فهرست مطالب

  • پیاپی 20 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سیدرضا به آفرین*، مسعود یزدانی، جعفر شریفی صفحات 9-30

    در ترجمه اصطلاحات حقوقی توجه به نکاتی مانند انتقال جنبه های معنایی، متنی و کاربردشناسی ضروری به نظر می رسد. بخشی از متون مقدس، مانند قرآن کریم، حاوی دستورهایی است که غالبا بار حقوقی دارند و از آنجا که این گونه دستورها می توانند منشاء برخی سوء برداشت ها از سوی خوانندگان شوند، لذا در ترجمه آن ها باید دقت فراوانی کرد. از جمله مهم ترین موضوعات حقوقی در قرآن، می توان به ارث، ازدواج، طلاق و غیره اشاره نمود که مردم در زندگی روزمره خود همواره با آن ها سروکار دارند و هر گونه ترجمه نادرست آن ها و عمل به مفاهیم نادرست که به دلیل علاقه شدید مردم به متون مقدس وجود دارد، می تواند تبعات حقوقی برای خوانندگان در پی داشته باشد. تقریبا سیصد آیه به مسائل حقوقی پرداخته اند. بر همین اساس، ممکن است خوانندگان غیرمتخصص ترجمه های قرآن و یا مترجمانی که از روی ترجمه های ناقص، یک ترجمه نو ارائه می دهند، در فهم اصطلاحات حقوقی اشتباه نمایند و یا اینکه این ترجمه های نادرست بهانه ای به دست مغرضان برای به چالش کشیدن مبانی حقوقی اسلام بدهد. ارزیابی کیفی ترجمه 34 نمونه از اصطلاحات حقوقی قرآن کریم در 21 ترجمه نشان می دهد که تنها حدود %34 از ترجمه ها موفق به انتقال معنای دقیق اصطلاحات حقوقی قرآن کریم شده اند. کسانی که می خواهند یک ترجمه قابل اعتماد از اصطلاحات حقوقی قرآن کریم ارائه نمایند، باید از نظرات فقها و علمای دینی و مفسران قرآن بهره برند و با علوم مختلف اسلامی آشنا باشند. توصیه می شود برای فهم بهتر اصطلاحات حقوقی قرآن کریم و جلوگیری از سوء برداشت ها، تا حد امکان توضیحاتی مختصر درباره این اصطلاحات در پانوشت ها و یا پرانتزها ارائه شود.

    کلیدواژگان: ارزیابی کیفی ترجمه، ترجمه حقوقی، اصطلاحات حقوقی قرآن، آیات الاحکام
  • مرضیه ربیعی، عبدالعلی آل بویه *، احمد پاشازانوس صفحات 31-58

    عناصر فرهنگی به منزله شناسنامه یک ملت است و می تواند در صورت انتقال صحیح بر غنای فرهنگی مقصد نیز بیفزاید. لذا مترجم باید ضمن بهرمندی از دانش های زبانی، بر فرهنگ زبان مبدا و مقصد تسلط کافی داشته باشد. پژوهش حاضر در نظر دارد معادل یابی عناصر فرهنگی رمان نون والقلم جلال آل احمد را بر اساس تقسیم بندی مقوله های فرهنگی صادق هدایت در ترجمه عربی ماجده العنانی بررسی کند. از آنجا که انتقال همه لایه های معنایی یک واژه از زبانی به زبان دیگر کار دشواری است و نمی توان برای هر یک از عناصر فرهنگی اجتماعی در زبان مقصد معادل دقیقی یافت، تبیین مفهوم هر واژه متناسب با قلمرو معنایی و مضمون فرهنگی، نیازمند راهکاری مستقل در معادل یابی است. ازاین رو، راهکارهای نیومارک اساس کار این پژوهش قرار گرفته است. یافته های این پژوهش که به روش استقرایی استنتاجی انجام، و نمونه های مهمی که در این پژوهش منعکس شده است، نشان می دهد در برگردان عناصر مادی فرهنگی، مترجم غالبا از شیوه معادل فرهنگی و معادل توصیفی بهره برده است که می توان آن را حاصل همگونی فرهنگی مبدا و مقصد دانست. در برگردان عناصر معنوی، مترجم علاوه بر شیوه معادل فرهنگی، معادل کارکردی و معادل توصیفی، از شیوه تلفیقی استفاده کرده است و به توضیح و تفسیر مقوله مورد نظر می پردازد.

    کلیدواژگان: ترجمه، عناصر فرهنگی، نون والقلم، صادق هدایت، نیومارک
  • علی صیادانی*، یزدان حیدرپور، سیامک اصغرپور صفحات 59-92
    یکی از الگوهای ارائه شده در پیشبرد سطح کیفی ترجمه ها، به ویژه در حوزه ترجمه های معنابنیاد، الگوی لارسن (1998م.) است. وی با طرح یک فرایند در ترجمه، ابتدا به کشف معانی متن اصلی از طریق بررسی ساخت زبانی آن و آنگاه به چگونگی بیان مجدد آن معانی در زبان مقصد توجه دارد. به همین دلیل، رویکرد وی در این تئوری، بیشتر رویکردی زبان شناختی است. لارسن ابتدا بر تشخیص شاخصه های تشکیل دهنده معنی در زبان مبدا تاکید کرده، سپس به کارگیری آن ها را با ساختارهای مشابه در زبان مقصد مهم ارزیابی می کند. از جمله شاخصه های زبان مبدا می توان به موضوع تعدد معانی واژگان و اطلاعات صریح یا ضمنی متن اشاره کرد. قرآن کریم که سبک های بیانی مختلفی مانند کاربردهای استعاری و مجازی واژگان، کنایه، تشبیهات و غیره دارد، حاوی مضامین و اطلاعات ضمنی نیز می باشد. بیشتر این ویژگی ها و ساخت های معنایی در تطابق با نظریه معنابنیاد لارسن است. لذا موضوع کشف مضامین مورد تاکید در این عناوین و بازگویی آن به مخاطب زبان مقصد، در ترجمه معنی مدار یحیی یثربی (1396) از قرآن نمودهای مختلفی دارد و با نظریه لارسن قابل انطباق و بررسی است. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی درصدد تطبیق ترجمه سوره کهف با این نظریه و بیان چالش های موجود در ترجمه معنی مدار برآمده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد در ترجمه یثربی علاوه بر کشف معنی، به انتقال اطلاعات صریح و ضمنی موجود در سوره کهف نیز توجه شده است.
    کلیدواژگان: کیفیت ترجمه معنایی، نظریه لارسن، سوره کهف، یحیی یثربی
  • سجاد احمدی، حسین گلی* صفحات 93-114
    استعاره به عنوان یکی از وجوه زیباشناختی کلام، به ویژه در اثر ادبی مانند قرآن کریم، همواره مورد توجه اهل فن و ادب واقع شده است و یکی از پرکاربردترین وجوه بلاغی به حساب می آید. برگردان استعاره، در نگاه برخی افراد چنان ناممکن می نماید که گویی امری ناشدنی است. البته نظریه پردازان بزرگی چون نیومارک، تعریف دقیقی برای ترجمه استعاره پیشنهاد کرده اند که امروزه کاربست آن را از سوی مترجمان مختلف، به ویژه در علوم دینی شاهد هستیم. در این جستار، پس از نگاهی گذرا به تعریف کلی استعاره و بیان ساختارها و چارچوب هایی که نیومارک برای ترجمه استعاره پیشنهاد می کند، به بررسی مقایسه ای سبک ترجمه فولادوند و حلبی از استعاره های جزء یک قرآن کریم می پردازیم. هدف از این مقاله آن است که جهان بینی جدیدی از ترجمه استعاره را پیش روی مخاطب خود بگشاید. روشی که در مقاله اتخاذ شده، بر آن است که از رهگذر تفاسیر مختلف به بررسی سبک ترجمه دو مترجم مذکور پرداخته، در پایان نیز شرح داده خواهد شد که دو مترجم از کدام چارچوب نظری بیشتر بهره گرفته اند و دلیل بسامد بالا یا پایین برخی از این چارچوب ها در کار دو مترجم چیست. هرچند در ترجمه های قدیم، پایبندی مترجم به بازتولید برای حفظ زبان مبدا نمود دارد، اما امروزه از شیوه های مختلفی برای ترجمه استعاره استفاده می شود که هر یک هدفی خاص را دنبال می کند.
    کلیدواژگان: سبک، ترجمه استعاره، نیومارک، فولادوند، حلبی
  • فرشته ناصری* صفحات 115-138
    یکی از بهترین ترجمه های رباعی های خیام به عربی، ترجمه احمد صافی نجفی است که در سطح بالایی از شاعرانگی قرار دارد. در این ترجمه، جدا از ویژگی های مثبت، مشاهده می شود که برگردان رباعی ها همراه با تغییراتی در گفتمان و دلالت های شعر خیام انجام شده است. مقاله حاضر در پی آن است که با اساس قرار دادن اصل انسجام (Cohesion) و ابزارهای انسجام بخشی (Cohesive devices) مایکل هالیدی (Michael Halliday) و رقیه حسن (Ruqaiya Hasan) ، به تحلیل ترجمه صافی نجفی از خیام بپردازد. بر اساس اصل انسجام، رابطه های حاضر در متن، در سطح های مختلف دستوری، اعم از واژگان و ابزارهای ربطی بین جمله ها، نقش زیادی در انسجام بخشی به متن و خلق معنا و شکل دهی گفتمان دارند. در رباعی های خیام نیز برخی عوامل انسجام بخشی ، همچون ابزارهای ربطی، واژگانی و ارجاعی نقش اثرگذاری بر شکل گیری مفهوم زمان و دم غنیمی در شعر خیام دارند. در این مقاله، تلاش شده ابتدا عوامل انسجام بخش مرتبط با معنای زمان در شعر خیام تحلیل شود، سپس تغییرهایی که در حین ترجمه در این عوامل اعمال شده، رصد گردد و عنوان شود که این تغییرها چه نقشی در تغییر معنا و گفتمان داشته اند تا بدین ترتیب، اهمیت نقش فرم در ترجمه به شکلی ملموس بیان شود. طبق تحلیل های انجام شده، بی توجهی به ابزارهای انسجام بخشی ، مانند عوامل ربطی، واژگانی و حذف ها در فرایند ترجمه رباعی ها، باعث برهم خوردن دلالت های چندگانه زمان در این اشعار شده است.
    کلیدواژگان: خیام، احمد صافی نجفی، ترجمه شعر، گفتمان، زمان
  • صادق ابراهیمی * صفحات 139-160

    بررسی این نکته که مترجم عملا در متن بازنویسی یا «بازتولید»، تا چه اندازه توانسته است مفاهیم مورد نظر نویسنده را در زبان مبدا «درک» و به زبان مقصد منتقل کند، در تشخیص توفیق مترجم در کار ترجمه بسیار مهم است و نشانه سطح توانایی او در کار ترجمه است. در این مقاله، ترجمه برخی اشعار غاده السمان به قلم عبدالحسین فرزاد که با نام در بند کردن رنگین کمان منتشر شده است، بر اساس دیدگاه یکی از پژوهشگران ترجمه به نام «ولفرام ویلس» نقد و تحلیل می شود. وی ترجمه را پردازش متن اصلی و بازتولید آن می داند. سعی بر این است که بر مبنای محورهای پیشنهادی ویلس به بررسی طبیعی بودن و صحت متون ترجمه شده اشعار غادهالسمان بپردازیم تا نشان دهیم آیا مترجم در فرایند پردازش و بازنویسی متن، توفیقی کسب کرده است یا نه. این محورها عبارتند از: معادل یابی نادرست برای واژگان، توالی و ترتیب نامناسب جمله ها و عبارت سازی های بی شیرازه، ساختار و ترکیب متن، حذف و اضافه های غیرضروری، روان نبودن عبارات و ابهام در بازتولید متن، کاربردهای نامانوس و غریب. نتیجه اینکه مترجم به رغم تلاش برای معرفی ادبیات مدرن عربی به خوانندگان ایرانی، گاه در درک متن عربی و گاه در حوزه معادل یابی در بافت جمله و دریافت فضای کلی متن ناموفق بوده است.

    کلیدواژگان: نقد ترجمه شعر، ویلس، غاده السمان، فرزاد
  • احمد حیدری، علی اصغر قهرمانی *، ناصر زارع، مسلم زمانی صفحات 161-196

    نظریه پردازان از ترجمه شعر به عنوان دشوارترین نوع ترجمه یاد کرده اند. اصطلاح «ترجمه ناپذیر» عنوانی است که گویای وجود چالشی عمیق در ترجمه این نوع اثر ادبی است. این چالش به دلیل تغییرات عمده ای است که در شکل و ساختار ترجمه شعر اتفاق می افتد و آن را از متن اصلی بیگانه می کند. ظرافت و ریزه کاری های ادبی موجود در شعر، نظریه پردازان ترجمه را بر آن داشته تا به ارزیابی ترجمه از دریچه برابری و تعادل از حیث شکل و ساختار بپردازند و به صورت های متفاوت زبان شناختی دو زبان (مبدا و مقصد) در فرایند ترجمه، توجه ویژه ای داشته باشند. در این جستار، به روش توصیفی تحلیلی و مقابله متن مبدا و مقصد به بررسی اصل کمیت به عنوان یکی از اصول مهم در ایجاد تعادل و برابری میان متن مبدا و مقصد می پردازیم. سپس ارزیابی مفهوم «کمیت» را در ترجمه نونیه ابوالفتح بستی (قرن چهارم) از عربی به فارسی مورد توجه قرار می دهیم. این قصیده را بدرالدین جاجرمی به شیوه نیمه آزاد در قرن هفتم به زبان فارسی برگردانده است. نتایج نشان می دهد که با وجود تلاش مترجم در حفظ کمیت، ویژگی های نظام زبانی مقصد موجب روی آوردن به افزایش کمی از سوی مترجم شده است. افزایش کمی در دو سطح واژگانی و معنایی در ترجمه آشکار است.

    کلیدواژگان: ترجمه شعر، برابری کمی، نونیه ابوالفتح بستی، بدرالدین جاجرمی
  • حمیدرضا حیدری* صفحات 197-216
    مفهوم تغییر بیان در ترجمه از سوی نظریه پردازن مختلفی مورد بحث قرار گرفته است و بیشتر ناظر بر تغییر ساخت های دستوری زبان مبدا و برابریابی در سطح تعابیر و اسلوب هاست. وینه و داربلنه از نظریه پردازانی هستند که به لزوم انتقال پیام و مقوله های فرهنگی از طریق برابریابی و تغییر بیان به عنوان یک ضرورت کاربردی معنایی نگریسته اند. بر این اساس، مترجم باید خود را از زنجیر ساختارهای زبان مبدا و توالی و ترتیب واژگان و جملات آن برهاند و آزادانه به انتقال معنا و پیام و یا حتی تاثیر متن مبدا در متن مقصد بپردازد. در راستای اجرای این هدف، آشنایی با تعابیر و اصطلاحات زبان مقصد، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. از سوی دیگر، در زبانی مانند عربی که زبانی اسلوب محور است و مفاهیم در قالب اسلوب هایی نظیر نواسخ، حرف جر و موصول، تحذیر و... بیان می شوند، آشنایی با این اسلوب ها، دست مترجم را برای تغییر بیان و بیان جایگزین باز می کند و با برخی از فنون تغییر بیان، از جمله: ارائه تعبیر پربسامد و جاافتاده، واژه یا تعبیر فرهنگی مشابه و آرایه های بلاغی مانوس به همانندسازی جامه عمل می پوشاند.
    کلیدواژگان: تغییر بیان، تعریب، وینه و داربلنه، فاخرگویی
  • عادل آزاددل*، جواد گرجامی، معصومه بهره ور صفحات 217-246
    بافت زبانی مجموعه ای از عناصر درون متنی است که در ارتباط با یکدیگر زمینه دلالتمندی متن را فراهم می کنند و در نتیجه، به انتقال صحیح مفهوم کلام و دریافت گفتمان کلی متن می انجامد. بافت زبانی، مفهوم کلی است که چهار لایه لغوی، دستوری (صرفی نحوی)، بلاغی و آوایی را شامل می شود. توجه به بافت زبانی حاکم بر آیات قرآن کریم به فهم پیام مقصود از آن ها کمک می کند. سوره «القارعه» از جمله سوره هایی است که به دلیل بافت زبانی ویژه ای که دارد، مدلول های خاصی را از حادثه عظیم قیامت بیان می کند. ترجمه های مختلفی که از این سوره انجام شده است، در اغلب موارد به بافت زبانی آن به عنوان عنصر دلالتمند در انتقال معنای آیات آن دقت کافی را نداشته اند. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد تحلیلی و مقایسه دو نمونه از ترجمه های قرآن کریم (فولادوند و مکارم شیرازی) از سوره القارعه را بر اساس اصل هم ارزی بافت زبانی در متن مبدا و مقصد بررسی می کند و در پایان، ترجمه پیشنهادی ناظر بر بافت زبانی بر پایه سه عنصر لغوی، صرفی نحوی و بلاغی ارائه می دهد. در نهایت، نتایج پژوهش نشانگر آن است که به رغم اینکه برخی از مولفه های بافت زبانی در بازگردانی تعدادی از آیات مورد توجه قرار گرفته، ولی در مجموع، انتقال دلالت های ضمنی برخاسته از بافت زبانی کل سوره در ترجمه بسیاری از آیات مغفول مانده است.
    کلیدواژگان: معناشناسی، بافت زبانی، ترجمه هم ارز، القارعه
  • رضا ناظمیان*، صادق خورشا صفحات 247-272
    نثر ترجمه در حوزه کتاب های دینی، فرهنگی، داستانی و نیز در رسانه ها و متن های اطلاعاتی که اهداف آموزشی، سرگرمی و اطلاع رسانی را دنبال می کنند، اهمیت بسزایی دارد. از این رو، باید علاوه بر تاکید بر آموزش صحیح ترجمه، در پالایش ترجمه ها نیز تلاش کرد و به راهکارهایی اندیشید که نثر ترجمه را از ساختارهای طولانی، نامفهوم، بدون انسجام و فاقد زیبایی و روانی برهاند؛ راهکارهایی که مترجمان نوآموز با فراگیری و به کارگیری آن ها بتوانند ترجمه ای روان و سلیس ارائه دهند. این مقاله در پی آن است که با مرزبندی شیوه های ترجمه، برخی از مهم ترین این راهکارها را در قالب ترجمه ارتباطی ارائه دهد. تبدیل ساختار اسمی و فعلی، افزودن کلمات توضیحی، ویرایش زمان و تقطیع جمله، اظهار مرجع ضمایر و تقدیم جمله پیرو و ذکر معنای ثانوی فعل و معادل یابی برای تعابیر و به لفظ درآوردن برخی اشاره ها و تلویح ها، از جمله مهم ترین این راهکارها به شمار می آیند.
    کلیدواژگان: ترجمه معنایی و ارتباطی، روان سازی متن ترجمه، انسجام
  • زهرا کرم زادگان* صفحات 273-300
    عوامل انسجام متن به عنوان یکی از دستاوردهای زبان شناسی نقش گرا، از ابزارهای کاربردی برای سنجش و تحلیل متن به شمار می آید. از جمله متونی که از دیرباز مورد توجه جامعه بین المللی واقع شده است و در عین حال، به دشواری و دیرفهمی شهره یافته، الکتاب سیبویه است. نظر به اهمیت این اثر در مطالعات زبان شناسی و ضرورت فهم دقیق و درست آن از یک سو، و اما و اگرهای موجود برای بازگردان این اثر به زبان فارسی از سوی دیگر، این پژوهش می کوشد با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر برش هایی از جلد اول الکتاب، به کمک ابزارهای انسجام دستوری متن، به شناسایی عوامل سازنده ابهام در این کتاب بپردازد. سپس نحوه بررسی انتقال این عوامل را در ترجمه موجود از جلد اول بررسی و تحلیل نماید. یافته های پژوهش حاکی از این است که استفاده حداکثری از پتانسیل زبان عربی در به کارگیری ضمایر و عبارت های اشاری و حذف های مکرر، آن را تبدیل به یک شاخصه سبکی نزد سیبویه کرده است و دیریابی مرجوعات در ارجاعات درون متنی با اسباب مختلف، از جمله چندمرجوعی، احتیاج به دانش پیش زمینه ای، تغییر جنسیت مرجوع، وجود فاصله زیاد بین ارجاع و مرجوع آن و... از سوی دیگر، بسامد بالای ارجاعت برون متنی و حذفیات به قرینه های معنوی که خود مستلزم حرکت رو به جلو در متن، دانش پیش زمینه ای و... است، کتاب سیبویه را تبدیل به یک متن دشوار و سراسر مبهم کرده است. در فرایند ترجمه، این صورت های زبانی با مرجوعات آن ها جایگزین و از ابهام آن کاسته می شود، هرچند این رویکرد منجر به محو کردن شاخصه سبکی سیبویه در متن مقصد می گردد.
    کلیدواژگان: عوامل انسجام دستوری، الکتاب سیبویه، عوامل سازنده ابهام، ترجمه الکتاب
  • مینا عربی، رقیه رستم پور * صفحات 301-330

    آموزش، موضوع مهمی است و روش های آموزشی برای تحقق اهداف ترسیم شده باید پیوسته به روزرسانی و آسیب شناسی شود. یکی از زمینه های موجود در این حیطه، آموزش ترجمه به دانشجویان رشته های زبان خارجی و از جمله زبان عربی است. در این زمینه، کاربست نظریات زبان شناسی در امر شناخت و تحلیل مشکلات آموزش زبان بسیار کارآمد می نماید. در مقاله پیش رو، پژوهشگران درصددند با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی «تحلیل خطا» (ETA)، آموزش ترجمه در رشته زبان و ادبیات عربی را تحلیل و بررسی نمایند. در این راستا، در بخش توصیف خطا از روش برگزاری آزمون و در بخش ارائه راهکار از روش میدانی (پرسشنامه ای) استفاده، و نتایج حاصله تحلیل شده است. نتایج بررسی ها نشان می دهد که لازم است نسبت بین اهداف آموزشی ترسیم شده برای دروس ترجمه و زمان اختصاص یافته به این دروس، مناسب سازی شود. بررسی ها ضمن تایید نسبت تقریبا مستقیم بین توفیق در یادگیری نحو و متون نثر و موفقیت در انواع ترجمه، از اختصاص بیشترین درصد خطا از نوع خطاهای میان زبانی و واژگانی در ترجمه متون ادبی از عربی به فارسی، خطاهای نحوی و لغوی میان زبانی در بخش ترجمه فارسی عربی و خطاهای لغوی میان زبانی و مشخصا خطای وام گیری، در ترجمه متون مطبوعاتی گزارش می دهند. در بخش راهکارها، یافته ها حاکی از توصیه متخصصان به تدوین برنامه جامع و راهبردی شامل منبع تدریس استاندارد در گروه های آموزشی، اتخاذ روش تدریس مناسب و فعالیت استاد ترجمه در زمینه ترجمه، خوانش متون مفید و موثر در کلاس و تمرین درون کلاسی، نگاهی معنامحور به موضوعات درسی، آموزش روش نگارش انواع جمله عربی، و توجه به آموزش اصطلاحات و تعابیر عربی و جمله نویسی بر مبنای آن هاست.

    کلیدواژگان: تحلیل خطا، ترجمه عربی فارسی و برعکس، روش تدریس ترجمه
|
  • Masoud Yazdani, Jafar Sharifi, Seyyed Reza Behafarin * Pages 9-30

    Legal translation entails not linguistic aspects, but it results in the law perceptions. Transferring semantic, textual, and pragmatic aspects of legal concepts are desired to reach to an appropriate translation. Legal issues such as inheritance, marriage, divorce, the rights of orphans and other related legal areas are among the most important and social subjects in every culture, and each country. Most of the legal issues rooted in Divine Books, not least the Islamic laws which sprang from the injunctions stipulated in about three hundred verses of the Qur’an so their mistranslations might damage the Muslim and non-Muslim understanding of Islam and the Qur’an. This article examined the translation of 34 samples of legal concepts stipulated in the verses of the Qur’an, which are translated by some 21 translations (9 Persian and 12 English translations). The findings show that only about 34 percent of translations could nearly transfer the legal concepts of the Qur’an. To translate legal concepts and to introduce a reliable translation of the Qur’an, the study suggests, one need to employ Islamic jurists’ opinions and Figh Scholars of Islam. Also, it is advisable to offer some explanations about the legal aspects of the verses in parenthesis or footnotes.

    Keywords: Translation quality assessment, Law translation, The legal concepts of the Quran, Injunctions verses
  • Marzie Rabiei, Ahmad Pashazanos, Abdolali Alebooye * Pages 31-58

    Cultural elements are the identity of a nation and can also be added to the cultural transfer of the destination if it is correctly translated. Therefore, the translator must have sufficient control over the language of the source language and the target language, while at the same time interpreting. The present study intends to examine the equivalence of the cultural elements of the novel "Noun Valley" by Jalal Al-Ahmad based on the categorization of Sadegh Hedayat's cultural categories in the Arabic translation of Majeede Al-Annani. Since the transmission of all the semantic layers of a word from one language to another is difficult and cannot be precisely determined for each of the cultural elements of the language in the target language, the explanation of the concept of each term commensurate with the semantic realm and cultural theme requires an independent solution to equivalence Is. Hence, the Newark guidelines are the basis of this research. The findings of this research, which have been deductively inductively, and its important examples have been chosen as the content of the article, suggests that in translating cultural material elements, the interpreter has often used the cultural equivalents and descriptive equivalents that can be derived from the cultural-cultural coherence of the source and the destination. In the translation of the spiritual elements of the translator, in addition to the cultural mean, the functional equivalent and the descriptive equivalent of the compilation method are used and explains the interpretation of the desired category.

    Keywords: translation, cultural elements, Noon Val-Ghalam, Sadegh Hedayat, Newmark
  • Ali Sayadani *, Yazdan Heydarpour, Siyamak Asgharpour Pages 59-92
    One of the prominent patterns to the qualitative advancement level of translation and especially in the meaning-based translation`s area is Larson`s theory. Laying out a process in translation, Larson initially focuses on discovering the primary meanings of the text, followed by studying the language`s construction and how to restate those meanings in the target language. Consequently, his approach in this theory is majorly a linguistic one. Larson first asserts the recognition of features constituting meaning in the source language. Then according to his assessment, he deems the application of those features or similar structures important. Some of the features of the source language include the multiple meaning of words along with explicit or implicit information within the text. The Holy Quran involves various styles of expression such as metaphorical and allegorical application of words, allusions, similes, etc. as well as implicit themes and information. The majority of these features that comply with Larson`s theory are present in Kahf Surah. Subsequently, the subject of discovering the themes asserted in these titles and restating them to the target language audience has been manifested in various forms in Yahya Yasrebi`s translation which could be contrasted using Larson`s theory. Conducted through the descriptive-analytical method, the researcher attempts to compare the aforementioned Kahf`s Surah translation with this theory and express the existing challenges in this translation. The result of the study shows that in addition to discovering meanings in Yasrebi`s translation, he has also paid attention to transferring the explicit and implicit information present in Kahf Surah.
    Keywords: Meaning-based translation, Larson’s Theory, Kahf Surah, Yahya Yasrebi
  • Sajad Ahmadi, Hossein Goli * Pages 93-114
    Metaphor as one of the aesthetic aspects of the language, especially in literary works such as the Qur'an, has always been noticed between the proponent fan and literary, and one of the most widely used rhetorical aspect. The conversion of metaphor seems to be impossible in the eyes of some people, which is unlikely.  Of course, such great theoreticians as Newark has proposed a precise definition of the translation of metaphor, which today is used by various translators, especially religious sciences. In this essay, after a quick look at the general definition of metaphor and the expression of the structures and frameworks that Newmark proposes for the translation of the metaphor, we look at the comparison of the translation style of the Foladvand and the Halabi of the metaphors of the part one of Quran. The purpose of this paper is to open up a new ideology of metaphorical translation to advance its audience. The method we have adopted in this article is to examine, through various interpretations, the style of the translation of the two abovementioned translators and, finally, to statistically state which translators are using the most theoretical framework and the reason for the high or low frequency of some What are these frameworks in the work of two translators? Although in the old translations we saw the interpreter's commitment to reproduction to preserve the source language, today there are various ways to translate the metaphor into which each particular goal is pursued.
    Keywords: Style, Translation of the Metaphor, Newmark, Foladvand, Halabi
  • Fereshte Naseri * Pages 115-138
    According to some critics and literates, the translation of the contemporary Iraqi poet, Ahmad Safi Najafi from Khayyam's quatrains is at a high level of poetry and beauty. Apart from the positive features of this translation, we witness some changes in the discourse and the implications of Khayyam poetry in the quatrains’ translation. The present paper seeks to analyze the translation based on the cohesion principle and cohesive devices of the text, which was proposed by Michael Halliday and Ruqaiya Hasan, and to observe the changes that have been made in the Khayyam's temporal discourse and the time element in the quatrains, observing, and it can point to the importance of the imperious and form relations of the text in the translation so. According to the analyses carried out, lack of attention to the cohesive devices such as conjunctions (casual and temporal conjunctions) and lexical factors and eliminations in the translation process has caused the collapse of multiple time implications in the Khayyam quatrains’.
    Keywords: Khayyam, Ahmad Safi Najafi, translation of poetry, Discourse, Time
  • Sadegh Ebrahimi * Pages 139-160

    Translation has an inter-disciplinary nature, and this can also be said of its various aspects, including translation analysis. Usually, when we define something, we aim to introduce its nature, its role, and its variables. The main goal of translation analysis is to discuss and evaluate translation in different respects and the relationship among all variables. The process of survey and evaluation is one of the main elements in any educational program. Any evaluation system is based on experience and analyzing needs, aims, textbooks, and the educational system. It is believed that Linguistics, psychology, and sociology are among the fields related to translation. This paper aims to put forward theoretical principles of translation analysis, and applying an analytical, descriptive and cooperative approach, discuss the ideas of Wolfram Wilss and also analyze his principles in translation analysis, and also evaluate the type, quality, and the extent of interaction among the elements he is emphasizing in his theory. Finally, to elaborate on this topic, the paper tries to apply the findings of Wolfram Wilss on the evaluation of the Persian translation of “jailing the Rainbow” by the Syrian author Ghada al-Samman. The book was translated from Arabic into Farsi by Abdol Hosein Farzad and reprinted several times.

    Keywords: Understanding the text, re-creation, Wilss, al-Samman
  • Ahmad Heidari, Nasser Zare, Moslem Zamani, Aliasghar Ghahramani * Pages 161-196

    Theoreticians have regarded poem translation as the most challenging types of translation. The term ‘untranslatable’ is the title, which implies a challenge in this literary work. The challenge is due to the occurrence of major changes in the form and structure of poetry translation, which departs it from the original text. The literary elegance and intricacy of the poem have encouraged the translation theorists to evaluate the translation from the equality and balance gate regarding the form and structure and pay special attention to the different linguistic forms of two languages (source and target) in the translation process. In this article, using a descriptive-analytical method and comparing the source and target texts, we aim to examine the principle of quantity as one of the important principles in creating equilibrium and equality between source and target texts. At that point, the concept ‘quantity’ in Abu al-Fath al-Busti (4th century) Nuniyyah’s translation from Arabic to Persian is evaluated. This elegy has been translated to Persian by Badredin Jajarmi - semi-free translation - in the 7th century. The results indicate that; although the translator has attempted to keep quantity, the linguistic system features of target language have led him to quantitative increasing. The quantitative increase is evident in two levels of lexicon and semantics in the translation.

    Keywords: Poem translation, Quantitative equality, Abu al-Fath al-Busti . Nuniyyah’s, Badredin Jajarmi
  • Hamidreza Heidari * Pages 197-216
    The concept of expression change in translation has been debated by various theorists, and more concerned with changing the grammatical structures of the source language and equality at the level of interpretations and modes. Vine and Darblane are theorists who have considered the necessity of conveying messages and cultural categories through equality and change of expression as a practical-semantic necessity. Accordingly, the translator must free himself from the chains of the source language's structure and sequence and the order of its vocabulary and sentences, and freely convey the meaning and message, and even the effect of the source text on the target text. To accomplish this goal, familiarity with the terms and expressions of the target language is indispensable and inevitable. On the other hand, in a language such as Arabic, which is a style-based language, and the concepts are expressed in the form of modes such as nosakh, negation, and maturity, ta'adir, etc. Getting acquainted with these modes, the translator's hand for changing expression And alternative expression opens and works with some expression-altering techniques, such as high-frequency interpretation, similar word or cultural interpretation, menus rhetorical arrays, mimicry.
    Keywords: Expression change, definition, Vine, Darlene, Speech
  • Adel Azad Del *, Javad Garjami, Masoumeh Bahrevar Pages 217-246
    Linguistic context is a collection of in-text elements that provide grounds of text significance in conjunction with each other and thus results in the correct transfer of the concept of the word as well as the general discourse of the text. Linguistic context is a general concept that consists of four levels of lexical, grammatical (syntactic), rhetorical, and phonetic layers. Consideration of the linguistic context ruling over the verses of the Holy Quran helps to understand the meaning of the message. Al-Qara'a's Sura is among the Suras that expresses particular signifiers of the great incident of the doomsday for its special language structure. Different translations of this Sura have often not been adequately addressed in its linguistic context as a signifying element in transferring the meaning of its verses. The present study, by adopting an analytical and comparative approach, investigates two examples of translations of the Holy Qur'an (Fouladvan and Makarem-eh Shirazi) from Sura Al-Qara'a based on the linguistic equivalence principle in the source and target texts, and at the end proposes a translation that observes the linguistic context based on three lexical, syntactic, and rhetorical elements. Finally, the results of the research indicate that despite the fact that some of the components of the linguistic context have been considered in translating of a number of verses, the total transference of implicit symbolizations arising from the whole linguistic context of the Sura in the translation of many verses is neglected.
    Keywords: Semantics, Linguistic context, equivalence translation, al-Qara'a
  • Reza Nazemian *, Sadegh Khorsha Pages 247-272
    Translation prose is of great importance in the field of religious, cultural and fiction books, as well as in the media and information texts that pursue educational, entertainment, and informational purposes. He also tried to refine translations and think of ways to lift translation prose from long, meaningless structures without coherence and lack of aesthetics. Solutions that novice translators can provide with fluent and fluent translators by learning and applying them. This article seeks to present some of the most important of these in the form of relational translation by delineating translation practices. Converting the nominal and current structure and adding explanatory words and editing the time and sentence segmentation and pronouns and pronouncing the following sentence and mentioning the secondary meaning of verbs and equivalents for interpreting and taking into account some gestures, including important. These are the most common solutions.
    Keywords: Semantic, communicative translation, Fluency in translation text, Coherence
  • Zahra Karamzadegan * Pages 273-300
    The factors of text consistency are considered as one of the achievements of role-oriented linguistics as a tool for measuring and analyzing text. One of the texts that has long been considered by the international community, and at the same time well known for its difficulty and silliness, is Sykab Sibuyeh. Given the importance of this work in linguistic studies and the need for accurate and accurate understanding on the one hand, and the possibilities available for translating this work into Persian, on the other hand, this study attempts to use a descriptive-analytical method with a cutting edge approach. Excerpts from the first volume of the book, with the help of grammatical textual coherence tools, identify the factors that make up the ambiguity in this book, and then analyze how to translate these factors into the existing translation of the first volume. The findings of the study indicate that making maximum use of the Arabic language potential in the use of pronouns and frequent expressions and omissions has made it a stylistic indicator for Sibuyeh. And referral of references to in-text references with various gadgets including multi-reference, need for background knowledge, reference sex change, long distance between reference and reference, and ... and above frequency of in-text referrals and Disclosures into spiritual mirrors that require moving forward in the text, foregrounding knowledge, and so on have made Sibuyeh's book a difficult, all-encompassing text. In the translation process, these linguistic forms are replaced by their references and their ambiguity is reduced, although this approach results in the disappearance of the Sibuyeh style index in the target text.
    Keywords: Grammatical cohesion factors, Sibuyeh's book, Constructive factors of ambiguity, Translated of alketab
  • Mina Arabi, Roghayeh Rostampour * Pages 301-330

    Education is a significant matter, and in order to reach the targeted goals, educational methods shall constantly be the subject of update and pathology. One of the existing grounds in this area is teaching translation to students of foreign languages, including Arabic. In this regard, the application of linguistic theories for recognition and analysis of problems the language learners face seems to be useful and efficient. Relying on the descriptive-analytical method of Error Analysis in the current essay, the researchers intend to examine and analyze the subject of teaching translation in the field of Arabic Language and Literature. In line with this aim, the testing method has been used for describing the errors, and the field method (questionnaire) has been adopted to serve the purpose of the section where the solutions are provided. The gained results have been studied and analyzed later on. The results of the studies show that it is necessary that the time allocated for teaching translation subjects become more and more proportionate to the educational aims set to be reached out of teaching such subjects. While confirming the approximate direct relationship between success in learning grammar and Arabic texts and favorable outcomes of various types of translation, these studies report that the highest percentage of errors belong to inter-lingual and lexical errors in the field of translating texts from Arabic to Persian, grammar errors and inter-lingual lexical errors in the field of translating from Persian to Arabic, and inter-lingual lexical errors and specifically the error of lexical borrowing in the field of translation in journalism. In the solution chapter, findings indicate that the experts advise the composition of a comprehensive and strategic program that includes standard teaching resources in educational groups, adoption of appropriate method for teaching and activities of the teacher in the field of translation, reading suitable and effective texts and practice inside the classroom, [adopting] a meaning-oriented view towards course subjects, teaching writing method of different type of Arabic sentences, as well as paying attention to teaching of Arabic idioms and expressions and writing sentences based on the learned phrases.

    Keywords: error analysis, Translation from Arabic to Persian, vice-versa, Translation teaching method