فهرست مطالب

  • پیاپی 48 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/04/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فرح لطفی کاشانی*، لعیا نوبخت، منصوره خلیلی، غزل سپهبدی، یاشار وزیری صفحات 7-16
    پستان نقش مهمی در تن انگاره ی زنان دارد و هویت زنانه، حس زنانگی، تمایلات جنسی، جذابیت فیزیکی و جنسی، پرورش و حس مادری را قویا به خود مرتبط می سازد. هدف این پژوهش، مقایسه ی نگرانی های مربوط به ظاهر؛ اشتغال ذهنی با این نگرانی ها؛ و تجارب حاصل از پریشانی هیجانی بیماران ماستکتومی شده ی داوطلب، با و بدون ترمیم پستان و زنان سالم داوطلب انجام جراحی زیبایی پستان بود. برای این منظور طی یک پژوهش علی مقایسه ای، 144 نفر  به صورت نمونه ی در دسترس   از بین مراجعه کنندگان به مراکز تخصصی جراحی پستان و بیمارستان شهدای تجریش، امام و بیمارستان حضرت رسول و دو مرکز جراحی زیبایی شهر تهران انتخاب و از نظر آشفتگی تن انگاره مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که گروه ها از نظر نگرانی  در مورد قسمتهای غیر جذاب بدن، استرس و پریشانی ناشی از نقص بدن تفاوت معناداری با یکدیگر دارند اما، از نظر اشتغال فکری در رابطه با قسمتهایی از بدن تفاوت معناری نشان نمی دهند. همچنین معلوم شد که گروه ماستکتومی شده با داوطلبان ترمیم و داوطلبان ترمیم با داوطلبان زیبایی و بیماران ماستکتومی ترمیم شده از نظر نگرانی در مورد قسمتهای غیر  جذاب بدن با یکدیگر و داوطلبان ترمیم با داوطلبان زیبایی در اشتغال فکری در رابطه با قسمتهایی  از بدن، تفاوت معناداری با هم دارند مقایسه ی استرس و پریشانی ناشی از نقص بدن بین چهار گروه نشان داد که گروه ماستکتومی شده با داوطلبان ترمیم و داوطلبان ترمیم با داوطلبان زیبایی و بیماران ماستکتومیترمیم شده متفاوتند. این پژوهش از متفاوت بودن زیربنای تمایل بیماران ماستکتومی شده و افراد سالم  حمایت می کند
    کلیدواژگان: ماستکتومی، تن انگاره، جراحی زیبایی
  • زهره حسینی، احمد کربلایی محمدمیگونی*، مسعود گرامی پور صفحات 17-26
    تصمیم به انجام جراحی زیبایی به شدت تحت تاثیر مشکلات روان شناختی قرار دارد. باورهای یک فرد در مورد تصویر بدنی خود به طور کلی تمام باورهای دیگر و هیجان ها و رفتارهایش را تحت تاثیر قرار می دهد.هدف این پژوهش، تعیین برازش مدل ساختاری روابط بین تصویر بدنی، باورهای غیرمنطقی و سلامت روان در متقاضیان جراحی زیبایی سینه بود. برای این منظور طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی 100 نفر از زنان متقاضی جراحی زیبایی پستان به صورت در دسترس انتخاب و  از نظر تصویر تن، باورهای غیرمنطقی و نشانگان اختلال های روانی مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک مدل یابی معادله های ساختاری نشان داد که مدل ساختاری پژوهش با داده های گردآوری شده به خوبی برازش دارد. تصویر بدنی با باورهای غیرمنطقی و سلامت روان به صورت کل و منفی رابطه دارد. باورهای غیرمنطقی با سلامت روان به صورت کل و مثبت رابطه دارد. تصویر بدنی با سلامت روان به صورت غیرمستقیم و منفی رابطه دارد. باورهای غیرمنطقی با ابعاد سلامت روان به صورت غیرمستقیم و مثبت رابطه دارد. به نظر می رسد که نارضایتی افراد از تصویر بدنی خود تحت تاثیر عوامل فردی و محیطی می تواند منجر به ارزیابی های نادرست، افکار و هیجان های منفی در وی شود.
    کلیدواژگان: باورهای غیرمنطقی، تصویر بدنی، جراحی زیبایی، سلامت روان، مدل ساختاری
  • جواد خلعتبری*، فاطمه هاشمی گلپایگانی صفحات 27-36
    ناباروری، یک بحران پیچیده در زندگی است و شاید به همین دلیل است که بسیاری از مولفان، پیامد های روان شناختی ناباروری را به واکنش سوگ عمومی تشبیه کرده اند. مطالعات نشان می دهند که عوامل روان شناختی می توانند هم در ایجاد ناباروری نقش داشته باشند و هم این که ناباروری پیامدهای روان شناختی را با خود به همراه داشته باشد. هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش مدل تلفیقی رویکرد هیجان مدار و مدل گاتمن بر ترس از صمیمیت و اضطراب زنان نابارور بود. برای این این منظور طی یک پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل، 22 نفر از زنان نابارور مراجعه کننده به مراکز ناباروری و آزمایشگاه تشخیص طبی شهر قدس استان تهران به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه کاربندی شدند. گروه ها قبل و بعد از مداخله از نظر ترس از صمیمیت و اضطراب مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 120 دقیقه ای تحت مداخله با مدل تلفیقی هیجان مدار و با استفاده از برنامه مداخله گروهی جانسون و نظریه ی دلبستگی بالبی  و چند مقوله کلیدی مدل گاتمن قرار گرفتند. گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که آموزش مدل تلفیقی موجب کاهش معنادار ترس از صمیمیت و اضطراب زنان نابارور شده است. به نظر می رسد از آموزش مدل تلفیقی رویکرد هیجان مدار و مدل گاتمن می توان برای کاهش ترس از صمیمت و اضطراب زنان نابارور استفاده کرد.
    کلیدواژگان: مدل تلفیقی، رویکرد هیجان مدار، مدل گاتمن، ترس از صمیمیت، زنان نابارور
  • سارا پاشنگ، بیوک تاجری، انیس خوش لهجه صدق صفحات 37-46
    سندرم روده تحریک پذیر (IBS) اختلال شایعی است که باعث درد شکم، نفخ و اختلال در دفع مدفوع شده و با مشکلاتی نظیر اختلالات اضطرابی، اختلالات افسردگی و اختلالات شبه جسمی همراه است. هدف پژوهش حاضر مقایسه ی اثر بخشی درمان پذیرش و تعهد و درمان فراشناختی بر انعطاف پذیری و امیدواری بیماران مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر بود. برای این منظور طی یک پژوهش نیمه آزمایشی با گروه گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 30 زن بیمار مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر از مرکز مشاوره واحد علوم دارویی و بیمارستان رسول اکرم، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و در سه گروه درمان فرا شناخت، درمان پذیرش و تعهد و گروه کنترل، کاربندی شدند. گروه های آزمایشی بسته های درمانی پذیرش و تعهد و فرا شناختی را طی 8 جلسه 90 دقیقه ای، دریافت کردند. نتایج تحلیل واریانس مختلط نشان داد هر دو روش درمانی به یک اندازه باعث افزایش امیدواری بیماران مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر شده اما، درمان فراشناختی بیشتر از پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری بیماران اثرگذار بوده است. از آنجا که بروز تغییر در عوامل زیستی و روانی - اجتماعی بر نشانگان روده تحریک پذیر اثر گذار است، باید مولفه های انعطاف پذیری و امیدواری در این بیماران برای ارتقای سلامت آنها مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: درمان پذیرش و تعهد، درمان فرا شناختی، نشانگان روده تحریک پذیر، انعطاف پذیری، امیدواری
  • کبری سلامی اصل*، سیدعلی مرعشی، نجمه حمید، مهناز مهرابی زاده هنرمند صفحات 47-56
    نظیم هیجان را می توان به عنوان فرایندی در نظر گرفت که به واسطه ی آن فرد بر شکلی از هیجانی که در حال حاضر دارد تاثیر می گذارد و مشخص می کند فرد چگونه هیجانات خود را تجربه و ابراز می کند. وجود الگوهای مختل در تنظیم هیجان بیماران پوستی می تواند باعث تشدید و تدوام وضعیت پوستی آنان شود.  هدف این پژوهش مقایسه ی راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی(سازگار و ناسازگار) در بیماران مبتلا و غیرمبتلا به پسوریازیس در شهر اهواز بود. برای این منظور، طی یک پژوهش علی- مقایسه ای، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 100 نفر (50 نفر بیمار مبتلا به پسوریازیس و 50 فرد غیرمبتلا) به عنوان نمونه انتخاب و از نظر راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی (سازگار و ناسازگار) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که بین بیماران مبتلا به پسوریازیس و افراد غیرمبتلا از لحاظ راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی (سازگار و ناسازگار) تفاوت معنا داری وجود دارد و بیماران مبتلا به پسوریازیس در مقایسه با گروه غیرمبتلا کمتر از راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی سازگار و بیشتر از راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی ناسازگار استفاده می کنند. این احتمال وجود دارد که مشکلات تنظیم شناختی هیجان در تشدید پسوریازیس نقش داشته باشند و بیماران مبتلا به پسوریازیس مانند دیگر بیمارن پوستی بیشتر از راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی ناسازگار استفاده میکنند.
    کلیدواژگان: پسوریازیس، تنظیم شناختی هیجانی، راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی ناسازگار
  • شیرین زینالی* صفحات 57-66
    سرطان به عنوان یکی از شایع ترین بیماری های قرن اخیر بوده و برخی از انواع آن  موجب تغییرات مهم در ظاهر(تغییر در چهره، قطع اندام، ریزش شدید موها) می شود. بیمارانی که پس از ماستکتومی و شیمی درمانی با تغییرات ظاهری از جمله از دست دادن سینه و ریزش مو مواجه می شوند، با مشکلات روان شناختی مختلف مواجه هستند. هدف پژوهش حاضر تاثیر ذهن آگاهی مبتنی بر رویکرد شناختی بر بیماران سرطان و بررسی اثربخشی این درمان بر باورهای ناکارآمد، خودگویی و خودتنظیم گری آنها بود. برای این منظور طی یک پژوهش نیمه تجربی براساس طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل، 40 نفر  از  بیماران مبتلا به  سرطان با داشتن تغییر در ظاهر فیزیکی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل کاربندی شدند.  گروه آزمایش ، به مدت 8 جلسه تحت آموزش ذهن آگاهی قرار گرفتند.  گروه ها قبل از شروع درمان، و پس از اتمام جلسات از نظر باورهای غیرمنطقی، خودگویی و خودتنظیم گری مورد آزمودن قرار گرفتند. نتایج تحلیل کوورایانس نشان داد ذهن آگاهی موجب بهبود باورهای غیرمنطقی، خودگویی و خودتنظیم گری در گروه آزمایش شده است. به نظر می رسد ذهن آگاهی باعث آگاهی بیماران به باورهای خود شده و شناختهای غیرمنطقی در زمینه نقص بدنی و ارزیابی های منفی آنها را کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: درمان ذهن آگاهی، باورهای غیرمنطقی، خودگویی، خودتنظیم گری و سرطان
  • سروین انصارحسین*، عباس ابوالقاسمی، نیلوفر میکاییلی، نادر حاجلو صفحات 67-76
    افسردگی به دامنه وسیعی از مشکلات مرتبط با بهداشت روانی اطلاق می شود که با فقدان عاطفه مثبت، خلق پایین و دامنه ای از علایم هیجانی، شناختی، جسمانی و رفتاری مشخص می شود. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان فعال سازی رفتاری بر عدم تقارن EEG آلفا در لوب فرونتال، انعطاف پذیری شناختی و توجه انتخابی در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی بود. برای این منظور طی یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون چند گروهی و پیگیری با گروه کنترل، از بین مراجعان  مرکز بهداشت شهر تبریز که تشخیص اختلال افسردگی دریافت کردند، 30 نفر به صورت نمونه ی در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل کاربندی شدند. از دستگاه نوروفیدبک از کمپانی Technology Thought  کانادا مدل Procomp 2 برای سنجش میزان عدم تقارن آلفا در لوب پیشانی، قبل و پس از اتمام درمان فعال سازی رفتاری، جهت میزان اثربخشی این درمان بر اصلاح عدم تقارن آلفا در لوب پیشانی استفاده شد.  گروه آزمایش تحت 8 هفته (هر هفته 1 جلسه درمانی) مداخله فعال سازی رفتاری قرار گرفتند. تحلیل کواریانس چند متغیری نشان داد که درمان فعال سازی رفتاری  منجر به افزایش فعالیت نیم کره چپ (از طریق کاهش آلفای F3) و کاهش انعطاف ناپذیری شناختی و توجه انتخابی و کاهش علایم افسردگی در گروه آزمایش شد. به نظر می رسد درمان فعال سازی رفتاری در بهبود انعطاف ناپذیری شناختی و توجه انتخابی موثر است و منجر به افزایش فعالیت نیم کره چپ می شود اما در بهبود عدم تقارن آلفای مغزی تاثیری ندارد.
    کلیدواژگان: فعال سازی رفتاری، لوب فرونتال، انعطاف پذیری شناختی، توجه انتخابی
  • محترم نعمت طاوسی*، افسانه لطفی عضیمی صفحات 77-88
    امروزه، علاقه روز افزونی نسبت به درک چگونگی تاثیر نظم‎جویی هیجانی در سلامت روانی و جسمانی افراد وجود دارد. نظم‎جویی هیجانی شامل استفاده از راهبردهای رفتاری و شناختی برای تغییر در مدت یا شدت تجربه یک هیجان است. هدف این پژوهش تعیین نقش واسطه ای حرمت خود و نظم جویی هیجانی در رابطه ی بین رگه های شخصیت و تاب آوری در افراد مبتلا به سرطان پستان بود. برای این منظور طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 275 زن مبتلا به سرطان پستان که واجد ملاک های ورود به نمونه بودند به صورت نمونه ی در دسترس انتخاب و از نظر ویژگی های شخصیتی، حرمت خود، نظم جویی شناختی هیجان و تاب آوری مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که حرمت خود رابطه بین رگه های شخصیت (به استثنای توافق‎جویی) با تاب آوری و نظم جویی شناختی هیجان سازش یافته رابطه بین نوروزگرایی و توافق جویی و نظم جویی شناختی هیجان سازش نایافته رابطه ی بین نوروزگرایی، برون‎گردی، گشودگی به تجربه و توافق جویی را با تاب آوری واسطه گری می کند. نتایج پژوهش بر مبنای نقش واسطه ای حرمت خود و نظم جویی شناختی هیجان مورد بحث قرار گرفت.
    کلیدواژگان: رگه های شخصیت، حرمت خود، نظم جویی شناختی هیجان، تاب آوری، سرطان
|
  • Farah Lotfikashani *, Laya Nobakht, Mansureh Khalili, Kazal Sepahbodi, Yashar Vaziri Pages 7-16
    Breast has an in important role in female body image, and related feminine identity, feminine feeling, sexual tendency, physical and sexual attractiveness, and nourishing maternal feeling to itself. Aim of this study was to comparison appearance anxiety, mental obsession with this anxiety, and emotional distress experiences in cancer patient treated with mastectomy, cancer patients volunteered for breast reconstruction and healthy woman volunteered for breast cosmetic surgery. For this purpose, in a casual comparative study, 144 participants have been chosen through convenient method and evaluated for body-image distortion. Analysis of variances showed that there are significant differences in anxiety about unattractive body parts, stress and distress caused by body defect between groups; but, there is no significant differences in mental obsession about unattractive body parts. Also, it showed that there are significant differences between cancer patients treated with mastectomy (CPTM) with breast reconstruction volunteers (BRV), and BRV with cosmetic surgery volunteers (CSV) and cancer patients with breast reconstruction (CPBR) in anxiety about unattractive body parts, and significant differences in BRV and CSV in mental obsession related to unattractive body parts. Comparing stress and distress due to body defect showed differences in CPTM with BRV and BRV with CPBR and CPBR. This study vindicates substructure of cancer patients treated with mastectomy and healthy people.
    Keywords: Mastectomy, Body-image, Cosmetic surgury
  • Zohreh Hosaini, Ahmad Karbalaee Mohammad Meigouni *, Masood Geramipor Pages 17-26
    Decision for undergoing cosmetic surgery is intensively under impact of the psychological problems. The beliefs of a person about her body image in general affect all of her other beliefs, excitements and behaviors. This study aims to determine the fitness of structural model of relationships between body image, illogical beliefs and mental health in applicants of breast cosmetic surgery. For this purpose, in a descriptive research of correlation type, 100 women applying for breast cosmetic surgery were selected based on convenience method, and were assessed with regards to body image, illogical beliefs, and psychological disorders symptoms.  Analysis of data using structural equations modeling technique indicated that the structural model of research has good witness with collected data. The body image has associated in general and negatively with illogical beliefs and mental health. Illogical beliefs have positive relationship with illogical beliefs in general. Body image has indirect and negative relationship with mental health. Illogical beliefs also have indirect and positive relationship with mental health factors. Dissatisfaction of clients with their body image under individual and environmental factors may result in incorrect assessments, negative thoughts and excitements in them
    Keywords: Beliefs, Body Image, Cosmetic Surgery, Mental Health, Structural Model
  • Javad Khalatbari *, Fatemeh Hashemi Golpayegani Pages 27-36
    Infertility is a complex crisis in life, and perhaps this is why many authors have likened the psychological consequences of infertility to the general mourning. Studies have shown that psychological factors can contribute to infertility, and that infertility also has psychological consequences. The purpose of this study was to investigate the effectiveness of teaching Gottman model of emotional-consensual model on the fear of intimacy and intimacy in infertility. For this purpose, in a semi-experimental, pre-test, post-test with control group, 22 infertile women referring to infertility centers and medical diagnostic laboratory of Qods of Tehran province were selected using available sampling method. A randomized design was applied to experimental and control groups. The groups were evaluated for fear of intimacy and anxiety before and after the intervention. The experimental group was subjected to intermittent interventional thrill-fusion simulation for 10 sessions of 120 minutes using the Johnson group intervention program and the Bowlby attachment theory and several key categories of the Gottman model. The control group did not receive any intervention. The results of multivariate covariance analysis showed that the training of the combined model caused a significant reduction in the fear of infertility and anxiety among infertile persons. It seems that teaching the integrated model of an exciting approach and the Gottman model can be used to reduce the Fear of Infertility and the anxiety of infertile women.
    Keywords: Integrated Model, Emotionally Focused Approach, Gottman Model, Fear of Intimacy, Infertile Women
  • Sarah Pashang, Biuk Tajeri, Anis Khosh Lahjeh Pages 37-46
    Irritable bowel syndrome (IBS) is a common disorder that causes abdominal pain, bloating, and stomach upset, and accompany with some problems like anxiety disorders, depression disorders and psychosomatic disorders. The aim of this study was comparison of effectiveness of Acceptance commitment therapy and Meta cognition therapy on flexibility and hopefulness of patients suffering from irritable bowel syndrome. For this purpose, in a semi-experimental research with control group, and pre-test, post-test and follow up design, 30 woman patients who were suffering from Irritable bowel syndrome selected in available sampling from Pharmaceutical sciences University and Rasoole Akram Hospital and sited randomly in three groups of meta cognition, acceptance commitment therapy and control group. The experimental groups received eight nighty minutes the therapeutic plans of metacognition and acceptance commitment therapy. The results of mixed variance analysis showed that both of therapeutic plans increased the same, hopefulness of patients suffering from irritable bowel syndrome but, metacognition was more effective than acceptance commitment therapy on flexibility of patients. Since demonstration of change in biological and psychosocial factors of these patients is effective on irritable bowel syndrome, so the components of flexibility and hopefulness should be considered to promote the healthy of these patients.
    Keywords: Acceptance commitment therapy, Metacognition, Irritable bowel syndrome, Flexibility, Hopefulness
  • Kobra Salami Asl *, Seyed Ali Maraashi, Najmeh Hamid, Mahnaz Mehrabizadeh Honarmand Pages 47-56
    Emotion regulation can be assumed as a process which by the individual affects the emotion that is currently being experienced and determines how the person experiences and expresses the emotions. Dysfunctional patterns of emotion regulation in skin patients could intensify and maintain their condition. The aim of this research was to compare the cognitive emotion regulation strategies (adaptive and maladaptive) in psoriasis patients and non-psoriasis individuals in Ahvaz city. To gain this purpose, by using convenience sampling method, 100 individuals (50 psoriasis patients and 50 non-psoriasis) were selected as the sample to conduct a casual- comparative research and emotion regulation strategies (adaptive and maladaptive) were assessed. The results of multivariate analysis of variance (MANOVA) indicated that there was a significant difference between psoriasis patient and non-psoriasis individuals in emotional regulation cognitive strategies (adaptive and maladaptive) and the psoriasis patients use less adaptive and more non-adaptive emotion regulation strategies in comparison to non-psoriasis individuals. It is possible that the emotional cognitive regulation problems could be considered in increasing psoriasis, and patients with psoriasis, like other skin diseases use more non-adaptive emotional regulation cognitive strategies.
    Keywords: psoriasis, emotional regulation cognitive, non- adaptive emotional regulation cognitive strategies
  • Shirin Zeinali * Pages 57-66
    Cancer is among the most prevalent health problems of the present century and some of them can change patients’ physical appearance (such as face change, lesion and severe hair loss). Some patients after mastectomy and chemotherapy confront with removal of a breast and hair loss and have psychological well-being problem. This study aimed at evaluating the effects of mindfulness-based cognitive therapy on the dysfunctional beliefs, self- talk and self-management of cancer patients with changes in physical appearance. This was a pretest-posttest controlled quasi-experimental study. A convenience sample of 40 patients with appearance change have been selected through available non-random sampling and randomly allocated to the experimental and the control groups . Patients in the experimental group received mindfulness-based educations in eight sessions. Before and after the study intervention, patients in both study groups completed the Jone’s Irrational Belief Test, the Self-Talk Scale and Self-management scale.  Study findings with multivariate analysis of variance revealed that mindfulness-based cognitive therapy significantly improved the participating patients’ irrational beliefs, self-talk and self-management. This finding confirmed that mind-fullness therapy make awareness about beliefs and reduce irrational beliefs about body deficiency and negative appraisal.
    Keywords: Mindfulness-based therapy, Irrational beliefs, Self-talk, Self management, Cancer
  • Sarvin Ansarhossein *, Abbas Abolghasemi, Niloofar Mikaeili, Nader Hajloo Pages 67-76
    Depression is applied to a wide domain of problems related to mental health that is revealed with lack of positive emotion, low mood, and a range of emotional, cognitive, physical and behavioral symptoms. This research aims to study the effectiveness of behavioral activation treatment on asymmetry of alpha EEG in frontal lobe, cognitive flexibility and selective attention in patients suffering from depressive disorder. For this purpose, in a semi-experimental research with the multi-group pretest-posttest design and follow-up with control group, 30 persons were selected based as convenience samples using random sampling and placed in two test and control groups, from among clients of medical clinic of Tabriz that received the diagnosis of depressive disorder. Neurofeedback equipment of Canadian Technology Thought Company, model Procomp 2 was used for assessment of asymmetry of alpha in frontal lobe, before and after completion of behavioral activation treatment for measuring the effectiveness of this therapy on amendment of alpha asymmetry in frontal lobe. The test group received behavioral activation intervention for 8 weeks (1 therapy session per week). Analysis of multivariable covariance demonstrated that behavioral activation treatment results in increase of the activity of left sphere through reduction of alpha, F3 and reduction of cognitive flexibility and selective attention and reduction of the depression symptoms in test group. Behavioral activation treatment seems to be effective on improvement of cognitive flexibility and selective attention, and results in increase of the activity of left sphere, but has no effect on the improvement of cerebral alpha asymmetry.
    Keywords: behavioral activation, Frontal Lobe, Cognitive Flexibility, Selective Attention
  • Mohtaram Nemattavoisi *, Afsaneh Lotfi Azimi Pages 77-88
    In recent years, there has been an increasing interest in the understanding of how emotional regulation affects the mental and physical health of individuals. Emotional regulation involves the use of behavioral and cognitive strategies to change the emotional experience or intensity. The purpose of this study was to determine the mediating role of self-esteem and emotional regulation in the relationship between personality traits and resiliency in breast cancer patients. For this purpose, in a correlational descriptive study, 275 women with breast cancer who had criteria for entering the sample were selected as an accessible sample and tested for their personality traits, self-esteem, cognitive emotions regulation and resilience. The results of path analysis indicated that self-esteem mediated the relationship between personality traits (except agreeable) and resilience. Moreover, adaptive cognitive emotion regulation mediated the relationship between neuroticism, and agreeable and also maladaptive cognitive emotion regulation mediated the relationship between neuroticism, extraversion, openness, and agreeableness and resilience. The findings were discussed according to the mediating role of self-esteem and cognitive emotion regulation
    Keywords: personality, Self-esteem, cognitive emotion regulation, Resilience, breast cancer