فهرست مطالب

مرکز مطالعات و توسعه آموزش علوم پزشکی یزد - سال چهاردهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • سال چهاردهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مسعود میرزایی* صفحه 150
  • حسین درگاهی*، سوسن رحیمی، گلسا شهام، زینب رجب نژاد صفحات 151-169
    مقدمه

    نظام آموزش هر کشور موظف است شرایط لازم را برای رشد و پیشرفت فراگیران ایجاد کند و تمام استعدادهای افراد را در زمینه های گوناگون به شکل هماهنگ آماده سازد. یادگیری فعال وادار کردن فراگیران به انجام فعالیت های خود با بهره گیری از نگرش ها و تفکرات می باشد که از طریق روش تدریس ایفای نقش حاصل می شود. لذا این مطالعه با هدف مقایسه دو روش تدریس ایفای نقش و سخنرانی در درس رفتار سازمانی دانشجویان مدیریت خدمات بهداشتی درمانی تهیه و تدوین و ارائه شده است.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر به صورت مداخله ای-تحلیلی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان سال سوم رشته مدیریت خدمات بهداشتی درمانی دانشکده ی پیراپزشکی دانشگاه علوم تهران به تعداد 150 نفر که در زمان انجام این پژوهش درحال گذراندن درس رفتار سازمانی بودند تشکیل می داد که به دو گروه آزمون و کنترل هریک به تعداد 25 نفر تقسیم شدند. داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه یادگیری فعال، پرسشنامه های رضایت سنجی دانشجویان از روش های تدریس سخنرانی و ایفای نقش و همچنین دو نوع چک لیست مدیر استاندارد و ارزیابی سناریوهای تهیه شده جمع آوری گردید و با استفاده از نرم افزار spss مورد تحلیل قرار گرفت و جهت ارائه نتایج توصیفی از درصد، میانگین و انحراف معیار و برای نتایج تحلیلی از آزمون های کلوموگروف اسمیرنوف جهت تعیین نرمال بودن داده ها، تی دو نمونه ای و من ویتنی استفاده شد.

    نتایج

    بین تدریس درس رفتار سازمانی با شیوه ایفای نقش و یادگیری فعال (001/0>P)، رضامندی دانشجویان از این شیوه (001/0>P) و نمرات کسب شده توسط دانشجویان (001/0>P) ارتباط معناداری وجود داشت. در نتیجه دانشجویان گروه ایفای نقش میانگین نمره بالاتری در مقایسه با دانشجویان گروه سخنرانی در امتحان پایان ترم درس رفتار سازمانی داشتند. همچنین میزان رضایت دانشجویان از روش تدریس ایفای نقش در مقایسه با روش سخنرانی بیشتر بود و این گروه نمره بالاتری از نظر یادگیری فعال نسبت به گروه سخنرانی به دست آورد.

    نتیجه گیری

     با توجه به اینکه روش تدریس ایفای نقش موجب افزایش نمرات کسب شده، افزایش رضایت مندی و یادگیری فعال می شود، لذا استفاده از این روش در تدریس دروس رشته های مختلف علوم پزشکی توصیه می شود.

    کلیدواژگان: ایفای نقش، سخنرانی، یادگیری فعال، روش تدریس، دانشجو
  • روح انگیز نوروزی نیا، محسن اعرابی، مجتبی هدایت یعقوبی، شهناز مجاهد، زهره قاضی وکیلی، سمانه میرزایی*، مریم نصیریان صفحات 170-181
    مقدمه

    مدل سروکوال از جمله مدل های متداول ارزیابی کیفیت خدمات آموزشی می باشد. پژوهش حاضر به منظور بررسی وضعیت کیفیت خدمات آموزشی بر اساس مدل سروکوال از دیدگاه دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی البرز در سه مقطع علوم پایه، کارآموزی و کارورزی انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه از نوع مقطعی (توصیفی- تحلیلی) در سال 1397 بود که در آن 332 نفر از دانشجویان پزشکی در سه مقطع علوم پایه، کارآموزی و کارورزی به طور تصادفی وارد مطالعه شدند. داده ها با پرسشنامه 25 سوالی برگرفته از پرسشنامه استاندارد شده سروکوال گردآوری، و با استفاده از نرم افزار spss 24 و آمار توصیفی و آزمون های تی زوجی، تی مستقل، و آنالیز واریانس یک طرفه تجزیه و تحلیل گردید.

    نتایج

    نتایج نشان داد که در تمامی ابعاد، و در مجموع کیفیت خدمات آموزشی بین انتظارات و ادراکات دانشجویان تفاوت معناداری وجود داشت و در هیچ یک، انتظارات آنها برآورده نشده بود. بیشترین فاصله مربوط به بعد تضمین و کمترین مقدار مربوط به بعد قابلیت اطمینان بود. بعلاوه، انتظارات دانشجویان در مقاطع مختلف در تمامی ابعاد غیر از بعد ملموس بودن، و کیفیت کلی خدمات با هم متفاوت بود. اما درک آنها تنها در دو بعد ملموس بودن و قابلیت اطمینان با هم تفاوت داشت.

    نتیجه گیری

     با توجه به نتایج مطالعه، دانشجویان از وضعیت موجود دانشگاه ناراضی بوده و تا دستیابی به وضعیت مطلوب و رضایت دانشجویان به عنوان مشتریان اصلی خدمات آموزشی دانشگاه، فاصله زیادی وجود دارد و در بسیاری از موارد نیاز به بازنگری و بهبود شرایط وجود دارد.

    کلیدواژگان: کیفیت خدمات آموزشی، دانشجوی پزشکی، کارآموزی، کارورزی
  • ابوالقاسم رضوانی*، علی اکبر عجم، محمود پناهی شهری، هادی محمدپور، فریدون رمضانی صفحات 182-196
    مقدمه

    پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش شبکه های اجتماعی مجازی و نگرش نسبت به آن بر سرزندگی تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند انجام گرفت.

    روش بررسی

    این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد؛ جامعه آماری شامل دانشجویان دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در سال تحصیلی 96-1395 بودند. با توجه به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد 201 نفر از دانشجویان (71 مرد و 130 زن) انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی خدایاری و همکاران (1393)، پرسشنامه سرزندگی تحصیلی حسین چاری و دهقانی زاده (1391) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های t مستقل، ضریب همبستگی پیرسون، واریانس یک راهه (ANOVA) و بوسیله نرم افزار آماری SPSS نسخه 22 تحلیل شد.

    نتایج

    بین مدت عضویت در شبکه های اجتماعی و زمان اختصاص داده شده به شبکه های اجتماعی مجازی با سرزندگی تحصیلی دانشجویان رابطه معناداری وجود نداشت (p> 0/01). استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در بین دانشجویان دختر و پسر تفاوت معناداری داشت (T= -2/11, p< 0/03). میزان سرزندگی تحصیلی دانشجویان پسر و دختر با هم تفاوت معناداری ندارد (T=0/48 p> 0/05). بین مولفه اطلاع رسانی و ارتباط آسان با سرزندگی تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (p< 0/176).

    نتیجه گیری

     پیشنهاد می شود با تشکیل کارگاه ها و دوره های آموزشی در دانشگاه ها اقداماتی برای آشناسازی و فرهنگ سازی درباره چگونگی استفاده علمی از شبکه های مجازی و آشنایی دانشجویان (بخصوص دانشجویان جدیدالورود) با انواع شبکه های علمی مجازی در جهت بهبود و تقویت یادگیری و سرزندگی تحصیلی دانشجویان تلاش نمود.

    کلیدواژگان: شبکه اجتماعی مجازی، نگرش نگرش نسبت به شبکه های اجتماعی مجازی، سرزندگی تحصیلی، دانشجو، علوم پزشکی
  • فاطمه کشمیری* صفحات 197-208
    مقدمه

    دانش پژوهی آموزشی به عنوان یکی از وظایف اعضای هیئت علمی در دانشگاه ها، شناخته شده است. لذا مطالعه حاضر با هدف طراحی برنامه توانمندسازی بر اساس رویکرد یادگیری مبتنی بر پروژه به منظور رشد مهارت های دانش پژوهی آموزشی اعضای هیئت علمی انجام شده است.

    روش بررسی

    پروژه حاضر توسعه ای است و به منظور تدوین برنامه توانمندسازی 4 گام، شامل شناسایی مشکل و نیازسنجی، شناسایی اهداف کلی و اختصاصی، تعیین روش های آموزشی و ارزیابی فراگیر انجام شده است. در این مطالعه به منظور بررسی نیازهای آموزشی از دیدگاه ذینفعان مختلف از تکنیک دلفی استفاده شده است. همچنین اسناد بالادستی و متون در رابطه با نقش دانش پژوهی اعضای هیئت علمی در دانشگاه های علوم پزشکی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از نیازسنجی، در راندهای دلفی تغییر یافته ارائه و نظرات متخصصین در رابطه با توانمندی های مورد انتظار از اعضای هیئت علمی در حوزه دانش پژوهی تبیین شد. نتایج در پنل تخصصی بررسی و برنامه توانمندسازی براساس رویکرد مبتنی بر پروژه تدوین شد و بر اساس اجماع نظرات شرکت کنندگان نهایی شد.

    نتایج

    در مطالعه حاضر 13 توانمندی دانش پژوهی آموزشی تدوین شد. برنامه توانمندسازی حاضر براساس رویکرد مبتنی بر پروژه طراحی شده است که شامل هدف گذاری برای یادگیری و کسب آمادگی لازم، جستجو برای یافتن مشکل و تدوین سوال، هدایت جستجوگری برای یادگیری و حل مسئله/ مشکل، تحلیل داده ها و بازاندیشی بر آموخته ها و انتشار آموخته ها و بازخوردجویی است.

    نتیجه گیری

    برنامه توانمندسازی اعضای هیئت علمی بر اساس رویکرد یادگیری مبتنی بر پروژه می تواند امکان تحقق اهداف دانش پژوهی آموزشی را از طریق ایجاد فرصت به کارگیری آموخته ها و انتقال دانش به محیط واقعی فراهم سازد. لذا انجام مطالعات بیشتر جهت بررسی تاثیر آن بر توانمندی های اعضای هیئت علمی و توسعه موثر در سیستم های آموزشی توصیه می شود.

    کلیدواژگان: یادگیری مبتنی بر پروژه، توانمندسازی اعضای هیئت علمی، دانش پژوهی آموزشی
  • شیما بهرامی جلال*، مهناز مقدری کوشا، قدرت الله روشنایی صفحات 209-219
    مقدمه

    آموزش بالینی رکن اساسی در آموزش دانشجویان گروه پزشکی است. یکی از مشکلات دانشجویان در محیط آموزش بالینی، استرس است. دانشجویان برای غلبه بر تنش های بالینی راهبردهای گوناگونی را برمی گزینند. پژوهش حاضر باهدف تعیین رابطه بین میزان عوامل تنش‎زای آموزش بالینی با راهکارهای مقابله بااسترس انجام گرفت.

    روش بررسی

    در این پژوهش توصیفی ،جامعه پژوهش،دانشجویان پیراپزشکی همدان در سال 1396بودند که به روش سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات بااستفاده از پرسشنامه های عوامل تنش‎زای آموزش بالینی مریدی و شیوه های مقابله باشرایط پراسترس اندلرپارکر، ارزیابی شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کای دو، آنالیز همبستگی و آنالیزواریانس یامعادل ناپارامتری آن استفاده شد.

    نتایج

    در این مطالعه استرس دانشجویان درتمامی حیطه های تنش زا به جز محیط آموزشی بالاتر از میانگین بود. بین راهکارهای مقابله بااسترس، راهکار مسئله مدار بالاترین نمره را داشت. از میان حیطه های عوامل تنش زا در بین دانشجویان پیراپزشکی، حیطه ارتباطات بین فردی با هر سه راهکار مقابله ای ارتباط مستقیم و معناداری داشت (05/0> p). همچنین میان رشته تحصیلی دانشجویان و راهبردهای مقابله با استرس ارتباط معناداری وجود نداشت (083/0= p)، در حالیکه بین علاقه دانشجویان به رشته تحصیلی خود و راهبرد مسئله مدار ارتباط معناداری وجود داشت (001/0> p-value).

    نتیجه‌گیری

    محیط آموزش بالینی از نظر دانشجویان پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی همدان، یک محیط تنش زا به حساب می-آید. دانشجویان معمولا به منظور مقابله با تنش های ناشی از ارتباطات بین فردی، احساسات ناخوشایند و تجارب بالینی، راهبرد مسئله مدار را به کار میگیرند در حالیکه به منظور کاهش استرس ناشی از محیط آموزشی راهبرد اجتنابی را بر می گزینند.

    کلیدواژگان: آموزش بالینی، استرسورها، استراتژی مقابله، پیراپزشکی
  • داریوش شکیبایی، نیکی کاویانی، مهوش حصاری*، منصور رضایی، یحیی صفری، فاطمه رمضانی علی اکبری صفحات 220-228
    مقدمه

    مطالعه حاضر با هدف بررسی دیدگاه دانشجویان علوم پایه در مورد عوامل تاثیرگذار بر حضور در کلاس و ارتباط آن با عملکرد تحصیلی آنها، و همچنین بررسی انگیزه و میزان حضور دانشجویان در کلاس های دروس مختلف علوم پایه در دانشکده پزشکی کرمانشاه انجام گرفت.

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی- تحلیلی بر روی247 نفر از دانشجویان علوم پایه صورت گرفت. برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ جهت تعیین سازگاری درونی استفاده شد (83/0) که نشان دهنده سازگاری درونی بالایی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمارهای توصیفی، آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد.

    نتایج

    از دیدگاه دانشجویان، حضور در کلاس تاثیر مثبتی بر یادگیری داشته و "عوامل مرتبط با استاد" و "علاقه دانشجو به موضوع درسی" بیشترین نقش را در حضور شان داشت. علاوه برآن، بین "یادگیری مطالب درسی" و"کسب نمره بالاتر" با معدل دانشجویان ارتباط مثبت معنا داری وجود داشت (به ترتیب 273/0 r=و 207/0 r=). دروس فیزیولوژی، آناتومی، جنین شناسی، ایمونولوژی و باکتری شناسی شایع ترین کلاس هایی بودند که دانشجویان حضور خود را در آنها اعلام داشتند.

    نتیجه گیری

     دانشجویان با معدل بالاتر، عمدتا با انگیزه های یادگیری مطالب و کسب نمره بالاتر در کلاس حاضر شده و حضور درکلاس های دروس خاصی را در اولویت خود قرار می دهند. با توجه به نقش تعیین کننده اساتید در حضور کلاسی دانشجویان، استفاده از این گونه اطلاعات به منظور ارزشیابی اساتید و بررسی میزان موفقیت سیستم آموزشی پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: آموزش، دانشجویان علوم پایه، حضور و غیاب، ارزشیابی اساتید
  • بهارک یوسف وند، سید مهدی کلانتر، محمد یحیی وحیدی مهجردی، مهدی آقاباقری* صفحات 229-230
|
  • Masoud Mirzaei* Page 150
  • Hossein Dargahi*, Susan Rahimi, Golsa Shaham, Zeynab Rajab Nezhad Pages 151-169
    Introduction

    Educational system of any country should establish the appropriate status for the development of learners and flourish all attitudes of people to learn and educated. Therefore, this research was aimed to compare role playing and lecturing teaching styles through organizational behaviour among health care management students.

    Methods

    This was a interventional-analytical research. The research population was all third year students of health care management in school of Allied Medical Sciences, Tehran University of Medical Sciences in 150 persons who were conducted organizational behaviour lesson while doing this research, divided into 25 students in each test and control groups. The required data collected using active learning, Students satisfaction questionnaires of lecturing and role playing teaching styles, and two types of checklists including standard manager and scenarios assessment and analysed by SPSS software for presentation of percent, average, and standard deviation as descriptive results, and Kolmogrov-Smirnov to determine data normalization, two sample T-Test and Mann-Whitney as analytical results.

    Result

    There were significant correlation between role playing teaching style and active learning (P<0.001), rate of students’ satisfaction (P<0.001), and the average grade of students’ course (P<0.001). Thus, the average grade of role playing students group was more than lecturing group at the final exam of organizational behaviour course. Also, the satisfaction rate of role playing students group and their rate of active learning were more than lecturing group.

    Conclusion

    Considering with increased average of course score, students’ satisfaction and rate of active learning, it is recommended to use this teaching style for medical sciences different courses.

    Keywords: Scenario Role Playing, Lecturing, Active Learning, Teaching Style, Student
  • Rohangiz Norouzinia, Mohsen Arabi, Mojtaba Hedayat Yaghoubi, Shahnaz Mojahed, Zohreh Ghazivakili, Samaneh Mirzaei*, Maryam Nasirian Pages 170-181
    Introduction

    The SERVQUAL model is one of the most common models used for assessing the quality of educational services. The purpose of this study was to investigate the quality of educational services based on SERVQUAL model in viewpoint of medical students of Alborz University of Medical Sciences in three stages: basic sciences, externship and internship.

    Methods

    The present study was a cross-sectional descriptive analytical study in which 332 medical students were enrolled in three stages: basic sciences, externship and internship randomly. The data gathered using a questionnaire of 25 questions which was designed based on the standardized SERVQUAL questionnaire. Data were analyzed using descriptive statistics, paired t-test, independent t-test and one way ANOVA with Spss V.24.0.

    Result

    The results showed that there was a significant difference between the expectations and perceptions of medic al students in all aspects and in total score and their expectations had not been met. The maximum gap was related to the assurance dimension and the lowest gap was related to the reliability dimension. The overall gap was also 1.50. In addition, students' expectations at different stages were different in all aspects except "tangible dimensions" and "total quality of services". But their perception was different in two dimensions of tangible and reliable.

    Conclusion

    According to the results of this study, the students are dissatisfied with the current condition in the university and there is a long way to accomplish the desired status and satisfaction of the students as the main customers of the university’s educational services, and in many cases there is a need to evaluate and improve the conditions.

    Keywords: Educational Service Quality, Medical Student, Internship, Externship
  • Abolghasem Rezvani*, Aliakbar Ajam, Mahmood Panahishahri, Hadi Mohammad Pour, Fereydoon Ramazani Pages 182-196
    Introduction

    The purpose of this study was to investigate the role of virtual social networks and their attitude towards the students' academic buoyancy of Birjand University of Medical Sciences.

    Methods

    This was a descriptive-correlational study. The population consisted of students of the Faculty of Paramedical Sciences of the Birjand University of Medical Sciences in the academic year of 2011-2012. According to stratified random sampling, 201 students (71 males and 130 females) were selected. Questionnaires were used to collect data using Khodayari et al.'s (2014) virtual social networks, Hosseinchari and Dehqanizadeh's (2012) academic buoyancy. Data were analyzed using independent t-test, Pearson correlation coefficient, one way ANOVA and SPSS software version 22.

    Result

    There was no significant relationship between the duration of membership in social networks and the time allocated to virtual social networks with students' academic buoyancy (P >0/01). The use of virtual social networks was significantly different between male and female students (T= -2/11, p< 0/03). There was no significant difference between the male and female students' buoyancy (T= 0/48, p> 0/05). There was a positive and significant relationship between the components of communication and easy communication with academic buoyancy (P <0/176).

    Conclusion

    It is suggested that through the holding workshops and training courses at universities, efforts were made to raise awareness about the scientific use of virtual networks and familiarity of students (especially new students) with a variety of virtual networks to improve and enhance the students' learning and buoyancy.

    Keywords: Virtual Social Network, Attitude, Academic Buoyancy, Student, Medical Sciences
  • Fatemeh Keshmiri* Pages 197-208
    Introduction

    The present study aimed to develop an empowerment course based on project-based learning to enhance scholar skills of faculty members.

    Methods

    The program was developed in 4 steps consisted of problem identifications and needs assessment, identifying the goals and objectives, definition of teaching-learning and assessment methods. In the present study, the Delphi technique was applied to assess the needs in the viewpoints of different stakeholders. In addition, we reviewed the literature and documents related to the role of scholar among teachers in Universities of Medical Sciences. The results of the need assessment presented in expert panel. Scholar competencies were developed through modified Delphi technique. The faculty development program finalized based on project-based learning approach by consensus of the participants.

    Result

    In the present study, 13 competencies of scholarship developed. The empowerment program was designed according to the project-based learning approach. The program included targeting for learning and preparations, searching for defining a problem and designing a question, guiding inquiry for learning and solving problem, analyzing data, reflection as well as the feedback seeking.

    Conclusion

    The faculty empowerment program can provide situations to achieve the educational scholarship goals through applying the knowledge to the real educational environment. The future studies are recommended to assess the effect of the programs for the faculty competencies and improvement of educational programs in systems.

    Keywords: Project-based learning, Faculty development, Scholarship education, teaching, learning
  • Shima Bahrami Jalal*, Mahnaz Moghadarikoosha, Ghodratollah Roshanaei Pages 209-219
    Introduction

    Clinical education is an essential element in the education of medical students. One of the problems students face in clinical education is stress. Students choose a variety of strategies to overcome clinical stresses. The aim of this study was to determine the relationship between stressors of clinical education and coping strategies.

    Methods

    In this descriptive study, the population of the study was Hamedan Paramedical Students in 1396 who were studied by census method. The information was evaluated using the Stress Factor Questionnaires of Clinical Education and coping strategies for stressful endlerparer. Data were analyzed using Chi-square test, correlation analysis and nonparametric equilibrium analysis of variance.

    Result

    In this study, students' stress was higher than average in all stressful areas except educational environment. The problem-oriented strategy had the highest score among the coping strategies. Among the domains of stressors among paramedical students, interpersonal communication had a direct and significant relationship with all three coping strategies (p <0.05). In addition, there was no significant relationship between students' major and coping strategies (p = 0.083), while there was a significant relationship between students' interest in their field of study and problem-oriented strategy (p-value <0.001).

    Conclusion

    The clinical education environment is a stressful environment for the paramedical students of Hamadan University of Medical Sciences. Students usually use problem-oriented strategies to cope with the stresses of interpersonal communication, unpleasant emotions, and clinical experiences, while choosing avoidant strategies to reduce stress from the educational environment.

    Keywords: Clinical, Education Stressors, coping strategy, paramedic
  • Dareuosh Shackebaei, Nikki Kavyani, Mahvash Hesari*, Mansour Rezaei, Yahya Safari, Fatemeh Ramezani Aliakbari Pages 220-228
    Introduction

    The aim of the current study was the evaluation of the viewpoints of basic science students about the affecting factors on class attendance and its correlation with their academic performance, and investigating the motivation and attendance rate of the students in different basic sciences classes in Kermanshah University of Medical Sciences.

    Methods

    This descriptive-analytical study was conducted on 247 basic sciences students. Cronbach's alpha coefficient was used for evaluation of reliability and internal consistency of the questionnaire, which showed a high level of internal consistency (0.83). Descriptive statistics, Pearson correlation coefficient test, and regression analysis were used for statistical analysis of data.

    Result

    According to the students' viewpoints, class attendance had a positive effect on learning, and “teacher’s related factors” and “the students' attitude toward the course's subject” had the most important role in their attendance. Furthermore, there was a significant positive correlation between the students' grades and "learning of lesson's contents", and “taking higher scores" (r=0.273 and r=0.207, respectively). According to the student’s announcement, the most common classes, which they participate in, were physiology, anatomy, embryology, epidemiology and bacteriology.

    Conclusion

    The students with higher grades mostly attended in classes with the motivation of learning and taking higher grades, and they prioritize attending in specific classes. Due to the teachers' determinant role in students’ class attendance, the using of this information is suggested for the evaluation of teachers and the success rate of the educational system.

    Keywords: Education, Basic science students, Attendance, Teacher's evaluation
  • Baharak Yousefvand, Seyed Mahdi Kalantar, Mohamadyahya Vahidi, Mahdi Vahidi* Pages 229-230