فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 2 (پیاپی 94، تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سجاد آیدنلو* صفحات 1-30

    یکی از افسانه های آشنا درباره ی فردوسی داستان شیخی است که بر پیکر او نماز نخواند و شب هنگام حکیم را در خواب دید که به سبب یک بیت توحیدی آمرزیده و بهشتی شده است. در غالب منابع نقل این داستان، بیت موجب بخشودگی این است: جهان را بلندی و پستی توی/ ندانم چه ای هرچه هستی توی فعلا کهن ترین مآخذ مکتوب این افسانه که بیت را هم آورده دو کتاب تاریخ گزیده و ظفرنامه ی حمدالله مستوفی است اما این بیت خارج از قالب آن داستان در متونی مقدم بر آثار مستوفی هم ذکر شده است که در برخی به نام فردوسی است و در بعضی دیگر به گوینده ی آن اشاره نشده. مرصادالعباد (تالیف 618 ه.ق) نخستین منبعی است که بیت را  بی ذکر نام ناظم آورده و عراضه العروضیین قرشی (تالیف نیمه ی دوم سده ی هفتم) نیز قدیم ترین سندی است که بیت را از شاهنامه دانسته. بیت مذکور فقط در سه نسخه ی شاهنامه از سده های هشتم و نهم در داستان نبرد رستم و خاقان چین دیده می شود و در اغلب دست نویس های معتبر نیست. به همین دلیل و به رغم آنچه از سده ی هفتم تا دوره ی معاصر گفته شده بیت (جهان را بلندی و پستی توی...) از فردوسی و شاهنامه نیست و آن را باید از مشهورترین و پرتکرارترین بیت های الحاقی منسوب به حکیم طوس بدانیم که افسانه ی فردوسی و شیخ ابوالقاسم سبب اصلی اشتهارش به نام فردوسی بوده و در متون منثور متعدد بدان استشهاد شده است. یادآور می شود که هم ضبط های متفاوتی از این بیت در منابع دیده می شود و هم به لحاظ معنایی چند دریافت و گزارش مختلف از آن به دست داده شده است.

    کلیدواژگان: فردوسی، شاهنامه، شیخ ابوالقاسم، بیت توحیدی، ابیات الحاقی
  • علی بالی* صفحات 31-52

    سوگند گزاره ای است اعتقادی / درونی با رویکرد ایجابی و مبتنی بر آیین ها، باورها و نیز کنش های ایمانی و عاطفی که گونه های آن در منابع دینی، متون تاریخی و دیوان شاعران بسیار است. رایج ترین نوع آن در آثار شعرای پارسی گوی در قالب «سوگندنامه»ها / «قسمیه» بازتاب یافته است، چنان که نمونه های آن را از دیرباز در دیوان شاعرانی چون فردوسی، نظامی، ظهیر فاریابی و... می توان دید. با وجود این، هستند شاعرانی که اشعار آن ها چندان عرصه ی «سوگندنامه» های متداول نیست اما در عین حال سوگندهای بسیاری را بر زبان می رانند. شیخ اجل، سعدی یکی از این شاعران است که آثارش به ویژه غزل های او دارای سوگندهای متنوع و متکثر است. در میان مجموعه آثار سعدی، بوستان دارای سوگندهای انگشت شمار با کارکردی ایدئولوژیک است، و گلستان، چندان عرصه ی سوگند نیست و شمار - سوگند در آن از یکی- دو مورد برنمی گذرد، اما غزلیات مشتمل بر سوگندهای بسیار است. غالب این سوگندها در اسلوب هنری سعدی، دارای صبغه ی زمینی/ عاطفی و از نوع سوگندهای عاشقانه است. گفتار حاضر با تمرکز بر آثار سعدی و در پیوند با «بازی های زبانی» می کوشد کارکرد سوگندهای غزل او را بررسی و کیفیت و تمایز آن را در مقایسه با بوستان و گلستان شیخ اجل برنماید. واژه های کلیدی:

    کلیدواژگان: بازی های زبانی، بوستان، سعدی، سوگند، غزلیات، گلستان
  • منوچهر تشکری*، محمدرضا صالحی، کاظم جعفری نیک صفحات 53-76

    حسن طلب، از آرایه های ادبی است که نیاز و خواسته ای را با شیوه ی نیکو و اثرگذار برای شنونده ی خویش بیان می نماید؛ این آرایه ادبی به عنوان یک متغیر در بدیع معنوی، بر پایه ی نیاز، نوع تقاضا و  جایگاه مخاطب، به گونه های متفاوتی در قالب های شعری پدیدار می گردد و در مرکز آن  طلب به عنوان یک سخن هدفمند نمود دارد. اجزای سازنده ی بافت شعر، همچون واژگان و زبان، تصویر،آهنگ کلام، عاطفه، لحن و جایگاه سخن که موجب حسن آن می شوند، با تاثیرپذیری از عواملی مانند شخصیت شاعر، سبک شعری، نوع مخاطب، مطلوب یا خواسته ی شاعر، شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی حاکم برجامعه ای که شاعر درآن زندگی می کند، سبب بیان طلب می شوند؛ این نکته در تعاریف کتاب های پیشین بدیع و بلاغت نیامده است. این مقاله با بررسی، نقد و تحلیل تعاریف موجود درمنابع بلاغی، بر پایه ی شیوه های استفاده ی شاعران ازحسن طلب، تعریفی نوین  با دیدگاهی تازه، از این آرایه، ارائه کرده است.

    کلیدواژگان: سخن ادبی، بدیع، حسن طلب، نیاز، مخاطب خاص
  • نقی(سینا) جهان دیده *، علیرضا نیکویی صفحات 77-100

     خیامیت یک منظومه ی گفتمانی است که در آن سه گفتمان لاادری گرا، شریعت مدار و تصوف، به شکل «درون گفتمانی» با هم مجادله و مناظره می کنند. آن چه این مجادله ی چند رویه را در جامه ی گفتمانی یکسان پیوند می دهد، انتساب آن به شخصیتی مفهومی و پارادوکسیکال به نام عمرخیام است. عنصر «توبه» یکی از مهم ترین عناصر اشتراکی گفتمان شریعت مدار و تصوف است. این عنصر در خیامیت پیشامدرن، منشا انواع ساخت ها، تاویل ها و افسانه های گفتمانی شده است. با توجه به انواع روایت ها، نشانه ها و افسانه های گفتمانی و همچنین دیالوگ هایی که بین رباعیات خیام وجود دارد، توبه ی گفتمانی را می توان در خیامیت پیشامدرن به عنوان یک عنصر ساختار آفرین دانست و ساخت گفتگومدار، چندبعدی، و متکثر و متناقض رباعیات را تبیین کرد. هدف این مقاله آن است که با طرح «توبه و تطهیرگفتمانی» در برساخت «خیامیت پیشامدرن» اولا گسست های این گفتمان را نشان دهد و ثانیا با تاکید بر این گسست ها، هم نسبت گفتمانی عمرخیام را با «خیام گفتمانی» تبیین و هم برساخته بودن این گفتمان را با نگاهی به منابع تاریخی و سنت خیام پژوهی، توصیف و تحلیل کند.

    روش

    مقاله از روش تحلیل انتقادی گفتمان و رویکردساخت گرایی برای دست یابی به هدف خود بهره می گیرد. نتایج پژوهش: تصور پیوستاری ازگفتمان خیامیت و یکپارچه دیدن آن، مانع از شناخت درست این گفتمان و تحلیل دقیق آن می شود؛در مقابل، قول به گسست های تاریخی و تنازع گفتمانی دراین باره می تواند به فهم برساختی بودن روایت یک دست از خیام چنان که در تصحیح ها، تحلیل ها، زندگینامه ها و شروح دیده می شود کمک کند.

    کلیدواژگان: خیامیت پیشامدرن، توبه ی گفتمانی، تطهیر گفتمانی، تحلیل گفتمان
  • احترام رضایی* صفحات 101-122

    تمثیل از جمله مباحثی است که هم در بلاغت قدیم و هم در بلاغت جدید به آن توجه شده است. در کتاب های قدیم از تمثیل در مباحث تشبیه مرکب و استعاره ی تمثیلیه سخن گفته شده است؛ درحالی که در نقد جدید، تمثیل زیر مجموعه ی مبحث تصویر و خیال است. از نظر ساختار، تمثیل های فارسی به دو بخش تمثیل توصیفی (تمثیل کوتاه یا فشرده) و تمثیل روایی (تمثیل گسترده) تقسیم می شود. تمثیل روایی شامل حکایات انسانی و حیوانی، رمزی، فابل، پارابل و... می باشد که نمونه های اعلای آن ها را در ادبیات تعلیمی و عرفانی زبان فارسی می توان یافت.تمثیل توصیفی (کوتاه) معمولا از یک یا چند جمله فراتر نمی رود و مهم ترین انواع آن عبارتند از: تشبیه تمثیلی، استعاره ی تمثیلی، مثل و اسلوب معادله. در این مقاله برآنیم ضمن بررسی انواع تمثیل فشرده و توصیفی، ردپای آن را در اشعار نخستین زبان فارسی بکاویم و جایگاه شاعران قرون سوم و چهارم را در ایجاد تمثیل بررسی کنیم. برای رسیدن به این مقصود بیش از دو هزار بیت - اشعار قرون سوم و چهارم - مورد بررسی و جستجو قرار گرفته است. این بررسی ها نشان می دهد که انواع تمثیل فشرده، عمری به بلندای ادبیات فارسی دارند.

    کلیدواژگان: تمثیل فشرده، تشبیه تمثیلی، استعاره ی تمثیلی، مثل، اسلوب معادله، شعر قرون سه و چهار
  • مهدی شریفیان*، سید شهاب الدین حسینی صفحات 123-140

    پژوهش حاضر در پی ارائه ی تصویری از ماهیت راوی بوستان سعدی و به تبع آن مخاطبی است که راوی در انتظار اوست. هدف دیگر دریافتن سبک راوی بر اساس تحلیل زبانی کلام وی و پاسخ به این پرسش است که آیا راوی از جایگاهی بالا با لحنی آمرانه با مخاطب سخن می گوید یا در جایگاهی برابر با او می ایستد و دغدغه ها و تردیدهایش را در میان می گذارد؟ برای پاسخ به این پرسش از سبک شناسی بهره گرفته شده است. تحلیل سبک جمله های راوی بوستان (گفتمان راوی) بر اساس نظریه ی «وجهیت» از سبک شناس مشهور سیمپسون انجام شده است. مقاله با رویکردی زبان شناسانه به تحلیل سبک راوی و وجهیت گفته های او می پردازد و به این نتیجه می رسد: وجهیت کلام راوی مثبت است. او به راستی می داند چه می خواهد بگوید و مخاطب را به پندپذیری فرامی خواند. در این سلوک، شگرد بلاغی تمثیل بسیار موثر می افتد و روایتی تعلیمی تمثیلی که هدفش ارشاد و اصلاح است آفریده می شود. راوی با بهره گیری از نقش کوششی زبان، در جایگاهی بالاتر از مخاطب، وی را بر آن می دارد تا از دستورهای او پیروی نماید؛ به این امید که در سایه ی آن ها جهانی آرمانی ساخته شود. واژه های کلیدی:

    کلیدواژگان: بوستان، تمثیل، راوی، سبک، مخاطب، وجهیت
  • اسماعیل شفق*، بلال بحرانی صفحات 141-182

    در دهه ی هفتاد خورشیدی، جریان هایی در شعر فارسی ظهور کردند که شعر آن هاهم از نظر زبان و بیان و هم از نظر محتوا، با شعر دوره های گذشته به کلی متفاوت بود. وجه مشترک همه ی جریان های شعری دهه ی هفتاد، فراروی از زبان و بیان متعارف شعر فارسی بود. یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین جریان های شعری دهه ی هفتاد، «جریان شعر زبان»، به راهبری رضا براهنی بود. در این پژوهش، ابتدا نظریه ی زبانیت براهنی را به اختصار معرفی کرده ایم و سپس از خلال دیدگاه های جدید وی، مولفه های اصلی شعر زبان را به دست داده ایم. مهم ترین مولفه های شعر زبان عبارتند از: نحوگریزی، معنی زدایی، چندصدایی، جابه جاسازی پرتابی و... . پس از ارزیابی شعر براهنی، به عنوان نماینده ی شاخص این جریان، به نتایجی دست یافته ایم؛ از جمله این که در شعر براهنی نیز مانند نیما و شاملو، میان نظریه ی شعری و اجرای شعری شکاف هایی وجود دارد. دیگر این که این جریان شعری می توانست با زدودن کهنگی از زبان شعر و متناسب کردن آن با شرایط و اقتضائات زمانه، شعر نو فارسی را در مسیر بهتری قراردهد؛ اما با تندروی هایی، ازجمله تاکید افراطی و غیرمنطقی بر معنازدایی و تخریب و از هم گسیختگی زبان، این فرصت طلایی از شعر معاصر فارسی گرفته شد.

    کلیدواژگان: شعر دهه ی هفتاد، شعر زبان، رضا براهنی، نظریه ی زبانیت
  • یحیی طالبیان، عباس علی وفایی، حمید عبدللهیان، علی اصغر باقری* صفحات 163-182

    یکی از جریان های ادبی که متاثر از اتفاقات سیاسی اروپای قرن بیستم است، معناباختگی است. این جریان، نخست در تئاتر فرانسه پدید آمد و به سرعت در اروپا منتشر شدو بعداز مدتی بر دیگر گونه های ادبی تاثیر گذاشت. روشنفکران نوگرای ایرانی تقریبا هم زمان با رواج آن در اروپا، به آن علاقه مند شدند و در قالب ترجمه، شاهکارهای آن را به جامعه ی  ایران شناساندند. تحت تاثیر رویدادهای سیاسی دهه های سی و چهل خورشیدی، شرایط جامعه در ایران نیز به گونه ای پیش رفت که آثاری با رویکرد معناباخته پدیدار شدند. یکی از شاعرانی که در آن دوره به این رویکرد علاقه مند شد، مهدی اخوان ثالث است. در این مقاله ابتدا به زمینه های فکری و بستر تاریخی معناباختگی در ادبیات غرب پرداخته ، معنای واژه ی (absurd) و مفهوم و مصداق آن را در ادبیات اروپا بازبینی کرده ایم؛ سپس مولفه ها و مبانی کارکردی این مکتب را در ادبیات برشمرده ایم. در قسمت بعدی مقاله سراغ شعر کتیبه اخوان رفته ایم و شرایط اجتماعی- سیاسی ایران را در دهه های سی و چهل به عنوان زمینه ی  تاریخی سرودن این شعر بررسی کرده ایم و در قسمت پایانی مولفه های جریان معناباختگی را در شعر کتیبه برشمرده و به شرح تفصیلی آن پرداخته ایم. بازنگری هانشان می دهد اخوان ثالث در زمان سرودن کتیبه با این جریان آشنا بوده و تقریبا همه ی مولفه های آن را به کار برده است.

    کلیدواژگان: جریان معناباختگی در ادبیات، مولفه های معناباختگی، کودتای 28 مرداد 1332، مهدی اخوان ثالث، شعر کتیبه
  • احسان قبول*، عبدالله رادمرد صفحات 183-206

    برای شرح نویسی می توان بر اساس متغیرهای 1. شارح و متن ادبی و 2. مخاطب انواعی را نام برد. یکی از این شروح را، شرح تطبیقی می نامیم. هدف اساسی شرح تطبیقی، شرح ادبیات ملتی بر اساس ادبیات ملتی دیگر است. روش عملیاتی شرح تطبیقی  سه مرحله دارد: 1. مقدمات: بررسی تاثیر و تاثر تاریخی و تفاوت زبانی میان دو اثر ادبی، 2. شرح تطبیقی: تحلیل بر پایه ی شاخصه ی  زبانی بلاغی و معنایی، 3. نتیجه گیری: دریافت و تبیین  میزان تاثیرگذاری متن  مبدا بر متن  مقصد. بر این اساس، شرح مثنوی شریف اثر بدیع الزمان فروزانفر را در بسیاری از بخش ها می توان شرح تطبیقی دانست؛ نویسنده در شرح ابیات و بسیاری از حکایت ها نگرش تطبیقی داشته و مقدمات شرح تطبیقی را رعایت کرده است.

    کلیدواژگان: شرح تطبیقی، روش شناسی، شرح مثنوی شریف، فروزانفر، ساختار، محتوا
  • فاطمه نیری*، زرین تاج واردی صفحات 207-228

    در قلمرو شعر، نوع غنایی، کهن ترین شکلی است که شاعر در آن خویشتن خویش را به تصویر می کشد و ضمن آن به بیان عواطف شخصی خود از زندگی و جهان می پردازد و شاعر ساختار ذهنش را در قالب یک اثر ادبی به جامعه عرضه می دارد. واقعیت های اجتماعی و فرهنگی متن جامعه به صورت بازتاب های عینی اما جزئی و پراکنده کمابیش در آثار ادبی یافت می شود. خوانش اجتماعیات در شعر بازخوانی شعر یک دوره یا اشعار یک شاعر، در جهت تحلیل دغدغه های اجتماعی آن دوره است. از آن جا که قرن ششم جریان های مختلف سیاسی، اجتماعی جامعه و ازجمله شاعر را تحت تاثیر قرار می دهد، شعر بستر مناسبی برای ترسیم این دگرگونی ها می شود. نگارنده بر آن است تا با نگاهی مقایسه ای و به شیوه ی توصیفی-تحلیلی به بررسی مسائل اجتماعی این قرن در اشعار سنایی، انوری، خاقانی و نظامی بپردازد تا با شناخت طبقات، ارزش ها و جریان های این عهد به تصویری روشن از واقعیت ها و بینش های حاکم بر ذهن جامعه و شاعر دست یابد. نتیجه ی پژوهش بیانگر آن است که مشکلات سیاسی و اجتماعی غالبا بنیاد اندیشه و جهت فکری و رفتاری مردم و شاعران را دستخوش تغییراتی کرده که مانع تکوین یک جهان بینی مستحکم درآنان شده است.

    کلیدواژگان: اجتماعیات، انوری، خاقانی، سنایی، نظامی، شعرغنایی
|
  • Sajad Aydenlo * Pages 1-30

    One of the famous stories about Ferdowsi is that a Sheikh, who had not prayed on his body, dreamed at night that Ferdowsi was in heaven due to one line of poetry.   In most sources, the line, which led to his salvation, is noted as: You are the beginning and the end of the universe/I do not know what you are but you are everything. Two oldest sources that mention the story and bring the line of verse are Selected History and Zafarnameh (Tarikh-e Gozideh & Zafarnameh) by Hamdallah Mostofi; but it is also mentioned in in texts prior to Mostofi’s works without reference to the story. Mersad al-'Ebad is the first source which mentions the verse without the name of the poet. Qarshi’s Orazat al-Aruzeyn is the oldest document that has attributed it to Shahnameh. This line appears in only three manuscripts of Shahnameh from the 8th and 9th centuries in the story of the fight between Rustam and the emperor of China while it is not mentioned in accredited manuscripts. Hence, in contrast to what has been mentioned from 7th century to the present time, this line does not belong to Ferdowsi.

    Keywords: Ferdowsi, Shahnameh, Sheikh Abolqasem, controversial verse, added lines
  • Ali Bali * Pages 31-52

    An oath is an ethical and internal solemn promise with a causative arproach affected by rites and beliefs as well as by both emotional and religious practices of which a variety of different literary genres have been found in religious sources (books), historical texts and poetical works (Divan) of most poets. The most common types of it, has been reflected among the Persian poets in the form of "written oaths" or "offidatives". So that, a variety of these genres would be seen in most poetical works and books of other poets. However, there are many poets whose poems lack a considerable amount of such oaths, yet they take many oaths (verbally). Sheikh-e-Ajal, Saedi, is one of those poets whose works involve a variety of sereval oaths especially in his Ghazal (lyrics). Amony his works, "Boostan" has got very limited oaths, but "Golestan" as it was expected does not have enough oaths and it does not exceed more than two. On the contrary, his lyries contain a large amount of oaths. In Saedi's artistic style, most of these oaths have both terrestrial and emotional manifestation, and are mainly romantic ones. In other words, the fraquency of both emotional and romantic oaths in Saedi’s words are more than his religious and ideological oaths. The present stady focusing on Saedi’s works and in connection with “lingual enactment” a ttempts to investigate the function of oaths taken in his (Ghazal) lyrics and to compare its quality with Sheikh-e-Ajal’s other poems and written works.

    Keywords: Saedis, Golestan, Boostan, Lyrics, Oaths
  • Kazem Jafari Nik, Mohammad Reza Salehi Pages 53-76

    Beauty of demand is a literary figure in which the need for something is expressed and pleaded in a pleasant and effective way for the audience. This literary figure is expressed in different kinds of poetic formats based on certain characteristics such as need, type of pleading and audience. The elements of the structure of the poem such as words, imagery, tone, emotion and setting combined with other factors such as the character of the poet, poetic style, audience, political, social and economic condition of the time lead to expressing the demand, which have not been mentioned in previous rhetoric books. This paper has analyzed previous critical commentaries and definitions of demand to reach a new definition.

    Keywords: literary language, exquisite, beauty of demand, need, specific audience
  • Alireza Nikouei, Naghi(Sina) Jahandidh * Pages 77-100

    Khayyamiyat (Khayyameality) is a discursive system. The dialogue-based structure of this system shows that three discourses of Agnosticism, Sharia-orientation (Doctorine-based) and Mysticism are disputing and debating with each other in an “intra-discourse” way. What integrates this multifaceted controversy as a single discourse is its relation to the conceptual and paradoxical character named Omar Khayyam. The purpose of this article is to propound “Discursive Purgation and Repentance” in “premodern Khayyamiyat” construction in an attempt, in the first place, to reveal its discontinuity and, in the second place, to explain the discursive relation between Omar Khayyam and a “discursive Khayyam” through the very discontinuity and to describe and analyze the constructive nature of this discourse by referring to the historical sources and the tradition of Khayyamology. The present research applies constructivism and critical discourse analysis (CDA) as its methodology. The results of the research reveals that a continuity notion of Khayyamiyat discourse and a monolithic understanding of it thwart a true understanding and a thorough analysis of the discourse. In contrast, adherence to historical discontinuity and discursive conflict in this area of study can lead to an understanding of the constructive nature of the coherent and monolithic narrative of Khayyam as appears in rectifications, analyses, biographies, and expositions.

    Keywords: Pre-modern Khayyamiyat, Discursive Repentance, Discursive Purgation, discourse analysis
  • Ehteram Rezaee * Pages 101-122

    Allegory has been discussed in both the old and new rhetorical books. In ancient books, it has been considered as compound simile and allegorical metaphor, while in modern times it is a subset of imagination and imagery. Structurally, the Persian allegories can be divided into two groups of descriptive (short or compact) and narrative (extensive) allegories. The narrative allegory includes stories about humans and animals, symbolic stories, fables, parables, and so on, the best examples of which are found in the Persian mystical and didactic literature. In contrast, descriptive allegory typically consists of only one or few more sentences and its most important types of which are: allegorical simile, allegorical metaphor, proverb and oslub-e-moadeleh (techniques of sameness). In this article, types of compact and descriptive allegories and their footprints in the early Persian poetry as well as the role of poets in development of allegory in the 3rd and 4th centuries are studied. To this end, about 2000 lines of verse composed during the two centuries were studied. It is argued that the history of different types of compact allegories is as long as the Persian literature.

    Keywords: compact allegory, allegorical simile, allegorical metaphor, proverb, Oslub-e- Moadeleh, Persian poetry of third, fourth centuries
  • Mehdi Sharifiyan *, Shahabaddin Hoseni Pages 123-140

    The present research is an analysis of the nature of the narrator of Sa'di's Bustan and, of the audience that the narrator expects. The aim is to understand the narrator's style based on the linguistic analysis of his utterances and to ask whether he speaks with a voice of authority or if he stands on an equal position telling of his concerns and his doubts. The analysis of the style of the narrations of Bustan (narrator discourse) is based on Simpson's well-known "modality". The article deals with the linguistic approach to the analysis of the narrator's style and the precision of his sentences, and concludes: the narrator has a positive narrative. He knows exactly what he wants to say and recommends the audience to hear. Using allegory is very effective, and an allegorical teaching narrative aimed at guidance and reform is created. Using a higher position in language makes the audience accept the narrator's commands in order to build an ideal world.

    Keywords: Bustan, allegory, narrator, style, audience, and modality
  • Esmaiil Shafagh *, Balal Bahrani Pages 141-182

    During 1990s, certain trends appeared in Persian poetry, which were generally different in terms of both language and method of expression and content from those from the previous periods. The common aspect of all the poetical trends from the 1990s was transcending beyond the common and normal language and expression of Persian poetry. One of the most important and most influential poetic trends from 1990s was “the Language poetry” trend, pioneered by Reza Baraheni. In this study, the Language Poetry trend is analyzed. The theory of “linguality” proposed by Baraheni is briefly introduced, in the first place, followed by figuring out the main indicators of Language poetry from among his viewpoints. The most important indicators of the language poetry are syntactical discordance, de-semanticization, multiphonicity, projective dislocation, polylogia or lingual lunacy and so forth. It is argued that there is a gap between poetical theory and poetical implementation in the poetry of Baraheni as in Nima and Shamlu.

    Keywords: Persian Seventies poetry, Language poetry, Reza Baraheni, linguality
  • Yahya Talebian, Abasali Vafaei, Hamid Abdolahian, Aliasghar Bagheri * Pages 163-182

    The theater of the absurd, with its roots in French theater, is one of the literary traditions influenced by the political events of the 20th century Europe. Fast spreading all over Europe, its effects were evident on other literary forms. At the same time, Iranian intellectuals developed an interest in it and introduced its masterpieces in translations to the Iranians. Having been influenced by the political events of the 1330s and the 1340s, absurdist works began to emerge in Iran too. Mahdi Akhavan-Sales was one of the early practitioners who tried his hand at this new form. This article deals with the intellectual and the historical backgrounds of absurdism in western literature, the meaning of the word ‘absurd’ and its place in the European literature, and its features and implications. In the following part, the socio-political situations of the 1330s and the 1340s, which are the historical background to Akhavan’s "Katibeh", are presented. The third part is dedicated to identification and an in-depth analysis of the absurdist features of this poem. Finally, it is concluded that Akhavan was quite familiar with this tradition and has almost used all its features in "Katibeh".

    Keywords: Literature of the Absurd, Components of Absurdism, the 1953 Iranian Coup d'état, Mehdi Akhavan-Sales, Katibeh
  • Abdallah Radmard Pages 183-206

    Different types of commentary can be classified based on the commentator and the literary text, and the audience.  One type of commentary is comparative commentary. The aim of comparative commentary is to explain and interpret a literary text based on the literature of one nation in the language of another nation. The applied method of comparative commentary has three stages. The first stage is an introduction in order to study the historical relation and linguistic differences between two literary works. The second stage is comparative commentary in order to analyze linguistic-structural and semantic-thematic indexes. The last stage is conclusion in order to study how much the source text has influenced the target text. Mathnavi Sharif Commentary written by Foroozanfar can be considered as a comparative commentary as the commentator has a comparative approach in many of verses and stories of his book.

    Keywords: comparative commentary, methodology, Mathnavi Sharif Commentary, Foroozanfar, structure, content
  • Fatemeh Nayyeri *, Zarintaj Varedi Pages 207-228

    In the realm of poetry, lyric is the oldest form in which the poet depicts himself, while expressing personal emotions and spiritual reflections on life and the world. The poet presents his mental structure in the form of a literary work to the community.  The social and cultural realities of the society are found in the form of objective, though minor and diffuse, reflections in literary works. Analyzing social affairs in poetry of a certain period or a specific poet shows the social concerns of that period. Since the sixth century is one of the turbulent periods in Iranian history, and many political and social events in this era affected the society, poetry is a good platform to observe these happenings. This research seeks to present a comparative and descriptive-analytical approach to the study of the social problems of this century in the poetry of Sanai, Anvari, Khaghani, and Nezami. Studying the different classes, values, and events of this period gives a clear picture of the realities, aspirations and insights into the minds of the poets and of society and. The result of the research shows that the political and social problems of the time have often affected poets, people's behavior and intellectual currents but these problems have prevented them from the creation of a strong worldview.

    Keywords: social affairs, Anvari, Khaghani, Sanai, Poetry, Nezami