فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 15 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • بابک عالمی*، صدیقه کمالی، نغمه اسدی صفحات 5-25

    آثار معماری به‎جامانده از گذشته را می‎توان از جوانب گوناگون و با رویکردهای مختلف، مطالعه کرد. فرم معماری، سازه و فنون ساخت، تزیینات و جزئیات بناها و سیر تحول و تطور آن‎ها از زمان شکل‎گیری تا امروز، موضوعاتی کلی است که می‎توان در بناهای گذشته بررسی کرد. علاوه بر بناها، برخی اجزا و عناصر معماری گذشته نیز به دلیل برخورداری از ویژگی‎های منحصربه‎فرد و جالب توجه، واجد ارزش هستند و می‎توانند موضوع بررسی باشند. در این مقاله، به طور ویژه به مناره مسجدجامع کاشان پرداخته می‎شود که اولین بنای تاریخ‎دار کاشان در دوره اسلامی به حساب می‎آید. پایداری این بنا پس از گذشت قرن‎ها و با وجود وقوع زمین‎لرزه‎های متعدد در کاشان، ضرورت بررسی و مستندنگاری آن را تبیین می‎کند. بنابراین هدف این پژوهش آن است که ضمن توجه به پیشینه تاریخی مناره و مستندنگاری دقیق اجزای مختلف آن، شیوه ساخت هریک از این اجزا و فرم سازه‎ای و جریان نیروها در مناره بررسی شود و سپس تحلیل لرزه‎ای صورت گیرد. برای رسیدن به این هدف، بخش مهمی از داده‎های پژوهش از راه حضور در مسجدجامع کاشان و پیمایش مناره و برداشت آن به دست آمده است؛ همچنین از منابع کتابخانه‎ای و شفاهی برای کنترل یافته‎های میدانی و دانستن سرگذشت مسجد استفاده شده است. راهبرد اصلی این پژوهش توصیفی تحلیلی است و آن بخش از نتایج پژوهش که به تحلیل لرزه‎ای مربوط است، حاصل تحلیل مناره با استفاده از نرم‎افزارSAP2000  است. نتیجه این پژوهش نشان می‎دهد در ساخت مناره مسجدجامع که به استناد کتیبه روی آن یک مناره سلجوقی است، تدابیری به ‎کار گرفته شده؛ از جمله فرم باریک‎شونده مناره، کاهش ضخامت اجزای آن با افزایش ارتفاع، کاهش صلبیت بنا، ایجاد فضاهای خالی با اجرای دو پلکان و کاربرد چوب در ساختمان آن. کاربست چنین تمهیدات معمارانه‎ای است که مناره را از آسیب جدی در طول قرن‎ها مصون داشته است.

    کلیدواژگان: مسجدجامع کاشان، مناره، شیوه ساخت، سازه
  • جعفر طاهری*، عبدالمجید نورتقانی صفحات 27-45

    هدف این مطالعه، تحقیق درباره خاستگاه، مفاهیم و کارکردهای صوری و نمادین گنبد (برج) قابوس بر پایه تفسیر و تاویل کتیبه ده بخشی آن است. این تفسیر تاریخی ادبی تازه به بررسی فضای تاریخی شکل گیری بنا، بازخوانی برخی مفاهیم کتیبه بنا با روش لغت شناسی و مقایسه آن با کتیبه برخی برج مقابر ایران می پردازد. یافته های این مطالعه نشان می دهند که قابوس بن وشمگیر برای تثبیت حکمرانی خود، درست پس از زوال سامانیان و اعلان قدرت در برابر حکمرانان قدرتمندی چون آل بویه و دیگر معارضان، نماد اقتدار یا منشور حکمرانی خود را در مسیر گرگان [قدیم] به خراسان برافراشت. قصد اصلی قابوس از ساخت این بنا، فراتر از کارکرد تدفینی، پایه گذاری یادبودی جاودانه از فضایل، شکوه و در واقع جاه طلبی خود بوده است. به تعبیری، گنبد قابوس نمادی از تحکیم قدرت و اقتدار قابوس در عرصه سیاسی، و کمال و برتری او در ادب و هنر بوده است.

    کلیدواژگان: برج مقبره، زیاریان، قابوس بن وشمگیر، قصر عالی، کتیبه، گنبد قابوس
  • فاطمه سادات مجیدی*، شاهین حیدری، محمود قلعه نویی، مریم قاسمی صفحات 47-64

    آسایش در فضاهای باز شهری یکی از ارکان اصلی استفاده از این فضاها توسط شهروندان بوده و ایجاد محیطی مناسب برای آن ها از طریق حفاظت در برابر شرایط اقلیمی نامناسب ضروری است. همچنین تامین آسایش در خصوص نیازهای اولیه انسان بوده و نحوه پاسخ گویی به آن در کیفیت فضا موثر است. در این راستا با توجه به اهمیت آسایش حرارتی در کیفیت فضاهای باز شهری و محله ای و همچنین تاثیر این فضاها در تامین آسایش فضاهای بیرونی و داخلی، این پژوهش به ارزیابی و مقایسه وضعیت آسایش حرارتی در فضای باز محلات مسکونی با دو ساختار کالبدی متفاوت پرداخته و دمای آسایش و محدوده آن را مورد بررسی قرار داده است. ازاین رو محله علی قلی آقا واقع در بافت سنتی و محله دشتستان واقع در بافت معاصر شهر اصفهان مورد مطالعه و تحلیل میدانی قرار گرفته و وضعیت آن ها از نظر آسایش حرارتی با هم مقایسه شده است. بر این اساس، مطابق با روش نیکل از سطح سه و روش متقاطع در بررسی های میدانی و برداشت متغیرها استفاده شده است. حجم نمونه نیز شامل ساکنان و کاربران فضاهای باز دو محله مذکور بوده که چهارصد پرسشنامه در دو فصل سرد و گرم به صورت تصادفی و در طی چهار روز تکمیل شده است. همچنین به منظور مقایسه برداشت های میدانی با نتایج محاسبه شاخصه حرارتی از شاخصه دمای موثر استاندارد بهره گرفته شده است. نتایج مطالعات و بررسی ها نشان می دهند که دمای آسایش و حدود آن در محلات منتخب شهر اصفهان بسیار به هم نزدیک بوده، در عین حال با یکدیگر متفاوت اند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که این مسئله نشان دهنده تاثیر تفاوت در نوع ساختار و بافت محل سکونت، شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر احساس حرارتی افراد در محلات مختلف شهر اصفهان است.

    کلیدواژگان: آسایش حرارتی، دمای آسایش، محله علی قلی آقا، محله دشتستان، شاخصه دمای موثر استاندارد
  • زینب لطافتی، حمیدرضا انصاری* صفحات 65-89

    عدم احساس تعلق انسان به محیط پیرامون و فضاهای شهری یکی از مشکلاتی است که در نوشته های صاحب نظران و نظریات مردم دیده می شود. تبدیل شدن یک فضا به مکان و به تبع آن، پدید آمدن حس مکان، محصول مولفه های عینی و ذهنی است. تاثیر توامان این مولفه ها به معنادار شدن مکان نزد مخاطب می انجامد و محیط را به عنصری هویت بخش تبدیل می کند. این پژوهش در پی آن است که رابطه میان مولفه های عینی و ذهنی فضا و سطوح حس مکان را شناسایی کند. لذا با بهره گیری از روشی کیفی تحلیلی، چارچوب نظری در قالب نمودارهایی تدوین شده است. نتیجه این تحقیق تبیین مدلی در شناسایی عوامل تاثیرگذار بر حس مکان و خاطره جمعی است. این مدل، مولفه های موثر بر پیدایش حس مکان را به دو دسته عینی و ذهنی تقسیم بندی می کند. مولفه های عینی با معیارهای کالبدی که به پیدایش قرارگاه های رفتاری می انجامد و مولفه های ذهنی با تصاویر ذهنی فردی و تصاویر ذهنی جمعی که به پیدایش خاطره انگیزی مکان می انجامد، مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته اند. در ادامه و در چارچوب این مدل، عوامل مذکور از طریق پرسشنامه های کیفی و مشاهدات میدانی در حاشیه رود دز ارزیابی گردیده و کارایی مدل سنجیده شده است. در واقع، نمودارهای تدوین شده در بخش اول می توانند چارچوبی برای ارزیابی ویژگی های یک مکان باشند و به کار بردن آن ها در ارتباط با رود، در عین ارزیابی محدوده، روشی کاربردی را برای سنجش سایر مکان ها ارائه می دهد. تحلیل پرسشنامه ها نشان می دهد آسیاب ها، پل قدیم و رودخانه دز، با دارا بودن معانی عمیق در ذهن مخاطبان، مراتب بالایی از حس مکان و خاطره انگیزی را دارا می باشند. این سطح از حس مکان نزد هر سه دسته از پرسش شوندگان (دزفولی ها، دزفولی های ساکن تهران و گردشگران) پدید آمده است. همچنین تحقیق موردی نشان دهنده آن است که رابطه معناداری میان سطح معنای مکان و سطح حس مکان وجود دارد.

    کلیدواژگان: حس مکان، خاطره جمعی، معانی مکان، قرارگاه رفتاری، دزفول، رودخانه دز
  • عباس صداقتی*، عیسی حجت صفحات 91-112

    معماری یک مقوله چندمحوری چندبعدی است. به همین علت، تحقق معماری و یادگیری آن، نیازمند برخورداری از مجموعه ای از معرفت ها و دانش های گوناگون است. مسئله پژوهشی حاضر، بررسی محتوای لازم برای آموزش معماری و تحلیل میزان موفقیت دوره کارشناسی در انتقال این محتواست. این تحقیق یک پژوهش کاربردی به شیوه پیمایش کمی است. ابتدا محتوای آموزش و آنچه دانشجوی معماری باید بیاموزد، بحث و ارائه گردید و سپس دیدگاه استادان، کارفرمایان، دانش آموختگان و دانشجویان در خصوص میزان موفقیت دوره کارشناسی در انتقال این محتوا، از طریق پرسشنامه اخذ و بررسی شد. بر اساس یافته ها سه بنیان دانش، توانش و بینش، محتوای آموزش معماری را تشکیل می دهد و ارزیابی میزان موفقیت دوره کارشناسی معماری در انتقال این محتوا نشان می دهد بیشترین موفقیت آموزش در انتقال بنیان توانش است که در سطح متوسط قرار دارد و در دو مولفه دانش و بینش، سطح موفقیت درمجموع پایین تر از حد متوسط است.

    کلیدواژگان: آموزش معماری، دوره کارشناسی، محتوای آموزش، ایران
  • علی شهابی نژاد* صفحات 113-131

    با وجود پژوهش های متعدد درباره روند و تاریخچه شکل گیری میدان نقش جهان، همچنان پرسش های متعددی در این زمینه وجود دارد که جواب دقیقی به آن ها داده نشده است. این پرسش ها به موضوعاتی از قبیل پیشینه میدان ، تاریخ دقیق ساخت و اتمام اجزای میدان، ترتیب شکل گیری اجزای میدان و... مربوط است. در این مقاله تلاش شده پاسخ های دقیقی در حد منابع و اسناد تاریخی موجود به این پرسش ها داده شود. روش پژوهش، تحلیلی تاریخی مبتنی بر متون تاریخی شامل کتب تاریخی دوره صفویه و نیز سفرنامه های آن زمان و برداشت های میدانی از قبیل مطالعه متن کتیبه های تاریخی ابنیه موجود در مجموعه و دیگر شواهد موجود است. هدف از این بررسی ها تدقیق و تکمیل پیشینه تاریخی یکی از مجموعه های تاریخی مهم معماری و شهرسازی ایران است. درباره دستاوردهای مقاله می توان به این موارد اشاره کرد: 1. پاسخ به ابهامات و پرسش های مرتبط با موضوع پژوهش و ارائه تصویری روشن از فرایند تاریخی شکل گیری میدان نقش جهان و اجزای آن، 2. گردآوری مهم ترین اسناد تصویری و متون تاریخی مرتبط با موضوع تحقیق، 3. تدوین چند سند تصویری از پیشینه و فرایند شکل گیری میدان در دوره صفوی که برای اولین بار در خصوص تاریخچه سیر تحول و شکل گیری میدان نقش جهان ارائه می شود و بیانگر پیشینه و نحوه توسعه میدان نقش جهان در دوره صفوی است.

    کلیدواژگان: شکل گیری میدان نقش جهان، دوره صفویه، اصفهان، شاه عباس
  • رضا نوری * صفحات 133-142

    نگاره های ایران منابعی هستند که ساختار و آرایه های بناهای ایران را به خوبی بازتاب می دهند. بنابراین در مقام منابع مکمل در مطالعه معماری ایران باید به آن ها رجوع و کمبودهای اطلاعاتی را جبران کرد. با چنین نگرشی، در این مقاله، آرایه (آذین) گچی که در نگاره های بهزاد و میرک ، نگارگران مکتب نقاشی هرات، بازتاب یافته، بررسی و تحلیل شده است. مقاله حاضر نشان می دهد که نه در نگاره های تیموری و نه در بناهای باقی مانده از این عصر، تنگ بری وجود نداشته، بلکه آرایه ای که در نگاره ها ترسیم و در بناهای تیموری ایجاد شده، «محراب بری» است. اگر نمای تنگ بری ها شبیه تنگ و صراحی است، شکل نمای طاقچه های محراب بری شبیه محراب است. بنابراین با در نظر گرفتن شکل محراب، این آرایه گچی را محراب بری نامیده اند. بر پایه تحلیل نگاره ها و خوانش متون تاریخی می توان گفت محراب بری آذینی برای آراستن عمارات مجلل همچون کاخ ها، کوشک ها، آرامگاه ها و نیز مکانی برای به نمایش گذاردن اشیاء نفیس در برابر دیدگان مشتاق در عصر تیموری بوده است. برخی عمارات سلطنتی را که دارای آرایه گچی محراب بری بوده اند، می توان چینی خانه نامید.

    کلیدواژگان: بهزاد، میرک، نگاره، محراب بری، چینی خانه
  • علیرضا شاه محمدپور، حمیدرضا بخشنده فرد*، اصغر محمدمرادی صفحات 143-153

    هر اثر تاریخی ممکن است در اثر عوامل مختلف دچار فقدان بخش هایی از کالبد خود شده باشد. میزان کاستی های کمی و کیفی کالبد با از دست رفتن هویت و یکپارچگی اثر رابطه مستقیم دارد و از میزان صحت بازسازی کالبدی و مجازی آن می کاهد. از طرف دیگر، عدم درک شکل کامل یک بنا، میزان توجیه حفاظت از آن را متاثر می سازد. ایوان موزائیک بیشاپور، که دچار آسیب های مذکور بوده، به عنوان نمونه مطالعاتی انتخاب شده است. موزائیک های کف ایوان در حین کاوش به موزه های ایران باستان در تهران و لوور در پاریس منتقل شده اند و از طاق ایوان نیز اثری باقی نمانده است. عدم درک شکل اصیل این بنا فعالیت های حفاظتی را نیز دچار انحراف کرده و دیوارهای پشتیبان بدون توجه به شکل اصیل بنا و محل کف سازی های موزائیکی احداث شده اند. راهبرد تفسیری تاریخی که بر مدارک اسنادی و تصویری استوار است، در کنار راهبرد شبیه سازی، به عنوان روش پژوهش انتخاب شده است. در این پژوهش، ابتدا ضمن تطبیق وضعیت فعلی اثر با تصاویری که از طرح موزائیک ها در دست است، آسیب های ناشی از عدم تصور صحیح شکل اصیل بنا شناسایی و سپس امکان و نقش بازآفرینی در حفظ کالبد و ارزش های بنای تاریخی بیان می شود. بدین منظور، جانمایی عناصر معماری و تزیینی ایوان که از میان رفته ، به صورت تصویری بازسازی شده اند. با توجه به موضوع حفظ اصالت آثار موجود در یک محوطه تاریخی، و اینکه بازسازی های کالبدی می توانند به تولید نمونه های بدل و غیر اصیل منجر شوند، تولید میراث مجازی یکی از راه هایی است که با کمترین مداخلات فیزیکی نیازهای تجسم شکل اولیه بنا را فراهم می کند. به تصویر کشیدن وضعیت اصلی احتمالی اثر خطوط اصلی نحوه حفاظت از آن را ترسیم می کند. به عبارت دیگر، در نتیجه این پژوهش مشخص می شود که بازسازی مجازی ایوان موزائیک می تواند آن را از آسیب هایی که ناشی از عدم درک شکل اصیل بناست، حفاظت کند.

    کلیدواژگان: ازسازی کالبدی، واقعیت مجازی، بیشاپور، ایوان موزائیک، ساسانیان
  • جمشید داوطلب*، شهرام پوردیهیمی، محمدرضا حافظی، مرتضی ادیب صفحات 155-171

    آسایش حرارتی در فضای باز، مبحثی است که از حدود 1970 مطرح شده است و با توجه به تفاوت هایی که با آسایش حرارتی فضای بسته دارد،  باید بر اساس شاخص های مناسب خود مورد سنجش قرار گیرد. همچنین ضرورت دارد که آسایش حرارتی فضای باز در هر منطقه جغرافیایی به صورت مستقل ارزیابی شود. بنابراین، هدف از این پژوهش به طور کلی، مطالعه شاخص های اندازه گیری آسایش حرارتی در فضای باز و تعیین مناسب ترین شاخص، و به طور خاص بررسی وضعیت احساس گرمایی در فضای باز در اقلیم گرم و خشک سیستان با توجه به شاخص مناسب و شناخت عوامل ساختاری موثر بر تعدیل شرایط آسایش حرارتی فضای باز است. ازاین رو برای مطالعه، دو سایت متفاوت از لحاظ نوع و تراکم پوشش گیاهی، تراکم ساختمانی و پوشش کف در منطقه سیستان در نظر گرفته شد. کار میدانی در روزهایی از ماه های تیر و مرداد 1395 به عنوان نماینده ایام گرم تابستان و با فاصله زمانی 3 ساعت طی روز برای اندازه گیری تعیین شد. مطالعه و بررسی پژوهش های پیشین در فضای باز نشان داد که شاخص «دمای معادل فیزیولوژیکی» (PET) مناسب ترین و متداول ترین شاخص برای ارزیابی آسایش حرارتی فضاهای باز به شمار می رود. طبق تحلیل توصیفی سایت های منتخب به عنوان نماینده فضاهای باز منطقه سیستان، میزان شاخص PET سایت شماره 1 که صرفا پوشش گیاهی و فاقد ساختمان است، از سایت شماره 2 که ترکیبی از پوشش گیاهی و ابنیه می باشد، 5/1 درجه سانتی گراد کمتر، و سایت شماره 1 از شرایط آسایش بهتری برخوردار است. همچنین مشخص شد که به طور کلی، احساس گرمایی منطقه سیستان طی تابستان در وضعیت «خیلی داغ» قرار دارد و تنها در نقاطی که پوشش گیاهی سایه انداز و متراکم وجود داشته باشد، این وضعیت به احساس گرمایی «داغ» تعدیل می یابد. تحلیل استنباطی داده ها نیز نشان داد که بین شاخص PET و متغیرهای اقلیمی دمای هوا، رطوبت نسبی و میانگین دمای تابشی و عوامل ساختاری نوع گونه گیاهی و تراکم پوشش گیاهی رابطه معناداری وجود دارد؛ بدین نحو که در حالتی که پوشش گیاهی وجود ندارد، بیشترین میزان PET، در نقاط دارای پوشش گیاهی تنک و بوته ای PET متوسط و در نقاط دارای پوشش گیاهی درختی و متراکم کمترین میزان PET مشاهده شده است.

    کلیدواژگان: آسایش حرارتی در فضای باز، پوشش گیاهی، احساس گرمایی، شاخص PET، منطقه سیستان
  • آرش محمد مرادی، محسن فیضی، سید عباس یزدان فر*، سعید نوروزیان صفحات 173-191

    امروزه سطح پایین حس مکان و کمرنگ بودن احساس تعلق و هویت ساکنان در بسیاری از مناطق شهری، به خصوص در بافت‏های تاریخی، به واسطه دگرگونی‏ها و تغییرات نامتناسب با بستر، روح و غریزه آدمی، مسئله‏ای مهم در بحث چگونگی برخورد با بافت‏های تاریخی است. این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی مفهوم چندبعدی حس مکان و شناسایی عوامل تشکیل دهنده آن در محله تاریخی امامزاده یحیی به عنوان محله‏ای رو به زوال می‏پردازد. بدین منظور برای سنجش حس مکان و ارزیابی عوامل موثر بر آن از ابزار پرسشنامه و مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده و با استفاده از آزمون همبستگی به کشف رابطه معنادار، شدت و جهت رابطه میان آن‏ها پرداخته شده است. نتایج نشان داد که درمجموع، حس مکان ساکنان محله امامزاده یحیی در سطح پایینی قرار دارد و از جمله دلایل آن می‏توان به نارضایتی ساکنان از عوامل کالبدی، اجتماعی، فعالیتی و معنایی در محله اشاره کرد. همچنین آزمون همبستگی نشان داد میان حس مکان ساکنان و احساس افتخار آن‏ها به حضور در محله، رابطه معناداری وجود دارد (05/0P<) و سطح بالای حس مکان باعث می‏شود تا ساکنان با شدت بیشتری خود را اهل محله خویش بدانند و متناسب با آن، انگیزه تداوم سکونت و ماندگاریشان در محل زندگی ارتقا یابد. در مقابل نحوه پیدا کردن مسیرها توسط ساکنان در این محله، رابطه معناداری با بعد وابستگی به مکان برقرار نکرده است (156/0r= و‏05/0P>). همچنین نتایج حاکی از این است که وجود ابنیه تاریخی در محله امامزاده یحیی به رغم علاقه‏مندی ساکنان به آن (76/4= میانگین)، به خودی خود موجب تقویت حس مکان در ساکنان نمی‏گردد و تنها یکی از توانمندی‏های موجود محسوب می‏شود. ازاین رو می‏توان به کمک آن و سایر توانمندی‏های موجود، با برنامه‏ریزی‏های مدبرانه، راه رسیدن به سطح بالاتری از حس مکان، تعلق به مکان و هویت مکان را هموارتر کرد.

    کلیدواژگان: ححس مکان، تعلق، هویت، محله تاریخی، اودلاجان
  • سعید حقیقی، امید دژدار*، نرگس دهقان صفحات 193-216

    یادگیری هدفمند و کاربردی سازه، به عنوان یکی از ارکان فرایند طراحی معماری، دارای اهمیت بسزایی است. آموزش فعلی سازه در دانشکده های معماری بر پایه مباحث نظری، فرمول های ریاضی و سخنرانی محور است. در نتیجه باعث ناتوانی دانشجویان برای به کارگیری مفاهیم عملی و تحلیل های فرمی سازه ای در طراحی معماری می شود. آموزش موثر و کاربردی سازه ها بخش مهمی از فرایند آموزش در همه مقاطع تحصیلی رشته معماری است. برای دستیابی به این مسئله مهم، آموزش هدفمند درس سازه های نو و به کارگیری موثر و کارآمد در فرایند طراحی برای افزایش مهارت توانایی در دانشکده های معماری ضروری به نظر می رسد. هدف این تحقیق، تبیین راهکار آموزشی کارآمد در جهت ارتقای توانایی طراحی معماری مبتنی بر یادگیری طراحانه و تکنولوژی های نوین سازه ای است. این راهکار علمی، برآیند دوجانبه توسعه توان طراحی و اتخاذ رویکرد سازنده گرایی در یادگیری تعامل گرای دانشجویان معماری است. در همین راستا این پژوهش با هدف بررسی میزان اثرگذاری هم زمانی و هم مکانی در یکپارچگی سازه های نوین و توانایی طراحی معماری دانشجویان شکل گرفته است. روش تحقیق ترکیبی متوالی بر اساس راهبرد شبه آزمایشی، مبنای این پژوهش است. آزمون پژوهش در دو مرحله پیش آزمون (پایلوت) و پس آزمون (اصلی) در کارگاه طراحی معماری به عنوان محیط یادگیری سازنده گرای تعاملی انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق از دانشجویان ترم سوم کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد همدان در سه گروه 15 نفری است که یک گروه، اصلی و دو گروه دیگر به عنوان گواه (شاهد) انتخاب شدند. داده های پژوهش بر مبنای مولفه های اصلی تحقیق و آزمون های متوالی و بر پایه ملاک های داوری گردآوری شده و تحلیل داوری، مورد سنجش و ارزیابی نهایی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد یادگیری هم زمان سازه های نوین در مکان مشترک آتلیه طراحی به صورت عملی، می تواند باعث ارتقای مولفه های اصلی توانایی طراحی گردد.

    کلیدواژگان: توانایی طراحی، یادگیری طراحانه، هم زمانی و هم مکانی، سازه های نوین، آموزش معماری
  • مونا لقمان، زهراسادات سعیده *، مصطفی بهزادفر صفحات 217-240

    محله های شهری بستر ی مناسب برای شکل گیری ارتباطات پایدار اجتماعی و افزایش اعتماد و مشارکت اجتماعی است. با توسعه شهرها و تغییرات اساسی در الگوی زندگی ساکنان، با تغییرات گسترده در روابط نزدیک و گسست ارتباطات پیونددهنده روبه رو هستیم؛ به طوری که امروزه رویکرد های مبتنی بر افزایش سرمایه اجتماعی در جوامع محلی به عنوان راهکاری موثر در جهت توسعه پایدار اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی شناخته می شود. هدف پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی در سطح تحلیل محله های شهری و سنجش میزان تاثیرگذاری متقابل متغیر سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی، به خصوص در گونه های متفاوت، نظیر دو محله سلطان میر احمد و فین کاشان است که بعد از نتیجه گیری بتوان به عنوان چارچوب سیاست گذاری برای توسعه شهری مورد استفاده قلمداد کرد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی و برحسب گردآوری داده ها ترکیبی (تحلیل متون کیفی و روابط کمی سازی) است. روش نمونه گیری در پژوهش حاضر چندمرحله ای و ابزار گردآوری اطلاعات، به صورت پرسشنامه بوده که اعتبار آن با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ مورد آزمون قرار گرفت. فرضیات به روش آزمون تفاوت میانگین دو نمونه مستقل (آزمون t) و آزمون همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش حاضر بیانگر وجود ارتباط معنی دار میان ابعاد متغیر سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی است. بیشترین تاثیرگذاری متغیر سرمایه اجتماعی بر متغیر کیفیت زندگی را شاخص اعتماد (85/0) و بیشترین تاثیر گذاری متغیر کیفیت زندگی بر سرمایه اجتماعی را شاخص سلامت محیط (88/0) داراست. نتایج پژوهش نشان دهنده آن است که از طریق افزایش اعتماد به عنوان تاثیرگذا رترین شاخص سرمایه اجتماعی می توان به ارتقای کیفیت زندگی محله های شهری دست یافت و همچنین با ارتقای شاخص های سلامت محیط به ارتقای کیفیت زندگی محله های شهری و در نتیجه سرمایه اجتماعی مطلوب تر دسترسی پیدا کرد. از تاثیر متقابل مولفه های سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی می توان در راستای بازتولید سرمایه غنی تر و کیفیت زندگی مطلوب تر در محله های شهری استفاده کرد.

    کلیدواژگان: سرمایه، سرمایه اجتماعی، کیفیت زندگی، محله های شهر ی، معادلات ساختاری
|
  • Babak Alemi*, Sediqeh Kamali, Naghmeh Assadi Pages 5-25

    The architectural remains of the past can be studied from different perspectives and with different approaches. Architectural form, structures, construction techniques, decorations and details of buildings, and their evolution through time are general issues that can be examined. In addition to the monuments, some elements of historical architecture are also worthy of consideration because of their unique and interesting features. This article specifically deals with the minaret of the Jame‘ Mosque of Kashan, which is considered to be the earliest dated building in Kashan of the Islamic period. The stability of this building through centuries despite numerous earthquakes in Kashan justifies this study. Therefore, the purpose of the study is to research the historical background of the minaret and carry out detailed documentation of its various components, examine the structure of each of these components, examine the structural form and the flow of forces, and finally perform a seismic analysis. To reach this purpose, a significant part of the research data was collected at the site of the Jame‘ Mosque of Kashan by surveying the minaret, and library and oral sources were used to control the field data and provide the history of the minaret. The main strategy of the research is descriptive-analytical. The seismic analysis of the minaret was performed using SAP2000 software. The results of this study show that some of the measures taken in the construction of the mosque’s minaret (dating to the Seljuq period as attested in its inscription) include: the tapering form of the minaret, decreasing thickness of its components by increasing height, decreased rigidity of construction, incorporation of two empty spaces for staircases, and the incorporation of wood in the construction. It is for such architectural arrangements that the minaret has remained intact from serious damage over the centuries.

    Keywords: Jame‘ Mosque of Kashan, minaret, construction technique, structure
  • Jafar Taheri*, Abdul Majid Nourtaghani Pages 27-45

    This study aims to investigate the origins, concepts, and symbolic and formal functions of the Gunbad-i Qābus tomb-tower based on interpretation of its inscription.  This hermeneutic analysis addresses the historical context of the building formation, rethinking the concepts presented in its ten-piece inscription using philological methods, and compares it with the inscriptions of some other tomb-towers of Iran. Findings show that after the fall of Samanid dynasty, Qābus b. Voshmgīr erected the symbol (tower) of his authority and charter of governance on the road from Gurgān to Khurasan to show off his power and ensure his sovereignty against powerful enemies like the Buyids. The original intention of Qābus to build the monument beyond its funerary function was the foundation of an eternal monument glorifying his virtues, grandeur, and ambitions. In addition, this landmark is a symbol of the consolidation of Qābus’s power in the political arena, and his perfection and eminence in art and literature.

    Keywords: Gunbadi Qābus (Dome of Qābus), inscription, lofty castle, Qābus b. Voshmgīr, tomb-tower, Ziyārids
  • Fatemeh Al, Sadat At Majidi*, Shahin Heidari, Mahmoud Qal‘Eh Noei, Maryam Qassemi Pages 47-64

    Comfort is one of the key factors for urban open spaces to be used by citizens, so creating a suitable environment through protection against tough climatic conditions seems essential. Comfort is also a basic human need, and the way it is provided affects the quality of space. Due to the importance of thermal comfort in the quality of urban and neighborhood open spaces, as well as the impact of these spaces on comfort in residential exterior and interior spaces, this research attempts to assess and compare thermal conditions in open spaces of two residential neighborhoods with different physical structures and examine the comfort temperature and comfort zone for each.
    Hence, the neighborhood of ‘Ali-Qoli Aqa, located in the traditional fabric, and Dashtestan neighborhood in the contemporary fabric of Isfahan city were studied in terms of thermal comfort. Accordingly, Nicol’s method in level III and transverse sampling were used in field studies and setting the variables. The sample size includes residents and users of open spaces in the two neighborhoods in which four-hundred questionnaires were completed randomly within four days during the two cold and hot seasons. The standard effective temperature index was used to compare field observations with the results of calculating the thermal index. The results of the study show that although the comfort temperature and comfort zones are close to each other, at the same time they are different. Therefore, it can be concluded that it is because of differences in the type of structure and fabric of the residential area, as well as economic, social, and cultural conditions that the thermal perceptions of residents differ.

    Keywords: thermal comfort, comfort temperature, ‘Ali-Qoli Aqa neighborhood, Dashtestan neighborhood, standard effective temperature index
  • Zeynab Letafati, Hamidreza Ansari* Pages 65-89

    The lack of sense of belonging to place in urban spaces is one of the problems widely stated. There are objective and subjective factors in space that create sense of place. The combined effect of these factors create meaning for place and endow the environment with identity. This research seeks to find the relationship between the objective and subjective factors of space and the levels of sense of place. Using a qualitative-analytical method, the theoretical framework is presented through diagrams.
    The result of this research is a model for identifying the factors influencing sense of place and collective memory. The model divides the factors that influence sense of place into two categories: objective and subjective. Objective factors are physical criteria that create behavior settings and subjective factors are individual and collective mental images that create memorable places. Through qualitative questionnaires and field observations, these factors and the efficiency of the proposed model were evaluated at the Dez riverside. The diagrams developed in the first section of this study can be used as a framework for evaluating the characteristics of any place. Analysis of the questionnaires shows that the mills, the old bridge, and the Dez River have deep meanings for people and also a high sense of place and memory. This level of sense of place was evident in all three categories of participants (residents of Dezful, residents of Tehran who were born in Dezful, and tourists). The case study also indicates that there is a significant correlation between the level of meaning of place and level of sense of place.

    Keywords: sense of place, collective memory, Dez River, Dezful, behavior setting
  • ‘Abbas Sedaghati*, Eesa Hojjat Pages 91-112

    Architecture is a multidimensional and multifaceted discipline. For this reason, learning and realization of architecture require that one gain knowledge and wisdom. The present study reviews the content required for architectural education and analyzes the success rate of a bachelor's degree program in the transfer of this content. This research is an applied quantitative survey. First, the educational content was discussed. Next, professors, employers, students, and graduated architects’ perspectives regarding the success rate of the bachelors’ degree program in the transfer of this content were asked in a questionnaire and assessed. The findings revealed that the three foundations of knowledge, competence, and wisdom constitute the content of architectural education. The evaluation of the success rate of the bachelors’ degree program in the transfer of this content shows that the most success is seen in the transfer of competence standing at a moderate level, while the success of the two components of knowledge and wisdom stay at a level generally lower than moderate.

    Keywords: architectural education, bachelor’s degree program, educational content, Iran
  • Ali Shahabi* Pages 113-131

    Despite numerous studies regarding the development history of Naqsh-e Jahan Square, there are still many questions which have not been accurately answered to date. Some of them include the history of the square, the exact date of initiation and completion of construction of different elements of the square, and the order of their completion. This article tries to answer these questions accurately based on historical sources and documents. The research method is historical analysis of historical texts including historical books written in the Safavid period, travelogues of that era, and field studies such as review of the text of historical epigraphs. The main outcomes of this research are: 1. Answers to the ambiguities regarding the subject of research and delineating a clear time-line of Naqsh-e Jahan Square’s development history; 2. collecting the most important relative pictorial documents and historical texts, and; 3. Presentation of multiple pictorial documents, for the first time, of the history and development of the square during the Safavid era.

    Keywords: development of Naqsh-e Jahan square, Safavid era, Shah ‘Abbas, Isfahan
  • Reza Nouri * Pages 133-142

    Iranian miniature paintings very well reflect the structure and decorations of Iranian monuments. Therefore, they are good secondary sources to refer to and compensate for the lack of information in the study of Iranian architecture. In the present article, the plaster ornaments (stuccowork) that are reflected in Behzad’s and Mirak’s paintings—two famous painters of the Herat school of painting—have been studied and analyzed. The present article claims that there were no Tong-bori ornaments in either Timurid miniatures or Timurid architecture. The ornament which is depicted both in Timurid miniatures and seen in Timurid buildings is “Mehrab-bori” (plaster cutting in the shape of a mehrab). The faces of Tong-bori ornaments are similar to ewers and pitchers, whereas the faces of Mehrab-bori ornaments are similar to mehrabs. Therefore, it is better to name the motifs as Mehrab-bori. Based on the analysis of miniature paintings and historical texts, it can be said that Mehrab-bori was designed to decorate grand buildings like palaces, pavilions, and mausoleums and it was also used for exhibiting exquisite objects in buildings of the Timurid era. Some royal buildings that have Mehrab-bori ornaments can be called chini-khaneh..

    Keywords: Behzad, Mirak, miniature, Mehrab-bori, Chini-khaneh
  • Alireza Shah, MohammadPour, Hamidreza Bakhshandehfard*, Asghar Mohammadmoradi Pages 143-153

    Any historical monument may have lost some fragments due to various factors. The extent of defects, whether in quantity or quality, directly relates to the loss of identity and integrity of the building, and reduces the accuracy of its physical or virtual reconstruction. On the other hand, a lack of understanding of the complete form of a building affects the degree of justification for its conservation. The Mosaic Iwan in Bishapur, which has suffered the named damages, is selected as a case study. The floor mosaic decorations of the iwan were sent to the National Museum of Iran and the Louvre Museum in Paris during excavations and nothing remains of the vault above the room. The lack of understanding of the original form of the building has derailed the protective measures, i.e., supporting walls are constructed regardless of the original form of the building and the location of mosaic floorings. The interpretive-historical strategy based on documentary and visual evidence was selected along with the simulation strategy for the research method. In this research, the current state of the building is compared with existing images of mosaic designs first, the damage caused by the lack of proper understanding of the original form of the building is identified, and then, the possibility and the role of virtual reconstruction in the preservation of the monument and its values are expressed. For this, the damaged architectural elements and decorations were reconstructed virtually. According to the principles of preserving the authenticity of works in a historical site, and that physical reconstruction can lead to the production of imitative and fake pieces, the production of virtual heritage is one of the ways to provide a visualization of the initial form of the building with minimal physical interference. Visualization of the imaginable initial form of a monument guides the main preservation plans. In other words, the outcome of this study is that the virtual reconstruction of the Mosaic Iwan can protect it from damage caused by the lack of understanding of its original form.

    Keywords: reconstruction, virtual reality, Bishapur, Mosaic Iwan, Sassanian
  • Jamshid Davtalab*, Shahram Poor Deyhimi, Mohammad Reza Hafezi, Morteza Adib Pages 155-171

    The subject of outdoor thermal comfort has been researched since 1970. Due to its differences with indoor thermal comfort, it must be assessed with the proper indices. Also, the outdoor thermal comfort of each geographical region must be assessed independently. This research aims to study the measurement indices of outdoor thermal comfort and subsequently determine the most relevant index to assess outdoor thermal comfort in the hot arid climate of Sistan Region (situated east of Iran in Sistan and Baluchestan Province). Next, the structural factors effective in moderating outdoor thermal comfort are identified.
    For this purpose, two sites with different types and densities of vegetation, floor area ratios, and pavement types were selected in Sistan Region. Field measurements were performed during certain days of June-August of 2016 (representing the hottest days of summer) during daytime in three-hour intervals. A review of past studies showed that physiologically equivalent temperature (PET) is the most relevant and the most used index for assessing outdoor thermal comfort. Based on the results of the descriptive analysis of the selected sites, the PET index was 1.5° C lower in site 1, which consisted only of vegetation and no buildings, as compared to site 2, which consisted of both vegetation and buildings, showing that site 1 had better comfort conditions. In addition, it was shown that the overall state of thermal sensation in Sistan Region is “very hot” during summer, except for areas that have shading and dense vegetation in which the state is “hot”. Furthermore, inferential statistical analysis of data indicated that there is a significant correlation between the PET index and climate variables such as air temperature, relative humidity, and mean radiant temperature, as well as the structural factors of plant species and vegetation density. The PET index is highest in areas with no vegetation; average in areas with sparse bushy vegetation; and lowest in areas with dense vegetation and trees.

    Keywords: outdoor thermal comfort, vegetation, thermal sensation, PET index, Sistan Region
  • Arash MohammadMoradi, Seyed Abbas Yazdanfar*, Mohsen Faizi, Sa‘Eid Norouzian Pages 173-191

    Nowadays, the reduced sense of place, sense of belonging, and identity in inhabitants of many urban areas especially in historical contexts that are undergone extensive and disproportionate redevelopment are an important issue in dealing with these districts. This descriptive-analytical research explores the multidimensional concept of sense of place and identifies its constituent factors in the historical neighborhood of Imamzadeh Yahya as a case study. For this, semi-structured questionnaires and interviews were used to measure sense of place and evaluate the influencing factors. Then, using the correlation test, significant relationships, as well as their strength and direction, were identified between the influencing factors. The results indicate that the perceived sense of place is weak in the residents of the selected neighborhood. This may be linked to the residents’ dissatisfaction with physical, social, activity-related and semantic features of the neighborhood. Also, the findings showed that there is a significant relationship between the residents’ sense of place and their sense of honor of residing in that neighborhood (P<0.05). A higher level of sense of place improves the sense of community belonging among the inhabitants and their tendency to live and stay in their neighborhood. To the contrary, there was no significant relationship between the residents’ place attachment and wayfinding (navigation) in the context (P>0.05, r=0.156). The results also revealed that the existence of historical monuments in the neighborhood does not strengthen sense of place in residents, in spite of their interests in them (mean=4.76), rather, they are only considered as existing potentials in the area. Therefore, it is possible to induce a higher level of sense of place, sense of belonging, and place identity with the help of all potential features and thoughtful planning.

    Keywords: sense of place, sense of belonging, identity, historical neighborhood, Oudlajan
  • Sa‘Eid Haghighi, Omid Dezhdar*, Narges Dehghan Pages 193-216

    The purposeful and applied learning of Structures as a pillar of architectural design is very important. The current educational content of Structures in architecture departments is based on theoretical discussions, mathematical formulas, and lecture-oriented material. As a result, students are incompetent in applying practical concepts and structural formal analyses to architectural design. Effective and applied learning of Structures is an important part of the educational process in all architectural programs. For this, the introduction of a course about New Structures and their efficient use throughout the design process in the architecture curriculum is very much needed to improve the students’ design skills.
    This study aims to delineate an effective educational solution for improving architectural design skills with design-based learning of new structural technologies. This scientific solution is a fusion of design skills development with a constructivist approach in interactive learning. The goal is to measure the effect of integration and interface of New Structures and students’ architectural design skills. The study was carried out in two stages of pre-testing (pilot) and post-testing (main) in an architectural design studio as an interactive and constructivist learning environment. The statistical population of the study consisted of the students of the third semester of the master’s program of architecture in Islamic Azad University, Hamadan Branch, who were divided into three 15-member groups, one of which was the experimental group and the two others were control groups. The data were collected, assessed and analyzed based on the main components of the study and consecutive tests and according to scientific appraisal criteria. The findings indicate a positive correlation between the interactive learning of new structural technologies in the design studio and improvement of the main components of design skills.

    Keywords: design skills, design-based learning, integration, interface, New Structures, architectural education
  • Mona Loqman, Zahra Sadat Sa‘Eedeh *, Mostafa Behzadfar Pages 217-240

    Urban neighborhoods are a suitable context to form sustainable social relationships and increase trust and social participation. With the development of cities and fundamental changes in the lifestyles of residents, we are faced with widespread changes and even disconnections in close relationships. For this, the concept of social capital in local communities can be effectively employed for improving sustainable social development and quality of life.
    The purpose of this research is to identify the dimensions of social capital and quality of life at the level of urban neighborhoods and to measure the mutual effects between social capital and quality of life in the two neighborhoods of Sultan Mir-Ahmad and Fin in Kashan. This is an applied research using combinatorial data analysis (qualitative literature analysis and quantification methods). Multi-stage sampling was used and data was gathered through questionnaires. The t-test, Pearson correlation, and structural equation modeling were used to assess the hypotheses.
    The results of the study indicate a significant relationship between all dimensions of social capital with those of quality of life. The most effective dimension of social capital on quality of life is the trust index (0.85), while the most effective dimension of quality of life on social capital is the environmental health index (0.88). Therefore, by improving trust as the most effective social capital index, it is possible to improve the quality of life in urban neighborhoods, and by improving environmental health indicators that improve quality of life in urban neighborhoods it is possible to the optimal social capital. The mutual effects of the dimensions of social capital and quality of life can be used to regenerate rich capital and better quality of life in urban neighborhoods.

    Keywords: capital, social capital, quality of life, urban neighborhoods, structural equation