فهرست مطالب

  • سال چهاردهم شماره 6 (بهمن و اسفند 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/11/16
  • تعداد عناوین: 8
|
  • نورالله جاودانه*، امیر لطافت کار، صدر الدین شجاع الدین، ملیحه حدادنژاد صفحات 318-324

    مقدمه:

    گردن درد، یکی از مشکلات شایع جوامع انسانی به شمار می رود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر شش هفته تمرینات شناختی عملکردی بر شاخص های شناختی افراد مبتلا به گردن درد مزمن غیر اختصاصی انجام شد.

    مواد و روش ها:

    در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 24 بیمار مبتلا به گردن درد مزمن، به صورت تصادفی در دو گروه تمرینات شناختی عملکردی و شاهد قرار گرفتند. شاخص های شناختی، قبل و بلافاصله پس از شش هفته تمرینات شناختی به وسیله پرسش نامه خودکارامدی درد (Pain Self-Efficacy Questionnaire یا PSEQ)، مقیاس فاجعه آفرینی درد، مقیاس باورهای ترس- اجتناب و مقیاس 21 گویه ای افسردگی، اضطراب و استرس (Depression Anxiety Stress Scale-21) ارزیابی گردید. داده ها با استفاده از آزمون های Repeated measures ANOVA و Paired t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها:

    تفاوت معنی داری در تمام متغیرهای شناختی دو گروه پس از درمان مشاهده شد؛ به طوری که در تمام متغیرهای گروه مداخله بهبودی حاصل گردید (001/0 = P). بر اساس نتایج آزمون Paired t، تفاوت معنی داری در تمام متغیرهای گروه مداخله در مراحل پیش آزمون و پس آزمون وجود داشت (001/0 = P)، اما برای گروه شاهد تفاوت معنی داری مشاهده نشد.

    نتیجه‎ گیری:

    بر اساس نتایج به دست آمده، تمرینات شناختی عملکردی می تواند به عنوان روش جدیدی در بهبود شاخص های شناختی افراد مبتلا به گردن درد مزمن مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: گردن درد، خودکارامدی، فاجعه آفرینی درد
  • طهمورث طهماسبی*، سعیده محمدی صفحات 325-331

    مقدمه:

     التهاب نیام کف پا (Plantar fasciitis)، رایج ترین دلیل درد پاشنه در بزرگسالان است که با آسیب و ضربه مکرر به ناحیه کالکانئوس ایجاد می شود. افراد مبتلا به التهاب نیام کف پا، به مداخلات درمانی در جهت کشش عضلات کف پا و ساق و کاهش یا رفع التهاب در ناحیه کف پا نیاز دارند.

    مواد و روش ها:

    در این کارآزمایی بالینی تصادفی، 28 بیمار مبتلا به ضایعه التهاب نیام کف پا با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و در دو گروه شاهد و مداخله قرار گرفتند. آزمودنی ها جهت دریافت اسپلینت شبانه به کلینیک های ارتوپدی فنی ارجاع داده شدند. میزان درد با استفاده از مقیاس دیداری درد (Visual analogue scale یا VAS) و کیفیت زندگی به وسیله نسخه فارسی پرسش نامه Foot and Ankle Outcome Score (FAOS) در مراحل پایه، هفته اول، هفته چهارم و هفته ششم مورد ارزیابی قرار گرفت. داده های جمع آوری شده از دو گروه مداخله و شاهد با استفاده از آزمون Independent t در سطح معنی داری 05/0 > P با یکدیگر مقایسه گردید.

    یافته ها:

     تفاوت معنی داری بین دو گروه مداخله و شاهد در متغیرهای «شدت درد، فعالیت ها و کارهای روزانه و ورزش و تفریح» در هفته های چهارم و ششم وجود داشت. همچنین، گروه مداخله نسبت به گروه شاهد بهبودی معنی داری را در متغیرهای ناراحتی های پا و مچ پا و کیفیت زندگی در هر سه هفته اول، چهارم و ششم نشان داد.

    نتیجه گیری:

    ارتز پیش ساخته ممکن است به مرور زمان بر کاهش درد، بهبود فعالیت های زندگی و انجام ورزش موثر باشد. همچنین، استفاده از اسپیلنت سبب افزایش کیفیت زندگی و کاهش ناراحتی های پا و مچ پا در افراد مبتلا به التهاب نیام کف پا می شود.

    کلیدواژگان: نیام کف پا، ارتز پیشساخته، اسپیلنت، درد پاشنه پا
  • نسرین مسائلی، رضا باقریان، غلامرضا خیرآبادی*، آناهیتا خدری، بهزاد محکی صفحات 332-337
    مقدمه

    پژوهش حاضر با هدف تعیین روان سنجی نسخه فارسی پرسش نامه کوتاه ادراک بیماری (Brief Illness Perception Questionnaire یا BIPQ)، در بیماری های مزمن [سکته قلبی، دیابت نوع 2 و مولتیپل اسکلروزیس (Multiple sclerosis یا MS)] انجام شد.

    مواد و روش ها:

    135 بیمار مبتلا به سکته قلبی، MS و دیابت نوع 2 در شهر اصفهان، با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسش نامه BIPQ، مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی (Hospital Anxiety and Depression Scale یا HADS) و فرم کوتاه پرسش نامه کیفیت زندگی (World Health Organization Quality of Life-BREF-26 یا WHOQOL-BREF-26) را تکمیل نمودند. سپس کلیه داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها: 

    پایایی کل پرسش نامه و زیرمقیاس های آن بین 59/0 تا 73/0 گزارش شد. ارتباط معنی داری بین ضرایب همبستگی به دست آمده از مقیاس BIPQ، با پرسش نامه های HADS و WHOQOL-BREF-26 وجود داشت. شاخص Kaiser-Meyer-Olkin (KMO)، 70/0 تعیین گردید که نشان دهنده کفایت حجم نمونه بود. با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، دو عامل اصلی (ماهیت و شناخت بیماری و اثرگذاری بیماری) مشخص گردید که 59 درصد از کل واریانس را تبیین نمود.

    نتیجه گیری:

    نسخه فارسی پرسش نامه BIPQ دارای پایایی و روایی قابل قبولی برای جمعیت بیماران مبتلا به بیماری های مزمن مذکور می باشد و می توان از آن در بررسی های بالینی، روان شناختی و توان بخشی استفاده نمود.

    کلیدواژگان: روانسنجی، پرسشنامه کوتاه ادراک بیماری، بیماری مزمن، سکته قلبی، مولتیپل اسکلروزیس، دیابت نوع 2
  • مهسا اعلایی، رخساره بادامی* صفحات 338-350
    مقدمه

    چک لیست ارزیابی حرکتی کودکان (Movement Assessment Battery for Children Checklist یا MABC Checklist)، به منظور بررسی مشکلات حرکتی کودکان در موقعیت مدرسه طراحی شده، اما ویژگی های اعتبارسنجی آن هنوز در ایران مورد ارزیابی قرار نگرفته است. هدف از انجام پژوهش حاضر، سنجش ویژگی های روان سنجی چک لیست MABC برای کودکان 6 و 7 ساله بود.

    مواد و روش ها:

    شرکت کنندگان مطالعه را 181 کودک 6 ساله (87 دختر و 94 پسر) و 166 کودک 7 ساله (88 دختر و 77 پسر) شهر اصفهان تشکیل دادند. معلمان ورزش این دانش آموزان چک لیست MABC را تکمیل نمودند. جهت سنجش روایی هم زمان، مهارت های حرکتی 223 نفر از این کودکان علاوه بر چک لیست، با استفاده از مجموعه آزمون های حرکتی کودکان نیز سنجیده شد. برای بررسی روایی سازه، از تحلیل عامل تاییدی و تکنیک اعتبار همگرا (Average variance extracted یا AVE) استفاده گردید. جهت بررسی پایایی، ضریب Cronbach's alpha و قابلیت اعتماد ترکیبی و بازآزمایی مورد استفاده قرار گرفت.

    یافته ها:

    شاخص AVE برای خرده مقیاس های «ثبات در حال سکون، ثبات حرکتی، تغییر در حال سکون، تغییر در حال حرکتی، مشکلات رفتاری و نمره کل» به ترتیب 51/0، 50/0، 53/0، 54/0، 49/0 و 50/0 به دست آمد. همچنین، مقدار ضریب Cronbach's alpha و قابلیت اعتماد ترکیبی برای خرده مقیاس ثبات در حال سکون به ترتیب 79/0 و 84/0، ثبات حرکتی 85/0 و 88/0، تغییر در حال سکون 87/0 و 84/0، تغییر در حال حرکت 89/0 و 91/0، مشکلات رفتاری 81/0 و 82/0 و کل خرده مقیاس 92/0 و 94/0 گزارش گردید. ضریب همبستگی MABC با چک لیست MABC، 37/0 و در سطح 001/0 < P معنی دار بود.

    نتیجه گیری:

    چک لیست MABC برای کودکان 6 و 7 ساله روا و پایا می باشد. بنابراین، استفاده از این چک لیست به منظور بررسی مشکلات حرکتی کودکان سال اول دبستان، به معلمان توصیه می شود.

    کلیدواژگان: اختلال هماهنگی رشد، ابزار، کودک
  • سارا علی جانی، زهره مشکاتی*، ابراهیم صادقی دمنه صفحات 351-357
    مقدمه

    هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین پایایی و روایی هم زمان دستگاه صفحه نیروسنج دانش سالار ایرانیان با دستگاه صفحه نیرو Kistler در سنجش تعادل ایستای مردان و زنان ورزشکار بود.

    مواد و روش ها:

    در این مطالعه، 50 ورزشکار (25 زن، 25 مرد) شهر اصفهان به صورت در دسترس و هدفمند مشارکت نمودند. ابزار تحقیق شامل دو دستگاه صفحه نیرو «Kistler» و «دانش سالار ایرانیان» بود. آزمودنی ها طی سه کوشش با چشمان باز و سه کوشش با چشمان بسته، به مدت 40 ثانیه تعادل ایستای خود را در هر یک از صفحه های نیروسنج حفظ کردند. سپس 48 تا 72 ساعت بعد، آزمون مجدد را با شرایط مشابه با آزمون اول انجام دادند. جهت سنجش پایایی درونی و زمانی از آزمون های همبستگی درون گروهی (Intraclass correlation coefficient یا ICC) و بین گروهی و برای سنجش روایی هم زمان نیز از آزمون همبستگی Pearson در سطح معنی داری 05/0 > P استفاده گردید.

    یافته ها:

    صفحه نیروسنج Kistler در تمام شاخص های چشم باز و بسته و صفحه نیروسنج دانش سالار ایرانیان در تمام شاخص های چشم باز دارای ثبات درونی بود. هر دو صفحه نیروسنج در همه شاخص های چشم باز ثبات زمانی داشتند. صفحه نیروسنج Kistler در کلیه شاخص های چشم بسته (به جزء نوسان کل) دارای ثبات زمانی بود. همچنین، همبستگی معنی داری بین دو دستگاه صفحه نیروسنج در تمامی متغیرها مشاهده شد.

    نتیجه گیری:

    دستگاه صفحه نیروسنج دانش سالار ایرانیان، ابزار روا و پایایی به منظور اندازه گیری تعادل ایستای زنان و مردان ورزشکار در حالت چشم باز در بیشتر شاخص ها می باشد. در صورت ارتقای ابزار، تکرار پژوهش و کسب روایی هم زمان با ضرایب همبستگی خوب و قوی، می تواند ابزار را به جامعه علمی معرفی کند و از این طریق گامی در راستای توسعه علمی و کارامدی ملی برداشته شود.

    کلیدواژگان: تعادل ایستا، روایی، پایایی، صفحه نیروسنج، ورزشکار
  • بنیامین قلیچ پور*، بهروز عبدلی، علیرضا فارسی، راضیه جرجانی صفحات 358-365
    مقدمه

    رفتارهای ناتوان کننده اوتیسم، عامل مشهود در تفاوت با افراد طبیعی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر یادگیری پنهان و آشکار هماهنگی دودستی بر رفتارهای ناتوان کننده اجتماعی، ارتباطی و حرکتی اوتیسم انجام شد.

    مواد و روش ها:

    این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی کنترل شده غیر تصادفی بود. 24 کودک مبتلا به اوتیسم با عملکرد بالا با میانگین سنی 3 ± 10 سال، به روش در دسترس انتخاب شدند و با کمک پیش آزمون سنجش دامنه اوتیسم (Autism Spectrum Screening Questionnaire یا SSRQ)، به شکل همگن در سه گروه پنهان، آشکار و شاهد قرار گرفتند. گروه های تجربی در شش جلسه تمرینی به مدت 30 دقیقه، به تمرین هماهنگی دودستی با کمک دستگاه سنجش هماهنگی دودستی پرداختند؛ به گونه ای که گروه پنهان به صورت کم خطا و گروه آشکار به صورت پرخطا تمرین را اجرا می کردند. در پایان جلسه ششم، پس آزمون SSRQ از همه افراد به عمل آمد. داده ها با استفاده از آزمون One-way ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها:

    بر اساس یافته های آزمون One-way ANOVA، تفاوت معنی داری بین گروه پنهان با گروه های آشکار و شاهد وجود داشت (014/0 = P). این معنی داری مربوط به شاخص های تعاملات اجتماعی (019/0 = P) و اختلالات رفتاری (002/0 = P) بود، اما در شاخص اختلالات گفتاری تفاوت معنی داری مشاهده نشد (910/0 = P).

    نتیجه گیری:

    روش های یادگیری پنهان و آشکار بر رفتارهای ناتوان کننده اوتیسم تاثیر می گذارد. پیشنهاد می شود از یادگیری کم خطا به منظور آموزش افراد مبتلا به اوتیسم استفاده گردد تا علاوه بر استفاده از برتری های یادگیری پنهان، بهبود در عملکرد اجتماعی و رفتاری ایجاد شود.

    کلیدواژگان: اوتیسم، یادگیری آشکار، یادگیری پنهان، هماهنگی دوستی
  • علی گلچینی*، نادر رهنما صفحات 366-374

    مقدمه:

    سندرم انحراف پرونیشن، یکی از معمول ترین ناهنجاری های اندام تحتانی است که موجب ایجاد ناراستایی هایی در ساختارهای بخش اسکلتی پا می شود. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین تاثیر تمرینات اصلاحی سیستماتیک بر حس عمقی مفصل مچ پا در افراد مبتلا به سندرم انحراف پرونیشن منعطف بود.

    مواد و روش ها:

     در این کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده، 30 داوطلب که سندرم انحراف پرونیشن داشتند، انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه های شاهد و تجربی قرار گرفتند. آزمودنی های گروه تجربی، تمرینات اصلاحی را به مدت 12 هفته (3 جلسه در هفته به مدت یک ساعت) انجام دادند؛ در حالی که گروه شاهد فعالیت های معمول خود را اجرا می کرد. قبل و بعد از اجرای تمرینات، حس عمقی مفصل مچ پا به وسیله الکتروگونیامتر ارزیابی گردید. در نهایت، داده ها با استفاده از آزمون های Independent t و Paired t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها:

    گروه تجربی به دنبال انجام 12 هفته تمرینات اصلاحی سیستماتیک، بهبودی معنی داری را در حس عمقی مچ پا گزارش کرد (001/0 = P)، اما تفاوت معنی داری در حس عمقی مچ پای شرکت کنندگان گروه شاهد وجود نداشت (050/0 < P). در مجموع، تفاوت معنی داری بین آزمودنی های دو گروه مشاهده گردید؛ به طوری که حس عمقی مچ پای گروه تجربی بهتر از گروه شاهد بود (001/0 > P).

    نتیجه ‎گیری:

    تمرینات اصلاحی سیستماتیک، سبب بهبودی حس عمقی مچ پا در مبتلایان به سندرم انحراف پرونیشن می شود و می تواند برای بهبودی این افراد توصیه گردد.

    کلیدواژگان: پرونیشن، تمرین، حس عمقی، وضعیت بدنی
  • جاوید مستمند، فرناز جوکار* صفحات 375-381

    مقدمه:

    اسکولیوز نوعی اختلال سه بعدی در شکل و وضعیت ستون فقرات می باشد. در سال های اخیر، محققان به استفاده از تمرینات تخصصی به جای استفاده از درمان های سنتی قبلی به منظور درمان این اختلال، توجه بیشتری کرده اند. در میان تمرینات تخصصی اسکولیوز، تمرینات سه بعدی روش Schroth معروف تر و مهم تر است. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین تاثیر تمرینات Schroth بر متغیرهای مختلف و کیفیت زندگی نوجوانان مبتلا به اسکولیوز ایدیوپاتیک بود.

    مواد و روش ها:

    در این مطالعه، کلید واژه های Schroth AND Scoliosis AND (Quality of life/ Muscle endurance/Cobb angle/ Respiration/Respiratory function)، PSSE AND Scoliosis، 3 dimensional exercises AND Scoliosis، Scoliosis specific exercises در پایگاه های اطلاعاتی PubMed، PEDro، Trip، ScienceDirect و Google Scholar طی سال های 2009 تا 2019 مورد جستجو قرار گرفت و مقالات مرتبط استخراج گردید.

    یافته ها:

    در 15 مقاله استخراج شده، به بررسی تاثیر تمرینات سه بعدی و Schroth بر زاویه کاب، درد، استقامت عضلات، حجم قفسه سینه، عملکرد تنفسی، ظاهر و رضایت فرد از خود، بدشکلی های تنه، توزیع وزن و کیفیت زندگی بیماران پرداخته شده بود.

    نتیجه‎ گیری:

    استفاده از تمرینات سه بعدی و Schroth، منجر به بهبود زاویه کاب، درد، استقامت عضلات، حجم قفسه سینه، ظاهر و رضایت فرد از خود، بدشکلی های تنه، توزیع وزن، عملکرد تنفسی و کیفیت زندگی بیماران می شود.

    کلیدواژگان: اسکولیوز، Schroth، تمرین درمانی
|
  • Noorollah Javdaneh*, Amir Letafatkar, Sadredin Shojaedin, Maliheh Hadadnejad Pages 318-324
    Introduction

    Neck pain is a common problem in human societies. The purpose of this study was to investigate the effect of six weeks of functional cognitive training on the cognitive factors of people with non-specific chronic neck pain.

    Materials and Methods

    In this clinical trial study, 24 patients with chronic neck pain were randomly divided into two groups of cognitive functional exercise and control. Cognitive factors were assessed before and immediately after six weeks of cognitive training using pain self-efficacy questionnaire, pain catastrophizing scale, fear-avoidance believes inventory, and depression, anxiety, and stress-21 questionnaire. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and paired t tests.

    Results

    Comparison of two groups after treatment showed a significant difference in all cognitive variables; so that all factors were improved in the intervention group (P = 0.001). Paired t-test results also showed a significant difference in all variables in the intervention group, before and after the test (P = 0.001); but no significant difference was observed for the control group.

    Conclusion

    The findings suggest that functional cognitive training can be used as a novel method to improve the cognitive factors among the people with chronic neck pain.</div>

    Keywords: Neck pain, Self efficacy, Pain catastrophizing
  • Tahmores Tahmasbi*, Saideh Mohammadi Pages 325-331
    Introduction

    Plantar fasciitis is the most common reason for heel pain and the result of some repetitive trauma in calcaneus. People with plantar fasciitis need to be treated through some stretching techniques for plantar fascia and calf muscles, and some anti-inflammatory treatments.

    Materials and Methods

    In this randomized clinical trial study, 28 patients with plantar fasciitis were selected through convenience sampling method. Individuals with morning pain and tenderness in the insertion of plantar fascia were included, and were assigned in two control and experimental groups. Individuals with a history of surgery, dislocation, and fracture in the lower limb were excluded. Then, they were referred to technical orthopedic clinics for night splinting. The heel pain and quality of life were assessed through Visual Analogue Scale (VAS) and Foot Ankle Outcome Questionnaire, respectively, before treatment, and at the end of the first, fourth, and sixth weeks. The collected data were compared between the groups using independent t test with a significant level of P < 0.05.

    Results

    Regarding pain, daily activity, and sport, there were significant differences between the control and experimental groups at the fourth and sixth weeks. In terms of foot and ankle problems and quality of life, there were significant differences between the control and experimental groups at the first, fourth, and sixth week

    Conclusion

    The current study indicates that prefabricate orthotic may be effective in pain relief of the heel, improvement of daily activities, and doing sport over time. Ultimately, the use of this splint increases the quality of life and decreases foot and ankle problems in the people with plantar fasciitis.

    Keywords: Plantar fasciitis, Prefabricated orthosis, Splints, Heel pain
  • Nasrin Masaeli, Reza Bagherian, Gholamreza Kheirabadi*, Anahita Khedri, Behzad Mahaki Pages 332-337

    Introduction:

     The aim of this study was to evaluate the psychometric properties of Persian version of Brief Illness Perception Questionnaire (BIPQ) in three groups of chronic diseases [myocardial infarction (MI), diabetes mellitus, and multiple sclerosis (MS)].

    Materials and Methods

    This study was a psychometric study on 135 patients with MI, MS, or diabetes mellitus who were selected through available sampling in Isfahan City, Iran. They completed Persian versions of BIPQ, and Hospital Anxiety and Depression Score (HADS), and the World Health Organization-Brief Quality of Life (WHOQOL-BREF-26). Then, the data were analyzed.

    Results

    The reliability of the whole questionnaire and it’s subscales was between 0.59 and 0.73. The correlation coefficients between the BIPQ questionnaire and the HADS scale and the WHO-BREF-26 questionnaire showed a significant correlation. The Kaiser-Meyer-Olkin (KMO) index was 0.70, indicating the adequacy of the sample size. By using exploratory factor analysis, two main factors (the nature and the recognition of the disease-effect of disease) explained 59% of the total variance.

    Conclusion

    The Persian version of BIPQ has relatively acceptable reliability and validity for the population of patients with chronic diseases. It can be used in clinical and psychological studies.

    Keywords: Psychometry, Illness Perception, Questionnaire, Chronic Disease, Myocardial infarction, Multiplesclerosis, Diabetes mellitus
  • *Mahsa Alaei, Rokhsareh Badami Pages 338-350
    Introduction

    The Movement Assessment Battery for Children (MABC) checklist has been designed to investigate children’s movement disorders at school; however, the validation characteristics of this checklist in Iran have not been evaluated. Therefore, the present study aimed to evaluate the psychometric characteristics of MABC checklist.

    Materials and Methods

    The participants in this study comprised 181 six-year-old children (87 girls and 94 boys) and 166 seven-year-old children (89 girls and 77 boys) from Isfahan City, Iran. Their sports teachers completed the MABC checklist. To measure concurrent validity, motor skills of 233 of these children were assessed using MABC. To measure construct validity, confirmatory factor analysis and convergent validity [Average Variance Extracted (AVE)] were used. Moreover, to measure reliability, Cronbach’s alpha, composite reliability, and test-retest reliability were used.

    Results

    AVE indicator was used to evaluate subscales of child stationary/environment stable, child moving/environment stable, child stationary/environment changing, child moving/environment changing, and behavioral problems related to motor difficulties. The overall scores obtained were 0.51, 0.5, 0.53, 0.54, 0.49, and 0.5, respectively. Cronbach’s alpha and composite reliability were 0.79 and 0.84 for the subscales of “the child is stationary and the environment is stable”, 0.85 and 0.88 for “the child is moving and the environment is stable”, 0.87 and 0.84 for “the child is stationary and the environment is changing”, 0.89 and 0.91 for “the child is moving and the environment is changing”, 0.81 and 0.82 for “behaviors related to physical activity”, and 0.92 and 0.94 for all the subscales. The correlation coefficient of MABC with MABC checklist was 0.37, which was significant at P < 0.001.

    Conclusion

    The data indicate that MABC checklist is valid and reliable for 6- to 7-year-old children. Therefore, teachers are recommended to use this checklist in investigating children’s movement disorders in primary school children.

    Keywords: Developmental Coordination Disorder, Educational assessment, Children
  • Sara Alijani, Zohreh Meshkati*, Ebrahim Sadeghi Demneh Pages 351-357

    Introduction:

     The aim of the current research was to concurrently determine the reliability and validity of force platform device, Danesh Salar-e Iranian, using Kistler's platform device in measuring the static balance of men and women </em>athletes.

    Materials and Methods

    Participants consisted of 50 athletes (25 men and 25 women) from Isfahan City, Iran, who were selected using a purposive convenience sampling method. The research instrument included the force platform device of Danesh Salar-e Iranian model and Kistler's platform device. The subjects tried to keep their static balance on each of the force platforms for 40 seconds with eyes open and eyes closed. After 48-72 hours, test-retest was done under the same conditions as the first test. Each test repeated three times. To measure internal and time reliability, the within-group and between-group correlation tests were used. To measure the concurrent validity, the Pearson correlation test was used. The significance level was set at P < 0.05.

    Results:

    Kistler's platform had internal reliability in all open- and closed-eyes parameters; while the Danesh Salar-e Iranian force platform had internal reliability in all closed-eyes parameters. Both the force platform deviceshad time stability in all open-eyes parameters. Kistler's platform had time stability in all closed-eyes parameters (except total oscillation), too. In addition, there was a significant correlation in all variables between the two force platform devices.

    Conclusion:

     Danesh Salar-e Iranian force platform is a valid and reliable equipment to measure the static balance in men and women </em>athletes in most parameters. Technical improvements of the equioment can increase the psychometric parameters of this tool, as well as its usability and effectiveness. This can promote national production, and pave the way for economic growth, national efficiency, and emancipation of dependency.

    Keywords: Static balance, Validity, Reliability, Force platform, Athlete
  • Benyamin Ghelichpoor*, Behrouz Abdoli, Alireza Farsi, Raziyeh Jorjani Pages 358-365

    Introduction:

     Disabling behaviors of autism are a prominent factor in differences with normal individuals. Therefore, the purpose of this study was to investigate the effect of implicit and explicit learning of bimanual coordination on disabling social, communicative, and motor behaviors in autism.

    Materials and Methods:

    This was semi-experimental research. 24 patients with autism and with an average age of 10 ± 3 years were divided into three equal groups of implicit learning, explicit learning, and control, with the help of pretest Autism Spectrum Screening Questionnaire (SSRQ). The training groups performed bimanual coordination exercises for six days; the implicit learning group performed low-error learning and the explicit learning group performed full-error learning. Then, all of the subjects were re-measured using SSRQ. On the sixth day, the test was taken into account. The data were analyzed using one-way analysis of variance (ANOVA).

    Results

     One-way ANOVA showed a significant difference between the implicit learning group with the explicit learning and control groups (P = 0.014). This was significant for social interaction index (P = 0.019) and behavioral disorders (P = 0.002), too. However, there was no significant difference in speech disorder index (P = 0.910).

    Conclusion:

     It is suggested that error-less learning be used to educate people with high-performance autism. In addition to benefiting from implicit learning features, we can improve behavioral and social performance.

    Keywords: Autism, Explicit learning, Implicit learning, Bimanual coordination
  • Ali Golchini*, Nader Rahnama Pages 366-374
    Introduction

    Pronation distortion syndrome is one of the most common abnormalities in the lower extremity that causes distortions in the structures of the skeletal parts of the foot. The purpose of this study was to determine the effect of systematic corrective exercises on the ankle proprioception in people with functional pronation distortion syndrome.

    Materials and Methods

    In this randomized controlled clinical trial study, 30 volunteers who had pronation distortion syndrome were selected and randomly divided in to control and experimental groups. The experimental group performed corrective exercises for 12 weeks (3 sessions per week for one hour), while control group performed the routine exercises. Ankle proprioception (using electrogoniometer) was evaluated before and after the interventions. Data were analysed using independent and paired t tests.

    Results

    Following 12 weeks of corrective exercises, the experimental group showed significant improvement in ankle proprioception (P = 0.001); however, there was no significant change in control group (P > 0.050). In addition, there was a significant improvement in ankle proprioception in the experimental group compared to control group (P < 0.001).

    Conclusion

    It can be concluded that systematic corrective exercises improve ankle proprioception in patients with pronation distortion syndrome, and it may be recommended for these people.

    Keywords: Pronation, Exercises, Proprioception, Posture
  • *Javid Mostamand, Farnaz Jokar Pages 375-381
    Introduction

    Scoliosis is a 3-dimensional spinal deformity. In recent years, more attention has been paid to scoliosis specific exercises. Among different exercise methods for treating scoliosis, the Schroth’s method is the most recognized and widely used. This study aimed to determine the effect of Schroth’s scoliosis specific exercises on different outcomes and quality of life in patients with idiopathic scoliosis.

    Materials and Methods

    In this narrative review, databases such as PubMed, PEDro, Trip, ScienceDirect, and Google Scholar were searched from 2009 till 2019 using words “schroth AND scoliosis AND (quality of life/ muscle endurance/cobb angle/ respiration/respiratory function) PSSE AND scoliosis, 3 dimensional exercises AND scoliosis.

    Results

    Finally, 15 studies were included. Most of the studies discussed Cobb’s angle changes and other outcomes such as pain, back muscle endurance, respiratory volumes, chest expansion, pulmonary function, cosmetics and patient’s satisfaction, trunk deformities, weight distribution, and quality of life in patients with idiopathic scoliosis.

    Conclusion

    Schroth’s method’s and 3-dimensional exercises had a positive effect on Cobb’s angle, pain, back muscle endurance, respiratory volumes, chest expansion, cosmetics and patient’s satisfaction, trunk deformities, weight distribution, and quality of life in patients with idiopathic scoliosis. However, the effect of such exercises on pulmonary function is controversial.

    Keywords: Scoliosis, Schroth, Exercise therapy