فهرست مطالب

روانشناسی تربیتی - پیاپی 50 (زمستان 1397)
  • پیاپی 50 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/11/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • افراسیاب صادقی*، جلال هاشمی، منصور مرعشی، مسعود صفایی مقدم صفحات 1-24
    تربیت فرزند یک اصل مهم و اساسی در زندگی است و ازوظایف کلیدی پدر و مادر به شمار می رود .اما این وظیفه مهم و رسالت مهم بنیادین برای والدین مستلزم کسب شایستگی اخلاقی لازم برای فرایند تربیت است تا پس از کسب شایستگی اخلاقی نمود آن در رفتار اخلاقی والدین دیده شود.به همین منظور لازم است که والد ابتدائا شناخت صحیحی از شایستگی و شایستگی اخلاقی داشته باشد تا ضمن کسب دانش نظری وتحلیل مسائل مرتبط باشایستگی بتواند به سمت رفتار شایسته اخلاقی پیش برود.در این پژوهش ما یک تعریف برای شایستگی اخلاقی پیشنهاد دادیم که به گونه ای عام تدوین گردیده تا امکان استفاده از آن در زمان های مختلف، در بافتارهای مختلف، و برای اهداف مختلف فراهم آید. معنای اصطلاح شایستگی اخلاقی نیز در یک چهارچوب مفهومی عملیاتی سازی گردید که هم از پژوهش های انجام شده در زمینه ی شایستگی، و از پژوهش های انجام شده در حوزه اخلاق ، والدگری وتعلیم و تربیت بهره می گیرد و نگاهی نیز به سودمند بودن در حوزه پژوهش و عمل دارد. ضمن اینکه بر این اعتقادیم که برنامه کسب شایستگی اخلاقی درتربیت فرزند بایستی مبتنی بر رشد همه جانبه یا رشد کل شخصیت والدین باشند و مدت زمان برنامه ها به نحوی برنامه ریزی شود که دائما پدر و مادر را به وظایف والدگری و شایستگی های اخلاقی مورد نیاز برای ایشان آگاه نماید. 
    کلیدواژگان: شایستگی، شایستگی اخلاقی، تربیت فرزند، رفتار اخلاقی
  • فاطمه خرمی*، علی اکبر سیف، علیرضا کیامنش، فریبرز درتاج صفحات 25-54
    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی در کاهش اضطراب امتحان و افزایش نگرش نسبت به مدرسه در دانش-آموزان پایه یازدهم شهر تهران است. روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پایه یازدهم شهر تهران، در سال تحصیلی 97-1396، بودند. از جامعه مذکور، با استفاده از روش خوشه ایچند مرحله ای، 88 دانش آموز (44 دختر و 44 پسر) که نمرات بالایی در پرسشنامه اضطراب امتحان فریدبن (1997) و نمرات پایینی در پرسشنامه نگرش به مدرسه مک کوچ و سیگل(2003)، کسب کرده بودند، انتخاب و به تصادف در 4 گروه (2 گروه آزمایش و 2 گروه کنترل) جایگزین شدند. سپس گروه های آزمایشی، در 8 جلسه 2 ساعته، پروتکل ذهن آگاهی را دریافت کردند. پس از اتمام جلسات، تمامی آزمودنی ها مجددا مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس تک متغیری و چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند و یافته های پژوهش نشان داد که آموزش ذهن آگاهی در کاهش اضطراب امتحان و افزایش نگرش به مدرسه تاثیرگذار است.
    کلیدواژگان: اضطراب امتحان، ذهن آگاهی، نگرش نسبت به مدرسه، دانش آموزان
  • ارسلان ایرجی راد*، مرضیه حاجی صفحات 55-70
    هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین خودآگاهی و هیجانات ناشی از تدریس در معلمان (هنرآموزان) هنرستان های شهرستان قائم شهر بود. جامعه آماری پژوهش شامل 165 تن از هنرآموزان هنرستان های دخترانه و پسرانه شهرستان قائم شهر که در سال تحصیلی 97-96 مشغول به فعالیت بودند، که با استفاده از فرمول کوکران 114 تن آنان با روش انتخاب تصادفی به صورت برابر از هر دو جنس مرد و زن انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، پرسشنامه های استاندارد استفاده شده، روایی محتوایی ابزار پژوهش با نظر کارشناسان و متخصصان تائید و پایایی ابزار تحقیق با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ سنجیده شد. برای سنجش رابطه بین متغیرها، از آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون و آزمون کلموگروف- اسمیرنف استفاده شده، و تجزیه وتحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS21 انجام شده است. یافته های تحقسق بیان می کند بین خودآگاهی و هیجانات ناشی از تدریس در معلمان(هنرآموزان) هنرستان های قائم شهر رابطه معناداری وجود دارد همچنین نتایج آزمون تی نشان می دهد که اختلاف معنی داری بین میانگین های خودآگاهی و هیجانات ناشی از تدریس در هنرآزمون زن و مرد وجود ارد.
    کلیدواژگان: خودآگاهی ازمهارت آموزشی معلم، خودآگاهی ازدانش زمینه ای معلم، هیجان لذت، هیجان خشم، هیجان اضطراب
  • رضا پورحسین، سحر احسانی، نرگس انسانی مهر*، رضا نبی زاده صفحات 71-87
    پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط نیازهای اساسی روانشناختی با رضایت از زندگی هم چنین نقش واسطه ای انگیزش پیشرفت و سرمایه های روانشناختی انجام شد. روش مورد استفاده در این پژوهش همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. برای انجام این پژوهش 201 نفر از دانشجویان دختر و پسر (110 دختر و 91 پسر) دانشگاه تهران با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های نیازهای اساسی روانشناختی گانیه، رضایت از زندگی دینر، انگیزش پیشرفت هرمنس، سرمایه های روانشناختی لوتانز پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش با استفاده از نرم افزارR انجام شد. نتایج نشان داد مدل این پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. بنابر یافته های این پژوهش رابطه نیازهای اساسی روانشناختی ورضایت از زندگی مثبت و معنادار ارزیابی شد علاوه بر این تاثیر مستقیم، نیازهای اساسی روانشناختی و رضایت از زندگی از طریق متغیرهای واسطه ای انگیزش پیشرفت و سرمایه های روانشناختی نیز با هم ارتباط غیر مستقیمی دارند. در پایان میتوانیم بر اهمیت نقش مثبت این عوامل در روند زندگی صحه گذاشت.
    کلیدواژگان: نیازهای اساسی روانشناختی، رضایت از زندگی، انگیزش پیشرفت، سرمایه روانشناختی، دانشجویان
  • ذبیح پیرانی، علیرضا فقیهی، سیدعلی موسوی* صفحات 89-112
    هنجار غالب ارزیابی نظام آموزشی در کشورمان در سطوح مختلف، برای موفقیت تحصیلی صرفا نمره است. از این رو، واکاوی درک کنشگران مختلف درگیر از مفهوم موفقیت تحصیلی در کنار این نگاه ضروری است. پژوهش حاضر با روش کیفی پدیدارشناختی در پی فهمی از این مفهوم بود. روش گردآوری اطلاعات و نمونه گیری به ترتیب مصاحبه های نیمه ساختاریافته و هدفمند بود و بنابر بر قاعده رایج "اشباع نظری" در روش های کیفی، حجم نمونه با دانش آموزان، اولیاء و معلمان تا 23 مصاحبه ادامه یافت. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از الگوی چند مرحله ای کولایزی استفاده شد. تمامی داده های مرتبط در قالب مقولات فرعی، اصلی/کلان و محوری سازماندهی شدند. بر این اساس 61 مفهوم فرعی، 5 مقوله اصلی(دانش آموزان)، 3 مقوله (اولیاء) و 4 مقوله (معلمان) حاصل شدند. واکاوی تجربه های زیسته این کنشگران با تضاد دیدگاه ها و برخی شباهت ها همراه بودند. «موفقیت در کنکور»، «نمره» و «شغل گزینی» از جمله شباهت ها و تاکید بر «موفقیت های چندگانه»، «جایگاه خانواده»، «تاکید صرف بر نتیجه کنکور» و «الگوی رشته تجربی» نیز حاکی از برخی تفاوت دیدگاه ها بودند. تجربه زیسته دانش آموزان در درک موفقیت تحصیلی ناظر بر موفقیت های متکثرتر، در نزد اولیاء به موفقیت های میانی تر مانند سربلندی خانواده محدود و از نظر معلمین، تقلیل موفقیت تحصیلی به نتیجه محض کنکور خاصه رشته تجربی بود. بنابر مجموع یافته ها، می توان گفت دیدگاه تقلیل گرایی موفقیت تحصیلی در نزد معلمان بیشترین و برای دانش آموزان کمترین بود و مابین این دو، دیدگاه اولیاء به چشم می خورد. دیگر اینکه تجارب معلمین با رویه غالب نظام کنکور که صرفا رتبه ملاک موفقیت تحصیلی است قرابت بیشتری دارد.
    کلیدواژگان: موفقیت تحصیلی، روش پدیدارشناختی، کنشگران، تجارب زیسته
  • امیدعلی محمدویردی*، مسعود شریفی، جلیل فتح آبادی، وحید نجاتی صفحات 113-130
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف تعیین نوسانات الگوی چرخه های روزانه و هفتگی منطق ریاضی دانش آموزان انجام شد.
    روش
    روش پژوهش همبستگی بود. جامعه آماری دانش آموزان دختر پایه یازدهم علوم انسانی شهر خدابنده در سال تحصیلی 1396-1397 به تعداد 167 نفر بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای36 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند، مدت دو هفته به صورت چرخشی در دو نوبت صبح (8، 30/9 و 11) و بعد از ظهر (13، 30/14 و 15/16) مورد آزمون قرار گرفتند. برای سنجش نوع تیپ زمانی از پرسش نامه هورن و استبرگ(1976) و سنجش منطق ریاضی از آزمونهای فرم های موازی منطق ریاضی محقق ساخته استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس آمیخته استفاده گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد بین کارآیی منطق ریاضی دانش آموزان در ساعت های مختلف روز تفاوت معنی داری وجود داشت(001/0 = Pو 215/4 = F). ولی بین کارآیی منطق ریاضی در روزهای مختلف هفته تفاوت معنادار نبود. تفاوت کارآیی منطق ریاضی بین تیپ های زمانی صبحگاهی، میانی و عصر گاهی معنی دار بود(004/0 = Pو 71/2 = F). بین کارآیی منطق ریاضی دانش آموزان بر حسب تیپ های زمانی در ساعات مختلف روز تفاوت معنی دار بود(0005/0 > Pو 028/3 = F).
    نتایج
    با توجه به متفاوت بودن کارآیی منطق ریاضی دانش آموزان از نظر ریتم های شبانه روزی و تفاوتهای فردی از نظر تیپ زمانی ضروری است این نتایج در فرایند یاددهی و یادگیری در محیط های آموزشی مورد نظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: چرخه شبانه روزی، چرخه هفتگی، منطق ریاضی، تیپ زمانی
  • بهناز امجدی صومعه، آیدا چوب ساز، محمدحسین ضرغامی* صفحات 131-153
    هدف پژوهش حاضر، مقایسه ی فعالیت مغزی دانش آموزان دبیرستانی، در زمان آموزش نحوه ی عملکرد قلب، از طریق ویدئوهای کامپیوتری است. در یکی از ویدئوها تصاویر آموزشی دو بعدی و در ویدئوی دیگر تصاویر سه بعدی (15 تصویر) قابل رویت بود. این پژوهش به لحاظ دستکاری متغیر مستقل، نیمه آزمایشی محسوب می شود. در این پژوهش متغیر مستقل فعال بعد تصاویر ارائه شده و متغیر مستقل هویتی، هوش فضایی (بالا و پایین) دانش آموزان بود. جامعه ی مورد مطالعه کلیه ی دانش آموزان دبیرستانی رشته ی تجربی، شهرستان بردسکن اند که در سال تحصیلی 97-96 ثبت نام کرده اند. از این جامعه 50 نفر با هوش فضایی بالا و 50 نفر با هوش فضایی پایین (در هرگروه 25 نفر زن و 25 نفر مرد) به روش نمونه گیری خوشه ایانتخاب شدند. امواج مغزی دانش آموزان از طریق دستگاه EEG از نقاط مختلف مغز به دست آمد. داده های نهایی بعد از حذف نویز و آرتیفکت ها، با تکنیک تحلیل واریانس دو راهه تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری در میزان فعالیت مغزی دانش آموزان با هوش فضایی بالا و پایین، وجود ندارد(p value>0.05). این موضوع در مورد سطوح مختلف ابعاد تصاویر (دو بعد و سه بعد) و همچنین تعامل هوش فضایی و ابعاد تصاویر صادق است. یافته های جانبی نشان می دهند که میزان فعالیت مغزی دانش آموزان وابسته به جنسیت است(p value<0.008)، از طرفی جنسیت با نوع تصاویر ارائه شده نیز تعامل معنادار دارد (p value<0.01).
    کلیدواژگان: امواج مغزی، هوش فضایی، ابعاد تصاویر، دو بعد و سه بعد، EEG، جنسیت
  • محمد باقر مجیدیان فرد*، مژگان محمدی مهر، مرتضی نجیمی صفحات 155-169
    هدف از این پژوهش بررسی رابطه ساختاری (تدوین مدل) تفکر انتقادی بر اساس، سبک های یادگیری و میانجیگری فراشناخت در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ارتش بود.این مطالعه به روش کمی و از نوع همبستگی انجام شد. شرکت کنندگان شامل 300 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ارتش بودند؛ نمونه گیری به شیوه تصادفی طبقه ای انجام گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه سبک یادگیری کلب (1985)، پرسشنامه فراشناخت ولز (1997)، پرسشنامه تفکر انتقادی ریکتس (2003) بود تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Amos و به روش تحلیل مسیر انجام گرفت. یافته ها نشان داد سبک یادگیری تاملی، آزمایشگری فعال، انتزاعی به طور غیرمستقیم و با میانجی گری فراشناخت با تفکر انتقادی ارتباط معناداری در سطح P≤.01 وجود دارد؛ اما بین سبک یادگیری عینی به طور غیرمستقیم و با میانجی گری فراشناخت با تفکر انتقادی ارتباط معناداری وجود ندارد. بین سبک یادگیری تاملی، آزمایشگری فعال و انتزاعی با تفکر انتقادی ارتباط مستقیم و معناداری در سطح P≤.01 وجود دارد. اما بین سبک یادگیری عینی با تفکر انتقادی رابطه مستقیم معنادار وجود ندارد. همچنین بین سبک یادگیری تاملی، آزمایشگری فعال، عینی، انتزاعی به طور مستقیم با فراشناخت ارتباط معناداری در سطح P≤.01 وجود دارد.
    کلیدواژگان: تفکر انتقادی، سبک های یادگیری، فراشناخت
  • سلیمان کابینی مقدم، غلامحسین انتصار فومنی*، مسعود حجازی، حسن اسدزاده صفحات 171-193
    پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش راهبرد یادگیری خودگردان در افزایش سرزندگی تحصیلی و وجدان تحصیلی دانش آموزان اهمال کار انجام شد. روش این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح گروه کنترل نامعادل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان مدارس غیرانتفاعی پسرانه شاخه نظری پایه دوم (یازدهم) دوره متوسطه دوم نواحی یک و دو رشت در سال تحصیلی 98-97 بود که از بین آن ها تعداد 40 نفر به روش خوشه ایچند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی به 2 گروه (آزمایش و کنترل) تقسیم شدند. آزمودنی های دوگروه پرسشنامه های وجدان تحصیلی مک ایلروی و بانتینگ (2002) و سرزندگی تحصیلی دهقانی زاده و حسین چاری (1391) را در مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. گروه آزمایش به مدت 15 جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله آموزشی راهبرد یادگیری خودگردان قرار گرفتند در حالی که در طول این مدت گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش راهبرد یادگیری خودگردان سبب افزایش سرزندگی تحصیلی و وجدان تحصیلی دانش آموزان اهمال کار می شود (0/001˂P). به طور کلی نتیجه این پژوهش نشان داد برای کاهش اهمال کاری در دانش آموزان، استفاده از آموزش راهبرد یادگیری خودگردان موثر است.
    کلیدواژگان: آموزش راهبرد یادگیری خودگردان، سرزندگی تحصیلی، وجدان تحصیلی، دانش آموزان اهمال کار
|
  • Afrasiab Sadeghi *, Jalal Hashemi, Mansour Marashi, Masoud Safaei Moghaddam Pages 1-24
    1204/5000 Child upbringing is an essential principle in life and is considered to be a key element of parenthood. But this important task and essential parenting mission for parents requires obtaining the moral merit necessary for the process of education, in order to obtain moral merit in behavior Moral parenting. For this purpose, it is necessary for Wald to first have a proper understanding of merit and ethical competence, in order to gain theoretical knowledge and to analyze related issues of being able to move towards ethical conduct. In this research, we propose a definition for moral merit. We have been developed in a general way so that it can be used Different times, in different contexts and for different purposes be provided. The meaning of the term moral competence has also been operationalized in a conceptual framework that utilizes both research on merit and ethics, parenting and education, and a look at the usefulness of research And action. In addition, we believe that the program of moral eligibility for child rearing should be based on the overall development or growth of the entire parental personality, and the duration of the programs is planned in such a way that the parent is continually assigned to the parent's duties and ethical competencies required for Inform them. 
    Keywords: Competency, moral competence, child upbringing, ethical behavior
  • Fatemeh Khorrami *, Aliakbar Saif, Ali Reza Kiamanesh, Fariborz Dortaj Pages 25-54
    The purpose of current study was the effectivness of mindfulness training in reducing the test anxiety and increasing the attitude toward school in 11th grade students in Tehran. The research method is experimental with pretest-posttest design with control group. The statistical population of the study consisted of all students of the 11th grade students of Tehran in the academic year of 2017-2018. From this population, by using a multi-stage clustering method, 88 students (44 girls and 44 boys) who had high scores in Friedben's Anxiety Inventory (1997) and low scores in attitudes toward Schools the McCoach & Siegle Inventory (2003), were selected and randomly assigned to 4 groups (2 experimental and 2 control groups). Then, experimental groups received a Mindfulness protocol in 8 sessions of 2 hours. After completion of the sessions, all subjects were re-evaluated. The data were analyzed by using univariate analysis of covariance (ANCOVA) and multivariate analysis of covariance (MANCOVA). The findings of this study showed that mindfulness training is effective in reducing the test anxiety and increasing the attitude toward the school.
    Keywords: Test anxiety, Mindfulness, Attitudes Towards School, students
  • Arsalan Irajirad *, Marzieh Haji Pages 55-70
    The purpose of this study was to investigate the relationship between self-awareness and Excitement of teaching in Conservatory teachers in Qaemshahr city. The research method was descriptive and correlational (regression). The statistical population of the study was all students of Ghaemshahr, who were studying in the academic year of 2017- 2018. And using Cochran's formula, 114 of them were selected randomly for both men and women Equally. Standard questionnaires were used to collect data. The content validity of the research tool was confirmed by the experts and the reliability of the research tool was measured using Cronbach's alpha coefficient. Pearson correlation test and multivariate regression were used to measure the relationship between variables. Data analysis was performed using SPSS21 software. Findings of the research show that self-knowledge of educational skills and background knowledge can anticipate the feeling of pleasure from teaching, positively and significantly. And emotions, feelings of anger of teaching and feeling of anxiety of teaching can be described negatively and meaningfully.
    Keywords: Self-awareness of teachers' learning skills, self-awareness of teacher's background, excitement of pleasure, excitement of anger, excitement of anxiety
  • Reza Purhossein, Sahar Ehsani, Narges Ensanimehr *, Reza Nabizadeh Pages 71-87
    Abstract The purpose of this study was to investigate the relationship between basic psychological needs and life satisfaction as well as the mediating role of Achievement motivation and psychological capital. The method used in this study was correlational, the path analysis. To do this research, 201 male and female students (110 girls and 91 boys) from Tehran University were selected by available sampling method And responded to the Basic psychological needs, Life satisfaction, Achievement motivation, psychological capital. Data analysis was done using R software. The results showed that the designed model was well fited to the data. According to the findings of this study, the relationship between basic psychological needs and life satisfaction was positively and significantly evaluated. In addition to direct impact, basic psychological needs and life satisfaction through intermediate variables Achievement motivation and psychological capital also have an indirect relationship.In general, we can approve the positive role of these factors in process of life.
    Keywords: Basic psychological needs, Life Satisfaction, Achievement Motivation, psychological capital, students
  • Zabih Pirani, Alireza Faghihi, Sed Ali Moosavi * Pages 89-112
    The present study was performed by a qualitative-phenomenological method seeking to understand and comprehend this concept. Data collection and sampling methods were respectively semi-structured and targeted interviews. The sampling process was continued according to the prevailing "theoretical saturation" rule in qualitative methods with the sample size up to 23 interviews with three groups of students, parents, and teachers. The Colaizzi multi-stage model was used to analyze the data. All relevant data were organized in the form of sub-, primary/macro, and central categories. Accordingly, 61 sub-concepts, 5 main categories (group of students), 3 categories (parents), and 4 categories (teachers) were obtained. Examining the lived experiences of these actors was accompanied by contradictions in views and some similarities. The similarities included success in exam (competitive examination), score (grading), and occupation and emphasis on "multiple successes", "family status", "emphasis on exam results", and the "empirical discipline model" also indicated some differences in viewpoints. The students' lived experience in understanding academic achievement oversaw more diverse and multiplied achievements, while they were limited to more centralized successes such as the proudness of the family in parents’perspective. From the teachers’ viewpoints, the academic achievement was reduced to the precise result of the competitive examination of the Experimental Science Discipline. According to the findings, one can say that the reductionism view rate of academic success was the highest in teachers’ view and the lowest in students’ perspective. Moreover, the narratives of the teachers group showed more eccentricity with the prevailing trend of competitive examination system.
    Keywords: Academic success, Phenomenological method, actors, Lived experiences
  • Omidali Mohammadverdi *, Massoud Sharifi, Jalil Fathabadi, Vahid Nejati Pages 113-130
    Aim
    The purpose of this study was to determine the variations of the daily and weekly cycles of students' mathematical logic.
    Methods
    The research was done in correlation method. The statistical population of the research was 11th grade of female students in human science in Khodabandeh city in 1396-1397. They were selected by random cluster sampling of 36 people in two classes. The test was performed for two weeks in two rounds of morning (8, 9.30, 11) and afternoon (13, 14.30, 16.15). The Horn and ostburg questionnaire (1976) was used to measure the chronotype, and the parallel forms tests of researched mathematical logic were used to measure the mathematical logic. The mixed analysis of variance was used to analyze the data.
    Results
    The results showed that there is a significant difference between the efficiency of students' mathematical logic at different hours of the day(f=4/215, p= ./0001), but the efficiency of mathematical logic was not significant in different days of the week. The efficiency difference of mathematical logic among the morning, afternoon, and evening was significant(f= 2/71, p= ./0004). The efficiency of students' mathematical logic differed significantly in terms of chronotype at different hours of the day(f= 3/028, p< ./0005).
    Conclusion
    Regarding the differences in the efficiency of students' mathematical logic in terms of day and night rhythms as well as the individual differences in terms of chronotype, it is necessary that these results to be considered in the teaching and learning process in educational settings.
    Keywords: circadian rhythms, weekly rhythms, mathematical logic, chronotype
  • Behnaz Amjadi Soumeeh, Aida Choobsaz, Mohammad Hossein Zarghami * Pages 131-153
    Comparison of brain activity in 2D and 3D educational images (15 images) for high school students with low and high level of spatial intelligence is the main goal of this study. Educational image contents were about heart functioning. From the manipulability perspective, this study belongs to the semi-experimental category. Image dimensions and spatial intelligence are experimental and non-experimental variables respectively. The target population in this study is 2017-2018 high school students in Bardaskan. 50 students with high level of spatial intelligence and 50 students of low level were selected (25 men and 25 women in each group) by cluster sampling method. Their brain activities while watching images were recorded by EEG. Recorded data after noise and artefacts removing (neat data) was analyzed by two way- ANOVA. there wasn’t a significant difference in brain activity between students with low and high level of spatial intelligence ( P value>0.05). there wasn’t a significant difference between brain activity in 2D and 3D and for image dimension and spatial intelligence interaction too ( P value>0.05) but spatial activity is dependent to participants sex (male and female) and there is a significant difference in sex and image dimension interaction ( P value<0.05).
    Keywords: brainwave, spatial intelligence, the dimension of pictures, 2-dimensional or 3-dimensional, EEG
  • Mohmad Bagher Majedian Fard *, Mojgan Mohmade Mehr, Morteza Najemi Pages 155-169
    The perpose of this study was to investigate the structural relationship ( compilation modeling) of critical thinking based on the learning style metacognition mediation among students of the Army Medical University. This study was a quantitative and correlational study. Participants of the study included 300 students from Army Medical University stratified random sampling was done. The instruments for . Collecteing data for this study were Kolb's Learning Style Questionnaire (1985),wells meta- cognition Questionnaire(1997), Rickets's Critical Thinking Questionnaire (2003), data analysis done with Amos software with path analysis method the findings showed that ther is significant relationship between learning style of reflective learning active, abstract testing and metacognitive with mediation critical thinking, at the P≤0.1 level. However objective learning style indirectly with mediation critical thinking. There is a direct and meaningful relationship between the learning style .there is no meaningful relationship between of reflective learning active and abstract testing with critical thinking at P≤0.01 levels. But there is no direct relationship between objective learning style and critical thinking. also there is a significant relationship between learning style of reflective learning active, objective, and abstract, directly related to metacognition, at P≤0.01.
    Keywords: Critical Thinking, learning styles, Metacognition
  • Soleyman Kabini Moghadam, Gholamhossein Entesare Foumani *, Masod Hejazi, Hasan Asadzadeh Pages 171-193
    The purpose of this study was effectiveness of instruction of self-regulated learning strategy to increase educational buoyancy and educational conscience of procrastinating students. The method of this study was quasi-experimental with pre-test & post-test and control group. The statistical population of the present study included all male students of the non- public schools in the second branch of the second grade (eleventh) secondary schools of the first and second rasht in the academic year of 2017-2018. Of these, 40 of them were selected by multi-stage cluster sampling and randomly divided into 2 groups (experimental and control). questionnaires educational conscience McIllory and Bunting (2002) and educational buoyancy of Dehghani-Zadeh and Hossein-Chari (2012) completed all of the subjects in the pre-test and post-test phases. The experimental group received 15 sessions of 90 minutes under the self-administered learning strategy learning curriculum, while the control group did not receive any interventions during this period. The results of covariance analysis showed that instruction of self-regulated learning strategy increased educational buoyancy and conscience of procrastinating students (P˂0.001). The result of this study showed that using self-learning learning strategies is effective in reducing procrastinating students.
    Keywords: Instruction of Self-regulated Learning Strategies, Educational Buoyancy, Educational Conscience, Procrastinating Students