فهرست مطالب

سلامت و محیط زیست - سال دوازدهم شماره 1 (پیاپی 43، بهار 1398)
  • سال دوازدهم شماره 1 (پیاپی 43، بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مسعود حاتمی منش، ثمر مرتضوی*، عیسی سلگی، احمد مهتدی صفحات 1-16
    زمینه و هدف
    امروزه حضور و افزایش ذرات معلق هوا یکی از عوامل جدی تهدید کننده سلامت انسان ها است. در این میان درختان می توانند به واسطه شاخ و برگ خود بستری مناسب برای تجمع ذرات معلق هوا باشند. در این مطالعه به ارزیابی توان جذب ذرات معلق مختلف توسط برگ برخی از گونه های درختی و درختچه ای در شهر اصفهان پرداخته شده است.
    روش بررسی
    12 گونه درخت و درختچه در 8 مکان شهر انتخاب و میزان ذرات معلق کل، PM10، PM2.5 و PM0.2 سطح و موم های کوتیکول برگ با استفاده از روش شستشو با آب و کلروفرم توسط فیلترهای کاغذی 91 ،  µm42 و فیلتر پلی تترا فلوئورواتیلن و ترازوی دیجیتالی اندازه گیری شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد بیشترین و کمترین میانگین ذرات معلق مربوط به گونه های شاه توت و بید به میزان 23/5±190/32 و μg/cm2 4/42±11/9 است. روند تجمع کل ذرات معلق سطح برگ به ترتیب از بیشترین به کمترین به صورت شاه توت> چنار> نارون> توت> عرعر > افرا> زبان گنجشک> خرزهره>اقاقیا> ارغوان> شمشاد> بید و در موم های کوتیکول در شاه توت> نارون> چنار> توت> افرا> عرعر> اقاقیا> ارغوان> زبان گنجشک> خرزهره> شمشاد > بید به دست آمد.
    نتیجه گیری
    نتایج حاکی از آنست که توانایی گونه های مختلف درختی در جذب  ذرات  به ویژگی های مورفولوژیکی، فیزلوژیکی و اکولوژیکی برگ بستگی دارد. درنهایت بین گونه های مختلف شاه توت دارای بیشترین توانایی جذب ذرات معلق است.
    کلیدواژگان: آلودگی هوا، ذرات معلق، سطح برگ، موم های اپی کوتیکول
  • آمنه مرزبان، مهران برزگران، مجتبی حمایت خواه، مریم ایاسی، سمانه دلاوری، محمدتقی سبزه ای، وحید رحمانیان* صفحات 17-30
    زمینه و هدف
    امروزه با افزایش مسائل زیست محیطی از قبیل بحران انرژی، تغییر آب و هوا، اتلاف و تخریب منابع طبیعی و افزایش مواد زائد ناشی از توسعه شهرنشینی، اثر انسان بر محیط از چالشی ترین مسائل مورد توجه مجامع علمی عصر حاضر است. پژوهش حاضر با هدف سنجش سطح آگاهی و رفتارهای زیست محیطی شهروندان یزد انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه مقطعی-تحلیلی روی 1000 نفر از شهروندان یزد در سال 1397 به شیوه نمونه گیری خوشه ایانجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد سنجش آگاهی، نگرش و رفتار زیست محیطی بود. دامنه نمره برای سه ساختار آگاهی، نگرش و عملکرد به ترتیب 12-0، 65-13 و 85-17 بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS,16 با آمار توصیفی و آزمون های تحلیلی در سطح معنی داری 0/05 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    صد در صد از پرسشنامه ها تکمیل شد. میانگین نمره آگاهی و نگرش زیست محیطی به ترتیب 3/92±8/32 و 8/28±36/15 (متوسط) و رفتار زیست محیطی 7/14±26/19 (ضعیف) بود. بین آگاهی و رفتار زیست محیطی زنان و مردان اختلاف آماری معنی داری وجود داشت بطوری که میزان آگاهی و رفتار زیست محیطی زنان بالاتر بود (0/05p<). بیشترین منبع کسب اطلاعات زیست محیطی رادیو و تلویزیون (42 درصد) بود .
    نتیجه گیری
    علیرغم وجود آگاهی و نگرش نسبتا مناسب نسبت به محیط زیست، اکثریت افراد به لحاظ رفتار زیست محیطی، عملکرد ضعیفی داشته اند. بنابراین برخورداری از آگاهی زیست محیطی نمی تواند تضمینی برای انجام رفتار زیست محیطی باشد، بلکه در این میان نیازمند شرایط و ساختار اجتماعی ترغیب کننده و تسهیل کننده انجام رفتارهای زیست محیطی وجود دارد.
    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، رفتار زیست محیطی، یزد
  • غلام رضا مرادی، محمدرضا منظم، پیمانه حبیبی* صفحات 31-46
    زمینه و هدف
    تلاش هایی به منظور بهبود کارایی مانع های صوتی از جمله بر روی شکل، زیبایی شناسی، فرم و جنس آنها انجام شده است. لذا هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر زاویه لبه بالایی در مانع های صوتی شکل دار با لبه T شکل بالایی است.
    روش بررسی
    برای محاسبه افت صدا در این مطالعه از روش شبیه ساز دو بعدی حد مرزی (BEM) Boundary Element Method استفاده شد. همچنین نتایج به دست آمده از موانع زاویه دار لبه بالایی در مانع های صوتی شکل دار با لبه T شکل بالایی مورد مقایسه قرار گرفت.
    یافته ها
    طراحی موانع زاویه دار لبه بالایی در مانع های صوتی شکل دار باعث افزایش چشمگیر عملکرد افت صدا به خصوص در محدوده فرکانسی پایین در مقایسه با لبه T شکل بالایی شد. بیشترین میزان افت صدا در موانع زاویه دار لبه بالایی در مانع های صوتی شکل دار در مقایسه با لبه T شکل بالایی (A)  dB3/79 برآورد گردید که معمولا بستگی به ابعاد و موقعیت نسبی به منبع و موقعیت گیرنده دارد. نتایج این مطالعه نشان داد که در بین مدل های تست شده جهت تعیین کارایی، بهترین مانع صوتی برای کنترل صدای ترافیک مانع زاویه دار با زاویه بالایی 19 درجه نسبت به زوایای بالایی دیگر و مانع T شکل ساده در فرکانس 315، 400، 500 و Hz 630 به دست آمد.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که با به کار بردن مانع های زاویه دار لبه بالایی در مانع های صوتی شکل دار کارایی مانع با لبه T شکل بالایی را در مقایسه با مانع T به میزان قابل توجهی افزایش می دهد. در این خصوص بهترین شکل برای به کارگیری مانع های زاویه دار با زاویه بالایی حدود 19 درجه نسبت به سطح افق است. علت این تاثیر را می توان وجود شکست و بازتاب لبه های زاویه دار در مسیر انتقال موج صوتی از منبع تا گیرنده دانست. تمامی موانع زاویه دار قادر هستند که کارایی مانع را در محدوده فرکانسی خاص به خصوص در فرکانس های پایین، افزایش دهند.
    کلیدواژگان: موانع زاویه دار صوتی، روش حد مرزی، مانعT شکل
  • محمدرضا خانی، امیر حسین محوی، محمد علی ززولی، ذبیحاللهیوسفی، یوسف دادبان شهامت* صفحات 47-62
    زمینه و هدف
    فاضلاب کارخانه روغن کشی زیتون یکی از آلوده ترین فاضلاب های بهداشتی است که عدم تصفیه آن آلودگی شدید محیط زیست را به دنبال خواهد داشت. در این تحقیق تصفیه آن با استفاده از فرایند الکتروکواگولاسیون و روش های نوین اکسیداسیون پیشرفته مورد تحقیق قرار گرفته است.
    روش بررسی
    تجزیه پذیری، راندمان و سینتیک حذف کدورت و مواد آلی پساب واقعی روغن زیتون با اعمال پارامترهای بهره برداری الکتروکواگولاسیون شامل دانسیته جریان (A/dm2 0/08- 0/77)، جنس الکترود آند، زمان واکنش (min 0- 45) بررسی شد. سپس انواع فرایندهای مختلف اکسیداسیون پیشرفته برای تعیین راندمان و سینتیک حذف TOC و تصفیه پذیری بیولوژیکی (BOD/TOC) آن اعمال گردید.
    یافته ها
    شرایط بهینه راندمان حذف کدورت، BOD،  TOCو الکترود مصرفی در الکتروکواگولاسیون به ترتیب معادل 78 درصد، 57 درصد، 72 درصد و mg 583 به ازای هر لیتر پساب برای الکترود آند آهن سنجش شد؛ به طوری که سینتیک حذف TOC از درجه اول تبعیت نموده و معادل min-1 0/027 سنجش شد. راندمان حذف TOC در فرایندهای US، H2O2، SOP، O3/H2O2،COP ، COP/US و COP/US/H2O2 به ترتیب معادل 8، 15، 20، 25، 61، 68 و 75 درصد سنجش گردید و بیشترین قابلیت تجزیه بیولوژیکی در فرایند COP/US/H2O2 معادل 1/5 برابر افزایش یافت.
    نتیجه گیری
    فرایند الکتروکواگولاسیون به همراه اکسیداسیون پیشرفته COP/US/H2O2 سبب تصفیه موثر پساب روغن زیتون می گردد و تصفیه پذیری بیولوژیکی آن را افزایش می دهد، به طوری که می توان از این فرایند برای تصفیه مطمئن و با درجه بالای پساب های این صنعت و صنایع مشابه استفاده نمود.
    کلیدواژگان: سونو پروکسون کاتالیزوری، الکتروکواگولاسیون، معدنی سازی، فاضلاب، پساب روغن زیتون
  • سارا خوش یمن، آوا حیدری*، علیرضا حیدری صفحات 63-74
    زمینه و هدف
    صنعت فولاد، بزرگترین مصرف کننده انرژی در جهان است. سالانه مقادیر زیادی ضایعات آهن تولید می شود که استفاده از آن در صنعت فولاد، امری اقتصادی است. در این مطالعه هدف آن است که پیامدهای زیست محیطی استفاده از آهن های قراضه به عنوان ماده خام برای تولید فولاد با روش ارزیابی چرخه حیات بررسی شود.
    روش بررسی
    برای انجام این ارزیابی، از نرم افزار Simapro و پایگاه دادهEcoinvent  استفاده شد. داده های مربوط به فرایند تولید فولاد (مواد خام، پسماند و محصول) به روش مصاحبه از کارخانه فولاد جمع آوری گردید، سپس اثرات زیست محیطی به کمک روش های ReCiPe، Cumulative Energy Demand (CED)، (IPCC) Intergovernmental Panel on Climate Change و رد پای آب کمی شدند.
    یافته ها
    نتایج به دست آمده از روش ReCiPe نشان داد که از بین گروه های تاثیر، سمیت برای اکوسیستم خشکی با مقدار kg 1,4-Dichlorobenzene (1,4-DCB) eq/ton   14392 در فولاد و گرمایش جهانی با مقدار kg CO2 eq/ton 5289 فولاد به ترتیب بزرگترین تاثیرات زیست محیطی این فرایند هستند. کمترین پیامد زیست محیطی این فرایند برای گروه های تاثیر سمیت سرطان زایی برای انسان و سمیت برای آب های شیرین به دست آمد. ردپای کربن ناشی از فعالیت این  کارخانه ton CO2 eq/ton 5/24 فولاد است. مهمترین زیر بخش تولید کننده گازهای گلخانه ای مربوط به مصرف الکتریسیته با مقدار kg CO2 eq/ton2900 فولاد است. تقاضای انرژی تجمعی (انرژی حاصل از سوخت فسیلی) یک تن شمش فولادی برابر با MJ 73393 است که سه برابر معادل جهانی آن است. ردپای کلی آب برای یک تن فولاد، m3 19/5 آب است که تقریبا برابر با معادل آن در اروپا است.
    نتیجه گیری
    استفاده از ضایعات آهن قراضه در فرایند تولید فولاد به جای سنگ آهن، باعث کاهش مقدار پتانسیل سمیت در انسان و مصرف منابع معدنی شده است.
    کلیدواژگان: ارزیابی چرخه حیات، صنایع تولید فولاد، آهن قراضه، سیما پرو
  • هادی نیک نژاد، حسن پاسالاری، مجتبی یگانه بادی، جمیله ابوالقاسمی، رضا قاسم نژاد، مهدی فرزادکیا* صفحات 75-86
    زمینه و هدف
    مطب ها، درمانگاه ها، آزمایشگاه ها و مراکز بهداشتی و درمانی از جمله مراکز اصلی تولید پسماندهای پزشکی به شمار می روند. مدیریت پسماند پزشکی در این مراکز برخلاف مراکز بیمارستانی به ندرت مورد توجه قرار گرفته است. این تحقیق با هدف تعیین وضعیت مدیریت پسماند های پزشکی در مطب ها، درمانگاه ها، آزمایشگاه ها و مراکز بهداشتی و درمانی شهر محمودآباد انجام گرفت.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی 117 مرکز ارائه دهنده خدمات بهداشتی و درمانی شهر محمودآباد در سال 1396 مورد بررسی قرار گرفت و میزان پسماندهای تولیدی، نحوه نگهداری، وضعیت جایگاه های موقت، نحوه جمع آوری زباله ها و نحوه دفع پسماندها از طریق مشاهده و مصاحبه و تطبیق وضعیت بهداشتی آنها با آیین نامه های موجود تعیین و در چک لیست های استاندارد وزارت بهداشت، ثبت گردید.
    یافته ها
    میزان تولید روزانه پسماندهای پزشکی در هر مرکز بهداشتی و درمانی به طور متوسط g/day 248 است و از نظر آماری اختلاف معنی داری بین میزان تولید پسماند پزشکی در مراکز بهداشتی و درمانی دولتی (g/day 244) و خصوصی (g/day 252) وجود ندارد (0/111=p). از نظر رعایت استانداردهای بهداشت محیطی، مراکز دولتی وضعیت مطلوب تری نسبت به مراکز خصوصی داشته اند.
    نتیجه گیری
    نتایج به دست آمده حاکی از آن است که مدیریت پسماند در مراکز بهداشتی درمانی شهر محمودآباد به خصوص در بخش خصوصی دارای مشکلات جدی است. ضعف در تفکیک پسماندها و عدم جلوگیری از اختلاط پسماند عادی و عفونی، لزوم آموزش به پرسنل و نظارت بیشتر را می طلبد. بنابراین بازنگری اساسی در شیوه مدیریت پسماندها ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: پسماند پزشکی، مطب، مراکز بهداشتی و درمانی، آزمایشگاه، محمودآباد
  • حیدر عباس زاده، مریم محمدی روزبهانی*، سهیل سبحان اردکانی صفحات 87-100
    زمینه و هدف
    آلاینده های منتشرشده از صنایع در صورت ورود به زنجیر غذایی می تواند سلامت انسان را با مخاطره جدی مواجه کرده و از این رو پایش محیطی آنها ضروری به نظر می رسد. لذا، این پژوهش با هدف ارزیابی قابلیت پایش زیستی فلزات سنگین (آهن، سرب و کادمیوم) توسط برگ درختان کنار و کهور مستقر در حاشیه یک مجتمع فولاد در سال 1395 انجام یافت.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی پس از تعیین ایستگاه های نمونه برداری، 90 نمونه از برگ درختان کنار و کهور و همچنین 90 نمونه از خاک موجود در پای درختان برداشت شد. پس از آماده سازی و هضم نمونه ها در آزمایشگاه، محتوی فلزات سنگین در آنها توسط دستگاه جذب اتمی خوانده شد و سپس ضریب تجمع زیستی (Bioconcentration Factor) فلزات محاسبه شد. پردازش آماری نتایج نیز با استفاده از نرم افزار آماری SPSS انجام یافت.
    یافته ها
    بیشینه میانگین غلظت عناصر (mg/kg) در برگ‎های  شسته نشده گونه های کنار و کهور برای آهن به ترتیب 202/3±2180/3و 315/1±2237/9، برای سرب به ترتیب 9/6±76/6 و 4/5±114/3 و برای کادمیوم به ترتیب 16/8±69/2 و 6/8±107/2 بود. از طرفی مقادیر BCF در همه ایستگاه ها و برای همه عناصر، بزرگ تر از 1 بود.
    نتیجه گیری
    با استناد به مقادیر محاسبه شدهBCF عناصر می توان اذعان کرد که گونه های کنار و کهور از قابلیت تجمع و انباشت فلزات سنگین برخوردار بوده و می توان از آنها در مناطق آلوده صنعتی و شهری به عنوان گونه بیش اندوز (Hyperaccumulator) در برداشت و استخراج گیاهی (Phytoextraction) بهره برد.
    کلیدواژگان: فلزات سنگین، پایش زیستی، زیست شناساگر، کنار، کهور
  • اسفندیار حسنی مقدم*، عبدالرضا بازدار، مهدی شعبان صفحات 101-112
    زمینه و هدف
    میزان نیترات یکی از مهمترین فاکتورهای تعیین کیفیت در سبزیجات است. امروزه به دلیل استفاده بیش از حد از کودهای شیمیایی حاوی ازت برای تسریع رشد رویشی‏، بسیاری از سبزی ‏ها دارای درصد بالایی نیترات در رژیم غذایی انسان است. هدف از اجرای این تحقیق بررسی غلظت نیترات در 4 گونه سبزی کشت شده در دو شهرستان پلدختر و خرم‏آباد است.
    روش بررسی
    در این تحقیق میزان نیترات 4 گونه سبزی شامل تره ایرانی، ریحان، نعنا، تربچه (غده و برگ) کاشته شده در مزارع سبزیکاری شهرستان های خرم آباد و پلدختر مورد اندازه گیری قرار گرفت. از مزارع مزبور بصورت تصادفی از هر گونه سبزی سه نمونه  kg2 از قسمت مورد مصرف آن جمع‏آوری و به آزمایشگاه منتقل شد. میزان نیترات مطابق دستورالعمل موسسه آب و خاک ایران اندازه‏ گیری شد. بدین منظور پس از آماده سازی نمونه ‏ها جذب آنها با دستگاه اسپکتروفتومتر در طول موج  nm580 اندازه‏ گیری و با توجه به منحنی استاندارد میزان نیترات در سبزیجات مختلف تخمین زده شد.
    یافته ها
    نتایج تجزیه واریانس داده‏ ها نشان داد اثر نوع سبزی ‏ها بر میزان نیترات تجمع یافته در دو منطقه خرم‏ آباد و پلدختر به همراه تیمار شاهد معنی‏ دار بود. مقایسه میانگین داده ‏ها نشان داد، متوسط نیترات در سبزی های مورد مطالعه شهرستان خرم آباد به ترتیب شامل غده تربچه (mg/kg 27017)، ریحان (mg/kg 9500)، تره ایرانی (mg/kg 8408)، برگ تربچه (mg/kg 8231) و نعنا (mg/kg 5450) و در شهرستان پلدختر به ترتیب شامل غده تربچه (mg/kg 12933)، ریحان (mg/kg 9063)، تره ایرانی (mg/kg 6708)، برگ تربچه (mg/kg 6296) و نعنا (mg/kg 5454) بود که همگی بالاتر از حد مجاز توصیه شده برای مصرف است. متوسط تجمع نیترات سبزی های مزرعه شاهد به ترتیب شامل غده تربچه (mg/kg 1586)، ریحان (mg/kg 1134)، تره ایرانی (mg/kg 906)، برگ تربچه (mg/kg 794) و نعنا (mg/kg 662) بود که در محدوده مجاز برای مصرف قرار داشت.
    نتیجه گیری
    میزان نیترات اندازه گیری شده در g 100 بافت سبزی به ترتیب در غده تربچه (7/36)، ریحان (3/37)، تره ایرانی (2/74)، برگ تربچه (2/64) و نعنا (1/98) برابر بیشتر از حد مجاز مصرف روزانه است. با توجه به بالا بودن میزان نیترات در سبز های مورد مطالعه پیشنهاد می گردد که در مصرف این سبزیجات احتیاط نموده و نیترات سبزی های تولید شده در استان لرستان در فصول مختلف سال مورد ارزیابی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: نیترات، سبزی های برگی، تره ایرانی، ریحان، نعنا و تربچه
  • مهدی هادی*، زهرا ابوسعیدی، حسن پاسالاری صفحات 113-128
    زمینه و هدف
    رسوبگذاری و خورندگی باعث کاهش کیفیت آب و آسیب به تجهیزات لوله کشی در سیستم های تامین آب می شوند. در این مطالعه تمایل به خورندگی یا رسوبگذاری منابع آب زیرزمینی شامل چشمه، قنات، چاه های عمیق و نیمه عمیق در مناطق روستایی کاشان طی سال های 1381 تا 1392 مورد بررسی قرار گرفت.
    روش بررسی
    بر مبنای پارامترهای pH، دما، کلسیم، کربنات، بی کربنات، کل جامدات محلول، مقادیر شاخص های پایداری آب شامل لانژلیر (LSI)، رایزنار (RSI)، پوکوریوس (PSI) و همچنین مقدار و روند شاخص کمی پتانسیل ترسیب کربنات کلسیم (CCPP) به تفکیک منابع آب تعیین و تحلیل شد.  
    یافته ها
    مقدار متوسط شاخص های LSI، RSI و PSI و CCPP به ترتیب برابر با 0/02±0/41، 0/03±6/99، 0/02±7/40و mg/L 2/44±21/41 تعیین شد. براساس شاخص CCPP مقدار پتانسیل رسوبگذاری چشمه، قنات، چاه عمیق و نیمه عمیق به ترتیب برابر با 3/16±17/23، 1/38±15/66، 11/22±41/23 و mg/L 4/46±23/15 است. از سال 1381 تا 1392 شاخص CCPP افزایش محسوسی داشته به گونه ای که به طور میانگین mg/L 1/6 در سال افزایش یافته است.
    نتیجه گیری
    منابع آب منطقه رسوبگذار هستند به نحوی که این تمایل از بیشترین تا کمترین مربوط به چاه های عمیق، چاه های نیمه عمیق، چشمه و قنات است. مقدار تشکیل رسوب به ازای هر متر مکعب آب منطقه در حدود g 21 برآورد شد که شاید در افزایش رسوبات در جداره سیستم های توزیع آب مشکل ساز باشد. مدیریت برداشت آب در منطقه همراه با کاهش مقدار TDS در منابع آب (شاید از طریق کنترل تخلیه زه آب های کشاورزی)، در کاهش تمایل آب به رسوبگذاری موثر است.
    کلیدواژگان: شاخص های پایداری آب، خورندگی، رسوبگذاری، منابع آب زیرزمینی
  • ابراهیم هوشیاری، نسرین حسن زاده*، علی چرخستانی صفحات 129-140
    زمینه و هدف
    امروزه آلکیل بنزن سولفانات خطی (LAS) کاربرد زیادی در تولید انواع شوینده ها دارد. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی همزمان خطر سلامت و خطر اکولوژیک این آلاینده در آب سد درودزن برای ارگانیسم های هدفی همچون ماهی ها و دافنی است.
    روش بررسی
    با توجه به هدف تحقیق و براساس محدودیت های موجود، در شهریورماه 1397 از 7 ایستگاه انتخاب شده براساس کانون آلودگی در سد درودزن تعداد 21 نمونه آب برداشت شد و پارامترهای کیفی آب شامل دما، اسیدیته (pH)، اکسیژن محلول (DO)، پتانسیل اکسایش و کاهش (ORP)، کل جامدات محلول (TDS)، هدایت الکتریکی (EC) براساس روش استاندارد در محل سنجش شد. مقدار آلکیل بنزن سولفانات خطی (LAS) پس از انتقال نمونه ها به آزمایشگاه با استفاده از روش بهینه شده متیلن بلو اندازه گیری شد. سپس ارزیابی خطر اکولوژیک و سلامت با محاسبه شاخص RQ (شاخص ریسک) انجام شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میانگین پارامترهای pH برابر با 8/84، EC برابر باµs/cm  732/19، TDS، شوری و DO به ترتیب برابر با mg/L 482/90، 366/61 و 6/87 بود. بیشترین و کمترین غلظت LAS به ترتیبmg/L  0/039 و 0/005 بود. همچنین نتایج نشان داد که ارتباط معنی داری بین غلظت LAS و pH وجود دارد. نتایج ارزیابی خطر نشان داد که شاخص ریسک سلامت در تمامی ایستگاه ها کمتر از مقدار 0/1 است. در صورتی که شاخص ریسک اکولوژیک به جزء در ایستگاه شماره 7 در سایر ایستگاه ها در طبقه با ریسک کم قرار دارد.
    نتیجه گیری
    به طور کلی نتایج نشان می دهد که شاخص RQ در آب سد درودزن در محدوده مناسب و در طبقه با ریسک کم قرار دارد. لذا لازم است که به منظور رسیدن به قطعیت در ارتباط با شرایط بهینه آب سد از نظر اکولوژیکی و سلامت مطالعات طولانی مدت در این زمینه انجام شود.
    کلیدواژگان: آلکیل بنزن سولفانات های خطی، سد درودزن، سورفاکتانت، ارزیابی خطر آب شرب
  • خدیجه غطاوی، ابوالفضل ناجی*، سمیه کرد صفحات 141-150
    زمینه و هدف
    آلودگی های دریایی به دلیل فعالیت های انسانی در حال رشد هستند. افزایش مستمر در تولید پلاستیک و مدیریت ضعیف در کنترل ضایعات پلاستیکی منجر به افزایش قابل ملاحظه از این آلاینده در محیط های آبی شده است که نتیجه آن افزایش میزان میکروپلاستیک با اندازه کمتر یا مساوی با  mm5 در محیط آبی است.
    روش بررسی
    در تحقیق حاضر، به بررسی فراوانی، توزیع، رنگ و نوع میکروپلاستیک ها در دستگاه گوارش ماهی های دریای عمان  با استفاده از روش نمونه برداری تصادفی و هضم نمودن بافت ها و شناورسازی میکروپلاستیک ها پرداخته شده است.
    یافته ها
    تعداد کل میکروپلاستیک های یافت شده در گونه ماهیان مورد مطالعه متغیر بود، بیشترین تعداد میکروپلاستیک متعلق به گونه های طلال (Rastrelliger kanagurta) و گوازیم دم ریش (Nemipterus japonicus) 29 درصد و گونه های حسون معمولی (Saurida tumbil)، ماهی یال اسبی (Trichiurus lepturus) و کوسه (Paragaleus randalli)  14 درصد است.
    نتیجه گیری
    بیشترین اشکال مشاهده شده متعلق به میکروفیبرها (86 درصد)، قطعه (11 درصد) و گلوله (3 درصد) بوده است. بیشترین فراوانی رنگ های مشاهده به ترتیب برای رنگ های آبی، صورتی و سیاه بودند. طبق نتایج به دست آمده بیشترین غلظت آلودگی میکروپلاستیک ها در گونه های طلال (Rastrelliger kanagurta) و گوازیم دم ریش (Nemipterus japonicus) مشاهده شد. مطالعه حاضر می تواند اطلاعات مفیدی برای تحقیقات بیشتر و همچنین پیش زمینه ایی جهت کنترل و پایش این آلاینده در محیط دریای عمان فراهم نماید.
    کلیدواژگان: آلودگی، ارزیابی محیط زیست، دریای عمان، میکرو پلاستیک، زنجیره غذایی
  • کاظم ندافی، محمدصادق حسن وند*، ساسان فریدی صفحات 151-172
    زمینه و هدف
    آلودگی هوا یکی از عوامل مهم تاثیرگذار بر سلامت بوده و بیشترین بار بیماری های منتسب به عوامل خطر محیطی را به خود اختصاص داده است. آلودگی هوا پس از استعمال دخانیات، دومین عامل اصلی مرگ های ناشی از بیماری های غیرواگیر محسوب می شود و با افزایش ریسک ابتلا به بیماری های حاد و مزمن و مرگ در ارتباط است.
    روش بررسی
    در این مقاله مروری در ابتدا براساس مطالعات شاخص انجام شده در دنیا، وضعیت کیفیت هوای آزاد (Ambient air pollution) و اثرات آن بر سلامت در ایران و سایر کشورها مورد ارزیابی قرار گرفت؛ و در مرحله بعد وضعیت کیفیت هوای آزاد و اثرات آن بر سلامت در کلانشهر تهران طی سال های 1385 تا 1396، براساس نتایج مطالعات صورت گرفته توسط پژوهشکده محیط زیست دانشگاه علوم پزشکی تهران ارائه گردیده است.
    یافته ها
    نتایج این مطالعات نشان داد که میانگین سالیانه غلظت مواجهه با PM2.5 هوای آزاد وزن دهی شده با جمعیت، در ایران برابر µg/m3 48 است که تقریبا کمی پایین تر از متوسط غلظت جهانی آن (µg/m3 51) است. یافته ها نشان داد گرچه نتایج مطالعات انجام شده دارای تفاوت های نسبتا زیادی در رابطه با تعداد موارد مرگ منتسب به آلودگی هوا است؛ اما به واسطه مواجهه با این عامل خطر، تعداد زیادی از موارد مرگ در دنیا رخ می دهد. یافته های حاصل از روند تغییرات غلظت آلاینده های هوا طی سال های 1385 الی 1396 و کمی سازی اثرات آنها بر سلامت در شهر تهران نشان می دهد که غلظت ذرات معلق هوا در شهر تهران در سال های 1385 تا 1390 روند افزایشی داشته است و حداکثر میانگین غلظت PM2.5 طی 12 سال مورد بررسی، در سال 1390 معادل µg/m3 38 مشاهده شده است. سپس روند تغییرات غلظت ذرات معلق ریز هوا در فاصله سال های 1391 تا 1394 روند کاهشی داشته است و به حدود µg/m3 30 رسیده است؛ اما طی سال های 1395 و 1396 میانگین سالیانه غلظت PM2.5 هوای آزاد نسبت به مقدار مشابه سال 1394 افزایش یافته است. همچنین نتایج این مطالعه نشان داد که در شهر تهران بر اساس وضعیت شاخص کیفیت هوا (AQI)، از سال 1390 تا 1396 حتی یک روز شاخص کیفیت هوا در طبقه "خوب" (50-0AQI =) قرار نگرفته است اما تعداد روزهایی که AQI "متوسط" (100-51AQI =) بوده است، از سال 1390 تا 1394 افزایش یافته است. همچنین در سال 1396 تنها 20 روز شاخص کیفیت هوا متوسط و 237 روز "ناسالم برای گروه های حساس"، 107 روز "ناسالم" و 1 روز "خیلی ناسالم" بوده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد در سال 1396 در صورتی که میانگین غلظت سالانه PM2.5 در شهر تهران از شرایط موجود (حدود µg/m3 32) به غلظت µg/m3 10 (رهنمود WHO) می رسید، از (6359-3238) 4878 مورد مرگ جلوگیری می شد.
    نتیجه گیری
    آلودگی هوا سهم بسیار چشمگیری در تعداد موارد مرگ منتسب دارد. همچنین نتایج مطالعات جهانی می تواند تا حد زیادی با شرایط واقعی کشور متفاوت باشد و این امر ضرورت وجود داده های معتبر بومی مرتبط با غلظت آلاینده های هوا و بروز پایه پیامدهای بهداشتی در کشور را به منظور بررسی دقیق وضعیت کیفیت هوا و اثرات آن بر سلامت نمایان می کند.
    کلیدواژگان: آلودگی هوا، اثرات بهداشتی، کیفیت هوا، ایران
|
  • M Hatami, Manesh, S Mortazavi*, E Solgi, A Mohtadi Pages 1-16
    Background and Objective
    Today, the presence and increase of particulate matter is one of the serious factors that threaten human health. In the meantime, trees can accumulate airborne particles by their foliage. In this study, the accumulating ability of various PM by the leaf of some tree and shrub species was evaluated in Isfahan.
    Materials and Methods
    12 species of trees and shrubs were selected at 8 locations in Isfahan and the total PM, PM10, PM2.5 and PM0.2 were measured using water and chloroform washing methods by paper filters 91, 42 μm, and Polytetra Fluorethylene filters and digital balance.
    Results
    The results showed that the highest and lowest mean total accumulation of total particulate matter was related to Morus nigra and Salix alba, that were 190.23 ± 23.5 and 11.9 ± 4.42 μg/cm2. In addition, the trend of accumulation of total PM on the leaf surface from the highest to the lowest was: Morus nigra> Platanus orientalis> Ulmus umbraculifera> Morus alba> Acer negundo> Ailanthus altissima> Fraxinus excelsior > Nerium oleander >Robinia pseudoacacia> Cercis siliquastrum> Nerium oleander > Euonymus japonicas> Salix alba and in epicuticular Waxes, Morus nigra> Ulmus umbraculifera > Platanus orientalis > Morus alba> Ailanthus altissima> Acer negundo > Robinia pseudoacacia>Cercis siliquastrum> Fraxinus excelsior > Nerium oleander > Euonymus japonicas> Salix alba.
    Conclusion
    The results indicated that the ability of different tree species to absorb PM depended on the morphological, physiological and ecological characteristics of the leaf. Finally, among the different species the Morus nigra had the highest ability to capture various PM.
    Keywords: Air pollution, Particulate matter, Leaf surfaces, Epicuticular waxes
  • A Marzban, M Barzegaran, M Hemayatkhah, M Ayasi, S Delavari, MT Sabzehei, V Rahmanian* Pages 17-30
    Background and Objective
    Nowadays, with the increasing environmental issues such as energy crisis, climate change, waste generation and destruction of natural resources and the increase of waste materials due to the development of urbanization, human impact on the environment is one of the most challenging issues of the scientific community. The purpose of this study was to measure the level of awareness and environmental behaviors of Yazd citizens.
    Materials and Methods
    This cross-sectional study was carried out on 1000 residents of Yazd in 2018 by cluster sampling. The data collection tool was a standard questionnaire for knowledge, attitude and environmental behavior. The score range for the three knowledge, attitude and practice structures was 0-12, 13-65, and 17-55, respectively. Data were analyzed using descriptive statistics and analytical tests at the significance level of 0.05 using spss16 software.
    Results
    One hundred percent of the questionnaires were completed. Mean score of knowledge and environmental attitude was 8.23 ± 3.92 and 36.15 ± 8.28 (moderate), and of the environmental behavior was 26.19 ± 7.14 (poor). There was a significant statistical difference between knowledge and environmental behavior of women and men. The level of knowledge and environmental behavior of women was higher (p<0.05). The largest source of environmental information was radio and television (42%).
    Conclusion
     Despite the relatively good awareness and attitude towards the environment, the majority of the people had poor performance due to the environmental behavior. Therefore, environmental awareness cannot be a guarantee of environmental behavior. It also needs to encourage persuasive social conditions and structure and facilitating environmental behaviors.
    Keywords: Knowledge, Attitude, Environmental behavior, Yazd
  • Ghr Moradi, MR Monazzam, P Habibi* Pages 31-46
    Background and Objective
    Efforts to improve the effectiveness of noise barriers have been made, including shape, aesthetics, form and gender. Therefore, the aim of this study was to investigate the effect of the angle upper edge in shaped noise barriers with a T-shaped upper edge.
    Materials and Methods
    A 2D boundary element method (BEM) was used to predict the insertion loss of the tested barriers. The results obtained from the angular obstructions of the upper edge with the upper T-face were compared.
    Results
    The design of the angular barriers of the upper edge in the shape of the barrier caused a significant increase in the insertion loss performance, especially in the low frequency range, as compared to the upper T-shaped face. The highest amount of insertion loss in the angular barriers of the upper edge in the shaped barriers was estimated to be 3.79 dB (A) above the upper edge of T, which usually depends on the relative dimensions and position relative to the source and location of the receiver. The results of this study showed that among the tested models to determine the efficiency, the best noise barrier for controlling the traffic noise was the angular barrier with a high angle of 19 degrees compared to the other higher angles and a simple T barrier at a frequency of 315, 400, 500, and 630 Hz was obtained.
    Conclusion
    The performance of the barriers  in the case of applying the angle at the upper edge on the T-shaped barrier surface is improved in comparison with the use of a simple T-barrier in lower frequencies. In this regard, the best form for applying angular obstructions with a high angle was about 19 degrees from the horizon.. The cause of this effect was the presence of a failure and reflection of the angled edges in the direction of transmission of sound wave from source to receiver. All angular barrier are able to increase the barrier performance at a specific frequency range, especially at low frequencies.
    Keywords: Angular angle barriers, Boundary element method, T-shaped barrier
  • MR Khani, AH Mahvi, MA Zazouli, Z Yousefi, Y Dadban Shahamat* Pages 47-62
    Background and Objective
    Olive Mill Wastewater (OMWW) is one of the most polluted sanitary wastewaters that its ineffective treatment will cause severe pollution of the environment. In this study, OMWW treatment wasinvestigated using combined electrocoagulation and novel advanced oxidation process.
    Materials and Methods
    Biodegradability, efficiency and kinetics of removal of turbidity and organic matter from the OMWW by applying the operational parameters of electrocoagulation such as current density (0-0.77 A/dm2), type of anode electrode, reaction time (0-45 min) were investigated. Various types of advanced oxidation processes were performed to determine the the efficiency of removal of TOC and kinetics and biobegradability.
    Results
    The optimum condition for removing turbidity, BOD, TOC and consumed Iron anode electrod in electrocoagulation were 78%, 57%, 72% and 583 mg/ per liter of wastewater, respectively. Thus, the kinetic of TOC removal was first-order and was 0.027 min-1. The TOC removal efficiency of pretreated OMWW in oxidation processes of US, H2O2, SOP, O3 / H2O2, COP, COP/US and H2O2/COP/US were measured as 8%, 15%, 20%, 25%, 61%, 68% and 75%, respectively. The highest biodegradability index (BOD/TOC) in the COP/US/H2O2 process was increased 1.5 times.
    Conclusion
    The advenced oxidation process of COP/US/H2O2 follwed by electrocagulation demonstrated an effective treatment of OMWW and improved its biodegradability. Therefore, this process can be used for efficient treatment of OMWW in olive and similar industries.
    Keywords: Catalytic sonoproxone, Electrocoagulation, Mineralization, Wastewater, Olive mill wastewater
  • S Khoshyomn, A Heidari*, A R Heidari Pages 63-74
    Background and Objective
    The steel industry is the world's largest consumer of energy. A large amount of iron waste is produced annually, which its use in the steel industry can be economic. The purpose of this study was to investigate the environmental impacts of the steelmaking from iron scrap as a raw material using a life cycle assessment (LCA) method.
    Materials and Methods
    Simapro software and the ecoinvent database were used to conduct LCA. Data on the steel production process (raw materials, waste, and products) were collected by a questionnaire from a steel plant. Environmental burdens were quantified using ReCiPe, Cumulative Energy Demand (CED), IPCC) Intergovernmental Panel on Climate Change) and water footprints methods.
    Results
    The results of the ReCiPe method showed that the terrestrial ecotoxicity with a value of 14392 kg 1,4-Dichlorobenzene (1,4-DCB) eq/ton of steel and global warming with 5289 kg CO2 eq/ton of steel, had the greatest environmental impact, respectively. The lowest environmental impact of this process was obtained for freshwater ecotoxicity and human carcinogenic toxicity. The carbon footprint resulting from steelmaking is 5.24 ton CO2 eq/ton of steel. The most important sector of the greenhouse gas producer is the consumption of electricity with a rate of 2900 of kg CO2 eq/ton of steel. The cumulative energy demand of one ton of steel ingot was 73393 MJ, which is three times the global equivalent. The total water footprint for one t of steel was 19.5 m3 of water, which is almost near to the equivalent in Europe.
    Conclusion
    the use of iron scrap as raw material in the process of steelmaking instead of iron ore has reduced the amount of human toxicity potential and mineral resource consumption.
    Keywords: Life cycle assessment, Steel plant, Iron scraps, Simapro
  • H Nik Nejad, H Pasalari, M Yegane Badi, J Abolghasemi, R Ghasem Nejad, M Farzadkia* Pages 75-86
    Background and Objective
    Clinics, laboratories and health care centers are considered as one of the main waste generating sources in solid waste management. The problems associated with the generated health-care waste in clinics, laboratories and health care centers have been rarely investigated in Iran. Therefore, the present study was developed to investigate the status of health care waste in clinics, laboratories and health care centers of Mahmoudabad, Mazandaran in 2017.
    Methods and Materials: This cross-sectional study was conducted to determine the status of solid waste management in 117 medical centers in Mahmoudabad, Mazandaran, 2017. The solid waste data in terms of waste generation rate, storage, collection, and disposal were surveyed through interview and questionnaire that were validated by Iran’s ministry of health.
    Results
    The average health-care waste generation in medical centers in Mahmoudabad was found to be 248 g/day. The mean and standard deviation for environmental health criteria in all medical centers were 248.3 and 41.1, respectively. In addition, there was a statistically significant difference between the amount of waste generation in private and governmental medical centers (p=0.111).
    Conclusion
    The results obtained from the present research indicated that the medical waste management in Mahmoudabad, particularly in private centers, face serious problems. Improper waste collection technology, mixing municipal and medical waste, requirement for training the personnel in medical waste management and surveillance can be considered as important concerns in health-care waste management in Mahmoudabad.
    Keywords: Medical waste, Clinics, Health care centers, Laboratories, Mahmoud Abad
  • H Abbaszadeh, M Mohammadi Roozbahani*, S Sobhanardakani Pages 87-100
    Background and Objective
     Environmental pollution emitted from industrial areas while enter the food chain can cause serious adverse health effects. Therefore, this study was conducted to use Ziziphus spina-christi and Prosopis cineraria leaves as bio-indicators of environmental pollution emitted from the complex of Steel Company.
    Materials and Methods
     In this descriptive study, a total of 90 surface soil samples and also 90 leave samples were collected. After acid digestion of samples, the heavy metal contents were measured using atomic absorption spectrophotometer. Also, the Bioconcentration Factor (BCF) of metals were computed. All statistical analyses were performed using SPSS statistical package.
    Results
     The highest content of the metals (mg/kg) with an average of 2180.3 ± 202.3 and 2237.9 ± 315.1 for Fe, 76.6 ± 9.6 and 114.3 ± 4.5 for Pb and 69.2 ± 16.8 and 107.2 ± 6.8 for Cd were found to be in Z. spina-christi and P. cineraria unwashed leaves respectively. Also, the BCF of all studied metals were higher than 1.
    Conclusion
     Based on the values of BCF, it can be concluded that Z. spina-christi and P. cineraria can be considered as a suitable species for phytoextraction of heavy metals in the most polluted regions including industrial and urban areas.
    Keywords: Heavy metals, Biomonitoring, Bio indicator, Ziziphus spina-christi, Prosopis cineraria
  • E Hassani Moghaddam*, AR Bazdar, M Shaaban Pages 101-112
    Background and Objective
    Nitrate is one of the most important factors in determining the quality of vegetables. Today, due to the excessive use of nitrogen fertilizers to accelerate vegetative growth, many vegetables have a high percentage of nitrates in human diet. The purpose of this study was to investigate the concentration of nitrate in four vegetable species cultivated in Poldokhtar and Khorramabad cities.
    Materials and Methods
    In this research, the nitrate content of four vegetables including Iranian leek, Basil, Mint and Radish (tuber and leaves) cultivated from olericulture field on Khorramabad and Poledokhtare were measured. A 2kg edible portion of vegetables was randomly collected for each species in triplicate and carried out to the laboratory. The nitrate content was measured according to the instructions of the Institute of Water and Soil of Iran. For this purpose, after preparation of the samples, a spectrophotometer was used to measure absorption at 580 nm. The nitrate content in different vegetables was estimated using a standard curve.
    Results
    The nitrate mean concentration of the studied vegetables from khorramabad city was 27017 mg/kg for Radish tuber, 9500 mg/kg for Basil, 8408 mg/kg for Iranian leek, 98231 mg/kg for Radish leaves and 5450 mg/kg for Mint. The values for the samples taken from Poledokhtare city were 12933 mg/kg for Radish tuber, 9063 mg/kg for Basil, 6708 mg/kg for Iranian leek, 6296 mg/kg for Radish leaves and 5454 mg/kg for Mint (5454 mg/kg). The values were all higher than the recommended doses for consumption. In control field, the nitrate mean concentration were 1586, 1134, 906, 794 and 662 mg/kg for Radish tuber, Basil, Iranian leek, Radish leaves and Mint, respectively. The values were within the range of recommended doses.
    Conclusion
    The amounts of nitrate measured in 100g of green tissue in Radish tuber, Basil, Iranian leek, Radish leaf and Mint were 7.36, 3.37, 2.74, 2.64, and 1.98 times more than the daily allowance limit, respectively. Given the high nitrate content in the studied vegetables, it is recommended that cautious is taken for consumption of the vegetables and nitrate content of the vegetables produced in Lorestan province in different seasons should be monitored.
    Keywords: Nitrate, Leafy vegetables, Iranian leek, Basil, Mint, radish
  • M Hadi*, Z Aboosaedi, H Pasalari Pages 113-128
    Background and Objective
    Scaling and corrosion both are destructive to materials (usually metals) in water supply systems. A dataset (from 2002 to 2013) of groundwater resources (including springs, qanats, deep wells and semi-deep wells) were examined for water tendency to corrosion or scaling in rural regions of Kashan, a city in Isfahan, central Iran.
    Materials and Methods
    Water quality parameters including pH, temperature, Ca (mg/L), CO32- (mg/L), HCO3-(mg/L) and TDS (mg/L) were used to estimate water stability indices. Value of qualitative indices including Langelier (LSI), Ryznar (RSI), Puckorius (PSI) and trend of Calcium Carbonate Precipitation Potential (CCPP) as a quantitative index were calculated and analyzed for all water resources.
    Results
    Mean of LSI, RSI and PSI for all water resources were estimated to be 0.41±0.02, 6.39 ± 0.03, and 7.40±0.02, respectively. The CCPP value found to be 17.23±3.16, 15.66±1.38, 41.23±11.22, and 23.15±4.46 mg/L for springs, qanats, deep wells and semi-deep wells, respectively. The CCPP index was significantly increased from 2002 to 2013, with an average of 1.6 units per year.
    Conclusion
    A significant scaling tendency was observed. This tendency in decreasing order was observed in deep wells, semi-deep wells, springs and qanats. The estimated CaCO3 scale weight per cubic meter of water was 21 g on average, which may be problematic for water distribution systems. Water withdrawal management and reduction in TDS of water resources, perhaps through decrease in agricultural drainage, can be effective to reduce the scaling tendency.
    Keywords: Water stability indices, Corrosion, Scaling, Groundwater resources
  • E Hoshyari, N Hassanzadeh*, A Charkhestani Pages 129-140
    Background and Objective
    Nowadays linear alkyl benzene sulfanate (LAS) is widely used in the production of various detergents. The purpose of this study was to assess the health and ecological hazards of this pollutant on target organisms such as fish and daphnia in the Doroodzan Dam water.
    Materials and Methods
    According to the research objective and given existing restrictions, 21 water samples were collected in September 2018 from 7 selected stations based on the source of contamination in Doroodzan dam.  Water quality parameters including pH, Dissolved Oxygen (DO), potential Redox (ORP), Total dissolve solid (TDS) and Electrical conductivity (EC) was measured at the site. The amount of linear alkyl benzenesulfonate (LAS) was measured using an optimized methylene blue method after transferring samples to the lab. Then ecological and health risk assessment was performed by calculating the RQ index (risk index).
    Results
    The results showed that the mean of  pH, EC, TDS, salinity and DO were 8.88, 732.19 µs/cm,  482.49, 366.16 and 6.87 mg/L, respectively. The highest and lowest concentrations of LAS were 0.039 and 0.055 mg/L, respectively. The results also showed that there is a significant relationship between LAS concentration and pH. The results of the risk assessment showed that the health risk index in all stations is less than 0.1, while the ecological risk index except at station 7, are in low risk level.
    Conclusion
    In general, the results show that the RQ index in the Droodzan Dam water is in appropriate range and in the low risk level. Therefore, it is necessary to conduct long-term studies in this field to ensure the persistence of optimal water conditions in the dam ecologically and health-wise.
    Keywords: Linear alkylbenzene sulfonates, Doroodzan Dam, Surfactant, Drinking water risk assessment
  • Kh Ghattavi, A Naji*, S Kord Pages 141-150
    Background and Objective
    Marine pollution is growing due to human activities. Continuous increase in plastic production and poor management of plastic waste resulted in a significant increase of this contaminant in aquatic environments. This in turn led to the widespread presence of Microplastics (MPs) with a size of less than 5mm.
    Materials and Methods
    In this study, frequency, distribution, color and type of MPs in the gastrointestinal tract of fish in Oman Sea were investigated using random sampling, tissue digestion and flotation of MPs.
    Results
    The total number of the MPs found in the studied species was variable. The highest number of MPs were found in the species belonged to Rastrelliger kanagurta and Nemipterus japonicus (29%) and Saurida tumbil, Trichiurus lepturus and Paragaleus randalli (14%).
    Conclusion
    The forms mostly observed were belonged to microfibres (86%), fragment (11%) and pellet (3%). The most frequent colors that were detected were in a decreasing order blue, pink and black. The results demonstrated that the highest concentrations of MPs were observed in Ratrelliger kanagurta and Nemipterus japonicus species. The present study provides useful information for further research, and a background analysis to monitore the pollutants in the Oman Sea.
    Keywords: Pollution, Environmental assessment, Oman Sea, Microplastic, Food chain
  • K Naddafi, MS Hassanvand*, S Faridi Pages 151-172
    Background and Objective
    Air pollution is a leading environmental risk factor on health and it is the major cause of death and disease at global level. Air pollution has been shown to have a significant share in the non-communicable diseases (NCDs) burden. After smoking, it is the second cause of deaths due to NCDs, associated with an increased risk of developing acute and chronic diseases and mortality.
    Materials and Methods
     In this study, a review was initially conducted on the basis of indices conducted in the world, the status of ambient air pollution and its effects on health in Iran and other countries, and then the status of ambient air quality and its effects on health in Tehran metropolitan between 2006 and 2017 were shown, based on the results of the studies conducted by the Environmental Research Institute of Tehran University of Medical Sciences.
    Results
    The results showed that the annual mean of ambient air population-weighted PM2.5 exposure concentration in Iran was about 48 μg/m3, which is relatively lower than its global mean concentration (51 μg/m3). Based on the most recent study (in 2018) about 8.9 (7.5-10.3) million deaths in those aged above 25 years were attributed to exposure to outdoor air PM2.5 in the world. Although there are substantial differences between the results of studies have been done regarding the number of air pollution attributed deaths, numerous studies showed that air pollution is a major cause of death. Results regarding temporal variations of air quality in Tehran that is performed by the Institute for Environmental Research (IER) of Tehran University of Medical Sciences (TUMS), indicated that PM concentration had an increasing trend from 2006 to 2011. The maximum mean concentration of PM2.5 over the past 12 years has occurred in 2011, which was 38 μg/m3. The PM concentration had a decreasing trend from 2012 to 2015, reaching about 30 μg/m3. However, in the years 2016 and 2017, the annual mean PM2.5 concentration in Tehran was increased compared to its corresponding value in 2015. Furthermore, results of this study demonstrated that, in Tehran, not even one day was classified as "good” (AQI=0-50) from 2011 to 2017 based on the air quality index (AQI), but the number of days in which AQI was “moderate” (AQI=51-100) was increased from 2011 to 2015, and the number of days with the AQI of “moderate” reached 80 in 2015, while the rest of the days having an unhealthy air quality. In 2017, AQI was “moderate” in 20 days, “unhealthy for sensitive groups” in 237 days, “unhealthy” in 107 days, and "very unhealthy” in 1 day. The obtained results indicated that about 4878 (3238, 6359( of deaths due to all (natural) causes were attributable to long-term exposure to PM2.5 in Tehran in 2017.
    Conclusion
    Studies showed that air pollution has a considerable share in the number of attributed deaths. Moreover, there were substantial differences between the results of national and international studies in the burden of disease attributed to air pollution. Therefore, there is a crucial need for accessing to reliable data on air pollution as well as baseline mortality and morbidity in order to study the status of air quality and its effects on health over the country.
    Keywords: Air pollution, Health impacts, Air quality, Iran