فهرست مطالب

دانشکده پزشکی اصفهان - پیاپی 519 (هفته سوم اردیبهشت 1398)
  • پیاپی 519 (هفته سوم اردیبهشت 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/20
  • تعداد عناوین: 5
|
  • بنت الهدی حیات مقدم، فوزیه زادهوش، فهیمه امیرخانی، مرتضی پورفرزام* صفحات 214-221
     
    مقدمه
    دیابت ملیتوس نوع 2، شایع ترین شکل دیابت ناشی از اختلال در ترشح انسولین، مقاومت به انسولین و یا هر دو عامل می باشد. با توجه به شیوع بالای این بیماری و نقش مولفه های مختلف در پیشرفت آن و به منظور درک بهتر برخی از مکانیسم های پاتوژنز مسوول پیشرفت دیابت نوع 2، هدف از انجام این پژوهش ارزیابی احتمال تفاوت میزان نشانگر سنتز و جذب کلسترول در بیماری دیابت نوع 2 در مقایسه با افراد سالم بود.
    روش ها
    در این مطالعه ی مقطعی، 150 مرد 60-40 ساله از بین افراد مراجعه کننده به مراکز درمانی و مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انتخاب شدند. افراد به گروه شاهد شامل 50 مرد سالم با قند خون ناشتای طبیعی و بدون سابقه ی دیابت نوع 2 و 100 بیمار با قند خون ناشتای بیشتر و مساوی 126 میلی گرم/دسی لیتر و با سابقه ی دیابت نوع 2 تقسیم شدند. نمونه های سرم و پلاسمای ناشتا با روش های معمول آزمایشگاهی و نشانگر های جذب و سنتز کلسترول به روش گاز کروماتوگرافی- طیف سنجی جرمی مورد استفاده قرار گرفت. واکاوی آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های Kolmogorov-Smirnov، Independent t و Mann-Whitney در سطح معنی داری 05/0 > P انجام شد.
    یافته ها
    تفاوت های معنی داری در بیشتر پارامترهای بیوشیمیایی و عوامل تن سنجی بین گروه های مورد مطالعه وجود داشت. بررسی نسبت غلظت نشانگرهای جذب (بتا سیتوسترول و کمپسترول) و سنتز (لاتوسترول و دسموسترول) به غلظت کلسترول، نشان دهنده ی افزایش معنی دار غلظت نشانگرهای سنتز و کاهش معنی دار غلظت نشانگرهای جذب در گروه مورد نسبت به گروه شاهد بود (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    در جمعیت ایرانی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2، سنتز کلسترول افزایش و جذب آن کاهش می یابد که این یافته ها مطابق با داده های دیگر جمعیت ها می باشد و ممکن است بیانگر این موضوع باشد که نشانگرهای سنتز و جذب کلسترول، می توانند به عنوان نشانگرهای جانشین به منظور درک بهتر برخی از مکانیسم های پاتوژنز مسوول پیشرفت دیابت نوع 2 و عوارض مربوط به آن و نیز کمک به پیش گیری و درمان موثرتر عوارض آن در آینده مورد استفاده قرار گیرند.
    کلیدواژگان: دیابت ملیتوس نوع 3، کلسترول، بتا سیتوسترول، کمپسترول، لاتوسترول، دسموسترول، گاز کروماتوگرافی طیف سنج جرمی، استرول
  • امیرحسین کریمی، ناهید چگنی*، ایرج جباری، مریم حسن وند صفحات 222-227
     
    مقدمه
    امروزه پرتودرمانی با فوتون های پرانرژی به یک روش متداول در درمان سرطان تبدیل شده است. متاسفانه، فوتون های پرانرژی قادرند نوترون های ناخواسته ای را تولید کنند که می توانند خطر ابتلا به سرطان ثانویه را در اندام های سالم حفاظ گذاری نشده افزایش دهند.
    روش ها
    با استفاده از کد مونت کارلوی MCNPX®، بخش های اصلی یک شتاب دهنده ی خطی پزشکی با ولتاژ 18 مگاولت شبیه سازی شد. سپس توان تولید نوترون شتاب دهنده (Q) و انرژی میانگین نوترون برای میدان های درمانی مختلف روی تخت درمان بررسی شد. همچنین، جهت تخمین خطر ابتلا به سرطان ثانویه، مقدار دز معادل نوترون در تعدادی از اندام های حیاتی بدن محاسبه شد. بدین منظور، فانتوم زنانه ی Medical internal radiation dosimetry (MIRD) در شبیه سازی های مونت کارلو لحاظ گردید.
    یافته ها
    کمیت Q برای میدان های درمانی مختلف گری/نوترون1012 × (38/1-25/1) برآورد شد که حاکی از تولید ناخواسته و انبوه نوترون با انرژی میانگین 90/0-59/0 مگاالکترون ولت پیرامون شتاب دهنده می باشد. همچنین، خطر کل ابتلا به سرطان ثانویه در اندام های حفاظ گذاری نشده، 0924/0 درصد برآورد شد که در این میان، معده با 0216/0 درصد بیشترین احتمال و تیروئید با 0005/0 درصد کمترین احتمال ابتلا به سرطان ثانویه را دارا بودند.
    نتیجه گیری
    با نظر به مقادیر تخمین زده شده در این مطالعه برای احتمال بروز صدمات بیولوژیک، پیشنهاد می شود در درمان تومورهای عمقی به روش های سنتی، فوتون های 15 مگاولت، که آسیب بیولوژیک کمتری دارند، به فوتون های 18 مگاولت ترجیح داده شوند.
    کلیدواژگان: پرتودرمانی، نوترون ها، سرطان، ثانویه، ارزیابی خطر، احتمال
  • غلام رضا خیرآبادی، محمد جواد طراحی، مجتبی نیک افکار، نیما عریضی، تورج شیخانی، غزاله شیخانی* صفحات 228-236
     
    مقدمه
    خواب، یک عامل تاثیرگذار در سلامت فیزیکی و روانی است که کمبود آن می تواند باعث نقص در کارکرد روزانه و افت عملکرد کلی فرد گردد.
    روش ها
    پژوهش حاضر، یک مطالعه ی مقطعی بود که بر روی 918 نفر از دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی اصفهان، صنعتی اصفهان و اصفهان انجام گردید. روش نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه بندی شده ی خوشه ایبود. ابزارهای مورد استفاده، پرسش نامه ی دموگرافیک و مقیاس بهداشت خواب بود. داده ها، با استفاده از آزمون ANCOVA و آزمون تعقیبی Tukey تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین نمره ی کلی کسب شده از پرسش نامه ی بهداشت خواب، 15/39 ± 90/297 بود که بین 425-195 متغیر بود. میانگین نمره ی کلی پرسش نامه در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بیشتر از دو دانشگاه دیگر بود (050/0 > P). دختران دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بیشترین نمره را کسب کردند (050/0 > P). میانگین نمره ی دانش بهداشت خواب دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به طور معنی داری بیشتر از دانشگاه صنعتی اصفهان (001/0> P) و بیشتر از میانگین دانشگاه اصفهان (001/0 > P) بود. میانگین نمره ی دانش بهداشت خواب با سال های مختلف تحصیلی و سن (050/0 > P) رابطه ی معنی دار و مستقیمی داشت. میانگین نمره ی نگرش به خواب در دانشجویان رشته ی دندان پزشکی بیش از سایر دانشجویان بود (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در مقایسه با دیگر دانشجویان نگرش و عملکرد بهداشت خواب مطلوب تری دارند. میانگین نگرش، عملکرد و بهداشت خواب در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به طور معنی داری بالاتر از دانشجویان دو دانشگاه دیگر بود و میانگین نمرات دختران دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بیش از سایر گروه ها بود.
    کلیدواژگان: بهداشت، خواب، دانش، نگرش، عملکرد، دانشجویان
  • شهاب الدین وکیلی، داریوش شهبازی گهرویی* صفحات 237-241
    مقدمه
    آمبولی ریوی (Pulmonary embolism یا PE) یک انسداد در یکی از رگ های ریه است و اسکن V/Q (Ventilation/Perfusion scan) به عنوان یکی از روش های تشخیصی آن در زنان باردار است که بررسی دز رسیده به جنین و مقایسه ی آن با مقادیر توصیه شده، اهمیت فراوانی دارد. هدف از انجام این مطالعه، تعیین دز رسیده به جنین در اسکن V/Q با استفاده از شبیه سازی مونت کارلو بود.
    روش ها
    در این روش، از یک فانتوم زن باردار بزرگسال و تمام اندام های جابه جا شده ی بدن او برای انجام شبیه سازی استفاده شد. اعضای چشمه برای هر یک از رادیوداروهای مورد استفاده در دو اسکن تهویه و پرفیوژن ریه شامل ریه و مثانه برای رادیوداروهای (Xenon)133Xe، (Krypton) 81mKr و آئروسل 99mTc-DTPA (Technetium diethylene-triamine-pentaacetate aerosol) برای اسکن تهویه ی ریوی و نیز ریه، مثانه و کبد برای رادیوداروی 99mTc-MAA (Technetium Macroaggregated Albumin) برای اسکن پرفیوژن ریه بودند.
    یافته ها
    برای 99mTc-MAA در دز تجویزی 200 مگا بکرل، مقدار دز رسیده به جنین 01/1 میلی گری و بیشینه ی دز 97/1 میلی گری بود که هر دو بیشتر از حد مجاز (1 میلی گری) توصیه شده توسط International Commission on Radiological Protection (ICRP) بودند. برای 99mTc-DTPA مقدار دز و بیشینه دز رسیده به جنین زیر 1 میلی گری بود و برای 133Xe و 81mKr مقدار دز رسیده به جنین ناچیز بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به بالاتر بودن مقدار دز رسیده به جنین برای رادیوداروی 99mTc-MAA، باید به زن باردار در صورت لزوم اسکن، آگاهی لازم داده شود.
    کلیدواژگان: جنین، بارداری، پرتو، شبیه سازی مونت کارلو، اسکن تهویه- پرفیوژن
  • محسن سلمان وندی، شبنم کرمانی، اکرم علی زاده* صفحات 242-248

    قدمه: رزمارینیک اسید، یک ترکیب فنولی است که خاصیت حفاظت عصبی دارد و در بهبود بیماری های سیستم عصبی مانند پارکینسون و آلزایمر تاثیر مثبتی داشته است. همچنین، باعث افزایش بیان عوامل نوروتروفیک نظیر Brain-derived neurotrophic factor (BDNF) می شود و می تواند در تمایز سلول های بنیادی به عصبی نقش داشته باشد.
    روش ها
    سلول های بنیادی ژله ی وارتون پس از جداسازی، تایید و تکثیر، در محیط کشت القا کننده ی تمایز عصبی و حاوی رزمارینیک اسید قرار داده شدند. به منظور سنجش سمیت، از آزمون MTT استفاده شد. برای بررسی اثر رزمارینیک اسید بر القای تمایز عصبی در سلول های بنیادی ژله ی وارتون، پس از 4 روز بیان ژن های Nestin و β-Tubulin III به روش Real-time polymerase chain reaction (Real-time PCR) مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج آزمون MTT نشان داد اختلاف معنی داری در بقای سلول هایی که در تماس با محیط کشت حاوی رزمارینیک اسید بودند، نسبت به گروه شاهد وجود نداشت (05/0 > P). نتایج Real-time PCR نشان داد افزودن رزمارینیک اسید به محیط کشت القا کننده ی تمایز عصبی، باعث افزایش بیان ژن های Nestin و β-Tubulin III می شود (050/0 > P).
    نتیجه گیری
    افزایش بیان Nestin و β-Tubulin III در حضور رزمارینیک اسید، می تواند نشان دهنده ی القای بیشتر تمایز عصبی در سلول های بنیادی ژله ی وارتون باشد. نتایج به دست آمده، نشان می دهد رزمارینیک اسید بر سلول های بنیادی ژله ی وارتون اثر القا کننده ی تمایز عصبی دارد.
    کلیدواژگان: تمایز سلولی، سلول های ژله ی وارتون، رزمارینیک اسید
|
  • Bentolhoda Hayatmoghadam, Fouzieh Zadhoush, Fahime Amirkhani, Morteza Pourfarzam* Pages 214-221
    Background
    Type 2 diabetes mellitus (T2DM) is the most common form of diabetes caused by insufficient insulin secretion, insulin resistance, or both. Considering the high prevalence of T2DM, and the role of various components in the progress of the disease, and in order to better understand some of the mechanisms of pathogenesis responsible for the progression of T2DM, this study aimed to investigate if the levels of cholesterol synthesis and absorption markers in patients with T2DM was different compared with healthy subjects.
    Methods
    In this cross-sectional study, 150 men between 40 and 60 years of age were selected from people attending Isfahan diabetes centers and the Isfahan Endocrine and Metabolism Research Center, Isfahan, Iran. The subjects were divided into control group including 50 apparently healthy men with normal fasting blood glucose (FBG) and no history of T2DM, and 100 patients with FBG ≥ 126 mg/dl and a history of T2DM. Fasting serum and plasma samples were used to measure biochemical parameters using commercial laboratory methods, and absorption and synthesis markers of cholesterol, using gas chromatography-mass spectrometry technique. Statistical analyzes were done via SPSS software using Kolmogorov-Smirnov, independent t, and Mann-Whitney tests at the significance level of P < 0.05.
    Findings
    There were significant differences in the biochemical and anthropometric parameters between the studied groups. Evaluation of the concentration ratio of absorption (β-sitosterol and campesterol) and synthesis (lathosterol and desmosterol) markers to cholesterol showed a significant increase in the synthesis markers, and a significant decrease in the absorption markers in the patients group compared to the control group (P < 0.05).
    Conclusion
    The results of this study indicate that the rate of cholesterol synthesis is increased, and that of cholesterol absorption is decreased in a population of Iranian patients with T2DM. These findings are in accordance with data from other populations, and may indicate that the cholesterol synthesis and absorption markers may be used as surrogate markers to better understand some of the pathogenesis mechanisms involved in the development and complications of T2DM, and may help to predict, and treat its complications more effectively in the future.
    Keywords: Type 2 diabetes mellitus, Cholesterol, Sitosterol, Campesterol, Lathosterol, Desmosterol, Gas chromatography-mass spectrometry, Sterol
  • Amir Hossein Karimi, Nahid Chegeni *, Iraj Jabbari, Maryam Hassanvand Pages 222-227
    Background
    Todays, radiotherapy with high-energy photons is used as a common modality for cancer treatment. Unfortunately, high-energy photons can produce unwanted neutrons, and subsequently lead to increase the risk of secondary cancer in unshielded healthy organs.
    Methods
    Using Monte Carlo (MC) code (MCNPX®), the main parts of a typical Medical Linear Accelerator (LINAC) was modeled in 18 MV. Then, neutron source strength (Q) of the LINAC and neutron mean energy were evaluated for different treatment fields, and also different points at the treatment table. Additionally, to estimate the probability of secondary cancer risk, the neutron equivalent dose was calculated at some of the human’s critical organs. For this purpose, the female medical internal radiation dosimetry (MIRD) phantom was included in the MC simulations.
    Findings
    The Q was found as 1.25-1.38 (all in 1012 n/Gy) for different treatment fields meaning significant portion of neutrons with a mean energy of 0.59-0.90 MeV around the LINAC. Additionally, the total secondary cancer risk in unshielded healthy organs was calculated as 0.0924% which maximum and minimum were related to stomach (0.0216%) and thyroid (0.0005%), respectively.
    Conclusion
    Regarding the estimated values for the probability of secondary cancer risk, it is suggested that in conventional radiotherapy of deeply seated tumors, the 15-MV photons are preferred instead of using 18-MV photons due to their less biological side effects.
    Keywords: Radiotherapy, Neutrons, Cancer, Secondary, Risk assessment, Probability
  • Gholam Reza Kheirabadi, Mohammad Javad Tarrahi, Mojtaba Nikafkar, Nima Oreizi, Tooraj Sheikhani, Ghazaleh Sheikhani* Pages 228-236
    Background
    Sleep is an effective factor in physical and psychological health that its lack can cause a malfunction in the daily functioning, as well as loss of overall performance.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted on 918 students of Isfahan University of Medical Sciences, Isfahan University of Technology, and the University of Isfahan in Isfahan City, Iran. Clustered random sampling method was used to select the participants. The instruments used were the demographic questionnaire and sleep health scale. Data were analyzed using covariance analysis and Tukey’s post hoc test.
    Findings
    The mean total score of the sleep hygiene questionnaire was 297.90 ± 39.15, which varied from 195 to 425. The mean score of the total score of the questionnaire was higher in students of Isfahan University of Medical Sciences compared to other universities (P < 0.050). Girls of Isfahan University of Medical Sciences scored the highest score (P < 0.050). The average score of knowledge of sleep health was significantly higher in students of Isfahan University of Medical Sciences than in Isfahan University of Technology (P < 0.001) and in University of Isfahan (P < 0.001). The mean score of sleep hygiene knowledge had a significant and direct relation with different years of study and age (P < 0.050). The average score of sleep attitude was higher in dentistry students than other students (P < 0.001).
    Conclusion
    Results showed that medical students have a better attitude and function of sleep health. Mean scores of attitude, performance, and sleep hygiene were significantly higher in students of Isfahan University of Medical Sciences than in other two universities, and the mean score of girls in Isfahan University of Medical Sciences was higher than other groups.
    Keywords: Health, Sleep, Knowledge, Attitude, Performance, Students
  • Shahabeddin Vakili, Daryoush Shahbazi, Gahrouei* Pages 237-241
    Background
    Pulmonary embolism (PE) is a blockage in one of the pulmonary arteries. Ventilation/Perfusion (V/Q) scan is one the diagnostic methods of PE in pregnant women. It is necessary to investigate fetal dose and compare it with recommended values. The aim of this study was to determine the fetal dose in V/Q scan using Monte Carlo simulation.
    Methods
    An adult pregnant woman phantom and all her displaced organs were used for simulation. Source organs were defined for each of the radiopharmaceuticals used in two lung ventilation and perfusion scans, including lung and bladder for 133Xe, 81mKr, and technetium diethylene-triamine-pentaacetate aerosol (99mTc-DTPA-aerosol) for lung ventilation scan, and lung, bladder, and liver for 99mTc-technetium macroaggregated albumin (MAA) for lung perfusion scan. Fetal dose was determined and evaluated using the simulation output after calculations.
    Findings
    For 99mTc-MAA at prescription dose of 200 MBq, fetal dose was found to be 1.01 mGy, maximum fetal dose was 1.97 mGy, and both of them were more than the values recommended by International Commission on Radiological Protection (ICRP). For 99mTc-DTPA, fetal and maximum doses were below 1 mGy, and for 133Xe and 81mKr, fetal dose was negligible.
    Conclusion
    It is concluded that considering higher dose to the fetus (200 MBq of 99mTc-MAA), if the pregnant woman scan is needed, her awareness must be done.
    Keywords: Fetus, Pregnancy, Radiation, Monte Carlo method, Ventilation-perfusion scan
  • Mohsen Salmanvandi, Shabnam Kermani, Akram Alizadeh* Pages 242-248
    Background
    Rosemarinic acid is a phenolic compound that has neuroprotective properties. It has beneficial effect in neurological diseases such as Parkinson's and Alzheimer's. Rosmarinic acid increases the expression of neurotrophic factors such as brain-derived neurotrophic factor (BDNF), which can contribute in neuronal differentiation of stem cells.
    Methods
    After isolation and proliferation, Wharton’s jelly stem cells were placed in inductive culture medium containing Rosmarinic acid. MTT assay was used to evaluate toxicity. After 4 days, induction of neuronal differentiation in Wharton’s jelly stem cells was evaluated using real-time polymerase chain reaction (real-time PCR) via analyzing the expression of Nestin and β-Tubulin III genes.
    Findings
    MTT assay showed was no significant difference in viability between cells cultured in culture medium with Rosmarinic acid and control group (P < 0.05). Real-time PCR showed that adding Rosmarinic acid to culture medium increased the expression of Nestin and β-Tubulin III genes (P < 0.05).
    Conclusion
    Increasing the expression of β-Tubulin III and Nestin, when there is Rosmarinic acid, may indicate a greater induction of neuronal differentiation in Wharton’s jelly stem cells. The results show that Rosmarinic acid induces the neuronal differentiation of Wharton’s jelly stem cells.
    Keywords: Cell differentiation, Wharton's jelly cells, Rosmarinic acid