فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 4 (پیاپی 56، مهر و آبان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/09
  • تعداد عناوین: 15
|
  • عبدالحسین شکورنیا*، ملیحه کرمی مطلق، مجتبی اورکی کوه شور صفحات 1-8
    مقدمه

    امروزه، رشد و پرورش مهارت و گرایش به تفکر انتقادی در دانشگاه ها از مهم ترین اهداف آموزش عالی می باشد. هدف از انجام این مطالعه تعیین میزان گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در سال 1396 بود.

    روش

    در یک مطالعه توصیفی-مقطعی، میزان گرایش به تفکر انتقادی 215 دانشجوی تحصیلات تکمیلی مورد بررسی قرار گرفت. پرسشنامه استاندارد سنجش میزان گرایش به تفکر انتقادی ریکتس (Critical Thinking Disposition Inventory= CTDI) مشتمل بر 33 سوال جهت سنجش میزان گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با کمک نرم افزار SPSS و استفاده از آزمون های آماری t، آنووا و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شد.

    یافته ها

    میانگین نمره گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان تحصیلات تکمیلی 10/05±127/03 بود. بین میانگین نمره گرایش به تفکر انتقادی و جنس و سنوات تحصیلی دانشجویان تفاوت معنی داری مشاهده نشد(0/05<p).  نتایج  آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین گرایش به تفکر انتقادی  و سن دانشجویان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد (0/174=r، 0/01=p).

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه نشان داد که میزان گرایش به تفکر انتقادی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی در حد متوسط است و تعداد کمی از دانشجویان دارای گرایش قوی به تفکر انتقادی می باشند.

    کلیدواژگان: گرایش به تفکر انتقادی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز
  • علی افشاری* صفحات 9-18
    مقدمه

    پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه باورهای خوداثربخش، اهداف پیشرفت و استراتژی های یادگیری با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان انجام گرفت.

    روش

    پژوهش حاضر براساس هدف از نوع کاربردی و براساس نحوه گردآوری داده ها تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه پژوهش شامل کلیه دانش آموزان منطقه یک تبریز در سال تحصیلی 97-1396 به تعداد1400 نفر می باشد. از جامعه مذکور تعداد 300 نفر از دانش آموزان با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب گردید. سپس پرسش نامه ی راهبردهای خودانگیخته برای یادگیری، پرسشنامه اهداف پیشرفت و پرسشنامه باورهای خوداثربخش بر روی دانش آموزان اجرا شد. همچنین برای سنجش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شرکت کننده از معدل آنها استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه همزمان استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج ضریب همبستگی نشان داد، بین باورهای خوداثربخش با استراتژی های یادگیری (0/446r =  )، بین باورهای خوداثربخش با پیشرفت تحصیلی (0/582r =  ) ، بین اهداف پیشرفت با استراتژی های یادگیری (0/752r =  ) و بین اهداف پیشرفت با پیشرفت تحصیلی (0/389r =  ) رابطه وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که باورهای خوداثربخش، اهداف پیشرفت و استراتژی های یادگیری می توانند پیشرفت تحصیلی را به طور معناداری پیش بینی نمایند (0/01>p).

    نتیجه گیری

    استفاده از یافته های این پژوهش می تواند در تدریس در مراکز آموزشی موثر بوده، و بهره گیری از این یافته ها می تواند در جهت رفع مشکلات تحصیلی دانش پژوهان تاثیرگذار باشد.

    کلیدواژگان: خوداثربخش، اهداف پیشرفت، استراتژی های یادگیری، پیشرفت تحصیلی
  • فاطمه سادات رضوی نیا، سروش شریفی مقدم، سیامک محبی* صفحات 19-25
    مقدمه

    ارتباط، تعامل میان دو فرد با یک هدف مشخص می باشد. توانایی برقراری ارتباط صحیح نیز، یکی از مهارت های اساسی زندگی اجتماعی است که منجر به پیشرفت بشر می گردد. امروزه، آموزش علوم پزشکی، از آموزش های تئوری محض می باشد که به هدف کسب مهارت های انسانی و ارتباطی نیز معطوف شده است. شایان ذکر است که برقراری ارتباط صحیح با مراجعه کنندگان و بیماران اثرات مثبتی همچون: بهبود علائم حیاتی، کاهش درد و اضطراب و... دارد و همچنین در راستای اختلال در ارتباط منجر به اشتباه در تشخیص و .. می شود که در نهایت نارضایتی بیماران را به همراه دارد. هدف از این مطالعه، ارزیابی سطح مهارت های ارتباطی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم در سال 1396 می باشد.

    روش

    مطالعه حاضر، یک مطالعه توصیفی تحلیلی مقطعی است. جامعه آماری آن شامل 281 دانشجویان شاغل به تحصیل در نیمسال دوم 97-96 دانشگاه علوم پزشکی قم می باشد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه دو قسمتی دارای اطلاعات دموگرافیک و استاندارد مهارت های ارتباطی در حیطه های کلامی، شنوایی و بازخورد بود. در نهایت برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 21 و آزمون های T مستقل، ANOVA و ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنی داری کمتر از 0/05 تحلیل گردید.

    یافته ها

    در این مطالعه 38/1% از دانشجویان پسر، 83/3% مجرد نیز بودند. میانگین و انحراف معیار سن و معدل دانشجویان به ترتیب3/13 ± 21/50 سال و 1/53 ± 16/98 نمره بود. در این مطالعه 60/5% (170 نفر) از دانشجویان دارای مهارت ارتباطی خوب و 38/4% (108 نفر) متوسط بود. آزمونT مستقل اختلاف معنی داری را در بین میانگین نمره مهارت های ارتباطی و نیز ابعاد آن بر حسب وضعیت محل سکونت نشان نداد ( 0/05< P) اما در ضریب همبستگی پیرسون، همبستگی معنی داری را بین معدل و بعد کلامی مهارت ارتباطی وجود داشت (r=0/143,p=0/045)

    نتیجه گیری

     میانگین و انحراف معیار نمره بعد کلامی و بعد شنوایی مهارت های ارتباطی بر حسب جنس تفاوت معنی داری را نشان داد (0/05>P) و میزان مهارت کلامی دانشجویان دختر نیز بهتر از دانشجویان پسر گزارش شد. همچنین لازم به ذکر است، در حد امکان، از کارگاه های موثر جهت افزایش مهارت های ارتباطی دانشجویان استفاده کرده و منجر به ارتقای مهارت های ارتباطی آنان شد. زیرا در صورت موفقیت، می توان به تربیت مناسب دانشجویان پزشکی امروز و ضامنان سلامت آینده امیدوار بود.

    کلیدواژگان: مهارت، ارتباطی، دانشجویان، علوم پزشکی
  • سما سادات، محمد ستایشی اظهری* صفحات 26-40
    مقدمه

    هدف این پژوهش تعیین نقش واسطه ای سرزندگی تحصیلی و شوخ طبعی در رابطه میان هیجانهای تحصیلی و درگیری تحصیلی بود.

    روش

    نمونه پژوهش شامل 332 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی و ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه درگیری تحصیلی (ریو،2013)، مقیاس هیجان امید (پکران و دیگران،2002)، پرسشنامه کنجکاوی (کاشدان وهمکاران،2009)، پرسشنامه همدلی (وسن و دیگران،2015)، پرسشنامه شوخ طبعی (مارتین،2001)، و پرسشنامه سرزندگی تحصیلی(مارتین و مارش،2006) بود.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد تمامی روابط بجز خرده مقیاس رفتاری با شوخ طبعی، درگیری تحصیلی با شوخ طبعی و امید به یادگیری با شوخ طبعی معنادار هستند. تمامی ضرایب مسیر بجز مسیر شوخ طبعی به درگیری تحصیلی معنادار هستند، بنابراین این مسیر از مدل مفهومی حذف شد و مسیر شوخ طبعی به سرزندگی تحصیلی اضافه گردید و مدل دوباره برازش شد. در مسیر غیر مستقیم اول سرزندگی تحصیلی نقش میانجیگر معناداری را در رابطه بین هیجان و درگیری تحصیلی دارد. شوخ طبعی نیز نقش میانجیگر معناداری را در بین رابطه هیجان و سرزندگی تحصیلی دارد. همچنین سرزندگی تحصیلی در رابطه بین شوخ طبعی و سرزندگی تحصیلی نقش میانجیگری را دارد.

    نتیجه گیری

    هرساله دانشجویان جدیدی در دانشگاه ها پذیرش و دانشجویان دیگری فارغ التحصیل می شوند که در این چرخه مستمر، توجه به کیفیت آموزشی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. دانشگاه ها هرساله دانشجویانی را در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری تخصصی پذیرا هستند که توجه به عوامل اثرگذار بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی آن ها می تواند باعث ارتقا و پیشرفت بیشتر در دانشگاه ها شود.

    کلیدواژگان: درگیری تحصیلی، هیجانهای تحصیلی، سرزندگی تحصیلی، شوخ طبعی
  • مهناز صمدیان، شعله لیوارجانی*، امیر پناه علی صفحات 41-50
    مقدمه

    انگیزش و خودکارآمدی اساس یادگیری هستند و از مهمترین عوامل تعیین کننده شکست یا موفقیت دانش آموزان در مدرسه محسوب می شوند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش خود تنظیمی و حل مسئله بر خودکارآمدی و انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر پایه نهم انجام شد.

    روش

    این پژوهش شبه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان دختر پایه نهم شهرستان بناب بودند. در این راستا 45 نفر از دانش آموزان دختر پایه نهم دخترانه شهر ستان بناب به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و به طور تصادفی در هر یک از گروه های دوگانه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند . گروه اول 8 جلسه  آموزش حل مسئله و گروه دوم 8 جلسه  آموزش خود تنظیمی را دریافت  نمودند و گروه سوم (کنترل) نیز همزمان به برنامه های عادی کلاسی خود ادامه دادند. هرسه گروه به پرسشنامه های انگیزش تحصیلی والرند و خودکارآمدی مک ایلروی بانتینگ در مراحل  پیش آزمون  و پس آزمون پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از آزمون آماری در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) و نرم افزار SPSS.21 استفاده شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که آموزش حل مساله و خودتنظیمی بر خودکارآمدی و انگیزش تحصیلی دانش آموزان اثر متفاوت داشته و تاثیر روش  آموزش خودتنظیمی در افزایش خودکارآمدی و انگیزش تحصیلی بیشتر از روش آموزش حل مسئله است.

    نتیجه گیری

    با توجه به اثربخشی بیشتر  آموزش خودتنظیمی بر افزایش خودکارآمدی و انگیزش تحصیلی دانش آموزان نسبت به روش حل مسئله، مشاوران و روانشناسان می توانند با انجام  فنون مهارت های خودتنظیمی عملا خودکارآمدی و انگیزش تحصیلی دانش آموزان را افزایش دهند.

    کلیدواژگان: انگیزش تحصیلی، حل مسله، خودکارآمدی، خودتنظیمی
  • محمد مهدی کاظمی، جهانبخش رحمانی* صفحات 53-60
    مقدمه

    پژوهش حاضر با هدف شناسایی مشکلات آموزش بالینی رزیدنت های پزشکی درمانگاه مرکز پزشکی الزهرای اصفهان انجام شد.

    روش

    در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی-پیمایشی استفاده گردید. جامعه ی آماری شامل رزیدنت های پزشکی بیمارستان الزهرای اصفهان بودند. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ی محقق ساخته در دو بخش سوالات جمعیت شناختی و سوالات مربوط به اهداف پژوهش بود. روایی محتوایی پرسشنامه توسط 5 نفر از متخصصان حوزه های برنامه ریزی آموزشی تایید شده و ضریب پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 0/94 به دست آمد.

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان داد میانگین نمرات مربوط به وجود مشکلات مربوط به استاد 2/76 به دست آمد که در مقایسه با میانگین 3 کمتر از متوسط است. میانگین نمرات مربوط به متغیر محیط و امکانات به ترتیب3/23 و 3/63  است که در مقایسه با میانگین 3 بیشتر از متوسط می باشد.

    نتیجه گیری

    بنابراین از دیدگاه رزیدنت ها مشکلات مربوط به امکانات بیمارستان، بیشتر از مشکلات مربوط به استاد بود و لازم است در این خصوص تدابیر لازم توسط معاونت محترم پشتیبانی و آموزشی مرکز اندیشیده شود.

    کلیدواژگان: آموزش بالینی، رزیدنت پزشکی، مطالعه موردی
  • رحیم بدری گرگری، یوسف ادیب، هاشمی تورج، الهام عرفانی آداب* صفحات 61-76
    مقدمه

    هدف از انجام این پژوهش ارزیابی اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی بر شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه دانش‎آموزان ابتدایی شهر همدان می‎باشد که به مقایسه اثربخشی برنامه فوق در مناطق برخوردار و محروم نیز می پردازد.

    روش

    این پژوهش به روش نیمه آزمایشی و طرح مقایسه گروه های نابرابر انجام شد. 4 کلاس درس (2 کلاس از مناطق محروم و 2 کلاس از مناطق برخوردار) از مدارس پایه پنجم ابتدایی شهر همدان به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در هر منطقه یک کلاس درس در گروه آزمایش و یک کلاس درس در گروه کنترل جایگزین شد. ابتدا پرسشنامه های شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه در مرحله پیش آزمون اجرا و بعد از 12 جلسه آموزش برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی در گروه های آزمایش به مدت 3 ماه در هر 4 گروه پرسشنامه های فوق مجددا به عنوان پس آزمون اجرا گشت.

    یافته ها

     نتایج تحلیل واریانس عاملی نشان داد شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان گروه آزمایش بیشتر از  شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان گروه کنترل می باشد. همچنین نتایج نشان داد که آموزش برنامه اجتماعی-هیجانی کودکان قوی بر شایستگی اجتماعی-هیجانی و تاب آوری تحصیلی و دانش آموزان منطقه محروم بیشتر از دانش‎آموزان منطقه برخوردار تاثیر دارد. اما در متغیر احساس تعلق به مدرسه تفاوت معناداری بین دانش آموزان منطقه برخوردار و محروم مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

     با توجه به اینکه برنامه کودکان قوی در ایران دارای روایی اجتماعی است؛ بنابراین امید می رود جهت بهبود شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان از این برنامه استفاده شود.

    کلیدواژگان: برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی، کودکان قوی، شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه، محروم، برخوردار
  • شیما بهرامی جلال، مهناز مقدری کوشا*، قدرت الله روشنایی صفحات 77-85
    مقدمه

    هوش هیجانی مجموعه ای از توانایی های شناختی و هیجانی به هم پیوسته است که به فرد کمک می کند تا میان افکار و هیجانات خود ارتباط و توازن برقرار کرده تا تصمیم گیری درستی داشته باشد. امروزه صاحب نظران بر این باورند کمتر از 20درصد موفقیت افراد در گرو هوش شناختی است و عوامل دیگری از جمله هوش هیجانی نقش بسزایی در موفقیت افراد دارد. با توجه به اهمیت آموزش بالینی که  اساسی ترین رکن در آموزش دانشجویان گروه علوم پزشکی است و مشکلات متعددی از جمله استرس که باعث ضعف عملکرد دانشجویان در این حیطه می شود و همچنین تاثیر هوش هیجانی افراد بر راهبرهای مقابله ای، هدف از این پژوهش بررسی رابطه میان هوش هیجانی و راهکارهای مقابله با استرس در میان دانشجویان دانشکده پیراپزشکی همدان در سال 1396 می باشد.

    روش

    نوع  مطالعه مقطعی می باشد. جامعه پژوهش کلیه دانشجویان رشته های اتاق عمل، هوشبری، رادیولوژی و علوم آزمایشگاهی دانشکده پیراپزشکی بودند که حداقل یک دوره کارآموزی را گذرانده باشند که تعداد آنها 266 نفر برآورد شد و با استفاده از پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیک، هوش هیجانی بردبری و پرسشنامه مقابله با شرایط پراسترس اندلر و پارکر، به روش سرشماری مورد ارزیابی قرار گرفتند.

    یافته ها

    اکثریت شرکت کنندگان را زنان تشکیل دادند (66/2درصد). میانگین نمره هوش هیجانی دانشجویان 113/9 بوده است. نمره کسب شده در حیطه خودمدیریتی هوش هیجانی بیش از سایر حیطه ها بود(33/7). اکثر دانشجویان، راهکار مقابله ای مسئله مدار با میانگین نمره  69/2 درصد را بکار می گیرند. همچنین میانگین نمره راهبرد اجتنابی 17/6 (50/4درصد) و راهبرد هیجان مدار 20/5 (58/5درصد) به دست آمد. همچنین میان نمره هوش هیجانی دانشجویان و راهبرد مقابله ای مسئله مدار ارتباط مستقیم و معناداری وجود داشت(0/001>p-value).

    نتیجه گیری

    آموزش مهارت های هوش هیجانی می تواند باعث انتخاب راهکارهای مقابله ای کارآمد به منظور کاهش استرس در دانشجویان شود.

    کلیدواژگان: هوش هیجانی، راهکارهای مقابله با استرس، دانشجویان دانشکده پیراپزشکی
  • محسن رفیعی*، عیسی برقی، سیاوش شیخ علیزاده صفحات 87-94
    مقدمه

    هدف از این پژوهش بررسی رابطه جو آموزشی و سرزندگی تحصیلی با نقش تعدیلی اهداف پیشرفت اجتماعی  در بین دانشجویان دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تبریز است.

    روش

    روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان مقطع کارشناسی رشته پرستاری دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تبریز است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده 249 نفر برای نمونه انتخاب شدند. برای گرداوری داده ها از پرسشنامه سرزندگی تحصیلی، جو آموزشی و اهداف پیشرفت اجتماعی استفاده شد و برای تحلیل داده ها از نرم افزار spss  ویرایش 20 و روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی و رگرسیون تعدیل کننده) استفاده گردید.

    یافته ها

    بین جو آموزشی و سرزندگی تحصیلی رابطه معنی داری وجود دارد (r=0.35). اهداف پیشرفتی عملکردگرا  و تبحرگرا با منفی کردن رابطه جو آموزشی و سرزندگی تحصیلی (B=-0.396) و اهداف پیشرفتی عملکردگریز با مثبت کردن این رابطه (B=0.157) نقش تعدیلی را ایفا کردند.

    نتیجه گیری

    اگر دانشجو عملکرد گرا و تبحر گرا باشد فارغ از وضعیت جو آموزشی با سرزندگی دنبال اهداف خود خواهد بود و لی اگر عملکرد گریز باشد تحت تاثیر جو آموزشی قرار خواهد گرفت و با بهتر شدن جو آموزشی سرزندگی بالا و با بدتر شدن جو آموزشی سرزندگی پایینی را تجربه خواهد کرد.

    کلیدواژگان: جو آموزشی، سرزندگی تحصیلی، اهداف پیشرفت اجتماعی، دانشجویان
  • خداکرم طلائی، اسماعیل سعدی پور*، حسن اسد زاده، صغری ابراهیمی قوام صفحات 95-106
    مقدمه

    موفقیت در یادگیری و تحصیل تحت تاثیر محیط یادگیری است. این پژوهش با هدف بررسی روابط بین ادراک از محیط کلاس و معلم - تنظیمی تحصیلی با عملکرد تحصیلی از طریق یادگیری خودتنظیمی در دانش آموزان ششم ابتدایی انجام شد.

    روش

    طرح این پژوهش از نوع طرح های همبستگی با رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری بود. تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار AMOS و SPSS مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهر میاندوآب و حجم نمونه 365 دانش آموز در سال تحصیلی 97-96 تشکیل می داد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه ادراک از محیط کلاس، معلم- تنظیمی تحصیلی، خودتنظیمی در یادگیری و از معدل نوبت اول برای عملکرد تحصیلی استفاده شد.

    یافته ها

    تحلیل مدل معادلات ساختاری نشان داد که عملکرد تحصیلی به طور مستقیم از ادراک از محیط کلاس و معلم - تنظیمی تحصیلی و به طور غیرمستقیم از طریق میانجی گری یادگیری خودتنظیمی تاثیر می پذیرد. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی پیشنهادی با داده ها برازش مناسبی دارد و شاخص های برازش مدل در تمامی مسیرهای مدل در دامنه معنی داری قرار گرفتند.

    نتیجه گیری

    فراهم کردن محیط مناسب آموزشی و به کارگیری مهارت معلم- تنظیمی تحصیلی برای حمایت از خودتنظیمی یادگیری می تواند به بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان کمک نماید.

    کلیدواژگان: ادراک از محیط کلاس، معلم- تنظیمی تحصیلی، عملکرد تحصیلی، خودتنظیمی یادگیری
  • لیلا مومنیان، حمید رحیمیان*، عباس عباس پور، نورعلی فرخی، فرامرز سهرابی اسمرود صفحات 107-123
    مقدمه

    در میان منابع انسانی، نقش رهبری ممتازتر و برجسته تر از سایر افراد است به طوری که می توان گفت موفقیت یک سازمان تا حدود زیادی به کارآمدی مدیریت و رهبری بستگی دارد. پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل اصلی شکل دهنده و استقرار رهبری خلاق مدیران تدوین شده است.

    روش

    این پژوهش با رویکرد آمیخته از نوع روش های اکتشافی انجام شد. در گام کیفی و در مرحله نخست بر مبنای نظریه داده بنیاد با استفاده از شیوه ی نمونه گیری هدفمند 14 نفر از متخصصان ذی صلاح (خبرگان) و مدیران حوزه آموزش و پرورش مصاحبه به عمل آمد. داده های این بخش با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته و بررسی اسناد مکتوب، جمع آوری شدند. تحلیل داده ها به کمک نرم افزار تحلیل کیفی (MAXQDA) و بر مبنای رهیافت نظام مند استراوس و کربین، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت.

    یافته ها

    پس از تحلیل داده ها  فرایند پرورش رهبری خلاق در مدارس و استنباط در خصوص روابط بین آنها بدست آمد. ابعاد الگوی پارادایمی، شامل: 4 مقوله کلی زمینه های بستر ساز (بلوغ مدیریتی، نظام پرورش خلاقیت)، شرایط علی (آگاهی بخشی، گسترش دانش، فرهنگ سازی)، راهبردهای عملی (بومی سازی، انعطاف پذیری عملکردی) و مقوله محوری (خلاقیت جویی، خلاقیت پروری و واگذاری اختیار) به دست آمد.

    نتیجه گیری

    با توجه به اینکه برخی از عوامل پیشنهادی برگرفته از دیدگاه های خبرگان است، لذا می توان به محققان آینده پیشنهاد کرد که با توجه به بدیع بودن سازه رهبری خلاق به بررسی تفصیلی پیامدهای حاصل از اجرای این عوامل بپردازند، ازجمله برنامه های آموزشی مبتنی بر الگوی پرورش رهبری خلاق خاصیت طولی داشته باشند و با عمل و فعالیت شغلی همراه شوند.

    کلیدواژگان: رهبری خلاق، مدیران، نظریه داده بنیاد
  • جابر خسروی شوب، مرتضی خاقانی زاده، اکرم پرنده، زهره وفادار* صفحات 125-133
    مقدمه

    با توجه به تحولات هزاره ی سوم در حوزه سلامت، ایجاد توانمندی همکاری بین حرفه ای و عملکرد تیمی در دانشجویان، از مهمترین وظایف سازمان های آموزشی است. این مطالعه با هدف بررسی اثر بخشی کارگاه آموزشی مبتنی بر رویکرد بین حرفه ای بر تغییر نگرش دانشجویان علوم سلامت به یادگیری وهمکاری بین حرفه ای انجام شده است.

    روش

    مطالعه ی نیمه تجربی در سال 1397 در دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله (عج) انجام شد. 56 نفراز دانشجویان پزشکی و پرستاری در مطالعه شرکت داشتند، نمونه گیری ابتدایی به روش در دسترس بوده، سپس نمونه ها به روش تخصیص تصادفی ساده به دو گروه آزمون و کنترل تقسیم شدند. مداخله به شکل کارگاه تعاملی مبتنی بر رویکرد بین حرفه ای با محتوای آموزشی ارتباطات و همکار ی بین حرفه ای انجام شد. اطلاعات با ابزار امادگی و نگرش به یادگیری بین حرفه ای (RIPLS) و پایایی 0/8 گردآوری و با نرم افزار 22 spss  تحلیل شدند.

    یافته ها

    هر دو گروه از نظر نگرش به همکاری و یادگیری بین حرفه ای قبل از مداخله تفاوت معنادار آماری نداشتند (0/05p>)،  پس از مداخله نگرش به همکاری و یادگیری بین حرفه ای در گروه آزمون با میانگین 80/80 و انحراف معیار 8/59 و گروه شاهد با میانگین 59/72 و انحراف معیار 8/29 تفاوت معنادار آماری مشاهده شد (0/001P<).

    نتیجه گیری

    یافته ها، بیانگر فراهم بودن بستر انگیزشی و نگرشی مناسب برای تلفیق آموزش بین حرفه ای در علوم سلامت است. سازمان های آموزشی جهت تربیت نیروهای پاسخگو به نیاز سلامت نسل کنونی و آینده، از اکنون بایستی به فکر طراحی و اجرای آموزش بین حرفه ای در حوزه سلامت باشند.

    کلیدواژگان: آموزش بین حرفه ای، دانشجویان علوم سلامت، تغییر نگرش، همکاری بین حرفه ای، یادگیری بین حرفه ای، کارگاه اموزشی تعاملی
  • عظیم قاسم زاده، محمد قمری*، سیمین حسینیان صفحات 135-145
    مقدمه

    رهاسازی هیجانی، فنی جدید و بر پایه طب سوزنی و شناخت درمانی است که نقش اساسی در برطرف نمودن اختلالهای انرژی در بدن و کمک به بهبود فردی ایفا می کند. پژوهش حاضر به منظور تعیین اثربخشی فن رهاسازی هیجانی ([1]EFT) درکاهش اضطراب و افزایش بهزیستی روانشناختی دانشجویان انجام شد.

    روش

    در این پژوهش، از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل استفاده شد. بدین منظور از میان سیصد و بیست و پنج نفر دانشجوی دانشگاه آزاد شهر پارس آباد مغان، تعداد 30 نفر که در آزمون اضطراب نمره بالایی بدست آوردند، انتخاب و بطور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل واگذار شدند. فن رهاسازی هیجانی به مدت 8 جلسه برای گروه آزمایش آموزش داده شد. شرکت کنندگان دو گروه، پرسشنامه های اضطراب کتل و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف را در دو نوبت (پیش از درمان و پس از درمان) تکمیل کردند. برای تحلیل دادها، از تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که فن رهاسازی هیجانی، اضطراب را کاهش و بهزیستی روانشناختی را افزایش می دهد.

    نتیجه گیری

    رهاسازی هیجانی فنی کوتاه، سریع و خودیار با به جریان انداحتن مجدد انرژی مسدود شده در بدن، جایگزینی افکار مثبت بجای افکار منفی موجب کاهش اضطراب و افزایش بهزیستی روانشناختی می شود. بنابراین پیشنهاد می شود رهاسازی هیجانی به عنوان فنی موثر و بسیار کوتاه مدت (2 دقیقه) در کاهش اضطراب و ارتقاء بهزیستی روانشناختی دانشجویان مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: اضطراب، بهزیستی روانشناختی، رهاسازی هیجانی، دانشجویان
  • لیلا باباجانی گرجی، مسعود حجازی*، ذکرالله مروتی، مجید یوسفی افراشته صفحات 147-157
    مقدمه

    با توجه به اهمیت تحصیلات دانشگاهی، محققان آموزش دانشگاهی به دنبال راه هایی برای ارتقای کیفیت آموزشی دانشجویان هستند. یکی از مهمترین شاخص کیفیت آموزش دانشجویان، درگیری تحصیلی است. از جمله عوامل موثر بر درگیری تحصیلی، استفاده از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و خودکارآمدی تحصیلی هستند.

    روش

     در این مطالعه توصیفی همبستگی350 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان در نیمسال دوم سال تحصیلی 97-96 ، شرکت نمودند که به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو (2013)، پرسشنامه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی MSLQ پینتریچ و دی گروت (1990) و مقیاس خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان CASES اون و فرامن (1988) بود. پس از محاسبه روایی و پایایی ابزار، پرسشنامه ها توزیع و تحلیل داده ها به روش ارائه یک مدل فرضی و ارزیابی روابط با استفاده از الگوی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS 24 و LISREL8.8 انجام شد.

    یافته ها

    یافته های پژوهش حاکی از برازش مدل و تایید کلیه فرضیه های پژوهش بود. به طور کلی مدل پیشنهادی نشان داد علاوه بر آنکه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی مستقیما با درگیری تحصیلی رابطه مثبت و معنادار دارد، از طریق میانجی خودکارآمدی تحصیلی (به صورت غیر مستقیم) نیز با درگیری تحصیلی رابطه مثبت و معنادار دارد. براساس نتایج، مقدارRMSEA  برابر با 0/052  و شاخص های IFI، GFI ،NFI  ، CFI  به ترتیب برابر با 0/95، 0/93، 0/91 ،0/96 می باشد که نشان دهنده برازش بالای مدل است.

    نتیجه گیری

     استفاده از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی موجب افزایش خودکارآمدی تحصیلی و نهایتا درگیری تحصیلی دانشجویان می شود و با آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی به دانشجویان می توان درگیری تحصیلی آنان  را افزایش داد.

    کلیدواژگان: راهبردهای یادگیری خودتنظیمی، درگیری تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی
  • سعید اسماعیل نیا، غلامرضا صرامی*، شکوه سادات بنی جمالی صفحات 159-168
    مقدمه

    با توجه به اهمیت هوش موفق و خرد، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین هوش موفق و خرد با یادگیری زبان انگلیسی در زبان آموزان دختر و پسر می باشد. آموزش هوش موفق و خرد می تواند مزایایی برای معلمان و یادگیرندگان داشته باشد و یادگیری را به خصوص در یادگیرندگان زبان انگلیسی تقویت کند.

    روش

      روش این پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی می باشد. در پژوهش حاضر جامعه آماری شامل کلیه زبان آموزان، زبان انگلیسی دختر و پسر شهرستان های قائم شهر، بابل، ساری که در سال 97 1396 مشغول به تحصیل می باشند، که از این تعداد، نمونه ای به حجم 625  نفر انتخاب گردید که از این تعداد351 نفر پسر و 274 نفر دختر بودند، که به شیوه طبقه ای انتخاب شدند. پرسشنامه های هوش موفق استرنبرگ، خرد آردلت نیز ابزار پژوهش را تشکیل می دهند.

    یافته ها

    برای تحلیل نتایج از روش هبستگی پیرسون استفاده شد. در مجموع یافته های این پژوهش نشان داد که بین هوش موفق و خرد در افزایش یادگیری یادگیرندگان زبان انگلیسی رابطه معناداری (0/01 > P) وجود دارد.

    نتیجه گیری

    نتایج بدست آمده نشان داد که با بهره گیری از هوش موفق و خرد در یادگیری یادگیرندگان زبان انگلیسی می توان آموزش را سرعت بخشید و در نتیجه برای افزایش چهار مهارت اصلی در یادگیری زبان انگلیسی، تکنیک هایی جهت بهبود کیفیت آموزش آنها پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: هوش موفق، خرد، یادگیری زبان انگلیسی
|
  • Abdolhussein Shakurnia*, Maliheh Karami Motlagh, Mojtaba Oraki Koshour Pages 1-8
    Introduction

    Today, the development of critical thinking skills and disposition in universities are one of the most important goals of higher education. The aim of this study was to determine the critical thinking disposition among postgraduate students of Medical faculty in Ahvaz Jundishapur University of Medical Sciences in Iran, 2017. 

    Method

    In a descriptive cross-sectional study, critical thinking disposition of 215 postgraduate students were surveyed. The standard Rickets Critical Thinking Questionnaire Inventory (CTDI), which consisted of 33 questions, was used to measure students' critical thinking disposition. Data were analyzed by SPSS software using t-test, ANOVA and Pearson correlation coefficient.

    Results

    The mean score of critical thinking disposition for postgraduate students was 127.03±10.05. There was no significant difference between the mean score of critical thinking disposition gender and academic years (p>0.05). Pearson correlation test showed significant relationship between critical thinking disposition and student’s age(r=0.174, p=0.01).

    Conclusion

    The results of the study showed that the rate of critical thinking disposition in postgraduate students is moderate and few students with a strong tendency toward critical thinking.

    Keywords: Critical thinking disposition, postgraduate students, Medical faculty, Ahvaz Jundishapur University of Medical Sciences
  • Ali Afshari* Pages 9-18
    Introduction

    The purpose of this research was to determine the relationship between self-efficacious beliefs, goals of progress and the learning strategies with academic achievement of students

    Methods

    This study is a descriptive correlational study based on the purpose of the applied type and based on the data collection method. The population of the study consisted of all students in the area of ​​Tabriz in the academic year of 2017-2018 (1,400). From this society, 300 students were selected by multi-stage cluster sampling method. Then, questionnaire on spontaneous learning strategies, development goals questionnaire and self-efficacy beliefs questionnaire was applied to students. Students were also used to measure their academic achievement. To analyze the hypotheses, Pearson correlation and multiple regressions were used simultaneously.

    Results

    The results of correlation coefficient showed that between self-efficacy beliefs with learning strategies (r = 0.446), between self-efficacious beliefs with academic achievement (r = 0.858), between goals of progression and learning strategies (r = 0.752) and there is a relationship between progress with academic achievement (r = .389). The results also showed that self-efficacious beliefs, goals of progress and learning strategies can significantly predict academic achievement (p <0.01).

    Conclusions

    This study has recommendations for psychologists, counselors, parents and teachers on academic achievement.

    Keywords: self-efficacious beliefs, goals of progress, learning strategies, academic achievement
  • Fatemeh Sadat Razavinia, Soroush Sharifimoghadam, Siamak Mohebi* Pages 19-25
    Introduction

    Communication is the interaction between two individuals with a specific goal. The ability to communicate correctly is one of the basic skills in social life, which leads to human development. Today, medical science education is one of the purely theoretical training that relates to the goal of acquiring human and communication skills. It should be noted that establishing the correct relationship with clients and patients has some positive effects, such as: improving vital signs, reducing pain and anxiety, and so on. Also, in case of communication impairment, it causes mistakes in diagnosis and ..., which ultimately leads to dissatisfaction of patient. The purpose of this study is to evaluate the level of communication skills of students in Qom University of Medical Sciences in 2017.

    Method

    The current study is a cross-sectional analytical descriptive study. The statistical population is 281 students in the second half of 2017-2018 at Qom University of Medical Sciences. Data collection tools include a two-part questionnaire including demographic information and standard communication skills in verbal, auditory and feedback areas. Finally, for data analysis, SPSS software version 21 was used, and Independent T-test, ANOVA and Pearson correlation coefficient were analyzed at a significance level less than 0.05.

    Results

    In this study, 38.1% of the students are male, and 83.3% are single. The mean and standard deviation of the students' age and average score are 21.50 ± 3.13 years, and 16.98 ± 1.53 points. In this study, 60.5% (170 students) had good communication skills, and 38.4% (108) had moderate communication skills. Independent t-test did not show a significant difference between the mean score of communication skills and its dimensions according to the location of residence (P>0.05). But in the Pearson correlation coefficient, there is a significant correlation between the mean and the verbal dimension of communication skill (P=0.045 and r=0.143).

    Conclusion

    The mean and standard deviation of the score in the verbal dimension and auditory dimension in communication skills in terms of gender, showed a significant difference (P<0.05), and the verbal skill level for female students is better than male students. It should also be noted that, as far as possible, effective workshops were used to increase student communication skills,

    Keywords: communicational skill, students, medical sciences
  • Sama Sadat, Mohammad Setayeshiazhari* Pages 26-40
    Introduction

    The purpose of present study was to investigate the mediating roles of academic buoyancy and humor in the relationship between academic emotions and academic engagement.

    Methods

    The sample consisted of 332 post- graduate students. The research instruments included academic engagement questionnaire (Rio, 2013), achievement emotions questionnaire (Pekrun & et.al, 2002), epistemic curiosity questionnaire (Kashdan & et.al, 2009), Measure of empathy and sympathy (Vossen & et.al, 2015), sense of humor questionnaire (Martin, 2001), and academic buoyancy questionnaire (Martin& Marsh, 2006).

    Results

    The findings showed that all the relations were significant except behavioral sub scale with humor, academic engagement with humor, and hope to learning with humor. All of the path coefficients except the path of humor to academic engagement were significant, thus this path omited from conceptual model and the path of humor to academic buoyancy added to model and once more fitness of the model. In first indirect path, academic buoyancy has the mediating significant role in the relationship between academic emotions and academic engagement. Also, humor has the mediating significant role in the relationship between academic emotions and academic buoyancy. Academic buoyancy has the mediating role in the relationship between humor and academic buoyancy, too.

    Conclusion

    The elements of learning in post-graduate students are important. Therefore Universities should promote educational qualities.

    Keywords: Academic Engagement, Academic Emotions, Academic Buoyancy, Humor
  • Mahnaz Samadian, Sholeh LIVARJANI*, Amir PANAHALI Pages 41-50
    Introduction

    Motivation and self-education are the basis of learning and are one of the most important determinants of students' failure or success in school. Therefore, the present study was conducted to compare the effectiveness of self-regulation education and problem-solving on self-efficacy and academic motivation of 9th grade female students.

    Methods

    This quasi-experimental study was a pretest-posttest design with control group. The statistical population included all 9th ​​grade girls in Bonab city. In this regard, 45 female students of 9th daughter daughter in Bonab province were selected by cluster random sampling and randomly assigned to experimental and control groups. The members of the first experimental group received 8 sessions of problem-solving training and the second group tested 8 sessions of self-regulatory education (control) simultaneously with their regular classroom programs. The three groups responded to Valerand motivation questionnaire and Mccllroy Bunting self-efficacy in the pre-test and post-test stages. Data were analyzed using SPSS-21 software and covariance analysis.

    Results

    Regarding to the effectiveness of self-regulation training on increasing self-efficacy and academic motivation of students toward problem-solving, counselors and psychologists can effectively increase self-efficacy and academic motivation of students through self-regulation skills.

    Keywords: academic motivation, problem solving, self-efficacy, self-regulation
  • Mohammad Mahdi Kazemi, Jahanbakhsh Rahmani* Pages 53-60
    Introduction

    The purpose of this study was to identify the problems of clinical education of medical residents of Alzahra medical center in Isfahan.

    Methods

    In this research, descriptive-survey method was used. The statistical population consisted of medical residents of Isfahan Al-Zahra Hospital. Sampling was done by simple random method. The data collection tool was a researcher-made questionnaire in two parts of demographic questions and questions related to the research objectives. Content validity of the questionnaire was verified by 5 experts in the field of educational planning and its reliability coefficient was 0.94 using Cronbach's alpha coefficient.

    Results

    Findings showed that the mean scores related to the problems related to the teacher was 2.76, which is less than average in comparison with the average of 3. The mean scores for the environment variable and facilities are 3/23 and 3/63, which is, in comparison with the mean 3, higher than the average.

    Conclusions

    Therefore, in terms of residents, problems related to the facilities of the hospital, more than the problems of the professor, and it is necessary in this regard, the necessary measures are taken by the deputy of the support and training center.

    Keywords: Clinical Education, Medical Resident, Case Study
  • Rahim Badri Gargari, Yousef Adib, Hashemi Touraj, Elham Erfaniadab* Pages 61-76
    Introduction

    The current research aimed to assess the effectiveness of strong kids’ social-emotional learning programme in the social-emotional competence, academic resiliency and sense of belonging to school of primary school students in Hamedan’s affluent and deprived districts.

    Method

    The study was carried out by following quasi-experimental unequal groups design. Four five-grade classes, purposively chosen from deprived (2 classes) and affluent (2 classes) districts, were randomly assigned as control and experimental groups. As a pre-test, the social-emotional competence, academic resiliency and sense of belonging to school questionnaires were administered, followed by the treatment which included 12 instructional sessions and covered strong kids’ social-emotional learning programme for the experimental groups which continued for three months. Finally, the data was analyzed by using factor variance analysis as the assumption of covariance analysis were not met.

    Results

    The results indicated that social-emotional competence, academic resiliency and sense of belonging to school are higher in experimental groups than those of control groups. In addition, it was found that strong kids’ social–emotional instruction influenced social-emotional competence and academic resiliency among the deprived district’s students more than those of rich district students. However, there was not observed a meaningful difference among the subjects in the affluent and deprived areas in sense of belonging to school.

    Conclusion

    Whereas that the strong kid's program in Iran has social validity, it is hoped that this program will be used to improve the social-emotional competence, academic resiliency and sense of belonging to school.

    Keywords: social-emotional competence, academic resiliency, sense of belonging to school, social-emotional learning programme, strong kids, affluent, deprived
  • Shima Bahrami Jalal, Mahnaz Moghadari Koosha*, Ghodratollah Roshanaei Pages 77-85
    Introduction

    Emotional intelligence (EI) refers to a collection of skills such as self-control, determination, self-motivation and sensitivity to the feelings of others. During the last two decades this new dimension of intelligence has received much attention as being more responsible for professional success than the Intelligence Quotient (IQ), the traditionally used measure of intelligence. Clinical training is recognized as a stressful education that often exerts a negative effect on the academic performance of student. Considering the effect of emotional intelligence on different aspects of life the aim of this study is to determine the correlation between emotional intelligence and coping strategies among paramedical students.

    Methods

    This is a cross sectional study was performed on 266 students of paramedical school who had passed at least one clinical course. Data gathering tool was emotional intelligence questionnaire and stress coping strategy  questionnaire.

    Results

    most of the participant were female (66/2 %). The mean score for emotional intelligence for medical students was 113/9 with the range of 6-168. According to the result there is positive correlation between emotional intelligence and problem solving strategy.

    Conclusions

    Emotional intelligence skill training can help students to choose effective stress coping strategy to overcome their stress.

    Keywords: Emotional intelligence, stress coping stratrgy, paramedical students
  • Mohsen Rafiee*, Isa Barqie, Syavoosh Sheikhalizadeh Pages 87-94
    Intruduacton

     The purpose of this study was to investigate the role of moderating social achievement  goals in relation to educational climate and academic vitality in students.

    Method

    The research method is descriptive correlational. The statistical population of the study consisted of all undergraduate nursing students of Tabriz University of Medical Sciences and were selected by simple random sampling method (249). Data was collected using a questionnaire of academic vitality, educational atmosphere, and social achivment goals. For data analysis, spss software and descriptive statistics (mean and standard deviation) and inferential statistics (correlation coefficient and moderator regression) were used .

    Results

    There is a significant relationship between educational atmosphere and academic vitality. Social performance-approch goal and social mastery goale by negatively affecting the relationship between educational climate and academic vitality. the Social performance –avoidance goal have played a moderating role by positively influencing this relationship.

    Conclusions

    If a student is Social performance-approch goal and social mastery goale, regardless of the status of the educational climat, he will pursue his goals with vitality, and if a student is Social performance –avoidance goal , influenced by the educational atmosphere. if escaped, and with the improvement of the high educational vitality and the deterioration of the low vitality education climat Will experience.

    Keywords: Educational climat, Academic vitality, Social achivment goals, Nursing student
  • Khodakaram Talaei, Esmaeil Sadipour*, Hasan Asadzadeh, Sogra Ebrahimi Qavam Pages 95-106
    Introduction

    Success in learning is influenced by the learning environment. The purpose of this study was to investigate the relationships between perception of classroom environment and academic teacher-regulation with academic performance through self-regulation learning in sixth grade elementary students.

    Methods

    The design of this research was a correlation model with a structural equation modeling approach. Statistical analysis was performed using AMOS and SPSS software. The statistical population of this study was all students of the sixth elementary school of Miandoab and the sample size of 365 students in the academic year of 2017-18. Students completed questionnaires of perception from the classroom, academic teacher-regulation, self-regulation in learning, and Average grades of the first semester was used for academic performance.

    Results

    The results of the structural equation modeling model showed that academic performance directly influences the perception of the classroom environment and academic teacher-regulation and indirectly through the mediation of self-regulation learning. The findings of the research showed that the proposed model is fitted with data and fit indexes in a significant range in all the paths of the model.

    Conclusions

    Providing a suitable educational environment and applying the academic teacher-regulation skills to support self-regulated learning can help improve student academic performance.

    Keywords: Perception of Classroom Environment, Academic Teacher-Regulation, self-regulation learning, Academic Performance
  • Leyla Momenian, Hamid Rahimian*, Abbas Abbaspour, Noorali Farokhi, Faramarz Sohrabi Asmaroud Pages 107-123
    Introduction

    Among human resources, the role of leadership is more privileged and more prominent than others, so it can be said that the success of an organization depends to a large extent on the efficiency of management and leadership. The present study aims to explain the main factors shaping and establishing the creative leadership of managers.

    Method

    This study was carried out within the framework of qualitative approach by the grounded theory methodology. In qualitative and in the first stage, based on the data theory of the Foundation, 14 competent experts (experts) and managers of the education field were interviewed using a targeted sampling method. The data of this section were collected using semi-structured interview technique and reviewing of published documents. Data analysis was conducted using the qualitative analysis software (MAXQDA) based on the Strauss and Carbine systematic approach in three stages of open, axial and selective coding.

    Results

    The process of developing creative leadership in schools and inferring about the relationships between them was obtained. Dimensions of the paradigmatic pattern include: 4 general categories of fundamentals (managerial maturity, creativity development), causative conditions (knowledge, knowledge development, culture), practical strategies (localization, functional flexibility), and axial categories (creativity, creativity, and empowerment) Obtained.

    Conclusion

    Due to the fact that some of the proposed factors are based on the views of the experts, future researchers may suggest that, given the innovative nature of the creative leadership structure, they would be examined in detail the implications of the implementation of these factors, including the educational programs based on creative leadership development must have a longitudinal property and associate with practice and activity.

    Keywords: Grounded Theory, Leadership, Managers, Creative
  • Jaber Khossravi Shoobe, Morteza Khaghanizade, Akram Parandeh, Zohreh Vafadar* Pages 125-133
    Introduction

    Considering the developments of the third millennium in the field of health, creating the ability of inter-professional collaboration and teamwork among students is one of the most important tasks of educational organizations. The aim of this study was to investigate the effectiveness of the educational workshop based on inter-professional approach to changing the attitudes of health science students toward inter-professional learning and collaboration.

    Methods

    Quesi-experimental study was done in 2018 at Baqiyatallah University of Medical Sciences. Sixty-five students from medical and nursing participated in this study. Primary sampling was done by available method, then the samples were randomly assigned to two groups of control and experimental. The intervention was developed as an interactive workshop based on interprofessional approach with educational content of communication and inter-professional collaboration. Data were gathered using readiness and attitude to inter-professional learning scale (RIPLS) with Reliability 0.8 , and was analyzed with SPSS 22 software.

    Results

    There was no significant difference between the two groups regarding the attitude toward inter-professional learning and collaboration before intervention (p> 0.05); after intervention, the Students’ attitude was in the experimental group with a mean of 80.8 and standard deviation 8.59 and control group with a mean of 59.72 and standard deviation 8.29, so significant difference was observed between the two groups (P < 0.001).

    Conclusion

    results indicate the availability of an appropriate motivation and perspective for integrating inter-professional education in health sciences in the health science. Educational organizations, for empowerment labor for responding to present and future generation health needs, should design and implement inter-professional education in the field of health from now.

    Keywords: Inter-professional education, Health students, Attitude change, Inter-professional collaboration, Inter-professional learning, Interactive inter-professional workshop
  • Azim Ghasemzadeh, Mohammad Ghamari*, Simin Hosseinian Pages 135-145
    Introduction

    Emotional freedom is a new technique based on acupuncture and cognitive therapy that plays a significant role in mitigating energy disorders in body and helping to improve individual health. The present study aimed at determination of the effectiveness of the emotional freedom technique (EFT)   on decreased anxiety and increased psychological well-being of students.

    Methods

    In this research, a semi-experimental design with pretest-posttest and control group was used. For this purpose, a total of 30 out of 325 students was selected from Parsabad Moghan Branch, Islamic Azad University (Parsabad Moghan Town, Iran). The selected subjects who had a higher score in anxiety test were divided into experimental and control groups. The EFT was provided for experimental group for 8 sessions. Participants of these two groups completed the Catell’s anxiety questionnaire and Reef’s psychological well-being questionnaire in two steps (before and after therapy). For data analysis, multivariate covariance analysis was used.

    Results

    The results showed that the EFT decreases anxiety and increases psychological well-being.

    Conclusion

    The EFT as a short, fast, and self-help practice with the re-enthusiastic flow of blocked energy in the body, the replacement of negative thoughts by positive thoughts, reduces anxiety and increases psychological well-being. Therefore, it is suggested that the EFT is used as an effective and very short term (2 minutes) method to reduce the anxiety and promote the psychological well-being of students.

    Keywords: Anxiety, Psychological well-being, Emotional freedom Techniques, students
  • Leila Babajani Gorji, Massoud Hejazi*, Zekrollah Morovvati, Majid Yoosefi Afrashteh Pages 147-157
    Introduction

    as regards to the importance of academic education the researchers of academic instruction are searching the way for promoting the quality of education. one of the most important indicators of students training quality is academic engagement. one of  the effective factors on the academic engagement is to using the self- regulatory learning strategies and academic self efficiacy.

    Methods

    in this descriptive and correlative study 350 students of Zanjan medical sciences university at the second semester of 2018-19 participated in the research that they selected by the categorical random sampling. The available tools in this research includes academic engagement questionnaire (Reeve,2013), Self-regulatory learning strategies questionnaire MSLQ (Pintrich & De Groot,1990) and collegians Academic self efficacy scales CASES (Owen & Froman,1988). After calculating the Validity and reliability of tools the questionnaires were distributed and data analysis by presenting a hypothesis model and assessing the relations was done by using structural equation pattern and also by using LISREL 8.8 and SPSS24 softwares.

    Results

    the findings of this research expresses the practise of model and verifying of the hypothesis of the research. Generally the suggested model showed that the Self-regulatory learning strategies has directly positive relation with Academic engagement.also through the Academy self-efficacy interface (indirectly) it has a positive relation with Academic engagement. according to the results the value of RMSEA is 0.052 and the indices of IFI, GFI, NFI, CFI respectively are 0.95, 0.93, 0.91, 0.96 which presents the high practise of the model.

    Conclusions

    as regards with the obtained results we can say that by establishing the training courses of the learning self-regulatory and Academic self- efficiacy for the students in the universities help to it increasing their academic engagement.

    Keywords: Academic engagement, Self-Regulatory Learning Strategies, Academic Self-efficacy
  • Saeed Esmail Nia, Gholamreza Sarami*, Shokosadat Bani Jamali Pages 159-168
    Introduction

    By considering the importance of successful intelligence and wisdom, the purpose of this study is to investigate the relationship between intelligence and wisdom with learning English in male and female learners.

    Methods

    This research is descriptive and correlational. In this research, the statistical population includes all the girls and boy’s English language learners, from the Ghaemshahr, Babol and Sari cities, who studying in the 1397 year. From the 625 learners 351 of them were boys and 274 of them were girls who, selected by cluster sampling. The research instruments were including Sternberg's successful intelligence questionnaire and wisdom scale questionnaire (3D-WS) was developed by Ardelt.

    Results

    Pearson's correlation method was used to analyze the results. Overall, the findings of this study showed that there is a significant relationship between successful intelligence and wisdom in increasing the learning of English learners (P <0.01).

    Conclusion

    The results of this study showed that there is a positive relation between successful intelligence and wisdom with learning English. It will suggest some techniques, in order to increase the quality of their education at four main skills in learning English.

    Keywords: Successful intelligence, Wisdom, Learning English