فهرست مطالب

تولیدات دامی - سال بیست و یکم شماره 3 (پاییز 1398)
  • سال بیست و یکم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • مهتاب منصوری، محمد مهدی شریفی حسینی*، امید دیانی، رضا طهماسبی صفحات 309-320

    در یک پژوهش تاثیر سیلاژهای ذرت و سورگوم و اندازه ذرات آن ها بر مصرف خوراک، گوارشپذیری، فراسنجه های شکمبهای و رفتار مصرفخوراک در گوسفند بررسی شد. در حدود 1000 کیلوگرم علوفه ذرت و سورگوم در دو اندازه درشت و ریز خرد سیلو شدند. در سیلوها بعد از 45 روز باز و استفاده شدند. از چهار گوشفند نر دو ساله کرمانی با میانگین وزنی 0.8±34/0 کیاوگرم در قالب یک طرح مربع لاتین با آرایه فاکتوریل2×2 با چهار دوره 21 روزه استفاده شد. جیره های آزمایشی عبارت بودند از: جیره حاوی سیلاژ ذرت درشت; و جیره حاوی سیلاژ سورگوم ریز بودند. نسبت علوفه به کنسانتره در جیره ها 60 به 40 در نظر گرفته شد. الیاف نامحلول در شوینده خنثی در سیلاژ سورگوم نسبت به ذرت بیش تر بود(p<0/01). بیش ترین مصرف ماده خشک در جیره های با سیلاژ ریز بود (p<0/05). شکمبه pH دوساعت پس از مصرف خوراک، در جیره های سیلاژ ریز، تمایل به کاهش داشت (p<0/06). جمعیت پروتوزآدر گونه های هولوتریش و سلولایتیک با افزایش اندازه سیلاژ افزایش یافت (P<0/05). بیش ترین تولید پروتئین میکروبی در شکمبه در جیره های سیلاژ ریز بود(P<0/05). زمان های مصرف خوراک، جویدن و نشخوار و در گوسفندان با جیره های حاوی سیلاژ درشت، بیش تر از ریز بود(P<0/05). نوع سیلاژ برعملکرد حیوان و رفتار مصرف خوراک تاثیر معنی داری نداشت. نتایج آزمایش نشان داد که سیلاژ سورگوم، بدون تاثیر منفی بر مسرف خوراک، گوارش پذیری و فراسنجه های شکمبه ای می تواند جایگزین سیلاژ ذرت در جیره گوسفندان شود.

    کلیدواژگان: پروتئین میکروبی، پروتوزآ، فعالیت جویدن، سورگوم، سیلاژ
  • میثم کنعانی، شهریار کارگر*، محمدجواد ضمیری، سید مهدی قریشی صفحات 321-328
    هدف از این پژوهش بررسی اثر جایگزینی یونجه خشک با سیلاژ ذرت در جیره ی آغازین دارای بافت آردی بر وضعیت سلامت و فراسنجه های بیوشیمیایی خون گوساله های نر هلشتاین طی دوره ی پیش از شیرگیری بود. در این آزمایش تعداد 30 راس گوساله تازه متولد شده (سه روزه) با میانگین وزنی 1/28 ± 40/2 کیلوگرم که به طور تصادفی به سه گروه آزمایشی تقسیم شده بودند استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل: جیره آغازین با 10 درصد یونجه خشک بر اساس ماده خشک (شاهد)، جیره آغازین با پنج درصد یونجه خشک و پنج درصد سیلاژ ذرت و جیره آغازین با 10 درصد سیلاژ ذرت بودند. ترکیبات شیمیایی جیره های آغازین در همه تیمارها یکسان بود اما محتوای ماده خشک در گروه شاهد بیش ترین و در گروه 10 درصد سیلاژ ذرت کم ترین بود. غلظت آلبومین خون گوساله هایی که با جیره حاوی پنج درصد سیلاژ تغذیه شدند بیش تر از گوساله های گروه شاهد و 10 درصد سیلاژ ذرت بود (0/05 ≥ P). احتمال ابتلاء به اسهال و پنومونی در گوساله های گروه شاهد از سایر تیمارها زیادتر بود (0/05 ≥ P) و شانس کم تری هم برای درمان داشتند. تفاوتی میان تیمارهای آزمایشی در دفعات وقوع اسهال و پنومونی و شمار روزهای درگیری با این بیماری ها مشاهده نشد اما گوساله های گروه شاهد در مقایسه با تیمارهای دیگر روزهای بیش تری مبتلا به اسهال بودند (0/05 ≥ P). بر اساس نتایج حاصل، تغذیه جیره های حاوی پنج یا 10 درصد سیلاژ ذرت به گوساله های نر هولشتاین در دوره پیش از شیرگیری سبب بهبود سلامت گوساله ها شده و هزینه های دارو و درمان را کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: اسهال، پنومونی، درمان، سیستم ایمنی، منبع علوفه
  • علی رضا آقاشاهی*، هادی حسینی، سید عبدالله حسینی، امیررضا صفائی، علیرضا یوسفی، جعفر رمضانخانی صفحات 329-337

    این پژوهش با هدف مطالعه اثر افزودن ضایعات خشک محصولات لبنی در خوراک آغازین، بر عملکرد رشد گوساله های شیرخوار انجام شد. تعداد 28 راس گوساله ماده تازه متولد شده نژاد هلشتاین به طور تصادفی به چهار گروه آزمایشی تقسیم شدند و پس از دو هفته سازگاری با شرایط آزمایش، در قالب یک طرح کاملا تصادفی، به صورت انفرادی با خوراک آغازین حاوی سطوح صفر (شاهد)، 10، 20 و 30 درصد محصول خشک ضایعات لبنی، تا سن هشت هفتگی تغذیه شدند. وزن بدن، مصرف خوراک، افزایش وزن و بازده مصرف خوراک به صورت هفتگی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که وزن زنده، افزایش وزن روزانه، میزان مصرف خوراک آغازین و نسبت اضافه وزن به خوراک مصرفی تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. بررسی اثر متقابل بین تیمار × زمان نشان داد که در هفته نخست، بالاترین افزایش وزن مربوط به گوساله های تغذیه شده با سطح 10 درصد ضایعات لبنی در جیره ی آغازین و گروه شاهد بود، اما در هفته پنجم، بالاترین افزایش وزن مربوط به گوساله های تغذیه شده با 30 درصد ضایعات لبنی در جیره آغازین بود (0/05>P). نتایج این پژوهش نشان داد که افزودن ضایعات لبنی تا 30 درصد به جیره ی آغازین گوساله ها، تاثیر منفی بر عملکرد رشد آنها ندارد و می توان از این ترکیب به عنوان یک محصول جانبی صنایع لبنی با ارزش تغذیه ای و صرفه ی اقتصادی، در تغذیه ی گوساله های شیرخوار استفاده نمود.

    کلیدواژگان: تغذیه، خوراک آغازین، ضایعات فرآورده لبنی، عملکرد رشد، گوساله
  • مطلب ابراهیمی، حامد احمدی*، فرید شریعتمداری صفحات 339-348

    هدف از انجام این آزمایش بررسی تعیین مقدار انرژی قابل سوخت و ساز حقیقی تصحیح شده بر اساس نقطه صفر تعادل نیتروژن (TMEn) و ترکیبات شیمیایی پودر ضایعات کشتارگاهی طیور (PBPM) و ارتباط ترکیبات شیمیایی  با TMEn در خروس بالغ بود . برای تعیین ارزش غذایی PBPM تعداد 30 نمونه تازه از کشتارگاه های مختلف کشور تهیه شد. ماده خشک، انرژی خام، چربی خام، پروتئین خام، خاکستر و کل نیتروژن فرار (TVN) نمونه ها مطابق روش های استاندارد اندازه گیری شد. میانگین ماده خشک، چربی خام، خاکستر خام، پروتئین خام، TVN و TMEn به ترتیب 90/05 درصد، 22/10 درصد، 7/50درصد، 60/30 درصد، 220 میلی گرم نیتروژن در100 گرم نمونه و 3907 کیلوکالری بر کیلوگرم ماده خشک برآورد شد.مشخص شد رابطه مثبتی بین TMEn و چربی خام وجود دارد در حالی که این رابطه بین خاکستر و TMEn منفی بود. در مقایسه با چربی خام و خاکستر، میزان پروتئین خام اثر کمتری روی TMEn داشت درحالی که TVN بدون تاثیر بود. از مقادیر تعیین شده انرژی در برازش معادلات ساده رگرسیونی استفاده شد که از این معادلات پیش بینی می توان به صورت کاربردی برای پیش بینی انرژی نمونه های PBPM مختلف در کارخانه های خوراک دام و مزارع پرورش طیور استفاده نمود .

    کلیدواژگان: انرژی قابل سوخت و ساز، پیش بینی انرژی، ضایعات کشتارگاهی طیور، ترکیبات شیمیایی، معادله رگرسیونی
  • هادی کریمی زارچی، محمد سالارمعینی*، محسن افشار منش صفحات 349-358
    تاثیر سطوح مختلف پروتئین خام و آنزیم پروتئاز بر عملکرد، خصوصیات لاشه و قابلیت هضم پروتئین با استفاده از 450 قطعه جوجه بلدرچین ژاپنی یک روزه در یک آزمایش فاکتوریل 3×3 با سه سطح پروتئین خام (18، 20 و 22 درصد) و سه سطح آنزیم پروتئاز (صفر، 200 و 400 میلی گرم بر کیلوگرم) در قالب طرح کاملا تصادفی با نه تیمار، پنج تکرار و 10 قطعه پرنده در هر تکرار از سن یک تا 35 روزگیبررسی شد.  در دوره سنی یک تا 21 روزگی، بیشترین اضافه وزن و مصرف خوراک در جیره های حاوی 22 درصد پروتئین خام مشاهده شد (0/05>P).  پرندگانی که از سطح 200 میلی گرم بر کیلوگرم آنزیم استفاده کرده بودند، افزایش وزن و مصرف خوراک بیشتری را نسبت به گروهی که از جیره فاقد آنزیم تغذیه شدند داشتند و بهترین ضریب تبدیل در سطح 400 میلی گرم بر کیلوگرم آنزیم مشاهده شد (0/05>P). در دوره 22 تا 35 روزگی، سطوح مختلف پروتئین و آنزیم تاثیری بر عملکرد بلدرچین ها نداشتند. بازده لاشه بلدرچین های تغذیه شده با سطوح 20 و 22 درصد پروتئین خامبهتر از پرندگان تغذیه شده با جیره حاوی 18 درصد پروتئین بود (0/05>P) و افزودن آنزیم  وزن نسبی لاشه، ران و سینه را بهبود داد(0/05>P). قابلیت هضم پروتئین خام در بازه زمانی13 تا 15 روزگی با افزایش سطح پروتئین خام، کاهش و باافزودن 200 میلی گرم بر کیلوگرم آنزیم پروتئاز، افزایش یافت (0/05>P). براساس نتایج حاصل، سطح مناسب پروتئین خام جیره بلدرچین های ژاپنی جهت دستیابی به عملکرد بهینه برای دوره یک تا 21 روزگی 22 درصد و برای 22 تا 35 روزگی، 18 درصد می باشد. همچنین استفاده از سطح 200 میلی گرم بر کیلوگرم آنزیم پروتئاز برای دوره یک تا 21 روزگی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: آنزیم پروتئاز، بلدرچین ژاپنی، خصوصیات لاشه، سطح پروتئین، عملکرد، قابلیت هضم
  • محمدرضا رضوانی*، مسعود عرب، اغل بخت کمی صفحات 359-369
    اثر اسانس گیاهان دارویی نعناع، آویشن و ترخون بر عملکرد و تیتر آنتی بادی با استفاده از 240 قطعه جوجه ی گوشتی سویه ی کاب 500 در قالب طرح کاملا تصادفی با هشت تیمار، پنج تکرار و شش قطعه جوجه ی گوشتی در هر تکرار بررسی شد. تیمارها شامل: جیره شاهد، جیره حاوی 200 میلی گرم در کیلوگرم آنتی بیوتیک ویرجینیامایسین، و جیره های حاوی 150 و200 میلی گرم در کیلوگرم اسانس نعناع، آویشن و ترخون بودند. در دوره سنی 21 تا 42 و یک تا 42 روزگی، افزایش وزن روزانه در جوجه های تغذیه شده با جیره حاوی آنتی بیوتیک و 200 میلی گرم در کیلوگرم اسانس آویشن بیشتر از پرندگان شاهد بود. در دوره سنی 21 تا 42 روزگی، پرندگانی که 200 میلی گرم در کیلوگرم اسانس نعناع و یا جیره حاوی آنتی بیوتیک دریافت کردند ضریب تبدیل خوراک بهتری داشتند. بیشترین وزن ایلئوم، تیتر آنتی بادی برونشیت وگامبرو در 42 روزگی بترتیب مربوط به تیمار 150 میلی گرم درکیلوگرم اسانس ترخون، 200 و 150 میلی گرم در کیلوگرم اسانس نعناع بود. به نظر می رسد که اسانس نعناع و آویشن در سطح 200 میلی گرم در کیلوگرم با داشتن عملکرد بهینه‏ تولید و تیتر آنتی بادی، جایگزین طبیعی مناسبی برای آنتی بیوتیک است.
    کلیدواژگان: آویشن، اسانس، ترخون، تیتر آنتی بادی، جوجه گوشتی، عملکرد، نعناع
  • جمال محمودی، سارا میرزایی گودرزی*، عباس فرح آور، علی اصغر ساکی، علیرضا نوریان صفحات 371-380
    اثر اسانس، پروبیوتیک و فلاوومایسین بر عملکرد، خصوصیات دستگاه گوارش، جمعیت میکروبی روده کور و فراسنجه های خونی با استفاده از 288 قطعه جوجه گوشتی یک روزه سویه راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار، چهار تکرار و 18 قطعه جوجه در هر تکرار از سن یک تا 42 روزگی بررسی شد. تیمارهای آزمایشی شامل: 1. جیره پایه به عنوان گروه شاهد (فاقد افزودنی)، 2. جیره پایه + 150 میلی گرم در کیلوگرم اسانس، 3. جیره پایه + 200 میلی گرم در کیلوگرم پروبیوتیک گالیپرو® و 4. جیره پایه + 150 میلی گرم در کیلوگرم فلاوومایسین بودند. نتایج نشان داد که مصرف خوراک در تیمار شاهد کمتر از سایر تیمارها بود (0/05>P). در کل دوره آزمایش، افزایش وزن جوجه های تغذیه شده با جیره حاوی فلاوومایسین، بیشتر از سایر پرندگان بود و ضریب تبدیل بهتری نسبت به پرندگان شاهد و یا تغذیه شده با جیره حاوی پروبیوتیک داشتند (0/05>P). اثر تیمارها بر وزن نسبی اندام های داخلی، pHمحتویات دستگاه گوارش و جمعیت لاکتوباسیلوس و اشریشیاکلی روده کور معنی دار نبود. وزن نسبی سینه در جوجه های تغذیه شده با فلاوومایسین بیشتر از گروه شاهد و یا پرندگانی که اسانس دریافت کردند بود (0/05>P). تفاوتی بین تیمارها از نظر غلظت کلسترول، گلوکز و تری گلیسرید پلاسما مشاهده نشد ولی غلظت HDL در پلاسمای پرندگانی که فلاوومایسین دریافت کردند کمتر از سایر تیمارها بود (0/05>P). بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق، استفاده از اسانس، عملکرد را بهبود می بخشد و می تواند به عنوان یک ترکیب محرک رشد به جای فلاوومایسین در جیره جوجه های گوشتی استفاده شود.
    کلیدواژگان: اسانس، پروبیوتیک، جمعیت میکروبی، جوجه گوشتی، عملکرد، فلاوومایسین
  • زهرا نوره، کامران طاهرپور*، محمد اکبری قرایی، حسن شیرزادی، حسینعلی قاسمی صفحات 381-392
    هدف از این آزمایش، بررسی تاثیر عصاره هیدروالکلی گیاه چویر  (Ferulago angulata L.) به عنوان جایگزینی برای افزودنی های خوراکی رایج بر عملکرد و فراسنجه های بیوشیمیایی و هماتولوژی خون جوجه های گوشتی سویه راس 308 بود. از 450 قطعه جوجه گوشتی نر یکروزه در قالب طرح کاملا تصادفی با شش تیمار و پنج تکرار استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل: جیره پایه فاقد مواد افزودنی (شاهد)، جیره پایه حاوی آنتی بیوتیک سالینومایسین (500 میلی گرم در کیلوگرم)؛ پروبیوتیک پریمالاک® (سطح توصیه شده)؛ مخلوط ویتامین و مواد معدنی (200 میلی گرم در کیلوگرم ویتامین های E و C و 0/3 میلی گرم در کیلوگرم سلنیوم) و عصاره گیاه چویر در سطوح 200 و 400 میلی گرم در کیلوگرم بودند. در کل دوره پرورش، پرندگانی که با جیره های حاوی افزودنی ها تغذیه شدند افزایش وزن و ضریب تبدیل بهتری در مقایسه با پرندگان شاهد داشتند (p<0/05). درصد هیدروفیل و نسبت هتروفیل به لنفوسیت در جوجه هایی که با جیره های حاوی افزودنی های مورد آزمایش (به استثنای تیمار حاوی 200 میلی گرم در کیلوگرم عصاره چویر) تغذیه شدند کاهش یافت (p<0/05). براساس نتایج این تحقیق، عصاره گیاه چویر بخصوص در سطح 400 میلی گرم در کیلوگرم جیره میتواند به عنوان جایگزین مناسبی برای افزودنی های تجاری مورد استفاده در جیره در جهت بهبود عملکرد رشد و فراسنجه های هماتولوژی و بیوشیمی خون جوجه های گوشتی استقفاده شود.
    کلیدواژگان: افزودنی های خوراکی، پاسخ های فیزیولوژیکی، جوجه های گوشتی، عصاره چویر، عملکرد
  • حجت باغ شاهی، سعید زین الدینی*، احمد زارع شحنه، سعید اسماعیل خانیان صفحات 393-400
    اثر مکمل کردن محیط کشت با غلظت های مختلف اسید فولیک (ویتامین B9) بر بلوغ برون تنی تخمک های گاو در قالب دو آزمایش بررسی شد. بهینه سازی محیط کشت بلوغ تخمک گاوی از راهبردهایی است که با اثر بر کیفیت بلوغ و باروری، در نهایت منجر به افزایش کیفیت رویان تولیدی گاو می شود. در آزمایش اول برای تعیین غلظت اسید فولیک و هموسیستئین، فولیکول ها به دو دسته کمتر و بیشتر از هشت میلی متر تقسیم بندی شدند. سپس غلظت اسید فولیک و هموسیستئین در هر دو گروه فولیکولی و همچنین در محیط کشت تجاری اندازه گیری شد. در آزمایش دوم، بلافاصله پس از کشتار، تخمدان ها به آزمایشگاه منتقل و با آسپیره کردن کمپلکس های تخمک -کولوموس از فولیکول های دو تا هشت میلی متری استحصال شد. تخمک ها به طور تصادفی به چهار گروه تقسیم، و بر اساس نتایج آزمایش نخست، غلظت های مختلف اسید فولیک (صفر، 10، 100 و 1000 نانوگرم در میلی لیتر) به محیط کشت بلوغ اضافه شد. پس از گرم خانه گذاری تخمک ها، درصد تخمک های بالغ شده با استفاده از رنگ آمیزی هوخست تعیین شد. غلظت اسید فولیک و هموسیستئین در فولیکول های با قطر کمتر از هشت میلی متر، بیشتر از فولیکول های بزرگ تر از هشت میلی متر و همچنین بیشتر از غلظت آن ها در محیط بلوغ بود. مکمل کردن محیط بلوغ با 100 نانوگرم اسید فولیک/میلی لیتر نسبت به گروه شاهد، موجب افزایش درصد تخمک های مرحله متافاز دو شد (0/05 >P). نتایج نشان داد که افزودن اسید فولیک با توجه به غلظت اسید فولیک و هموسیستئین محیط کشت، بلوغ برون تنی تخمک های گاوی را بهبود می بخشد.
    کلیدواژگان: اسید فولیک، برون تنی، بلوغ تخمک، گاو، هموسیستئین
  • مهدی حیدری عمله، احمد زارع شحنه*، مجتبی زاغری صفحات 401-407
    اثر دو ترکیب گیاهی و سنتتیک پیوگلیتازون و کورکومین بر متابولیسم چربی و فراسنجه های خونی مرغ های مادر گوشتی با استفاده از60 قطعه مرغ مادر در سن 45 هفتگی، در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تیمار و چهار تکرار به مدت10 هفته بررسی شد. تیمارهای آزمایشی شامل: 1. تیمار شاهد(جیره پایه)؛ 2. افزودن پیوگلیتازون به میزان20 میلی گرم به ازای هر پرنده در روز به جیره؛ 3. افزودن کورکومین به میزان 20 میلی گرم به ازای هر پرنده در روز به جیره. در پایان آزمایش نمونه های خون جمع آوری و مرغ ها کشتار شدند. نتایج نشان داد که پرندگانی که پیوگلیتازون یا کورکومین در جیره دریافت نمودند تولید تخم و ضخامت پوسته بالاتری نسبت به پرندگان شاهد داشتند (p<0/05). با این حال وزن زرده و تخم مرغ در پرندگان شاهد نسبت به دو گروه دیگر بالاتر بود (p<0/05). غلظت های پلاسمایی گلوکز، تری آسیل گلیسرول و کلسترول پرندگانی که پیوگلیتازون و کورکومین دریافت کردند کمتر از پرندگان شاهد بود (p<0/05). وزن کبد و چربی شکمی و همچنین قطر آدیپوسایت ها در پرندگانی که پیوگلیتازون یا کورکومین دریافت کردند کمتر بود (p<0/05). براساس نتایج حاصل، افزودن پیوگلیتازون یا کورکومین به جیره مرغ مادر، از طریق کم کردن لیپیدهای پلاسما و متعاقبا اثرات مثبت بر بافت چربی و کبد می تواند تولید را در این دسته از طیور بهبود بخشد.
    کلیدواژگان: چاقی، چربی شکمی، لیپیدهای پلاسما، متابولیسم چربی
  • سپیده رستمی*، محمد تقی بیگی نصیری، محمود نظری، صالح طباطبائی وکیلی صفحات 409-418
    اثر دو رقیق کننده مختلف تریس- زرده تخم مرغ و آندرومد بر کیفیت منی و نسبت جنسیت اسپرم گاو هلشتاین در طول فرآیند رقیق سازی و انجماد با استفاده از تکنیک real- time qPCR بررسی شد. این آزمایش با استفاده از چهار گاو نر نژاد هلشتاین در سن چهار سالگی و به مدت چهار هفته در قالب طرح کاملا تصادفی انجام شد .ژنهای PLP و SRY به ترتیب برای جداسازی قطعات خاصی از توالی های کروموزوم X- و Y- تکثیر شدند. استفاده از رقیق کننده آندرومد در مقایسه با تریس- زرده تخم مرغ، کیفیت منی در انجماد و یخ گشایی را بهبود داد. استفاده از رقیق کننده آندرومد موجب افزایش معنی دار بیان ژن (PLP(0/16±1/43، و(p=0/01)  و  کاهش معنی دار بیان ژن (SRY(0/11±0/64 و (p=0/009) در حالت مایع و فرایند انجماد شد. استفاده از رقیق کننده تریس- زرده تخم مرغ باعث کاهش معنی دار بیان ژن (PLP (0/06±0/3)، (p<0/0001  و افزایش معنی دار بیان ژن (SRY (1/19±0/05)، (p=0/001 در حالت انجماد شد. براساس نتایج، استفاده از منی رقیق کننده آندرومد و منی منجمد شده با تریس- زرده تخم مرغ به ترتیب سبب افزایش ماده زایی و نرزایی در گله گاو شیری می شود.
    کلیدواژگان: آندرومد، زرده تخم مرغ، ژن PLP، ژن SRY، کروموزوم Y
|
  • Mhatab Mansori, Mohammad Mahdi Sharifi Hossini *, Omid Dayani, Reza Tahmasbi Pages 309-320

    This research was conducted to investigate the effects of corn and sorghum silages particle size on feed intake, digestibility, rumen parameters and feed intake behavior in Kermani sheep. Around 1000 kg of fresh corn and sorghum forages were chopped into two coarse and fine particle sizes and ensiled for 45 days. Four male Kermani sheep, 34.0±0.8 kg average BW, were used in this experiment which was conducted in a completely randomized design, with a 2 × 2 factorial experiment. There were four experimental periods and each of which lasted 21d, with 14d adaptation, 7d of sample collection. The ratio of forage to concentrate was 60: 40. Experimental diets were: 1) coarse corn silage diet, 2) fine corn silage diet, 3) coarse sorghum silage diet and 4) fine sorghum silage diet. The NDF content was higher in the sorghum silages than corn silages (p<0.05). In diets containing fine silage, ruminal pH tended to decrease after two hours of intake. Population of Holotrich and Cellulolytic protozoa increased when coarse silages were fed to animals (P<0.05). The maximum microbial protein synthesis in the rumen was achieved in diets containing fine silage(P<0.05). Duration of feed intake, rumination and chewing activity were higher in coarse silage diets (P<0.05). The types of silage did not have significant effect on animals’ performance and dietary feed intake behavior. In conclusion, corn silage can be replaced by sorghum silage, without any negative effect on feed intake, digestibility, and rumen parameters in sheep.

    Keywords: Chewing activity, Microbial protein, Protozoa, Silage, Sorghum
  • Meysam Kanani, Shahryar Kargar *, Mohammad Javad Zamiri, Seyed Mehdi Ghoreishi Pages 321-328
    The aim of this study was to investigate the effect of replacing alfalfa hay (AH) with corn silage (CS) in the finely ground starter diet on health status and blood biochemical parameters of male Holstein calves during pre-weaning period. Thirty (3-d old) newborn calves (40.2 ± 1.28 kg body weight) were assigned randomly to three experimental groups receiving starter diets containing 10% (on dry matter basis) AH (Control), 5% AH and 5% CS, and 10% CS. The starter diets had the same nutrient composition but dry matter content was highest and lowest in Control and 10% CS groups, respectively. Blood concentration of albumin was higher in calves fed 5% CS diet compared with calves fed Control or 10% CS diets (P ≤ 0.05). Compared with calves on other treatments, calves on Control group were more susceptible to develop diarrhea or pneumonia (P ≤ 0.05) and thereby had lower chance to be treated. No difference was observed among treatment groups for frequency and medication days of diarrhea or pneumonia, but duration of diarrhea was higher in calves on Control group compared with other treatments (P ≤ 0.05). Based on obtained results, feeding CS containing diets (5 or 10%) to male Holstein calves during the preweaning period may have a potential to improve calf health and to decrease costs related to drugs and medication
    Keywords: Diarrhea, Forage source, Immune System, Medication, Pneumonia
  • Alireza Aghashahi *, Hadi Hosseini, Sayed Abdoullah Hosseini, AMIRREZA SAFAEI, Ali Reza Yousefi, Jafar Ramazankhany Pages 329-337

    This study was aimed to investigate the effect of adding dried dairy wastes to the starter diet on growth performance in Holstein dairy calves. A total of 28 female newborn Holstein dairy calves were randomly allocated to four groups (n=7/group) and after two weeks of habituation to experimental conditions and diet, in a completely randomized design, individually fed starter diets containing 0 (control), 10, 20, or 30% dried dairy waste up to eight weeks of age. Feed intake, weight gain, and feed efficiency (gained weight/consumed feed) were measured weekly, during the experimental period. Results showed that body weight, weight gain, feed intake, and feed efficiency were not affected by the treatments. Interactive effect of treatments by week showed that the highest weight gain was for calves fed by the diet containing 10% dairy waste or control group at first week. However, the highest gain was recorded for those that received 30% dairy waste at week five of the experiment (P<0.05). In conclusion, the results of the present study revealed that the inclusion of dried dairy products up to 30% of calves’ starter diet had no adverse effect on performance, and therefore can be used as an affordable and valuable nutritional by-product of the dairy industry in the nutrition of calves.

    Keywords: Calf, Dairy product wastes, Feeding, growth performance, Starter diet
  • Motalleb Ebrahimi, Hamed Ahmadi *, Farid Shariatmadari Pages 339-348

    The goal of the present study was to determine the true metabolizable energy corrected for nitrogen (TMEn) content, chemical compositions of the poultry by – product meal (PBPM), the relationship between their chemical compounds and TMEn in adult roosters. To examine the nutritional values of PBPM, a total of 30 fresh samples were collected from different slaughterhouses in the country. For TMEn estimation, each sample (25 g) was used to force feed to the 4 birds raised in individual metabolic cages. Dry matter (DM), gross energy (GE), crude fat (EE), crude protein (CP), ash and total volatile nitrogen (TVN) were measured according to standard methods. Average values for DM, EE, ash, CP, TVN and TMEn were obtained as 90.05%, 22.10%, 7.50%, 60.30%, 220 mgN/100g, and 3907 kcal/kg, respectively. There was a positive correlation between TMEn and EE, while the correlation between ash and TMEn was negative. Compared with EE and ash, the CP was less correlated (P<0.05) with TMEn, while the TVN had no significant effect. The determined values of chemical composition and TMEn were used in fitting the simple regression equations, which can be in practice used to predict energy contents of PBPM samples in factory and production farms.

    Keywords: Chemical compositions, Energy prediction, Metabolizable energy, Poultry by-product, Regression equation
  • Hadi Karimi, Zarchi, Mohamad Salarmoini *, Mohsen Afsharmanesh Pages 349-358
    This study was carried out to evaluate the effect of different levels of dietary crude protein and protease enzyme on growth performance, carcass characteristics, and protein digestibility in Japanese quails. Four hundred fifty day-old quails were randomly distributed into nine experimental groups in a completely randomized design with 3 × 3 factorial arrangement including 3 levels of protein (18, 20 and 22%) and 3 levels of protease enzyme supplementation (0, 200 and 400 mg/kg) with five replicates and 10 birds per replicates. In 1 to 21 days of age, the highest weight gain and feed intake were achieved in birds fed diet with 22% crude protein (P<0.05). Also, birds fed with the diet supplemented with 200 ppm protease enzyme showed higher feed intake and weight gain, in comparison to the birds fed no enzyme supplemented diet (P>0.05). But, the best feed conversion ratio was seen in birds fed a diet contained 400 ppm enzyme. In 22 to 35 days of age, different dietary treatments have no significant effect on growth performance. Carcass percentage of quails fed with diets contained 20 and 22% CP was significantly higher than those fed 18% CP diet (P<0.05). Also, enzyme supplementation had beneficial effects on the carcass, breast, and thigh relative weights (P<0.05). In the 13-15 days period, CP digestibility coefficient was significantly decreased by increasing the CP level from 18 or 20 to 22%. Also, protease enzyme supplementation at 200 ppm level had significantly a positive effect on CP digestibility (P<0.05). It could be concluded that the optimal dietary CP level for growing Japanese quails for 1- 21 and 22-35 days of the growing period is 22 and 18%, respectively. Also, dietary supplementation with protease enzyme at 200 ppm level could be beneficial at 1 to 21 days of age.
    Keywords: carcass characteristics, digestibility, growth performance, Japanese quails, protease enzyme, protein level
  • Mohammad Reza Rezvani *, Masoud Arab, Ogholbakht Kami Pages 359-369
    This research was carried out in order to investigate the effect of peppermint, thyme and tarragon essential oils on the performance and antibody titer of broilers. In this experiment, a total number of 240 Cobb 500 broiler chickens were used in a completely randomized design with eight treatment groups. Each treatment was replicated five times with six birds per replicate. Dietary treatments included; control, 200 mg/kg virginiamycin antibiotic, 150 and 200 mg/kg peppermint, thyme and tarragon essential oils. Chickens fed diets supplemented with antibiotic and 200 mg/kg thyme essential oil had significantly higher daily weight gain in comparison to control diet at the period of 21-42 days and 1- 42 days. Feed conversion ratio in birds fed the diets supplemented with 200 mg/kg peppermint essential oil and antibiotic was significantly improved in comparison to control diet. The highest ileum length and the best antibody titer against bronchitis and Gumboro in 42 days old chickens were recorded in150 mg/kg tarragon essential oil, 200 and 150 mg/kg peppermint essential oils, respectively. Therefore, it is recommended to supplement 200 mg/kg peppermint or thyme essential oils instead of dietary antibiotics in order to improve performance and antibody titer in broilers.
    Keywords: Antibody titer, Broiler, Essential oils, Peppermint, performance, Tarragon, Thyme
  • Jamal Mahmoudi, Sara Mirzaie Goudarzi *, Abbas Frahavar, Ali Asghar Saki, Ali Reza Nourian Pages 371-380
    The effect of essential oils blend, probiotic and flavomycin on performance, gastrointestinal tract (GIT) characteristics, cecal microbial population and blood parameters was studied with 288 day-old chickens, Ross 308 broilers from 1 to 42 days of age in a completely randomized design by 4 treatments, 4 replicates and 18 chickens in each replication. The experimental treatments were: 1) basal diet as control group (without additive), 2) basal diet + 150 mg/kg essential oils blend, 3) basal diet + 200 mg/kg Gallipro® probiotic, and 4) basal diet + 150 mg/kg flavomycin. The results showed that feed intake was lower in the control group than other treatments (P<0.05). In the whole trial period, the weight gain of chickens fed with the diet containing flavomycin was higher than other birds and had a better feed conversion ratio than control birds or fed with the diet contains probiotic (P<0.05). The effect of treatments was not significant on relative weight of internal organs, pH of the GIT digesta and Lactobacillus and Escherichia coli population in the ceca. The relative weight of the breast was greater in chickens fed with flavomycin than control group or birds that received essential oils blend (P<0.05). There was no difference between treatments in terms of plasma cholesterol, glucose and triglyceride concentrations, but HDL concentration was lower in the plasma of birds receiving flavomycin compared to other treatments (P<0.05). Based on the results of this study, adding essential oils blend to the diet improved performance and can be used as a growth promoter instead of flavomycin in broilers diet.
    Keywords: Broiler chicken, Essential oils blend, Flavomycin, Microbial population, Performance, Probiotic
  • Zahra Nooreh, Kamran Taherpour *, Mohammad Akbari Gharaei, Hassan Shizadi, Hossein Ali Ghasemi Pages 381-392
    The objective of this experiment was to investigate the effect of hydroalcoholic extract of Ferulago angulata (FA) as a substitute for common feed additive on performance and blood biochemical and hematological parameters of Ross 308 broilers. A total of 450 one-day-old male broiler chickens were used in a completely randomized design with six treatments and five replicates per treatment. The experimental treatments consisted of the basal diet with no additives (control); the basal diet containing Salinomycine antibiotic (500 mg/kg); Primalak® probiotic (recommended level), vitamin and mineral mixture (200 mg/kg of E and C vitamins and 0.3 mg/kg of selenium) and hydroalcoholic extract of FA at the levels of 200 and 400 mg/kg. During the entire experimental period, the birds fed diets with additives had better body weight gain and feed conversion ratio compared with the control birds (P<0.05). Feeding broiler chickens with experimental diets, except for the diet containing antibiotic, resulted in decreased concentrations of serum triglyceride and cholesterol compared with the control diet (P<0.05). The heterophil percentage and the heterophil to lymphocyte ratio decreased in the birds fed diets with evaluated additives, except for treatment containing 200 mg/kg of FA extract (P<0.05). Based on the results of this study, the FA extract, especially at the level of 400 mg/kg of diet, could be used as a suitable substitute for commercial dietary feed additives to improve growth performance and blood hematological and biochemical parameters of broilers.
    Keywords: Broilers, feed additives, Ferulago angulata extract, Performance, physiological responses
  • Hojjat Baghshahi, Saeed Zeinoaldini *, Ahmad Zare Shahneh, Saeid Esmaeilkhanian Pages 393-400
    The effect of addition of different concentrations of folic acid (vitamin B9) to the culture medium on in vitro maturation of bovine oocytes was investigated in two experiments. Optimization of bovine oocyte maturation medium is one of the strategies affecting quality of maturity and fertility, ultimately resulting in increasing the quality of produced bovine embryos. In the 1st experiment, to specify the concentrations of folic acid and homocysteine, ovarian follicles were divided into two categories including follicles with more or less than eight mm of diameter. Then, the concentrations were measured in both follicle groups as well as a commercial culture medium. In the second experiment, bovine ovaries were transferred to the laboratory immediately after slaughter and the cumulus-oocyte complexes were collected by aspiration from 2-8 mm diameter follicles. Oocytes were randomly divided into four groups and different levels of folic acid (0, 10, 100 and 1000 ng/ml) were added to maturation medium based on the results of the first experiment. Following incubation of oocytes, the percentage of mature oocytes was determined by Hoechst staining. The concentrations of folic acid and homocysteine in follicles with diameter of less than eight mm was higher than those with diameter of greater than eight mm, as well as the culture medium Supplementation of maturation medium with 100 ng/ml folic acid increased the percentage of metaphase-II oocytes compared to the control (P <0.05). Considering the concentrations of folic acid and homocysteine in the medium, results showed that the addition of folic acid improves in vitro maturation of bovine oocytes.
    Keywords: Cow, Folic acid, Homocysteine, in vitro, Oocyte maturation
  • Mehdi Heidari Amaleh, Ahmad Zare Shahneh *, Mojtaba Zaghari Pages 401-407
    The effect of Pioglitazone and Curcumin on lipid metabolism and plasma metabolites of broiler breeder was investigated as a completely randomized design with three treatments and four replications by using of 60 hens at age 45 weeks during 10 weeks. Experimental treatments including: 1) Control (basal diet), 2) Adding 20 mg/bird/day Pioglitazone to diet and, 3) Adding 20 mg/bird/day Curcumin to diet. At the end of experiment, blood samples were collected, and birds were slaughtered. The results showed that hens receiving Pioglitazone or Curcumin had higher egg production and shell thickness when compared with control group (p<0.05). However, the yolk and egg weight of birds in the control group were higher than two another groups (p<0.05). Plasma concentrations of glucose, triglycerides and cholesterol were lower in hens feeding Pioglitazone or Curcumin than control (p<0.05). Liver and abdominal fat weight and adipocyte diameter were lower in birds receiving Pioglitazone or Curcumin (p<0.05). Based on current results, dietary supplementation of Pioglitazone or Curcumin, through lowering plasma lipids and subsequently positive influence on abdominal fat tissue and liver, could improve production in broiler breeders.
    Keywords: Abdominal Fat, Fat Metabolism, Obesity, Plasma Lipids
  • Sepideh Rostami *, Mohammad Taghi Beigi Nassiri, Mahmood Nazari, Saleh Tabatabaei Vakili Pages 409-418
    The effects of two different extenders were investigated (Tris- egg yolk and Andromed extenders) on semen quality and sex ratio during the dilution and freezing process in Holstien bull by using the real-time qPCR technique. The experiment was conducted using four 4-years old Holstien bulls for a period of four weeks in a completely randomized design. The PLP and SRY genes were amplified to isolate the specific fragments of X- and Y- chromosome sequences, respectively. Using Andromed diluent in comparison with Tris- eggs yolk improved semen quality during freezing and thawing. Using Andromed extender significantly increased the PLP gene expression (1.43±0.16), (P= 0/01) and reduced SRY gene expression (0.64±0.11), (P= 0/009). Using Tris- egg yolk extender led to a significant reduced in expression of PLP gene (0.3±0.06), (P< 0/0001) and s increased SRY gene expression during freezing (1.19±0.05), (P= 0/001). Based on the results, sperm dilution with Andromed extender and frozen semen with Tris-egg yolk increase birth of female and male in dairy cow herd, respectively.
    Keywords: Andromed, PLP gene, SRY gene, Y- chromosome, Yolk egg