فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 39 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/09
  • تعداد عناوین: 7
|
  • عفت سادات مرتضوی، رحیم برزگر*، سعید ریزی صفحات 1-12

    پژوهش حاضر برای بررسی تاثیر غلظت های مختلف نیتروژن و کلسیم محلول غذایی و نسبت N:Ca محلول غذایی بر شاخص های رشد، عملکرد و نوک سوختگی کاهوی باترهد (Lactuca sativa var. Capitata) در سیستم شناور انجام شد. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با 8 تیمار و 3 تکرار در گلخانه پژوهشی دانشگاه شهرکرد اجرا شد. تیمارها (غلظت های مختلف کلسیم و نیتروژن محلول غذایی برحسب میلی‏ گرم بر لیتر) شامل (N60+Ca80)(T1)،و(N80+Ca80)(T2)،و (N100+Ca80)(T3)،و (N120+Ca80)(T4)،و (N120+Ca160)(T5)،و (N160+Ca160)(T6)، و (N200+Ca160)(T7) و (N240+Ca160)(T8)  بود. نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین تیمارها از نظر تعداد برگ وجود نداشت؛ اما تفاوت های معنی ‏داری از نظر درصد بوته های دچار نوک سوختگی، وزن تازه برگ و ریشه، وزن خشک برگ و ریشه و قطر ساقه مشاهده شد. بیشترین وزن سر کاهو، قطر و طول ساقه، همچنین وزن خشک ریشه و اندام هوایی در تیمارهای و (N60+Ca80)(T1)،و(N80+Ca80)(T2)، و (N100+Ca80)(T3) مشاهده شد. . وزن سر کاهو در تیمارهای مختلف از 218 تا 326 گرم در گیاه متغیر بود. با افزایش غلظت نیتروژن به بیش از 100mg/L، عملکرد کاهش یافت. عملکرد بیشتری در غلظت 80mg/L کلسیم نسبت به غلظت 160mg/L مشاهده شد. وقوع نوک سوختگی در تیمارهای مختلف بین 10/5-42/5 درصد متغیر بود. کمترین میزان نوک سوختگی در تیمارهای  T2 و (N:Ca=1)(T6) مشاهده شد. درحالیکه بیشترین وقوع نوک سوختگی در تیمارهای  T1 و (T5)(نسبت)(N:Ca=0/75) بود.تفاوت معنی‏ داری بین تیمارها از نظر غلظت کلسیم و نیتروژن برگ وجود داشت. تیمار (N80+Ca80)(T2) به دلیل عملکرد زیاد و کاهش درصد نوک سوختگی بهترین تیمار بود.

    کلیدواژگان: کاهو، کشت بدون خاک، نسبت عناصر، وزن سر کاهو، نیتروژن برگ
  • علیرضا خالقی*، الهه دادبین، ابوالفضل اصغری صفحات 13-22

    گوجه فرنگی از مهم ترین محصولات باغبانی است که بسیار فسادپذیر و مستعد آلودگی های میکروبی است. لذا، پژوهش حاضر به منظور کنترل پوسیدگی و حفظ کیفیت پس از برداشت گوجه فرنگی گلخانه ای با استفاده از نور UV-C (شدت های صفر، 3، 6، 9 و 12 کیلوژول بر متر مربع) انجام شد. میوه ها در مرحله قرمز رسیده از گوجه فرنگی گلخانه ای رقم نیوتن تهیه شده و پس از تیمار، در سردخانه با دمای 10 درجه سلسیوس و رطوبت نسبی 85-90 درصد نگهداری شدند. شاخص های کیفی میزان پوسیدگی، سفتی میوه، محتوای ویتامین C، مواد جامد محلول، اسیدیته قابل تیتراسیون، شاخص رسیدگی، درصد کاهش وزن و رنگ میوه (*b*،a*، L، هیو و کروما) در روزهای هفتم، چهاردهم، بیست و یکم و بیست و هشتم، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که طی مدت انبارداری، محتوای ویتامین C سفتی و رنگ میوه کاهش یافته و میزان پوسیدگی و درصد کاهش وزن میوه افزایش یافت. تیمار میوه ها با شدت های مختلف نور UV-C  اثر معنی داری بر شاخص های رنگ، شاخص رسیدگی، درصد کاهش وزن، سفتی و pH نداشت، اما به طور معنی داری باعث کاهش میزان پوسیدگی در شدت 6 کیلوژول بر متر مربع، نسبت به شاهد، شد. بیشترین محتوای ویتامین C در روز بیست و یکم و در شدت نور 12 کیلوژول بر متر مربع به‏ دست آمد. شدت های زیاد نور UV-C  نیز باعث کاهش مواد جامد محلول و اسیدیته قابل تیتراسیون شد. با توجه به نتایج، می توان عنوان نمود که تیمار میو ه های گوجه فرنگی در مرحله قرمز رسیده با شدت های بهینه از نور  UV-C  می تواند باعث کاهش میزان پوسیدگی میوه ها و حفظ یا افزایش ظرفیت آنتی اکسیدان ها، از جمله ویتامین C شود.

    کلیدواژگان: آنتی اکسیدان، انبارداری، قارچ، گوجه فرنگی، نور فرابنفش
  • مریم حقیقی*، فاطمه بستاکی، غزاله پورشرف الدین صفحات 23-38

    به منظور ارزیابی پایه های تجاری و بومی خیار در شرایط پیوند نسبت به مصرف مقادیر متفاوت نیتروژن در دماهای مختلف ریشه، این پژوهش به مدت یک سال در گلخانه تحقیقاتی گروه علوم باغبانی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه صنعتی اصفهان، در سال 1393 انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل، در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار، با تیمارهای سه سطح نیتروژن (100% نیتروژن در محلول غذایی جانسون به عنوان شاهد برابر با 10/11 میلی‏ مولار نیتروژن، 75% نیتروژن در محلول غذایی برابر با 7/582 میلی‏ مولار و 50% نیتروژن در محلول غذایی برابر با 5/055 میلی ‏مولار)، دو سطح دما (15 درجه سلسیوس دمای کم ناحیه ریشه و 25 درجه سلسیوس دمای بهینه ناحیه ریشه) و پایه های مختلف شامل کدو قلیانی (Lagenaria siceraria) (Rls)، کدو حلوایی هیبرید رقم فرو (Cucurbita moschata×Cucurbita maxima. cv. Ferro) (Rcf)،  کدو حلوایی توده بابل  (Rsb) (C. moschata cv. Babol)،  کدو حلوایی توده ساری (Rcm) (C. moschata cv. Sari)،  و   و خیار بومی اصفهان (Res) (Cucumis sativus cv. Isfahan)،  و شاهد خیار غیرپیوندی (Rn) (Cucumis sativus cv. DavosII) انجام شد. نتایج نشان داد که بیشترین وزن تازه اندام هوایی و ریشه و همچنین وزن خشک ریشه متعلق به پایه قلیانی است و پایه ساری بیشترین وزن خشک شاخساره را داشت. اثر تنش دمای ریشه بر رشد شاخساره بیش از تنش نیتروژن بود و کاهش بیشتری را در وزن تازه و خشک شاخساره ایجاد کرد. اثر دمای کم ناحیه ریشه نسبت به میزان نیتروژن تاثیر بیشتری بر فتوسنتز پایه های ساری، قلیانی، اصفهان و غیرپیوندی داشت. به نظر می رسد که پایه های کدو حلوایی توده ساری و قلیانی نسبت به سایر پایه ها توانایی حفظ رشد و شرایط فیزیولوژیک خیار را در تنش نیتروژن بیش از تنش دمایی داشته و پایه کدو حلوایی هیبرید رقم فرو بهترین شرایط رشد را در تنش دمایی کم ریشه فراهم ساخت. در کل، با مقایسه دو تنش (میزان نیتروژن و تنش دمای ریشه پیوند در تنظیم رشد)، سطوح مختلف نیتروژن کاراتر از تنش دمایی عمل کردند.

    کلیدواژگان: خیار، فتوسنتز، کدو حلوایی، کدو قلیانی
  • حمیدرضا ذکاوتی، محمود شور*، حمید روحانی، فاضل فاضلی، ابراهیم گنجی صفحات 39-54

    به منظور ارزیابی اثر جدایه های قارچ تریکودرما بر کاهش اثرهای تنش خشکی در گیاه زینتی گل مریم، دو آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی، در سه تکرار، اجرا شد. فاکتور اول در آزمایش اول، جدایه bi و در آزمایش دوم جدایه 65 قارچ تریکودرما هارزیانوم، هرکدام در سه سطح (صفر، 10 و 20 درصد حجمی گلدان) و فاکتور دوم سه سطح تنش خشکی (25، 50 و 100 درصد ظرفیت گلدانی) بود. نتایج نشان داد که هر دو جدایه، در شرایط تنش، باعث افزایش وزن تازه و خشک زیست توده و وزن خشک ریشه گیاه گل مریم شدند. وزن تازه زیست توده به مقدار 20% در حالت تنش 25% توسط جدایه bi و 29/5 درصد توسط جدایه 65 افزایش یافت، که بیا ن گر افزایش رشد گیاه مریم در حضور قارچ تریکودرما است. مقدار پرولین در تنش 25% به مقدار 40 و 32 درصد در جدایه های bi و 65 نسبت به 100% ظرفیت گلدانی افزایش یافت. روند مقدار آب نسبی و سطح سبز برگ با اعمال سطوح مختلف دو قارچ با افزایش سطح تنش افزایش یافت. سطح سبز برگ در تنش 25% و اعمال 20% تیمار قارچ به ترتیب 26 و 24 درصد در جدایه‏ های bi و 65 افزایش نسبت به عدم اعمال قارچ مشاهده شد. به نظر می رسد که جدایه ‏های bi و 65 قارچ تریکودرما هارزیانوم آثار متفاوتی در شرایط تنش خشکی دارند. به طوری که در شرایط تنش و 100% ظرفیت گلدانی و تیمار با جدایه bi، مقادیر وزن خشک ریشه، وزن تازه و خشک زیست توده، مقدار آب نسبی و سطح سبز برگ بیشتر از مقادیر مشابه در تیمار با جدایه 65 بوده است.

    کلیدواژگان: پرولین، مقدار آب نسبی برگ، فتوسنتز، وزن خشک ریشه
  • زهرا رجبی، احمد گلچین، پریسا علم داری* صفحات 55-68

    صنایع تولید کننده سرب و روی از لحاظ زیست محیطی یکی از صنایع پرخطر شناخته شده اند. در این پژوهش، 15 نمونه پسماند (کیک) از کارخانه سرب و روی زنجان جمع آوری شده و براساس نوع و غلظت فلزات سنگین، شش نمونه برای افزودن به خاک انتخاب شدند. در خاک های تیمار شده با کیک های مختلف، گیاه کاهو کشت شد. پس از برداشت گیاه، شاخص های رویشی گیاه، غلظت فلزات سنگین در ریشه و برگ گیاه و همچنین غلظت قابل جذب فلزات سنگین در خاک تحت کشت اندازه گیری شد. این پژوهش در قالب طرح کاملا تصادفی انجام شد، به گونه ای که شش نوع کیک در سه سطح (0/25، 0/5 و 1 درصد) در سه تکرار و با سه نمونه شاهد (بدون افزودن کیک) مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بیشترین میزان آلودگی در غلظت کل فلزات سنگین به ترتیب مربوط به کادمیم (168333 میلی گرم بر کیلو گرم)، روی (100000 میلی گرم بر کیلوگرم)، آهن (91666 میلی گرم بر کیلوگرم)، منگنز (25566 میلی گرم بر کیلوگرم)، سرب (13483 میلی گرم بر کیلوگرم) و نیکل (7966 میلی گرم بر کیلوگرم) و در غلظت های قابل جذب مربوط به منگنز (21400 میلی گرم بر کیلوگرم)، روی (16400 میلی گرم بر کیلوگرم)، کادمیم (4520 میلی گرم بر کیلوگرم)، سرب (2371 میلی گرم بر کیلوگرم)، نیکل (194 میلی گرم بر کیلوگرم) و آهن (2/11 میلی گرم بر کیلوگرم) بود. غلظت قابل جذب فلزات سنگین خاک های تیمار شده با کیک ها بر اثر جذب توسط گیاه کاهو در خاک کاهش یافت.

    کلیدواژگان: د کارخانجات ذوب سرب و روی، فلزات سنگین، کیک، قابلیت جذب
  • نغمه امیدی، ناصر عالم زاده * صفحات 69-80

    آزمایشی به صورت کرت های خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی طی سال 1396 در مجتمع گلخانه ای دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. کرت اصلی شامل نور در دو سطح [ الف- نور خورشید (شاهد)، ب- نور خورشید + نور لامپ ال ای دی قرمز و آبی (50:50 درصد) با شدت نور 70µ mol/m2s به مدت 15 ساعت (از ساعت 17 تا 8 صبح روز بعد به عنوان نور شبانه)] و کرت فرعی شامل شش رقم کاهوی گلخانه ای (بلک سید سیمپسون، گرین آیس، ویویان، تام ثامب، رد سالاد بول و سالاد بول) بودند. نتایج آزمایش نشان داد که برخی از صفات اندازه گیری شده تحت تاثیر رقم و افزایش نور قرار گرفته و برخی از آنها تحت تاثیر برهم کنش رقم و نور قرار داشته و در سطح 1% معنی‏ دار بودند. بیشترین وزن تازه و خشک برگ، وزن تازه و خشک ساقه، تعداد برگ و میزان کلسیم در تیمار نور شبانه مشاهده شد. بیشترین و کمترین میزان نیترات برگ به ترتیب در تیمار رقم تام ثامب شاهد (1723 میکروگرم بر گرم وزن خشک) و رقم گرین آیس و نور شبانه (1023 میکروگرم بر گرم وزن خشک) مشاهده شد. بیشترین و کمترین میزان کلسیم به ترتیب در تیمار رقم بلک سید سیمپسون و نور شبانه (1477 میکروگرم بر گرم وزن خشک) و رقم تام ثامب شاهد (1/271 میکروگرم بر گرم وزن خشک) مشاهده شد. با توجه به نتایج این آزمایش، می توان با افزایش نور شبانه، رشد کمی ارقام کاهوی برگی را تا 90% افزایش داده و همچنین کیفیت محصول آنها را افزایش داد.

    کلیدواژگان: نیترات، نیتریت، کلسیم، وزن تازه برگ، وزن خشک برگ، طول ساقه
  • آزیتا شریفی، ناصر قادری، جلال خورشیدی*، تیمور جوادی صفحات 81-100

    محیط کشت و تغذیه دو عامل مهم در تعیین کمیت و کیفیت محصولات گلخانه ای هستند. بر همین اساس، پژوهشی به‏ صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در گلخانه گروه باغبانی دانشگاه کردستان روی توت فرنگی رقم آروماس انجام گرفت. عامل اول، دو نوع محیط کشت (مخلوط پرلایت-کوکوپیت با نسبت حجمی مساوی و پوکه)، عامل دوم، سه غلظت هیومیک اسید (صفر، 300 و 600 میلی گرم بر لیتر) و عامل سوم، چین های مختلف برداشت بود. در چین های مختلف برداشت، صفات کمی و کیفی میوه مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج، بیان گر تاثیرپذیری بسیار زیاد ویژگی های عملکردی و کیفی میوه از محیط کشت و هیومیک اسید بود. بیشترین میانگین عملکرد میوه در محیط کشت پرلایت-کوکوپیت (107 گرم در بوته) و محیط پوکه (85/4 گرم در بوته) از بوته هایی به‏ دست آمد که با 600 میلی گرم بر لیتر هیومیک اسید تیمار شده بودند. بیشترین میانگین سفتی (6 نیوتن بر مترمربع)، مواد جامد محلول (6/19 درصد) و کربوهیدرات محلول (58 میلی گرم در 100 گرم وزن تازه) متعلق به میوه بوته های محیط پوکه و تغذیه شده با 600 میلی گرم بر لیتر هیومیک اسید بود و بیشترین میانگین فنول (113 میلی گرم گالیک اسید در 100 گرم وزن تازه) و ویتامین ث (34 میلی گرم در 100 گرم وزن تازه) متعلق به میوه بوته های محیط پرلایت-کوکوپیت تغذیه شده با 600 میلی گرم در لیتر هیومیک اسید بود. به‏ طور کلی و بر اساس مجموع صفات اندازه گیری شده، محیط کشت پرلایت-کوکوپیت و تغذیه با 600 میلی گرم بر لیتر هیومیک اسید به‏ صورت کودآبیاری برای تولید کمی و کیفی مطلوب توت فرنگی رقم آروماس پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: عملکرد، فنول، آنتوسیانین، کوکوپیت، پوکه
|
  • E. Mortezavi, R. Barzegar*, S. Reezi Pages 1-12

    The present investigation was carried out to evaluate the impacts of different concentrations of N and Ca and N:Ca ratio in nutrient solution on growth indices, yield and tipburn of butterhead lettuce (Lactuca sativa var. Capitata) in floating system. The experiment was conducted as completely randomized design, with 8 treatments and 3 replications, in Research Greenhouse of Shahrekord University. Treatments (different concentrations of Ca and N (mg/L) in the nutrient solution) included T1 (N60 + Ca80), T2 (N80 + Ca80), T3 (N100 + Ca80), T4 (N120 + Ca80), T5 (N120 + Ca160), T6 (N160 + Ca160), T7 (N200 + Ca160) and T8 (N240 + Ca160). Results showed that there was no significant difference between treatments for number of leaves; but significant differences were observed in tipburn percent, leaf and root fresh weight, leaf and root dry weight, and stem length and diameter. The highest head weight, length and diameter of stem, and root and leaf dry weight were observed in T1 (N60 + Ca80), T2 (N80 + Ca80) and T3 (N100+ Ca80) treatments. The weight of head in different treatments varied from 218 to 326 g/plant. Increasing the N concentration to more than 100 mg/L decreased the yield. Higher yield was obtained in 80 mg/L Ca concentration as compared to 160 mg/L. The tipburn occurrence of the treatments varied from 10.5 to 42.5 percent. The lowest tipburn occurrence was observed in T2 and T6 (N:Ca=1) treatments; while it was highest in T1 and T5 (N:Ca=0.75) treatments. Leaf analysis showed that significant difference was observed among the treatments with respect to N and Ca content. The T2 treatment (N80 + Ca80) was the best due to its high yield and lower tipburn incidence

    Keywords: Lettuce, Soilless culture, Nutrients ratio, Head weight, Leaf nitrogen
  • A. Khaleghi*, E. Dadbin, A. Asghari Pages 13-22

    Tomato is one of the most important horticultural crops that is corruptible and susceptible to microbial contamination. In this study, the effect of UV-C at five different irradiation intensities (0, 3, 6, 9 and 12 kJ/m2) on rot control and postharvest quality of greenhouse tomato was investigated. Tomato (cv. Newton) fruits were harvested from a commercial greenhouse at vine-ripe stage and after treatment, were stored at 10 °C and relative humidity of 85-90%. Qualitative characteristics of the fruits such as decay rate, firmness, vitamin C, total soluble solids, titratable acidity, ripening index, weight loss and color (L*, a*, b*, Hue and Chroma) were evaluated after 7, 14, 21 and 28 days of cold storage. Results showed that vitamin C, firmness and color values were decreased; while weight loss percentage and decay rate were increased during the storage period. UV-C treatments did not have significant effect on traits of color, ripening index, weight loss percentage, firmness and pH. But the fruits treated with UV-C at 6 kJ/m2 dose had low decay rate as compared to control. The highest vitamin C content was obtained in treated fruits with 12 kJ/m2 of UV-C on twenty-first day of storage. Total soluble solids and titratable acidity were decreased in high doses of UV-C treatment. According to the results, it can be concluded that UV-C treatment of tomato fruits at vine-ripe stage, at its optimal doses, can reduce fruit decay and maintain or increase its antioxidant capacity, including vitamin C.

    Keywords: Antioxidant, Storage, Fungus, Tomato, UV-C light
  • M. Haghighi*, F. Bostaki, Gh. Poursharafodin Pages 23-38

    To evaluate the commercial and local cucumber rootstocks in grafting conditions at different nitrogen (N) levels and temperatures of the rootzone, this research was conducted for a year in the Research Greenhouse of the Department of Horticulture, College of Agriculture, Isfahan University of Technology in 2014. The research was a factorial experiment based on completely randomized design with 3 replications, three N treatments (100% N in Johnson solution (10.11 mM) as control, 75% N in Johnson solution (7.582 mM) and 50% N in Johnson solution (5.055 mM)), two temperatures (15 °C as low temperature in the root zone and 25 °C as optimum root zone temperature) with different rootstocks including Cucurbita Lagenaria siceraria (Rls), Cucurbita moschata cv. Ferro (Rcf), Cucurbita moschata cv. Babol (Rsb), Cucurbita moschata cv. Sari (Rcm), Cucumis sativus cv. Isfahan (Res) and Cucumis sativus cv. DavosII (Rn) as control. Results showed that the highest fresh weight of the shoots and roots and roots dry weight belonged to the Rls, and the Rcm rootstock had the highest dry weight of the shoots. The effect of root zone temperature stress on shoot growth was more than N stress and caused a greater reduction in shoots fresh and dry weight. The effect of low rootzone temperature, compared to N stress, had greater effect on the photosynthesis of Rcm, Rls, Res and Rn rootstocks. It seems that Rcm and Rls had better ability in maintaining of cucumber growth under N stress than temperature stress. The Rcf maintained the best growth conditions in low root zone temperature. In general, comparing the two stresses, (N and low temperature stress in grafting, in growth regulation), different levels of N were more effective than temperature stress

    Keywords: Cucumber, Photosynthesis, Cucurbita moschata, Lagenaria siceraria
  • H.R. Zekavati, M. Shoor*, H. Rohani, F. Fazeli, E. Ganji Pages 39-54

    In order to evaluate the effect of different Trichoderma isolates on reducing the effects of drought stress on Polianthes tuberose, two factorial experiments were carried out based on completely randomized design with three replications. The first factor in the first experiment was bi isolate, and in the second experiment was isolate 65 of Trichoderma harzianum, each at three levels (0, 10, 20% v/v) and the second factor was three levels of drought stress (25, 50, 100% of pot capacity). Results showed that both isolates increased fresh and dry weight of the biomass and root dry weight of Polianthes tuberose plant under stress conditions. The fresh weight of the biomass was increased by 20% in 25% stress by bi isolate and 29.5% by isolate 65, indicating that the growth of Polianthes tuberose in the presence of Trichoderma fungus increased. Proline content was increased by 40 and 32% by isolates bi and 65 in 25% stress compared to 100% pot capacity. The relative water content and leaf area were increased by applying different levels of the two fungi with increasing stress levels. The leaf area in the 25% stress and 20% fungus treatment were increased by 26 and 24%, respectively, in isolates bi and 65, compared to fungus-free pots. It seems that the isolates bi and 65 of Trichoderma harzianum have different effects under drought stress conditions. In terms of stress, 100% pot capacity and bi-isolate treatment, the root dry weight, fresh and dry weight of biomass, relative water content and leaf green area were more than the same traits in isolate 65 treatment.

    Keywords: Proline, Leaf relative water content, Photosynthesis, Root dry weight
  • Z. Rajabi, P. Alamdari*, A. Golchin Pages 55-68

    The lead-zinc industries are known to be one of the high-risk industries in terms of the environmental issues. In this research, 15 samples of waste (cake) from Zanjan Lead and Zinc Factory were collected and six samples were selected for adding to soil according to type and concentration of heavy metals. Then, lettuce was planted in soil samples treated with different cakes. After harvesting the plants, the plant growth indices, concentration of heavy metals in plant roots and leaves, and available concentration of heavy metals in the cultivated soil were measured. This research was carried out as a completely randomized design, in which, six types of cakes were tested at three levels (0.25, 0.5 and 1%) with three replicates and three control samples (without adding the cakes). Results indicated that the highest amount of pollution for total concentration of heavy metals was related to Cd (168333 mg/kg), Zn (100000 mg/kg), Fe (91666 mg/kg), Mn (25566 mg/kg) Pb (13483 mg/kg) and Ni (7966 mg/kg), and for available concentration of heavy metals was related to Mn (21400 mg/kg), Zn (16400 mg/kg), Cd (4520 mg/kg), Pb (2371 mg/kg), Ni (194 mg/kg) and Fe (11.2 mg/kg). Available concentration of heavy metals in soils treated with cakes was reduced by uptake of these metals by lettuce

    Keywords: Zinc, lead factories’ wastes, Heavy metals, Cake, Availability
  • N. Omidi, N. Aalamzadeh * Pages 69-80

    An experiment was conducted as split plot based on the randomized complete blocks design, in greenhouse complex of Shahid Chamran University of Ahvaz in 2017. The main plot consisted of light treatment at two levels [a) sunlight (control), b) sunlight + red and blue LEDs (50:50%) with light intensity of 70 μmol/m2s for 15 hours (from 5 PM to 8 AM as night light] and the subplot was six greenhouse lettuce cultivars (Black Seed Simpson, Green Ice, Vivian, Tom Thumb, Red Salad Bowl and Salad Bowl). Results of the experiment showed that some of the measured traits were influenced by cultivar and light increase and some of them were under the influence of interaction effects of cultivar and light and were significant at 1% level. Maximum fresh and dry weight of leaf, fresh and dry weight of stem, number of leaves and calcium content were observed in night light treatment. Maximum and minimum values of leaf nitrate content were observed in Tom Thumb cultivar and control treatment (1723 μg/g dry weight) and Green Ice cultivar and night light (1023 μg/g dry weight), respectively. Maximum and minimum values of calcium content were observed in Black Seed Simpson cultivar and night light (1477 μg/g dry weight) and Tom Thumb control treatment (271.1 μg/g dry weight), respectively. According to the results of this experiment, by increasing the night light, it is possible to enhance the quantitive growth of the leafy lettuce cultivars by 90%, and also increase the quality of their yield

    Keywords: Nitrate, Nitrite, Calcium, Leaf fresh weight, Leaf dry weight, Stem length
  • A. Sharifi, N. Ghaderi, J. Khorshidi*, T. Javadi Pages 81-100

    Culture medium and nutrition are two important factors in determining the quantity and quality of greenhouse products. Accordingly, a factorial experiment was conducted based on completely randomized design on strawberry (cv. Aromas) in the greenhouse of Department of Horticulture, University of Kurdistan, Sanandaj, Iran. The first factor was two culture media (mixture of perlite and cocopeat with equal volumetric percent, and pumice). The second factor was three concentrations of humic acid (0, 300 and 600 mg/L). The third factor was harvesting period. Quantitative and qualitative characteristics of the fruits were evaluated in different harvesting periods. Results indicated that yield and qualitative characteristics of fruits were highly influenced by culture medium and humic acid. The highest average fruit yields were obtained in perlite-cocopeat medium (107 g/plant) and pumice medium (85.4 g/plant) from plants treated with 600 mg/L humic acid. The highest average fruit firmness (6 N), total soluble solids (6.19%) and soluble carbohydrate (58 mg/100 g fresh weight) were obtained in plants grown in pumice medium and fed with 600 mg/L humic acid and the highest average phenol (113 mg gallic acid/100g fresh weigth ) and vitamin C (34 mg/100 g fresh weight) were obtained from plants grown in perlite-cocopeat medium and fed with 600 mg/L humic acid. In general, and based on total measured traits, perlite-cocopeat medium, fed with 600 mg/L humic acid as fertigation method, is recommended for favorable quantitative and qualitative production of strawberry (cv. Aromas)

    Keywords: Yield, Phenol, Anthocyanin, Cocopeat, Pumice