فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 2 (پیاپی 20، پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • فرج الله احمدی*، آروین قائمیان صفحات 1-20

    بازی بزرگ روسیه و بریتانیا که از دهه های نخستین قرن نوزدهم آغاز شده بود، به رویارویی آن دو قدرت در ایران طی سال های آغازین قرن بیستم منجر شد. رقابت روسیه و بریتانیا در ایران در شرایطی تشدید شد که پس از دور دوم جنگ های ایران و روسیه در قفقاز، اعاده حاکمیت تاریخی ایران بر هرات در دستور کار دولت ایران قرار گرفت؛ اقدامی که باعث نگرانی سیاستمداران بریتانیایی از بسط نفوذ روسیه در مرزهای غربی هند شد. در دهه 1830م (1245ق) تحرکات نظامی ایران در مرزهای شرقی که با حمایت روسیه همراه بود، به محاصره هرات در 1837م (1252ق) منجر شد؛ اما باتوجه به واکنش نظامی بریتانیا در خلیج فارس، عملیات نظا می محمدشاه قاجار به شکست انجامید. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در این بازی بزرگ، در شرایطی که حمایت روسیه از دربار ایران و محاصره هرات ذهن سیاستمداران بریتانیایی را در کلکته و لندن به خود مشغول داشته بود، واکنش سریع و لشکرکشی بریتانیا به خلیج فارس، نتیجه کارزار در هرات را به نفع آن کشور رقم زد. از آن پس بود که موقعیت بریتانیا در افغانستان امروزی تثبیت شد. این مقاله برخلاف پژوهش های دیگر که اغلب مسئله هرات را در چارچوب روابط ایران و بریتانیا، ایران و روسیه و یا روابط ایران و امیرنشین های افغان بررسی کرده اند، آن را در چارجوب بازی بزرگ روسیه و بریتانیا بررسی و تحلیل کرده است.

    کلیدواژگان: بازی بزرگ، ایران، هرات، بریتانیا، روسیه، هند، محمدشاه
  • احسان افکنده*، فاطمه افشاری صفحات 21-41
    در بررسی سکه های نخستین اشکانیان، پژوهشگران بیشتر بر میراث یونانی مآبی و پارسی-هخامنشی به عنوان عناصر مسلط تاکید می کنند و عناصر سکایی عموما نادیده انگاشته می شوند. یکی از نقش مایه های این سکه ها، سرپوش قائم نوک تیزی است که بر سر شاه قرار دارد. مسئله اصلی پژوهش، بررسی خاستگاه سرپوش شاهان نخست اشکانی است که عموما متاثر از سکه های شهرب های هخامنشی و فرهنگ پارسی انگاشته می شود. فرضیه این مقاله، احتمال سکایی بودن این سرپوش باتوجه به خاستگاه سکایی اشکانیان است. مقاله حاضر بر آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی و مقایسه این سرپوش با نقش مایه های هخامنشی، سکایی و یونانی و توصیفات متون کلاسیک، به بررسی این خاستگاه بپردازد. مقایسه این سرپوش ها با سرپوش شهرب ها، موارد نقش مایه های دوره هخامنشی و هنر یونانی کلاسیک نشان می دهد که این سرپوش برخلاف موارد پارسی که نرم و فاقد برجستگی هستند، شباهت چشمگیری با سرپوش های بیابان گردان سکایی دارد که در هنر هخامنشی و یونانی به صورت قائم به تصویر کشیده شده اند؛ درنتیجه، می توان گفت سرپوش نخستین اشکانیان گونه ای از سرپوش ایستاده و نوک تیز سکایی است که مختص اپرنی ها یا قبایل داهه بوده است. رد پای سرپوش سکا ها در متون کلاسیک نیز دیده می شود که از آن به نام کورباسیا یاد شده است. بررسی اصطلاحات سرپوش ها در این متون نشان می دهد واژه کورباسیا که در آغاز تنها مختص سرپوش سکا ها بوده است، بعدها با سرپوش بلند و دندانه دار پارسی مختص شاه بزرگ هخامنشی خلط شده و این دو، همسان پنداشته شده اند. گذشته از ارتفاع سرپوش ها، ظاهرا آنچه به این همسان انگاری کمک کرده است، وجود محافظ گردن در هر دو سرپوش بوده است.
    کلیدواژگان: سکاها، پارسیان، کورباسیا، سرپوش، سکه های اشکانی
  • پدرام جم* صفحات 43-62
    رابطه دین و دولت، موضوعی مهم در تحقیقات مربوط به سازوکار شاهنشاهی ساسانی است و رویکرد ساسانیان به دین زرتشتی و ارتباط آنها با روحانیان این دین، اهمیت بسزایی در پژوهش های تاریخ ساسانی دارد. در 150 سال اخیر، شماری از محققان با استناد به گزارشی از طبری درباره ساسان و فعالیت او در آتشکده اناهید اصطخر، او را صاحب منصبی دینی چون موبد، هیربد یا نگاهبان آتشکده تصور کرده و ساسانیان را از تباری روحانی دانسته اند. برخی محققان از این هم فراتر رفته و کامیابی ساسانیان در غلبه بر اشکانیان را نتیجه رویکرد دینی جدید اردشیر بابکان، موسس سلسله ساسانی، و توجه و گرویدن هواداران پرشور و متعصب زرتشتی به او پنداشته اند. گزارش آگاثیاس درباره اردشیر بابکان هم دستاویز دیگری برای شماری از پژوهشگران در روحانی دانستن او بوده است. این تحقیق با بررسی دوباره گزارش طبری و سنجش آن با مدارک حقوقی زرتشتی دوره ساسانی، نشان می دهد که منصب ساسان در آتشکده اناهید منصبی دینی نبوده است. همچنین این تحقیق گزارش آگاثیاس درباره اردشیر را با شواهد دیگر می سنجد و نشان می دهد که این گزارش هم مطلبی درباره روحانی بودن او ندارد. مقایسه این گزارش ها و شواهد و روایت های دیگر، خاستگاه روحانی ساسانیان را نفی می کند و بر پیوند آنها با اشراف محلی فارس صحه می گذارد.
    کلیدواژگان: ساسانیان، تبار ساسانیان، ساسان، آتشکده اناهید، طبری، آگاثیاس
  • عبدالرسول خیراندیش*، مجتبی تبریزنیاتبریزی صفحات 63-81
    عنوان «توپچی باشی» به معنی سرکرده توپچیان و فرمانده توپخانه، با رواج کاربرد سلاح آتشین توپ، تقریبا از اوایل عهد صفویه رواج یافت. در نخستین اشاره ها به این مقام در دوره شاه تهماسب اول، توپچی باشی استاد فن سالاری است که دو مهارت «توپ ریزی» و «توپ اندازی» را توامان داراست. ازآنجاکه سلاح توپ اساسا در اختیار دولت مرکزی بود، طولی نکشید که توپچی باشی در سلک امرا و مقربان درگاه درآمد. با اصلاحات نظامی شاه عباس اول، توپچی باشی با حفظ دو مهارت پیش گفته، در سلسله مراتب نظامی صاحب موقعیت شد و در زمره امرای قشون قرار گرفت. پس از دو جنگ مهم ایروان (1045ق/1635م) و قندهار (1058ق/1648م) که در هردو، توپخانه عامل اصلی پیروزی شد، جایگاه توپخانه بسیار ارتقاء یافت؛ به نحوی که منصب توپچی باشی و یگان منظم توپخانه، برای نخستین بار درست بعد از جنگ های قندهار، در سال 1064ق/ 1654م. رسمیت یافت. از آن پس تا پایان عصر صفوی، توپچی باشی صاحب منصبی نظامی بود که وظیفه فرماندهی یگان توپخانه را در میدان جنگ برعهده داشت و در کنار قورچی باشی، قوللرآقاسی و تفنگچی آقاسی، اما پایین تر از آنها، ارکان اربعه ارتش حاضرالرکاب (ثابت) مشاهره بگیر (حقوق بگیر) را تشکیل می دادند. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی می کوشد روند پیدایش منصب «توپچی باشی» را همپای رواج کاربرد توپ در ارتش عصر صفوی، در سیری دویست ساله شناسایی کند و وظایف و جایگاه او را در سلسله مراتب نظامی آن عصر روشن سازد.
    کلیدواژگان: عصر صفوی، توپ، توپخانه، توپ اندازی، توپ ریزی، توپچی باشی
  • مجتبی زروانی*، رضا طاهری صفحات 83-102

    کشمکش میان عقل و دین در تاریخ میانه ایران، جریانی دامنه دار و متاثر از انباشته های علمی و فکری مسلمانان در قرون نخستین اسلامی است. عقل و دین صرف نظر از اشتراکاتشان، عمدتا دو نیروی متخالف شناخته می شوند؛ به طوری که استقرار و تداوم یکی از آنها معمولا اسباب ضعف و رکود دیگری را رقم می زند. علوم عقلی و علوم دینی، هرکدام تحت شرایط تاریخی خاص خود رو به رشد یا ضعف بوده اند. از نقطه آغازین اسلام و استحکام تدریجی آن، دستاورد عقول نیز به رشد فزاینده ای از تکامل رسیده است. این تکامل، نه به معنای مصالحه و توافق عقل و شرع و نه به معنای مخالفت مطلق و یک جانبه با یکدیگر است؛ بلکه به مثابه روندی برتری جویانه ناشی از شرایط تاریخی و وضعیت تکاملی عقلانیت و دیانت است. قرن های پنجم و ششم آکنده از کشمکش و منازعات دین و عقل است؛ به طوری که بازتاب آن در رساله های غزالی و ردیه های ابن رشد بر او، گواه این موضوع است. بررسی منازعه ابن رشد و غزالی ورای موضوعات انتزاعی آن، به درک عمیق از شرایط تاریخی عقل و دین در تاریخ اسلام یاری می رساند. این معارضه درحقیقت محصول رشد نظام عقلانی به مثابه علل ساختاری آن است و شرایط اجتماعی و سیاسی نیز به منزله علت فوری و معده این نزاع تلقی می شود.

    کلیدواژگان: شرایط تاریخی، معارضه، غزالی، ابن رشد، عقل، دین
  • ابوطالب سلطانیان* صفحات 103-122

    جنبش جنگل در سال‏های پایانی جنگ جهانی یکم (1914-18م/1333-37ق) با قشون انگلیس درگیر جنگ‏هایی شد که زمینه‏ ها و علل وقوع آن به تحولات نظامی قفقاز بازمی‏گشت؛ زیرا در آن زمان، قشون انگلیس ناگزیر بود که خود را به سرعت از خطه گیلان به آن منطقه برساند، اما عبور این قشون از گیلان با مخالفت جنبش جنگل روبه رو شد که درنهایت به جنگ بین دو طرف انجامید. نبرد‏ جنبش جنگل با قشون نیرومند انگلیس، ازجمله رویدادهای مهم و سرنوشت ساز برای این جنبش به ‏شمارمی‏رفت؛ زیرا تاثیرات عمیقی بر آینده و بقاء آن داشت؛ ازاین رو، بررسی تاکتی ک‏های این جنبش در مقابله با قشون انگلیس و ارزیابی پیامدهای این تاکتیک ها، از اهمیت بسیاری برخوردار است. براین اساس، پرسش اصلی این است که جنبش جنگل برای مقابله و جنگ با قوای انگلیس چه تاکتیک‏ هایی را به‏ کاربست و این روش‏ها چه نتایج و پیامدهایی برای جنبش داشته است؟ به ‏طورکلی، چهار تاکتیک مختلف در رویارویی جنگلی ‏ها با نیروهای انگلیس قابل تشخیص و تفکیک است: 1- تاکتیک جنگ‏ های منظم و کلاسیک؛ 2- تاکتیک جنگ‏های چریکی و نامنظم؛ 3- تاکتیک جنگ شهری؛ 4- تاکتیک صلح. بررسی این روش‏ ها نشان می‏دهد که به جز تاکتیک جنگ ‏های نامنظم (چریکی) که تا اندازه ای موفق بود، دیگر روش‏ها، به دلیل کاستی‏هایی که داشتند، نه تنها دستاوردی برای جنبش نداشت، بلکه درمجموع تاثیرات منفی بسیاری بر سرنوشت این جنبش گذاشت.

    کلیدواژگان: جنگ، انگلیس، روس، تاکتیک، جنبش جنگل
  • علیرضا سلیمان زاده* صفحات 123-142
    مطالعه درباره تاریخ شاهنشاهی هخامنشی پس از مرگ بنیان گذار آن طی دو قرن، حاکی از آن است که آنها پس از هرسال ناآرامی خشونت آمیز تنها به طور متوسط چند سال مسالمت آمیز را پشت سر گذاشته اند که نیازمند آسیب شناسی دقیق تر از زوایای متفاوتی است. هنگامی که مصریان از مرگ خشایارشا و از کشمکشی که بر سر جانشینی او درگرفته بود، آگاهی یافتند؛ تصمیم گرفتند تا برای استقلال خویش بجنگند. از مطالعه منابع باستانی چنین برمی آید که شورش مصر در قیاس با عصیان های پیشین، بیشترین آسیب ها را بر پیکره شاهنشاهی هخامنشی وارد کرده است. انگیزه و هدف تحقیق حاضر، آسیب شناسی طغیان مصر درجهت شناسایی ماهیت آن، کشف عوامل و متغیرهای موثر در روند ایجاد ثبات و بی ثباتی، نحوه هم گرایی یا واگرایی در ساتراپی مصر دوره هخامنشی است؛ مطلبی که در تحقیقات پیشین توجه چندانی بدان نشان داده نشده است. تحقیق ازنظر روش و ماهیت، به صورت توصیفی-تحلیلی انجام شده است. مستندات موجود در پژوهش به صورت کتابخانه ای گردآوری و ارزیابی شده اند. دستاورد یا نتیجه کلی پژوهش حاضر، حاکی از آن است که نوعی بی ثباتی سیاسی در ساتراپی مصر وجود داشته که در عام ترین مفهوم آن، عبارت از ناپایداری قدرت سیاسی مستقر و جابه جایی موقتی مناصب بازیگران سیاسی بوده است.
    کلیدواژگان: شاهنشاهی هخامنشی، مصر، آتن، اردشیر اول، درازدست، ایناروس
  • عمادالدین شیخ الحکمایی*، رامینا رضوان صفحات 143-166

    نام شناسی (Onomastics)، دانش مطالعه نام هاست از هر نوع و در هر دوره تاریخی که باشند. هدف این دانش، اسامی خاص و در واقع هرچیزی است که نامی بر آن تعلق گیرد. موضوع این دانش می تواند حوزه های گوناگون با اهداف گسترده پژوهشی باشد. هدف از نگارش این مقاله تبیین جنبه های گوناگون نام شناسی و بیان دانش های مرتبط با آن و همچنین توضیح ضرورت پرداختن به این دانش است.  نشان دادن پیشینه توجه به این موضوع به صورت مستقیم و غیرمستقیم و روشن ساختن جایگاه این دانش در مطالعات علمی ایران، هدف دیگر نگارش این مقاله است. ازآنجاکه شیوه نام گذاری با جغرافیا، زبان، دین و زمان تغییر می کند، بررسی روند این تغییرات در زمان ها و مکان های گوناگون می تواند در مسائل مختلف کارگشا باشد. درحقیقت آنچه سبب اهمیت «اسامی خاص» می شود، کارکردهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، تاریخی، زبان شناسی، سندشناسی، باستان شناسی و شاخه های بسیار دیگر است که می تواند نتایج مهم و کاربردی ازجمله روشن شدن علت تغییر نام های افراد و اماکن در دوره های تاریخی مختلف و همچنین میزان نفوذ زبان های گوناگون در جغرافیایی خاص و بسیاری نتایج دیگر را به دست دهد. همچنین نام شناسی در ایران نیازمند پژوهش های بیشتر در شاخه های گوناگون است؛ چراکه بیشتر تحقیقات نام شناسی انجام شده درباره اسامی ایران اسلامی به دوره معاصر اختصاص دارد و به پیش از این دوره، کمتر توجه شده است.

    کلیدواژگان: اونوماستیک، نام های اشخاص، نام های جغرافیایی، اسامی خاص، القاب تاریخی، دانش نام شناسی
  • کلثوم غضنفری*، سروش شریفیان صفحات 167-185
    بازنگری در عرصه سال شماری و تبارشناسی اشکانی، محور اصلی پژوهش های فرهاد آثار در سال های اخیر بوده است؛ اما سیمونتا مهم ترین ایرادات را به طرح پیشنهادی وی وارد کرد، لیکن سیمونتا خود نیز در آخرین دیدگاه های خویش، به چندین مولفه کلیدی سکه شناختی و سال شمارانه توجه نکرده است؛ درنتیجه سال شماری پیشنهادی او با توالی تثبیت شده از سوی سلوود- مارکهولم در تعارض قرار می گیرد. سلوود و مارکهولم پیش تر با دقت بسیار، توالی درهم ها و چهاردرهمی های «عصر تاریک» اشکانی را مشخص کرده اند و هرچند طرح پیشنهادی آن دو نیز دچار نواقصی عمدتا جزئی است، کمترین تباین ممکن را با منابع به دست آمده از عصر تاریک اشکانی دارد. پژوهش حاضر در پی آن است تا با مقایسه توالی های پیشنهادی سیمونتا و فرهاد آثار، به این پرسش پاسخ دهد که با اتکا به مجموعه هایی که تاکنون یافت شده اند، کدام توالی پیشنهادی صحت دارد و چگونه می توان آن را اثبات کرد؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که ناسازگاری چشمگیری در دیدگاه های سیمونتا در تعریف سکه های «ترکیبی» او وجود دارد. دیدگاه های وی در این زمینه با شواهد تاریخی و سکه شناختی موجود تعارض دارند. می دانیم که قالب های معاصر یا تقریبا معاصر، گهگاه و احتمالا فقط به اشتباه مزدوج می شده اند و همچنین سکه های ترکیبی همواره محصول مزدوج شدن قالب های کهنه و نو نیستند. علاوه براین، سیمونتا شرایط سیاسی در چند ماه آغازین سلطنت ارد یکم را نیز نادیده می گیرد. توالی پیشنهادی آثار به پیروی از طرح سلوود- مارکهولم برای سکه ها، با شواهد بازمانده از عصر تاریک سازگاری بیشتری دارد. نتیجه گیری های سیمونتا باید با احتیاط تلقی شوند و کسانی که می خواهند از آنها در مطالعات آینده استفاده کنند، لازم است از صحت و اعتبارشان اطمینان یابند.
    کلیدواژگان: عصر تاریک اشکانی، منابع سکه شناختی، سال شماری، سلوود، فرهاد آثار، سیمونتا
  • یزدان فرخی* صفحات 187-206
    مثنوی معنوی مولانا جلال الدین بلخی گذشته از جنبه های مشهور شاعرانه و عارفانه آن، مانند هر متن دیگر، جنبه هایی دارد که بیان کننده زمانه و روزگار زیسته آفرینشگر آن است و عوامل موثر و تحول سازی از آن روزگار، بافت و ساختار روایی و عناصر داستانی آن را تحت تاثیر قرار داده است. از این دیدگاه می توان مثنوی معنوی را متنی تاریخی به شمار آورد که پژوهشگر تاریخ با تفسیر عناصر آن   می تواند جنبه هایی از زوایای تاریخی آن را روشن کند. داستان «محتسب تبریز» در مثنوی معنوی ازجمله داستان هایی است که به نظرمی رسد مولانا بخشی از اندیشه و دیدگاه هایش را در پیوند با تحولات زمانه خود در آن بازتاب داده است. این عناصر داستانی کدام اند و با کدام رویدادهای تاریخی از آن روزگار در پیوند است؟ این پژوهش نشان می دهد دگرگونی در شخصیت داستانی محتسب در مثنوی معنوی، دگرگونی در صحنه و مکان روی دادن داستان و برخی ملاحظات دیگر با رویدادهای تاریخی چون برچیده شدن نهاد حسبه، مرکزیت یافتن سیاسی تبریز در امپراتوری مغول و ایلخانی از یک سو و جایگاه تاریخی عمر، خلیفه دوم در امور حسبه و دلبستگی مولانا به شخصیت او از سوی دیگر پیوند داشته و در بازآفرینی دوباره این داستان کهن به دست مولانا تاثیرگذار بوده است و مولانا داستان خود را به این معنی، به داستانی تبدیل کرده است که می تواند متضمن معنای تاریخی باشد.
    کلیدواژگان: مولانا، نهاد حسبه، تبریز، مثنوی معنوی، محتسب تبریز
  • علی کالیراد* صفحات 207-230

    شهر ولادی قفقاز که طی فرآیند استیلای روسیه تزاری بر منطقه قفقاز در اواخر قرن هجدهم میلادی بنیان نهاده شد، به تدریج به صورت یکی از اهداف مهاجرت، از داخل و خارج امپراتوری روسیه درآمد. این شهر، به ویژه از نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی، یکی از مقاصد مهاجرت دائمی و موقت ایرانیان در قلمرو روسیه بود. با افزایش جمعیت ایرانیان در ولادی قفقاز و مناطق پیرامون آن، نمایندگی کنسولی ایران در 1315ق/1897م، در آنجا تاسیس شد. مقاله حاضر کوشیده است تا برپایه اسناد به جامانده از نمایندگی ایران در ولادی قفقاز، موجود در آرشیو وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، تصویری کلی از حضور و فعالیت کارگزاران دولتی و مهاجران ایرانی مقیم این شهر، از زمان تاسیس نمایندگی دولت ایران در ولادی قفقاز تا فروپاشی امپراتوری تزاری و وقوع جنگ های داخلی در روسیه ارائه کند. این اسناد، منبع ارزشمندی برای آگاهی از ابعاد مختلف حیات ایرانیان مقیم ولادی قفقاز و چالش های پیش روی کارگزاران نمایندگی است. نمایندگی دولت ایران به واسطه اقداماتش در ایجاد و حفظ مسجد شیعیان (ایرانیان)، مدرسه نوروز و انجمن همت، نقشی مهم در ایجاد همبستگی میان اعضای جامعه ایرانی شهر داشت و در مقاطع و موقعیت های مختلف به صیانت از حقوق اتباع ایران پرداخت. درعین حال، عدم توازن در روابط ایران و روسیه، خصومت ها و رقابت های شخصی و محفلی میان اجزای مختلف وزارت خارجه و وجود بی نظمی ها و بی انضباطی های مالی، مانعی جدی در ارتقای عملکرد نمایندگی ایران در ولادی قفقاز بود.

    کلیدواژگان: ولادی قفقاز، قفقاز، نمایندگی ایران، مهاجران ایرانی، روسیه
  • علی مشهدی رفیع*، محمدباقر وثوقی صفحات 231-250

    نظام سیاسی صفویه مانند بسیاری از نظام های حکومتی خاندانی در تاریخ ایران از نوع پدرمیراثی-دیوان سالارانه به شمارمی رود؛ زیرا هم دارای وجه پدرمیراثی و هم دارای وجه دیوان سالارانه است. اگرچه در نگاه نخست، چنین نظام های سلطنتی بیش از هرچیز از نوع سلطنت مطلقه به نظرمی رسند که تمامی تصمیمات از بالاترین نقطه هرم قدرت سرچشمه می گیرد، اما به جهت وجود وجه دیوان سالارانه در آنها، گروه ها یا مجالس مشورتی نیز مجال بروز می یابند. درحقیقت گرچه در ظاهر، این هرم قدرت است که تعیین کننده همه چیز است، اما در لایه های درونی نظام تصمیم گیری، با نهادهایی تصمیم ساز روبه رو می شویم که تصمیمات از آنها سرچشمه می گیرد و پس از طی روندهای معمول تایید و تصحیح در نظام های دیوان سالاری، از ناحیه راس هرم قدرت یا صاحب منصبان عالی رتبه صادر می شود؛ ازاین رو باتوجه به بسامد فراوان به کارگیری اصطلاح «مجلس بهشت آیین» در متون تاریخی عصر صفوی و تعدد کاربرد این اصطلاح که در منابع این دوره تاریخی برای نامیدن نوع خاصی از گردهمایی های درباری به کاررفته است، به نظرمی رسد شواهد اولیه مبنی بر وجود مجلسی مشورتی یا مجمع درباری در قالب این گردهمایی وجود دارد. در این مقاله بر آنیم تا در ابتدا با کنار هم نهادن بخشی از شواهد و مستندات تاریخی، وجود نوعی از مجالس مشورتی درباری را در قالب مجلس بهشت آیین در دوره صفوی نشان دهیم و سپس با استفاده از روایت ها و گزارش های تاریخی، تصویر روشنی از جایگاه و کارکردهای آن در نظام تصمیم گیری دربار صفوی ترسیم کنیم.

    کلیدواژگان: مجلس مشورتی، نظام تصمیم گیری، دربار صفوی، رجال درباری، مجلس بهشت آیین
|
  • Farajolah Ahmadi *, Arwin Ghaemian Pages 1-20

    The Great Game of Russia and Britain, which began in the early nineteenth century, led to the confrontation of the two powers in Iran until the early twentieth century. The Russian-British rivalry in Iran intensified after the second round of Iran-Russia wars in the Caucasus, when the restoration of Iran’s historical rule over Herat was on the agenda of the Iranian government, resulting in the siege of Herat in 1837, an incident that caused British politicians to worry about Russia’s expansion in the western borders of India. The findings of this study indicate that the idea of ​​capturing Herat was partly influenced by Russians’ support to divert the Iranian government’s attention from the Caucasus. In addition, with the Herat crisis and Britain’s concern about the expansion of Russia’s influence on the borders of India, the creation of a buffer state became vital in the framework of India’s defense strategy. Under the circumstances that Russians were supporting the Iranian court during the siege of Herat, Palmerston’s regional and extra-regional aggressive policy, followed by Russians’ passive stance, led to the rapid deployment of force to the Persian Gulf and ended the campaign in Herat in favor of Britain. Afterwards, Britain stabilized its position in today’s Afghanistan. Contrary to other studies that mostly examine the issue of Herat in the framework of Iran’s relations with Britain, Russia, or the Emirate of Afghanistan, this article examines the issue of Herat’s siege in the context of the Great Game.

    Keywords: Great Game, Iran, Herat, Russia, Britain, India, Mohammad Shah
  • Ehsan Afkande *, Fateme Afshari Pages 21-41
    Scholars, in their study of Parthian numismatics, mostly emphasize the Hellenistic and Persian-Achaemenid heritage and ignore Scythian cultural elements. One of the most important motifs on these coins is the upright headgear of the king. The main purpose of this research is to examine the origin of early Arsacid kings’ headgear which is generally assumed to be an imitation of Achaemenid satrapal coins and Persian culture. Due to the Scythian background of the Arsacids, however, the article proposes a Scythian origin for this headgear. It examines the origin of this headgear by comparing Arsacid coins with Achaemenid, Scythian, and Greek motifs and classical sources. The result of our comparison indicates that the Arsacid headgear, unlike the soft and loose Persian one, has a striking resemblance with the stiff pointed Scythian headgear which is depicted in Achaemenid and Greek art. Consequently, it can be argued that the early Arsacid headgear was probably a sort of Scythian headgear belonging to Aparni or Dahaean tribes. The trace of this headgear can be found in some classical texts in which it is refered to as “kurbasia.” The study of the terms used for headgears in these texts illustrates that the word kurbasia, which was initially used for the Scythian headgear, in later periods, was confused with an upright ridged Persian headgear exclusively for the Achaemenid great king. Apart from their similar stiffness, it seems that both headgears had a common neck protection which further caused their misidentification.
    Keywords: Scythians, Persians, Kurbasia, Headgear, Arsacid coins
  • Pedram Jam * Pages 43-62
    Sasanians’ converting to Zoroastrianism and their relations with Zoroastrian clerics have been important issues of the history studies on the Sasanians. In the past one and a half century, a number of scholars, referring to a report on Sasan by Tabari, the eponymous ancestor of the Sasanians, have assumed religious office such as mobed, hērbed, or the guardian of the fire temple for him, and have taken it as evidence for the Sasanians’ presumed priestly lineage. Some have even considered the success of the Sasanians in overcoming the Arsacid Empire as an outcome of their new religious tendency. In addition, Agathias’s report on Ardashir I, the founder of the Sasanian dynasty, has also been used by some scholars as another piece of evidence to suppose a clerical rank for him. Reexamining Tabari’s report and evaluating it in the context of the Zoroastrian legal system, this study demonstrates that Sasan’s office in Anahit’s fire temple was not a priestly one, and Agathias’s report on Ardashir has nothing to do with priestly ranks. To the contrary, these reports, when considered together with all other evidence, confirm Sasanians’ connection with the local nobility of Fars region.
    Keywords: Sasanian Empire, genealogy, Sasan, Fire Temple, Anahit, Tabari, Agathias
  • Abdolrasool Kheirandish *, Mojtaba Tabrizniatabrizi Pages 63-81
    The title Cannoneer (Tūpchibāshi) became widespread with the increasing use of firearms since the early Safavid Era. According to the first references to this position during the reign of Shah Tahmasb I, a cannoneer was a skilled professional who was able to both cast (TūpRizi) and fire (TūpAndāzi) cannons. Since cannons were essentially in the hands of the central government, cannoneers soon became important people in the court. With the military reforms of Shah Abbas I, Cannoneer, maintaining the two aforementioned responsibilities, entered the military hierarchy and became one of the leaders of the army. After the two important wars of Yerevan (1635) and Qandahar (1648), both of which were won by means of the artillery, the standing of the artillery improved so that the office of cannoneer and the artillery unit were officially created in 1654. Since then, until the end of the Safavid Era, a cannoneer was a military official who commanded the artillery in war. Thus, Cannoneer and three other offices, namely Qurchibāshi (Commander of the Royal Bodyguards), Qullar Āghāsi (Commander of the Royal Slaves), and Tofangchi Āghāsi (Commander of the Royal Musketeers), became the four pillars of the Safavid army. This paper studies the emergence of Cannoneer in the army of the Safavid dynasty to clarify its position and tasks in the military ranks of that era.
    Keywords: Cannoneer, Cannon, Artillery, Firearm, Safavid army
  • Mojtaba Zurvani *, Reza Taheri Pages 83-102

    The conflict between reason and religion in the Iranian medieval history is an issue affected by the scientific sources of Muslims from the early centuries of the Islamic Era. Regardless of their commonalities, reason and religion are generally known to be opposing forces, as the observance of one undermines the other. Rational knowledge and religious science have each been either declining or growing depending on the historical circumstances. Ever since the emergence of Islam and through the course of its solidification, intellectuality, too, underwent an evolutionary process. Such evolution, however, can be interpreted neither as concordance or compromise between reason and religion, nor as absolute disagreement. Rather, it is a course towards supremacy resulting from the historical circumstances. The eleventh and twelfth centuries witnessed continuous conflicts between religion and intellect, as it is reflected in Ghazali’s books and Averroes’s rebuttals to them. Regardless of the abstract issues involved, the conflicts between Averroes and Ghazali provide an in-depth understanding of the historical context of intellect and Sharia in the course of the Islamic history. This confrontation is in fact the result of the development of rationality and the socio-political circumstances.

    Keywords: historical context, Conflict, Ghazali, Averroes, reason, Religion
  • Aboutaleb Soltanian * Pages 103-122

    In the final years of the First World War, the Jungle Movement went into a battle against the English troops resulted from the military changes of the Caucasian region. The English troops needed a quick passage to the Caucasus through Gilan, but the Jungle Movement prevented them and this culminated in a battle. This battle is one of the most important events in the history of the movement and it had a strong effect on its destiny. Hence, the study and analysis of it, particularly thetactics adopted by the movement and their effects, is very important. Therefore, the main goal of this article is to answer the questions as to what tactics the movement employed in the battle against the English and what the results of these tactics were for the movement. In general, four tactics are distinguished in this battle: regular warfare, partisan warfare, urban warfare, and peace. The analysis of the quality of these tactics demonstrates that, except for the partisan warfare, other tactics had negative results for the movement.

    Keywords: Jungle Movement, War, tactic, England, Russia
  • Alireza Soleymanzadeh * Pages 123-142
    There were few governments in ancient Iran that were completely protected from political turmoil and instability. The studies on the history of the Achaemenid Empire two centuries after the death of Cyrus the Great indicate that they faced many revolts and rebellions. When the Egyptians were informed of the death of Xerxes and the conflict that had arisen over his replacement, they decided to fight for their independence. Therefore, they immediately provided an army and from 460 to 454 BCE they rebelled against the Persians. The purpose of the present study is to examine the process of Egyptians’ insurrection during the reign of Artaxerxes I and to identify the factors that were effective in creating stability/instability or convergence/ divergence in the Egyptian territory under the rule of the Achaemenid. The results of the article indicate that in the satrapy of Egypt, there was an instability in the established political power and a temporary change of the positions of the politicians.
    Keywords: Achaemenid Empire, Egypt, Athens, Artaxerxes I, Long-handed, Inarus
  • EmadAdDin SheikhAlHokamaee *, Ramina Rezvan Pages 143-166

    Onomastics (or onomatology) refers to the study of proper names of any kind including the names of people (anthroponyms) and places (toponyms). The purpose of this article is to explain different aspects of onomastics and its related knowledge, as well as its necessity and importance. Scrutinizing onomastics research background and the status of this knowledge in scientific studies of Iran is the other purpose of this article. Since names change with geography, language, religion, and time, studying the process of these changes at different historical periods and geographical areas can answer many questions. In fact, the importance of Onomastics is its secondary functions, such as cultural, social, political, and historical ones, which can have important results. For instance, it can determine the reasons for the changes in the names of people and places in different historical periods as well as the extent of the influence of different languages ​​in a particular geographical area. It is important to consider that onomastics in Iran requires further research in various branches; because most of the studies on names are devoted to the contemporary period and the names before this period have been given less attention.

    Keywords: onomastics, Iranian anthroponyms, Iranian toponyms, Iranian proper names, Iranian historical titles
  • Kolsoum Ghazanfari *, Soroosh Sharifian Pages 167-185
    Revision of the genealogy and chronology of the Arsacid dynasty has been the pivot of Farhad Assar’s studies in recent years. Simonetta, who finds errors in Assar’s schema, has himself ignored several key numismatic parameters and his proposed chronology is, thus, in contrast with the widely accepted Sellwood-Mørkholm schema. Sellwood and Mørkholm had already established a meticulous chronology of the drachms and tetradrachms of the “Dark Age” of the Arsacid. Although their schema has some minor defections, it rarely contradicts the extant documents from the Dark Age. This research compares the proposed schemas of Simonetta and Assar to determine which one is reliable. The results reveal inconsistencies between Simonetta’s ideas and the extant historical and numismatic documents. Furthermore, Simonetta ignores the political circumstances of the first months of the reign of Orodes I. Assar’s proposed chronology of the coins agrees well with extant documents from the Dark Age. Simonetta’s conclusions, however, should be used with caution and those who are willing to adopt them in further studies should ensure their reliability.
    Keywords: Arsacid, Dark Age, Numismatics, Chronology, Sellwood, Farhad Assar, Simonetta
  • Yazdan Farrokhi * Pages 187-206
    The poetic and mystical aspects of Rumi’s Masnavi are very striking, but, as in other texts, the influence of the poet’s historical era is detectible so that it reflects the social realities of its period. Therefore, Masnavi could also be considered as historical evidence that may be used by contemporary historians as a source of information about the time of the poet. “Tabriz’s Muhtasib” is a poem in Masnavi that apparently reveals some of the poet’s viewpoints on his time. This research argues that the changes in the character Muhtasib and in the location of the story correspond with the abolition of the establishment of Hisbah and the election of Tabriz as the capital of the Ilkhanate Empire on the one hand and the importance of Omar, the second caliph of the Rashidun Caliphate, in Hisbah affairs and Rumi’s interest in him on the other. These events influenced Rumi’s recreation of this ancient story and caused it to contain historical connotations.
    Keywords: Rumi, Hisbah, Tabriz, Masnavi, Muhtasib
  • Ali Kalirad * Pages 207-230

    The city of Vladikavkaz, founded during the expansion of the Russian Empire to the Caucasus in the late eighteenth century, gradually attracted immigrants from inside and outside the empire. This city, especially since the second half of the nineteenth century, became one of the destinations for permanent and temporary migrations from Persia. With the increase of the Iranian population in Vladikavkaz and the surrounding areas, the Iranian consulate was established there in 1897. The aim of this study is to provide a general overview of the activities of Iranian officials and immigrants in Vladikavkaz since the establishment of the Iranian consulate in 1897 until the collapse of the Tsarist Empire and the outbreak of civil war in Russia based on the consular records in the archive of Iran’s Ministry of Foreign Affairs. Through its efforts to establish and maintain a Shia mosque, Nowruz School, and Hemmat Association, the Iranian consulate played an important role in supporting solidarity among the Iranian diaspora in the city and protecting the rights of the Iranian citizens. However, the affairs with the Russian Empire, hostility and rivalry inside the Iranian Foreign Ministry, and financial problems were the main challenges faced by the Persian consul in Vladikavkaz.

    Keywords: Vladikavkaz, North Caucasus, Consulate, Iranian consulate, Iranian Diaspora, Russo-Iranian relations
  • Ali MashhadiRafi *, MohammadBagher Vosoughi Pages 231-250

    The Safavid government, like many other monarchies in the history of Iran, had a bureaucratic and patrimonial structure. Although such a political system appears at first glance to be an absolute monarchy in which all decisions are made by the head of the hierarchy of political power, because of the existence of bureaucracy there was an opportunity of forming assemblies of advisers. In fact, besides the seeming role of the ruling king in making all decisions, there were some decision-making institutions in between the internal layers of the monarchy. These institutions finalized and then issued decisions in the form of the king’s orders or other high-level seniors’ instructions. Considering the frequent use of the term “Majles-e Behesht-Ayin” (The Royal Assembly of the Safavid Senior Officials) in historical texts of the Safavid Era, which mostly refers to the consultation gatherings in the Safavid royal court, there seems to be evidence for the existence of a royal assembly in such gatherings. Therefore, this research aims at proving the existence of a royal assembly of the Safavid senior officials and illustrating a clear image of its status and functions in the decision-making system of the Safavid royal court.

    Keywords: Consultation assembly, decision-making system, Safavid royal court, royal officials, Majles-e Behesht-Ayin