویان در جهت مثبت ارتباط معناداری مشاهده گردید (05/0P≤).
    نتیجه گیری
    ورزش صبحگاهی در مراکز نظامی در صورتی که به صورت منظم و با استانداردهایی مناسب و رعایت ضریب شدت مشخص شده اجرایی گردد، می تواند برخی ویژگی های روانشناختی را تحت شعاع قرار دهد و در نهایت منجر به رشد و بهبود وضعیت سلامت روان منجر گردد.
    کلیدواژگان: ورزش صبحگاهی، سلامت روان، پلیس، ناجا
  • علی علی اکبر اصفهانی، کامران مالکپور، امیرحسین تدین، محسن عباسی فرج زاده* صفحات 674-684
    زمینه و هدف
    افزایش بهره وری و عملکرد شغلی یک دغدغه اصلی برای مدیران است. سرمایه فکری می تواند بستری مناسب برای افزایش بهره وری منابع انسانی و عملکرد شغلی فراهم کند. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین سرمایه فکری با بهره وری منابع انسانی و عملکرد شغلی از دیدگاه کارکنان یک بیمارستان نظامی می باشد.
    روش ها
    جامعه آماری شامل کارکنان یک بیمارستان نظامی در شهر تهران در سال 1397 می باشد. تعداد 253 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سرمایه فکری Bontis، بهره وری Taylor & Brent و عملکرد شغلی Patterson استفاده شد. پایایی و روایی ابزار اندازه گیری با روش های آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تاییدی صورت گرفت. تحلیل داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Lisrel انجام شد.
    یافته ها
    سرمایه فکری تاثیر مثبت و معناداری بر بهره وری منابع انسانی (512/0= ,β415/4= t) و عملکرد شغلی کارکنان (831/0=,β 510/5= t) دارد. علاوه براین، هریک از مولفه های پیش بین سرمایه فکری شامل ساختاری، انسانی و رابطه ای به طور مثبت و معنادار متغیرهای ملاک یعنی بهره وری منابع انسانی و عملکرد شغلی را پیش بینی می کند. در میان مولفه های سرمایه فکری، سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری به ترتیب بیشترین همبستگی را با بهره وری منابع انسانی و عملکرد شغلی دارند.
    نتیجه گیری
    بهبود وضعیت سرمایه فکری و ابعاد آن (ساختاری، انسانی و رابطه ای) می تواند منجر به افزایش بهره وری نیروی انسانی و عملکرد شغلی شود. مدیران بیمارستان با متناسب کردن شرح شغل و شرایط احراز شغل می توانند موجب به وجود آمدن احساس ارزشمند بودن در کارکنان شوند. یافته های این پژوهش مفاهیم نظری و بینش برای مدیران فراهم می کند.
    کلیدواژگان: سرمایه فکری، بهره وری منابع انسانی، عملکرد شغلی
|
  • Hamidreza Khankeh, Ali Mohammad Mosadeghrad, Masumeh Abbasabadi Arab * Pages 574-576
  • Sayyed, Morteza Hosseini, Shokouh, Kazem Sadeghian, Ahmad Ameryoun *, Rouhollah Zaboli Pages 577-588
    Background and Aim
    Average length of stay (ALOS) is an indirect indicator of resource consumption and a measure of efficiency in hospitals. Therefore, managing the effective organizational aspects can provide opportunities for increasing revenues, reducing costs, improving patient clinical outcomes and quality of care, and increasing profitability. This study aimed to identify organizational factors affecting the ALOS.
    Methods
    This was a systematic review using the PRISMA protocol to search literatures in international (PubMed, Google Scholar, Science Direct) and national (SID, Magiran, and MedLib) databases. According to the PICOS strategy, all published papers were retrieved in English and Persian languages until October 2017 using different combinations of keywords such as length of stay, stay length, stay lengths, hospital stay، hospital stays, organizational factors and the Persian equivalent keywords. Final selected papers were critically appraised with the CASP and PRISMA checklist. Finally, factors affecting ALOS were presented in comparative tables.
    Results
    A total of 127 publications were retrieved in the initial step. After screening, 12 full text publications were carefully reviewed. The most important organizational factors affecting the patient's ALOS were the ratio of nurse: patient, training of the physicians and nurses, the patient's discharge process, the presence of a physician in department, the number of para-clinical requests, inter-departmental coordination, time of the first treatment in the ward after admission, visit times, and admission days. These factors were categorized into four groups of process, service, organizational, and human resource factors.
    Conclusion
    Process and management factors are considered the controllable variables of hospital management, therefore senior managers and decision makers in hospitals can focus on these factors to conduct policy interventions in order to improve productivity and the quality of services.
    Keywords: Organizational Factors, Length of Stay, Hospital, Systematic Review
  • GholamHossein Alishiri, Abolfazl Shakibaee, Mohammadkarim Bahadori, Seyed, Mostafa Hosseini * Pages 589-600
    The injury from multiple conflicts during war and peace affects military personnel, families and their communities. In this regard, Total Force Fitness is an emerging concept that is defined as a state in which the individual, family, and organization can sustain optimal well-being and performance under all conditions. The Total Force Fitness is accomplished by requiring the integrity of its components in the mind and body that can be used in state of war and peace. Charge requires us to seamlessly combine the multiple components of fitness in the mind and the body. Within the category of the mind; spiritual, psychological, behavioral, and social fitness, are included whereas within the category of the body, physical, nutritional, medical, and environmental fitness are included.
    Physical fitness; addressed through endurance, mobility, strength, and flexibility, is part of military culture. Nutritional fitness refers to the provision and consumption of food in quantities, quality, and proportions sufficient to preserve mission performance and to protect against disease and/or injury. Medical fitness, described as a state of general mental and physical well-being, is determined by medical metrics. Environmental fitness is defined as the ability to perform mission-specific duties in any environment, especially stressfull environments of deployment and war.
    Psychological fitness is defined as the integration and optimization of mental, emotional and behavioural abilities, in order to optimize performance of military personnel. Spiritual fitness, from the perspective of some people, considered to be distinct from religion, however, is to ensure optimal force readiness and protection and enhancing recovery following combat-related trauma. The role of behavioral fitness on military fitness, including substance abuse (tobacco, alcohol, and illicit drugs) and psychophysical behaviors associated with weight and sleep problems. Social fitness, often used metaphorically, refers to the nature and quality of the emotional bonds of friendship, liking, caring, and closeness among military group members.
    In addition to the above mentioned components, the role of occupational fitness, which includes areas of stress and social influences, and environmental physical, chemical, and biological stressors, as well as family fitness as a concept for the development and coordination of family-centred programs and resources, to reduce costs and and promote overall family functioning and health, are addressed in the present review.
    To achieve total force fitness, the individuals and commanders need a simple and integrated approach to monitor and provide the necessary modifications for resilience and performance optimization. It is now abundantly clear that if military personnel are to protect the freedom and security of the nation and the country, the authorities should also go beyond the simple idea of having a healthy body, with a more general view of health and fitness, including both mind and body.
    Keywords: Total Force Fitness, Psychological Fitness, Behavioral Fitness, Physical Fitness, Nutrition Fitness
  • Mohammad Ghassemi, Broumand, Saeed Rahmani, Mohammadreza Nazari, Seyedeh Fatemeh Nouri RahimAbadi, Mehdi Masoumi * Pages 601-608
    Background and Aim
    Blindness is one of the permanent physical damage that is found frequently in war survivors. In monocular blind veterans, preservation and care of the remaining eye is very important. This study aimed to investigate diseases and disorders of both eyes of monocular blind veterans.
    Methods
    A total of 1820 monocular blind veterans from 19 provinces of Iran were surveyed between 2010 and 2016. Demographic data including age, gender, marital status, injury rate, associated injuries, educational level and employment status were collected. After examination of the veterans’ eyes, diseases of the both eyes and eyelid disorders were recorded by an ophthalmologist. Furthermore, treatment plans were provided to each patients.
    Results
    The mean age of 1820 participants was 45.8 ± 7.8 years. About two-thirds (73.6%) of participants had injuries other than blindness. More than half (54.2%) of the blind eyes had diseases, the most frequent of which was phthisis bulbi (11.0%). A total of 405 (22.2%) of the non-blind eyes were healthy. The frequencies of diseases in non-blind eyes were as follows: refractive error, 620 (34.1%); presbyopia, 533 (29.3%); cataract, 62 (3.4%); glaucoma, 32 (1.7%); and others, 168 (9.3%). Except for the glaucoma, these diseases were associated with age (P<0.05). Entropion (13.1%) and incomplete eyelid closure (9.8%) were the most common eyelid disorders. The majority of the blind (93.7%) and non-blind (94.3%) eyes needed follow-up in the next year of the study.
    Conclusion
    In monocular blind veterans, the most frequent diseases and disorders of the blind eyes, non-blind eyes and eyelids were phthisis bulbi, refractive errors and entropion, respectively. Regarding the importance of preserving the vision of non-blind eyes and the frequency of diseases in both eyes of these veterans, periodic examination is necessary.
    Keywords: Monocular blindness, Cataract, Presbyopia, Refractive errors, Veteran
  • Hojjat Derakhshanfar, Majid Shojaee, Alireza Majidi, Zinat Sadat Dehghan * Pages 609-617
    Background and Aim
    The optimal monitoring of multiple trauma patients remains as a challenge. There are various invasive and non-invasive methods for monitoring hemodynamic status that affect the clinical outcome of multiple trauma patients. The present study compares eFAST (Extended Focused Assessment with Sonography in Trauma) with clinical (such as pressure and pulse) and paraclinical data (such as VBG, lactate and hemoglobin) to assess the response to treatment or worsening of the status of the patient with multiple traumas in the emergency department. The study also sought to assess whether ultrasound can provide more accurate and faster data regarding response to treatment or worsening of the status of a patient with multiple traumas.
    Methods
    The present study is a comparative study of diagnostic methods in multiple trauma patients over 14 years of age (male/female) who referred to the Emergency Department of hospitals from January 2018 and who have undergone an ultrasound evaluation. Demographic and clinical data was collected from all patients. Subsequently, these patients were monitored by ultrasound evaluation of the heart, IVC and lungs. For all patients, clinical findings such as pressure and pulse, and paraclinical methods such as VBG, lactate and hemoglobin were also recorded. Finally, ultrasound findings were compared with clinical and paraclinical findings using appropriate statistical methods.
    Results
    The mean age of 310 patients with multiple trauma due to traffic accidents was 36±11.5 years, and 67.7% (210) were male. The mean of IVC, EF, BE, hematocrit, hemoglobin, lactate, systolic and diastolic blood pressure, respiratory rate, heart rate, blood pH, blood PCO2, and HCO3 were significantly correlated with the deterioration of the patient according to eFAST (P <0.05). There was a significant relationship between mean IVC with different hemodynamic variables in patients with worsening eFAST. In this study, the development of eFAST from one space (initial eFAST) to other spaces (eFAST 6 hours later) or lack of fluid in the initial eFAST, and then fluid recording in one or more spaces at eFAST 6 hours later, was considered to be a deterioration in the patient's condition. In this condition, 80 patients with multiple trauma were registered.
    Conclusion
    The significance of positive (abnormal) eFAST association with different hemodynamic variables for assessing the response to treatment or deterioration of patient's condition, indicates that the hemodynamic monitoring of multiple trauma patients is reliable by ultrasonography in the emergency department. Therefore, eFAST and repeated eFAST can be used as a preliminary diagnostic tool in multiple trauma patients, in order to take the necessary therapeutic measures, and to avoid wasting time and increasing the cost to the patient, exposure to radiation and side effects of intensive action.
    Keywords: Sonography, Hemodynamic Monitoring, Diagnostic Accuracy, Multiple Trauma, Emergency
  • Mahboobeh, Sadat Hosseini, Nahid Khalili, Yunes Panahi, Seyed, Ali Musavi, Majid Ramezani * Pages 618-625
    Background and Aim
    Obesity is considered as a risk factor for testosterone lowering, and low testosterone is a predictor for diabetes mellitus development. The current study compares the quality of life and blood glucose control in type 2 diabetic patients with and without hypogonadism.
    Methods
    In this case-control study, 93 male patients with hypogonadism and diabetes who were diagnosed by ADAM questioners and low testosterone level, and 67 patients with diabetes but without hypogonadism were compared in terms of anthropometric, lipid and glycemic control and quality of life.
    Results
    Demographic data were matched in two groups. The anthropometric parameters (waist circumference and body mass index) were significantly higher in hypogonadal patients than patients without hypogonadism (P=0.001 and P=0.024 respectively). Dyslipidemia (P=0.001), fasting blood sugar (P=0.003) and HbA1c (P=0.02) were higher and quality of life was lower (P=0.002) in hypogonadal patients than patients without hypogonadism.
    Conclusion
    Male patients with hypogonadism and diabetes had lower quality of life and less appropriate blood and lipid control, compared with patients with diabetes without hypogonadism.
    Keywords: Quality of Life, Hypogonadism, Diabetes
  • Amin Amini *, Mohammad Vaezmousavi, Morteza Naji Pages 626-634
    Background and Aim
    Quiet eye is a technique reported to improve outcomes in various tasks requiring human visual attention. The aim of this study was to investigate the effect of quiet eye training on improving the performance of novice military shooters.
    Methods
    This randomized controlled clinical trial was conducted on 30 undergraduate military science students aged 18 to 23 years who were studying in of 2016‒17. They were selected from a military university and were randomized to one of two groups of control and intervention. The intervention group received quiet eye training for six weeks, along with shooting training (two sessions per week). The control group participated only in shooting training during this period. The SCATT system was used to evaluate the shooter's performance pre- and post-test.
    Results
    The mean±SD age of the 30 novice military shooters included in the study was 19.8±4.7 years for the control group and 20.12±7.02 years for the intervention group. The mean±SD shooting background (history) was 8.54±6.82 months for the control group and 7.93±4.35 months for the intervention group. The eye training intervention was effective in improving the shooters’ performance and its sub-components of (p<0.05). There was a significant difference between control and intervention group in the earned score (F=46.53, P=0.01), the average aiming point fluctuations (F=26.62, P=0.02), the horizontal aiming point fluctuations (F=7.07, P=0.01), and the vertical aiming point fluctuations (F=76.21, P=0.01).
    Conclusion
    The quiet eye training program is an appropriate method to improve performance level of novice military shooters. Therefore, in order to improve the level of perceptual-cognitive readiness and processes performance of the shooters, it is necessary to provide the quiet eye training program to military shooters.
    Keywords: Quiet eye, Training, Shooting, Military
  • Hossein Keshavarz, Afshar, Elahe Ghanbarian, Seyed Jalil Jebeli, Seyed Hassan Saadat * Pages 635-644
    Background and Aim
    Research shows that the family life of those in military occupations, and the effects of military occupations on marital relationships is considered important. The present research seeks to study the relationship between differentiation of self and early maladaptive schemes with the components of family function in couples of military families residing in Tehran.
    Methods
    The research utilized quantitative research methodologies and, based on the purpose, this study was descriptive and correlational. The research population included all married women in military families in Tehran, Iran in 2017, that among whom, 325 married housewives women were selected by non-probability convenience sampling methods after considering inclusion and exclusion criteria. Information gathering tools included Self-differentiation Questionnaire, Family Assessment Device (FAD), Young Schema Questionnaire-Short Form (SQ – SF). Descriptive statistics (average and standard deviation) and inferential statistics (Pearson correlation and multivariate regression analysis) have been used for determining correlation and predictive power between the early maladaptive schemas and differentiation with family functioning.
    Results
    325 married women housewives were investigated in military families in Tehran with an average age of 46.4 years. The relationship between the components of the early maladaptive schemas and the family functioning components is statistically significant (P<0.01) and also the relationship between differentiation and family functioning components in is statistically significant (P<0.01).
    Conclusion
    It is recommended that families should be more careful about the formation of patterns in childhood so that positive steps can be taken to form a well-functioning family in the future. With regard to the significance of the relationship between differentiation and family function, one can conclude that the mental health of a person depends on the level of separation from this system of governing the family, which is called differentiation, that is, the higher the level of differentiation, the greater the impact on family function and on improvements in mental health in married women in military families.
    Keywords: Differentiation of Self, Early Maladaptive Schemas, Family Functioning, Military families
  • Mohammad Mehdi Salaree *, Armin Zareiyan, Abbas Ebadi Pages 645-654
    Background and Aim
    Job burnout is one of the occupational hazards among employees, especially nurses. It can negatively affect the performance. This study was conducted to develop and validate the job burnout questionnaire of military nurses.
    Methods
    The present study was carried out in two steps in year of 2017. In the first stage, with the qualitative content analysis approach, first, the concept of burnout was explained by military nurses employed in the armed forces medical centers, and then the initial items were extracted and the questionnaire was developed. In the second stage, cross-sectional descriptive study was conducted for face and content validity. Construct validity was done using exploratory factor analysis with the participation of 351 military nurses. Reliability of the questionnaire was determined by using the internal consistency (Cronbach’s alpha) and its stability through the test-retest (intra-cluster correlation test).
    Results
    50 items were extracted from qualitative content analysis and related scientific literature. After performing face and content validity (qualitative and quantitative), 34 items were remained. The construct validity of the questionnaire through exploratory factor analysis led to the elimination of eleven items and thus the 25 items in seven factors (occupational burnout related to the nature of nursing profession, management aspects, the organizational regulations, professional values, Work Load in Nursing, motivational aspects and militarism) that explained 57.56% of the total variance were remained. The reliability of the tool with Cronbach’s alpha was 0.912 and its stability was obtained through test-retest (ICC = 0.967).
    Conclusion
    Military nurses' job burnout questionnaire have appropriate psychometric properties such as reliability and validity; also it has simple scoring and is easy to be used by nurses.
    Keywords: Job Burnout, Military Nurses, Psychometric Properties, Questionnaire
  • Mohammadkarim Bahadori, Amirhossein Khoshbin, Parisa Mahdizadeh, Ehsan Teymourzadeh * Pages 655-665
    Background and Aim
    Quality function deployment (QFD) is a method used to evaluate and plan the quality of products and services. It is based on the satisfaction of customers, translating their needs into measurable characteristics. This study aimed to evaluate the quality of surgery service in a military hospital.
    Methods
    This is a cross-sectional descriptive-analytical study carried out in a military hospital in Tehran, Iran in 2016. A researcher-made questionnaire was confirmed valid for data collection by experts. A total of 106 surgery patients were selected as study population.
    Results
    The most important demands of patients (voice of customer) were "nursing assistance" and then "providing proper information to the patient and patient companions". "Suitable equipment-tools and surgical ward space" were the lowest in terms of patient's demands. Among the service elements, the "number of complaints per month" was the most important service element (0.55) and "compliance with the infection control guidelines" was determined as the least important element of the service (0.14).
    Conclusion
    The current quality control model developed in this study can be a general guide to evaluate the quality of services provided by the operating room and other wards of a military hospital.
    Keywords: Quality Function Deployment, General Operating Room, Voice of Costumer, Service Elements
  • Seyed Ali Rasekh *, Mohammad Ali Talebi, Zahra Khezri Pages 666-673
    Background and Aim
    Morning exercise is a branch of outdoor workouts which has been given special emphasis on military centers. The current study was aimed to assess the effect of morning activities on mental health of the students and employees at NAJA (Disciplinary Force of the Islamic Republic of Iran).
    Methods
    In this descriptive survey, 250 employees and students from NAJA (Shahid Dastghib ​​NAJA Training Center, Jahrom, Iran) were chosen using an availability sampling method. Morning exercise sessions were performed three times per week, with each exercise session lasting for 45 to 60 minutes with an intensity of 60-50%. For data collection, the depression, anxiety and stress questionnaire (DASS) and the mental health questionnaire were used in pre-test and post-test.
    Results
    A total of 250 employees and students from NAJA with an average age of 32 years were included. 94.4% of the participants were single. There was a significant relationship between morning exercises and a reduction in level of depression, anxiety and stress (P≤0.05). There was also a significant relationship between morning exercises and increasing general health level as well as controlling stress level of employees and students in a positive way (P≤0.05).
    Conclusion
    Morning exercises in military centers could affect psychological features and consequently lead to a better mental and health state if conducted on a regular basis with proper standards and intensity factors.
    Keywords: Morning Exercise, Mental Health, Police, NAJA
  • Ali Aliakbar Esfahani, Kamran Malekpour, Amir Hossein Tadayon, Mohsen Abbasi Farajzadeh * Pages 674-684
    Background and Aim
    Increasing productivity and job performance is a basic concern for managers. Intellectual capital can provide proper context for human resource productivity and job performance enhancement. The purpose of the present study is to determine the relationship between intellectual capital with human resource productivity and job performance.
    Methods
    The statistical population includes staff of a military hospital in Tehran, Iran in 2018. A total of 253 people were selected using a simple random sampling method. In order to collect data, intellectual capital (Bontis), productivity (Taylor and Brent) and Paterson's job performance questionnaires were used. The reliability and validity of instruments were measured using Cronbach's alpha and CFA. Data analysis was performed using structural equation modelling method with Lisrel software.
    Results
    Intellectual capital has a positive and significant effect on human resource productivity (β=0.512, t=4.415) and job performance (β=0.831, t=5.510). Furthermore, all predictive factors of intellectual capital positively and significantly predict the criterion variable i.e. human resource productivity and job performance. Among intellectual capital elements, human capital and structural capital respectively has the strongest correlation with human resource productivity and job performance.
    Conclusion
    Improvement of intellectual capital and its dimensions (structural, human and relational capital) can lead to enhancement of human resource productivity and job performance. Hospital managers may make staff feel worthy by coordinating job descriptions and job qualifications. The findings of this study provide theoretical implications and insights for hospital managers.
    Keywords: Intellectual Capital, Human Resource Productivity, Job Performance