فهرست مطالب

پرستاری و مامایی ارومیه - سال هفدهم شماره 3 (پیاپی 116، خرداد 1398)
  • سال هفدهم شماره 3 (پیاپی 116، خرداد 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مریم باقری، نرگس خیرالهی*، مریم سادات هاشمی، آفرین قنوات پور، ریحانه نیک نژاد، محمد اکبری صفحات 168-175
    پیش زمینه و هدف
    شکل گیری هویت متاثراز عوامل بین فردی و اکتسابی است. در این راستا آموزش عالی می تواند فرصتی برای شکل گیری هویتی پایدار و کسب چارچوبی برای تصمیم گیری و حل مسئله فراهم کند. حال این سوال مطرح است آیا ارتباطی بین مواجه با عرصه بالینی در دوره آموزشی و سبک هویت دانشجویان وجود دارد؟ در همین راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی سبک های هویتی دانشجویان در دوره آموزش بالینی پرستاری انجام گرفت.
     مواد و روش ها
    پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی- مقطعی می باشد. نمونه های پژوهش از دانشجویان پرستاری ترم های 4 تا 7 در پایان دوره آموزش بالینی نیمسال تحصیلی 96-97 بودند. روش نمونه گیری در این مطالعه سرشماری بود. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه دموگرافیک و پرسشنامه سبک های هویت ISI-6G برزونسکی انجام شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری کای اسکوئر و کراسکال والیس در نرم افزار SPSS نسخه 19 تحلیل شد.
    یافته ها
     در این مطالعه 165 دانشجوی پرستاری شرکت داشتند. میانگین سنی افراد شرکت کننده در مطالعه 2/6 ± 22 سال بود. 2/26 درصد دانشجویان پسر دارای سبک هویت اطلاعاتی و 27/2درصد دانشجویان دختر دارای سبک هویت هنجاری بودند، اما نتایج مطالعه حاضر حاکی از عدم ارتباط بین جنسیت و سبک هویت می باشد (p>0/05). در این مطالعه ارتباط معنی داری بین ترم تحصیلی با سبک های هویت وجود داشت (0/04= P). بین سن، وضعیت تاهل و محل سکونت ارتباط معنی داری مشاهده نشد (0/05 <P).
    بحث و نتیجه گیری
     بررسی سبک های هویت دانشجویان در ترم های تحصیلی مختلف نشان می دهد که شکل گیری هویت ممکن است با افزایش ترم تحصیلی دانشجویان در دوره آموزش بالینی تحت تاثیر قرار گیرد. این موضوع یادآور این نکته است که پرورش دانشجویان با صلاحیت درگرو رشد هویتی و توجه به شکل گیری آن می باشد. در این راستا توجه به عوامل شکل گیری هویت در دوره آموزشی کارشناسی پرستاری ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: سبک هویت، دانشجویان پرستاری، آموزش بالینی پرستاری
  • سپیده غلامی، ویدا طیبی، اندیشه حامدی، مریم قربان زاده* صفحات 176-182
    پیش زمینه و هدف
    تدابیر مربوط به آماده سازی روانی قبل از انجام رویه های دردناک یکی از اقدامات پرستاری و جزء وظایف آنان است. هدف مطالعه ی حاضر بررسی مشکلات پرستاران در به کارگیری روش های آماده سازی روانی کودک و مادر قبل از انجام رویه های دردناک برای کودک می باشد.
    روش
    پژوهش حاضر مطالعه توصیفی است که در سال 1396 در بیمارستان های منتخب شهر مشهد بر روی 81 نفر از پرستاران شاغل در بخش های اطفال و اورژانس اطفال که سابقه حداقل 3 ماه کار در بخش کودکان را داشتند، به صورت تصادفی ساده و از شیفتهای مختلف انجام گرفت. پاسخ ناقص پرسشنامه ها موجب خروج افراد شد. ابزار گرد آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته شامل سوالات مربوط به مشخصات دموگرافیک و مهم ترین موانع و مشکلات پرستاران در رابطه با به کارگیری روش های آماده سازی روانی کودک و مادر بود.. داده ها با روش های آمار توصیفی به وسیله نرم افزار آماری 11.5 SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    اکثر نمونه های موردپژوهش زن (96/7درصد) بودند و تحصیلات لیسانس (89/7درصد) داشتند. پرستاران مهم ترین مشکلات خود را به ترتیب اولویت زیاد بودن حجم کاری بخش نسبت به تعداد پرستاران (93 درصد)، عدم حمایت مدیران از پرستاران (86/7درصد 5)، عدم وجود وسایل بازی و سرگرمی به میزان کافی (3/73 درصد) و تنظیم شیفت های کاری به طور نامناسب (70 درصد) گزارش نمودند.
    نتیجه گیری
     پرستاران بخش های اطفال در بیمارستان ها با به کارگیری یافته های این پژوهش می توانند نقش بسزایی در آماده سازی روانی کودک و مادر قبل از انجام رویه دردناک داشته باشند که این مسئله خود باعث بهبود یافتن کیفیت انجام رویه می گردد و نیز از ایجاد عوارض نامطلوب روحی- روانی در کودک و مادر پیشگیری می کند.
    کلیدواژگان: آماده سازی روانی، کودک، مادر، رویه های دردناک
  • رقیه کیخا*، علی نویدیان صفحات 183-191
    پیش زمینه و هدف
    شادکامی یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده ی سلامت ذهنی است که در بیماران افسرده بستری کاهش می یابد و این مطالعه باهدف بررسی تاثیر ملاقات برنامه ریزی شده بر شادکامی بیماران افسرده بستری انجام شد.
    مواد و روش کار
    این مطالعه مداخله ای نیمه تجربی در مورد 70 بیمار افسرده بستری در مرکز روان پزشکی شهر زاهدان در سال 96 انجام یافته است. نمونه ها به صورت تصادفی به روش قرعه کشی در دو گروه 35 نفره مداخله و شاهد قرار گرفتند. گروه مداخله 6 جلسه ملاقات برنامه ریزی شده با بستگان درجه یک خود را دریافت نمود. وضعیت متغیرها با استفاده از ابزار شادکامی آکسفورد بررسی شد و با کمک نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون های کای دو، t مستقل، t زوج و تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
     قبل از مداخله بین میانگین نمره شادکامی دو گروه اختلاف آماری معنی داری وجود نداشت (0/05> p) اما پس از مداخله در گروه مداخله (7/28±25/08) به طور معنی داری (05/0< p) بیش از گروه کنترل (4/24±11/71) بود.
    بحث و نتیجه گیری
     با توجه به تاثیر ملاقات برنامه ریزی شده بر شادکامی بیماران افسرده بستری، توصیه می شود ارائه دهندگان مراقبت بهداشتی و پرستاران این نوع مداخله را در برنامه درمانی بیماران افسرده بستری بکار گیرند.
    کلیدواژگان: ملاقات، شادکامی، افسردگی
  • اعظم حسینی*، سارا صدقی، طیبه جمشیدی، محمدرضا جلالی، فریماه شمسی صفحات 192-203
    پیش زمینه و هدف
    هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی برنامه آموزشی پیشگیری از خودکشی مبتنی بر برنامه SOS بر افکار خودکشی و افسردگی دختران دانشجوی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین بوده است.
    مواد و روش کار
    پژوهش حاضر یک کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی با گروه کنترل و با پیش آزمون و پس آزمون است. بر این اساس تعداد 26 نفر دانشجوی دختر دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین بین سنین 18 تا 20 سال بر اساس آزمون های افکار خودکشی بک و افسردگی بک و انجام مصاحبه بالینی مشخص و به معیاری تصادفی و به طور مساوی به دو گروه مداخله و کنترل اختصاص داده شدند. گروه کنترل بدون دریافت برنامه آموزشی در پیش آزمون و پس آزمون و پی گیری شرکت می کرد (شرایط معمول قبل از پژوهش ادامه می یافت). گروه مداخله 8 جلسه آموزشی 90 دقیقه ای در طی یک ماه (هفته ای دو جلسه) دریافت می کرد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 21 و تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
     اجرای پس آزمون تفاوت معنی داری را میان نمره های پیش آزمون آزمودنی ها در تمایل نسبت به خودکشی و افسردگی با نمره های پس آزمون آنها و در مقایسه با گروه کنترل نشان داد. نتایج به دست آمده نشان دهنده تفاوت معنی دار میان نمره های دو گروه در تمایل نسبت به خودکشی و تاثیر مثبت و کاهنده مداخله آموزشی در کاهش تمایل نسبت به خودکشی گروه آزمایش است (46/47= F و 0.01 < P). نمره های پیگیری خودکشی نیز حاکی از تفاوت معنی دار میان نمره های دو گروه در مقیاس خودکشی و تاثیر روش مداخله در نمره های گروه آزمایش است (22/15= F و 0.01 < P). نتایج همچنین بیانگر تفاوت معنی دار میان نمره های دو گروه در افسردگی و تاثیر مثبت مداخله آموزشی در کاهش افسردگی گروه آزمایش است (40/03= F و 0.01 < P). نمره های پیگیری افسردگی نشان دهنده تفاوت معنی دار میان نمره های دو گروه در افسردگی و تاثیر روش مداخله در نمره های گروه آزمایش است (15/75= F و 0.01 < P).
    نتیجه گیری
    درمجموع نتایج نشان می دهند برنامه پیشگیری از خودکشی مبتنی بر SOS در کاهش افسردگی و تمایل نسبت به خودکشی موثر است. بر این اساس پیشگیری از خودکشی ممکن است و روان پرستاران می توانند در این زمینه ایفای نقش کنند.
    کلیدواژگان: خودکشی، افکار خودکشی، افسردگی، پیشگیری، برنامه SOS
  • جلال داودی، حمیدرضا فرخ اسلام لو، کامران شریعت، ثریا نورایی مطلق، حسن یوسف زاده* صفحات 204-212
    پیش زمینه و هدف
    شیوع بالای بیماری های دهان و دندان و هزینه های گزاف تحمیلی آن بر بیمار و نظام سلامت، این بیماری ها را در حال حاضر به یک معضل مهم سلامتی مبدل کرده است که توجه ویژه سیاست گذاران و مدیران نظام سلامت را می طلبد. این مطالعه باهدف تعیین هزینه اثربخشی مداخله وارنیش فلوراید تراپی انجام شد.
    مواد و روش ها
     این پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی برای مقایسه هزینه اثربخشی دو راهبرد وارنیش فلوراید تراپی و عدم انجام آن در مدارس ابتدایی شهر ارومیه و از دیدگاه ارائه دهنده خدمت انجام شد. جامعه این پژوهش، کل جمعیت کودکان 12-7 سال مشغول به تحصیل در مدارس ابتدایی ارومیه بودند. تحلیل داده ها با استفاده از مدل درخت تصمیم گیری و نرم افزار TreeAge pro 2011 صورت گرفت. بعد از تعیین هزینه ها و اثربخشی انتظاری، نسبت هزینه اثربخشی افزایشی (ICER) محاسبه و آنالیز گردید. نهایتا با ترسیم نمودار تورنادو، تحلیل حساسیت برای ارزیابی قدرت نتایج انجام شد.
    یافته ها
    نسبت هزینه اثربخشی افزایشی 12039637 ریال به ازای هر کالی به دست آمد که با توجه به آستانه تعریف شده توسط سازمان بهداشت جهانی مداخله وارنیش فلوراید تراپی در این مطالعه هزینه اثربخش می باشد. یعنی مداخله وارنیش فلوراید تراپی باعث صرفه جوئی 12039637 ریال به ازای هر کالی می شود. هم چنین در این پژوهش نتایج نسبت به پارامترهای موردنظر بر اساس نتایج تحلیل حساسیت یک طرفه حساسیت نداشتند.
    بحث و نتیجه گیری
     در این مطالعه، اجرای مداخله وارنیش فلوراید تراپی به علت کاهش پوسیدگی دندان و به تبع آن افزایش کیفیت زندگی افراد و همچنین صرفه جویی مالی خانواده ها در بلندمدت نسبت به عدم اجرای مداخله هزینه اثربخش بود. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاران و مدیران نظام سلامت درباره میزان تخصیص منابع برای پیشگیری از بیماری های دهان و دندان کمک کند.
    کلیدواژگان: پوسیدگی دندان، وارنیش فلوراید تراپی، تحلیل هزینه اثربخشی افزایشی، مطلوبیت
  • نیره جهان بخشیان*، محسن رسولی، عزیزاله تاجیک اسمعیلی، غلام رضا صرامی صفحات 213-226
    پیش زمینه و هدف
    پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی تاثیر گروه درمانی مبتنی بر نظریه ی نظام های خانواده ی بوئن و گروه درمانی مبتنی بر زوج درمانی کوتاه مدت روابط ابژه بر صمیمیت زناشویی زنان انجام گرفت.
    مواد و روش کار
    پژوهش حاضر مطالعه ای تجربی بر اساس طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی زنان دارای تعارض مراجعه کننده به مراکز خدمات مشاوره و روانشناسی شهر تهران در سال 1397 بودند. از بین داوطلبان، 36 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با گمارش تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری مورد استفاده در این پژوهش، مقیاس صمیمیت زناشویی واکر و تامپسون (MIS) بود که هر سه گروه به این مقیاس در مرحله ی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه پاسخ دادند. برای گروه آزمایش اول مداخله گروه درمانی مبتنی بر نظریه ی نظام های خانواده و برای گروه دوم مداخله ی گروه درمانی مبتنی بر زوج درمانی کوتاه مدت روابط ابژه در 16 جلسه ی 120 دقیقه ای اجرا شد، درحالی که برای گروه گواه مداخله ای ارائه نگردید. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS25 و روش های آمار توصیفی و تحلیل واریانس چندمتغیره یک راهه استفاده شد.
    یافته ها
     داده های پژوهش حاکی از تفاوت معنادار بین گروه های آزمایشی و کنترل در صمیمیت زناشویی و تاثیر گروه درمانی بر گروه های آزمایش بود (0/05>p) ولی بین دو گروه آزمایشی تفاوت معناداری مشاهده نشد (0/05<p).
     نتیجه گیری
     با توجه به نتایج به دست آمده می توان از گروه درمانی مبتنی بر نظریه ی نظام های خانواده و زوج درمانی کوتاه مدت روابط ابژه در جهت افزایش صمیمیت زناشویی زنان و حل تعارضات زوج ها استفاده کرد.
    کلیدواژگان: گروه درمانی، نظریه ی نظام های خانواده ی بوئن، زوج درمانی کوتاه مدت روابط ابژه، صمیمیت زناشویی
  • علیرضا رحمانی، یاسر مرادی، سهراب سعادت*، وحید علی نژاد صفحات 227-238
    پیش زمینه و هدف
    امروزه کیفیت زندگی و چگونگی تطابق و رفتار بیماران با دفیبریلاتور داخل قلبی منجر به ایجاد نگرانی در افراد ارائه دهنده خدمات بهداشتی- درمانی و تلاش برای تقلیل یا رفع مشکلات این بیماران گشته است. مطالعه حاضر باهدف تعیین تاثیر مداخله حمایتی پرستار- همتا محور بر کیفیت زندگی بیماران با دفیبریلاتور داخل قلبی در بیمارستان سیدالشهدا ارومیه انجام پذیرفت.
    مواد و روش کار
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 120 نفر از بیماران با دفیبریلاتور داخل قلبی مراجعه کننده به درمانگاه دیس ریتمی واجد شرایط ورود به مطالعه به روش تخصیص تصادفی به دو گروه 60 نفری آزمون (مداخله حمایتی پرستار- همتا محور) و کنترل (مراقبت معمول) تقسیم شدند. در گروه آزمون، به مدت پنج ماه از ابتدای بهمن 1396 تا انتهای تیرماه سال 1397 مداخله حمایتی پرستار- همتا محور اجرا و میزان کیفیت زندگی بیماران با دفیبریلاتور داخل قلبی دو گروه آزمون و کنترل در زمان های قبل و بعد از مداخله مورد مقایسه قرار گرفت. گردآوری داده ها با استفاده پرسشنامه دوبخشی مشخصات جمعیت شناختی و پرسشنامه استاندارد ارزیابی کیفیت زندگی مک نیو انجام گردید. داده ها با استفاده نسخه 20 نرم افزار SPSS و آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون های کای دو؛ تی مستقل و تی زوجی) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
     میانگین نمره کیفیت زندگی قبل از اجرای مداخله حمایتی پرستار- همتا محور در گروه آزمون 21/37± 89/10و در گروه کنترل 23/45± 83/86بود که ازنظر آماری بین دو گروه اختلاف معنی داری مشاهده نشد (0/204=P)؛ اما پس از اجرای مداخله حمایتی پرستار- همتا محور میانگین نمره کیفیت زندگی در گروه آزمون (10/83± 124/83) نسبت به گروه کنترل (27/67± 84/83) به طور معنی داری افزایش یافت (0/0001≥P).
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های حاصل از مطالعه حاضر چنین نتیجه گیری می گردد که اجرای مداخله حمایتی پرستار- همتا محور می تواند به بهبود کیفیت زندگی بیماران با دفیبریلاتور داخل قلبی منجر گردد.
    کلیدواژگان: دفیبریلاتور داخل قلبی، کیفیت زندگی، پرستار- همتا محور
  • نادر آقاخانی، ویدا سیداکبری*، کمال خادم وطن، وحید علی نژاد صفحات 239-250
    پیش زمینه و هدف
    انفارکتوس میوکارد به عنوان یک بیماری منجر به مرگ و ناتوانی در جهان شناخته شده است که می تواند ازلحاظ جسمی، اجتماعی، عاطفی، روان شناختی به بیمار آسیب برساند. اضطراب نیز به عنوان عارضه اختلالات روان شناختی می تواند سبک زندگی فرد را متاثر و باعث افزایش هزینه های درمان، عود بیماری و بستری مجدد و افزایش میزان مرگ ومیر شود. با توجه به اهمیت این بیماری و تاثیر اضطراب در روند تشدید آن، استفاده از روش آرام سازی به عنوان یک شیوه درمانی مستقل می تواند پیامدهای مطلوبی از قبیل کاهش تنش و استرس به دنبال داشته باشد. این مطالعه باهدف تعیین تاثیر آرام سازی بنسون بر سطح اضطراب بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد بستری در مرکز آموزشی درمانی سیدالشهدا ارومیه صورت گرفت.
    مواد و روش کار
    در این مطالعه کارآزمایی تجربی، 60 نفر از بیماران به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله انجام فن آرام سازی بنسون برای هر بیمار طی 2 روز متوالی و در هر روز 2 نوبت صبح و عصر و در هر نوبت 15 دقیقه (درمجموع 4 جلسه) اجرا شد و در گروه کنترل مداخله ی خاصی صورت نگرفت و این گروه از بیماران مراقبت های روتین را دریافت کردند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه دموگرافیک و پرسشنامه استاندارد سنجش سطح اضطراب اشپیل برگر بود. این پرسشنامه ها قبل و بعد از انجام مداخله تکمیل شدند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها، از آزمون تحلیل کوواریانس و تی زوجی با استفاده از برنامه نرم افزار SPSS-21 استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین نمرات اضطراب در گروه مداخله قبل و بعد مداخله با هم متفاوت بود، درحالی که در گروه کنترل، این نمرات تفاوت معنی داری با هم نداشتند. همچنین بین میزان اضطراب دو گروه مداخله و کنترل بعد از اجرای روش آرام سازی بنسون تفاوت معنی داری مشاهده گردید(0/0001= P).
    نتیجه گیری
    با توجه به اثرات مثبت آرام سازی بنسون در کاهش اضطراب و به کارگیری آسان و هزینه کم و در دسترس بودن این روش، کاربرد آن جهت تسکین مشکلات ناشی از اضطراب بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد توصیه می شود.
    کلیدواژگان: انفارکتوس میوکارد، اضطراب، آرام سازی بنسون، بخش مراقبت ویژه قلبی
|
  • Maryam Bagheri, Narges Kheirollahi*, Maryamsadat Hashemi, Afarin Ghanavatpur, Reyhane Niknejad, Mohammad Akbari Pages 168-175
    Background & Aim
    The formation of identity is influenced by interpersonal and acquired factors. In this regard, higher education can provide an opportunity for the formation of a stable identity and a framework for decision-making and problem-solving. The question now arises, is there an association between exposure to clinical field in training courses and identity styles of students?. hence, the study was conducted to survey the identity styles of students in clinical nursing education.
    Materials and Methods
    This was a descriptive cross-sectional study. The research samples were nursing students from semesters of 4 to 7 at the end of clinical courses in 2018. Sampling method was census in this study. Data were collected using a demographic form and Identity Style Inventory (ISI-6G, Berzonsky). Data were analyzed by SPSS software version 19 using Chi-square and Kruskal-Wallis statistical tests.
    Results
    In this study, 165 nursing students participated. The mean age of participants was 22 ± 6.2 years. 26.2% of male students had informational style and 27.2% of female students had normative identity style, but the results of this study suggested that there is no association between gender and identity styles (p> 0.05). In this study, there was a statistically significant difference between academic semester and identity styles (P = 0.04) and no s statistically significant difference between identity styles and age, marital status and place of residence (P >0.05).
     
    Conclusion
    Surveying identity styles of students in different semesters at the end of clinical courses shows that identity formation may be affected by increasing the students' academic semester in clinical nursing education. This is a reminder of this point that training qualified students depends on the development of identity and attention to its formation. In this regard, it is necessary to pay attention to the factors of identity formation in undergraduate nursing education.
    Keywords: Identity style, nursing student, clinical education
  • Sepideh Gholami, Vida Tayebi, Andishe Hamedi, Maryam Ghorbanzadeh* Pages 176-182
    Background & Aim
    Preventive measures for psychiatric preparation are one of the nursing practices and are part of their duties before painful procedures. The aim of this study was to investigate the problems of nurses in the use of child and maternal psychological preparation before painful procedures for the child.
    Materials & Methods
    This is a descriptive study that was conducted randomly in hospitals of Mashhad in 2017 in a random sample of 81 nurses working in pediatric wards who had a history of at least 3 months working. The data collection tool was a researcher-made questionnaire containing questions about demographic characteristics and the most important barriers and problems of nurses regarding the use of child and maternal psychological. Data were analyzed by SPSS 11.5 using descriptive statistics.
    Results
    Most of samples are women (96.7%) and the level of education were bachelors (90.7%). Nurses reported their problems from the most disturbing as:large amount of work in the section comparing to the number of nurses (93%), management not supporting nurses (86.75%),lack of sufficient toys and entertainment tools (73.3%), improper arrangement of working shifts (70%).
    Conclusion
    Nurses in pediatric wards, can play a significant role in the psychological preparation of the child and the mother before the painful procedure by using the findings of this research, which itself improves the quality of the procedure.
    Keywords: Emotional Adjustment, child, mother, Procedural pain
  • Roghaieh Keykha*, Ali Navidian Pages 183-191
    Background & Aim
    Happiness is one of the most important determinants of mental health that decreases in depressed patients; the goal of present study is to assess the effect of scheduled appointments on happiness of hospitalized depressed patients.
    Materials & Methods
    This was a quasi-experimental study (IRCT20180224038839N1) was conducted on 70 hospitalized depressed patients in the Baharan psychiatric hospital of Zahedan in summer 2017. Samples were selected through convenience sampling method and divided into two intervention and control groups of 35 each. Patients in the interventions group received the 6 sessions of scheduled family appointments with first_ degree relatives. The control group received freely and without any planning appointments. Happiness level was measured and compared before and after intervention for two groups. The data was analyzed by SPSS using the chi-square test, the independent t-test , the paired t-test and the analysis of covariance .
    Results
    There was no statistically significant difference in the mean scores of happiness between the two groups before the intervention (P>0.05). However, after the intervention in the experimental group, the mean scores of happiness (25.08±7.28), increased (P<0.05) compared to the mean scores happiness (11.71±4.24) in the control group.
    Conclusion
    Considering the effect of scheduled appointments on promotion happiness of hospitalized depressed patients, it is recommended that This type of intervention is used in the treatment of depressed patients.
    Keywords: appointment, happiness, depression
  • Azam Hossini*, Sara Sedghi, Tayebah Jamshidi, Mohammadreza Jalali, Farima Shamsi Pages 192-203
    Background & Aims
    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of suicide prevention program based on SOS program on suicidal thoughts and depression among female students of Imam Khomeini International University in Qazvin.
    Materials & Methods
    The present study is a randomized controlled clinical trial with pre-test and post-test control group. 26 female students of Imam Khomeini International University of Qazvin between the ages of 18 and 20 years old were selected based on Beck's Suicide Inventory and Beck Depression Inventory and a clinical interview and assigned randomly and equally to two interventional and control groups. The control group without participation in the program participated in the pre-test, post-test and follow-up training. Data were analyzed using SPSS 21 software and covariance analysis.
    Results
    The findings showed a significant difference between the scores of the intervention group compared to the control group in suicidal tendency and depression scores. The results showed a significant difference between the two groups in suicide and the positive and decreasing effect of educational intervention on decreasing suicidal tendency in the intervention group (F = 46.47, P <0.01) and reducing depression in the intervention group. Suicidal follow-up scores (F = 22.15, 0.01, P <0.01) and scores for follow-up of depression (F = 40.03 and P 0.01) Indicates a significant difference between the scores of the two groups and the effect of educational intervention on the scores of the intervention group in the depression variable (F = 15.75 and P 0.01).
    Conclusion
    Overall, the results show that suicide prevention program is effective in depression and suicidal tendencies. Accordingly, suicide prevention is possible and psychiatric nurses can play a role in this regard.
    Keywords: suicide, prevention, depression SOS Education Program, adolescence
  • Jalal Davoodi Lahijan, Hamidreza Farrokh, Eslamlou, Kamran Shariat Torbaghan, Soraya Nouraei Motlagh, Hasan Yusefzadeh* Pages 204-212
    Background & Aims
    The high prevalence of oral and dental diseases and its high cost of treatment for the patient and health system has already become an important health issue that requires special attention of policymakers and health system administrators. The aim of this study was to determine the cost effectiveness of varnish fluoride therapy intervention.
    Materials & Methods
    This descriptive analytic study was conducted to compare the cost effectiveness of two strategies of varnish fluoride therapy and doing nothing in primary schools in Urmia and from the service provider perspective. The research population was the total number of primary school children aged 7-12 years in Urmia. After collecting the required information, data analysis was done by decision tree model and TreeAge pro 2011 software. The incremental cost effectiveness cost ratio (ICER) was calculated and analyzed after determining the expected costs and effectiveness. Finally, sensitivity analysis was performed to evaluate the power of the results by plotting the Tornado diagram.
    Results
    The incremental cost effectiveness ratio was 12039637 Rials per QALY, varnish fluoride therapy intervention is cost effective based on the threshold defined by the WHO in this study. This means that varnish fluoride therapy can save 12039637 Rials per QALI. Also, in this study, the results were not sensitive to the chosen parameters based on results of one-sided sensitivity analysis.
    Conclusion
    This study suggested the implementation of the varnish fluoride therapy intervention because of reduced caries and increased quality of life for individuals, as well as household savings in long run than not doing any intervention. The results of this study can also be helpful in resource allocation to prevent oral and dental illness.
    Keywords: Dental caries, Varnish fluoride therapy, Incremental Cost effectiveness analysis, Utility
  • Nayereh Jahanbakhshian*, Mohsen Rasouli, Azizollah Tajikesaeili, Ghollam Reza Sarrami Pages 213-226
    Background & Aims
    The aim of present study was to compare the effect of group therapy based on family systems theory and short-term object relations couple therapy on the women’s marital intimacy.
    Material & Method
    The research design in this study was pre-test, post-test experimental method with control group. The statistical population was included female clients of 25-55 years old with marital conflict referring to two Tehran psychological counseling centers in 2017. Sampling was done by selecting 36 volunteer women who answered to MIS scale, randomly assigned to two experimental and one control groups. One of experimental groups attended 16 sessions group therapy based on family system theory and the other one, group therapy based on short-term object relations couple theory that lasted nearly 90-120 minutes, hold once a week. Collected data was analyzed by using one way analysis of variance.
    Results
    Research findings demonstrated both of interventions were effective on the women’s marital intimacy in post-test and follow up test of experimental groups (p<0.05) and there was no significant difference between two experimental groups (p>0.05)
    Conclusion
    Research findings indicated that group therapy based on Bowen family systems theory and short-term object relations couple therapy leads to improvement of women’s marital intimacy in the both of experimental groups and these results have been also consistent enough in the follow-up period (p<0.05) and there was no significant difference between two experimental groups (p>0.05).
    Keywords: group therapy, Bowen family systems theory, short- term object relations couple therapy, marital intimacy
  • Alireza Rahmani, Yaser Moradi, Sohrab Saadat*, Vahid Alinezhad Pages 227-238
    Background & Aims
    Nowadays, the quality of life and how coping and treatment of patients with an implantable cardiac defibrillator has led to concern and attempts to reduce or eliminate the problems of these patients in the people who provide health care services. This study aimed to determine the effect of nurse-peer-led support intervention on quality of life in patients with an implantable cardioverter defibrillator in Seyyed-Al-Shohada Hospital in Urmia.
    Materials & Methods
    In this clinical trial study, 120 Patients with an implantable cardioverter defibrillator who had referred to the dysrhythmic clinic and eligible for inclusion of study, were randomly divided into two groups of 60 patients (nurse-peer-led support intervention) and control (routine care). In the intervention group, a nurse-peer-led support intervention was implemented for five months from the beginning of February to the end of July and quality of life rate in patients with an implantable cardioverter defibrillator in the two groups before and after the appalling the nurse-peer-led support intervention were analyzed. Data collection tools included two parts: Demographic characteristics and MacNew quality of life questionnaire. The data were analyzed by SPSS v. 20 and descriptive statistics (mean, standard deviation) and inferential statistics (Chi-square, independent t-test, and paired t-test).
    Results
    The mean score of quality of life before appalling of nurse-peer-led support intervention in the intervention group was 89.10 ± 21.37 and in control group 83.86 ± 23.45 that there was no statistically significant difference between the two groups (P-value= 0.204). But after appalling of nurse-peer-led support intervention, the mean score of quality of life in the intervention group (124/83 ± 10/83) was significantly higher than the control group (84/83 ± 27/67), (P <0.0001).
    Conclusion
    According to the findings of this study, it follows that the appalling of nurse-peer-led support intervention can lead to improving the quality of life of patients with an implantable cardioverter defibrillator.
    Keywords: Implantable Cardioverter Defibrillator, Quality Of Life, Nurse-Peer-Led
  • Nader Aghakhani, Vida Seyyedakbarii*, Kamal Khademvatan, Vahid Alinejad Pages 239-250
    Background & Aims
    Myocardial infarction (MI) is known to be a leading cause of death and disability in the world, which can harm the patient physically, socially, emotionally or psychologically. Anxiety as an adjunct to psychological disorders can also affect the lifestyle of the individual and increase the cost of treatment, recurrence and increase mortality. Regarding the importance of this disease and the effect of anxiety in its intensification process, the use of relaxation as an independent treatment can have desirable outcomes such as reducing stress. This study was carried out to determine the effect of Benson relaxation method on the anxiety level of patients with myocardial infarction admitted to CCU wards of educational and treatment center of Seyyed Shahada, Urmia, Iran.
    Materials & Methods
    This experimental study was performed on 60 patients were randomly selected and divided into intervention and control groups. In the intervention group, Benson's relaxation technique was performed for each patient for 2 consecutive days and 2 times in the morning and evening and each session lasted 15 minutes (A total of 4 sessions) There was no intervention in the control group and this group of patients received routine care. The data gathering tool were demographic questionnaire and the Spielberger Standard Anxiety Scale Questionnaire. The questionnaires were completed before and after e intervention. To analyze the data, covariance analysis and paired t-test were used by using of SPSS-21 software.
    Results
    The mean of anxiety scores in the intervention group before and after the intervention were different, while in the control group, these scores did not differ significantly. There was a significant difference between the anxiety level of the two intervention and control groups after the implementation of the Benson relaxation method (p = 0.0001).
    Conclusion
    Considering the positive effects of Benson's relaxation on reducing anxiety, easy and low cost utilization and the availability of this method, it is recommended to use this method to relieve anxiety problems in patients with myocardial infarction.
    Keywords: myocardial infarction, anxiety, Benson relaxation, cardiac care