فهرست مطالب

دامپزشکی ایران - پیاپی 66 (بهار 1399)
  • پیاپی 66 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • بهاره ایزدی، مهدی محبی فانی، سعید حسین زاده*، سید شهرام شکرفروش، آریا رسولی، سعید نظیفی صفحات 5-14
    باکتری باسیلوس کوآگولانس به عنوان یک پروبیوتیک اسپوردار مقاوم به شرایط محیطی و دستگاه گوارش معرفی شده است.  توانایی تشکیل اسپور این پروبیوتیک را در برابر استرس های تکنولوژیکی در فرآیند تولید و نگهداری مقاوم می سازد.  هدف از مطالعه ی حاضر بررسی اثر باکتری باسیلوس کواگولانس (باسیلاک®) به صورت افزودنی جیره ی غذایی گاو بر روی سطح تولید، ماده ی خشک، درصد چربی، پروتیین خام، کازیین، پروتیین سرم و نیز بار میکروبی و تعداد سلول های سوماتیک شیر به عنوان شاخص های اقتصادی و بهداشتی شیر بوده است.  این مطالعه بر روی 33 راس گاو شیری نژاد هلشتاین در دو گروه شاهد (16 راس) و آزمایش (17 راس) صورت گرفت.  پروبیوتیک، روزانه به مدت 63 روز به میزان 2 گرم به ازاء هر گاو به غذا اضافه شد و هر 21 روز، در سه نوبت از شیرگاوها نمونه گیری به عمل آمد.  افزودن پروبیوتیک باسیلوس کواگولانس بر میزان تولید، ماده ی خشک، چربی، لاکتوز، پروتیین سرم شیر، تعداد سلول های سوماتیک و بار میکروبی شیر تاثیری نداشت، اما سطح پروتیین و کازیین شیر در گروه آزمایش با مصرف این پروبیوتیک روندی افزایشی نشان داد.  در روزهای 42 و 63 مطالعه سطح پروتیین در گروه آزمایش نسبت به گروه شاهد بیش تر بود.  سطح کازیین نیز در گروه آزمایش در روزهای 42 و 63 بیش تر بود.  استفاده از پروبیوتیک باسیلوس کوآگوانس می تواند به عنوان یک عامل افزایش دهنده ی فاکتورهای کیفی شیر و بهبود کیفیت فرآورده های لبنی سودمند باشد.
    کلیدواژگان: شیر، پروبیوتیک، باسیلوس کواگوانس، پروتئین و کازئین، گاو
  • محمدرضا بهرامی، ایمان حاج خدادادی*، حسینعلی قاسمی صفحات 15-24

    امروزه به دلایل مختلف استفاده از اسانس گیاهان دارویی به عنوان جایگزین آنتی بیوتیک ها در جیره گسترش یافته است که افزایش کارایی استفاده از اسانس ها می تواند استفاده را توسعه بیش تر بدهد.  این آزمایش به منظور بررسی اسانس آویشن خالص و محافظت شده با مواد بیولوژیک بر برخی مولفه‎های بافت شناختی دستگاه گوارش و هماتولوژی در جوجه‎های گوشتی صورت گرفت.  آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با تعداد 192 جوجه ی گوشتی سویه ی راس 308 در 4 تیمار، 4 تکرار و 12 جوجه ی گوشتی در هر تکرار انجام شد.  تیمارهای آزمایشی شامل: 1) جیره ی پایه بدون افزودنی (کنترل) ، 2) جیره ی پایه دارای 2/0 گرم در کیلوگرم اسانس آویشن، 3) جیره ی پایه دارای 2/0 گرم در کیلوگرم اسانس آویشن محافظت شده با مواد بیولوژیک، 4) جیره ی پایه دارای 1/0 گرم در کیلوگرم اسانس آویشن محافظت شده با مواد بیولوژیک بودند.  مولفه‎ی طول ویلی در دیودنوم روده ی جوجه‎های گوشتی بدین صورت بود که تمامی تیمارها نسبت به تیمار شاهد دارای تفاوت معنی‎دار بودند.  همچنین نسبت طول ویلی به عمق کریپت دیودنوم بین تیمار‎های حاوی افزودنی نسبت به تیمار شاهد دارای تفاوت معنی‎دار بودند.  نسبت طول ویلی به عمق کریپت ژژنوم روده ی جوجه‎های گوشتی در تیمار حاوی 1/0 گرم در کیلوگرم اسانس آویشن محافظت شده دارای تاثیری برابر با تیمار 2/0 گرم در کیلوگرم خالص آویشن بود و با تیمار شاهد دارای تفاوت معنی‎دار بودند.  درصد لنفوسیت، هتروفیل، مونوسیت، ایوزینوفیل و بازوفیل بین تیمارهای آزمایشی دارای اختلاف معنی‎داری نشد.  نسبت هتروفیل به لنفوسیت نیز با عدم معنی‎داری همراه بود.  در مجموع می‎توان بیان داشت که بهبود در وضعیت صفات هیستومورفولوژیک تحت تاثیر تیمار آزمایشی 1/0 گرم در کیلوگرم نسبت به تیمار شاهد مشاهده شد و محافظت کردن اسانس آویشن می‎تواند منجر به بهبود صفات بافت شناسی شده و بازدهی استفاده از اسانس های گیاهی را در جیره بهبود دهد.

    کلیدواژگان: آویشن، جوجه ی گوشتی، هیستومتری، کبد، روده باریک، هماتولوژی
  • احمدعلی ثابتان شیرازی*، احمد حسن آبادی، محمدجواد آگاه، حسن نصیری مقدم صفحات 25-33

    این پژوهش به منظور بررسی اثرات پودر دانه ی گشنیز و آلفا-توکوفریل استات بر پاسخ سیستم ایمنی، شاخص های آنتی اکسیدانی و برخی فراسنجه های خونی جوجه های گوشتی انجام شد.  تعداد 240 قطعه جوجه ی گوشتی یک روزه سویه ی کاب 500 در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار، سه تکرار و 20 قطعه جوجه در هر تکرار توزیع و تا سن 42 روزگی نگهداری  شدند.  تیمارها شامل، تغذیه شده با جیره ی پایه بدون افزودنی (کنترل منفی)، جیره ی پایه حاوی 250 میلی گرم در کیلوگرم آلفا-توکوفریل استات (کنترل مثبت) و جیره های پایه حاوی 3/0 و 6/0 درصد پودر دانه ی گشنیز بودند.  در سنین 35 و 42 روزگی، دو پرنده از هر تیمار انتخاب شدند و از نظر پاسخ سیستم ایمنی همورال مورد ارزیابی قرار گرفتند.  میزان مالون دی آلدیید (MDA)، آنزیم های آنتی اکسیدانی پلاسما، تری گلیسیرید، کلسترول، HDL، LDL و VLDL در 42 روزگی اندازه گیری شدند.  عیار آنتی بادی تام و ایمنوگلوبولین M در پاسخ اولیه به تزریق SRBC در تیمارهایی که دانه ی گشنیز و آلفا-توکوفریل استات مصرف کرده بودند نسبت به گروه کنترل منفی بالاتر بود اما در پاسخ ثانویه تفاوت معنی داری در بین گروه ها مشاهده نشد.  استفاده از پودر دانه ی گشنیز منجر به افزایش معنی دار فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی سوپراکسیددیسموتاز و گلوتاتیون پراکسیداز و کاهش مالون دی آلدیید پلاسمای خون جوجه های گوشتی شد.  مقدار تری گلیسرید و کلسترول سرم خون در گروه های تغذیه شده با پودر دانه ی گشنیز و آلفا- توکوفریل استات به طور معنی داری کم تر از گروه کنترل منفی بود.  نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از سطوح 3/0 و 6/0 درصد دانه ی گشنیز در جیره ی جوجه ی گوشتی سبب تقویت سیستم ایمنی، کاهش اکسیداسیون و تعادل فراسنجه های خونی می شود.

    کلیدواژگان: دانه گشنیز، آلفا-توکوفریل استات، فراسنجه های خونی، شاخص های آنتی اکسیدانی، جوجه گوشتی
  • جواد حبیبی زاد*، قاسم حسینی، موسی زرین، صدیف استادیان، مهرداد معمار صفحات 34-39
    به منظور بررسی تاثیر دزهای گوناگون eCG بر عملکرد تولیدمثلی بزهای بومی استان کهگیلویه و بویراحمد، از 75 راس بز (3-2 ساله و میانگین وزنی 9/1±46) در اواخر فصل تابستان (آزمایش اول) و 75 راس بز (4-3 ساله و میانگین وزنی 6/2±45) در اوایل فصل بهار (آزمایش دوم) استفاده شد.  چرخه فحلی بزها با استفاده از اسفنج های پروژسترون دار در یک دوره 18روزه همزمان شد.  در هر آزمایش یک روز قبل از برداشت اسفنج، به گروه های آزمایشی به ترتیب 300، 400، 500 و 600 واحد بین المللی eCG، تزریق و یک گروه به عنوان شاهد در نظر گرفته شد.  نتایج نشان داد که در فصل تابستان، گروه های دریافت کننده ی 500 و 600 واحد بین المللی eCG و گروه شاهد بزغاله زایی کم تری نسبت به بقیه ی گروه ها داشتند.  میزان فکاندیتی در تیمارهای دریافت کننده ی 400 و 500 واحد بین المللی eCG (به ترتیب 2/1 و 13/1)، نسبت به سایر گروه ها بیش تر بود.  نتایج در فصل بهار نشان داد که دزهای بیش از 300 واحد بین المللی eCG، سبب شد همه ی بزها در مدت 42 ساعت فحل شوند و در گروه های دریافت کننده ی دزهای 500 و 600 واحد بین المللی eCG، نسبت به بقیه گروه ها، زمان آغاز فحلی به طور معنی داری زودتر بود.  نتایج نشان داد که درصد سه قلوزایی با افزایش دز eCG تا سطح 500 واحد، افزایش پیدا کرد و اختلاف میزان فکاندیتی و پرولیفیکیسی بین گروه های مختلف تیماری تمایل به معنی داری داشت و این فراسنجه ها در گروه دریافت کننده ی 500 واحد بین المللی eCG، نسبت به سایر گروه های تیماری، بیش تر بود.  نتایج این مطالعه به طور کلی نشان داد که در اواخر تابستان و اوایل بهار به ترتیب دزهای 400 و 500 واحد بین المللی eCG، بیش ترین تاثیر را در افزایش نرخ آبستنی، نرخ دوقلوزایی و میزان فکاندیتی در بزهای بومی داشت.
    کلیدواژگان: عملکردتولیدمثلی، گونادوتروپین جفت اسب سانان، نرخ آبستنی، نرخ دوقلوزایی، بز
  • جواد شفائی نوده، رضا نارنجی ثانی*، حمید استاجی، اشکان جبلی جوان، حسن هاشم زاده صفحات 40-48
    بیماری اسهال ویروسی گاو یکی از عوامل ویروسی ایجاد ورم پستان در گاو و بروز خسارات اقتصادی در گله می باشد.  این ویروس با آسیب به سرپستانک، مجاری پاپیلاری و سرکوب سیستم ایمنی می تواند سبب حساسیت بیش تر برای ابتلا به موارد ورم پستان باکتریایی شود.  هدف از انجام این مطالعه بررسی ارتباط بین تعداد سلول های سوماتیک و میزان آلودگی به ویروس اسهال ویروسی گاوی در مخزن شیر گله های شیری شهرستان سمنان می باشد.  برای انجام این مطالعه از مخزن ذخیره ی شیر 40 گله گاو شیری هلشتاین در شهرستان سمنان نمونه برداری صورت گرفت.  جهت تایید وجود ویروس اسهال ویروسی گاو در منبع ذخیره ی شیر از روش الایزا استفاده گردید.  همچنین جهت شمارش سلول های سوماتیک شیر از دستگاه دلاوال و برای اندازه گیری درصد چربی و پروتیین به ترتیب از روش های ژربر و تیتراسیون فرمل استفاده گردید.  تعداد سلول های سوماتیک مخزن ذخیره ی شیر در گله های اسهال ویروسی گاو منفی (103×96/57±103×25/464) و اسهال ویروسی گاو مثبت (103×17/79±103×08/618) اختلاف معنی داری نداشتند.  همچنین درصد پروتیین، چربی و تعداد کل باکتری شیر در گله های مثبت و منفی اختلاف معنی داری نشان ندادند.  در مجموع نتایج این تحقیق نشان داد که در منطقه ی مورد مطالعه ارتباط معنی داری بین تیتر آنتی بادی بیماری اسهال ویروسی گاو در مخزن شیر گله ها و تعداد سلول های سوماتیک مخزن ذخیره ی شیر و کیفیت آن وجو ندارد.
    کلیدواژگان: اسهال ویروسی گاو، سلول های سوماتیک، چربی شیر، پروتئین شیر
  • نیما شیری، سیاوش سلطانیان*، طهورا شمالی صفحات 49-62
    بروز پدیده ی مقاومت به آنتی بیوتیک ها در عوامل باکتریایی بیماری زا در پی مصرف بی رویه از یک سو و اهمیت به کار گیری آنتی بیوتیک ها در همه گیری های همراه با شکست های سنگین اقتصادی از سویی دیگر، سبب شده است تا یافتن دوز بهینه ی بالینی اهمیت خاصی داشته باشد.  پژوهش حاضر با هدف تعیین دوزاژ بهینه ی بالینی آنتی بیوتیک به روش خوراکی در ماهیان قزل آلای رنگین کمان مبتلا به بیماری استرپتوکوکوزیس/ لاکتوکوکوزیس و همچنین ردیابی باقیمانده ی دارویی در کبد و ماهیچه ی آن ها انجام شد.  بدین منظور، نخست میانه ی دوز کشنده (LD50) باکتری های استرپتوکوکوس اینیایی و لاکتوکوکوس گارویه برای ماهیان به کمک ثبت تلفات روزانه و محاسبه رگرسیون پروبیت به دست آمد.  این دوزها برای آزمایش تعیین میانه ی دوز موثر (ED50) در گروه های کنترل و تحت درمان خوراکی با دوزاژهای mg/kg-1 BW 5، 10، 20 و 40 فلورفنیکل به مدت 10 روز متوالی به کار گرفته شدند.  1، 5 و 10 روز پس از دوره ی درمانی، از کبد و ماهیچه ی ماهیان نمونه برداری شده و پس از مراحل آماده سازی و تهیه ی استانداردها، سنجش غلظت باقیمانده ی دارویی از طریق کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) انجام شد.  مقادیر ED50 فلورفنیکل خوراکی برای L. garvieae و S. iniae به ترتیب برابر با mg/kg BW 52/14 و 49/15 به مدت 10 روز متوالی به دست آمد.  بیشینه ی حد باقیمانده (MRL) در روز دهم نمونه برداری در کبد و ماهیچه به ترتیب µg/g BW (064/0±)461/0 و (103/0±)622/0 و به طور معنی داری کم تر از مقدار مجاز استاندارد آژانس اروپایی ارزیابی محصولات دارویی بود.  دوزاژ بهینه ی بالینی فلورفنیکل در ماهیان مبتلا به این بیماری معادل میانگین میانه ی دوز موثر دارو برابر با mg/kg BW 15 برای 10 روز متوالی شناخته شده است که پس از به کارگیری این دوزاژ حداقل 10 روز زمان لازم است تا مصرف کننده بتواند از این ماهیان استفاده خوراکی کند.
    کلیدواژگان: میانه دوز کشنده، میانه دوز موثر، استرپتوکوکوزیس، لاکتوکوکوزیس، باقیمانده فلورفنیکل
  • مسعود طالب خان گروسی*، یاسین تیموری، تقی زهرائی صالحی، فرامرز قراگوزلو صفحات 63-70
    اندومتریت عفونی در مادیان ناشی از مایکوپلاسما اکویی جنیتالیوم باعث کم باروری، ناباروری، سقط، کاهش کره زایی و ضرر اقتصادی در صنعت پرورش اسب می شود.  هدف از این مطالعه، بررسی شیوع و آلودگی مادیان ها به مایکوپلاسما اکویی جنیتالیوم در اطراف تهران بود.  در این مطالعه از 138 راس مادیان به ظاهر سالم، به طور تصادفی در باشگاه های پرورش و نگهداری اسب، اسب های مستقر در مراکز تحقیقاتی اطراف تهران و مادیان های دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران در دو گروه آبستن و غیرآبستن نژادها و سنین مختلف نمونه برداری به عمل آمد.  نمونه ها از دو ناحیه ی گودی و سینوس کلیتورال (138 نمونه) و واژینال (138 مورد) با استفاده از سوآب استریل تهیه گردید سپس در محیط انتقالی و در کنار یخ به آزمایشگاه میکروب شناسی حمل شدند.  موارد تهیه شده، در محیط PPLO آگار و براث کشت داده شدند.  از تعداد 276 نمونه ی اخذ شده، تعداد 7 نمونه از 5 راس (62/3 درصد) مادیان دارای کلونی مایکوپلاسما اکویی جنیتالیوم بود و 23 (6/16 درصد) راس از کل نمونه ها مشکوک بودند که با آزمون های مولکولی تایید تشخیص داده شدند.  مادیان های 2> سال، فاقد آلودگی بوده و سن دام های آلوده بین 2 الی 20 سال بود.  دام های غیرآبستن آلوده به مایکوپلاسما اکویی جنیتالیوم بودند و دام های آبستن فاقد هرگونه آلودگی می باشند.  فقط 2 (44/1 درصد) راس از مادیان های دارای آلودگی از ناحیه ی کلیتورال و واژینال بودند.  چهار (89/2 درصد) راس از مادیان ها دارای سابقه ی تلقیح بوده که 3 (03/3 درصد) راس از آن ها دارای تلقیح طبیعی بودند.  سه (17/2 درصد) راس از دام های آلوده از اسب های نژاد تروبرد بودند.  کلیه ی اسب های آلوده، به منظور سوارکاری استفاده می شدند.  نتیجه گرفته می شود که تعدادی از مادیان های به ظاهر سالم غیرآبستن باشگاه های سوارکاری اطراف تهران که دارای سابقه ی جفت گیری بودند، آلوده به مایکوپلاسما اکویی جنیتالیوم بودند.
    کلیدواژگان: مادیان، سیستم تولید مثل، مایکوپلاسما اکوئی جنیتالیوم، تهران-ایران
  • امید عباسی، محسن دانشیار* صفحات 71-81

    گیاهان دارویی پونه و آویشن از گیاهان موثر بر عملکرد و سیستم ایمنی طیور هستند. این آزمایش جهت بررسی تاثیر مصرف سطوح مختلف صفر، 25/0 ، 5/0 و 1 درصد مخلوط گیاهان پونه و آویشن (به نسبت مساوی) بر عملکرد، اندامهای داخلی، خصوصیات لاشه و سیستم ایمنی بلدرچین های ژاپنی انجام گرفت. روش کار برای این منظور از 200 قطعه بلدرچین ژاپنی 14 روزه در قالب یک طرح کاملا تصادفی با 4 تیمار و 5 تکرار برای هر یک (10قطعه جوجه در هر تکرار) استفاده شد. مصرف مخلوط پونه و آویشن تاثیر معنی داری بر افزایش وزن، مصرف خوراک و ضریب تبدیل خوراک در هفته های مختلف و کل دوره بلدرچین های ژاپنی نداشت (05/0 >P). وزن طحال تحت تاثیر همه سطوح مخلوط گیاهی به طور معنی داری افزایش یافت و بیشترین افزایش مربوط به پرندگان تغذیه شده با 1 درصد مخلوط پونه و آویشن بود (05/0 <P). ازدیاد حساسیت تاخیری (ایمنی سلولی) تحت تاثیر سطوح مخلوط گیاهان آویشن و پونه به طور معنی داری کاهش یافت و با افزایش سطح مخلوط گیاهی، کاهش بیشتری برای این پارامتر مشاهده گردید (05/0<P). مصرف سطوح 5/0 و 1 درصد مخلوط آویشن و پونه منجر به افزایش تیتر پادتن در مقایسه با سطح پایین مخلوط گیاهی و تیمار شاهد گردید (05/0<P). مصرف همه سطوح مخلوط گیاهی باعث مقادیر بالاتر تکثیر لنفوسیتی و انفجار تنفسی در مقایسه با تیمار شاهد گردید (05/0<P). به طور کلی، مصرف سطوح 5/0 و 1 درصد مخلوط پودر آویشن و پونه در بلدرچین های ژاپنی موجب افزایش تیتر پادتن علیه پادگن گلبول قرمز گوسفند، تکثیر لنفوسیتی، قابلیت انفجار تنفسی و کاهش ازدیاد حساسیت تاخیری می گردد.

    کلیدواژگان: بلدرچین ژاپنی، پونه، آویشن، عملکرد تولید، ایمنی سلولی
  • محمدرضا مشایخی، نعیم عرفانی مجد، محسن ساری*، مرتضی رضایی صفحات 82-93
    این تحقیق جهت بررسی خصوصیات تخمیری شکمبه و تغییرات هیستومورفومتری شکمبه و شیردان، ناشی از افزودن اوره آهسته رهش و ملاس به جیره ی غذایی گوسفندان پرواری انجام شد.  پژوهش در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار شامل شاهد، دو منبع نیتروژن غیر پروتیینی اوره ی معمولی (6/1 درصد) و اوره ی آهسته رهش (8/1 درصد) با و بدون ملاس (صفر و 20 درصد) و 7 تکرار با استفاده از 35 راس بره ی نر نژاد عربی، به مدت 105 روز انجام شد.  جیره‏های مورد استفاده شامل 70 درصد کنسانتره و 30 درصد علوفه بودند.  در مقایسه با جیره ی شاهد، استفاده از اوره ی آهسته رهش باعث کاهش غلظت استات شد.  افزودن ملاس به جیره موجب افزایش غلظت بوتیرات و کل اسیدهای چرب فرار شکمبه نسبت به جیره ی شاهد شد.  در جیره ی شاهد، pH شکمبه نسبت به تیمار های حاوی منابع نیتروژن غیر پروتیینی پایین تر بود.  در مقایسه با اوره ی معمولی، استفاده از اوره ی آهسته رهش با و بدون ملاس، در جیره ی غذایی، باعث افزایش عمق غدد معده ای، کاهش ضخامت طبقه ی زیر مخاطی و نیز کاهش ضخامت طبقه ی عضلانی شد.  افزودن ملاس باعث افزایش ارتفاع سلول‏های پوششی و کاهش تعداد سلول های مرزنشین و اصلی شیردان شد.  در مطالعات سلولی اثرات تخریبی سلول های پوششی و افزایش بافت لنفوییدی منتشر ناشی از ملاس مشاهده شد.  به طور کلی تفاوت معنی داری بین منابع نیتروژن غیر پروتیینی مورد استفاده روی ساختار بافت دستگاه گوارش مشاهده نشد.  با توجه به اثرات مخرب ساختاری استفاده از ملاس بر بافت‏های اندام‏های گوارشی مورد بررسی، استفاده از 20 درصد ملاس قابل توصیه نمی‏باشد.
    کلیدواژگان: اوره آهسته رهش، ملاس، جیره پر کنسانتره، اسیدهای چرب فرار، هیستومورفومتری شکمبه شیردان
  • بهمن مصلی نژاد*، داریوش غریبی، رضا آویزه، روزبه عباسی صفحات 94-104

    کمپیلوباکتریوز یک بیماری مشترک بین انسان و دام است که موجب اسهال در انسان، سگ، گربه و دیگر حیوانات اهلی و وحشی می شود.  هدف از انجام مطالعه ی حاضر، بررسی آلودگی به کمپیلوباکتر در گربه های خانگی ارجاعی به بیمارستان دامپزشکی دانشگاه شهید چمران اهواز بود؛ همچنین فاکتورهای خطر نظیر سن، جنس، نژاد، وضعیت تغذیه و روش زندگی (محیط باز یا بسته) بررسی شدند.  در این تحقیق، نمونه ی مدفوع از 101 قلاده گربه (35 گربه ی اسهالی و 66 گربه ی به ظاهر سالم) تهیه و به دو روش کشت و PCR مورد آزمایش قرار گرفتند.  در کشت باکتریایی، تنها 2 مورد از نظر کمپیلوباکتر مثبت بودند (98/1 درصد)؛ اما در روش PCR، 37 مورد آلودگی به کمپیلوباکتر تعیین گردید (63/36 درصد).  شایع ترین گونه ی کمپیلوباکتر در میان گربه های ارجاعی، کمپیلو باکتر آپسالینسیس و کمپیلوباکتر کولای بودند که به ترتیب 23 و 7 مورد (16/62 و 91/18 درصد) از 37 مورد مثبت تشخیص داده شده را به خود اختصاص دادند.  یک شیوع پایین تر از آلودگی به کمپیلوباکتر ژژونی در 4 مورد (81/10درصد)، برای عفونت هم زمان به گونه های کمپیلوباکتر کولای و ژژونی 2مورد (40/5 درصد) و گونه های کمپیلوباکتر آپسالینسیس و لاری 1 مورد (70/2 درصد) مشخص گردید.  میزان شیوع در گربه های اسهالی و سالم به ترتیب 14/57 و 75/25 درصد تعیین گردید.  از نظر آماری، در روش PCR، ارتباط معنی داری بین آلودگی به کمپیلوباکتر در گربه های سالم و اسهالی وجود داشت؛ همچنین فاکتورهای سن، نژاد، تغذیه و روش زندگی، تفاوت معنی داری را نشان دادند؛ اما فاکتور جنس تاثیر معنی داری در آلودگی به کمپیلوباکتر نداشت.  در مجموع به دلیل حضور مکرر گونه های کمپیلوباکتر در مدفوع گربه ها، این اجرام می توانند به عنوان یک عامل مخاطره آمیز، برای سلامت عمومی نقش بازی کنند.  بر این اساس، تست های دوره ای و جدا کردن گربه های اسهالی از دیگر حیوانات، به خصوص گربه هایی که از گوشت خام استفاده و در پناهگاه زندگی می کنند، اهمیت زیادی دارد.

    کلیدواژگان: کمپیلوباکتر، کشت، PCR، گربه، اهواز
  • وحید نجارنژاد*، قادر جلیل زاده امین، عبدالغفار اونق، کامیار اسلامی اسلامی میلانی، علی اصغر تهرانی صفحات 105-113

    کاندیدا آلبیکنس به عنوان فلور طبیعی فرصت طلب در سطح پوست و مخاطات زندگی می کند که با فراهم شدن شرایط و رشد بیش از حد، باعث بروز علایم بالینی کاندیدیازیس می گردد.  تجویز پروفیلاکتیک و درمانی برخی داروهای ضد قارچ باعث ایجاد مقاومت دارویی شده است، لذا امروزه نیاز به معرفی داروهای جدیدتری جهت درمان کاندیدیازیس می باشد.  در این تحقیق از 12 راس بز ماده 8 ماهه با وزن تقریبی 20 کیلوگرم استفاده شد.  حیوانات بعد از ایجاد کاندیدیازیس واژنی با کاندیدا آلبیکنس (PTCC: 5027)، به صورت کاملا تصادفی به چهار گروه درمان شونده با عصاره ی اتانولی بره موم، درمان شونده با پماد نیستاتین، درمان شونده با گلیسرین و گروه عدم درمان تقسیم شدند.  در این تحقیق جراحات مخاطی ظرف مدت 5 روز ایجاد گردید.  عصاره ی اتانولی بره موم طی مدت 5 روز و نیستاتین طی مدت 7 روز نشانه های بالینی کاندیدیازیس واژنی را برطرف کردند.  جراحات مخاطی ایجاد شده در گروه های درمان شونده با گلیسرین و عدم درمان تا 3 هفته بعد با گذشت زمان وخیم تر شدند.  در بررسی بافت شناسی نیز اثرات ضد التهابی، ترمیم ضایعات، بازسازی غدد عرق، سباسه و فولیکول های مو و حذف آبسه از درم، در گروه های درمانی با عصاره ی اتانولی بره موم و نیستاتین نسبت به گروه های عدم درمان و درمان شده با گلیسرین به طور واضحی مشخص بود.  نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که عصاره ی اتانولی بره موم در مقایسه با نیستاتین در مدت زمان کوتاه تری قادر به درمان جراحات کاندیدیازیس واژنی در بز است.

    کلیدواژگان: کاندیدا آلبیکنس، کاندیدیازیس واژنی، عصاره اتانولی بره موم، بز
  • سهیل همتی، مجید غلامی آهنگران*، بنفشه حیدری صفحات 114-123

    آنتی اکسیدان ها با ایجاد اختلال در روند تولید رادیکال های آزاد و با خنثی سازی استرس اکسیداتیو می توانند باعث افزایش تکثیر سلول های زایای بیضه و بهبود کمی و کیفی شاخص های تخصصی باروری اسپرم در مرغ های مادر شوند.  عصاره ی گیاه هفت بند (پلی گونوم آویکولار) دارای مقادیر زیادی ترکیبات فنولیک و فلاونویید بوده و خاصیت آنتی اکسیدانی بالایی دارد.  هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر عصاره ی هفت بند بر پارامترهای بیولوژیک اسپرم در خروس می باشد.  در این بررسی، عصاره ی هیدروالکلی گیاه هفت بند در چهار غلظت صفر، 500، 1000 و 2000 میلی گرم در لیتر تهیه و به مدت یک هفته به آب آشامیدنی خروس های بالغ نژاد رسمی گلپایگان اضافه شد.  پس از یک هفته تاثیر دوز های مختلف عصاره بر پارامترهای بیولوژیک اسپرم (تعداد، تحرک، زنده مانی و مورفولوژی نرمال اسپرم) مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت.  به منظور ارزیابی ناهنجاری های اسپرم از رنگ آمیزی پاپانیکولا استفاده شد.  بیش ترین تعداد اسپرم زنده با بالاترین تحرک و مورفولوژی نرمال در گروه دریافت کننده ی 2000 میلی گرم عصاره ی هفت بند مشاهده گردید.  همچنین، استفاده از دوز بالای عصاره موجب کاهش معنی دار ناهنجاری های سر، قطعه ی میانی و دم اسپرم گردید.  به طور کلی، استفاده از عصاره ی هیدروالکلی گیاه هفت بند موجب بهبود برخی از پارامترهای بیولوژیک اسپرم شد.  به نظر می رسد هفت بند به دلیل دارا بودن مقادیر بالای ترکیبات آنتی اکسیدانی فنولیک و فلاونویید موجب بهبود کیفیت اسپرم در ماکیان می گردد.

    کلیدواژگان: اسپرم، باروری، گیاه هفت بند، پلی گونوم آویکولار، ماکیان
|
  • Bahareh Izadi, Mehdi Mohebbi Fani, Saeid Hosseinzadeh *, Seyed Shahram Shekarforoush, Aria Rasooli, Saeed Nazifi Pages 5-14
    Bacillus coagulans is a spore-based probiotic, resistant to environmental and gastrointestinal conditions. The ability to form spores makes this probiotic resistant to technological stresses. The purpose of this study was to investigate the effects of Bacillus coagulants (Bacilact®) as a food additive on the production level, dry matter, fat percentage, crude protein, casein, serum protein, and microbial load, and the number of the somatic cell as important economic and health indicators of raw milk of cattle. This study was performed on 33 Holstein breeders divided into two groups; control (16 heads) and experimental (17 heads). Probiotics were added daily for 63 days at a rate of 2 grams per each cow. Sampling was completed every 21 days from starting the study. The addition of probiotic Bacillus coagulans did not affect the levels of milk production, dry matter, fat, lactose, milk serum, somatic cell count, and microbial load, but the level of protein and casein in the experimental group were increased. At days 42 and 63, protein levels were higher in the experimental group. The level of casein was higher in the experimental group on the days 42 and 63. Using probiotic Bacillus coagulans can be considered as an improving factor to increase the quality of milk and the quality of dairy products.
    Keywords: Milk, Probiotic, Bacillus Coagulans, Casein, Cow
  • MohammadReza Bahrami, Iman Hajkhodadadi *, HosseinAli Ghasemi Pages 15-24

    Nowadays, replacing antibiotics with herbal essence in the broiler diet has been raised but different essence processing methods can improve essence efficiency. This study performed to investigate dietary pure and encapsulated thyme essence on histometry of some part of the intestinal tract, liver, and hematology of broilers. A total of 192, day-old male broilers (Ross 308) were randomly assigned to four treatments. This experiment was conducted in a completely randomized design with 4 treatments, 4 replicates, and 12 broiler chicks per each replicate. The experimental treatments consist 1) basal diet as control group 2) basal diet + 0.2 g/kg thyme essence 3) basal diet + 0.2 g/kg encapsulated thyme essence 4) basal diet + 0.1 g/kg encapsulated thyme essence. Duodenum height of villi, and Villus height to crypt depth ratio in all supplemented groups, were differed from the control group significantly (P<0.05). Villus height to crypt depth ratio in jejunum significantly differed in 0.1 g/kg encapsulated thyme essence group in comparison to the control group. There is no significant difference in hematology and white blood cell count traits in all experimental treatments. Based on results, it can be concluded that 0.1 g/kg encapsulated thyme essence group had better histometric parameters are compared with the control group and it can be concluded that encapsulation of thyme essence can improve histometry traits and may increase essence efficiency.

    Keywords: Thyme essence, broiler, Histometery, Liver, Small Intestine, Hematology
  • Ahmadali Sabetan *, Ahmad Hassanabadi, MohamadJavad Agah, Hassan Nasirimoghaddam Pages 25-33

    This study was conducted to investigate the effects of dietary inclusion of coriander seed and α-tocopheryl acetate on the immunological response, blood, and antioxidant parameters of broiler chickens. Two hundred forty-one-day old chicks (Cobb 500) were randomly assigned to four treatments arranged in a completely randomized design with three replicates and 20 chicks per each group and kept for 42 days. Dietary treatments included a basal diet without additive (negative control), basal diet containing 250 mg/kg alpha-tocopheryl acetate (positive control), and basal diets containing 0.3 and 0.6% coriander powder. In the days of 35 and 42 days old, two birds were selected from each treatment and evaluated for humoral Immune Response. The levels of malondialdehyde (MDA), plasma antioxidants, triglycerides, cholesterol, HDL, LDL, and VLDL were measured at 42 days of age. Serum levels of triglyceride and cholesterol were significantly lower in coriander and α-tocopheryl acetate treatments than the negative control. The use of coriander seed increased the activity of antioxidant enzymes, superoxide dismutase, and glutathione peroxidase, as well as reduced the serum concentration of malondialdehyde in broiler chickens. Both the total antibody and immunoglobulin M titers were higher in the primary immune response to SRBC injection in coriander seeds and α-tocopheryl acetate treatments compared to the negative control group. However, no significant difference in secondary immune response was observed among all study groups. The results of this study showed that the use of 0.3 and 0.6% coriander seeds in broiler chicken diet improves the immune system, reduces oxidation and balances of blood parameters.

    Keywords: Coriander seeds, α-tocopheryl acetate, blood parameters, Antioxidation indexes, broiler chickens
  • Javad Habibizad *, Ghasem Hoseini, Mousa Zarrin, Sadyf Ostadyan, Mehrdad Meamar Pages 34-39
    To investigate the effect of different doses of eCG on reproductive performance of Kohgiluyeh and Boyer-Ahmad province native goats, 75 goats (2-3 years age and 46±1.9 Kg mean weight) and 75 goats (3-4 years age and 45±2.6 Kg mean weight) were chosen during the summer season (first experiment) and during the spring season (second experiment), respectively. The estrous cycle of goats was synchronized by progesterone sponges in an 18 days period. In each experiment, one day before removing sponges, 300, 400, 500 and 600 IU of eCG were injected intramuscularly to the goats in experimental groups, and one group was assumed as control group. The results indicated that the groups which received 500 and 600 IU of eCG and the control group all had less kidding compared with the remaining groups. The fecundity rate in treatment groups that received 400 and 500 IU of eCG (1.2 and 1.13, respectively) was also more than the remain groups. During the spring season, the results indicated that all the goats which received eCG doses more than 300 IU cycled in 42 hours and in the groups, which received 500 and 600 IU of eCG doses, the onset of estrus was significantly earlier compared to other groups. The results indicated that the eCG dose up to 500 IU level, the percentage of triple kidding was increased. Fecundity and prolificacy rate among different treatment groups tended to significant difference and these characteristics were higher in the group receiving 500 IU of eCG, compared to other groups. In conclusion, the result of this study indicated that 400 and 500 IU of eCG had the most effect on increasing the pregnancy rate, twin kidding, and fecundity rate of native goats during the late summer and the beginning of spring seasons, respectively.
    Keywords: reproductive performance, ECG, Pregnancy rate, Twining rate, Goat
  • Javad Shafaei Novdeh, Reza Narenji Sani *, Hamid Staji, Ashkan Jebelli Javan, Hasan Hasjemyadeh Pages 40-48
    Bovine viral diarrhea is one of the viral causes of mastitis in cattle and the economic losses of herds. This virus can make cattle more susceptible to bacterial causes of mastitis by damage to tits, papillary ducts, and immune suppression. The study aimed to examine the relationship between bovine viral diarrhea virus (BVDV) infections on bulk tank milk somatic cell counts (BTMSCC) in Semnan province. Forty dairy farms supplying milk to a dairy in Semnan province were recruited for this study. Bulk milk ELISA test was used to determine the BVDV infection status. Also, a delaval somatic cell counter was used to count the total somatic cell and Gerber and Formel titration method used for evaluating fat and protein percent of milk, respectively. The BTMSCC mean values for the BVDV seronegative (464.25×103 cells/ml; SD: 57.96×103) and seropositive (618.08×103 cells/ml; SD: 79.17×103) herds did not differ significantly. The percentage of protein and fat showed no significant difference between seropositive and seronegative. In conclusion, no statistically significant effect of BVDV infection on BTMSCC was found.
    Keywords: BVD, Somatic Cell Count, Milk Fat, Milk protein
  • Nima Shiry, Siyavash Soltanian *, Tahoora Shomali Pages 49-62
    The occurrence of resistance to antibiotics in bacterial pathogens due to their unnecessary consumption, as well as,the importance of use antibiotics in the outbreaks with heavy economic failures cause that finding optimal clinical dosage would be striking. The present study was intended to the determination of optimal clinical dosage of orally administered florfenicol in rainbow trout with the experimental Streptococcosis/ Lactococcosis, and assessment of drug residues in their muscles. First, the median lethal dose (LD50) of Streptococcus iniae and Lactococcus garvieae for fish was determined via daily casualty record and calculating the probit regression. These doses were applied to determine ED50 in control and orally treated groups with dosages including 5, 10, 20, and 40 mg/kg-1 BW in 10 consecutive days. The liver and muscles of the survived fish were sampled three times after the therapeutic session, since sample and standards preparing, the chemical analysis was performed by high-performance liquid chromatography. Amounts of orally administered florfenicol for L. garvieae and S. iniae were 14.52 and 15.49 mg/kg BW during 10 consecutive days, respectively. Maximum limit residual (MRL) of sampling tenth day in the liver and muscle were 0.461±0.064 and 0.622±0.103 µg/g that were significantly lower than authorized amount of the European agency for the evaluation of medicinal products. The optimal clinical dosage of florfenicol in rainbow trout with the experimental disease was equal to mean of the median effective dose of the drug was known 15 mg/kg BW that it takes at least 10-day recovery time after administration of this dosage for safe consuming of these fishes
    Keywords: Median lethal dose, Median effective dose, Streptococcosis, Lactococcosis, Florfenicol residues
  • Massoud Talebkhan Garoussi *, Yassin Teymore, Taghi Salehi Zahraei, Faramarz Gharagozloo Pages 63-70
    Infectious endometritis in mares due to Mycoplasma equigenitalium causes subfertility, infertility, abortion, foaling reduction, and economic losses in the horse breeding industry. This survey aims to investigate the prevalence of infected mares infected with Mycoplasma equigenitalium in some breeds and keeping rearing horse centers in the suburb of around Tehran-Iran. In this survey, 138 healthy mares were randomly divided into 2 groups of pregnant and non-pregnant mares in different breeds and ages in different horse-riding clubs, research center, and faculty of Veterinary Medicine, University of Tehran in the suburb of Tehran-Iran. Samples were taken from vaginal (No. 138) and the clitoral fossa (No. 138) of the mares using sterile swabs. Samples in the transport medium carried to the microbiology laboratory of the faculty of Veterinary Medicine, University of Tehran besides ice bags. They were cultured in PPLO Broth and Agar. They were examined microscopic morphology. Seven out of 276 samples from five (3/62%) mares had mycoplasma colonies and 23 mare’s samples were suspected. Mares with< 2 years old were not infected and the age of the infected mares was 2-20 years old. The entire infected mares were not pregnant and the pregnant mares were not infected. Only 2 (1.44%) mares were infected in clitoral and virginal regions. Four (2.89%) mares were inseminated while 3 (3.03%) mares inseminated naturally. Three (2.17%) mares were Thoroughbred. All of the infected horses used for riding. It is concluded that the non-pregnant mares with natural insemination were infected by Mycoplasma equigenitalium in the suburb of Tehran-Iran.
    Keywords: Mare, Reproduction system, Mycoplasma equigenitalium, Tehran-Iran
  • Omid Abasi, Mohsen Daneshyar * Pages 71-81

    Mentha and Thyme medicinal planst are the effective plants on performance and immune system of poulty. This experiment was conducted to investigate the effect of different levels of 0, 0.25, 0.5 and 1.0% Mentha and Thyme mixture on performance, internal organs, carcass charactersitics and immunity system of Japanese quail. For this purpose, two hundered Japanese quails on day 14 were used in a completely randomized design with 4 treatments and 5 replicates for each (10 chicks per replicate). Consumption of different levels of Thyme and Mentha mixture had no significant effect on weight gain, feed intake and feed conversion ratio during the different weeks of age or whole the expermnetal period in Japanese quail (P>0.05). Relative weight of spleen was increased by all the diferent levels of plant mixtures and the highest spleen weight was related to the birds fed 1.0% of Thyme and Mentha mixture (P<0.05). Delayed-type hypersensitivity (cellular immune) was decreased by the all levels of plants mixtures and more decreased at the higher levels of plant mixtures (P<0.05).The consumption of 0.5 and 1.0% of Thyme and Mentha mixtures caused the increased antibody titers as compared to the low plants mixture (0.25%) and the control diet (P<0.05). The all plants mixtures cauased the higher lymphocyte proliferation and respiratory brusting as compared to control treatment (P<0.05). In conclusion, consumption of 0.5 and 1.0% of Thyme and Mentha mixture increase the antibody titer against sheep red blood cells, lymphocyte profileration, and respiratory brusting ability and decrease the delayed type hypersensitivity in Japanese quail.

    Keywords: Japanese quil, Mentha longifolia, Thymus vulgaris, performance, cellular immune
  • Mohammad Mashayekhi, Naeem Erfanmi Majd, Mohsen Sari *, Mortezai Rezaei Pages 82-93
    This study aimed to investigate the effects of slow-release urea in comparison with conventional urea, with or without the addition of molasses, on rumen fermentation, histomorphometrically and cellular parameters of rumen and abomasum of growing lambs. The experiment was conducted in a completely randomized design with 5 treatments including control, two sources of non-protein nitrogen (1.6% conventional urea and 1.8% slow-release urea) with or without molasses (0% and 20%) and 7 replicates with using of 35 Arabian lambs during 105 days. The diets included 70% concentrate and 30% forage. Using slow-release urea reduced the concentration of acetate. Adding molasses to the ration increased the concentration of butyrate and total rumen volatile fatty acids relative to the control diet. In control, rumen pH was lower than non-protein nitrogen sources. Compared to conventional urea, using slow-release urea with or without molasses in the diet increased stomach glands depth and decreased thickness of tunica submucosa, and also tunica vascularizes. The addition of molasses was increased epithelial cell height and decreased numbers of parietal cells and chief cells in the abomasum. At the cellular level, the addition of molasses had damaging effects on epithelial cells, and increased diffuse lymphatic tissue was observed. In general, there was no significant difference between non-protein nitrogen sources on gastrointestinal tissue. Because of the undesirable effects of using a high level of molasses on the tissue structure of the digestive tract, the inclusion of 20% ration dry matter molasses in a high concentrate diet is not recommended.
    Keywords: Slow Release Urea, Molasses, High Concentrate Diet, Volatile Fatty Acid, Histomorphometric of Rumen, Abomasum
  • Bahman Mosallanejad *, Darioush Gharibi, Reza Avizeh, Roozbeh Abbassi Pages 94-104

    Campylobacteriosis is a zoonotic disease which causes enteritis in human, dog, and cat, as well as other domestic and wild animals. The present study aimed to detect of campylobacter infection in companion cats referred to the Veterinary Hospital of the Shahid Chamran University of Ahvaz. Risk factors such as age, gender, breed; nutrition status, and lifestyle (open or close environment) were reviewed also. Fecal samples were examined by two methods of culture and PCR from one hundred one of cats (thirty-five diarrheic and sixty six clinically healthy). Only two samples were positive in culture method (1.98%), but Campylobacter species were detected in thirty-seven samples by PCR; which yields an overall prevalence of 36.63%. The most prevalent species of campylobacter among the referred cats were C. upsaliensis and C. coli with 23 and 7 out of 37 identified isolates (62.16% and 18.91%) respectively. A lower prevalence was observed for C. jejuni in four identified isolates (10.81%) and for concurrent infections in two cases (C. coli + C. jejuni) (5.40%) and one case (C. upsaliensis+ C. lari) (2.70%). The prevalence of infection was 57.14% and 25.75% in diarrheic and healthy cats respectively. There was a significant difference for campylobacter infection between the healthy and diarrheic cats in the PCR method, as well as, age, breed; nutrition status and lifestyle showed a significant difference, but there was no significant difference for gender factor in campylobacter infection. In conclusion, because of the frequent presence of campylobacter species in feces of cats, these bacteria can constitute a public health hazard. Accordingly, periodic tests and isolation of diarrheic cats from others are important, especially cats that eat raw meat and live in a shelter.

    Keywords: Campylobacter, culture, PCR, Cat, Ahvaz
  • Vahid Najarnezhad *, Ghader Jalilzadeh Amin, Abdolghaffar Ownagh, Kamiyar Eslamee Milanee, Aliasghar Tehrani Pages 105-113

    Candida albicans is a natural opportunistic flora on the skin and mucous membranes, growth in good conditions and causes clinical symptoms of candidiasis. Prophylactic and therapeutic administration of some antifungal agents has been caused drug resistance, so nowadays there is a need to introduce newer drugs for the treatment of candidiasis. In this study, 12 heads of 8 months old goats with a weight of 20 kg were used. After induction of vaginal candidiasis with Candida albicans (PTCC: 5027), animals were randomly divided into four groups: treated with ethanolic extract of propolis, treated with nystatin ointment, treated with glycerin and non-treated group. In this study, mucosal injuries occurred within 5 days. Ethanol extract of propolis during 5 days and nystatin within 7 days resolved the clinical signs of vaginal candidiasis. Mucosal injuries created in non-treated and glycerin-treated groups worsened over time by up to 3 weeks later. In the histopathological examination, the anti-inflammatory effects, the repair of sweat glands, sebaceous and hair follicles, and the removal of abscess from the dermis, in the treatment groups with ethanolic extract of propolis and nystatin, were significantly different from that of the non-treated and glycerin-treated groups. The results of this study showed that the ethanolic extract of propolis can repair vaginal candidiasis lesions in a shorter period compared to nystatin in goat.

    Keywords: candida albicans, vaginal candidiasis, Ethanolic extract of propolis, Goat
  • Soheil Hemmati, Majid Gholami Ahangaran *, Banafsheh Heidari Pages 114-123

    Antioxidants can disrupt the production of free radicals by neutralizing oxidative stress and increase the proliferation of testicular germ cells and then improve the quality and quantity of sperm fertility indices in breeder chickens. The knotgrass extract (Polygonum avicular) has high levels of phenolic and flavonoid compounds and has high antioxidant properties. This study aimed to investigate the effect of knotgrass extract on the biological parameters of sperm in roster. In this study, hydroalcoholic extracts of knotgrass was prepared in four concentrations of zero, 500, 1000 and 2000 mg/L and added to drinking water for adult Golpayegan official breeders for one week. After one week, the effect of different doses of the extract on the biological parameters of sperm (number, mobility, survival and normal sperm morphology) was evaluated and compared. The Papanicolaou staining was also used to evaluate the sperm abnormalities. The most number of live sperm with the highest motility and normal morphology was observed in group receiving 2000 mg/L of knotgrass extract. Also, application of high dosage of extract significantly reduced the head, middle piece and tail abnormalities of sperm (P≤0.05). The highest number of live sperm with the highest motility and normal morphology was observed in the group receiving 2000 mg/L of knotgrass extract. Also, using high dose of extract significantly reduced head, medulla, and sperm motility abnormalities (P≤0.05). In overall, the use of hydroalcoholic extracts of knotgrass improved some of the biological parameters of sperm. It can be concluded that knotgrass (Polygonum avicular), due to high amount of phenolic and flavonoid antioxidant compounds, improves the sperm quality in fowls.

    Keywords: Sperm, Fertility, Fowl, Knotgrass, Polygonum avicular, Rooster