فهرست مطالب

پژوهش و برنامه ریزی در آموزش عالی - سال بیست و چهارم شماره 4 (پیاپی 90، زمستان 1397)
  • سال بیست و چهارم شماره 4 (پیاپی 90، زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/10
  • تعداد عناوین: 6
|
  • ناصر علی عظیمی* صفحات 1-23

    رشد و توسعه اقتصادی کشورها به صورت معنا دار تابعی از ظرفیت تولیدی آنهاست. در این پژوهش سعی شد تا به این پرسش پاسخ داده شود که کدام یک از مولفه های اقتصاد دانش بنیان بر ظرفیت تولیدی کشورها نقش معنا دار تری داشته است. به منظور سنجش ظرفیت تولیدی، از یکی از به روزترین شاخص ها؛ یعنی شاخص پیچیدگی اقتصادی استفاده شد. در این مطالعه با به کار گیری روش داده های تابلویی در دوره زمانی 11 ساله (2016-2006) برای 113 کشور تاثیر متغیرهای اقتصاد دانش بنیان بر شاخص پیچیدگی اقتصادی بررسی شد. با بهره گیری از روش تحلیل مولفه های اساسی، متغیرهای اقتصاد دانش بنیان به چهار مولفه اصلی (آموزش، نهاد اقتصادی، نوآوری و فاوا) تبدیل شدند. نتایج نشان داد که مهم ترین و اثرگذارترین متغیر بر پیچیدگی اقتصادی مولفه آموزش است. سپس، به ترتیب بیشترین ضرایب مثبت و معناداری از آن مولفه های رژیم نهاد اقتصادی، نوآوری و فناوری های اطلاعات و ارتباطات  است.

    کلیدواژگان: اقتصاد دانش بنیان، پیچیدگی اقتصادی، پانل دیتا، تحلیل مولفه های اساسی
  • فرهاد ترحمی*، متین بلدی صفحات 25-43

    رشد اقتصادی یکی از اهداف اصلی جوامع است که در راستای آن رفاه اقتصادی تحقق می یابد. تا کنون نظریه های گوناگونی درخصوص عوامل موثر بر رشد اقتصادی مطرح شده است، لیکن در این پژوهش با به کارگیری یک الگوی اقتصادسنجی به صورت همزمان نقش سرمایه انسانی و تغییرات ساختاری بر رشد اقتصادی بررسی شد. مطالعه موردی پژوهش طی دوره 1986 تا 2015 درخصوص کشورهای منطقه MENA انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که سرمایه انسانی (مخارج صرف شده دولت در آموزش عالی) اثر مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی دارد، ولی تغییرات ساختاری (صنعتی شدن) نتوانسته است بر رشد اقتصادی منطقه موثر باشد. ضمن آنکه اثر برهم کنش سرمایه انسانی و تغییرات ساختاری بر رشد اقتصادی بی معنا بوده است؛ به بیان دیگر، مخارج صرف شده در آموزش عالی در کشورهای مورد بررسی نتوانسته است در فرایند صنعتی شدن موثر واقع شود. به علاوه، باز بودن تجارت و سرمایه گذاری اثر مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی، ولی دو متغیر اندازه دولت و رشد جمعیت اثر منفی و بی معنا بر رشد اقتصادی دارند.

    کلیدواژگان: سرمایه انسانی، تغییرات ساختاری، رشد اقتصادی، منطقه MENA، پانل پویا
  • ملیحه رشیدی، امیرحسین کیذوری* صفحات 45-69

    امروزه، روابط علت و معلولی بین دانشگاه ها و مناطق حاکی از آن است که در صورت هم افزایی بین نظام دانشگاهی و منطقه ای ارزش افزوده نصیب هر دو طرف خواهد شد. هدف پژوهش حاضر ارائه مدل مناسب و کارآمد برای تحلیل توسعه روابط دانشگاه و منطقه بود. در این مطالعه از روش پژوهش ترکیبی از نوع طرح اکتشافی استفاده شد. در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون با مصاحبه با 15 نفر از مطلعان و در بخش کمی از رویکرد مدلسازی ساختاری- تفسیری(ISM) بهره برده شد. از آنجا که این رویکرد مبتنی بر نظر خبرگان است، از نظرهای 29 متخصص در حوزه دانشگاه و منطقه استفاده شد. نتایج به دست آمده به سطح بندی عوامل موثر بر توسعه روابط دانشگاه و منطقه و طراحی مدلی از این عوامل منجر شد. یافته ها نشان داد که توسعه پایدار و پژوهش محور، رابطه دانشگاه و منطقه و مدیریت راهبردی و توسعه گرا به ترتیب از مهم ترین عوامل در توسعه تعاملی دانشگاه و منطقه هستند.

    کلیدواژگان: دانشگاه منطقه ای، منطقه، مدلسازی ساختاری تفسیری
  • فاطمه نارنجی ثانی*، سید محمد میرکمالی صفحات 71-97

    در مطالعه حاضر با بهره گیری از روش تحقیق کیفی اکتشافی موانع مربوط به نظام دانش آفرینی در دانشگاه ها شناسایی شد. در این پژوهش با 14 نفر از متخصصان حوزه دانش آفرینی به روش اکتشافی نیمه ساختاریافته مصاحبه شد و اطلاعات به دست آمده با روش تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شدند. تحلیل یافته ها نشان داد که موانع دانش آفرینی دانشگاهی کدام اند؛ به عبارتی، مشخص شد که اعضای هیئت علمی برای خلق دانش انگیزه کافی ندارند و برای انجام دادن پژوهش های بنیادی و کاربردی وقت لازم را صرف نمی کنند. همچنین آنها در مهارت های مورد نیاز و پایه برای دانش آفرینی ضعیف اند و به اشتراک گذاری دانش در دانشگاه برایشان مهم نیست. افزون بر این موارد، ساختار سازمانی مناسبی وجود ندارد و فرهنگ دانش آفرینی در دانشگاه دیده نمی شود. همچنین تا به حال از مدیران ارشد دانشگاه برای تولید دانش حمایت کافی نشده است و نظام های توسعه منابع انسانی در دانشگاه به اندازه کافی وجود ندارد و به مقطع تحصیلات تکمیلی بی توجهی شده و در سطح ملی و بین المللی ارتباطات کافی برقرار نشده است؛ علاوه بر این، شبکه دانش در دانشگاه ها طراحی نشده و استقرار نیافته، مطالعات میان رشته ای و بین رشته ای به حد لازم صورت نگرفته، امکانات و تجهیزات (سخت افزاری و نرم افزاری) نامناسب و ناکافی و منابع مالی کافی به دانشگاه اختصاص داده نشده و سیاست های مشخصی برای برقراری ارتباط موثر میان صنعت و دانشگاه تدوین نشده است. درنهایت، در راهبردها و خط مشی های دانشگاه نقش دانش آفرینی کمرنگ بوده است. این موانع در سه دسته عوامل سازمانی، فردی و پشتیبانی طبقه بندی شده اند.

    کلیدواژگان: دانش آفرینی، آموزش عالی، موانع خلق دانش، مدیریت دانش، اعضای هیئت علمی
  • سید شهاب الدین سیدحاتمی، یوسف نامور*، توران سلیمانی، عادل زاهد بابلان صفحات 99-121

    هدف پژوهش حاضر توصیف، تحلیل و ترکیب تحلیل های ارائه شده در زمینه عوامل موثر بر بالندگی اعضای هیئت علمی از طریق بررسی تحقیقات گذشته و روش پژوهش فراتحلیل بود. در این پژوهش آثار مکتوب مرتبط با موضوع اعم از پایان نامه ها و مقالات مندرج در بانک اطلاعاتی ایران داک، مگ ایران، اس.آی.دی و نورمگز در بین سال ها ی 1708-2008 بررسی شدند که از میان آنها 15 پژوهش برای بررسی عمیق برگزیده شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با کمک سه نرم افزار CMA2، Excel و Spss22 صورت گرفت. در سطح آمار توصیفی از فراوانی و درصد فراوانی و در سطح آمار استنباطی برای محاسبه اندازه اثر از g هگز و مدل اثرهای ثابت و اثرهای تصادفی، برای بررسی معنا داری فراوانی پژوهش ها از روش شمارش کای اسکوئر و برای ترکیب اندازه اثرها از روش ترکیب احتمالات t واینر استفاده شد. از نمودار فونل برای بررسی وجود سوگیری انتشار در مطالعات اولیه استفاده و برای رفع آن، از آزمون برازش دووال و توییدی برای هر دو مدل اثرهای ثابت و تصادفی استفاده شد. برای بررسی همگنی مطالعات از آزمونI2 وQ استفاده شد که نشان داد مطالعات اولیه همگن نیستند. اندازه اثر محاسبه شده برای مطالعات تحت هر دو مدل اثرهای ثابت 612/0 و اثرهای تصادفی برابر253/2 است که از نظر آماری برای متغیر مورد بررسی معنادار بود. همچنین نتایج ترکیب احتمالات t واینر نشان داد که بین اندازه اثرها ی ترکیب شده تفاوت معنادار وجود دارد. در نهایت، 112عوامل اثرگذار بر بالندگی اعضای هیئت علمی شناسایی و اثرگذاری آنها معنا دار ارزیابی شد که عوامل درونی و فردی بیشترین فراوانی را نسبت به سایر عوامل داشت.

    کلیدواژگان: بالندگی، اعضای هیئت علمی، دانشگاه، فراتحلیل
  • زهرا رشیدی*، مقصود فراستخواه صفحات 123-150

    هدف پژوهش حاضر مفهوم پردازی پدیده سایش از منظر اعضای هیئت علمی دانشگاه های جامع شهر تهران بود. این پژوهش در سپهر فلسفی تفسیرگرایی با رویکرد کیفی و بر اساس روش پژوهش نظریه مبنایی (با رهیافت ساخت گرایانه چارمز) صورت گرفته است. برای جمع آوری داده ها از اطلاع رسان ها، مصاحبه های عمیق و بدون ساختار مورد استفاده قرار گرفت و انتخاب اطلاع رسان های پژوهش به صورت هدفمند و با استفاده از راهبردهای نمونه گزینی با حداکثر تنوع و نمونه گزینی نظریه ای صورت پذیرفت. اطلاع رسان های پژوهش شامل 32 نفر از اعضای هیئت علمی (استادیار، دانشیار و استاد) دانشگاه های جامع شهر تهران بودند. داده ها در سه مرحله کدگذاری اولیه، کانونی و نظری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که پدیده سایش در آموزش عالی ایران دارای ابعاد کلامی و اجتماعی است. این پدیده به دلیل شرایط سازمانی و فردی ظهور یافته، به واکنش هایی چون اجتناب، تقابل و پذیرش منجر شده است. این واکنش ها تحت تاثیر پاسخگویی مسئولان، تاب آوری افراد در زمینه ساختار و فرهنگ دانشگاهی بروز پیدا کرده و به آسیب پذیری شغلی، فردی، اجتماعی منجر شده اند. ریشه این پدیده را می توان در خانواده، آموزش و پرورش و فرهنگ عمومی جامعه جست وجو کرد. از جمله راهکارهای سیاستی می توان به «تبدیل کردن سایش به گفتمان کلان اجتماعی- ساختاری، توجه به مدیران به عنوان مهم ترین موانع بروز و مواجهه با پدیده و راه اندازی سازوکار فرجام خواهی با قدرت ساختاری» اشاره کرد.

    کلیدواژگان: پدیده سایش، اعضای هیئت علمی، دانشگاه های جامع، تهران، نظریه داده بنیاد
|
  • Naser Ali Azimi* Pages 1-23

    Countries’ economic growth and development are significantly dependent on their productive capacity. In this research, we aimed to investigate which components of a knowledge-based economy has a more meaningful role in the production capacity. In order to measure production capacity, we used one of the most up-to-date indexes, the economic complexity index.  The research used data panel consist of the 11-year period (2016-2006) for 113 countries. By using the Principal Components Analysis (PCA), the variables of the knowledge-based economy were converted into four main indicators. The results showed that there is a positive and significant relationship between the strengthening of all of the knowledge-based economy's dimensions with economic complexity. The results showed that the most important and most influential variable on the economic complexity is the education indicator. Afterwards, institutional and economic incentives, innovation system, and information and communication infrastructure have the highest direct effect, respectively.

    Keywords: Knowledge based economy, Economic complexity, Panel data, Principal Component Analysis
  • Farad Tarahomi*, Matin Baladi Pages 25-43

    Economic growth is one of the main goals of societies, in which economic well-being is achieved. So far, various theories have been proposed regarding the factors influencing economic growth. However, in this study, using an econometric model, the role of human capital and structural changes on economic growth were investigated simultaneously. The case study was conducted during the period of 1986-2015 for the MENA region countries. The results of the research showed that human capital (expenditures by the government in higher education) have a positive and significant effect on economic growth, but industrialization's structural changes have not been able to affect the economic growth of the region. However, the effect the interaction of human capital and structural changes on economic growth was insignificant. In other words, the expenditures on higher education in the countries under study has not been effective in the industrialization process. In addition, openness to trade and investment have a positive and significant effect on economic growth, but two variables of government size and population growth have a negative and no significant effect on economic growth.

    Keywords: Human capital, Structural change, Economic growth, MENA Region, Dynamic Panel Data
  • Malihe Rashidi, Amir Hossein Kayzouri* Pages 45-69

    Today, causal relationships between universities and regions indicate that if there is synergy between the university system and the regional system, both sides will benefit from the value added. The purpose of this study was to present a suitable and efficient model for analyzing the development of university-region relations. In this study, mixed-exploratory research design method was used. In the qualitative part, the content analysis method was used by interviewing 15 informants. In the quantitative part, the structural-interpretive modeling (ISM) approach was used. Since this approach is based on expert opinion, the opinions of 29 experts in the field of academia and region were used. The results led to the classification of factors affecting the development of university-region relationships and the design of a model for these factors. The results of this research lead to the rating of the factors affecting the development of university-region relations and designing a model based in these factors. The findings also showed that sustainable and research-based development, university-region relationship, and strategic and development-oriented management are the most important factors in development of the university – region interactive development.

    Keywords: Regional university, Region, Interpretive Structural Modeling
  • Fatemeh Narenjithani*, Seyed Mohammad Mirkamali Pages 71-97

    The present study has identified the barriers of knowledge creation system by using a qualitative-explorative research approach at universities. In this research, 14 experts from the knowledge creation area were interviewed by semi-structured exploratory method and the information obtained from these interviews were analyzed through content analysis method. The findings showed the barriers of knowledge creation as following: faculty members did not have enough motivation to create new knowledge and they do not take the time to do basic and applied research. Furthermore, they are lacking the basic skills needed for knowledge creation: and knowledge sharing is not important to them. In addition, there is no appropriate organizational structure, and there is a lack of knowledge creation culture at the university. There is not enough support from university senior administrators for creating knowledge; there is not enough human resources development system; postgraduate studies have been neglected; there is insufficient communication at national and international levels; the knowledge network has not been designed and deployed;  the interdisciplinary studies have not been carried out as needed; there is inadequate facilities and equipment (hardware and software); sufficient funds are not allocated to the university; and there are no specific policies for effective communication between industry and the university. Finally, the role of knowledge-creation has been neglected in university strategies and policies. These barriers are classified into three categories: organizational, personal, and support factors.

    Keywords: Knowledge creation, Higher education, Barriers, Knowledge management, Faculty members
  • Seyed Shahab Seyyed Hatami, Yousef Namvar*, Toran Soleimani, Adel Zahed Babolan Pages 99-121

    The aim of the present study was to describe, analyze and combine the presented analysis about factors influencing the development of university faculty members through meta-analysis of previously conducted research. The related written works such as thesis and articles registered in Irandoc, Magrian, SID and Nourmags published during 2008-2017 were reviewed. Of these, fifteen studies were selected for deep examination.  Data analysis was done using SPSS, Excel and CMA2 software. In descriptive statistics, frequency and percentage frequency, and in inferential statistics, for calculating effect size, Hedge’s g and fixed and random effect model were used. To determine the level of significance and combine effect sizes, Chi-square and Weiner T were used respectively. The Funnel Plot was used for bias publication. For its elimination, Duval & Tweedi fitness test was utilized for both fixed and random effect size. To determine the homogeneity of the studies, Q and I2 tests were used which revealed that they were not homogeneous. The calculated effect size for the studies under both the fixed effects model was 0.612 and the random effects was 2.253 that was statistically significant for the studied variable. Additionally, the findings of combination of Weiner T probability showed that there was a significant difference between the combined effect sizes. Finally, 112 factors that significantly influencing the development of faculty members were identified. Internal and individual factors had most frequencies than other factors. .

    Keywords: Development, Faculty member, University, Meta-analysis
  • Zahra Rashidi*, Maghsoud Farasatkhah Pages 123-150

    The purpose of this research was to conceptualize the phenomenon of bullying from the perspective of the faculty members of Tehran's comprehensive universities. Using Charm's constructivists approach, this research was carried out in the interpretative paradigm with a qualitative approach based on the research method of the grounded theory. In-depth unstructured informants and interviews were used to collect data. The research informants were selected by purposeful sampling strategies with maximum diversity and theoretical sampling. The research informants included 32 faculty members (assistant professors, associate professors and professors) of comprehensive universities in Tehran. The data were analyzed in three stages: initial, focal and theoretical coding. The research findings showed that the phenomenon of bullying in Iran's higher education has verbal and social dimensions. This phenomenon has emerged due to organizational and individual circumstances and has led to reactions such as avoidance, confrontation and acceptance. These reactions have been affected by the response of authorities, the resilience of individuals in the context of academic structure and culture, and have led to occupational, personal, social and economic vulnerabilities. The root of this phenomenon can be traced back to family, education, and general culture of the society. One of the policy solution is to turn bullying into a macro socio-structural discourse, to pay attention to administrators as the most important barriers to occurrence and exposure to the phenomenon, and to launch an appeal mechanism with structural power.

    Keywords: Bullying, Faculty members, Comprehensive universities, Tehran, Grounded theory