فهرست مطالب

  • Volume:12 Issue:1, 2019
  • تاریخ انتشار: 1398/01/12
  • تعداد عناوین: 7
|
  • Andrew Carl Miller، فرشید رحیمی بشر، امیر واحدیان عظیمی* صفحات 1-3

    شیوع و بروز رخداد دلیریوم در بخش مراقبت ویژه بسیار زیاد گزارش شده است. به طور کلی بروز دلیریوم 29 تا 31 درصد (1, 2) و شیوع آن 11 تا 25 درصد (3, 4) در بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه گزارش شده است؛ هر روز بستری در بخش مراقبت ویژه به دلیل دلیریوم، احتمال مرگ و میر بیمار را تا 10 درصد افزایش خواهد داد. بروز دلیریوم در بیماران اینتوبه نسبت به بیماران غیراینتوبه بستری در بخش مراقبت ویژه بین 45 تا 87 درصد بیشتر گزارش شده است (5-8).
    با توجه به شیوع بالای دلیریوم در بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه و اثرات زیادی که رخداد دلیریوم بر پیامدهای کوتاه و بلند مدت بیماران و همچنین تحمیل هزینه های زیاد بر سیستم بهداشتی درمانی دارد؛ مطالعات مختلفی به بررسی تاثیر رخداد دلیریوم بر پیامدهای بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه و سیستم مراقبت بهداشتی درمانی پرداخته اند (8و9).
    اخیرا مطالعه ای به بررسی هزینه های رخداد دلیریوم در بازه زمانی یک سال پرداخته است. نتایج حاکی از آن بود که رخداد دلیریوم به ازای هر بیمار در بازه زمانی یکساله مسئول 60 تا 64 هزار دلار هزینه اضافی برای سیستم بهداشتی درمانی بوده است؛ در ایالات متحده امریکا، کل هزینه های مستقیم بهداشتی درمانی مربوط به رخداد دلیریوم 38 تا 152 بیلیون دلار در بازه زمانی یکساله تخمین زده شده است (9)؛ هزینه های بهداشتی درمانی مربوط به رخداد دلیریوم در بیماران تحت تهویه مکانیکی سالانه 4-16 بیلیون دلار است (10) که تاثیر رخداد دلیریوم بر سیستم بهداشتی درمانی است.
    عوارض کوتاه مدت تاثیرگذار رخداد دلیریوم بر بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه شامل طولانی شدن مدت بستری در بخش مراقبت ویژه و بیمارستان، افزایش عوارض وابسته به بستری بودن در بیمارستان و افزایش نیاز به مراقبت های بهداشتی درمانی بیشتر و حادتر بعد از ترخیص از بیمارستان است (11, 12). اختلالات مزمن شناختی، ناتوانی های مختلف فیزیکی و روانی و مرگ و میر بیماران از عوارض بلند مدت تاثیر گذار بر بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه هستند (13).
    در مجموع می توان بیان نمود که عوارض رخداد دلیریوم چه کوتاه و چه بلند مدت در بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه با توجه به جنس، وضعیت اجتماعی اقتصادی، نژاد، قومیت و حتی میزان انجام اعمال دینی مذهبی، معنویت و دینداری فرد متفاوت است (14).
    بر حسب تعریف، مذهب و معنویت به طور گسترده ای به عنوان احساسات، اندیشه ها، تجارب و رفتارهایی که در جستجوی مقدس (Sacred) حاصل شده است، تعریف می شود که به طور اولیه به گروه یا شیوه های اجتماعی و آموزه های دینی دلالت دارد و به طور ثانویه به تجربیات و باورهای شخصی اشاره دارد (15, 16). بیان شده است که تقریبا 90درصد از ایرانیان و84درصد از امریکایی ها وابستگی مذهبی را گزارش کردند و 96 درصد از ایرانیان و 82درصد از امریکایی ها نقش مذهب را به عنوان حداقل تا حدودی یا خیلی مهم در زندگی خود گزارش کردند (17, 18).
    چندین مرور سیستماتیک متون از ارتباط بین دینداری که سبب بهبود رفتارهای بهداشتی (19, 20) و کاهش همه علل مرگ و میر می شود، حمایت کرده است (21, 22). شواهد جدید حاکی از آن است که دینداری و معنویت با بهبود پیامدهای سلامت روانی و جسمی از قبیل کاهش میزان افسردگی (23)، اضطراب، اختلال استرس پس از سانحه، خودکشی و بیماری قلبی و عروقی ارتباط دارد (24).
    با وجود شناخته شده بودن اثرات رخداد دلیریوم و هزینه های سرم سام آور آن بر سیستم بهداشتی درمانی از یک سو و ارتباط دینداری با رخداد دلیریوم که سبب بهبود چشمگیر در پیامدهای ناشی از آن می شود از سوی دیگر (19-22)، به دانش محققین، هنوز مطالعه ای به بررسی تاثیر دینداری و معنویت بر شدت دلیریوم نپرداخته است تا تعیین شود که آیا سطوح مختلف دینداری و معنویت سبب درجات متفاوت دلیریوم در بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه می شود یا تاثیرات داروها، محیط بخش مراقبت ویژه و... بدون متاثر شدن از سطوح مختلف دینداری سبب بروز درجات متفاوت دلیریوم می شود؟ که بوجود آورنده این قضیه است که آیا ابتدا مرغ بود و یا تخم مرغ؟

    کلیدواژگان: دینداری، معنویت، دلیریوم، بخش مراقبت ویژه
  • ابوالفضل رحیمی*، حمید سلیمان زاده، فخرالدین فیضی، مسعود سیرتی نیر، علی بهرامی فر صفحات 4-8
    زمینه و هدف

    تهوع، استفراغ، اسهال و یبوست از جمله مشکلات رایج بیماران بستری در بیمارستان است.  این مشکلات با بستری شدن بیماران در بخش مراقبت های ویژه افزایش می یابد. این مطالعه با هدف بررسی فراوانی تهوع، استفراغ، اسهال و یبوست در بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه انجام شد.

    روش

     این مطالعه از نوع مقطعی است. در این مطالعه 104 بیمار بستری شده در بخش مراقبت های ویژه در یک دوره شش ماه، از یکم شهریور 1397 تا یکم اسفندماه همان سال، با توجه به معیارهای ورود به مطالعه از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و  بررسی تخصصی وضعیت تغذیه جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 18 و با استفاده از آماره های توصیفی و استنباطی انجام شد.

    یافته ها

     بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه از لحاظ میزان تهوع، استفراغ، اسهال و یبوست بررسی شدند؛ 50 درصد استفراغ ، 3/44 درصد تهوع ، 7/35 درصد اسهال و 7/12 درصد یبوست داشتند.

    نتیجه گیری

    با توجه به میزان قابل توجه پیامدهای منفی تغذیه ای در بیماران بستری شده در بخش مراقبت های ویژه، احتمالا در نظر گرفتن برنامه اصولی و مبتنی بر شرایط از میزان پیامدهای منفی تغذیه ای این بیماران خواهد کاست.

    کلیدواژگان: تهوع، استفراغ، اسهال، یبوست، بخش مراقبت های ویژه، تغذیه
  • زهره عسگری، سعید پهلوان زاده*، نصرالله علیمحمدی، شایان علیجان پور صفحات 9-14
    زمینه و هدف

    امروزه ارائه مراقبت با کیفیت، از اهداف اصلی خدمات نظام بهداشتی می باشد و پرستار به عنوان محور تیم و عنصر کلیدی در این مسئله می باشد. لذا این مطالعه با هدف تعیین ارائه کیفیت مراقبت های پرستاری از دیدگاه پرستاران بخش مراقبت های ویژه و ارتباط آن با متغیرهای جمعیت شناختی-حرفه ای ایشان انجام گرفت.

    روش

    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی که از فرم مشخصات جمعیت شناختی،
    پرسشنامه استانداردکیفیت مراقبت پرستاری Quality patient care scale که دارای 72سوال در ابعاد روانی - اجتماعی، جسمی و ارتباطی، انجام گرفت. مشارکت کنندگان شامل 200  پرستار شاغل در بخش مراقبت ویژه اصفهان - ایران بودند.

    یافته ها

    از دیدگاه مشارکت کنندگان میانگین کیفیت مراقبت پرستاری از بیماران، در ابعاد جسمی و ارتباطی مطلوب (29/0±/63/2)و در بعد روانی_ اجتماعی تا حدی مطلوب (28/0± 45/2) بوده است. همچنین ارتباط معنی داری بین افزایش سن، کسب تجربه، نوع استخدام، میزان ساعات اضافه کاری با کیفیت مراقبت پرستاری وجود داشت (05/0p<)

    نتیجه گیری

    با توجه به ارتباط معنادار بین مشخصات حرفه ای با کیفیت مراقبت پرستاری کل نگر، توصیه می شود مدیران حوزه سلامت با تعدیل نمودن میزان ساعات اضافه کاری و لحاظ کردن تجربه پرستاران متبحر، گامی موثر در تدوین سیاست های لازم در ارتقا کیفیت مراقبت پرستاری کل نگر بردارند.

    کلیدواژگان: ایران، بخش مراقبت ویژه، پرستاری، پرستاری کل نگر
  • محمد فصیحی، مجیده هروی کریموی*، ناهید رژه، سیدحمید شریف نیا، سمیه جوانمرد صفحات 15-23
    زمینه و هدف

    خارش اورمیک ناشی از بیماریهای مزمن کلیوی یکی از علایم مهم و شایع در این بیماران می باشد همچنین به طور شدیدتری در بیمارانی که در مراحل آخر بیماری های کلیوی مشاهده می گردد. شواهد بیانگر آن است اختلالات روانی، به خصوص اضطراب و افسردگی، در بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیوی و تحت همو دیالیز بسیار شایع هست؛ بنابراین این مطالعه با هدف تعیین میزان اضطراب و افسردگی در بیماران همودیالیزی دچار خارش اورمیک در بیمارستان های منتخب تهران در سال1397 انجام گرفت.

    روش

    این پژوهش به صورت مقطعی-تحلیلی از نوع همبستگی است . جامعه پژوهش شامل 300 نفر از بیماران همودیالیزی دچار خارش اورمیک در بیمارستان های منتخب شهر تهران در سال 1397 بودند که بصورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه خارش  یوسپیویچ و پرسشنامه اضطراب و افسردگی (HADS) بود.

    یافته ها

    میانگین نمرات اضطراب 14/10±14/2 و میانگین نمرات افسردگی 62/9 ± 41/2 حاکی از بالا بودن اضطراب و افسردگی این بیماران است. از میان متغیرهای دموگرافیک بین  بیماری های ابتلا به زمینه ای با میزان اضطراب و افسردگی رابطه آماری معنادار یافت شد. با توجه به مقادیر نتایج آزمون (p-value) ، بین میانگین شدت خارش اورمیک و اضطراب و افسردگی  ارتباط مثبت معناداری وجود دارد.

    نتیجه گیری

     میزان اضطراب و افسردگی در بیماران تحت درمان با همودیالیز شرکت کننده در مطالعه بالا بوده که می تواند سلامت آن ها را به مخاطره بیاندازد. هم چنین نتایج نشان می دهد هر چه شدت خارش بیشتر باشد میزان اضطراب و افسردگی نیز بیشتر می شود. بنابراین می توان با ارائه راهکارهای مناسب جهت درمان خارش از شدت افسردگی و اضطراب در این بیماران کاست.

    کلیدواژگان: اضطراب، افسردگی، همودیالیز، خارش اورمیک
  • ملاحت نیکروان مفرد، زهرا طیار*، حسین شیری، الهام شعرباف صفحات 24-33
    زمینه و هدف

    نحوه مواجهه پرستاران اورژانس با بیماران تحت تهویه مکانیکی متغیر بوده و دانش پرستاران در این زمینه محدود می باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین نیازهای آموزشی پرستاران بخش اورژانس در رابطه با بکارگیری دستگاه تهویه مکانیکی انجام شد.

    روش

    در این مطالعه که به صورت توصیفی بود، تعداد 98 نفر از پرستاران شاغل در بخش اورژانس بیمارستان های منتخب دانشگاه ایران پرسشنامه را تکمیل نمودند. به منظور نیازسنجی پرستاران، از پرسشنامه پژوهشگرساخته مشتمل بر اطلاعات جمعیت شناختی، سنجش دانش درقالب سناریو، سنجش نگرش و برگه مشاهده مهارت که پس از تایید روایی وپایایی، استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 و آزمون های (پارامتریک و غیر پارامتریک) انجام شد.
     

    یافته ها

    اکثریت پرستاران شرکت کننده، 7/86 درصد زن بودند و در گروه سنی 25 تا 35 سال قرار داشتند. 5/74 درصد پرستاران بخش اورژانس سابقه کمتر از یک سال در بخش ویژه داشتند و 51 درصد دوره پرستاری اورژانس و 4/72 درصد پرستاران دوره پرستاری ویژه را نگذرانده بودند. بیشترین نیاز آموزشی در حیطه دانش، مربوط به دلایل اینتوباسیون بیمار؛ در حیطه مهارت، نحوه تنظیم پارامترهای ونتیلاتور؛ و در حیطه نگرش، ترس در مراقبت از بیماران تحت ونتیلاتور بود.
     

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج نیازسنجی ضروری است که در برنامه ریزی آموزشی برای پرستاران به مشکلات و نیازهای آن ها توجه کافی مبذول شود. به منظور رفع نیازهای حرفه ای، باید دوره های آموزشی کوتاه مدت یک روزه برگزار و جنبه های کاربردی و مهارتی را در آموزش پرستاران مدنظر قرار دهند.

    کلیدواژگان: نیازسنجی، تهویه مکانیکی، پرستار
  • فرهاد سلیمان زاده، داریوش رخ افروز*، مرضیه اسدی ذاکر، مریم دستورپور صفحات 34-41
    زمینه و هدف

    بیماری های قلبی عروقی شایع ترین دلیل مرگ ومیر در سراسر دنیا است. فاکتورهای مختلفی مثل؛ فاکتورهای شغلی و محیطی در ایجاد این بیماری ها دخیل هستند. امروزه نوبت کاری یکی از استرسورهای شغلی به شمار می آید که در ایجاد  بسیاری از بیماری ها  به ویژه بیماری های قلبی عروقی موثر است. در پژوهش های پیشین نتایج ضدونقیض زیادی در ارتباط نوبت کاری و ریسک فاکتورهای قلبی عروقی دیده می شود. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط نوبت کاری با ریسک ابتلا به بیماری های قلبی عروقی بر اساس سیستم نمره دهی فرامینگهام در پرستاران بیمارستان های وابسته به  دانشکده علوم پزشکی آبادان سال 1398 می باشد.

     روش ها

     این پژوهش یک مطالعه ی توصیفی تحلیلی است  که بر روی 120 پرستار (60 نفر نوبت کار  و 60 نفر روز کار)  شاغل در بیمارستان های وابسته به دانشکده علوم پزشکی آبادان صورت گرفت. نمونه گیری به روش طبقه ای تصادفی متناسب در بخش های مختلف بیمارستان ها  و دارای شرایط ورود به مطالعه صورت گرفت. گردآوردی اطلاعات مربوط به پرستاران به کمک ابزاری دوقسمتی شامل فرم اطلاعات جمعیت شناسی (وضعیت مصرف سیگار، سابقه پزشکی و شغلی)  و سیستم نمره دهی فرامینگهام، از طریق مصاحبه انجام گرفت. نمونه های موردپژوهش  به مدت 2 ماه ازنظر فشارخون، با استفاده از فشارسنج دیجیتال کنترل شدند. در هر شیفت کاری دو بار (ابتدا و انتهای شیفت) فشارخون از واحدهای پژوهش گرفته شد و در پایان میانگین دو بار ثبت گردید. سطح Total Chol و HDL پس از 10-12 ساعت ناشتا و ارسال نمونه خون وریدی به مقدار 5 سی سی به آزمایشگاه انجام گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون من ویتنی و آزمون کای دو انجام گرفت. تمامی آزمون ها با سطح معنی داری کمتر از  05/0 و فاصله اطمینان 95 درصد در نظر گرفته شد. آنالیز آماری داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 انجام شد.

    یافته ها

     یافته ها نشان داد که میانگین سنی در نوبت کاران 97/2±20/32 و در روز کاران 90/2±43/37 سال می باشد. میانگین سابقه کار در نوبت کاران 42/4±40/8 و در روز کاران 72/3±10/14 سال محاسبه گردید. نتایج نشان داد که بین نوبت کاری و ریسک ابتلا به بیماری های قلبی عروقی بر اساس سیستم نمره دهی فرامینگهام  تفاوت معنی داری با یکدیگر دارند (04/0=p) و ریسک ابتلا به بیماری های قلبی عروقی در نوبت کاران بیشتر است.

    بحث و نتیجه گیری

     نتایج این مطالعه نشان داد که نوبت کاری یکی از  ریسک فاکتورهای بیماری قلبی عروقی است. ازاین رو یافته های مطالعه می تواند برای پرستاران و مسئولین مربوطه جهت غربالگری و پیشگیری از بیماری های قلبی عروقی مورداستفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: بیماری های قلبی عروقی، نوبت کاری، سیستم نمره دهی فرامینگهام
  • سید طیب مرادیان * صفحات 42-46

    اختلالات و سندرم های نارسایی چند عضوی در ICU شایع هستند. نارسایی ارگان های مختلف از جمله قلب، کلیه، ریه و گردش خون، متخصصین را به فکر درمان های جایگزین انداخته است. برنامه های درمانی در بخش های مراقبت ویژه معطوف به دو هدف اصلی است: 1- اصلاح اعداد و شرایط بالینی 2- رفع مشکل زمینه ای. این سوال اساسی مطرح می شود که آیا تا زمان رفع مشکل زمینه ای و از بین رفتن سندرم های اختلال چند ارگانی، می توان با اصلاح شرایط بالینی و درمان های جایگزین باعث بهبود پیامد ها شد؟ در این مطالعه شواهد علمی در ارتباط با برخی از این درمان های جایگزین مورد ارزیابی قرار گرفت. درمان های جایگزینی علی رغم تاثیرات خوب، هنوز هم نمی توانند به خوبی اختلال نارسایی چند عضوی را مدیریت کنند. به طور خلاصه می توان گفت که درمان های کنونی بهترین گزینه ممکن نیستند، اما بهترین راه موجود هستند. شاید این نقطه بحرانی منجر به طرز فکر جدیدی در شناسایی پاتوفیزیولوژی بیماری های مراقبت ویژه و ارائه راهکارهای درمانی مناسب گردد.

    کلیدواژگان: مراقبت ویژه، آنمی، آسیب حاد کلیه، سدیم بیکربنات، اینوتروپ
|
  • Andrew Carl Miller, Farshid Rahimibashar, Amir Vahedian, Azimi* Pages 1-3

    The incidence and prevalence of delirium in the intensive care unit (ICU) are extremely high. Generally, the incidence and prevalence of delirium in the hospitalized patients in ICU are 29-31% (1, 2) and 11-25% (3, 4), respectively. Each additional day with delirium increases a patient’s risk of dying by 10%. The incidence of delirium among mechanically ventilated patients compared to non-intubated patients is reported 45 to 87% more (5-8).  
    Due to the high prevalence of delirium in hospitalized patients in the ICU, the many effects of delirium on the short and long term outcomes of patients, and the imposition of high costs on the health system; several studies have assessed the impacts of delirium to outcomes of patients and healthcare systems (8,9). Recently, a study looking at costs over 1 year following an episode of delirium, estimated that delirium is responsible for between $60,000 and $64,000 of additional health-care costs per patient with delirium per year; at national level, total direct 1-year health-care costs attributable to delirium might range from $38 billion to up to $152 billion nationally (9). The cost associated with delirium in mechanically ventilated patients in the United States of America is around 4–16 billion dollars per year (10) which is impacts of the delirium on the health system.
    The short-term implications of delirium for hospitalized patients in ICU include prolonged hospital stay, functional decline during hospitalization, increased risk of developing a hospital-acquired complication, and increased admission to long-term care (11, 12).
    Chronic cognitive impairment and different physical and psychological functional disability are among the long-term impacts for hospitalized patients in ICU (13).
    In overall, it can be concluded that there are differences between the complications of Delirium incidence, both short and long term, in admitted patients to the ICU by sex, socioeconomic status, race, ethnicity, and even the degree to which one practices an organized religion (religiosity) (14).  
    According to the definition, religiosity and spirituality are broadly defined as feelings, thoughts, experiences and behaviors that arise from searching for the “sacred,” with former implying group or social practices and doctrines, and the latter referring to personal experiences and beliefs (15, 16).   
    It’s been reported that approximately 90% of Iranians (USA 84%) report religious affiliation, and 96% of Iranians (USA 82%) report religion as at least somewhat or very important in their lives (17, 18).
    Several systematic reviews of the literature support a relationship between religiosity promoting improved health behaviors (19, 20) and lower all-cause mortality (21, 22).
    Emerging evidence suggests that religiosity and spirituality are correlated with improved mental and physical health outcomes, including decreased rates of depression (23), anxiety, post-traumatic stress disorder, suicide, and coronary heart disease (24).
    Despite the recognition of the impacts of the delirium occurrence and its high cost on the health system from one side, and the relationship between religiosity and the delirium event, which significantly improves the consequences of it, from other side (19-22), to the best knowledge of the researchers, Still, the study does not investigate the effect of religiosity and spirituality on the severity of delirium to determine whether different levels of religiosity and spirituality cause different levels of delirium in admitted patients to the ICU or the effects of medications, the environment of the ICU and so on …. without affecting the different levels of religiosity, there are different degrees of delirium? which brings up a chicken-or-the-egg conundrum.

    Keywords: Delirium, Intensive care unit, Religiosity, Spirituality
  • Abolfazl Rahimi*, Hamid Soleymanzadeh, Fakhrodin Fizi, Masood Sirti Nir, Ali Bahramhfar Pages 4-8
    Background and aim

    Nausea, vomiting, diarrhea and constipation are some of the common problems of hospitalized patients. These problems are exacerbated by the hospitalization of patients in the Intensive Care Unit (ICU). The purpose of the present study was to evaluate the prevalence of nausea, vomiting, diarrhea, and constipation of hospitalized patients in the ICU.

    Methods

    This research was a cross-sectional study. In the study, 104 hospitalized patients in the ICU were selected through convenience sampling in a period of six months, from the 1st September 2018 to the 1st of March  of the same year, based on the inclusion criteria. Data were collected using demographic and nutritional status assessment questionnaires.  Data were gathered using demographic and nutritional status assessment questionnaires retrieved from a specific form in this regard from the Ministry of Health.

    Results

    Hospitalized patients in the ICU were evaluated for nausea, vomiting, diarrhea, and constipation. Among them, 50% had vomiting, 44.3% had nausea, 35.7% had diarrhea, and 12.7% had constipation.

    Conclusion

    Given the significant adverse nutritional outcomes of the hospitalized patients to the ICU, considering a standardized and condition-based plan may reduce the negative nutritional outcomes of these patients.

    Keywords: Frequency of Nausea, Vomiting, Diarrhea, Constipation in Patients Admitted to Intensive Care Units
  • Zohreh Asgari, Saeed Pahlavanzadeh*, Nasrollah Alimohammadi, Shayan Alijanpour Pages 9-14
    Background and aim

    Quality care providing is one of the main goals of health care services and a nurse is a team axis and plays a key role in this issue. Therefore, the aim of this study was to evaluate the quality of nursing care from nurses' point of view and its relationship with demographic and professional variables.

    Methods

    This research was a descriptive-analytic study that was performed by a demographic and standard Quality Patient Care Scale (QUALPAC) questionnaire which has 72 questions in terms of psychosocial, physical and communication dimensions based on a Likert scale. The sample consisted of 200 nurses who worked in the intensive care unit of Isfahan- Iran.

    Results

    According to the participant's viewpoints, the average quality of nursing care in patients was favorable in physical and communication dimensions (2.63 ± 0.29). It was also to some extent desirable in the psychosocial aspect (2.45 ± 0.28). Also, there was a significant relationship between age, experience, type of employment, amount of overtime working and the quality of nursing care (p <0.05).

    Conclusion

    Considering the significant relationship between professional characteristics and the quality of holistic nursing care, it is suggested that health managers adjust the amount of overtime hours and also take into account the experience of expert nurses in order to take an effective step in formulating necessary policies in improving the quality of nursing care.

    Keywords: Iran, intensive care unit, Nurses, holistic nursing care
  • Mohamad Fasihi, Majideh Heravi, Karimooi*, Nahid Rejeh, Hamid Sharif Nia, Smayyeh Javanmadnejad Pages 15-23
    Background and aim

    Uremic pruritus due to chronic kidney disease is one of the most important and common symptoms in these patients as well as more severe in patients with end-stage renal disease. Evidence suggests that mental disorders, especially anxiety and depression, are very common in patients with chronic renal failure and undergoing hemodialysis; The aim of this study was to determine the level of anxiety and depression in hemodialysis patients with uremic pruritus in selected hospitals of Tehran in 2019.
     

    Methods

    This is a cross-sectional analytical correlational study. The study population consisted of 300 hemodialysis patients with uremic pruritus in selected hospitals of Tehran in 2019 randomly selected. The instruments used in this study were demographic information questionnaire, Yosipovitch Pruritus questionnaire, Hospital Anxiety and Depression questionnaire (HADS).
      

    Results

    The sample in this study was 300 persons. The mean anxiety score was 2.14 ± 10.14 and the mean depression score was 2.41±9.62 indicating high levels of anxiety and depression in these patients. Among the demographic variables, there was a statistically significant relationship between the underlying diseases with the level of anxiety and depression. According to the p-value, there is a significant positive relationship between mean severity of uremic pruritus   and anxiety and depression.

    Conclusion

    The results of this study showed that the level of anxiety and depression in hemodialysis patients participating in the study was high which could risk their health. The results also show that the higher the severity of the pruritus, the greater the degree of anxiety and depression. Therefore, it is possible to reduce the severity of depression and anxiety in these patients by providing appropriate strategies for the treatment of pruritus.

    Keywords: anxiety, depression, hemodialysis, uremic pruritus
  • MALAHAT NIKRAVAN, ZAHRA TAYAR*, HOSEIN SHIRI, ELHAM Shaarbaf Pages 24-33
    Background and aim

    The way that the nurses working in Emergency Departments (ED) encounter the patients under mechanical ventilator is different and their knowledge is limited in this field. Therefore the present study aims to determine the training needs of nurses related to the utilization of mechanical ventilators.

    Method

    In this descriptive study, 98 nurses working at emergency departments of top rated hospitals of Iran University of Medical Sciences filled the questionaire. This researcher designed questionaire included demographic data, evaluation of knowledge in the format of scenario, evaluation of attitude and a paper of skill checklist , were used after validity and reliability confirmation. Analysis of data were done by SPSS version 22 and parameteric and non-parameteric tests.

    Results

    Most of the nurses participanting in this study were female (86.7%) and in the age group of 25 to 35 years. Among them, 74.5% of ED nurses had work experience less than 1 year in the Intencive Care Unit (ICU), and 51% hadn’t passed ED nusing course. The most training need in the area of knowledge included patients intubation; in the area of skill included setting the ventilator’s parameters and in the area of attitude included fear of taking care of patients under ventilator.

    Conclusion

    According to the results of need assessment, it is mandetory to pay attention to the problems and demands of nursing in their educational programming. In order to meet profesional needs, short daily educational courses should be held and practical and skill aspects should be considered in training nurses.

    Keywords: Needs assessment, mechanical ventilation, nurse
  • Farhad Solymanzadeh, Darush Rokhafroz*, Marziyeh Asadizaker, Maryam Dastoorpoor Pages 34-41
    Background and Aim

    Cardiovascular Diseases (CVDs) have been considered to be the leading cause of morbidity and mortality throughout the world. Various factors such as occupational and environmental risk factors affect CVDs. Nowadays, shift work is considered to be an occupational stressor. Previous studies have shown conflicting results regarding to the relationship between shift work and cardiovascular diseases. The aim of this study was to determine the relationship between shift work and the risk of cardiovascular diseases based on the Framingham Risk Score among nurses working in hospitals associated with Abadan Faculty of Medical Science during 2019.

    Methods

    This study is a descriptive-analytic study which has been conducted on 120 nurses divided to 60 shift workers and 60 day workers working in hospitals associated with Abadan Faculty of Medical Science. The participants were selected through stratified random sampling technique. Data were collected using two-section tools including demographic data (smoking and medical and occupational history) and the Framingham Risk Score which were collected through check lists and interviews. Blood pressure (BP) was measured using a digital measuring device. The participants' blood pressure was measured by standard method and two month follow-up. Measurements were taken at the beginning and end of the shift. Blood Total Chol and HDL were measured in a 5cc intravenous blood sample after 10-12 hours fasting time and were measured by standard laboratory technique. In all the tests, a confidence level of 95% and a significance level less than 0.05 was considered. Data were analyzed by descriptive and inferential statistics using SPSS version 22.

    Results

    According to the results of this study it can be concluded that the mean age shift workers and day workers were 32.20±2.97 and 37.43±2.90 respectively. Also, job experience in shift workers and day workers were 8.40±4.42 and 14.10±3.12 years respectively. There was a statistically significant difference between prevalence of CVD risk and shift work based on Framingham Risk Score (p=0.04).

    Conclusion

    The results of this study revealed that shift work is a risk factor for CVD disturbances. These findings may be of use for nurses and other relevant authorities for screening and even preventing CVD

    Keywords: Cardiovascular Disease, Cardiovascular Risk Factors, Nurse, Shift Work, Framingham Risk Score
  • Seyed Tayeb Moradian * Pages 42-46

    Multiple organ dysfunction syndromes are extremely common in the ICU. The failure of different organs including the heart, kidney, lung and circulation has prompted specialists to consider replacement therapies. Treatment programs in the intensive care units focus on two main goals: 1- Correcting numbers and clinical conditions 2- Fixing the underlying problem. This fundamental question raises that can the outcomes be improved by the remediation of clinical conditions and replacement therapies until the underlying problem is eliminated? This study evaluated the scientific evidence for some of these replacement therapies. Despite the good effects of replacement therapies, still it cannot well manage the multiple organ dysfunction syndrome. To conclude it can be stated that the current treatments are not the best option, but they are the best available one at the moment. Perhaps this critical point may lead to a new mindset in identifying the pathophysiology of critical illnesses and as a result may provide appropriate therapeutic strategies.

    Keywords: Critical Care, Anemia, Acute Kidney Injury, Bicarbonate, Inotrope