فهرست مطالب

  • پیاپی 36 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • حسین جناآبادی، فهیمه سارانی* صفحات 1-28
    پژوهش شبه آزمایشی حاضر باهدف بررسی تاثیر آموزش خودکارآمدی بر کمک طلبی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی در بین دانش آموزان متوسطه دوره اول شهر زاهدان در سال تحصیلی 98-97 انجام شد. با توجه به تعداد افراد جامعه آماری، به کمک روش نمونه گیری هدفمند از میان مدارس متوسطه اول ناحیه دو شهر زاهدان یک مدرسه انتخاب شدند که از بین دانش آموزان این مدرسه تعداد 30 نفر که نمره کمک طلبی و اشتیاق تحصیلی پایینی داشتند انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های کمک طلبی تحصیلی ریان و پیتریچ (1997) و اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران (2004) به عنوان پیش آزمون از هر دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شد و سپس 8 جلسه آموزش خودکارآمدی برای گروه آزمایش انجام و در خاتمه از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار آماری 22 SPSS و تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش خودکارآمدی بر کمک طلبی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی تاثیر معنی داری دارد.
    کلیدواژگان: آموزش خودکارآمدی، کمک طلبی تحصیلی، اشتیاق تحصیلی
  • حسین خسروی*، فاطمه طاهرپور، هادی پورشافعی صفحات 29-50

    هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش نشاط کاری در رفتار نوآورانه با توجه به میانجی گری سرمایه روان شناختی معلمان مقطع ابتدایی شهر بیرجند بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری معلمان مقطع ابتدایی شهر بیرجند در سال تحصیلی 97-1396 که شامل 1500 نفر که با استفاده از نمونه گیری طبقه ای 306 نفر انتخاب گردید. ابزار سنجش شامل پرسشنامه نشاط کاری شایروم (2004)، سرمایه روان شناختی لوتانز (2007) و رفتار نوآورانه کانتر (1988) می باشد. پایایی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 91/0، 81/0 و 88/0 برآورد گردید. نتایج نشان داد که روابط بین متغیرها معنی دار است و مولفه های نشاط کاری حدود 44 درصد واریانس مربوط به رفتار نوآورانه، 42 درصد واریانس مربوط به سرمایه روان شناختی و سرمایه روان شناختی 49 درصد واریانس رفتارنوآورانه را پیش بینی می کند. همچنین نتایج نشان داد که سرمایه روانشناختی نقش میانجی ایفا می کند؛ بنابراین با بهبود نشاط کاری معلمان در محیط کار و تاثیر مثبتی که نشاط بر سرمایه روان شناختی آنان دارد، رفتار نوآورانه آنان بهبود خواهد یافت.

    کلیدواژگان: سرمایه روان شناختی، رفتارنوآورانه، معلمان دوره ابتدایی، نشاط کاری
  • اعظم زارع، حسن حیدری*، حسین داوودی، مهدی معینی کیا صفحات 51-72

    پژوهش حاضر با هدف بررسی مدلیابی اثربخشی خودارزیابی بر پیشرفت درس ریاضی با میانجیگری خودتنظیمی انجام شد. این تحقیق به روش میدانی صورت گرفت. جامعه ی آماری آن را تمامی دانش-آموزان دوره ی دوم متوسطه استان قم که در سال تحصیلی 98-1397 مشغول به تحصیل بودند، تشکیل دادند. حجم نمونه شامل 278 دانش آموز دختر پایه ی یازدهم رشته ی تجربی بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه ی خودارزیابی جاج، ارز، بونو و تئورسن (2003)، پرسشنامه ی خودتنظیمی بوفارد و همکاران (1995) و آزمون ریاضی گردآوری و به روش همبستگی- مدل معادلات ساختاری و به وسیله ی نرم افزار Amos تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که مدل با داده های این پژوهش، برازش مناسبی دارد و خودارزیابی با میانجیگری خودتنظیمی بر پیشرفت درس ریاضی تاثیر مستقیم دارد. در این میان رابطه ی همبستگی بین خودارزیابی و پیشرفت تحصیلی (r=0/42) و خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی (r=0/40) در سطح اطمینان 99 درصد معنی دار بود. نتایج پژوهش اهمیت راهبردهای خودارزیابی بر پیشرفت درس ریاضی را نشان می دهد. بر این اساس برای افزایش پیشرفت ریاضی دانش آموزان می بایست به آموزش این راهبردها توجه بیشتری نمود.

    کلیدواژگان: خودارزیابی، پیشرفت تحصیلی، خودتنظیمی، درس ریاضی
  • مریم شفیعی سروستانی*، جعفر جهانی، علی اصغر زارع، سید روح الله موسوی پور صفحات 73-96

    هدف از این پژوهش،بررسی نقش سبک تفکر معلمان در اثربخشی آموزشی کلاس درس از دید معلمان و دانش آموزان بود.جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان و دانش آموزان مدارس مقطع ابتدایی شیراز بودند که از میان آنها 120 معلم و 360 دانش آموز از میان مدارس به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند.ابزارهای مورد استفاده پژوهش،پرسشنامه سبک های تفکر استرنبرگ (1997) و مقیاس های اثربخشی آموزشی کلاس از دید معلم و اثربخشی آموزشی کلاس از دید معلم و دانش آموز (محقق ساخته) بودند.برای بررسی روایی و پایایی دو مقیاس نامبرده به ترتیب از روش روش تحلیل گویه و تحلیل عامل اکتشافی و برای سنجش پایایی آنها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید و نتایج نشان دهنده تایید روایی و پایایی مقیاس‏ها بود.به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از یافته های توصیفی میانگین، انحراف معیار، آزمون ضریب همبستگی پیرسون،رگرسیون چندگانه به روش همزمان و آزمون ZR فیشر با استفاده از نرم افزار SPSS 19استفاده شد.یافته ها نشان داد هر سه سبک تفکر با اثربخشی آموزشی کلاس درس رابطه مثبت و معنادار داشتند.سبک تفکر قانونگذارانه و سبک تفکر اجرایی توانستند پیشبین مثبت و معنادار اثربخشی آموزشی کلاس باشند اما سبک تفکر قضاوتی نتوانست پیشبین معنادار اثربخشی آموزشی باشد.یافته ها همچنین نشان دادند که در بین همبستگی های سبک تفکر و اثربخشی آموزشی در نواحی چهارگانه تفاوت معناداری مشاهده نگردید. همچنین در بین کلاس های پنجم و ششم نیز تفاوت معناداری در همبستگی های سبک تفکر و اثربخشی آموزشی یافت نشد.این مسئله بیانگر نقش سبک تفکر معلمان در اثربخشی آموزشی کلاس درس بود

    کلیدواژگان: سبک تفکر، اثربخشی آموزشی، کلاس درس
  • ماهرخ فرجی، بهنام مکوندی*، سعید بختیارپور، زهرا افتخار صعادی، پروین احتشام زاده صفحات 97-122

    این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش فلسفه بر رشد قضاوت اخلاقی، رفتار جامعه یار و مهار خشم در دانش آموزان شهر اهواز انجام شده است. روش پژوهش تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و با انجام مرحله پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم (پایه دهم و یازدهم) شهر اهواز در سال تحصیلی 97-96 بودند، که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای از 160 نفر دانش آموز 40 نفر انتخاب و به روش تصادفی ساده در یک گروه آزمایش (20 نفر) و یک گروه گواه (20 نفر) اختصاص یافتند. گروه آزمایش تحت 10 جلسه برنامه آموزش گروهی فلسفه (یک بار در هفته و به مدت 90 دقیقه) قرار گرفتند و گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکرد. پس از آموزش فلسفه، پس آزمون و یک ماه و نیم پس از مداخله، مرحله پیگیری انجام شد. برای گرد آوری اطلاعات از پرسشنامه های رشد اخلاقی لطف آبادی (1385)، پرسشنامه رفتار جامعه یار کارلو و همکاران (2003) و پرسشنامه خشم آیزنگ و ویلسون (1975) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکوا) و روش تجزیه و تحلیل تک متغیری آنکوا انجام شد. نتایج پژوهش در سطح معنی داری (0.001>p) نشان داد آموزش فلسفه بر رشد قضاوت اخلاقی، رفتار جامعه یار و مهار خشم در دانش آموزان تاثیر مثبت داشت و این نتیجه در مرحله پیگیری ماندگار بود. آموزش فلسفه قدرت قضاوت اخلاقی در کودکان را افزایش داد، علاوه بر این سبب بهبود ارتباطات، مسئولیت پذیری اجتماعی و کنترل خشم گردید.

    کلیدواژگان: آموزش فلسفه، قضاوت اخلاقی، رفتار جامعه یار، مهار خشم، دانش آموزان
  • صفیه کیخا، ثنا نوری مقدم* صفحات 123-144

    این پژوهش با هدف پیش بینی نقش خودکارآمدی براساس مولفه های باورهای فراشناختی و کارکردهای اجرایی در دانش آموزان 12_15ساله شهرستان نوک آباد انجام گرفت. روش پژوهش توصیف و پ از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشآموزان دوره اول متوسطه شهرستان نوک آباد زاهدان در سال تحصیلی 98 -1397 به تعداد 500 نفر (230 دختر و 270 پسر) تشکیل داد که از بین این افراد، تعداد 218 نفر (101 دختر و 117 پسر) با استفاده از فرمول کوکران به روش نمونه گیری تصادفی در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و به مقیاس خودکارامدی عمومی شرر (SHGSS) پرسشنامه راهبردهای فراشناختی پینتریچ (PMSQ) و مقیاس نارسا کنش وری اجرایی بارکلی ((BDEFS پاسخ دادند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به شیوه گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تجزیه و تحلیل داده-ها نشان داد که رابطه مثبت و معنی داری بین باورهای فراشناختی و کارکردهای اجرایی با خودکارآمدی وجود داشت. همچنین نتایج نشان داد که مولفه های نظارت و کنترل، خودکنترلی، خود سازماندهی و خودمدیریتی زمان قادر به پیش بینی خودکارامدی دانش آموزان بودند. همچنین نتایچ نشان داد که میزان پیش بینی کنندگی راهبردهای فراشناختی و کارکردهای اجرایی در پسران بیشتر از دختران است. نتایج این پژوهش بیانگر تاثیر مثبت باورهای فراشناختی و کارکردهای اجرایی بر خودکارامدی دانش آموزان است .

    کلیدواژگان: خودکارامدی، باورهای فراشناختی، کارکردهای اجرایی
  • سعید محمدی صادق* صفحات 145-168

    دستاوردهای بشر از صنعت و فناوری های نوین علاوه بر منافعی که برای بشر داشته، آسیب هایی را نیز به همراه داشته است. اگرچه بسیاری از ابداعات و نوآوری ها با انگیزه تامین رفاه و آسایش و تحکیم ارزش های انسانی و در جهت نیل به کمال شکل گرفته است، اما در عین حال به دلیل برخی کج فکری ها و استفاده های نادرست از ابزارهای جدید، این اختراعات، گاه جسم و جان و اخلاق و روان انسان ها را مورد آسیب قرار داده و گاه فرهنگ و رفتارهای اجتماعی وی را دگرگون کرده است.هدف از این تحقیق بررسی رابطه بین شبکه های اجتماعی و رفتار های اجتماعی با رویه تحصیلی دانش آموزان متوسطه دوره دوم نواحی آموزشی 1و2 زاهدان در سال 97 می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر ، کلیه دانش آموزان دختر و پسر متوسطه دوم زاهدان (10700 نفر) می باشند . حجم نمونه آماری بر اساس روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و بر اساس جدول کرجسی و مورگان 375 نفر تعیین گردید.یافته ها حاکی از آن است که بین رفتارهای اجتماعی با رویه تحصیلی دانش آموزان متوسطه ی دوره ی دوم زاهدان رابطه ی معناداری وجود دارد. اما بین شبکه های اجتماعی با رویه تحصیلی دانش آموزان متوسطه ی دوره ی دوم نواحی 1و2 زاهدان رابطه ی معناداری وجود ندارد.

    کلیدواژگان: شبکه های اجتماعی، رفتار های اجتماعی، رویه تحصیلی
  • ماندانا سادات نظامی*، ویدا سادات رضوی نعمت اللهی، امان الله سلطانی، زهرا زین الدینی میمند صفحات 169-188

    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه خودکارآمدی خلاقانه و سبک یادگیری شناختی با انگیزش پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمان انجام شد. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمان است که در سال تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل هستند. تعداد 150 نفر نمونه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی و روش آن پیمایشی بود. داده ها با استفاده از مقیاس خودکارآمدی خلاق (CSES)، آزمون مجموعه تصاویر پنهان (GEFT)، و آزمون انگیزه پیشرفت هرمنس(AMT) گردآوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون چندگانه و نرم افزار SPSS انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد متغیرخودکارآمدی خلاقانه 200/0 تغییرات متغیر ملاک انگیزش پیشرفت تحصیلیرا پیش بینی کند. همچنین متغیر سبک یادگیری شناختی 142/0 تغییرات متغیر ملاک انگیزش پیشرفت تحصیلی را پیش بینی می کند. درنتیجه خودکارآمدی خلاقانه و سبک یادگیری شناختی با انگیزش پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد و متغیرهای خودکارآمدی خلاقانه و سبک یادگیری شناختی بهترین پیش بینی کننده برای متغیر ملاک انگیزش پیشرفت تحصیلی است.

    کلیدواژگان: ودکارآمدی، سبک یادگیری، انگیزش پیشرفت تحصیلی
  • بهروز هاشمی*، احمد غضنفری، طیبه شریفی، رضا احمدی صفحات 189-203

    هوش موفق، مجموعه یکپارچه ای از توانایی های موردنیاز برای موفقیت در زندگی است که برای انتخاب، سازگاری و تغییر محیط به منظور رسیدن به اهداف خود در زندگی کمک می کند. هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش هوش موفق برانگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهرستان شهرکرد در سال تحصیلی 97-1396 که تعداد آن ها 6323 نفر بود. از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای ،50 دانش آموز انتخاب و به تصادف در دو گروه 25 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش، به مدت 12 جلسه تحت برنامه آموزش هوش موفق قرار گرفت. هر دو گروه در پیش آزمون و پس آزمون به وسیله پرسشنامه انگیزش پیشرفت تحصیلی والرلندوهمکاران (1992) موردسنجش قرار گرفتند. در تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها نشان داد آموزش هوش موفق برانگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر معناداری دارد (001/0<p). براین اساس، می توان از برنامه آموزش هوش موفق برای بهبود انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان استفاده نمود.

    کلیدواژگان: هوش موفق، انگیزش، انگیزش پیشرفت تحصیلی
|
  • Hossein Jenaabadi, Fahime Sarani * Pages 1-28
    This quasi-experimental study aimed at examining the effect of self-efficacy training on academic help-seeking and academic engagement among junior high school students in Zahedan in the academic year 2018-2019. Given the number of people considered as the statistical population, a school was selected among all junior high schools in District 2 of Zahedan, using the purposeful sampling method. Out of all the students studying at this school, 30 students who gained low academic help-seeking and engagement scores were selected and divided into two groups, i.e., an experimental group and a control group. To collect data, the Ryan and Pintrich Academic Help-Seeking Questionnaire (1997) and the Fredricks et al. Academic Engagement Scale (2004) were applied as the pretest and completed by both experimental and control groups. Then, 8 self-efficacy training sessions were conducted for the experimental group, and a post-test was performed on both groups after holding all the sessions. Data were analyzed using the analysis of covariance via SPSS ver. 22. The results demonstrated that self-efficacy training had significant effects on academic help-seeking and academic engagement.
    Keywords: Self-Efficacy Training, Academic Help-Seeking, academic engagement
  • Hossin Khosravi *, Fateme Taherpour, Hadi Pourshafi Pages 29-50

    Innovative behavior refers to the introduction and application of new ideas, products, processes, and procedures to a person's work role, work unit, or organization. workplace happiness and psychological capital can be related with innovation. The purpose of this research was to study relationship between workplace happiness and innovative behavior with mediation role psychological capital of among primary teachers. The study adopted a descriptive correlational method. The statistical population of the study consisted all primary teachers in Birjand, from which 306 members were selected as the participants by using cluster sampling with proportional distribution. Workplace happiness was examined using Shirom questionnaire (2004) and Psychological capital was examined using Luthans questionnaire (2007), Innovative behavior was examined using Counter questionnaire (1998). Through Cronbach’s alpha coefficient, reliability coefficients were obtained equal to 0.91, 0.81 & 0.88. The results show that workplace happiness account for about 44% of the variance of innovative behavior, 42% of variance related to psychological capital and psychological capital predicts 49% of variance innovative behavior. Also psychological capital played a mediating role in the relationship between workplace happiness and teacher's innovative behavior. Thus, innovative behavior will improve by improving happiness and psychological capital.

    Keywords: psychological capital, innovative behavior, primary teacher happiness work
  • Azam Zare, Hasan Heydari *, Hosein Davoodi, Mahdi Moeinikia Pages 51-72

    The purpose of this study was to investigate the modeling of self-assessment impact on mathematics achievement with intermediation of self-regulation. This research was conducted by field method. The statistical population consisted of all secondary school students of Qom province who were studying in the academic year of 1397-98. The sample size consisted of 278 female students in11th grade who were selected by multistage cluster sampling. Data were collected through self-assessment Questionnaire of Jaje, Currency, Bono and Thoresen(2003), Self-regulation Questionnaire of Bufard et al(1995) and Mathematics Test. Then structural equation modeling was used for correlation analysis and analyzed by Amos software. The results showed that the model fits well with the data of this study and self- assessment mediated by self-regulation has a direct impact on the progress of mathematics achievement. The correlation between self- assessment and academic achievement (r=0.42) and self-regulation and academic achievement (r=0.40) was significant at 99% confidence level. The results show the importance of self-assessment strategies on mathematics achievement. Accordingly, to increase students' mathematics achievement, more attention should be paid to teaching these strategies.

    Keywords: self- assessment, academic achievement, self-regulation, math lesson
  • Maryam Shafiei Servestani *, Jafar Jahani, Ali Asghar Zare, Seyyed Rouhalah Mousavi Poor Pages 73-96

    In this study,the role of different types of teachers' thinking styles in the effectiveness of classroom instruction in primary schools in Shiraz were studied. Participants of this study included 120 teachers and 360 primary school students in the city of Shiraz were selected by multistage random cluster sampling.Scales used in this research included Sternberg thinking styles inventory, the classroom teaching effectiveness through the perspective of the teachers and teacher classroom teaching effectiveness through the perspective of the students. Factor analysis was used to investigate the validity of research tools and Cronbach alpha coefficient was used to assess reliability.The results showed acceptable reliability and validity of the scales. The multiple regressions and SPSS software was used for data analysis. Results showed that the most common thinking style is the "judgment thinking style". All the three thinking styles had a significant positive correlation with the classroom teaching effectiveness. Legislative thinking style and executive thinking style could predict the classroom teaching effectiveness, but judgment thinking style could not be a significant predictor for effectiveness of classroom teaching.The results indicate that there is statistically no significant difference between correlation of thinking style and classroom teaching effectiveness in four districts (what districts?).Also in the fifth and sixth grades, there was no significant differences in regard to correlations between thinking style and classroom teaching effectiveness. This shows the role of thinking styles of teachers in the classroom teaching effectiveness ( this doesn’t make sense here?).Detailed discussions about the justification of the results, presented in the thesis

    Keywords: thinking styles, classroom, teaching effectiveness
  • Mahrokh Faraji, Behnam Makvandi *, Saeed Bakhtiyar Pour, Zahra Eftekhar Saadi, Parvin Ehteshamzadeh Pages 97-122

    The aim of the present study was to determine effectiveness of teaching philosophy for children (P4C) on the growth of moral judgment, prosocial behavior and inhibition of anger in Ahwaz city students. The research method was pre-test, post-test with control group, and follow-up. The participants of the study consisted of all second-grade secondary school students in Ahwaz city in the academic year of 2016-2017. Using multi-stage cluster random sampling, 40 students were selected from 160 students and randomly were assigned into experiments (n=20) and control (n=20) groups. The experimental group was subjected to teaching philosophy for children for 2 months (10 sessions, once a week for 90 minutes) and the control group did not receive any intervention, after the post-test program and one and a half months after the intervention, a follow-up phase was performed. The tools used for data, Lotf Abadi's Moral Development Questionnaire (2007), Prosocial Behavior Questionnaire of Carole et al. (2003) and Eysenck & Wilson's aggression questionnaire (1975). Data analysis was using multivariate covariance analysis (MANCOVA) and ANCOVA single-variable. The results showed that the teaching of philosophy affects the moral judgment development، prosocial behavior and anger control in students, and this result was persistent during the follow up phase (p<0.001). The teaching of philosophy increased the power of moral judgment in children, in addition, improved communication, social responsibility and anger control.

    Keywords: Teaching philosophy for children (P4C), moral judgment, prosocial behavior, anger control, Students
  • Safiye Khekha, Sana Nourimoghadam * Pages 123-144

    The aim of this study was to investigating Prediction of the role of self-efficacy on the basis of meta-cognitive beliefs and executive functions in 15-12 year old students in Nuk abad city. The research method was descriptive correlational. The statistical population of this study consisted of 500 high school students (230 girls and 270 boys) in the first grade high school in Nuk abad city of Zahedan in the year 2018-19. Of these 218 students (101 girls and 117 boys) with Using Cochran formula by simple random sampling method, they were selected as the research sample and responded to the Sherrer General Self-efficacy Scale, Pinterch Meta cognitive Strategies Questionnaire, and Barkley Deficits in executive functioning scale. Data were analyzed using Pearson correlation coefficient and step wise multiple regression. The results of data analysis showed that there was a significant and positive relationship between meta cognitive beliefs and executive functions and their components with self-efficacy. The results also showed that the components of theory and control, self-control, self-organization and self-management were able to predict students' self-efficacy. The results also showed that meta cognitive strategies and executive functions in boys predicted self-efficacy more than girls. The results of this study show the positive effect of meta cognitive beliefs and executive functions on self-efficacy of first grade high school students

  • Saeed Mohammadisadegh * Pages 145-168

    Human gains from the industry and new technologies have also caused damage to human beings. Although many inventions and innovations have been motivated to provide welfare and consolidation of human values and to achieve perfection, but at the same time, due to some crooked thoughts and incorrect use of new tools, these inventions sometimes the body and soul, morality and psychology of human beings have been damaged and sometimes changed its culture and social behaviors. The purpose of this research was to investigate the relationship between social networks and social behaviors with the educational curriculum of secondary school students in the second period of educational areas 1 and 2 Zahedan in the year 97. The statistical population of this study was all second-grade female and middle school students in Zahedan (10700). The sample size was 375 people based on cluster randomized sampling method. According to the results, there are significant relationships between social behaviors and educational process of high school students in Zahedan. But there is not a meaningful relationship between social networks with the academic curriculum of high school students in the second period of Zahedan 1 and 2 areas.

    Keywords: social networks, social behaviors, academic discipline
  • Mandana Sadat Nezami *, Vidasadat Razavi Nematollahi, Amanolah Soltani, Zahra Zeinaddiny Pages 169-188

    The purpose of this study was to investigate the relationship between creative self-efficacy and cognitive learning style with academic achievement motivation in second grade high school students in Kerman. The statistical population is all students in the second grade secondary school of Kerman, who study in the academic year of 1963-96. 150 samples were selected using cluster sampling. This research was descriptive-correlational and survey method. Data were collected using the Creative Self-efficacy Scale (CSES), the Hidden Image Collection Test (GEFT), and the Hermann's Motivation Exercise Test (AMT). Data analysis was performed using multiple regression analysis and SPSS software. Findings of the research showed that the creative self-efficacy variable of 0.20% of the variability of the variable predicted the academic achievement motivation. Also, the cognitive style variable of variable 142/0 predicts the variable of motivation for academic achievement. As a result, there is a relationship between creative self-efficacy and cognitive style with the motivation for academic achievement. Creative self-efficacy and cognitive learning styles are the best predictors for the variable of academic achievement motivation.

    Keywords: self-efficacy, learning style, motivation for academic achievement
  • Behrouz Hashemi *, Ahmad Ghazanfari, Tayyebeh Sharifi, Reza Ahmadi Pages 189-203

    Successful intelligence is an integrated set of abilities needed to success in life that helps to select, adapt and change the environment in order to achieve ones goals in life. The purpose of this study was to determine the effectiveness of successful Intelligence teaching on the academic achievement of girl students. The present study was a semi-experimental design with pre-test and post-test design with control group. The statistical population of the study consisted of all secondary school students in Shahrekord city 6323 people in the academic year of 1396-1397. A multi-stage random cluster sampling method was used to select 50 students and randomly divided into two groups of 25 participants. The experimental group was trained for 12 sessions under the Intelligent Learning Program. Both groups were evaluated in the pre-test and post-test by the Valereland& etal Educational Motivation Inventory (1992). covariance analysis was used to analyze the data . The findings showed that successful instilling education has a significant effect on students' academic achievement (p <0.001). Accordingly a successful intelligence education program can be used to improve the motivation of students' academic achievement.

    Keywords: Successful intelligence, motivation, motivation of Academic Achievement