فهرست مطالب

طب جنوب - سال بیست و دوم شماره 5 (آذر و دی 1398)
  • سال بیست و دوم شماره 5 (آذر و دی 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مهتاب پورکمال زاده، سید میثم ابطحی فروشانی* صفحات 264-277
    زمینه

    دفروکسامین به عنوان یک داروی شلات کننده آهن مطرح است. در مطالعات گذشته به اثرات مهارکننده رشد این دارو بر سلول های رده اریترولوکمی اشاره شده است. هدف مطالعه حاضر ارزیابی اثرات دفروکسامین بر روی سلول های B92 به عنوان مدلی از سرطان سلول های گلیال بوده است.

    مواد و روش ها

     در این مطالعه تجربی تعداد 104×6 سلول از رده B92 به مدت 24 ساعت با درصدهای متفاوت شامل: صفر،10، 50 و100 میکرومولار از دفروکسامین در حضور فریک کلرید (10 میکرومول بر لیتر) یا عدم حضور فریک کلرید تیمار شدند. تغییرات ریخت شناسی سلول های تیمار شده با استفاده از میکروسکوپ نوری معکوس در مقایسه با نمونه کنترل مورد ارزیابی قرار گرفت. اثرات مهار رشد و کشندگی دفروکسامین با استفاده از آزمون احیای (دی متیل تیازول- دی فنیل تترازولیوم بروماید، MTT) و برداشت رنگ قرمز خنثی سنجیده شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری کروسکال والیس تحلیل شدند. 05/0>P به عنوان سطح معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

     اثرات مهاری دفروکسامین بر روی رشد رده سلولی B92 بعد از 24 ساعت مشخص شد به طوری که سلول ها در حضور دفروکسامین شروع به جمع شدن کردند. فریک کلرید (10 میکرومول بر لیتر) مانع این تغییرات ظاهری شد. همچنان نتایج مشخص کرد که دفروکسامین به طور معنی داری موجب مهار قدرت حیاتی و میزان زنده مانی سلول های B92 به صورت وابسته به دوز می شود. به علاوه، داده ها نشان داد که فریک کلرید مانع از بروز اثرات تیمار سلول های B92 با دفروکسامین می گردد.

    نتیجه گیری

     دفروکسامین در شرایط برون تنی دارای اثرات ضد تکثیری بر رده سلول گلیال B92 می باشد.

    کلیدواژگان: تکثیر سلولی، شلاته کننده آهن، گلیوما، سلول های B92
  • نادر وظیفه شیران*، سعید آبرون صفحات 278-295
    زمینه

    در بیشتر تحقیقات پره کلینیکال که از رده های سلولی مربوط به بیماری ها استفاده می شود، می بایست ابتدا رده ها تصدیق و تعیین هویت شوند تا هزینه های پژوهش صرف سلول نابجا نشده و نتایج حاصل، غیرمرتبط نباشند. در این تحقیق شش رده سلول میلومای انسانی (HMCL) به منظور تعیین هویت، از نظر ایمونوفنوتایپ و ایمونوتایپ ارزیابی شدند. 

    مواد و روش ها

     برای بررسی مورفولوژی از گستره سیتواسپین و رنگ رایت، برای ایمونوفنوتایپ از فلوسایتومتری مارکرهای CD45، CD2، CD19، CD38 و CD138 و برای بررسی وضعیت ترشحی و ایمونوتایپ، از کاپیلاری الکتروفورز و ایمونوفیکساسیون استفاده گردید. 

    یافته ها

     با توجه به مورفولوژی مشخص پلاسماسل، ماهیت همه رده های سلولی تایید شد ولی L363 و JJN3 شباهت مورفولوژی بالایی داشتند. در بررسی ایمونوفنوتایپ، گذشته از تایید ماهیت میلومایی همه رده ها، شباهت کاملی بین دو رده L363 و JJN3 مشاهده گردید، برای تایید نهایی، ایمونوتایپ آن ها نیز انجام شد که KMS12BM غیرمترشحه، KMM1 به صورت BJP-λ و مابقی به صورت IgG-λ بودند.

    نتیجه گیری

    هویت 4 رده سلولی RPMI-8226، KMS-12BM، KMM1 و LP1 پس از بررسی، تایید شد ولی هویت دو سلول JJN3 و L363 به دلیل شباهت اساسی در مورفولوژی، ایمونوفنوتایپ و ایمونوتایپ مورد تردید قرار گرفت. در بررسی ما، ایمونوتایپ هر دو IgGλ بودند، این درحالی است که طبق اطلاعات حاصل از مقالات و سایت ATCC.org، ماهیت اصلی JJN3 به صورت IgAκ می باشد. لذا اصالت و ماهیت JJN3 مخدوش و در واقع همان رده L363 بوده است. بدین ترتیب رده JJN3 کنار گذاشته شد و نتایج آن برپایه همسانی با نتایج L363 تفسیر گردید.

    کلیدواژگان: رده سلولی، HMCL، میلوما، تصدیق هویت، ایمونوفنوتایپ، ایمونوتایپ
  • افسانه قاسمی، زهرا دورودیان*، مریم برکت، فاطمه سادات امجدی، مریم طباطبایی صفحات 296-306
    زمینه

    مایع فولیکولی](FF) [Follicular Fluid در آماده سازی محیط، جهت رشد و باروری تخمک نقش مهمی ایفا می کند. در این رابطه، تغییرات بیوشیمیایی و هورمونی پیرامون تخمک، ممکن است در کیفیت تخمک و باروری آن تاثیر بگذارد. هدف این تحقیق، بررسی ارتباط بین سطح هورمون گونادوتروپین کوریونیک انسانی](Beta-HCG) [Beta Human Chorionic Gonadotropin و هورمون آنتی مولرین](AMH)[Anti Mullerian Hormone مایع فولیکولی بر بلوغ تخمک در چرخه های لقاح آزمایشگاهی](IVF)[In Vitro Fertilization است.

    مواد و روش ها

     FF مربوط به 30 زن در چرخه تحریک کنترل شده تخمدان، تحت نظارت قرار گرفت. پس از بررسی بلوغ تخمک سطح AMH وBeta-HCG  درFF  که شامل تخمک های متافاز I(MI) وII (MII) و](GV)[Germinal Vesicle  بود بررسی گردید. 14 روز بعد از انتقال جنین، سطح سرمیBeta-HCG  اندازه گیری شد. وجود ضربان قلب جنین به عنوان بارداری بالینی تلقی گردید.

    یافته ها

     تفاوت قابل توجه ای بین میانگین سطحBeta-HCG  در تخمک بالغ (081/21±73/53 واحد بین المللی بر میلی لیتر) و نابالغ (000/21±90/52 واحد بین المللی بر میلی لیتر) وجود نداشت (800/0=p). سطحBeta-HCG  در FF حاوی تخمک هایMII  به طور قابل توجه ای با بارداری بالینی مرتبط بود (040/0=p،400/14±73/64). رابطه قابل توجه ای بین سطحAMH  درFF  و بلوغ تخمک و بارداری بالینی وجود نداشت.

    نتیجه گیری

     مطالعه ما ارتباط قابل توجه ای بینBeta-HCG  و  AMHدر FF و بلوغ تخمک نشان نداد. سطح Beta-HCG در  FFبا بارداری بالینی مرتبط بود. بنابراین احتمالا سایر محتویاتFF  به همراهAMH  وBeta-HCG  بر بلوغ تخمک تاثیر گذارند.

    کلیدواژگان: بلوغ تخمک، Beta-HCG، هورمون آنتی مولرین، لقاح آزمایشگاهی، مایع فولیکولی
  • عبدالرضا نجفی انارکی، کامران میرزایی* صفحات 307-316
    زمینه

    بی حسی نخاعی روش انتخابی در جراحی سزارین بوده و سردرد پس از بی حسی نخاعی همچنان از عوارض عارضه ناخوشایند و ناخواسته آن می باشد. هدف از این مطالعه مقایسه اثر پیشگیرانه پرگابلین و امینوفیلین بعلاوه دگزامتازون در سردرد پس از بی حسی نخاعی در جراحی سزارین بود.

    مواد و روش ها

    در یک مطالعه ی دو سو کور کنترل دار، 375 خانم باردار داوطلب عمل سزارین الکتیو در سه گروه 125 نفری تخصیص تصادفی شدند و به صورت پیشگیرانه پرگابلین و امینوفیلین بعلاوه دگزامتازون و پلاسبو دریافت نمودند. بروز و شدت سر درد به صورت دیداری در این بیماران در 24 ساعت اول (6، 12 و 24 ساعت) بعد از عمل مورد ارزیابی قرار گرفت.

    یافته ها

    فراوانی بروز و شدت سردرد 6، 12 و 24 ساعت پس از عمل سزارین تحت بی حسی نخاعی در سه گروه دریافت کننده پیشگیرانه پرگابلین، ترکیب امینوفیلین به علاوه دگزامتازون و پلاسبو از نظر آماری تفاوت معنی داری نشان ندادند.

    نتیجه گیری

     تجویز پیشگیرانه پرگابلین و امینوفیلین بعلاوه دگزامتازون در سردرد پس از بی حسی نخاعی در جراحی سزارین بر شیوع سردرد پس از عمل موثر نمی باشد.

    کلیدواژگان: پرگابلین، امینوفیلین، دگزامتازون، سردرد، بی حسی نخاعی، سزارین
  • سعید شجاعی برجوئی*، حمیدرضا عظیم زاده، محمدرضا کوچک زاده، اصغر مصلح آرانی، حمید سودائی زاده صفحات 317-332
    زمینه

    در کشورهای در حال توسعه، آلودگی هوا ناشی از صنایع به عنوان تهدیدی جدی برای سلامت و بهداشت عمومی جوامع است. هدف از این پژوهش تعیین نحوه پراکندگی و ارزیابی خطر سلامت 10PM انتشار یافته از دودکش های یک کارخانه کاشی و سرامیک است.

    مواد و روش ها

     پژوهش حاضر به صورت توصیفی - مقطعی در یکی از صنایع کاشی و سرامیک شهرستان اردکان انجام شد. ابتدا برای ترسیم نحوه پراکندگی و ارزیابی مواجهه با 10PM، اطلاعات انتشار دودکش ها، داده های هواشناسی و توپوگرافی برای اجرای مدل AERMOD تهیه گردید. سپس مقادیر غلظت شبیه سازی شده با استانداردهای EPA و WHO مقایسه و با استفاده از روابط پیشنهادی توسط EPA خطرات سلامتی مواجهه با 10PM در دو بخش خطرات سرطان زا و غیرسرطان زا محاسبه شد.

    یافته ها

     نتایج نشان داد پراکندگی 10PM به علت مسطح بودن ناحیه مدلسازی به صورت یکنواخت و در تمامی جهات صورت می گیرد. با مقایسه بیشینه های غلظت شبیه سازی شده با استانداردهای مذکور نتایج نشان داد، بیشینه های غلظت 10PM در بازه زمانی 24 ساعته برای دو استاندارد و در بازه زمانی سالانه برای استاندار WHO بالاتر از حد مجاز است. بر عکس متوسط های غلظت 24 ساعته و سالانه پایین تر از حدود مجاز پیش بینی شد. نتایج ارزیابی خطر سلامت در هر دو بخش خطرات سرطان زا و غیرسرطان زا قابل قبول تخمین زده شد.

    نتیجه گیری

     در این پژوهش هر چند سهم خطرات سرطان زایی و غیرسرطان زایی دودکش های کارخانه مورد بررسی قابل قبول محاسبه گردید ولی اثرات تجمعی صنایع اردکان می تواند احتمال وقوع چنین خطراتی را در ساکنین روستاهای اطراف صنایع تشدید نماید.

    کلیدواژگان: مواجهه، پراکندگی، ارزیابی خطر سلامت، دودکش، 10PM
  • رحمت الله پرندین* صفحات 333-346
    زمینه

    مطالعات اخیر نشان داده اند استرس اکسیداتیو یکی از علل اصلی افسردگی است. میوه نسترن کوهی حاوی ترکیبات مختلف آنتی اکسیدانت است. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر ضدافسردگی عصاره آبی الکلی میوه نسترن کوهی در آزمون شنای اجباری و آزمون معلق ماندن دم در موش سوری نر بود.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی، تعداد 42 سر موش سوری به 6 گروه 7 تایی شامل گروه های کنترل (نرمال سالین)، رزرپین (کنترل منفی)، رزرپین+ فلوکستین (کنترل مثبت) و سه گروه رزرپینی تحت درمان با عصاره به ترتیب با دوزهای 100، 200 و 400 میلی گرم بر کیلوگرم از راه درون صفاقی، طبقه بندی شدند. به منظور ارزیابی افسردگی از آزمون های رفتاری شنای اجباری و معلق ماندن دم استفاده شد. همین طور ظرفیت آنتی اکسیدانی و سطح مالون دی آلدئید مغز اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 20 و آنالیز واریانس یک طرفه در سطح معناداری 05/0>p تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

     رزرپین مدت زمان بی حرکتی را در هر دو آزمون شنای اجباری و معلق ماندن به طور معناداری افزایش داد. عصاره در سطح 400 میلی گرم بر کیلوگرم به طور معناداری مدت زمان بی حرکتی را در هر دو آزمون رفتاری کاهش داد. رزرپین ظرفیت آنتی اکسیدانت مغز را کاهش و سطح مالون دی آلدئید مغز را به طور معناداری افزایش داد. عصاره در سطوح 200 و 400 میلی گرم بر کیلوگرم به طور معناداری ظرفیت آنتی اکسیدانت را افزایش و سطح مالون دی آلدئید را کاهش داد.

    نتیجه گیری

     یافته های این تحقیق نشان می دهد که میوه نسترن کوهی دارای فعالیت ضد افسردگی شبیه به فلوکستین است که احتمالا این اثرات را به واسطه ترکیبات آنتی اکسیدانی اش انجام می دهد.

    کلیدواژگان: آزمون شنای اجباری، استرس اکسیداتیو، رزرپین، ضدافسردگی، موش سوری، نسترن کوهی
  • امیررضا بوالخیر، ایرج نبی پور* صفحات 347-363
    زمینه

    بیولوژی سینتتیک یک گستره دانشی نوپدید است که با خود انبوهی از امکانات و کاربردهای بالقوه را حمل می نماید و از آنجا که رشته های گوناگون را از مهندسی تا علوم پایه با یکدیگر درهم می‎آمیزد، بیشتر چنین می نماید که سیمای یک علم میان رشته ای را داشته باشد. با این ویژگی، در دانش بیولوژیک دانش هایی نهفته است که تدوین و "رهیافت اخلاقی" متمایزی را می طلبد.

    مواد و روش ها

     برای ترسیم چهارچوب مسائل اخلاقی گسسته بیولوژی سینتتیک از قالب اصول مدیریت دانش در طراحی قضایای آن استفاده گردید و این مسائل در چهار حوزه خلق دانش، ذخیره سازی دانش، انتشار دانش و به کارگیری دانش بیولوژی سینتتیک مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

     در خلق ارگانیسم های مصنوعی این قضیه وجود دارد که آیا این ماشین های زنده نیز درخور دریافت توجه اخلاقی هستند؟ قضیه دیگر ذخیره سازی دانش به صورت آزاد در مورد دانش ساخت قطعات، ادوات و سامانه های بیولوژیک در قالب کتابخانه ها باز است؟ در همین گستره بحث عدالت و شکاف فناورانه نیز مطرح می باشد.در کاربرد بیولوژی سینتتیک نیز قضایای ایمنی زیستی و امنیت زیستی اهمیت دارند، زیرا این علم به صورت روزافزون با جامعه بیولوژیست های گاراژی روبرو است. در امنیت زیستی، ساخت ارگانیسم ها با کاربرد دوگانه نیز قضایای اخلاقی ویژه ای را در بحث تروریسم زیستی برمی انگیزد.

    نتیجه گیری

     پیچیدگی و گستردگی قضایای اخلاقی در کاربرد محصولات بیولوژی سینتتیک، نشانگر آن است که می بایست اصول اخلاقی متمایزی را با کمک خبرگان علم اخلاق، حقوق و آینده پژوهان علم در گفتمان با جامعه مدنی تدوین نمود.

    کلیدواژگان: بیولوژی سینتتیک، امنیت زیستی، ایمنی زیستی، اخلاق زیستی، بیوتروریسم
  • رضا کبودخانی، امیررضا بوالخیر*، حمیده زارعی، کتایون وحدت صفحات 364-370
    زمینه

    موکورمایکوز جلدی عفونت قارچی مهاجمی است که در زمینه نقص ایمنی بروز می کند هرچند در مواردی بدون بیماری زمینه ای نیز رخ می دهد. تاکنون در ایران و جهان، موکورمایکوز جلدی اولیه بدون بیماری زمینه ای در ناحیه گردنی گزارش نشده است.

    مواد و روش ها

     مورد مطرح شده در مقاله، با تظاهر تورم پیشرونده گردن و نکروز پوستی، بدون هیچ بیماری زمینه ای مراجعه کرده است. در ابتدا به عنوان آنژین لودویگ و فاشئیت نکروزان درمان و پس از حصول نتیجه پاتولوژی مثبت برای موکورمایکوز گردنی تحت درمان ضدقارچ سیستمیک و دبریدمان های متعدد جراحی با فواصل نزدیک قرار گرفت. پس از معکوس شدن سیرنکروز، بازسازی موفقیت آمیز با فلپ دلتوپکتورال انجام شد.

    یافته ها

     تشخیص سریع و شروع درمان ضد قارچ سیستمیک در کنار دبریدمان جراحی تهاجمی در فرد بدون شرایط زمینه ساز رشد موکورمایکوز، می تواند میزان بقا و بازسازی بعدی بافت نرم را در مبتلایان به موکورمایکوز گردنی بهبود ببخشد.

    نتیجه گیری

     موکور جلدی اولیه را باید در هر فرد مبتلا به ضایعات نکروتیک جلدی حتی بدون بیماری زمینه ساز در نظر داشت. همچنین رویکرد چند رشته ای جهت بهبود بقا بیماران موکورمایکوز جلدی ضروری می باشد.

    کلیدواژگان: موکورمایکوزگردن، نکروزگردن، دبریدمان جراحی، آمفوتریسین بی
|
  • Mahtab Pourkamalzadeh, Seyid Mesam Abtahi Froushani* Pages 264-277
    Background

    Research suggests the inhibitory effects of deferoxamine as an iron chelator on erythroleukemia cells. The present study was conducted to investigate the effects of deferoxamine on B92 cells as a model of glial cells carcinoma.

    Materials and Methods

    The present experimental study treated 6×104 B92 cells with 0, 10, 50 and 100 µM of deferoxamine for 24 hours in the presence or absence of 10 μmol/l of ferric chloride. Morphological changes were evaluated in the treated cells compared to in the control sample using an inverse optical microscope. The inhibitory and cytotoxic effects of deferoxamine were evaluated using the dimethylimidazole-diphenyl tetrazolium bromide (MTT) reduction and neutral red uptake assay. The data were analyzed using the Kruskal-Wallis test. P <0.05 was set as the level of statistical significance.

    Results

    The inhibitory effects of deferoxamine on the proliferation of B92 cells were identified after 24 hours in a way that the cells began to accumulate in the presence of deferoxamine. Ten μmol/l of ferric chloride prevented these morphological changes. Deferoxamine was also found to significantly and 
    dose-dependently inhibit the vitality and viability of B92 cells. Moreover, the data showed that ferric chloride prevents the emergence of the effects of treating B92 cells with deferoxamine.

    Conclusion

    Deferoxamine exerts in-vitro antiproliferative effects on the glial cell line B92.

    Keywords: Cell proliferation, iron chelating agents, glioma, B92 cells
  • Nader Vazifeh Shiran*, Saeid Abroun Pages 278-295
    Background

    The disease-associated cell lines used in the majority of preclinical trials should be first authenticated and identified to avoid directing research expenditure on wrong cells and obtaining irrelevant results. The present study evaluated the immunophenotypic and immunotypic authenticity of six human myeloma cell lines (HMCLs).

    Materials and Methods

    Cytospin smear and Wright staining were used for invetigating cell morphology, the flowcytometry of the markers CD45, CD2, CD19, CD38 and CD138 for immunophenotypic investigations, capillary electrophoresis for the immunoglobulin secretion potency and immunofixation for the immunotypical investigation of the cells.

    Results

    Given the definite plasma cell morphology, the identity of all the cell lines was confirmed, although a similar morphology was observed in L363 and JJN3. In addition to authenticating the myeloma nature of all the cell lines, immunophenotypic investigations suggested a complete similarity between L363 and JJN3 cell lines. Examining their immunotypes for a final confirmation found KMS12BM to be non-secretor, KMM1 to be BJP-λ and the remaining to be IgG-λ.

    Conclusion

    Despite confirming the identity of four cell lines, i.e. RPMI-8226, KMS-12BM, KMM1 and LP1, that of JJN3 and L363 cells, whose immunotype was determined as IgGλ, was questioned owing to their fundamental morphological, immunophenotypic and immunotypic similarities. On the other hand, a reveiew of literature and ATCC.org suggested that the main nature of JJN3 is IgAκ. The authenticity of the JJN3 cell line was therefore unclear and it was indeed the same as that of L363. The JJN3 cell-line was therefore discarded, and the associated results were interpreted as consistent with the results of L363.

    Keywords: Cell line, HMCL, myeloma, authentication, immunophenotype, immunotype
  • Afsaneh Ghasemi, Zahra Doroudian*, Maryam Barekat, Fatemeh Sadat Amjadi, Maryam Tabatabaee Pages 296-306
    Background

    Follicular fluid (FF) plays a key role in preparing a microenvironment for the development and fertilization of oocytes. Moreover, biochemical and hormonal changes in the FF surrounding the oocyte can affect its quality and successful fertilization. The present study was conducted to investigate the relationship of beta human chorionic gonadotropin (beta-HCG) and anti-mullerian hormone (AMH) levels of FF with oocyte maturation in in-vitro fertilization (IVF) cycles.

    Materials and Methods

    FF was monitored in 30 women under a controlled ovarian stimulation cycle. Oocyte maturation was examined by an embryologist. Beta-HCG and AMH levels were then investigated in the FF containing metaphase I (MI), metaphase II (MII) and germinal vesicle (GV) oocytes using ELISA. To evaluate clinical pregnancy, serum levels of beta-HCG were measured 14 days after transfering the embryo. Identifying fetal heart rate (FHR) was considered clinical pregnancy.

    Results

    No significant differences were observed in the mean betal-HCG levels between the mature (53.73±21.081 IU/ml) and immature oocytes (52.90±21.000 IU/ml) (P=0.8). Beta-HCG levels of the FF containing the MII oocytes (64.73±14.49 IU/ml) were significantly related to clinical pregnancy (P=0.04). Oocyte maturation and clinical pregnancy were also found not to be significantly related to AMH levels of FF.

    Conclusion

    The present study found oocyte maturation not to be significantly associated with the beta-HCG and AMH levels of FF. Beta-HCG levels of FF were also found to be associated with clinical pregnancy. The other constituents of FF along with AMH and beta-HCG might have therefore affected the oocyte quality and maturation.

    Keywords: Oocyte maturation, beta-HCG, AMH, IVF, FF
  • Abdolreza Najafi Anaraki, Kamran Mirzaei* Pages 307-316
    Background

    Headache is yet considered an undesirable complication of spinal anesthesia as a selective method in cesarean section. The present study was conducted to compare the prophylactic effect of pregabalin with that of aminophylline plus dexamethasone on postdural puncture headache after spinal anesthesia in cesarean section.

    Materials and Methods

    The present double-blind controlled randomized clinical trial assigned 375 pregnant women as volunteers for elective cesarean section to three groups of 125 receiving pregabalin, aminophylline plus dexamethasone and placebo. Observational evaluation of the incidence and severity of headache was performed in these patients within the first 24 postoperative hours, i.e. 6, 12 and 24 hours after the surgery.

    Results

    No statistically-significant differences were observed between the three groups receiving pregabalin, aminophylline plus dexamethasone and placebo in terms of the incidence and severity of headache 6, 12 and 24 hours after cesarean section performed under spinal anesthesia.

    Conclusion

    The prophylactic administration of pregabalin or aminophylline plus dexamethasone does not affect postdural puncture headache after spinal anesthesia in cesarean section.

    Keywords: pregabalin, aminophylline, dexamethasone, headache, spinal anesthesia, caesarean section
  • Saeid Shojaee Barjoee*, Hamidreza Azimzadeh, Mohammadreza Kuchakzadeh, Asghar Mosleharani, Hamid Sodaiezadeh Pages 317-332
    Background

    In developing countries, air pollution caused by industries constitutes a serious threat to public health. The present study was conducted to determine the dispersion patern and assess the health risks of PM10 emitted from the stacks of a ceramic and tile factory.

    Materials and Methods

    The present descriptive-cross sectional study was performed on a tile and ceramic industry in Ardakan, Yazd, Iran. The stacks emission information and meteorological and topographical data were first prepared to run the AERMOD model and draw the disperesion patern and evaluate exposure to PM10. The simulated concentrations were then compared to EPA and WHO standards, and carcinogenic and non-carcinogenic health risks of exposure to PM10 were calculated using the formulas proposed by EPA.

    Results

    The results showed unifrom PM10 dispersion in all directions given the flat modeling area. The simulated maximum PM10 concentrations were found to be higher than the maxium thresholds stipulated in both the standards for a 24-hour period and higher than the WHO thresholds on an annual basis. In contrast, the average daily and annual concentrations were found to be below the standard limits. The results of assessing both carcinogenic and non-carcinogenic health risks were therefore estimated to be acceptable. 

    Conclusion

    Although the present study calculated the contribution of the study factory’s stacks to carcinogenic and non-carcinogenic health risks as acceptable, the cumulative effects of industries in Ardakan can increase these risks in the villages surrounding these industries.

    Keywords: Exposure, dispersion, health risk assessment, stack, PM10
  • Rahmatollah Parandin* Pages 333-346
    Background

    Recent studies have shown that oxidative stress is a major cause of depression. Rosa canina L. is a fruit that contains different antioxidant compounds. The present study was conducted to investigate the antidepressant effects of a hydroalcoholic extract of Rosa canina L. on male mice using the behavioral tests of forced swim test (FST) and tail suspension test (TST).

    Materials and Methods

    The present experimental study randomly assigned 42 mice to 6 groups of 7, i.e. the control (normal saline), the reserpine (negative control), the fluoxetine (positive control) and three reserpine groups intraperitoneally treated with 100, 200 and 400 mg/kg of the hydroalcoholic extract of Rosa canina L. Depression was evaluated using the FST and TST. The total antioxidant capacity (TAC) and malondialdehyde (MDA) levels of the brain were also measured. The data were analyzed in SPSS using One-Way ANOVA. P<0.05 was set as the level of stastistical significance.

    Results

    The FST and TST showed that reserpine significantly increased the duration of immobility. The immobility duration was significantly (P<0.001) reduced by 400 mg/kg of the extract in the two behavioral tests. Reserpine also significantly decreased the TAC and increased MDA levels in the brain. The TAC was significantly increased and MDA levels significantly decreased by 200 mg/kg (P<0.05) and 400 mg/kg (P<0.001) of the extract.

    Conclusion

    The present findings confirmed the antidepressant activity of Rosa canina L. potentially mediated by its antioxidant components and resembling that of fluoxetine .

    Keywords: FST, TST, oxidative stress, reserpine, antidepressant, mice, Rosa canina L
  • Amirreza Bolkheir, Iraj Nabipour* Pages 347-363
    Background

    As an emerging interdisciplinary area of science with a multitude of potential facilities and applications, synthetic biology integrates different disciplines with one another ranging from basic science to engineering. This interdisciplinary branch therefore encompasses sciences that require specific development and ethical approaches.

    Materials and Methods

    Science management principles were used to design the framework of discrete ethical issues of synthetic biology in terms of the creation, storage, distribution and application of synthetic biology.

    Results

    There is a debate over whether or not the artificial organisms created as living machines deserve ethical considerations. The free storage of knowledge as open libraries about manufacturing the parts, devices and biological systems is another issue. In this respect, technological gap and justice could also be debated. Biosafety and biosecurity are also important in applying synthetic biology, as this science is increasingly facing the community of garage biologists. In biosecurity, creating organisms with dual applications raises ethical issues regarding bioterrorism.

    Conclusion

    The complexity and broad scope of ethical issues regarding the application of synthetic biology products require that distinct ethical principles be developed in collaboration with experts in ethics and law and futurists in discourse with the civil community.

    Keywords: Synthetic biology, biosecurity, biosafety, biological ethics, bioterrorism
  • Reza Kaboodkhani, Amirreza Bolkheir*, Hamideh Zaree, Katayon Vahdat Pages 364-370
    Background

    Cutaneous mucomycosis is an invasive fungal infection that usually develops in the immunodeficient patients. Although it also occurs in cases without underlying disease. So far in Iran and the world, primary cutaneous mucormycosis of the neck without predisposing factor has not  been reported.

    Materials and Methods

    In this case,we present a 51 years old patient with progressive neck swelling and skin necrosis without any underlying disease. Firstly, treated as Ludwig Angina and necrotizing fasciitis. Finally diagnosed as neck mucormycosis according to pathologic result. systemic antifungal treatment and multiple surgical debridements with close intervals performed for him.

    Results

    Primary cutaneous mucormycosis should be considered in any case of cutaneous necrosis ,even without underlying disease. A multidisciplinary approach is essential to improve survival rate of neck mucormycosis patients.

    Conclusion

    Rapid diagnosis and initiation of systemic antifungal therapy along with invasive surgical debridement  can  improve survival rate and subsequent soft tissue reconstruction of  the neck mucormycosis in patients without underlaying disease.

    Keywords: neck mucormycosis, neck necrosis, surgical debridement, Amphotericin B