فهرست مطالب

  • پیاپی 42 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • ابراهیم فانی، پیمان حسیبی*، موسی مسکرباشی، خسرو مهدی خانلو، سید عبدالرضا سیداحمدی صفحات 5-15
    به منظور بررسی اثرات تنش خشکی و محلول پاشی سیلیس بر برخی ویژگی های فیزیولوژیکی ارقام کلزا، آزمایشی در سال 96-1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه بهبهان اجرا شد. در پژوهش حاضر اثر غلظت های صفر و 30 میلی مولار سیلیکات پتاسیم در شرایط آبیاری معمولی (آبیاری بعد از 25 درصد تخلیه رطوبت قابل استفاده) و شرایط تنش خشکی (آبیاری بعد از 75 درصد تخلیه رطوبت قابل استفاده) بر روی 4 رقم کلزا شامل هایولا 401، آگامکس، جاکامو و جری در دوره گل دهی به صورت طرح اسپلیت پلات فاکتوریل بر پایه بلوک کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. بر اساس نتایج، شاخص فتوسنتزی، سرعت فتوسنتز، سرعت تعرق، کلروفیل a و کلروفیل b تحت شرایط تنش خشکی به طور معنی داری کاهش یافت. مطابق با جدول مقایسه میانگین در حالت محلول پاشی سیلیس، اختلاف میزان شاخص کلروفیل، سرعت تعرق، کلروفیل a و کلروفیل b نسبت به عدم محلول پاشی معنی دار بود. میزان شاخص کلروفیل در حالت تنش خشکی نسبت به شرایط آبیاری معمولی افزایش یافت که علت آن کاهش سطح برگ در شرایط تنش خشکی بود. با توجه به نتایج، چون ارقام هایولا 401 و آگامکس شرایط بهتری ازلحاظ صفات فیزیولوژیکی در مقایسه با ارقام جاکامو و جری داشتند، پیشنهاد می گردد در مناطقی از کشور که با تنش کم آبی مواجه هستند مورد استفاده قرار گیرند.
    کلیدواژگان: تعرق، خشکی، فتوسنتز، کلزا و محلول پاشی
  • حسین خیری استیار، فرهاد فرح وش*، بهرام میرشکاری، ابراهیم خلیلوند بهروزیار، علیرضا تاری نژاد صفحات 17-33
    به منظور بررسی اثر کاربرد کود گوگرد و تیوباسیلوس بر رنگیزه های فتوسنتزی و عملکرد ارقام لوبیا در شرایط تنش قطع آبیاری این آزمایش در بهار سال 1395 در گلخانه پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز اجرا شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار به اجرا درآمد. در این پژوهش سه رقم لوبیا (درسا، اختر و صدری)، چهار سطح کودی (شاهد، کود گوگرد (300 کیلوگرم در هکتار)، باکتری تیوباسیلوس و گوگرد + تیوباسیلوس) و تنش قطع آبیاری (شاهد، قطع آبیاری در مرحله گلدهی و پر شدن نیام) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد تفاوت میان ارقام لوبیا، سطوح کودی و مراحل قطع آبیاری معنی دار بود. مقایسه میانگین برهمکنش ها نشان داد تنش قطع آبیاری به ویژه قطع آبیاری از مرحله گلدهی موجب کاهش شاخص برداشت، عملکرد و رطوبت نسبی برگ شد و نیز موجب افزایش مقاومت روزنه ای شد که با کاربرد تیوباسیلوس + گوگرد از اثر منفی تنش کاسته شد. کلروفیل های a، b و کل و همچنین کارتنوئید در شرایط تنش قطع آبیاری از مرحله پر شدن نیام افزایش یافت که این افزایش در حضور گوگرد + تیوباسیلوس بیش تر بود. همبستگی منفی بین مقاومت روزنه ای با دو صفت شاخص برداشت و عملکرد دانه وجود داشت که بیانگر کاهش فعالیت فتوسنتزی در نتیجه بسته شدن روزنه ها بود. بنابراین، با کاربرد باکتری تیوباسیلوس + گوگرد که سبب کمک به تداوم فعالیت رنگیزه های فتوسنتزی در شرایط تنش قطع آبیاری بود، می توان موجب افزایش تحمل ارقام لوبیا شد و اثر مثبتی بر عملکرد و اجزای عملکرد داشت.
    کلیدواژگان: باکتری، کارتنوئید، کلروفیل، مقاومت روزنه ای و نیام
  • حسن ابراهیمی، سهیل پارسا، مجید جامی الاحمدی، علی راحمی کاریزکی*، سیدحسین حسینی صفحات 35-51
    زوال بذر یکی از عوامل مهم کاهش دهنده بنیه و محدود کننده جوانه زنی در بذر می باشد. جهت بررسی اثر هورمون جیبرلیک اسید بر پیشگیری از زوال و بهبود ویژگی های کیفی در بذور پنبه رقم ورامین آزمایشی به صورت کاملا تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل: دو سطح زوال (48 و 96 ساعت) به همراه شاهد، محلول اسید جیبرلیک با دو غلظت 500 و 1000 پی پی ام به همراه شاهد و زمان اعمال تیمار هورمون به سه صورت (قبل از زوال، بعد از زوال و قبل و بعد از زوال) بودند. نتایج نشان داد که در ترکیب های تیماری بدون زوال، صفات میزان پراکسیداز، کارتنوئید در غلظت 500 پی پی ام، بالاترین مقدار را داشته و صفات کاتالاز و کلروفیل a و b در غلظت 1000 پی پی ام، بیش ترین مقدار را داشتند. در اعمال پرایم قبل از زوال، صفت هدایت الکتریکی در غلظت 500 پی پی ام، کم ترین مقدار را داشت و میزان کاتالاز، پراکسیداز، کلروفیل a و b و کارتنوئیدها در غلظت 1000 پی پی ام در بالاترین مقدار بودند. در اعمال پرایم بعد از زوال، هدایت الکتریکی در غلظت 500 پی پی ام، کم ترین مقدار را دارا بود و کاتالاز، پراکسیداز، کلروفیل a و b و کارتنوئیدها در غلظت 1000 پی پی ام بیش ترین میزان را  داشتند. در آزمایش اعمال پرایم در قبل و بعد از زوال، هدایت الکتریکی در غلظت 500 پی پی ام پایین ترین مقدار را داشته و میزان کاتالاز، پراکسیداز، کلروفیل a و b و کارتئوئیدها در غلظت 1000 پی پی ام، بالاترین مقدار را داشتند. به طور کلی در ازمایش های انجام شده مصرف اسید جیبرلیک باعث بازیابی و بهبود بذور زوال یافته شد.
    کلیدواژگان: آنزیم های آنتی اکسیدانت، پیری تسریع شده و کلروفیل
  • معرفت مصطفوی راد*، حمیدرضا ذاکرین، امین نوبهار، سعید سیف زاده، علیرضا ولدآبادی صفحات 53-66
    بادام زمینی یکی از مهم ترین گیاهان خانواده لگومینوز است که دانه آن غنی از روغن (47 تا 53 درصد) و پروتئین (25 تا 36 درصد) می باشد. بادام زمینی نیاز غذایی بالایی دارد. بدین ترتیب، به منظور ارزیابی اثر نانوکودهای کلات روی و کلسیم و روش های کاربرد آن ها بر عملکرد و برخی صفات فیزیولوژیک بادام زمینی، این آزمایش در سال زراعی 1395 به صورت کرت های خرد شده بر پایه طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان گیلان (رشت) انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل نانوکودهای کلات روی، کلسیم و کاربرد همزمان روی + کلسیم به عنوان کرت اصلی و روش کاربرد نانوکودهای کلات روی و کلسیم شامل مصرف در خاک، محلول پاشی و کاربرد تلفیقی آنها و عدم مصرف کود (شاهد) به عنوان کرت فرعی بود. نتایج نشان داد که اثر نانوکودهای کلات روی و کلسیم و روش کاربرد نانوکودها و برهمکنش آنها بر تمامی صفات فیزیولوژیک اندازه گیری شده در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود. همچنین، بیشترین عملکرد دانه (3017 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد زیست توده (7386 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد میوه (غلاف) (4545 کیلوگرم در هکتار) و تولید پوسته بادام زمینی (1548 کیلوگرم در هکتار) در تیمار کاربرد توام نانوکودهای کلات روی و کلسیم به روش همزمان مصرف در خاک و محلول پاشی به دست آمد. بیشترین عملکرد علوفه تر و علوفه خشک (به ترتیب 9235 و 2346 کیلوگرم در هکتار) تحت شرایط کاربرد نانوکود کلات کلسیم به روش تلفیقی خاکی و محلو ل پاشی مشاهده شد. براساس نتایج این آزمایش، کاربرد کلسیم می تواند رشد زایشی بادام زمینی را بهبود بخشد و کمبود عنصر روی در طول دوره رشد زایشی سبب افزایش تعداد غلاف های پوک به دلیل کاهش احتمالی ظرفیت فتوسنتزی گیاه بادام زمینی شد.
    کلیدواژگان: دانه روغنی، ذرات نانو، صفات زراعی و عناصر غذایی
  • داریوش صفری*، میترا آزادی خواه صفحات 67-83
    به منظور بررسی اثر باکتری های سودوموناس فلورسنت محرک رشد گیاه بر عملکرد و اجزای عملکرد کلزا تحت تنش شوری، این آزمایش به صورت کرت های خرد شده فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 97-1396 در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه اجرا شد. تنش شوری به عنوان فاکتور اصلی در چهار سطح (صفر، 100، 200 و 300 میلی مولار) و ارقام (اکاپی، مادونا و لیکورد) به عنوان فاکتور فرعی اول و باکتری های سودوموناس در سه سطح (P13، P14 و P15) به همراه یک تیمار شاهد (بدون باکتری) به عنوان فاکتور فرعی دوم در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که شوری موجب کاهش معنی دار صفات ارتفاع بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن هزار دانه و عملکرد دانه، محتوای نسبی آب برگ و کلروفیل کل گردید اما اثر معنی داری بر درصد روغن نداشت و از طرفی باکتری های محرک رشد با ویژگی های محرک رشدی سبب افزایش صفات مورد مطالعه شد. نتایج  مقایسه میانگین داده ها نشان داد که باکتری های مورد استفاده در این پژوهش باعث افزایش صفات مورد بررسی شدند و از این میان سویه Pseudomonas fluorescens P14 بیش ترین اثر (سه تا پنج درصدی نسبت به شاهد) را داشت. با توجه به مقایسه میانگین داده ها، رقم لیکورد نسبت به ارقام دیگر از بیش ترین ارتفاع بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، عملکرد دانه و درصد روغن برخوردار بود. در مجموع می توان بیان کرد استفاده از باکتری های محرک رشد به عنوان یک کود زیستی جهت کاهش مصرف کودهای شیمیایی و کاهش آلودگی زیست محیطی حائز اهمیت بوده      و می تواند به عنوان روشی ساده و اقتصادی جهت افزایش عملکرد کلزا تحت تنش شوری مطرح باشد.
    کلیدواژگان: پرایمینگ، کودهای زیستی، ارقام کلزا و درصد روغن
  • جمیل ظفری، اسعد رخزادی*، رضا طالبی صفحات 85-103
    این آزمایش با هدف بررسی امکان جایگزینی کودهای آلی ورمی کمپوست و مرغی به جای کودهای شیمیایی در زراعت دو رقم نخود اصلاح شده در شرایط دیم انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. عامل اول، کود در شش سطح شامل: F1 (شاهد یا بدون مصرف کود)، F2 (کود شیمیایی معمول یا NPK)، F3 (ورمی کمپوست به مقدار 10 تن در هکتار)، F4 (کود مرغی به مقدار پنج تن در هکتار)، F5 (50 درصد کود شیمیایی + پنج تن در هکتار ورمی کمپوست)، F6 (50 درصد کود شیمیایی + 5/2 تن در هکتار کود مرغی) و عامل دوم، رقم شامل دو رقم آزاد و عادل از ارقام اصلاح شده تیپ کابلی نخود بود. اثر عامل کودی بر تعداد شاخه ثانویه در بوته، دمای کانوپی، تعداد نیام در بوته، عملکرد دانه و بیولوژیک معنی دار بود و اثر عامل رقم بر ارتفاع بوته و اولین نیام، شاخص کلروفیل، وزن صد دانه، عملکرد دانه و بیولوژیک و شاخص برداشت معنی دار بود. بیش ترین مقدار عملکرد دانه و تعداد نیام در بوته به ترتیب با میانگین های 1410 کیلوگرم در هکتار و 42 نیام در بوته، مربوط به تیمار کود مرغی خالص (F4) بود، که نسبت به تیمار شاهد، به ترتیب 24 و 32 درصد افزایش نشان داد. میانگین های تعداد شاخه ثانویه در بوته، تعداد نیام در بوته و عملکرد دانه و بیولوژیک در چهار تیمار حاوی کود ارگانیک (تیمارهای F3، F4، F5 و F6) بیش تر از تیمار کود شیمیایی و شاهد بود. مقایسه دو رقم حاکی از آن بود که رقم آزاد در اغلب صفات نسبت به رقم عادل برتری معنی داری نشان داد و عملکرد دانه آن 13 درصد نسبت به رقم عادل بیش تر بود. با توجه به بهبود رشد و عملکرد نخود در تیمارهای حاوی کودهای ارگانیک در این آزمایش که در بیش تر موارد نتایجی بهتر از کود شیمیایی داشت، می توان این کودهای آلی را به عنوان جایگزین های مناسبی برای کودهای شیمیایی معمول در زراعت دیم نخود مد نظر قرار داد.
    کلیدواژگان: زراعت دیم، کود مرغی و ورمی کمپوست
  • علی احسانی پور*، حمید عباس دخت، منوچهر قلی پور، علیرضا ابدالی مشهدی صفحات 105-126
    به منظور بررسی اثر تیمارهای مختلف کشت مخلوط نیشکر با دو نوع لگوم روی برخی صفات کمی و کیفی نیشکر، آزمایشی در قالب طرح آماری بلوک های کامل تصادفی با 14 تیمار و چهار تکرار در دو مکان در شهرستان اهواز در سال زراعی 96-1395 به اجرا درآمد. تیمار ها شامل کشت خالص نیشکر، خالص سویا، خالص لوبیا، خالص سویا تلقیح با رایزوبیوم، خالص لوبیا تلقیح با رایزوبیوم، خالص نیشکر تلقیح با میکوریزا، مخلوط نیشکر و لوبیا، مخلوط نیشکر و سویا، مخلوط نیشکر و لوبیا تلقیح با رایزوبیوم، مخلوط نیشکر و سویا تلقیح با رایزوبیوم، مخلوط نیشکر تلقیح شده با میکوریزا و لوبیا، مخلوط نیشکر تلقیح شده با میکوریزا و سویا، مخلوط نیشکر تلقیح شده با میکوریزا و سویا تلقیح شده با رایزوبیوم و مخلوط نیشکر تلقیح شده با میکوریزا و لوبیا تلقیح شده با رایزوبیوم بودند. نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان دادند بیش ترین شاخص برداشت برای عملکرد نی (81/93 درصد)، بیش ترین شاخص برداشت برای عملکرد شکر (34/7 درصد)، بیش ترین درجه خلوص (28/87 درصد)، درصد شکر سفید (73/11)، درصد نیتروژن (56/2 درصد)، فسفر (26/0 درصد)، پتاسیم (91/1 درصد) در پهنک و رطوبت غلاف برگ نیشکر (82/83 درصد) در تیمار کشت مخلوط نیشکر تلقیح شده با قارچ به همراه لوبیا چشم بلبلی تلقیح شده با باکتری و بهترین نسبت برابری زمین (068/2) در کشت مخلوط نیشکر (تلقیح با قارچ) و لوبیا (تلقیح با باکتری) به دست آمد. این نتایج نشان می دهند میکوریزا با نیشکر هم زیستی مثبت داشته و زمانی که قارچ میکوریزا و لوبیا چشم بلبلی هم زمان در یک تیمار حضور داشتند اثر هم افزایی آن ها روی شاخص برداشت عملکرد نی و شاخص برداشت عملکرد شکر و همچنین صفات کیفی در نیشکر مثبت شد.
    کلیدواژگان: رایزوبیوم، درجه خلوص، شاخص برداشت و فسفر
  • فرشته سیف، فرهاد عزیزی، فرزاد پاکنژاد*، علی کاشانی، مهدی شهابی فر صفحات 127-146
    به منظور بررسی اثر تنش خشکی و کاربرد کلینوپتیلولیت بر عملکرد و کیفیت علوفه هیبریدهای مختلف ذرت سیلویی، پژوهشی به صورت کرت های دو بار خردشده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی موسسه اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج در سال زراعی 1392 اجرا گردید. در این پژوهش سه رژیم آبیاری شامل آبیاری نرمال، تنش خشکی ملایم و شدید به ترتیب شامل آبیاری پس از 70، 100 و 130 میلی متر تبخیر از سطح تشتک تبخیر کلاس A به عنوان فاکتور اصلی و دو سطح کاربرد کلینوپتیلولیت (عدم کاربرد و کاربرد 10 تن در هکتار) به عنوان فاکتور فرعی و سه هیبرید سینگل کراس KSC720، KSC705 و KSC704 ذرت سیلویی به عنوان فاکتور فرعی فرعی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که عملکرد علوفه تر در تنش خشکی ملایم (45133 کیلوگرم در هکتار) و شدید (38148 کیلوگرم در هکتار) نسبت به رژیم آبیاری نرمال (56954 کیلوگرم در هکتار) به ترتیب 21 و 33 درصد کاهش یافت و با کاربرد کلینوپتیلولیت، عملکرد علوفه تر حدود 14 درصد افزایش یافت. از نظر پارامترهای کیفی، تنش خشکی باعث افزایش معنی دار درصد کربوهیدرات های محلول در آب و الیاف محلول در شوینده اسیدی گردید و  درصد خاکستر و کل مواد غذایی قابل هضم علوفه را به طور معنی داری کاهش داد. در بین صفات کیفی، کاربرد کلینوپتیلولیت تنها منجر به افزایش درصد خاکستر علوفه گردید و بر سایر پارامترهای کیفی علوفه اثر معنی داری نداشت. در این پژوهش، هیبرید KSC704 بیشترین عملکرد علوفه تر (52030 کیلوگرم در هکتار) را تولید نمود و هیبرید KSC705 دارای کمترین درصد الیاف محلول در شوینده اسیدی و خنثی و بیشترین میزان جذب ماده خشک و کل مواد غذایی قابل هضم (6/70 درصد) بود. در این تحقیق، اثرهای برهم کنش رژیم آبیاری و هیبرید بر درصد کربوهیدرات های محلول در آب و فیبر محلول در شوینده خنثی به ترتیب در سطح یک و پنج درصد معنی دار گردید و اثرهای برهم کنش سایر تیمارها بر صفات مورد بررسی غیر معنی دار بود.
    کلیدواژگان: رژیم آبیاری، ذرت، علوفه و زئولیت
|
  • Ebrahim Fani, Payman Hassibi*, Mousa Meskarbashee, Khosro Mehdi Khanlou, Seyedabdolreza Seyedahmadi Pages 5-15
    In order to investigate the effects of drought stress and silica spraying on some physiological characteristics of canola, an experiment was conducted in the research farm of Behbahan University in 2016-2017. In the present study, the effect of concentrations of 0 (S0) and 30 (S1) mM potassium silicate under normal irrigation conditions (irrigation after %25 of available water discharges) and drought stress conditions (irrigation after %75 of available water discharges) on four canola cultivars including Hayola 401, Agamax, Jacamo and Jerry was performed in flowering period in split plot design based on randomized complete block design with three replications. Based on the results, photosynthetic index, photosynthesis rate, chlorophyll index, transpiration rate, chlorophyll a and chlorophyll b significantly decreased under drought stress conditions. According to the mean comparison table for silica spray application, the difference in chlorophyll index, transpiration rate, chlorophyll a and chlorophyll b was significant compared to non-spray application. The amount of chlorophyll index in drought stress increased compared to normal irrigation conditions due to lower leaf area in drought stress conditions. According to the results, because the Hyola 401 and Agamix cultivars had better conditions for physiological traits compared to the Jacamau and Jerry cultivars, it is suggested that they should be used in areas of the country where faced with water stresses.
    Keywords: Canola, Drought, Photosynthesis, Spraying, Transpiration
  • Hossein Kheiri Styar, Farhad Farahvash*, Bahram Mirshekari, Ebrahim Khalilvand Behruzyar, Alireza Tarinejad Pages 17-33
    A research has been conducted in research greenhouse of Islamic Azad University, Tabriz Branch in spring 2016 to investigate the effect of Sulfur and Thiobacillus on yield and some of physiological traits in common bean cultivars in experimental water deficit stress conditions as a factorial experiment in a completely randomized design with three replications. In this study investigated three varieties of beans cultivars (Dorsa, Akhtar and Sadri), four levels of fertilizer (control, 300 kg / ha sulfur fertilizer, Thiobacillus and sulfur fertilizer + Thiobacillus) and water deficit stress (control, irrigation cut off at flowering and full legume time). Results revealed that water deficit especially irrigation cut off at flowering reduced harvest index, yield, RWC and increased Stomata resistance. The application of Thiobacillus and sulfur decreased the negative effects of stress. Chlorophyll a, b, total and carotenoid increased maturity stress that the increase in the presence of sulfur + Thiobacillus more. There was negative correlation between yield and harvest index with stomatal resistance. The conclusion indicated that the application of sulfur + Thiobacillus could be beneficial in increasing yield and Contributing to the sustained activity of photosynthetic pigments under water deficit stress condition.
    Keywords: Bacteria, Carotenoid, Chlorophyll, Stomatal resistance, Pod
  • Hasan Ebrahimi, Soheil Parsa, Majid Jami, Alahmadi, Ali Rahemi Karizaki*, Seyed Hossein Hosseini Pages 35-51
    Deterioration of seeds is an important factor to reduce seeds vigor and limit germination. The purpose of this research was to evaluate the influence of gibberellic acid hormone on recovery of seeds and improvement of quality and seedling growth in Varamin cotton seed, an experiment was conducted in a completely randomized way in three replications. Treatments included: two levels of deterioration (48 and 96 hours) plus control, Gibberellic acid solution with two concentrations of 500 and 1000 ppm plus control and the time to apply hormone treatment in three ways (before deterioration, after deterioration, before and after deterioration). The results showed that in non- deterioration treatments, in the concentration of 500 ppm, the peroxidase, carotenoid, and electrical conductivity ratios had the best conditions and at 1000 ppm, catalase and chlorophyll a and b had the best results. In primitive applications before deterioration at a concentration of 500 ppm, the electrical conductivity was the best and at concentration of 1000 ppm, catalase, peroxidase, chlorophyll a and b, and carotenoids were at the highest levels. In primer applications after the deterioration, at concentration of 500 ppm, electrical conductivity was in better conditions and had better conditions at 1000 ppm, catalase, peroxidase, chlorophyll a and b, and carotenoids. In the priming test before and after deterioration, at a concentration of 500 ppm, electrical conductivity has the best results. At 1000 ppm concentration, catalase, peroxidase, chlorophyll a and b and carotenes had the best value. In general, the use of gibberellic acid has led to retrieve and improved seeds are deteriorated.
    Keywords: accelerated aging, antioxidant enzymes, chlorophyll
  • Marefat Mostafavi Rad*, Hamid Reza Zakerin, Amin Nobahar, Saeed Syfzadeh, Ali Reza Valadabady Pages 53-66
    Peanut is one of the important legume crops and its grain rich in oil (47-53 %) and protein (25-36 %). Peanut has very high nutrient requirement, Hence, in order to evaluate the effects of Zn and Ca nano-chelates and their application methods on yield and some physiological traits in peanut, a field experiment carried out in 2016 cropping season as split plot arrangement based on randomized complete block design with three replications in experimental field of Guilan Agricultural and Natural Resources Research and Education Center (Rasht), Iran. Nano chelate fertilizers including of Zn, Ca and Zn + Ca as main plots, the application methods of nano chelate fertilizers such as in soil, foliar spraying, integrated methods of Nano chelate fertilizers application along with no utility of fertilizers (as check) as sub plots, were comprised experimental treatments. The results showed that the effects of nano chelate fertilizers and their application methods interaction effects between them were significant for all physiological measured characteristics. Also, the highest seed yield (3070 kg/ha), biological yield (7386 kg/ha), fruit (pod) yield (4545 kg/ha) and peanut hull production (1548 kg/ha) was observed as affected by simultaneously usage of Zn and Ca nano chelate fertilizers, integrated method of the in soil utilization and foliar application of Zn and Ca nano chelate fertilizers. The greatest fresh forage and hay yield (9235 and 2345 kg/ha, respectively) was observed under simultaneously usage of Zn and Ca chelate nono fertilizers and integrated method of in soil and foliar spraying application of Zn and Ca nano chelate fertilizers. Based on results of this experiment, the application of Ca nano chelate fertilizer could improve peanut reproductive growth and Zn deficiency during reproductive growth caused to enhance hollow pod numbers due to photosynthetic capability increment in peanut plants.
    Keywords: Oil seed, Nano-particles, Agronomic characteristics, Nutrient ingredients
  • Dariush Safari*, Mitra Azadikhah Pages 67-83
    In order to investigate the effect of Pseudomonas fluorescence of plant growth stimulus on yield and yield components of rapeseed under salinity stress, this experiment was a split-factorial split plot based on a complete randomized design with three replications in 97-96 in a research greenhouse, Faculty of Agriculture And natural resources of Kermanshah Razi University. Salt stress was considered as the main factor in four levels (0, 100, 200 and 300 mM) and cultivars (Akapi, Madona and Licord) as the first sub-factor and Pseudomonas bacteria in three levels: P13, P14 and (P15) The results showed that salinity significantly reduced the traits of plant height, number of pods per plant, number of seeds per pod, 1000 seed weight and grain yield, relative content Leaf water and total chlorophyll content, but did not have a significant effect on oil content, and growth stimulating bacteria with growth stimulating properties increased the studied traits. The results of the comparison Yangin data showed that the bacteria used in this study increased the studied traits, and the Pseudomonas fluorescens P14 strain had the highest effect (three to five percent, respectively), with respect to the mean comparison Data were obtained from licord cultivars with the highest plant height, number of pods per plant, number of seeds per pod, grain yield and oil percent. In general, it can be stated that the use of growth stimulating bacteria The title of a biofertilizer is important for decreasing the use of chemical fertilizers and reducing environmental pollution and can be used as a simple and economical way to increase Lkrd considered rape under salt stress.
    Keywords: priming, bio fertilizers, rapeseed, oil percentage
  • Jamil Zafari, Asad Rokhzadi*, Reza Talebi Pages 85-103
    Considering the importance of organic fertilizers application and the necessity of minimizing the use of inorganic fertilizers, this experiment was conducted in order to study the possibility of replacing vermicompost and poultry manure instead of chemical fertilizers in the production of two improved chickpea cultivars under dryland conditions. The experiment was laid out in a factorial arrangement with randomized complete block design in three replications. The first factor was fertilizer with 6 levels including: F1 (control or without fertilizer), F2 (conventional chemical fertilizer or NPK), F3 (10 t/ha vermicompost), F4 (5 t/ha poultry manure), F5 (50% NPK+5 t/ha vermicompost), F6 (50% NPK+2.5 t/ha poultry manure) and the second factor was cultivar including Azad and Adel chickpea cultivars. The effect of fertilizer factor on the secondary branches number/plant, canopy temperature, pods number/plant, seed yield and biological yield was significant and the effect of cultivar factor on the plant height, the lowest pod height, SPAD index, 100-seed weight, seed and biological yields and harvest index was significant. The highest rates of seed yield and pods number/plant (1410 kg/ha and 42 pods/plant respectively) were recorded in F4 treatment (5 t/ha poultry manure) which were 24 and 32% higher than those of control treatment respectively. The means of secondary branches number/plant, pods number/plant, seed and biologic yield in four treatments containing organic fertilizers (F3, F4, F5 & F6) were higher than those of the inorganic fertilizer and the control treatments. Comparison of the two chickpea cultivars indicated that Azad cultivar showed a significant superiority for the most traits in comparison with Adel cultivar, and its seed yield was 13% higher than that of Adel cultivar. Regarding the improvement of chickpea growth and yield in organic fertilizer treatments, which in most cases had better results than the inorganic fertilizer these organic fertilizers can be considered as suitable alternatives for common chemical fertilizers in chickpea production under dryland conditions.
    Keywords: Dryland farming, Poultry manure, Vermicompost
  • Ali Ehsanipour*, Hamid Abbasdokht, Manouchehr Gholipour, Alireza Abdali Mashhadi Pages 105-126
    In order to investigate the effect of different treatments of  intercropping sugarcane with two types of legumes on some quantitative and qualitative propertys of sugarcane, an experiment was conducted in a randomized complete block design with 14 treatments and four replications in two locations in Ahvaz, Iran in 2016-2017. The treatments included: Pure Sugarcane, Pure Soybean, Pure Cowpea, Pure Soybean +Rhizobium, Pure Cowpea+Rhizobium, Pure Sugarcane+Mycorrhizal, Intercropping Sugarcane with Cowpea, Intercropping Sugarcane with Soybean, Intercropping Sugarcane with Cowpea+Rhizobium, Intercropping Sugarcane with Soybean + Rhizobium, Intercropping Sugarcane+Mycorrhiza and Cowpea, Intercropping Sugarcane+Mycorrhiza and Soybean, Intercropping Sugarcane+Mycorrhiza and Soybean + Rhizobium and Intercropping Sugarcane+Mycorrhiza and Cowpea+Rhizobium. The results of combined analysis of variance showed that the highest harvest index for cane yield (93.81 %) and sugar yield (7.34 %), purity (87.28 %), white sugar percentage (11.73 %), and maximum nitrogen (2.56 %), phosphorus (0.26 %), potassium (1.91 %) in the lamina, and moisture content (83.82 %) in the leaf sheath of sugarcane in treatment of intercropping sugarcane (inoculated with fungi) with cowpea (inoculated with bacteria) and the best LER in treatment of intercropping sugarcane with cowpea were obtained. These results showed that mycorrhiza symbiosis was positive in sugarcane, and when mycorrhiza fungi and cowpea were present simultaneously in a treatment, their synergistic effect on the harvest index of cane yield and harvest index of sugar yield and also qualitative propertys in sugarcane were positive.
    Keywords: Rhizobium, Purity, Harvest Index, Phosphorus
  • Fereshteh Seif, Farhad Azizi, Farzad Paknejad*, Ali Kashani, Mehdi Shahabifar Pages 127-146
    Present study was carried out to evaluate the effects of drought stress and clinoptilolite on the yield and forage quality of silage corn hybrids. The experiment was arranged in a three-replicated split-spilt plot based on randomized complete blocks design (RCBD) with three irrigation regimes including optimum irrigation, moderate and severe drought stress (irrigation after 70, 100 and 130 mm evaporation from standard class A evaporation pan, respectively) as main plots, two levels of clinoptilolite (0, 10 kg.ha-1) as sub plots and three hybrids of silage corn (KSC704, KSC705 and KSC720) as sub sub-plot. Study was conducted at Seed and Plant Improvement Institute in Karaj, Iran during 2013. Results of this study indicated that forage yield in mild (45133 kg/ha) and severe drought stress (38148 kg/ha) compared to normal irrigation regimes (56954 kg ha-1) decreased by 21% and 33%, respectively. Moreover, application of clinoptilolite resulted in 14% more forage yield (P<0.01). Forage quality parameters including water soluble carbohydrates, acid detergent fiber increased and total ash, total digestible nutrition reduced when there was moderate and severe drought stress imposition Application of clinoptilolite only increased total ash and had no significant effect on the rest of forage quality parameters. In this study, KSC704 hybrid produced highest forage yield (52030 kg.ha-1). Moreover, KSC705 had lowest acid detergent fiber content and neutrals detergent fiber content, highest dry matter intake and total digestible nutrition. Effects of irrigation regime and hybrid interaction on water-soluble carbohydrates and neutral detergent fiber of were significant at P<0.01 and P<0.05, respectively.
    Keywords: irrigation regime, corn, forage, zeolite