فهرست مطالب

  • پیاپی 24 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 15
|
  • علی اکبر علی خانی صفحات 7-34
    حکمت و حکمت سیاسی از مفاهیمی هستند که در دانش و تمدن ایرانی اسلامی ریشه دارند. هدف مقاله، تبیین چیستی حکمت و حکمت سیاسی در قرآن و حدیث است به نحوی که بتوان کاربرد حکمت سیاسی اسلامی در حوزه ی سیاست در جهان کنونی را توضیح داد. بدین منظور ابتدا معنای حکمت و سیاسی بودن آن را توضیح داده و سپس برمبنای آیات قرآن، آن را تبیین خواهیم نمود. در ادامه، به منظور دستیابی به معنای عینی تر و عملی تری از این مفهوم، حکمت و حکمت سیاسی را ابتدا در تفاسیر و سپس در احادیث کاوش خواهیم کرد. این معنا نشان می دهد که حکمت سیاسی، یک فرایند عملی و کارکردی است و بهترین و مناسب ترین تصمیمات و عملکرد ممکن در هر شرایط را در حوزه ی سیاست و حکومت به دنبال دارد. از دستاوردهای این مقاله، معرفی منابع حکمت از دیدگاه قرآن و حدیث می باشد. نتایج نشان می دهند که "وحی"، "عقل" و "خودسازی"، سه منبع اصلی برای دست یابی به حکمت می باشند؛ با این تفاوت که منبع نخست - یعنی وحی - به اسلام و ادیان الهی اختصاص دارد، اما دو منبع دیگر، فرامذهبی هستند و تمام انسان ها می توانند از طریق آن ها به حکمت دست پیدا کنند.
    کلیدواژگان: حکمت، حکمت سیاسی، اسلام، قرآن، سیاست اسلامی
  • محمدعلی محمودی * صفحات 35-56
    این نوشتار به دنبال کشف نظر ائمه ی معصومین(ع) در رابطه با ساختار قدرت سیاسی است و می کوشد به این سوال پاسخ دهد که ساختار قدرت سیاسی از منظر احادیث معصوم(ع) بر چه مبنایی استوار می باشد؟ برای نیل به این هدف، از روش تحلیل مضمون و شبکه ی مضامین استفاده کرده ایم؛ جهت استنباط نیز به احادیث معصوم مراجعه نموده ایم. یافته های پژوهش نشان می دهد که در روایات، ساختار قدرت از خداوند متعال شروع شده و با رسول او ادامه یافته و براساس نظام امامت و ولایت استوار می شود؛ در عصرغیبت نیز فقیه جامع الشرایط به عنوان نزدیک ترین فرد به امام معصو م، رهبری و ولایت امر را برعهده خواهد گرفت. این امر جنبه ثبوتی دارد و جهت تحقق و استمرار قدرت نیازمند مقبولیت از جانب مردم است که به صورت بیعت، مشورت و نظارت عینیت پیدا می کند و جنبه ی اثباتی دارد.
    کلیدواژگان: ساختار قدرت، مشروعیت، اصول کافی، ولایت
  • سید محمدمهدی میرباقری، علی اصغر نصرتی* صفحات 57-80
    فقه سیاسی شیعه در ادوار مختلفی از حیات خود، تحولاتی را از سر گذرانده است؛ وقوع انقلاب اسلامی، یکی از این نقاط تحول است که دامنه و عمق تحولات این علم در این بزنگاه تاریخی بسیار شگرف به نظر می رسد. سوال اصلی این است که آیا تحولات دانشی فقه سیاسی، مهندسی پذیر است یا نه؟ در این مقاله با بررسی و نقد دو رویکرد "فقه حکم و موضوع" و "فقه نظام سازی" به عنوان دو رویکرد رایج، ویژگی ها و مولفه های رویکرد فقه تکامل اجتماعی را بررسی خواهیم کرد. مدعا این است که رویکرد فقه تکامل اجتماعی، با توجه به مطلوبیت های مورد نظر شارع و جهت گیری های نظام اسلامی و حکومت دینی، از قابلیت های بیش تری برای مهندسی فقه سیاسی برخوردار است
    کلیدواژگان: فقه سیاسی، مهندسی فقه سیاسی، فقه حکم و موضوع، نظام سازی، فقه تکامل اجتماعی
  • محسن طاهری*، محمدجواد ارسطا، محسن ملک افضلی صفحات 81-100
    شفافیت که به معنای آشکار بودن و در دسترس بودن اطلاعات جهت بررسی و نظارت است، از موضوعات محوری در مباحث کلان حکومت داری و اصلاح اداره ی عمومی است. از منظر اندیشه ی سیاسی اسلام، مردم سالاری دینی بر آرای خام و ناآگاهانه ی مردم استوار نیست، بلکه جوهر آن را آگاهی مردم شکل می دهد و وظیفه ی حاکم اسلامی به عنوان امانت دار مردم این است که مسائل جامعه را به گونه ای شفاف و صادقانه با مردم در میان بگذارد. نویسندگان در این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش هستند که رویکرد اسلام به مقوله ی شفافیت چگونه است؟ این مقاله مبتنی بر این فرض است که شفافیت حکومت اسلامی جزو مقوله های مورد توجه در آموزه های دینی است؛ به نحوی که سنت و سیره ی معصومین نیز بر آن صحه گذاشته و مبانی و آثار متعدد آن در جای جای دین اسلام مورد تاکید قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: اصل شفافیت، اسلام، اندیشه ی سیاسی، حکومت اسلامی، مردم سالاری دینی
  • محمدصادق جمشیدی راد، محسن ادیب * صفحات 101-118
    تحقق بخشیدن به تمدن اسلامی، از آن گونه که در دوران پیامبر(ص) بوده است، مستلزم توجه به برخی اصول بنیادین و راه کارهای عملی است. پرسش اصلی این است که الزامات و بایسته های تحقق تمدن نوین اسلامی بر مبنای سیره سیاسی پیامبر(ص) چیست؟ نتایج تحقیق نشان می دهند که در سیره ی سیاسی پیامبر(ص) مولفه هایی هم چون: "ایجاد تشکیلات و ساختارهای لازم برای اعمال حاکمیت"، "توجه به اصل وحدت و همیاری مسلمانان"، "اجرای عدالت" و "تقابل پیوسته با کفر و نفاق"، مهم ترین الزامات تحقق تمدن اسلامی هستند و جوامع اسلامی بدون توجه به آن ها نمی توانند به "تمدن نوین اسلامی" دست پیدا کنند. این تحقیق با رویکردی هنجاری و با روش تحلیلی-قیاسی انجام شده و داده های آن به شیوه ی کتابخانه ای و عمدتا با رجوع به منابع روایی شیعی گردآوری شده اند.
    کلیدواژگان: تمدن اسلامی، تمدن نوین اسلامی، سیره سیاسی پیامبر(ص)، عدالت، وحدت
  • بهرام دلیر صفحات 119-138
    مدعای اصلی مقاله ی حاضر، تاکید بر "گفتمان فلسفی صدرایی به مثابه الگوی گفتمان هم گرا"به ویژه برای گفت وگوهای میان ایران و جهان عرب است. از آن جایی که این گفت وگوها در جغرافیای مسلمین شکل می گیرند، به طور طبیعی باید در چارچوب گفتمان های اسلامی (همانند گفتمان ها فقهی یا کلامی و...) دنبال شوند. مساله این جاست که بسیاری از این گفتمان ها، واجد جنبه های واگرایی ای هستند که ناکارآمدی آن ها در طول تاریخ آزموده شده اند. این پژوهش می کوشد تا با تاکید بر عامل "هم گرایی پایدار"، گفتمان فلسفی با تاکید بر مکتب فلسفه ی متعالیه را به مثابه الگوی گفتمانی برای گفت وگوی ایران و جهان عرب معرفی کند. این مکتب به دلیل متاثربودن از عرفان و بهره مندی از ادبیات خاصی که در حوزه های هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی و فرجام شناسی دارد، واجد ظرفیت های گفتمانی ویژه ای شده است.
    کلیدواژگان: کلام، فقه، عرفان، فلسفه متعالیه، ملاصدرا
  • سید سعید موسوی*، بهاءالدین قهرمانی نژاد، احمد ره دار صفحات 139-158
    آیت الله میرزاصادق آقا تبریزی، یکی از علمای عصر مشروطه است که بنابر ظاهر متون به جای مانده از ایشان، نگرشی متفاوت از دو جریان فکری معروف آن دوره دارد. در اندیشه ی سیاسی میرزاصادق آقا تبریزی، حق حاکمیت و قانون گذاری منحصرا از آن خداوند است و به اذن او، اولیای معصوم علیهم السلام عهده دار این امور هستند؛ در عصر غیبت، فقهای جامع الشرایط منحصرا حق اعمال آن را دارند و تمام حکومت ها، غیر از این، نامشروع بوده و مصداق ظلم اند. ایشان استبداد را برخلاف اصطلاح رایج، تفرد در حکم رانی تعریف می کند و آن را فی نفسه قبیح نمی پندارد؛ تنها معیار قبح حکومت از دیدگاه ایشان، ظالمانه بودن آن است. بر اساس فوق، میرزاصادق آقا به این نتیجه می رسد که حکومت استبدادی ظالمانه، بر مشروطه ی آن روزگار ترجیح دارد؛ زیرا در مشروطه، ظلم تکثیریافته و عمومیت پیدا کرده است. به نظر ایشان، مشروطه تحفه ای غربی است که لاجرم به نابودی اسلام منجر می شود؛ علمایی هم که آن را پذیرفته اند، فریب غرب را خورده و آلت دست آن ها شده اند. میرزاصادق آقا تبریزی، غرب و مدرنیته را ماهیتا غیرقابل تفکیک از یک دیگر می داند و آن را با تمام لوازمش رد می کند.
    کلیدواژگان: استبداد، مشروطه، میرزاصادق آقا تبریزی، عدل، ظلم، غرب
  • علی اصغر نصیری صفحات 159-176
    دوره ی ایران باستان قبل از اسلام، از مهم ترین ادواری است که در شناخت سیر تحول اندیشه ی امنیتی ایران موثر است. با این وجود، پژوهش‎های اندکی در این زمینه صورت پذیرفته است. شاهنامه ی فردوسی از جمله ی متونی است که پژوهش در آن می‎تواند گوشه‎ای از اندیشه ی امنیتی ایران دوره ی باستان را آشکار کند؛ این مقاله درصدد است وجوه امنیتی شاهنامه را بررسی نماید. سوال اصلی مقاله این است که چه گزاره‎هایی در شاهنامه ی فردوسی بر امنیت اشاره دارند؟ برای پاسخ به این پرسش، از روش استنباطی در چارچوب مولفه‎های هفتگانه ی برگرفته از مکاتب و نظریه‎های امنیتی در بستر دو پارادایم "امنیت متعالیه" و "امنیت متدانیه" استفاده شده است. مهم ترین یافته ی مقاله آن است که در شاهنامه ی فردوسی گزاره‎هایی را می‎توان یافت که به هریک از مولفه‎های هفتگانه ی متعالیه و متدانیه ی مفهوم امنیت: ابعاد، مرجع، سطوح، خودی و غیرخودی، روش‎های تحصیل امنیت و راهکارهای استراتژیک امنیتی اشاره دارند.
    کلیدواژگان: ایران باستان، شاهنامه فردوسی، امنیت متعالی، امنیت متدانی
  • محمد صمدپور، محمد ستوده* صفحات 177-198
    یکی از مباحث مهم و تعیین کننده ی مکاتب امنیتی، مساله ی مرجع امنیت است که نه تنها در تکوین نظریه های امنیتی، بلکه حتی در نوع تعریف از امنیت ایفای نقش می کند. سوال این است که هدف از امنیت چیست؟ امنیت برای چه کسی یا چه چیزی است؟ پژوهش گران مطالعات امنیتی، موارد مختلفی را در پاسخ به این سوال مطرح کرده اند. البته بیش تر نظریه پردازان مکاتب امنیتی، امنیت بین الملل را دست نیافتنی دانسته اند؛ این درحالی است که در مکتب امنیتی اسلام، امنیت در مقیاس جهانی و میان دولت ها و ملت ها، نه تنها شدنی است، بلکه برای رسیدن به آن، سازوکارهایی نیز ارائه شده است. این نوشتار با استناد به قرآن کریم - که معتبرترین منبع معرفتی مورد اتفاق همه ی مسلمانان است - و فرمایشات پیامبر اسلام(ص) و اهل بیت ایشان(ع)، درصدد پاسخ به این سوال از مسائل امنیت بین الملل است که "از دیدگاه اسلام، مرجع امنیت بین الملل چیست؟" یا به عبارت دیگر، "امنیت بین الملل برای چه چیزی یا چه کسانی است؟"
    کلیدواژگان: امنیت بین الملل، مکتب امنیتی اسلام، مرجع امنیت بین الملل، غایت امنیت بین الملل، اسلام، توحید، عدالت
  • رشید رکابیان صفحات 199-218
    موضوع اصلی پژوهش حاضر، فلسفه ی "صمت" و "هذر" در اندیشه ی سیاسی اسلام است؛ از آن جایی که تاکنون بحث مستقلی پیرامون این موضوع ارائه نشده است، با روش استنباطی و با تکیه بر آموزه های اسلامی در کتاب و سنت و با تاکیدبر اندیشه های امام خمینی(ره) به موضوع فوق خواهیم پرداخت. الگوی این پژوهش مبتنی بر نظریه ی دو فطرت امام خمینی(ره) و در چارچوب نظری علل اربعه سامان یافته است. از آن جاکه "صمت" مربوط به فطرت مخموره و از جنود عقل و متعلق به مکتب فلسفی متعالیه بوده و "هذر" مرتبط با فطرت محجوبه و از جنود جهل و متعلق به مکتب فلسفی متدانی است، هرکدام به عنوان یک صفت و روحیه و وضعیت حادث در سطح فرد و جامعه بررسی خواهند شد تا مشخص شود چگونه چهار علت: مادی، صوری، فاعلی و غایی می توانند موجب شکل گیری یک جامعه متعالی یا متدانی گردند. هم چنین تلاش شده است در حد امکان، استلزامات و دلالت های سیاسی هر یک از آن ها مورد توجه و مقایسه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: صمت، هذر، مکتب متعالیه، فطرت مخموره، فطرت محجوبه، علل اربعه
  • محمود شفیعی*، بهمن زارعی صفحات 219-240
    پژوهش حاضر با استفاده از روش هرمنوتیک زمینه گرای اسکینر در صدد است بعضی از زوایای آشکار و پنهان اندیشه سیاسی مطهری را حول محور دو مولفه حکومت و آزادی، مورد بررسی قرار دهد. تحقیق پیش رو، با قرار دادن متن درون زمینه های عملی و ایدئولوژیک، در کنار گفته ها، به ناگفته های قصد شده از سوی مولف نیز توجه می نماید. یافته های پژوهش نشان می دهد که اندیشه سیاسی مطهری درباره مساله حکومت و آزادی، دو مرحله متفاوت دارد: در مرحله اول دیدگاه او درباره حکومت درون چارچوب ولایت انتصابی، درصدد است به پیشرفت نظریه نصب در شرایط جدید یاری رساند. اما وقوع یکسری تحولات عینی و ذهنی ورود ایشان را به مباحث آزادی ناگزیر می سازد. همین بحث پلی است که نظریه مطهری درباره حکومت را با آزادی به مثابه بنیادی ترین مبحث سیاسی مدرن هماهنگ می سازد و نهایتا در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی دیدگاهش به نظریه انتخاب نزدیک می گردد.
    کلیدواژگان: زمینه عملی، زمینه ایدئولوژیک، مطهری، ولایت فقیه، حکومت، آزادی
  • علیرضا صدرا صفحات 241-262
    مساله ی پژوهش حاضر، تامین امنیت، از جمله در اسناد الگوی پایه به سوی الگوی تفصیلی در دو سطح کشوری و ملی است. مراد از امنیت کشور، پیشرفت مدنی جمهوری اسلامی و الگوی آن در بخش پیشرفت امنیتی الگو و زیربخش سیاست پیشرفت مدنی نظام جمهوری اسلامی ایران و الگوی آن است. امنیت ملی را باید معادل امنیت مدنی دانست که در حوزه های اجتماعی و سیاسی مطرح اند. تامین امنیت به معنای پیشرفت مدنی است. رهیافت امنیت در این مقاله معادل فرایند پیشرفت ملی و امنیت الگوسازی پیشرفت دانسته شده و راهبرد تامین آن، تبیین، ترسیم، ترویج و به ویژه تحقق الگوی پیشرفت می باشد. پرسش اصلی این است که خاستگاه، جایگاه و نقش امنیت ملی در الگوسازی پیشرفت و در الگوی پیشرفت چیست؟ فرضیه ی آن است که امنیت ملی، فراهم آمده از امنیت اقتصادی، امنیت سیاسی و امنیت فرهنگی؛ معنوی و اخلاقی است. روش شناسی این تحقیق بر پایه ی تحلیل متن استوار بوده و محتوای مورد نظر، اسناد الگوی پایه پیشرفت می باشند.
    کلیدواژگان: امنیت، ملی، الگو، اسلامی، ایرانی، پیشرفت، مدنی
  • محمدعلی سوادی صفحات 263-284
    الگوی جامع و تفصیلی پیشرفت اسلامی ایرانی، پیش نیاز دست یابی به آرمان های متعالی حیات طیبه ی فردی و اجتماعی در سطح فرد و جامعه در راستای احیای تمدن نوین اسلامی است. غایت پیشرفت حد اکثری، دست یابی به صحیح ترین، ژرف ترین و کامل ترین شناخت از پروردگار، خلیفه ی وی، جامعه ی انسانی، تاریخ و سرشت تمدن ها و چگونگی نقش آفرینی فرهنگ های گوناگون به موازات تحول آفرینی باورها، ارزش ها و سنن الهی است. فاعل شناسا در این رویکرد، خود انسان و متعلق شناسایی نیز هموست؛ غایت معرفت، هرچه بیش تر صبغه ی الهی یافتن انسان در تمام ساحت های فردی، ملی و بین المللی است. مهم ترین نکته و مولفه ی نقش آفرین در شکل دادن به الگوی پیشرفت اسلامی-ایرانی، ضرورت حیاتی پردازش نظریه ی عام پیشرفت الگوست. بعد از پردازش این نظریه ی پشتیبان، در همان حال که این نظریه از سوی تمام اندیشکده های موجود و آتی استفاده می شود، در راستای غنی سازی و ژرفابخشی به آن، سازوکاری برای داد و ستد مستمر و دیالکتیکی (رفت و برگشتی) تجربه ها بین کارگروه های مبانی و مسائل همه ی اندیشکده ها (برای بررسی های تخصصی تر) تعریف می شود.
    کلیدواژگان: نظریه پردازی، عقلانیت وحیانی، تمدن سازی، آینده پژوهی، آرمان گرایی، واقع نگری
  • مرتضی شیرودی صفحات 285-302
    "امر سیاسی"، مفهوم متعارضی است؛ چالش های پدیدارشده در بررسی رابطه ی متقابل "انسان" و "سیاست" - در غرب معاصر - این مساله را متعارض تر کرده است. نوشتار حاضر با این سوال مواجه است که: "انسان و قدرت (به مثابه یک امر سیاسی دو سویه) در وضعیت های مختلف ایدئولوژی های سیاسی-اجتماعی مغرب زمین چه بازخوردهایی تولید می کنند؟" ما در این نوشتار به نقد روابط متضاد امر سیاسی و انسان سیاسی خواهیم پرداخت و نگاه جدیدی حول این مساله ارائه خواهیم نمود. در این راستا با سه انسان: خطرناک، خنثی و فعال مواجه می شویم که از "وضع طبیعی" هابزی، "وضع مدنی" روسویی عبور کرده و به "وضع اخلاقی" اشمیتی روی نهاده است. آینده ی مبهمی که در رابطه با وضع اخلاقی پیش روی ماست، حاکی از آن است که انسان سرگشته، صرفا تعریف مبهمی از انسان اخلاقی فعال در اختیار دارد.
    کلیدواژگان: امر سیاسی، انسان شناسی سیاسی، وضع طبیعی، وضع مدنی، وضع اخلاقی
  • محمود علی پور *، شادی شعبانی کیا صفحات 303-322
    در این مقاله موضوع چرایی کشتار غیرنظامیان از سوی جریان های سلفی، با استفاده از نظریه ی "خشونت ساختاری،خشونت هویتی" بررسی شده است. پرسش اصلی پژوهش آن است که چرا جریان های سلفی به خشونت و کشتار غیرنظامیان روی آورده اند؟ پژوهش حاضر این فرضیه را مورد آزمون قرار می دهد که احساس تهدید و عدم امنیت به همراه برداشت غلط از مفاهیم مذهبی، زمینه را برای رشد و هدایت گروه های سلفی به سمت خشونت فراهم آورده است. این گروه ها برای مشروعیت خود از آیات و روایاتی که خود تفسیر می کنند، بهره می جویند. خشونت هویتی و تروریسم مذهبی، ادله ی فقهی سلفی برای کشتار، تترس یا سپر قراردادن افراد غیرنظامی، برداشت غلط در مورد تکفیر و ارتداد از سوی گروه های سلفی، محورهای اصلی این مقاله را تشکیل می دهند.
    کلیدواژگان: خشونت، خشونت هویتی، تترس، داعش، ابن تیمیه
|
  • Aliakbar Alikhani Pages 7-34
    Wisdom and political wisdom are concepts with roots in Iranian-Islamic knowledge and civilization. The present paper aims to explain the essence of wisdom and political wisdom in Quran and Hadith, so that one can explain the application of Islamic political wisdom in today's world politics. Thus, we first explain the meaning of wisdom and its politicality and then we clarify it based on Quran verses. Then, in order to achieve a more objective and practical sense of this concept, we will first explore wisdom and political wisdom in interpretations and then in the Hadiths. This meaning shows that political wisdom is a practical and functional process which result in the best and most proper decisions and actions in every situation for political and government fields. One of the findings of the present article is the presentation of sources of wisdom from viewpoint of Quran and Hadith. The results show that "revelation", "reason" and "self-actualization" are the three main sources of wisdom; The first source, that is revelation, is related to Islam and divine religions, while the other two are ultra-religious and all human beings can reach wisdom through them.
    Keywords: Wisdom, Political wisdom, Islam, Quran, Islamic politics
  • Mohammad Ali Mahmoodi* Pages 35-56
    This article seeks to discover the viewpoints of the infallible Imams regarding the structure of political power and tries to answer the question on what basis is the structure of political power based on the viewpoint of the infallible traditions? To this end, we have used the thematic analysis and thematic networks. We have also used Hadiths by innocent Imams for deduction. The findings of the study show that in the traditions, the structure of power begins with God the almighty and continues with His Messenger and is based on the Imamat and the Velayah System; during Occultation, the comprehensive Jurist, as the closest person to the Imam, will take over the leadership and Velayah. This has a proofing aspect, and in order for the power to be realized and sustained it needs to be endorsed by the people, which is demonstrated by allegiance, consultation and supervision, and has a validating aspect.
    Keywords: Power structure, Legitimacy, Usul al-kafi, Velayah
  • Seyed Mohammad Mahdi Mirbaqeri, Ali Asqar Nosrati * Pages 57-80
    The Shiite political jurisprudence has undergone a number of developments during different periods of its life; the occurrence of the Islamic Revolution is one of the points of change that make the scope and depth of the developments of this science very remarkable at this historical juncture. The key question is whether knowledge developments of political jurisprudence are capable of being engineered? In this article, we will examine the features and components of the jurisprudence approach by examining and critiquing the two approaches of "jurisprudence and subject matter" and "systematic jurisprudence" as two common approaches. It is argued that the social evolution jurisprudence approach has more potential for the engineering of political jurisprudence, given the desirability of the jurisprudence and Islamic and governmental system orientations.
    Keywords: Political Jurisprudence, Political Jurisprudence Engineering, Jurisprudence of decree, subject, Systematization, Jurisprudence of Social Evolution
  • Mohsen Taheri *, Mohammad Javad Arasta, Mohsen Malek Afzali Pages 81-100
    Meaning the disclosure and availability of information for investigation and monitoring, transparency is one of the key issues in macro governance discussions and reform of public administration. From the viewpoint of Islamic political thought, religious democracy is not based on the raw and unconscious ideas of the people, but on the essence of the people’s consciousness, and as a trustee of the people, the task of the Islamic governor is to share the issues of society with the people transparently and clearly. The authors try to answer the question of how is Islam’s approach to the issue of transparency. This paper is based on the assumption that the transparency of the Islamic government is one of the topics of interest in religious teachings, so that the tradition and living way of the innocents (holy persons) also affirm it and its many principles have been emphasized effects throughout Islam.
    Keywords: Transparency Principle, Islam, Political Thought, Islamic Governance, Religious Democracy
  • Mohammad Sadegh Jamshidi Rad, Mohsen Adib * Pages 101-118
    As it was in the time of the Prophet (pbuh), the realization of Islamic civilization necessitates paying attention to some fundamental principles and practical strategies. The main question is what are the requirements and should(s) for the realization of modern Islamic civilization based on the Prophet’s (pbuh) political behavior? The results of the study suggest that in the political behavior of the Prophet (pbuh) elements such as: “establishing equipment and structures necessary for applying sovereignty”, “paying attention to the principle of Muslim unity and cooperation”, “implementation of justice” and “continuous confrontation with disbelief and dissension are the most important requirements for Islamic civilization realization, and Islamic societies cannot reach the “new Islamic civilization” without considering them. This research has been carried out by a normative and analytical-deductive approach and its data have been collected by library method and mainly by reference to Shiite narrative sources.
    Keywords: Islamic civilization, Modern Islamic Civilization, Prophet’s Political Behavior, Justice, unity
  • Bahram Dalir Pages 119-138
    The fundamental claim of the present paper is to emphasize “Sadrian philosophical discourse as a model of convergent discourse model”, in particular for the dialogues between Iran and the Arab world. Since these conversations are formed in the geography of Muslims, they must be naturally followed within the framework of Islamic discourses (such as jurisprudential or verbal discourses, etc.). The problem is that many of these discourses contain divergence aspects whose inefficiency has been proven throughout history. Through emphasizing the “enduring convergence” factor, this study tries to introduce the philosophical discourse by emphasizing the school of transcendent philosophy as a model of discourse for Iran and the Arab world. This school has special disciplinary capacities due to its impact on mysticism and the benefit of certain literature in the fields of ontology, epistemology, anthropology as well as apology.
    Keywords: conversation, Theology, Jurisprudence, Sufism, Transcendent Philosophy, Mulla sadra
  • Saeed Moosavi *, Baha Al, Din Qahremani Nezhad, Ahmad Rahdar Pages 139-158
    Ayatollah Mirza Sadeq Aqa Tabrizi is one of the scholars of the constitutional era that according to his remaining texts appears to have a different approach to the two popular intellectual currents of that time. In the political thought of Mirza Sadeq Aqa Tabrizi, the sovereignty and legislature are exclusive to God, and, by His permission, the infallible authorities (Imams) are responsible for these affairs; in the era of absence of Imam, and all governances except them are illegitimate and they are an example of oppression. He defines despotism, as opposed to the common term, individualism in ruling, and does not perceive it as evil in itself. The only criterion of the ugliness of government is its oppression. According to the above, Mirza Sadeq Aqa concludes that the oppressive tyrannical government was preferred to the constitution of that time; since oppression had been multiplied and become generalized in the constitution. In his view, the constitution is a Western gift that inevitably leads to the destruction of Islam; the scholars who have accepted it have been deceived by the West and become their instruments. Mirza Sadeq Aqa Tabrizi considers the West and modernity inseparable in nature and rejects them with all their accessories.
    Keywords: Tyranny, Constitutionalism, Mirza Sadeq Aqa Tabrizi, Justice, Cruelty, West
  • Aliasghar Nasiri Pages 159-176
    The pre-Islamic ancient period of Iran is one of the most important eras affecting the understanding of the evolution of Iran’s security thought. However, few researches have been conducted in this area. Ferdowsi’s Shahnameh is one of the texts in which research may reveal a small deal of ancient Iranian security thought; this paper tries to investigate the security aspects of Shahnameh. The main question of the paper is what statements in Ferdowsi’s Shahnameh refer to security? To answer this question, the inferential method is employed in the context of the seven components derived from schools and security theories in the bed of two paradigms of “transcendental security” and “secular security". The most important finding of the present paper is that in Ferdowsi’s Shahnameh, propositions can be found referring to each of the seven transcendental components and the concept of secular security: dimensions, reference, levels, insiders and outsiders, security-achieving methods and strategic security strategies.
    Keywords: Ancient Iran, Ferdowsi’s Shahnameh, transcendental security, Secular Security
  • Mohammad Samadpour, Mohammad Sotoudeh* Pages 177-198
    One of the most important issues of security schools is the issue of security reference, playing a role not only in the development of security theories, but also in the definition of security. The question is what is the objective of security? For whom or what is the security? Various answers have been raised to this question by security study scholars. Of course, most security school theorists have considered international security to be unattainable, while in the Islamic security school, security is not only possible in a global scale and between states and nations, but also some mechanisms have been posed for achieving it. Y referring to the Holy Quran - the mostly agreed credible source of knowledge available to all Muslims - and the teachings of the Prophet (pbuh) and his Ahlul-Bayt (Family), the present paper is intended to answer this question of international security issues that “from the Islamic viewpoint, what is the international security authority?” Or in other words, “for what or for whom is international security?”
    Keywords: International Security, Islamic Security School, International Security Authority, International Security Ideal, Islam, monotheism, Justice
  • Rashid Recabian Pages 199-218
    The main issue of the current study is the philosophy of “Silence” and “Heatheron” in Islamic political thought; since there has not been any independent discussion on this subject, the above subject will be discussed with an inferential approach, relying on Islamic teachings in the book and tradition and with emphasis on Imam Khomeini’s thoughts. The model of this research is based on Imam Khomeini’s two-nature theory and within the theoretical four-cause framework. Since “Silence” is related to the drunken nature[1] and from the enemies of intellect and it depends on transcendental philosophical school and the “Heatheron” is related to the modest nature[2] and from the enemies of ignorance and it depends on secular philosophical school, each of them will be investigated as an attribute, morale and status at the individual and community levels to determine how four causes of material, formal, subjective, and ultimate can shape a transcendental or secular society. Moreover, it has been attempted to consider the implications and political necessities of each of which as far as possible.
    Keywords: Silence, Heatheron, Transcendental School, Drunken Nature, Modest Nature, Four Causes
  • Mahmood Shafiei *, Bahman Zarei Pages 219-240
    The current study, using Skinner’s contextual hermeneutics method, is intended to investigate some of the explicit and implicit aspects of Motahari’s political thought around the two components of government and freedom. By placing the text within practical and ideological contexts, along with the remarks, the present research also pays attention to the untold intentions of the author. The findings of the study show that Motahari’s political thought on the government and freedom issue has two different stages: In the first stage, his attitude to government within the framework of the nominated governance seeks to advance the theory of installation under new conditions. Nevertheless, a series of objective and subjective developments inevitably lead him to enter into the freedom issues. The same discussion is a bridge harmonizing Mottahari’s theory of government with freedom as the most fundamental of modern political discourse, and finally his view approaches the theory of choice on the eve of the victory of the Islamic Revolution.
    Keywords: Practical Context, Ideological Context, Motahari, Velayat-e Faqih, Government, Freedom
  • Alireza Sadra Pages 241-262
    The issue of the current study is to provide security, including in basic pattern documents to a detailed pattern at both state and national levels. The mean of the security of the country is the civil development of the Islamic Republic and its pattern in the field of security development is the model and subdivision of the civil development policy of the Islamic Republic of Iran and its pattern. National security must be considered as the equivalent of civil security in the social and political domains. Securing means civil progress. The security approach in this paper is equivalent to the process of national development and security of progress patterning, and the strategy of providing, explaining, drawing, promoting, and in particular achieving the progress pattern. The key question is what are the origin, position and role of national security in patterning progress and in the progress pattern? The hypothesis is that national security is provided by economic security, political security, and cultural-moral security. The methodology of this study is according to the analysis of the text and the desired content includes the progress basic pattern documents.
    Keywords: approach, Security, national, pattern, Islamic, Iranian, progress, Civic
  • Mohammadali Savadi Pages 263-284
    A comprehensive and detailed pattern of Iranian Islamic progress is the prerequisite for achieving the transcendent ideals of good individual and social life style at the individual and society level in order to revive modern Islamic civilization. The end goal of maximum progress is to obtain the most proper, profound and complete knowledge of God, His Caliph, human society, history and nature of civilizations, and how different cultures are in parallel involved in the evolution of divine beliefs, values, and traditions. In this approach, the knower is the human and the identification dependent is himself, too; the end goal of knowledge is finding divine privilege of man as much as possible in all individual, national and international spheres. The critical need to process a general theory of pattern development is the most important point and component in the formation of the pattern of Islamic-Iranian progress pattern. After processing this support theory, while it is employed by all existing and future schools, to enrich and deepen it, a mechanism for constant and dialectical trading (back and forth) of experiences are defined between the principles’ workgroups and the issues of all schools (for more specialized investigations).
    Keywords: Theorizing, Revelation Rationality, Civilization, Future Studies, idealism, Realism
  • Morteza Shirody Pages 285-302
    “Political Affair” is a contradictory concept; the emerged challenges in examining the interrelationship of “human” and “politics” - in the contemporary West - have made this contradictory more and more. The current paper addresses the question what feedback do human and power (as a double-sided political affair) produce in different positions of the West’s sociopolitical ideologies. In this paper we will critique the contrasting relationships between the political affair and the political human and offer a new look at the issue. In this regard, we find three human: dangerous, neutral and active that have passed Hobbes’ “natural state”, Rousseau’s “civil state”, and tended to Schmidt’s “moral state”. The ambiguous future of our moral state implies that the returned human has only an ambiguous definition of an active moral man.
    Keywords: political affair, Political Anthropology, Natural State, Civil State, Moral State
  • Shadi Shabani Kia, Mahmood Alipour * Pages 303-322
    In this paper it has been investigated why Salafi currents killed civilians using the theory of “structural violence, identity violence”. The fundamental question of the research is why Salafi currents have turned to violence and killing civilians. The current study tests the hypothesis that the feeling of threat and insecurity along with a misinterpretation of religious concepts has provided the context for the growth and guidance of Salafi groups towards violence. These groups benefit from the verses and narratives they interpret by themselves to legitimize themselves. Identity violence and religious terrorism, Salafi jurisprudential reasons (arguments) for killing, shielding civilians, misinterpretation of commination and apostasy by Salafi groups are the central axis of this paper.
    Keywords: Violence, Identity Violence, Tetris, ISIS, Ibn Taymiyyah