فهرست مطالب

پرستاری و مامایی ارومیه - سال هفدهم شماره 9 (آذر 1398)
  • سال هفدهم شماره 9 (آذر 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • رحیم بقایی، یاسر مرادی، وحیده سادات مجیدی* صفحات 674-689
    پیش زمینه و هدف

    نارسایی قلبی، به عنوان یکی از شایعترین بیماری های مزمن در کل دنیا بحساب می آید که به علت ناتوانی قلب در خون رسانی با علایم زیادی مواجه می باشد. این پژوهش به صورت کارآزمایی بالینی با هدف تعیین تاثیر آموزش بهداشت خواب بر کیفیت خواب در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی بستری در بخش های مراقبت قلبی مراکز آموزشی درمانی ارومیه 97- 1396 انجام شده است.

    مواد و روش کار

    در این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون، 70 بیمار واجد شرایط به صورت نمونه گیری تصادفی از جامعه در دسترس انتخاب و به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص داده شدند و طی جلسه اول توسط پژوهشگر برای هر دو گروه پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ و پرسشنامه دموگرافیک تکمیل گردید. سپس برنامه آموزش بهداشت خواب برای گروه مداخله طی پنج جلسه یک ساعته (هر هفته یک جلسه) صورت گرفت. در گروه کنترل نیز اقدامات روتین حین ترخیص انجام شد و هیچ مداخله خاصی انجام نگردید. 4 هفته پس از ترخیص، همزمان هر دو گروه به کلینیک قلب فرا خوانده شدند و مجددا پرسشنامه کیفیت خواب توسط پژوهشگر برای هر دو گروه تکمیل گردید. داده ها با استفاده از فرم مشخصات جمعیت شناختی و شاخص کیفیت خواب پیتزبورگ جمع آوری و توسط نرم افزار آماری spss نسخه 16 بررسی شده است. جهت تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی (جداول توزیع فراوانی و درصد) و آمار تحلیلی شامل آزمون های تی مستقل، تی همبسته و آنکووا استفاده شده است.

    یافته ها

     بر اساس یافته های به دست آمده میانگین نمرات کیفیت خواب بیماران گروه مداخله بعد از آموزش بهداشت خواب نسبت به میانگین نمرات کیفیت خواب گروه کنترل به صورت معنی داری بهبود پیدا کرد (001/0> P). همچنین میانگین نمرات کیفیت خواب گروه مداخله بعد از آموزش بهداشت خواب نسبت به قبل از مداخله، به طور معنی داری بهبود یافت (001/0>p).

    بحث و نتیجه گیری

     یافته های مطالعه موید آن است که آموزش بهداشت خواب بر بهبود کیفیت خواب در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی بستری در بخش مراقبت های ویژه مراکز درمانی ارومیه موثر می باشد.

    کلیدواژگان: نارسایی قلبی، آموزش، بهداشت خواب، کیفیت خواب
  • جمیله مآل بین* صفحات 690-695

    نارسایی زودرس تخمدان نقصان عملکرد تخمدان قبل از چهل سالگی اطلاق می گردد. این نارسایی به شدت از عوامل ژنتیکی تاثیر می گیرد خصوصا ناهنجاری های کروموزوم ایکس که نقش مهمی را در اختلالات تخمدان بازی می کند. بیماری " نارسایی اولیه تخمدان همراه با ایکس شکننده " از جمله بیماری هایی است که در ناقلین پیش موتاسیون در ژن ایکس شکننده دیده می شود. سندرم ایکس شکننده به واسطه افزایش تعداد تکرارهای سه تایی در قسمت بالادست ژن FMR1 بوجود می آید این افزایش تعداد تکرارهای باعث خاموشی ژن شده و در نتیجه در مردان کم توانی ذهنی و در زنان هتروزیگوت آمنوره ثانویه را سبب می گردد. در این مقاله خانمی مبتلا به نارسایی زودهنگام تخمدان همراه با سندرم ایکس شکننده گزارش می گردد که بعد از گذشت مدت 5 سال از ایجاد نارسایی تخمدان مجددا بارداری را تجربه کرده و فرزند دختر این خانم دارای ژنوتیپ مشابه مادر یعنی پیش جهش بوده و هم اکنون در سن دو سالگی تاخیر رشد را نشان می دهد. در این مقاله احتمال بارداری مجدد برای مبتلایان به نارسایی زودرس تخمدان تائید می گردد و هر چند فرزندان پسر در نتیجه این بارداری سالم و یا مبتلا خواهند بود، فرزندان دختر می توانند کاملا سالم (هموزیگوت) و یا ناقل (هتروزیگوت) باشند فرزندان دختر هتروزیگوت در بعضی موارد عوارض خفیفی همچون تاخیر رشد نشان می دهند مشاوره ژنتیک به این خانواده ها کمک خواهد کرد تا تصمیم صحیحی در خصوص داشتن فرزند اتخاذ نمایند و در بعضی موارد کمک می کند تا خانواده آمادگی لازم را برای عواقب احتمالی تصمیم اتخاذ شده داشته باشند.

    کلیدواژگان: نارسایی زودرس تخمدان، سندرم ایکس شکننده، یائسگی، گزارش موردی
  • حسین حبیبب زاده، جواد دهقان نژاد، فریبا حسین زادگان، مصطفی بافنده زنده* صفحات 696-704
    پیش زمینه و هدف

    ارتباطات موثر بین پرستار و بیمار ، می تواند یک رابطه مثبت در طول فرآیند مراقبت باشد. عوامل زیادی بر ارتباطات پرستار بیمار  تاثیر دارند و بعضی از آن ها مانع ارتباط موثر با بیمار می شوند که شناسایی این موانع کمک می کنند تا دانشجویان پرستاری از عوامل بازدارنده ارتباط با بیمار آگاه شوند. لذا هدف از این مطالعه بررسی موانع برقراری ارتباط پرستار و بیمار از دیدگاه دانشجویان پرستاری است.

    مواد و روش ها

     مطالعه از نوع  توصیفی-مقطعی می باشد. حجم نمونه شامل: 136 نفراز دانشجویان پرستاری در عرصه دانشکده پرستاری و مامائی ارومیه می باشند که به روش سرشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه دوقسمتی موانع برقراری ارتباط موثر پرستار- بیمار می باشد که در بخش اول مشخصات جمعیت شناختی  و قسمت دوم مربوط به دیدگاه دانشجویان پرستاری در خصوص  موانع برقراری ارتباط موثر بین پرستار- بیمار در چهار حیطه (1- عوامل فردی و اجتماعی  2- ویژگی های شغلی  3- شرایط بالینی بیمار 4- عوامل محیط)می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS و آمار توصیفی و استنباطی انجام شد.

    یافته ها

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بیشترین نمره کسب شده با میانگین 1/1±62/3 مربوط به حیطه ویژگی های شغلی و کم ترین نمره کسب شده با میانگین 1/1±21/3 مربوط به حیطه ویژگی های فردی - اجتماعی بود میانگین نمره کلی کسب شده جهت وجود موانع  1/1±35/3 بود که نشان می دهد نمره به دست آمده متوسط به بالا (متوسط 5/2) بوده و از دیدگاه دانشجویان موانع ارتباط بین پرستار و بیمار زیاد است.

    نتیجه گیری

     در این مطالعه عوامل شغلی مهم ترین مانع بازدارنده برقراری ارتباط موثر، بود. مدیران سیستمهای آموزشی بایستی تلاش خود را در جهت تعدیل اثر این عوامل به منظور بهبود این ارتباط و درنهایت ارتقاء کیفیت آموزش بالینی دانشجویان، متمرکز نمایند.

    کلیدواژگان: موانع، ارتباطات پرستار - بیمار، دیدگاه دانشجوی پرستاری، ارتباط مو
  • سیمین علی پاشایی، محمد رضا فدائی چافی* صفحات 705-715
    پیش زمینه و هدف

    آسم از شایع ترین اختلالات دستگاه تنفسی است که از کیفیت زندگی بیماران می کاهد، هدف تحقیق حاضر مقایسه آثار دو نوع تمرین مقاومتی و هوازی بر آمادگی جسمانی، ترکیب بدن و عملکرد ریوی زنان مبتلا به آسم بود.

    مواد و روش ها

    آزمودنی ها 29 زن مبتلا به آسم شهر ارومیه بودند که به صورت نمونه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه کنترل (9=n، سال03/4±00/29=سن، kg/m234/2±52/23=BMI)، تمرین هوازی (10=n، سال10/3±25/27=سن،kg/m216/3±47/23=BMI) و تمرین مقاومتی (10=n، سال83/4±11/26=سن، kg/m290/2±12/25=BMI) قرار گرفتند. گروه های تمرینی طی 8 هفته 3 جلسه ای به تمرین پرداختند. جلسات تمرین شامل10 دقیقه گرم کردن، 40 دقیقه اجرای تمرینات هوازی و یا تمرینات مقاومتی به صورت دایره ای و 10 دقیقه سرد کردن بود. ترکیب بدن توسط کالیپر، عملکرد ریوی توسط اسپیرومتر و علائم بالینی با پرسشنامه سانتانلو اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از آزمون های tمستقل، tوابسته و تحلیل واریانس یک راهه صورت پذیرفت.

    یافته ها

    ارزیابی درون گروهی نشان داد در گروه تمرین هوازی، افزایش توان هوازی (02/0=p)، توان بی هوازی (01/0=p)، انعطاف پذیری (03/0=p)، استقامت عضلانی(02/0=p)، FVC (03/0=p)، FEF75% (001/0=p) و همچنین کاهش علائم بالینی (01/0=p) معنی دار بود. در گروه تمرین مقاومتی افزایش انعطاف پذیری (00/0=p)، استقامت عضلانی (00/0=p)، FVC (02/0=p)، FEV1/FVC (01/0=p) و FEF75% (02/0=p) و همچنین کاهش درصد چربی بدن(02/0=p) و علائم بالینی (01/0=p) معنی دار بود. ارزیابی بین گروهی نشان داد تغییرات انعطاف پذیری، استقامت عضلانی، FEV1/FVC و FEF75% بین گروه های تمرینی با گروه کنترل معنی دار بود (05/0>P).

    بحث و نتیجه گیری

     اگرچه هر دو نوع تمرین هوازی و مقاومتی منجر به افزایش آمادگی جسمانی و بهبود عملکرد ریوی در زنان مبتلا به آسم شد؛ بااین حال تغییرات مثبت ترکیب بدن، فقط حاصل تمرینات مقاومتی بود. بنابراین شرکت زنان مبتلا به آسم در فعالیت های ورزشی خصوصا تمرینات مقاومتی در قالب تمرینات دایره ای، می تواند عملکرد ریوی، آمادگی جسمانی و ترکیب بدنی آن ها را بهبود بخشد.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، تمرین مقاومتی، آمادگی جسمانی، ترکیب بدن، عملکرد ریوی، آسم
  • سمیرا روستا*، جواد ملازاده، محمدعلی گودرزی، عبدالعزیز افلاک سیر صفحات 716-723
    پیش زمینه و هدف

    ناباروری و درمان آن باعث تاثیراتی مانند آشفتگی، سرخوردگی، افسردگی، اضطراب، ناامیدی، احساس گناه و احساس بی ارزشی در زندگی می شود. استفاده از راهبردهای انطباقی تنظیم هیجان در مواجهه با تکالیف استرس زای زندگی سبب کاهش عواطف منفی و افزایش سازگاری افراد می شود. لذا هدف پژوهش حاضر پیش بینی سازگاری زناشویی بر اساس راهبردهای شناختی تنظیم هیجان در زوجین نابارور بود.

    مواد و روش ها

     پژوهش حاضر، پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه زوج های نابارور مراجعه کننده به بیمارستان مادر و کودک شهر شیراز در تابستان سال 1392 بودند. نمونه پژوهش شامل 122 زوج نابارور بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپانیر و پرسشنامه تنظیم هیجان شناختی گارنفسکی و همکاران استفاده شد. تحلیل داده ها با روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که سازگاری زناشویی و فاجعه انگاری رابطه منفی معنی دار (31/0 r=-، 000/0 P=) و سازگاری زناشویی با متغیرهای اتخاذ دیدگاه (19/0r=، 003/0 P=)، تمرکز مجدد مثبت (36/0 r=، 000/0 P=)، ارزیابی مثبت (32/0 r=، 000/0 P=) و برنامه ریزی (30/0 r=، 003/0 P=) رابطه مثبت معنی دار دارد. نتایج رگرسیون خطی چندگانه نیز نشان داد که تمرکز مجدد مثبت (211/0=B، 01/0P=) و فاجعه انگاری (287/0- B=، 000/0P=) توان پیش بینی سازگاری زناشویی زوجین نابارور را دارند و 6/22 درصد از واریانس سازگاری زناشویی زوجین نابارور را تبیین می کنند.

    نتیجه گیری

    یافته های پژوهش حاضر گویای رابطه راهبردهای شناختی تنظیم هیجان با سازگاری زناشویی زوجین نابارو می باشد. لذا همکاری متخصصان نازائی با روان شناسان در مراکز درمانی ناباروری و ایجاد مراکز مشاوره روانشناسی در این مراکز به منظور بهبود مشکلات روان شناختی و سازگاری زناشویی این بیماران پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: سازگاری زناشویی، راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، زوجین نابارور
  • مجید دژبخت، زهره منتصری، مرضیه اکبرزاده* صفحات 725-734
    پیش زمینه و هدف

    یکی از چالش های جراحی سزارین مدیریت و کنترل درد در مادر است. اینکه آیا  عوارض مرتبط با نوزادی در صورت تسکین درد  مادر با پتدین  ایجاد می شود یا خیر ؟ باید موردتوجه بیشتری قرار بگیرد. هدف مطالعه بررسی تاثیر پتدین بر پارامترهای فیزیولوژیک نوزادان مادران سزارین شده به روش اسپاینال در بیمارستان امیرالمومنین گراش در سال 1396 می باشد.

    مواد و روش ها

     مطالعه حاضر یک مطالعه تجربی از نوع کارآزمایی بالینی است که روی 116 نوزاد که مادران آن ها تحت سزارین غیر اورژانسی به روش بیهوشی اسپاینال قرار گرفته اند انجام شد. مادران  موردمطالعه به روش تخصیص تصادفی با بلوک های دوتایی در گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. مداخله شامل مراقبت های روتین (شیاف دیکلوفناک 100 میلی گرم) در گروه کنترل و تجویز تک دوز 100 میلی گرم پتدین به صورت انفوزیون وریدی در گروه آزمون بود که توسط متخصص بیهوشی انجام گرفت. طی 48 ساعت بستری نوزاد در بخش، پارامترهای فیزیولوژیک نوزادان در هر دو گروه توسط پژوهشگر و کمک پژوهشگر ثبت گردید.

    یافته ها

     علی رغم اینکه میانگین تعداد ضربان قلب نوزادان گروه پتدین (21/141) طی 48 ساعت ابتدایی تولد بیشتر از گروه کنترل (45/140) بود اما آزمون تی مستقل تفاوت معناداری را ازنظر میانگین تعداد ضربان قلب نوزاد (354/0=p) و درصد اکسیژن خون شریانی(580/0=p) بین دو گروه نشان نداد. میانگین تعداد تنفس در 48 ساعت ابتدایی تولد در گروه کنترل بیشتر از گروه پتدین بوده است (116/0=p) و میانگین دمای بدن نوزادان بین دو گروه ناچیز بوده است (352/0=p).

    نتیجه گیری

     تجویز تک دوز پتدین بر پارامترهای فیزیولوژیک نوزادان مادران سزارین شده غیر اورژانسی به روش اسپاینال تاثیر معنی دار آماری نداشت.

    کلیدواژگان: پتدین، پارامترهای فیزیولوژیک، سزارین غیر اورژانسی
  • مدینه جاسمی، هاله قوامی، رسول قره آغاجی، عاطفه سیدزوار* صفحات 735-748
    پیش‌ زمینه و هدف

     مدیریت درد فرایندی پیچیده است که به‌واسطه مشارکت تیمی و بین‌رشته‌ای تحقق می یابد. پرستاران به‌عنوان افرادی که بیشترین زمان را با بیمار سپری می کنند، در کنترل درد آن‌ها نقش مهم و بسزایی دارند، این امر مستلزم دانش، مهارت و ادراک عمیق در خصوص ابعاد چندگانه مدیریت درد می باشد. انتخاب روش آموزشی مناسب یکی از مهم‌ترین مراحل طراحی آموزشی می باشد. هدف از این پژوهش، تعیین تاثیر آموزش مدیریت درد به دو شیوه سخنرانی و الکترونیکی بر نحوه  عملکرد پرستاران بخش‌های جراحی می باشد.

    مواد و روش کار

    این مطالعه یک مطالعه نیمه تجربی است، که بر روی 78 پرستار شاغل در بخش‌های جراحی مراکز آموزشی درمانی شهر تبریز انجام شد. نمونه های پژوهش از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و سپس نمونه ها به‌طور تصادفی و از طریق بلوک بندی تصادفی با بلوک های 4و 6 تایی، به دو گروه (یک گروه دریافت‌کننده آموزش به طریق سخنرانی و گروه دوم دریافت‌کننده آموزش به طریق الکترونیکی) تخصیص داده شدند. جهت پنهان سازی تخصیص از پاکت‌های مات سربسته شماره‌گذاری شده از 1 تا 78 حاوی نوع مداخله استفاده شد. مداخله آموزشی در گروه آموزش به روش سخنرانی، چهار جلسه یک‌ساعته و  برای گروه آموزش به روش الکترونیکی از برنامه مولتی‌مدیا با استفاده از نرم‌افزار FLASH جهت آموزش پرستاران استفاده گردید. اطلاعات مربوط به پرستاران در دو مرحله قبل و چهار هفته پس از آموزش با استفاده از پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیک، و چک‌لیست عملکرد پرستاران جمع آوری شد. تجزیه‌و‌تحلیل داده ها در نرم‌افزار SPSS/Ver 24 با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی شامل مجذوکای، فیشر، تی مستقل و آزمون  ANCOVA انجام گرفت. میزان P کم‌تر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته‌ها

    دو گروه ازنظر مشخصات فردی- اجتماعی مشابه بودند (05 /0<p). میانگین جمع امتیازات عملکرد پرستاران در گروه مداخله با کنترل نمره پایه بعد از مداخله در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنی داری نشان داد (Adjusted Mean difference(MD)=3.2: 95%CI=2.7 to 3.6, p<0.001). همچنین بعد از مداخله آموزشی، در گروه آموزش به روش الکترونیکی میزان استفاده از داروهای مخدر و غیر مخدر بر اساس تجویز پزشک (047/0p=)، استفاده از روش‌های غیردارویی کنترل درد (006/0p =) و  ارتباط پرستاران با بیمار (001/0>p) بیشتر از گروه آموزش به روش سخنرانی بود.

    نتیجه‌گیری

    آموزش به روش الکترونیکی در مقایسه با روش سخنرانی در افزایش میزان عملکرد پرستاران در ارتباط با مدیریت درد موثرتر می باشد. بنابراین جهت آموزش موثر و ایجاد خطی مشی جهت ارزیابی و سنجش درد توسط پرستاران این روش توصیه می شود.

    کلیدواژگان: آموزش، پرستار، درد
  • محمد فتحی زاده، سحر علیمرادی* صفحات 749-757
    پیش‌ زمینه و هدف

     میزان افسردگی، اضطراب و استرس در افراد مبتلا به کم‌کاری تیروئید تحت بالینی افزایش می‌یابد. به نظر می رسد استفاده از روش‌های غیردارویی مانند فعالیت ورزشی اثر مطلوبی بر میزان افسردگی، اضطراب و استرس دارد. ازاین‌رو، هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر ورزش ایروبیک بر میزان افسردگی، اضطراب و استرس زنان مبتلا به کم‌کاری تیروئید تحت بالینی بود.

    مواد و روش کار

    آزمودنی‌های این پژوهش نیمه تجربی، 41 زن مبتلا به کم‌کاری تیروئید تحت بالینی بودند که با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌طور تصادفی به دو گروه آزمایش (23 نفر) و کنترل (18 نفر) تقسیم شدند. آزمودنی‎‌های گروه آزمایش به مدت هشت هفته، هر هفته سه جلسه 60 دقیقه‌ای در یک برنامه ورزش ایروبیک شرکت کردند. آزمودنی‌های گروه کنترل در هیچ فعالیت ورزشی منظمی شرکت نداشتند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه DASS-21 بود. برای تحلیل داده‌ها از آزمون های t وابسته و مستقل در سطح معنی‌داری 05/0 استفاده شد.

    یافته‌ها

    نتایج آزمون t وابسته در گروه آزمایش نشان داد که میزان افسردگی (002/0P=)، اضطراب (006/0P=) و استرس (004/0P=) به طور معناداری کاهش یافته است. اما نتایج آزمون t وابسته در گروه کنترل نشان داد که میزان افسردگی (613/0P=)، اضطراب (818/0P=) و استرس (862/0P=) تغییر معناداری نداشته است. نتایج آزمون t مستقل نشان داد که ورزش ایروبیک منجر به کاهش معنی‌داری در میزان افسردگی (037/0P=)، اضطراب (032/0P=) و استرس (005/0P=) آزمودنی‌های گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد.

    نتیجه‌گیری

    بر اساس یافته‌های این پژوهش، می‌توان نتیجه ‌گرفت که هشت هفته ورزش ایروبیک می‌تواند به‌طور موثری منجر به بهبود میزان افسردگی، اضطراب و استرس در زنان مبتلا به کم‌کاری تیروئید تحت بالینی گردد.

    کلیدواژگان: ورزش ایروبیک، افسردگی، اضطراب، استرس، کم کاری تیروئید تحت بالینی
|
  • Rahim Baghaei, Yaser Moradi, Vahideh Sadat Majidi* Pages 674-689
    Background & Aim

    Heart failure is considered one of the most common chronic illnesses in the whole world and is associated with many symptoms due to heart failure in the bloodstream. This study was a clinical trial with the aim of determining the effect of sleep health education on the quality of sleep in patients with heart failure hospitalized in cardiac care units of Orumiyeh educational centers in.

    Methods & Materials

    In this quasi-experimental study with pre-test-posttest design,70 eligible patients were randomly assigned to intervention and control groups. During the first session, the researcher for both groups of the St. Petersburg quality of life questionnaire and Demographic questionnaire was completed. The sleep hygiene program was then performed for the intervention group in five sessions (one session per week). In the control group, routine measures were taken at the time of discharge and no specific intervention was performed.Four weeks after discharge, both groups were summoned to the heart clinic simultaneously and the researcher's sleep quality questionnaire was completed again for both groups. The data were collected using the Demographic Specification Form and Pittsburgh Sleep Quality Index and analyzed using the spss version 16 software. Data were analyzed using descriptive statistics (frequency distribution tables and percentages) and analytical statistics including independent t-test, t-correlation and ankova.

    Results

    Based on the findings, the average sleep quality score in the intervention group after the sleep hygiene education improved significantly (p<0.001). Also, the mean sleep quality score of the intervention group after the sleep hygiene education improved significantly before the intervention (p<0.001).

    Conclusion

    The findings of the study indicated that sleep hygiene education is effective in improving the quality of sleep in patients with heart failure hospitalized in the intensive care unit of Orumiyeh hospitals.

    Keywords: Heart Failure, Education, Sleep Hygiene, Sleep Quality
  • Jamileh Malbin* Pages 690-695

    Primary ovarian insufficiency or premature ovarian failure refers to a spectrum of impaired ovarian function that includes cessation of menses prior to the age of 40 years. POF has a strong genetic component with X chromosome abnormalities playing a primary role mainly in the cases with ovarian dysgenesis. Fragile X-associated primary ovarian insufficiency is one of the fragile X-associated disorders that can affect some premutation carriers. Fragile X syndrome is due to CGG expansion (>55 repeats) at the 5'UTR of FMR1 gene.The expansion of CGG repeats is associated with gene silencing resulting in male mental retardation and in POF with secondary amenorrhea in female carriers. In this paper we report a middle age woman with POF and premuation in her FMR1 gene who experience pregnancy after 5 year ovarian failure and her infant has a same genotype in FMR1 gene with developmental delay. Experiences of POF in the family with fragile x syndrome or permutation dost mean that family could not have a healthy child but heterozygote daughter could have some symptom such as developmental delay genetic counseling of these family could lead the family to right decision and in some cases could help prepare for subsequences of their decision.

    Keywords: premature ovarian failure (POF), Fragile X-associated primary ovarian insufficiency (FXPOI), menopause, case report
  • Hosein Habibzadeh, Javad Dehgannejad, Fariba Hoseinzadeghan, Mostafa Bafandehzendeh* Pages 696-704
    Background & Aims

    Effective communication between nurse and patient creates a positive relationship throughout the care process. Various factors affect the communication between the nurse and patient, and some of them prevent effective communication with the patient.  Identifying these barriers will help nurses recognize the factors that prevent effective communicate with the patient. Therefore, the aim of this study was to investigate the barriers of nurse-patient communication between nursing students.

    Materials & Methods

    In this descriptive-cross sectional study, the sample size includes 136 nursing students of Urmia Nursing and Midwifery Faculty. Data were collected through a barriers to effective communication between nurses- patients questionnaire. The first part of the questionnaire consisted of questions about the demographic characteristics and the second part included five-point Likert scale questions concerning the viewpoint of nurses. Data were analyzed using SPSS software and descriptive and inferential statistics.

    Results

    The results of this study showed that the mean age of students was 23.31 ± 4.43. The range of occupational features with a mean of 3.62 ± 1. 1 was the highest and the clinical conditions of the patient with an average score of 3.7 ± 1/3 were the lowest. The average score for the presence of barriers was3.35 ±1.1, indicating that the score was moderate to high (average of2.5), and the barriers of communication between the nurse and the patient were strong from the viewpoint of the students.

    Conclusion

    Occupational factors have the greatest impact on barriers to effective communication. Educational and therapeutic departments should reduce or minimize these factors in order to improve this relationship and ultimately improve the quality of nursing education.

    Keywords: Barriers, Nurse-Patient Communication, Nursing Student's Viewpoint, Effective Communication
  • Simin Alipashaei, Mohammad Reza Fadaei Chafy* Pages 705-715
    Background & Aims

    Asthma is a common respiratory disorder that reduces the quality of life in patients. Furthermore, due to importance of preventing and treating diseases through non-pharmacological interventions, the purpose of this research was to investigate the effect of aerobic and resistance training on physical fitness, body composition, and pulmonary function in women with asthma.

    Materials & Methods

    A total of 29 asthmatic women in Urmia participated in the study voluntarily with Convenience Sampling. They were randomly assigned into control group (n= 9, age= 29± 4.03 years, BMI= 23.52±2.34 kg/m2), aerobic exercise group (n= 10, age= 27.25 ± 3.10 years, BMI= 23.47 ± 3.16 kg/m2) and resistance exercise group (n= 10, age= 26.11 ± 4.83 years, BMI= 25.12 ± 2.90 kg/m2). Experimental groups exercised during 3 sessions for 8 weeks. Exercise sessions consisted of 10 minutes for warm-up, 30-40 minutes for aerobic or resistance exercises and 5-10 minutes for cool-down. Body composition and pulmonary functions were measured by caliper and spirometer and clinical signs were evaluated using Santanello’s questionnaire. Statistical analysis was conducted using independent t-test, dependent t-test, and one-way ANOVA by setting pretest as an intervening factor through SPSS-23  (p<0.05).

    Result

    The results of intragroup evaluation indicated that in aerobic exercise group increased aerobic power (p = 0.02), anaerobic power (p = 0.01), flexibility (p = 0.03), muscular endurance (p = 0.02) and decreased clinical signs were significant (p = 0.01).  In resistance exercise group, increased flexibility (p = 0.00), muscular endurance (p = 0.00), and body fat percentage (p = 0.02) were significant. There was a significant increase in FVC, FEV1 / FVC and FEF75% (p <0.05) and also a significant decrease was observed in clinical signs (p = 0.05). The results of intergroup evaluation indicated that changes in flexibility, muscular endurance, and FEV1/FVC, FEF75% were significant between the exercise groups and the control group (p <0.05).

    Conclusion

      It is concluded that both types of aerobic and resistance exercises can lead to both increased physical fitness and decreased clinical signs in women with asthma. However, the positive changes in body composition were the result of resistance exercise. Therefore, the participation of women with asthma in physical activity, especially resistance training, can improve their pulmonary function, body composition, and physical fitness.

    Keywords: Aerobic Exercise training, Resistance Exercise training, Physical Fitness, Body composition Pulmonary Function, Asthma
  • Samira Roosta*, Javad Mollazadeh, Mohhamadali Goodarzi, Abdolaziz Aflakseir Pages 716-723
    Background and Objective

    Infertility and its treatment bring about such consequences as disturbance, frustration, depression, anxiety, hopelessness, feeling of guilt, and feeling of worthlessness in life. Using adaptive emotion regulation strategies in the face of stressful life tasks reduces negative emotions and increases individual adjustment.Therefore, the aim of this study was to predict marital adjustment based on cognitive strategies of emotion regulation among infertile couples.

    Materials and Methods

    The present research was a descriptive correlational study. All infertile couples presenting to the Mother and Child Hospital of Shiraz in the summer of 2013 constituted the statistical population of this study. The research sample consisted of 122 infertile couples who were selected via convenience sampling method. Spanier's Dyadic Adjustment Scale and Cognitive Emotion Regulation Questionnaire were employed to collect data. Data analysis was performed through Pearson correlation and multiple regression analysis.

    Results

    The results showed that there is a significant negative relationship between marital adjustment and Catastrophising (r = - 0.31, P = 0.000). Also, there is a significant positive relationship between marital adjustment and putting into perspective (r = 0.19, P = 0.003), marital adjustment and positive refocusing (r = 0.36, P = 0.000), marital adjustment and positive reappraisal (r = 0.32, P = 0.000) and marital adjustment and refocus on planning (r = 0.30, p = 0.003). Multiple linear regression results also showed that positive refocusing (B = 0.211, P = 0.01) and Catastrophising (B = - 0.287, P = 0.000) are predictive power of marital adjustment in infertile couples and explain for 22.6% of the variance of infertile couples' marital adjustment.

    Conclusion

    The findings of this study confirmed the relationship between cognitive emotion regulation strategies and marital adjustment of infertile couples. Therefore, it is suggested that the necessary conditions be provided for the collaboration of infertility specialists with psychologists in infertility treatment centers and it is also recommended that psychological counseling centers be established in these centers in order to improve the psychological problems and marital adjustment of these patients.

    Keywords: Marital adjustment, Cognitive emotion regulation strategies, Infertile couples
  • Majid Dejbakhat, Zoreh Montaseri, Marzieh Akbarzadeh* Pages 725-734
    Background and Aims

    One of the challenges of cesarean section is the control of pain in the mother. Whether neonatal-related complications occur with pethidine if the mother's pain is relieved? or not ,   It should be given more attention.
    The aim of this study was to investigate the effect of pethidine on physiological parameters of newborns of Non-emergency cesarean section mothers in spinal anesthesia in Amir al-Momenin Hospital of Gherash in2017.

    Materials and Methods

    An experimental clinical trial study was performed on 116 neonates Whose mothers underwent non-emergency cesarean section by spinal anesthesia,. Study mothers randomly assigned in intervention and control groups with binary blocks design. Intervention included routine care (100mg of diclofenac suppository) for control group and a single dose of 100 mg pethadine administered intervention group by an anesthetist as an intravenous infusion.  The physiological parameters of neonates in both groups were recorded by the researcher and her assistant within 48 hours of hospitalization.

    Results

    Despite the fact that the mean heart rate of neonates in the group of pethidine (141.12) during the first 48 hours of birth was higher than that of the control group (40.41), the independent t-test did not show any significant difference between the two groups in terms of the mean of neonatal heart rate (p = 0.354) and the percent of arterial blood oxygen (p = 0.580). The mean of respiratory rate in the 48 hours of birth in the control group was higher than that of the pethidine group (p = 116). The mean of body temperature of infants in the two groups was negligible (p = 0.335).

    Conclusion

    The administration of single dose of pethidine on the physiological parameters of newborns of non-emergency cesarean mothers by spinal method had no statistically significant effect.

    Keywords: pethidine, physiological parameters, non-emergency cesarean section
  • Madine Hasemi, Hale Gahvami, Rasul Gareagaji, Atefe Seyyedzavvar* Pages 735-748
    Background & Aims

    Pain management is a complex process realized through teamwork and interdisciplinary collaboration. Nurses, as the people who spend the most time with the patient, play an important role in controlling their pain; this requires knowledge, skill and deep understanding of the multiple dimensions of pain management. Choosing the appropriate educational method is one of the most important stages in the design of education. The purpose of this study was to investigate the effect of pain management training in both lecture and electronic methods on nurses' performance in surgical wards.

    Materials & Methods

     This study was a randomized controlled trial that was performed on 78 nurses working in surgical wards of Tabriz educational centers. The samples were selected through convenience sampling. Then, the samples were randomly divided into two groups (one group receiving lectures and one group receiving electronic training) by random blocking with blocks 4 and 6. In order to hide the allocation, a blank opaque packet of 1 to 78 containing the type of intervention was used. The intervention consisted of four sessions of one-hour training for both groups. Their information was collected in two steps before and two weeks after training using demographic information questionnaire and nurses' checklist. Data analysis was done using SPSS version 24  using descriptive and analytical statistics including Factor, Fisher, T-test, and ANCOVA. The p-value less than 0.05 was considered significant.

    Results

    The two groups were similar in terms of socio-demographic characteristics (p <0.05). The mean score of nurses' performance scores in intervention group with baseline control after intervention increased compared to control group (Adjusted Mean Difference (MD) = 3.2: 95% CI = 2.7 to 3.6, p<0.001). Also, after educational intervention, in the e-learning group, the use of opioid and non-narcotic drugs based on prescribing physician (p = 0.47), the use of non-pharmacological pain control (p = 0.006), and the relationship of nurses with the patient (0.001> p) was more than the lecture group.

    Conclusion

    E-learning is more effective than lectures in increasing nurses' performance in relation to pain management. Therefore, this method is recommended for effective education and policymaking to assess and measure pain by nurses.

    Keywords: Training, Nursing, Pain
  • Mohammad Fathi Zadeh, Sahar Alimoradi* Pages 749-757
    Background & Aims

    The rate of depression, anxiety, and stress increased in people with subclinical hypothyroidism. It seems that the use of non-pharmaceutical methods such as exercise has a beneficial effect on depression, anxiety, and stress. Therefore, the aim of this study was to investigate the effect of Aerobics exercise on depression, anxiety, and stress in women with subclinical hypothyroidism.

    Materials & Methods

    In this semi-experimental study, Forty-one women with subclinical hypothyroidism were selected through convenience sampling and randomly divided into experimental (n=23) and control groups (n= 18). The experimental group participated in an Aerobics exercise program for three sessions (60 min) per week for eight weeks. The control group did not participate in any exercise training regularly. The data-gathering tool was the DASS-21 questionnaire. Independent and paired samples t-test were used in the significance level 0.05 to analyze the data.

    Results

    The results of paired samples t-test in the experimental group showed that depression (P=0.002), anxiety (P= 0.006) and stress (P= 0.004) significantly decreased. But the results of paired samples t-test in control group showed that depression (P= 0.613), anxiety (P= 0.818) and stress (P=0.862) did not change significantly. Independent samples t-test showed that aerobics exercise led to significant decreases in depression (P= 0.037), anxiety (P= 0.032) and stress (P= 0.005) in experimental group compared to control group.

    Conclusion

    Based on the findings of this study, it can be concluded that eight weeks of Aerobics exercise can effectively improve depression, anxiety, and stress in women with subclinical hypothyroidism.

    Keywords: Aerobics Exercise, Depression, Anxiety, Stress, Subclinical Hypothyroidism