فهرست مطالب

علوم روانشناختی - پیاپی 79 (مهر 1398)
  • پیاپی 79 (مهر 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/09
  • تعداد عناوین: 12
|
  • لیلا عزیزی، محمدعلی بشارت*، رضا رستمی، حجت الله فراهانی صفحات 747-756
    زمینه

    سندرم پیش از قاعدگی به عنوان یکی از شایع ترین اختلالات روان تنی زنان مستلزم داشتن ابزار سنجشی است که نسبت به تشخیص دقیق، شدت نشانه ها و ارزیابی بعد از درمان حساس باشد. مقیاس رتبه بندی پیش از قاعدگی استینر و همکاران (2011) که بر اساس راهنمای تشخیصی و آماری DSM-IV به روز رسانی شده است دربردارنده این ویژگی هاست که بررسی ویژگی های روان سنجی آن به منظور استفاده در جامعه زنان ایرانی ضروری است.

    هدف

    هدف اصلی این پژوهش، بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس رتبه بندی تنش پیش از قاعدگی شامل درستی آزمایی ظاهری و محتوایی و تحلیل عاملی بود.

    روش

    این مطالعه یک پژوهش پیمایشی است که در آن از دو روش نمونه گیری تصادفی و در دسترس استفاده شد که 20 دانشجو در مرحله درستی آزمایی ظاهری و 10 متخصص بالینی و روان پزشک در بخش محتوایی، 120 دانشجو برای بررسی قابلیت اعتماد به صورت داوطلب در پژوهش شرکت کردند.

    یافته ها

    همه آیتم ها در شاخص درستی آزمایی ظاهری بزرگتر 0/79 (مقدار تایید شده) هستند و در شاخص درستی آزمایی محتوا10 آیتم بزرگتر از 0/62 (مقدار تایید شده برای نمونه 10 نفری) و آیتم 6 کوچکتر از این مقدار است که بیانگر این است که این آیتم مورد تایید متخصصان نیست. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی این پرسشنامه نیز نشان داد که ساختار پرسشنامه تنها از یک عامل تشکیل شده است. آلفای کرونباخ 0/90 بیانگر میزان همسانی درونی آزمون است. بعلاوه میزان ضریب قابلیت اعتماد بازآزمایی 0/46 بدست آمد.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج این مقیاس می تواند به عنوان ابزار سنجش مورد استفاده پژوهشگران ایرانی قرار بگیرد.

    کلیدواژگان: درستی آزمایی، قابلیت اعتماد، مقیاس رتبه بندی سندرم تنش پیش از قاعدگی
  • محمد امین طاهرپور، رضا رستمی*، عباس رحیم نژاد صفحات 757-764
    زمینه

    اعتیاد یک بیماری مرتبط با سیستم عصبی مغزی است که باعث کژکارکردی و تغییرات عملکرد سیستم عصبی و تاثیرگذاری بر مسیر پاداش در مغز می شود. تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای (tDCS) و بهوشیاری از جمله درمان های به کار گرفته شده در بهبود ولع مصرف در افراد با سوء مصرف مواد هستند. اثربخشی هریک از این روش ها با توجه به ویژگی خاص هرکدام از آنها به صورت مجزا نشان داده شده است اما آیا ترکیب این دو روش نیز اثربخش است؟ اگرچه برخی پژوهش ها ترکیب تمرینات بهوشیاری و tDCS را در نمونه های غیربالینی اثربخش دانسته اند، اما این نکته مبهم باقی مانده است که آیا این روش در میان جمعیت بالینی هم می تواند اثربخش باشد؟ 

    هدف

    بررسی اثر ترکیب تمرینات بهوشیاری و تحریک مغزی به شکل توام بر ولع مصرف در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد بود.

    روش

    این پژوهش یک پژوهش شبه آزمایشی بدون گروه کنترل با پیش آزمون و پس آزمون بود. در این تحقیق 10 نفر از افراد مبتلا به سوءمصرف مواد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس 5 جلسه ترکیب تمرینات بهوشیاری و تحریک الکتریکی جریان مستقیم فراجمجمه ای انجام شد. پیش و پس از مداخله ارزیابی ولع مصرف به وسیله مقیاس مقایسه ای تصویری انجام شد.

    یافته ها

    ترکیب تمرینات بهوشیاری و تحریک الکتریکی سبب کاهش معنادار (0/001P<) نمرات ولع شد.

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این مطالعه، می توان نتیجه گرفت که ترکیب تمرینات بهوشیاری و tDCS می تواند سبب بهبود و کاهش ولع در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد شود.

    کلیدواژگان: بهوشیاری، tDCS، ولع مصرف، اعتیاد، کانابیس، توجه آگاهی، ذهن آگاهی
  • محمد حسین شریفیان، جلیل فتح آبادی*، امید شکری، سعید قنبری صفحات 765-772
    زمینه

    مدل چند بعدی شکوفایی پرما که توسط مارتین سلیگمن توسعه داده شده است، شامل عوامل مرتبط با هیجانات مثبت و همچنین عملکرد مثبت می باشد. پژوهش ها نشان دهنده رابطه مثبت شکوفایی با شادی، بهره وری، تاب آوری، رضایت از زندگی و رابطه منفی با افکار مرگ، ابتلا به بیماری های جسمی و تجربه استرس می باشد. پرسشنامه شکوفایی (پرما) در محل کار توسط کرن توسعه داده شده است و در کشورهای استرالیا، ژاپن، هنگ کنگ و ایالات متحده امریکا اجرا گردیده و مشخصات روان سنجی آن گزارش شده است. اگرچه شکوفایی در محل کار موضوع مهمی است و توجه به ابعاد مختلف آن حائز اهمیت است، اما این موضوع در ایران و همچنین در میان معلمان مورد بررسی قرار نگرفته است و این پژوهش به بررسی ویژگی های روان سنجی این پرسشنامه پرداخته است.

    هدف

    در این مطالعه به بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه شکوفایی پرما در محل کار در ایران و برای معلمان پرداخته شده است. همچنین مدل نظری شکوفایی (پرما) با توجه به اطلاعات جامعه جدید مورد بررسی قرار گرفته است.

    روش

    این پژوهش یک مطالعه توصیفی است. انتخاب نمونه ها به روش نمونه گیری تصادفی انجام شده است و 394 معلم به نسخه ترجمه شده به فارسی پرسشنامه آنلاین شکوفایی پاسخ داده اند. نتایج پژوهش با استفاده از روش های آمار توصیفی و تحلیل عاملی تاییدی تفسیر شده است.

    یافته ها

    با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی ساختار عاملی مقیاس شکوفایی بررسی گردیده است. و شاخص های برازش مدل نشان دهنده برازش خوب مدل با داده هاست. مربع کای (χ 2) با مقدار 239/17 و درجه آزادی 80، مربع کای نرم شده (2/989 =χ 2 /df)، شاخص برازش مقایسه ها (0/98=CFI)، شاخص نیکویی برازش (0/95=GFI)، شاخص نرم شده نیکویی برازش (0/96=AGFI) و ریشه دوم میانگین مجذورات خطای تقریب (0/065=RMSEA) همگی در سطح مطلوب هستند که نشان دهنده برازش با مدل مفهمومی است.

    نتیجه گیری

    یافته های این پژوهش نشان می دهد که از نسخه فارسی پرسشنامه شکوفایی که دارای انسجام درونی خوبی است و هر پنج عامل، هیجانات مثبت، مشغولیت مثبت، روابط مثبت، معنای مثبت و دست آوردهای مثبت به عنوان عوامل شکوفایی در میان معلمیان تایید شده اند. به این ترتیب می توان از این پرسشنامه با توجه به اطلاعات این پژوهش برای ارزیابی شکوفایی معلمین ایرانی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: شکوفایی، پرما، معلمان، مدرسه، تربیت مثبت نگر
  • منا معارف، حمید رضاییان فرجی*، زهره خسروی، علیرضا بانشی صفحات 773-784
    زمینه

    محور مداخلات واقعیت درمانی در کار با زوجین، کمک به آگاهی یافتن از نیازها و ارضای آنها در یکدیگر است. بنابراین سنجش نیازهای اساسی، مبتنی بر مفاهیمی که در بافتار زناشویی می یابند، نیازمند داشتن ابزاری معتبر است.

    هدف

    هدف اصلی این پژوهش ساخت و بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس زناشویی سنجش نیازهای اساسی بود.

    روش

    طرح پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. 1049 متاهل (504 زن و 545 مرد) با روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای گزینش شدند. درستی همگرا از طریق همبستگی با پرسشنامه نیازهای اساسی گلسر (سالاری و صاحبی، 1383) آزمون شد.

    یافته ها

    تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی، هر کدام با 50 درصد از داده ها صورت گرفت؛ تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که مقیاس زناشویی سنجش نیازهای اساسی، پنج بعد (امنیت، عشق، قدرت، تفریح و آزادی) را در برمی گیرد و نتایج تحلیل عاملی تاییدی، این پنج بعد را تایید کرد. بین مقیاس زناشویی سنجش نیازهای اساسی با مقیاس نیازهای اساسی گلسر همبستگی قوی وجود داشت و درستی همگرا تایید شد (0/01>p، 0/05>p). قابلیت اعتماد مقیاس زناشویی سنجش نیازهای اساسی نیز از روش همسانی درونی آلفای کرونباخ با مقدار 0/90 و از طریق بازآزمایی با مقدار 0/91 بدست آمد.

    نتیجه گیری

    مقیاس زناشویی سنجش نیازهای اساسی برای استفاده در زوج درمانی با زوج های ایرانی از قابلیت اعتماد و درستی کافی برخوردار است.

    کلیدواژگان: نیازهای اساسی، روانسنجی، نظریه انتخاب، واقعیت درمانی، زوج درمانی
  • جمیل منصوری، محمدعلی بشارت* صفحات 785-796
    زمینه

    بهشیاری از آیین های شرقی و بخصوص بودا گرفته شده است که به‌عنوان توجه آگاهانه به لحظه حال و تجربیات درونی و بیرونی فرد تعریف می شود. مطالعات پژوهشی حکایت از وجود رابطه بهشیاری با سبک‌های دلبستگی دارند اما آیا استحکام من در رابطه بین سبک‌های دلبستگی و بهشیاری نقش واسطه‌ای دارد؟

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش واسطه‌ای استحکام من در رابطه بین سبک های دلبستگی و بهشیاری در دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران انجام شد.

    روش

    این پژوهش یک مطالعه توصیفی و همبستگی است. تعداد 268 نفر دانشجو (231 مرد، 36 زن) بصورت نمونه‌گیری در دسترس در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد تا مقیاس دلبستگی بزرگسال (بشارت، 1392)، مقیاس استحکام من (بشارت، 1395) و مقیاس توجه آگاهانه بهشیارانه (قربانی، واتسون و ویتینگتون، 2009) را تکمیل کنند.

    یافته ها

    برای تحلیل داده های پژوهش از روش های آماری شامل فراوانی، درصد، میانگین، انحراف استاندارد، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که دلبستگی ایمن با بهشیاری رابطه مثبت معنادار (0/50r=؛ 0/01p<)، دلبستگی ناایمن اجتنابی و دوسوگرا با بهشیاری به ترتیب رابطه منفی معنادار (0/28r=- و 0/43r=-؛ 0/01p<) و نمره‌های استحکام من بالا با نمره‌های بهشیاری رابطه مثبت معنادار (0/34r=؛ 0/01p<) دارد. دلبستگی ایمن با استحکام من رابطه مثبت معنادار (0/24r=؛ 0/24p<) و دلبستگی ناایمن با استحکام من رابطه منفی معنادار (0/34r=-؛ 0/01p<) داشت.

    نتیجه گیری

    این بدان معنی است با افزایش سطح بهنجاری سبک دلبستگی، استحکام من و بهشیاری نیز بالا می‌رود و با افزایش سطوح استحکام من در افراد میزان بهشیاری نیز بالا می‌رود. نتایج همچنین نشان داد که نقش واسطه‌ای استحکام من در رابطه بین سبک های دلبستگی و بهشیاری قابل تایید است. براساس یافته‌های پژوهش می‌توان نتیجه گرفت استحکام من دارای نقش واسطه‌ای بین سبک‌های دلبستگی و بهشیاری است.

    کلیدواژگان: دلبستگی، هیجان، استحکام من، بهشیاری، توجه
  • عباسعلی حسین خانزاده*، شهربانو ابراهیمی، فائزه خداکرمی، احیا حصیرچمن صفحات 797-806
    زمینه

    ویژگی های خاص بازی های حرکتی و فواید متعدد آن در رشد همه جانبه کودکان باعث توجه متخصصان به نقش بازی در آموزش شده است، اما آیا آموزش از طریق بازی های حرکتی می تواند کمکی به بهبود یادگیری ریاضی در دانش آموزان دیرآموز کند؟

    هدف

    پژوهش حاضر، به منظور بررسی تاثیر آموزش ریاضی از طریق بازی های حرکتی بر یادگیری مفاهیم ریاضی و علاقه به ریاضی دانش آموزان دیرآموز انجام شد.

    روش

    پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود و جامعه آماری آن را تمامی دانش آموزان دیرآموز پایه دوم ابتدایی شهر سنگر در سال تحصیلی 96-1395 تشکیل می دهند. نمونه شامل 30 نفر از این کودکان بود که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای دهی شدند. گروه آزمایش برنامه محقق ساخته آموزش از طریق بازی های حرکتی (ابراهیمی، 1396) را طی 10 جلسه 45 دقیقه ای دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه توانمندی های یادگیری ریاضی پایه دوم (تبریزی، 1389)، آزمون هوشی وکسلر کودکان (وکسلر، 1949) و پرسشنامه علاقه به ریاضی (نعمتی، 1388) بود.

    یافته ها

    نتایج حاصل از آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که بین گروه آزمایش و گواه در یادگیری مفاهیم ریاضی و تمامی مولفه های علاقه به ریاضی تفاوت معنادار وجود دارد، به طوری که نمره گروه آزمایش بیشتر از گروه گواه است (001/0>P).

    نتیجه گیری

    آموزش ریاضی از طریق بازی های حرکتی باعث بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی و افزایش علاقه به ریاضی در دانش آموزان دیرآموز شده است.

    کلیدواژگان: آموزش بازی های حرکتی، مفاهیم ریاضی، علاقه به ریاضی، دانش آموزان دیرآموز
  • سهیلا طهماسب، قوام ملتفت* صفحات 807-818
    زمینه

    سازه های تنظیم شناختی هیجان و دلبستگی به خدا از عوامل مهم و تاثیرگذار بر رضایت از زندگی می باشد. اما آیا تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین دلبستگی به خدا و رضایت از زندگی نقش واسطه ای دارد؟

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی رضایت از زندگی با توجه به نقش دلبستگی به خدا و واسطه گری تنظیم شناختی هیجان انجام گرفته است.

    روش

    بدین منظور در قالب یک پژوهش همبستگی و با طرح تحلیل مسیر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 352 نفر از دانشجویان دانشگاه یاسوج انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه های رضایت از زندگی (اسکات هیوز،2001)، دلبستگی به خدا (بک و مک دونالد، 2004) و مقیاس تنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی، کرایچ و اسپینهاون، 2002)، گردآوری و با استفاده از روش آماری مدل یابی معادله های ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که بین دلبستگی به خدا و رضایت از زندگی, و تنظیم شناختی هیجان رابطه منفی (0/001p<) وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری نشان داد که تنظیم شناختی هیجان بین رضایت از زندگی و دلبستگی به خدا نقش واسطه ای ایفا می کند.

    نتیجه گیری

    در مجموع، مدل حاضر بخوبی چگونگی ارتباط بین دلبستگی به خدا و رضایت از زندگی را تببین می کند و با تمرکز بیشتر بر تنظیم شناختی هیجان و سبک دلبستگی مناسب به خدا می توان رضایت از زندگی دانشجویان را افزایش داد.

    کلیدواژگان: دلبستگی به خدا، تنظیم شناختی هیجان، رضایت از زندگی
  • رودابه هوشمندی، خدابخش احمدی*، علیرضا کیامنش صفحات 819-828
    زمینه

    تعارض رایج ترین مشکل در روابط زوجین است که کیفیت زندگی زناشویی را به صورت منفی تحت تاثیر قرار می دهد و سبب بروز پیامدهای منفی جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی می شود. تشدید و ناتوانی در حل آن ممکن است خانواده را دچار آسیب نماید و حتی منجر به طلاق شود. علی رغم پژوهش های میدانی متعددی که در این موضوع صورت گرفته است، جمع بندی و تحلیل منسجمی از علل تعارضات و ابعاد آن در دسترس نیست.

    هدف

    هدف پژوهش حاضر مرور تحقیقات انجام شده در این زمینه و شناسایی علل تعارضات زناشویی بود.

    روش

    در این تحقیق که به روش مرور سیستماتیک انجام شد، جامعه آماری مقالات علمی - پژوهشی، پایان نامه ها و طرح های پژوهشی مرتبط با تعارضات زناشویی بودکه در دو دهه اخیر (1380 تا 1398 و 2000 تا 2019) انجام شده اند. از بین 768 مورد جستجو شده تعداد 58 مورد مرتبط با علل تعارضات زناشویی انتخاب و وارد مطالعه شدند.

    یافته ها

    در مجموع تعداد 41 عامل (با فراوانی 375) به عنوان علل تعارضات زناشویی شناسایی و در 4 دسته طبقه بندی شدند که به ترتیب از بیشترین میزان عبارت بودند از: عوامل خانوادگی با 40/80 درصد فراوانی؛ عوامل فردی با 40/53 درصد فراوانی؛ عوامل محیطی با 16/27 درصد فراوانی و عوامل معنوی با 2/4 درصد فراوانی. همچنین عمده ترین علل تعارضات زناشویی از بین 41 عامل عبارت بودند از: 1. مشکلات مالی (با 74/7 درصد فراوانی)؛ 2. دخالت خانواده ها و اطرافیان (با 7/20 درصد فراوانی)؛ 3. خشونت جسمانی و کلامی (با 14/6درصد فراوانی)؛ 4. ضعف مهارت های ارتباطی و حل مساله (با 5/6 درصد فراوانی)؛ 5. مشکلات جنسی (با 4/8 درصد فراوانی).

    نتیجه گیری

    شناسایی مجموعه عوامل و میزان سهم هر یک از عوامل به پژوهشگران کمک می کند تا به کشف یک مدل منسجم از علل تعارضات زناشویی نائل شوند و مطابق این مجموعه عوامل ابزار پیش بینی و پیشگیری از تعارضات زناشویی را تدوین کنند.

    کلیدواژگان: تعارضات زناشویی، عوامل فردی، عوامل خانوادگی، عوامل محیطی، عوامل معنوی
  • مریم باشعور لشگری، پریسا تجلی*، مجتبی امیری مجد صفحات 829-838
    زمینه

    مطالعات متعددی اثربخشی آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی را در زمینه های مختلف نشان داده است اما آیا آموزش ذهن آگاهی به مادران بر سرزندگی فرزندان با اختلالات ویژه یادگیری آنها موثر است.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی به مادران بر سرزندگی فرزندان اختلال یادگیری آنها در شهر تهران انجام شد.

    روش

    پژوهش شبه آزمایشی و از نوع طرح های پیش آزمون پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را تمام مادران و دانش آموران 8 تا 12 ساله ی دارای اختلال یادگیری شهر تهران تشکیل می دادند که از بین آنها 56 نفر (28 مادر و 28 کودک) به شیوه نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، آزمون ترسیمی سرزندگی (فیروزی، 1393) بود که قبل و بعد از مداخله و در مرحله ی پیگیری 3 ماهه بروی هر دو گروه گواه و آزمایش اجرا شد. آزمودنی های گروه آزمایش در هشت جلسه دوساعته تحت درمان شناختی رفتاری - مبتنی بر ذهن آگاهی باگلز (2010) قرار گرفتند. گروه گواه هیچ گونه آموزش درمانی ویژه ای دریافت نکرد.

    یافته ها

    تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که اگرچه آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی به مادران بین نمرات سرزندگی فرزندان در گروه آزمایش و گروه گواه تفاوت معناداری ایجاد نکرد اما در  طول دوره آموزش ذهن آگاهی مادران گروه آزمایش در حال افزایش و اثر اصلی درون گروهی زمان (پس آزمون، پیش آزمون و پیگیری) در گروه آزمایش به لحاظ آماری در سطح احتمال (0/05>P) معنادار بود.

    نتیجه گیری

    این به این معنی است که آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر روی سرزندگی کودکان با اختلالات ویژه یادگیری تاثیر گذاشته است اما برای تغییرات معنی دار به زمان بیشتری نیاز است.

    کلیدواژگان: اختلالات ویژه یادگیری، سرزندگی و ذهن آگاهی
  • احسان رحمانی، مختار عارفی*، کریم افشاری نیا، حسن امیری صفحات 839-850
    زمینه

    تدوین برنامه تربیت جنسی نوجوانان، متناسب با فرهنگ ایرانی و بررسی تاثیر آن بر مولفه های روانشناختی در دانش آموزان دارای اهمیت فراوانی است. با این وجود تاکنون پژوهشی در مورد تاثیر تربیت جنسی مبتنی بر فرهنگ ایرانی بر ابعاد مختلف خودپنداشت دانش آموزان نوجوان انجام نگرفته است.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش بسته تربیت جنسی نوجوانان مبتنی بر فرهنگ ایرانی بر خودپنداشت دانش آموزان متوسطه اول شهرستان تاکستان انجام شد.

    روش

    طرح پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه آزمایش وگروه گواه است. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان مدارس متوسطه دوره اول شهرستان تاکستان در سال تحصیلی 98-1397 هستند که از بین آنها 90 نفر (هر گروه 45 نفر) با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. به گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای آموزش داده شد و گروه گواه در این مدت آموزشی دریافت نکردند. ابزار جمع آوری داده ها شامل بسته آموزشی تربیت جنسی نوجوانان (محقق ساخته) و پرسشنامه خودپنداشت راجرز (1957) بود. داده ها جمع آوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد آموزش بسته تربیت جنسی بر خودپنداشت جسمی، اجتماعی، عقلانی و اخلاقی اثر معناداری داشته است (0/01p<).

    نتیجه گیری

    براساس یافته های این پژوهش اثربخشی بسته آموزشی تربیت جنسی مبتنی بر فرهنگ ایرانی بر خودپنداشت مورد تایید قرار گرفت.

    کلیدواژگان: تربیت جنسی نوجوانان، خودپنداشت، دانش آموزان
  • لیلا امیری، حسین ابراهیمی مقدم*، نرگس باباخانی صفحات 851-858
    زمینه

    یکی از سازه های اساسی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، درگیری تحصیلی است. ارتباط درگیری تحصیلی با متغیرهای مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. مرور پژوهشی نشان از شکاف پژوهشی در بررسی نقش توانایی شناختی و وضعیت اجتماعی - اقتصادی در پیش بینی درگیری تحصیلی دانش آموزان دارد.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش توانایی شناختی و وضعیت اجتماعی - اقتصادی در پیش بینی درگیری تحصیلی در دانش آموزان دختر متوسطه شهرستان رومشکان در سال 97-96 انجام شد.

    روش

    روش پژوهش توصیفی - همبستگی بود. جامعه ی آماری پژوهش، شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهرستان رومشکان بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تعداد 317 نفر انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو (2013)، پرسشنامه توانایی شناختی نجاتی (1392) و پرسشنامه محقق ساخته وضعیت اجتماعی - اقتصادی و اطلاعات جمعیت شناختی بود.

    یافته ها

    ضریب همبستگی نشان از ارتباط مثبت و معنی دار بین توانایی شناختی و وضعیت اجتماعی - اقتصادی با درگیری تحصیلی دارد و ضریب رگرسیون چندگانه برای پیش بینی درگیری تحصیلی از طریق توانایی شناختی برابر با 0/561 و وضعیت اجتماعی - اقتصادی برابر با 0/436 بود (0/005≥P). در نهایت نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که در حدود 49 درصد از تغییرات در متغیر وابسته (درگیری تحصیلی دانش آموزان) از طریق متغیرهای پیش بین (توانایی شناختی و وضعیت اجتماعی - اقتصادی) قابل تعیین است.

    نتیجه گیری

    با افزایش توانایی شناختی و وضعیت اجتماعی - اقتصادی با احتمال زیادی درگیری تحصیلی دانش آموزان افزایش پیدا می کند.

    کلیدواژگان: درگیری تحصیلی، توانایی شناختی، وضعیت اجتماعی - اقتصادی، دانش آموز
  • فاطمه بشردوست*، علیرضا محمدی آریا صفحات 859-867
    زمینه

    امروزه به دلیل وجود رقابت بین سازمان ها برای دستیابی به موفقیت بیشتر، تسلط بر منابع موجود در سازمان اهمیت یافته است. از جمله منابع مهم برای هر سازمانی نیروی انسانی آن سازمان است که توجه به ویژگی های آنها نقش مهمی در موفقیت سازمان دارد.

    هدف

    هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط میان شخصیت، هوش هیجانی و استعداد و علایق با عملکرد کارکنان شرکت نساجی دیباریس بود.

    روش

    روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش حاضر را کلیه کارکنان شرکت نساجی دیباریس شهر قزوین تشکیل داده بودند که تعداد 100 نفر از کارکنان شرکت دیباریس با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه هوش هیجانی بارآن (2000)، پرسشنامه شخصیتی نئو (1992)، پرسشنامه استعداد اوهلی (2007)، علاقه و رغبت شغلی استرانگ (1960) و پرسشنامه عملکرد کارکنان هرسی و گلداسمیت (1980) استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی با عملکرد کارکنان رابطه معنادار وجود دارد (0/05P<). بین استعداد با عملکرد کارکنان رابطه معنادار وجود دارد (0/01P<). متغیر استعداد بیشتر از سایر متغیرها عملکرد کارکنان را پیش بینی می کند.

    نتیجه گیری

    برای افزایش بهره وری سازمان ها و عملکرد مطلوب کارکنان به مولفه های شخصیتی، هیجانی و استعدادی کارکنان باید توجه داشت.

    کلیدواژگان: شخصیت، هوش هیجانی، استعداد، علایق، عملکرد کارکنان
|
  • Leila Azizi, Mohammad Ali Besharat*, Reza Rostami, Hojatolah Farahani Pages 747-756
    Background

    The premenstrual syndrome is one of the most common psychosomatic disorders requires an instrument that is sensitive to accurate diagnosis, severity and evaluation after treatment. the premenstrual tension syndrome (Steiner and et al, 2011) scale that is updated base on diagnostic and statistical manual criteria (DSM-IV) have these features. It is necessary to examine psychometric of properties in Iranian women.

    Aims

    The main purpose of present study was to examine psychometric of the properties of the premenstrual tension syndrome including face and content validity and test- retest reliability.

    Method

    It is a survey research with randomed and convenience sampling method. twenty students in face valididtyt stage, and ten clinical experts and psychiatrists in stage of measurement of content validity and 120 students in reliability stage were included in this study.

    Results

    In face index all of the questions was more than 0.79 and in content validity ten question was more than 0/62. The sixth question of questionnaire was not agreed on content index (CVR). The results of the exploratory factor analysis showed that the structure of the questionnaire consists of only one factor. Cronbach's alpha was 0/90 which means the internal consistency of the test was high. In addition, the coefficient of test- re-test reliability was 0/46.

    Conclusion

    Based on the results, this scale can be used by Iranian researchers.

    Keywords: Validity, Reliability, the premenstrual tension Observer syndrome rating scale
  • Mohammad Amin Taherpour, Reza Rostami*, Abbas Rahminezhad Pages 757-764
    Background

    Addiction is a disorder related to the nervous system which causes dysfunction and changes in brain system and reward pathway. Transcranial direct current stimulation and mindfulness are the methods that recruited for managing craving in people with SUD. The efficacy of either of these methods with respect to their special characteristics had been shown separately but is the combination of these two methodes effective, too? Although some studies suggested that combination of Mindfulness training and tDCS is effective in non clinical population, but it is still unclear that this method can or can not be effective in clinical populatuin.

    Aims

    Evaluating effect of combination of mindfulness and transcranial direct current stimulation (tDCS) on craving in people with substance abuse disorder.

    Method

    current study is a Quasi-experimental research whithout control group and with pre and post evaluation. Ten people with substance abuse disorder were chosen through convenience sampling.They received 5 sessions of mindfulness training combined with transcranial direct current stimulation. Before and after intervention, craving was assessed via Visual Analogue Scale (VAS).

    Results

    Our findings have shown that combination of mindfulness training and brain stimulation resulted in significant decrease in scores of craving (p<0/001).

    Conclusions

    It can be concluded that the combination of tDCS and Mindfulness can reduce craving in people with substance abuse disorder.

    Keywords: Mindfulness, tDCS, Craving, Addiction, Cannabis, Smoking
  • Mohammad Hossein Sahrifian, Jalil Fath Abadi*, Omid Shokri, Saeed Ghanbari Pages 765-772
    Background

    Martin M Seligman has developed a multi-dimensional model of Flourishing, PERMA. This model combines positive emotion (hedonic) and positive performance (eudiamonic) dimensions. Research has shown a positive relation between Flourishing and happiness, productivity, resiliency, life satisfaction, and a negative relation with death thoughts, physical illness, and stress experiment. The Workplace Flourishing Questionnaire (PERMA) is developed by Kern and was administered in Australia, Japan, Hong Kong, and the United States and its psychometric properties were reported. Although flourishing in general and in the workplace is significant, it’s not mentioned in Iran.

    Aims

    The purpose of this study was to investigate the psychometric properties of the PERMA flourishing Questionnaire at work for teachers in Iran.

    Method

    current research is a descriptive study. 394 teachers have responded to the translated version of the online flourishing questionnaire.

    Results

    The factor structure of the flourishing scale has been investigated by confirmatory factor analysis. And the model fit indices, indicate that the model fits well with the data. Chi-square (χ 2) with the value of 2339/17 and degree of freedom 80, softened chi-square (χ2/df= 2/989), comparisons fit index (CFI= 0/98), goodness of fit index (0/95 GFI= goodness of fit index (AGFI= 0/96) and second root mean squared error approximations (RMSEA= 0/065) were all at the desired level indicating goodness of fit with the conceptual model.

    Conclusions

    Based on the findings of this study, it can be concluded that the model of flourishing PERMA. Was applied in different samples including Iranian teachers group.

    Keywords: Flourish, Teachers, Positive Education, School
  • Mona Maaref, Hamid Rezaeian*, Zohreh Khosravi, Alireza Baneshi Pages 773-784
    Background

    The focus of reality therapy interventions in working with couples, is to raise couple’s awareness of their needs and to help them meet each other’s needs. Having a valid instrument is needed to measure these basic needs based on their manifestations in terms of close relationship of the couples. 

    Aims

    The aim of the present study was to develop and examine psychometric properties of the couple’s basic needs assessment scale (CBNAS).

    Method

    The present study was correlational study. 1049 married individuals (504 women, 545 men) were selected by two-stage cluster sampling. The convergent validity was assessed by finding a correlation between the questionnaire of basic needs (Salari & Sahebi, 1383) and CBNAS.

    Results

    the first half of the data was devoted to test the exploratory factor analysis and the second half of the data was devoted to test the confirmatory factor analysis. The exploratory factor analysis revealed the CBNAS comprises of five dimensions (security, love, power, fun, & freedom) and the result of confirmatory factor analysis confirmed the five dimensions. There was a strong correlation between the CBNAS and the questionnaire of basic needs, which supported the convergent validity for the the couple’s basic needs assessment scale (p<0/01, p<0/05). The reliability of the CBNAS demonstrated a good internal consistency with Cronbach's alpha value of 0/90 and Test-retest value of 0/91.

    Conclusions

    the CBNAS could be used as a reliable and valid scale in couple therapy among Iranian couples.

    Keywords: Basic needs, Psychometric, Choice theory, Reality therapy, Couple therapy
  • Jamil Mansouri, Mohammadali Besharat* Pages 785-796
    Background

    Mindfulness which comes from eastern traditions, especially Buddhism, is defined by conscious attention to current moment and internal/external personal experiences. Researches showed that mindfulness has relationships with the attachment styles but does ego strength can mediate the relationship between attachment styles and mindfulness?

    Aims

    The present study was performed to examine the mediating role of ego strength on the relationship between attachment styles and mindfulness in the University of Tehran and Medical University of Tehran students.

    Method

    current study is a descriptive-correlational research Two hundred and sixty eight students (231 make, 36 female) participated in the study. All the students were asked to complete the Adult Attachment Inventory (Besharat, 1392), Ego Strength Scale (Besharat, 1395) and Mindfulness Awareness Attention Scale (Ghasemipour and Ghorbani, 2008).

    Results

    Analysis of data involves descriptive and inferential statistics including frequency, percentage, mean standard deviation, Pearson’s correlation coefficient and path analysis. The results demonstrated that secure attachment had a significant positive association with mindfulness (r=0/50؛ p<0/01), insecure attachment (avoidance/ambivalence) had a significant negative association with mindfulness)r=-0/28 و r=-0/43؛ p<0/01 (and ego strength had a significant positive association with mindfulness (r=0/34؛ p<0/01). Secure attachment had a significant positive association with ego strength (r=0/24؛ p<0/01). Insecure attachment had negative correlation with ego strength (r=-0/34؛ p<0/01).

    Conclusions

    The mediating role of ego strength on the relationship between attachment styles and mindfulness had been confirmed. Based on the results the higher attachment style score, the higher mindfulness and ego strength scores. And with higher ego strength score, mindfulness was higher too. According to the results of the present study, there is not a linear association on the relationship between attachment and mindfulness. Ego strength plays a mediating role on the relationship between them.

    Keywords: Attachment, Emotion, Ego strength, Mindfulness, Attention
  • Abbasali Hosseinkhanzadeh*, Shahrbano Ebrahimi, Faezeh Khodakarami, Ahya Hasirchaman Pages 797-806
    Background

    Special features of motor games and its many benefits to the all-round development of children have drawn the attention of experts to the role of play in education, but can learning through motor games help improve maths learning in slow learner students?

    Aims

    The present study was conducted to investigate the effect of mathematical education through motor games on the learning of math concepts and interest to mathematics of slow learner students.

    Method

    The research method is a quasi-experimental study with pre-test and post-test design with control group. The sample consisted of 30 children who were selected through purposeful sampling and randomly replaced into experimental and control group. The experimental group received 10 minutes of 45-minute motor games training program (Ebrahimi, 2017). The research tools were Mental Learning Ability Questionnaire of Secondary Grade (Tabrizi, 2010), Wechsler IQ Scale for Children (Wechsler, 1949) and Mathematics Interest Questionnaire (Nemati, 2009).

    Results

    The results of analysis of covariance showed that there is a significant difference between the experimental and control groups in learning mathematical concepts and all components of mathematical interest, so that the experimental group scored higher than the control group (P<0/001).

    Conclusions

    Math instruction through motor games has improved the learning of mathematical concepts and increased interest in mathematics in late students.

    Keywords: Motor games education, Math concepts, Interest in mathematics, Slow learner students
  • Sohila Tahmaseb, Ghavam Moltafet* Pages 807-818
    Background

    Emotion Regulation and Attachment to god are among significant factors influencing Life Satisfaction. however, it is worth noting whether cognitive emotion regulation plays a mediating role in the relationship between attachment to God and life satisfaction

    Aims

    The purpose of this study was to investigate the prediction of the life satisfaction based on of attachment to God with mediating role of cognitive emotional regulation.

    Method

    For to do, This study was based the correlation method and path analysis design, 352 students from yasouj University were chosen by using multi-stage-cluster sampling method. The participants complete these questionnaires: Multidimensional Life Satisfaction Scale (2001), Beck McDonald attachment to God inventory (2004) and Cognitive Emotion Regulation questionnaire (2002). All data analyzed by structural equation model.

    Results

    The results indicate that there is a significant negative relationship between attachment to God and life satisfaction and attachment to God and Cognitive Emotion Regulation(p<0/001). In addition the results of structural equation model showed that, Cognitive Emotion Regulation plays mediating role in the relationship between life satisfaction and attachment to God.

    Conclusions

    The findings indicate that the model developed lends itself quite well to explaining how attachment to god and cognitive emotional regulation affect on life satisfaction. A greater focus on cognitive emotional regulation and proper attachment to god could lead to a higher level of life satisfaction among students.

    Keywords: Attachment to God, Life satisfaction, Cognitive emotion regulation, life satisfaction
  • Roodabeh Hooshmandi, Khodabakhsh Ahmadi*, Alireza Kiamanesh Pages 819-828
    Background

    Conflicts are the most common problem in relationship of couples those negatively influence marital Quality and can lead to negative physiological, psychological,social and spiritual consequences. Intensification of the conflicts and disability in solving them can impair family and even lead to divorce. Despite the presence of many field researches about marital conflicts, there is no coherent analysis and conclusion of their causes and dimensions.

    Aims

    The aim of the present study to review the related literature in order to identify the causes of marital conflicts.

    Method

    this study was a systematic review, in which the statistical population are scientific research articles, dissertations and research schemes related to marital satisfaction since two last decades (2000-2019). Among768 cases that was explored, 58 cases, related to causes of marital conflicts entered into the study

    Results

    According to the results, in sum, 41 factor(with frequency of (375) identified as the causes of marital conflicts. The entire factors of marital conflicts divided into the 4 categories, in order of importance: 1) family factors (40/80%),2) individual factors (40/53%), 3) environmental factors (16/27%) and spiritual factors (2/4%). In addition, the major causes of marital conflicts comprised: 1) Financial problem (7/74%), 2) Interference of families and relatives (7/20%), 3) Verbal and physical violence (16/14%), 4) lack of relationship and problem solving skills (5/6%), sexual problems (4/8%).

    Conclusions

    Identifying of the factors and specifying the contributions of each of them to marital conflicts can help the researchers discover coherent model of marital conflicts. Based on these factors the instruments of prediction and prevention of marital conflicts can be defined and prepared

    Keywords: Marital conflicts, Family factors, Individual factors, Environmental factors, Spiritual factors
  • Maryam Bashour Lashgari, Parisa Tajalli*, Mojtaba Amiri Majd Pages 829-838
    Background

    Numerous studies have shown the effectiveness of mindfulness- training in different areas but whether teaching mindfulness - Based Cognitive Behavioral training to mothers could be effective on vitality in their children with specific learning Disabilities.

    Aims

    The aim of the present study was to investigate the effects of mothers ’ Mindfulness - Based Cognitive Behavioral training on vitality in their children with specific learning Disabilities.

    Method

    In a quasi-experimental design a pretest-posttest and follow-up with the control group paradigm were applied. The statistical participants of this study consist of all mothers and students aged 8 to 12 years with specific learning disabilities in Tehran city. A sample of, 56 (28 mothers and 28 children) were selected through Purposive sampling method and was randomly divided into experimental and control groups. Data collection tools was the vitality scale. Groups were tested before and after the intervention and at the follow up period of 3 months. The experimental group received cognitive behavioral of Mindfulness - Based Cognitive Behavioral training in 8 sessions of 2 hours. The control group did not receive any special training.

    Results

    Data analysis showed that although there were no significant differences between the experimental and the control groups in vitality scores but the main effect of time was statistically significant (P>0/05).There were significant differences between pretest and follow-up scores.

    Conclusions

    This means that intervention has affected the vitality of children in the experimental group but for meaningful changes, more time is needed.

    Keywords: Specific learning disabilities, Vitality, Mindfulnes
  • Ehsan Rahmani, Mokhtar Arefi*, Karim Afsharineya, Hasan Amiri Pages 839-850
    Background

    Designing the educational package of sexual education based on Iranian culture and study its impact on psychological components in students is great importance. However, no research has ever been done on the impact of sexual education based on Iranian culture on self-concept of adolescent students.

    Aims

    The purpose of this study was to investigate the effect of training package of sexual education based on Iranian culture on self-concept of middle school girl students in Takestan.

    Method

    The research is quasi experimental with pre-test and post-test design with control group. The statistical population of this study is student's middle school in Takestan in 2018-2019 academic year. That Among them 90 students (each group of 45) were selected by multi-stage random cluster sampling and divided into two experimental and control groups. The experimental group received training sexual education in 8 sessions of 90 minutes and the control group did not receive any training during this training period. Data collection instrument was adolescent educational package of sexual education and Rogers Self-Concept Questionnaire (1957). Data were analyzed by the use of covariance analysis.

    Results

    The results showed that training of sexual education based on Iranian culture could be significantly effective in promoting self-concept (p<0/01).

    Conclusions

    Based on the findings of this study, can confirmed the effectiveness of educational package of sexual education based on Iranian culture on self-concept.

    Keywords: Adolescent sexual education, Self-concept, Students
  • Leyla Amiri, Hosein Ebrahimi Moghaddam*, Narges Babakhani Pages 851-858
    Background

    One of the key constructs in students' academic achievement is academic engagement. The relationship between academic engagement with various variables has been studied. Research review reveals a research gap in the role of cognitive ability and socioeconomic status in predicting students' academic engagement.

    Aims

    The purpose of this study was to determine the role of cognitive ability and socioeconomic status on academic engagement in high school female students in Romashkan in 2017-2018.

    Method

    The research method was descriptive-correlation. The statistical population of the study consisted of all high school second grade female students in Romashkan who were selected by multistage cluster sampling method. The instruments used were Rio Academic Engagement Questionnaire (2013), Neural Cognitive Ability Questionnaire (2013) and a researcher-made questionnaire of socioeconomic status and demographic information.

    Results

    Correlation coefficient showed a significant positive correlation between cognitive ability and socioeconomic status with academic engagement and standard regression coefficient (beta) predicting academic engagement through cognitive ability equal to 0/412 and socioeconomic status equal to. Was 0/375 (P≥0/005). Finally, the regression results showed that about 40% of the changes in the dependent variable (students' academic engagement) can be determined through predictive variables (cognitive ability and socioeconomic status).

    Conclusions

    With increasing cognitive ability and socioeconomic status, students' academic engagement is likely to increase.

    Keywords: Academic engagement, Cognitive ability, Socioeconomic status, Students
  • Fatemeh Bashardoust*, Alireza Mohmmadi Aria Pages 859-867
    Background

    Nowadays, due to the competition between organizations for greater success, the resources available in the organization have become important. One of the most important resources for any organization is the human resources of the organization whose attention to their characteristics plays an important role in the success of the organization.

    Aims

    The overall purpose of this research is to investigate the relationship between personality, Emotional Intelligence, talent, and Favorites with performance Dibaris Qazvin City Textile Company

    Method

    The research method was correlation which is categorized as descriptive research methods. The statistical population included all employees of Dibaris Textile Company in Qazvin. 100 employees of Dibaris Textile Company were.selected by convenience sampling method. Data were collected by Bar-on Emotional Intelligence Questionnaire (2000), Neo Personality Questionnaire (1992), Early Talent Questionnaire (2007), Strong Job Interest and Satisfaction Questionnaire (1960), and Hershey & Goldsmith Staff Performance Questionnaire (1980).

    Results

    The results of statistical analysis showed that There is a significant statistical relationship between emotional intelligence and employee performance (p<0/05). There is a meaningful statistical relationship between talent and employee performance (p<0/01). however, the talent variable predicts employee performance more than other variables.

    Conclusions

    To increase productivity and optimal performance of employees to personality traits, emotional and talent should be noted.

    Keywords: Personality, Emotional intelligence, Talent, Interests, Employee performance