فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی ایلام - سال بیست و هفتم شماره 1 (پیاپی 114، فروردین 1398)
  • سال بیست و هفتم شماره 1 (پیاپی 114، فروردین 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/12
  • تعداد عناوین: 20
|
  • دلارام اسلیمی اصفهانی*، شهربانو عریان، مریم خسروی، فرهاد ولیزادگان صفحات 1-12
    مقدمه
    بیماری آلزایمر یکی از شایع ترین اختلالات نورودژنراتیو است. با توجه به این که اثر حفاظت عصبی گیاه فنل(Foeniculum vulgare) گزارش شده است، در این مطالعه به بررسی اثر عصاره این گیاه بر بهبود یادگیری و حافظه در مدل آلزایمری موش صحرایی پرداخته شده است.
    مواد و روش ها
    در این آزمایش از موش صحرایی نر نژاد ویستار استفاده شد که به شش گروه تقسیم شدند. گروه کنترل، گروه حلال، گروه بتاآمیلوئید(40-1) و سه گروهی که عصاره گیاه فنل را در دوز های 75، 140 و 250 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن، به صورت درون صفاقی به مدت 7 روز قبل و سه هفته بعد از تزریق دو طرفه داخل بطنی بتا آمیلوئید دریافت کردند. برای مطالعه رفتاری از دستگاه شاتل باکس استفاده شد و برای مطالعات بافت شناسی رنگ آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین و نیسل انجام شد.
    یافته های پژوهش
    تیمار گروه آلزایمری با دوز 140 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره گیاه فنل توانست شاخص های رفتاری را در روش سنجش حافظه احترازی غیر فعال نسبت به گروه شم افزایش دهد(P<0.001). مطالعات میکروسکوپ نوری نشان دهنده کاهش شدید میزان آسیب بافتی و افزایش تعداد نیسل بادی های رنگ آمیزی شده ناحیهCA1  هیپوکامپ در گروه تیمار شده آلزایمری با دوز میلی گرم بر کیلوگرم 140 عصاره گیاه فنل به ویژه در لایه پیرامیدال بود.
    بحث و نتیجه گیری
    در این تحقیق تزریق عصاره گیاه فنل اثر حفاظت عصبی علیه بیماری آلزایمر القایی توسط بتاآمیلوئید(40-1) را نشان می دهد. احتمالا بهبود مشاهده شده، با خاصیت آنتی اکسیدانی، ضدالتهابی و شبه استروژنی این گیاه در ارتباط است.
    کلیدواژگان: بتاآمیلوئید، حافظه احترازی غیر فعال، شاتل باکس، آلزایمر، موش صحرایی
  • یوسف ویسانی، علی دل پیشه* صفحات 13-24
    مقدمه
    اهمیت پژوهش و تولید علم در دنیای امروز به حدی است که در ارزیابی کارنامه علمی هر کشور میزان ارائه مقالات، تعداد نیروی محقق و حجم سرمایه گذاری در بخش تحقیقات به عنوان شاخص های توسعه یافتگی در نظر گرفته می شوند. مهم ترین امر در پیشرفت و رونق پژوهش شناخت چالش ها و رفع موانع موجود است. مطالعات متنوعی در دانشگاه های علوم پزشکی به منظور شناخت موانع تولید علم از نظر ذینفعان صورت گرفته است هدف مطالعه حاضر جستجوی نظام مند اطلاعات موجود در این باره است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه یک مرور سیستماتیک به وسیله جستجو در مقالات و مستندات بدون محدودیت زمانی در پایگاه های اینترنتی داخلی(Magiran، Iran medex، SID و Medlib) هم چنین خارجی(Google scholar, Pubmed and Scopus) است. جستجو با استفاده از کلید واژه های مرتبط به شکل جستجو در عناوین مقالات بود.
    یافته های پژوهش
    در مجمع 16 مقاله و 1 مستند در جستجو شناسایی شدند. که 13 مقاله صرفا دیدگاه اعضای هیئت علمی و 3 مقاله دیدگاه پژوهشگران را با دیدگاه اعضای  هیئت علمی مقایسه کرده بود. مطابق نتایج از دیدگاه اعضای هیئت علمی کمبود وقت به علت اشتغالات آموزشی، نبود سیاست های مدون تشویق و ترغیب پژوهشگران و کافی نبودن اعتبارات مالی، عدم متناسب سازی امتیازات پژوهشی با نظام ارتقای اعضای هیئت علمی و کمبود نیروی انسانی پژوهش را مهم ترین موانع در راه پژوهش بودند. از دیدگاه کارشناسان پژوهشی عدم آشنایی با فرهنگ کار گروهی و نقص در تدوین اهداف و برنامه ها مهم ترین چالش های پژوهشی هستند. از نقطه نظر دانشجویان نبود اولویت های پژوهشی، کمی انگیزه در محققین، عدم همکاری لازم سیستم محیطی با پژوهشگران و کمی اعتبارات پژوهشی از مهم ترین موانع بودند.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به طور کلی دیدگاه اعضای هیئت علمی در خصوص موانع و چالش های پژوهشی علی رغم تنوع در پرسش نامه ای جمع آوری اطلاعات و تنوع جغرافیای نزدیک به هم است به طور کلی کمی اعتبارهای پژوهشی بیشترین نما را در پژوهش های مختلف داشته اند. بعد از آن ها می توان به پیچیدگی فرآیندهای تصویب طرح های پژوهشی را به عنوان مانع پرتکرار بعدی مطرح کرد.
    کلیدواژگان: پژوهش، دیدگاه، موانع، چالش، علوم پزشکی
  • الهام شفیعی*، اسماعیل فخاریان، عبدالله امیدی، آرش نادمی صفحات 25-32
    مقدمه
    متداول ترین علل آسیب های تروماتیک مغزی تصادفات وسیله نقلیه از جمله موتورسیکلت محسوب شده که منجر به ناتوانی های طولانی مدت می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر آسیب ترومای مغزی خفیف بر روی عملکرد حافظه و هوش در موتورسیکلت سواران دچار آسیب تروماتیک مغزی خفیف انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه کوهورت آینده نگر، عملکرد هوش و حافظه 87 موتورسوار دچار آسیب مغزی ترومای خفیف در ابتدای مطالعه(M0) و (IQ0) و شش ماه بعد از تروما(M6) و (IQ6) با استفاده از آزمون هوش و حافظه وکسلر، محاسبه و با 87 نفر از افراد بهنجار مقایسه گردید. داده های به دست آمده با روش های آماری آنالیزکوواریانس، آزمون t مستقل و کای اسکوئر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته های پژوهش
    میانگین نمره مقیاس حافظه وکسلر در موتورسواران مبتلا به آسیب تروماتیک مغزی خفیف در ابتدای مطالعه مشابه افراد عادی بود، اما این نمره شش ماه بعد از تروما، به طور ناچیزی در بیماران تروماتیک مغزی پایین تر از افراد عادی بود. هم چنین نتایج آزمون هوش وکسلر نشان داد که بین عملکرد هوش بیماران تروماتیک مغزی و افراد عادی تنها شش ماه بعد از تروما، تفاوت معنی داری وجود دارد(P≤0.05).
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که بیماران تروماتیک مغزی خفیف در حافظه و مفهوم سازی به طور ناچیزی ضعیف تر از افراد عادی عمل می کنند. هم چنین، از نظر عملکرد هوش تفاوت معنی داری مشاهده شد. توان بخشی شناختی یکی از ضروریات مداخلات درمان های روان شناختی در بیماران تروماتیک مغزی است.
    کلیدواژگان: آسیب تروماتیک مغزی، حافظه عملکردی، هوش، موتورسیکلت
  • لیلا درویشی*، عزیزاله ابراهیمی، محمدرضا محزونیه صفحات 32-43
    مقدمه
    رنگ های آزو از متداول ترین رنگ های به کار رفته در صنایع نساجی می باشد. این رنگ ها از جمله مواد آلوده کننده محیط زیست به شمار می آید. رنگ های فوق همراه با پساب کارخانجات صنعتی وارد محیط شده و باعث آلودگی اکوسیستم می شود. هدف از این پژوهش جداسازی و شناسایی باکتری های تجزیه کننده رنگ های روبین دیپرسی و متیل رد از پساب رنگرزی بوده است.
    مواد و روش ها
    در این بررسی از نمونه خاک و دو نمونه پساب کارگاه های رنگرزی و استفاده شد. نمونه ها بر روی محیط نوترینت آگار(N.A) حاوی رنگ های مورد نظر کشت و  پس از بررسی، تعدادی از کلنی باکتری ها جداسازی شد. پس از خالص سازی، 100 میکرولیتر از استوک باکتری ها به محیط حاوی نوترینت براث(N.B) با   pH=7و رنگ های مورد نظر با غلظت ppm 200 تلقیح شد. انکوباسیون نمونه ها تحت دمای 30 درجه سانتی گراد به مدت 7-6 روز انجام شد. نمونه های مورد نظر جدا و پس از سانتریفیوژ در طول موج مناسب برای هر رنگ( nm450 برای روبین دیپرسی و nm 490 برای متیل رد)،OD  نمونه ها بررسی شد. رنگ آمیزی گرم و تست های بیوشیمیایی برای شناسایی سویه ها نیز انجام شد.
    یافته های پژوهش
    8 جدایه کوکسی و کوکو باسیل گرم مثبت بیشترین توانایی را در تجزیه رنگ های مورد آزمایش نشان دادند. بیشترین رنگ زدایی توسط O3 با 80/46 درصد برای رنگ روبین دیپرسی و برای متیل رد 80 درصد توسط Y4 مشاهده شد.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که از جدایه های بومی تحت شرایط قابل اجرا می توان برای رنگ زدایی بیولوژیکی از رنگ های صنعتی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: رنگ زدایی، پساب، باکتری، روبین دیپرسی، متیل رد
  • سیروس نظری پیردوستی، وحید ولی پور ده نو*، احسان قهرمانلو صفحات 44-54
    مقدمه
    تحریک جریان مستقیم جمجمه ای یک تکنیک غیرتهاجمی است که جهت تغییر فعالیت قشر مغزی استفاده می شود. این شکل از جریان قادر به القاء تغییراتی در فعالیت الکتریکی درون و بیرون نرون ها است که منجر به تغییر پتانسیل استراحتی غشاء و در نتیجه اصلاح کارآیی سیناپس عصبی می شود. از این رو، هدف این مطالعه بررسی تاثیر تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای(tDCS) قشر حرکتی بر اجرای قدرتی و استقامتی آزمودنی های سالم دانشگاهی بود.
    مواد و روش ها
    10 آزمودنی مرد جوان و سالم(سن 41/1±23/21 سال) به صورت داوطلبانه در تحقیق حاضر شرکت نمودند. در جلسه اول، آشناسازی، اندازه گیری یک تکرار بیشینه و اندازه های آنتروپومتریک اجرا شد. سپس در یک جلسه، 4 نوبت با 90 درصد یک تکرار بیشینه تا واماندگی را برای بازکننده های زانوی راست بر روی دستگاه جلو پا و در جلسه دیگر با فاصله 72 ساعت سه نوبت با 70 درصد یک تکرار بیشینه تا واماندگی برای عضلات تاکننده آرنج راست بر روی دستگاه لاری را انجام دادند. زمان استراحت بین نوبت ها در فعالیت عضلات بازکننده زانو 3 دقیقه و برای فعالیت عضلات تاکننده آرنج90 ثانیه بود. هم زمان فعالیت الکتریکی عضلات درگیر و تعداد تکرارهای انجام شده در هر نوبت نیز ثبت شد. بلافاصله، پس از اتمام کل نوبت های هر فعالیت، تحریک آندی(2 میلی آمپر به مدت 15 دقیقه) و ساختگی(2 میلی آمپر به مدت 15 دقیقه که پس از 30 ثانیه تحریک قطع شد) برای هر فعالیت در دو جلسه متفاوت به صورت طرح تصادفی متقاطع بر جمجمه آزمودنی ها به کار گرفته شد. الکترودها(آند و مرجع) به یک دستگاه تحریک جریان ثابت با برون ده بیشینه 10 میلی آمپر متصل شد. بلافاصله پس از اعمال tDCS آزمودنی ها، دوباره آزمون های ابتدایی را اجرا نمودند و فعالیت الکتریکی عضلات درگیر و تعداد تکرارها در هر دور مجددا ثبت شد. جمع آوری داده های دامنه سیگنال EMG با استفاده از دستگاه الکترومایوگرافی با فرکانس 2000 هرتز انجام شد.
    یافته های پژوهش
     تعداد تکرارها(P=0.001) و حجم کار قدرتی انجام شده(P=0.001) در گروه تحریکی افزایش معناداری را در مقایسه با گروه ساختگی نشان داد. تعداد تکرارها(P=0.855) و حجم کار استقامتی انجام شده(P=0.875) در دو گروه تفاوت معناداری را نشان نداد. نتایج فعالیت الکتریکی عضله راست رانی(P=0.197)، پهن جانبی(P=0.363)، پهن داخلی(P=0.227) و دوسر بازویی(P=0.078) تفاوتی را در قبل و پس از مداخله بین دو گروه نشان نداد.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان می دهد که یک جلسه تحریک tDCS آندی منجر به افزایش قدرت عضلات بازکننده زانو می شود اما تاثیری بر اجرای استقامتی عضلات تاکننده آرنج ندارد که می تواند ناشی از موقعیت الکترودی استفاده شده در این تحقیق باشد. هم چنین یک جلسه tDCS آندی بر فعالیت الکتریکی عضلانی در هیچ کدام از اجراهای قدرتی و استقامتی تاثیر معناداری ندارد.
    کلیدواژگان: استقامت عضلانی، خستگی، قدرت عضلانی، EMG، tDCS
  • شاهین حدادیان*، پگاه اریافر، اردشیر حسام پور، مینا سپاهی، مرضیه حسینی صفحات 55-63
    مقدمه
    ویبریوکلرا باکتری بیماریزا گرم منفی است که عامل وبا بیماری اسهال کشنده است. وبا عمدتا در ماه های گرم، وقتی باکتری بتواند در آب آلوده به مدفوع به سرعت تکثیر کند مشاهده می گردد. این بیماری یک نوع اسهال شدید است که در طی قرن ها به شدت وضعیت بهداشت و اقتصاد جوامع مبتلا را تحت تاثیر قرار می دهد. طراحی و ارائه یک روش سریع و قابل اعتماد برای شناسایی ویبریوکلرا به عنوان یک بیماری مسری و باکتری سریع شد و قابل انتقال یکی از چالش های این دهه می باشد.
    مواد و روش ها
    خرگوش های سفید نیوزیلندی با سلول کامل ویبریوکلرا اگاوا و اینابا ایمن شدند. گاماگلوبین های به دست آمده از سرم تام در مرحله اول توسط ترسیب سولفات آمونیوم تخلیص و تغلیظ گردید و سپس خلوصاین پادگن ها با به کارگیری کروماتوگرافی میلی ترکیبی در مرحله بعد افزایش یافت. .این آنتی بادی ها به سلول های کامل استافیلوکوکوس اورئوس cowan 1 NCTC-8325 متصل گردید. نمونه های سواب رکتال به یک محیط آب پپتونه قلیایی(pH 8.6) غنی شده تلقیح گردید و به مدت 5 ساعت در دمای 37 درجه قرار گرفتند. یک قطره از هر نمونه را با یک قطره از کمپلکس کوآگلوتیناسیون ویبریوکلرا مخلوط و نتایج در عرض 3-2 دقیقه گزارش گردید.
    یافته های پژوهش
    نتایج حاصل از اندازه گیری حساسیت، ویژگی و دقت آزمون طراحی شده در مقایسه با روش کشت استاندارد به ترتیب برابر 97، 99 و 98 درصد حاصل گردید که به عنوان یک روش سریع و قابل اعتماد جهت به کارگیری در شیوع اندمیک یا همه گیر بیماری کشنده و قابل انتقال وبا روش کارآمدی به حساب می آید.
    بحث و نتیجه گیری
    روش کوآگلوتیناسیون طراحی شده در این پژوهش یک روش ساده، سریع و قابل اعتماد برای تشخیص ویبریوکلرا در نمونه مدفوع می باشد که می تواند در شناسایی سریع و کنترل موارد اسهال شدید حاصل از بیماری وبا به خصوص در زمان همه گیری در مناطق با امکانات آزمایشگاهی حداقل مورد استفاده قرار گیرد و مانع شیوع و مرگ و میر توسط این بیماری مسری گردد.
    کلیدواژگان: کمپلکس کواگلوتیناسیون، پروتئین A، استافیلوکوکوس اورئوس، ویبریوکلرا، کوآگلوتیناسیون
  • مهنوش فاطمی، فرشته قندهاری*، عاطفه خیرخواه صفحات 64-74
    مقدمه
    سالمونلاتیفی موریوم یکی از مهم ترین عوامل ایجادکننده بیماری های گوارشی در انسان و حیوانات می باشد. پروبیوتیک ها به واسطه تولید ترکیبات ضد میکروبی باعث مهار پاتوژن ها از جمله سالمونلاتیفی موریوم می شوند از این رو در پژوهش حاضر تاثیر حفاظتی لاکتوباسیلوس کازئی بر فاکتورهای هماتولوژیک رت های آلوده با سالمونلاتیفی موریوم با احتمال درمان سالمونلوزیس مورد ارزیابی قرار گرفت.
    مواد و روش ها
    32 رت نر(20±150 گرم) تهیه و به طور تصادفی در 4 گروه تقسیم بندی شدند. A: کنترل تزریقی،B: آلوده با سالمونلاتیفی موریوم( CFU/ml108×5/1)، C: تیمار با لاکتوباسیلوس کازئیD: آلوده با سالمونلاتیفی موریوم و تیمار با لاکتوباسیلوس کازئی. پس از اتمام دوره تیمار، به منظور ارزیابی پارامترهای خونی، خون گیری شد. قسمتی از بافت کبد جداسازی و با رنگ هماتوکسین-ائوزین رنگ آمیزی و قسمتی دیگر هموژنیزه و به روش پور پلیت کشت داده شد و تعداد باکتری در بافت کبد شمارش گردید.
    یافته های پژوهش
    نتایج نشان داد که تعداد لنفوسیت ها، مونوسیت ها و بازوفیل ها در گروه B افزایش معنی داری نسبت به گروه کنترل داشته است. تغییرات هیستوپاتولوژیک و مرگ سلولی در کبد گروه B کاملا مشهود بود. در حالی که در سایر گروه ها بافت کبد ظاهر نرمالی داشت. رشد باکتری سالمونلاتیفی موریوم در گروه D به طور معنی داری کمتر از گروه B بود.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که لاکتوباسیلوس کازئی بدون اثر سوء بر فاکتورهای هماتولوژیک و هیستوپاتولوژیک قادر به مقابله با سالمونلاتیفی موریوم بوده و تا حدودی از پیشرفت بیماری جلوگیری کرده است.
    کلیدواژگان: لاکتوباسیلوس کازئی، سالمونلاتیفی موریوم، هماتولوژی، هیستوپاتولوژی
  • محمود سعیدی، مرتضی کرمی، رضا نعمتی، زهرا سلیمانی، محمد مهرعلیان، مهسا مرادی* صفحات 75-84
    مقدمه
    حجم زیادی از فاضلاب به همراه ناخالصی هایی چون مواد کلوییدی و رنگ از صنایع مختلف به محیط زیست تخلیه می گردد. این فاضلاب ها موجب مشکلات عمده شده و تهدیدی جدی برای منابع آب می باشند. بنا بر این تصفیه فاضلاب و رسیدن به استانداردهای تخلیه پساب امری ضروری است. در این راستا، کیتوزان به عنوان یک منعقدکننده دارای عملکرد قابل مقایسه ای با سایر منعقدکننده های رایج است. هم چنین با افزودن کیتوزان و حذف کدورت، احتمالا کابرد نانوذرات با دوز پایین، کارآمدتر خواهد شد که بررسی آن، از اهداف مطالعه حاضر است. در این مطالعه، به بررسی کارایی کیتوزان و نانو اکسید منیزیم جهت حذف توام رنگ و کدورت پرداخته شده است.
    مواد و روش ها
    فاضلاب سنتتیک با مخلوط کردن بنتونیت و رنگ Direct Blue71 با آب مقطر آماده گردید. پس از آماده سازی مقادیر مشخص از رنگ و کدورت، دوزهای مختلف از کیتوزان و نانو اکسید منیزیم به صورت مجزا و ترکیبی مورد بررسی قرار گرفت. تاثیر متغیرهایی چون pH، غلظت اولیه رنگ و مقدار اولیه کدورت، دوز کیتوزان و MgO بر کارایی حذف بررسی گردید.
    یافته های پژوهش
    نتایج نشان داد که بالاترین حذف رنگ و کدورت در دوز ترکیبی mg/L 5/1 کیتوزان وg/L  5/1 از MgO با راندمان 5/97 درصد بود. هم چنین، بالاترین راندمان حذف در pH برابر با 7 به دست آمد.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به نیاز به دوز بالای MgO در کدورت های بالا، استفاده از کیتوزان به عنوان یک منعقدکننده می تواند در کاهش استفاده از MgO موثر باشد.
    کلیدواژگان: نانو اکسید منیزیم، کیتوزان، کدورت، رنگ، فاضلاب نساجی
  • مینا کاوسی، فهمیه نعمتی منصور*، سیدمحسن مهدیون صفحات 85-94
    مقدمه
    استافیلوکوک اورئوس یکی از مهم ترین عوامل عفونت های منشاء گرفته از جامعه و منشاء گرفته از بیمارستان را پدید می آورد. آمینوگلیکوزیدها عوامل باکتری کش قدرتمندی هستند که اغلب به صورت ترکیبی همراه با بتالاکتام ها یا گلیکوپپتیدها در درمان عفونت های استافیلوکوکی مصرف می شوند. هدف اصلی تحقیق حاضر تعیین فراوانی ژن aac(6 )-Ie/aph(2 ) کدکننده یکی از مهم ترین آنزیم های تغییردهنده آمینوگلیکوزیدها به همراه ژن mecA که موجب مقاومت به متی سیلین می شود، به روش دیسک دیفیوژن و PCR در ایزوله های بالینی MRSA است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه 174 ایزوله  MRSAجدا شده از نمونه های مختلف بالینی نظیر خون، خلط، اگزدای تراشه، برونش، پلور، ادرار، زخم و کتتر، برای تعیین مقاومت دارویی آنتی بیوتیک های اریترومایسین، کلیندامایسین، سیپروفلوکساسین، جنتامایسین، سفازولین، ریفامپین، داکسی سیکلین، کوتریموکسازول و ونکومایسین با روش انتشار دیسک کربی-بائر با توجه به رهنمون های CLSI مورد بررسی قرار گرفتند. وجود استافیلوکوک اورئوس مقاوم به متی سیلین با گزاشتن دیسک های آنتی بیوتیکی اگزاسیلین و سفوکسیتین بررسی و تایید شد. سپس DNA ایزوله های MRSA برای یافتن ژن های mecA و ژن مقاومت به آمینوگلیکوزیدهاaac(6 )-Ie/aph(2 ) توسط روش PCR مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته های پژوهش
    نتایج آنتی بیوگرام نشان داد تمامی سویه ها به اگزاسیلین و سفوکسیتین مقاوم بودند و پس از آن بیشترین مقدار مقاومت به اریترومایسین با 8/84 درصد مشاهده شد. هم چنین تمام ایزوله ها به ونکومایسین حساس بودند. با انجام  PCR100 درصد سویه ها از نظر ژن mecA و 3/78 درصد سویه ها از نظر حضور ژنaac(6 )-Ie/aph(2 ) مثبت بودند.
    بحث و نتیجه گیری
    بررسی ها نشان داد که در ایزوله MRSA درصد شیوع ژن های مقاومت به آمینوگلیکوزیدها بسیار زیاد می باشند.
    کلیدواژگان: ژن mecA، آنزیم مقاومت به آمینوگلیکوزیدها، استافیلوکوک مقاوم به متی سیلین
  • رها زال خانی*، حسین نجف زاده ورزی، احمدعلی معاضدی، زهره قطب الدین صفحات 95-103
    مقدمه
    والپروات به عنوان داروی ضد صرعی موثر در درمان تشنج های موضعی و عمومی، در بزرگسالان و کودکان استفاده می شود. این دارو سبب تغییرات بیوشیمیایی در عملکرد کبد و تغییرات رفتاری در دوران کودکی می شود. لذا در این مطالعه اثرات والپروات بر فعالیت حرکتی، تعادل، آنزیم های کبدی و پروفایل لیپیدی سرم در موش های صحرایی ماده نابالغ بررسی شد.
    مواد و روش ها
    در این تحقیق زاده های ماده موش صحرایی(23 روزه) به دو گروه تقسیم شدند: گروه اول، والپروات(mg/kg 200) را روزانه به مدت دو هفته دریافت کردند و گروه دوم سالین دریافت کردند. تمام تزریقات به روش درون صفاقی انجام شد. فعالیت حرکتی و تعادل به ترتیب توسط دستگاه میدان باز و روتارود مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس مقادیرکلسترول(TC،HDL ، LDL)، تری گلیسرید(TG)، آنزیم های SGOT و SGPT در سرم اندازه گیری شدند.
    یافته های پژوهش
    والپروات فعالیت حرکتی را کاهش و آنزیم های کبدی(SGPT) و آلکالین فسفاتاز را افزایش داد اما بر تعادل و پروفایل لیپیدی سرم اثری نداشت.
    بحث و نتیجه گیری
    احتمالا تزریق نیمه مزمن والپروات اثری بر پروفایل لیپیدی سرم ندارد در حالی که آنزیم ها ی کبدی سرم را افزایش و فعالیت حرکتی را کاهش می دهد. لذا به نظر می رسد عوارض جانبی والپروات بیشتر در مصرف طولانی مدت آن بروز می کند.
    کلیدواژگان: والپروات، فعالیت حرکتی، تعادل، پروفایل لیپیدی، پارامترهای بیوشیمیایی، موش صحرایی
  • ایوب صباغی، علی حیرانی*، امیر کیانی، نامدار یوسفوند صفحات 104-111
    مقدمه
    افسردگی یکی از مهم ترین اختلالات روانی مرتبط در افراد مبتلا به صرع می باشد. با این وجود تاکنون تاثیر تشنج بر افسردگی در دوران بارداری در مطالعات تجربی بررسی نشده است. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر تشنج در دوران بارداری بر میزان افسردگی موش های باردار تحت درمان با پنتیلن تترازول(PTZ) بود.
    مواد و روش ها
    پس از تثبیت بارداری در موش ها، یک گروه به عنوان الف) گروه کنترل منفی و بقیه موش های باردار کیندل شده در سه گروه: ب)گروه القای تشنج در فاصله روزهای چهاردهم تا نوزدهم بارداری و هر 48 ساعت یک بار؛ ج) گروه شم که نرمال سالین را در حجم مساوی با  PTZ به صورت درون صفاقی در روزهای چهاردهم تا نوزدهم بارداری و هر 48 ساعت یک بار دریافت کردند و د) گروه کنترل شامل موش های باردار کیندل شده بدون تزریق در طی بارداری، قرار گرفتند. میزان افسردگی موش های باردار در فاصله روزهای چهاردهم تا نوزدهم بارداری و هر 48 ساعت یک بار و دو ساعت پس از تزریق PTZ با استفاده از آزمون شنای اجباری(FST) اندازه گیری شد.
    یافته های پژوهش
     نتایج نشان داد که میزان افسردگی در موش های باردار تحت درمان با PTZ بیشتر از سایر گروه ها و این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود(P<0.05).
    بحث و نتیجه گیری
    الگوی یافته های پژوهش حاضر نشان داد که تشنج در دوران بارداری سبب افزایش افسردگی می شود، بنا بر این شناسایی مبتلایان به تشنج در دوران بارداری به منظور پیشگیری از ابتلا به افسردگی آنان و به تبع آن تاثیر منفی بر موالید ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: تشنج، افسردگی، موش، بارداری
  • اکسیر ویزواری، پروین فرزانگی*، هاجر عباس زاده صورتی صفحات 112-121
    مقدمه
    یکی از پیامدهای دیابت، اختلال در روند آنژیوژنز می باشد. فعالیت بدنی نیز در بهبود این اختلال نقش به سزایی دارد، لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرین هوازی با شدت متوسط بر سطوح سرمی شاخص های آنژیوژنیکی(NO، VEGF) و آنژیواستاتیکی(ES) در زنان مبتلا به دیابت نوع دو بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی با طرح پیش آزمون-پس آزمون، 28 زن 50-40 سال مبتلا به دیابت نوع دو با میانگین وزن 11/2±58/70 به طور تصادفی به دو گروه کنترل و تمرین تقسیم شدند(14 نفر در هر گروه). مداخله تمرینی شامل 8 هفته تمرین هوازی با شدت(70-60 درصد) حداکثر ضربان قلب به مدت 60 دقیقه در هر جلسه و با تکرار 5 جلسه در هفته بود. قبل از شروع تمرین و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرینی، سطوح سرمی NO، VEGF و ES و شاخص های متابولیکی ارزیابی شد. تحلیل آماری با روش آنالیز واریانس اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS vol.24 انجام شد(P<0.05).
    یافته های پژوهش
    اجرای 8 هفته تمرین هوازی سبب افزایش معنادار سطوح سرمی نیتریک اکساید(P=0.009) و فاکتور رشد اندوتلیال عروقی(P=0.014)، بهبود حساسیت انسولینی(P=0.001) و لیپوپروتئین پر چگال(P=0.040)، و افزایش غیرمعنادار اندواستاتین(P=0.103)، هم چنین سبب کاهش معنادار در وزن، شاخص توده بدنی، تری گلیسیرید، گلوکز ناشتا، A1c (P=0.001)، لیپوپروتئین کم چگال(P=0.029) و کلسترول(P=0.012) نسبت به گروه کنترل شد.
    بحث و نتیجه گیری
    به نظر می رسد تمرین هوازی منظم با شدت متوسط با بهبود سطوح سرمی شاخص های مرتبط با آنژیوژنز و شاخص های متابولیکی می تواند اثر محافظتی در برابر مشکلات عروقی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو داشته باشد.
    کلیدواژگان: دیابت نوع 2، نیتریک اکساید، فاکتور رشد اندوتلیال عروقی، اندواستاتین، پروفایل چربی، تمرین
  • مریم نقیب زاده*، روح الله رنجبر، محمدرضا تابنده، عبدالحمید حبیبی صفحات 122-136
    مقدمه
    مولتیپل اسکلروزیس(MS) یک بیماری نورودژنراتیو رایج است که منجر به تخریب میلین و اختلال حرکتی می شود. فعالیت بدنی با جلوگیری از تخریب میلین و انهدام سلول های الیگودندروسیت، شروع فرآیندهای نورودژنراتیو را به تاخیر می اندازد. بنا بر این هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر پیش آماده سازی تمرین تناوبی شدید بر بیان ژن های مرتبط با سنتز میلین و ژن فاکتور رشد عصب در هیپوکامپ مدل حیوانی تخریب میلین القاء شده با کوپریزون می باشد.
    مواد و روش ها
    موش های C57BL/6 نر(40 سر) به طور تصادفی به 4 گروه تقسیم شدند: کنترل، کوپریزون، تمرین تناوبی شدید، تمرین تناوبی شدید و کوپریزون. برنامه تمرینی بر روی تردمیل به مدت 4 هفته انجام شد و پس از آن، القاء MS با رژیم کوپریزون 2 درصد صورت گرفت، هم زمان با القاء MS برنامه تمرینی به مدت 5 هفته ادامه داشت. بروز MS با تست میدان باز تایید شد. بیان ژن های فاکتور رشد عصب(NGF)، پروتئین پایه میلین(MBP) و پروتئین پروتئو لیپیدی میلین(PLP) با استفاده از روش Real time-PCR اندازه گیری شد، هم چنین هیپوکامپ جهت ارزیابی تعداد سلول های الیگودندروسیت با هماتوکسین-ائوزین رنگ آمیزی شد.
    یافته های پژوهش: نتایج نشان داد حیواناتی که کوپریزون دریافت کردند، عملکرد حرکتی ضعیف تری داشتند، بیان NGF، MBP و PLP پایین تر و تعداد الیگودندروسیت کمتری نسبت به گروه کنترل داشتند. سطوح NGF، MBP و PLP و سلول های الیگودندروسیت در گروه تمرین تناوبی+کوپریزون نسبت به گروه کوپریزون افزایش یافت(P<0.05) و مانع حرکت غیرطبیعی حیوانات به واسطه کوپریزون شد.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که پیش آماده سازی با تمرین تناوبی فرآیند میلین سازی در هیپوکمپ را تقویت می کند و با بهبود بیشتر بیان ژن NGF تاثیر نوروپروتکتیو در برابر مولتیپل اسکلروزیس داشت.
    کلیدواژگان: تمرین تناوبی، مولتیپل اسکلروزیس، کوپریزون، فاکتور رشد عصب، پروتئین پایه میلین، پروتئین پروتئو لیپیدی میلین
  • جعفر کتابچی، شهناز شهربانیان*، احسان طسوجیان صفحات 137-147
    مقدمه
    کاهش دامنه حرکتی اندام تحتانی منجر به کاهش کارایی حرکت شده و حفظ آن برای پیشگیری از آسیب و بهبود عملکرد حیاتی می باشد از این رو هدف از مطالعه حاضر مقایسه تاثیر کوتاه مدت و ماندگاری تکنیک ابزار کمک کننده به تحرک پذیری بافت نرم(IASTM) و تسهیل عصبی عضلانی(PNF) گیرنده عمقی بر دامنه حرکتی(ROM) دورسی فلکشن مچ پا در فوتبالیست های جوان بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه نیمه تجربی 30 نفر از فوتبالیست های جوان شرکت کننده در لیگ برتر فوتبال استان اصفهان(آسیا ویژن) به صورت در دسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه 15 نفری IASTM و  PNFقرار گرفتند. تکنیک ابزار کمک کننده به تحرک بخشی بافت نرم برای گروه IASTM و تمرینات کششی PNF برای گروه تمرینات کششی استفاده شد. قبل، بعد و پس از یک هفته، دامنه حرکتی دورسی فلکشن مچ پا با استفاده از گونیامتر اندازه گیری گردید.
    یافته های پژوهش
    نتایج نشان داد که دامنه حرکتی دورسی فلکشن گروه ها در پس آزمون(P=0.01, Z=-2.58) و دوره ماندگاری(P=0.036, Z=-2.09) تفاوت معناداری با هم داشتند؛ تمرینات IASTM در مقایسه با PNF منجر به افزایش بیشتر دامنه حرکتی شد و این افزایش از ماندگاری بیشتری نیز برخوردار بود. لازم به ذکر است، بین اندازه گیری های زمانی از نظر دامنه حرکتی دورسی فلکشن مچ پا، در هر دو گروه اختلاف معناداری وجود داشت(P=0.001).
    بحث و نتیجه گیری
    تکنیک IASTM می تواند به صورت کوتاه مدت و هم چنین در طول زمان نتایج بهتری را نسبت به تمرینات کششی سنتی در پی داشته باشد.
    کلیدواژگان: تکنیک ابزار کمک کننده به تحرک پذیری بافت نرم، تسهیل عصبی عضلانی گیرنده عمقی، دورسی فلکشن، دامنه حرکتی
  • سجاد روشنی، فاروق رستمی ذلانی*، نرمین غنی زاده حصار، ابراهیم محمدعلی نسب فیروزجاه، زهرا سوخته زاری صفحات 148-160
    مقدمه
    اختلال در کنترل حرکات کتف یک عامل مهم در بروز ناهنجاری های اندام فوقانی با اثر بر کنترل حسی-حرکتی می باشد. با توجه به این که تحقیقات بررسی ماندگاری در این زمینه بسیار اندک است لذا هدف از تحقیق حاضر  بررسی ماندگاری(بعد از شش ماه) دو برنامه تمرینی کنترل حرکات کتف و اصلاحی بر میزان درد گردن و زاویه سر در مردان مبتلا به سر به جلو بود.
    مواد و روش ها
    تعداد 20 مرد مبتلا به سر به جلو مراجعه کننده به مرکز تندرستی علم و حرکت واقع در شهر ایلام به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه تجربی(10n=، سن: 12/3±13/35 سال، وزن: 28/3±10/63 کیلوگرم، قد: 12/1±177 سانتی متر) و کنترل(10n=، سن: 75/1±11/36 سال، وزن: 12/4±12/62 کیلوگرم، قد: 64/1±179 سانتی متر) قرار گرفتند. گروه تجربی به مدت 8 هفته و هر هفته سه جلسه در برنامه تمرینی کنترل حرکات کتف با تاکید بر حفظ وضعیت صحیح، جلوگیری از الگوهای حرکتی جبرانی و ارائه بازخورد حرکتی جهت بهبود ریتم همکاری کتف با مجموعه کمربند شانه ای شرکت نمودند. گروه کنترل، فعالیت های اصلاحی با تاکید بر تقویت عضلات ضعیف شده و کشش عضلات کوتاه شده را انجام دادند. قبل و بعد از دوره تمرینی میزان حرکات جانبی کتف، درد گردن و زاویه سر به جلو به ترتیب با استفاده از تست حرکت جانبی استخوان کتف(LSST)، مقیاس دیداری درد(VAS) و گونیامتر دیجیتال اندازه گیری شد. بعد از شش ماه نیز مجددا تست های پیش آزمون از افراد به عمل آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس برای داده های تکراری انجام شد.
    یافته های پژوهش
    نتایج نشان داد که در متغیرهای درد گردن و زاویه سر به جلو بعد از شش ماه، اثرات تمرین در گروه تمرینات کنترل کتف معنادارتر از گروه تمرینات اصلاحی بود(P=0.001). هم چنین نتایج نشان داد که برنامه کنترل حرکات کتف می تواند میزان حرکات جانبی کتف(در زوایای صفر درجه، P=0.001، 45 درجه، P=0.001 و 90 درجه، P=0.012)، درد گردن(P=0.018) و زاویه سر به جلو را کاهش دهد(P=0.019).
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به تاثیر ماندگاری بهتر تمرینات کنترل حرکات کتف، می توان این روش را در کاهش درد و زاویه سر به جلو در درمان افراد مبتلا به عارضه سر به جلو به کار برد.
    کلیدواژگان: کنترل کتف، سر به جلو، درد، ماندگاری
  • کورش سعیدیان، احمد سهرابی، مهدی زمستانی* صفحات 161-169
    مقدمه
    با توجه به رشد روزافزون تعداد بیماران مبتلا به فشارخون در ایران و جهان و نیز تاثیر نامطلوبی که این بیماری بر کیفیت زندگی این بیماران دارد، نیاز مبرمی به توسعه و گسترش مداخلات روان شناختی اثربخش و به لحاظ تجربی تایید شده، در این جمعیت وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر میزان فشارخون و کیفیت زندگی زنان بیمار مبتلا به فشارخون بالا انجام شد.
    مواد و روش ها
    در یک طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل، تعداد 30 نفر از زنان مبتلا به فشارخون بالا پس از ارزیابی بالینی اولیه و احراز شرایط پژوهش، به روش نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس انتخاب و در دو گروه درمان متمرکز بر شفقت(15 نفر) و یا کنترل(15 نفر) گماشته شدند. افراد گروه آزمایش علاوه بر درمان دارویی، 8 جلسه کلاس آموزشی درمان متمرکز بر شفقت را دریافت کردند، اما افراد گروه کنترل تنها درمان دارویی را دریافت داشتند. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق، دستگاه فشارسنج(از نوع دیجیتال) و پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت بود. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانش چند متغیری(MANCOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته های پژوهش
    نتایج نشان داد که درمان متمرکز بر شفقت بر کاهش فشارخون سیستول و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به فشارخون بالا در زنان مراجعه کننده مرکز بهداشت تاثیر داشته است به عبارتی درمان متمرکز بر شفقت باعث کاهش فشارخون سیستول(018/0) و افزایش کیفیت زندگی(P<0.001) بیماران مبتلا به پرفشاری خون شده است، اما بر فشارخون دیاستول(073/0) تاثیر نداشته است و آن را کاهش نداده است.
    بحث و نتیجه گیری
    فشارخون بالا کیقیت زندگی بسیاری از زنان را تحت تاثیر قرار می دهد و اگر درمان نشود، یکی از دلایل اصلی بیماری های قلبی و سکته مغزی در این قشر از افراد جامعه است. انتظار می رود که فشارخون مرتبط با پیری عروق در بسیاری از کشورها، به ویژه در مناطق آسیا، فنوتیپ غالب باشد؛ با توجه به تاثیر درمان متمرکز بر شفقت در کاهش فشارخون و افزایش کیفیت زندگی این نتایج برای متخصصان بالینی و مراقبین بهداشتی دست اندرکار در مراکز بهداشتی تلویحات کاربردی دارد.
    کلیدواژگان: درمان متمرکز بر شفقت، فشارخون، کیفیت زندگی
  • غزال محمد قلی پور اقدم*، امیر لطافتکار، ملیحه حدادنژاد صفحات 170-183
    مقدمه
    جهت گیری و حرکت کتف می تواند بر روی عملکرد شانه تاثیرگذار باشد. تغییر در راستای کتف و حرکت در ناحیه شانه، عاملی بالقوه در تغییر زنجیره حرکتی بدن می باشد. هدف تحقیق حاضر مقایسه بین تمرینات ثبات دهنده کتف و کنترل آگاهانه بر روی درد، متغیرهای وضعیتی و قدرت عضلات منتخب در افراد دارای حرکت پریشی کتف می باشد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مقطعی به صورت آزمایشی بر روی 44 زن دارای حرکت پریشی کتف(الگوی برجستگی زاویه تحتانی و لبه داخلی) دارای میانگین سن 94/1±00/26 سال، قد 12/4±70/165 سانتی متر و وزن 31/3±10/55 کیلوگرم که به صورت هدفمند به شیوه انتصاب تصادفی به سه گروه تمرین کنترل آگاهانه(1)(15=n)، ثبات دهنده(2)(15=n) و کنترل(14=n) تقسیم شدند. برای تعیین قدرت ایزومتریک عضلات منتخب کتف از دستگاه داینامومتر دستی، میزان درد از شاخص بصری درد، میزان زاویه سر به جلو از گونیامتر و شاخص طول عضله سینه ای کوچک از خط کش استفاده شد. گروه تجربی، پروتکل اصلاحی درمانی متشکل از تمرینات ثبات دهنده و کنترل آگاهانه را به مدت 6 هفته و هفته ای 3 روز اجرا کردند.
    یافته های پژوهش
    تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد که میزان سر به جلو(P2=0.03, P1=0.02) و درد(P2=0.03, P1=0.04) در گروه های تجربی به طور معناداری کاهش یافت. هم چنین قدرت عضلات دندانه ای قدامی در گروه کنترل آگاهانه(P1=0.05)، ذوزنقه ای تحتانی در هر دو گروه(P2=0.01, P1=0.00)، ذوزنقه ای میانی در گروه ثبات دهنده(P2=0.05)، فوق خاری در گروه کنترل آگاهانه(P2=0.04) و انعطاف پذیری عضله سینه ای کوچک در هر دو گروه(P2=0.00, P1=0.00) به طور معناداری افزایش یافت، اما این افزایش در قدرت عضلات دندانه ای قدامی در گروه ثبات دهنده(P2=0.08)، ذوزنقه ای میانی در گروه کنترل آگاهانه(P1=0.12)، فوق خاری در گروه ثبات دهنده(P2=0.07) و تحت خاری در هر دو گروه(P2=0.93, P1=0.14) کتف تفاوت معناداری مشاهده نشد. هم چنین در گروه کنترل اختلاف معناداری مشاهده نگردید. تفاوت معنی داری بین دو گروه تجربی در کل متغیرهای اندازه گیری شده وجود نداشت. یافته های تحقیق نشان داد که شرکت در مداخلات به مدت شش هفته موجب کاهش درد، بهبود قدرت در عضلات منتخب کتف و متغیرهای وضعیتی می شود. می توان اذعان داشت که برنامه تمرینات ثبات دهنده و کنترل آگاهانه موجب بهبود جهت دهی و حرکت کتف در افراد دارای حرکت پریشی کتف می شود.
    بحث و نتیجه گیری
    یافته های این تحقیق از تاثیرگذاری تمرین درمانی به عنوان ابزاری ایمن برای بهبود کنترل ناتوانی وضعیتی حمایت کرده و پیشنهاد می شود که تمرینات ثبات دهنده و کنترل آگاهانه به همراه دیگر پروتکل های تمرینی کمربند شانه استفاده گردد.
    کلیدواژگان: حرکت پریشی کتف، تمرینات ثبات دهنده، تمرینات کنترل آگاهانه
  • مهدیه محمدزاده پیربازاری، شهره زارع کاریزی*، رضا میرفخرایی صفحات 184-191
    مقدمه
    بیماری بهجت یک بیماری خودایمنی است که می تواند قسمت های مختلف بدن را درگیر کند. این بیماری با زخم های پوستی، دهانی و چشمی تظاهر می کند. علت این بیماری ناشناخته است. عوامل مختلفی از جمله عوامل محیطی و ژنتیکی در بروز این بیماری نقش دارند. در این مطالعه ارتباط دو پلی‏ مورفیسم‏ rs13075270 وrs13092160  در ژن های CCR1 و CCR3 با استعداد ابتلا به بیماری بهجت در جمعیت ایران مورد بررسی قرار می گیرد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه 100 بیمار مبتلا به بیماری بهجت و 100 فرد سالم، انتخاب شدند. پس از نمونه گیری و استخراج DNA، پلی ‏مورفیسم‏‏ های ژن‏های‏ گیرنده CCR1 و CCR3 با روش PCR-RFLP بررسی شدند. یافته ها با استفاده از نرم‏افزار SPSS نسخه 22 با سطح معنی ‏داری‏ P<0.05 آنالیز شدند.
    یافته های پژوهش
    فراوانی ژنوتیپ CT پلی ‏مورفیسم‏ rs13092160 در گروه بیمار و کنترل به ترتیب 18 درصد و 23 درصد، ژنوتتیپ TT برابر با 82 درصد و 77 درصد بود. فراوانی ژنوتیپ  CCپلی‏ مورفیسم‏  rs13075270در گروه بیمار و کنترل به ترتیب 1 درصد و 5 درصد، ژنوتیپ CT برابر با 80 درصد و 19 درصد و ژنوتیپ TT برابر با 19 درصد و 76 درصد بود.
    بحث و نتیجه گیری
    در چندشکلی rs13075270 ژنوتیپ CT با استعداد ابتلا به بیماری بهجت ارتباط دارد(P<0.05). چند شکلی rs13092160 اختلاف معناداری در بین افراد با بیماری بهجت و افراد کنترل نشان نداد.
    کلیدواژگان: بیماری بهجت، گیرنده کموکاین ها، بیماری های خودایمنی، چندشکلی
  • محمد پرستش*، عباس صارمی صفحات 192-202
    مقدمه

    تغییرات در آدپیوکین‏ های پلاسما و پارامترهای التهابی در دیابت نوع 2، به علت چاقی و به طور مستقیم با وضعیت دیابت ارتباط دارد. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر تمرین تناوبی با شدت بالا(HIIT) بر نسبت آدیپونکتین به لپتین و پروتئین واکنش ‏گر-C (CRP) در موش‏ های دیابتی نوع 2 بود.

    مواد و روش‏ ها

    در این مطالعه تجربی 42 سر موش صحرایی از نژاد ویستار در محدوده وزنی 54±205 به سه گروه(کنترل سالم، کنترل دیابتی و دیابتی همراه تمرین تناوبی با شدت بالا(HIIT)) به طور تصادفی تقسیم شدند. گروه دیابتی تمرین تناوبی با شدت بالا(HIIT) یک هفته بعد از القاء دیابت، به مدت 10 هفته تمرین تناوبی با شدت بالا(HIIT) را به وسیله تردمیل انجام دادند. 24 ساعت بعد از آخرین جلسه سرم خون موش ‎های صحرایی جهت بررسی متغیرهای خونی جمع‏ آوری شد. داده‎ ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه(one-way‏ANOVA) و آزمون تعقیبی توکی در سطح P≤0.05 بررسی شدند.  

    یافته‏ های پژوهش

    القاء دیابت توسط استرپتوزوتوسین-نیکوتین آمید منجر به کاهش معنادار آدیپونکتین(P=0.000) و لپتین(P=0.000) و افزایش معنادار پروتئین واکنش ‏گر-C (P=0.000) در گروه کنترل دیابتی نسبت به گروه کنترل سالم شد. 10هفته تمرین HIIT موجب کاهش معنادار در قندخون ناشتا(P=0.010)، پروتئین واکنش ‏گر-C (P=0.024) و افزایش معنا‎دار سطوح سرمی لپتین(P=0.001) و آدیپونکتین(P=0.042) در گروه تمرین HIIT نسبت به گروه کنترل دیابتی شد.

    بحث و نتیجه گیری

    به نظر می ‎رسد تمرین HIIT از طریق تغییر در سطوح سرمی آدیپونکتین و لپتین موجب بهبود التهاب(پروتئین واکنش‏ گر-C) در موش‎ های صحرایی دیابتی نوع 2 می‎ شود. در تحقیق حاضر 10 هفته تمرین HIIT موجب افزایش نسبت آدیپونکتین به لپتین و متعاقب آن کاهش پروتئین واکنش ‏گر-C شد.

    کلیدواژگان: دیابت نوع 2، نسبت آدیپونکتین به لپتین، پروتئین واکنش گر-C، تمرین تناوبی با شدت بالا(HIIT)
  • مرجان قاضی سعیدی، عباس شیخ طاهری، نسرین بهنیافرد، فاطمه سادات آقایی میبدی، روح الله خارا، مجید کارگربیده * صفحات 203-212
    مقدمه
    شناخت عوامل محیطی خطر ایجاد آسم، نقش مهمی در پیشگیری یا کاهش شدت آن ایفا می کند. امروزه می توان این کار را با استفاده از تکنیک های نوین انجام داد. داده کاوی یکی از این تکنیک ها است که کاربردهای فراوانی در زمینه های تشخیص، پیش بینی و درمان دارد، هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر ایجاد بیماری آسم و ارائه مدل پیش بینی با استفاده از الگوریتم های داده کاوی است.
    مواد و روش ها
    این پژوهش از نوع توصیفی با رویکرد کاربردی می باشد. پایگاه داده آن شامل 220 رکورد می باشد. داده ها با استفاده از چک لیست و با روش مصاحبه از بیماران مراجعه کننده به یک درمانگاه در سال 1394 جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها و مدلسازی با استفاده از نرم افزار IBM SPSS Modeler نسخه 2/14 انجام شده است. در بخش مدل سازی از الگوریتم های درخت تصمیم CHAID و C5، الگوریتم شبکه عصبی و الگوریتم شبکه بیز استفاده شده است. یافته های پژوهش: در این مطالعه 12 متغیر به عنوان موثرترین فاکتورها تعیین گردید و صحت مدل ایجاد شده بر روی داده های مورد استفاده در الگوریتم CHAID 73/72 درصد، C5 1/69 درصد، شبکه بیز 9/70 درصد و شبکه عصبی 45/65 درصد بوده است.
    بحث و نتیجه گیری
    یافته ها نشان داد مدل حاصل از الگوریتم درخت تصمیم CHAID از صحت عملکرد(73/72 درصد) بالاتری نسبت به مدل های دیگر برخوردار است. با توجه به متغیرهای پیش بینی کننده و قوانین ایجاد شده برای یک نمونه جدید با ویژگی های مشخص، می توان احتمال ابتلا فرد به بیماری آسم را پیش بینی نمود.
    کلیدواژگان: آسم، داده کاوی، مدل پیش بینی
|
  • Delaram Eslimi Esfehani*, Shahrbanoo Oryan, Maryam Khosravi, Farhad Valizadegan Pages 1-12
    Introduction
    Alzheimer's disease is the most common neurodegenerative disorder. Due to the neurodegenerative effect of fennel (Foeniculum vulgare) this study aimed at investigating the effect of this plant on the improvement of learning and memory in rat models of Alzheimer's disease.
    Material & Methods
    The male Wistar rats were assigned into six groups, namely the control group (no injection), sham group (saline injection), experimental group (injection of beta-amyloid (40-1). The other three groups received 75, 140, and 250 ml/kg of fennel extract intraperitoneally 7 days before and 3 weeks after bilateral intraventricular beta-amyloid injection. Shuttle box was used to study the learning and memory behavior of the rats; moreover hematoxylin-eosin staining was conducted for histological studies.
    Findings
    According to the results, fennel extract at a dose of 140 mg/kg increased behavioral indicators in measuring the passive avoidance memory in the Alzheimer's group, compared to the sham group (P<0.001). Moreover, optical microscopy studies showed a significant decrease in tissue damage and an increase in the number of Nissl bodies stained in CA1 hippocampal region, especially in pyramidal layer, in Alzheimer's disease-induced rats treated with fennel extract at a dose of 140 mg/kg.
    Discussion & Conclusions
    In this study, fennel extract shows the neuroprotective effect against Alzheimer’s disease induced by beta-amyloid (40-1). the observed improvements are probably related with antioxidant, anti-inflammatory, and pseudo-estrogenic properties of this plant.
    Keywords: Alzheimer’s disease, Beta-amyloid, Passive avoidance memory, Rat, Shuttle box
  • Yousef Veisani, Ali Delpisheh* Pages 13-24
    Introduction
    The importance of research and knowledge production is critical worldwide. Therefore, the number of researchers and published articles as well as the volume of investment in research is considered the indicators of development in any country. Accordingly, the most important factor in the progress and prosperity of research is to recognize the challenges and barriers. Various studies have been carried out at the Universities of Medical Sciences in order to identify the barriers to knowledge production regarding the stakeholders’ viewpoints. Therefore, this study aimed to identify barriers to knowledge production from the viewpoint of faculty members, research experts, and students in Iran.
    Materials & Methods
    This systematic review was conducted utilizing the articles and documents on Iranian web sites (i.e., Magiran, Iran medex, SID, and Medlib) as well as foreign databases (i.e., Google scholar, PubMed, and Scopus) without any time limit. Moreover, the keywords in the titles of articles were employed in the search process.
    Findings
    Totally, 16 articles and one documentary were identified in the search process. Out of all, 13 and 3 articles compared the viewpoints of faculty members and the views of faculty members with research experts, respectively. According to faculty members’ viewpoints lack of time due to heavy workload, policies to encourage researchers, adequate funding, appropriate promotion system for faculty members, and human resource shortages were the main research barriers in medical sciences. On the other hand, the research experts indicated the lack of teamwork culture and existence of defects in goals and programs as the most important challenges in research implementation. Moreover, lack of research priorities, motivation for research, cooperation with researchers, and adequate funding were the main obstacles in viewpoints of students.
    Discussion & Conclusions
    According to the results, the faculty members share same viewpoints regarding research barriers despite the variety in locations geographically and diversity in data collection tools. Generally, lack of research funding was considered as the main research barrier. Moreover, the complexity in research approval processes ranked the second main challenge confronting the researchers in the field of medical sciences.
    Keywords: Barriers, Challenges, Medical Sciences, Research, Viewpoints
  • Elham Shafie*, Esmaiel Fakhariyan, Abdollah Omidi, Arash Nademi Pages 25-32
    Introduction
    The most common causes of traumatic brain injury are vehicle crashes, including motorcycles, which lead to long-term disabilities. The purpose of this study was to investigate the effect of mild brain trauma on intelligence and memory function in motorcycle riders suffering from mild tumor injury.
     Materials & Methods
    In this prospective cohort study, intelligence and memory functions of 87 motorcyclists suffering from mild traumatic brain injury were investigated at the beginning of the study (M=0, IQ=0) and six months after the trauma (M=6, IQ=6) using Wechsler intelligence and memory scale. Moreover, the obtained results were compared with those of 87 normal people. Data were analyzed using ANCOVA, the Chi-square and independent t-test.
    Findings
    The mean score of the Wechsler memory scale in motorcycle riders with mild traumatic brain injury were similar to those of normal subjects at the beginning of the study. However, this score was lower in traumatic brain injury patients six months after the trauma, compared to normal people. Moreover, the obtained results showed a significant difference between the intelligence function of traumatic brain injury patients and that of normal people only six months after the trauma (P≤0.05).
    Discussion & Conclusions
    According to the results, patients with mild traumatic memory and conceptualization are slightly weaker than normal patients. In addition, there was a significant difference between the patients and normal people regarding the intelligence function. Cognitive rehabilitation is one of the necessary psychological interventions for the treatment of patients with traumatic brain injuries.
    Keywords: Functional memory, Intelligence, Motorcycle, Traumatic brain injury
  • Leila Darvishi*, Azizollah Ebrahimi, Mohammad Reza Mahzounieh Pages 32-43
    Introduction
    Azo dyes are the most commonly used colors in textile industry. These colors are among the pollutant materials in the environment. Moreover, they are discharged into the environment in combination with industrial wastewater and pollute the ecosystem. The purpose of this study was to isolate and detect bacteria biodegrading Methyl Red and Rubin Dyprsy colors from dye waste water.
    Materials & Methods
    The soil samples and wastewaters from textile dyeing workshops, were utilized in this study. The samples were cultivated on a nutrient agar (N.A) medium containing the desired colors, and some of them were isolated from bacterial colonies after checking. After purification, 100 μl of bacterial stocks and colors at a concentration of 200 ppm were inoculated into the medium containing nutrient broth (N.B) with pH=7. Subsequently, the samples were incubated at 30° C for 6-7 days. The samples were separated and optical density of samples was measured using spectrophotometer after centrifugation in appropriate wavelength for each color (450 nm for Rubin Dyprsy and 490 nm for Methyl Red). Moreover, Gram staining and biochemical tests were carried out to identify strains.
    Findings
    According to the results, 8 Gram-positive cocci and coccobacilli strains showed the most capability to degrade evaluated colors. The highest rates of decolorization by O3 and Y4 were observed for Rubin Dyprsy (46.80%) and Methyl Red (80%), respectively.
    Discussion & Conclusions
    The results showed that indigenous strains can be used for biodegradation of industrial dyes under applicable conditions.
    Keywords: Bacteria, Decolorization, Methyl Red, Rubin Dyprsy, Wastewater
  • Sirous Nazari Pirdoosti, Vahid Valipour Dehnou*, Ehsan Gharamanlou Pages 44-54
    Introduction
    Transcranial direct current stimulation (tDCS) is a non-invasive technique used to modify the activity of the cortex of the brain. This form of current is capable of inducing changes in the electrical activity inside and outside of the neurons, which leads to a change in the resting membrane potential and thus improves the efficiency of the neural synapse. Therefore, the aim of this study was to investigate the effect of tDCS over motor cortex on strength and endurance performance of healthy collegiate subjects.
     Materials & Methods
    In total, 10 young and healthy male subjects (age range: 21.23±1.41 year) voluntarily participated in this study. One-repetition maximum (1 RM) of knee extension and anthropometric measurements were determined on the first session. In the next session, the subjects performed 4 sets with 90% of 1 RM to exhaustion for right knee extensors on the leg extension. In the other session, 3 sets with 70% of 1 RM to exhaustion for the right elbow flexors was performed with an interval of 72 h on the preacher curl machine. The rest time between the turns in the activity of the knee-lowering muscles and elbow flexing of the elbows was 3 min and 90 sec, respectively. Meanwhile, the electrical activity of the involved muscles and the number of repetitions performed in each set were recorded in this study. Immediately after performing all sets, anodal stimulation (2 mA for 15 min) and sham (2 mA for 15 min, which was interrupted after 30 sec) were used in two sessions in a randomized cross-over design over cranium of the subjects. The electrodes (anode and reference) were connected to a constant current excitation device with a maximum of 10 mA. Immediately after applying tDCS, the subjects again performed the initial tests, and the electrical activity of the involved muscles and the number of repetitions were re-recorded in each set. The electromyography signal amplitude data were collected using a 2000 Hz electromyography device. Data were analyzed using ANCOVA. P-value less than 0.05 were regarded statistically significant. Ethics code: IR.LUMS.REC.1396.303
    Findings
     The results showed a significant difference within the two stimulation methods regarding the number of repetitions and the volume of work performed in the strength training session (P=0.001). However, there was no significant difference within the two stimulation methods in terms of the number of repetitions and the volume of work performed in the endurance training session (P>0.05). Moreover, no significant difference was observed within the two stimulation methods regarding the electrical activity of rectus femoris (P=0.197), vastus lateralis (P=0.363), vastus medialis (P=0.227), and biceps brachialis (P=0.078) muscles before and after the treatment.
    Discussion & conclusions
    The results of this study indicate that an anodal tDCS stimulation session leads to an increase in the strength of the knee extensor muscles. However, it has no effect on the endurance performance of elbow flexors which may result from the electrode montage in this study. Moreover, an anodal tDCS stimulation session has no significant effect on the muscular electrical activity during performing strength and endurance activities.
    Keywords: Electromyography, Fatigue, Muscular endurance, Muscular strength, Transcranial direct current stimulation
  • Shahin Hadadian*, Pegah Aryafar, Ardeshir Hesampour, Mina Sepahi, Marzieh Hoseini Pages 55-63
    Introduction
    Vibrio cholera is a gram-negative bacterium that causes cholera which is an acute diarrheal illness. Cholera outbreak mostly happens in hot seasons when the bacteria reproduce rapidly in water contaminated with feces. Severe diarrhea and mortality have been the prevalent symptoms of cholera which affect the hygienic status and economic features of humans during centuries. There is a challenge currently to plan and propose a quick and reliable method to detect vibrio cholera which has been one of the fast growing and contagious disease in this decade.
    Materials & Methods
    New Zealand white rabbits were immunized with vibrio cholera Ogawa and Inaba whole cells. The obtained gamma globulin from the whole serum was purified through ammonium sulfate precipitation method and then concentrated in this study. Subsequently, the purity of these antigens increased with the use of mixed mode-chromatography in the next step. The purified antibodies were connected to staphylococcus aureus cowan 1 NCTC-8325 whole cells. Rectal swab samples were inoculated into an enriched Alkaline Peptone Water medium (pH 8.6) incubated for 5 h at 37 °C. One drop from each sample was mixed with one drop of vibrio cholera co-agglutination complex. Subsequently, the results were read in 2-3 min.
    Findings
    The obtained results showed 97%, 99%, and 98% of sensitivity, specificity, and accuracy from the proposed assay, respectively, compared to the standard culture methods. This proposed assay is considered as a rapid and reliable method to evaluate endemic or epidemic transmission of fatal illnesses.
    Discussion & Conclusions
    The proposed co-agglutination test is a simple, rapid, and reliable method to detect Vibrio cholera in fecal specimens. This method can be utilized to detect and control severe diarrhea which results from vibrio leading to the prevention of mortality, especially in areas with minimal laboratory facilities.
    Keywords: Coagglutination, Complex coagglutination, Protein A, Staphylococcus aureus, Vibrio cholera
  • Mahnoosh Fatemi, Fereshte Ghandehari*, Atefeh Kheirkhah Pages 64-74
    Introduction
    Salmonella typhimurium is one of the most important causes of gastrointestinal diseases in humans and animals. Probiotics inhibit pathogens, such as Salmonella Typhimurium by producing antimicrobial compounds. Therefore, this study assessed the protective effect of Lactobacillus casei on hematological factors in rats infected with Salmonella typhimurium with the possibility of salmonellosis treatment.
    Materials & Methods
    Totally, 32 male rats (150±20 g) were purchased and randomly divided into four groups, namely injection control group (A), infected with Salmonella typhimurium (1.5×108 CFU/ml) (B), treated with Lactobacillus casei (C), and infected with Salmonella typhimurium and treated with Lactobacillus casei (D). After the treatment, the blood sample was taken in order to evaluate blood parameters. In addition, a part of the liver tissue was separated and stained with hematoxylin-eosin. The other part was homogenized and cultured based on pour plate method. Subsequently, the number of pathogen colonies was counted in tissues.
    Findings
    According to the results, the number of lymphocytes, monocytes, and basophiles had increased significantly in group B than those in the control group. Histopathological changes and cell death were evident in the livers of the group B. However; the liver tissues of other groups had normal appearance. In addition, the growth of Salmonella Typhimurium bacteria was significantly lower in group D, compared to group B.
    Discussion & Conclusions
    The results showed that Lactobacillus casei could overcome Salmonella Typhimurium without any adverse effects on hematological and histopathological factors and it could prevent the development of disease to some extent.
    Keywords: Hematology, Histopathology, Lactobacillus Casei, Salmonella typhimurium
  • Mahmood Saiedi, Morteza Karami, Reza Nemati, Zahra Soleymani, Mohammad Mehralian, Mahsa Moradi* Pages 75-84
    Introduction
    High volumes of wastewater along with contaminants, such as colloids and dyes are discharged from different industries into the environment. These wastewaters create major problems and serious threats for water resources. Therefore, it is essential to treat such wastewaters and reach the effluent discharge standards. In this regard, chitosan as a coagulant has a comparable performance with other coagulants. Moreover, the addition of chitosan and removal of turbidity probably lead to higher efficiency of nanoparticles in lower dosages which is investigated in the current study. Therefore, the purpose of this study was to investigate the efficiency of chitosan and magnesium oxide (MgO) nanoparticles for the removal of color and turbidity.
    Materials & Methods
    Synthetic wastewater was prepared by mixing specific amounts of bentonite and direct blue 71 dye in distilled water. After the preparation of different concentrations of color and turbidity, the experiments were conducted with different dosages of chitosan and MgO separately and in combination. The influence of variables such as pH, initial concentration of dye and turbidity, MgO and chitosan dosages on removal efficiency was investigated in this study.
    Fidings
    According to the results, the highest rate of color and turbidity removal was obtained at 1.5 mg/L chitosan in combination with 1.5 g/L MgO with the efficiency of 97.5%. In addition, the highest removal efficiency was obtained at pH of 7.
    Discussion & Conclusions
    Due to the need for high doses of MgO in high turbidities, the use of chitosan as a coagulant can be effective in reducing the use of MgO.
    Keywords: Nano Magnesium Oxide, Chitosan, Turbidity, Color, Textile wastewater
  • Mina Kavusi, Fahimeh Nemati Mansour*, Seyed Mohsen Mahdion Pages 85-94
    Introduction
    Staphylococcus aureus is one of the critical pathogens resulted in hospital land community-acquired infections. Aminoglycosides are potent bactericidal agents that are often used in staphylococcal infection treatment in combination with a beta-lactam or glycopeptide antibiotics. The aim of this study was to determine the frequency of encoding gene ofaac (6΄)-Ie/aph (2˝).This gene is one of the important aminoglycoside modifying enzymes in combination with mecA which results in methicillin resistance. In doing so, disk diffusion and polymerase chain reaction (PCR) methods were utilized in clinical isolates of methicillin resistant staphylococcus aureus (MRSA).
    Materials & Methods
    In the current study, 174 clinical isolates of MRSA were obtained from different clinical specimens, including blood, sputum, trachea, brunch, pleura, urine, wound, and catheter. Antibiotic resistance of erythromycin, clindamycin, ciprofloxacin, gentamicin, cefazolin, rifampicin, doxycycline, cotrimoxazole and vancomycin was determined using Kirby-Bauer disk diffusion test method according to the CLSI guidelines. The presence of MRSA was confirmed using oxacillin and cefoxitin anti biotic disc diffusion. Subsequently, DNA of MRSA isolates was investigated to detect mecA and aminoglycoside resistance aac (6΄)-Ie/aph (2˝) genes using PCR.
    Findings
    The results obtained from biogram anti-microbial susceptibility test system indicated that all of the isolates were resistant to oxacillin and cefoxitin. All of the isolates were sensitive to vancomycin and majority of them were resistant to erythromycin (84.8%). According to PCR test results, 100 and 78.3% of the isolates were positive for the mecA and aac(6′)/aph(2˝)-Ia genes, respectively.
    Discussion & Conclusions
    According to the results, the aminoglycoside resistance geneswere highly prevalent in MRSA isolates.
    Keywords: aac(6΄)-Ie, aph(2˝), Aminoglycoside modifying enzyme, mecA, Methicillin resistant Staphylococcus aureus
  • Raha Zalkhani*, Hossein Najafzadevarzi, Ahmad Ali Moazi, Zohreh Ghotbeddin Pages 95-103
    Introduction
    Valproate as an effective antiepileptic drug is used for the treatment of partial and generalized seizure in adults and children. This medication causes biochemical changes in liver functions and behavioral changes in childhood. Therefore, this study evaluated the effects of valproate on locomotor activity, balance, hepatic enzymes, and serum lipid profiles in immature female rats.
    Materials & Methods
    Postnatal female rats (23 days) were divided in two groups. The first group received valproate (200 mg/Kg/day) for two weeks and the second received saline. All injections were performed intraperitoneally. Locomotor activity and balance were evaluated using open field and rotarod apparatus, respectively. Subsequently, cholesterol (HDL, LDL, TC), triglyceride (TG), SGOT and SGPT enzymes in serum were measured.
    Findings
    Valproate decreased motor activity and increased hepatic enzymes (SGPT) and alkaline phosphatase. However, it had no effect on balance and serum lipid profiles.
    Discussion & Conclusions
    Subchronic injection of valproate has probably no effect on serum lipid profiles while increasing serum hepatic enzymes and reducing locomotor activity. Therefore, it seems that side effects of valproate occur with its long-term administration.
    Keywords: Biochemical parameters, Lipid profile, locomotor activity, Balance, Valproate, Rat
  • Ayoob Sabaghi, Ali Heyrani*, Amir Kiani, Namdar Yousofvand Pages 104-111
    Introduction
    Depression is one of the most important psychological disorders in people with epilepsy. However, the effect of seizure on depression during pregnancy has not been studied experimentally. Therefore, the purpose of this study was to examine the effect of Seizure on depression in pregnant mice under treatment with pentylenetetrazol (PTZ).
    Materials & Methods
    After pregnancy stabilization in mice, one group was classified as the naive group.  the rest of the kindled mice were assigned into three groups including: seizure induction group between the 14th and 19th days of pregnancy once in 48 hours, the sham group received normal saline equal to PTZ intraperitoneally on the 14th and 19th days of pregnancy once in 48 hours and the control group which consisted of pregnant mice kindled without injection during pregnancy. The rate of depression in pregnant mice was measured between 14th and 19th days of pregnancy once in 48 hours and two h after PTZ injection using Forced Swim Test.
    Findings
    The results showed that depression in PTZ-treated pregnant mice was significantly higher than in other groups; moreover, the difference was statistically significant (P<0.05).
    Discussion & Conclusions
    According to the obtained results, seizure in pregnancy results in the increase of drpression levels consequently, it is necessary to identify patients in order to prevent them from depression and therefore avoid negative effects of depression on offspring.
    Keywords: Depression, Mouse, Pregnancy, Seizure
  • Exir Vizvari, Parvvin Farzanegi*, Hajar Abaszade Sourati Pages 112-121
    Introduction
    One of the consequences of diabetes is an angiogenesis disorder. Physical activity plays an important role in the improvement of this disorder. Therefore, the aim of this study was to investigate the effect of moderate aerobic training on serum levels of angiogenic (NO, VEGF) and angiostatic (ES) factors in women with type 2 diabetes.
    Materials & Methods
    In this randomized clinical trial with pretest-posttest design, 28 women with type 2 diabetes, age range of 40-50 years , and mean weight  of 70.58 ± 2.11 were randomly assigned into control and exercise groups (n=14). The training intervention included 8 weeks of moderate aerobic exercises (60-70% HR max) for 60 min each session and 5 times per week. Metabolic parameters and serum levels of NO, VEGF and ES were evaluated before and 48 h after the exercise protocol. Statistical analysis was performed using repeated measure ANOVA in SPSS software (Version 24) (P<0.05).
    Finding
    Eight weeks of aerobic training in women with type 2 diabetes caused a significant increase in NO (P=0.09), VEGF (P=0.014), insulin sensitivity (P=0.01), and HDL (P=0.040). However, there was no significant increase in ES(P=0.103). Moreover a significant decrease was observed in weight, body mass index, fasting blood glucose, triglyceride, A1C (P=0.01), low density lipoprotein (P=0.029), and cholesterol (P=0.012), compared to the control group.
    Discussion & Conclusions
    Mild regular aerobic exercise seems to have a protective effect against vascular problems due to the improvement of serum levels of angiogenesis and metabolic parameters in patients with type 2 diabetes.
    Keywords: Endostatin, Exercise, Lipid profile, Nitric Oxide, Type 2 diabetes, Vascular endothelial growth factor
  • Maryam Naghibzadeh*, Rohullah Ranjbar, Mohammad Reza Tabandeh, Abdolhamid Habibi Pages 122-136
    Introduction
    Multiple sclerosis (MS) is a common neurodegenerative disease leading to the movement disorder and destruction of myelin. Physical exercise delays the onset of neurodegenerative processes by preventing the destruction of myelin and oligodendrocytes. Therefore, the purpose of this study was to investigate the effect of high-intensity exercise preconditioning on gene expression associated with mylein synthesis and a nerve growth factor-induced gene (NGF) in hippocampus of an animal model of demyelination induced by cuprizone (CPZ).
     
    Materials &
    Methods
    In total, 40 male C57BL/6 mice were randomly assigned into 4 groups, namely control (C), cuprizone induced demyelination (CPZ), high-intensity interval training (HIIT), and interval training plus CPZ (ITCPZ). The training program was performed on treadmills for 4 weeks, followed by MS induction with 0.2% cuprizone feeding. Meanwhile, the training program continued for 5 weeks with MS induction. The incidence of MS was confirmed by open field test. A real time-PCR was utilzied for the measurment of NGF gene expression, myline basci protein (MBP), and mylein proteolipid protein (PLP). The hippocampus was also stained with hematoxylin-eosin to measure the number of oligodendrocytes.
     
    Findings
    The results showed that the CPZ group had poorer motor activity, lower expression of NGF, lower levels of MBP, and PLP, and fewer oligodendrocytes in hippocampus than those in control group (P<0.05). In addition, the mRNA levels of NGF, MBP, and PLP as well as the number of oligodendrocyte cells increased in ITCPZ group, compared to the CPZ group (P<0.05). Moreover, cuprizone prevented the abnormal motor activity.
     
    Discussion &
    Conclusions
    According to the results, high-intensity exercise preconditioning could enhance the remyelination process in hippocampus. Moreover, it improved neuroprotective effect against MS by increasing the expression of NGF gene in hippocampus.
    Keywords: Cuprizone, Interval training, Multiple sclerosis, Myelin basic protein, Myelin proteolipid protein, Nerve growth factor
  • Jafar Ketabchi, Shahnaz Shahrbanian*, Ehsan Tasoujian Pages 137-147
    Introduction
    Reduced lower extremity range of motion and movement leads to a decrease in movement efficiency; accordingly, it is vital to maintain the range of motion to prevent damage and improve functions. The purpose of this study was to compare the short term and durability effects of Instrument Assisted Soft Tissue Mobilization (IASTM) and Proprioceptive Neuromuscular Facilitation (PNF) techniques on ankle-dorsiflexion range of motion (ROM) among young soccer players.
    Materials & Methods
    In total, 30 young soccer player from Isfahan Premier League (Asia Vision) participated in this semi-experimental study. The participants were selected based on their availability and randomly assigned into IASTM technique (N=15) and PNF stretching exercise (N=15) groups. The ankle-dorsiflexion ROM was measured using digital goniometer three times, including pre, post and after 1 week of follow up.
    Findings
    The results of Mann-Whitney U test indicated a significant difference between pre-test (P=0.01, Z=-2.58) and durability period (P=0.036, Z=-2.09) regarding ankle-dorsiflexion ROM. Moreover, IASTM exercises led to the increase of both ROM and durability,compared to PNF. In addition, the results showed a significant difference within groups in terms of the time of measurements for the ankle-dorsiflexion ROM (P=0.001).
    Discussion & Conclusions
    The IASTM technique showed a better effect, compared to PNF stretching exercises, regarding ankle- dorsiflexion ROM both in short and long terms among young soccer players.
    Keywords: Dorsiflexion, Instrument assisted soft tissue mobilization, proprioceptive neuromuscular facilitation techniques, Range of motion
  • Sajad Roshani, Faroogh Rostamizalani*, Narmin Ghanizade, Ebrahim Mohammad Ali Nasab Firozjah, Zahra Sokhtezari Pages 148-160
    Introduction
    The scapula movement control disorder is an important factor in the incidence of upper limb abnormalities that influences sensory-motor control. There is a dearth of research on the persistence effects of training exercises. Therefore, the aim of this study was to investigate the persistence effects (after six months) of two exercises controlling the scapula and corrective movements on neck pain and angle of head among males with forward head.
    Materials & Methods
    In total, 20 males with forward head disorder who referred to Science and Movement Center in Ilam were selected in this city. The patients were randomly divided into experimental (n=10, age=35.13±3.12, height=177±1.12, weight=63.10±3.28) and control (n=10, age=36.11±1.75, height=179±1.64, weight=62.12±4.12) groups. The experimental group was subjected to exercise training program three times a week for eight weeks. The program included exercises controlling the movements of the scapula with the emphasis on the maintenance of correct posture, prevention of compensatory motor patterns and providing motion feedback to improve the coordination of the shoulder joint with the shoulder belt assembly. The control group performed their normal corrective exercises focusing on strengthening weakened muscles and stretching shortened muscles. Side scapular movements, neck pain, and forward head angles were measured using side scapular movement test, visual analog scale, and digital goniometer before and after the treatment. Moreover, pre-training tests were repeated after six months. Data analysis was performed using repeated measure variance.
    Findings
    The results showed that the effects of training after six months on the neck pain and the angle of forward head variables were more significant in the scapula control training group, compared to the corrective exercise group (P =0.001). Moreover, the results indicated that controlling scapula movement training can reduce side scapular movements (0-degree, P=0.01, 45-degree P=0.01, 90-degree P=0.012), neck pain (P=0.018) and the angle of forward head (P=0.019).
    Discussion & Conclusions
    Due to the better persistence effects of exercise controlling the scapula movements, this method can be used to reduce neck pain and angle of forward head in people with forward head complications.
    Keywords: Forward head, Pain, Persistence, Scapula control
  • Kurosh Saidian, Ahmad Sohrabi, Mehdi Zemestani* Pages 161-169
    Introduction
    Due to the increasing prevalence of patients with hypertension in Iran and the world as well as the adverse impact of this disease on quality of life, there is an urgent need to develop effective and empirically supported psychological interventions in this population. This study aimed to evaluate the effectiveness of compassion-focused therapy on blood pressure and the quality of life in women with hypertension.
    Materials & Methods
    This quasi-experimental study was of pretest-posttest control group design which included a total of 30 women with hyprtension. After initial clinical assessment, the patients who met the inclusion criteria were assigned into two groups of compassion-focused and control group (n=15) using non-probability sampling. In addition to medical treatment, the experimental group received 8 sessions of compassion-focused health care. However, the control group received only medication. The data were collected using a sphygmomanometer (digital type) and the World Health Organization's Quality of Life Questionnaire. In addition, multivariate analysis of covariance (MANCOVA) was utilized in order to analyze the data.
    Findings
    The results showed the effectiveness of compassion-focused therapy on lowering systolic hypertension and the quality of life in women who referred to the health centers. In other words, compassion-focused therapy reduced systolic blood pressure (0.018) and increased the quality of life (P<0.001) of patients with hypertension. However, compassion-focused therapy had no effect on reducing diastolic blood pressure (0.073).
    Discussion & Conclusions
    Hypertension affects quality of life of many women, and it is regarded one of the main causes of heart disease and stroke in this population unless it is treated. Blood pressure associated with vascular aging is expected to be a dominant phenotype in many countries, especially in Asia. The influence of compassion-focused therapy in reducing systolic blood pressure and increaseing the quality of life of patients with hypertension have practical implications for clinicians and health care providers working in health centers.
    Keywords: Blood pressure, Compassion-focused therapy, Quality of life
  • Ghazal Mohammad Golipor Agdam*, Amir Letafatkar, Maliheh Hadadnezhad Pages 170-183
    Introduction
    Scapular orientation and movements can affect the function of the shoulder. Changes in scapular alignment or movement in shoulder regions have the potential to alter the kinetic chain of the body. Therefore, this study aimed at comparing scapular stabilization and conscious control training on postural variables, pain, and selected muscle strength in patients with scapular dyskinesia.
    Materials & Methods
    A cross-sectional study was conducted on 44 female subjects who suffered from scapula dyskinesia (inferior angle and medial border prominent pattern). The mean age, height, and weight of the subjects were 26±1.94, 165.7±4.12 cm, and 55.1±3.31 kg, respectively. The participants were selected purposefully and randomly assigned into stabilization (n=15), conscious control training (n=15) and control groups (n=14). A handheld dynamometer, visual analogue scale, a goniometer, and a ruler were utilized in order to determine the isometric strength of selected scapular muscles, the amount of pain, the amount of forward head angle, and the length of pectoralis minor index, respectively. The experimental groups were subjected to scapular stabilization and conscious control training three days weekly for six weeks.
    Findings
    The results showed that the amount of forward head inclination (P1=0.02, P2=0.03) and pain (P1=0.03, P2=0.04) decreased significantly in experimental groups. In addition, the strength of serratus anterior muscles (P1=0.05) and supraspinatus (P1=0.04) increased significantly in conscious control training group. There was also an increase in the strength of lower trapezius (P1=0.00, P2=0.01) and flexibility of pectoralis minor muscle in both groups (P1=0.00, P2=0.00) as well as middle trapezius in stabilization group (P2=0.05). However, there was no increase in the strength of serratus anterior muscles (P2=0.08), and supraspinatus (P2=0.07) in stabilization group, middle trapezius in conscious control group (P1=0.12), and infraspinatus in both groups (P1=0.14, P2=0.93). Furthermore, no significant differences were observed between the two experimental groups regarding the variables under study. The results of the study showed that six weeks of interventions may result in the reduction of pain, improvement of selected scapular muscle strength and postural variables. It can be said that the stabilization and conscious control trainings improve the direction and movement of the scapula in people with scapular dyskinesia.
    Discussion & Conclusions
    According to the results, the effect of exercise therapy is confirmed as a safe technique for the improvement of postural disabilities. Therefore, it is suggested that stabilization and conscious control trainings be used with other general shoulder exercise protocols.
    Keywords: Conscious control training, Dyskinesia, Stabilization training
  • Mahdieh Mohammadzadeh, Shohreh Zare Karizi*, Reza Mirfakhraie Pages 184-191
    Introduction
    Behcet's disease is an autoimmune disease that can affect various parts of the body. This disease manifests itself with skin, oral and ocular lesions. Although it is an idiopathic disease, various factors, including environmental and genetic factors, contribute to the onset of it. In this study, the association between two polymorphisms, namely rs13075270 and rs13092160 of CCR1 and CCR3 genes and susceptibility to Behcet’s disease were investigated in Iranian population.
    Materials & Methods
    Totally, 100 patients with Behcet's disease and 100 healthy individuals were selected in this study. After DNA sampling and extraction, polymorphisms of CCR1 and CCR3 receptor genes were examined using PCR-RFLP method. The findings were analyzed in SPSS software (Version 22). P-value less than 0.05 were considered statistically significant.
    Findings
    According to the results, the frequencies of CT genotype of rs13092160 polymorphism in the patient and control groups were 18% and 23%, respectively; moreover, the frequencies of TT genotype were 82% and 77%, respectively. Furthermore, the frequencies of CC genotype of rs13075270 polymorphism were 1% and 5%, the frequencies of CT genotype were 80% and 19%, and TT genotype were 19% and 76% in the patient and control groups, respectively.
    Discussion & Conclusions
    In rs13075270 polymorphism, CT genotype is associated with Behcet’s disease (P<0.005). Moreover, there is no significant difference between the patients with Behcet's disease and the control group regarding the rs13092160 polymorphism.
    Keywords: Autoimmune diseases, Behcet’s disease, Chemokine receptor, Polymorphism
  • Mohammad Parastesh *, Abbas Saremi Pages 192-202
    Introduction

    Changes in plasma adipicin and inflammatory parameters in type 2 diabetes are due to obesity and directly related to the condition of diabetes. The aim of this study was to investigate the effect of High intensity interval training (HIIT) on the ratio of adiponectin to leptin and C-reactive protein (CRP) in type 2 diabetic rats.

    Materials & Methods

    In this experimental study, 42 Wistar rats with mean weight of 205±54 were randomly assigned to healthy control, diabetic control and diabetic training groups. The diabetic training group received ten weeks of HIIT training following the induction of diabetes. At the end of the experimental period, blood samples were taken to assess leptin, adiponectin and insulin resistance. Data were analyzed by one-way ANOVA and Tukey's post hoc test at a significant level of 0.05%.

    Findings

    The induction of diabetes by streptozotocin-nicotinamide resulted in a significant decrease in adiponectin (P =0.000) and leptin (P=0.000) and a significant increase in C-reactive protein (P=0.000) in diabetic control group compared to healthy control group Became 10 weeks of HIIT training resulted in a significant decrease in fasting blood glucose (P=0.109), C-reactive protein (P=0.024), and a significant increase in serum leptin levels (P=0.001), adiponectin (P=0.42) In the HIIT training group compared to the diabetic control group.

    Discussion & Conclusions

    It seems that HIIT training improves inflammation (C-reactive protein) in type 2 diabetic rats by altering serum levels of adiponectin and leptin. In the present study, 10 weeks of HIIT training led to an increase in the ratio of adiponectin to leptin and consequent reduction of C-reactive protein.

    Keywords: Type 2 diabetic, Adiponectin, leptin ratio, C‌-reactive protein, HIIT training
  • Marjan Ghazisaeedi, Abbas Sheikhtaheri, Nasrin Behniafard, Fatemehalsadat Aghaei Meybodi, Rouhallah Khara, Majid Kargar Bideh * Pages 203-212
    ntroduction
    The identification of asthma risk factors plays an important role in the prevention of the asthma as well as reducing the severity of symptoms. Nowadays, the identification process can be performed using modern techniques. Data mining is one of the techniques which has many applications in the fields of diagnosis, prediction, and treatment. This study aimed to identify the effective factors on asthma to provide a predictive model using data mining algorithms.
    Materials & Methods
    This descriptive study with a practical approach included 220 data bases. The data were collected using a checklist and interviews from the patients referred to clinical centers of Shahid Sadoughi Hospital in Yazd, Iran, during 2014. The data were analyzed in SPSS IBM Modeler software (Version 14.2). Moreover, the CHAID decision tree,C5 algorithm, neural network algorithm, and Bayesian network algorithm were utilized in the modeling.
    Findings
    In total, 12 variables were determined as the most influential factors in this study. The accuracy of the model on the data was estimated at 72.73%, 69.1%, 70.9%, and 65.45% in the CHAID algorithm, C5, Bayesian network, and the neural network, respectively.
    Discussion & Conclusions
    According to the results, the performance accuracy of the model obtained from CHAID decision tree algorithm (73/72%) was higher than that of the other models. Moreover, an individual’s risk of asthma can be predicted with regard to the predictive factors and the established rules for a new sample with distinctive features.
    Keywords: Asthma, Data Mining, Prediction model