فهرست مطالب

پژوهش های زبان شناسی - سال یازدهم شماره 2 (پیاپی 21، پاییز و زمستان 1398)
  • سال یازدهم شماره 2 (پیاپی 21، پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/02
  • تعداد عناوین: 8
|
  • موسی غنچه پور*، عزتاللهکلانتری، محمدحسن فرخی صفحات 1-24
    در این مقاله نقش شفافیت معنایی در پردازش اسامی ساده و اسامی مرکب غیرفعلی متشکل از سازه های «اسم+ اسم» که پربسامدترین اسامی مرکب در زبان فارسی هستند، در دو بیمار زبان پریش بروکا و دو بیمار زبان پریش ترانس کرتیکال حرکتی از طریق آزمون های «نامیدن در مواجهه» و «تکرار»  مورد بررسی قرار می گیرد. مقایسه عملکرد بیماران زبان پریش بروکا و ترانس کرتیکال حرکتی نشان می دهد که بیماران ترانس کرتیکال حرکتی کنش بهتری در هر دو تکلیف نامیدن و تکرار داشتند، در حالی که برای هر دو گروه از بیماران، نامیدن مشکل تر از تکرار بود که موید گسستگی و سازمان یابی مستقل این دو فرایند در مغز می باشد. به لحاظ شفافیت معنایی، اسامی شفاف، بیشترین و اسامی نیم شفاف کمترین خطا را نشان دادند که تاییدی بر پردازش راحت تر اسامی نیم شفاف است. تحلیل داده ها موید آن است که پردازش فرایند های نامیدن و تکرار  اسامی مرکب از طریق مسیر دوگانه (کلی و تجزیه ای) صورت می گیرد، اما در فرایند نامیدن، مسیرکلی و در فرایند تکرار مسیرتجزیه ای، رویکرد های غالب بوده اند. تحلیل خطاها نشان می دهد که پردازش اسامی ساده از طریق مسیر کلی صورت می گیرد. علاوه بر این، تحلیل کنش بیماران زبان پریش ناروان فارسی زبان تاییدی است بر اینکه شفافیت معنایی نقشی در پردازش اسامی مرکب غیرفعلی در این بیماران ندارد.
    کلیدواژگان: شفافیت معنایی، زبان پریشی، ناروان، پردازش، نامیدن، تکرار
  • محمد امیریوسفی*، بهنام رضوانی، احسان رضوانی صفحات 25-44
    پژوهش حاضر به بررسی روش های ترجمه به کار گرفته شده، از سوی دانشجویان مترجمی زبان انگلیسی، در ترجمه تردیدنما ها در یک مقاله علمی در حوزه پزشکی می پردازد. در این پژوهش از روش پیسانسکی پترلین و زلاتنار مو (2016) برای جمع آوری و تحلیل داده ها جهت بررسی رویکرد دانشجویان ایرانی در ترجمه تردیدنماها استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که علیرغم اهمیت تردیدنما ها، نزدیک به چهل درصد آن ها در ترجمه به گونه های مختلف حذف شده و یا تغییر کرده اند. سپس به روش مصاحبه گفتمان محور نیمه ساختار یافته دلایل تصمیمات دانشجویان ارزیابی و تحلیل شد. در آخر، یافته های پژوهش از منظر مدیریت ریسک در ترجمه مورد بحث و بررسی قرار گرفت. نتایج این بررسی ها نشان داد چارچوب مدیرت ریسک آنتونی پیم (2015) می تواند به مترجمان در ترجمه تردیدنماها کمک کند.
    کلیدواژگان: تردیدنما، ترجمه، مدیریت ریسک، مصاحبه گفتمان محور نیمه ساختار یافته، توان منظوری
  • فرهاد معزی پور* صفحات 45-64

    در این مقاله ابتدا به معرفی چپ نشانی و پیامدهای ساخت اطلاعی آن در زبان فارسی می پردازیم. چپ نشانی در زبان فارسی از منظر ساخت اطلاع در قالب دو ساخت چپ نشان مبتداساز و تقابل ساز تحقق می یابد. ساخت ملکی بیرونی دوگانه به عنوان یک ساخت چپ نشان مبتداساز میزبان دو سازه گسسته چپ نشان در حاشیه بند می شود. دو ویژگی درون بندی بودن و کانونی بودن سازه چپ نشان ساخت چپ نشان تقابل ساز را از ساخت مبتداساز جدا می کند. هر یک از این دو ساخت ویژگی های نحوی و ساخت اطلاعی ویژه ای دارند که ساخت لایه ای بند در دستور نقش و ارجاع به عنوان چارچوب نظری این پژوهش از تبیین آن ها باز می ماند. نگارنده در این مقاله می کوشد تا با الحاق مولفه های ساخت اطلاعی چون برجستگی گفتمانی و تقابل به معنی گزینش از میان مجموعه ای با اعضای مشخص به واژگان ساخت اطلاعی در این الگوی دستوری، دو جایگاه نحوی زبان- ویژه را به حاشیه چپ مرکز در ساخت لایه ای بند معرفی کرده تا بر کفایت رده شناختی ساخت لایه ای بند بیفزاید.

    کلیدواژگان: چپ نشانی، فارسی، دستور نقش و ارجاع، ساخت اطلاع، حاشیه چپ، برجستگی گفتمانی، تقابل
  • مطهره سامری، غلام حسین کریمی * صفحات 65-80

    پژوهش حاضر بدنبال بررسی ماهیت زمان حال در زبان فارسی است. به منظور دستیابی به این هدف، (غیر) اشاره ای بودن زمان حال در زبان فارسی، تعبیر زمان حال در ساختارهای مختلف از جمله ساختارهایی که در آن ها زمان حال در بند متممی یا موصولی زیر زمان گذشته و آینده درونه شده است، و خوانش های مطلق و نسبی زمان حال در زبان فارسی مورد مداقه قرار گرفتند. نتایج نشان می دهند که زمان حال زبان فارسی را نمی توان مطلقا اشاره ای یا غیراشاره ای دانست. در واقع، اگر اشاره ای بودن را به صورت یک طیف در نظر بگیریم که در سمت چپ آن زبان های اشاره ای و در سمت راست آن زبان های غیراشاره ای باشند، زبان فارسی در وسط قرار می گیرد. همچنین، نتایج موید وجود خوانش ها و کاربردهای مطلق و نسبی برای زمان حال زبان فارسی می باشند. ساخت هایی که در آن ها زمان حال در بند متممی زیر زمان گذشته درونه شده است حاکی از وجود خوانش مطلق زمان حال هستند چرا که زمان حال علاوه بر همزمانی با زمان گذشته ی بند پایه می تواند با زمانی بیان جمله نیز همزمان باشد (خوانش دوگانه). ساخت هایی که در آن ها زمان حال در بندهای موصولی و متممی زیر زمان آینده درونه شده اند حاکی از کاربرد نسبی زمان حال زبان فارسی می باشند چرا که در این جملات زمان حال ضرورتی ندارد با زمان بیان جمله همزمان باشد. سرانجام، نشان داده شد که بخش مطلق و نسبی زمان حال دارای معنای "درون" می باشند بدین معنا که رویداد  بیان شده با زمان حال "درون" زمان ارزبابی قرار دارد.

    کلیدواژگان: زمان حال، زبان فارسی، (غیر)اشاره ای، خوانش مطلق، خوانش نسبی
  • شیرین پورابراهیم* صفحات 81-96

    این مقاله به بررسی رابطه میان ایدئولوژی سیاسی در گفتمان رسانه ای و مجاز مفهومی در سرخط روزنامه های ایران  می پردازد. در این پژوهش، با اتخاذ دیدگاه تحلیل انتقادی مجاز (ژانگ، 2014)،  به تحلیل انتقادی شناختی مجاز در سرخط های انتخاباتی روزنامه های ایران پرداخته می شود، تا مشخص شود کدام مجاز های مفهومی در سرخط روزنامه های ایران با موضوع انتخابات به کار رفته است و چگونه ایدئولوژی های سیاسی روزنامه های اصلاح طلب و اصولگرا، در انتخاب مجاز های مفهومی در سرخط خبرهای انتخاباتی تاثیرگذار است. داده های پژوهش از میان سرخط های خبری انتخاباتی 12 روزنامه اصولگرا و اصلاح طلب،(تعداد=289 شماره) در بازه زمانی نیمه فروردین تا نیمه خرداد 1396 به مدت 2 ماه، به صورت در دسترس جمع آوری و مجاز ها بر اساس اصول نظریه مجاز مفهومی شناسایی و مورد تحلیل قرار گرفت. نتیجه این بررسی نشان می دهد که  هر دو نوع مجاز کل به جای جزء (3 نوع) و جزء به جای کل (2 نوع) به ترتیب با نقش های برجسته سازی و گسترش، مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج موید این است ایدئولوژی بر چگونگی شکل گیری مجاز تاثیرگذار است و مجازها ابزاری برای بازتولید ایدئولوژی در رسانه هستند. بدین ترتیب، مطالعه مجاز مفهومی، در کنار سایر سازوکارهای شناختی، به تحقق اهداف مطالعات تحلیل گفتمان انتقادی کمک می کند.

    کلیدواژگان: معنی شناسی شناختی، مجاز مفهومی، تحلیل انتقادی مجاز، ایدئولوژی سیاسی، انتخابات
  • علی درزی*، سمیرا جعفری صفحات 97-118

    هندسه مشخصه‌ها، انگاره‌ای کاربردی برای مطالعه فرایندهای صرفی- نحوی به شمار می‌رود. در این مقاله، به معرفی این انگاره و کاربرد آن در مطالعه نظام تصریف فعل در زبان فارسی می‌پردازیم. در هندسه مشخصه‌ها، نظام تصریف فعل از سه بخش نمود، زمان دستوری و وجه تشکیل می‌شود و هر یک دارای مشخصه‌های نسبتا جهانی هستند که در مواردی توسط تکواژهای صرفی آشکار بازنمون می‌شوند. تعامل مشخصه‌های موجود در این سه حوزه، خصوصیات قلمروی تصریف فعل در زبان‌های مختلف را تعیین می‌کند. نمود در زبان فارسی دارای مشخصه‌های [رویداد] و [غیراتمی] است که نشان می‌دهد ارزش پیش‌فرض آن در این زبان، نمود تام است و نمود ناقص به‌صورت نشاندار و با واحد واژگاهی (می-) بازنمون می‌شود. به این ترتیب، هسته نمود اتمی در فارسی فقط در سطح تصریف فعال است و تمایز نمود دستوری ناقص و تام را بازنمایی می‌کند. هسته نمود کمیت در فارسی، هم در سطح ریشه و هم در سطح محمول فعال است و نمود واژگانی و خصوصیات نمودی محمول را تعیین می‌کند. در مورد زمان، فارسی دارای مشخصه [تقدم] است که بوسیله واحد واژگاهی (–د/-ت) بازنمون می‌شود و زمان موضوع را قبل از لنگرگاه زمانی جمله قرار می‌دهد. واحد واژگاهی (–ده / -ته) در فارسی که به همراه فعل کمکی، ساخت کامل را می‌سازند، کارکرد متفاوتی با نمود و زمان دستوری در هندسه مشخصه‌ها دارد و به دلیل ارزش تقابلی که در فارسی ایجاد می‌کند، در هسته نحوی مستقلی ادغام می‌شود و مشخصه [کامل] را بازنمون می کند.

    کلیدواژگان: هندسه مشخصه ها، تصریف فعل، ارزش تقابلی، نمود واژگانی و دستوری، زمان دستوری، ساخت کامل
  • فروغ اسدی، حبیب گوهری* صفحات 119-138

    زبان ها از ابزار حالت نمائی و مطابقه بهره می برند تا مفعول ها را نشان دار کنند. پژوهش حاضر صرفا ابزار مطابقه را به عنوان جلوه ای از مفعول نمائی افتراقی در کردی کلهری بررسی می نماید. برای انجام این کار، رویکرد نقش گرایانه ساخت اطلاع به عنوان چارچوب نظری پژوهش به دیگر رویکردها ترجیح داده شد (لامبرکت، 1994 و 2000؛ دالریمپل و نیکولاوا، 2010؛ نیکولاوا، 2001). پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است. داده ها به شیوه میدانی و با ابزار مصاحبه، مشاهده و مشاوره با منابع معتبر کتابخانه ای استخراج شدند. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که در کردی کلهری مطابقه مفعولی به عنوان جلوه ای از مفعول نمائی افتراقی با مفعول هائی که دارای برجستگی کلامی باشند و مصداق آنها قبلا در کلام آمده باشد انجام می گیرد. این مطابقه از لحاظ شخص و شمار است که به وسیله گروهی از پی بست های مفعولی که بر روی فعل ظاهر می شوند صورت می گیرد. نتیجه دیگر این‌که ساخت اطلاع برای مطابقه فاعلی عامل تاثیرگذار قلمداد نمی شود. همچنین، نتایج نشان می دهند که مفعول غیرمستقیم و افزوده ها نمی توانند محرک یا مبنای مطابقه باشند، حتی اگر مبتدائی باشند. نهایتا، این‌که اگر مفعول (و یا فاعل) مبتدائی باشند، هم می توان آنها را حذف کرد و هم می توان به جایگاه پسافعلی منتقل کرد.

    کلیدواژگان: مطابقه، ساخت اطلاع، مفعول نمائی افتراقی، کردی کلهری، مبتدا، کانون
  • پگاه آریایی، عالیه کرد زعفرانلو کامبوزیا*، ارسلان گلفام، فردوس آقا گل زاده صفحات 139-156

    یکی از مسایل مهم در واج‌آرایی واژگان زبان فارسی نحوه قرارگیری واحدهای واجی در کنار هم و تولید واژه‌هایی با هجاهای سبک و سنگین است. هدف از این پژوهش مقایسه توالی‌های سایشی و انسدادی در مرز ترکیب در واژه‌های مرکب و مشتق- مرکب با خوشه آنها در واژگان بسیط است. همخوان‌های سایشی و انسدادی در خوشه و توالی با توجه به محل تولید و اندام‌های تولید فعال چه تفاوتی دارند؟ به منظور پاسخ به این پرسش 15446 واژه مرکب و مشتق- مرکب برای بررسی توالی و 14336 واژه بسیط برای بررسی خوشه از فرهنگ‌های فارسی جمع‌آوری شده و اطلاعات واج شناختی مربوط به هر واژه استخراج شده است. نتایج بررسی داده‌ها نشان می‌دهد: الف) در خوشه‌های سایشی ‌و انسدادی‌ در واژه‌های بسیط، بسامدکلی خوشه با دو اندام تولید فعال حدود 25/5 برابر بیشتر از تولید با یک اندام فعال و در مرز ترکیب، بسامد کلی توالی‌های دو اندامی حدود 88/2 برابر بیشتر از تولید با یک اندام فعال است. ب) خوشه‌های دوانسدادی تنها از نوع متباین و توالی‌های دوانسدادی، از دو نوع متباین و هم محل تولید هستند. ج) تنها در خوشه‌های سایشی- انسدادی سه نوع خوشه هم‌محل تولید، همجوار و متباین دیده می‌شود، در مقابل در سه گروه از توالی‌ها هر سه نوع توالی متباین، هم‌محل تولید و همجوار دیده می‌شود. د) هر چه تعداد محل‌های تولید دیگر، میان دو عضو خوشه متباین افزایش ‌یابد، بسامد تولید کاهش می‌یابد؛ چنین کاهش بسامدی تنها در توالی‌های متباین دو انسدادی و سایشی- انسدادی دیده می‌شود.

    کلیدواژگان: واژه مرکب، خوشه، توالی هم محل تولید، توالی متباین، توالی همجوار
|
  • Mousa Ghonchepour *, Ezattollah Kalantari, Mohammad Hasan Farrokhi Pages 1-24
    This article aims to study the role of semantic transparency in processing simple and root compound nouns consisting of ‘N+N’ comprising the most frequent compound nouns in Persian, in two Broca and two Transcortical Motor aphasias via picture confrontation naming and repetition tasks. Comparisons of two groups' performance showed that Transcortical Motor aphasic patients performed better than Broca aphasics in naming and repetition tasks, while for both groups naming was more difficult than repetition proving dissociation of naming and repetition processes and their independent organization in the brain. With respect to transparency, the highest and lowest numbers of errors were found in transparent and partially transparent nouns, respectively, proving easier processing of partially transparent nouns. Data analysis shows that naming and repetition of compound nouns take place via dual (holistic and decomposing) routes, but decomposition route is more dominant in repetition, and holistic route in naming. Analysis of errors demonstrates that the processing of simple nouns takes place through the holistic route. Also, the analysis of interaction in Persian non-fluent aphasic patients confirms that semantic transparency has no role in processing root compound nouns.
    Keywords: Semantic Transparency, Aphasia, Non-fluent, Processing
  • Mohammad Amiryousefi *, Ehsan Rezvani, Behnam Rezvani Pages 25-44
    The purpose of this study was to investigate the procedures adopted by Iranian translation students in the translation of hedges. To this end, participants were asked to translate an academic article in the field of medical sciences from English into Persian. Pisanski Peterlin and Zlatnar Moe’s (2016) approach was utilized for data collection and analysis so as to examine Iranian students’ general approach in hedging translation. The results indicated that, in spite of their importance in academic writing, almost forty percent of hedges were altered or deleted in different ways. Additionally, semi-structured discourse-based interviews were conducted to further examine the reasons behind students’ decisions regarding hedging translation. Finally, the findings were discussed within the risk management framework in translation. The analysis suggested that Anthony Pym’s (2015) risk management framework could provide a real help to translators in translating hedging devices.
    Keywords: Hedge, Translation, Risk Management, Semi-Structured Discourse-Based Interview, Illocutionary Force
  • Farhad Moezzipour * Pages 45-64

    This article, first, is concerned with the study of left-dislocation and its information-structural implications in Persian. Left-dislocation in Persian is syntactically manifested by the topical and contrastive left-dislocation constructions. The double external possession construction as an instantiation of the topical left-dislocation is characterized by the sequence of two external possessors in the left-periphery of the core. The contrastive left-dislocation construction is distinguished from the topical one via the focality and position of the left-dislocated element figuring inside the clause. Each construction has specific syntactic and information-structural properties that the layered structure of the clause in the present RRG, as the framework of this study, fails to account for. Incorporating the concepts of discourse saliency and contrast as explicit selection among alternatives into the information-structural lexicon in RRG, the author of the present study tries to extend the scope of the left-periphery in the theory so as to increase its typological adequacy.

    Keywords: Left-dislocation, Persian, Role, Reference Grammar, Information Structure, Left-periphery, Discourse Saliency, Contrast
  • Motahare Samari, Gholamhosein Karimi* Pages 65-80

    The present study aims at investigating the nature of Persian present tense. To achieve this aim, the (non)indexicality of Persian present tense, the interpretation of relative and complement clauses with present-under-past and present-under-future constructions, and the absolute and relative components of Persian present tense were scrutinized. The results show that Persian cannot be considered as absolutely indexical and non-indexical. Hence, if the indexicality of the present tense of different languages is construed along a continuum with languages with indexical present tense on one extreme and languages with non-indexical preset tense on the opposite extreme, Persian falls somewhere in between. Furthermore, it was revealed that Persian present tense has both relative and absolute functions. Present-under-past constructions reveal the absolute reading of Persian present tense, since the present tense, in addition to the concurrence with the matrix clause past tense, can be synchronized with utterance time (double reading). Present-under-future constructions in complement and relative clauses reveal that Persian present tense has a relative reading because, in these sentences, the embedded present tense is not required to be simultaneous with the utterance time. Finally, it was shown that the relative and absolute parts of the present tense have ‘inside’ meaning, meaning that the event expressed with the present tense is evaluated within time.

    Keywords: Present Tense, Persian Language, (Non)Indexical, Absolute Reading, Relative Reading
  • Shirin Pourebrahim * Pages 81-96

    This study investigates the relationship between political ideology in media discourse and conceptual metonymies in Iranian newspaper headlines. In this research, by adopting the Critical Metonymy Analysis approach (Zhang 2014), cognitive metonymies extracted from Iran's newspapers headlines were analyzed critically, in order to know which conceptual metonymies have been used in their electoral headlines. Moreover, it aims to study how political ideologies of Reformists and Conservatives newspapers have influenced the selection of conceptual metonymies in electoral headlines. The data were extracted from electoral headlines of 12 available Conservative and Reformist newspapers, which were published during two months, from 15 Farvardin to 15 Khordad, 1396 (N=289 issue). The metonymies were identified, categorized, and analyzed based on availability and according to the principles of Conceptual Metonymy Theory. The results show that both metonymies of WHOLE FOR PART (3 types) and PART FOR WHOLE (2 types) have been used for highlighting and extension functions, respectively. The results reinforced the idea that ideology affects the formation of metonymy, and metonymies are appropriate tools to reproduce ideology in media. Therefore, the study of conceptual metonymy, along with other cognitive mechanisms, contributes to realize the objectives of Critical Discourse Analysis.

    Keywords: Cognitive Semantics, Conceptual Metonymy, Critical Metonymy Analysis, Political Ideology, Election
  • Ali Darzi*, Samira Jafari Pages 97-118

    Feature Geometry is an applied paradigm for the study of morphological-syntactic processes. In this approach, the verb inflection system consists of three parts of aspect, grammatical tense, and mood, and each has universal characteristics, which are sometimes represented by explicit inflectional morphemes. In this paper, while introducing this notion, we show that the interaction of aspect, tense, and mood in Persian geometric characteristics, explains the properties of verb inflection in this language. In Persian, [Event] and [Non-atomic] features are active in aspect subsection. [Non-atomic] derives imperfectivity versus perfectivity. So, the default value of viewpoint aspect is perfective and (mi-) explicitly spells out imperfectivity. In Persian, the functional head of AspA is active in INFL domain, but the AspQ head is active in the root modifier position and the predicate level. [Precedence] encodes the meaning of past versus non-past in Tense subsection, (-d /-t) spell out this feature in Persian. They position the topic time before the temporal anchor of the utterance. And finally, (-de / -te) are not the markers of narrow tense or viewpoint aspect in Persian. They denote the [Perfect] feature.

    Keywords: Feature Geometry, Verb Inflection, Contrastive Value, Lexical, Grammatical Representation, Grammatical Tense, Perfect Structure
  • *Forough asadi, Habib Gowhari Pages 119-138
  • pegah aryaei, Aleyeh Kord Zafaranlu Kambuziya*, Arsalan Golfam, Ferdows Agha golzadeh Pages 139-156

    One of the important issues in the phonotactics of Farsi vocabulary is how to put phonemes together and produce words with light and heavy syllables. The purpose of this study is to compare the fricative and stop sequences at the boundary of compounding in the compound and derivative-compound words with their clusters in simplex vocabulary. What are the differences between fricative and stop consonants in the cluster and sequence as for the place of articulation and articulators? In order to answer this question, 15446 compound and derivative-compound words and 14336 simplex words have been collected from Farsi dictionaries and the phonological information related to each word is examined. The results of data analysis indicates that: a) the total frequency of cluster with two articulators is about 5.25 times higher than with one articulator in clusters in simplex words, and at the compounding boundary, the total frequency with two articulator sequences is about 2.88 times higher than with one articulator; b) two-stop clusters are only heterorganic and two-stop sequences are of two types: heterorganic and contiguous; c) only in the fricative-stop clusters there are three kinds of, homorganic, heterorganic and contiguous clusters; in contrast, in three groups of sequences, all of these types of the heterorganic, homorganic and contiguous sequences are seen; d) as the number of other places of articulation increases between two members of the heterorganic cluster, the frequency of cluster production decreases. Such a decrease in frequency is seen only in two-stop and fricative-stop heterorganic sequences.

    Keywords: compound word, cluster, Homorganic Sequence, Heterorganic Sequence, Contiguous Sequence