فهرست مطالب

  • پیاپی 41 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/12
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سید محسن نیاز خانی، بابک عبدالهی مندولکانی*، مراد جعفری، میرحسن رسولی صدقیانی صفحات 5-27
    به منظور بررسی واکنش ارقام روی-کارا و روی-ناکارا گندم نان به کم بود روی (Zn) خاک، این آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در گلخانه اجرا گردید. فاکتورهای آزمایش شامل سطوح روی در دو شرایط روی کافی (پنج میلی گرم روی در کیلوگرم خاک) و عدم مصرف روی، ارقام روی-کارا (بیات و نیک نژاد) و روی-ناکارا (هیرمند و کرج 1)، بافت (ریشه و برگ) و مرحله رشدی (28 روز بعد از جوانه زنی و 30 درصد سنبله دهی به ترتیب تحت عنوان مراحل رویشی و زایشی) بود. در این تحقیق فعالیت آنزیم های سوپراکسید دیسموتاز، کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز، پراکسیداز و فنیل آلانین آمونیالیاز و مقدار مالون دی آلدئید، پراکسید هیدروژن، پرولین، ترکیبات فنلی و آنتی اکسیدانت کل اندازه گیری شد. نتایج تجزیه واریانس و مقایسه میانگین اثرات اصلی و برهمکنش نشان داد تحت شرایط کمبود روی، میزان فعالیت آنزیم های آسکوربات پراکسیداز، پراکسیداز و فنیل آلانین آمونیالیاز افزایش و فعالیت آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز به طور معنی داری (P≤0.01) کاهش یافت. میزان مالون دی آلدئید، پراکسید هیدروژن، فنل و پرولین تحت شرایط کم بود روی به طور معنی داری (P≤0.01) افزایش یافت. هم چنین فعالیت آنزیم های سوپر اکسید دیسموتاز، کاتالاز، پراکسیداز، آسکوربات پراکسیداز، فنیل آلانین آمونیالیاز و مقدار پرولین در ارقام روی-کارا بیش تر و مقدار مالون دی آلدئید و پراکسید هیدروژن در این ارقام کم ترین مقدار را دارا بود. میزان فعالیت آنزیم کاتالاز در رقم روی-کارا بیات به طور معنی داری تحت شرایط کم بود روی بیش تر از سایر ارقام بود. به طورکلی نتایج این تحقیق نشان داد که فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانت تحت شرایط کم بود روی در گندم نان افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: گندم نان، کاتالاز، پرولین و کمبود روی
  • مجتبی یوسفی راد*، مهدی شریفی صفحات 29-46
    به منظور بررسی اثر محلول پاشی اسید سالیسیلک و سلنیوم بر ویژگی های فیزیولوژیک و عملکرد و اجزای عملکرد گلرنگ در شرایط تنش خشکی، یک آزمایش به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. عامل اصلی شامل آبیاری در سه سطح، آبیاری کامل در فصل رشد (شاهد)، قطع آبیاری در مرحله 50 درصد گلدهی و قطع آبیاری در مرحله 50 درصد تشکیل طبق بود. عامل فرعی محلول پاشی بوته های گلرنگ شامل عدم محلول پاشی (شاهد)، محلول پاشی با اسید سالیسیلک، محلول پاشی با سلنیوم و محلول پاشی با اسید سالیسیلک همراه با سلنیوم در نظر گرفته شد. تنش خشکی باعث کاهش عملکرد بیولوژیک، اجزای عملکرد و عملکرد دانه شد، ولی درصد پروتئین، فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز و پرولین را افزایش داد، همچنین بیش ترین اثر منفی تنش خشکی در مرحله گلدهی مشاهده شد، به طوری که تنش مرحله گلدهی سبب افت 49 درصدی عملکرد دانه و 33 درصدی زیست توده گلرنگ شد. محلول پاشی سبب بهبود عملکرد، اجزای عملکرد و فعالیت سوپر اکسید دسموتاز نسبت به عدم محلول پاشی (شاهد) شد. البته بین تیمارهای محلول پاشی در عملکرد دانه و فعالیت سوپر اکسید دسموتاز تفاوت معنی داری مشاهده نشد، اما محلول پاشی اسید سالیسیلیک با Kg/ha 7198، بیش ترین زیست توده را نشان داد. محلول پاشی در شرایط عدم تنش و تنش خشکی سبب افزایش درصد روغن دانه شد، به طوی که در آبیاری کامل و تنش مرحله گلدهی به ترتیب محلول پاشی اسید سالیسیلیک با 24 درصد و محلول پاشی اسید سالیسیلیک با سلنیوم با 28درصد، بیش ترین درصد روغن را دارا بودند. تیمارهای محلول پاشی موجب افزایش میزان پرولین در شرایط تنش نسبت به شاهد شد و در تنش مرحله گلدهی، محلول پاشی اسید سالیسیلیک و سلنیوم با 11 میکرومول بر گرم وزن تر گیاه بیش ترین میزان پرولین را نشان داد.
    کلیدواژگان: عملکرد دانه، درصد روغن، پرولین و گلرنگ
  • مطهره حبیبی، احمد عبدل زاده*، آرش امینی، حمیدرضا صادقی پور صفحات 47-62
    پتاسیم یکی از کودهای پرمصرف در کشور ما است و ماسه سنگ گلاکونیتی ممکن است یکی از گزینه های جایگزین برای کودهای پتاسه باشد این تحقیق با هدف بررسی اثرات ماسه سنگ گلاکونیتی استفاده شده به عنوان کود پتاسیم در گیاه زراعی کلزا و امکان آزادسازی پتاسیم و ایجاد سمیت آهن توسط آن صورت گرفت. کاشت گیاهان، در طرح آزمایش کاملا تصادفی و در قالب فاکتوریل در اتاق کشت و به صورت کشت گلدانی در شن انجام شد. فاکتور اول پتاسیم و در سه سطح هوگلند فاقد پتاسیم + پودر ماسه سنگ گلاکونیتی، هوگلند دارای پتاسیم و هوگلند فاقد پتاسیم و فاکتور دوم اسیدیته محیط کشت در دو سطح 6 و 5/7 بود. پتاسیم به صورت نیترات پتاسیم استفاده شد و  پودر ماسه سنگ گلاکونیتی قبل از کاشت گیاهان با شن شسته شده مخلوط گردید. نتایج نشان داد که کمبود پتاسیم در تیمار فاقد پتاسیم باعث کاهش شدید صفات رشد، میزان پتاسیم، پروتئین محلول در بخش هوایی، قند های محلول، نشاسته، کلروفیل a و کلروفیل کل و افزایش اسیدهای آمینه کل شد. کاربرد گلاکونیت با رها سازی پتاسیم توانست کمبود پتاسیم را در محیط ریشه گیاه جبران کند، به طوری که گیاهان تیمار شده با هوگلند فاقد پتاسیم + پودر ماسه سنگ گلاکونیتی در میزان پتاسیم و بسیاری صفات رشد از جمله وزن تر و خشک کل گیاهان تفاوت معنی داری با تیمار هوگلند دارای پتاسیم نداشتند. مقدار آهن ریشه گیاه کلزا در تیمار گلانونیت نسبت به دو تیمار دیگر پتاسیم بیش تر بود، اما کاهش  اسیدیته از 5/7 به 6 میزان آهن گیاهان را افزایش نداد. کاهش اسیدیته در تیمارهای هوگلند و گلاکونیت سبب کاهش پروتئین، نشاسته، رنگدانه ها و رشد گیاه شد. این نتایج نشان می دهد که پودر ماسه سنگ گلاکونیتی توانایی آزادسازی پتاسیم دارد. بدون توجه به اسیدیته محلول غذایی، استفاده از ماسه سنگ گلاکونیتی در گیاه کلزا منجر به هیچ گونه علائم سمیت آهن نشد.
    کلیدواژگان: کود پتاسه، گلاکونیت، اسیدیته و آهن
  • سعید چاوشی*، قربان نورمحمدی، حمید مدنی، حسین حیدری شریف آباد، مجتبی علوی فاضل صفحات 63-79
    به منظور بررسی اثر کاربرد کودهای زیستی فسفر و پتاسیم بر برخی صفات مهم مورفولوژیکی، ویژگی های زراعی و عملکرد لوبیا قرمز این آزمایش در تابستان سال های 94-1393 و به صورت دو ساله در مزرعه تحقیقات کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک اجرا شد. این پژوهش به صورت کرت های خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارهای پژوهشی شامل استفاده از کودهای زیستی در چهار سطح عدم استفاده، کاربرد کود زیستی فسفر، کود زیستی پتاسیم و استفاده توام کود زیستی فسفر + کود زیستی پتاسیم و چهار ژنوتیپ لوبیا قرمز به نام های رقم گلی، لاین D81083، رقم درخشان و KS31169 بودند. کاربرد کودهای زیستی در اوایل دوره رشد رویشی و همچنین در مرحله قبل از گلدهی انجام پذیرفت. نتایج نشان داد کاربرد کودهای زیستی توانست به طور معنی داری عملکرد تک بوته، تعداد دانه در بوته، تعداد غلاف در متر مربع، تعداد ساقه فرعی، کلروفیل a، کلروفیل b، نسبت کلروفیل a به کلروفیل b، نسبت وزن پوسته به وزن کل غلاف و نسبت پتاسیم به فسفر دانه را تحت تاثیر قرار دهد. در این بررسی رقم گلی با تولید 71/8 گرم در بوته بیش ترین عملکرد دانه را تولید کرد. همچنین به طور متوسط عملکرد دانه لوبیا از 56/6 گرم در بوته در عدم استفاده از کودهای زیستی به 80/8 گرم در بوته در استفاده توام کودهای زیستی، 5/25% افزایش پیدا کرد. ژنوتیپ های مورد بررسی در تمام صفات مذکور اختلاف معنی داری را نشان دادند ولی اثر برهم کنش کاربرد کودهای زیستی و ژنوتیپ فقط در صفات تعداد دانه در بوته، تعداد غلاف در مترمربع معنی دار شد. بدین ترتیب با کاربرد کودهای زیستی می توان علاوه بر افزایش کمی و جذب عناصر ضروری از طریق تحریک رشد سبب بهبود ویژگی های کیفی لوبیا قرمز شد.
    کلیدواژگان: کودهای زیستی، لوبیا قرمز، فسفر و عملکرد دانه
  • مرتضی مقنی باشی نجف آبادی*، حمیدرضا خزاعی، احمد نظامی، حمیدرضا عشقی زاده صفحات 81-93
    کنجد یکی از قدیمی ترین گیاهان زراعی در دنیا می باشد که به دلیل برخورداری از روغن بالای دانه یکی از مهم ترین گیاهان روغنی مناطق خشک و نیمه خشک می باشد. این آزمایش در قالب طرح آماری بلوک های کامل تصادفی به صورت کرت های یک بار خرد شده با سه سطح آبیاری پس از 55، 75 و 85 درصد تخلیه مجاز در کرت های اصلی و چهار ژنوتیپ کنجد ورامین، نازتکشاخه، اولتان و یکتا در کرت های فرعی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان در سال 1394 اجرا شد. نتایج نشان داد بین ژنوتیپ های کنجد و رژیم های آبیاری از نظر ویژگی های فیزیولوژیک و عملکرد دانه اختلاف معنی دار وجود داشت. بر هم کنش آبیاری در ژنوتیپ در صفات نشت الکترولیت، پایداری غشا و عملکرد معنی دار شد. افزایش دور آبیاری از 55 تا 85 درصد تخلیه مجاز باعث کاهش معنی دار محتوای نسبی آب برگ (13 درصد)، هدایت روزنه ای (42 درصد) و عملکرد دانه (53 درصد) در ژنوتیپ های مورد بررسی شد. علاوه بر این دمای سایه انداز گیاهی (10 درصد) و نشت الکترولیت (94 درصد) در اثر افزایش سطح تخلیه رطوبتی در تمامی ژنوتیپ ها به طور معنی داری افزایش یافت. بیش ترین عملکرد دانه (1459 کیلوگرم در هکتار) از ژنوتیپ یکتا در شرایط آبیاری 55 درصد و کم ترین عملکرد دانه (537 کیلوگرم در هکتار) از ژنوتیپ نازتکشاخه در شرایط آبیاری 85 درصد تخلیه مجاز آب خاک به دست آمد. به طور کلی نتایج نشان داد که کاهش فاصله آبیاری به دلیل بهبود محتوی نسبی آن برگ، هدایت روزنه ای، نشت الکترولیت و دمای سایه انداز گیاهی در ژنوتیپ های مورد بررسی باعث افزایش عملکرد دانه کنجد شد.
    کلیدواژگان: تنش خشکی، دانه های روغنی، هدایت روزنه ای و نشت الکترولیت
  • فرشاد سرخی* صفحات 95-110
    به منظور بررسی واکنش آفتابگردان رقم ایروفلور به تنش کم آبی در مراحل مختلف رشد و شیوه های مصرف کود فسفات زیستی، این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار انجام شد. تنش کم آبی در چهار سطح شامل شاهد (عدم تنش کم آبی)، تنش در مرحله رویشی، تنش در مرحله زایشی و تنش در هر دو مرحله رویشی و زایشی و شیوه مصرف فسفات زیستی در چهار سطح شامل عدم استفاده از کود زیستی، بذرمال، سرک و کاربرد همزمان بذرمال و سرک بود. اثر ساده تنش کم آبی و کود زیستی بر قطر طبق، تعداد دانه در طیق، وزن هزار دانه، عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، درصد روغن و عملکرد روغن معنی دار و برهم کنش آن ها فقط بر تعداد دانه در طبق، عملکرد دانه و درصد روغن معنی دار بود. بیش ترین میزان صفات در بین سطوح تنش کم آبی به تیمار شاهد (عدم تنش کم آبی) و در بین شیوه کاربرد کود زیستی به تیمار کاربرد همزمان بذرمال و سرک تعلق داشت که به ترتیب وزن هزار دانه 42/74 و 25/67 گرم، قطر طبق 67/17 و 74/16سانتی متر، عملکرد بیولوژیک 74/10596 و 43/10165 کیلوگرم در هکتار و عملکرد روغن 55/1318 و 73/1216 کیلوگرم در هکتار مشاهده شد. بیش ترین مقدار صفات تعداد دانه در طبق (51/950 عدد)، عملکرد دانه (23/3451 کیلوگرم در هکتار) و درصد روغن (68/47 درصد) در ترکیب تیماری بدون تنش کم آبی و کاربرد همزمان کود زیستی به صورت بذرمال و سرک بدست آمد. اثر تنش کم آبی بر صفات در مرحله زایشی به صورت معنی داری بیش تر از مرحله رویشی بود. تیمار کاربرد کود زیستی به صورت کاربرد همزمان بذرمال و سرک با تیمار کاربرد به شیوه بذرمال اختلاف معنی داری نشان نداد. نتیجه آزمایش نشان داد که کاربرد کود فسفات زیستی به صورت بذرمال در آفتابگردان رقم ایروفلور تحت شرایط نرمال و تنش کم آبی بهبود عملکرد و صفات مورد مطالعه را به همراه دارد.
    کلیدواژگان: اجزای عملکرد، تنش رطوبتی، کود زیستی و میزان روغن
  • پریسا خان زاده، رئوف سید شریفی* صفحات 111-128
    به منظور بررسی اثر تلقیح بذر با سایکوسل و کودهای زیستی بر عملکرد، فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی گندم و برخی صفات بیوشیمیایی گندم (.Triticum aestivum L) در شرایط شوری خاک، این آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در گلخانه پژوهشی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه محقق اردبیلی در سال زراعی 1395 انجام گرفت. تیمارها شامل شوری در چهار سطح (عدم اعمال شوری به عنوان شاهد و اعمال شوری های 25، 50 و 75 میلی مولار) با نمک NaCl  و تلقیح بذر با سایکوسل و کودهای زیستی در شش سطح (بدون تلقیح با کودهای زیستی و سایکوسل به عنوان شاهد، تلقیح بذر با سودوموناس، آزوسپریلیوم و کاربرد همزمان سودوموناس و آزوسپریلیوم، تلقیح با سایکوسل در دو سطح 5-10 و 6-10 میلی مولار) بود. نتایج نشان داد که تیمار شوری 75 میلی مولار محتوای پرولین و فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی مانند کاتالاز، پراکسیداز و پلی فنل اکسیداز را در مقایسه با عدم اعمال شوری به ترتیب 39/43، 9/103، 83/97 و 143  درصد افزایش داد. کم ترین میزان هدایت الکتریکی (8/65 میکروزیمنس بر سانتی متر) و بیش ترین محتوای نسبی آب در مرحله گلدهی (86/87 درصد)، محتوای پروتئین (7/17 درصد) و عملکرد دانه (83/2 گرم در بوته) در حالت عدم اعمال شوری و تلقیح همزمان بذر با سودوموناس و آزوسپریلیوم به دست آمد. بیش ترین میزان هدایت الکتریکی (83/111 میکروزیمنس بر سانتی متر) و کم ترین محتوای نسبی آب در مرحله پر شدن دانه (6/49 درصد)، محتوای پروتئین (57/10 درصد) و عملکرد دانه تک بوته (98/0 گرم در بوته) در شوری 75 میلی مولار  و عدم تلقیح بذر با کودهای زیستی و سایکوسل به دست آمد.
    کلیدواژگان: آزوسپریلیوم، پرولین، سودوموناس وکودهای بیولوژیک
  • محمد مطرودی، شهرام لک* صفحات 129-143
    به منظور بررسی اثر قارچ مایکویزا بر خصوصیات کمی و پروتئین لوبیا چشم بلبلی در دورهای مختلف آبیاری، این تحقیق در سال زراعی 1396 در شهرستان خرمشهر به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل دور آبیاری در چهار سطح 55 (شاهد)، 80، 105 و 130 میلی متر تبخیر از تشت تبخیر کلاس A در کرت های اصلی و قارچ مایکوریزا در دو سطح شامل عدم کاربرد مایکوریزا (شاهد) و کاربرد مایکوریزا در کرت های فرعی بودند. نتایج نشان داد که اثر اصلی دور آبیاری و قارچ مایکوریزا بر تعداد دانه در غلاف، وزن هزار دانه و عملکرد پروتئین و اثر متقابل آن ها بر عملکرد دانه معنی دار بود. بیشترین عملکرد دانه در تیمار 80 میلی متر تبخیر از تشت (با میانگین 3/233 گرم در مترمربع) و کمترین عملکرد دانه (با میانگین  7/168 گرم در مترمربع) به تیمار 130 میلی متر تبخیر از تشت اختصاص یافت. نتایج نشان داد که با کاربرد قارچ مایکوریزا عملکرد دانه و عملکرد پروتئین به ترتیب 16/9 و 12 درصد نسبت به تیمار شاهد افزایش یافت. برهمکنش فواصل آبیاری و مایکوریزا اثر معنی داری بر عملکرد دانه (افزایش 25 درصد نسبت به تیمار شاهد) داشت. لذا به منظور دست یابی به حداکثر عملکرد کمی و کیفی، کاشت گیاه لوبیا چشم بلبلی با فاصله آبیاری 80 میلی متر تبخیر از تشت و کاربرد مایکوریزا در مناطقی که گیاهان با تنش خشکی مواجه می شوند پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: عملکرد پروتئین، عملکرد دانه و وزن هزار دانه
|
  • Seied Mohsen Niazkhani, Babak Abdollahi Mandoulakani*, Morad Jafari, Mirhassan Rasouli, Sadaghiani Pages 5-27
    A factorial experiment was conducted in greenhouse in a completely randomized design (CRD) with three replications to investigate the response of Zn-efficient and -inefficient bread wheat cultivars to soil Zn deficiency. The factors of the experiment were soil Zn levels (Zn-adequate: 5mg Zn kg-1 soil and no Zn application), Zn-efficient (Bayat and Niknejad) and -inefficient (Hirmand and Karaj1) cultivars, sampled tissues (Root and leaf) and growth stages (28 days after germination: vegetative and 30% of heading: reproductive). The activity of superoxid dismutase, catalase, ascorbate peroxidase, peroxidase and phenylalanine ammonia-lyase enzymes were measured in the root and leaf of the cultivars. Also, the content of malondialdehyde, hydrogen peroxide, prolin, phenol and total antioxidants were investigated. The results of variance analysis and mean comparison for main and interaction effects revealed that soil Zn deficiency enhance the activity of ascorbate peroxidase, peroxidase and phenylalanine ammonia-lyase, while the activity of superoxid dismutase significantly (P≤0.01) declined. The content of malondialdehyde, hydrogen peroxide, phenol and prolin siginificantly (P≤0.01) increased under Zn deficiency conditions. The enzymes activity and prolin content in Zn-efficient cultivars were higher than those of inefficient cultivars, whereas the minimum amount of malondialdehyde and hydrogen peroxide were observed in Zn-efficient cultivars. Catalase activity in Bayat (Zn-efficient) cultivar under Zn deficiency conditions was more than that of other cultivars. In conclusion, the results of the current study demonstrated the enhanced activity of the antioxidant enzymes in bread wheat cultivars under soil Zn deficiency conditions.
    Keywords: Bread wheat, Catalase, Proline, Zinc deficiency
  • Mojtaba Usefirad*, Mehdi Sharifi Pages 29-46
    In order to study the effect of salicylic acid and selenium foliar application on physiological characteristics, yield and yield components of safflower (Carthamus tictorius L.) under drought stress conditions, an experiment was conducted as split plot based on randomized complete block design with three replications. The main factor included irrigation in three levels, complete irrigation during growing season (Control), cutting irrigation at 50% flowering stage and cutting irrigation at 50% head forming stage. Sub factor was considered foliar application of safflower plants including non-spraying (Control), foliar application of salicylic acid, selenium and salicylic acid with selenium. Drought stress reduced biomass, yield and yield components, but it increased grain protein percentage, the superoxide dismutase activity and proline concentration. Also, the highest negative effect of drought stress observed in flowering stage, so that stress at flowering stage reduced 49% grain yield and 33% biomass of safflower. Foliar application improved yield, yield components and superoxide dismutase activity compared to non-spraying. However, between foliar application treatments was observed no significant difference in grain yield and superoxide dismutase activity, but foliar application of salicylic acid with 7198 kg ha-1 showed the highest biomass. The foliar application in stress and non-stress condition increased grain oil percentage, so that in complete irrigation and flowering stage stress were the highest grain oil concentration in treatments of salicylic acid foliar application and salicylic acid with selenium foliar application with 24% and 28%, respectively. The foliar application treatments increased proline concentration in stress condition compared to control and treatment of salicylic acid with selenium foliar application with 11 µM.g FW-1  showed the highest proline concentration in stress of flowering stage.  In general, foliar application of safflower with selenium, salicylic acid, or their simultaneous consumption can reduce the negative effect of drought stress in both stage.
    Keywords: Grain yield, Oil percentage, Proline, Safflower
  • Motahareh Habibi, Ahmad Abdolzadeh*, Arash Aminei, Hamid Reza Sadeghipour Pages 47-62
    Glauconite is a micaceous mineral that could be source of potassium. The aim of this study was evaluation of the effects of glauconitic sandstone and potential of iron relase and toxicity in case of using as a potassium fertilizer for canola plants. The plants cultivation experiments were carried out in growth chamber in sand culture with completely randomized design as factorial. The first factor was potassium with three levels including Hoagland nutrient solution, Hoagland nutrient solution lack of potassium and Hoagland nutrient solution lack of potassium accompanied with glauconitic sand stone powders. The second factor was pH of culture medium contained 6 and 7.5. The results indicated that potassium deficiency in Hoagland nutrient solution without potassium treatment caused severe reduction in growth traits, contents of K+, soluble protein, starch and chlorophylls and increased total amino acids in canola plants. Application of glauconitic sand stone powders could release potassium in solution medium as plants treated with Hoagland without + glauconite did not indicated significant differences in fresh and dry mass and potassium content with Hoagland-treated ones. Iron content was higher in roots of Hoagland without potassium + glauconite treated canola plants compared treatments, however, pH reduction from 7.5 to 6 did not increase iron content in this treatment. The reduction of pH of nutrient medium imposed significant decrease of soluble protein, starch and chlorophyll contents that lead to growth retardation of canola plants. The results indicated that glauconitic sandstone has certain potential to release potassium. Iresspective pH of nutrient solution, no toxicity symptom was observed in canola plants following glauconite application.
    Keywords: Canola, Glauconite, pH, Potassium
  • Saeid Chavoshi*, Ghorban Nourmohamadi, Hamid Madani, Hossein Heidari Sharif Aabad, Mojtaba Alavifazel Pages 63-79
    In order to investigate the effects of phosphorous and potassium fertilizers on some important morphological traits, agronomic characteristics and yield of red bean cultivars, an experiment was conducted at Agricultural Research Farm of Islamic Azad University, Arak, in the summer of 2013-2014 and in two consecutive years. This experiment was conducted as split plot based on randomized complete block design with three replications. Experimental treatments included the use of bio fertilizers at four levels of non-use, application of phosphorus biofertilizer, potassium biofertilizer and phosphorus biofertilizer + potassium biofertilizer and four red bean genotypes, Goli, D81083, Derakhshan, and KS31169/3. The application of biological fertilizers was carried out early in the vegetative period and also in the pre-flowering stage. The results showed that application of biological fertilizers could significantly affect the yield of single plant, number of seeds per plant, number of pods per m2, number of branches, chlorophyll a, Chlorophyll b, chlorophyll a to chlorophyll b ratio, ratio the shell weight by the weight of the entire pod and potassium-phosphorus ratio. In this study, Goli cultivar produced the highest seed yield of 8.71 g plant-1. Also, the grain yield of beans increased by 25.5%. from 6.56 g plant-1 in the absence of biofertilizers to 8.80 g plant-1 in combined fertilizer application. The genotypes showed significant differences in all of the studied traits, but the interaction between application of fertilizers and genotype was significant only in number of seeds per plant, number of pods per square meter. Thus, using biofertilizers, in addition to quantitative increase and absorption of essential elements by stimulating growth, can improve quality characteristics of red beans.
    Keywords: biological fertilizers, red beans, phosphorus, grain yield
  • Morteza Moghanibashi Najafabadi*, Hamid Reza Khazaie, Ahmad Nezam, Hamid Reza Eshghizadeh Pages 81-93
    Sesame is one of the oldest crops in the world that is commonly cultivated in arid and semi-arid due to high oil seeds (42-52%). In order to determine the effects of water deficit (55, 75 and 85 percent evacuation of soil water) on genotype sesame (Varamin, Naztakshakhe, Oltan and Yekta), a field experiment was conducted using a split-plot in randomized complete design with three replication at the Agricultural research farm Isfahan University of Technology. Results showed that irrigation regimes and cultivars had significant effect on physiological treats and grain yield. Also, the interaction between genotype and irrigation regimes had significant effect on some of the traits. Relative water content, stomata conduction and grain yield decreased about 13, 42 and 53 percentage, respectively by worsening the drought conditions from 55 to 85 percent evacuation of soil water. Whereas canopy temperature and electrolyte leakage increased about 10 and 94 percentage by worsening the drought conditions from 55 to 85 percent evacuation of soil water. The maximum and the minimum of grain yield were obtained from Yekta genotype (1459 Kg/hec) in 55 percent and Naztakshakhe (537) in 85 percent evacuation of soil water, respectively. In general, results showed that with increasing of water stress, increased grain yield due to improve of relative water content, stomata conduction, electrolyte leakage and canopy temperature in evaluated genotypes.
    Keywords: Drought stress, Oil seeds, Stomata conduction, Electrolyte leakage
  • Farshad Sorkhi* Pages 95-110
    In order to evaluate the effect of water stress on sunflower cultivars of Iroflor in different stages of growth and methods of biophosphate consumption, a factorial experiment was conducted in a randomized complete block design with four replications. Water deficit stress in four levels including control (non-stress), stress in vegetative stage, stress in reproduction stage and stress in both vegetative and reproductive stages and application of biofertilizer (Phosphate Fertile 2) in four levels including non use of biofertilizer, seed coated, topdress and and combined application seed coated and topdress. The results showed that water stress and fertilizer stress had significant effect on all traits. However, the interaction was significant only for number of seeds per head, seed yield and oil percentage. The highest traits among levels of water stress were related to control and among the application of biofertilizer belonging to the treatment of combined application seed coated and topdress, which thousand grain weight 74.42 and 67.25 g, head diameter 17.67 and 16.74 cm, biological yield 10596.74 kg. ha-1 and 10165.43 and oil yield 1318.55 and 1216.73 kg. ha-1 respectively. However, the highest number of seeds per head (950.51 number), seed yield (3451.23 kg. ha-1) and oil percent (47.68 %) were obtained in combined treatments of non stress and application seed coated with topdress. The effect of water deficit stress on the reproductive stage was significantly more than the vegetative stage. Biofertilizer treatment as seed coated has no significant difference with combined application seed coated and topdress. Which indicates that biofertilizer (Phosphate Fertile 2) makes better use of seed coated. The result of the experiment showed that with the use of biophosphate to form seed coated achieved optimal yield in sunflower cultivars of Euroflour and under water deficit stress, decreasing the intensity of stress on the traits under study.
    Keywords: Biofertilizer, Oil content, Water deficit stress, Yield components
  • * Parisa Khanzadeh, Raouf Seyed Sharifi* Pages 111-128
    In order to study the effects of seed inoculation by cycocel and biofertilizers on yield, antioxidant enzymes activity and some biochemical traits of wheat (Triticum aestivum L.) under soil salinity condition, a factorial experiment was conducted based on randomized complete block design with three replications in a research greenhouse of Faculty of Agriculture and Natural Resources, University of Mohaghegh Ardabili in 2016. Treatments were included salinity in four levels [no salt (as control), salinity 25, 50 and 75 mM by NaCl and seed inoculation by biofertilizers and cycocel in six levels [no inoculation with cycocel and bio fertilizers as control, inoculation by Pseudomonas, Azosprilium, both inoculation Azosprilium and Pseudomonas, inoculation by cycocel in concentration 10-5 and 10-6 mM]. The results showed that 75 mM salinity increased protein content and antioxidant enzymes activity such as catalase, peroxidase and polyphenol oxidase (43.39, 103.9, 97.83 and 143 % respectively) in comparison with no salinity. The lowest electrical conductivity (65.8 µs.cm-1) and the highest relative water content in flowering stage (87.86 %), protein content (17.7%) and grain yield (2.83 g per plant) were obtained in no salt and both inoculation Azosprilium and Pseudomonas. The highest electrical conductivity (111.83 µs.cm-1)  and the lowest relative water content in grain filling period (49.6 %), protein content (10.57 %) and grain yield (0.98 g per plant) were obtained in the highest salinity level and no inoculation with cycocel and bio fertilizers.
    Keywords: Azosprilium, Proline, Pseudomonas, Biological fertilizers
  • Mohamad Matrudi, Shahram Lak* Pages 129-143
    In order to effect of mycorrhiza fungi on the quantitative and qualitative traits of cowpea in different irrigation intervals, this research was carried out in 2017 in Khorramshahr as split plot based on randomized complete block design with four replications. The treatments consisted of different irrigation intervals at four levels of 55, 80, 105 and 130 mm evaporation from class A evaporation pan in main plots and mycorrhiza fungi in two levels including non-application of mycorrhiza (control) and mycorrhizal application in sub plots. The results showed that the effects of irrigation intervals and mycorrhiza fungi on seed yield, number of seeds per pod, 1000 grain weight and protein yield were significant. The highest grain yield to 80 mm pan evaporation treatment (with an average 233.3 g/m2), and the lowest yield (with an average 168.7 g/m2) to 130 mm pan evaporation treatment was given. The results showed that using mycorrhizal fungus, grain yield and protein yield increased. The interaction of irrigation intervals and mycorrhiza had a significant effect on grain yield and the highest grain yield (with an average of 240.97 g/m2) was obtained from 80 mm evaporation pan treatment from and the application of mycorrhiza. Therefore, in order to achieve the maximum quantitative and qualitative yield, planting of cowpea plant with irrigation intervals 80 mm evaporation from pan and application of mycorrhiza in areas where plants with drought stress are recommended.
    Keywords: protein yield, grain yield, grain weight