فهرست مطالب

پژوهشهای روستایی - سال دهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • سال دهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • کاظم رستمی، مهدی پورطاهری*، عبدالرضا رکن الدین افتخاری صفحات 368-381

    توجه به کیفیت محیطی و نگرانی های مرتبط با آن از شاخصه های اصلی زندگی مدرن و معاصر امروزی به ویژه در نواحی روستایی است. تحقق کیفیت محیطی در نواحی روستایی نیز مستلزم تبعیت از معماری کیفیت محیطی در برنامه ریزی روستایی است. در این میان تعیین اولویت ها و رتبه بندی جنبه های این معماری (از نگاه مردم و کارشناسان محلی) در فرآیند برنامه ریزی روستایی اهمیت بسیاری دارد. این مقاله بر محوریت دو سوال معماری کیفیت محیطی کدام اند؟ و کدام یک از ارجحیت برنامه ریزی برخوردارند؟ شکل گرفت. از این رو روستای شهریار از توابع بخش فلارد شهرستان لردگان (با 2342 نفر جمعیت) که بسیاری از طرح های اجرایی در قالب برنامه ریزی روستایی در آن اجرایی شده است، به منظور پاسخگویی به سوالات و ترسیم چشم اندازی از معماری کیفیت محیطی، انتخاب شده است. تعداد 6 کارگروه با تعداد 36 نفر نمونه (با روش نمونه گیری هدفمند) انتخاب شده اند. در این مقاله، به منظور گردآوری داده ها و تحلیل آن ها از دو روش کیفی و کمی استفاده شده است. با مساعدت و همراهی مردم و کارشناسان محلی، شاخص های 24 گانه معماری کیفیت محیطی در برنامه ریزی روستایی تعیین شد که 11شاخص در قلمرو اصول، 7 شاخص در قلمرو چارچوب و 6 شاخص در قلمرو فرآیند قرار گرفتند. مصادیق هر شاخص در روستای موردمطالعه (شهریار) مشخص و در کارگروه ها بر اساس طیف لیکرت (از بسیار کم تا بسیار زیاد) به رای گذاشته شد. درنهایت جنبه های این معماری (اصول، چارچوب و فرآیند) رتبه بندی شد که (از نگاه مردم و کارشناسان محلی) اصول در رتبه اول و فرآیند و چارچوب به ترتیب در رتبه های دوم و سوم ارجحیت در معماری کیفیت محیطی برنامه ریزی روستایی قرار گرفتند.

    کلیدواژگان: کیفیت محیطی، معماری کیفیت محیطی، برنامه ریزی روستایی، روستای شهریار
  • مجید لباف خانیکی*، محمدرضا رضوانی، سیدعلی بدری صفحات 382-395

    ویژگی برجسته قنات حسن آباد به نقش آن در ایجاد همکاری های بین قلمرویی برمی گردد که میان سه حوزه مهریز، ده نو و حسن آباد در طول 40 کیلومتر پدید آمده و استمرار یافته است. مراقبت از قنات حسن آباد تا آخرین چاه که در قلمروی مهریز واقع است صورت می گیرد و دو قلمروی پایین دست در آن مشارکت دارند. در این مقاله تلاش شده است تا با روش نظریه زمینه ای به این سوال پاسخ داده شود که چگونه جریان آبی مانند قنات حسن آباد توانسته است به همگرایی اجتماعی و همکاری میان سه قلمروی ذینفع منجر گردد؟ به این منظور مصاحبه شوندگان از مناطق پایین دست و بالادست با روش گلوله برفی انتخاب شدند و پرسش ها تا رسیدن به نقطه اشباع نظری ادامه پیدا کرد. سپس در مورد داده های میدانی، کدگذاری باز و محوری انجام شد و نهایتا کدگذاری انتخابی صورت گرفت. روابط میان مفاهیم در مدل مفهومی نشان داده شد و به صورت یافته های پژوهش شرح داده شدند. در منطقه نفوذ قنات حسن آباد، مدلی حاکم است که آن را مدل «سود مشترک» نامیده ایم. در این مدل، مجموعه ای از عوامل اجتماعی و اقتصادی به گونه ای ساختارمند منافع بالادست و پایین دست را به یکدیگر گره می زنند. یکی از مهم ترین عوامل موثر در این مدل، گستردگی فضایی قنات است که به قنات، نوعی ویژگی قلمرو گریزی می دهد. درنتیجه، دینامیک قنات به کمرنگ شدن قلمرو و به تبع آن کاهش هویت قلمرویی منجر می گردد و همین امر، امکان همکاری در دو سوی مرزهای قلمرو را آسان تر می کند.

    کلیدواژگان: همکاری قلمرویی آب، قنات، بهره برداری پایدار، نظریه زمینه ای، سود مشترک
  • حمید بلالی*، سارا قزوینه، رضا موحدی صفحات 396-407

    هدف اصلی این تحقیق تحلیل مقایسه ای اولویت بندی سرمایه گذاری در صنایع تبدیلی کشاورزی شهرستان همدان در دو رویکرد کمی و کیفی شامل تکنیک های اقتصاد مهندسی و دلفی است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده ها غیرآزمایشی است. در تحقیق حاضر، ابتدا با استفاده از تکنیک دلفی گزینه های قابل انتخاب طبق نظر کارشناسان و صاحب نظران استخراج و سپس به روش های آماری اولویت بندی گردیدند. همچنین با استفاده از رویکرد تحلیل اقتصاد مهندسی و با برآورد متغیرهایی نظیر هزینه های ثابت سرمایه گذاری، هزینه های تولید، استهلاک، دارایی ها و ساختار درآمدی پروژه ها، و با استفاده از نرم افزار کامفار ш بازده اقتصادی سرمایه گذاری در صنایع مختلف تبدیلی استان محاسبه گردید. ارزیابی اقتصادی پروژه ها و اولویت بندی آن ها در تکنیک اقتصاد مهندسی با استفاده از معیارهای خالص ارزش فعلی (NPW)، نرخ بازگشت سرمایه (ROR) و هزینه ایجاد هر شغل صورت پذیرفت. طبق نتایج به دست آمده از روش دلفی، صنایع مرتبط با محصولاتی نظیر سیر و سیب زمینی با در نظر گرفتن تمامی شاخص ها در اولویت های اول و پس از آن صنایع تولید ترشی و کنسرو میوه و کمپوت ها در اولویت های بعدی قرارگرفتند. بر اساس یافته های تحقیق و با در نظر گرفتن معیار نرخ بازگشت سرمایه (ROR)، طرح تولید ترشیجات اولویت اول، تولید کشمش اولویت دوم، تولید پودر سیب زمینی اولویت سوم، و بر اساس شاخص هزینه ایجاد یک شغل، طرح تولید ترشیجات اولویت اول، و طرح تولید کمپوست کشاورزی اولویت دهم را به خود اختصاص دادند.

    کلیدواژگان: اقتصاد مهندسی، تکنیک دلفی، سرمایه گذاری، صنایع تبدیلی، تحلیل مقایسه ای
  • مرتضی اکبری*، محمدرضا اسدپور، محمد کریمیان راوندی، شهاب الدین حسینی کوپایی صفحات 408-423

    آسیب ها و معضلات کانال های توزیع سبب می شود که از اثربخشی و کارایی کانال های توزیع کاسته شده و نتایج آن به صورت کاهش سود توزیع کنندگان، تولیدکنندگان و کاهش رضایت مشتریان بروز یابد. باتوجه به این، هدف پژوهش حاضر بررسی مسائل کانال های توزیع و بازار رسانی این گونه محصولات است. این پژوهش به کمک روش تحقیق کیفی و ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته برای تحلیل مسئله اصلی پژوهش به اجرا درآمد. این تحقیق از نوع مطالعه موردی بوده و جامعه آماری پژوهش، مدیران و کارکنان سازمان میادین میوه و تره بار و تعدادی از مدیران شرکت های حمل و نقل و توزیع محصولات باغی استان تهران است؛ نمونه ها به تعداد 18 نفر و با روش گلوله برفی و از بین کارکنان و مدیران سازمان مرکزی میوه و تره بار و شرکت های حمل و نقل مرتبط در استان تهران و جهاد کشاورزی و همچنین کارشناسان و خبرگان جهاد کشاورزی و باغداران گرامی، انتخاب شده اند که با روش تحلیل تم بررسی شده است. درنهایت با تحلیل مصاحبه ها ، معضلات کانال های توزیع و بازار رسانی به دو دسته مستقیم و غیر مستقیم دسته بندی شده که به ترتیب عوامل مستقیم شامل شبکه حمل ونقل، انبار و نگهداری، توزیع و پخش، بسته بندی و عوامل غیر مستقیم شامل واردات، کشاورزی سنتی و سیاست های اجرایی هستند. همچنین نتایج پژوهش نشان می دهد که واسطه گری بی قیدوبند، نبود سیستم رسمی و قانونمند توزیع و نظام حمل و نقل فرسوده و ناکارآمد از مشکلات اساسی کانال های توزیع محصولات باغی هستند.

    کلیدواژگان: کانال توزیع، محصولات باغی، میادین میوه و تره بار، واسطه گری
  • سمیرا امامی نامیوندی، همایون مرادنژادی*، سمیره صی محمدی صفحات 424-437
    پژوهش حاضر با هدف ارزیابی عملکرد زنجیره تامین فرآورده های لبنی مناطق روستایی شهرستان کرمانشاه انجام شده است. نمونه آماری این پژوهش شامل سه جامعه کارکنان کارخانه شیر بیستون، فروشندگان محصولات لبنی و گاوداری های شهرستان کرمانشاه به تعداد 638 نفر بود که با استفاده از جدول مورگان 240 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. داده ها به وسیله پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد. روایی پرسشنامه را 3 نفر از متخصصین گروه توسعه روستایی دانشگاه ایلام تایید کردند و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ با مقدار 847/0تعیین گردید. به منظور تحلیل داده ها از آزمون F یا تحلیل واریانس یک طرفه، ضریب همبستگی و رگرسیون با استفاده از نرم افزار spss20 استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که متغیرهای جریان اطلاعات و هماهنگی میان اعضای شبکه، بازاریابی و فروش، رضایت مشتری و حمل ونقل از وضعیت مطلوبی برخوردار هستند. با استناد به نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه به روش توام (همزمان) و آزمون F متغیرهای جریان اطلاعات و هماهنگی، بازاریابی و فروش، رضایت مشتری و حمل ونقل تاثیر معناداری بر عملکرد زنجیره تامین دارند درحالی که دو متغیر هزینه و انعطاف پذیری از وضعیت مطلوب برخوردار نبودند. بنابراین پیشنهاد می گردد زنجیره تامین برای بقای بهتر و استفاده گسترده راهبردهای مناسبی اتخاذ کند که دربردارنده فرآیندهای مختلفی مانند هزینه کمتر و انعطاف پذیری بیشتر در فضای کسب وکار باشد که باعث بهبود عملکرد کل زنجیره تامین شود.
    کلیدواژگان: عملکرد زنجیره تامین، زنجیره تامین، محصولات لبنی، شهرستان کرمانشاه
  • مهدی قربانی*، احمد حاج علیزاده، مسعود حیدروند صفحات 438-451
    امروزه توانمندسازی روستاییان یکی از اهداف توسعه ای در هر کشور قلمداد می شود. در همین راستا، طرح صندوق اعتبارات خرد روستایی با هدف بهبود کیفیت زندگی زنان و مردان روستایی مطرح شده است. بر این اساس، این پژوهش با هدف کلی اثربخشی صندوق اعتبارات خرد روستایی در بهبود زندگی و توانمندسازی آنان در استان کرمان، شهرستان قلعه گنج که بین سال های 1397- 1394 تشکیل شده اند به عنوان یکی از طرح های تامین مالی برای مبارزه با فقر روستاییان بررسی شده است. لذا پژوهش حاضر، با هدف ارزیابی میزان اثر ابعاد توانمندسازی اعضای صندوق اعتبارات خرد روستایی بر تمایل به راه اندازی کسب وکار بررسی شد. جامعه آماری شامل تمام روستاییان عضو صندوق اعتبارات خرد است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری خوشه ای و تصادفی 577 نفر تخمین زده شد. ابزار تحقیق پرسشنامه است که روایی آن بر اساس نظر کارشناسان و متخصصان امر اصلاح و تایید شد و پایایی آن نیز توسط ضریب آلفای کرونباخ در بخش ابعاد توانمندسازی (85/0= α)، خودکارآمدی (92/0= α درصد) و در بخش راه اندازی کسب وکار (91/0= α درصد) به دست آمد که قابلیت بالای ابزار را جهت جمع آوری اطلاعات نشان می دهد. جهت انجام تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS25 و LISREL8.8 استفاده شده است. یافته ها برازش عالی و مناسب مدل ساختاری تحقیق را تایید نمودند. همچنین ابعاد توانمندسازی دارای تاثیر مثبت و مستقیمی و معنی داری بر راه اندازی کسب وکاراست. علاوه بر این ابعاد توانمندسازی از طریق متغیر میانجی خودکارآمدی نیز دارای تاثیر مثبت و معنی داری است.
    کلیدواژگان: توانمندسازی، خودکارآمدی، تمایل به کارآفرینی، صندوق اعتبارات، دهستان چاه دادخدا
  • امید مهراب قوچانی، منصور غنیان*، بهمن خسروی پور، جان کراتز صفحات 452-469

    این مطالعه با هدف تبیین عوامل اثرگذار بر حمایت از توسعه گردشگری در میان ساکنین روستاهای حوزه تالاب‏های استان خوزستان با تمرکز بر توسعه چارچوبی مفهومی بر پایه نظریه تبادل اجتماعی و تصویر مکان انجام شد. ابزار جمع‏آوری اطلاعات در این مطالعه پرسشنامه‏ای محقق ساخت بود که پایایی آن با استفاده از پایایی ترکیبی و همچنین محاسبه آلفای کرونباخ و روایی آن به سه شیوه صوری، سازه‏ای و تشخیصی تایید گردید. جامعه آماری در این مطالعه، خانوارهای ساکن در ‏روستاهای حوزه چهار تالاب گردشگری استان خوزستان (شادگان، میانگران، بامدژ و هورالعظیم) بود که با استفاده از روش نمونه‏گیری طبقه‏ای نمونه‏ای به حجم 316 خانوار از میان آن‏ها انتخاب و به منظور تجزیه وتحلیل داده‏ها از نرم‏افزارهای SPSS و AMOS بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که چارچوب توسعه یافته‏ در این مطالعه بر مبنای نظریه تبادل اجتماعی و تصویر مکان توانسته است برازش مناسبی با داده‏ها ایجاد نموده و تعداد بیشتری از متغیرهای موثر بر حمایت از توسعه گردشگری در میان ساکنین روستاهای حوزه تالاب‏های استان خوزستان را شناسایی نماید. از میان متغیرهای موثر شناسایی شده در چارچوب مفهومی مذکور، متغیرهای آگاهی و تصویر مکان بر ادراک آثار اجتماعی-فرهنگی گردشگری و ادراک آثار اجتماعی - فرهنگی گردشگری، بر نگرش نسبت به توسعه گردشگری و حمایت از توسعه گردشگری در میان ساکنین روستاهای حوزه تالاب‏های استان خوزستان تالاب تاثیرگذار بود.

    کلیدواژگان: تصویر مکان، گردشگری روستایی، نگرش، حمایت از توسعه گردشگری، تالاب‏های استان خوزستان
  • سعید بقایی، هادی دادخواه* صفحات 470-487

    گردشگری روستایی نوعی از گردشگری است که قابلیت جذب گردشگران به همراه توسعه روستایی ازطریق درآمد اضافی و کیفیت زندگی بهتر ساکنان و بهبود زیرساخت ها را داراست که به تازگی موردتوجه قرارگرفته است، این مطالعه با رویکرد تحلیلی - توصیفی از نوع همبستگی به بررسی رابطه بین عوامل مزیت رقابتی پایدار و وفاداری باتوجه به نقش میانجی رضایت کلی در صنعت گردشگری روستایی می پردازد. جامعه آماری، کلیه بازدیدکنندگان روستاهای گردشگری استان گلستان است و نمونه آماری بر مبنای جدول کرچسی و مورگان برابر 386 گردشگر تعین شده است. برای گردآوری داده های لازم از پرسشنامه و برای تعیین روایی و پایایی آن از پیش آزمون استفاده شد. روایی پرسشنامه از روش محتوایی، ابزار و سازه و پایایی از روش محاسبه آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. نویسندگان ضمن مرور کامل مبانی نظری و انتخاب اعضای نمونه آماری با روش تصادفی ساده، فرضیه های پژوهش را با روش مدل یابی معادلات ساختاری، سنجش کرده اند. نتایج حاصل از تحلیل معادلات ساختاری توسط نرم افزار لیزرل 8/8 نشان داد که بین کیفیت، ارزش، تصویر و رضایتمندی با رضایت کلی رابطه معنی داری وجود دارد و همچنین بین کیفیت، ارزش، تصویر، رضایتمندی و رضایت کلی با وفاداری نیز رابطه معنی داری وجود دارد.

    کلیدواژگان: وفاداری، رضایت، مزیت رقابتی پایدار، صنعت گردشگری
  • هادی راستی، حمید برقی*، سید اسکندر صیدایی، فرامرز بریمانی صفحات 488-507
    اقتصاد نخل داری در کشورهای کمتر توسعه یافته ازجمله ایران -که تولیدکننده عمده این محصول به شمار می رود- در زمینه عملکرد، زیرساخت های تولید و نگهداری، بازار رسانی و... با چالش های زیادی مواجه است. از این رو درک ماهیت و پویایی رابطه های بین کنشگران در این زمینه اهمیت ویژه ای دارد. بنابراین هدف پژوهش حاضر ردیابی و ساخت رابطه های فضایی بین کنشگران انسانی و غیرانسانی درزمینه قابلیت تجاری محصول خرما به منظور توسعه کارکردهای اقتصاد نخل داری در ناحیه مکران است. این پژوهش مبتنی بر روش ترکیبی (راهبرد متوالی- تغییرپذیر) است. جامعه آماری شامل 17493 بهره بردار خرما و 32 کارشناس کشاورزی است. برای نمونه گیری از روش هدفمند - احتمالی و برای تعیین اندازه نمونه در مرحله کیفی از معیار «کفایت اطلاعات» و در مرحله کمی از معیار «نمایندگی (معرف بودن)» به کمک روش کوکران استفاده شده است. روش تحلیل، «تحلیل ترکیبی متوالی» بر اساس راهبرد کیفی - کمی متوالی است. داده های کیفی به کمک نرم افزار «NVIVO» و داده های کمی با روش های آماری در نرم افزار «SPSS» پردازش و تحلیل شده اند. تحلیل و استنتاج نهایی داده ها بر اساس استدلال لاتور (1987) به روش «ترجمه» صورت گرفته است. نتایج نشان داد که رابطه های فضایی گوناگونی بین کنشگران (انسانی و غیرانسانی) برقرار و یا در حال شکل گیری است. بر اساس این رابطه ها، موقعیت جغرافیایی، اقلیم، نخل خرما، بهره بردار، سرمایه، بازار هدف، سردخانه، دولت، فاصله فضایی، فناوری حمل ونقل -که به ترتیب توانسته اند شبکه گسترده تر و قوی تری از کنشگران با رابطه های بادوام شکل دهند- به عنوان بازیگران کلیدی و موثر در زمینه قابلیت تجاری خرما عاملیت یافته اند.
    کلیدواژگان: رابطه های فضایی، کنشگران انسانی و غیرانسانی، قابلیت تجاری، نخل خرما، ناحیه مکران
  • حسین ابراهیم زاده آسمین*، عیسی ابراهیم زاده، ابوذر پایدار صفحات 508-525

    پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه توسعه و اشتغال پایدار روستایی با تاکید بر روستای بغدان شهرستان نیکشهر انجام شد. گردآوری داده ها با استفاده از مدل های ارزیابی مشارکتی (PRA) و با بهره گیری از تحلیل ساختار اجتماعی و ساختار سازمانی با نمودار Ven، گردش روستایی، ترسیم درخت مشکلات و ماتریس زوجی نیازسنجی صورت گرفته و تحلیل داده ها نیز با استفاده از مدل هفت سرمایه و مدل رادار انجام شده است. علاوه بر بررسی های میدانی پژوهشگران و بهره گیری از دیدگاه صاحب نظران دانشگاهی، مشارکت کنندگان این پژوهش به طور خاص 23 نفر از مردان و زنان صاحب نظر روستا بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. نتایج حاصل از تحلیل یافته ها نشان داد روستای بغدان دارای سرمایه طبیعی و اجتماعی مناسبی است و سرمایه انسانی آن در حال افزایش است. درعین حال نتایج تحلیلی حاکی از آن است که در شرایط فعلی این روستا سرمایه فضایی - مکانی مناسبی ندارد، اما در صورت اجرای سناریوی جابه جایی پیشنهادی مکان روستا با توجه به زمینه های موجود و خواست روستاییان؛ موقعیت فضایی - مکانی جدید، فرصت های مناسب اشتغال زایی برای روستا و روستاییان ایجاد خواهد کرد. سرمایه زیرساختی روستا هم ضعیف است که البته با اجرای سناریوی جابجایی، این سرمایه روستایی نیز ارتقا خواهد یافت. علاوه بر این سرمایه نهادی روستا ازنظر مستندات قانونی و طرح های توسعه گردشگری و کشاورزی و هم ازنظر هماهنگی برنامه های بین سازمانی و اثربخشی برنامه ها جهت ایجاد اشتغال و معیشت ضعیف است. درنهایت به کمک مدل رادار و برحسب فرصت های موجود در هر یک از سرمایه های هفت گانه روستا؛ برنامه توسعه آتی و اشتغال زایی روستای بغدان تبیین و تدوین شد.

    کلیدواژگان: برنامه ریزی توسعه، اشتغال پایدار، ارزیابی مشارکتی (PRA)، مدل هفت سرمایه، روستای بغدان
  • مهدی کرمی دهکردی*، زهره رحمانی فرد، مصطفی کرباسیون صفحات 526-545

    توسعه اقتصادی و افزایش تقاضا برای انرژی، استفاده از منابع انرژی بی خطر و تجدیدپذیر را ضروری می نماید. پسماند جامد روستایی به عنوان یکی از منابع زیست توده به طور قابل توجهی در ایجاد یک منبع انرژی تجدید پذیر کمک می نماید. بررسی ها نشان می دهد که انرژی زیست توده می تواند یکی از گزینه های مناسب برای جایگزینی با سوخت فسیلی باشد. چراکه افزون بر آثار مخرب کمتر بر محیط زیست، می توان آن را به عنوان منبع پایان ناپذیر انرژی محسوب نمود. هدف کلی از این پژوهش تبیین چارچوب مفهومی-کاربری استفاده از انرژی تجدید پذیر در مناطق روستایی با محوریت منابع زیست توده است که به منظور عملیاتی شدن هدف مذکور، با بررسی منابع معتبر داخلی و خارجی در زمینه موضوع تحقیق، چارچوب مفهومی طراحی و سپس با استناد به چارچوب مفهومی تحقیق، میزان انرژی قابل استحصال روستا در بخش های باغی، زراعی، دامی و خانگی موردمحاسبه قرار گرفت. در ادامه با توجه به محاسبات پایه انرژی در منطقه موردمطالعه، به ارائه سناریوهای کاربردی در این زمینه پرداخته شد. نتایج حاصل نشان داد که میزان کل انرژی حاصل از زیست توده برابر با 1/ 70857266 کیلوژول است که با تعریف سناریوهای متعدد و میزان انرژی محاسبه شده از بخش زیست توده می توان 17/ 17 در صد مصرف برق خانگی ،60/ 2 درصد مصرف گاز ، 58/68 درصد در تامین انرژی موردنیاز بخش روشنایی معابر عمومی روستا، 67/54 درصد در تامین برق پمپ آب رسانی روستا به اراضی منابع طبیعی با ارتفاع 131 متر، 70/3 درصد در تامین برق آبیاری بارانی و یا 60/42 برق موردنیاز آبیاری قطره ای اراضی روستای موردمطالعه را تامین نمود.

    کلیدواژگان: زیست توده، انرژی تجدیدپذیر، پسماند روستایی
  • مهدی حسام* صفحات 546-559
    توجه به حفظ محیط زیست و اقتصاد محلی سبب شده است تا در سال های اخیر بومگردی در کانون توجه برنامه ریزان و متخصصین حوزه گردشگری قرار گیرد. جهت دستیابی به اهداف بومگردی، توسعه اقامتگاه های بومگردی یکی از راه های موثر است. در این میان، استان گیلان به عنوان یکی از مقصدهای اصلی گردشگری در ایران با دارا بودن تعداد زیادی از جاذبه ها و منابع گردشگری، همواره موردتوجه بسیاری از گردشگران است که در صورت توجه به اصول بومگردی می تواند سبب توسعه استان گردد. بر این مبنا تاسیس اقامتگاه های بومگردی در نواحی روستایی از چند سال گذشته همواره مورد تاکید مسئولین استان بوده است. ازاین رو این تحقیق قصد دارد تا با به کارگیری روش کیفی، مشکلات موجود در حوزه تاسیس و توسعه اقامتگاه های بومگردی در نواحی روستایی استان گیلان را با استفاده از تئوری بنیانی شناسایی نماید. بر اساس روش نمونه گیری هدفمند، 41 نفر از متخصصان، فعالان حوزه گردشگری استان، روستاییان و مسئولین به عنوان نمونه انتخاب شدند. تکنیک های به کار گرفته شده برای گردآوری داده ها و اطلاعات لازم، بر مصاحبه نیمه ساختاریافته و مشاهدات میدانی تمرکز یافتند. بر مبنای نظریه بنیانی، داده ها در سه مرحله کدگذاری تحلیل شدند و نتایج حاصل از آن، استخراج شش مقوله هسته ای شامل کاربری اراضی، بازاریابی، مشکلات اداری، جاذبه ها، کمبود آموزش و امکانات و مدیریت و برنامه ریزی است.
    کلیدواژگان: گردشگری، اقامتگاه های بومگردی، تئوری بنیانی، نواحی روستایی استان گیلان
|
  • Kazem Rostami, Mehdi Pourtahari *, Abdolreza Rokneddin Eftekhari Pages 368-381

    Paying attention to the quality of the environment and its related concerns are the main attributes of contemporary modern life, especially in rural areas. The realization of this type of quality in rural areas also requires compliance with the architecture of environment quality in rural planning. In this regard, determining priorities and ranking the aspects of this architecture (from the perspective of people and local experts) is important in the process of rural planning. The research is based on two central questions of what is the architecture of environment quality. And which one is the priority of planning? Therefore, the village of Shahriyar, in the Falard of Lordegan (with 2342 inhabitants), was selected to answer the questions and drawing a perspective on the architecture of environmental quality. So far, a number of executive plans in the form of rural planning have been implemented in this village. A total number of 6 workgroups with 36 participants were selected through purposeful sampling. In this research, both qualitative and quantitative methods were used to collect and analyze data and answer the questions. Based on local people and experts, 24 indicators in the architecture of environmental quality in rural planning were identified, in which 11 indicators were related to principles, seven indicators were in the field of framework and, six in the field of process. Indicators of each index were determined and grouped according to the Likert scale from very low to very high. The results showed that principles, processes, and frameworks are ranked first to third, respectively, in the architecture of environment quality in rural planning.

    Keywords: Environmental quality, Environmental Quality Architecture, rural planning, Shahriar Village
  • Majid Labbaf Khaneiki *, Mohammad Reza Rezvani, Seyyed Ali Badri Pages 382-395

    This paper takes up the qanat of Hassan Abad and its special peculiarities which made it eligible to be nominated as UNESCO World Heritage in 2015. Hasan Abad originates from Ebrahim Abad valley near the town of Mehriz and travels 40 kilometers to Yazd. The water of this qanat is shared out between the town of Mehriz, the village of Dehno and Yazd (district of Hasan Abad). One of the most important properties of this qanat is its territorial cooperation which is resulted from a lax territorial behavior caused by the qanat’s dynamics. Dormant territorial behavior can pave the way for a high sense of cooperation and social capital, which are all associated with the peculiarities of the qanat. In the region, the social foundation which has been formed and evolved around the water resources management could have increased the sense of cooperation. Through the research method of grounded theory, this paper tries to answer the question of how a water current like the qanat of Hasan Abad can pave the way for such social convergence and cooperation between three beneficiary territories.

    Keywords: Territorial Water Cooperation, Qanat, Sustainable Exploitation, Grounded theory, Common Benefit
  • Hamid Balali *, Sara Ghazvineh, Reza Movahedi Pages 396-407

    The main objective of this research is to prioritize investment in the food processing industry in Hamedan and compare the results in two quantitative and qualitative approaches using engineering economics and Delphi. This research is practical in terms of purpose and is non-experimental in terms of data collection. In the present study, valuable themes were found through a Delphi method, and then they were processed from the point of view of experts. Necessary estimates were done using the Engineering-Economic approach (such as fixed investment costs, production costs, depreciation, assets, etc.). The engineering-economic analysis was done by the net present worth (NPW), the rate of return (ROR), and the cost of creating each job. According to the results of the Delphi method, industries related to garlic and potato crops were priorities. Then industries related to pickles production, canned, and concentrated fruits were the next priorities. According to research findings, concerning the standard rate of return (ROR) on investment, the pickles production plan is the first priority. Raisin and potato powder productions situated in the second and third preferences. According to the net present value of investment, forage and animal feed plan, potato powder, and garlic powder production were ranked as first to third, respectively. According to the results of the Delphi method, industries related to products such as garlic and potatoes were given the first priority, followed by picking, canning, and compote industries. Based on the research findings and taking the Capital Return Rate (ROR) criterion into account, the first priority is the picking plan, and raisin production and potato powder production are the next ranks. Based on the cost-of-job creation index, the priority plan for pickling production and the agricultural compost production plan were given the tenth priority.

    Keywords: Engineering Economics, Delphi Approach, Investment, Agricultural Processing Industries, comparative analysis
  • Morteza Akbari *, Mohammadreza Asadpour, Mohammad Karimian Ravandi, Shahab Al, Din Hosseini Koupaei Pages 408-423

    The challenges and disadvantages of distribution channels diminish the effectiveness and efficiency of distribution channels, which affects the profits for distributors, manufacturers, and reduces customer satisfaction. Therefore, the purpose of this study is to investigate the problems of the distribution and marketing of these products. This study was conducted using a qualitative research method and a semi-structured interview to analyze the main research problems. It is a case study, and its statistical population consists of the managers of the Organization of Fruit and Vegetable Fields and several managers of transportation and horticultural products distribution companies in Tehran. The sample consists of 18 managers, selected using the snowballing method. Data was collected via a semi-structured interview. The results showed the problems of distribution and marketing channels are categorized into two categories of direct and indirect. Direct factors are including transportation, warehousing, maintenance, and distribution. Indirect factors are including imports, traditional agriculture, and enforcement policies. The results also showed that unconditional mediators, lack of a formal and regulated distribution system, and worn and inefficient transportation systems are significant problems of horticultural product distribution channels.

    Keywords: Distribution channel, Agricultural products, Fruit, vegetable fields, Mediation
  • Samira Emami Namevandi, Homayoon Moradnezhadi *, Samireh Seymohammadi Pages 424-437
    The purpose of this study is to evaluate the performance of dairy products supply chain in rural areas of Kermanshah country. The statistical population of the study is about 638 people and consists of three groups, including the employees of Bisotun Milk Factory, sellers of dairy products, and dairy farms in Kermanshah. Based on the Krejcie & Morgan (1970) table, the sample population is calculated at about 240 people. Data collection is carried out by a researcher-made questionnaire. Three experts from the department of rural development of Ilam University verified the validity of the questionnaire, and its reliability is determined to be o.847 using the Cronbach's alpha coefficient. Data were analyzed using the F test, one-way analysis of variance, correlation coefficient, and regression using SPSS 20 software. The results of the research indicate that variables of information flow, coordination among a network's members, marketing and sales, customer satisfaction, and transportation are in good condition. Based on the results of the regression and F test, variables of information flow and coordination, marketing and sales, customer satisfaction, and transportation have a significant effect on supply chain performance, while the two variables of cost and flexibility were not in desirable condition. Therefore, it is suggested that the supply chain should adopt appropriate strategies for better survival and widespread use and incorporate various processes, such as lower costs and greater flexibility in the business environment, which will improve the performance of the supply chain.
    Keywords: performance of supply chain, Supply Chain, Dairy products, Kermanshah
  • Mehdi Ghorbani *, Ahmad Hajalizadeh, Masoud Heydarvand Pages 438-451
    Nowadays, the empowerment of rural people is an important development objective in any country. Accordingly, rural micro-credit fund plans have been introduced as an initiative to improve the quality of life for men and women in rural areas. Therefore, the present study is conducted to evaluate the efficacy of rural micro-credit funds as a financing initiative in improving the quality of life and empowerment of villagers in Ghale Ganj County, Kerman province during 2015-2018. It aims to evaluate the influence of empowering the members of rural micro-credit funds on their willingness to start up new businesses. The statistical population includes all villagers who are a member of the micro-credit funds. The sample size was estimated about 577 people based on using Cochran formula and through random and cluster sampling. The research instrument is a questionnaire, which its validity is confirmed by experts, and its reliability is estimated with coefficient alpha, 0.85, 0.92, and 0.91 for empowerment, self-efficacy, and starting businesses, respectively. These numbers are indicative of the high potential of instruments for data gathering. Data analysis is done through SPSS 25 and LISREL 8.8. Findings approve the goodness of fit of the structural model of the research. Besides, it is found that empowerment dimensions have a positive, direct, and significant impact on the inclination to start businesses. Furthermore, empowerment dimensions through the self-efficacy mediator variables have positive and significant effects.
    Keywords: Empowerment, Self-Efficacy, inclination to entraprenuership, credit fund, Chahdad Khoda rural district
  • Omid M. Ghoochani, Mansour Ghanian *, Bahman Khosravipour, John Crotts Pages 452-469

    This study aimed to explain factors affecting the support of tourism development among the residents of wetland areas of the Khuzestan province, focusing on the development of a conceptual framework based on the social exchange and place image theories. The research instrument was a researcher-made questionnaire which its reliability was confirmed using composite reliability, as well as Cronbach's alpha coefficient, and its validity was confirmed in three ways: content, construct, and discriminant. The statistical population of this study was the households living in the villages located in the four wetland areas of Khuzestan province, namely Shadegan, Miangaran, Bamedeh, and Hoor Al Azim. Using a stratified sampling method, we selected 316 households. The collected data were analyzed by SPSS and AMOS software. The results showed that the framework developed in this study based on social exchange theory and place image was able to fit the data well identify more variables affecting the support of tourism development among the residents of Khuzestan wetlands. Among the variables of the theoretical framework, the awareness and place image had an effect on the perception of socio-cultural impacts, and the perception of the socio-cultural effects had an influence on the residents' attitude toward tourism development and also support for tourism development in the Khuzestan wetlands.

    Keywords: Place Image, Rural Tourism, Attitude, support for tourism development, Khuzestan wetlands
  • Saeid Baghaei, Hadi Dadkhah * Pages 470-487

    Recently, rural tourism is a type of tourism that has the capacity to attract tourists along with rural development by making surplus income, providing a better quality of life for residents, and improving infrastructures. Regarding the mediating role of overall satisfaction in the rural tourism industry, this study investigates the relationship between the factors of sustainable competitive advantages and loyalty through a descriptive-analytical approach. The statistical population of the research involves all visitors of Golestan province villages. The statistical sample comprises 386 tourists based on Krejcie and Morgan Table. A questionnaire is used for data collection, and a pre-test is applied to test its validity and reliability. The validity of the survey is confirmed by content methods, tools, and constructs, and its reliability is confirmed by Cronbach's alpha method. The authors, while thoroughly reviewing the theoretical foundations and selecting the members of the statistical sample using simple random sampling, have tested the research hypotheses by a structural equation modeling method. Using LISREL 8.8 software, the results of the structural equation model show that there is a significant relationship between factors such as quality, value, image, and satisfaction and dependent variables of overall satisfaction and loyalty.

    Keywords: Loyalty, Satisfaction, Sustainable competitive advantage, tourism industry
  • Hadi Rasti, Hamid Barghi *, Seyyed Eskandar Seidaiy, Faramarz Barimani Pages 488-507
    Date palm gardening economy has faced with many challenges in function, production, maintenance infrastructure, and marketing in the less developed countries, including Iran- which is the major producer of this product. Therefore, understanding the nature and relational dynamics that exist between actors is of great importance. Accordingly, this study aims to trace and construct a spatial relationships between human and nonhuman actors in the field of commercial ability of date palms to develop the functions of date palm economy in the Makkoran area. This research is conducted based on a mixed-methods (sequential strategy-variable) approach. The statistical population of the research consists of 17493 farmers and 32 agricultural experts. A purposive-probabilistic sampling method is used for sampling. For determining the sample size in the qualitative stage, the "adequacy of information" method, and the "representativeness" method based on the Cochran formula is employed in the quantitative stage.  The type of analytical method used in the study is "Sequential Combinatorial Analysis" based on a sequential qualitative-quantitative strategy. Qualitative data is analyzed using "NVIVO" software, and quantitative one is analyzed using statistical methods in the SPSS software environment. Final analysis and inference of data are based on Latour's argument (1987) in the "translation" method. The findings of the study show that various spatial relationships between actors (human and inhuman) are established or developing. Based on these relationships, factors such as geographical location, climate, date palm, farmer, capital, target market, refrigerator, government, spatial distance, transportation technology are considered as the key and active actors in commercialization of date palm as they shape a broader and stronger network of actors with durable relationships.
    Keywords: spatial relations, human, non-human actors, commercialization, date palms, Makkoran Area
  • Hossein Ebrahimzadeh Asmin *, Issa Ebrahimzadeh, Aboozar Paidar Pages 508-525

    The present is carried out aimed at developing a plan for development and sustainable rural livelihoods with an emphasis on Baghdan village in Nikshahr county. Accordingly, a  participatory rural appraisal (PRA) method is used to collect the research data. Data analysis is also performed using the Seven Capital and the Radar Models. The participants of the study consist of 23 experts who are selected purposefully. The findings of the research showed that Baghdan village has appropriate natural and social capital, and its human capital is increasing. At the same time, it is found that the village does not have good spatial capital. However, according to the existing context and the demand of the villagers, implementing the scenario of relocating the village in the proposed location will create new spatial and employment opportunities for the village and villagers. There are also some weaknesses in the infrastructural capitals of the village that they can be addressed by implementing the relocation scenario. Besides, there also some weaknesses in the institutional capital of the village in terms of legal documentation. The development plans for tourism and agriculture have some problems in terms of the coordination of inter-organizational programs, and the effectiveness of the programs for job creation and livelihoods is also under question. Finally, according to the radar model and based on the opportunities available in each of the seven capitals of the village, the future development and employment plan of Baghdan village is elaborated.

    Keywords: Sustainable livelihoods plan, Participatory rural appraisal (PRA), Seven-Capital Model, Radar Model, Baghdan Village
  • Mehdi Karami Dehkordi *, Zohreh Rahmani Fard, Mostafa Karbasioun Pages 526-545

    Economic development and increased demand for energy make it necessary for the use of renewable and non-renewable energy sources. Raw solid wastes, as one of the sources of biogas, contribute significantly to the creation of a type of renewable energy. Reviews show that biomass energy can be considered as an alternative to fossil fuels. In addition to its fewer harmful effects on the environment, it is an inexhaustible source of energy. The general purpose of this research is to explain a conceptual framework of using renewable energy in rural areas based on biological resources. To operationalize this target, we designed a conceptual framework by designing valid internal and external sources in the field of research. Then, based on the conceptual framework, we calculated the amount of energy extracted in the garden, crop, livestock, and household parts of the under-studied village. In the following, considering the baseline calculations of energy, we presented applied scenarios. The results show that the total amount of energy obtained from biomass is 70857266.1 kJ. By defining multiple scenarios, the energy obtained from the biomass sector can suplly 17.17% of household electricity consumption, 2.60% of gas consumption, 68.58% of the energy needed for public lighting of rural pathways, 54.67% of electricity required for pumping the village water to natural resources lands  with 131 meters high, 70.3% of power needed for sprinkler irrigations, and 60.42% of the electricity required for drip irrigation.

    Keywords: Biomass, renewable energy, Rural Waste
  • Mehdi Hesam * Pages 546-559
    Attention to the preservation of the environment and the local economy has made ecotourism a focus of planners and tourism professionals in recent years. In order to achieve the goals of ecotourism, the development of Ecotourism Residence is one of the most effective ways. In this regard, the province of Guilan, as one of the main tourism destinations in Iran with a large number of attractions and tourism resources, has always been a popular tourism destination that giving enough attention to the principles of ecotourism can lead to the development of the province.  Accordingly, the development of ecotourism residences in the rural areas has been emphasized by the authorities throughout the past few years. Therefore, this research intends to use a qualitative method to identify the problems and challenges of developing ecotourism residences in the rural areas of Guilan province using grounded theory. Based on a purposeful and theoretical sampling, 41 experts, tourism activists, villagers, and officials were selected. Semi-structured interviews and field observations were used to collect data and information. Interviews continued until theoretical saturation stage. Based on the Grounded Theory, data coding was done in three stages, and its results were six nuclear issues, including factors related to land use, marketing, administrative problems, attractions, the lack of training and facilities, and management and planning.
    Keywords: Tourism, Ecotourism Residence, Grounded theory, Rural Areas of Guilan Province