فهرست مطالب

علوم روانشناختی - پیاپی 81 (آذر 1398)
  • پیاپی 81 (آذر 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • جمیل منصوری، محمدعلی بشارت*، حمیدرضا غریبی صفحات 981-990
    زمینه

    ناگویی هیجانی به معنای توصیف، تمایز و تنظیم هیجانات است. مطالعات نشان داده اند که این سازه در پیوند عاطفی هیجانی نسبتا پایدار کودک با مراقب اولیه ریشه دارد و تحت تاثیر تلاش فرد برای اجتناب از احساسات از طریق تمرکز بر کامل بودن و پنهان کردن نقایص است. بر همین اساس، آیا می توان از طریق سبک های دلبستگی و ابعاد کمال گرایی ناگویی هیجانی را پیش بینی کرد؟

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ناگویی هیجانی براساس سبک های دلبستگی و ابعاد کمال گرایی در دانشجویان دانشگاه تهران انجام شد.

    روش

    این پژوهش یک مطالعه توصیفی همبستگی است. در این تحقیق 268 نفر (37 زن و 231 مرد) از دانشجویان به صورت داوطلبانه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از شرکت کنندگان خواسته شد تا مقیاس دلبستگی بزرگسال (بشارت، 1392)، مقیاس کمال گرایی چند بعدی تهران (بشارت، 1386) و مقیاس ناگویی هیجانی (بشارت، 2007) را تکمیل کنند.

    یافته ها

    برای تحلیل داده های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون همزمان استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که با افزایش نمره کمال گرایی خودمحور (0/30=r، 0/01>p)، کمال گرایی دیگرمحور (0/26- =r، 0/01>p) و کمال گرایی جامعه محور (0/14=r، 0/05>p) ناگویی هیجانی نیز افزایش می یابد. همچنین با افزایش نمره زیرمقیاس سبک دلبستگی ایمن (0/35- =r، 0/01>p) نمره مقیاس ناگویی هیجانی کاهش و با افزایش نمره زیرمقیاس های سبک دلبستگی اجتنابی (0/38=r، 0/01>p) و دوسوگرا (0/38=r، 0/01>p) ناگویی هیجانی افزایش می یابد. نتایج همچنین نشان دادند که دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به همراه کمال گرایی خودمحور در مجموع 26% از تغییرات ناگویی هیجانی را تبیین می کنند (0/01>p).

    نتیجه گیری

    این بدان معنی است که ناکامی کودک در رابطه ایمن با مراقب به ناگویی هیجانی منجر می شود و تلاش های کمال گرایانه نیز روبرو شدن، شناختن، تمایز و توصیف احساسات را به تعویق می اندازند.

    کلیدواژگان: ناگویی هیجانی، دلبستگی، کمال گرایی، عاطفه
  • فاطمه شاهچراغی، سید سعید پورنقاش تهرانی*، محمد علی بشارت، سید عباس تولایی صفحات 991-999
    زمینه

    سنجش کیفیت‌زندگی بیماران روان پزشکی اطلاعات سودمندی برای برنامه‌ریزی و ارزیابی راهبردهای درمانی فراهم می‌کند. یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر کیفیت‌زندگی، شخصیت است. اما کدام ابعاد شناختی و هیجانی شخصیت با کیفیت‌زندگی در مصرف‌کنندگان داروهای ضدافسردگی بازدارنده جذب مجدد سروتونین، ارتباط بیشتری دارد؟

    هدف

    این پژوهش با هدف تعیین رابطه کیفیت‌زندگی با ابعاد شناختی و هیجانی شخصیتی کلونینجر در مصرف‌کنندگان داروهای ضدافسردگی بازدارنده جذب مجدد سروتونین انجام شد.

    روش

    این پژوهش از نوع توصیفی -همبستگی بود. به این منظور از پرسشنامه‌های 36 سوالی کیفیت‌زندگی ویر و شربورن (SF-36)(1992) و 56 سوالی سرشت و منش کلونینجر (TCA -56)(1994) به‌عنوان ابزار پژوهش استفاده گردید. در این تحقیق یک گروه 37 نفری مبتلایان به اختلال افسردگی اساسی که از داروهای بازدارنده بازجذب سروتونین مصرف می کرده اند، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به‌منظور تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندگانه استفاده شد.

    یافته‌ها

    نتایج ضریب همبستگی نشان‌ داد که بین ابعاد شخصیتی کلونینجر و ابعاد کیفیت‌زندگی مصرف‌کنندگان داروهای بازدارنده جذب مجدد سروتونین ارتباط معنادار است (0/05p<). و نیز نتایج رگرسیون چندگانه حاکی از آن است که ابعاد خودهدایتمندی به طور مثبت و آسیب‌گریزی به طور منفی قادر به پیش‌بینی کیفیت‌زندگی در مصرف‌کنندگان داروهای بازدارنده جذب مجدد سروتونین است (0/01p<).

    نتیجه‎گیری

    این بدان معنی است که خودهدایتمندی بالا و آسیب‌گریزی پایین موجب ارتقای کیفیت‌زندگی مصرف‌کنندگان داروهای بازدارنده جذب مجدد سروتونین می‌شود.          

    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، شخصیت، داروهای ضدافسردگی
  • محمد امین طاهرپور، رضا رستمی*، عباس رحیمی نژاد، جمیل منصوری صفحات 1001-1008
    زمینه

    اعتیاد یک بیماری مزمن است. نقص سلامت روان باعث مشکلات مختلف در پرهیز می شود. تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای (tDCS) و بهوشیاری از جمله درمان های موثر در بهبود سلامت روان افراد با سوء مصرف مواد هستند. در پژوهش های پیشین اثربخشی هریک از این روش ها با توجه به ویژگی خاص هرکدام به صورت مجزا نشان داده شده است اما آیا ترکیب این دو روش نیز اثربخش است؟ برخی پژوهش ها ترکیب تمرینات بهوشیاری و tDCS را در نمونه های غیربالینی اثربخش دانسته اند، اما هنوز روشن نیست که آیا این روش در میان جمعیت بالینی هم می تواند اثربخش باشد؟

    هدف

    هدف این پژوهش بررسی اثر ترکیب توام تمرینات بهوشیاری و tDCS بر بهبود سلامت روان درافراد مبتلا به سوءمصرف مواد بود.

    روش

    این پژوهش یک پژوهش شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و بدون گروه کنترل بود. در این تحقیق 10 نفر از افراد مبتلا به سوءمصرف مواد با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. سپس 5 جلسه ترکیب توام تمرینات بهوشیاری برگرفته از پروتکل درمانی بوئن، چاولا و مارلات (2011) و tDCS انجام شد. پیش و پس از مداخله ارزیابی سلامت روانی به وسیله پرسشنامه مختصر نشانگان (دراگوتیس، 1993) انجام شد.

    یافته ها

    ترکیب تمرینات بهوشیاری و tDCS سبب کاهش معنادار نمرات در علائم وسواس - ناخودداری (0/02p=)، خصومت (0/04p=)، و روان گسستگی گرایی (0/007p=) شد.

    نتیجه گیری

    ترکیب تمرینات بهوشیاری و tDCS می تواند سبب بهبود سلامت روانی در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد شود.

    کلیدواژگان: بهوشیاری، tDCS، اعتیاد، سلامت روانی
  • فرشته ارسلانده*، پرویز آزادفلاح، جعفر حسنی صفحات 1009-1018
    زمینه

    پیشینه پژوهش نشان می دهدکه افراد در مواجهه با تنیدگی بر اساس میزان رشد یافتگی من از سبک های دفاعی مشخصی استفاده می کنند که انتظار می رود با تحول یافتگی من، زودانگیختگی به عنوان یک صفت شخصیتی، کاهش و میزان استفاده از دفاع های رشدیافته افزایش یابد. رابطه زودانگیختگی با سازه بنیادی ای همچون سبک های دفاعی این مسئله را مطرح می کند که آیا استفاده از سبک های دفاعی با توجه به غلبه محورهای زودانگیختگی متفاوت است؟

    هدف

    هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین الگوی استفاده از سبک های دفاعی و غلبه محورهای زود انگیختگی بود.

    روش

    روش این پژوهش از نوع همبستگی بود. داده ها به وسیله ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شدند. جامعه پژوهش، شامل کلیه دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه های تهران، علامه طباطبایی و علم و فرهنگ بودند و نمونه ای به حجم 201 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سبک های دفاعی (اندروس،1993) و پرسشنامه زودانگیختگی (وایتساید و لینام، 2001) بود.

    یافته ها

    یافته های به دست آمده نشان دادند که زودانگیختگی کلی با سبک دفاعی روان آزرده و رشد نایافته رابطه مستقیم معنی دار (0/01p<) و با سبک دفاعی رشد یافته رابطه معکوس معنی دار (0/01p<) دارد.

    نتیجه گیری

    این پژوهش زودانگیختگی را به عنوان متغییری شخصیتی که بخشی از رفتارها و دفاع های رشد نایافته را تبیین می کند، مورد تاکید قرار می دهد و در مجموع باید در نظر داشت که مشخصه های زودانگیختگی به طرق مستقیم کیفیت اعمال و تصمیم گیری های افراد را تحت تاثیر قرار می دهند.

    کلیدواژگان: سبک های دفاعی، زودانگیختگی، تحول یافتگی من
  • آزاده لسانی، مهدی شهبازی* صفحات 1019-1028
    زمینه

    ارائه بازخورد با شیوه های خود مهارگری به دلیل اثرات انگیزشی و پردازش عمیق تر اطلاعات مربوطه در اجرا و یادگیری مهارت های حرکتی بهبود ایجاد کرده است. علی رغم پژوهش های گسترده درزمینه بازخورد خود مهارگری آیا می توان بیان کرد که این نوع بازخورد به صورت کلامی هم نیز، می تواند بر روی الگوی حرکتی تاثیر بگذارد؟

    هدف

    این پژوهش باهدف بررسی تاثیر بازخورد خود مهارگری اجرای شوت بسکتبال بر الگوی حرکت دانش آموزان دختر است.

    روش

    این پژوهش از نوع نیمه تجربی بوده و طرح آن به صورت پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه است. شرکت کنندگان 20 دانش آموز دختر که به  طور خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه بازخورد خود مهارگری و گواه تقسیم شدند. پژوهش در 5 جلسه شامل یک جلسه پیش آزمون قبل از شروع تمرین، 3 جلسه تمرین و یک جلسه پس آزمون انجام شد. از الگوی پرتاب آزمونی ها فیلم گرفته شد، سپس فیلم ها توسط سه مربی مورد ارزیابی قرار گرفت.

    یافته ها

    مطابق نتایج آزمون تی مستقل در آزمون‏های اکتساب (0/025=P) و یادداری تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده شد (0/035=P). هر دو گروه از پیش آزمون تا پس آزمون پیشرفت معنی داری داشتن و با توجه به داده ها گروه خود مهارگر در پس آزمون تفاوت معناداری با گروه گواه داشته است.

    نتیجه گیری

    این بدان معنی است استفاده از بازخورد خود مهارگری با ایجاد انگیزه های درونی، تقویت حس های خودکارآمدی، استقلال شخصیت، کم شدن اضطراب و تنیدگی باعث ایجاد شرایط بهینه برای تمرین شده و شرایط کسب الگوی بهتر از حرکت را در تمرین علاوه بر دقت حرکت را برای دانش  آموز ایجاد کرده است.

    کلیدواژگان: الگوی حرکت، دانش آموزان دختر، خود مهارگری، شوت بسکتبال
  • منیژه فیروزی*، زهرا فیض آبادی صفحات 1029-1036
    زمینه

    زندانیان محکوم به ضرب و شتم، بر اساس ادبیات پژوهش به دو دسته خشونت طلب های عمدی و تکانه ای تقسیم می شوند که الگوهای متفاوت خشونت را به کار می گیرند. اگرچه، پژوهش ها بر مشکلات روانشناختی این گروه تاکید کرده اند، اما مشخص نیست آنها از نظر مشکلات روان پزشکی چه تفاوتی با همدیگر و با گروه زندانیان غیر خشن دارند.

    هدف

    پژوهش حاضر به منظور مقایسه آسیب روانشناختی بین زندانیان در دو دسته از ضاربان خیابانی عمدی و تکانه ای با زندانیان غیر خشن انجام گرفت.

    روش

    در این پژوهش علی - مقایسه ای، 151 نفر از زندانی ها به روش نمونه گیری تصادفی (از لیست زندانی ها) انتخاب شدند. همه آنها دو پرسشنامه مقیاس های تکانشگری و خشونت عمدی کروز، دی کاسترو - روریگوس، راندل، بریوس، تورس و گانگالوس (2015) و فهرست نشانگان 90 آیتمی SCL-90-R دروگاتیس، ریکلز و راک (1976) را تکمیل کردند. از طریق مقیاس تکانشگری و خشونت عمدی تعیین نقطه برش نمرات طراز شده، نمره یک انحراف معیار بالاتر از میانگین مد نظر قرار گرفت. سپس بر مبنای نقطه برش در هر یک از مقیاس ها سه گروه غیر خشن، خشن تکانه ای و خشن عمدی تقسیم شدند. در نهایت دو گروه متمایل به خشونت عمدی و تکانه ای با گروه غیر خشن مورد مقایسه قرار گرفتند. داده ها به روش تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون T مورد تحلیل قرار گرفتند

    یافته ها

    خشونت طلب های تکانه ای در متغیرهای جسمانی کردن، وسواس اجباری، افسردگی و اضطراب فوبیک نمرات بیشتری کسب کردند و خشونت طلب ها عمدی افکار پارانوئید و روان پریشی بیشتری نشان دادند (0/001P<). به کمک آزمون T مشخص شد که دو گروه خشونت طلب های عمدی و تکانه ای مشخص شد که گروه تکانه ای در مولفه های جسمانی کردن، وسواس، افسردگی و افکار پارانوئیدی گروه تکانه ای نمرات بیشتری به دست آوردند (0/001P<) و گروه خشونت طلب های عمدی حساسیت بین فردی، اضطراب و اضطراب فوبیک کمتری داشتند و در روان پریش خویی نمراتشان بیشتر بود (0/001P<).

    نتیجه گیری

    خشونت طلب ها عمدی نشانه های سایکوزگرایی و خشونت طلب ها تکانه ای نورزگرایی را آشکار کردند که بر پایه های بیولوژیک متفاوت این اختلالات اشاره می کند.

    کلیدواژگان: زندان، ضرب و شتم، خشونت عمدی، خشونت تکانه، آسیب روانشناختی
  • سارا سالکی، بیوک تاجری*، حسن احدی صفحات 1037-1345
    زمینه

    تحقیقات اثربخشی بازی ها را بر متغیرهای مختلفی چون توانش های اجتماعی، ارتباطی و کاهش انزوا در کودکان دارای اختلال یادگیری را نشان داده اند. اما تعیین اثربخشی بازی مهارتی - فکری لگو بر تنش تعامل والد - کودک مغفول مانده است.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر بازی مهارتی - فکری لگو بر تنش تعامل والد - کودک در کودکان مبتلا به اختلال یادگیری انجام شد.

    روش

    از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری، شامل تمامی کودکان دبستانی پایه سوم و دارای اختلال یادگیری خواندن و نوشتن شهر تهران بود. 50 کودک به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس، تعداد 30 کودک که دارای تراز بالایی در تنش والد - کودک بودند، به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری (یک گروه آزمایشی و یک گروه گواه) جایگزین شدند. کودکان گروه آزمایش، 12 جلسه بازی مهارتی - فکری لگو شروع با داستان توسط گروه لگوی آموزشی (2014) همراه آگاهی واج شناختی را به طور گروهی، یک بار در هفته به مدت 60 دقیقه دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل شاخص تنیدگی والدین توسط آبیدین (1990) بود.

    یافته ها

    یافته های کواریانس تک متغیره نشان داد بازی مهارتی - فکری لگو با 95% اطمینان بر میزان تنش تعامل والد - کودک (39/65 F=، 0/05P<) در والدین کودکان دارای اختلال یادگیری نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون اثربخش است.

    نتیجه گیری

    بازی لگو با پرورش حل مساله و روابط اجتماعی به کاهش مشکلات کودک، افزایش حس صلاحیت و اداره ی والدینی منجر شد و به عنوان یک سیستم یادگیری نوین برای کاهش تنیدگی در روابط والد - کودک معرفی گردید.

    کلیدواژگان: بازی مهارتی - فکری لگو، تنش والد - کودک، تعامل والد - کودک، اختلال یادگیری
  • فاطمه مرادی، مهدیه صالحی*، رویا کوچک انتظار، بلال ایزانلو صفحات 1047-1055
    زمینه

    نتایج پژوهش های دهه های اخیر روانشناسی نشان داده اند که شادکامی و تاب آوری می توانند امیدواری زنان مبتلا به سرطان پستان را پیش بینی کنند اما آیا کیفیت زندگی در رابطه بین این متغییرها نقش میانجی دارد؟

    هدف

    هدف پژوهش، بررسی و تدوین مدل پیش بینی امیدواری بر اساس تاب آوری و شادکامی با در نظر گرفتن نقش میانجی کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان بوده است.

    روش

    پژوهش توصیفی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به انستیتو کانسر بیمارستان  های امام خمینی و میلاد تهران بودند. برای انتخاب نمونه مورد پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد، به این صورت که از بین بیماران مبتلا به سرطان پستان 300 نفر براساس ملاک های ورود و خروج پژوهش به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه امید اسنایدر و همکاران (1991)، پرسشنامه تاب آوری کونور - دیویدسون (2003)، مقیاس شادکامی آکسفورد (1989) و مقیاس کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996) بودند.

    یافته ها

    تاب آوری بر امیدواری بیماران مبتلا به سرطان سینه اثر مستقیم (2/38 =t و 0/37=β) و غیرمستقیم (2/03 =t و 0/14=β) (به واسطه کیفیت زندگی) معنادار دارد (0/05p<). همچنین شادکامی بر امیدواری بیماران مبتلا به سرطان سینه اثر مستقیم (52/4 =t و 0/46=β) معنادار دارد (0/05p<).

    نتیجه گیری

    یافته ها مدل پژوهش را بطور کلی تایید کرد. با افزایش میزان تاب آوری و شادکامی می توان کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان سینه را بالا برد و سطح امیدواری این بیماران ارتقاء داد.

    کلیدواژگان: امیدواری، تاب آوری، شادکامی، کیفیت زندگی، بیماران مبتلا به سرطان سینه
  • زینب کامرانی، فاطمه بهرامی*، کورش گودرزی، نورعلی فرخی صفحات 1057-1067
    زمینه

    شناسایی درمان های فراتشخیصی، با توجه به همبودی بسیار بالای آسیب های زندگی زوجی می تواند در جلوگیری از تحمیل هزینه های درمانی زیاد و اتلاف وقت، به دلیل پرداختن به هر یک از این آسیب ها به طور مجزا، موثر باشد. اما آیا آموزش بسته آموزشی فراتشخیصی زوجی بر الگوهای ارتباطی و پیوند ایمن زوجین اثربخش است؟

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بسته آموزشی فراتشخیصی زوجی بر الگوهای ارتباطی و پیوند ایمن زوجین انجام شد.

    روش

    در این پژوهش، روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل نابرابر و پیگیری دو ماهه بود. جامعه پژوهش شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده آموزش و پرورش شهر اصفهان در سال 1396 بود که 20 زوج با نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به صورت غیرتصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه الگوهای ارتباطی زوجین کریستنسن و سالاوی (1984) و پرسشنامه پیوند ایمن جانسون (2008) بود و جهت انجام مداخله از بسته آموزشی فراتشخیصی زوجی محقق ساخته (1398) استفاده شد. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که آموزش محتوای بسته آموزشی فراتشخیصی زوجی بر الگوهای ارتباطی و پیوند ایمن زوجین تاثیر دارد (0/01p<).

    نتیجه‎گیری

    بر اساس یافته های پژوهش، آموزش محتوای بسته آموزشی فراتشخیصی زوجی الگوهای توقع کناره گیری و اجتنابی را کاهش و الگوی رابطه سازنده و پیوند ایمن را در زوجین افزایش می دهد.

    کلیدواژگان: الگوهای ارتباطی، بسته آموزشی فراتشخیصی زوجی، پیوند ایمن، زوجین
  • مریم صدقی، عذرا غفاری*، رضا کاظمی، محمد نریمانی صفحات 1069-1080
    زمینه

    تعهد زناشویی و ابعاد مختلف آن از مهمترین عوامل پایداری زندگی مشترک است. تحقیقات زیادی با استفاده از روش های زوج درمانی تئوری انتخاب، پذیرش و تعهد و زوج درمانی تلفیقی انجام شده است. اما کدامیک از این روش ها می تواند موثرتر باشد؟

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی روش های زوج درمانی تئوری انتخاب، پذیرش و تعهد و زوج درمانی تلفیقی در ارتقا تعهد زوج ها اجرا گردید.

    روش

    پژوهش حاضر یک مطالعه آزمایشی با طرح پیش  آزمون و پس  آزمون با گروه کنترل و پیگیری یک ماهه بود. جامعه مورد مطالعه کلیه زوجین شهر اردبیل در سال 1396 بودند. روش نمونه گیری به شیوه در دسترس بود، تعداد 60 زوج که نمرات آنها در پرسشنامه تعهد پایین تر از میانگین بودند را انتخاب و به طور تصادفی در چهار گروه جایگزین شدند. برای سنجش از پرسشنامه تعهدزناشویی آدامز و جونز (1997) استفاده شد و در این تحقیق زوج درمانی گروهی گلاسر (عباسی مولید و همکاران، 1394) طی 8 جلسه 120 دقیقه ای و هر هفته یک جلسه بر روی 15 زوج اجرا گردید، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (هیز، 2006) طی 8 جلسه و هفته ای یک جلسه 2 ساعته روی 15 زوج برگزار شد و زوج درمانی سیستمی تلفیقی (فلدمن، 1979) در 8 جلسه 1/5 ساعته روی 15 زوج برگزار گردید و نیز به منظور تجزیه و تحلیل سوال پژوهش از تحلیل کوواریانس استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کوواریانس، تفاوت معنی داری را بین گروه های آزمایش با یکدیگر و نیز با گروه گواه نشان داد. این تفاوت نشان داد که در گروه های آزمایش در پس آزمون (0/05>P) و پیگیری (0/01>P) نسبت به پیش آزمون میانگین نمرات تعهد زناشویی تفاوت معناداری وجود داشت و همچنین اثربخشی آموزش زوج درمانی تئوری انتخاب در مقایسه با دو گروه دیگر بیشتر بود.

    نتیجه گیری

    در این پژوهش می توان استنباط کرد که روش های زوج درمانی تئوری انتخاب، پذیرش و تعهد و زوج درمانی تلفیقی در ارتقا تعهد زوج ها موثر بوده است و روش زوج درمانی تلفیقی موثرتر از بقیه روش ها بود.

    کلیدواژگان: زوج درمانی تئوری انتخاب، پذیرش و تعهد (ACT)، زوج درمانی تلفیقی، ارتقاء تعهد زناشویی
  • فاطمه بهرامی خوندابی*، زینب محمدیان، کوروش گودرزی، مسعود صادقی صفحات 1081-1088
    زمینه

    تحقیقات زیادی اثربخشی آموزش های روایت درمانی و ایماگوتراپی اثرات موثری بر نگرش به ازدواج را نشان داده اند. اما آیا تلفیق روایت درمانی و ایماگوتراپی بر نگرش به ازدواج تاثیر دارد؟

    هدف

    هدف از این پژوهش تاثیر رویکرد تلفیقی روایت درمانی و ایماگوتراپی بر نگرش به ازدواج در داوطلبان ازدواج بود.

    روش

    روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با گروه آزمایش و گواه می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دختران و پسران سن ازدواج شهر بروجرد به تعداد 80 نفر بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از افراد مراجعه کننده به مراکز مشاوره 15 دختر و پسر داوطلب ازدواج (30 نفر) که تمایل به شرکت در پژوهش را داشته باشند، در مجموع 60 نفر برای گروه های آزمایش و کنترل انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس نگرش به ازدواج براتین و روزن (1998) استفاده گردید. هریک از گروه های آزمایش 8 جلسه 11 دقیقه ای تلفیقی ایماگوتراپی و روایت درمانی زوجین (شاور، نوینر و آلبرت، ترجمه اورنگ، 1397) را دریافت نمودند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری بر روی میانگین نگرش به ازدواج (نگرش بدبینانه به ازدواج، نگرش خوش بینانه به ازدواج و نگرش واقع گرایانه به ازدواج) در گروه آزمایش و کنترل، پس از کنترل پیش آزمون ها معنادار می باشد. لذا درمان رویکرد تلفیقی مبتنی بر روایت درمانی و ایماگوتراپی بر نگرش به ازدواج داوطلبان ازدواج به طور معناداری اثربخش می باشد (0/01>P).

    نتیجه‎گیری

    بنابراین می توان از آموزش تلفیقی روایت درمانی و ایماگوتراپی بر نگرش واقع بینانه به ازدواج در داوطلبان ازدواج استفاده کرد.

    کلیدواژگان: نگرش به ازدواج، ایماگوتراپی، روایت درمانی
  • منیژه شهبازخان*، سارا پاشنگ، بیوک تاجری، علیرضا کاکاوند صفحات 1089-1099
    هدف

    هدف از پژوهش حاضر تدوین و ارزیابی اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر یکپارچه نگر برای ارتقاء ادراک پیری در سالمندان ایران بوده است.

    روش و ابزار

    پژوهش حاضر یک پژوهش کمی نگر و نیمه آزمایشی بود که با طرح پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری در دو گروه آزمایش و گواه انجام پذیرفت. جامعه آماری این پژوهش تمامی افراد بالای 60 سال در شهر تهران بودند؛ از بین جامعه آماری پژوهش، حدود 40 نفر (با در نظر گرفتن افت آزمودنی) که واجد ملاک های ورود باشند و همچنین علاقمندی به مشارکت در پژوهش داشته باشند به صورت در دسترس در سرای محله واقع در خیابان شیخ هادی انتخاب شدند. این 40 نفر به طور مساوی و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل، گمارده شدند. در این پژوهش از پرسشنامه ادراک پیری بارکر و همکاران (2007) استفاده شده است. افراد در گروه آزمایش به تعداد هشت جلسه 100 دقیقه ای، آموزش مبتنی بر یکپارچه نگری را دیدند و گروه گواه هیچ آموزشی را دریافت نکردند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از شاخص های میانگین، انحراف استاندارد و آزمون تحلیل کوواریانس به وسیله نرم افزار SPSS استفاده شد.

    یافته ها

    یافته های حاصل از پژوهش نشان دادند که آموزش مبتنی بر یکپارچه‎نگری می تواند بر میزان ارتقای ادراک پیری در سالمندان تاثیر معناداری گذاشته و میزان نمره کلی ادراک پیری را در این افراد به طور معناداری افزایش دهد.

    نتیجه گیری

    آموزش مبتنی بر یکپارچه نگری برای افراد سالمند سبب ارتقاء بازدهی آنها در جامعه و افزایش حس مثبت آنها نسبت به خود می شود. این تغییرات به طور تلویحی نیز سبب کاهش نرخ آسیب پزیری و شیوع اختلالات در این افراد می شود.

    کلیدواژگان: آموزش مبتنی بر یکپارچه نگر، ادراک پیری، سالمندان
|
  • Jamil Mansouri, Mohammadali Besharat*, Hamidreza Gharibi Pages 981-990
    Background

    Alexithymia is difficulty in describing, differentiating and regulating emotions. This construct is rooted in the relatively stable emotional bond of the child with the primary caregiver and it continues under the influence of one's effort to avoid emotions by focusing on perfectness and hiding defects. Based on these, does it possible to predict alexithymia by attachment styles and dimentions of perfection?

    Aims

    The present study was carried to predict alexithymia based on attachment styles and dimensions of perfectionism in students of University of Tehran.

    Method

    current study is descriptive-correlation research. 268 students (37 women and 231 men) from University of Tehran completed the Adult Attachment Inventory (Besharat, 1392), Tehran's Multidimensional Perfectionism Scale (Besharat, 1386) and Farsi Toronto Alexithymia Scale 20 (Besharat, 2007) by accessible sampeling, voluntarily.

    Results

    The analysis of data involves Pearson’s correlation coefficient and simultaneous regression analytic. The results demonstrated that as the self-oriented (p<0/01, r=0/30), other-oriented (p<0/01, r=-0/26) and social-oriented (p<0/05, r=0/14) perfectionism increased, the scores of alexithymia increased too. Results also showed that increasing in secure attachment subscale (p<0/01, r=-0/35), the alexithymia score reduce and an increasing in avoidance (p<0/01, r=0/38) and ambivalence (p<0/01, r=0/38) attachment sunscales, the alexithymia score increased. Findings showed that secure, avoidance, and ambivalent attachment styles, along with self-oriented perfectionism, explained 26% of alexithymia variances (p<0/01)

    Conclusions

    This means that child's failure to have a secure relationship with the caregiver leads to alexithymia and perfectionism that operate as a means to self-expression during the development also delay recognition and description of emotions so that alexithymia persists.

    Keywords: Alexithymia, attachment, perfectionism, emotion
  • Fatemeh Shahcheraghi, Saeed Pournaghash Tehrani*, Mohammad Ali Besharat, Seyed Abbas Tavallaii Pages 991-999
    Background

    Measuring the quality of life of psychiatric patients provides useful information for planning and evaluating of therapeutic strategies. Personality is an important factor in quality of life. But which cognitive and emotional dimensions of quality of life are more relevant in serotonin reuptake inhibitors antidepressant drugs users?

    Aims

    The purpose of this study was to determine the relationship between quality of life and cognitive and emotional personality dimensions of Cloninger in serotonin reuptake inhibitors antidepressant drugs users.

    Method

    This is a descriptive-correlational study. The Short form of Quality of Life of Ware and Sherbourne (SF-36) (1992) and Temperament and Character Inventory of Cloninger (TCI-56) (1994) questionnaires were used as the research instruments. In this study, a group of 37 patients with major depressive disorder using serotonin reuptake inhibitors drugs, were selected by available sampling method. In order to analyze the data, Multiple Regression Analysis and Spearman Correlation Coefficient test were used.

    Results

    The results of correlation coefficient showed that there is a significant relationship between Cloninger personality dimensions and quality of life dimensions. (p<0/05). And the results of multiple regression indicate that among the cognitive dimensions of personality, self-directedness positively and among the emotional dimensions of personality, harm avoidance negatively able to predict the quality of life (p<0/01).

    Conclusions

    This means that high Self-directedness and low harm avoidance improve the quality of life of serotonin reuptake inhibitors drug users.

    Keywords: Quality of life, Personality, Antidepressant drug
  • Mohammad Amin Taherpour, Reza Rostami*, Abbas Rahiminezhad, Jamil Mansouri Pages 1001-1008
    Background

    Addiction is a chronic disease. Failure of mental health can cause difficulties in abstinence. Transcranial direct current stimulation (tDCS)and mindfulness are considerd effective in improving mental health in people with SUD.The efficacy of either of these methods with respect to their special characteristics had been shown separately but is the combination of these two methodes effective, too? Previous studies suggested that combination of Mindfulness training and tDCS is effective in non clinical population, but it is still unclear whether the method can be effective in clinical populatuin or not.

    Aims

    The aim was evaluating effect of combination of mindfulness and tDCS in people with substance abuse disorder.

    Method

    Current study is a Quasi-experimental research whithout control group and with pre & post evaluation. Ten people with SUD were chosen through convenience sampling. They received 5 sessions of mindfulness training based on therapeutic protocol of Bowen, Chawla & Marlatt(2011) combined with tDCS. Before and after intervention, mental health was assessed via Brief Symptom Inventory (Derogatis, 1993).

    Results

    combination of mindfulness training and brain stimulation resulted in significant decrease in scores of BSI including obsessive-compulsive (P= 0/02), Hostility (P= 0/04) & psychoticism (P= 0/007).

    Conclusions

    the combination of tDCS and Mindfulness can improve mental health in people with SUD.

    Keywords: Mindfulness, tDCS, addiction, mental health
  • Fereshteh Arsalandeh*, Parviz Azadfallh, Jafar Hasai Pages 1009-1018
    Background

    the research background indicates that people in exposing to stress, use determined defense styles according to the rat of ego development. Along with ego development It is expected that the impulsivity as a personality trait will be reduced and the usage of mature defenses will be increased. The relation between impulsivity and fundamental structures like defense styles consider this issue that whether using of defense styles differs regarding to domination of impulsivity axis?.

    Aims

    The aim of this study was to investigate the relationship between the pattern of using defense styles and Prevalence of impulsivity axis.

    Method

    the method of this study was correlation. Data were analyzed by Pearson correlation coefficient and Stebwise regression. The study population consisted of all undergraduate students of Tehran, Allameh Tabataba'i and elm-o-Farhang Universities. A sample of 201 students was selected by a convenient sampling method. The applied research tools for this study were Defense Styles (Andrews, 1993), and Impulsivity (Whiteside & Lynam, 2001) Questionnaires.

    Results

    Data analysis revealed that impulsivity has a significant direct correlation with Neurotic and immature defense styles )p<0/01) there is a significant reverse correlation between this personality treat and mature defense style )P>0/01(.

    Conclusions

    This study introduced impulsivity as a personality variable which explains some of the immature behaviors and defenses. Moreover, it is noted impulsivity characteristic could directly influence the individual’s quality of actions and decisions.

    Keywords: Defense styles, impulsivity, ego development
  • Azadeh Lesani, Mehdi Shahbazi* Pages 1019-1028
    Background

    Providing feedback with self-controlled methods has improved the performance and learning of motor skills as a result of the motivational effects and the deeper processing of related information. despite extensive research on self-inhibition feedback, can it be said that this type of feedback, verbally, can influence the pattern of movement?

    Aims

    The purpose of this study was to investigate the effect of self-controlled practice on the performance of female student basketball shooters.

    Method

    This is a semi-experimental study and its design is pre-test and post-test with control group. Participants of this study were 20 female students who were randomly divided into two self-controlled and yoked groups. Research was conducted in 5 sessions consisted of a pre-test session before the beginning of the exercise, 3 sessions of practice and one post-test session. Films were taken from the pattern of throwing the Subjects, then the films were evaluated by three instructors.

    Results

    Findings of the independent t-test showed a significant difference between groups' acquisition (P= 0/025) and retention (P= 0/035) mean score. Both groups had significant progression from pre-test to post-test, and according to the data, the self-controlled group had a significant difference compared to the yoked group in the post-test.

    Conclusions

    Using self-controlled practice which leads to internal motivation, enhancement of self-efficacy, personality independence, anxiety and stress decrease coaches can create optimal conditions for practicing and provide conditions for obtaining a better pattern of movement in practice.

    Keywords: Female students, movement patterns, self-control, basketball shot
  • Manijeh Firoozi*, Zahra Zfeizabadi Pages 1029-1036
    Background

    Individuals have been sentenced to prison for beating are divided into two categories of Premeditated and impulsive aggression that use different patterns of violence. Although research has emphasized the psychological problems of these groups, it is not clear how they differ from one another in psychiatric problems.

    Aims

    The purpose of this study was to compare psychological disorder among prisoners in two groups with non-violent prisoners.

    Method

     In this study, 151 prisoners were selected by random sampling (from the list of prisoners). All of them completed two questionnaires of Impulsivity and premeditated Violence Scales (IPAS and SCL-90-R 90-item Syndrome Inventory). Using the IPAS scale to determine the cut-off point of the scores, a standard deviation score above the mean was considered. Based on the cut-off point in each of the scales, three groups of non-violent, impulsive and premeditated violent were divided and finally two groups of premeditated and impulsive violence were compared with the non-violent group.

    Results

     impulsive aggression individuals obtain higher score on the variables of somatization, obsessive compulsive disorder, depression, and phobic anxiety, and Premeditated aggressive showed more paranoid and psychotic thoughts. The T-test revealed the significant difference between the two groups of Premeditated and impulsive violence in the components of somatization, obsession, depression and paranoid thoughts of the impulsive group achieved higher scores and the intentional violent group had interpersonal sensitivity, anxiety. They demonstrated less phobic anxiety and higher psychotic disorder.

    Conclusions

     both of violent groups harmed by psychiatric problems more than non-violent defendants, but it seems that this deferential wouldn’t be in a line. Impulsive group tend to be more neurotic, and deliberate tend to be psychotic.

    Keywords: Prison, beating, premeditated aggression, impulsive violence, psychological impairment
  • Sara Saleki, Biuok Tajeri*, Hasan Ahadi Pages 1037-1345
    Background

    Research has shown the effectiveness of games on various variables such as social abilities, communication, and reducing isolation in children with learning disabilities. But the effectiveness of Lego's skill-thinking game on parent-child interaction tension remains neglected.

    Aims

    Therefore, the present study aimed to investigate the effect of Hand-Thinking Playing LEGO on stress parent-child interaction in children with learning disabilities.

    Method

    The research method was quasi-experimental with pretest-posttest design with control group. the statistical society included all 3rd grade elementary school children with a learning disorder in reading and writing in Tehran. 50 children were selected through available sampling. then, 30 children with high levels of stress parent-child interaction were selected randomly and replaced in two groups of 15 people (one experimental group and one control group). each of the children in the experimental group received 12 sessions of Hand-Thinking Playing LEGO (Story Starter) by Lego Educational Group (2014) with a phonological awareness, once a week for 60 minutes. The research instrument consisted of, Parental Stress Index (PSI) by Abidin (1990).

    Results

    Data were analyzed by ANCOVA analysis. Findings showed that lego skill-intellectual play had a significant effect with 95% confidence Interval on the level of stress parent-child interaction in terms of parents (P<0/05, F= 39/65).

    Conclusions

    The results of this study showed that using Lego game can improving the problem solving and social relationships lead to Reduce child problems and increased sense of parental competence. Therefore Hand-Thinking Playing Lego as a new learning system, improved the parental stress of children with learning disabilities.

    Keywords: Hand-thinking playing LEGO, parent-child stress, parent-child interaction, learning disabilities
  • Fatemeh Moradi, Mahdieh Salehi*, Roya Koochakentezar, Balal Izanloo Pages 1047-1055
    Background

    The results of recent decades of psychology have shown that happiness and resilience can predict the hope of women with breast cancer, but does quality of life play a mediating role in the relationship between these variables?

    Aims

    The purpose of this study was to investigate the Hopefulness Prediction Modeling based on Resilience and Happiness Considering the Mediating Role of Quality of Life in Women with Breast Cancer.

    Method

    The research method was descriptive and of structural equation modeling. The statistical population of this study included all patients with breast cancer referring to Cancer Institute of Imam Khomeini and Milad hospitals in Tehran. Purposeful sampling method was used to select the sample. In this way, 300 patients with breast cancer were selected based on the criteria of entering and leaving the research. The research instruments were Omid Schneider et al. (1991), the Conor-Davidson Resilience Questionnaire (2003), Oxford Happiness Scale (1989), and World Health Organization Quality of Life Scale (1996).

    Results

    For data analysis, structural equation modeling was used. Resilience has a direct (t=2/38 & β=0/37) and indirect (t=2/03 & β=0/14) effect on the hope of patients with breast cancer (due to quality of life) (p<0/05). Happiness also has a direct effect(t=4/52 & β=0/46) on hopefulness of patients with breast cancer (p<0/05).

    Conclusions

    The findings confirmed the research model in general. Increasing resilience and happiness can improve the quality of life of patients with breast cancer and raise their hope level.

    Keywords: Hopefulness, resilience, happiness, quality of life, patients with breast cancer
  • Zeinab Kamrani, Fatemeh Bahrami*, Kourosh Goodarzi, Noraali Farrokhi Pages 1057-1067
    Background

    Identification of Transdiagnostic treatments, given the high comorbidity of couples' life injuries, can be effective in preventing high medical costs and wasting time due to dealing with each of these injuries separately. But is Transdiagnostic Educational package, effective on couple communication patterns and secure transplantation?

    Aims

    The present study aimed to investigate the effectiveness of Transdiagnostic Educational package, on Communication patterns and Secure Bond of couples.

    Method

    In this research, qualitative method was used in the first stage and in the second stage; a semi-experimental research was used including pre-test, post-test, unequal control group and follow up. The study population included all couples who referred to Isfahan Family Counseling Centers in Isfahan in 1396. 20 couples were selected who were selected through purposeful sampling and randomly replaced into experimental and control group. The research instruments included the Communication Patterns Questionnaire of Christensen and Salavi (1984) and the Secure Bond Questionnaire of Johnson (2008), also a researcher-made Transdiagnostic Educational package, (1398) was used for intervention. The data was analyzed using multivariate analysis of covariance.

    Results

    The results showed that content training of the Transdiagnostic Educational package, had a significant effect on couple's communication patterns and secure transplantation (p<0/001).

    Conclusions

    Based on the findings of the present study, training of the content of the Transdiagnostic Educational package of couples reduces withdrawal and avoidance expectation patterns and increases the constructive relationship and secure bonding pattern in couples.

    Keywords: Communication patterns, couples, secure bond, transdiagnostic educational package
  • Maryam Sedghi, Azra Ghaffari*, Reza Kazemi, Mohammad Narimani Pages 1069-1080
    Background

    Marital commitment and its various dimensions are among the most important factors in the sustainability of a shared life. Much research has been done using paired therapeutic approaches of theory of choice, acceptance, and commitment, and coupled therapies. But which of these could be more effective?

    Aims

    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of couple therapy methods of selection, acceptance and commitment theory and coupled couples therapy in promoting couples' commitment.

    Method

    The present study was a pilot study with pre-test and post-test design with one month control and follow-up group. The study population was all couples in Ardabil city in 2018. The sampling method was available, 60 couples whose scores on the Commitment Questionnaire were lower than the average were selected and randomly divided into four groups. The Adams & Jones (1997) Cognitive Commitment Inventory was used to evaluate and compare Glasser's group therapy (Abbasi Mollid et al, 2015) in 8 sessions of 120 minutes, one session per week on the 15 couples, acceptance and commitment based therapy (Hayes, 2006) A 2-hour session was conducted in 8 sessions per week on 15 couples and paired therapy (Feldman's, 1979) was conducted in 8 sessions in 1.5-hour sessions on 15 couples and covariance analysis was used to analyze the hypotheses.

    Results

    The results of covariance analysis showed a significant difference between the experimental and control groups. This difference showed that there was a significant difference in the experimental groups in post-test (P<0/05) and follow-up (P<0/01) compared to the pre-test mean marital commitment scores and also the effectiveness of choice therapy education in couple therapy. Compared with the other two groups.

    Conclusions

    From the results obtained in this study it can be concluded that couples therapy methods of choice theory, acceptance and commitment and couples therapy therapy have been effective in promoting couples' commitment.

    Keywords: Couple therapy theory of choice, acceptance, commitment (ACT), integrative couple therapy, marital commitment
  • Fatemeh Bahrami Khondabi*, Zeinab Mohamadian, Korosh Goudarzi, Masoud Sadeghi Pages 1081-1088
    Background

    research has been indicated about effectiveness of narrative therapy But does the combination of narrative therapy and imagotherapy affect attitudes to marriage?

    Aims

    The purpose of this study was to investigate the effect of the combined approach of narrative therapy and imagotherapy on marital expectations in marriage volunteers.

    Method

    The research method is semi-experimental with experimental and control group. The statistical population of the study consisted of 80 girls and boys of marriage age in Boroujerd. Using a convenience sampling method from 60 men and women who were willing to participate in the research, a total of 60 person were selected for the experimental and control groups. The attitude to Marriage Scale (MAS) Brateen& Rosen (1998) was used for data collection. Each of the experimental groups received 8 sessions 11-minute of combined Imagotherapy and Couples Narrative Therapy (Shaver, Niener & Albert, Aurangz, 2018). Multivariate analysis of covariance was used to analyze the data.

    Results

    The results showed that the combined approach of imagotherapy and narrative therapy on attitude to marriage (pessimistic attitude to marriage, optimistic attitude to marriage and realistic attitude to marriage) had a positive effect on both post-test and follow-up (p<0/01).

    Conclusions

    Therefore, it is possible to use a combination of narrative therapy and imagotherapy on a realistic view of marriage in marriage volunteers.

    Keywords: Attitudes to marriage, imagotherapy, narrative therapy
  • Manijeh Shahbazkhan*, Sara Pashang, Biok Tajeri, Alireza Kakavand Pages 1089-1099
    Background

    Aging can cause negative perceptions for people with the sense of inefficacy. Researches showed the positive effect of good perception to elderly on life quality. But it should be answered if integrated educational program can increase this perception of aging in elderly?

    Aims

    The aim of this study was to design integrated educational program and investigate its effectiveness on perception of aging in the elderly of Iran.

    Method

    This was a semi-experimental study with pre-test, post-test and control group. The sample of this study was 40 of more than 60 years old people who had been selected based on random available sampling. The people in experimental group went under 8 sessions (100 minutes) of integrated educational program intervention. The intervention in this study was designed based on psychological capital model of Lutans (2003) and positive psychology model of Seligman (2006) and was revised based on specialist’s view. To analyze data, the analysis of covariance had been used.

    Results

    The findings of this study showed that the integrated educational program can have significant effects on perception of aging in the elderly of Tehran (p≤0/01) and this intervention can increase the average of perception of aging in elderly.

    Conclusions

    Integration-based education for older people leads to a positive attitude towards the aging process and can cause a good life quality.

    Keywords: Integrated educational program, perception of aging, elderly