فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 4 (پیاپی 48، زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • سید خلیل سیدعلی پور، خدر فرجی راد، محمد رئیسی* صفحات 1-26
    مقدمه

    مشارکت اساس زندگی اجتماعی است و امنیت از ضروری ترین نیازهای جامعه بشری محسوب می شود. رشد فزاینده شهرنشینی در دهه های اخیر شهرها را با مشکلات و چالشهای تازه ای چون افزایش ناهنجاری های اجتماعی، کمرنگ شدن هویت و حس تعلق اجتماعی، مشکلات اجتماعی و محیطی، کاهش احساس امنیت شهروندان مواجه ساخته است. بدین صورت که با کاهش مشارکت مدنی، افزایش ناامنی را نیز به همراه دارد. هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین مشارکت مدنی و امنیت شهری در کلانشهر تهران است.

    روش

    پژوهش حاضر از لحاظ هدف تحقیقی کاربردی و از لحاظ روش تحقیقی توصیفی و از نوع همبستگی است. برای انجام پژوهش، حجم نمونه ازطریق فرمول مورگان تعیین و تعداد 384 پرسشنامه تهیه و به صورت خوشه ای چند مرحله ای در مناطق 2، 6، 10 و 11 توزیع و بااستفاده از نرم افزارSPSS مورد تحلیل قرار گرفت.

     یافته ها : 

    با وجود آنکه نتایج این تحقیق با ضریب همبستگی اسپیرمن (364/0) نشان از رابطه معنادار بین مشارکت مدنی و امنیت شهری در کلانشهر تهران دارد، میانگین مولفه های مشارکت مشارکت مدنی اکثر مولفه ها پایین تر از حد متوسط می باشند. در واقع، تنها مشارکت همیارانه که به زعم پاتنام نوعی درگیری اتفاقی بوده با میانگین 22/3 بیشترین نوع مشارکت در میان شهروندان مشارکت کننده در پژوهش را به خود اختصاص داده است.

    نتیجه گیری

    بنابراین می بایست در پی راهکارهای افزایش مشارکت در سایر سطوح با اقدامات آموزشی، سیاست های تشویقی، تعامل بین پلیس و سایر نهادهای مدیریت شهری و استفاده از ظرفیت آنها در برقراری نظم و امنیت شهری بود.

    کلیدواژگان: امنیت شهری، مشارکت مدنی، مشارکت همیارانه، مشارکت انجمنی، مشارکت مذهبی
  • محمدجواد زاهدی مازندرانی، غلامرضا غفاری، امیر ملکی، اسماعیل حسنوند* صفحات 27-54
    مقدمه

    مخاطره، احتمال وقوع یک حادثه نامطلوب را دربردارد. مخاطره به مثابه واقعیتی برساخته، هم جدید است و هم پیوندی وثیق با تحولات اجتماعی دارد. در این تحقیق به دنبال مطالعه رابطه بین اعتماد اجتماعی و مخاطرات امنیتی- انتظامی و مخاطرات اجتماعی- فرهنگی هستیم.

    روش

    روش این مقاله کمی، تکنیک آن پیمایش و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه است. جامعه آماری این تحقیق کلیه افراد بین 28 تا 42 ساله شهر تهران هستند که تعداد آن ها با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر برآورد شد. شیوه نمونه گیری در تحقیق حاضر، نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای است.

    یافته ها: 

    یافته های تحقیق نشان می دهند که میانگین مخاطرات امنیتی- انتظامی و مخاطرات اجتماعی- فرهنگی بیش ازحد متوسط است. نتایج آزمون فرضیه ها نیز نشان داد که متغیر اعتماد نهادی با متغیرهای مخاطره امنیتی- انتظامی و مخاطره اجتماعی- فرهنگی، متغیر اعتماد به دیگران با مخاطرات امنیتی- انتظامی و متغیر اعتماد به آینده با مخاطره امنیتی- انتظامی، مخاطره فرهنگی- اجتماعی رابطه معنادار، منفی و غیرمستقیمی دارد. 

    نتیجه گیری: 

    برخلاف نظریه های جامعه مخاطره، افزایش اعتماد اجتماعی در شهر تهران می تواند کاهش مخاطرات را در پی داشته باشد.

    کلیدواژگان: مخاطرات، اعتماد به آینده، اعتماد نهادی، اعتماد به دیگران
  • حسن مرادی نصر*، عبدالرضا رحمانی فضلی، زحمت الله منشی زاده صفحات 55-80
    مقدمه

    پراکندگی متفاوت جمعیت و فعالیت در پهنه کشور در سکونتگاه های انسانی، اعم از شهری و روستایی به دلایل مختلف موجب نابرابری و عدم توازن در پهنه فضای سرزمینی کشور شده که این نابرابری در توسعه خود تهدیدی بر ثبات و امنیت پایدار (گهگاه تقویت نیروهای گریز از مرکز و واگرا، مهاجرت های روستاییان به شهر، عدم امنیت غذایی، فقر و بیکاری، بزهکاری، سوءاستفاده بیگانگان و...) در سطح فضای سرزمینی است.

    روش

    پژوهش حاضر از نوع تحلیلی- توصیفی بوده و به منظور سطح بندی دهستان های نمونه از فن چند شاخصه تاپسیس بهره گرفته شده است. شاخص های مورداستفاده برای سطح بندی در سه بعد اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و کالبدی- محیطی بوده است. وزن دهی به شاخص ها با استفاده از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) تعیین شده است و در این خصوص از دیدگاه کارشناسان که به تعداد 15 نفر (از اعضای هیئت علمی دانشگاه ها) انتخاب شدند، بهره گرفته شده است.

     یافته ها: 

    سنجش توسعه یافتگی دهستان های استان لرستان و تحلیل فضایی آن نشان داد عوامل درونی و بیرونی در طی چند دهه گذشته توسعه نامتوازن فضایی را موجب شده است به نحوی که در برخی مناطق نیروهای وادارنده توسعه و به تبع آن، ساختارها و کارکردهای توسعه آفرین شکل گرفته و در برخی مناطق نه تنها ساختارهای لازم شکل نگرفته بلکه در مواقعی نارسائی ساختاری موجب نابرابری توسعه انسانی و نارسائی در شاخصه های امنیت پایدار شده است.

     نتیجه گیری:

     با توجه به نتایج به دست آمده شایان ذکر است راه برون رفت از عدم توازن ایجاد شده و حرکت به سمت توسعه و امنیت پایدار اصلاح ساختاری-کارکردی در ابعاد مختلف مرتبط با توسعه سکونتگاه های انسانی در سطوح کلان و محلی است.

    کلیدواژگان: توسعه، توسعه نامتوازن، موانع توسعه، لرستان، امنیت پایدار
  • سلمان امیری لرگانی*، مسعود جعفری نسب، محسن رضایی صفحات 81-106
    مقدمه

    در تفکر غربی، امنیت اجتماعی بر «عینیت» استوار است و بعد ذهنی در این تفکر نمودی نداشته و بالعکس در تفکر اسلامی امنیت اجتماعی بر پایه «حقیقت» استوار است که علاوه بر بعد عینی، بعد ذهنی آن، یعنی احساس امنیت، در آن ظهور دارد. در این راستا، هدف این پژوهش طراحی و ارائه منظومه فکری مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در حوزه احساس امنیت اجتماعی است. 

    روش :

    این پژوهش از نوع کاربردی و همچنین از نوع توسعه ای بوده و روش تحقیق در این پژوهش، تحلیل محتوای کیفی است. جامعه آماری پژوهش، تمام بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و همچنین مصاحبه با خبرگان، و حجم نمونه، شامل فرمایشات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در حوزه امنیت اجتماعی و احساس امنیت، گردآوری داده ها از طریق جستجوی تخصصی کتابخانه ای، سایت اینترنتی ایشان و مراجعه به بانک های اطلاعاتی مانند حدیث ولایت به دست آمد. 

    یافته ها: 

    در مدارک و فرمایشات معظم‎له مفاهیمی از قبیل احساس امنیت در مال، اخلاق، جان، حقوق شهروندی، ناموس، وحدت، عفت و پاک دامنی، حیا و شرم عرض، ایمان، خشونت (کاهش ظلم و خشونت)، فساد (فساد ستیزی)، اغتشاش (مبارزه با اغتشاش)، قانون شکنی (اطلاعت از قانون)، عبادت، ترویج مواد مخدر (مبارزه با مواد مخدر)، تضمین امنیت جوانان، تضمین امنیت فرزندان، فقر (فقرزدایی و محرومیت زدایی)، هنجارشکنی (احساس امنیت بر اساس جلوگیری از بروز عوامل ناامنی) به عنوان مولفه اصلی احساس امنیت شناسایی و به دست آمد.

    نتیجه گیری:

    احساس امنیت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مدظله العالی) دارای مقوله های گوناگون است که مقوله های مورد تاکید در منظومه فکری معظم‎له در حوزه احساس امنیت اجتماعی عبارت اند از: احساس امنیت و عدم احساس خوف و تهدید در هویت، حفظ مال، حفظ جان، حفظ ارزش های اخلاقی، حفظ عرض، حفظ حقوق شهروندی، حفظ وحدت، تضمین امنیت جوانان و فرزندان، عدم فقر و بیکاری، حفظ نوامیس، حفظ ایمان، امنیت واقعی، عدم ترویج مواد مخدر، عدم قانون شکنی و حفظ امنیت روح و روان.

    کلیدواژگان: امام خامنه ای، احساس امنیت اجتماعی، منظومه فکری، احساس خوف، احساس تهدید
  • احمدرضا استوار*، امیر پاک نهاد، مهدی هوشیار صفحات 107-132
    مقدمه

    شناخت عوامل وقوع جرم فرایندی چندبعدی است. وقوع جرم تمرد علیه ماموران دولتی در لباس پلیس به لحاظ اینکه جرمی خاص از جهت شرایطی که بزه دیده این جرم دارد، جای تامل و تعمق بیشتری دارد. بدون تردید اعمال مدیریت موثر بر پلیس مستلزم شناخت پیچیدگی های رفتاری مخاطبین و مراجعه کنندگان و اتخاذ تدابیر و روش های مناسب رفتاری و استفاده از الگوهای مهارتی مناسب جهت کنترل و مهار ایشان است.

    روش

    پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر شیوه، کیفی و با استفاده از بررسی اسنادی تعداد 82 پرونده تمرد در فرماندهی انتظامی استان فارس و انجام مصاحبه عمیق با نخبگان درون و برون سازمانی و بزهکاران و بزه دیدگان جرم تمرد صورت پذیرفته است.

    یافته ها: 

    وقوع تمرد را ابتدا باید در بطن یک تعامل اجتماعی بین مردم و پلیس مورد مطالعه قرار داد. آنچه وقوع تمرد در بطن یک تعامل اجتماعی بین مردم و بخشی از جامعه را آغاز می کند، قانون گریزی است که خود واجد عوامل مختلف فردی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. ورود قانون گریزی به تعامل مدنظر ابعاد و آثار مختلفی را می تواند در پی داشته باشد. وقوع خشونت در این تعامل، به سبب قانون گریزی امری محتمل است که قانون گذار از این اقدام به عنوان تمرد نام برده و برای آن مجازات تعیین کرده است. عوامل فردی، روانی، اجتماعی و محیطی مهم ترین عواملی هستند که وقوع خشونت و تمرد علیه پلیس را بر مبنای این عوامل می توان مورد بحث قرار داد.

    نتیجه گیری:

     مهم ترین عوامل وقوع تمرد علیه ماموران انتظامی، عوامل فردی، روانی، اجتماعی و محیطی هستند که در وهله نخست قانون گریزی و سپس، خشونت علیه پلیس را به دنبال دارد. ازاین رو، رفع بخشی از مشکلات مرتبط با عوامل مذکور تا حد زیادی می تواند وقوع تعدی و تمرد علیه پلیس را کاهش دهد.

    کلیدواژگان: تمرد، ماموران انتظامی، استان فارس، عوامل جرم شناختی، خشونت، تعامل
  • علیرضا مرادی*، وحیده باباخانی، مجتبی امیری مجد، علیرضا جعفری صفحات 133-158
    مقدمه

    سلامت افراد سازمانی یکی از سیاست هایی است که توسط اغلب سازمان ها پیگیری می شود و در خصوص آن، برنامه ریزی صورت می پذیرد. ارتقاء سلامت روانی افراد در سازمان به بهبود رویه خدمت رسانی، ارتقاء کیفیت خدمات و افزایش رضایت مراجعین و درنهایت، ارتقاء نظم و امنیت عمومی منجر می شود. لذا هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و معنادرمانی بر تحمل پریشانی، خودکنترلی و انعطاف پذیری شناختی کارکنان ستاد فرماندهی ناجا بود.

    روش

    روش پژوهش از نوع نیمه تجربی یا نیمه آزمایشی (پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل) و جامعه آماری شامل کلیه کارکنان ستاد فرماندهی ناجا (حدود 2300 نفر) در سال 1397 بود که به شیوه هدفمند تعداد 60 نفر از کارکنان در دو گروه آزمایش (گروه آزمایش 1 و گروه آزمایش 2) و یک گروه کنترل به عنوان نمونه موردمطالعه انتخاب شدند. شرکت کنندگان با سه پرسشنامه تحمل پریشانی سیمونز و گاهر، خودکنترلی تانجی و انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال مورد ارزیابی قرار گرفته و سپس پروتکل های دو رویکرد درمانی (واقعیت درمانی و معنادرمانی) بر روی دو گروه آزمایش اجرا شد و بعدازآن، پس آزمون اجرا و با نتایج گروه کنترل مقایسه شدند.

     یافته ها:

    نتایج پژوهش نشان داد کهنمرات تاثیر گروه ها (واقعیت درمانی، معنادرمانی و کنترل) در میانگین نمره گروه کنترل با مقدار 59/3 با دو گروه (واقعیت درمانی به مقدار 67/3 و معنادرمانی به مقدار 62/3) در انعطاف پذیری تفاوت آشکاری داشت. همچنین میانگین نمره گروه کنترل با مقدار 26/4، واقعیت درمانی با مقدار 56/4 و معنادرمانی با مقدار 22/4 در متغیر خودکنترلی نیز با هم متفاوت بود.

    نتیجه گیری: 

    نتیجه نتایج نشان داد که تاثیر متغیر واقعیت درمانی بیشتر از معنادرمانی بود؛ لذا از آنجائی که تحمل پریشانی و خودکنترلی جزء مولفه های تاب آوری می باشند، تقویت این مقیاس ها، مهارت های جامعه شناختی و روان شناختی کارکنان ازجمله آستانه تحمل کارکنان ستاد فرماندهی ناجا را بالا برده و موجب بهبود رویه خدمت رسانی گشته و در آخر موجبات ارتقاء نظم و امنیت انتظامی در جامعه می شود.

    کلیدواژگان: واقعیت درمانی، معنادرمانی، تحمل پریشانی، خودکنترلی، انعطاف پذیری شناختی، ستاد فرماندهی ناجا
  • محسن محدث*، جعفر کوشا، مجید متین راسخ، علیرضا میلانی صفحات 159-182
    مقدمه

    در این مقاله ابعاد و جلوه های امنیت قضایی در مرحله دادرسی در حقوق کیفری و رویه قضایی و چالش های فراروی آن مورد بررسی قرار گرفته است. امنیت قضایی یکی از مفاهیم بنیادین حقوق شهروندی در مراحل دادرسی قضایی است. سوال اساسی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته، این است که مولفه های امنیت قضایی در مرحله دادرسی تا چه اندازه در حقوق کیفری ایران موردتوجه قرار گرفته و چالش های فراروی تحقق امنیت قضایی کدام است؟

    روش

    تحقیق حاضر ازنظر روش، تحلیلی- توصیفی بوده و یافته های آن با استفاده از منابع کتابخانه ای تحلیل شده است. 

    یافته ها: 

    این تحقیق نشان می دهد که عناصر و مولفه های امنیت قضایی از قبیل دادرسی عادلانه، علنی بودن دادرسی، اصل بی طرفی قاضی، حق احضار شهود، ضابطین علمی و قانونمند، حق دسترسی به وکیل و سلب حق ارجاع پرونده از دادستان و واگذاری آن به قاضی ارجاع مستقل از مهم ترین مولفه های امنیت قضایی است که در حقوق کیفری و رویه قضایی ایران موردتوجه قرار گرفته است.

     نتیجه گیری: 

    نتایج تحقیق بیانگر این امر است که مواردی چون اطاله دادرسی، ناکارآمدی و عدم پاسخگویی دستگاه قضایی، عدم وجود پلیس علمی و کارآمد می تواند به عنوان چالش های امنیت قضایی در حقوق کیفری ایران نمود پیدا کند.

    کلیدواژگان: امنیت قضایی، دادرسی، رویه قضایی، دادرسی عادلانه، دادرسی علنی، ضابطین
  • علی امیری*، غلامحسن کوشکی، ایرج گلدوزیان صفحات 183-204
    مقدمه

    در حقوق کیفری مدرن الزاماتی نظیر پرهیز از نقض حقوق فردی و... بر شیوه ها و روش های کسب ادله حاکم است که همگی آن ها ریشه در اصل مشروعیت تحصیل دلیل دارد؛ اما در این میان، دسته ای از بسترها وجود دارد که الزامات مذکور را تحت تاثیر قرار داده و سبب می شود مقامات تحصیل دلیل به هنگام جمع آوری ادله وقوع جرم، از روش هایی بهره ببرند که تمایل آن ها را به خروج از موازین اصل مذکور بیشتر نشان می دهد.

    روش

    برای بررسی موضوع پژوهش از روش اسنادی و کتابخانه ای استفاده شده است. بر این اساس، آموزه های حقوق کیفری در حوزه ادله اثبات دعوی که اصل مشروعیت تحصیل دلیل را موردبررسی قرار داده اند، بدون استفاده از شاخص های آماری با روش تحلیلی - توصیفی، تحلیل شده اند.

     یافته ها: 

    علیرغم اینکه استفاده از روش ها و شیوه های نامشروع کسب دلیل با مبانی اخلاقی، شرعی و قانونی ما سازگاری ندارد، اما واقعیت های موجود از قبیل کمبود امکانات تخصصی کشف جرم، مقامات پلیسی را به استفاده از این روش ها سوق می دهد؛ به نحوی که دادرس کیفری هم با علم به اینکه پلیس در کسب ادله از شیوه های غیرمجاز استفاده کرده است، متعرض آن نشده و به ادله ارائه شده از این طریق استناد می کند. 

     نتیجه گیری:

    در حقوق کیفری اصل مشروعیت تحصیل دلیل به عنوان یکی از اصول ناظر بر رسیدگی های کیفری است تا ضمن رعایت حقوق متهمان، امنیت فردی و اجتماعی آنان را نیز تحقق بخشد. بااین وجود، دسته ای از بسترهای زمینه ساز در نظام عدالت کیفری وجود دارد که مقامات تحصیل دلیل ازجمله پلیس را به خروج از اصل مشروعیت تحصیل دلیل سوق می دهند. پیش بینی قوانین مدون و نظام مند

    کلیدواژگان: مشروعیت ادله، امنیت، امنیت اجتماعی، عملیات پلیسی، حقوق شهروندی متهم
  • جعفر محمدی برزگر*، لطفلی بختیاری، یوسف محمدی مقدم، غلامرضا شاه محمدی صفحات 205-232
    مقدمه

    جرائم علیه عفت و اخلاق عمومی یکی از شایع ترین جرائم در فضای مجازی است. پیشگیری و مقابله با این جرائم به علت بافت مذهبی کشور و آثار خاص و تبعات زیانبار حیثیتی و اجتماعی و خانوادگی به مطالبه عمومی تبدیل شده است. پلیس با ساماندهی و مدیریت ابزارهای خود به عنوان یکی از مهمترین فعالان حوزه پیشگیری نیازمند طرح‎ ریزی مناسب برای پیشگیری و مقابله با این جرم در فضای مجازی است.

    روش

    این تحقیق از نوع کاربردی- توسعه ای است. داده های این تحقیق به صورت کیفی گردآوری شده است. روش نمونه‎گیری، هدفمند و بر این اساس، خبرگان و جامعه علمی فضای مجازی درون و برون‎سازمانی به تعداد 25 نفر انتخاب و از ابزار مصاحبه نیمه ساختاری افته برای استخراج داده ها استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوی با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. 

    یافته‎ ها:

    با پیاده‎ سازی مصاحبه با مشارکت ‎کنندگان در عملیات کدگذاری باز پژوهشگر به سمت تبیین مفاهیم، مقوله‎ها سوق داده شد. با تحلیل محتوی مصاحبه ها، 28 مقوله فرعی (مولفه) بدست آمد که در نهایت، در 9 مقوله اصلی (بعد) قرار گرفتند.

     نتیجه‎ گیری:

    پژوهش حاضر به این نتیجه رسیده است که پیشگیری از جرائم علیه عفت و اخلاق عمومی در فضای مجازی نیازمند فرایندی بهم‎ پیوسته از ایعاد و مولفه ها است؛ لذا برای موفقیت پلیس در پیشگیری از این جرم باید برنامه‎ریزی راهبردی مناسبی در 9 بعد اشراف اطلاعاتی، بهره‎ وری بهینه از منابع انسانی و سازمانی، ایحاد هماهنگی، طراحی ساختار سازمانی، برنامه ریزی پیشگیری، بکارگیری فن ‎آوری اطلاعات، اصلاح قوانین و مقررات، نظارت بر منافع مالی کسب و کارهای نامشروع و پیشگیری اجتماعی صورت پذیرد.

    کلیدواژگان: پیشگیری از جرائم، عفت، اخلاق عمومی، فضای مجازی
|
  • Seyed Khalil Seyed Ali Pour, Khader Farajirad, Mohammad Raeisi * Pages 1-26
    Introduction

    participation is the basis of social life and security is the necessary need of the human society. The increasing growth of urbanization in recent decades has created problems for cities such as the increase in social abnormality, identity issues and the decrease in social affiliation, social environmental problems, decrease of security of the citizens, etc. As civil participation decreases, security problems increase. Therefore, the purpose of the research is to examine the relationship between civil participation and urban security in Tehran.

    Method

    The purpose of the research is an applied one and its method is descriptive and correlational. To do the research, the sample size is determined through Morgan's formula and 384 questionnaires are provided and distributed in several stages in the districts 2, 6, 10 and 11 and SPSS software is used for the analysis.

    Findings

    Although the results of the research show a significant relation between civil participation and urban security in Tehran with the Spearman correlation coefficient, the average components of the civil participation are less than the average value. In fact, only the sympathetic participation accounts for the highest participation among the citizens with the mean value 3.22, and the approaches that increase.

    Result

    Therefore, the participation must be followed in other levels of educational actions, incentive policies, interaction between police and other entities of urban management and using their capacities to create urban security.

    Keywords: Urban Security, civil participation, Cooperative participation, associative participation, Religious participation
  • Mohammad Javad Zahedi Mazandarani, Gholamreza Ghaffari, Amir Maleki, Esmaiel Hasanvand * Pages 27-54

    The risk is that an undesirable event may occur. Risk as a constructed reality is both new and has a strong link to social change. In this study, we seek to study the relationship between social trust and security-law and social-cultural risks. The research method of this article was quantitative method with survey technique and questionnaire tool. The statistical population of this study was all persons between 28 and 42 years of age in Tehran who were estimated to be 384 using Cochran formula. The sampling method in this study is multi-stage cluster sampling. The research findings show that the average security-law enforcement and socio-cultural risks are above average. The results of the hypotheses test also showed that institutional trust variable with security-law and social-cultural risk variables, trust in others with security-law risk and future confidence variable with security-law risk, cultural-social risk significant, Negative and indirect.

    Keywords: Socio-Cultural Hazard, Police-Security Hazards, Confidence in the Future, Institutional Confidence, Confidence in Others
  • Hasan Moradi Nasr *, Abdolreza Rahmani Fazli, Rahmatolah Monshi Zadeh Pages 55-80

    Diverse distribution of the population and activity across the country in human settlements, include urban and rural, caused to inequality in the territorial space, Because of external reasons (influencing factors outside of settlements such as incorrect policymaking and unplanned macro-level planning) and internal (within settlements such as environmental-environmental ones); that inequality it is a threat to stability and sustainable security (sometimes strengthening centrifugal and diverging forces, rural migrations to the city, insecurity Food, poverty and unemployment, criminality, alien abuse, etc.) in the territorial space. This is an analytical-descriptive study and the TOPSIS technique has been used to classify sample Rural Complexes. The indexes that used for classification include three socio-cultural, economic and physical-environmental dimensions. The Hierarchical Analysis Process (AHP) method was utilized for the weighting of the indexes( by15 experts of the university faculty members). Evaluation of development situation of the Rural Complexes of Lorestan indicated that over the past few decades, internal and external factors have caused to the uneven spatial development; so that in some areas, development forces and consequently developmental structures and functions have been shaped and In some areas, not only have the necessary structures been formed, but in times, the structural failure has been caused to the inequality of human development and inadequacy on the sustainable security indicators. According to the results, it is worth mentioning that the way out of the imbalances and to achieve sustainable development and security, is structural-functional reform in various aspects of human settlements development and in the macro and local levels.

    Keywords: development, Unbalanced development, Development Barriers, Lorestan, Sustainable security
  • Ahmad Reza Ostvar *, Amir Paknahad, Mehdi Hoshyar Pages 107-132
    Introduction

    Recognition of occurrence factors of a crime is a complex and multi-dimensional process that has a different path and way of dealing with each crime. Many studies have been done on common crimes in societies. In this case, occurrence of the insurgency crime against the government officers in terms of condition that perpetrator has a crime, is more to contemplateThis is much important when the government officer in police uniforms is on duty and dealing with crime of society. In this study, the study of citizen behavior toward employees and law enforcement force officers is one of important aspects of the management process and pathology of law enforcement force function. Undoubted,effective management practices on the police require insight into the behavioral complexities of audience and visitors, and adoption of appropriate measures and methods of conduct and use of appropriate skill patterns to control them. The purpose of the study is to identify effective factors affecting the occurrence of rebellion crime against police officers in Fars province in order to facilitate scientific planning to reduce frequency of this crime.

    Method

    the present study is applicable in terms of purpose, practical and in terms of qualitative method and using documentary review of 82 of the rebellion cases in the law police headquarter of Fars province and done deep interviews with internal and external organizational elites and criminals and victims of rebellion crime.

    Findings

    The courante of rebellion should first be studied within the context of a social interaction between the people and the police, what has begun to happen in the ventricle of a social interaction between people and part of society is law offender, which is highly qualified for individual, social,economic and political factors. The arrival of law offender to intended interaction can be followed different dimensions and effects. In this regard, occurrence of violence in the interaction is probable for law offender that legislator has named a rebellion and imposed sanctions on it. Individual, psychological, social and environmental factors are the most important factors that can be discussed in occurrence of violence and rebellion against police based on the factors.

    Conclusion

    The most important factors of rebellion occurrence against law enforcement officers are individual, psychological, social and environmental factors that primarily lead to law offender and then violence against police. Thus, removing some of problems associated with the factors can greatly reduce the incidence of violence against police

    Keywords: Rebellion, Law Enforcement Officers, Fars Province, Criminological Factors, Violence, interaction
  • Alireza Moradi *, Vahideh Babakhani, Mojtaba Amirimajd, Alireza Jafari Pages 133-158
    Background and Aim

    Organizational health is one of the policies pursued by most organizations and planning is done. The purpose of the present study was to "compare the effectiveness of reality therapy and logotherapy on tolerance of distress, self-control and cognitive flexibility in police headquarters staff".

    Method

    The research method was quasi-experimental or quasi-experimental (pre-test, post-test with control group) and the statistical population consisted of all police command staff (about 2300 people) in the year 1979. Purposefully 60 staff Two experimental groups (Experiment 1 and Experiment 2) and one control group were selected as the study sample. Participants were assessed with three Simmons and Gahr stress tolerance questionnaires, tangent self-control, and Denis and Wenderval cognitive flexibility. Then, two treatment protocols (reality therapy and logotherapy) were administered to the two experimental groups. Then the post-test was performed and compared with the results of the control group.

    Results

    The results showed that there was a significant difference between the scores of the effect of groups (reality therapy, logotherapy and control) on pretest and posttest, which was 0.90. The mean score of control group (3.59) was significantly different in flexibility between two groups (3.67 reality therapy and 3.62 logotherapy). Also the mean score of control group was 4.26, reality therapy was 4.56 and the mean of therapy was 4.22 in self-control variable.

    Conclusion

    The results of this study indicate that reality therapy and logotherapy were effective on tolerance, self-control and cognitive flexibility of police command staff. In addition, the results showed that the effect of the reality therapy variable was more than the meaningful treatment.

    Keywords: reality therapy, Logic Therapy, distress tolerance, self-control, Cognitive Flexibility, Police Command Headquarters
  • Mohsen Mohades *, Jafar Koosha, Madjid Matinrasekh, Alireza Milani Pages 159-182
    Introduction

    This paper deals with the aspects and manifestations of judicial security during the Proceeding in Criminal Law and Legal Precedent and Its Challenges. Judiciary security is one of the fundamentals concepts in citizenship law in the judiciary proceeding steps. The fundamentals questions investigated in this research is that to what extend the judiciary security components are considered in proceeding in Iran criminal law and what the challenges are for realization of judiciary security?

    Method

    This research is a descriptive one conducted on a librarian based method

    Finding

    The research outcomes reveal that the judicial security such as: fair proceeding, open proceeding, the judge neutrality, the right for summoning witness, the right for having access to attorney and depriving the right for referring the case from public prosecutor to the judge and independent refer are among the most important components of judiciary security which are considered in Iran criminal law and its legal precedent.

    Result

    The finding also shows that some matters such as proceeding prolongation, lack of efficiency and lack of responsibility by the justice administration are the appeared to be judiciary security challenges in Iran criminal law Key words: judiciary security, proceeding, legal precedent, fain proceeding, open proceedin. Bailiffs.

    Keywords: judiciary security, proceeding, legal precedent, fain proceeding, open proceeding
  • Ali Amiri *, Goolamhasan Kooshki, Iraj Gooldoozyan Pages 183-204
    Introduction

    In criminal law, balancing individual and social rights is a kind of justice that must be taken into account in criminal proceedings. In modern criminal law, requirements such as avoiding violations of physical rights, etc., are governed by ways and means of obtaining and collecting evidence, all of which are rooted in the principle of the legitimacy of reason. But in the meantime, there are a number of contexts that influence these requirements and cause authorities to take advantage of methods that more likely to depart from the norms of principle of the legitimacy when collecting evidence of crime. The present paper examines the aforementioned contexts.

    Methodology

    Documentary and library methods were used to study the subject. Accordingly, the criminal law doctrines that have been written in the field of proof of the criminal case in various books and articles which surveyed the principle of the legitimacy of reason and the legitimacy of reason have examined; They were analyzed and described without using statistical indices with descriptive-analytic method.

    Findings

    Despite the use of illegitimate reasoning methods and incompatible practices with our ethical, religious and legal foundations, but existing facts, such as the lack of specialized crime discovery facilities, lead reason gaining to use these methods; In a way, the criminal prosecutor knowing that the police have used unauthorized methods to obtain evidence and cites the evidence presented in this way.

    Conclusion

    In criminal law, the principle of the legitimacy of reason gaining is one of the most important and fundamental principles of protecting, guarding and supervising criminal proceedings in order to fulfill their individual and social security. however, there are a number of contextual contexts in the criminal justice system that lead reason obtaining authorities, including the police, to depart from the principle of reason legitimacy. Predicting systematic and systematic laws for the study of the cause will remove the problem of personal and social security.

    Keywords: The principle of legitimacy of studying evidence, the principle of free study of evidence, privacy, Police operations, defendant's defense rights, Criminal justice
  • Jafar Mohammadi *, Lotfali Bakhtiari, Yousef Mohammadi Moghadm, Gholamreza Shah Mohammadi Pages 205-232

    Crimes against chastity and public morality are one of the most common crimes in cyberspace. The police, by organizing and managing their tools as one of the most prominent activists in the field of prevention, need to design an appropriate pattern for preventing and combating this crime in cyberspace.

    Method

    This research is an applied-development research in terms of survey method. The data of this research is qualitative. Accordingly, 25 experts were selected through purposeful semi-structured interviewing. Used to extract data. Also used to analyze data using open, axial, and selective coding. Found: By conducting interviews with the participants in the open coding operation of the researcher to clarify the concepts, the categories were identified by analyzing the content of the checklists obtained from the interview, 108 indicators were identified, and by exploratory factor analysis in the form of 28 sub-categories. They were categorized and finally classified into 9 main categories (later)

    Conclusion

    The present study has concluded that the cyber crime prevention strategy model requires an interconnected process of elements and components in cyberspace. Therefore, police success in preventing crime requires proper strategic planning in nine dimensions of intelligence. Optimal human and organizational productivity, coordination, organizational structure design, prevention planning, information technology application, laws and regulations, monitoring the financial interests of illegitimate businesses and social prevention.

    Keywords: prevention, crimes against chastity, public morality, Cyberspace