فهرست مطالب

  • سال سیزدهم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • بهناز پورجابری، زهرا دشت بزرگی* صفحات 1-10
    مقدمه
    چاقی یکی از مشکلات عمده جوامع در حال توسعه است که با اختلال خوردن و نشخوار فکری مرتبط می باشد. یکی از روش های کاهش مشکلات روانشناختی افراد چاق روش طرحواره درمانی است. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر اختلال خوردن و نشخوار فکری دختران نوجوان چاق شهر اهواز انجام شد.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دختران نوجوان چاق دوره دوم متوسطه شهر اهواز در سال تحصیلی 98-1397 بودند. نمونه پژوهش 50 نفر بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 70 دقیقه ای با روش طرحواره درمانی آموزش دید و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. داده ها با پرسشنامه های اختلال خوردن و نشخوار فکری جمع آوری و با روش های آزمون های تی مستقل و زوجی و تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد قبل از مداخله، گروه های آزمایش و کنترل از نظر اختلال خوردن و نشخوار فکری تفاوت معنی داری نداشتند اما پس از مداخله، گروه ها از نظر هر دو متغیر تفاوت معنی دار داشتند. به عبارت دیگر، طرحواره درمانی باعث کاهش معنی دار اختلال خوردن (F=73.246, p<0.001) و نشخوار فکری (F=81.116, p<0.001) دختران نوجوان چاق شد.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج توصیه می گردد تا مشاوران و درمانگران از روش طرحواره درمانی در کنار سایر روش های درمانی برای کاهش اختلال خوردن و نشخوار فکری دختران نوجوان چاق استفاده کنند.
    کلیدواژگان: طرحواره درمانی، اختلال خوردن، نشخوار فکری، دختران نوجوان، چاقی
  • جلال پورجعفریان*، یاسر کاظم زاده، لاله بهبودی، یحیی محمدنژادپناه، فرزانه صالحی صفحات 11-20
    مقدمه
    اجرای مداخله ورزشی با بهبود شاخص های عملکردی کلیه همراه است. این اثربخشی تنها منحصر به بیماران کلیوی نیست بلکه عملکرد کلیه ها را در افراد سالم به ویژه افراد ورزشکار بهبود می بخشد. هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر 12 هفته تمرین پلایومتریک بر کراتینین و اسید اوریک مردان جوان بدنساز مصرف کننده پروتئین وی می باشد.
    مواد و روش ها
    تحقیق از نوع کارآزمایی نیمه تجربی به صورت پیش آزمون - پس آزمون انجام شد .جامعه آماری تحقیق شامل مردان جوان بدنساز تهرانی در سال 1395 بود که در تمرینات به طور مرتب پروتئین وی مصرف می کردند. نمونه آماری 22 نفر بودند که به شیوه تصادفی انتخاب شده و در دو گروه 11 نفری کنترل و تجربی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های t مستقل و زوجی استفاده شد.
    یافته ها
    در گروه تجربی، مداخله پلایومتریک به کاهش معنی دار کراتینین منجر شد. مقایسه پس آزمون نشان داد که سطوح کراتینین در گروه تجربی به میزان معنی داری پایین تر از گروه کنترل است (0/001>p). مقایسه پیش آزمون و پس آزمون، تفاوت معنی داری را در اسید اوریک به واسطه مداخله پلایومتریک در گروه تجربی نشان نداد. مقایسه پس آزمون تفاوت معنی داری از نظر میزان اسیداوریک بین دو گروه تجربی و کنترل نشان نداد.
    نتیجه گیری
    تمرینات پلایومتریک به واسطه کاهش کراتینین به بهبود عملکرد کلیه ها در بدنسازانی که از سطوح غیرمتعارف مکمل سازی پروتئین وی استفاده نموده اند، منجر می شود. بر اساس یافته ها، با احتیاط می توان به ورزشکارانی که در طول تمرینات ورزشی از دوزهای بالای مکمل های پروتئینی استفاده می نمایند، پیشنهاد کرد که از تمرینات پلایومتریک جهت پیشگیری از آسیب های کلیوی استفاده نمایند.
    کلیدواژگان: تمرین پلایومتریک، کراتینین، اسید اوریک، پروتئین وی
  • مهوش رقیبی*، ملیکا صنعت نما صفحات 21-32
    مقدمه
    در سال های اخیر، توجه به کیان خانواده و عوامل موثر بر آن مورد توجه قرار گرفته است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف مطالعه اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر کاهش دل زدگی زناشویی زوجین و تصویر بدنی زنان انجام شد.
    مواد و روش ها
    روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زوجین مراجعه کننده به مرکز خدمات مشاوره ای همدلان شهر زاهدان در سال 1396 تشکیل دادند. 20 زوج به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه های دل زدگی زناشویی Pins (1996) و روابط چندبعدی بدن _خود Cash (1997) بود. گروه آزمایش در 15 جلسه زوج درمانی هیجان مدار شرکت کردند و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. پس از اجرای مداخله، داده ها جمع آوری و با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که زوج درمانی هیجان مدار بر کاهش میزان دل زدگی جسمی (F=16/82)، دل زدگی روانی (F=11/81)، دل زدگی عاطفی زوجین (F=61/74) و همچنین بر ارزشیابی قیافه (F=39/09)، جهت گیری قیافه (71/196F=) و رضایت بدنی زنان (F=4/05) موثر بوده است (0/05>p). اما نتایج حاکی از این بود که زوج درمانی هیجان مدار بر ارزشیابی تناسب اندام (F=0/25)، جهت گیری تناسب اندام (F=1/02) و وزن بدنی زنان (84/0F=) موثر نبوده است.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج پژوهش حاضر و پیشینه پژوهشی، می توان مداخله زوج درمانی هیجان مدار را به عنوان مداخله ای کارآمد در کاهش دل زدگی زناشویی زوجین و بهبود تصویر بدنی زنان پیشنهاد نمود.
    کلیدواژگان: زوج درمانی هیجان مدار، دل زدگی زناشویی زوجین، تصویر بدنی زنان
  • محسن نیازی، سید سعید حسینی زاده * صفحات 33-44
    مقدمه
    مهارت های زندگی اجتماعی شامل گروهی از مهارت ها هستند که برای کنار آمدن با موقعیت ها و چالش های زندگی روزمره لازم بوده و فرد را به لحاظ دانش، نگرش و رفتار در برابر بازگشت به اعتیاد مجهز می سازند. لذا هدف از این پژوهش، تعیین نقش مهارت های زندگی اجتماعی در درمان پایدار اعتیاد در منطقه کاشان است.
    مواد و روش ها
    روش این پژوهش، تلفیقی و جامعه آماری شامل متخصصین و پژوهشگران اعتیاد، افراد موفق به ترک، خانواده هایشان و نیز بیماران اعتیاد در سال 1397 در شهر کاشان بوده که با استفاده از روش های نمونه گیری هدفمند و طبقه ای، 31 نفر در بخش کیفی و 343 نفر در بخش کمی برگزیده شدند. تکنیک گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه متمرکز و پرسشنامه استاندارد مهارت های زندگی بود. داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس F و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    فقدان مهارت های کارکردی زندگی در دوران پیش از شروع مصرف، زمینه را برای گرایش به اعتیاد فراهم کرده و در دوران مصرف مواد، عرصه را برای تداوم اعتیاد مهیا ساخته است. پس از شروع ترک مواد، فراگیری این مهارت ها منجر به ماندگاری در درمان و توانمندسازی بهبودیافتگان شد. افرادی که در وضعیت ترک پایدار به سر می بردند، از مهارت های زندگی بیشتری برخوردار بوده (P=108/1,F=0/001) و افزایش مهارت های زندگی، مدت زمان پایداری آن ها را بهبود بخشید (P=0/23,r=454).
    نتیجه گیری
    در صورتی که فرد از مهارت هایی نظیر تصمیم گیری، نه گفتن، ابراز وجود، برقراری ارتباط و غیره برخوردار باشد و یا طی دوره درمان، در برنامه های مهارت افزایی شرکت داشته باشد، در ترک اعتیاد موفق تر خواهد داد.
    کلیدواژگان: اعتیاد، درمان پایدار، مهارت های زندگی، روش تلفیقی
  • آتنا زارع، محمدعلی حسینی*، اصغر دالوندی، مهدی رهگذر صفحات 45-53
    مقدمه
    با توجه به روند رو به رشد اضافه وزن و چاقی در کارکنان و از آنجا که آموزش یکی از اصول مهم توسعه و آمادگی منابع انسانی است، این پژوهش با هدف تعیین تاثیر آموزش ورزش و رژیم غذایی به روش"کتابچه آموزشی" و "شبکه های مجازی" بر شاخص توده بدنی کارکنان مرد شرکت های پتروشیمی منطقه پارس جنوبی انجام شد.
    مواد و روش ها
     این مطالعه مداخله ای نیمه تجربی، بر روی 135 نفر از کارکنان مرد شاغل در مراکز پتروشیمی جنوب ایران که به روش تصادفی ساده در سه گروه (کتابچه آموزشی، شبکه های مجازی و شاهد) قرار گرفتند، انجام شد. مشخصات فردی و کاری به همراه شاخص توده بدنی برای تمامی نمونه ها ثبت گردید. گروه کتابچه آموزشی، 5 نوبت آموزش با محتوای تغذیه مناسب و فعالیت فیزیکی و گروه شبکه های مجازی، 48 پیام آموزشی دریافت کردند. گروه شاهد هیچ آموزشی دریافت نکردند. اطلاعات توسط آزمون های آماری مجذور کای، تی زوجی و آنالیز واریانس تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین شاخص توده بدنی در طول زمان مداخله آموزشی در همه گروه ها کاهش پیدا کرد اما این کاهش تنها در گروه شبکه های مجازی معنی دار بود (0/05>p). نتایج نشان می دهد، آموزش ورزش و رژیم غذایی در گروه کتابچه آموزشی و گروه شاهد اختلاف آماری معنی داری نداشت، اما در گروه آموزش شبکه های مجازی اختلاف از نظر آماری معنی دار بود  (p<0/05).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان می دهد که آموزش ورزش و رژیم غذایی از طریق موبایل (تلگرام) می تواند با رعایت احتیاط و بنابر خصوصیات جامعه هدف سبب کاهش شاخص توده بدنی کارکنان شده و کاربرد این روش برای کنترل وزن کارکنان توصیه می شود.
    کلیدواژگان: آموزش، رژیم غذایی، ورزش، شاخص توده بدنی
  • مریم باقری پناه، فرهاد جمهری* صفحات 54-63
    مقدمه

     سوءاستفاده جنسی از مهم ترین عوامل تهدیدکننده سلامت دختران در جهان است. مهارت های زندگی، مهارت های شخصی و اجتماعی هستند که نوجوانان با یادگیری آن ها می توانند در مورد خود و انسان های دیگر به طور شایسته تری عمل کنند. بنابراین، این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر سلامت عمومی و جرات مندی دختران مورد سوءاستفاده جنسی انجام شد.

    مواد و روش‌ها

    این مطالعه از نوع کارآزمایی آموزشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش دختران با تجربه آزار و اذیت جنسی شهر تهران در سال 1397 بودند. 40 نفر با نمونه گیری در دسترس انتخاب و در گروه های آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس سلامت عمومی (گلدبرگ، 1972) و مقیاس جرات مندی (گمبریل و ریچی، 1975) استفاده شد. در گروه آزمایش، آموزش مهارت زندگی در 9 جلسه به صورت هفته ای 2 جلسه و هر جلسه 120 دقیقه اجرا گردید. در پایان آموزش از گروه ها پس آزمون گرفته شد و 2 ماه بعد نیز مرحله پیگیری انجام شد. داده ها با آنالیز واریانس دوطرفه با اندازه گیری مکرر تحلیل شد.

    یافته‌ها

    نتایج پژوهش نشان داد آموزش مهارت زندگی بر سلامت عمومی (59/3=F، 014/0=p و 22/0=Eta) و جرات مندی دختران نوجوان مورد سوءاستفاده جنسی (32/4=F، 001/0=p و 26/0=Eta) گروه آزمایش در مراحل پس آزمون و پیگیری تاثیر مثبت و معنی داری داشت.

    نتیجه‌گیری

    آموزش مهارت های زندگی می تواند جرات مندی دختران نوجوان را بهبود بخشد و علایم روان شناختی ناشی از سوءاستفاده جنسی را کنترل کند. درمان مکمل آموزش مهارت های زندگی در کنار درمان روان پزشکی روتین این بیماران توصیه می شود.

    کلیدواژگان: سوءاستفاده جنسی، آموزش مهارت زندگی، سلامت روان، جرات مندی، دختر نوجوان
  • زیبا پورصادق*، جلیل باباپور، خلیل اسماعیل پور صفحات 64-73
    مقدمه

    مادران کودکان فلج مغزی در طی زندگی با کودک فلج مغزی از راهبردهای ناکارآمد تنظیم شناختی هیجان استفاده می‍کنند. در دهه‍های اخیر توجه گسترده‍ای به استفاده از مداخلات شناختی برای کاهش مشکلات روانشناختی مادران کودکان فلج مغزی معطوف شده است؛ لذا، پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش رفتار درمانی عقلانی هیجانی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان مادران دارای کودک فلج مغزی شهر تبریز در سال 1393 انجام شد.

    مواد و روش‍ها

    این پژوهش نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری آن مشتمل بر تمام مادران دارای کودک فلج مغزی زیر 12 سال شهر تبریز در سال 1393 بود که تعداد 30 نفر به وسیله روش نمونه‍گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در گروه‍های آزمایش و کنترل (15 نفر برای هر گروه) جایگزین شدند. گروه‍ها پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی (2001) را طی پیش‌آزمون و پس‍آزمون تکمیل کردند. هشت جلسه 90 دقیقه‍ای رفتار درمانی عقلانی هیجانی گروهی در گروه‌ آزمایش اجراء شد و گروه کنترل مداخله‍ای دریافت نکرد. داده‌های گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل کواریانس چندمتغیره و تک‍متغیره تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    رفتار درمانی عقلانی هیجانی بر راهبردهای منفی و مثبت تنظیم شناختی هیجان در مادران دارای کودک فلج مغزی تاثیر داشت (001/0p=).

    نتیجه گیری

    با توجه به اینکه رفتار درمانی عقلانی هیجانی بر راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان مادران دارای کودک فلج مغزی تاثیر دارد، آموزش این رویکرد به عنوان یک روش مداخله‍ای در افزایش به‍کارگیری راهبردهای کارآمد و کاهش راهبردهای ناکارآمد تنظیم شناختی هیجان توسط مادران دارای کودک فلج مغزی توصیه می‍شود.

    کلیدواژگان: رفتار درمانی عقلانی هیجانی، تنظیم شناختی هیجان، مادر، فلج مغزی
  • زهره موردویی، محمود شیخ فتح الهی، محسن رضاییان، محسن میرزایی، محمد صفریان، رضا وزیری نژاد* صفحات 74-83
    مقدمه

     بیماری های قلبی، مشکل عمده بهداشتی در جهان می باشند که عوارض ناشی از آن ها منجر به ناتوانی و کاهش مشارکت فرد در زندگی اش می شود. بنابراین لازم است جنبه هایی از زندگی که بیمار در آن ها دچار ضعف در مشارکت است، مشخص شود. لذا هدف از مطالعه حاضر تعیین وضعیت مشارکت و خودمختاری بیماران قلبی- عروقی با نتیجه آنژیوگرافی مثبت بود.

    مواد و روش ها

     این مطالعه توصیفی در سال 1396 بر روی 202 بیمار با نتیجه آنژیوگرافی مثبت در شهر رفسنجان انجام گرفت. از پرسش نامه (Impact on Participation and Autonomy scale-Persian; IPA-p)  برای ارزیابی وضعیت مشارکت و خودمختاری بیماران استفاده شد. اطلاعات با استفاده از رگرسیون خطی چندگانه، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل و آنالیز واریانس یک طرفه تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

      میانگین و انحراف معیار نمره مشارکت کل پرسش نامه 66/0 ± 09/3 بود. بیش ترین نمره مشارکت مربوط به حیطه زندگی و ارتباط اجتماعی (67/0 ± 63/3) و کم ترین نمره مربوط به حیطه تفریح (00/1 ± 50/2) بود. آنالیز رگرسیون خطی چندگانه نشان داد میانگین نمره مشارکت در زنان کمتر از مردان (419/0- =B، 036/0=p) و در بیماران با سطح تحصیلات دیپلم و بالاتر، بیشتر از افراد بی سواد (262/0=B، 040/0 =p) بود. متغیرهای مورد بررسی 2/21% از تغییرات نمره مشارکت را تبیین می کردند.

    نتیجه گیری

     نتایج نشان داد بیماران در بیش از نیمی از حیطه های پرسش نامه، مشارکت کمتر از 60% (نمره 3 از 5) داشته اند و حیطه تفریح ضعیف ترین آن ها بوده است. لذا وجود برنامه هایی جهت تقویت این حیطه ها پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: مشارکت، خودمختاری، بیماری قلبی- عروقی، آنژیوگرافی، پرسش نامه IPA، رفسنجان
|
  • B Pourjaberi, Z Dashtbozorgi * Pages 1-10
    Introduction
    Obesity as one of the major problems in developing societies is associated with eating disorder and rumination. One way to reduce psychological problems among obese people is to use schema therapy. This study aimed to explore the effectiveness of schema therapy on eating and rumination disorders among obese adolescent girls in Ahvaz.
    Materials and Methods
    The present study employed a quasi-experimental method with a pre-test and post-test design with the control group. The research population included high school obese adolescent female students in Ahvaz in the qcdemic year 2018-2019. The research sample consisted of 50 students who were selected using availablilty sampling technique and were randomly placed into two equal groups. The members of the experimental group participated in 10 schema therapysessions, each lasting 70 minutes, while the control group didn’t receive any treatment. The data were collected by administering eating disorder and rumination disorder questionnaires and analyzed by the paired and independent samples t-tests and multivariate analysis of covariance (MANCOVA).
    Results
    The results showed that there was no significant difference between the participants in the experimental and control groups in terms of eating disorder and rumination in the pre-intervention phase. However, the two groups showed significant differences in terms of both variables upon the completion of the intervention. In other words, schema therapy led to a significant decrease in the eating disorder (F=73.246, p<0.001) and rumination (F=81.116, p<0.001) of obese adolescent girls.
    Conclusion
    Based on the results, counselors and therapists are recommended to use schema therapy along with other treatment techniques to reduce eating disorder and rumination of obese adolescent girls.
    Keywords: Schema therapy, Eating disorder, Rumination, Adolescent girls, Obesity
  • J Pourjafarian *, L Behboudi Tabrizi, Y Mohammadnajad, F Salehi, Y Kazemzadeh Pages 11-20
    Introduction
    Exercise intervention is associated with improvement of renal function indices. This effect is not exclusive to renal patients as it also improves the functioning of the kidneys in healthy people, especially athletes. The purpose of this study was to investigate the effect of 12-week pleomometric training program on creatinine and uric acid in young male bodybuilders who consumed whey protein.
    Materials and Methods
    This quasi-experimental study was carried out using a pre-test and post-test design. The research population consisted of young male bodybuilders living in Tehran, who regularly consumed protein in their exercises. The research sample included 22 bodybuilders who were randomly selected and divided into two experimental and control groups each with eleven members. The collected data were analyzed using the independent and paired samples t-test at the significance level of p≤0.05.
    Results
    In the experimental group, the plyometric intervention led to a significant decrease in creatinine. The post-test results showed that creatinine level in the experimental group was significantly lower compared to the control group (p<0.001). A comparison of the pre- and post-test results did not show a significant difference in uric acid due to the plyometric intervention in the experimental group. Besides, the post-test results showed no significant difference between experimental and control groups in terms of uric acid (p= 0.976).
    Conclusion
    The plyometric exercises decreased creatinine and improved the kidney function in bodybuilders who used abnormal levels of protein supplements. According to the findings, it can be suggested that athletes who take high doses of protein supplements during plyometric exercises are less exposed to kidney damage.
    Keywords: Plyometric Exercises, Creatinine, Uric Acid, Whey protein
  • M Raghibi *, M Sanatnama Pages 21-32
    Introduction
    In recent years, paying attention to the foundation of families and the factors affecting it has been taken into consideration. In this regard, this study was carried out with the aim of examining the effectiveness of emotionally focused couple therapy (EFT) in reducing couples’ marital burnout and women’s body image.
    Materials and Methods
    This quasi-experimental study has a pretest-posttest design with a control group. The current study had a statistical sample constituting of all couples referring to Hamdelan Consulting Center in Zahedan in 2017. Twenty couples were selected using a convenience sampling method. They were then randomly assigned to the experimental group or the control group. Measurement tools were Pines Couple Burnout Measure (1996) and Cash Multidimensional Body-Self Relations Questionnaire (1997). The experimental group received 15 sessions of the emotionally focused couple therapy; however, the control group did not receive such a training. After carrying out the intervention, the data were gathered and analyzed using a multivariate analysis of covariance.
    Results
    Results of the multivariate analysis of covariance showed that the emotionally focused couple therapy was effective in reducing physical burnout (F=16.82), mental burnout (F=11.81), couple’s emotional burnout (F=61.74) as well as appearance evaluation (F=39.09), appearance orientation (F=196.71), and women’s physical satisfaction (F=4.05) (p<0.05). However, results indicated that the emotionally focused couple therapy did not affect fitness evaluation (F=0.25), fitness orientation (F=1.02), and women’s body weight (F=0.84) (p>0.05).
    Conclusion
    Given the results of the current study and the research background, the emotionally focused couple therapy can be recommended as an efficient interventional method to reduce couples’ marital burnout and improve women’s body image.
    Keywords: Emotionally Focused Couple Therapy, Couples’ Marital Burnout, Women’s Body Image
  • M Niazi, SS Hoseynizadeh * Pages 33-44
    Introduction
    Social life skills include a group of skills necessary for coping with the situations and challenges of everyday life and equipping individuals in terms of knowledge, attitude, and behavior against returning to addiction. Therefore, the purpose of this study was to determine the role of social life skills in the Durable treatment of addiction in Kashan.
    Materials and Methods
    This study used a combined method, and the statistical population included the three groups of therapists and researchers in the field of addiction, people succeeded in beating drug addiction and their families, as well as drug addiction patients in Kashan in 2018. A stratified purposeful sampling method was used, where 31 individuals were selected in a qualitative section, and 343 individuals in the quantitative section as the sample. The data collection technique was a semi-focused interview; in addition, the standard questionnaire of life skills and the data were analyzed using variance analysis (F) and the Pearson’s correlation coefficient.
    Results
    The lack of functional life skills in pre-drug addiction period created a context for addiction, and when it came to the drug use, it created an area for continued drug addiction. After starting to leave the drug, learning these skills led to a lasting improvement in the treatment and empowerment of the improved people. In addition, those in the state of constant withdrawal had more life skills (p=0.001), and increasing the life skills of the individuals improved their sustainability (p= 0.001).
    Conclusions
    If individuals have skills, such as decision-making skills, not speaking, expressing, communicating, etc., or taking part in a skill-building program during a course of treatment, they will be more successful in leaving addiction.
    Keywords: Addiction, Constant Treatment, life skills, combined method
  • A Zare, M Hosseini *, A Dalvandi, M Rahgozar Pages 45-53
    Introduction
    Due to the growing trend of overweight and obesity in the employees, and since training is one of the major principles of human resource development and preparedness, this research is conducted to determine the effects of exercise and diet training based on training booklets and virtual networks on the body mass index in the employees.
    Materials and Methods
    This research was a semi-experimental interventional study with 135 male employees working at petrochemical centers, southern Iran. To this end, they were divided randomly into the three groups of the training booklet, virtual networks, and control. A demographic questionnaire containing 10 items for personal and work characteristics, along with the measurements of height, weight, and BMI was obtained from all samples. In the group of the training booklet, five instruction booklets with contents on appropriate nutrition and physical activities were provided; the group of virtual networks received 48 educational messages, and the control group received no intervention. Data were analyzed by the Chi-square test, the paired t-test, and ANOVA.
    Results
    The results showed that there were not any significant differences between the three groups before and after the training in demographic variables and the body mass index (p<0.05). The mean of BMI decreased in all educational groups, but it was significant only in the virtual network group (p<0.05). The results also showed that exercise and diet trainings before and after the training intervention were not significant in any of the groups (p<0.05).
    Conclusions
    The results of this study showed that exercise and diet training on telegram could be done cautiously due to the characteristics of the target society; this method is recommended for reducing the body mass index of the employees, with the application of which recommended for the weight control of the employees.
    Keywords: Education, Diet, Exercise, BMI
  • M Bagheri Panah, F Jomehri * Pages 54-63
    Introduction

     Sexual abuse is one of the most important threats to the health of girls in the world. Life skills are personal and social skills that help teens perform better toward themselves and other people by learning them. Therefore, this study aimed to determine the effectiveness of life skills training on general health and the assertiveness of sexually abused girls.

    Materials and Methods

     This study was an educational trial with a pre-test, a post-test and a follow up with a control group. The statistical population of the study was girls with an experience of sexual harassment in Tehran in the year 2018. A total of 40 people were selected through available sampling and were assigned to each of the experimental (20 subjects) and the control (20 subjects) groups. Data were collected using a general health scale and a dare scale. In the experimental group, life skills training was conducted in a total of nine sessions, with two sessions every week, each session lasting 120 minutes. After finishing the training, both groups received a post-test, and two months later the follow-up was done. Data were analyzed using a two-way repeated measures ANOVA.

    Results

     The results of this study showed that life skills training has a significant positive effect on psychological general health (F=3.59, p=0.014 and Eta=0.22) and adolescent girls' sexual abuse (F=4.32. p=0.001 and Eta=0.26). The experimental group has a positive and significant effect on the post-test and follow up stages.

    Conclusion

     Life skills training can improve the adolescent girls' juvenile behavior and control the psychological symptoms of sexual abuse. The adjunct individual and family psycho education are recommended to this group of patients besides their routine psychiatric treatments.

    Keywords: Sexually Abused, Life Skills Training, General health, Assertiveness, Female adolescents
  • Z Poursadeg, J Babapour, kh Esmaeilpour Pages 64-73
    Introduction

    Mothers with a cerebral palsy child use inefficient cognitive-emotional regulation strategies during the life they spend with a cerebral palsy child. In recent decades, widespread attention has been paid to the use of cognitive interventions to reduce the psychological problems of mothers with cerebral palsy children; therefore, the purpose of this study was to determine the effectiveness of rational-emotional behavior therapy training on cognitive-emotional regulation strategies of mothers with a cerebral palsy child in the city of Tabriz in 2014.

    Materials and Methods

    This research was a quasi-experimental (pre-test - post-test with a control group) study. The statistical population included all mothers with a cerebral palsy child under the age of 12 years old in Tabriz in 2014, of whom 30 of were selected by available sampling method and randomly assigned to one of the experimental and control groups (15 individuals for each group). The groups completed Garnefski's Cognitive-Emotive Regulation Questionnaire (2001) for pre-test and post-test. Eight 90-minute sessions of rational-emotional behavioral therapy were performed on the experimental group, while the control group did not receive intervention. Data were analyzed using multivariate and univariate covariance analysis.

    Results

    The results showed that rational-emotional behavior therapy had a significant effect on positive and negative cognitive-emotional regulation strategies in mothers with a cerebral palsy child (p= 0.001).

    Conclusion

    Given that rational-emotional behavioral therapy affects the adaptive and non-adaptive cognitive-emotional regulation strategies of mothers with a cerebral palsy child, teaching this approach is recommended as an effective interventional method to increase the use of effective strategies and reduce the dysfunctional cognitive emotional regulation strategies by mothers with a cerebral palsy child.
     

    Keywords: Rational-emotional behavioral therapy, Cognitive-emotional regulation, mother, Cerebral palsy
  • Z Mordouei, M Sheikh Fathollahi, M Rezaeian, M Mirzaei, M Safarian, R Vazirinejad * Pages 74-83
    Introduction

    Heart diseases are among the major health problems in the world, whose complications lead to disability reduced participation in one's life. Therefore, it is necessary to identify the aspects of life in which the patient participates weakly. Thus, the aim of this study was to investigate the participation and autonomy of cardiovascular patients with positive angiography results.

    Materials and Methods

    This descriptive study was performed on 202 patients with positive angiography results in Rafsanjan in 2017. The Impact on Participation and Autonomy Scale-Persian (IPA-p) questionnaire was used to assess participation and autonomy in the patients. Independent two-sample t-tests, Pearson’s correlation coefficients, one-way ANOVAs, and multiple linear regression models were used to analyze the data.

    Results

    The patients' mean score for participation was used to measure the total participation score for the questionnaire. The mean and standard deviation of the scores for participation in the questionnaire was 3.09 ± 0.66. The highest score for participation was related to social relations domain (3.63 ± 0.67), and the lowest score was obtained for Leisure domain (2.50 ± 1.00). The multiple linear regression analysis showed that the mean score for participation in females was lower than in males (B = -0.419, p = 0.036). Also, the mean score for participation in patients with a diploma and higher degrees was higher than illiterate patients (B = 0.262, p = 0.040). Furthermore, the variables explained 21.2% of the changes in the score for participation.

    Conclusion

    The results showed that patients in more than half of the domain of the IPA questionnaire had a participation level of less than 60% (a score 3 out of 5), and the Leisure domain was the weakest of all. Therefore, it is suggested that plans be developed to strengthen these domains.

    Keywords: participation, Autonomy, Cardiovascular Diseases, Angiography, IPA Questionnaire, Rafsanjan