فهرست مطالب

  • سال بیست و نهم شماره 4 (پیاپی 72، زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • علی اصغر جعفری، فاطمه نعمت الهی، محمدحسین رامشت* صفحات 1-18
    تنوع سبد تولید انرژی در هر کشور، نوعی تدبیر دفاع غیرعامل تلقی می شود. منابع انرژی فسیلی در ایران به حد کافی وجود دارد؛ ولی بنا بر دلایل متعدد تنوع بخشیدن به مراکز تولید انرژی به منزله سیاستی راهبردی همواره دنبال شده است و اگر وقوع رخدادهای طبیعی و حوادث پیش بینی نشده و ارتقاء تنوع حرفه های علمی و فنی را به این مجموعه نیز بیفزاییم، دلالت بر صحت چنین راهبردی بیشتر روشن خواهد شد. مکان گزینی چنین نیروگاه هایی همواره توجه آمایشگران سرزمینی را به خود معطوف و به واسطه مسائل زیست محیطی و امنیتی دقت بیشتری را طلب کرده است. در این مقاله که برگرفته از طرحی پژوهشی در دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد است، با اتکا بر نظریه لوش و کریستالر و مبنا قراردادن سه عامل اصلی ملاحظات زیست محیطی، امنیتی و دسترسی به تغذیه کننده های اصلی شبکه برق سراسری با بهره گیری از سیستم اطلاعات جغرافیایی، ابتدا محل های مناسب براساس این سه ویژگی تعیین و سپس با اعمال عوامل شرطی یعنی دسترسی به ساحل و عمق دریا در قالب رتبه بندی روش تاپسیس به اولویت بندی ده نقطه در سرزمین ایران به منزله نقاط برگزیده برای احداث نیروگاه ها مبادرت شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد توزیع مناطق خاصی از ایران مزیت چنین انتخابی را دارد و از مجموع ده نقطه به دست آمده، دو منطقه ساحل شمالی و دو منطقه در سرزمین داخلی، یک منطقه در ساحل دریای عمان و پنج منطقه در خلیج فارس، اولویت انتخاب مکانی را برای استقرار نیروگاه های اتمی در ایران حائز هستند.
    کلیدواژگان: ‏مکان گزینی، نیروگاه برق اتمی، آمایش سرزمین، تاپسیس، کریستالر، لوش، سیستم اطلاعات جغرافیایی
  • فاطمه شهریار، امیر گندم کار*، رحیم هاشم پور صفحات 19-34
    به دلیل روند افزایش جمعیت و گسترش شهرنشینی، یافتن مکان های مناسب برای احداث شهرهای جدید با توجه به پارامترهای اقلیمی، از مباحث دنیای امروز است. مکان یابی، فعالیتی است که استقرارهای فضایی و غیرفضایی یک سرزمین را برای انتخاب مکان مناسب به منظور کاربری خاص ارزیابی و تجزیه وتحلیل می کند؛ بنابراین مکان یابی مناطق مناسب برای احداث شهرهای جدید براساس پارامترهای اقلیمی در استان قزوین، مسئله پژوهش حاضر است. روش کار این گونه است که اهمیت و وزن پارامترهای اقلیمی با بهره گیری از منطق سلسله مراتبی فازی و داده های حاصل از دو پرسش نامه دلفی و مقایسه زوجی، تعیین و در مکان یابی شهرهای جدید و بررسی مناطق مستعد ازنظر شرایط آسایش اقلیمی در مطالعه موردی استان قزوین استفاده شد. نتایج حاکی است 6/9درصد مساحت استان در ناحیه بسیار مطلوب، 3/31درصد در نواحی مطلوب، 7/40درصد در نواحی حد متوسط، 3/12درصد در مناطق نامناسب و 1/9درصد در منطقه بسیار نامناسب ازنظر شرایط اقلیمی برای ایجاد شهرهای جدید قرار گرفته اند.
    کلیدواژگان: مکان یابی، استان قزوین، شهرهای جدید، منطق سلسله مراتبی فازی
  • حمید نوری*، علیرضا ایلدرومی، مهدی سپهری، مهدی آرتیمانی صفحات 35-50
    برآورد دبی اوج، یکی از موضوعات اساسی در مدیریت منابع آب و کنترل سیلاب، جایگاه ویژه ای در موفقیت طراحی سازه های آبی و کارایی اقدامات بیومکانیکی در حوضه های آبخیز دارد. در این پژوهش سعی شده است با مقایسه سه روش اصلی در هوش مصنوعی (مدل شبکه عصبی پرسپترون چند لایه، مدل الگوریتم ترکیبی شبکه عصبی با ژنتیک و مدل ترکیب خوشه بندی کاهشی و روش نورو فازی (ANFIS، بهترین روش پیش بینی دبی حداکثر رودخانه یلفان در محل ایستگاه هیدرومتری و رسوب سنجی یلفان (یکی از زیرحوضه های سد اکباتان همدان) انتخاب شود. به این منظور در این سه مدل،8 متغیر بارندگی مربوط به روز وقوع سیل، بارندگی های روزانه تا 5 روز پیش، دبی پایه در روز وقوع سیل و CN حوضه به منزله پارامترهای ورودی (1380 تا 1391) و دبی حداکثر به منزله خروجی در نظر گرفته و وارد نرم افزار متلب شد؛ سپس با بهره گیری از روش های هوش مصنوعی و پیش پردازش داده ها، ساختار بهینه مدل با استفاده از داده های ورودی و خروجی و با ملاک قراردادن معیارهای ارزیابی RSME، MAE و NSE به روش سعی و خطا تعیین شد. در مدل تلفیقی شبکه عصبی و الگوریتم ژنتیک، پس از تعیین مدل بهینه شبکه عصبی، نتیجه مدل به الگوریتم ژنتیک وارد شد. در مدل تلفیقی خوشه بندی با ANFIS، پس از تعیین مدل بهینه خوشه بندی، نتیجه مدل به ANFIS وارد و درنهایت با توجه به معیار ارزیابی، ساختار بهینه مدل تعیین شد. نتایج نشان داد مدل تلفیقی شبکه عصبی و الگوریتم ژنتیک نسبت به مدل شبکه عصبی و نیز مدل ترکیب خوشه بندی کاهشی و مدل ANFIS عملکرد بهتری در برآورد دبی سیلاب در حوزه یلفان دارد.
    کلیدواژگان: دبی اوج، شبکه عصبی، الگوریتم ژنتیک، ANFIS، هوش مصنوعی، حوضه یلفان
  • سمیه سادات شاه زیدی*، مژگان قنبری عدیوی صفحات 51-68
    امروزه شهرها در نقاط مختلف دنیا به دلایل متعدد در معرض آسیب ناشی از مخاطرات طبیعی قرار دارند. این مخاطرات آسیب های بسیاری می رسانند که نیازمند اقدامات فوری و پیشگیرانه است. وقوع زمین لغزش و مخاطرات آن، شناسایی و اولویت بندی این مناطق حساس را ضرورت بخشیده است. منطقه اردل - ناغان ازجمله این مناطق است که در جنوب غربی استان چهارمحال و بختیاری قرار دارد. روش انجام این پژوهش توصیفی تحلیلی است که در بخش توصیفی با استفاده از مطالعات اسنادی و در بخش تحلیلی با شناسایی عوامل موثر بر پهنه بندی مخاطرات ژئومورفیک و تلفیق آن با تحلیل های فضایی در سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)، پهنه های آسیب پذیر در محدوده مدنظر مشخص شد. در این پژوهش نخست عوامل موثر بر پهنه بندی مخاطرات شناسایی و پس از بررسی تصاویر ماهواره ای، نقشه زمین شناسی و مطالعات میدانی عوامل موثر با استفاده از مدل آنتروپی ارزیابی شد. هدف پژوهش، پهنه بندی خطر زمین لغزش در منطقه اردل ناغان با استفاده از مدل آنتروپی در وقوع زمین لغزش ها با شناسایی عوامل موثر نظیر شیب، جهت شیب، فاصله از گسل، فاصله از آبراهه، طبقات ارتفاعی و زمین شناسی است. با توجه به مدل آنتروپی نتایج نشان می دهد 23درصد از زمین لغزش ها در محدوده کم خطر، 25درصد در محدوده با خطر متوسط و 52درصد از زمین لغزش ها در منطقه پرخطر واقع می شود که با مدل آنتروپی مشخص شد و این مسئله نشان می دهد در پهنه بندی لغزش های منطقه ای، مدل آنتروپی دقت و روایی لازم را دارد.
    کلیدواژگان: زمین لغزش، مدل آنتروپی، ژئورمورفولوژی، منطقه اردل ناغان
  • عزت الله قنواتی، سید رضا حسین زاده، امیر کرم، میترا فرخ زاد* صفحات 69-88
    کلان شهر مشهد ازلحاظ موقعیت جغرافیایی در دشت آبرفتی وسیعی گسترده شده است. قرارگیری در بین ارتفاعات رسوبی کپه داغ و هزار مسجد و ارتفاعات آذرین بینالود به ایجاد مورفولوژی خاص برای دشت آبرفتی مشهد انجامیده است. رودخانه کشف رود در بخش شمالی شهر، زهکشی تمامی رودخانه های دشت مشهد را بر عهده دارد و رودخانه های زهکش ارتفاعات بینالود از شهر مشهد می گذرند و به رودخانه کشف رود تخلیه می شوند. توسعه فیزیکی شهر در سال های متمادی به تغییر مورفولوژی رودخانه های شهر انجامیده و در بعضی مسیرها روی بستر رودخانه های متروکه، ساخت وسازهای مرتفع با درجه اهمیت بسیار بنا شده و احتمال وقوع مخاطرات ژئومورفولوژیکی را افزایش داده است. در این پژوهش موقعیت شهر مشهد و رشد فیزیکی آن که به تخریب و تغییر مورفولوژی رودخانه ها انجامیده، با استفاده از تصاویر ماهواره ای 1353، 1359، 1390 و نقشه های قدیمی شهر مشهد و زمین شناسی و توپوگرافی در دوره های زمانی متفاوت مطالعه شده است. هدف این پژوهش، بررسی وضعیت تطبیقی رودخانه ها با کانال های احداث شده شهری و مخاطرات ناشی از آن است. در این زمینه مشخص شد بسیاری از کانال های شهری بدون توجه به مورفولوژی طبیعی رودخانه ها و درنظرگرفتن ظرفیت جریان آب طراحی شده اند. جنس طبیعی بستر رودخانه ها رسوباتی شامل شیل، رس، ماسه و سنگ به همراه اشکال میان بستری پیچان رودی است؛ اما کانال های احداث شده، دیواره های بتنی ضخیم و مسیری کاملا مستقیم دارند.
    کلیدواژگان: ژئومورفولوژی، رودخانه ها، کانال های مصنوعی، توسعه فیزیکی، کلان شهر مشهد
  • حسین عساکره، حسن شادمان* صفحات 89-108
    الگوسازی اقلیمی، یکی از روش های بنیادین و کارا در ساده سازی پیچیدگی های دستگاه اقلیم است که درک ما را از چگونگی رفتار این سامانه افزایش می دهد؛ همچنین همانندسازی های اقلیمی با به کارگیری برون داد مدل های گردش عمومی جو برای آگاهی از ویژگی های اقلیم در سال های آینده لازم است. با این همه امکان به کارگیری دستاوردهای مدل های گردش عمومی جو به شکل مستقیم برای همانندسازی اقلیم در مقیاس های ناحیه ای و کوچک تر وجود ندارد. یکی از راهکار های متداول برای حل این مشکل، ریزمقیاس گردانی آماری برون دادهای مدل های گردش عمومی است. مدل SDSM، یکی از پرکاربردترین مدل ها درزمینه یادشده است. روش بنیادین این مدل برای ریزمقیاس گردانی داده ها، رگرسیون چند متغیری است. در این پژوهش تلاش شده است با به کارگیری داده های میانگین دمای ارومیه از ابتدای سال 1961 میلادی تا پایان سال 2010، داده های دوباره واکاوی شده مرکز ملی پیش بینی های محیطی (NCEP) و برون داد مدل HadCM3[1] با سناریوهای A2 و B2، توان SDSM در ریزمقیاس گردانی و همانندسازی داده های دمایی ارزیابی شود. برای سنجش شایستگی مدل های به دست آمده و توان SDSM در همانندسازی از بعضی آزمون های آماری همچون آماره چو، خطای استاندارد، شاخص سازگاری ویلموت و همچنین رسم نمودارهای ماهیانه و سالیانه داده ها استفاده شده است. دستاوردهای این پژوهش نشان داد هرچه بازه زمانی برای میانگین گیری بیشتر باشد، میانگین های دمایی همانندسازی شده پسندیده تر و به واقعیت نزدیک تر خواهد بود؛ با وجود این مدل SDSM در همانندسازی بیشینه ها و کمینه ها کارکرد چندان پسندیده ای نداشته است؛ از این رو دستاوردهای این مدل فقط برای رسیدن به شناختی کلی از ویژگی های اقلیم آینده مناسب است و امکان به کارگیری در پروژه های دقیق را ندارد.
    کلیدواژگان: ریزمقیاس گردانی آماری، همانندسازی، SDSM، ارومیه
  • اکبر رحیمی* صفحات 109-123
    شهرنشینی، یکی از پیامدهای اصلی انقلاب صنعتی است که روند توسعه آن را متحول کرده و باعث گسترش مهاجرت ها به شهرها شده است. یکی از نتایج اصلی گسترش شهرنشینی در دهه های گذشته، تغییرات کاربری زمین ها در شهرها و رشد اندازه آنهاست. در دهه های اخیر الگوی رشد اسپرال و پراکنده شهری، به یکی از مهم ترین چالش های برنامه ریزی فضایی تبدیل شده و حامل آسیب های اجتماعی و زیست محیطی است. در سال های اخیر برنامه ریزان، اقتصاددانان، اکولوژیست ها و مدیریت مرتبط با امور شهری از مدل های مختلف و متنوعی برای ارزیابی تغییرات کاربری و بررسی نتایج این تغییرات در آینده استفاده کرده اند و روزبه روز این مدل ها توسعه می یابند. هدف این پژوهش، ارزیابی رشد و توسعه گذشته تبریز و پیش بینی این تغییرات در آینده است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی است که به صورت کاربردی منطقه ای خاص را با استفاده از تصاویر ماهواره ای، داده ها و عوامل موثر بر توسعه گذشته و آتی شهر ارزیابی و مدل سازی کرده است. مدل LTM، ترکیبی از توانایی های شبکه های عصبی مصنوعی و سیستم اطلاعات جغرافیایی، در این پژوهش به کار رفته است. نخست داده ها به صورت رستری و پس از آن به صورت فرمت Acsi آماده و پس از ارزیابی تغییرات گذشته در شبکه های عصبی، نتایج به صورت نقشه های رستری تهیه شد. با انتخاب الگوی یادگیری و ساختار شبکه و نتایج روند توسعه شهری، توسعه احتمالی شهر تبریز برای سال 1405 مشخص شد. نتایج ارزیابی دوره 10ساله (1385 تا 1395) نشان دهنده توسعه رو به پیرامون و اسپرال شهری در تبریز است که طی آن بیشتر زمین های پیرامونی شهر به ساختار شهری تبدیل شده است. ادامه این روند برای توسعه شهر در سال های آتی، بیشتر زمین های کشاورزی و پیرامونی شهر را تغییر خواهد داد که نتایج توسعه احتمالی شهر در 1405 این موضوع را نشان می دهد و بیش از 3600 هکتار از زمین های پیرامونی به توسعه شهری اختصاص خواهد یافت. این امر باعث پیچیدگی مشکلات و چالش های شهری تبریز در آینده خواهد شد و ادامه این روند توسعه اسپرال شهری ضمن افزایش مشکلات زیست محیطی، هزینه های توسعه و مدیریت شهری را دوچندان خواهد کرد.
    کلیدواژگان: توسعه پراکنده، اسپرال، شبکه های عصبی مصنوعی، GIS
  • شریف جورابیان شوشتری*، عباس اسماعیلی ساری، سیدمحسن حسینی، مهدی غلام علی فرد صفحات 125-144
    این مطالعه با هدف پیش بینی تغییرات کاربری اراضی شرق استان مازندران (شهرستان های نکا، بهشهر و توابع آنها) با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی در محیط GIS انجام شد. تصاویر ماهواره لندست[1]  متعلق به سال های 1366 و 1380 برای آشکارسازی تغییرات منطقه به کار رفت؛ سپس با بهره گیری از پرسپترون چند لایه[2]  شبکه عصبی مصنوعی، مدل سازی پتانسیل انتقال برای 7 زیرمدل اجرا شد و درنهایت مدل سازی تغییرات کاربری اراضی با دوره واسنجی 1366- 1380 برای سال 1385 با زنجیره مارکف و مدل پیش بینی سخت انجام پذیرفت. ارزیابی صحت مدل با بهره گیری از مقادیر موفقیت خنثی، موفقیت، خطا و هشدار خطا تعیین و درنهایت پیش بینی تغییرات کاربری اراضی برای سال 1394 انجام شد. نتایج نشان داد طی سال های 1366 تا 1380، به ترتیب 1964 و 1197 هکتار از وسعت جنگل ها و باغ ها کاسته و 1182 و 1978 هکتار به وسعت اراضی کشاورزی و مناطق مسکونی اضافه شده است. نتایج مدل سازی پتانسیل انتقال در همه زیرمدل ها صحت زیادی (67- 89درصد) را نشان داد. خطای کل پیش بینی مدل 98/9درصد بود که نشان دهنده کارایی و قابلیت زیاد مدل است. همچنین نتایج پیش بینی نشان داد مساحت اراضی جنگلی در سال 1394 نسبت به 1385 کاهش و مناطق مسکونی، اراضی کشاورزی و باغ ها افزایش خواهد یافت. [1] Landsat [2] Multilayer Perceptron: MLP
    کلیدواژگان: شبکه عصبی مصنوعی، مدل سازی تغییرات کاربری اراضی، سنجش از دور، ارزیابی صحت، شرق استان مازندران
  • سید حجت موسوی*، نجمه نظری، یونس غلامی صفحات 145-168
    گردشگری رابطه تنگاتنگی با توان های محیطی دارد؛ بنابراین قابلیت سنجی پهنه های مستعد گردشگری موجب شناخت ظرفیت ها، اصلاح برنامه های توسعه ای، حفظ محیط زیست و توسعه پایدار می شود. هدف این پژوهش، ارزیابی توان توسعه گردشگری و پهنه بندی آن در شهرستان فسا با تحلیل فضایی - مکانی جاذبه های گردشگری است. این فرایند در قالب مراحل تحلیل فضایی گردشگری تاریخی، فرهنگی، مذهبی، علمی، روستایی و طبیعی برمبنای تراکم سنجی منابع و جاذبه ها، پهنه بندی گردشگری ورزش های کوهستانی و کشاورزی انجام شد. در این زمینه نخست با شناسایی انواع جاذبه ها، تعیین موقعیت مکانی، طبقه بندی و تراکم سنجی آنها در واحد سطح و سپس تفکیک نواحی با تراکم حداکثری، پهنه های مستعد گردشگری با محوریت جاذبه ارائه شد. برای پهنه بندی گردشگری ورزشی، عامل ناهمواری در قالب مولفه های شیب بیش از 25درصد و ارتفاعات بیش از 1700 متر ملاک قرار گرفت. پهنه بندی گردشگری کشاورزی براساس مناطق دارای سبزینگی مستخرج از شاخص پوشش گیاهی تفاضلی نرمال شده (NDVI) با مقادیر بیش از 05/0 انجام شد. نتایج نشان داد وسعتی برابر با 69/2606 کیلومترمربع (11/62درصد) از کل شهرستان فسا برای انواع گردشگری مستعد است که در این میان پهنه های گردشگری ورزشی، طبیعی، ورزشی - طبیعی، تاریخی - فرهنگی - روستایی و تاریخی - فرهنگی - روستایی - طبیعی به ترتیب با مساحت 95/1479، 05/267، 82/225، 89/132 و 35/129 کیلومترمربع (26/35، 36/6، 38/5، 17/3 و 08/3درصد)، بیشترین گستردگی را دارند. درمجموع نتایج پژوهش حاضر، نمایش گرافیکی مکانی از شهرستان فسا در قالب پهنه های مستعد انواع مصادیق گردشگری است که از یک سو راهنمایی جامع برای گردشگران و تورگردانان و از سوی دیگر سندی علمی برای مدیران و برنامه ریزان به منظور تصمیم گیری ها و اجرای سیاست های توسعه ای به شمار می آید.
    کلیدواژگان: گردشگری ورزشی، گردشگری کشاورزی، پهنه بندی، سیستم اطلاعات جغرافیایی، فسا
|
  • Ali Asghar Jafari, Fatemeh Nematollahi, Mohammad Hossain Ramesht * Pages 1-18
    Diversity of power generation in each country can be considered a form of passive defense policy. Although there are enough fossil energy resources in Iran, due to several reasons, diversifying energy production centers has always been considered as a strategic policy and if we consider the occurrence of natural events and unpredictable disasters and the promotion of the diversity of scientific and technical professions to this collection, validity of such a strategy will be more clear. Locating such plants has attracted attention of land logisticians and due to environmental issues and security matters, it demands more attention and accuracy. This article, which is based on Christaller and Lush’s theory, underlying the three main factors of environmental considerations, security, and access to the main power supply network and applying geographical information system, first attempts to determine the appropriate locations based on these three features, then, applying a provision of access to the beach and the sea depth in the form of TOPSIS priority ranking, it priorities ten points in Iran, as the candidate for building plants. The results of this study show that the distribution of certain areas of Iran has the advantage of such election and from the total of 10 points two regions in the north coasts, two regions in the domestic land, one region in the coast of Oman and five regions in Persian Gulf have the priority of being selected as locations for establishing nuclear power plants in Iran.
    Keywords: Site Selection, Nuclear Power Plant, Land Use, TOPSIS, Walter Christaller, August L?sch, ‎Geographical Information System
  • Fatemeh Shahryar, Amir Gandomkar *, Rahim Hashempour Pages 19-34
    Due to the increasing population and urban development, locating suitable locations according to climatic parameters for constructing new towns is the concern of today's world. Locating is an activity in order to select a suitable location for a particular application by assessing and analyzing the spatial and non-spatial seating properties of a land. Hence, locating suitable areas according to climatic parameters for constructing new towns in Qazvin province is the main goal of the present study. The method of this study is to determine the importance and weight of climatic parameters using fuzzy-AHP and data from two questionnaires Delphi and pairwise comparison method. The susceptible areas in terms of climate conditions were identified in a case study in Qazvin province. Finally the results show that, according to climate conditions for creating new cities, 9.6 percent area of the province were located in the highly desirable region, 31.3 percent in favorable region, 40.7 percent in moderate region, 12.3 percent in undesirable region, and 9.1 percent in the complete undesirable region, respectively
    Keywords: Locating, Qazvin Province, New Towns, Fuzzy-AHP
  • Hamid Nouri *, Alireza Ildoromi, Mahdi Sepehri, Mahdi Artimani Pages 35-50
    Estimation of discharge as one of the major issues in water resource management and flood control has a key role in the success of water construction design and efficiency of Bio-Mechanical proceeding in catchments. In this research, discharge Peak of Yalphan River has been simulated using three main methods of artificial intelligence (MLP neural network model, subtractive clustering and ANFIS model, and the combination of neural network and genetic algorithm). For this purpose, 8 parameters have been prepared as input data (2001-2012) including precipitation in the event day, precipitations during 5 days before the event day, base flow in the event day and CN map. Peak of flow has been considered as output data of models. RSME, MAE and NSE indicators has been used to assess the artificial intelligence models. Output data of neural network model have been imported to the combined model of neural network and genetic algorithm. Also, output data of subtractive clustering model have been imported to ANFIS model. Finally three models have been assessed using the mentioned indicators. The results showed that the combined model of neural network and genetic algorithm is better than the other models in Yalphan Catchment.
    Keywords: Peak Flow, Neural Network, Genetic Algorithm, ANFIS, Yalphan
  • Somayeh Sadat Shahzeidi *, Mojgan Ghanbari Pages 51-68
    Today, cities around the world are exposed to natural hazards for many reasons. These risks come with many injuries that require immediate and preventive actions. The occurrence of landslides and hazards has made it necessary to identify and prioritize these sensitive areas. Ardal-Naghan region is located in the southwest of Chaharmahal-Bakhtiari province. The method of this research is descriptive-analytic. In the descriptive section, using the documentary studies and in the analytical section, identifying the effective parameters in the zoning of geomorphic hazards and integrating it with spatial analysis in the GIS of the vulnerable zones in the study area were determined. In this study, firstly, effective factors in hazard zonation were identified. After examining satellite images, geological maps and field studies, effective factors were studied using entropy model. The aim of this research is to determine the zoning of landslide hazard in Ardal-Naghan region using the entropy model in landslide occurrence by identifying effective factors such as slope, direction, distance from fault, distance from the waterway, elevation, geology and so on. According to the entropy model, the results show that 23 percent of landslides are in low-risk area, 25 percent are in moderate risk, and 52 percent of landslides are in high-risk area. This shows that in landslide zoning, the regional entropy model possesses the accuracy and validity.
    Keywords: Landslide, Entropy Model, Geomorphology, Ardal – Naghan
  • Ezatallah Ghanavati, Seyed Reza Hosseinzadeh, Amir Karam, Mitra Farokhzad * Pages 69-88
    In terms of geographical location, Mashhad metropolis has spread all over a wide alluvial plain. Locating between the Kopeh Dagh and the Hezar Masjed sedimentary heights and the Binalood igneous heights has led to the creation of specific morphology for the Mashhad alluvial plain. In the northern part of the city, the Kashafrood River drains all the rivers of Mashhad plain. And the Binalood heights drainage rivers run through the city of Mashhad and drain into the Kashafrood River. The city's physical development over the years has led to a change in the morphology of the city's rivers and in some ways, high-rise buildings are built on the abandoned river-beds and the probability of occurrence of geomorphological hazards has increased. In this research, the location of Mashhad and its physical growth, which led to the destruction and change of river's morphology, has been studied by using 1353, 1359, and 1390 satellite images and the old maps of Mashhad and geological and topographic maps in different periods. The purpose of this research is to investigate the comparative situation of rivers with urban built canals and the resulting risks. In this regard, it has been found that many urban canals are designed without regard to the natural morphology of the rivers and also regardless of the flow capacity of the water. The natural type of the river-beds has been sedimentary deposits including shale, clay and sand and rock along with the forms between the rifting of the rivers, but the canals have thick concrete walls and direct paths.
    Keywords: Geomorphology, Rivers, Artificial Canals, Physical Development, Mashhad Metropolis
  • Hossein Asakerh, Hassan Shadman * Pages 89-108
    Climate modeling is one of the fundamental methods of simplifying the complexity of the climate that can increase our understanding of the system’s behavior. Climate simulating through using the outputs of general circulation models in order to be aware of the characteristics of the climate, will be required in the coming years. The achievements of general circulation models cannot be used directly in regional and smaller-scale climate simulations. A common way to solve this problem is by statistically downscaling the output of general circulation models. SDSM is one of the most practical models in the mentioned fields. In this study, attempts are made to assess the ability of the SDSM in downscaling and simulating the temperature data of Urmia since the beginning of 1961 until the end of 2010 using National Emergency Communications Plan’s re-analyzed data and the outputs of HadCM3 under A2 and B2 scenarios. To assess the adequacy of the models obtained and the SDSM’s ability to simulate, some statistical tests such as the Chow test, the standard error, Wilmot index compatibility and also monthly and annual diagrammed data have been used. The results of this study show that the greater the time period is, the more preferable and closer to reality the simulated mean temperature will be. However the SDSM model’s function is inadequate in simulating the maximums and minimums. Therefore the achievements of this model are suitable only to obtain a general understanding of the characteristics of future climate and they cannot be used in precise projects.
    Keywords: Statistical Downscaling, Simulation, SDSM, Urmia
  • Akbar Rahimi * Pages 109-123
    Urbanization is one of the main consequences of the Industrial Revolution, which has transformed the process of urbanization and expanded immigration to cities. One of the main results of the urbanization development in recent decades is land use change in cities and urban size growth, which has caused urban sprawl growth to be one of the most important challenges of spatial planning and has resulted in social and environmental damages. In recent years, planners, economists, ecologists and urban managers have used a variety of models to assess changes in user behavior and to examine the outcomes of these changes in the future, and these models are being developed day by day. The purpose of this research is to evaluate the past development of Tabriz and predict these changes in the future. The research method is descriptive-analytical, which is applied to the evaluation and modeling of a specific area using satellite imagery and other data and factors influencing past development and the future of the city. The LTM model, which combines the capabilities of artificial neural networks and geographic information systems, has been used in this research. At first, the data were prepared as raster and then in Acsi format. After evaluating the past changes in neural networks, the results were prepared as raster maps. By selecting the learning pattern and network structure and the results of the urban development process, a possible development of the city of Tabriz for 2024 was prepared. The results of the evaluation a 10-year period (2006-2016) indicated the development of the periphery and sprawl of the city in Tabriz, which most of the surrounding Lands of the city have become urban structure, and with the continuation of this trend for the future development, most of the agricultural land and the periphery will change. The results of the possible development of the city in 2024 indicated that more than 3600 hectares of peripheral lands will be allocated to urban development, which will complicate Tabriz's urban problems and challenges, and continuing of the development of Urban Sprawl, not only increases environmental problems, but also increases the cost of development and management.
    Keywords: Sprawl Growth, Sprawl, Artificial Neural Network, GIS
  • Sharif Joorabian Shooshtari *, Abbas Esmaili, Sari, Seyed Mohsen Hosseini, Mehdi Gholamalifard Pages 125-144
    This study was performed with objective of predicting land cover change in the east of Mazandaran Province (Neka and Behshahr counties), using Artificial Neural Network in the GIS environment. Landsat imagery belonging to the years 1987 and 2001 was used for change detection. Then, using Multilayer Perceptron neural network transition potentials was implemented for 7 sub-models and finally, land cover change modeling for 2006 with 1987-2001 calibration period and by Markov Chain and hard prediction was run. The accuracy of the assessment model was determined by using the Null Successes, Hits, False Alarms, and Misses. Finally, land cover change prediction was done for 2015. The result showed that during 1987–2001, respectively, 1964 and 1197 ha from forest and orchard were reduced, and 1182 and 1978 ha agriculture and residential were added. The results showed high accuracy (67-89%) in all the sub-models. Total error prediction model was 9.98%. Furthermore, the prediction results showed that forest areas will be reduced and residential, agriculture and orchard will be increased in 2015 compared with 2006.
    Keywords: Artificial Neural Network, Land Cover Change Modeling, Remote Sensing, Accuracy Assessment, East of Mzandaran Province
  • Sayed Hojjat Mousavi *, Najmeh Nazari, Yones Gholami Pages 145-168
    Tourism has a close relationship with the environmental capabilities, therefore, the feasibility assessment of tourism susceptible zones can help identify capacity, refine development plans, and preserve the environment and sustainable development. Thus, the purpose of this research is to evaluate the potential of tourism development and zoning in Fasa County through spatial analysis of tourism attractions. This process is based on the following steps: (1) spatial analysis of historical, cultural, religious, scientific, rural and natural attractions based on the density of tourist resources, (2) the zoning of mountain sport tourism, and (3) the zoning of agricultural tourism. In this regard, initially, tourism susceptible zones were presented by identifying various types of attractions, determining the spatial location, categorizing and density of them in an area, and then separating the areas with maximum densities. In order to zoning the sport tourism, the roughness factor in the form of slope more than 25% and elevations above 1700 m were used. The zonation of agricultural tourism was based on the vegetation areas with a Normalized Difference Vegetation Index more than 0.05. The results showed that an area with 2606.69 km2 (62.11%) of the whole Fasa County is suitable for various types of tourism, which among them, sport, natural, sports-natural, historical-cultural-rural and historical-cultural-rural-natural zones have the highest extent with area of 1479.95, 267.05, 225.82, 132.89 and 129.35 km2 (35.26, 6.36, 5.38, 3.17 and 3.08 percent), respectively. In conclusion, the results of the study show the spatial graphic representation of Fasa County in the form of susceptible zones of various tourism, which, on the one hand, can provide a comprehensive guide for tourists and tour leaders, and on the one hand, can be a scientific document for managers and planners for constructive decisions and implementation of developmental policies.
    Keywords: Sport Tourism, Agricultural Tourism, Zonation, Geographical Information System, Fasa